نباید اجازهی عادیسازی داد؛ و البته که همدستی آشکار دولت رسوای آمریکا و رژیم صهیونی با جلادان نوداعشی فارسیزبان با هیچ شعبدهی رسانهای عادی نخواهد شد. اگر امروز ابعادِ این کودتا را با دقت و بدون لکنت بازخوانی نکنیم، دشمن در فتنهی بعدی از همین خلأها برای بازتولیدِ شکافها و تردیدها استفاده خواهد کرد.
پا روی زیلوهای آبیِ ایرانیِ تاریخی حسینیه میگذارم. یک سالی که آمده بودیم اینجا، رفیقی تعبیر جالبی کرد. گفت «این زیلوها آنقدر قدیمیاند که حتی یادشان هست بازگشت حسرتبار آزادگان را و دیدار اشکبارشان با «آقا» را» و میگویم این زیلوها روز قیامت شهادت خواهند داد به قدمهای استواری که رویشان برداشته شد تا نخستین گامهای ساختن تمدن «ایرانی-اسلامی» شکل بگیرد...
شعار «یل یاتار، طوفان یاتار، یاتماز ولایت پرچمی» و شعارهایی با محوریت حضرت عباس، حال و هوای تاسوعاهای معروف آذریها را به حسینیه میآورد و سطح شور و حماسه را تا بالاترین حد ممکن ارتقا میدهد. عجب شوری. گویی که وارثان لشکر ۳۱ عاشورایند. گویی که وارثان ستارخان و باقرخاناند... .
قبل از آشوب اخیر محضر حضرت آقا رسیدم و گزارشی از جنگ ۱۲ روزه و آخرین وضعیت دشمن و طرحریزی برای آینده ارائه کردم. آقا فرمودند به کار اطلاعاتی توجه کنید. این دوره مانند دوران و سال ۶۰ است. ایشان روی نفوذ تأکید فرمودند...
انسجام ملّی در نهایت، حاصل پیوند دو سرمایه است: سرمایه ایمانی مردم و سرمایه کارآمدی حاکمیت. هرچه فاصله میان وعده و عمل کمتر شود، اعتماد نهادی افزایش مییابد و همبستگی ملّی تعمیق میشود. در شرایط کنونی، کارآمدی نه یک مطالبه صرف، بلکه ترجمان انسجام ملّی، شرط بقا و استمرار پیشرفت و تکلیف انقلابی برای همه مسئولان است.
مقامات آمریکایی با صراحت و به صورت آشکارا معترضان را به خشونت عریان توصیه میکردند و وعده کمک فوری میدادند. نتیجه نیز ویرانی و کشتار شمار زیادی از مردم بیگناه در خیابانها بود. اعتراض واقعی به دنبال اصلاح است، اما منطقِ داعشوار به دنبال ارعاب، حذف و ویرانی است.
هر جا ملّت ایران سفت ایستادند، دشمنِ مست از قدرت ظاهری خود هم تودهنی خورده و عقب رفته است. سال دشوار ۱۴۰۴ و ایستگاههای مختلفش مانند جنگ ۱۲روزه، فتنه دیماه، ۲۲ دی و در نهایت هم ۲۲ بهمن نشان میدهند مردم، مانند ۴۷ سال گذشته، ایستادهاند.
با بررسی رسانههای بینالمللی از منظر تحلیلی، میتوان سه سطح پیام در بیانات رهبر انقلاب تشخیص داد: نخست، پیام راهبردی به آمریکا که بر تداوم ناکامی سیاست فشار حدأکثری طی چهار دهه گذشته تأکید دارد. دوم، پیام بازدارندگی نظامی که هدف آن افزایش هزینههای هرگونه اقدام نظامی احتمالی است. و سوم، پیام داخلی که بر انسجام ملّی و تفکیک صف مردم از عناصر معاند تأکید میکند.
رزمایش در روزی آغاز شد که قرار است فردای آن دیپلماتهای کشورمان در ژنو با طرف آمریکایی دور دوم مذاکرات را داشته باشند. این رزمایش در چنین موقعیتی حاوی این پیام صریح است که جمهوری اسلامی ایران همچنان که راه دیپلماسی را نبسته اما به موازات آن، برای تأمین امنیت و منافع خود، هوشیار و دست به ماشه است.
حضور مردم و اتّحاد ملّی دشمن را مأیوس میکند. واقعیت این است که «در طول این سالها هر جایی که نظام مشکل پیدا کرد، مردم وارد میدان شدند؛ آنجایی که کسانی با تحریک دشمنان -چه در سال ۷۸، چه در سال ۸۸ چه در سالهای بعد- یک حرکتی انجام دادند که برای نظام مضر بود، آن که توانست بیاید وسط میدان و دشمن را مأیوس کند مردم بودند.»
نومیدی و یأس و عصبانیت است که خمیرمایه موضع اخیر ترامپ را تشکیل داده تا تاکتیک عوض کند. رویداد بزرگ و میلیونی ۲۲ دی و ۲۲ بهمن کار خود را کرده و پیام خود به مخاطب اصلی و هدف منتقل کرده است. ملّت ایران دوباره از این آزمون هم سربلند بیرون آمد.
اخطارها و بازداشتها تکرار شد، اما حافظی چنان بر مسیر خود پای فشرد که وقتی چشم از این جهان فروبست، رهبر انقلاب اسلامی به هنگام تسلیت درگذشت او، چنین از این کارنامه یاد کردند: «منبرهای روشنگر ایشان در دوران طاغوت و تحمل زندان و محرومیت در شمار مجاهدتهای پیوستهی این روحانی فداکار در سالیان پیدرپی است.»
اعتراف مقام ارشد آمریکایی در عین حال پرده از یک تناقض آشکار برمیدارد. سالهاست مقامات آمریکایی مدعی هستند تحریمها «هوشمند» است و مردم ایران هدف تحریمها نیستند. اما وقتی در همان چارچوب تأکید میشود که فشار باید به روستاها نیز برسد کذب بودن این ادعاها اثبات میشود.
مرحوم حجتالاسلام والمسلمین جواد حافظی در مصاحبه تاریخ شفاهی تاریخ سوم خرداد ۱۳۷۵ در مرکز اسناد مشهد ماجرای آشنایی خود با رهبر معظم انقلاب اسلامی را چنین شرح داده است: سال ۴۹، بهدنبال یک منبری که در مجلس ختم یکی از آقایان رفتم، ساواک مرا دستگیر کرد و روانه زندان مشهد شدم. در آن زمان آقا در زندان تشریف داشتند و از اینجا بود که عمیقاً با ایشان در ارتباط قرار گرفتم.
مردم در ۲۲ بهمن امسال با حضوری حماسی از پایتخت گرفته تا روستاهای دورافتاده، نشان دادند که صلاح مملکت خویش را خوب میدانند و بر عهد خود برای حمایت از آرمانها و وطنشان همچنان پایبندند. خواص و مسئولین در برابر این ملّت شریف وظیفهای سنگین بر دوش دارند و باید قدردان یکایک آنان باشند.
قدرت دفاعی ایران و دفاع از استقلال ایران، همه ایرانیانی هستند که در یکی از حساسترین دورههای تاریخ ایران معاصر -بهخصوص پس از تجربه جنگ با دشمن خارجی و دفع فتنه عمال داخلی همان دشمنان خارجی- نهتنها نفس کم نیاورده، نترسیده و معرکه را رها نکردهاند، بلکه با غیرت و انگیزه بیشتر پای دفاع از شرافت و استقلالشان ایستادهاند.
افزایش قابل توجه حضور مردم در جشن پیروزی انقلاب یک دلیل روشن داشت؛ آمریکا زبان به تهدید گشوده و ناوهای جنگی خود را راهی منطقه کرده است تا با تهدید و ارعاب، ایران را وادار به تسلیم کند. ملّت ایران امروز نشان دادند، هراسی از تهدیدها و لفاظیهای دشمن ندارند و میدان را همچون گذشته خالی نمیکنند.
ملّت ایران در این ۴۷ سال بر تمام نقشههای دشمن فائق آمد. همان ملّتی که رهبر انقلاب در پیام خودشان برای آنان چند صفت دقیق بیان فرمودند؛ «باانگیزه، بااراده، ثابتقدم، قدردان، و آگاه از مصالح و مفاسد خود». چنین ملّتی ۲۲ بهمن امسال نیز همچون یک ماه پیش، دل دوستان ایران را قرص و خواب دشمنان را آشفته میسازند.
دشمنیهای آمریکا تا چه زمانی ادامه دارد؟ پاسخ این است که «تا آن وقتی که ملّت ایران به جایی برسد که ثبات و استقامت و تسلّطش بر امور، دشمن را مأیوس کند؛ که باید البتّه به اینجا برسیم، و میرسیم.»
حالا و در آستانه ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ شمسی و پس از ناکام شدن طرح تهاجم نظامی خارجی و فتنهای که به قصد براندازی طراحی شده بود رهبر انقلاب برای به رخ کشیدن قدرت کشور به دشمن اجنبی، به سراغ سرچشمه اصلی آمدهاند. مردم را دعوت کردهاند تا با بعثت دوباره خویش در خیابانهای سراسر کشور، قدرتشان را به رخ بیگانه بکشند.
موج میلیونی همراهی با جمهوری اسلامی آبی بود بر خاکستر فتنه که کل ماجرا را شست و با خود برد. دشمن قرار بود با کشتهسازی همزمان به دو هدف نائل شود. یک فتنه زمستانی دیگر گذشت و روسیاهیاش به چهره کسانی ماند که خائنانه یا غافلانه بخشی از طرح دشمن بودند.
آیا باید و میتوان مرگ اپستین و تعطیلی آن جزیره جهنمی را پایان کار و فعالیتهای مجرمانه و کثیف آن باند جهانی دانست؟ تلاش برای یافتن پاسخ این سؤال، از منظری مهمتر از سؤالهای پیشین است؛ چرا که آنها اغلب ناظر به گذشته بودند و این سؤال ناظر به اکنون و آینده است. البته یافتن پاسخ قاطع و مستند به هیچ عنوان کار سادهای نیست...
بنیانگذاران حزب، دور از هیاهو، چارچوب قانونی حزب را طراحی کردند. هدف اصلی از تشکیل این حزب، ایجاد تشکلی منسجم برای سامانبخشی به نیروهای انقلابی و جلوگیری از انحراف آرمانهای اصیل اسلامی در فضای ملتهب و چندجریانی پس از انقلاب اسلامی بود.
هر بار دشمن خواسته شکاف میان مردم و نظام شکل بدهد، آنچه رخ داده بالعکس بوده است. این بار هم مردم فهمیدند اغتشاش مسلحانه، مدل جدید جنگ نیابتی است. عامل بازدارندگی ایران، دیگر فقط موشک و ابزار نظامی نیست؛ اراده جمعی و بصیرت ملّت ایران است.
تکفیریهای سیاسی وابسته به سیا و موساد در دهه ۶۰ و ۱۴۰۴ نهتنها از نظر شمشیر کشیدن علیه مردم بلکه از نظر شدت خشونت هم مشابهتهای زیادی با هم داشتند. سلاخی کردن مدافعان امنیت در زمستان ۴۰۴ از نظر نوع رفتار و خشونت یادآور نوع خشونت و سبُعیتی است که منافقان در دهه ۶۰ داشتند.
خودباوری یک استراتژی عملی برای پیشرفت ملّی است، ملّتی که به توان خود ایمان داشته باشد، میتواند مسیر مستقل توسعه را هموار کند، از فشارهای خارجی عبور کند و حتی الگویی برای دیگران شود. این همان واقعیتی است که در ماجرای پهپاد شاهد ۱۳۶ تجلی یافته و نشانهای روشن برای ادامه مسیر پیشرفت ایران است.
«انتظار»، در منطق فکری انقلاب اسلامی، یک وضعیت فعال و مسئولانه است نه یک مفهوم صرفاً انتزاعی و عاطفی. انتظار یعنی آمادهبودن برای «پنجه درافکندن با زورگویان». همانطور که «کسانی که در دوران دفاع مقدس، در صفوف دفاع مقدس شرکت میکردند، منتظران حقیقی بودند»
امام رحمهالله با زنده کردن امید، انقلاب را پیروز کرد، «امام روح اعتماد به نفْس را در مردم دمید، روحیهی امید را، روحیهی بلندپروازی را در آنها دمید... خود امام هم مظهر این امید بود... اصلاً هیچ مشکلی در مقابلش وجود نداشت. [میگفت:] خرّمشهر باید فتح شود!»
اغتشاشات اخیر ایران در بستری شکل گرفت که دشمنان کشور بهصورت فعال در پی برهم زدن ثبات و امنیت ملّی بودند. تجربههای پیشین نشان داده است که هر زمان ایران در مسیر پیشرفت و تثبیت موقعیت منطقهای و بینالمللی خود قرار گرفته، تلاش برای ایجاد ناامنی و بیثباتی نیز بهطور همزمان تشدید شده است.
پول ملّی در گفتمان جمهوری اسلامی، اجرای یک «ناموس» حکمرانی در سیاستگذاری ملّی است که همزمان هم اقتدار ملّی را تضمین میکند و هم عدالت اجتماعی را محقق میسازد و هم با تولید ملّی و بنیهی اقتصادی کشور و اعتبار و آبرو و عزّت ملّی، رابطهی تأثیری و تأثّری دارد.
خمینی کبیر رحمهالله ایرانیان را به عمق فطرتشان دعوت کرده و در مقابل هم در برابر قلدرهایی که عزت و منابع و شرافتشان را به حراج گذاشته بودند به قیام دعوت میکرد. اشارات ضداستعماری امام خمینی رحمهالله از ۱۳۴۲ و ۱۳۴۳ به بعد ضمیر روشن پیدا کرد: اسرائیل و آمریکا! استعمارطلبان قرن بیستم که چشم طمع به نه تنها ایران بلکه به هر ملک و جامعه ضعیفی داشتند.
هشدار رهبر انقلاب مبنی بر اینکه «اگر این دفعه جنگی راه بیندازند، این جنگ، جنگ منطقهای خواهد بود» بیان دقیق یک دکترین بازدارندگی فعال است. در این چارچوب، جنگ دیگر بهصورت یک رویارویی محدود و دوجانبه تعریف نمیشود و هر اقدام نظامی علیه ایران، بهطور خودکار به یک بحران منطقهای با بازیگران متعدد تبدیل خواهد شد.
پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷، آغازی بر پایان رؤیای اسرائیلی در دنیا بود. اسرائیل پس از سقوط رژیم پهلوی، ضربه اقتصادی سنگینی نیز متحمل شد. شموئل تامیر، وزیر دادگستری رژیم صهیونیستی، در ۱۵ بهمن ۱۳۵۷ با اعتراف به این ضربه اعلام کرد که در پی انقلاب ایران، این رژیم «عمدهترین تأمینکننده نفت خود را از دست داده است.»
دولت آمریکا و شخص ترامپ باید بدانند که ایران خواهان و آغازگر جنگ نیست، اما از جنگیدن و دفاع از خود نیز هراسی ندارد و با تمام قوا مقابل متجاوزان خواهد ایستاد و درسی فراموشنشدنی به آنان خواهد داد. ترکیبی از تکبر، حماقت، محاسبات غلط و تحریکات ذینفعان و لابیهای صهیونیستی میتواند فتیلهای را به دست آمریکا روشن کند که انتهای آن، انبار باروتی به نام «جنگ منطقهای» است.
بیانات رهبر معظّم انقلاب سه فراز مهم داشت. فراز اول به مناسبت سالگرد انقلاب و دوازدهم بهمن بود؛ فراز دوم تحلیلی جدید از فتنهی هجده و نوزده دی؛ و فراز سوم نیز دربارهی آمریکا و تحولاتی که در این روزها با آن مواجه هستیم.
تلاشهای مداوم آمریکا در جهت تسلیم ایران، ریشه در ترس از یک الگوی موفق مستقل و ناتوانی در هضم آن در نظم مورد نظر خود دارد. اما این پروژه از اساس با یک اشتباه محاسباتی مواجه بوده است: اینکه ایران را میتوان مانند بسیاری از کشورهای دیگر با ترکیبی از تهدید و تطمیع به پذیرش یک نقش حاشیهای و مطیع واداشت. واقعیت این است که ایران تسلیم نمیشود.
آیتالله خامنهای در ایرانشهر به تبلیغ اسلام و انقلاب اسلامی میپردازند و وظیفه خود را در روشنگری روحانیون و ارائه تحلیل عمیقی از وقایع و مواضع و تدابیر ضروری میبینند. نگارش دو نامه به آیتالله صدوقی و همچنین آیتالله شریعتمداری و دیگر مراجع نیز در همین مقطع صورت میگیرد.
آقای خامنهای ... گفتند فلانی! سلام علیکم؛ چطور هستید؟ با یک روی باز و همچنین حقیقتاً با یک اخلاق کریمهای گفتند عینکت چطور شده؟ گفتم عینکم افتاد شکست. گفتند حالا چرا نگران هستی؟ به همین حالت. گفتم به هر حال. ایشان دست کرد در جیبشان، یک عینکی بیرون آوردند به من دادند. گفتند حالا این را امتحان کن. عجیب است که وقتی این عینک را من زدم، دیدم که عیناً مثل اینکه عینک خود من است.
رهبر انقلاب بارها بر این نکته تأکید کردهاند که سرود، بدون اجبار و تبلیغ رسمی، راه خود را به دلها باز میکند: «سرود مثل هوای تازه، مثل هوای بهاری نفوذ میکند.»... نشان میدهد که سرود، در منظومهی فکری رهبر انقلاب، صرفاً یادگاری از گذشته نیست، بلکه ابزاری زنده برای فرهنگسازی امروز و فرداست.
تأکید رهبر انقلاب بر نقش مردم و اراده ملّی در ایجاد قدرت، تحول استراتژیک ایران از تمرکز صرف بر قدرت سخت به بهرهگیری از قدرت نرم را به وضوح نشان میدهد. این رویکرد که در رسانههای خارجی نیز بازتاب یافته، نمایانگر ظرفیت تهران برای تقویت مشروعیت و انسجام داخلی و همزمان ارسال پیام بازدارندگی به دشمنان است.
حافظه جمعی ایرانیان از یاد نبرده که گروهک تروریستی منافقین و تعدادی دیگر از گروهکهای تروریستی تجزیهطلب که در کوچه و خیابان دست به کشتار زن و مرد و پیر و جوان میزدند و سیاهه بیش از ۱۷ هزار قربانی در کولهبار جهنمیشان ثبت شده، سالها زیر بال و پر دولتهایی مانند فرانسه، سوئد، هلند و آلمان قرار داشتند، دارند و هنوز هم شبکهشان فعال است.
واقعیت این است که نه در جنگ دوازدهروزه و نه در فتنه دو روزه هجدهم و نوزدهم، قرار نبود پروژه براندازی به مرحله نهایی برسد. اینها بیشتر مقدمات و تمهیداتی برای رسیدن به نتیجه مطلوب آنان بود. از همین رو، روایتسازی درباره مرحله اول و مرحله دوم، اهمیت بسیار زیادی در تحقق مرحله سوم دارد.
بعد از قطعی شدن تصمیم امام برای بازگشت به کشور، یاران امام و در صدر آنها شورای انقلاب اسلامی درصدد تدارک برگزاری هر چه باشکوهتر مراسم استقبال از امام برآمدند. راه اندازی ساختاری مرکزی برای هماهنگی در این زمینه، ضروری بود تا از ناهماهنگی و ناامنی جلوگیری به عمل آید.
آمریکا همواره از ابزارهای مختلف از کودتا و عملّیات مخفی گرفته تا فشار اقتصادی و سیاسی و حمایت از مخالفان برای تغییر دولتها یا محدود کردن استقلال کشورها استفاده کرده است. شکل مداخله بسته به دوره زمانی و شرایط بینالمللی تغییر کرده است، اما منطق پشت آن همواره ثابت مانده است.
امروز، جبهه دشمن هرچه را که امکانش داشته آزموده: نه فشار نظامی نتیجه داد، نه تحریم اقتصادی توانست مردم را از میدان خارج کند، و نه ترورهای خیابانی به براندازی انجامید. آنچه معادلات را بر هم زد، ملّتی بود که به بدخواهان این آب و خاک نشان داد که ایران با تکیه بر مردم، نهتنها از بحرانها عبور میکند، بلکه دشمن را مجازات هم میکند.
تجربه و تاریخ مداخلات آمریکا در کشورهای جهان نشان میدهد آنچه در ادبیات رسمی واشنگتن بهعنوان «حمایت از دموکراسی» یا «ثبات بینالمللی» معرفی میشود، در عمل اغلب به پروژهای سیستماتیک برای کنترل مسیر تصمیمگیری دولتها بدل شده است.
وقتی یک سناتور ارشد آمریکایی نزدیک به دولت ترامپ صراحتاً از تسلیح مزدوران داخلی سخن میگوید، بهروشنی نشان میدهد که غرب وحشی، برای پیشبرد اهدافش در ایران، دیگر به اقناع اجتماعی امیدی ندارد و بهدنبال راهحلهای پرهزینه و ویرانگر است. برنامه شوم تگزاسسازی و راهاندازی جنگ شهری در ایران نیز بیشک به سرمنزل مقصود نخواهد رسید چرا که آنان ملّت ایران را نشناختهاند.
روزنامههای رهیده از اعتصاب، یکشنبه اول بهمن خبر دادند که «نماز جمعه با امام خمینی در تهران»، و یا روز بعد با تیتر «راهپیمایی شنبه [۲۸ صفر] به رهبری امام خمینی» به میزبانی چشمها و دلهای مردم رفتند، یک کشور از پیله انتظار به درآمد. امام بازگشت خود را روز جمعه، ششم بهمن تعیین کرده بود. مردم تهران و دیگر شهرها، در حال پرواز بودند؛ حساب تازهای برای جمعه پیشروی خود باز کردند.
در دوران کنونی، شرایط مهم بینالمللی و داخلی اقتضا میکند حمایت از دولت و کمک به مسئولان، ضرورت بیشتری داشته باشد. حال سؤال این است که کشور، امروز با چه شرایطی مواجه است؟ واقعیت این است که شرایط کنونی جامعه، همه بر محور «انسجام ملّی» رقم میخورد.
واکنشهای منطقهای به تهدیدهای ترامپ نشان میدهد که ایران امروز نهتنها بهعنوان یک بازیگر ملّی، بلکه بهعنوان محور یک موازنه منطقهای شناخته میشود؛ موازنهای که هرچه تهدید آشکارتر میشود، انسجام آن نیز بیشتر خود را نشان میدهد. این واقعیت مهمترین متغیری است که آیندهی هرگونه تقابل یا تعامل با ایران را رقم خواهد زد.
چارلز دانکن، معاون وزیر دفاع آمریکا، در گزارشی که در ۲۹ ژانویه (نهم بهمن ۱۳۵۷) به کارتر ارائه داد، تحلیل هایزر را منعکس کرد. دانکن تأکید نمود که هایزر عقیده دارد بازگشت آیتالله خمینی به سقوط حتمی بختیار خواهد انجامید و زمان اقدام نظامی (کودتا) همین موقع است.
التماس از بیگانه و بخشی از طرح او شدن یعنی مهره تأمین منافع اجنبی در جغرافیای سرزمین مادری. یعنی خیانت پیشهکردن و منافع گروه و لابی دیگری در آن سوی کره زمین را بر منافع مردم و جامعه و آب و خاک خود مقدم داشتن. خائن بیریشه است. هیچوقت هم سرانجام نیکی نداشته.
پس از مطرح شدن بازگشت قطعی امام خمینی به کشور، لزوم تشکیل نهادی بهمنظور سازماندهی امور مربوط به استقبال از ایشان احساس شد. به همین منظور، در ۳۰ دیماه ۱۳۵۷، کمیته استقبال از امام خمینی با هدف انجام مقدمات ورود امام به ایران و نیز حفظ امنیت ایشان تشکیل شد.
امام خمینی خبر تشکیل قریبالوقوع شورای انقلاب اسلامی را در ۲۲ دیماه به مردم داده بودند. شرکت آیتالله خامنهای در آن نشست، آغاز نیازی بود که حد نداشت و ایشان را تا چهار دهه بعد در تهران ماندگار کرد. از همان زمان در کارهایی غوطهور شدند که پیازپی هم آغاز میشدند و پایانی نداشتند.
دوازده بهمن ماه سال ۶۵ خبر میپیچد که صدام میخواهد مدرسهی زینبیهی شهرستان میانه را بمباران کند. مریم وکیلیِ ششساله با پدر و مادر و دو برادرش راهی روستای پدربزرگشان میشوند؛ اما هنوز به مقصد نرسیدهاند که ترکشها دو چشم مریم را از او میگیرند برای همیشه...
برای ترامپ، اعتراض و حتی آشوب مشروع است اما وقتی که علیه رقبای ژئوپلیتیک آمریکا شکل بگیرد. زمانی که همان منطق اعتراض به خیابانهای آمریکا میرسد، بلافاصله به شورش، تروریسم و تهدید امنیت ملی تعبیر میشود. دولت ترامپ همزمان با بحرانهای متعددی مواجه است.
بیانات رهبر انقلاب را نباید بهعنوان توصیهای کلی، بلکه باید بهمثابه نقشه راه سیاست رسانهای در شرایط جنگ معنا تلقی کرد. میدان تغییر کرده، ابزار تغییر کرده و معیار پیروزی نیز تغییر یافته است. در چنین وضعیتی، فقدان آرایش تبلیغاتی، نه یک ضعف مقطعی، بلکه زمینهساز شکست تدریجی در ساحت ادراک عمومی است.
پیروزی در این میدان به بهای ایثار و شهادت چنین مردانی رقم خورد. خون پاک این عزیزان و مردمانی که قربانی این جنگ تروریستی شدند، آن سیل میلیونی جمعیت را در ۲۲ دی در تهران و صدها شهر دیگر کشور به راه انداخت تا واقعیت صدای مردم ایران را به گوش همه برسانند؛ اینکه اگر چه این ملت زخمخورده و داغدار است، اما هوشیار و استوار ایستاده است.
امام خمینی از بیمارستان قلب تهران پیام رادیو-تلویزیونی به ملّت ایران دادند که «اینطور نباشد که با هم اختلاف پیدا بکنید...» تذکر امام، ناظر به نگاهی متعالی بود که رقابت سیاسی را ذیل هدف کلانتری دنبال میکرد و برای آن اصالت قائل نبود. در آن هدف بلند، «وحدت امت» رمز عبور از بحرانها بود.
وقتی وزیر خزانهداری آمریکایی علناً میگوید هدف، تحریک مردم برای حضور در خیابانها بوده است، در واقع از برنامهای سخن میگوید که لایه به لایه طراحی شده است: ابتدا فشار اقتصادی برای فرسایش معیشتی؛ سپس پوشش رسانهای متمرکز بر ناامیدی اجتماعی؛ و در نهایت، بهرهبرداری از بستر اعتراضها برای ایجاد خشونت و آشوب.
ماجرای دیماه ۱۴۰۴ از منظر آشوب و بلوا به عنوان معنی دیگری از فتنه، روشنترین بعد قضیه است. برخی از نیروهای پلیس و حافظان امنیت به طرزی به شهادت رسیدهاند که این سطح از سبعیت و خشونت تنها از داعشیها ساخته است. سر بریدن، آتش زدن زندهزندهی افراد و مثله کردن افراد از جمله این جنایات است.
حمله به معیشت مردم در این میدان، جایگاه خاص خود را داشت؛ اخلال در انبار کالاهای اساسی، ممانعت از توزیع آنها از طریق شبکه مویرگی و اختلال در این شبکه و به آتش کشیدن بیش از ۴۰۰ فروشگاه و مرکز توزیع کالاهای اساسی مردم -و نه حتی تخریب یا غارت آنها- در حد و اندازه و توانایی تودههایِ وَلو خشمگین مردمی نیست. پیشران اصلی، هستههای تروریستی سازماندهی شده مسلح بودند.
وزارت امور خارجه ایران، در اجرای وظایف ذاتی خود، و در چارچوب دفاع از حقوق ملت ایران، پیگیری حقوقی و بینالمللی مسئولیت دولت آمریکا در قبال جنگ تحمیلی ۱۲روزه و عملیات تروریستی اخیر را به صورت جدی و مستمر دنبال میکند. مستنداتسازی مداخلات و اقدامات خصمانه در حال انجام است و مقدمات حقوقی لازم فراهم شده تا دعاوی در نزد مراجع ذیصلاح داخلی و بینالمللی در دستور کار قرار گیرد.
فشار اقتصادی شدید، جنگ روانی گسترده، حمایت رسانهای از آشوبها و در نهایت تلاش برای کشاندن اعتراضات به فاز خشونت مسلحانه. حضور عناصر خارجی، کشتهسازی، تخریب اموال عمومی و تلاش برای ایجاد شکاف اجتماعی همگی نشان میدهد هدف اصلی بیثباتسازی و فرسایش امنیت داخلی ایران بوده است.
تجربه تاریخی نشان میدهد بیقانونی در عرصه بینالملل بهتدریج مشروعیت را فرسوده میکند، ائتلافها را میشکند و مقاومت جهانی را افزایش میدهد. ترامپ نیز با اصرار بر همین مسیر، بیش از پیش به سرنوشت محتوم مستبدان یعنی «سرنگونی» نزدیک میشود؛ سرنوشتی که تاریخ بارها آن را تکرار کرده است.
پس از دههها نفوذ عمیق و تسلط انگلیس بر سیاست و اقتصاد ایران از میانه حکومت قاجار تا اواسط دوره پهلوی و پس از «بلعیدن ایران» توسط آمریکا پس از جنگ جهانی دوم، انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ ایران عزیز را از حلقوم استکبار بیرون کشید. تمام دسیسهها و دستوپا زدنهای امروز دشمن برای بازگشت به آن دوره تاریک است. هوشیاری و اتحاد ملّت همیشه این رؤیای شوم را ناکام گذاشته و خواهد گذاشت.
همچنانکه جامعه پیرو پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآلهوسلم با به پیروی از راهبردهای ایشان، در دام رخوت و انفعال گرفتار نشدند و با تبدیل تهدیدها به فرصت، این دوره مبهم را به سکوی پرشی برای تثبیت و گسترش حکومت اسلامی تبدیل کردند، امروز نیز نخبگان مسلمان باید به ایشان تکیه و تأسی نمایند.
اینکه شخص رئیسجمهور آمریکا بخواهد چنین ورود مستقیمی داشته باشد، پیشتر سابقه نداشت. ما در این اغتشاشات، ترکیبی از مدلهای رفتاری آمریکا را میتوانستیم مشاهده کنیم.
نوزادی در آغوش مادرش آرام گرفته، خانمی ناآشنا و ناخودآگاه دستش را حصار سر نوزاد میکند که مبادا میان جمعیت آزرده شود. اخبار رذالت و جنایتهای این روزها از پیش چشمم میگذرد. ایرانی» برایم در همین لحظه معنا میشود. همین غریبههای آشنایی که سپر بلای هم میشوند، نه زخمی بر پیکر یکدیگر.
از همان لحظه که بار سفر بستیم تا از کاشان خودمان را برسانیم به تهران شروع کرد به بیقراری: «کی میریم آقاجون رو ببینیم؟» شب با ذوق خوابید و پنج و نیم صبح با اولین زمزمهی: «بیدار شو، باید بریم!» از تخت بیرون پرید، با دست و روی نشسته، ماژیک سیاهش را آورد و کف دستش را نشانم داد و گفت: «برام بنویس آقاجون مهربون!»
مشغول گپوگفتیم که چندجوان زخمآلود را با سر و صورت باندپیچ و دستوپای گچگرفته میآورند. بهوضوح مشخص است که راهرفتن و ایستادن سختشان است. نگفته پیداست که از حافظان امنیت در اغتشاشات اخیرند. با روحیه و قبراق، شوخی میکنند و میخندند. یکیشان میگوید «زخم و شکستگی لازم نیست. اگه سرما هم خورده باشید میتونید با ما بدون صف بیاید تو». همه بلند میخندند. اینجا همه کوه روحیهاند!
اعتراضات را باید به رسمیت شناخت. مسئولان باید حرف مردم در مورد مسائل معیشتی را بشنوند. باید پای صحبت فعالان اقتصادی و اهالی بازار بنشینند و مسائل ایشان را حل کنند. اگر رهبر انقلاب تأکید میکنند که مسئولان باید برای حل مشکلات اقتصادی دوبرابر همیشه کار کنند، برای این است که این مردم شریف با وجود مشکلاتی که از یک سو ریشه در تشدید تحریمهای ظالمانه در دههی نود دارد و از دیگر سو بهدلیل برخی کمکاریها در اجرای سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی و مصونسازی اقتصاد از شوکهای خارجی است، همواره پشتیبان نظام اسلامی و پاسدار مؤلفههای پیشرفت ایران بودند.
سؤال این است که رمز سرنگونی مستکبران و پیروزی مؤمنان چیست؟ قرآن کریم رمز سرنگونی فرعون و پیروزی پیروان موسی علیهالسلام را «مقاومت» در برابر مستکبران میداند. آنگاه که دشمنیهای فرعون به اوج خود رسیده بود. همین مقاومت بود که موسیٰ را آورد و حرکتش را آغاز کرد و دنبال او راه افتادند و به نابودی فرعون و فرعونیان منتهی شد.
بررسی جامع سخنرانی رهبر معظم انقلاب اسلامی و بازتاب گسترده آن در رسانههای عربی، غربی، منطقهای و حتی رسانههای وابسته به رژیم صهیونیستی نشان میدهد جمهوری اسلامی ایران توانسته در یکی از پیچیدهترین مقاطع امنیتی و رسانهای، ابتکار عمل روایتسازی را در دست بگیرد.
ملّت بصیر ایران به نیکی میدانند که با چه دشمن فریبکار، بدعهد و دروغگویی مواجه است، همان دشمنی که خود میکُشد و خود برای کشتگان میگرید! چاره مقابله با چنین دشمنی، فقطوفقط هوشیاری و اقتدار است. این هوشیاری باید در کنار جشن پیروزی برای پایان بساط فتنه داخلی قرار گیرد.
ماشین کشتاری که در میدان نه تنها به نیروهای نظامی و حافظ امنیت و نه تنها به شهروندان عادی بلکه حتی به بهار دو ساله و ملینای سه ساله و آنیلای هشت ساله هم رحم نمیکند. کسب و کارش کشتار است و اضافه کردن به اعداد قربانیان، تا در ادامه، این اعداد به کار خوراک تبلیغاتی و پروپاگاندای شیطانی دشمن آیند.
در موقعیتی که مردم به وظیفه ملّی و تاریخی خود عمل کرده و دشمن و ایادی مزدور آن را سرجای خود نشاندهاند، این خواص هستند که باید بهطور جدی و بدون تردید و لکنت به میدان آمده و با بیان حقایق و ایستادن در «سمت درست تاریخ»، پاسخ درخوری به یاوهگوییهای دشمنان تابلودار و آشکار ایران بدهند.
ایران در طول تاریخ بارها با تهدید تجزیه، روبهرو شده است و هر بار با اتکا به هویت مشترک و همبستگی ملّی از این گردنه عبور کرده است. امروز نیز حفظ ایران قوی و یکپارچه مهمترین پاسخ به سناریوهای طراحی شده در بیرون از مرزها است. آگاهی عمومی و تفکیک اعتراض از پروژه تجزیه، این توطئه را ناکام می گذارد. آیندهی درخشان ایران نه در خیابانهای ملتهب بلکه در حفظ انسجام ملّی و تقویت قدرت درونی رقم میخورد.
ملّت مؤمن و شریف ایران روز دوشنبه ۲۲ دیماه در حمایت از جمهوری اسلامی حماسهای تاریخی رقم زد. حالا نوبت خواص است که نشان دهند در کدام سمت تاریخ ایستادهاند. لذا هشدار حاضر، خطاب به یک جناح و دسته خاص نیست؛ بلکه همهی نخبگان و مجموعههایی که خود را صاحب رسانه، مخاطب، تحلیل و نفوذ میبینند، باید دقت کنند. بیشک دشمن خباثت خود را در حوزههای مختلف بهویژه جنگ نرم رها نخواهد کرد.
دفتر سرنوشت در تقریباً نیم قرن توسط مردم یکپارچه و آزاده ایران عزیز رقم خورده و همیشه هم علیه وطنفروشی و خیانت و وابستگی به اجنبی بود، نه در جهت باد توهمات مزدورانی که شدت کینه، چشمشان را بر واقعیت بسته و سیاستمدارانی که به اتکای این نابینایان، راهبردهای خود را تنظیم میکنند؛ کوری کجا عصاکِش کور دگر شود؟!
آنچه امروز عصر در تهران و صدها شهر کوچک و بزرگ دیگر رخ داد، چیزی فراتر از حماسههای ماندگار پیشین و در یک کلمه، یوماللهی بینظیر بود. مردمی که در یک دست قرآن به دست داشتند و در دست دیگر پرچم مقدّس کشور خود را، از هر کوی و برزن این شهر بزرگ، قطره قطره باریدند و در مرکز شهر سیل شدند، سیلی که غبارها را فرونشاند و دلها را آرام کرد.
دشمنان در ابتدا میخواستند سایهی جنگ را بالای سر ما نگه دارند تا مسئولان کشور درگیر شوند و ذهنشان معطوف حل مسائل کشور نشود؛ بلکه در حوزهی جنگ کانالیزه شود. اما نهایتاً گفتند اگر حملهی نظامی به ایران منجر به همراهی مردم برای سقوط نظام سیاسی نشود، فایدهای ندارد. لذا باید شرایطی در حوزهی اقتصاد و رسانه پیش ببرند که مردم به میدان بیایند و بعد آنها بتوانند پایاندهنده باشند.
هستههای عملیاتی تروریستی قرار بود با گسترش عرضی و کمی و کیفی اقداماتشان، کشور را به سمت جنگ داخلی و تجزیه پیش ببرند. آن طرح جاهطلبانه اما حالا به معدود اقدامات پارتیزانی و نقطهای محدود شده است. آشوب «میرا» شده، پس باید به مدد تنفّس مصنوعی آن را زنده نگه داشت. دمیدن بر طبل احتمال حمله نظامی در چنین فضایی معنادار میشود. این راهبرد تبلیغاتی مایه روحیه هستههای تروریستی مسلح شده و پروژه آشوب را ولو با حیات نباتی زنده نگه میدارد.
صحنه آنقدر واضح شده که دیگر برای هر فردی بیرونی هم مشخص است انتهای این پروژه ضدّامنیتی به دشمن میرسد. طرحی که امیدش را هم به دخالت قوای خارجی گره زده است. مشخص است که که کلیات و جزئیات این طرح به قلم بیگانه و در آن سوی مرزها نوشته شده.
«حوالی احمد» کتابی برای ستایشگری نیست؛ کتابی برای جستوجو است. مخاطب اگر میخواهد بداند چگونه یک آدم معمولی با تمام احتمالات احتمالی، به جایگاهی میرسد که یک ملّت به او تکیه کند، باید هجده روایت کتاب را بخواند. در این کتاب، مخاطب نه با یک احمد کاظمی، بلکه با هجده زاویه دید از او روبرو میشود.
ایرانیان نتیجه دلسوزیهای دروغین و مداخلات آمریکا در سایر کشورها را دیدهاند که چیزی جز ویرانی و کشتار برجای نگذاشته است. ایرانی که در برابر مستکبران عالم و پلیدترین جنایتکاران دنیا با همه زر و زور و ادعایشان، سر خم نکرده، قطعاً و بیتردید از این التهاب عبور خواهد کرد و شکست دیگری در دفتر آنان که خواب به زانو درآوردن این ملّت را میبینند، ثبت خواهد شد.
لذا رهبر انقلاب اسلامى توصیه فرمودند همان طور که در مسائل نظامی، براساس هدف دشمن باید آرایش جنگی گرفت، در جنگ تبلیغاتی نیز براساس اهداف تبلیغاتی دشمن که معارف اسلامى و شیعى و معارف انقلابى است باید آرایش تبلیغاتى متناسب را اتخاد کرد و این مهمترین راهبرد در تقابل با جنگ نرم و جنگ تبلیغاتی دشمن است.
آنها تلاش میکنند «شبیهسازی» کنند. در فتنه ۸۸ میخواستند ایران را شبیه انقلابهای مخملیِ آسیای میانه کنند. در وقایع دیگر هم همینطور؛ امروز مثلاً ماجرای ونزوئلا را بزرگنمایی میکنند تا بهنوعی آن را درباره ایران تکرار کنند. ما باید این را خیلی خوب بدانیم: ایران نه اوکراین است، نه گرجستان، نه سوریه، نه ونزوئلا. تنها چیزی که میتوانیم بگوییم این است که ایران، ایران است؛ با همه مختصاتی که بخشی از آن منحصر بهفردِ کشور ماست و بخشی از آن هم اگر هر جای دیگر دنیا شکل بگیرد، میتواند نتایج مشابهی از خودش بروز بدهد.
چنانچه قادر باشیم هوشمندانه و مبتنی بر یک آرایش جنگی از ظرفیتهای هیئت و مداحی -مانند تولید و انتقال ادبیات مقاومت- بهره ببریم، خواهیم توانست تابآوری ملّی را در برابر فشارهای دشمن افزایش دهیم. در نتیجه، جایگاه نهاد هیئت که همواره مهم بوده، در وضعیت کنونی، اهمیت بسیار بیشتری یافته است.
قصه صدای ایران در دویستمین شماره همان قصه شماره اول است؛ اتحاد مقدس! در این شرایط و وضعیت، نخبگان وظیفه و ماموریت و تکلیفی به مراتب سنگینتر از مردم بر عهده دارند؛ از نخبگان اقتصادی برای باز کردن گرههای معیشتی و نخبگان امنیتی برای در نطفه خفه کردن هستههای ضدامنیتی گرفته تا سیاسیون و تریبوندارانی که با غفلت از وضعیت موجود، فرعیات درجه چندم را تبدیل به مسائل اصلی نکنند
در حماسه هویزه و دیگر نبردهای دفاع هشت ساله بیش از آنکه سلاح ما صف آرایی کند، انسانهای جدیدی صف سینهها را جلو دادند که قدرت آنها از فطرت بیدارشان سرچشمه می گرفت. در هویزه اراده مقاومت، ماشین جنگی دشمن را زمینگیر کرد. حماسه هویزه در ظاهر با عدم الفتح همراه بود، اما منشأ و راهگشای پیروزیهای بزرگ بعدی شد.
چهارچوبی که علم الهدی ماجرای هویزه را در آن فهم میکند، تحلیل یک نهضت است؛ نه یک عملیّات. معادله هویزه از جذب نیرو تا اجرا در میدان با منطق «نهضت اجتماعی» سامان مییابد. نهضتی که در پی تغییر سرنوشت جنگ از طریق مفهوم مقاومت مردمی و تقابل با تئوری جنگ کلاسیک است.
هنوز از حسینیه امام خمینی(ره) دنبال ردپای سید حسینم. ردپایی که در آن دی ماه نامهربان در جماران جا ماند. ردپایی از بصیرت بالا در زمان و مکان مناسب؛ رد پای یَزله(۵) حماسی اش دست در دست عربهای دشت آزادگان و هویزه، وسط حسینیه بعد از سخنرانی امام که بدجور داغ جشنی که بعثیها در استقبال از ارتششان توسط عشایر ایرانی انتظار داشتند را به دل صدام حسین گذاشت.
دشمنان ایران و ملّت ایران همیشه درباره قدرت، توانایی و تابآوری این ملّت و کشور دچار اشتباه محاسباتی و حتی در مواردی توهم بودهاند. همین اشتباه محاسباتی، گاه منجر به تصمیمات غلطی شده که البته هزینه آن را نیز پرداختهاند. آنان با محاسبات اشتباه و مقایسههای نابجای خود گمان کردهاند میتوانند به اهداف شوم خود دست یابند اما هر بار سر به سنگ کوفته و عصبانیتر از پیش شدهاند.
کتاب «و اینگونه است زینب سلاماللهعلیها» بازنویسی و بازآفرینیِ جامع و وفادارانهای از اثر کلاسیک مرحوم سید نعمتالله جزائری است؛ اثری که میکوشد شخصیت حضرت زینب سلاماللهعلیها را نه بهصورت پراکنده و روایی، بلکه در قالبی منظم، اندیشهمحور و چندلایه معرفی کند.
خودسازی و معنویت چنان نقشی در مواجهه با دشمن و پیروزی دارد که حضرت آیتالله خامنهای در تمام دوران مواجهه با شرایط سخت و مبارزه با دشمنان، جامعه را به ارتقای معنویت و خودسازی توصیه فرمودهاند. یکی از نمونههای آن، توصیه به خواندن «سوره فتح»، «دعای چهاردهم صحیفه سجادیه» و «دعای توسل» است که نقش مهمی در خودسازی در دوران مبارزه دارد.
ایران در حال عبور از یک گردنهی سخت تاریخی و گذار از اقتصاد نفتی رانتی به یک اقتصاد درونزا و دانشبنیان است. چالشهای فعلی با توجه به زیرساختهای عظیم ایجاد شده در حوزههای انرژی، ترانزیت، و نیروی انسانی متخصص، کاملاً قابل جبران است.
ایران کشوری است که اقتدار ملّی خود را از ریشههای عمیق اجتماعی و تاریخی میگیرد. تهدیدها، توییتها و ادعاهای آمریکا نمیتواند نظم داخلی یا انسجام ملّی آن را متزلزل کند. تجربه دههها مقاومت در برابر فشارها و تحریمها نشان داده که ملت ایران با هوشیاری و آگاهی مسیر خود را مستقل از مداخله خارجی ادامه میدهد. اعتراضات مدنی در چارچوب قانونی مدیریت میشوند و دولت به صدای مردم گوش میدهد اما اغتشاش و خرابکاری که به امنیت عمومی آسیب برساند تحمل نمیشود.
در دنیایی که بسیاری برای کسب کرسیهای قدرت مسابقه میگذارند، سلیمانی درس بزرگی از «شناخت وظیفه» داد. برای او میز و مقام اصالتی نداشت. او میدانست کجای این پازل باید بایستد تا بیشترین خدمت را به امنیت و عزت این مرز و بوم بکند.
نظم بینالمللی اسلامی که رهبر انقلاب بر آن تأکید دارند، الگویی بنیادین و جامع برای اداره روابط جهانی است که در نقطه مقابل نظم ناعادلانه موجود قرار دارد. شاخصه کلیدی این نظم، نفی انحصار قدرت و توزیع عادلانه نفوذ و منابع میان ملّتها است.
دشمن چون در میدان نظامی و فشار سخت به بنبست خورده، به جنگ ادراکی روی آورده است. هدفشان هم مشخص است: عادیسازی تسلیم از طریق ارعاب و غیرعادی جلوه دادن مقاومت و ایستادگی. راه مقابله با این وضعیت، نه انکارِ واقعیت است و نه بزرگنمایی آن؛ بلکه بازگشت به هوشمندی، صداقت و عقلانیت رسانهای است.
نامه امام خمینی رحمهالله به گورباچف را میتوان نمونهای کمنظیر از تشخیص تاریخی دانست؛ تشخیصی که بر پایه خوانشی فلسفی از جهان مدرن شکل گرفت. امام نه مدعی تأثیرگذاری مستقیم بر تصمیمات کرملین بود و نه خود را جایگزین تحلیلهای سیاسی و اقتصادی میکرد، بلکه هشدار میداد که تداوم یک مسیر فکری، سرنوشتی محتوم در پی خواهد داشت.
سروان رحیم مجیدیمهر، مرزبان جوان ایرانی، برای پاسبانی از همین ستون امنیت در دل طوفان برف و سرما فداکارانه به شهادت رسید تا مرز و امنیت وطن بماند. شهادت او حلقهای دیگر است از زنجیرهای که نسل به نسل از دل تاریخ این سرزمین ادامه دارد.
اما خدایی که سیدعلی خامنهای از دل داستان موسی و فرعون و از دل نبرد اُحد تا زیست مشهد دهه پنجاه برای مخاطبان ترسیم میکرد، «خدای بنبستشکن» بود؛ خدایی که هرگز اجازه نومیدی نمیداد. در زمستان ۱۳۵۷، هنگامی که رژیم پهلوی سقوط کرد،
آمریکا به همراه سگ دستآموز خود در منطقه، شش ماه پیش کارت نظامیگری را رو کردند و به دیوار سفت و سختی خوردند. آنها اینک بهتر از هر کسی این واقعیت را میدانند که اقدام نظامی برای آنان هزینه سنگینی دارد و به دلایل مختلف که خارج از موضوع این نوشتار است، هزینه حماقت بعدی قابل مقایسه با حماقت پیشین نیست.
ایران اکنون در آستانه فصلی جدید است، فصلی که در آن از مرحله تلاش برای بقا در صنعت فضا به مرحله تثبیت و ارتقای جایگاه جهانی خود نقل مکان کرده است تا با تکیه بر سرمایه انسانی نخبه و مدیریت جهادی، آیندهای روشنتر در سپهر فناوریهای پیشرفته رقم بزند.
امام خمینی در پیامی و با اشاره به کمکاری رژیم پهلوی در آموزش عمومی و محروم بودن اکثر افراد کشور از نعمت خواندن و نوشتن، مردم و مسئولان را به نهضت سوادآموزی در کشور فراخواند و باسواد بودن مردم را از نیازهای اولیه برای هر ملّت و در ردیف بهداشت و مسکن بلکه مهمتر از آنها دانست
باید پذیرفت که منازعه ایران و آمریکا منازعهای کوتاهمدت و قابل حل با چند توافق محدود نیست. این تقابل ریشه در دو نگاه متفاوت به جهان دارد: یک نگاه که عدالت را تابع قدرت میداند و نگاه دیگر که قدرت را در خدمت عدالت میخواهد. تا زمانی که این شکاف فکری و سیاسی وجود دارد بهانهها تغییر میکنند اما اصل تقابل باقی میماند.
امام رحمهالله در پیام تأسیس نهضت سوادآموزی با اشاره به کمکاری رژیم پهلوی در آموزش عمومی و محروم بودن اکثر افراد کشور از نعمت خواندن و نوشتن، مردم و مسئولان را به نهضت سوادآموزی در کشور فراخواند و باسواد بودن مردم را از نیازهای اولیه برای هر ملت و در ردیف بهداشت و مسکن بلکه مهمتر از آنها دانست.
اوّلین اثر نماز، آرامش دادن به دل است. آرامش دل نیز موجب میشود انسان در سختیها پریشان نشود و تصمیمهای درست بگیرد. دل مضطرب، انسان را دچار آشفتگی و تصمیمات نادرست میکند و از مسیر بندگی دور میسازد، امّا دل آرام بر خدا توکّل میکند و سرنوشت زندگی را بر اساس نگرانیها تغییر نمیدهد.
واقعیتی که درست نقطه مقابل تصویری است که ماشین تبلیغاتی آمریکایی صهیونیستی اروپایی از ایران ترسیم میکند. دستگاه محاسباتی دشمن یکبار دیگر تصورات غلطی از ایران دارد. ایران در مجموع و نسبت به روزهای جنگ ۱۲ روزه در موضعی قویتر، مستحکمتر، صفوفی به هم پیوستهتر و با سرمایه اجتماعی بیشتر در برابر دشمن ایستاده است.
یک برنامهای شامل حدود بیست بند ارائه دادیم و گروههای مختلف اقتصادی در دولت و مجلس و بعضی نهادها با هم هماهنگ شدهاند که این بیست بند را عملیّاتی کنند. چون رهبر انقلاب نگران بودند از وضعیّت ارزی و کالاهای اساسی و نهادهها و تورّم و مانند اینها، هفده هجده بند بود که ما باید بتوانیم دربارهی اینها گزارش بدهیم.
در روزگاری که هژمونی رسانهای غرب، ایران را متهم به نظامیگری میکرد اما حالا بهتر مشخص میشود که اقدامات ایران نه تنها بینظمی و نظامیگری نبود بلکه بزرگترین ابزار برای مهار بینظمترین بازیگر این روزهای دنیاست. بازیگر بینظم و خبیثی که حتی بعضاً صدای اعتراض کارفرمایان آمریکایی و اروپایی خود را هم در میآورد.
باید دقت کرد این پرونده در کشور و حاکمیتی در جریان است که خود را کلانتر دنیا میداند و با ژستهای اخلاقی و حقوق بشری برای دیگران باید و نباید تعیین میکند! بعید است دنیا در طول تاریخ خود با چنین وضعیت مضحک و در عین حال مخاطرهآمیزی روبرو بوده باشد.
درک دقیق این لحظه تاریخی و هوشیاری در برابر لرزههای ناشی از فروپاشی هژمونی غرب، ضرورتی انکارناپذیر برای بقاء و حفظ منافع ملی در نظم جدید است. نادیده گرفتن واقعیتهای این پیچ تاریخی و دلخوش کردن به ساختارهای فرسوده و در حال احتضار گذشته، خطایی راهبردی است که میتواند پیامدهای جبرانناپذیری به همراه داشته باشد.
ادعای همکاری آمریکا با ایران در شرایط کنونی بیش از آنکه یک پیشنهاد سیاسی واقعی باشد، بازتابی از بحران راهبردی واشنگتن در منطقه غرب آسیا است. تضاد ماهوی میان آرمانهای استقلالطلبانه جمهوری اسلامی ایران و راهبرد سلطهمحور آمریکا این ادعا را به یک بنبست آشتیناپذیر تبدیل کرده است.
اگر پیشران اصلی قدرت دفاع از منافع ملّی را چنین حقیقتی بدانیم، پس پاسداری و حفاظت از آن گوهری گرانبها و نهتنها یک وظیفهی ملّی، بلکه وظیفهای شرعی و دینی است. قدرت اصلی بازدارندگی دفاعی ایران مدیون این انسجام است، امّا حفظ این انسجام و پیوستگی محدود به زمان جنگ نبوده و نیست.
مسئلهی آب در ایران با سرمایهگذاری در بخش آب، افزایش بهرهوری و همچنین جلوگیری از اسراف قابل حل است. توسعهی آبیاری نوین در کشاورزی هم منجر به صرفهجویی آب میشود و هم تولید کشاورزی و درآمد کشاورزان را افزایش خواهد داد.
پس از ۲۲ سال تمرین ارتش آمریکا و طرحریزی موساد، ۱۲ روز بمباران سنگین و ترور ۱۱ دانشمند، همدستی اطلاعاتی و امنیتی ارتش کشورهای غربی علیه ایران، ستون فقرات بازدارندگی جمهوری اسلامی دستنخورده باقی مانده است. بیتردید این جنگ بیهزینه نبود؛ جانهای عزیزی رفت و زیرساختهایی آسیب دید.
تشدید یکجانبهگرایی و توسل به زور، کشورها را بهسوی همگراییهای جدید سوق میدهد. بریکس، همکاریهای منطقهای و تلاش برای نظم چندقطبی، همه واکنشهایی به همین رفتارهای تهاجمیاند. شاید آمریکا بخواهد با نمایش قدرت، جهان را مرعوب کند؛ اما در عمل، در حال شتاببخشیدن به افول هژمونی خود است.
«سیا دریافته بود جایی که تانکها ناتوان هستند، فرهنگ میتواند موفق باشد.» دیگر سلاح و اقتصاد تنها ابزار سلطه نبود. هنر، ادبیات و زیباییشناسی نیز به ابزار سلطه تبدیل شدند. با ظهور فناوریهای جدید و ورود به عصر دیجیتال و دنیای شبکهای، این روند پیچیدهتر و عمیقتر شده است.
نهاد فرهنگ پس از به نتیجه رساندن ایده و تبدیل مضمون ارزشمند به یک محصول استاندارد فرهنگی و هنری باید بهمانند دیگر بنگاهها در پی اتصال محصول تولیدشده به مخاطب و مصرفکننده آن باشند. بنگاه فرهنگی و هنری قرار نیست صرفاً یک ایده را به محصول تبدیل کرده و سپس در فضا رها کند. محصول تولیدشده بهمانند کالای خط تولید است که پس از تولید باید به دست مخاطب هدف برسد.
تهدید ونزوئلا به غارت منابع و حملهی نظامی از سوی آمریکا و محاصرهی این کشور نمونه دیگری برای اثبات این گزارهی ابتدای متن است که بر غارتگری و زورگویی آمریکا تأکید دارد. ونزوئلا امروز تنها یک کشور تحت فشار نیست، بلکه نمونهای زنده از منطق سلطه آمریکاست.
تأکید بر اقدامات زیرساختی و فراموش نکردن اقدامات فوری. ایشان اگرچه بر پروژههای زیرساختی مرتبط با پیشرفت کشور تأکید دارند اما همواره دغدغهی آن را دارند که تا به نتیجه رسیدن اقدامات زیرساختی، مسائل فوری مرتبط با معیشت مردم -نظیر گرانی، تورّم و امثال اینها- مغفول واقع نشوند.
حمایت همهجانبه و ساختاریافته آمریکا از رژیمصهیونیستی نهتنها یک سیاست خارجی صرف، بلکه یک استراتژی کلان برای حفظ منافع واشنگتن در غرب آسیا و تضمین برتری رژیمصهیونیستی بر دیگر بازیگران منطقهای است. رژیمصهیونیستی بدون حمایتهای گسترده آمریکا قادر به انجام این حجم از جنایت و جنگ نبوده و نیست.
بیشاز یک قرن مقاومتِ جامعه ایرانی در برابر سیاستهای تحمیلی پهلوی اول و دوم و در ادامه هم ایستادگی در برابر استعمار و تحمیل نوین اردوگاه سرمایهداری غرب، به هر ناظر بیطرفی نشان میدهد و اثبات میکند که هویت ملی ایرانیان ریشههای عمیقی در تاریخ و توحید دارد و به میزانی که این ریشهها تقویت و حمایت شوند به سیاهه ناکامیهای استعمار قدیم و جدید هم اضافه میشود.
پیام محرمانه کارتر به سولیوان، بر اساس اسناد و منابع موجود، یکی از آخرین تلاشهای رسمی ایالات متحده برای تقویت موقعیت محمدرضا پهلوی پس از عاشورای ۱۳۵۷ بود. این پیام، در کنار تماسهای تلفنی، بررسی شورای سلطنت و حمایت از دولتهای انتقالی، نشان میدهد که سیاست آمریکا تا واپسین ماهها بر حفظ چارچوب سلطنت استوار بود.
تفاوت پوشش رسانهای رسانههای جریان اصلی غرب در دو نمونه حادثه سیدنی و جنایات اسرائیل در غزه نشاندهنده استانداردهای دوگانه حاکم بر رسانههای غربی و ارزشگذاری گزینشی جان انسانهاست. رسانههای غربی، قربانیان «شایسته همدردی» را برجسته میکنند و قربانیان فلسطینی را به حاشیه میرانند.
جنگ در غزّه نه تنها یک بحران انسانی، بلکه آینهای تاریخی از فروپاشی مشروعیت قدرتهای سنتی بینالمللی شده است. گزارشهای معتبر منابع غربی نشان میدهد که این تحول با شتابی بیسابقه در افکار عمومی جهانی در حال رخ دادن است، تحولی که فراتر از یک منطقه، ساختارهای هژمونیک سیاست جهانی را به چالش کشیده است.
جنگ ۱۲ روزه ملّت ایران دشمنان را شکست داد و آنها دست خالی بازگشتند بررسی اظهارات مقامات آمریکایی و صهیونیستی نیز این واقعیت را آشکار میکند. جنگ ۱۲ روزه نمایانگر شکست کامل تلاشهای اسرائیل و آمریکا در تحقق اهداف استراتژیک خود علیه ایران بود.
واردات نظامی پرهزینه شاه هر ساله میلیاردها دلار از اقتصاد ایران خارج میکرد. وارداتی که نهتنها بدون انتقال تکنولوژی بود، بلکه در نقاط مهمی از کاربری آن، مستشاران آمریکایی مستقر بودند و به نحوی برنامهریزی شده بود که بدون حضور مستشاران آمریکا کارآیی نداشته باشد.
در ایران بازتولید ارزشهای ملّی و دینی در مدارس و رسانهها و نیز تلاش نظام جمهوری اسلامی برای احیای میراث فرهنگی و تاریخی، نمونههایی از استراتژیهای موفق برای مقابله با تغییر هویت هستند. تجربه ملّتهای مقاوم نشان میدهد که هویت ملّتها سرمایهای غیرقابل معامله است.
تحقق تصویر آینده مطلوب، یک فرایند تمدنی مداوم است که در آن، جمهوری اسلامی ایران همچون یک بازیگر فعال و پویا در عرصه طراحی آینده، توان آن را مییابد تا با اتکا بر ظرفیتهای داخلی خود، تصویری امیدآفرین و قابلتحقق از فردای خود ارائه دهد.
درگذشت شاعر آزاده و ادیب بلند آوازه و مبارز و انقلابی دیرین استاد غلامرضا قدسی رحمةاللَّه علیه موجب تأسف و اندوهی عمیق گردید. این چهرهی منور ادبیات معاصر ایران از جملهی شخصیّت های نادری بود که در دوران اختناق ستمشاهی حربهی شعر و ادب را در راه تحقق انقلاب مقدس اسلامی با چیرهدستی به کار برد و سالها رنج مبارزهئی دشوار و تلاشی پیگیر را بر خود هموار کرد
هرگونه کوچکشماری اهمیت و کارکرد هیئات، ناشی از ناآگاهی تاریخی و معرفتی است. هیئتی که توانسته مبارزین انقلابی را تربیت و سازماندهی کند، آرمان انقلاب را با شور و شعور تببین نماید، بار محتوایی نهضت حضرت امام را به دوش بکشد و انقلاب اسلامی را بسترسازی کند.
دشمن به هر روشی متوسل میشود و میکوشد تا مقاومت ایرانیان را در هم بشکند و به هدف خود برسد. «تسلیم بیقیدوشرط»؛ عبارت بزرگتر از دهان رئیس جمهور آمریکا که در روزهای ابتدایی جنگ ۱۲روزه مطرح شد، ناظر به همین راهبرد بود.
بعد از دو هفته مادر مسعود تماس گرفت و گفت که مسعود جبهه بوده، آنجا حالش خیلی بد میشود، تبهای شدید میکند و ظاهراً از همانجا او را برمیگردانند. من همیشه میگویم شاید خداوند خواسته مسعود دیگر جبهه نرود و زنده بماند و این مسیر علمی کشور را طی بکند.
جنگ ۱۲روزه یک پیام مهم برای آمریکا و غرب داشت و آنها مجبور شدند تاکتیک را عوض کنند، چون در میدان شکست خوردند. اکنون وظیفه ماست که اجازه ندهیم این شکست در عرصه رسانه جبران شود و دشمن خودش را در ذهنها بازسازی کند و جای شهید و جلاد را عوض کند.
نتیجه این تغییر پارادایم، کاهش نقش خانواده بهعنوان نهاد اصلی جامعهپذیری و حمایت عاطفی و افزایش فشارهای روانی و اقتصادی بر نسلهای مختلف است. در مقابل رهبر انقلاب با اشاره به این واقعیتها، خانواده را بنیادیترین نهاد اجتماعی معرفی کردند که بدون آن جامعه با بحرانهای ساختاری روبهرو خواهد شد.
جنایات رژیم صهیونیستی در غزه و حمایت بیقیدوشرط آمریکا، یک بحران چندوجهی انسانی، دیپلماتیک و اقتصادی ایجاد کرده که پیامدهای عمیقی بر مشروعیت غرب و قدرت آمریکا داشته است. از اکتبر ۲۰۲۳ تاکنون، بیش از ۷۰ هزار فلسطینی به شهادت رسیدهاند که تصویری از نسلکشی سیستماتیک و نقض گسترده حقوق بشر ارائه میکند.
آقا مهمترین حق زن در خانه را «محبت» و «عدم خشونت» ذکر میکنند، از مردها میخواهند که به همسرانشان بگویند که دوستشان دارند. نگاهم میان چهره زنهای پخش توی حسینیه میچرخد که گوشه لبهایشان بالا میرود.
رهبر انقلاب تصریح کردهاند که «هزینه کردن اعتبارات و پولهای کشور در جاهای غیرلازم و تشریفاتی و زیادی، حرام است.» این حکم، بُعد حقوقی و شرعی موضوع را روشن میسازد و آن را از سطح یک توصیه اخلاقی به یک الزام شرعی ارتقا میدهد.
غرب که خود را مهد آزادی، حقوق بشر و پیشرفت تمدنی میداند، در واقع بزرگترین قربانگاه نهاد خانواده در تاریخ معاصر شده است. کاهش ازدواج، افزایش طلاق، تولدهای خارج از ازدواج، خانوادههای تکوالدی، کودکان بدون پدر، بیبندوباری جنسی و قاچاق انسان، همه زیر شعار «آزادی فردی» رخ داده است.
یکی از حاضران آن اتاق از پشت بلندگو اعلام کرد که خطبه شب عاشورا توسط دانشمند ارجمند، حضرت حجتالاسلام خامنهای خوانده میشود، صدا در میان همهمه مردم گم شد. «دانستم که تسلط بر این همهمه بسیار مشکل خواهد بود. آن روزها صدایی قوی و بلند داشتم. خداوند این نعمت را به من داده بود که بدون بلندگو صدایم را تا دورها میرساندم.» [...]
حال این سوال مطرح میشود که این معارف قرآنی را چگونه باید به دست بیاوریم؟ با مرور رهنمودهای حضرت آیتالله خامنهای درمییابیم که با اُنس با قرآن، با تدبّر در قرآن، با رجوع به آنانی که قرآن در خانهی آنها نازل شده است، یعنی اهلبیت رسولالله علیهمالسّلام؛ میشود این معارف را به دست آورد و از آنها استفاده کرد و زندگی را بر اساس آنها ساخت.
دانشگاه، قلب مقاومت و پیشرفت ملی است و دانشجو، عنصر تعیینکننده آینده ایران. شانزدهم آذر یادآور آن است که پیوند «علم و بصیرت»، تنها راه عبور از سلطهطلبی استکبار است. دانشجو، نیروی انسانی پیشرفت و اقتدار ملی، پاسدار استقلال و پیشگام جهاد شناختی است؛ و دانشگاه، سنگری برای تولید علم مسئلهمحور و تربیت نسل تمدنساز است.
سند استراتژی امنیت ملی دولت دوم ترامپ نمایانگر تغییر بنیادین رویکرد آمریکا در سیاست خارجی است؛ کشوری که دیگر نمیتواند نقش پلیس جهان را ایفا کند و بهجای آن، بر قدرت سخت، کنترل منابع و فناوری و بازسازی اقتصاد داخلی تمرکز دارد تا حداقل بخشی از جایگاه خود را حفظ کند. این سند، ضعف آمریکا در اروپا و آمریکای لاتین را آشکار میکند.
تعمیم این روحیه در یک فرهنگ سازمانی، روحیه «ما میتوانیم» است؛ اینکه نیازهای این مرزوبوم با علم و دانش و تجربه و خرد حتماً قابل حل است؛ اینکه مشکل لاینحلی وجود ندارد؛ اینکه گرهی نیست که باز نشود؛ اینکه اتکا به زانوی خودمان و علم خودمان و برنامهریزی خودمان اگر متکی بر همت و اراده و دانش باشد حتما راهگشاست.
زن تراز در افق پیشرو، نه یک شعار و تصویری انتزاعی، بلکه ثمرهی یک مسیر هدفمند، زنده و تکاملّی است؛ مسیری که ریشه در بینش عمیق دینی و فرهنگی انقلاب اسلامی دارد و از کانون خانواده آغاز میشود، در متن جامعه بالنده میگردد و در نهایت تا عرصه تمدّن جهانی و تاریخسازی امتداد مییابد.
آمریکا امروز خود را میانجی میان دو طرف جنگ معرفی کرده و در ظاهر به دنبال پایان درگیری است اما درعینحال از ابتدای جنگ در کنار اوکراین بوده و از آن حمایت تسلیحاتی، اطلاعاتی و مالی کرده است. این حمایت در برابر نقش واقعی و ریشهای آمریکا در این جنگ، ناچیز به نظر میرسد.
ازآنجاکه در دنیای امروز، آینده عرصهای برای کنش، روایت و رقابت محسوب میشود، کشورهایی که توانایی تعریف آینده را دارند، قادر به ساخت آن نیز خواهند بود. از این منظر، تصویر آینده، مؤلفهای بنیادین در مسیر سیاستگذاری، نهادسازی و جهتدهی به ساختهای اجتماعی قدرت است.
تا زمانی که آمریکا با منطق نظامیگری، اشغالگری و بهرهکشی در منطقه حضور دارد، غرب آسیا روی ثبات واقعی را نخواهد دید. راه پایان دادن به چرخه بحران، بازگرداندن سرنوشت منطقه به دست ملتهای منطقه، کاهش نقش قدرتهای فرامنطقهای و تقویت همکاریهای درونمنطقهای است.
تحقق عدالت اجتماعی و دستیابی به الگوی مطلوب تأمین اجتماعی در نظام حقوقی ایران، نیازمند ترسیم نقشه راهی است که مختصات دقیق آن در منظومه فکری و سیاستهای کلان رهبر معظم انقلاب اسلامی نهفته است.
حق رأی و تکثر سیاسی در اندیشه و سیره حضرت آیتالله خامنهای، ستون فقرات جمهوریت نظام و یکی از عمیقترین مصادیق حقوق سیاسی ملّت است. از تأکید بر ضرورت حضور همه سلایق سیاسی در عرصه رقابت، تا دعوت حتی منتقدان و مخالفان نظام به مشارکت در انتخابات.
کشورهای غربی همچنان به دنبال برنامههای سلطهگرانه و کنترل جهان هستند تا تعیین کنند سایر کشورها چه سیاستی داشته باشند. ما شاهد استاندارد دوگانه در موضوع اوکراین و روسیه هستیم؛ آنها به هر قیمتی از اوکراین محافظت میکنند، اما آنچه را که باید در قبال غزّه انجام دهند، انجام نمیدهند. همچنین در مورد جامعه روهینگیا که تحت سرکوب هستند، اقدام واقعی صورت نمیگیرد.
تفکر غربی بر پایه ضربه زدن به باورهای دینی بنا شده و سعی دارد به دیگران القا کند که دین مصادرهکننده آزادیهاست. اما وقتی الگوی ایران توسط امام خمینی رحمهالله مطرح شد و توسط حضرت آیتالله خامنهای ادامه یافت، به مردم ثابت شد که تفکر دینی الهامبخشِ واقعیِ آزادی است.
کرامت یک ملّت در گرو استقلال در عرصههای فرهنگی، فکری، رسانهای و سیاسی است. از این منظر، آزادی به دو نوع حقیقی و وهمی تقسیم میشود؛ آزادی حقیقی، رهایی از بندگی مال، هوی، هوس و قدرت برای اتخاذ موضع بر اساس حق است، اما آزادی وهمی تنها به انحلال اخلاقی و نابودی ساختار جامعه منجر میشود.
فجایعی که مردم در غزه، کنگو و سودان با آن روبرو هستند. اگر غرب واقعاً به دنبال حقوق انسانها بود، برای آنها میجنگید. اما آنها از درگیری در سومالی، بروندی و کنگو خشنودند، زیرا در زمان درگیری و جنگ است که میتوانند منابع معدنی، طلا و اورانیوم این کشورها را به غارت ببرند. آنها در سختی و مشکلات دیگران شکوفا میشوند.
غرب پشت دروغ بزرگی به نام «آزادی و دموکراسی» پنهان شده است. بهترین دلیل برای اثبات این نفاق، جلوگیری آنها از تظاهرات مردمی در دفاع از مستضعفان جهان، بهویژه مردم فلسطین است. عملّیات طوفانالاقصی نقاب را از چهره نفاق غرب کنار زد و ادعاهای حقوق بشری آنها را رسوا کرد.
این کنفرانس بسیار حائز اهمیت است؛ زیرا فرصتی را برای اندیشیدن درباره آزادی مشروع فراهم میکند. همچنین این امکان را به ما میدهد تا در ساختار حقوق بشر، به «حق وجودِ دیگری» فکر کنیم. این هنجار که همه نظامهای ارزشی باید خود را با نظام ارزشی قدرتهای حاکم تطبیق دهند، باید به چالش کشیده شود.
دفاع غرب از آزادی، صرفاً ادعایی خطابهگونه برای جلب عواطف مردم است؛ اما در مقام عمل، کاملاً مخالف آزادی رفتار میکنند. شاهد بزرگ این مدعا، قضیه فلسطین است که مبادلات اخلاقی ادعایی غرب را رسوا کرد.
ایده حقوق بشر و حقوق مدنی در عمل به ابزار قدرتهای امپریالیستی، بهویژه ایالات متحده و متحدانش، تبدیل شده است. آنها نهفقط از این ایدهها، بلکه از نهادهای مرتبط با آن استفاده میکنند تا کشورهای ضعیفتر، بهویژه کشورهای جهان سوم را تحت کنترل خود درآورند و منافعشان را تأمین کنند؛ از جمله برای غارت منابع این کشورها. ما این را در نقاط مختلف جهان میبینیم، بهویژه در فلسطین.
همانطور که امروز در فلسطین میبینیم، نگاه غرب به آزادی مردم بسیار دوگانه و متناقض است. آنها ادعا میکنند برای استقلال و آزادی ملّتها تلاش میکنند، اما در عمل مردم را سرکوب کرده، آنها را میکشند و از سرزمینشان بیرون میرانند.
در حوزه حقوق اقلیتها در ایران، سطح آزادی حتی بیش از بسیاری از کشورهاست. برای اقلیتها سهمیه خاصی در نظر گرفته شده است، در حالیکه در تایلند نمایندگان مسلمان باید در انتخابات با بوداییها رقابت کنند. این سازوکار در ایران بسیار مترقی است.
ران تنها کشوری در جهان است که به شکلی واقعی از عدالت دفاع میکند و از مبارزه ملّت فلسطین، از زمان پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، پشتیبانی کرده است. از آن زمان، ایران به پرچمدار حمایت از جنبشهای استقلالطلبانه بدل شد.
باید گفتوگوهای بیشتری میان ملتها، میان اقلیتها، و میان پیروان ادیان مختلف شکل بگیرد تا آگاهی نسبت به ترویج حقیقی و جهانیِ حقوق بشر و آزادی مردان و زنان افزایش یابد و از سطح تناقضاتی که در برابر چشمان ماست کاسته شود؛ تناقضاتی که در جنگهای متعدد در خاورمیانه، آسیای مرکزی، آسیا و بسیاری کشورهای دیگر خود را نشان میدهد.
اقدام روزنامه انگلیسی بیش از هر چیز بازتابی از یک تفکر و جهانبینی در فرهنگ غرب است. تفکری که همهچیز حتی انسان را در حکم کالا و منفعت اقتصادی میبیند که باید چرخ سرمایهداری را بچرخاند. فرقی هم نمیکند که مقیاس مورد بررسی، صنعت محصولات فرهنگی غیراخلاقی باشد یا تصویر دو سیاستمدار ارشد اروپایی!
اصل دوم قانون اساسی، تأمین «قسط و عدل» و «استقلال سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و همبستگی ملی» را هدف جمهوری اسلامی ایران بیان میکند. لذا میتوان نتیجه گرفت که عدالت و امنیت دو هدف اصلی نظام هستند. همچنین اصل ۱۵۴ قانون اساسی، «استقلال و آزادی و حکومت حق و عدل» را حق همه مردم جهان میشناسد.
نگاه رهبر انقلاب به آزادی نگاهی متمایز است؛ آزادی در منظر ایشان، در کنار تأکید بر موازین اسلامی، پایهای برای اداره جامعه و حکمرانی محسوب میشود و بدون آن، دستیابی به حقوق مردم ممکن نخواهد بود. ایشان دین را بزرگترین پیامآور آزادی و آزادی را مهمترین هدیه الهی برای مردم میدانند.
حقوقی که خداوند برای انسان قرار داده بسیار زیاد است و از آن طرف پیامبرش را هم به عنوان رحمت فرستاده است. مگر اینکه کسی خودش را از این حقوق خارج کند اگرچه در عین حال یک محدوده هم تعیین کرده و فرموده: إِنِ الحُکمُ إِلّا لِلَّهِ. این بدان معنی است که در این نعمتهای تکوینی و تشریعی که من قرار دادم حکم جز برای خدا نیست.
حمایت از دولت یعنی احترام به رأی و سلیقه و خواست مردم و پشتیبانی از توان تصمیمگیری کشور در شرایط فشار چندلایه. این همراهی، نه تطهیر ضعفهاست و نه دفاع جناحی. تضعیف دولت، هر اسمی که رویش گذاشته شود، خروجیاش یکی است: تقویت خط خارجیِ مایل به بیثباتی.
من زمانی که مدال را تقدیم کردم، میدانستم که رهبر ما قطعاً حواسشان به تکتک مردم کشورمان هست. ولی فکر نمیکردم اینقدر زود جواب بدهند. کمتر از ۴۸ ساعت شد که از بیت رهبری با من تماس گرفتند و پیام آقا را برایم خواندند.
وقتی فرزند مطمئن باشد که اگر شکست بخورم، خانواده باز هم پشت من هستند و پناهگاهم هستند، دیگر مهم نیست چه اتفاقی بیفتد؛ مطمئن باشید آن بچه راه درست را پیدا میکند و در آخر واقعاً فرزندی میشود مقتدر، بااراده، قوی و موفق.
ولایت فقیه بستر تحقق آزادیهای مشروع را فراهم میکند؛ آزادیهایی که در حدود قانون شرع از سوی خداوند به انسان عطا شده است تا او بتواند با بهرهگیری از مواهب طبیعی و ظرفیتهای اجتماعی، در چارچوب شریعت الهی، به بالاترین مرتبه کمال انسانی، یعنی قرب الهی و سعادت ابدی، دست یابد.
آزادی تنها یک حق نیست، بلکه «بنیاد» نقشآفرینی انسان در جامعه است. انسان مختار است که مسئول میشود و انسان مسئول است که جامعه را میسازد. از همینجاست که آزادی در اندیشه رهبر معظم انقلاب، نه به نسبیگرایی لیبرالی میانجامد و نه به کاهش آزادی در سایه اقتدار سیاسی...
در بینش اسلامی، آزادی، از امانتها و موهبتهای الهی است که خدای متعال در انسان به ودیعه نهاده تا بهواسطه آن، با حرکت تکاملی به حیات اصیل در حوزه انسان گامنهد. از این رو ارزش والایی دارد؛ زیرا از این طریق، به مقام شامخ انسانیت میرسد، یعنی خلافت الهی، جز در پرتو آزادیهای صحیح انسانی ممکن نیست.
یکی از ویژگیهای میرزاکوچک و نهضت جنگ راهاندازی یک جمهوری اسلامی بود: «یک واحد مینیاتورى را ایشان از نظام اسلامى و جمهورى اسلامى را در رشت و در همان محدودهى خاصّ خودش - گیلان - به وجود آورده.» هر چند این اتفاق در دورهای کوتاه و در جغرافیایی محدود رقم خورد اما با پیروز انقلاب اسلامی تحقق پیدا کرد.
بحران محیط زیستی امروز بشر، ناشی از یک بحران معنایی و سوبژکتیویسم انسانی است که خود را در قالب تکنولوژیهای مدرن و بیرحم امروزی متعین ساخته است و فهم ماشینی از این بحران بدون توجه به ساحات معنایی آن، کاری از پیش نخواهد برد.
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، با درک اهمیت بنیادین آزادی، مسئولیت صیانت از این مفهوم را بر عهده عالیترین مقامات کشور قرار داده است. در این میان رئیسجمهور در سوگندی که در آغاز مسئولیت خود یاد میکند، متعهد میشود که پاسدار حقوق و آزادیهای مردم باشد و قانون اساسی را حفظ و اجرا کند.
کاهش محبوبیت واشنگتن در ۱۵ کشور و افزایش دید منفی داخلی نشان میدهد که آمریکا دیگر نمیتواند صرفاً با تکیه بر قدرت نظامی مشروعیت خود را تأمین کند و بدون بازنگری در سیاست خارجی، بازگشت به جایگاه پیشین در افکار عمومی جهانی و داخلی دشوار خواهد بود.
در منظومه فکری حضرت آیتالله خامنهای، آزادی جایگاهی بنیادین دارد که ریشه در توحید دارد و نه انسانمحوری سکولار. آزادی حقی الهی و لازمه مسئولیت انسانی است؛ زیرا بدون آزادی، مسئولیت نیز معنا نمییابد. در این نگاه، بندگی خداوند شرط رهایی از بندگی غیر اوست و آزادی نه در تضاد با بندگی خدا، بلکه تجلی آن است.
از منظر حضرت آیتالله خامنهای انقلاب اسلامی فصل تازهای در تعریف آزادی گشود و مدلی را عرضه کرد که بر ایمان، عدالت، استقلال و هویت اسلامی استوار است. برخلاف تصویرسازی رسانههای غربی، جمهوری اسلامی در عرصههای مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی سطحی از آزادی را تجربه میکند که در بسیاری از کشورهای منطقه بینظیر است.
اصلِ جوازِ تحدید آزادی به لزوم بقا و استمرار حیات اجتماعی گره خورده است. چارهای جز محدود کردن شهروندان در اجرا و اعمال حقها و آزادیهایی که دارند نیست. بله، خیلی دنیای شیرینی میشود که هر فردی هر حقی و آزادیای که دارد بتواند اعمال کند، ولی چه کنیم که این عالم ناسوتی و خاکی و زمینی محدود است و گنجایش آن را ندارد.
از مطالعه و بررسی بیانات رهبر انقلاب در حوزه تأمین اجتماعی میتوان دریافت که برخی از بیانات ایشان ناظر به سیاستهای کلان، ریلگذاریهای اصلی و چشماندازهای بلند نظام جمهوری اسلامی در زمینه تأمین اجتماعی است. مثلاً از منظر ایشان، رفاه و تأمین اجتماعی بهصورت کلی ناظر به طبقات محروم جامعه است
در جهانی که قدرتهای سلطهگر هر روز نقاب تازهای بر چهره خود میزنند، «آزادی ملّی» چراغی است که راه آینده ملّتها را روشن میکند؛ راهی که مقصد آن، عزت کامل انسان است؛ عزتی که نه قابل خرید و فروش است و نه قابل مصادره؛ عزتی که ریشه در اراده ملّتهایی دارد که خود را باور کرده و آینده خود را از چنگ زورمندان بیرون کشیداند.
بازخوانی نسبت عدالت و آزادی در حکمرانی، مستلزم معاصرت اندیشی در باب عدالت و آزادی و در پرتو حکمرانی اجتماعی در حیات انسان معاصر است. نسبت عدالت و آزادی در حکمرانی، در سطح فلسفی به نسبت ضرورت و آزادی بازمیگردد.
با تقویت تولید ملّی، کشور قادر خواهد بود محصولات و خدمات مورد نیاز خود را تولید کرده و وابستگی به واردات را کاهش دهد. این امر نهتنها به اشتغالزایی و افزایش درآمدهای ملّی کمک میکند، بلکه زمینهای برای توزیع عادلانهتر ثروت و کاهش نابرابریهای اقتصادی فراهم میآورد
«نظام اداری صحیح» در بیانات رهبر معظم انقلاب که بهشکل علیحدهای در قالب سیاستهای کلی تبلور یافته است، نه بهمعنای اصلاح شکلی سازکارها و رتق و فتق امور، بلکه بهعنوان «نظام ایمانی خادم» تعبیر میشود؛ نظامی که هم در درون خویش بر محور شایستهسالاری، پاکدستی، شفافیت و پاسخگویی استوار است و هم در تعامل با مردم بر مدار امانت و تکریم آحاد میچرخد
عدالت آموزشی نه با شعار، که با اراده، برنامهریزی و نظارت مستمر محقق میشود. باید از سطح وعدهها عبور کرد و به اقدامهای ملموس رسید، از جمله بازنگری در سیاستهای پذیرش، توزیع عادلانه منابع، حمایت از نخبگان و اقشار ضعیف و بهروزرسانی نظام آموزشی فرسوده.
برخلاف رنسانس که با طرح ایده باطل خدامردگی انسان را به جای خداوند نشاند و تلقی خود را از آزادی بر این مبنا استوار ساخت، انقلاب اسلامی امکان آزادی را با ابتنای بر خداباوری و اندیشه توحیدی مطرح ساخت. این تحول در مبنا، موجد تبدّل در ماهیت آزادی میگردد.
بر اساس تحلیل بنگوریون، برای تضمین امنیت ملّی و حفاظت از منافع اسرائیل، لازم است همواره حمایت حدأقلی قدرتی بزرگ پشت سر کشور وجود داشته باشد. این حمایت میتواند به صورت دیپلماتیک، اقتصادی و حتی نظامی باشد و ترجیحاً آمریکا گزینه اصلی برای ایفای این نقش است.
قصه فشار، تحریم و محاصره امروز ونزوئلا توسط کاخ سفید، باز هم همان قصه چند صد ساله استعمار قدیم و قصه ۷۵ ساله استعمار نوین است. آمریکای جنوبی پس از ۴۰۰ سال استعمار مستقیم اروپاییان و یک قرن تحمیل دیکتاتورهای وابسته به آمریکا، هنوز در قرن بیستویکم مشغول دستوپنجه نرم کردن با سایه سنگین سلطه است.
دنبال کردن نقطههای آغازین نزاع ما با غرب، ما را به دو طیف فکری متقابل میرساند. سنّتگرایانی که به طرد تمام و کمال دستاوردهای دنیای غرب میپرداختند؛ و غربگرایانی که تمام همّت خود را برای فرنگی کردن انسان ایرانی از فرق سر تا نوک پا به کار گرفته بودند.
رهنمودهای اصیل قرآن، درسهای تاریخ و خرد اندیشمندان جهانی همگی به یک حقیقت اشاره دارند: یک ملّت متحد، استوار میایستد، در حالیکه یک ملّت متفرق، شکننده میشود. راز توصیههای مکرر رهبر انقلاب نیز در همین نکته نهفته است؛ «در برابر دشمن، همه با هم باشید.»
سخنان رهبر انقلاب دارای اثرگذاری چندسطحی بر مخاطب داخلی، منطقهای و جهانی است و پیامدهای ژئوپلیتیک آن نقش ایران را به عنوان بازیگر قدرتمند و مستقل در منطقه تثبیت میکند. در مجموع، بررسی پوشش رسانهای جهانی نشان میدهد که این سخنان نه تنها پیام داخلی، بلکه ابزاری راهبردی برای نفوذ منطقهای و بینالمللی...
سادهانگاری است که مفهوم زیبا و فطری «آزادی» را رهآورد دنیای غرب برای زنان بدانیم، بلکه «آزادی» دستاویزی برای غرب است تا بتواند آزادی واقعی زن، که همان آزادی فکر و اندیشه و عمل بهعنوان یک انسان است، را محدود کند و صرفاً در چارچوب منافع نظام سرمایهداری از آن استفاده کند.
سانسور شدید در سرزمینهای اشغالی مانع از انتشار آمار واقعی شده است و بدون این سانسور بهوضوح روشن میشود که چرا اسرائیل مجبور به تن دادن به آتشبس شد و چگونه برنامه ۲۰ساله خود برای جنگ با ایران را تنها در ۱۲روز شکستخورده دید.
از مطرح کردن شایعه درخواست مذاکره، هم در عرصهی داخلی و هم در عرصهی خارجی طبعاً نیتهایی دارند. از یک طرف تخریب چهرهی مقاومتی جمهوری اسلامی در عرصهی بینالملل، و از طرف دیگر زنده نگه داشتن مسئلهی مذاکره با آمریکاییها در عرصهی داخلی.
برخلاف آنچه در جریانسازی سنگین رسانهای غرب علیه ایران به راه افتاده که ایران را موجودی ضعیف و در گوشه رینگ توصیف میکنند که زمان زدن ضربه اصلی به آن فرا رسیده، این نگاه اما با دریافت واقعیتهایی از بطن جامعه ایران تحلیلی برعکس از فضاسازیهای اخیر علیه ایران دارد.
انتخابات برخلاف نظامهای مردمسالار مدرن که ریشه در قرارداد اجتماعی و اراده عمومی دارد، با ابتناء بر نظریه مردمسالاری دینی و ابتناء این نظریه بر آموزههای اسلامی، ماهیتی اسلامی مییابد...
حقالناس انگاشتن آراء مردم، با بایستههایی که منجر به اصلاحات عملی مانند تدوین شاخصهای عینی و تقویم انتخاباتی مدون میشود، ظرفیت فقه شیعه را برای پاسخگویی به چالشهای مدرن اثبات میکند و مبنایی ارزشمند برای سیاستگذاری انتخاباتی ارائه میدهد.
جنگ تحمیلی ۱۲ روزه بهرغم برخی خسارتها، فرصت دیگری برای پرده برداری از برخی جلوههای وجودی غرب و آمریکا که البته برای ملت ما تازگی نداشت، فراهم ساخت. اقداماتی مثل تعقیب سیاستهای مزورانه و ریاکارانه، توسل به زور به جای مذاکره و ادامه روندهای دیپلماتیک، همنوایی کامل با رژیم شرور و جنگ طلب صهیونیستی...
| حجتالاسلام والمسلمین عباس کعبی در چارچوب تمدن اسلامی، حقوق ملّت و آزادیهای مشروع نه امری صرفاً قانونی و قراردادی، بلکه نمود روابط انسانی با خداوند، جامعه و خود فرد است و درک آن بدون رجوع به منظومه تمدنی، ناقص و سطحی خواهد بود. نگاه تمدنی پیششرط فهم کامل و حقانی حقوق ملّت است.
توافقنامه سنت موریس در ۷ اسفند ۱۳۵۱ منعقد شد و جایگزین توافقنامه ۱۹۵۴ بین ایران و شرکتهای کنسرسیوم شد. طبق قرارداد جدید، ایران متعهد به فروش بلندمدت نفت به شرکتهای کنسرسیوم شد و تنها ۴ درصد از تولید نفت را برای صادرات مستقل و مصرف داخلی دریافت کرد. این قرارداد نشاندهندهی فقدان تخصص ایران برای اداره صنعت نفت خود و تعهد به ادامهی ارتباط با غرب و ایالات متحده بود.
رهبر معظم انقلاب معتقدند فرآیند انتخابات در دموکراسیهای مدرن مبتنی بر خدعه و شگردهای خاص سیاسی سازماندهی میشود و نتیجه آن، صرفاً یک مراجعه ظاهری به آراء مردم است.
در اندیشه حضرت آیتالله خامنهای، حزب کارویژه دیگری غیر از کسب قدرت دارد که همین کارویژه موجب تمایز بنیادین مفهوم حزب از منظر ایشان با مدل رایج آن میشود. کارویژه اساسی حزب از نظر ایشان «هدایتگری فکری» است که تبعاً تشکیلات و سازمان حزب نیز باید برای تحقق همین هدف بسیج شود.
بازیگران عرصه انتخابات در نگاه نخست به گروه مجریان (برگزارکنندگان و ناظران) انتخابات، شرکتکنندگان در انتخابات و نامزدهای انتخاباتی تقسیم میشوند. اما به نظر میرسد تحلیل تفصیلیتر عرصه انتخابات ما را به حضور احزاب و تشکلهای سیاسی در کنار افراد حقیقی رهنمون میشود.
آزادی رسانهای در غرب بیش از آنکه به معنای رهایی از قدرت باشد، به معنای بازتولید قدرت از مسیر رسانه است. تمرکز مالکیت، فیلترهای خبری و گفتمانهای ایدئولوژیک، نشان میدهد که رسانههای غربی از «نظامهای آزادی» به «نظامهای هدایت افکار عمومی» تبدیل شدهاند.
مردم دیدهاند که این جمع هرگاه لازم بوده، بیمزدومنت پای کار آمده، سختی و خطر را به جان خریده و حتی از نثار جان خود نیز دریغ نکرده و وقتی هم که وظیفهاش به پایان رسیده، بی توقع و نمایش و گزارش، به خانه و کار خود برگشته است. امروز پنج آذرماه، سالروز تولد این پدیده اجتماعی و جمع مبتنی بر فرهنگ ایرانی-اسلامی است.
حق دسترسی کنسولی در جمهوری اسلامی ایران، در پرتو اندیشههای حضرت آیتالله خامنهای، اکنون به حقی بنیادین و کرامتمحور ارتقا یافته است که شاخصی برای سنجش میزان وفاداری دولت به ارزشهای قانون اساسی و در عین حال معیاری برای سنجش اقتدار بینالمللی کشور محسوب میشود.
حق بر امنیت روانی در اندیشه رهبر معظم انقلاب، نه مفهومی انتزاعی بلکه ضرورتی عینی برای حیات اجتماعی و ثبات نظام اسلامی است. این حق بر پایه کرامت انسانی، حقوق عامه و قواعد فقهی محکم بنا شده و در پیوندی مستقیم با مشروعیت و کارآمدی نظام سیاسی قرار دارد.
اصل ۲۷ قانون اساسی آزادی اجتماعات و راهپیماییها را منوط به دو شرط «بدون حمل سلاح» و «عدم اخلال به مبانی اسلام» میداند. اجتماع، گردهمایی موقت افراد برای بیان مواضع یا دفاع از منافع گروهی و راهپیمایی نوع خاصی از اجتماع عمومی است. محدودیتهای این اصل در راستای حفظ نظم و امنیت عمومی و مطابق اصول ۹ و ۴۰ قانون اساسی تعریف شدهاند.
آزادی در تلقی توحیدی، رهایی از چیرگی هر آنچیزی است که غیرخداست. و به معنای رهایی انسان از بندگی غیرخداست و فرد را به انتخاب آگاهانه در مسیر حق و عدالت هدایت میکند. آزادی حقیقی، حرکت در مسیر الهی است بدین معنا که انسان باید بتواند آزادانه راه خیر را انتخاب کند و در این انتخاب به دیگران نیز کمک کند تا آزاد شوند.
اسلام به ملتها استقلال و آزادی میدهد؛ هم آزادی در محیط زندگی خودشان - آزادی از قدرتهای دیکتاتور و مستبد، آزادی از خرافات و جهالتها، آزادی از تعصبهای جاهلانه و کج فکریها - و هم آزادی از کمند قدرت اقتصادی و فشار سیاسی استکبار. اسلام به ملتها رفاه و پیشرفت اقتصادی همراه با عدالت اجتماعی هم میدهد.
مرور تاریخی نشان میدهد گروههای متشکل از زنان در طول تاریخ از عاملیت بینظیری برخوردار بودهاند. از وقایع پس از عاشورا تا جنگ تحمیلی عراق تا کنشگرهای زنانه جنگ تحمیلی اخیر، نشان داد که زنان قادرند با عاملیت گروهی در مسائل جامعه اثرگذار باشند.
۱۶ شهروند ایرانی در سالهای اخیر در زندانهای اروپا و آمریکا بهاتهامات سیاسی، مبهم یا کاملاً بیاساس بازداشت و با بدترین شرایط جسمی و روانی روبهرو شدهاند؛ از دیپلمات و استاد دانشگاه گرفته تا خبرنگار، فعال فرهنگی و حتی یک پزشک که تنها «جرمش» آموزش نماز به فرزندش بوده است.
ایران در طول تاریخ بارها زیر حملات سنگین ایستاده؛ از مغول در قرن هفتم، تا تهاجم تیمور، جنگهای طولانی با امپراتوری عثمانی، اشغال جنوب توسط پرتغالیها در قرن شانزدهم، تهاجم روس تزاری در دوره قاجار و اشغال متفقین در ۱۳۲۰. همین الگوی مداومِ بازگشت و بازسازی و رجوع به حافظه تاریخی است که امید را در ایرانیها زنده نگه میدارد.
آتشبس در نگاه تلآویو، نه توقف جنگ و درگیری بلکه تغییر مرحله و شیوه تقابل است. بههمین دلیل انتظار پایبندی اسرائیل به آتشبس یک خطای محاسباتی آشکار محسوب میشود. درسهای عملیات اخیر برای ساختارهای امنیتی و نظامی منطقه روشن است.
نظمی اگر قرار است در غرب آسیا برقرار شود نه با منطق تحمیلی آمریکا با محوریت رژیم صهیونی بهعنوان عامل بینظمی در منطقه بلکه با مشت قدرتمند مقاومت و تحمیل ارادهاش بر دشمن برقرار خواهد شد. این را ترور یکشنبه عصر جنوب بیروت میگوید.
امروز اوکراین بیش از هر زمان دیگری با واقعیتی مواجه شده است که نشان میدهد اعتماد به غرب نه ثبات ایجاد کرد و نه امنیت ساخت و تنها نتیجهای که تولید کرد، وابستگی، فرسایش و سردرگمی در لحظات سرنوشتساز بود.
غربیها نگران صلح و ثبات نیستند که اگر بودند باید نگران فعالیت اتمی رژیمی بودند که هنوز خون نسلکشی در غزه از دستانش میچکد و در عین حال، هیچ نظارتی بر تأسیسات و فعالیتهای هستهای آن نیز وجود ندارد. نکته اصلی ماجرا آن است که غربیها خود بهتر از هرکسی میدانند که جمهوری اسلامی ایران به دنبال سلاح هستهای نبوده و این پرونده از ابتدا نیز یک پرونده کاملاً سیاسی و غیرفنی بوده است.
ادعای ترامپ درباره آغاز مذاکره با ایران نه بازتاب واقعیت دیپلماتیک بلکه ادامه یک راهبرد چندلایه است. او با این ادعا سعی میکند ضعف داخلی خود را جبران، جایگاه منطقهای آمریکا را بازسازی و متحدان را مدیریت کند. این روایتسازی نه از حقیقت بلکه از نیاز سیاسی و شخصیتی او نشأت میگیرد و نشان میدهد چرا ترامپ همیشه دست به ساختن «دستاوردهای خیالی» میزند.
| حجتالاسلام والمسلمین نجف لکزایی وقتی چهارچوب اندیشهی آیتالله نائینی را نگاه میکنیم، اندیشهی آرمانی او استقرار «حکومت ولایتیّه» است؛ یعنی همان چیزی که در جمهوری اسلامی تحقّق پیدا کرده است.
زن ایرانی تسلیم نمیشود. او وارث زینب است؛ زنی که در اوج مصیبت، پرچم روایت حق را برافراشت و دشمن را شکستخورده تاریخ کرد. اکنون رسالت رسانهها و نهادهای فرهنگی بسیار روشن است: بازنمایی حقیقت زن ایرانی، نه تصویری که اتاقهای جنگ روانی دشمن میسازند.
در هر سه کتاب تصویر تازهای از نقش زن در انقلاب اسلامی ترسیم شده، قهرمان اصلی هر سه کتاب از بانوان این سرزمیناند: یک مادر شهید و دو بانوی دیگر همسر شهید که البته آنان نیز مادر فرزندانی هستند. راوی هر سه کتاب نیز همین سه مهربانو میباشند و نویسندگان دو کتاب از این سه اثر نیز از بانوان نسلهای جدید این سرزمیناند.
روایت زنانه، گنجینهای از عواطف، زاویهدیدهای تازه و زبانهای بدیع را به ادبیات جهاد و مقاومت اضافه کرده و به آن عمق، غنا و تنوع میبخشد. لذا به عنوان یک نویسنده، معتقدم که دفاع مقدس، زمانی به طور کامل روایت میشود که هم صدای شلیک تیر در خط مقدم را بشنویم، هم صدای گریه مادر در پشت جبهه را. هم شعله آتش را ببینیم، هم سایههای بلند آن بر دیوار خانهها را.
بزرگترین تهدید این طرح، سلب حاکمیت مردم غزه بر سرنوشت خود است. واگذاری مدیریت اداری، اقتصادی و امنیتی به یک شورای بینالمللی، عملاً غزه را به منطقهای تحت «قیمومیت» تبدیل میکند بدون آنکه مردم در روند تصمیمگیری نقش واقعی داشته باشند.
«همسفر آتش و برف» ۴۰ فصل دارد که ابتدای هر کدام، با یک خودگویی از ذهن خانم فرحناز رسولی شروع میشود و در ادامه بخش دیگری از زندگی مشترک شهید و همسرش را نشان میدهد. گرچه مخاطب از ابتدا میداند با چه اثری روبهروست و در پایان چه اتفاقی قرار است بیافتد...
کتاب «خانوم ماه» یکی از همین روایتهاست؛ زندگی خانمناز علینژاد، همسر شهید شیرعلی سلطانی. کتابی که در هر سطرش لطافت زنانه جاری است. برخلاف بسیاری از روایتها که شما را با مردان به خیابانهای پرتظاهرات میبرند، «خانوم ماه» زاویه نگاهش را میچرخاند و پشت جبهه را نشان میدهد.
زندگی دبّاغ نشان داد که «زن برجسته اسلامی» در ترکیب هویت خانوادگی، توان فکری، شجاعت اجتماعی و مسئولیتپذیری انقلابی شکل میگیرد و نه مسئولیت اجتماعی خود را تعطیل و نه مسئولیت محوری در خانواده را فراموش میکند.
درباره کتاب «خانوم ماه» آنچه برای من جالبتر است، بازخورد دختران و زنان جوان است. تصور میکردم چون فضای داستان مربوط به دههی شصت، انقلاب و دفاع مقدس است، شاید برای این نسل چندان جذاب نباشد؛ اما برخلاف تصورم، اتفاقاً این قشر بیشترین توجه را نشان دادهاند.
اینکه انسان با داشتن فرزند، در کردستان و جوانرود زندگی کند، با ضدانقلاب درگیر باشد، بمباران شیمیایی را تجربه کند، و حتی در موقعیتی قرار گیرد که در نزدیکی مرز، در یک روستا تنها یک ماسک در اختیار خانواده باشد، در حالی که کودک نیز همراهشان بوده است؛ و با این همه، در کنار همسرش بماند تا وقتی ایشان به خانه بازمیگردد کسی در انتظارش باشد، همگی برای من روایتهایی ضروری و ارزشمند بودند.
ستارخان هنگامی که تبریز به کانون اصلی مشروطهخواهی تبدیل شد، متأثر از فرمان علمای نجف با روحیهی فرمانبرداری از علما برای مبارزه با دستگاه استبداد صغیر وارد میدان مبارزه شد و در این راه از جان خود مایه گذاشت. اساساً ستارخان و باقرخان به موجب فتوای آخوند خراسانی و عبدالله مازندرانی نیروهای خود را سازمان دادند و مدتها در مقابل محاصره سربازان دولت مقاومت کردند.
همان نظم استعماری که انسانِ سفید غربی اروپایی را ارباب، و دیگران را برده او میداند و حتی نگران قضاوت اخلاقی و ارزشی هم نیست. دقیقاً در چنین سازوکاری است که کشتار سازماندهی شده فلسطینیان هم بهمانند گردشگری کشتار مسلمانان در بوسنی پژواکی در وجدان جمعی و اخلاقی غرب پیدا نمیکند.
تب ناتمام کتابی ۳۰۴ صفحهای است که از دوران کودکی شهلا منزوی شروع میشود. اتفاقات ریزودرشتی در زندگیاش میافتند؛ اما قطعنخاع شدن فرزندش حسین دخانچی و ماجراهای پس از آن بخش اصلی کتاب را تشکیل میدهد. در نگاه اول به نظر میرسد کتاب الگویی برای زن امروز باشد؛ ولی هر چه کتاب پیش میرود...
مرحوم خانم دباغ یکی از سرمایههای این انقلاب است و جانش و توانش را برای این انقلاب گذاشته. حالا من بچهاش باشم یا نباشم، فرقی نمیکند؛ به گردن من دین دارد، همانطور که همهی شهدا و خدمتگزارانی که این انقلاب عظیم را رقم زدند به گردن من دین دارد.
اکنون پرسش اصلی چنین است: اگر الگوی نانو در حوزههای دیگر تکرار شود – از انرژیهای نو تا زیستفناوری و هوش مصنوعی – جایگاه ایران در ۱۰ سال آینده کجای جهان خواهد بود؟ راه پاسخ روشن است: ثبات در مدیریت، جدیت در پیگیری اهداف، و ایمان به توان جوانان. همان سهگانهای که یک بار ما را به قله رساند؛ و میتواند قلههای بلندتری را نیز فتح کند.
قانون سیاست روشن است: هرگاه قدرت از چارچوب عقلانیت بیرون رود و به ابزار افراط تبدیل شود، بذر ضعف آینده را در زمین امروز میکارد. هرگاه قدرت به ظلم و افراط روی آورد، خود بذر نیرویی را میکارد که روزی بر خود او غلبه خواهد کرد. قدرتی که بیمحابا مصرف شود، دیر یا زود خود را میبلعد.
عملیات «نیزه جنوبی» در این چارچوب، نه یک ابتکار امنیتی، بلکه تلاش برای ترمیم وجهه رهبری آمریکا پساز سلسلهای از ناکامیها تلقی میشود. اما مسئله دقیقاً در همینجاست، اتّکای بیشازحد به تهدید، تحریم و زور، روند فرسایش مشروعیت و اعتبار آمریکا را تشدید کرده است.
هیچ جامعهای نمیتواند بدون اتکا به توان و ظرفیتهای درونی خویش، مسیر توسعه و پیشرفت حقیقی را طی کند، چرا که استقلال زیربنای پیشرفت پایدار است. از این رو هرگونه تلاش برای تضعیف روحیه استقلالطلبی، نه تنها در تقابل با پیشرفت، که تهدیدی مستقیم برای کرامت و عزت ملّتهاست.
این همکاری با تعابیری از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی همراه شد، که حکایت از رضایت کامل ایشان داشت: «در همهى این مراحل - در حزب، زمان ریاست جمهورى و در این سالهاى متمادى - با ایشان همکارى داشتیم. ایشان مرد مؤمن، صدیق، باوفا، عاقل، کارآمد و در خدمت جمهورى اسلامى به معناى واقعى کلمه بود.»
رفاه یا ثبات کوتاهمدت ممکن است در سایه حمایت یا وابستگی به قدرتهای دیگر بهدست آید، اما تجربه تاریخی نشان داده که پایداری، خلاقیت و عزّت ملّی در بلندمدت فقط با استقلال ممکن است. کشورها و ملّتها بدون استقلال، دچار وضعیتی میشوند که در ادبیات سیاسی به آن «حاکمیت مدیریتشده» یا «حاکمیت اجارهای» گفته می شود.
| سرکار خانم الهام حیدری همسرم حاج حسن، خدای امیدواری بود. شکستهای زیاد داشتند، دوستان بسیاری را از دست دادند؛ چون در آزمایشها و کارهایی که انجام میدادند، خطر زیاد بود. اما خودش همیشه میگفت:...
جولانی در این میان صرفاً مهرهای موقت و سرمست از وعدههای فریبنده ترامپ است، وعدههایی که قرار نیست هیچگاه عملی شود. بهره سخن این است که همانطور که صدام و بنلادن روزی متحد واشنگتن بودند و روزی دیگر دشمن، جولانی هم تاریخ مصرف خود را خواهد داشت.
جنگ دوازدهروزه اثبات کرد که ما هرچند در دورهی استعمار فرانو هستیم و استعمار ذهن و جنگ نرم، امّا غربیها نشان دادهاند که پستتر از این حرفها هستند و اگر منافعشان ایجاب کند، به همان استعمار کهنه و سختافزار و تجزیهی ایران و اشغال هم فکر میکنند؛ یعنی نشان میدهد که ما با یک استعمار ترکیبی روبهرو هستیم.
ایران نه استیلاطلب است، نه استقلال خود را در معرض فروش قرار میدهد و حتّی اگر به قیمت رویارویی تمام شود، باقدرت جلوی وحشیگری مدرن میایستد. کلید کار در تغییر رویکرد غرب نهفته است که دست از تسلّططلبی بردارند؛ آنگاه شرایط عوض میشود، وگرنه تهدیدات آمریکا تأثیری بر ارادهی ملّی ایرانیان نخواهد داشت.
ما غربستیز نیستیم، بلکه غرب ایرانستیز است، غرب اسلامستیز است. ما بر اساس عقلانیّت شیعی و دینی و هویّت تاریخی و چند هزار سال سابقهی تاریخی و تمدّنیای که داریم، زیر بار سلطه نمیرویم؛ ملّت ایران زیر بار سلطه نمیرود و ما داریم مقاومت میکنیم. اتّفاقاً ما مقاومت عاقلانه، هوشمندانه و مقتدرانه در مقابل غرب داریم و این ویژگی ما است.
امروز وقتی به نسل جدید میگویید «باید مقاومت کنیم»، میپرسد چرا باید مقاومت کنیم؟ از کجا؟ تا کِی؟ و تصویری که برای ذهن او ساخته میشود این است که مقاومت یک پدیده پس از سال ۵۷ است؛ انگار انقلاب شد و تازه ایده مقاومت شکل گرفته است. در حالی که مقاومت، دستکم یک پدیده دویستساله است.
فرمولِ صلحِ تحمیلیِ آمریکایی روی ایرانیها جواب نمیدهد؛ نمیتوانند در اراده ملّت ایران خدشه کنند. موضع ایرانِ مستقلِ مقتدر همان است که دبیرِ عالیِ شورایِ امنیتِ ملّیِ جمهوریِ اسلامیِ ایران ۱۹ آبان ۱۴۰۴ بیان کرد: ایران، استقلالِ خود را در معرضِ فروش قرار نمیدهد، حتی اگر به قیمتِ رویارویی تمام شود؛ با قدرت، جلویِ وحشیگریِ مدرن میایستد.
تحلیلگران غربی و تحلیلگران جهان عرب و جهان اسلام و حتی پژوهشگران صهیونیست در آکادمیهایی که به ایرانشناسی و شیعهشناسی میپردازند، اعتراف کردهاند که فقه سیاسی شیعه بالاترین پتانسیل را در مواجهه با محور نظام سلطه، محور صهیونیسم و محور استعمار ـ که امروزه به شکل «استعمار فرانو» جلوهگر شده است ـ داراست. این فقه ظرفیت بالایی دارد و این ظرفیتها به شیوههای گوناگون در حال بروز و ظهور در جهان معاصر است.
پس اگر امروز از مقاومت دفاع میکنیم، نه از سر تعصب که از سر فهم است. تاریخ به ما میگوید عقبنشینی همیشه آغازِ سقوط بوده است. و اینبار، برخلاف گذشته، ملّت ایران تصمیم گرفته است حافظهاش را زنده نگه دارد. مقاومت یعنی نگذاریم تاریخ دوباره تکرار شود؛ یعنی حافظه را زنده نگه داریم تا فریب نخوریم.
انقلاب اسلامی بنیانگذار شکلگیری مدلی جدید از تمدنسازی اسلامی-ایرانی است که در تقابل فرهنگی و ایدئولوژیک با تمدن غرب به ظهور رسید. در این تحولات، اصول و مبانی فکری اسلام بهمثابه «جریان تمدنساز» معرفی شد و نظام جمهوری اسلامی خود را الگویی برای مقابله با کاستیهای تمدن غرب معرفی کرد.
تنبیهالاُمّة، طرح یک حکومت مشروطه است که مختصات آن، با قواعد آیین اسلام تعارضی ندارد. این نظریه، البته نظریهی آرمانی نایینی نبود. او، به ولایت فقیه و حکومت فقیهان در عصر غیبت اعتقاد داشت اما به دلیل مهیا نبودن شرایط برای پیاده ساختن این حکومت آرمانی، طرح جایگزینی پیشنهاد داده بود که مفاسد کمتری، به نسبت یک حکومت استبدادی شاهنشاهی داشته باشد و در عین حال، با قواعد اسلامی هم مغایر نباشد.
ترامپ سعی دارد با بزرگنمایی درباره دستاوردهای تجاوز آمریکا و نیروی نیابتی خود در منطقه به ایران، ژست پیروز ماجرا را گرفته و اهداف باجخواهانه خود را به ایران تحمیل کند اما غافل از این موضوع است که این اعتراف، ناخواسته اعتراف به قدرت ایران است.
پس از تسخیر لانه جاسوسی، دولت جیمی کارتر در آمریکا دچار سردرگمی و درماندگی سیاسی بیسابقهای شد. رئیسجمهور ایالات متحده که مدعی رهبری جهان آزاد بود، در برابر اراده ملت ایران و قاطعیت رهبری انقلاب اسلامی، کاملاً ناتوان ماند.
جنگِ دوازدهروزه فقط یک درگیری نبود؛ یادآوریِ یک حقیقت بود: این دشمنی ذاتی است و ذاتِ «شیطانِ بزرگ» تغییرناپذیر است. اگر اساس انقلاب اسلامی برپایه آیه قرآنی لا تَظلِمونَ وَ لا تُظلَمون است، ذات آمریکا هم دشمنی و جنایت است؛ نه از دشمنی خسته میشود و نه از جنایتِ خود شرمنده و پشیمان.
موضع ایران در قبال آمریکا، بیش از آنکه یک موضع احساسی و هیجانی باشد، یک موضع عقلانی است. یعنی برآمده از واقعگرایی و عقلانیت است. و شاید هر دولت دیگری اگر در شرایطی که در حال حاضر ایران هست قرار میگرفت، چنین تصمیمی را اتخاذ میکرد. این یک وضعیت استثنایی و منحصربهفرد نیست.
مطابق با آموزههای اسلامی از ابتدای خلقت انسان همواره دو جبههی ایدئولوژیک بر سر اطاعت از خداوند یا اطاعت از شیطان رویاروی یکدیگر صفآرایی کردهاند که در یک سو جبههی حق با عناوینی چون «اولیاء خدا»، «حزبالله» یا «مستضعفین» و در سوی مقابل، جبههی باطل با عناوینی نظیر «اولیاء طاغوت»، «حزبالشیطان» و یا «مستکبرین» قرار دارد.
از فلاسفه و متفکّران باستان تا فلاسفه و متفکّران معاصر غربی، اعتقادشان در مورد زن این است که زن موجود دست دوّم، شهروند منفعل، عامل گناه نخستین و فاقد استقلال مدنی، حقوقی و سیاسی است. کنشگر نیست و در حقیقت این زن است که عامل انحراف، فساد و تباهی در جامعه است و حتی در فلسفه کانتی که امروزه سرلوحه نظامهای حقوقی غربی است، این موارد کاملاً آشکار است.
تمدن غرب امروز با واژگان فریبندهای مانند آزادی، حقوق بشر و پیشرفت خود را میآراید، اما اگر سطح ظاهری را کنار بزنیم، ردپای اندیشههایی را میبینیم که ریشه در تاریخ خونبار و فلسفه مادیگرایانه دارند. از کولوسئومهای روم تا میدانهای استعمار، لذت از خشونت و سلطهجویی بارها و بارها تکرار شده...
با شکلگیری شورای انقلاب اسلامی که به قول شهید بهشتی در اصل «شورای مشاوران رهبر انقلاب» بود، مشورتهای اعضا جهت انتقال قدرت مشخص و به اطلاع امام خمینی میرسید. آیتالله خامنهای نخستین مأموریت شورا را مدیریت مبارزات دانستهاند.
درسِ تلخ اشغال ایران در جنگ جهانی دوم در سال ۱۳۲۰ این بود: حکومت بدون مشروعیت و مردم سقوط میکنند، حتی اگر یونیفرم و تانک داشته باشند. و درسِ مقاومت ۱۴۰۴ هم این بود: ملّتی که برای حق میجنگد و برای کشورش تصمیم میگیرد شکست نمیخورد حتی اگر دو قدرت اتمی روبرویش باشد.
راههایی برای نفوذ به ساختمان اصلی را جستجو کردیم، اما دسترسی سخت یا ناممکن بود. تا اینکه یکی از اعضای سفارت بیرون آمد و با دکتر شیخالاسلام صحبت کرد بالاخره راهی باز شد؛ چند دانشجوی مرد توانستند وارد زیرزمین شوند. آنها گزارش دادند که امحای اسناد در جریان است، پروندهها را میسوزانند و تلاش میکنند چیزی به دست ما نرسد.
تأکید رهبر انقلاب بر «بنیادین بودن» اختلاف با آمریکا، پیام استراتژیک مهمی دارد. این تفکیک به جامعه بینالمللی میگوید که تهران منتظر تغییر دولت در واشنگتن یا تعدیل لحن نیست و مسئله عمیقتر است. بازتاب جهانی بیانات رهبر انقلاب نشان میدهد که تهران توانسته است از «دیپلماسی واکنشی» به «دیپلماسی مشروط» عبور و در عین حال، چارچوب گفتمانی خود را بر افکار عمومی جهانی تحمیل کند.
تظاهرات و خیزش دانشجویی در آستانه تسخیر سفارت را باید در بستر این سابقه خواند: پاسخ یک جامعه به تجربه طولانی از مداخله و تلاش برای بازپسگیری استقلال سیاسی. انقلاب ایران نه صرفاً تغییر یک رژیم، که قطع رابطهی تنگاتنگی بود که منافع ملی را قربانی منافع خارجی میکرد.
ما مؤتلفه را با هدایت امام آغاز کردیم، با ارشادات امام ادامه دادیم، و الان الامر الیکم! امر با شماست، هرطور که بفرمایید ما خودمان را تطبیق میدهیم و اگر بفرمایید موتلفه دیگر نباشد ما مؤتلفه را فراموش میکنیم! آقا تحسین فرمودند و گفتند شما که میدانید امام این اواخر در مورد هیچکدام از این تشکلها تأییدی نداشتند، اما راجع به مؤتلفه تأیید داشتند!
از جمله جلساتی که آقای میلانی بسیار فصیح و متین و شمرده و خوب صحبت کرد آن جلسه بود... مرد خوش تقریری بود. آن جایی که مطلب برطبق میل و ذوقش بود، خیلی شمرده و زیبا و با صدای بمی که داشت حرف میزد.» آیتالله میلانی سپس نامهای را که به امام خمینی نوشته بود برای حاضران خواند. نامهای بود خوش لحن، محکم و خوش معنا.
اما چرا روایت و تحلیل امروز رهبر انقلاب، «منطقی» است؟ بررسیها و گزارشهای دقیق و مبتنی بر آمار محققانی در خودِ غرب نشان میدهد قلدری و تهدید و ارعاب، اصلیترین ابزار و ویژگی دولت حاضر است و این تهدیدها زمانی عملی شدهاند، که آمریکا حس کرده با بازیگری ضعیف مواجه است که اقدام علیه آن، هزینه ندارد یا هزینه اندکی دارد.
برای شناخت بهتر و دقیقتر غرب باید ویترینِ غرب را کنار بگذاریم و ریشههای پشتش را نشان بدهیم. آن تفکر مادیگرا را ترسیم کنیم، نشان بدهیم، عریان کنیم که چطور برایش انسان فاقدِ اعتبار است، چطور اخلاقیات برایش فاقدِ اعتبار است، چطور هدف وسیله را برایش توجیه میکند؟
از ۱۳ آبان ۵۸، روزی که جوانان انقلابی لانه جاسوسی آمریکا را فتح کردند، تا جنگ ۱۲ روزه ۱۴۰۴ که نسل سوم و چهارم انقلاب پایگاههای آمریکا را در منطقه زیر آتش موشکهای خود تحقیر میکنند، یک حقیقت روشن مانده است: پرچم ایران، در هر میدانی برافراشتهتر از پیش در اهتزاز است.
جنگ ۱۲ روزه نشان داد که غرب برای رسیدن به اهدافش، به خوی وحشیگریاش پناه میبرد. درس دیگری هم که این جنگ به ما داد همان صحبت صدر اعظم آلمان بود که اعتراف کرد رژیم صهیونیستی کارهای کثیف غرب که خودش نمیخواهد یا نمیتواند را انجام میدهد.
نیاز کشور و ضرورت حفظ انسجام چیزی نیست که ما بگوییم امروز دیگر مثلاً تاریخ مصرفش تمام شده. همانطور که عرض کردم، انسجام و همدلی هیچ وقت تاریخ مصرف ندارد. این مسئله در یک برهههایی اهمّیّت بیشتری دارد و ما همچنان در آن مقطع و بهاصطلاح در آن بزنگاه و در آن برههی حسّاس هستیم.
یکی از مشکلات جدّی آمریکاییها این است که امروز بر سر مسئلهی فلسطین با اروپا اختلاف جدّی پیدا کردهاند. همیشه یکی از مؤلّفههای ابرقدرت ماندن آمریکا همکاری با متّحدان اروپایی بوده؛ یعنی به هر میزانی که این همکاری و این تعاملات کمتر بشود، آمریکا از ابرقدرت بودن فاصله میگیرد و یکی از دلایل افول آمریکا همین مسئله است.
میرزای نائینی نسخههای «تنبیهالامّة» را برای عدم سوءاستفادهی مشروطهچیهای آن زمان جمعآوری میکرد و شاهد اینکه ایشان از رأیش برنگشته این است که خود نسخهی چاپی را ایشان تصحیح کرده و با قلم خودش کم و زیاد کرده که این نسخهای هم که الان ضمن موسوعهی نائینی منتشر شده، آن نسخهی نهایی است.
عبارت مشهور هالووین این است: «شیرینی یا شرارت»! یعنی یا شیرینی و شکلات بده یا با شرارت مواجه خواهی شد. سیاست خارجی آمریکا شبیه کودکی است که کدو تنبل بر سر گذاشته و میخواهد با ارعاب از دیگران اخاذی کند. گویا برای کاخ سفید ۳۶۵ روز سال، هالووین است.
در فاصله سیزده ساله آبان ۱۳۴۳ تا آبان ۱۳۵۶، آیتالله قاضی نیز همچون علمای دیگر بلاد از پای ننشسته بود. با این حال تدبیر مبارزه در تبریز، دشوارتر از دیگر مناطق بود. با این وصف، شنیدن خبر شهادت حاجآقا مصطفی که از دوستان دوره تحصیل آیتالله قاضی بود، موجب شد او علمداری کند و تبریز از شهرهای پیشرو در اوجگیری مجدد مبارزه باشد.
از افسر جوان دهه شصتی و دهه هفتادی نظامی پای سامانههای دفاعی و موشکی تا عضو تیم ملّی ورزشی کشور همه یک هدف مشترک دارند: بر افراشتن و اهتزاز پرچم ایران عزیز بهعنوان نماد امید و آزادگی و ایستادگی! نام کاروان ورزشی ایران را درست انتخاب کرده بودند. این جوانان به معنای واقعی کلمه سفیران امیدند و ایران فردا با این جوانان قلهها را فتح خواهد کرد.
بهرغم آنکه استعفای دولت مهندس بازرگان در فضای سیاسی - اجتماعی کشور با استقبال اکثریت مردم و جریانهای سیاسی روبرو شد، در بدو امر، امام و شورای انقلاب با اغماض و تقدیر، نخستوزیر را شفاهاً بدرقه کردند. روزنامه جمهوری اسلامی، ارگان حزب جمهوری اسلامی، در سرمقالهای ضمن اشاره به ناتوانی و شکست مهندس بازرگان در مسند نخستوزیری دولت موقت، از خدمات آن دولت نیز یاد کرد
غرب دارای یک پوسته و ظاهر و یک باطن و درون است. ما برای اینکه بتوانیم بهخوبی غرب را بشناسیم، باید نگاهی تحلیلی، تطبیقی و تاریخی به تمدّن غرب داشته باشیم؛ یعنی آن را بهصورت کلّی منسجم در نظر بگیریم که مجموعهای است از عناصر بشری که میتوانند هدف آن تمدّن را کاملاً محقّق کنند.
تعارض آمریکا با ایران، یک تعارض هویتی است. این مسئله ناشی از تجربهای تاریخی است؛ تجربهی کودتای ۲۸ مرداد. آن زمان هنوز بحث اسلام و انقلاب اسلامی به معنای امروز مطرح نبود، بلکه نوعی استقلالطلبی در میان بود. میگفتند نفت مال مردم این کشور است، بگذار در اختیار خودشان باشد. همان دولت ملی وقتی توانست نفت را ملی کند، برای آمریکا و انگلیس خطرناک شد.
سرانجام علامه نیز مانند سایر افراد دیگر در مبارزه سیاسی فرهنگی در دوران رژیم شاه از تعرض نیروهای رژیم در امان نماند. اما علیرغم تمامی تلاشها که حتی منجر به حمله به منزل ایشان در سال ۱۳۵۲ و بازرسی کتابخانه وی گردید، رژیم در جلوگیری از فعالیتهای ایشان ناکام بود.
جنگ اخیر نشان داد که ملّت ایران وقتی خطر را نزدیک احساس کند، میتواند قدرت خود را از درون بازآفرینی کند. این تجربه یادآور یک اصل بنیادین است: اتّحاد، شرط پیروزی در میدان و شرط بقا در صلح است. امروز نیز، هر سخن و رفتاری که اعتماد عمومی را تضعیف کند، دانسته یا نادانسته در خدمت دشمن قرار میگیرد.
هفتهی اوّلی که لانهی جاسوسی را گرفته بودند، قیصر بیانیّههای دانشجویان پیرو خطّ امام را ویرایش ادبی میکرد. خودش هم پُرشوروحال، بر روی دیوار لانهی جاسوسی شعر میخواند؛ یادم هست که با بلوزِ یقهاسکیِ سفید، روی دیوار لانهی جاسوسی در حال خواندن شعر یا بیانیّه بود.
منظور از شعار اینکه «آمریکا را مجدداً باعظمت بکنیم» این است که برگردیم به دورانی که آمریکا باعظمت و باشکوه بود. خب، آن عظمت و شکوه آن دوران بر چه مبنایی بود؟ بر مبنای نسلکشی. یعنی اساساً آن درخشش و شکوه و تمدن آمریکایی، روی جنازه سرخپوستها، روی جنازه تمدنهای پیشینی که ساکنان اصلی قاره آمریکای شمالی بودند، شکل گرفت.
از شرق و غرب، هر دو، مبنای خود را بر ماتریالیسم نهادهاند. در حال حاضر این مبنا در هر دو سوی عالم حاکم است. اما امروز معنویت و اخلاق وارد عرصه سیاست شدهاند؛ حرکت پس از دوران قرون وسطی، حرکتی منهای اخلاق بود، اما اکنون اخلاق به میدان آمده است. روشن است که این حرکت، حرکتی کاملاً معکوس و برخلاف مسیر مدرنیته است.
حملات اخیر اسرائیل، بار دیگر نشان داد که نه آمریکا به عنوان ضامن توافق و نه اسرائیل به عنوان مجری آن، هیچگاه به اصول صلح و تعهدات بینالمللی پایبند نیستند. ۲۰۰ پیکر بی جان مردم مظلوم غزه از ابتدای آتش بس تا کنون، گواه ماهیت واقعی صلح آمریکایی است.
دلیل اینکه قیصر، با وجود شاعرانی که شاید از او شاعرتر باشند، توانسته این مقبولیت را پیدا کند، همین وجه «حافظانگی» او در شعر معاصر و شعر انقلاب است. در شعر قیصر نمیتوان یک بعد خاص او را برتر دانست؛ مثلاً نمیتوان گفت قیصر شاعری تصویرگرا، حماسهسرا یا سخنور است. هیچ یک از وجوه شعر او به تنهایی برجسته نشده و همهی عناصر در شعر او همزمان حضور دارند.
شعر قیصر چکیدهای از تمام لطافتها و زیباییهای شعر بود که از زمان بیدل تا امروز تا حدود زیادی در شعر ما فراموش شده بود. او موفق شد شعر سنتی و شعر مدرن را طوری کنار هم بگذارد که مخاطب با جهانبینیهای متفاوت، ایدئولوژیهای مختلف، بتواند آن را بخواند و لذّت ببرد.
قیصر و دوستانش، علیرغم برخی شاعرکان منسوب به انقلاب که دامن به نان و نام و سکّه آلوده بودند، با سلوک زاهدانه خود ثابت کردند که هم ذاتاً شاعرند و سخنشان عیار بالایی از ادبیّت و هنر دارد و هم بیاعتنا به ارباب قدرتاند. اینان همچنین با سرودن اشعار اعتراضی تعهّد اجتماعی خود را در برهههای مختلف به مردم و دردهایشان نشان دادند.
قیصر توانست در یکیدو دهه، «قیصرِ ادبیات انقلاب» باشد و تا حدودی، حکمران بلامنازع شعر معاصر لقب گیرد. او چه در شیوهی آشنایی و چه در مضمون و محتوا، افزودههای بسیاری به ادبیات داشت. شعرهای کودکانه و نثرهای زیبای ایشان نشان میدهد که قیصر تنها شاعر بزرگسالان نبود، بلکه انسانی جامعالاطراف بود.
طهرانیمقدم و یارانش در تمام این ۴ دهه، مصداق همان جمله طلایی خودش بودند: «فقط انسانهای ضعیف به اندازه امکاناتشان کار میکنند.» او و یارانش از دهه ۶۰ تا امروز عینیت بیرونی انسانِهای نسل انقلاب اسلامیاند. انسانهایی که بدون هیچ منت و توقع، شانه زیر بار امانت الهی دادهاند و در سکوت در مسیر قدرتمند کردن کشور قدم برمیدارند.
حزبالله با کنشگری هوشمندانه خود در محیط ملتهب منطقه نشان داده است که توانایی تبدیل تهدیدات خارجی به فرصتی برای نشان دادن مسئولیتپذیری ملّی و مدیریت بحران را دارد بهگونهای که از یک سو از امنیت مرزها دفاع شود و از سوی دیگر از فروپاشی داخلی جلوگیری گردد.
استقلال و آزادی از مفاهیم زیربنایی انقلاب ما به شمار میروند. استقلال و آزادی، در علوم سیاسی و حقوق اساسی، غالباً در معنای ظاهری خود به کار میروند؛ یعنی اینکه هیچ قدرت بیرونی بر یک ملت و حاکمیت آن تأثیر نگذارد، تصمیمگیریهایش کاملاً آزاد و مستقل باشد، تحت فشار بیگانگان نباشد و تمامیت ارضیاش حفظ شود.
آمریکا در بیش از دو دهه اخیر باعث شده که غرب آسیا بهعنوان بحرانیترین منطقه در عرصه بینالملل شناخته شود و علت این مسئله نیز مستقیم به سیاستهای جنگطلبانه و تندروانه آمریکاییها برمیگردد. حال در این شرایط دونالد ترامپ با گرفتن ژست صلحطلبی به دنبال نجات منطقهای است که خود آن را تبدیل به نقطهای بحرانی کردهاند.
امام گفتند مصطفى امید آیندهى ما بود و واقعاً همینجور بود و آقامصطفى امید آینده و خمینىِ آیندهى ایران بود. آن استعداد زیاد، آن دانش زیاد، آن روحیهى بسیار خوب و عالى، آن اندیشهى درست مىتوانست براى آیندهى ایران ذخیرهاى پایانناپذیر باشد و حادثهى شهادت او نشاندهندهى شخصیت معنوى او مىتوانست باشد...
فتحی شقاقی میگوید: «هیچ چیزی بهاندازه انقلاب امام خمینی نتوانست ملّت فلسطین را به هیجان بیاورد و احساسات آنها را برانگیزد و امید را در دلهایشان زنده کند. با پیروزی انقلاب اسلامی ما به خود آمدیم و دریافتیم که آمریکا و اسرائیل نیز قابل شکست هستند.»
در جنگ تحمیلی ۱۲روزه که در زمان کوتاهی مملو از صحنههای حماسی و پر از آرامش بود، آزمون وفاداری، هوشیاری و دشمنشناسی مردم ما رقم خورد. این صحنه، هم از یک جهت تمرینی برای موارد مشابه، هم تجلّی و بروز هویّت و ارادهی ملّی، و هم نمایش بیاعتمادی مردم نسبت به دشمن بود.
جوانان ایرانی در میادین ورزشی بهکرّات افتخار میآفرینند، مدالهای علمی جهانی را به خانه میآورند، در میدان نظامی هم نوآوری و تولیدات کارآمد و شگفتیساز دارند و هم وقت استفاده از آنها حماسه میآفرینند و بالاخره در میدان دفاع از وطن، با هر سلیقه و نگاهی، کنار هم در برابر دشمن متجاوز میایستند. و این همان چیزی است که دشمن از درک آن عاجز بوده...
اعتراضات گسترده مردم آمریکا که از ۱۸ اکتبر ۲۰۲۵ شروع شد یکی از بزرگترین جنبشهای اعتراضی در تاریخ معاصر این کشور است. میلیونها شهروند، از نیویورک و شیکاگو گرفته تا روستاهای کوچک داکوتای شمالی، در اعتراض به سیاستهای اقتدارگرایانه ترامپ به خیابان آمدند و شعار «نه به پادشاه» سر دادند.
جنگ دوازدهروزه گذشت، اما در ذهن جامعه اثری ماند که نباید به هیجان گذرا تقلیل یابد. شاید اکنون زمان آن باشد که از دل این تجربه، نه فقط روایت مظلومیت، بلکه الگوی بلوغ و بیداری اجتماعی استخراج شود؛ الگویی که بتواند حافظ صلح، عدالت و هویت جمعی ما در جهان پرآشوب امروز باشد.
بازتاب گسترده جهانی سخنان رهبر معظم انقلاب نشاندهنده اهمیت استراتژیک این بیانات در شرایط کنونی منطقه و جهان است. در حالی که رسانههای غربی بر جنبههای دیپلماتیک، رسانههای صهیونستی بر ابعاد امنیتی، رسانههای عربی بر موضوع مقاومت و رسانههای شرقی بر استقلال تمرکز کردند، همه آنها بر یک نکته اتفاق نظر داشتند و آن اینکه، بیانات رهبر انقلاب «نقطه عطف» در روابط ایران با جهان و به ویژه با آمریکا است.
شکست میدانی، ناکامی در تحقق اهداف جنگ، فروپاشی دستگاه تبلیغاتی بینالمللی، تفاوت نگرش نسلهای جوان غربی به ماجرای فلسطین، بحران داخلی و تبعات اقتصادی و امنیتی همگی حاکی از شکستهای بزرگ اسرائیل پس از ۷ اکتبر است.
دولت ایران برای رفع اختلاف حاضر شد که پرداخت غرامات را بر طبق قانون ملّیشدن صنایع در خود انگلستان یا هر کشور دیگر قبول کند [...] که این پیشنهاد قبول نشد. [...] این مقدمات سبب شد که دولت ایران به ناچار روابط سیاسی خود را با دولت انگلیس منقطع ساخته
شهیده معصومه (آرزو) کرباسی، بانویی از جنس ایمان و جهاد بود که در کنار همسرش رضا عواضه، مسیر زندگی را با تعهدی آغاز کرد که پایانش شهادت بود. آنان در ۲۸ مهر ۱۴۰۳ در جنوب لبنان، زیر آسمانی که شاهد عشق و وفاداریشان بود، در پی حمله پهپاد صهیونیستی به دیدار معبود شتافتند. معصومه اولین و شاید تنها زن ایرانی بود که در ادامه نبرد طوفانالأقصی در لبنان به شهادت میرسد.
ایران تسلیم زورگویی نمیشود و آنچه ترامپ مذاکره و معامله مینامد و تهران را به آن دعوت میکند، دیکتهای آمریکایی است که ایران صرفاً باید امضاکننده آن باشد. این قلدربازیها شاید برخی را در دنیا مرعوب کند و صحنهای برای نمایشهایی همچون شرمالشیخ بسازد اما قطعاً بر ایران اثر نخواهد گذاشت.
کنشگر عاقل انقلابی در منظری خودآگاهانه و منطقی به ابزارها و امکانات مینگرد و در صورت تأمین منفعت و یا دفع ضرر، کاربست ابزاری چون مذاکره را تجویز و یا رد میکند. بدیهی است پذیرش مذاکره در شرایط تحمیلی، تحقیری و تسیلمی عقلانی نیست.
حسین مهدیان از مدیران روزهای بحران انقلاب اسلامی بود اما با فرونشستن التهابات، به دفتر نشر فرهنگ اسلامی بازگشت و تا سالهای طولانی در آن مشغول فعالیت بود. بسیاری از کتب قبل انقلاب آیتالله خامنهای را در این دفتر بازنشر کرد و برخی کتب جدید که از بیانات ایشان تدوین شده بود را نیز منتشر کرد.
سردار افشار تلاش کرد بسیج را از حوزهای صرفاً نظامی به نهادی اجتماعی و فرهنگی تبدیل کند. طرح واکسیناسیون فلج اطفال با همکاری وزارت بهداشت، نمونهای از این رویکرد بود. در کنار فعالیتهای بهداشتی و سازندگی، بسیج تحت فرماندهی افشار در عرصه فرهنگ و تربیت نیز فعال شد.
جوانانی بودند که در عین گمنامی، طی این سالها دست کشور را از ابزار دفاعی بومی پر کردند تا جوانانی دیگر با رشادت و شجاعت به وقت خطر، دشمن متجاوز را تنبیه کنند و بر جای خود بنشانند. و امتداد این نسل افتخارآمیز جوانانی هستند که با افتخار به پرچم کشور خود در میادین ورزشی ادای احترام نظامی میکنند و یا میهن را در محافل علمی جهانی، سربلند میسازند.
حماس بهخوبی نسبت به کارنامه سیاه اسرائیل واقف بود و به همین دلیل پاسخی هوشمندانه به طرح ۲۰بندی صلح داد. حماس با این پاسخ راه را بر هرگونه اتهام مبنی بر عدم تمایل این جنبش به راه حل سیاسی و مذاکره، بست و فرصتی برای عیان شدن مجدد چهره جنگطلبانه اسرائیل فراهم کرده است.
صفآرایی دشمن و اهداف آن شفافتر از پیش شده و علنی میگوید بهدنبال چیست. در چنین شرایطی اتحاد و انسجام اجتماعی، همصدایی جریانات و گروههای سیاسی در برابر صفآرایی دشمن و یارگیری هوشمندانه در سطح جهانی از جمله اقدامات لازم و ضروری است
استقلالخواهی، جلوی استحاله شدن را می گیرد و نمی گذارد یک ملّتی به «خادم تمدنی دیگران» یا «سوژه منفعل و رام گفتمانهای آنها» تبدیل شود. در این چارچوب، انرژی هستهای صلحآمیز نیز، نماد استقلال علمی و فناورانه، استقلال راهبردی، و بستری برای توسعه فناوریهای کلیدی بدون وابستگی به کشورهای دیگر است.
پروندهی غزه در کنار پروندههای اخیر جنایات رسمی و آشکار صهیونیستها در لبنان، سوریه، ایران و قطر نشان میدهد که اسرائیل دیگر نمیتواند در نقش «عنصر عادی» ظاهر شود و هرچه زمان میگذرد، این حقیقت برای ملتهای منطقه روشنتر میشود که امام فرمودند: این یک غده سرطانی است در یک گوشه ممالک اسلامی، و اینطور نیست که اکتفا بکند به همان «قدس».
شهادت سنوار و دیگر رهبران حماس نه تنها باعث ایجاد وقفه در مسیر مبارزه نشده بلکه همانند دمیدن روح تازهای در کالبد مقاومت است. پیروزی حماس در تبادل اسرا نشان داد که مقاومت با وجود دو سال حملات همه جانبه تعیینکننده آینده این نبرد است و این همان دستاورد بزرگ عملیات طوفانالاقصیٰ و معمار بزرگش یحیی سنوار است.
ایستگاه شرمالشیخِ ۲۰۲۵ چیزی بیش از ایستگاه مادرید دهه ۹۰ میلادی نیست. تنها تفاوت در این است که رژیمِ صهیونیِ امروز بیاعتبارتر و بیآبروتر و نسلکُشتر از آن روز ظاهر شده است. در این میان البته مقاومت فلسطین با کولهباری از تجربیات تاریخی گذشته و آگاه از بدعهدی دشمن صهیونی سعی دارد تاحدامکان از این فضا استفاده و آلام مردم غزه را کاهش دهد.
آیتالله خامنهای میگویند: «صبح روز بعد [هشتم بهمن] گروهی از جمله آقای انواری برای آماده کردن مسجد به دانشگاه تهران رفتند. چندی بعد من و آقای بهشتی به سمت دانشگاه روانه شدیم. آنجا آقای انواری مژده داد که همه چیز بر وفق مراد است.» پس از اعلام خبر تحصن، نخستین بیانیه نیز خطاب به مردم صادر شد.
ما در این جنگ متّکی به سلاحهای خودمان بودیم، امّا اسرائیلیها متّکی به سلاحهای بیگانه. اسرائیل تنها نبود؛ کشورهای غربی به او کمک میکردند و هواپیماها و رادارهایشان در میدان حضور داشتند. برای مثال، آمریکا سامانههای راداری تاد را برای ردیابی موشکهای ما به آنجا فرستاده بود؛ یعنی عملاً حضور فیزیکی کشورهای دیگر در صحنه وجود داشت.
مردم ایران شاید سلایق و نظرات مختلفی درباره مسائل گوناگون داشته باشند اما قطعاً در یکچیز اشتراک نظر دارند و آن هم این است که حاضر نیستند در برابر زورگویی و قلدری، سر خم کنند. مشکل اساسی دشمنان ایران نیز همین است؛ محاسباتی غلط که از نشناختن ملت بزرگ ایران ناشی میشود.
توافق شرمالشیخ گرچه در ظاهر به نام صلح و آتشبس ثبت شد، اما در حقیقت اعترافی آشکار به پیروزی مقاومت بود؛ پیروزی اراده بر سلاح، پایداری بر تکنولوژی و ایمان بر اشغال. اکنون پرسش اصلی نه این است که آیا اسرائیل بار دیگر جنگ را از سر خواهد گرفت، بلکه این است که آیا میتواند پس از این شکست، مشروعیت ازدسترفته خود را بازسازی کند.
اما توافق آتشبس که تحت فشار آمریکا و با میانجیگری بازیگران منطقهای در شرمالشیخ امضا شد، هیچکدام از این شروط را محقق نکرد. تا بدین لحظه حماس سلاحهای خود را حفظ کرده، غزه از ساکنانش خالی نشده، کنترل امنیتی تلآویو ناقص مانده و هیچ سازوکاری برای دولت جایگزین مد نظر اسرائیل شکل نگرفته است.
دنیای بعد از ۷ اکتبر با قبل از آن فرق دارد. اینبار حتی ورزش کردن هم برای اسرائیلیها عادی نخواهد بود. نه فلسطین مثل قبل تنهاست و نه ایران در زمین دفاع از فلسطین تنها میماند. منطق مقاومت از سیاست فراتر رفته و در میدانهای ورزشی، دانشگاهی، هنری و فرهنگی امتداد یافته است.
اکنون که جنگ در این مرحله متوقف شده است رژیم صهیونیستی در صحنه افکار عمومی، دیپلماسی و سیاست جهانی با انزوایی تاریخی مواجه شده است؛ انزوایی که برخلاف گذشته، این بار ریشه در حقیقتی آشکار و غیرقابل انکار دارد. انزوایی که حتی دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا و حامی اصلی نتانیاهو در جنگ غزه نیز به آن اعتراف کرده
دولت آمریکا و شخص ترامپ به دنبال نمایشهای خاص خود است و دولت نتانیاهو نیز پس از کشتار دهها هزار نفر از اهالی غزه و بیآبرویی محض در دنیا، چیزی برای از دست دادن در این زمینه ندارد. با این همه باید گفت سربلندی و پیروزی امروز مردم و مقاومت در غزه، نتیجه ایمان، توکل و صبری است که ۲۰۰ هزار تن بمب هم از پس آن برنیامد.
در منطقهای که سالهاست زیر سایه جنگ و ویرانی نفس میکشد، آمریکا نه تنها ناظر، بلکه معمار اصلی بسیاری از فجایع است. از غزه تا لبنان و از یمن تا ایران، سیاستهای واشنگتن با تزریق میلیاردها دلار تسلیحات و حمایتهای بیقیدوشرط، بستر و استمرار شرارتها و جنایتهای سازمانیافته را ممکن کرده است.
بعد از گذشت نزدیک به یک سال از شهادت سیدحسن نصرالله بهعنوان «مغز متفکر و فرمانده کاریزماتیک مقاومت» رژیم غاصب تصوّر میکرد که ضربات ملموسی بر پیکره حزبالله وارد کرده و سعی کرد بیشترین بهرهبرداری را از این خلأ رهبری بکند. تحلیلگران صهیونیست اعتراف کردند که «حزبالله علیرغم این ضربات سهمگین، فرو نپاشید» و همچنان توانایی انجام نبرد چریکی را حفظ کرد.
برآیند تحولات دو سال گذشته نشان میدهد که اسرائیل در تمامی سطوح اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و نظامی تحت فشار بیسابقهای است. این فشارها، برخلاف بحرانهای مقطعی گذشته، ماهیتی ساختاری دارند و توازن راهبردی منطقه را بهتدریج به نفع محور مقاومت تغییر میدهند.
به خاطر تمام حمایتهای جمهوری اسلامی، از رهبر انقلاب امام خامنهای (دام ظله)، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ملّت مجاهد و قهرمان ایران، دولت و تمامی نیروهای امنیتی آن، کمال قدردانی را داریم. ما احساس میکنیم که سراسر ایران، از ابتدا تا انتها، همراه ماست؛ به ما یاری رساند و باعث شد چنین اراده و قدرتی را احساس کنیم.
در این منطق، «کمک مؤمنانه» صرفاً یک رفتار اخلاقی نیست؛ مصداق واقعی «انقلابیگری» است. انقلابی بودن یعنی سبقت در کار خیر، یعنی تبدیل ایمان به عمل اجتماعی. این همان جهادی است که رهبر انقلاب آن را تا تحقق عدالت و رفع فقر، تعطیلناپذیر میدانند.
در این جنگ دوساله اسرائیل به دلیل ناتوانی در رسیدن به اهداف خود و قرار گرفتن در موقعیت بنبست و انزوا دستبهدامان ترامپ برای ارائه طرح صلح شده است. شاید دو سال پس از آغاز این نبرد بتوان گفت طوفانالاقصیٰ صرفاً یک عملیات نظامی نبود، بلکه نقطه عطفی تاریخی بود که مسیر جهانی پرونده فلسطین را دگرگون کرد.
اپوزیسیون امروز ایران، بیشک یکی از مفلوکترین خائنانی است که تاریخ این کشور به خود دیده است؛ جماعتی که همهچیزش قلابی و عاریهای است و در بیآبرویی چنان بیپرواست که نهتنها پادویی برای متجاوز به وطن را پنهان و انکار نمیکند، بلکه به آن افتخار هم میکند.
زمانی که مداخلهی خارجی در قالب یک جنگ تمامعیار و تجاوز نظامی تجلی پیدا میکند، استقلالخواهی ایرانیان احیا و تقویت میشود. در جنگ ۱۲ روزه نیز دیدیم که ایرانیان برای حفظ تمامیت ارضی و استقلال سیاسی و همهجانبهی خود در برابر تجاوز نظامی ایستادند. فارغ از همهی گرایشهای سیاسی و فکری، ایرانیان همانطور که در طول تاریخ نشان دادهاند، در برابر تجاوز بیگانه با حسّاسیت میایستند.
هرچند در عصر وابستگی متقابل باید پذیرفت که کشورها دارای مزیتهای نسبی متفاوتی هستند و ضرورتی ندارد هر کشور تمامی کالاها و محصولات را در داخل تولید کند، اما باید به این واقعیت نیز توجه کرد که سطح آسیبپذیری اقتصادی کشورها در این عصر، به جایگاه آنان در تقسیم کار جهانی بستگی مستقیم دارد و میتواند تأثیر تعیینکنندهای بر میزان استقلال واقعی آنها داشته باشد.
نشریه معتبری در خصوص سیاست خارجی به نام فارین پالیسی(foreign policy) نوشت که « مسئله این است که ایران زیر بلیط آمریکا و قدرتهای دیگر نمیرود و مسئله هستهای کاملاً بهانه است، مسئله این است که ایران با روحیه استقلال طلبی و اراده ملّی خود به کشورهای بزرگ باج نمیدهد.»
شهید حسن باقری برای ما تولید ادبیات کرده است. بسیاری از مفاهیم و واژگان جاری در فرهنگنامهی جنگ، حاصل تراوشات ذهنی او است. شهید حسن باقری و افرادی مانند او، مفاهیم بسیاری را به ذهن و زبان ما هدیه دادند که بعدها مادهی خام بسیاری از تولیدات هنری قرار گرفت و ادبیات تولید کرد.
در نهایت باید تأکید کرد راه حل پایدار برای این مناقشه مزمن، همان سیاست منطقی جمهوری اسلامی است؛ رجوع به صندوق رأی و حق رأی برای تمام فلسطینیان واقعی -فارغ از دین آنها- و تعیین سرنوشت خود.
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تماماً بر شالودهی موازین شریعت اسلام و اصول بنیادین نهضت امام خمینی رحمهالله استوار است و در این میان، اصل اسلامی و انقلابیِ استقلال جایگاه برجستهای دارد تا جایی که میتوان روح استقلالطلبی را به صورت آشکار یا مستتر در همهی زوایای آن مشاهده کرد.
حفظ استقلال ملی در عصر هژمونی قدرت بیش از هر زمان دیگر، حیاتی است؛ زیرا تنها چنین استقلالی میتواند هویت تمدنی، امنیت فرهنگی و جایگاه بلندمدت کشورها را در نظم چندقطبی و رقابت ژئواکونومیک و ژئوپلیتیک آینده تثبیت نماید.
این حرکت پایان راه نیست بلکه آغازی برای فشار نهایی بر اسرائیل است. با وجود دستگیری و توقیفهای متوالی دیروز ناوگان آزادی اعلام کرد که ۱۰ کشتی دیگر یکی از بنادر ایتالیا را به سمت غزه ترک کردهاند. صمود نهتنها محاصره غزه، بلکه سکوت جهانی را شکست و نشان داد که پایداری مردم میتواند آیندهای عادلانهتر را رقم بزند.
مقاومت به دنبال صلح واقعی است که مردم غزه را از زیر بار جنگ و نسلکُشی نجات دهد؛ خلع سلاح حماس مقدمه رنج غزه و شکستن عزم و اراده فلسطین است؛ وگرنه مقاومت نه مخالف بازسازی غزه است و نه راه حل عادلانه که براساس آن با تبادل اُسرا، زندانیان فلسطینی هم آزاد میشوند. جهان اسلام این موضع عادلانه مقاومت را درک میکند.
در جنگ تحمیلی اخیر ورود آمریکاییها برای پایان سریع درگیری و التماس آتشبس زودهنگام انکار ناشدنی است. اگر چه دست برتر ایران، شکست سامانههای دفاعی رژیم صهیونیستی و انهدام نزدیک به کامل پدافند طرف مقابل دلیل اصلی بود اما بهلحاظ اقتصادی...
از این رو است که دعوای پرونده هستهای ایران به هیچ وجه برای غرب صرفاً بر سر غنیسازی نیست؛ این بحث بر خلاف آنچه وانمود میکنند یک موضوع فنی نیست. برای ایران هم معیار سنجش وفاداری ما به آرمان نخستین ملت آزادهی ماست. هر عقبنشینی در این عرصه، گامی به سوی بازگشت به دوران وابستگی است
در جنگ ۱۲ روزه شاهد یک جنگ هیبریدی بودیم. این خود کمک میکند به یک فهم تازه و درک تازهای از استقلال. جنگ هیبریدی یعنی حملات ترکیبی پهپادی، سایبری، نیابتی، اقتصادی، فرهنگی و فنی. این نشان میدهد که ما باید فهم خودمان را از مفهوم استقلال هم هیبریدی کنیم.
جنگ ۱۲ روزه کودتای بینالمللی بر ضد انقلاب اسلامی بود که با کمک و هدایت آمریکا و از طریق رژیم صهیونیستی و عوامل داخلی و خارجی او شکل گرفت. در برابر این کودتا، رهبر انقلاب شجاعانه ایستادند و مردم هم به تبعیت از ایشان و با حس استقلال ملّی و روحیه ایراندوستی، همه در ذیل پرچم جمهوری اسلامی ایران تحت رهبری ایشان گرد هم جمع شدند.
یک بخش مهم از زیست سیدحسن در قامت رهبری حزبالله و تعامل با دوستان و تقابل با دشمن سخنرانیهای مهم ایشان است. بر همین اساس میتوانیم بگوییم؛ کتاب «زبور مقاومت» تنها به بازگویی زندگی و افکار سیدحسن نصرالله نمیپردازد، بلکه نقشهای پویا از منظومه فکری او را به نمایش میگذارد.
«صدای ایران» که امروز صدمین شماره آن منتشر میشود، از دل جنگ ۱۲ روزه درآمد. کمتر از یک هفته از تهاجم دشمن گذشته بود که احساس شد باید درباره وضعیت جدیدی که با آن روبرو هستیم، فضای جدید برای تعامل با مخاطبان ایجاد کرد. پس در کنار و با شما ملت شریف ایران، ایستادیم و ادامه دادیم و ادامه خواهیم که نبرد همچنان ادامه دارد.
حوزه هم باید پاسخ نیازهای جامعه بخصوص نیازهای فکری، معنوی و تربیتی آن را از منابع اسلام استخراج و به بهترین نحو آن را عرضه کند، از سوی دیگر به اقتضای پشتیبان بودن حوزه برای نظام اسلامی، نیازهای نظام خصوصاً در عرصههای مختلف حکمرانی را نیز باید با استفاده از روش جواهری و منابع اصیل اسلامی پاسخگو باشد.
مکانیسم ماشه، اگرچه در ظاهر تهدیدی جدید است، اما در حقیقت اعتراف دوبارهای است به ناتوانی دشمن در برابر ملتی که تصمیم خود را برای استقلال و پیشرفت گرفته است. راه آینده، روشن است: مقاومت هوشمندانه، انسجام داخلی و گسترش پیوندهای واقعی با ملتها و کشورها و قدرتهایی که صادقانه آماده همکاری با ایران هستند.
هیچ کس نمیتوانست بهتر از سیّد، به فصاحت سیّد و دقیقتر از سیّد، از سیّدحسن نصرالله بگوید. بیش از ۱۷۰ ساعت سخنرانی، مصاحبه و گفتوگوهای ایشان را دیدم و شنیدم و از میان دریای عمیق و اعجابانگیز کلمات ایشان، بنا بر موضوع و محتوای هر فصل بخشهایی از سخنرانیها، مصاحبهها و گفتوگوها را بدون هیچ تغییری روی کاغذ آوردم.
کتاب «ستارهای که ماه شد» با ساختاری داستانی زندگی مجاهد شهید، سیدحسن نصرالله را روایت میکند. این اثر که توسط مصطفی رضایی نوشته و به وسیله انتشارات معارف منتشر شده، تاریخ مبارزات و آرمانهای این شخصیت را به تصویر میکشد و با تکیه بر مستندات معتبر و واقعی، نه تنها جنبههای سیاسی و اجتماعی شخصیت سیدحسن نصرالله را بررسی میکند، بلکه به عمق روح و ایمان او نیز میپردازد.
او هیچگاه اینقدر زنده نبوده است؛ یک سال از شهادت سیدحسن نصرالله گذشته، اما حقانیت او هر روز درخشانتر از پیش جلوه میکند. دشمنان گمان میکردند با حذف یک رهبر و یک فرمانده میتوانند شریان مقاومت را قطع کنند؛ اما تجربه یکسال گذشته نشان داد که خون او راه را نورانیتر کرده است و میراث فکری و سازمانیاش میدان را پررمقتر.
جنگ همیشه چهرهای سنگی، منطقی و مردانه از خودش نشان میدهد و حالا در این کتاب ما با «غزل-داستان» ایرانی، زنی جانسخت را میبینیم که با حسهای ناب و ملموسش توانسته دلربایی این روایت عاشقانه را صدچندان کند.
جالب است که زندگی آن بخش از مردم ایران که جوانی و نوجوانیشان گره خورد به روزهای انقلاب اسلامی، فارغ از اینکه اهل خراسان باشند یا آذربایجان و سمنان و مازندران و شیراز، انگار که از روی هم و به یک شیوه نقاشی شده باشد، بیآنکه هم را دیده باشند و خبر و تجربه زندگی به هم منتقل کرده باشند و این نیست مگر معجزهی اکسیر امام روحالله که به هر گِل و مسی در هر کجای ایرانِ بزرگ که خورد، طلا و مطلایش کرد.
سیدحسن از جمله شخصیتهای نادری است که در میدان جنگ روانی هم نامدار است. او را میتوان یکی از متخصصان برجسته و کمنظیر جنگ روانی دانست؛ کسی که بهخوبی فهمید قدرت واقعی فقط در تسلط بر خاک و سرزمین نیست، بلکه در توانایی جهتدهی به ذهنها و مهار روحیههاست.
فعالیتهای سیاسی سید از سال ۱۳۶۱ با حضور در جنبش أمل آغاز شد و در این زمان با حمله اسرائیل به لبنان مواجه شد. در سال ۱۳۶۴، او بهعنوان معاون رئیس سیاسی حزبالله منصوب شد و یک سال بعد، مسئول نظامی منطقه بیروت گردید. در سال ۱۳۶۷ به عضویت شورای مرکزی حزبالله درآمد و مسئولیت اجرایی آن را به عهده گرفت. در سال ۱۳۶۸ به ایران مهاجرت کرد و بهعنوان نماینده حزبالله در این کشور فعالیت کرد.
شهریور ۱۳۶۶، برای نخستین بار پس از پیروزی انقلاب اسلامی، رئیسجمهور ایران به منظور شرکت در اجلاسیّهی سالانهی سازمان ملل متّحد به نیویورک سفر کرد. حضور در نیویورک، در شرایطی که بسیاری از فرصتهای دیپلماسی در سایهی جنگ تحمیلی با عراق از جمهوری اسلامی دریغ شده بود، یک نقطهی عطف به شمار میآمد. خصوصاً آنکه...
آیتالله خامنهای در آغاز سخنرانی خود، به تشریح مفصل و جامع ماهیت، اهداف و مبانی فکری نظام جمهوری اسلامی ایران پرداخت و تلاش کرد تا تصویری واقعی و غیرتحریفشده از این نظام نوپا به جهانیان ارائه دهد. ایشان با بیان روشن و قاطع، جمهوری اسلامی را نه به عنوان نظامی تهاجمی و توسعهطلب که در رسانههای غربی تصویر میشد، بلکه به مثابه نظامی مبتنی بر عدالت، آزادی، استقلال و کرامت انسانی معرفی کرد.
این همه کشور بیاثر در دنیا وجود دارد. خب، چرا جمهوری اسلامی ایران؟ به همین دلیل است که جمهوری اسلامی، با همه ضعفها و مشکلاتی که اکنون با آن دست و پنجه نرم میکند، واقعیت امر این است که دارای یک سری خصایص و ویژگیهایی است که این ویژگیها او را برتر کردهاند. و این برتر بودن، اصلاً مطلوب نظام سلطه نیست.
تداوم همبستگی طلایی ملت ایران و ظرفیتهای بالقوه ایران پهناور و نیروی جوانی ملت، ایران امروز را در آستانهی یک دوران جهش قرار داده است. تقویت همزمان این چهار میدان «دفاعی، دیپلماسی، اقتصادی و فرهنگی–اجتماعی»، نهتنها توان کشور را ارتقا میدهد، بلکه ترفندهای دشمن را در هر سطحی خنثی میکند.
غرب و در رأس آنها آمریکا، بر چه اساسی به خود اجازه میدهند از ایران بخواهند از حق قانونی خود دست بکشد؟ آیا ایران است که هنجارهای بینالمللی را رعایت نمیکند یا آمریکا و متحدان اروپایی آن هستند که هنوز هم در خواب و خیال استعمار دیگران، البته با روشهای نوینتر هستند؟ دست کشیدن از غنیسازی، هرچه باشد بازگشت به آغوش بینالمللی نیست.
در جهانی که نظم قدیم فرو ریخته و قدرتهای نوظهور در حال شکلگیریاند، تنها کشورهایی به سهم واقعی خود دست مییابند که پیش از مذاکره، قدرت خود را تثبیت کرده باشند. قوی شدن، نه فقط انتخاب امروز ایران، بلکه ضرورت آینده آن است.
بخش دفاع مقدس رسانه KHAMENEI.IR در گفتاری از سردار سرلشکر پاسدار محسن رضایی فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دوران دفاع مقدس، به تحلیل و بررسی عملکرد نیروهای مسلح و ملت ایران در جنگ اول و دوم تحمیلی در مقایسه با سایر نبردهای تاریخی مردم ایران و نقش رهبر معظم انقلاب اسلامی در آن پرداخته است.
فریبکاران ضدّمذاکرهی اروپایی و آمریکایی امروز به دنبال تحقّق هدف جنگی خود هستند، نه اینکه به یک معادله برای تحقّق منافع متقابل تن دهند؛ در پی شکستن کمر ملّتی هستند که در طیّ دوازده روز جنگ تحمیلی با حمایت همهجانبهی آمریکا و اروپا، ایستاد و تن به ذلّت نداد.
جنگ اخیر یک بار دیگر این واقعیت را برجسته کرد که قدرت سخت بدون فرماندهی هوشمند، کارایی محدودی دارد. آنچه توانست نیروهای مسلح ایران را در آزمون بزرگ به پیروزی نزدیک کند، صرفاً سلاح یا تکنولوژی نبود، بلکه ترکیب رهبری شجاعانه، ساختار منسجم و تصمیمهای لحظهشناس بود؛ ترکیبی که امروز به عنوان سرمایهای راهبردی برای امنیت ملی و ثبات ایران شناخته میشود.
اگر میخواهید صراط مستقیم را طی کنید و اگر میخواهید به سعادت دنیا و آخرت برسید، بایستی مستقل باشید و زیر بار قدرتهای ظالم و مستکبر و ستمگر نباشید. این همان نقطهای است که بین ملت ایران و دشمنان ملت ایران اختلاف ایجاد کرده است. اساس اختلاف اینجاست.
شعار محوری انقلاب اسلامی، «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» بود. استقلال به معنای رهایی کامل از استعمار غرب، شامل استقلال سیاسی، فرهنگی، نظامی، علمی و اجتماعی است. بعد از پیروزی انقلاب کاپیتولاسیون ملغی شد و مستشاران آمریکایی کشور را ترک کردند.
در سراسر آسیا موج تنفر از اسرائیل بیش از پیش وجود دارد. تظاهرات روزانه در کشورهای و شهرها برقرار است. نمازهای جمعه اندونزی و مالزی دیگر کشورها هر هفته صحنه فریاد در حمایت از غزّه است. در اروپا، جوانان انگلیسی با تحصن و حتی تخریب ابزار تولید سلاح، کوشیدهاند مانع صدور تجهیزات کشتار جمعی به تلآویو شوند. مردم اسپانیا با بستن مسیر مسابقات ورزشی، حضور نمایندگان اسرائیل را ناکام گذاشتند.
چند هفته پیش وقتی سه کشور مذکور با ارسال نامه به شورای امنیت، گام نخست برای فعالسازی مکانیسم ماشه را برداشتند، مارک روبیو وزیر خارجه آمریکا در بیانیهای رسمی از این اقدام استقبال کرده و اعلام کرد اسنپ بک باید اجرایی شود. موضعی که به وضوح نشان میدهد دستور کار تروئیکای اروپا از کجا میآید.
نویسنده در این کتاب قدمبهقدم خاطرات انقلاب را با محوریت آقای خامنهای در تبعید و در شهر مشهد پیش میبرد. حوادث اول انقلاب، ورود امام به کشور، ماجرای بنیصدر و مجروحیت آقا از حوادثی است که در این کتاب از زبان شمقدری گفته شده است.
من مسئول خرید دفتر و خانه آقا هم بودم. از مشهد با خودم پول برده بودم و برای گرفتن پول هم به مسئول دفتر یا آقای خامنهای مراجعه نمیکردم؛ از جیب خودم خرج میکردم؛ البته یادداشت میکردم. یک روز آقای خامنهای صدا زدند و گفتند: از این به بعد خرج منزل را از دفتر جدا کنید. آن روز من صد هزار تومان بابت خریدی که کرده بودم از رئیسجمهور طلبکار بودم.
شهریار در شعر فارسی، ادامهدهنده سنت شعر کلاسیک بود و در قالبهای غزل و قصیده میدرخشید، اما نگاه و احساس او به روزگارش پیوند خورده بود و به همین دلیل، اشعارش برای مردم زمانهاش زنده و ملموس ماند. غزلهای عاشقانه او با زبانی صمیمی و بیپیرایه، روحی تازه به شعر کلاسیک فارسی بخشید.
منابع مالی برای اجرای یک برنامهی پیشرفت اقتصادی دارای پیوند با نوعی برنامهی تقویت قدرت نظامی است. جنگ تحمیلی اخیر نشان داد عمل به آیهی شریفهی «وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا ٱستَطَعتُم مِّن قُوَّة» (آیه ۶۰ انفال) تا چه میزان میتواند به «تُرهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ ٱللَّهِ» و تقویت بازدارندگی کمک کند و این مهم بدون تامین منابع مالی پشتیبان ممکن نیست.
در سطح کلان، مسئله یمن بازتاب یکی از خطوط تقابل اصلی عصر حاضر است: تقابل میان امتسازی اسلامی با نظم سلطه جهانی. رهبر انقلاب، بارها تأکید کردهاند که جبهه مقاومت، تنها یک ابزار ژئوپلتیک نیست، بلکه تجسم یک آرمان جهانی است. بههمپیوستن جریانهای مردمی و ضداستعماری، از یمن تا نیجریه و فلسطین، نماد بیداری اسلامی واقعی است که در برابر نظم ظالمانه غربی ایستاده است.
دستور کار راهبردی پس از جنگ برای رسانهها و تریبونداران، روایت عزّتمحور و در تقویت موضع قدرت ایران است. این روایت، نهتنها پیروزی نظامی را تثبیت میکند، بلکه روحیّه ملّت را برای ساختن آیندهای قدرتمندتر تقویت مینماید. هر قلم و هر صدایی باید پیروزی ایران در جنگ ۱۲ روزه را به گوش مردم ایران و جهان برساند.
یک دیدگاه در بحث تمدن میگوید وقتی که روح حماسه در یک قومی شکل بگیرد، تمدن شکل میگیرد. فردوسی آمده تا این روح حماسه را زنده کند. این روح حماسه همان خودباوری است، همان «ما میتوانیم» است. او به مردم میگوید که شما فرزندان یک تاریخ بزرگ هستید و باید شرافت، اخلاق و مروت را حفظ کنید.
شعر شهریار در زمین و در آسمان شهره بود. واقعاً ما کم شاعری داریم که به این موقعیت و جایگاه رسیده باشد؛ هم در شعر مردمی، هم در شعر مورد پسند و تحسین منتقدین، و هم در میان اهالی معنا و عرفان پذیرفته شده باشد. شاعری با این جایگاه و با این موقعیت فراگیر، کمتر داریم. بسیاری از شاعران معاصر افتخار شاگردی او را داشتند.
همه بدانند انقلاب یک امر مستمر است ... یک حقیقت ماندگار و حقیقت دائمی است ... و هیچ وقت تمام نمیشود و مبارزهی «ضدّآمریکایی» ملّت ایران نیز تا غلبهی کامل بر طاغوت ادامه دارد و ملّت ایران تسلیمشدنی نیست. و همه و همه بدانند ... ملّت ایران حتماً پیروز خواهد شد.
جولان امروز رژیم صهیونیستی در منطقه و جنایتهای آن در غزه، بیش از آنکه محصول قدرت شیطانی این رژیم و پشتیبانان غربی آن باشد، نتیجه ضعف کشورهای اسلامی در اتحاد و اقدام مشترک است و باید توجه داشت با بیانیههای بیاقدام، نمیتوان از فرود آمدن بمبهای این باند جانی ممانعت کرد.
رفتارهایی چون سلام نظامی به پرچم ایران پس از پیروزی، تقدیم مدال به ملت ایران، و برخوردهای محترمانه و پهلوانی ورزشکاران در فضای بینالمللی، تنها نمایشی از ادب نبود، بلکه نمایش عمیقی از هویت فرهنگی و انقلابی و درک صحیح آنان از مسئولیت اجتماعی در شرایط حساس کشور بود. این پیام نشان میدهد که «چگونگی بردن» به اندازه «بردن» اهمیت دارد.
هیچ وقت حس خوبی نسبت به پیچر نداشتم. همیشه به بابا میگفتم: «موبایل برداری از این بهتره!» بابا هم میگفت: «تو دلت میخواد هر لحظه با من حرف بزنی و برای همین دلت موبایل میخواد.» من تک دختر بابا هستم و آخرین بچهاش. رابطه قلبی من و بابا طوری نیست که برای کسی قابل درک باشد. اگر کیلومترها دور از خانه از چیزی ناراحت باشد من توی خانه متوجه میشوم و بهش پیام میدهم...
بهروشنی پیداست که رضاخان و پسرش محصول اراده و طراحی بیگانگان بودند؛ مسئلهای که رهبر انقلاب نیز بارها بر آن تأکید کردهاند. ایشان در سخنانی صریح یادآور میشوند که انگلیسیها رضاخان را از میان فوج قزاق بیرون کشیدند، او را به مقام سلطنت رساندند و تمام مقاصدشان را بهوسیله او پیش بردند و هنگامی که نشانهای از گرایش سیاسی دیگری در وی دیدند، بیدرنگ او را کنار گذاشتند و پسرش را بهجای او نشاندند.
آیتالله خامنهای بارها تأکید کردهاند که رژیم صهیونیستی بیش از ۲۵ سال آینده را نخواهد دید. این سخن که بازتاب وسیعی در رسانههای بینالمللی یافت، صرفاً یک پیشبینی سیاسی نیست بلکه بیان یک سنت الهی است: ظلم پایدار نمیماند. در همین چارچوب ایشان در کتاب فلسطین چشماندازی روشن برای آزادی قدس و نابودی رژیم صهیونیستی ترسیم کردهاند.
«داستان واکسن» یک یادآوری مهم است؛ چون نشان میدهد ایرانیان باید بدون اعتنا به دشواریهای ناشی از تحریمهای ظالمانه، روی پای خود بایستند و قد علم کنند. تجربههایی مثل تولید «کوو ایران برکت» باید در حافظه تاریخی ما ثبت شوند تا یادمان نرود که علاج، در وطن است.
ورزشکاران ایرانی، بهویژه در صحنههای جهانی، خود را سفیران وحدت و انضباط میدانند که در «میدان صلح» برای عزّت کشورشان میکوشند. سلام آنان در هنگام نواختن سرود ملّی، پیامی روشن به جهانیان است: «ما فرزندان ایرانی هستیم که به اصول و ارزشهایش سرفرازانه پایبندیم و به نمادهای آن عشق میورزیم.»
قهرمان ایرانی خود یک سرباز است. این را رسما و صریحا هم اعلام میکند. سرباز ملیپوش ایرانی برای اعتلای نام کشورش بیباکانه میجنگد با همهی اینها اما در میدان مبارزه وقتی پیروزمندانه از زمین خارج میشود به یکباره ۸۰ و چند میلیون ایرانی و بالا و پایینهای این چند سال اخیر و در نهایت هم پهلوانان نبرد با اهریمن خارجی را به یاد میآورد.
همهی شاعران ما ــ چه فردوسی، چه سعدی، چه حافظ، چه مولوی، چه نظامی ــ دنیایشان دنیای دین است و پیشفرضهای تفکّر آنها دینی است؛ حتّی فلاسفهی ما، کسانی مثل ابوریحان بیرونی، خیّام، شیخالرّئیس ابوعلیسینا، در فضای دین تنفّس میکردند و مطالعهی آثارشان حتماً بر مخاطب تأثیر میگذارد.
قطع روابط اقتصادی کشورهای اسلامی با رژیم صهیونیستی یکی از مهمترین راهکارهایی است که میتواند این رژیم را منزویتر کند. رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز تأکید دارند که قطع روابط بازرگانی باید در اولویت قرار گیرد و حتی بر قطع روابط سیاسی مقدم است.
آقای طالقانی اهل فکر نو بر محور دین و با تمرکز بیشتر بر روی قرآن و نهجالبلاغه بود؛ یعنی ایشان اصلاً اینجوری بود. لکن همهی ابعاد شخصیت آقای طالقانی بُعد روشنفکری دینی نیست. یک بُعد مهم بُعد مبارزه است. خیلیها روشنفکر بودند اهل مبارزه نبودند احساس درد میکرد حقیقتاً.
توحش ساواک نهتنها اعتراض جریانهای سیاسی و مذهبی در داخل کشور را برانگیخت، بلکه برخی از روشنفکران اروپایی را نیز به واکنش واداشت. تشکیل کمیته دفاع از زندانیان سیاسی ایران در پاریس و حمایت چهرههایی چون ژان پل سارتر و سیمون دوبوار، نشانهای روشن از رسوایی رژیم پهلوی در سطح افکار عمومی غرب بود.
سرمایهگذاری سنگنین رژیم بر اختلافافکنی بین ملّتهای مسلمان نشان میدهد که اتّحاد و یکصدایی، به نوعی قدرت نرم جهان اسلام است و این همان کابوس اصلی رژیم در مواجهه با افکار عمومی جهان اسلام و ملّتهای آزادهی دنیاست و دیپلماسی عمومی ابزار تقویت این اتّحاد و همگرایی بین ملّتها و دولتهای اسلامی علیه رژیم کودککش اسرائیل است.
با خودم میگفتم آیا حاتمیکیا میتواند فیلم مذهبی بسازد، آیا حاتمیکیا میتواند فیلم تاریخی بسازد، آیا حاتمیکیا میتواند با شیوهی تکنیک جدیدی که در ایران تجربه نشده، آن زبان قصّه را روایت کند ــ همهی اینها را بگذار یک طرف ــ میگفتم آیا حاتمیکیا میتواند فیلمی بسازد که آقا از آن خوشش بیاید و از آن تعریف کند یا حدّاقل بدش نیاید؟ این یکی برایم خیلی اهمّیّت داشت.
حمایتهای کلان سیاسی رهبر انقلاب از دولتهای مستقر، همواره ضمن داشتن شروطی، با نصایح صریح و مشفقانه همراه بوده و حراست از مسیر ارزشها و آرمانهای انقلاب و هدایت کارگزاران در خطّ انقلاب اسلامی از ویژگیهایی است که در مشی رهبری سیاسی امام خمینی رحمةاللهعلیه و حضرت آیتالله خامنهای بهروشنی دیده میشود.
مردمِ پیروز در جنگ، منتظر پیروزی در ادارهی کشورند. این پیروزی ممکن است در سیاست، اقتصاد، فرهنگ یا حتی خدمات عمرانی و شهری باشد، اما شرط اولش این است که باور داشته باشیم: امید و انگیزهی مردم، مهمترین مؤلفهی قدرت ملی ماست.
حمله اخیر صهیونیستها به کشور قطر که حتی با قواعد غیرعادلانه موجود بینالمللی هم بازیگر مطلوبی شناخته میشود و حتی اموری مانند میزبانی از هیئت حماس را هم با تایید امریکاییها انجام میدهد نشان داد که توده سرطانی خواندن رژیم صهیونی نه یک شعار سیاسی بلکه عین واقعیت آن است.
سوژهی مصاحبهام رسیده به نقطهی عطف اوّل مصاحبه که بهیکباره همه جا تاریک میشود و ترکش خاموشیها به گُردهی مصاحبهی ما هم مینشیند. تیم توی گیروگرفت است که برویم بیرون یا منتظرِ آمدنِ مجدّدِ برق شویم. حاتمیکیا سر جایش ایستاده و تکان نمیخورد.
کاهش یا توقف همکاریهای تجاری از سوی کشورها، عملیتر و کمهزینهتر از قطع مناسبات سیاسی است و میتواند مقدمهای برای گامهای بعدی باشد. تجربه نشان داده است که حتی کشورهایی که حاضر به قطع روابط سیاسی با تلآویو نیستند، آمادگی کاهش مناسبات اقتصادی را دارند؛ از فروش نفت و گاز گرفته تا بستن بنادر به روی کشتیهای اسرائیلی.
آیتالله مدنی نخستین کسی بود که در جریان نهضت ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ در نجف از حضرت امام رحمهالله پیروی کرد و در انتشار تلگرام آیتالله العظمی حکیم به همین مناسبت نقش بسزایی داشت. شهید نواب صفوی پیوسته خود را از شاگردان و دست پروردگان آیتالله مدنی معرفی میکرد و تابع دیدگاههای اجتماعی و سیاسی ایشان بود.
رهبر انقلاب سال ۷۳ در دیدار دستاندرکاران برنامه رادیویی سرزمین نور درباره روایت زندگی پیامبر به ما گفتند: شما این را یک پروژهی بیست ساله در نظر بگیرید و بنا بگذارید که این کار را در ظرف بیست سال به بهترین وجهی تمام بکنید. یعنی اگر ما یک آقای رهگذری داشته باشیم و جز این یک کار در ظرف بیست سی سال هیچ کار دیگری انجام نداده باشد، این کارِ بزرگی است.
ایران در جنگ تحمیلی اخیر نقاط قوت جنگ غزه و جنگ شش روزه را داشت: از یک سو خسارت روزانه به رژیم بالا بود و از دیگر سو، ایران این توان را داشت که جنگ را فرسایشی و طولانی کند. از منظر اقتصادی، این را باید راز التماس آتشبس رژیم از همان روزهای ابتدایی نبرد دانست.
شیوهی حرکت و اندیشهی پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآلهوسلم نشان میدهد که ایشان نه تنها به دنبال ایجاد جامعهی اسلامی بود، بلکه با افق بینی، حتّی به فکر ایجاد تمدّن اسلامی نیز بودهاند.
بیعملی کشورهای اسلامی در برابر جنایات رژیم در غزّه، زمینه را برای گسترش تجاوزات آن فراهم کرده است. امروز کشورهای منطقه علی رغم تمام اختلافات، با یک دشمن مشترک مواجه هستند. دشمنی که به پشتوانه حمایت آمریکا، هیچ حد و مرزی برای خود قائل نیست. پساز حمله به دوحه، کشورهای اسلامی منطقه باید به طور جدی از خود بپرسند آیا وقت بیدار شدن و اقدام نرسیده است؟
مروری بر مطالب کتاب نشان میدهد که این کتاب دارای چند ویژگی است: اولاً این چهل حدیث از میان بیشتر از ۸۰۰ حدیث شرح شده در دروس خارج فقه رهبر معظم انقلاب اسلامی انتخاب شده است. ثانیاً تمامی این چهل حدیث احادیث روایت شده از رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم هستند.
شورای مرکزی در هر حزب یکی از ارکان مهم آن محسوب میشود. قدرت اعضای شورای مرکزی در زمینههای مختلف تا اندازه زیادی به قدرت و دسترسی حزب کمک میکند. در حزب جمهوری هم به این امر توجه و شرح وظایف و جایگاه شورای مرکزی در ساختار تشکیلاتی در اساسنامه روشن شده بود.
مردم کشته شدند و نزدیکیهای ظهر دیگر ظاهراً هیچ خبری نیست. از میدان شهدا تا میدان خراسان، وسط خیابان، فایلهای مدارک، ماشین پلیس و چیزهای مختلفی را که آتش زده بودند ریخته بود. تا سه چهار روز اجازه ندادند هیچکسی به این چیزهایی که آتش گرفته بودند دست بزند تا مردم بیایند و میدان شهدا را ببینند و بفهمند که مثلا چه خرابکارهایی آنجا را به آن روز انداخته بودند.
ما در ضلع شمالی میدان ژاله قرار گرفتیم. آن زمان جوان بودیم و سدّی با دستهایمان گرفتیم که مردم هجوم نیاورند. یکدفعه تیراندازی شروع شد. ولی باز ما فکر میکردیم تیر هوایی است. یکدفعه من که ردیف اول بودم، بدنم داغ شد. دیدم از کمر به پایینم را خون گرفته است. متوجه شدیم که با ژ - ۳ تیر مستقیم میزنند. رگبار گلوله شروع شد.
نسبت به مسائل غزّه و فلسطین هم دولتهای اسلامی و هم ملّتها وظیفه دارند. «آنچه دولتها وظیفه دارند، قطع کمک سیاسی و تبلیغاتی و تسلیحاتی و کالاهای مصرفی به رژیم صهیونیستی است؛ این وظیفهی دولتها است. آنچه ملّتها وظیفه دارند، فشار به دولتها است که این وظیفهی بزرگ را انجام بدهند.»
زندگی پیامبر ما چنان دلنشین و پرکشش است که حتی اگر از بُعد الهی و دینی آن چشم بپوشیم، خود به خود ظرفیت تبدیل شدن به داستانی پرهیجان و جذاب را دارد، به شرط آنکه در دست نویسندهای توانا و مسئول قرار گیرد.
غیر از شخص رئیسجمهور دکتر عارف معاون اول رئیسجمهور و مجموعهی وزارت بهداشت هم مورد تمجید قرار میگیرند. ارائهی گزارش رئیسجمهور نیمساعتی طول میکشد. اول و آخر صحبتها هم همان روحیهی امید است: «همهی این مشکلات قابل حل است.»
خروج از وضعیت «نه جنگ، نه صلح» الزاماً وابسته به یک توافق خارجی یا تحول ژئوپلیتیک نیست. آنچه تعیینکننده است، میزان اعتماد به نفس ملی، همت مسئولان، مشارکت بخش خصوصی و روایت درست رسانههاست. اقتصاد ایران اگر به جای انتظار، روی ابتکار و تلاش مضاعف بایستد، حتی در میانه نااطمینانیها میتواند مسیر رشد و ثبات را پیدا کند.
«آخرین شاه، آخرین دربار» نه فقط یک گزارش تاریخی، بلکه نوعی «آینه دربار» به شمار میآید که نشان میدهد چگونه تصمیمها گرفته میشد، چه دغدغههایی ذهن شاه و اطرافیانش را درگیر میکرد و چه فاصلهای میان کاخ و جامعه وجود داشت.
جلال را بیشتر با روشنفکری آنهم وجه ضدغربی و ضدغربزدگیاش میشناسند؛ همان وجهی که دستمایه مقالات و نقدها و کتابهای پرشماری شده است، اما یک وجه کمترپرداختهشده او توجه به «امر ملی» است که اتفاقاً در آثار او بسیار پررنگ است و معلوم نیست چرا توجه زیادی به آن نشده است.
به بیان روشن، پیام اصلی این دیدار آن است که کشور نباید در هیچ سطحی در وضعیت «نه جنگ و نه صلح» باقی بماند؛ نه در سیاست داخلی، نه در اقتصاد، نه در روابط خارجی. تنها راه، غلبه دادن روحیه کار، تلاش و امید است؛ روحیهای که میتواند نهتنها معیشت مردم را بهبود بخشد، بلکه مؤلفههای قدرت و عزت ملی را نیز تقویت کند.
ناوگان صمود را باید نه صرفاً یک اقدام نمادین، بلکه یک کنش پیچیده در تقاطع بحران انسانی، حقوق بینالملل و رقابتهای ژئوپلیتیکی دانست. موفقیت یا ناکامی این ناوگان در دستیابی به سواحل غزه، تأثیری مستقیم بر مشروعیت نهادهای بینالمللی، آزمون صداقت دولتها در دفاع از حقوق بشر و همچنین آینده دیپلماسی مردمی در مواجهه با منازعات منطقهای خواهد داشت.
دم مسیحایی انقلاب و حضرت روحالله رحمهالله در امتداد زمان جاری شده و در قالب همین ساختارها و ساز و کارهای موجود، نسلهای بعدی را متأثر کرده است آنقدر که به پشتوانهی حکمت و شعور برآمده از آن پنجه در پنجهی اهریمنترین موجودات دنیای فعلی انداختهاند.
تصاویر کودکانی که خاک میخورند یا برای جرعهای آب جان میدهند، نهتنها افشاگر ماهیت این جنایت است بلکه وجدان جهانی را به چالش میکشد. یونیسف با وجود تلاشهای محدود برای توزیع آب و غذا اعتراف کرده است که سرعت گسترش سوءتغذیه از ظرفیت کمکرسانی فراتر رفته و بدون توقف جنگ و باز شدن معابر، فاجعه مهارنشدنی خواهد بود.
برادران دیرینش او را به نام «سیّدعلی اندرزگو» میشناختد، دیگرانی او را به نام «شیخ عباس» و در مشهد بیشترین کسانی که او را میدیدند به نام «دکتر». این فضای ظلمانی و این شب تاریک، آن عقاب جوری که بال بر سر شهر و شهروندان گشوده بود، این خورشید فروزنده تابان را در زوایای خانهها، در کنج بیغولهها، در شرایط دشوار زندانی کرده بودند؛ امّا خورشید هرگز زندانی نمیشود.
بحرانهای داخلی و خارجی همراه با تداوم محاصره غزه، جنایت جنگی و فاجعه انسانی ناشی از کمبود غذا و دارو، اسرائیل را در انزوای بیسابقهای قرار داده است. تداوم سیاستهای کنونی اسرائیل جامعه جهانی را بیش از پیش با خوی این رژیم آشنا خواهد کرد.
«نبرد رئیسعلی»، اثری است که با هدف بازنمایی بخشی کمتر روایتشده از تاریخ جنوب ایران منتشر شده است. این کتاب، برخلاف آثار پژوهشی صرف، از قالب داستانی بهره میگیرد تا مخاطب عام را با فضای سیاسی، اجتماعی و حتی روانی دوران آشناتر کند.
عضویت کامل ایران در سازمان همکاری شانگهای، امتداد سیاست «نگاه به شرق» است؛ سیاستی که سالها در سطح شعار مطرح شده اما کمتر بهطور عملی پیگیری شده است. جنگ دوازدهروزه نشان داد که تقابل ایران با غرب صرفاً نظامی نیست، بلکه ابعاد حقوقی، اقتصادی و دیپلماتیک نیز یافته است.
«پل پیروزی، سرزمین قحطی» را میتوان یکی از منابع جدی برای بازخوانی تاریخ ایران در دهه ۱۳۲۰ دانست. اهمیت مطالعه آن در این است که بهجای روایتهای کلی از جنگ، به سراغ جزئیات زندگی مردم و کارکرد نهادهای سیاسی و اقتصادی در شرایط اشغال میرود.
«کشور امام زمان»، تعبیری که امام خمینی ۱۳۵۸/۴/۱۷ و حضرت آیتالله خامنهای ۱۴۰۰/۱۰/۱۵ بارها در توصیف ماهیت جمهوری اسلامی بیان کرده اند. این تعبیر، جمهوری اسلامی را از یک نظام سیاسی صرف، به یک جهان بینی تمدنی تبدیل می کند.
الگوی ما برای خدمت کردن به انقلاب، آقای ابوترابی است. هیچ کس نمیتواند ادعا کند به اندازهی آقای ابوترابی انقلابی است. و احدی را سراغ نداریم که مانند آقای ابوترابی در جذب ضد انقلاب، حتی بعثیها، موفق بوده باشد آن هم با محبت و تواضع خودش. و این دستور امروز ما است.
«دژ امنیت ملی»، «سربازان شجاع و رشید»، «حضور هوشمندانه و آگاهانه و مقتدرانه»، «فرزندان فداکار»، «قلعهی مستحکم ملت ایران» اینها نمونهای از دهها تعبیر رهبر انقلاب اسلامی درباره نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران است.
همانطور که اغلب تحلیلگران و صاحبنظران عنوان کردهاند، مهمترین عامل بازدارنده در برابر دشمن متجاوز اتحاد و انسجام داخلی است. خدشه به این اتحاد و انسجام نیز خواست و برنامه اصلی دشمن است و هر کس با هر نیتی کاری انجام دهد که در نهایت به این قضیه منجر شود، در زمین دشمن بازی کرده است.
حجّتالاسلام سیّدعلیاکبر ابوترابی از فعّالان انقلاب اسلامی در عرصهی مبارزات و از رزمندگان دفاع مقدّس است که در سال ۱۳۵۹ به اسارت دشمن بعثی درمیآید. ایشان به مدّت ده سال در اردوگاههای عراق در اسارت به سر میبرد و به دلیل کمکرسانی به سایر اسرا، به ایشان لقب «سیّد آزادگان» را میدهند.
«ایران باید فلج شود!» این گزاره مهمترین هدف اسرائیل در جنگ بود هم در سطح راهبردی و هم تاکتیکی. اهداف تاکتیکی بستر لازم را برای اهداف راهبردی تامین میکنند. اقدام تاکتیکی طراحی میشود تا مجری را به یک هدف راهبردی برساند.
سید علیاکبر ابوترابی فرد پارسا و پرهیزگاری بود که در همۀ مراحل زندگی خدا را در نظر داشت و با تشخیص صحیح مسیر و حرکت در آن، سالها در میدان مبارزهای دشوار با نظام طاغوتی مجاهدت کرد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی و حملۀ دشمن، شجاعانه در صحنۀ دفاع مقدس حضور یافت و قریب ده سال در کورۀ شداید گداخته و جوهر پاک خود را نمایان ساخت
اما چرا مسئله میان آمریکا و ایران حلشدنی نیست؟ پاسخِ ساده و کوتاه آن به مسئله استقلال برمیگردد. ایران میخواهد مستقل باشد و خودش در زمینههای مختلف سیاسی و اقتصادی و نظامی و بینالمللی تصمیم بگیرد اما این موضوع برای آمریکاییها قابل پذیرش نیست. چرا؟ چون هم با ذات استکبار در تعارض است و هم میتواند الگویی برای دیگران نیز باشد.
| حجتالاسلام سیدمحمدحسن ابوترابیفرد باور دارم و شاهد این بودم که مهمترین دغدغه اخوی این بود که سرمایهی اجتماعی امت اسلام، سرمایهی اجتماعی انقلاب اسلامی، سرمایهی اجتماعی جامعهی دینی هر قدر امکان دارد افزایش پیدا بکند. این مهمترین دغدغهشان بود. و برای این از همه چیز میگذشتند.
دشمن میداند رویارویی با ایران و به زانو درآوردن آن با بمباران و ترور و امثال این روشها ممکن نیست و تنها راه از درون ایران میگذرد. حالا بر عهدهی تکتک ما اعم از مردم و مسئولان است که چگونه برخورد کنیم؛ اتّحاد و انسجام ملّی را تقویت کنیم یا در خدمت برنامهی دشمن باشیم، حتّی به اندازهی یک توییت زدن! بله، این اتّحاد «مقدّس» است.
صهیونیستها بهوضوح فهمیدند ایران با ترور و بمباران به زانو درنمیآید و چه بسا منسجمتر و متحدتر نیز میشود پس برای رسیدن به اهداف شوم باند جنایتکار و کارفرمای قلدر آن، آنچه که باید شکسته شود، اتحاد مقدس میان مردم، حاکمیت و خطوط امنیت است.
غرب بعد از چند دهه چهرهی پنهان خویش را در آستانه نظم جدید آشکار کرده است و برخلاف روایتهای رومانتیک، فانتزی و غیرواقعبین که از نظم عادلانهی لیبرالی سخن میگفتند، نشان داد که قدرت یگانه ارزشی است که جنگل تمدن غرب به رسمیت میشناسد.
اسارت ابوترابی فقط یک حادثهی شخصی نیست، بلکه بازتابی از رنج و مقاومت جمعی ملتی است که در برابر جنگ قرار گرفت. سپس در گام بعدی زندگی ایشان حضور او در اردوگاهها صرفاً تجربهی فردی یک اسیر نیست؛ بلکه نمایندهی نقش رهبری، مدیریت و تقویت روحیهی صدها اسیر دیگر است.
شهید مصطفی چمران: «من شهادت میدهم که عالیترین نمونه پاکی و تقوا و عشق و محبت و شجاعت و فداکاری و روح بلند و ایمان کوهآسا و ارادهی فولادین آنچنان از وجودش تشعشع میکرد که همهی محیط را روشن مینمود و رزمندگان تحت فرمانش جذب و محو وجودش شده بودند و پروانهوار به دور شمع وجودش میگشتند و میسوختند.»
در بیستمین پاسداشت ادبیات جهاد و مقاومت، همراه با رویداد ملّی «آزادگان ایران» و گرامیداشت یاد و راه آزادگان سرافراز و بهویژه بزرگداشت سیّد آزادگان، شهید سیّدعلیاکبر ابوترابیفرد، تقریظ حضرت آیتالله خامنهای بر کتاب «پاسیاد پسر خاک»، امشب (جمعه، ۷ شهریور ۱۴۰۴) در قزوین پایتخت آزادگان ایران منتشر شد.
«قدرت روزافزون جمهوری اسلامی ایران و ایستادگی بر آرمانهای انقلاب اسلامی»، باعث شده است که آمریکاییها دیگر تعارف و تلاش را در ایجاد یک مفاهمه کنار بگذارند. اگر روزگاری طمع داشتند که میتوانند از درون، نظام را تغییر داده و یا تدریجاً انقلاب را از اهداف اصیل خویش دور کرد، امروز دیگر این مهم را ناممکن یافتهاند.
دنیا و نظامات فعلی حاکم بر آن جنگلی بیش نیست. قدرت نداشته باشی، توسط گرگهای انساننما دریده خواهی شد. در چنین صحنهای مهم نیست دیگران، عملیات دریدن انسانها را محکوم میکنند. صهیونیسم، این گل سرسبد غرب و آمریکا از ابتدای جنگ غزه جان حدود ۶۰ هزار انسان را به انحای مختلف گرفته...
رهبر معظم انقلاب از در بیرون میآید و بر صندلی مینشیند. جمعیت قیام میکند، موج به راه میافتد، مردم شعار میدهند، صلوات میفرستند. اشک میبارد. زیر لب زمزمه میکنم: «تو میدمی و آفتاب میشود.»
ایران حاضر نیست به خواسته آمریکا برای «تسلیم بیقید و شرط» تن بدهد. این ایستادگی است که آمریکا را خشمگین میکند و همین استقلال است که دشمنی را ماندگار ساخته است. کسانی که میگویند «شعار ندهید علیه آمریکا که عصبانی میشوند» یا کسانی که تحلیل میکنند «چرا با آمریکا مستقیم مذاکره نمیکنید تا مسائل حل شود»، بهواقع دچار ظاهربینیاند؛ چون باطن قضیه این نیست.
مرحوم حاج آقای ابوترابی یک شخصیّت سهل و ممتنع است؛ وقتی به درون این شخصیّت میروی و نگاه میکنی، میبینی این آدم چقدر روح بزرگی دارد و چه پیچیدگیهایی دارد که توانسته جمعالاضداد بشود و همه جور آدمی را دُور خودش جمع بکند.
اگر قرار باشد یک کتاب، فقط یک کتاب، فقط ۱۳۶ صفحه، خیلی مختصر و مفید، جواب این سوالها را بدهد و هواییات کند تا صحن اسماعیل طلای حرم، آن یک کتاب، «محضر رئوف» است. یک کتاب جمع و جور، با سه بخش که یکی از یکی، خواندنیتر و جذابتر از کار درآمده.
من این درد درونی خودم را فراموش نمیکنم که در یکسالونیم پیش، وقتی که شهید عالیمقام و سید عزیز و بزرگوار، شهید لاجوردی به شهادت رسید، یکی از روزنامههای آلمان نوشت ترور لاجوردی، ترور نیست! یعنی آنها عنوان ترور را هم عوض کردند. چرا؟ چون بهوسیلهی ناراضیان داخلی انجام گرفته است! تبلیغات رسانههای دنیا این است.
از منظر تاریخی هم این الگو بیسابقه نیست. هر وقت دشمن خارجی نتوانسته ایران را در میدان اصلی مغلوب کند، تلاش کرده آتش اختلافات قومی و مرزی را شعلهور سازد. اما راز یکپارچگی و ایستادگی ملّت ایران در پیوند ایرانیت و دین است؛ ظرف تمدنی چند هزار ساله و مظروف هویت دینی که اجازه ندادهاند ایران تکهتکه شود.
صنعت دفاعی ایران باید با درک درست از روندهای جهانی، همواره یک گام جلوتر حرکت کند؛ همانطور که در سه دهه اخیر با تمرکز بر عرصه موشکی از برتدین قدرتهای جهانی شد و در جنگ اخیر نیز کارآمدی خود را با جاگذاشتن پدافندهای چندلایه آمریکایی اسرائیلی ثمره این پیشرو بودن را برداشت کرد.
پیغمبر ایستاد؛ نفرمود این یک واقعیّت است، با این واقعیّت چه میشود کرد. بعضی کسان ضعفها و بیهمّتیهای خود را اینطور توجیه میکنند: "واقعیّتی است، چه کار کنیم؟" واقعیّتی که باید در مقابل آن تسلیم شد، این نیست... واقعیّتهایی را که عدّهای با تکیه به سرنیزه و زور علیه عدّهای دیگر به وجود آوردهاند، باید به هم زد.
آقای دکتر علی لاریجانی، مشاور رهبر معظم انقلاب، دبیر شورای عالی امنیّت ملّی و نماینده رهبری در این شورا، در گفتوگویی تفصیلی، به روایت رخدادهای دوران توقف آتش با رژیم و مسائل و چالشهای پیش روی جمهوری اسلامی ایران در این ایام و نحوه مدیریت آنها پرداخته است که متن کامل آن به شرح زیر منتشر میشود.
امروز در تقویم کشور به نام روز صنایع دفاعی نامگذاری شده است. صنایع دفاعی غیروابسته، پیشرفته و کارآمد، تضمینکننده امنیت ملی و استقلال هر کشوری است. برای ایران اهمیت این موضوع دوچندان است. ما کشوری هستیم که دشمنان ما از هیچ ابزاری برای تضعیف ایران در این زمینه رویگردان نیستند. تجربه جنگ هشتساله، نمونه بارزی از چنین وضعیتی است.
وحدت موضعگیری بینالمللی در تأیید قطعنامه نتوانسته بود مانع ماشین جنگی صدام شود و همین فاصله میان متن قطعنامه و رفتار عملی عراق نشان داد که نمیتوان برای پایان جنگ به اتاقهای شورای امنیت اکتفا کرد، بلکه اعمال قدرت در میدان است که موازنه واقعی را رقم میزند.
«قاف» لذت نشستن پای نَقلهای شیوای متون کهن و شیدایی در دلِ داستانهای شیرینِ زندگانیِ پیامبر را به مخاطب هدیه داده است. خواندن «قاف» تجربهای دوگانه است: هم حس آشنایی با یک رمان را به مخاطب میدهد، هم آنچه خوانده میشود ریشه در منابع معتبر دارد.
«پس از چهل سال» در عین سادگی و همه فهمی، نگاهی عمیق به ماجرای صلح امام حسن علیهالسلام انداخته است. پنج فصل کتاب به خوبی مخاطبان را در حال و هوای آن روزها قرار میدهد. در این کتاب برای مخاطبان مشخص میشود که وضعیت آن روزهای جهان اسلام، به خصوص وضعیت امام حسن علیهالسلام به قدری پیچیده و غیر قابل پیش بینی بود که حتی نزدیکترین یاران ایشان هم ممکن بود در مواجهه با آزمونهای پیاپی به خطا بیفتند و از مسیر حق منحرف شوند.
«الحیاة» اثر شاخص علامه محمدرضا حکیمی، یکی از جامعترین و منسجمترین آثار معاصر در حوزه مطالعات دینی و تربیتی است که تلاش دارد زندگی فردی و اجتماعی انسان را از منظر اسلام بازنمایی کند. این کتاب از مبانی معرفتی و اعتقادی آغاز شده، به رسالت پیامبران و فلسفه حکومت، سپس به اقتصاد عادلانه، اخلاق فردی و اجتماعی، تربیت، روابط خانوادگی و اجتماعی و در نهایت به سلوک و اخلاق حرفهای و احکام شرعی میرسد.
امروز بیش از هر زمان دیگر ملّتها باید انتخاب کنند. انتخابی میان دو راه: یا ایستادگی و عزت، یا اعتماد به وعدههای دروغین غرب و سقوط در گرداب وابستگی. اروپا خم شد، اوکراین فرو ریخت، اما ایران ایستاد. این تفاوت مسیرها، تفاوت سرنوشتهاست. یکی سقوط، دیگری عزت.
در مکتب ابوترابی، ادبیات اسارت، همان ادبیات مقاومت است. مقاومت بهمعنای تحمل شکنجه، ایستادگی و پایبندی به شعائر اسلامی و انجام تکالیف دینی و انسانی است. مقاومت بهمعنای کسب علم و یادگیری مستمر برای رسیدن به الگوی زندگی مفید در اسارت و توانمندسازی اُسراست.
کودتای ۲۸ مرداد با همه خسارتهایش، یک دستاورد تاریخی برای ایران داشت.فهم ضرورت عدم اعتماد به آمریکا؛ همین فهم بود که کودتاهای مکرر سالهای نخست «انقلاب اسلامی» را ناکام گذاشت.
«پاسیاد پسر خاک» میراث اخلاقی، انقلابی و انسانی؛ روحانی وارستهای است که با سلوک و رفتار شخصیاش انسانساز و تأثیرگذار بود و با منش و شخصیت خودساخته و بیریای خود دوست و دشمن را متوجه خود ساخته و همفکر و مخالف خود را پای بند لطف و مهربانی خود کرده است.
جنگ تحمیلی اخیر که رژیم صهیونیستی بهنیابت از آمریکا علیه ایران به راه انداخت و آمریکا خود علناً در آن شرکت جست، غبار را از جلوی چشم افکار عمومی کنار زد و یک بار دیگر ماهیت واقعی آنان را تماموکمال آشکار کرد و نشان داد آمریکای ۱۴۰۴ همان آمریکای ۱۳۳۲ است و اگر بتواند، از هر ابزاری برای تسلیم دوباره ایران و تسلط بر آن استفاده میکند.
بهراحتی یک ایرانی با نگاه به نهضت ملّی شدن صنعت نفت که منجر به کودتای ۲۸ مرداد شد، میتواند صفبندیها را بشناسد: دشمنان ملّت ایران و موافقان ملّت ایران، موافقان مطالبات ملّت ایران را درواقع بهخوبی شناسایی کند.
کودتای ۲۸ مرداد نه صرفاً یک واقعهی تاریخی، که یکی از مبدأهای تاریخ معاصر ایران است که گویی شرایط پس از خود را به نقطهی غیرقابل بازگشتی میرساند. از این رو مطالعهی کمّ و کیف آن برای هر انسان ایرانی که نسبت به سرنوشت جامعهی خود، دغدغهمند کنجکاو است، مهم مینماید... همان چیزی است که میتواند ما را به این هدف، نزدیک کند.
این که رهبر انقلاب اولین تکلیف از تکالیف هفتگانه راهبردی را حفظ اتحاد ملی عنوان کردند و آن را وظیفه تکتک افراد میدانند، ناشی از همین اهمیت است. عوامل بسیاری در شکست اخیر دشمن و نرسیدن آنها به اهداف شوم خود نقش داشتند اما مهمترین و اصلیترین آنها، همین اتحاد و انسجام بود و دشمن نیز همین نقطه را هدف گرفته است.
قلّههای هنر مرحوم فرشچیان به همان میزان که حاصل ذوق و هنر آن مرحوم است، بازنمای هویت جمعی جامعهی ایرانی نیز محسوب میشود. مرحوم فرشچیان، نمود آن دسته از هنرمندانی است که فارغ از تلاطمهای سیاسی زمان و در یک نگاه کلان، خود را متعهد به هویت و فکر و فرهنگ جامعه ایرانی میدانند
روزنامهنگار، خطیب، مسئول دولتی، روحانی، استاد دانشگاه و جوان دانشجو، هرکدام وظیفهای دارند که نگذارند اختلافنظر طبیعی به بحرانی خودساخته بدل شود. دشمن شکستخورده در جبهه نظامی، اکنون چشم به بیثباتی داخلی دوخته است؛ نباید با بیدقتی و هیجان کاذب، همان چیزی را به او هدیه کنیم که در میدان نبرد به دست نیاورد.
باید فاصلهمان را با جوانان کم کنیم و حوزه بتواند در دل جامعه حضور داشته باشد و با دانشگاهیان و جوانان ارتباط برقرار کند و بر آنها تأثیر بگذارد. یکی از نکاتی که باید مورد توجه قرار گیرد، برنامه حکمت عملی در مقابل حکمت نظری است. سخنان زیبا و جملات خوب گفتن یک بعد قضیه است، اما نکته مهمتر عمل ماست.
اربعین درستترین زمان جمع شدن ما جاماندههای کربلا و کربلارفتهها بود تا از حسینیهی کوچکی که راستوچپش جای شهدا بود، نور بگیریم تا بتوانیم دانش و دینمان را بالا ببریم. آنقدر بالا که شبیه نوشتهی کتیبهی پشت سخنران امروز، بشویم ستونی از ستونهای ایران. شبیه شهادتی که در زیارت اربعین به ستون دین بودن امامحسین میدهیم: اشْهَدُ اَنَّکَ مِنْ دَعاَّئِمِ الدّین.
آنچه به مسئولان و مدیریت حوزههای علمیه مربوط میشود، ضرورت برنامهریزی دقیقتر برای ارتقای سطح علمی و غنای محتوایی است. دنیای امروز باید با معارف ناب اسلامی اقناع شود و این اقناع علمی در گام اول، از طریق ارائه مستدل و عمیق اعتقادات اسلامی ممکن میشود.
دبیر شورای عالی امنیت ملّی سیاست دیرینه جمهوری اسلامی را بیپرده بیان کرد: حمایت از مقاومت، تقویت دولتهای مستقل، نفی هرگونه دخالت در امور داخلی لبنان، و کمک در صورت درخواست رسمی دولت. تأکید بر اینکه «دشمن حقیقی لبنان، رژیمی است که به آنها حمله کرده است» و دخالت کننده در امور داخلی لبنان «دولتی است که هزاران کیلومتر دورتر طرح و زمانبندی میدهد»، هشداری بود که تبلیغات دشمن نباید جای دوست و دشمن را جابهجا کند.
انقلاب اسلامی در ۴۵ سال گذشته نشان داده که پذیرش جایگاه پیرامونی برایش خط قرمز است و تلاش برای قرار گرفتن در جایگاه مرکز، نه یک انتخاب تاکتیکی، بلکه ماهیت وجودی آن است. این ایستادگی، همچنان مهمترین دلیل دشمنی غرب با ایران و الهامبخشی آن برای جهان اسلام باقی خواهد ماند.
روایت «ناگفتههای جنگ ۳۳ روزه» به مخاطب نشان میدهد که آمریکاییها و در کنار آنها فرانسویها چه خواب و خیال خامی برای خلع سلاح مقاومت و بردن قطعنامه ۱۷۰۱ ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد در سر داشتهاند. ابرقدرتهای جهانی هشتاد سال است که تمام تلاش خود را میکنند تا در تمام مواردی که به رژیم صهیونیستی مرتبط است بیشترین منافع ممکن را برای او به دست بیاورند.
این روزها، کلیپهایی از جوانان عراقی، ایرانی، لبنانی و حتی زائران دیگر کشورها دیده میشود که با دستانشان شکل حرکت موشک میسازند و با لبخند افتخارآمیزی سیر حرکتش را نشان میدهند، در واقع نمادی از موشکهای ایرانی که با دقت، مواضع رژیم صهیونیستی را درهم کوبید.
هدف نهایی، رسیدن به تمدن نوین ایرانی-اسلامی است؛ تمدنی که علم، اخلاق، دین، اقتصاد و فرهنگ را در یک منظومه واحد برای خدمت به بشر گرد میآورد. چنین مدلی، تهدیدی برای نظام سلطه است، زیرا به ملتها نشان میدهد میتوان هم پیشرفته بود و هم مستقل، هم علمی بود و هم اخلاقی.
رژیم صهیونیستی در دروغی بیشرمانه و آشکار مدعی شده است شهید «أنَس شریف»، فرمانده یک واحد نظامی در غزه بوده است و البته این نخستینبار نیست که این باند جنایتکار از چنین دروغهایی برای توجیه کشتار خبرنگاران در غزه استفاده میکند.
اربعین به دلیل اینکه مؤلّفههای تمدّن اسلامی را ایجاد و تقویت میکند، مورد دشمنی مستکبران قرار دارد. با این توصیف، امّت اسلامی باید نگاه خود به اربعین را از یک پیادهروی سادهی معنوی به یک پدیدهی تمدّنساز تغییر دهد تا بتواند با این معجزه، فرعون زمانه را شکست دهد.
بلافاصله پس از سقوط صدّام در سال ۱۳۸۲، روزهایی که هنوز آمریکاییها در عراق عملیّات نظامی انجام میدادند و حکومت بعث به طور کامل از عراق خارج نشده بود، مردم راهپیمایی اربعین را آغاز کردند. زائرها از کنار ادوات نظامی منهدمشده، زیر پرواز بالگردهای آمریکایی که بالای سرشان پُرصدا حرکت میکردند، عبور کردند. آنان پرچمهای ضدّآمریکایی در دست داشتند و علاوه بر لعن صدّام و اعلام برائت از او، اشغالگران را نیز محکوم کردند.
خلع سلاح حزبالله یعنی برداشتن ستون مقاومت و گشودن دروازههای لبنان به روی اشغالگران. طرحی که این روزها با شعارهایی چون تقویت دولت و حفظ امنیت مطرح میشود، در حقیقت نقشهای از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی برای شکستن محور مقاومت و تبدیل لبنان به کشوری وابسته و بیدفاع است.
هر دو اثر، «روزهای بیآینه» و «۶۴۱۰ روز تنهایی» تصویری چندوجهی از مقاومت زنان در جنگ را ترسیم میکنند؛ مقاومتی که فراتر از میدان نبرد است و در قلب خانواده، در دل تنهاییها و دشواریها ریشه دارد.
تحلیل رخدادهای جنگ اخیر نشان میدهد که فناوریهای نوین اطلاعاتی و شبکههای پیمانکاری به تنهایی برای تحقق اهداف استراتژیک کافی نیستند. پیوند عمیق اجتماعی میان مردم و رهبر انقلاب، عاملی تعیینکننده و بازدارنده بود که مانع از اجرای موفقیتآمیز عملیات دشمن شد.
عجز رژیم پهلوی در محدود کردن آیتالله میلانی در بیان نظر شرعی، گاه در برخی از اسناد نیز انعکاس دارد. به عنوان نمونه در پی انتشار اعلامیه آیتالله میلانی در محکومیت اسرائیل در جریان جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل در سال ۱۳۴۶، تیمسار نصیری، رئیس وقت ساواک، برای ایشان پیغامی تهدیدآمیز فرستاد
همدلیای که بین اعضای مختلف دولت از دستگاههای مختلف میدیدیم واقعاً بینظیر بود. واقعاً آن چیزی که من در آن دوازده روز دیدم استثنایی بود و قبلاً هیچ وقت تجربهاش نکرده بودم؛ یعنی واقعاً همه نشسته بودند که مسئله را حل کنند.
جنگ تحمیلی اخیر، سند زندهای است بر اینکه دشمن از روایت درست به اندازه خیبرشکنها میترسد. حمله مستقیم به ساختمان صدا و سیما و هدف قرار دادن آنتن زنده شبکه خبر، نشان داد که دشمن میخواهد چشم و گوش مردم را بر جنایتها ببندد. آنها میدانند که هر تصویر واقعی، هر گزارش صادقانه و هر روایت درست، میتواند دیوار دروغهایشان را همچون گنبد آهنینشان فرو بریزد.
پس از قبول قطعنامهی ۵۹۸ از سوی ایران در روزهای پایانی تیرماه سال ۱۳۶۷، رژیم بعث عراق در تاریخ ۱۳۶۷/۴/۳۱حملهای گسترده و طرحریزیشده را برای تصاحب بخش وسیعی از مناطق کشور و همچنین فراهم کردن امکان تهاجم نظامی منافقین به جبههی غرب آغاز کرد. در واکنش به این اقدام، آیتالله خامنهای به عنوان رئیسجمهور وقت تصمیم گرفتند با حضور در میان رزمندگان، روحیّهی مضاعفی به آنها منتقل کنند و مهمتر از آن، بسیج مردمی را مدیریّت کنند.
رهبر معظّم انقلاب اسلامی، در مراسم چهلم شهدای جنگ تحمیلی اخیر، به نکتهای مهم و اساسی دربارهی رویکرد جمهوری اسلامی پرداختند و دو عنصر «دین» و «دانش» را تشکیلدهندهی نظام دانستند و مسیر آینده را نیز بر اساس همین دو عنصر تبیین کردند...
هویدا نهتنها نخستوزیر یک دولت، بلکه مدیر اجرایی یک «توهم» بود؛ توهم ثبات، رفاه و کنترل همهجانبه. اما همانگونه که احمد بنیاحمد در تاریخ شفاهی هاروارد یادآوری میکند، این توهم ناگهان و بدون فرصت پاسخگویی فروریخت: «همان روز ظهر آقای هویدا از نخستوزیری استعفا کرد... تا نمایندگان مجالی برای بحث در این که چطور حکومت سیزدهساله یکباره برچیده شد نداشته باشند»
در چهارمین نماز جمعه تهران در تاریخ جمعه ۲۶ مرداد ۱۳۵۸ همزمان با برگزاری تظاهرات پرشور مردم تهران و دیگر شهرها به مناسبت روز قدس برگزار گردید. در همین روز نماز جمعه بهصورت منسجم برای اولینبار در برخی شهرهای ایران به جز تهران نیز اقامه شد تنها در تهران ۳.۵ میلیون نفر در راهپیمایی روز قدس شرکت کرده و سپس در مراسم نماز جمعه حضور یافتند.
جنگ دوازده روزه و تهاجم رژیم صهیونی به ایران که پیامدهایی چندلایه همچون تضعیف زیرساختها و اقتصاد از یکسو و افزایش همبستگی اجتماعی و ارتقای غرور ملّی از سوی دیگر داشت کشور را در معرض یک نقطه عطف تاریخی و یک «لحظه گسست تمدنی» قرار داد که بر اساس نظریه «پنجره فرصت بحران» میتواند بستری بیسابقه برای تحول ساختاری و تمدنی در ایران فراهم آورد.
سیاست خارجی ایالات متحده، بهویژه در قبال مسائل غرب آسیا، بیش از آنکه بازتاب منافع ملی این کشور باشد، متأثر از پیوندهای عمیق و چندلایه با ساختارهای فراملی صهیونیستی است؛ ساختارهایی که نهتنها اولویتها را تعیین میکنند، بلکه دامنه اثرگذاری خود را تا اعماق نهادهای تصمیمساز و حتی افکار عمومی گسترش دادهاند.
در نظام ولایی، رهبر انقلاب متولّی این هستند که در جامعه پیوند ولایی شکل بگیرد و حرکت بکند. خیلیها در مورد مردم دچار اشتباه بودند و در این جنگ، هاجوواج نگاه میکردند که آیا اینها مردم ما هستند؟ بله، اینها مردم ما هستند؛ اینها همان مردمی هستند که اتّفاقاً رهبر انقلاب همواره از آنها تعریف و تمجید کردهاند.
همبستگی اجتماعی صرفاً یک مفهوم نظری نیست؛ بلکه بهعنوان یک متغیر واقعی در معادلات امنیّتی نقشآفرینی میکند. وقتی وحدت ملی خدشهدار شود یا دشمن احساس کند همدلی مردم و حاکمیت سست شده، آن نقطه میتواند جرقهای برای شروع جنگ باشد.
خانم بابایی یک دختر ۷ ساله بود که کشورش مورد تهاجم اتمی ارتش آمریکا قرار میگیرد. او بعدها با ازدواج با یک ایرانی و تشرف به دین اسلام به ایران آمد، با الهام از آیات قرآن کریم نام سبا را برای خود برگزید. محمد بابایی فرزند خانم بابایی در سالهای جنگ تحمیلی هم به شهادت تا او تنها مادر شهیدی باشد که از دیار آفتاب تابان فرزند خود را تقدیم اسلام و ایران کند.
در دنیایی که قانون جنگل حاکم است، نسل جوان ایرانی به یک نتیجه واقعی رسیده: میزان امنیت هر کشور و جامعهای را قدرت آن تعیین میکند و بس. و این مهمترین پیام جنگ دوازدهروزه بود؛ نقطه عطفی در شکلگیری واقعگرایی دفاعی، بازتعریف مفهوم دشمن، و تقویت همبستگی ملی حول محور مقاومت.
رهبر انقلاب انسجام را صرفاً بهمثابه آرایش سیاسی نمیبینند، بلکه آن را برآمده از اراده ایمانی ملت میدانند. ارادهای که از تصویر ذهنی، به شوق، ایمان، و در نهایت به کنش و هزینه دادن میرسد. این عمق روانی جامعه، نقطه افتخار رهبری است. انسجام ملّی، بروز و ظهور همین اراده است.
همان شب اوّل، مردم دیدند که نه، نظام جمهوری اسلامی آن نظامی نیست که بخورد و جواب ندهد. ما شاید ضربه بخوریم؛ بله، ضربه میخوریم، امّا پاسخ میدهیم و پاسخهای ما بسیار قدرتمندانه و جسورانه است. اینکه نظام قدرت پاسخدهی خودش را نمایش داد، این یکی از مهمترین عواملی بود که همبستگی اجتماعی در ایران را به یک معنایی تبدیل کرد به نشاط پیروزی.
ترکیب علم و دین، آنگونه که در جمهوری اسلامی ایران متجلی شده، برای نظام سلطه جهانی تهدیدی جدی به شمار میرود. دلیلش ساده اما عمیق است: چون علم در ذات خود قدرت میآورد، و اگر این قدرت تحت مهار اخلاق دینی و عقلانیت توحیدی قرار گیرد، دیگر در خدمت استکبار نخواهد بود.
مگر میشود اربعین نزدیک باشد و آدم دلش نخواهد یک سفرنامهی اربعین بخواند؟ مخصوصاً اربعیننرفتهها تشنهترند به خواندن سطرهای کتابی که لحظهلحظهاش حالوهوای اربعین دارد. هرچقدر هم که دنیای مجازی پر باشد از عکس و فیلم و متن، باز انگار آدم دنبال یک چیز قرصومحکمتر میگردد.
شور و شوق اثر موجی داشته و به دیگران نیز منتقل میشود. چنین تأثیری را «سرایت هیجانی» مینامند. وقتی این موج بزرگ و بزرگتر شود، تبدیل به «انرژی اجتماعی» یا همان «اثر انگیزشی جمعی» میشود. آنچه در ایام جنگ تحمیلی اخیر رخ داد و همه زیر یک پرچم علیه دشمن متجاوز متّحد شدند را میتوان نمودی بارز از چنین وضعیتی دانست.
ناخودآگاه ستون معروف حنانه برایم تداعی میشود. ستونی در مسجد مدینه که پیامبر همیشه در پای آن ستون ایستاده و خطبه میخواندند. پیام و مفهوم خطبهی ایستاده، بدون پایه میکروفون و خارج از برنامه مقرر مراسم توسط آقا را حتما آنها که باید دریافت کنند، دریافت خواهند کرد.
عملیات مرصاد بستری برای کسب تجربه در شکلی از جنگ بود که با نیروی نفوذیِ خودی بیش از دشمن خارجی درگیر است. دشمنان ایران در برهههای مختلف زمان به خوبی دریافتهاند که جز از طریق نفوذ داخلی نمیتوان از پسِ کشوری چون ایران برآمد. تجربهای که در همان اولین روزهای جنگ با رژیم صهیونیستی و زیر آتش نحسِ ریزپرندههای دستساز برخی نیروهای خودفروختهی به اسم ایرانی نیز تکرار شد... .
به این فکر میکنم که هر کدام از این شهدا، جایی در هیاهوی زندگیشان، از چیزی گذشتهاند؛ اسماعیلِ خود را قربانی کردهاند؛ دوستداشتنیهایی داشتهاند که برایشان عزیز بوده، امّا توانستهاند از آنها عبور کنند؛ گویی خودشان به استقبال مرگ رفتهاند؛ بعضیهایشان حتّی از چندین سال قبل، شهادت را انتخاب کردهاند و تلاش کردهاند شهیدگونه زندگی کنند.
این مسیری است که دهها سال است مردم مظلوم ایران در آن گام برمیدارند. مردمی که میخواهند مستقل باشند، تسلیم و تحمیل را نپذیرند. خون کودکان ایران و غزّه و کل جبهه مقاومت با هم آمیخته و کاخ یزیدهای عالم را به لرزه انداخته. وقتی رهبرم ایستاد و چند جملهای سخن گفت، دلها آرام شد، مثل همیشه.
| محمد مرندی جریانات رسمی در غرب کماکان مدّعیاند که اسرائیل پیروز است و اسرائیل همیشه پیروز است، ولیکن آنچه در رسانههای آلترناتیو توسّط افراد بسیار معتبر و بانفوذ دارد گفته میشود این است که اسرائیل شکست خورده. بگذریم از اینکه خود ترامپ گفته که در روزهای آخر، ایران اسرائیل را خیلی سنگین زد؛ ترامپ این را گفته، چند بار هم گفته.
روحانیون باید از تمام ظرفیتهای تبلیغی – از منبر و مسجد، هیئت و مجالس عزاداری، تا گفتگوهای مستقیم و رسانههای نوین – بهره بگیرند تا چراغی از نورانیت الهی در دلها بیفروزند. تبیین درست مسائل، پاسخگویی متین و منطقی به شبهات، و تقویت امید و ایمان در دل مردم، مهمترین وظیفهای است که امروز بر دوش این قشر نهاده شده است.
دوران پساجنگ، دوران فرصتهای طلایی برای ارتقاء کیفیت حکمرانی است و مسئولان اجرایی کشور در این زمینه نقشی مهم و کلیدی دارند. اگر تا دیروز بسیاری از امور و برنامهها، کار بود، در زمانه فعلی به معنای واقعی کلمه، جهاد است. جهادی برای غلبه بر خباثتهای دشمن و ساخت ایران قویتر.
ما چه میدانستیم در دلشان چه گذشته. ما چه میدانیم در جانشان چه غوغایی است. ما تماشاگرهای عجیبترین دوران تاریخ بودیم. عکس شهدایشان را چسبانده بودند به سینه و هر بار مشتهایشان را گره میکردند به سمت آسمان و چشم میدوختند به قامت ایستاده آقا.
بیشتر از آن که صورت آدمها پیدا باشد قاب عکسها قد بلند کرده بودند. انبوه و پر تعداد. انگار آن قابها کارنامه آدمها بود؛ گزارش انتخابهایشان. همسر شهید طیبزمانی زیر عکس توی دستش نوشته بود: «شهیدم تقدیم به رهبرم». این یکی از رمزهای شهادت بود که پیش چشمم گشوده بود...
ساختار نظامی و دفاعی ایران بر مبنای راهبرد امنیت درونزا تعریف شده است. تأمین امنیت - چه در سطوح نرمافزاری چه در سطوح سختافزاری - نباید به چیزی بیرون از مرزهای ایران متّکی باشد. دفاع و امنیت هر دو باید توسط قابلیتهای درونی ایران تأمین شوند؛ یعنی وابستگی ممنوع! این راهبرد اما بهمعنای نفی استفاده از تواناییهای نرمافزاری و سختافزاری خارجی در سطوح تاکتیکی نیست.
رسانه KHAMENEI.IR برای روایت کلان پیروزی ایران در نبرد تحمیلی ۱۲ روزه با رژیم صهیونی، پروندهی «روایت فتح» را منتشر کرده است. از جمله مطالب این پرونده، گفتوگوی تفصیلی با دکتر مسعود اسداللهی، تحلیلگر ارشد مسائل منطقه و پاسخ به سؤالاتی در زمینه برنامه و اهداف دشمن در این جنگ است...
پیام اصلی بیانات امروز یک چیز بود: شهادتها و عزاها نهتنها باعث توقف نخواهند شد، بلکه موتور پیشبرنده ما خواهند بود. همانگونه که رهبر انقلاب فرمودند، «حرکت ادامه دارد»؛ و این پیام، پاسخی است روشن به هر محاسبهای که بهدنبال توقف ایران است.
خرده روایتهایی از شهدایی که با بر زمین ریخته شدن خونشان، هر چند پر بها و سخت اما روحی دوباره در پیکر ما دمیده شد و ما با همهی کثرتمان به وحدت رسیدیم.
خردهروایتهایی از شهدایی که در جنگ تحمیلی اخیر، آیههای فتح و پیروزی شدند؛ برگرفته از گپوگفت راوی رسانه ریحانه KHAMENEI.IR با خانوادههای شهدای جنگ تحمیلی اخیر در حاشیه مراسم بزرگداشت چهلم این شهیدان در حسینیه امام خمینی.
مردمی باانگیزه دشمن را از نظر روانی تضعیف میکنند و عزم شکستناپذیرشان باعث عقبنشینی دشمن میشود. اگرچه قدرت آفندی ایران در حوزهی موشکی نقشی مستقیم و بینظیر در مهار تجاوز دشمن صهیونیستی داشت، امّا آنچه این توان نظامی و فیزیکی را تکمیل کرد عزم ملّی و نحوهی مواجههی مردم با دشمن متجاوز بود.
به موازات آنکه دلسوزان و ایران دوستان به دنبال عزت و آبروی کشور هستند، دشمنان کشور میخواهند این عزت و آبرو را با هر روشی لکهدار کنند؛ ارائه تصویر ضعیف از ایران، القای ناکارآمدی نظام، تهمت و لجنپراکنی علیه مسئولان کشور و دامنزدن به شکافها و اختلاف سلیقهها و نظرهای سیاسی و اجتماعی از جمله محورهای این تلاش خبیثانه است.
با مراجعه به مشروح مذاکرات شورای بازنگری قانون اساسی، متوجه میشویم که آیتالله خامنهای نقشی مشابه شهید بهشتی در مجلس بررسی نهایی قانون اساسی داشتهاند. شهید بهشتی نیز در آن مجلس، نائبرئیس بود اما درعمل، ادارهی جلسات برعهدهی وی بود و او در تصویب و شکلدهی به بسیاری از اصول مهم قانون اساسی ازجمله اصل ولایت فقیه نقش داشت. آیتالله خامنهای نیز هرچند برخلاف شهید بهشتی، رئیس جلسات شورای بازنگری نبود، اما در عمل در توضیح و تبیین و شکلدهی به بسیاری از اصول قانون اساسی نقش مؤثری داشته است.
دشمنان ایران تصور میکنند دانش هستهای ایران با بمباران چند مکان و ترور چند دانشمند از بین میرود اما این دانش چنان بومی و درونی شده است که نابود کردن آن عملاً غیرممکن است و بسیاری از تحلیلگران غربی نیز به این موضوع اذعان دارند. ایرانی که تا پیش از انقلاب تقریباً برای هر چیز ریز و درشتی وابسته به بیگانه بود، امروز از نظر علم و فناوری چنان پیش رفته که دشمنان خود را تا سرحدّ جنون، نگران کرده است.
میتوان گفت که مهمترین عامل تعیینکننده در وقوع یا عدم وقوع جنگ بعدی، عاملِ انسجام اجتماعی خواهد بود. این پیوند عمیق میان مردم و حاکمیت، و بهطور خاص با رهبر معظم انقلاب، مهمترین عامل بازدارنده ماست؛ حتی مهمتر از مولفههای سختافزاری قدرت.
دشمنی که گمان میکرد با ترور و جنایت میتواند به اهداف پلید خود دست یابد و اینبار نیز خیال میکند با فشار و تهدید میتواند شکست خود را جبران کند، باید بداند که «هر دو حرکت نظامی و علمی شتابندهتر از گذشته به سمت افقهای بلند پیش خواهد رفت»، و این یعنی جمهوری اسلامی ایران نه در حوزه هستهای، تن به باجخواهی غرب میدهد و نه در حوزه فناوری های دفاعی و برد موشکهایش کوتاه میآید.
جامعه ایران بر خلاف انتظار دشمن نه تنها چندپاره نشد، که یک وحدت بینظیر را تجربه کرد. گسلهای سیاسی، اقتصادی، قومی و مذهبی فعال نشد و همه اقشار مردم یکپارچه در مقام دفاع از غرور و حاکمیت ملی برآمدند. مردم با چشم خود دیدند که دشمن در به خاک و خون کشیدن نظامی و غیرنظامی، تفاوتی قائل نمیشود و زن و کودک و پیر و جوان برایش فرقی ندارد. مردم به سرعت دریافتند که هدف، ایران است.
این اربعین مردانی است که عمری مجاهدت کردند تا این کشور و ملت در برابر چنین دشمنان خبیث و جنایتکاری، سربلند باشند. حتی اگر این سربلندی به قیمت خون آن مردان باشد که شهادت آرزوی دیرینه آنان بود. و منهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر...
دشمنان ایران، با دههها تبلیغات، میلیاردها دلار هزینه و تلاش انبوهی از نخبگان رسانهای و فکری تلاش کردند تا این پیام دروغین و کاملاً وارونه را به مردم ایران مخابره و القا کنند که ما با شما مردم دشمنی و خصومت نداریم و حتی خیرخواه نیز هستیم و آنکه طرف حساب ماست و با آن میجنگیم حاکمیت سیاسی ایران است. آنچه سالها با فریب و نیرنگ، موذیانه رشته بودند، با یک حماقت تاریخی پنبه شد.
آنچه ما در جلوههایی چون فرماندهان شهید سپاه یا ارتش بعد از انقلاب میبینیم، محصول تربیت صرف نهادی نیست، بلکه میوه درختی است که ریشه در خاک اجتماعی ایران دارد. فرماندهان و نیروهای مسلح ما سرریز و خروجی این نیروی عظیم هستند نه اینکه استثنائاتی از یک جامعه باشند.
اعتماد به نفس ملی، امری تصادفی یا خلقالساعه نیست؛ بلکه محصول یک مبارزه تاریخی، بازتعریف مفاهیم بنیادین قدرت و احیای سرمایههای اجتماعی و اعتقادی است. ایران امروز با سرمایهای به نام خودباوری ملی در حال پیشبرد اهداف راهبردی خود است.
اگر این کتاب را دستتان بگیرید یک مرور تقریباً مفصل به زندگی ۶۳ ساله حاج قاسم انداختهاید. هیچ کتاب دیگری در بازار کتاب به اندازه «قاسم» کامل و جامع نیست.
سیام تیرماه، سالروز شهادت شهید عباس دوران است. این خلبان نیروی هوایی، با عملیات جسورانه در قلب بغداد در ۳۱ تیرماه ۱۳۶۱ با وارد آوردن ضربهای مهلک به دشمن بعثی باعث لغو کنفرانس عدم تعهد در بغداد شد. شهید دوران، نماد ایمان، شجاعت و عشق به میهن بود. کتاب «بمبی در کابین» روایتی از این حماسهی بزرگ است.
آنچه ملت ایران با آن روبهرو شد، ترکیبی بود از عملیات نظامی، سایبری، روانی، و هدفگیری مراکز غیرنظامی؛ از هلالاحمر و پلیس تا مناطق شهری. در کنار آن، تلاش برای حذف سران کشور نیز جریان داشت. هدف، فقط بمباران فردو و نطنز نبود؛ فروپاشی روانی، سیاسی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران بود.
یکی از اهداف کلیدی رژیم صهیونیستی در حملات اخیر به خاک سوریه، بازآرایی ساختار سیاسی و نظامی منطقه غرب آسیا به سود منافع راهبردی خود است. ایدهای که تحت عنوان «خاورمیانه نوین» از سوی چهرههایی چون بنیامین نتانیاهو و یسرائیل کاتس مطرح شده است.
آنچه نتانیاهو میخواهد، جبران ناکامی نظامی از طریق فشار دیپلماتیک و رسانهای است. وقتی در میدان جنگ نمیتوانند توان موشکی ایران را مهار کنند، تلاش میکنند آن را در میدان سیاست خنثی کنند. اما این همان خطایی است که پیشینیان او بارها مرتکب شدهاند: نادیدهگرفتن انگیزه، اراده و توانمندی یک ملت که امنیت خود را محصول وابستگی نمیداند.
از بعد صفویّه، اتّفاق مهمّی رخ داد که دلیل اصلی تابآوری و ایستادگی ایران در پانصد سال اخیر است: اتّحاد دیانت و سیاست در قالب اتّحاد ایرانیّت و تشیّع. با رویکارآمدن صفویه و رسمیت یافتن تشیع در ایران رابطهای بین ایرانیّت ــ یعنی سرزمینی که در آن زندگی میکنیم ــ با آن ظرفیّت تمدّنی و تشیّع که از قرون دوّم و سوّم در ایران ریشه دوانده بود شکل گرفت.
پاسخهای موشکی ایران در نیمهی دوّم جنگ، با الهام از تجربیاتی که در نیمهی اوّل به دست آورده بود، کشندهتر، قویتر و با نرخ اصابت بالاتر انجام میگرفت. این افزایش کیفی حملات در حالی شکل گرفت که شلّیکهای ایران از نظر کمّی در نیمهی دوّم جنگ، بهوضوح نسبت به نیمهی اوّل جنگ کاهش پیدا کرده بود.
منطق رفتار پساجنگِ ایران همان منطق روزهای جنگ است. اگر در دوران جنگ، ابزار مقاومت در برابر تحمیل و زور، ابزار و توان نظامی بود حالا در دوران پسا جنگ هم ایده نه به تحمیل و زور دنبال میشود اما در میدان و با ابزار دیگری. در این چارچوب سخن گفتن از اینکه ایران در ادامه از جنگ بعدی شانه خالی خواهد کرد یا در دیپلماسی ضعیف ظاهر خواهد شد یک منطق غلط و انحرافی است.
«انسجام ملی» بهمثابه معیار ارزیابی کنشها در فضای عمومی است. به این ترتیب هر نوع موضعگیری، انتقاد، تحلیل یا بیان رسانهای، باید در نسبتسنجی با این اصل مورد ارزیابی قرار گیرد. در این رهیافت، تقدم ملاحظات راهبردی و صیانت از ساختار همبستگی اجتماعی بر هرگونه بیان فردی یا جمعی ـ ولو با نیت خیر و صادقانه ـ یک ضرورت عقلانی و مبتنی بر منافع ملی تلقی میشود.
خود خدا بود که این نقشهی آمریکایی-صهیونیِ را باطل کرد. همان خدایی که پیش از این لشکر شیطان را در صحرای طبس زمینگیر کرده بود و خرمشهر را هم آزاد. مردمِ پشتگرم به وعدهی خدا هم، مجرای اعمال ارادهی او بودند. مردمی که در برابر زور و ظلم دلشان گرم است به وعدهی خدا.
دیگر نه فاصله جغرافیایی، نه قدرت رسانهای و نه بازدارندگی کلاسیک ایالات متحده، مانع اقدام مستقیم ایران علیه منافع نظامی آمریکا در منطقه نخواهد بود. و از این مهمتر، حمله صورتگرفته نه نمادین، بلکه دقیق، مؤثر و در نقاط حساسی از شبکه فرماندهی، ارتباطی و عملیاتی این پایگاه انجام شد.
«شبّات» واژهای عبری است به معنی «شنبه» و این روز در یهودیت از جایگاه و احترام ویژهای برخوردار است. طوفانالاقصی، نقطهی عطفی در تاریخ جنگ بین اسرائیل و فلسطین است. از صبح شنبه ۷ اکتبر، توجه جهانیان به سرزمینی معطوف شد که حتی بر سر نامش نیز توافقی وجود ندارد.
اگر انتخاب مسیرمان درست نبود و تعیین مسیرمان توسط حضرت آقا صورت نمیگرفت، مطمئن باشید مسیر رسیدن به موشکهای زمین به زمین، موشکهای دوربردتر، یا اصلاً طی نمیشد یا خیلی عقبافتادگی داشتیم. امروز در حوزهی تسلیحاتی، سامانههای موشکی زمین به زمین، پهپادها، رادارها، جنگ الکترونیک، پدافند و بسیاری از بخشهای دیگر، چه زمینی، چه دریایی، در طراز جهانی مطرحیم، نه منطقهای.
نگاه مجددی به تصاویر اندکی که از سانسور چندلایهی اسرائیل عبور کرده است نشان میدهد که چرا نتانیاهو به پریشانگویی درباره ایجاد محدودیت برای برنامه موشکی ایران افتاده است؛ او راه حل خلاصی از این جهنم را فقط تسلیم ایران و پایان برنامه موشکیاش میداند. اما شتر در خواب بیند پنبهدانه...
در کنار جنگ روانی، عنصر جنگ روایی نیز پررنگ است. روایتسازی، جای سلاح را میگیرد. گالانت، یا تیم نویسندگان پشت نامه، از روایت برای بازتعریف موقعیت استفاده میکنند. اسرائیل، پس از شکست در نبردهای اخیر -از جمله عملیات «طوفان الاقصی» و جنگ ۱۲ روزه- اکنون به جای استفاده از زرادخانه واقعی، به جنگ شناختی و روایتمحور روی آورده است.
دفاع مقدس ۱۲ روزه ملت ایران در برابر تمام دنیای غرب وحشی و باند نیابتی و جنایتکار آن در منطقه، مملو از صفحات درخشان و روایتهای افتخارآمیزی است که ماجرای شهید احسان قاسمی و خانوادهاش تنها یکی از آنهاست.
مردم ایران هرگز میان «عاشورا» و «ایران» مرزی نکشیدند. این سرزمین را ظرفی برای ایمان و آرمانهای عدالتخواهانهی خود میدانند؛ سرزمینی که هم خانهی نیاکانشان است، هم مهد ایمانشان. همین پیوند است که هر روز، ملت ایران را به خلق صحنهای تازه از عزت و شکوه فرامیخواند.
کوفیانی که در رکاب حسین علیهالسلام خونشان را با خون مقدس حضرت مخلوط کردند، بیشتر از هر شهر دیگری سهم داشتند. حتی در این شرایط، آن اندک دیندارانِ کوفی در کاروان نورانی حسین بن علی علیهالسلام تعداد قابل توجهی داشتند. نه کوفیان آنچنان آدمهای عجیب و غریبی بودهاند، نه عراقیها لزوماً از نظر تاریخی خیانتکار هستند، نه ما دوستداران امام حسین علیهالسلام و امام علی علیهالسلام، آن اندازه منزّه و دور از خطا و لغزش هستیم...
«پاریس پاریس» صرفاً یک داستان تاریخی از یک برهه زمانی خاص نیست. نویسنده از دل تاریخ و پس از ماجرای مسجد گوهرشاد، مختصات فکری جامعه پیشین را به جامعه فعلی گره میزند و بین کنشهای فردی و کنشهای جمعی این دو جامعه انطباق برقرار میکند.
جلال زن در جمال او نهفته است و جمال مرد در جلال او. این یک توزیع حکیمانه وظایف الهی است. زن، معارف و معلوماتی را که با عقل خود به دست آورده، با ظرافت و زیبایی آشکار میسازد. مرد نیز وظیفه دارد احساسات و عواطف زیبا را در صلابت و پایداری عقل جلوهگر کند تا قوام خانواده و جامعه محقق شود.
برای همه مشخّص شد که دشمن جنایتکار فقط زبان قدرت و اتّحاد ما را میفهمد؛ اگر نبود موشکهای ایرانی ــ که حاصل مجاهدتهای شهیدان طهرانیمقدّم و حاجیزاده و هزاران نیروی گمنام و فداکار است ــ دشمنان جلوی چشم همهی دنیا همان کاری را با ایران میکردند که با غزّهی مظلوم کردند. بنابراین، روایت «مظلومیّت» نباید از روایت «اقتدار» منفک شود.
در این قضیّه، ظرف کمتر از ده ساعت، فرماندهان عالی همتراز با فرماندهان و سران شهید منصوب میشوند و عملیّاتی موفّق را در کمتر از چند ساعت انجام میدهند! این ویژگی و برجستگی مدیریّت فرماندهی کلّ قوا است.
علت ایستادگی سریع و برگشتن ایران از لبه پرتگاه، بیش و پیش از هر چیز، به رهبری حکیمانه و قاطع حضرت آیتالله خامنهای بازمیگردد؛ رهبری که در همان ساعات نخست، پیام مقتدرانهای صادر کرد که نهتنها خبری از مرثیه و اندوه در آن نبود، بلکه لبریز از اراده و وعده پاسخ سخت بود.
در روایت جنگ تحمیلی، روایت «مظلومیّت» باید توأمان با روایت «اقتدار» باشد. این جنگ پُر از صحنههای اقتدار ملّت ایران و جمهوری اسلامی است؛ از اقتدار نظامی گرفته تا اقتدار اجتماعی. آنچه دشمن را به عقب راند و از روز چهارم جنگ باعث شد با توسّل به واسطههای گوناگون برای توقّف جنگ التماس کند، پاسخهای کوبندهی ما به سرزمینهای اشغالی در قالب ۲۲ موج عملیّات وعدهی صادق سه در کنار انسجام ملّی و شکست قطعی پروژهی براندازی بود.
دشمن، با بزرگنمایی تهدید جنگی، سعی در شرطیکردن جامعه ایران دارد. هدفش القای این ادعاست که «سرنوشت ایران در دستان ماست»؛ برخوردی فرعونی که در ادبیات و مواضع ترامپ کاملاً مشهود است. اما تجربه میگوید همانقدر که غفلت نسبت به تهدید خطرناک است، بزرگنمایی آن نیز میتواند آسیبزا باشد. ملت ایران نه با هیجان دروغین جنگ، که با بصیرت امنیتی میتواند دشمن را خلع سلاح کند.
خندههای محمدحیدر دل همهمان را برده بود. بیشتر از اینکه دنبال اگر و مگر جنگ باشیم تمام حواسمان به شیرینکاریهای او بود. طوری دست و پا میزد و از نور چراغ مخصوص فیلمبرداری ذوق میکرد که وقتی مادرش گفت: پسرم فدای رهبر، یک لحظه دلم لرزید و بغض کردم.
رهبر انقلاب در سالهای اخیر بارها تصریح کردهاند که یکی از مهمترین وظایف آموزش و پرورش، پرورش نسلی است که به ایرانی بودن خود افتخار کند، زبان و فرهنگ خود را بشناسد، و پرچم ملیاش را عزیز بدارد. این ملیت اصیل، نه یک شعار ویترینی، بلکه موتور محرک پیشرفت کشور است
دشمنان ایران کوشیدند با راهاندازی یک عملیات روانی گسترده و بسیار سنگین، مردم ایران را درباره شکست خود در حمله به ایران و نقش فرمانده کل قوا در تحمیل این شکست، دچار تردید و شبهه کنند. حضور رهبر انقلاب در مراسم دیشب همچون عصای موسی علیهالسلام، بساط این سیرک رسانهای و عملیات روانی را جمع کرد و یک بار دیگر آنان را دچار فروپاشی کرد.
حاج محمود کریمی در گفتوگو با رسانه KHAMENEI.IR به بیان روایت مرثیهخوانی در مراسم عزاداری شب عاشورای حسینی در حضور رهبر انقلاب و ماجرای خواندن نوحه «ای ایران» پرداخته است.رهبر انقلاب دیشب پس از پایان برنامه خطاب به محمود کریمی:خیلی عالی بود؛ یادت باشد یک «ایران ای سرای امید» هم به من بدهکاری...
کشوردوستترین ایرانی، مجلس عزای امام حسین علیهالسلام را برگزار کرده! خودش را به مجلس رسانده و طلب نوحه «ای ایران» میکند. یحتمل از این به بعد این نوحه در کنار دَمهای چندصدساله ما وارد دم و دستگاه امام حسین علیهالسلام میشود.
به دنبال سوژه بودم که یکباره یک نفر جلوی من ایستاد و با بغض گفت: «دیدید؟ دیدید؟ آقا اومده بود... من فداش بشم الهی...» همین یک جمله برای به خودم آمدن از سردرگمی این میزان شعف و ذوق عزادارها در شب عاشورا کافی بود! جستوجویی کردم و کمتر از چند دقیقه فیلم ورود آقا منتشر شد و پشتبندش بازارسالهای همان فیلم از طرف دوستان.
جزوه کوتاه عاشورای عین صاد از این جهت متفاوت از دیگر آثارست؛ عین صاد حرکت حسین بن علی را حرکتی به سمت زندگی میداند؛ زندگی به لونی دیگر با طعم آزادی و مسئولیتهای فردی و اجتماعی. به نظر عین صاد، تشکیل حکومت و برپایی آن یکی از لوازم چنین زندگیست و خود هدف نمیتواند باشد.
رهبر انقلاب به حسینیه امام میآیند، مقتدر و استوار، آنقدر که حتی در ۸۶ سالگی عصا هم به دست نگرفتهاند! حسینیه بلافاصله غوغا میشود، نه از دهها بمب چندتنی آمریکا و اسرائیل، بلکه از فریاد «حیدر حیدر» هزاران عزادار حسینی که از حضور حماسی و شجاعانه رهبرشان، شور و شعفی شگفت در شریانهای وجودشان شعله گرفته است.
شب عاشورا در حسینیه امام خمینی(ره) که این روزها علاوه بر بیرقهای سیاه محرمو کتیبهها، مزین به پرچم سه رنگ خوش رنگ ایران عزیز است، خواستهاند برای وطن بخوانند! یعنی تعبیر همان روایت «حب الوطن من الایمان»، یعنی ایرانیترین رهبر، یعنی مقتدرترین مظلوم، یعنی وطندوستترین عالِم دینی. رهبری که این روزها از همه چیز باخبر است و حتی این مداحی را هم شنیده و پسندیده...
این ماجرا، ترکیب و تبلور مظلومیت و حماسه بود. همان چیزی که در کربلا اوج آن رخ داد. در ایران عاشورایی نیز، اگر چه مظلومیت های فراوانی -از شهادت کودکان و زنان مظلوم گرفته تا صحنه دلخراش حمله به مردم پشت چراغ قرمز در تجریش- رخ داد اما به موازات آن حماسههای بزرگی نیز آفریده شد.
در میانهی تهدیدهای دشمن صهیونیستی و در حالی که تلاش میشد تا جنگ رسانهای ضمیمهی جنگ نظامی شود، رهبر انقلاب اسلامی در صلابت و سلامت وارد حسینیهی امام خمینی(ره) شدند تا در کنار مردم به عزاداری بپردازند. شوق مردم پایانی نداشت و شعارها به دنبال هم سر داده میشدند: «ابوالفضل علمدار، خامنهای نگهدار»
حسینیه دیگر فقط جای سوگ نیست؛ شدهاست حریم افتخار، حریم دلتنگیهایی که حالا با اشکِ شوق شسته میشوند. اشکِ حسین، با اشکِ وطن، یکی میشود. صدای گریه، صدای ایمان است، صدای دلدادگی به مردی که در میانهی آتش، با لبخند آمده تا به ما بگوید: “من کنار شمایم، تا آخرین نفس.”
میگفت در همسایگی مادرم، دانشمندی را زدند تازه فهمیدیم دشمن چه وحشتی از قدرتمندی ما دارد... البته ما نمیدانستیم او نخبه هوش مصنوعیست. مادر وقتی به دیدار خانوادهاش رفته بود از دیدن یکی از بچههای شهید که از بچههای مهربان سندرم داون بود، خیلی به هم ریخته بود. برای بچهها درک و تحمل شرایط خیلی سختتر است.
این فیلم کوتاه سند دیگری بر توحش رژیم صهیونیستی شد و نشان داد ادعای مضحک این رژیم مبنی بر آنکه با مردم عادی کار ندارد، چقدر با واقعیت تطابق دارد. نکته جالب و قابل تأمل آنکه سربازان سایبری این رژیم در فضای مجازی فعالشده و در حال تشکیک و حتی توجیه این ماجرا هستند.
مراسم عزاداری ایام محرم امسال نیز همچون سالهای گذشته در حسینیه حضرت امام خمینی(ره) برگزار شد. مراسمی که حدود چهار دهه قدمت دارد. امسال این روضه پیشانی جنگ ترکیبی ما با دشمنی است که از هیچ خباثت و شرارتی در جنگ فروگذار نیست و از رسانه نیز بهعنوان ابزار تکمیل خشونتش بیشترین بهره را میگیرد.
از همه شهرها آمدهاند. از شیراز، گیلان، سبزوار، کرمان، قم، شاهرود، شمال و جنوب و شرق و غرب تهران. همه شکل آدمی هستند. فرمانده بسیج، معلم، استاد دانشگاه، خانهدار، محصل، روحانی، فعال اجتماعی و فضای مجازی. از همه سنین هستند. پیر، جوان، کودک و نوجوان. دستهدسته از دو سوی خیابان میآیند. بعضی خانوادگی و بعضی با گروه دوستان.
به خدا گفتم مگر خودت در قران نگفتهای که یک جمع کوچک با کیفیت میتواند بر حجم بزرگی از دشمن پیروز شود؟ بیا برایت یک جمع متراکم با کیفیت پیدا کردهام! این حجم از توکل و امید و شهادتطلبی را کجا میخواهی پیدا کنی! دو قطره اشک هم ضمیمه کردم که راضی شود با همین جمع کار صهیونیست را تمام کند...
غرب، با ذهنیت سکولار و تجربهی تاریخی پسارنسانسی خود، نمیتواند این پیوند دینی و سیاسی را درک کند. از نگاه آنها، سیاست و دین دو ساحت جداگانهاند؛ یکی در عرصه قدرت، دیگری در کنج عبادتگاه. اما در سنت اسلامی، بهویژه در منظومهی ولایت فقیه، این دو وجه از یک حقیقتاند. رهبری سیاسی، بدون پشتوانهی دینی، طاغوت است؛ و رهبری دینی، در غیاب مسئولیت سیاسی، ناقص.
جمهوری اسلامی سه ویژگی دارد: یکی آموزش، یکی تحقیق و سوم فعالیتهای تجاری علم و مهندسی و اقتصاد دانش. این پدیدار شدن یک دنیای چندقطبی فزاینده در علم و مهندسی پس از دههها رهبری علم توسط ایالات متحدهی آمریکا، اتحادیهی اروپا و ژاپن است. این سه حوزه را جمهوری اسلامی با رهبری حضرت آقا شکل میدهد.
رژیم اسرائیل بهخوبی میداند که ایرانِ مستقل و قدرتمند، خواه جمهوری اسلامی باشد یا هر نظام سیاسی دیگری که داعیه استقلال و رشد بومی داشته باشد، نظم برتری کیفی صهیونیستها را برهم خواهد زد. از این رو، سیاست اصلی، تضعیف و در نهایت تجزیه دولتملتهای بزرگ منطقه است؛ همانگونه که در سوریه دنبال شد و در مصر، با فرسایش ساختاری پیش رفت.
سهگانه انگلیس، آلمان و فرانسه که همواره خود را داعیهدار عقلانیت و حقوق بینالملل معرفی میکنند، در عمل نشان دادند همان نقشی را ایفا میکنند که استعمار قدیم در قرنهای ۱۸ و ۱۹ بر عهده داشت: پشتیبانی از قلدری آشکار برای تضمین برتری تمدن غرب.
در «روایت آقا» این بار انتشارات انقلاب اسلامی، سراغ کسی رفته که در بیان راوی، از او به «آقا» تعبیر شده و میشود. کسی که بیشترین تأثیرپذیریهای راوی از جانب او بر جان و دلش نشسته و بیش از هر کس دیگر رنگ و رایحهی زهد و فقاهت و ظلمناپذیری و تقوا از او گرفته است: «پدر!» «بیشترین تأثیرپذیری من در دوران کودکی و نوجوانی از پدرم بود.»
اگرچه در تجاوز اخیر رژیم صهیونی به ایران، چند تن از دانشمندان و چهرههای علمی برجستهی صنعت هستهای کشور به شهادت رسیدند، امّا تجربهی تاریخی نشان میدهد که قطعاً با چنین ترورهایی حرکت علمی و پیشرفت هستهای متوقّف نخواهد شد. همین توطئهی ترور در دههی ۹۰ نیز به وقوع پیوسته بود و البتّه شکست خورده بود.
با گذشت چند روز از آتشبس موقت و توقف موقت درگیریهای نظامی میان جمهوری اسلامی ایران و رژیم صهیونیستی، بسیاری گمان میکنند دورهای از آرامش فرارسیده است. اما واقعیت این است که این آرامش صرفاً غبارِ پنهانکننده نبردی دیگر است؛ نبردی که در جبهه رسانه و افکار عمومی جریان دارد و اتفاقاً میتواند بیش از گلوله و موشک، مسیر تحولات را رقم بزند.
صحنههای امروز یکبار دیگر این حقیقت ساده و عمیق را عیان کرد: اگر تابوتی کوچک بر دوش یک ملت تشییع شود، خون کودک هم میتواند همان کارکرد خون قهرمانان را داشته باشد؛ پیوند مردم و سربازان را محکمتر کند و سرمایه اجتماعی یک ملت را بیافزاید...
این نبرد، صرفاً جنگی موشکی نبود، بلکه جنگی ترکیبی بود که همزمان در حوزه رسانه، دیپلماسی و افکار عمومی جریان داشت. رسانههای غربی با سانسور پاسخهای ایران و تحریف روایتها، سعی کردند افکار جهانی را علیه ایران مدیریت کنند. در شورای امنیت سازمان ملل نیز کشورهایی مانند انگلیس و فرانسه آشکارا از حملات به ایران دفاع و سعی کردند به تجاوز مشروعیت ببخشند.
این عزت و استقلال و قدرت است که دشمن را تا سرحد جنون دیوانه کرده است. اگر مثل دوره پهلوی ایران تسلیم و مطیع اجنبی باشد، فعالیت هستهای برایش مشکلی ندارد و کمکش هم میکنند اما اگر مستقل باشد، همان فعالیت میشود دستاویزی برای هیاهو، و ادعا میکنند اصلاً انرژی هستهای به کار ایران نمیآید!
دشمن شاید با سانسور گسترده حجم خرابیها و تلفات خود اجازه ندهد دنیا بداند دقیقا چه برسرش آمده اما خود عمق ضربات ایران را خوب میداند. ضرباتی که به قول یک روزنامه صهیونیستی، صحنههایی آخرالزمانی را در شهرهای سرزمینهای اشغالی رقم زدند، صحنههایی که مشابه آن را جهان در غزه دیده بود.
رژیم صهیونیستی، علیرغم تمام هیاهوهای رسانهایاش، به اهداف راهبردی خود نرسید. البته که این نبرد تمام نشده و باید کاملاً هوشیار بود، چرا که ملت ایران با دشمنی فریبکار روبرو است.
یکی از ویژگیهای این نوع صلح آن است که هیچ خط قرمزی برای خواستههای دشمن قابل ترسیم نیست. وقتی کشوری به صلح تحمیلی تن میدهد، در واقع بهنوعی چراغ سبز نشان میدهد که آماده است خواستههای بعدی دشمن را نیز بپذیرد. با هر عقبنشینی، قدمی دیگر برای پیشروی دشمن باز میشود و این مسیر، مسیری بیانتهاست.
این انسجام، ریشهای عمیق دارد. ریشه در فرهنگی دارد که به جای فردمحوری، جمعباوری را ترویج میدهد. در ملتی که در شب بمباران، به مسجد میرفت نه فقط برای پناه بردن به خدا، بلکه برای پناه بردن به یکدیگر. این یاری رساندن به همدیگر و قوت قلب بودن برای هم، یک عامل ناشناخته برای تحلیلگران غربی است
سخن اصلی و قاطع خداوند این است که در برابر دشمن سست نشوید، دعوت به سازش با دشمن نکنید، خدای متعال شما را برتر قرار داده است و برتر هستید؛ ...خدای متعال برای شما کم نمیگذارد در مقابل مجاهدتی که انجام دادهاید، پاداش این مجاهدت را به طور کامل به شما خواهد داد.
دولت متکبّر آمریکا درحالیکه صحنه را کاملاً به زیان همپیمان خود میبیند، میخواهد آنچه در طیّ دو دهه فشار و اخیراً جنگ نظامی با نیابت رژیم صهیونی نتوانسته کسب کند، با صلح تحمیلی و تسلیم شدن ملّت ایران به دست بیاورد. اینجا است که رهبر انقلاب چنین توطئهای را افشا کرده و قاطعانه آن را رد میکنند.
محمّد باقری درست فهمیده بود که همه چیز دست خدا است! خدایی که دههی ۶۰ بود، سالهای جنگ بود و الان هم هست؛ خدای «اَنتُمُ الاَعلَون»، وقت نصرت و امداد؛ خدای وعدههای صادقِ «لا یُخلِفُ المیعاد» و این بندگان نیک او که پای یاری دینش آمدند؛ اصحاب آخرالزّمانی سیّدالشّهدا...
با سرعتعمل فرماندهی کلّ قوا، ساختار تصمیم و اقدام نیروهای مسلّح با انتصاب رئیس جدید ستاد کلّ نیروهای مسلّح و فرماندهان جدید سپاه و قرارگاه جنگی خاتمالانبیاء و در ادامه هم فرمانده کلّ ارتش ترمیم شد. انتظار میرود ساعات و روزهای سختتری در انتظار رژیم عبری باشد؛ دلیل؟ تجربهی ۲۴ ساعت ابتدایی. رؤیای مصر شدن ایران بر باد رفت!
رژیم نیابتی اسرائیل قرار بود قطب سیاسی و نظامی و اطّلاعاتی و اقتصادی و حتّی ژئوپلتیکی آمریکا در غرب آسیا شود؛ امّا طوفانالاقصیٰ و مقاومت در فلسطین و لبنان و یمن و ایران، تا اطّلاع ثانوی همهی این برنامهها را به هم ریخته. دعوا بر سر دو نوع نظم است: نظمی طبیعی که میخواهد از بین کشورها و جوامع بومی منطقه بجوشد، با نظمی تحمیلی که آمریکاییها میخواهند...
رهبر حکیم انقلاب در دیدار با نمایندگان مجلس دوازدهم، با بیان شاخصهای نمایندگی، الگوی رفتاری نمایندهٔ تراز انقلابی را ترسیم کردند. نمایندهٔ انقلابی چه در این مجلس و چه در مجالس آینده باید رفتار خود را بر اساس این چارچوب صریح و شفاف مورد قضاوت قرار داده...
غدیر خم پیامهای متعددی نیز برای امت اسلامی در دوره حاضر دارد. نخست آنکه امت اسلامی باید آگاه باشد که در روز غدیر، یک معیار و شاخص مستحکم برای تعیین مسیر خود و برای همه دوران به دست آورد تا در نوع حرکت خویش دچار تردید نشود. مضمون دیگری که در غدیر وجود دارد، وحدتبخش بودن آن است.
پیشرفتهای دفاعی، فناوریهای نوین، نانوتکنولوژی، انرژی هستهای، پزشکی، هوافضا و... بدون وابستگی به غرب و گاه با وجود تحریمها و موانع بینالمللی حاصل شدهاند. ایران امروز در زمره چند کشور اول جهان در برخی از حوزههای علمی قرار دارد و این امر مؤید فرمایش امام راحل است که فرمودند: «ما میتوانیم.»
قیام جنگل از سال ۱۲۹۳ آغاز و تا ۱۳۰۰ ادامه یافت. در طول این هفت سال، میرزا کوچکخان موفق شد بیش از ۱۲ هزار چریک مسلح را تربیت کند و سراسر سرزمین شمالی ایران را تحت پوشش این انقلاب قرار دهد. جنبش جنگل با طولانیترین دوره زمانی در تاریخ مبارزات مسلحانه ضداستعماری ایران شناخته میشود.
۳۶ سال از عروج آن مرد خدا میگذرد امّا دشمنیها با او نهتنها کم نشده، بلکه بیشتر نیز شده است. اگر امام مرده است، پس علّت اینهمه دشمنی چیست؟ آیا همین دشمنیها روشنترین گواه زنده بودن راه و میراث او نیست؟ اگر انقلاب از مسیر خود منحرف شده بود، چه نیازی به اینهمه لجنپراکنی و عداوت! همانگونه که رهبر انقلاب بارها تاکید کردهاند، مردم در اندیشه و عمل حضرت امام جایگاهی حقیقی و ویژه داشتند.
امام معمای حلنشدهی یکصد و پنجاه سالهی سنت و تجدد را نیز در حوزهی تمدنی و سیاسی حل کردند و نشان دادند که اسلام میتواند معمار و کارگزار تغییرات اجتماعی در مقیاس انقلاب باشد. این کار را نه تنها در سطح نظری، بلکه در عمل نیز به انجام رساندند؛ و در ایران، نظامسازیِ جمهوری اسلامی را تحقق بخشیدند؛ آنهم نظامی ماندگار که بیش از چهار دهه استوار مانده است.
در میان صدها خصوصیت و ویژگی بیان شده از سوی حضرت آیتالله خامنهای در توصیف حضرت امام خمینی (ره) یکی از مهمترین ویژگیها که تنها صفتی در میان دیگر صفات نیست بلکه ویژگی ممتاز و برجستهای است وصف «جامعیت» است جامعیتی از تمامی ویژگیهای ارزشمند و متعالی اخلاقی، علمی، روحی، اجتماعی، سیاسی و...
روایت کردن مستند با ارجاعاتی که نویسندههایش مشخص است، نشان میدهد که کتاب «روحالله» تکیه دارد بر متون مختلف و خودش یک سیر مطالعاتی هم پیشنهاد میدهد. یعنی اگر کسی این کتاب را خوب بخواند، بعد متوجه میشود که باید پنجاه تا صد کتاب دیگر را هم به همین شکل مطالعه کند.
کتاب «روحالله» یک نقاشی از یک آدم نیست، چند صد تا کنار هم است. هادی حکیمیان شجاعانه رفته سراغ یکی از پر بحثترین، چالش برانگیزترین و تأثیرگذارترین شخصیتهای جهان در قرن بیستم که کمتر جایی از نه ایران که جهان وجود دارد که نام او نرفته باشد و شناختی ولو حدأقلی از او وجود نداشته باشد.
کسی که میخواهد یک فیلم بلند ده ساعته یا دوازده ساعته بسازد، چه به صورت سریال تلویزیونی و چه به صورت فیلمهای سینمایی که قبلاً ساخته میشد، کتاب «روحالله» برایش مرجع اصلی خواهد بود. ما الان یک مرجع و زندگینامهی معتبر دربارهی امام داریم.
«روحالله» کتابی است که تاریخ میگوید، اما با جذابیت و به دور از خشکیها و ملال متونی از این دست. این کتاب را شاید بتوان پیامی برای مردم ایران در این روزگار دانست. روحالله آمده تا ایرانیان یکبار دیگر با چهرهی مصمم و آرمانی رهبری آشنا شوند که بهخاطر آنان بهپا خواست. این کتاب سفر به تاریخ است!
یکی از مصادیق مهم تحریف این است که امام را متعلق به یک گروه خاص نشان دهند. یعنی بگویند امام یک شخصیت برای یک عده خاص است. کتاب «روحالله» این تحریف را کنار میزند. همهی اتفاقات در این کتاب از مردم شروع میشود و در نسبت با مهمترین مسائل مردم است و البته نقش یکتای امام خمینی را در مقاطع مختلف نشان میدهد.
آقای حکیمیان به ایدهی تألیف این کتاب و امتیازات آن اشاره میکند و میگوید وقتی در تحقیقات تاریخی خود به سندی از توصیه امام خمینی به روحانیون یزد درباره انتخابات دورهی هفدهم در سال ۱۳۳۱ شمسی برخورد کرده، جرقهی اولیهی نوشتن کتاب...
امام جواد(ع) بر گسترش این شبکه تأکید میکردند، چون میدانستند در آینده دورهی غیبت رخ خواهد داد و شیعیان در دوران غیبت صغری نیازمند شبکهی وکالت خواهند بود و به واسطهی نواب باید به امام عصر متصل شوند.
از دورهی امام باقر(ع) یک رویکرد جدیدی را در ناحیهی امامت میبینیم. به این صورت که امام باقر(ع) فقط به عنوان فردی از خانوادهی پیامبر اکرم(ص) مد نظر نبود، بلکه به عنوان یک عالم دینی بزرگ نیز مد نظر بود...
هر تمدنی دارای سه لایه است که لایه بنیادین آن، لایه فلسفی است. مهمترین کاری که باید انجام دهیم، تشخیص هویت فلسفی و مبانی بنیادین انقلاب است. این لایه فلسفی با پاسخ به سؤالات اساسی و پذیرش عمومی، هویت تمدنی را شکل میبخشد.
معلمها گروهگروه میآیند. بعضی همکارهایم از مدارس مختلف را میبینم. آنقدر شگفتزده با هم سلاموعلیک میکنیم انگار مدتهاست همدیگر را ندیدهایم. میدانم بهخاطر اینجاست؛ از اینکه او هم انتخاب شده و حالا در این مهمانی حاضر است خوشحالیم بیشتر. بعضی چفیه فلسطینی سر کردهاند و برخی دیگر از چفیههای دفاع مقدس، روی شانه انداختهاند.
| نصرالله فتحیان من معتقدم در دوران دفاع مقدس حتی پرستاران و پزشکان ما هم کار امدادی میکردند و جراحهای ما هم همینطور. چرا میگویم کار امدادی و بهداری رزمی؟ زیرا واقعاً خطشکنی کرده بودند. جراحی که میتوانست در تهران بنشیند یا نهایتاً تا اهواز بیاید، به نزدیکترین فاصله و خط مقدم میآمد.
بهنظر بنده حوزه علمیه انقلابی در یک جمله حوزهای است که در عرصه اجتهاد و استنباط و نظریهپردازی، و نیز در میدان اقدام و عمل، به ارزشهای انقلابی پایبند باشد. و امروز بزرگترین وظیفه و از اهمّ واجبات حوزههای علمیه، پرورش مجتهدان و فقهای جوان انقلابی است.
نخستین کنگره حزب جمهوری اسلامی با مشارکت نمایندگان اعضای سراسر کشور در اردیبهشت ۱۳۶۲ تشکیل شد. آیتالله خامنهای در آخرین روز نخستین کنگره حزب جمهوری اسلامی، از تحقق این امر ابراز سرور کردند و گفتند: «انشاءالله با تشکیل شورای مرکزی جدید حزب با نفس جدیدی که از اجتماع شما پیدا کرده است، خون جدیدی خواهد یافت و حرکت تازهای را آغاز خواهد کرد.»
| شکیبا محبیتبار طبق بند اول سیاستهای کلی و برنامهی هفتم توسعه باید تا سال ۱۴۰۷ به نرخ ۲.۵ برسیم. ما الان ۱.۶۵ هستیم و تا ۲.۵ فاصلهی قابل توجهی داریم و باید کار بسیاری صورت بگیرد تا این تغییرات اساسی در آمار و ارقام رخ دهد.
«وقتی دادمان از دنیا رفت، کسانی از دوستان ما که با خانواده ایشان مرتبطند، گفتند دادمان در خانه گفته بود که فلانی به من گفت دو ساله پل را بسازید؛ اما من آن را یکساله تمام میکنم! همت آن مرد، اینگونه بود. ببینید انسان از فقدان چنین آدمهایی چقدر میسوزد. او میتوانست این کار را بکند.»
رسیدن به رشد و پیشرفت و ایجاد تمدن نوین اسلامی بدون توجه به مبانی نظری و ساختن مبانی علمی و درانداختن فلسفه امکانپذیر نخواهد بود و چهبسا خرده رفتارهایی متعدد و متکثری که چون در یک جورچین گفتمانی تعریفنشده است ما را به عقب رانده و از مسیر دور کند.
به نیروی خدادادی عقل فکر میکنم که زیر سایهسار آموزش صحیح به فعلیت میرسد و انسان را به سرمنزل مقصود میرساند و به معلمان سرزمینم که قدمهایشان را کنار نیمکتهای مدرسه، محکمتر از پیش برمیدارند و امید به ساختن نسلی افتخارآفرین، بیشتر از قبل، روی نگاه و کنج قلبهایشان شکفته است.
پشت موتور به آدمهای خیابان نگاه میکنم و دلم میخواهد تک تکشان را صدا کنم و بگویم من پیش مردی بودم که در میان دلمشغولیهای سیاست و اقتصاد مملکت، نگران نقاشی و گرافیک و محتوای آموزشی کتاب بچههای شما بود. مردی که خودش فرمود آمدند پیش من و گفتند هزینههای آموزش و پرورش زیاد است و بخشهاییش را بدهیم به بخش خصوصی و من صراحتاً مخالفت کردم و گفتم نه...
ما نیازمند «مُلای جامعالاطراف» هستیم؛ کسی که علاوه بر فقه و اصول، با علوم قرآنی، فلسفه دین، کلام جدید و حتی علوم انسانی مانند روانشناسی، جامعهشناسی یا مدیریت آشنا باشد. اما بدیهی است که جمع همهی اینها در یک نفر، کار سادهای نیست.
فردوسی برای ما روشن کرده است که باید با کدام دین و آیین زندگی کرد، با کدام چهرهها باید زیست بکنیم: اگر نیکخواهی به هر دو سرای به نزد نبی و وصی گیر جای بر این بودم و هم بر این بگذرم یقین دان که خاکِ پیِ حیدرم
در حال حاضر مراکزی برای تربیت افراد جهت اجتهاد وجود دارد که لازم و ضروری است، اما در کنار آنها باید مرکزی هم باشد که مربی اخلاق تربیت کند. اگرچه مراکزی وجود دارند که اخلاق تدریس میکنند، اما مرکزی تحت عنوان تربیت مربی اخلاق وجود ندارد. حوزه باید مرکزی تحت عنوان تربیت مربی اخلاق ایجاد کند.
قشر جوان و فرهیخته و نوجوان جامعه ما با سرعت به سمت تکامل در حال حرکت است. با اقتضائاتی که هوش مصنوعی و فضای مجازی رقم زده است، حوزه باید سرعت تحولات خود را چند برابر کند؛ اگر استادان و نخبگان ما متناسب با این سرعت حرکت نکنند، جامعه مسیر خود را خواهد رفت و حوزه هم عقب میماند.
حضرت امام خمینی(ره) ۲۰ اردیبهشت ۱۳۵۹ در حکمی آیتالله خامنهای را بعنوان نمایندهی خود در شورای عالی دفاع منصوب کردند.ایشان علاوه بر نماینده حضرت امام و مشاور ایشان، ضمن مشارکت فعال در مباحث و تصمیمات شورای عالی دفاع، معمولاً در پایان جلسه...
اسمم را به حاج خانمی که روی صندلی نشسته میگویم برای دعا و او دوباره تأکید میکند به کوری چشم دشمن میرود حج و همه را دعا میکند. آنقدر این چند وقت از برائت در حج خواندهام که ناخودآگاه حس میکنم چقدر این حاجخانمآینده درست مرزها را فهمیده. خوشا آن النگو که فروختی برای برائت از مشرکین حاج خانم!
نشان جمهوری اسلامی ایران را میتوان بیانیهای تصویری دانست؛ نمادی که در قالب یک فرم ساده، جهانبینی انقلاب اسلامی، رسالت سیاسی آن، و باورهای دینی و فرهنگی ملت ایران را در خود جای داده است. در این آرم، الله نه فقط کلمهای مقدس، بلکه مقصد حرکت انسان است.
در مورد ارتقای مهارت، اساسنامه سازمان آموزش فنی و حرفهای یک تغییر اساسی کرده و در طول نیمه دوم سال ۱۴۰۳ به کمک آموزش و پرورش، نیروهای مسلح، اتاقهای بازرگانی و شرکتهای خصوصی برنامههای متنوعی طراحی شده که ما امیدواریم از طریق این همکاری بینبخشی بتوانیم امسال در جهت ارتقای مهارت کارگران یک تحول اساسی را آغاز کنیم.
تحولات ژئوپلیتیک جهانی و شکلگیری اتحادهای جدید اقتصادی، فرصتهایی بیسابقه برای توسعه دیپلماسی اقتصادی ایران ایجاد کرده است. وزارت صمت در سال جاری، راهبرد خود را بر محور دیپلماسی صنعتی و جذب سرمایه خارجی هدفمند قرار داده است.
این پیام، بعد از منشور امام خمینی (ره)، مهمترین سند راهبری حوزههای علمیه به شمار میآید. امید ما این است که این پیام بلند، راهبردی، افقگشا و تمدنی، چراغ راه آینده حوزه باشد و همانطور که حضرت آقا در پیامشان فرمودند، حوزه باید به نهادی پیشرو و سرآمد بدل شود و همه ما وظیفه داریم برای تحقق آن تلاش کنیم.
جمعیت بلند شدند و حاشیهها رقم خوردند. شعارها. گریهها. لبخندها، ارادتها، موجها. برای روایتگر، ایستادن بهترین چیز است. آدمهای نشسته هیچ اتفاقی را رقم نمیزنند. من هم ایستادم و به نسبتم با جستوجوی توحید فکر کردم. چقدر دنبالش بودم؟ همینقدری که از سر اتفاق از رواقی سردرآورده و خواسته باشم بیشترش کنند؟
نکتهی قابل توجه در این بیانیه، فراخوان صریح امام (ره) به علمای اسلام و تمامی مسلمانان برای قیام عمومی بود. ایشان با هشدار نسبت به سکوت در برابر توطئههای ضد اسلامی، جامعه را به حرکت و ایستادگی فراخواندند. این اقدام امام خمینی (ره) بهعنوان آغازگر نهضتی عظیم در تاریخ ایران و جهان اسلام، همچنان در یاد و خاطرهها باقی مانده است.
«سفر به قبله» نام یادداشتهای سفر حج ۱۳۷۰هدایت الله بهبودی است. حج سال ۱۳۷۰ نخستین مراسم حج پس از حادثه برائت از مشرکین حج در سال ۱۳۶۶ در مکه بود و همچنین نخستین سفر حج نویسنده. جمع این دو نخستین، انگیزه بهبودی برای نوشتن این سفرنامه روحانی بوده است.
۱۲ اردیبهشت ۱۳۵۸ کشور ایران شخصیتی را از دست داد که به تعبیر رهبر معظم انقلاب، معلم، متفکر و دین شناسِ مؤمنِ بااخلاص و پُرکار بود. حضرت آیتالله خامنهای در توصیههای متعددی جوانان را دعوت به مطالعهی آثار این متفکر دینشناس کردهاند. اما یک سؤال: آثار شاخص شهید مطهری را چگونه بخوانیم؟ برای پاسخ به پرسش، گزارش بخش کتاب رسانه KHAMENEI.IR را بخوانید.
علامه مطهری، همداستان خراسانی خود را به دانشوری میشناخت و به مراتب فضیلت و اثرگذاری «استاد خامنهای» واقف بود. مطهری، جلسات درس و بحث آیتالله خامنهای در مشهد را مؤثر و سودمند میدانست و برای همین، وقتی که آگاه شد نیروهای امنیتی طاغوت جلسات مسجد کرامت را به تعطیلی کشاندهاند بهشدت متأسف شد...
تا وقتی مجله گلآقا را منتشر نکرده بودم، فکر میکردم که طنز از دست رفته است. چون فقط کسانی مینوشتند که سابقه داشتند و جوانها، نمود چندانی نداشتند. اما با انتشار مجله دیدیم که استعدادهای جوان و طنزنویسان بالقوه کم نیستند. مجله گلآقا به سرعت به یکی از پرمخاطبترین نشریات طنز ایران تبدیل شد و نسخههای ابتدایی آن نایاب میشد.
مگر کسی اهمیت میدهد که اینها چه گفتهاند؟ دستگاه دولتی ما در مرحله اوّل، سفیر آلمان را فعلاً تا مدّتی نباید راه بدهد که به ایران بیاید. بقیه هم که میخواهند به عنوان یک حرکت به اصطلاح آشتیجویانه برگردند، مانعی ندارد. خودشان رفتهاند، خودشان هم برمیگردند...
ترکیبِ گزارههای مطرح شده در پیام رهبر انقلاب یک نقشه مفهومی منحصر به فرد و درسآموز را پیشروی همگان خصوصا فعالین سیاسی و اجتماعی و رسانهای قرار میدهد. همدردی با حادثهدیدگان، اظهار اندوه، لزوم پیگیری فنی و قانونیِ ابعاد حادثه و آرزوی مغفرت الهی برای جانباختگان و صبر و سکینه برای مصیبتزدگان ...
نهجالبلاغه» بازتاب ایدئالهای حکومت امیرالمؤمنین (علیه السّلام) نیست، بلکه عینیّت حکومت او است. مطالب «نهجالبلاغه» اسناد این تجربه است؛ تجربهای که در اوج صداقت و دیانت و در دل سختترین شرایط رقم خورده. این است که «نهجالبلاغه» را از دیگر متون دینی متمایز میکند.
یک روز پس از شکست عملیات طبس، جیمی کارتر با حضور در تلویزیون، به جزئیات عملیات اشاره و سیاهه کشتهشدگان را اعلام کرد. او توضیح داد که هشت نظامی آمریکایی در حادثهای که به دلیل برخورد هوانوردها رخ داده، کشته شدند و جنازههایشان در بیابان باقی ماند.
برخورداری آیتالله خامنهای از منظومه فکری منسجم دینی، هنر ارتباط با جوانان و شناخت ایشان از نیروهای مسلح بواسطهی آشنایی با نظامیان انقلابی حتی از پیش از دوران انقلاب اسلامی باعث شد در مدت زمان کوتاهی اوضاع درهمریخته سپاه سروسامان بگیرد.
«امین»؛ بخش شعر و ادب فارسی رسانه KHAMENEI.IR بهمناسبت روز اول اردیبهشت ماه، سالروز بزرگداشت سعدی و روز نثر فارسی، ویژگیهای سعدی و سخن او را براساس بیانات رهبر انقلاب اسلامی تشریح کرده است.
سعدی بزرگ در گلستان، گذشته از فحوای کلی و مضامین عام که معارف دینی و مبانی عقیدتی و بنیانهای معرفتی است، در بسیاری موارد عیناً مضامین سخنان رسول خدا را تبدیل به شعر کرده است، از جمله این ابیات مشهور که تا سازمان ملل هم رسیده
تدوین و ابلاغ سیاستهای کلّی برای کشورهای در حال توسعه ضروری است تا قوا، وزارتخانهها و دستگاهها یک جهت مشخّصی برای حرکت خود انتخاب کنند و اقتصاد دچار نوعی درهمآمیختگی نشود. وقتی جهتگیری کلّی کشور در یک موضوعی مشخّص میشود، همهی کسانی که در آن موضوعِ موردِ نظر وظیفهمند هستند، ملزم میشوند که با حفظ آن جهتگیری به سمت هدفی مشخّص حرکت کنند.
یکی دیگر از تبعات تصوّرات و فضاسازی غیرمنطقی دربارهی مذاکرات، معطّل ماندن کشور است. چنین فضایی مدیران کشور را دربارهی اقدامات و تصمیمات خود به سوی تردید و تعلّل سوق خواهد داد؛ تصمیماتی که باید گرفته شود و اقداماتی که باید انجام پذیرد، معطّل نتیجهی مذاکراتی پیچیده و پُرابهام خواهد شد و کشور را دچار نوعی قفلشدگی میکند.
یکی از درسهای غزوهی احد، تبعیت از فرماندهی واحد است. پیامبر اکرم صلّیاللهعلیهوآله در دورهی خودشان، هم پیامبر بود به عنوان فرستادهی خدا، هم رهبر سیاسی بود، هم رهبر قضائی بود، هم رهبر نظامی بود، هم رهبر اداری بود. یعنی همهی اینها در شخص پیامبر اکرم خلاصه میشد.
راهبرد ما در مسائل کشور این است که نگاهمان به خارج از کشور نباید باشد، باید نگاهمان به داخل کشور باشد. نهتنها به این مذاکره، بلکه به هیچ رابطهی خاصی با هیچ کشوری دل نبستهایم. موضع ما این است که باید از افراط و تفریط پرهیز کرد. پیشداوری نباید بکنیم. نمیگوییم اظهار نظر نشود، اما باید اظهار نظری باشد که کمککننده به مذاکرات باشد. حالا چه خوشبینی مفرط، چه بدبینی مفرط، هر دو بد است.
خدمت آقا عرض کردم که من این کار را با این نیت شروع کردهام که یکی از پهلوانها و اسطورههای تاریخ اسلام، حضرت حمزه علیهالسلام را به تصویر بکشم. حضرت حمزه در کنار حضرت ابوطالب علیهمالسلام از بزرگترین و نزدیکترین همراهان و پشتیبانان رسولالله علیالخصوص در دوران محنت شعب ابیطالب بودند.
ابوسفیان که فکر میکرد مسلمانها بعد از آن شکست اولیه در جنگ احد دیگر امکان مقاومت ندارند، روحیهشان را باختهاند و در مقابل، اینها میتوانند راحت به مدینه دست پیدا کند، وقتی آمادگی مسلمانها را دید که به این سرعت سازماندهی پیدا کردند و دوباره به میدان آمدهاند، تصمیم به عقبنشینی گرفت.
به بهانه سالگرد اعطای درجه سپهبدی به شهید صیاد شیرازی که فراتر از ابعاد برجسته نظامی، توفیقاتی الگوپذیر در سلوک داشت، بخش «تاریخ» رسانه KHAMENEI.IR که با عنوان «درس و عبرت» فعالیت میکند، در گزارشی به بررسی اجمالی برخی مصادیق رفتاری و کاری شهید سپهبد علی صیادشیرازی میپردازد که نمونههایی اندک از «اخلاص» عملی این شهید را در تاریخ یه یادگار گذاشته است.
پیش از مراسم با یکی از سردارانِ محاسن و مو سپیده کرده درباره سابقه این دیدار صحبت میکردم. حسب روایت سردار، این جلسه حکم عیدانه فرمانده کل قوا و فرماندهان نظامی را دارد که از آغاز دوران رهبری آقا هر سال برگزار شده تا همین امسال و تا همین امروز بدون توقف ادامه داشته؛ یک عیدانه ۳۵ ساله.
اگرچه طرف آمریکایی میکوشد اینگونه وانمود کند که در این هماوردی دست برتر را دارد، امّا واقعیّت آن است که تا اینجای کار و در عمل، دست برتر با ایران است. این برتری فعلاً در سه مورد مشهود است: لزوم محدود بودن مذاکرات به پروندهی هستهای، محلّ مذاکرات، و بالاخره غیرمستقیم بودن مذاکرات.
از آنجا که صیاد شیرازی یک نظامی وطندوست و پایبند به آرمانها و ارزشهای دینی و ملی شناخته میشد و قهرمانیهای وی هرگز رنگ و بوی خاص سیاسی و گروهی نداشت، شهادتش به دست تروریستهای شناخته شده تأثر و همدردی کمنظیری را در میان مردم کشور و همه اقشار و طیفهای اجتماعی به دنبال داشت.
شهید صدر میگفت: من کینه از صهیونیستها را در جان دخترم مُرام ریختهام. یک بار از ظلمهای صهیونیستها به مسلمانان برایش حرف میزدم و ماجرای بمباران خانههای مسلمانان توسط آنها را تعریف میکردم که خیلی ناراحت شد و اندوه چهرهاش را پُر کرد.
پیروزی انقلاب اسلامی و حمایتهای صریح شهیدصدر از این انقلاب و تأثیر فراوان نهضت مردم ایران در عموم ملت عراق، رژیم بعث را از گسترش انقلاب اسلامی به این کشور بیمناک ساخت. از این رو رژیم صدّامی تصمیم گرفت تا یگانه شخصیتی را که میتوانست این انقلاب را در عراق امتداد ببخشد، از میان بردارد.
اکنون به مناسبت ۲۰ فروردین ۱۳۷۲ سالروز شهادت سید مرتضی آوینی (سید شهیدان اهل قلم)، محمدسعید یزدانپرست و روز هنر انقلاب اسلامی، بخش «درس و عبرت تاریخ» رسانه KHAMENEI.IR، در گزارشی اجمالی به به مسیر طی شده توسط شهید سیدمرتضی آوینی و تشکیل یک الگوی ماندگار برای روایتگری برگهای مهم تاریخ ملت ایران در زمانهی جنگ روایتها میپردازد.
دو کتاب رستاخیز جان و فردایی دیگر بهنظر میرسد، جدیترین مواجهات فکری و نظری آوینی با مفاهیم کلیدی مانند غرب، اسلام، سنت و تجدد هستند. مواجههای که هم خصلت فلسفی دارد، هم رنگ عرفانی گرفته است و هم در افق انقلاب اسلامی تعریف میشود.
ریشه تورم در ایران بیش از آنکه در عرضه پول جستوجو شود، باید در کاهش ظرفیت تولید و افت عرضه کل دنبال شود. تولیدکنندهای که بهدلیل نبود سرمایهگذاری جدید، با ماشینآلات فرسوده، نرخ بهره واقعی منفی و نوسانات سیاستی مواجه است، نمیتواند کالایی با قیمت رقابتی تولید کند.
جمهوری اسلامی ایران باید در رقابت منطقهای و جهانی عرصه هوش مصنوعی، به ویژه در عرصه علمی، بر قلههای اقتدار بایستد. در بسیاری از کشورهای پیشرفته جهان، برای استقبال از این تغییر بسیار مهم فلسفی، اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی، سندهای مفصلی در دست تهیه است تا بتوانند در آینده این تحولات سهمی داشته باشند.
از شهید آوینی در بازه زمانی حدودا ده سال کتابهایی منتشر شده است که تنها دو کتاب «فردایی دیگر» و جلد اول «آیینه جادو» در زمان حیات و زیر نظر خود وی چاپ شدند. مابقی آثار منتشره به سلیقه و انتخاب ناشران و دستهبندی مقالات هم بر همین اساس بوده است.
شیخ محمد خیابانی در ذهن خود ایجاد یک حکومت ملی را میپروراند و با الغای قرارداد وثوقالدوله آرام نمیگرفت. اگرچه ظاهرا قرارداد ۱۹۱۹ مسکوت ماند، اما همچنان سنگینی چکمههای استعمار بر گلوی ملت ایران حس میشد. استمرار قیام خیابانی باعث شد تا مشیرالدوله به دست مخبرالسلطنه، قلب قیام آزادیستان را هدف قرار داده و آن را از تپش بیاندازد.
سرمایهگذاری نقشی حیاتی در تهییج و برانگیختگی رشد اقتصادی در یک کشور، منطقه یا یک بخش اقتصادی ایفا میکند و سازوکار مهمی است که امکان جذب منابع مالی برای توسعه بخشهای مختلف اقتصادی را فراهم میسازد. سرمایهگذاری به معرفی فناوریهای جدید کمک میکند و از این طریق میتواند موجب افزایش بهرهوری و رقابت پذیری کسبوکارها شود.
سرمایهگذاری در تولید با کاهش وابستگی به واردات، تقویت صادرات و ارزآوری، اقتصاد را مقاومتر میسازد. علاوه بر این، تحریک سایر بخشهای اقتصادی و توسعه زیرساختهای ملی و منطقهای از دیگر پیامدهای مثبت آن است که در نهایت به افزایش تولید ناخالص داخلی و ارتقای سطح رفاه و کیفیت زندگی مردم منجر میشود.
«سرمایهگذاری برای تولید»، هم شامل شعارهای سالهای قبل میشود و هم مشکلات اساسی اقتصاد ایران نظیر تورم، بیکاری، رشد، جهشهای ارزی و... را بهطور ریشهای حل میکند.
اگر هوش مصنوعی را در کشور پیادهسازی کنیم، اما مردم نحوه استفاده از آن را ندانند، این فناوری به هیچ دردی نمیخورد. برای مثال، با وجود گوشیهای هوشمند، بسیاری از افراد از تمام امکانات آنها بهرهبرداری نمیکنند، چون آموزش کافی در این زمینه ندیدهاند. وقتی مردم ندانند که گوشیهای هوشمند فقط برای برقراری تماس نیستند، بلکه امکانات بسیار بیشتری دارند، از آنها بهرهبرداری بهینه نمیشود.
اصل سوم قانون اساسی است که دولت را مکلف میکند با برنامهریزی و سیاستگذاری مؤثر، در جهت تحقق خودکفایی در زمینههای علمی، صنعتی و کشاورزی اقدام کند. نیاز به گسترش واحدهای تولیدی در حوزههای یادشده، بدون جذب سرمایه و تخصیص درست آن، عملی نخواهد بود. بدین ترتیب، هر اندازه رویکرد دولت به ایجاد زیرساختهای حمایتی از سرمایهگذاران جدیتر باشد، دستیابی به این خودکفایی نیز تسهیل خواهد شد
وزارت راه و شهرسازی در حوزه اقتصاد مسکن، امروز بیش از هر زمان دیگری، با وجود قوانین بالادستی مصوب نظیر قانون برنامه توسعه هفتم پیشرفت، قانون ساماندهی بازار زمین، مسکن و اجارهبها و قانون جهش تولید مسکن، اختیارات ویژهای در اختیار دارند که میتواند به تنهایی در حوزه مسکن پرچمدار تحقق «شعار سرمایهگذاری برای تولید» باشد.
...شما روایت کنید حقایق جامعهی خودتان و کشور خودتان و انقلابتان را. شما اگر روایت نکنید، دشمن روایت میکند؛ شما اگر انقلاب را روایت نکنید، دشمن روایت میکند؛... هر جور دلش میخواهد؛ توجیه میکند، دروغ میگوید [آن هم]۱۸۰ درجه خلاف واقع؛ جای ظالم و مظلوم را عوض میکند...
هدف نهضت «زندگی با آیهها» این است که با همدلی، همفکری و همکاری همه ظرفیتهای مردمی و حاکمیتی، آیات منتخب ناظر به موضوعات کاربردی و مورد نیاز امروز نهضت اسلامی، برای عموم افراد جامعه، خصوصاً نوجوانان و جوانان، متناسب با نیاز و سلیقه ایشان به صورت گسترده و مؤثر تبیین گردد، تا آنها را بخوانند، حفظ کنند، بفهمند و در زندگی خود به کار گیرند.
رهبر انقلاب بر اهمّیّت درختکاری، در واقع، نقش مهمّ این اقدام را در تأمین امنیّت زیستی کشور خاطرنشان میکنند. این توصیهها نهتنها برای مسئولان و مدیران، بلکه برای تمامی اقشار جامعه پیام روشنی دارد؛ اینکه درختکاری عملی پسندیده و ضروری است که میتواند آیندهی زیستمحیطی کشورمان را تضمین کند.
دشمن سعی دارد با ارعاب، محاسبات مردم و نظام را دستخوش تغییر و انحراف کرده و اهداف خود را پیگیری و بر جمهوری اسلامی ایران دیکته کند. این حضور نشان داد که ملّت ایرانهراسی از تهدیدات دشمن ندارد و با حضور خود، این اطمینان و قوّت قلب را به نظام میدهد که به پشتوانهی این حمایت و حضور مردمی، میتواند در برابر تهدیدها و باجخواهیهای دشمنان ایستادگی کند.
جهان امروز در حوزههای تولیدی که با فناوریهای پیشرفته، پایداری محیط زیست و نیازهای نوین بازار مرتبط هستند، سرمایهگذاری میکند. این حوزهها شامل تولید فناوریهای پیشرفته، انرژیهای تجدیدپذیر، خودروهای برقی، مواد پیشرفته، دارو و تجهیزات پزشکی، کشاورزی دقیق و صنایع دفاعی و هوافضا میشوند. این تحولات نشاندهنده حرکت جهان به سمت تولید هوشمند، پایدار و مبتنی بر نوآوری است.
سیدمرتضی آوینی تعبیر «جمهوری اسلامی» را بدیع و بیسابقه میداند و معتقد است این عبارت را بنیانگذار آن برای «حکومت اسلامی آنسان که دنیای امروز استطاعت قبول آن را دارد» ابداع کرده است.
رهبر معظم انقلاب درباره وی فرمودند که «مرحوم احمد آرام یکی از پیشروان و چیرهدستان فن ترجمه در کشور ما است و حق عظیم او در ارائه ترجمه متقن و امین، ستودنی است. فراتر از همه، ایمان عمیق و معرفت روشن آن مرحوم به مبانی دین مبین و انس و ارادت او به قرآن کریم و آثار پیشوایان معصوم (علیهمالسّلام) و صفا و وارستگی و رفتار مؤمنانهای است که به همه خدمات علمی و فرهنگی، روح و معنویت میبخشد و آن را ماندگار و مبارک میسازد.»
حوزهی علمیهی تحت زعامت او (آیتالله بروجردی)، پرورشگاه و خاستگاه افکار نو و گوهرهای درخشانی شد که به برکت آن در سالهای بعد، نهضت روحانیت پی ریخته شد و حرکتی که در اوج آن، انقلاب عظیم و شکوهمند اسلامی به رهبری مجدد بزرگ اسلام حضرت امام خمینی(قدّساللَّه نفسهالزّکیّه) بود، سر برآورد...
در اقتصاد جمهوری اسلامی ایران، دولت نقشی محوری در حمایت، هدایت، نظارت و پشتیبانی از تولید ایفا میکند. این نقش بر اساس اصول عدالت، تعاون و رشد پایدار تعریف میشود. دولت میتواند با ایجاد زیرساختهای مناسب، ارائه تسهیلات مالی، و تشویق کارآفرینی، زمینههای لازم برای توسعه تولید را فراهم کند.
توسعه صنعتی، فراتر از صرفاً ایجاد کارخانهها و خطوط تولید، به معنای تحول در ساختار اقتصادی، ارتقای کیفیت زندگی و افزایش قدرت رقابتپذیری در عرصه جهانی است. صنعتیسازی، موتور محرکه رشد اقتصادی است و میتواند به کاهش وابستگی به منابع نفتی، ایجاد ارزش افزوده، افزایش صادرات غیرنفتی و ایجاد فرصتهای شغلی پایدار کمک کند.
کسانی که تروریستاند و در دنیا ترور میکنند، به قربانیان ترور، برچسب تروریست میزنند! آنهایی که جنایت و ظلم و تجاوز و غارت میکنند، همانها کسانی را که تحت این تجاوزها قرار گرفتهاند، متجاوز معرفی میکنند! مسلمانها باید یار و یاور مظلومانی باشند که اکنون در دنیا زیر ظلم و ستم ناجوانمردانهای قرار گرفتهاند.
ستاد کار فقهی انجام نمیدهد و نظر فقهی را مقام معظم رهبری اعلام میکنند. مواردی هم بوده که گزارشی مبنی بر رؤیت هلال برای ایشان ارسال شده است، اما برای ایشان اطمینان حاصل نشد. اینگونه نیست هرچه را که ستاد بفرستد، ایشان بپذیرند. حتما باید اطمینان لازم فقهی برای ایشان حاصل شود.
...در ادامهی جلسه، حجتالاسلام موحدنژاد دقایقی به ارائهی گزارش در خصوص چگونگی رؤیتپذیری هلال ماه شوال میپردازد و همچنین حجتالاسلاموالمسلمین محمدیان معاون ارتباطات حوزوی دفتر مقام معظم رهبری جمعبندی گزارشهای واصله را بیان میکند...
یک چیزی را زیاد تکرار میکنند و میگویند که ایران باید آمادهی معامله باشد، منتها معاملهای که اینها دربارهاش صحبت میکنند، این نیست که در انتها تحریمهای ایران تعلیق میشود یا کاهش پیدا میکند. معامله این هست که ایران باید تمکین کند به نظرات آمریکا.
در جهانی که رسانهها واقعیتها را میسازند و روایتهای سیاسی جایگزین حقایق میشوند، شناخت تاکتیکهای فریب در مذاکرات بینالمللی، به یک ضرورت استراتژیک تبدیل شده است. از یکسو، قدرتهای سلطهگر با شعارهای صلحطلبانه میکوشند خود را «منجی جامعه جهانی» معرفی کنند، و از سوی دیگر، با نقض مکرر تعهدات، کشورهای مستقل را در چرخه بیپایان تحریم و تهدید اسیر میسازند.
به نظرم مادر این خانواده نماد مادر فلسطین است همان طور که فرزندانش را در اثنای داستان ضبط و ربط میکند و در و همسایه را تحت پوشش خودش میگیرد. هرچند دست تنهاست اما برای رشد اینها در هر طیف فکری که قرار دارند تلاشش را میکند.
عدالت، بنیادیترین محور برای ایجاد وحدت میان ادیان است. اگر ما میخواهیم در جامعه جهانی صلح ایجاد بکنیم، مهمترین محور در این زمینه مسئله عدل است و به همین دلیل است که خدای متعال صراحتاً به پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله میفرماید که مهمترین وظیفه تو، اقامه عدل است.
دولت جمهوری اسلامی ایران اقدامات متعارفی را به انجام رسانده و میرساند اما در کنار این هسته اصلی، جمعی از اقدامات توانمندساز که غالباً وجهه نامتقارن نیز دارند، میتوانند به تقویت مسیر دیپلماسی منجر شوند؛ همچنان که در جنگ تحمیلی، کاربست رویکرد دفاع نامتقارن (با ابتکارات شهید باقری و همراهانش) در کنار جنگ کلاسیک (که بیشتر توسط ارتش هدایت میشد) توانست نتایج قابل قبولی را به دنبال داشته باشد.
وقتی دشمن ببیند به لحاظ اجتماعی به همدیگر یاری میرسانید و همچون یک ید واحده هستید هم بین خودتان با همدیگر و هم بین خودتان با امام جامعه، هرگز به خود اجازه نمیدهد به شما حمله و تعرض بکند.
بعد از مسئلهی غزّه و توافقی که در آنجا شد، مردم غزّه ابزاری داشتند که میتوانستند چهرهی پیروز خود را به رخ جهانیان بکشند و آن، موضوع تبادل اسیران بود. حزبالله این ابزار را در اختیار نداشت و تنها چند ابزار محدود داشت که از آنها استفاده میکرد.
سرمقاله تازهترین شماره خطحزبالله به مناسبت پیام تلویزیونی رهبر انقلاب اسلامی در آستانه راهپیمایی روز قدس، به این سؤال پرداخته است که چرا اهمیت روز قدس امسال از هرسال بیشتر است؟
مرور تاریخی و تجربیات ایرانیان در ۲۰ تا ۲۵ سال اخیر نشان میدهد که واحد سیاسی ایالاتمتحده نگاهی ثابت علیه ایران دارد. چیزی که تغییر میکند، فقط پوسته ظاهری است. طرف دموکرات تلاش میکند با فشار تحریمی و نمایش هویج و چماق کار را پیش ببرد و طرف جمهوریخواه با نمایش قدرت.
قدرت نرم آمریکا دچار افول جدی شده است. بسیاری از کشورها در منطقه غرب آسیا پس از حوادث هفت اکتبر نگاه منفیتری به ایالات متحده دارند. نظرسنجیهای اخیر نشان میدهد که ۷۴ درصد فرانسویها و ۵۱ درصد دانمارکیها معتقدند که آمریکا دیگر شریک قابل اعتمادی نیست.
رهبر انقلاب اسلامی میفرمایند که «از تحوّل نباید گریخت». تحوّل و دگرگونی در منطق قرآن، همواره انسان را رو به پیشرفت و حرکت وامیدارد. اگر گاهی اوقات انسان در روند مسائل خود به اشتباهی هم بخورد، باید از آن اشتباه درس بگیرد. در اندیشه سیاسی اسلام، قرآن منبع تحوّل است.
بچّهها از کلاسهای درسشان میزدند و به جایش میآمدند مینشستند پای صحبتهای سیّد که منظومهای بود از همهی نیازهای روح عطشناکشان. سیّد یک روز تفسیر قرآن میگفت، یک روز نهجالبلاغه شرح میکرد، یک روز از مبانی نهضت اسلامی حرف میزد و یک روز از ظلم جبّاران و طاغوتیان. پیرمردهای مسجد هم محو صحبتهایش بودند.
یکی از روشنترین دلایل امتناع عادی شدن روابط ایران با آمریکا، دشمنی عمیق و آشتیناپذیر استکبار، آمریکا و شبکه صهیونیستی دنیا با جمهوری اسلامی است. مرور شواهد تاریخی بیش از ۷۰ سال از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ تاکنون نشان میدهد در هر موردی که مسئولین کشور به آمریکاییها اعتماد کردند، ضربه خوردند.
رهبری بر اساس قانون اساسی، پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام، سیاستهای کلی نظام (از جمله سیاستهای کلی اقتصادی) را ابلاغ میکنند. ایشان همچنین بر اساس قانون اساسی وظیفه دارند بر «حسن اجرای» این سیاستهای کلی نیز نظارت کنند.
پیش از مراسم حدس میزدم دیدار دانشجویان هم کم از جشن تکلیف نداشته باشد؛ البته به عبارت بهتر؛ دلم میخواست کم از جشن تکلیف دخترها نداشته باشد. بین آقا و دانشجوها از قدیم علقهی خاصی هست، هم آقا دانشجوها را دوست دارد و هم دانشجوها آقا را، حالا نه اینکه این محبت دو طرفه بین سایر اقشار نباشد، چرا هست؛ اما جوان دانشجو حسابش از همه جداست.
سعی میکنم حواسم را از شمارش معکوس آغاز دیدار پرت کنم. عقربهها میدوند و من در تعقیبشان، ناگزیر پشتسر گذاشتنِ با طمأنینهی خیابان دانشگاه و وصال شیرازی هستم. دانشگاه؛ عاملی که سبب ارجح وصال شیرین امروز است.
ماهیت کسبوکارهای خرد و خانگی خودران بودن است و رشد آنها همچون بهمنی بزرگ از گلولهبرفهای کوچک آغاز میشود، کسبوکارهای متعددی یافت میشود که با سرمایههای خرد و اندک مردمی آغاز شده و امروز برای دهها نفر نیز بهطور مستقیم و غیر مستقیم اشتغال ایجاد کرده است.
وقتی دشمنی سلطهجو به دنبال استعمار است، هیچگاه در مذاکره برای داد و ستد اقدام نخواهد کرد، چراکه منطق او عقبنگهداشتن طرف مقابل و ایجاد روح وابستگی در ارکان حاکمیت آن خواهد بود. به تعبیر دیگر، مذاکره در نگاه آمریکاییها تلاشی برای بازگشت به شرایط قبل از انقلاب است. شرایطی که استقلال سیاسی و اقتصادی در ایران وجود نداشت!
از منظر حضرت آیتالله خامنهای، تربیت یک فرایندی است که حسب تدریج باعث شکلگیری عادات مطلوب بر مدار تعالیم اسلامی میشود. ایشان، هدف تربیت را در واقع شکلگیری عاداتی مثل خردورزی، تفکّر، کتابخوانی، هویّت مطلوب، هویّت اسلامی و... ذکر کردهاند.
عدم اعتماد منطقی و واقعبینانه به دعوت اخیر دولت ایالات متحده آمریکا به مذاکره، بیش از اینکه از یک ایدئولوژیگرایی ناشی شده باشد، در دو عرصه متفاوت از تجربه واقعی در حیات سیاسی ایرانیان نیرو میگیرد. یکی تجربه بسیار طولانی مداخلات دولت ایالات متحده آمریکا در ایران و دیگر دولتهای جهان است و دیگری تجربه بدعهدیها، خصومت و دشمنی دولت ایالات متحده آمریکا و همپیمانانش...
«ایرانهراسی» و «اسلامهراسی» از جمله استراتژیهای کلیدی غرب در مقابل جمهوری اسلامی بوده است. از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، رسانههای غربی تلاش کردهاند تا تصویری خشن، غیرمنطقی و تهاجمی از ایران ارائه دهند. مسئلهی هستهای ایران نه یک چالش فنی، بلکه یک جنگ تبلیغاتی است.
افول آمریکا (و هر نظام دیگری) زمانی اتفاق میافتد که باور درونی به آن نظام در میان ملت آن نظام (و سایر ملتهای دنیا) از بین برود. بر مبنای این نظریه، آمریکا در مسیر افول است، چرا که باور مردم دنیا و حتی مردم آمریکا به رژیم آمریکا و ارزشها و مبانی این حکومت از بین رفته است.
لطفا به منظور مشاهده بهتر سایت و مرور ایمن در اینترنت ، مرورگر خود را به نسخه بالاتر ارتقاء دهید
یا از دیگر مرورگرها استفاده کنید.