استمرار حضور و پایداری مردم در این دوره، نشان دهنده عمق فرآیندی است که از نهضت امام خمینی رحمهالله آغاز شد و در دوران رهبری رهبر شهید انقلاب به بلوغ رسید و نگاهی به جایگاه و نقش کمی و کیفی «مردم» در پیامهای رهبر جوان انقلاب اسلامی نشان میدهد در دورهی پیش رو به پیش خواهد رفت.
ایشان در همان نخستین روزهای آغاز زمامداری خود به صراحت اعلام کردند که راه ما، راه امام خمینی خواهد بود. این موضع، سخنی از روی تعارف نبود و در تمام شئون حکمرانی، این راه ادامه یافت. آنچه دشمن را نسبت به رهبری چنین دچار حقد و کینه کرد که کار به ترور و شهادت رسید...
جنگ و مقاومت دلیرانه ایران و همه گروههای مقاومت در برابر دشمن صهیونی ـ آمریکایی، حالا دست ایران را به شدت باز کرده تا نهتنها معادلات امنیتیِ پساجنگ خود را در منطقه بازتعریف کند، بلکه نسبت خود را با جریانهای شریف و غیور مقاومت هم تقویت کند. نظم منطقهای غربِ آسیایِ پس از جنگ، نظم منطقهای بلوک مقاومت خواهد بود.
آیتالله العظمی، شهید سیدعلی خامنهای رضواناللهعلیه، دست بیعت مردم را، تا آخر هم رها نکردند. ایشان، نه تنها به مردم اعتماد داشتند، که آنها را رکن مشروعیت میدانستند. ایشان بهتر از هر کسی میدانستند که در کانون فتنههای خباثتآلود دشمنان قسمخوردهی جریان حق، هیچ پناهگاهی جز مردم متصور نیست.
تشییع امام خمینی(ره) روایت میلیونها ایرانی بود که آن روزها در مصلای تهران گرد هم آمدند. بیعت میلیونی امت با امام خویش، تصویری متفاوت از انقلاب اسلامی در جهان ساخت. خبرگزاری فرانسه نوشت تهران از زمان اولین روزهای انقلاب تاکنون چنین جمعیت عظیمی را به خود ندیده است.
یک واقعیت بزرگ و مسلم بیرونی دیگر هم حاکی از آن است که سرپنجههای فولادی دفاعی و نظامی کشور همچنان تیز و برندهاند. هر قدر دشمن صهیونی و آمریکایی، چه در زمان جنگ و چه بعد از آتشبس، درباره نابودی نیروهای نظامی و دفاعی ایران لفاظی کنند، اما واقعیت امروز تنگه هرمز و انسداد و کنترل هوشمند آن توسط نیروهای مسلح ایران، نشان روشنِ باطل بودن ادعای دشمن است.
حزبالله لبنان... با تغییر تاکتیکها و استفاده از ابزارهای جدید، سطحی تازه از مقاومت را به نمایش گذاشته است. یکی از مهمترین تحولات اخیر، استفاده گستردهتر از پهپادهای انتحاری و FPV در عملیاتهای میدانی است، ابزاری که به دلیل دقت بالا و هزینه پایین، به یکی از مؤثرترین ابزارهای جنگ نامتقارن مقاومت اسلامی لبنان تبدیل شده است.
ایجاد و راهاندازی هستههایی برای نافرمانی مدنی و در ادامه شورش، ناامنی و اقدامات تروریستی، به این سرشبکهها محول میشود... همگی همان گزارهای را تأیید میکنند که مقامات کشورمان چه در وقایع دیماه ۱۴۰۴ و چه در زمان اغتشاشات ۱۴۰۱ بر آن تأکید داشتند: «پیشران اصلی اغتشاشات و اقدامات تروریستی، سرویسهای امنیتی بیگانه، بهخصوص اسرائیل است.»
رهبر معظم انقلاب به مناسبت آغاز سومین سال فعالیت مجلس دوازدهم، ۹ سرفصل اساسی را به عنوان الزامات نقشآفرینی مجلس معرفی کردند؛ سرفصلهایی که در صورت تحقق، میتواند مجلس را به نهادی کارآمد، مردمی، تحول آفرین و اثرگذار در عرصه داخلی و بینالمللی تبدیل کند.
مروری بر پیامهای رهبر معظم انقلاب اسلامی در این مدت نشان میدهد، تأکید بر حفظ وحدت و انسجام ملّی و اجتماعی، یکی از پرتکرارترین و مهمترین مطالبات معظمله است. در جنگی که دشمنِ تا بن دندان مسلح و بیاعتنا به تمام اصول و قواعد بینالمللی و اخلاقی و انسانی، با هدف نابودی ایران پا به میدان جنگ گذاشته است، چه چیزی مهمتر از اتحاد و گوشبهفرمانِ فرمانده بودن؟
رژیم صهیونیستی اکنون بیش از هر زمان دیگری شبیه به رژیمی است که از بیرون مسلح به نظر میرسد، اما در درون دچار بحران مشروعیت، بیاعتمادی، فرار جمعیت، شکاف اجتماعی و فرسایش امنیتی شده است. شکست راهبردی در برابر ایران نیز در جریان جنگ چهلروزه، از نگاه بسیاری از کارشناسان جهان، نشان داد که اسرائیل روند معکوس قدرت خود را آغاز کرده است.
این دو سه ماه آخر احساس میکردم دارند خودشان را آماده میکنند؛ گاهی اینگونه به ذهن من خطور میکرد. هر وقت صحبتی بود و بعضی از این آقایان نظامیها میآمدند و گزارشاتی میدادند ایشان با کمال شجاعت میگفتند هیچ مشکلی نیست، شما مطمئن باشید که پیروزید.
عید قربان سال ۱۳۶۰، تصویری ماندگار دارد از حضور امام شهید، آیتالله سیّدعلی خامنهای در کنار امام خمینی در حالی که دست او با دستمالی سفید بر گردن بسته شده بود؛ در اولین روز از دوره ریاست جمهوری، او گفت آمده است به قربانگاه عشق برود با «اطمینان کامل به اینکه پیروزی از آن ملّت ماست. چرا که انقلاب ما انقلاب محرومان و مستضعفان است و وعده الهی قاطع و درست است.»
اللهاکبر در طول تاریخ بشر، همواره شعار و بیرق نفی ولایت غیر خدا بوده و هست. انسانِ مؤمن به این شعار، هر بیرق و علمی بهجز ولایت الهی را مصداق طاغوت میشمارد که باید سر از اطاعت او پیچید. انسان مؤمن به این مکتب است که به منتهای درجه آزادگی و حریت میرسد؛ که به تعبیر حضرت امیر علیهالسلام، بنده و عبد دیگری نمیشود، چرا که خدا او را آزاد آفریده است.
در تمام این سالها، هر زمان آمریکا احساس کرده نیاز به پول، امتیاز یا جنگ جدیدی دارد، متحدان عرب خود را وارد میدان کرده است. یک روز با پروژه «ائتلاف ضدتروریسم»، روز دیگر با جنگ یمن و امروز با گسترش پیمانهای عادیسازی. اما در نهایت، آنچه برای واشنگتن اهمیت دارد، نه امنیت ملّتهای عربی، بلکه حفظ منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی است.
تابآوری در این مرحله از نبرد به معنای خرید زمان از طریق مدیریت دقیق منابع داخلی و وارد آوردن فشارهای اقتصادی خردکننده به طرف مقابل است تا زمانی که محدودیتهای سیاسی و مالی، ایالات متحده را ناچار به عقبنشینی کند. در این چارچوب، ایران به پیروزی بسیار نزدیک است.
اگر بخواهیم میان آزادسازی خرمشهر و جنگ ۴۰ روزه اخیر یک مشابهت اساسی پیدا کنیم، باید به همان فصل مشترکی برسیم که رهبر شهید انقلاب بر آن تاکید داشتند: مقاومت جواب میدهد. در خرمشهر، دشمن تصور میکرد اشغال دائمی ممکن است، اما مقاومت، معادله را تغییر داد. در جنگ ۴۰ روزه نیز دشمن تصور میکرد میتواند ایران را تجزیه کند، اما باز هم ایستادگی، نتیجه را تغییر داد.
نقش شهید خرّازی بیشتر راهبردپردازی بود. ایشان صاحب تفکّر راهبردی بود و در مشورتدهی به تصمیمگیرندگان سطح عالی، نقش مهمّی داشت. اساساً شورای راهبردی روابط خارجی یک نسخه گزارش میدهد، آن هم برای مقام معظّم رهبری است. بنابراین، چنین فردی در مقام مشاوره بسیار تأثیرگذار است.
جمهوری اسلامی ایران تا این لحظه نیازی به فعال کردن ظرفیتهای نظامی و امنیتی در فراتر از منطقه نداشته است. با این حال، این استفاده نکردن قرار نیست یک تضمین دائمی باشد. اگر قرار باشد دشمن دوباره آتشافروزی کرده و سطح تنش را افزایش دهد، در این صورت جمهوری اسلامی ایران و فرزندان و علاقهمندان انقلابِ بدون مرز اسلامی ایران هم به سراغ فعال کردن سایر ابزارهای تهدید علیه نظام سلطه خواهند رفت.
شاید راز ماندگاری پویش نگه داشتن ۲۴ ساعته پرچم هم همین باشد؛ اینکه مردم در آن، بیتفاوت نیستند و خودشان بخشی از روایت شدهاند. هر کسی که برای چند دقیقه پرچم را در دست میگیرد، انگار سهمی در نگه داشتن ایران پیدا میکند. این همان حسی است که باعث شده پویش نگه داشتن ۲۴ ساعته پرچم، از یک حرکت ساده خیابانی فراتر برود و به نمادی از همبستگی ملّی تبدیل شود.
از نگاه حضرت آیتالله خامنهای، شهید رئیسی فردی بود که مسئولیت را نه به عنوان جایگاه، بلکه به عنوان تکلیف الهی و اجتماعی میدید. این نوع مسئولیتپذیری در عمل، به معنای حضور فعال، پیگیری مستمر مسائل و پرهیز از رها کردن کارها در میانه مسیر بود. در واقع، مسئولیت در نگاه او یک بار اخلاقی و دینی بود، نه صرفاً یک موقعیت مدیریتی.
در بسیاری از حوزههای راهبردی، موتور محرّک اصلی پیشرفت کشور، نسل جوان و نیروی انسانی متخصص داخلی بوده است. همین مسئله باعث میشود که موضوع جوانی جمعیّت در ایران، صرفاً یک سیاست جمعیّتی نباشد، بلکه به نوعی با استمرار مدل توسعه بومی کشور گره خورده باشد.
آنچه امروز از سوی برخی محافل آمریکایی و صهیونیستی مطرح میشود، تلاشی برای درگیر کردن ایران در یک بحران داخلی فرسایشی است. هدف نهایی این سناریو، تضعیف قدرت ملّی، کاهش نقش منطقهای ایران و مشغول کردن کشور به مسائل امنیتی داخلی است. با این حال، تجربه سالهای گذشته نشان داده هر زمان انسجام داخلی تقویت شده و جامعه در برابر پروژههای بیرونی هوشیار عمل کرده، این سناریوها با شکست مواجه شدهاند
سخن گفتن دربارهی مجاهدتهای آیتالله العظمی سیّدعلی خامنهای همچون سخن گفتن از عرصهای بسیار گسترده است. اگر بخواهم مبارزات امام خامنهای فقید را به اختصار بیان کنم، باید گفت که او حقیقتاً نماد جهاد در راه خدا در دوران معاصر بود؛ حسینِ زمانهی ما. سراسر زندگی او مبارزه بود.
چرا ایران باید چیزی را که آمریکا با جنگ و درگیری مستقیم نتوانست به دست آورد، با فشار، تهدید و لفاظی واگذار کند؟ مگر ایران به این وضعیت نیمبند، بیقاعده و مکرر نقضشده اتکا کرده بود که حالا نگران فروپاشیاش باشد؟ مگر ایران یک بار در جنگ ۴۰روزه و بار دیگر در جنگ ۱۲روزه ثابت نکرد که ابایی از پنجه در پنجه افکندن با آمریکا و بازوی منطقهایاش، اسرائیل، ندارد؟
سفر ترامپ به چین بیش از آنکه نمایش قدرت باشد، نشانهای از بنبست راهبردی آمریکا در پرونده ایران بود. رئیسجمهور آمریکا امیدوار بود پکن راهی برای باز کردن قفل بحران پیدا کند، اما چین ترجیح داد در جایگاه ناظر باقی بماند و از فرسایش رقیب خود بهره ببرد. در پایان سفر، نه تنگه هرمز باز شد، نه مذاکرات پیشرفتی کرد و نه ایران از مواضع خود عقب نشست.
انسان ایرانی با تمام وجودش برخاسته؛ به تصویر کشیدن این برخاستن، توفیقی است که میتواند هنر و هنرمند ایرانی را هم، به مانند برخاستن انسان ایرانی، در تاریخ ماندگار کند؛ که عقب ماندن از این کاروان، خسارتیست بس عظیم...!
با بررسی گفتار و کردار مردم در حین جنگ و آتشبس به خوبی به چشم میآید که تک تک مردم ایران، رستمی نشسته در کمین دشمنند که فراتر از هر مفهوم دیگری با مفاهیم حماسی انس میگیرند. پس مایه سؤال و تعجب نیست اگر در میان هنرها، هنر شعر صحنهگردان خیابانها و جانها بود و از بسیار شعرهایی که در روزهای جنگ با موضوعات گوناگون از قلم بیشمار شاعران زاده شد شعری که شاعر و روحانی جوان جناب علی مقدم با مطلع «تو رستم تهمتنی بزن که خوب میزنی» سروده اینچنین در ذهن و زبان مردم جاری شد و در خیابانها ادامه یافت.
آیتالله «عیسی قاسم» مرجع شیعه بحرینی در پیامی تلویزیونی به مراسم رونمایی از ترجمه عربی کتاب «روایت آقا» امام خامنهای قدسالله نفسه الزکیه را چهرهای برجسته از چهرههای انقلابیِ دارای هوشیاری و عزمی راسخ و جانشین شایستهی امام خمینی رحمهالله توصیف و تأکید کرد: ایشان مردی کاردان، توانا و کوشا در بازگرداندن واقعی و راستین امّت به اسلام بود.
برآیند پیامهای رهبر انقلاب نشان میدهد که ایشان مردم را نه تماشاگر اقتصاد، بلکه ستون اصلی مقاومت اقتصادی کشور میدانند. از نگاه ایشان، اقتصاد مقاومتی بدون مشارکت فعال مردم، بدون اخلاق اجتماعی، بدون حمایت از تولید داخلی و بدون حفظ انسجام اجتماعی، امکان تحقق نخواهد داشت.
ایران همچنان کارتهای راهبردی مهمی در اختیار دارد که میتواند در هر جنگ احتمالی در آینده، هزینههای سنگینی به دشمن تحمیل کند. یکی از مهمترین این کارتها، تنگه هرمز است. گذرگاهی راهبردی که بدون شک یکی از حیاتیترین شریانهای انرژی جهان محسوب میشود و ایران در بیش از ۷۰ روز گذشته، کنترل و اقتدار خود بر این تنگه را اثبات کرده است.
پایان جنگ در همه جبههها -بهخصوص با تأکید بر جبهه لبنان-، اخذ غرامت و خسارتهای ناشی از تجاوز دشمن، لغو تحریمهای ظالمانه و غیرقانونی، آزاد شدن پولهای بلوکهشده و بالاخره به رسمیت شناختن حق کنترل و حاکمیت ایران در زمینه تنگه هرمز، پنج هدف اساسی ایران است.
ایران توانست با بهرهگیری از ظرفیت شبکهای سفارتخانهها، تولید محتوای چندلایه و استفاده از ابزارهای نوین ارتباطی، نهتنها در برابر جریان غالب رسانهای مقاومت کند، بلکه آن را به چالش بکشد و حتی به شکلگیری موجهای جدید روایت کمک کند.
در نهایت، آنچه امروز در لبنان در جریان است، صرفاً یک بحران محلی نیست؛ بلکه بخشی از یک منازعه گستردهتر بر سر تعریف نظم آینده غرب آسیا است. در چنین صحنهای، حزبالله نه یک متغیر فرعی، بلکه یکی از متغیرهای تعیینکننده است. به همین دلیل، رابطه ایران با این جریان، باید فراتر از محاسبات کوتاهمدت سیاسی دیده شود و در قالب یک پیوند راهبردی پایدار فهم شود؛ پیوندی که یکی از ستونهای اصلی توازن منطقهای در سالهای پیش رو را شکل میدهد.
یکی از ابعاد جنگ ترکیبی دشمن، جنگ اقتصادی است و چنین نبردی، جهاد اقتصادی درخور خود را میطلبد. به همین دلیل است که تذکر به مسئولان برای مدیریت معیشت مردم، محور پرتکرار پیامها و پیگیریهای ایشان است.
در چنین شرایطی، این مردم هستند که نقش پیشرو را ایفا میکنند و حتی بهنوعی، راه را به نخبگان نشان میدهند. آنان نشان دادهاند که درکشان از منافع ملّی، از امنیت و از ضرورتهای تاریخی، نهتنها کمتر از تحلیلهای پیچیده نیست، بلکه در بسیاری موارد، دقیقتر و بیواسطهتر است. این مردم، با حضور خود، در حال بازتعریف مفهوم رهبری اجتماعی هستند؛ رهبریای که از متن جامعه و از دل تجربه زیسته برمیخیزد.
اگر توییتدرمانی توانست جلوی شوک نفتی را بگیرد، رنگارنگ کردن مسیرهای هرمز هم میتواند. دست قمارباز بزرگ نهفقط برای ایرانیها، بلکه برای صهیونیستها هم باز شده است. این را از کامنت آن مخاطب صهیونیست زیر یکی از مطالب رسانههای اسرائیلی میشود فهمید: یکی اینترنت ترامپ را قطع کند!
امارات با توهم تکیه بر امنیت عاریهای و وارداتی، بسیار فراتر از وزن واقعی خود در حال ایفای نقش در معادلات پیچیده منطقهای است؛ رویکردی که هزینهزا و فرسایشی است. ادامه این مسیر میتواند این کشور را آماج شدیدترین حملات قرار داده و حتی به قیمت نابودی کامل توانایی این کشور باشد. به نظر میرسد تنها راه برونرفت، بازگشت به عقلانیت، کاهش مداخلات و پرهیز از قرار گرفتن در صفبندیهای پرتنش است؛ پیش از آنکه تبعات این سیاستها، امارات را به زمانی برگرداند که هیچ نشانی از رونق و رفاه اقتصادی نبود و این کشور با بیابانهایش شناخته میشد.
آمریکاییها که طرح جنگ و حمله نظامی به ایران را بر مبنای تصور اتمام چندروزه و سقوط حاکمیت سیاسی آن آغاز کرده بودند، حالا بعد از ۴۰ روز جنگ و کشوقوسهای بعد از آن، مهمترین هدف راهبردی خود را گشودن تنگه هرمز و بازگرداندن آن به وضعیت پیش از جنگ اعلام کردهاند. جنگی که با هدف براندازی و تغییر نظام سیاسی و تجزیه ایران آغاز شده بود، حالا مهمترین هدفش بازگشایی آبراههای است که همان کشوری که قرار بود محو شود، آن را مسدود کرده است
برخلاف لفاظیهای رسمی، این واشنگتن است که برای رسیدن به یک توافق، عجله بیشتری دارد. ایران مسیر خود را بر اساس منافع تعریف کرده و تا زمانی که این منافع تأمین نشود، عجلهای برای توافق ندارد.
وقتی گزینههای نظامی به نتیجه نمیرسد و مسیر دیپلماتیک نیز به بنبست میخورد، بازیگر متجاوز به سراغ ابزارهای جایگزین میرود. اینجاست که «دزدی دریایی» از یک تعبیر، به یک سیاست تبدیل میشود. توقیف کشتیها، مصادره محمولهها و ایجاد ناامنی در مسیرهای انرژی، جایگزین ناکامیهای میدانی میشود. این رفتار، ادامه همان منطقی است که در میدان جنگ شکست خورده و حالا در دریا دنبال جبران میگردد.
دولت میتواند اعلام کند اگر بنگاهها تعدیل نیرو انجام ندادند و بهجای آن ساعت کار کارگران را کاهش دادند، مابهالتفاوت دستمزد را پرداخت خواهد کرد. طبعاً این از پرداخت بیمهی بیکاری بسیار بهتر است؛ هم هزینهها برای دولت کمتر است و هم نیروی کار از فضای کار منفک نمیشود.
در مجموع، «فصل نوین خلیج فارس» را میتوان بهعنوان یک فرآیند در حال شکلگیری دید که در آن چند محور بهطور همزمان در حال بازتعریف هستند: کاهش اتکای امنیتی به قدرتهای بیرونی، افزایش نقش بازیگران منطقهای، تقویت بازدارندگی متقابل، تغییر در ادراک عمومی و برجسته شدن نقاط راهبردی همچون تنگه هرمز.
منطق مردم و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران همان منطق قاسم سلیمانی در اردیبهشت ۱۳۹۸ است: مگر میشود ایرانیان به دشمن خود فکر نکنند و به او نیندیشند؛ که اگر اینگونه نبود، خاک و منافع ایران در طول ۴ دهه گذشته بارها به توبره کشیده میشد.
برای درک عمیق برکات حضور امام رضا علیهالسلام در خراسان، ابتدا باید به یک مبنای مهم توجه کرد، زندگی ائمه را نباید به صورت قطعهقطعه و جداگانه تحلیل کرد. فهم درست زمانی حاصل میشود که مجموع سیر زندگانی ایشان را بهعنوان یک «حرکت پیوسته» بنگریم؛ حرکتی که دو مأموریت بزرگ داشت: تبیین مکتب پیامبر و رهبری جامعه اسلامی.
در دوره سیوهفتساله رهبری قائد شهید، از پایان دفاع مقدّس تا مسیر بازسازی و پیشرفت، بهتدریج در سیاستگذاری، نهادسازی و فرهنگ عمومی، این مفهوم و نگاه به وطن رسوب کرد و از یک پاسخ، به یک باور عمومی تبدیل شد. به همین دلیل، «ایراندوستی» از سطح احساس عبور کرد و به برنامه عمل بدل شد؛ چه در دوران جنگ، چه در دوران صلح.
در معادلات پیچیده، فهم دقیق از طرف مقابل نقش تعیینکنندهای ایفا میکند. هر جا این فهم دچار نقص شود، حتی ابزارهای قدرتمند نیز نمیتوانند نتیجه مطلوب را تضمین کنند. جنگ چهلروزه و نمایش قدرت ایران در میدان نبرد، نمونهای از همین واقعیت است که در آن، شکاف میان تصور و واقعیت، مسیر تحولات را تغییر داد و طرف مقابل را در موقعیتی قرار داده که خروج از آن بهسادگی ممکن به نظر نمیرسد.
اما شاید بتوان گفت تعیینکنندهترین هنر رهبر شهید انقلاب که حضرت آیتالله خامنهای به آن اشاره کردند، «قدرتمندسازی ساختار نظامی کشور» بوده است. در طول سالهای رهبری، امام شهید همواره بر یک اصل کلیدی در حوزه نیروهای مسلح تأکید داشتند: بومیسازی توانمندیهای نظامی.
آمریکا در این جنگ اشتباهات محاسباتی متعدد و کلانی داشت؛ اشتباهاتی که باعث شکست استراتژیک این رژیم شد. سردمداران این کشور اگر گمان میکنند با تکیه بر اختلاف و شکاف میان هیئت حاکمه ایران میتوانند ورق این شکست را به نفع خود برگردانند، سخت در اشتباهند و تنها یک اشتباه محاسباتی بزرگ دیگر به لیست قبلیها افزودهاند.
تداوم حضور مردم در طول ۴۰ شبانهروز جنگ و سپس ادامه آن تا به امروز، نشاندهنده آن است که این کنش، یک واکنش زودگذر و هیجانی نبوده، بلکه ریشه در همان منطق عمیق دارد. مردم با حضور مستمر خود، در واقع اراده جمعیشان را برای دفاع از نظامی که خود بنیان نهادهاند، به نمایش گذاشتهاند.
مردمی که در شهریور ۱۳۲۰ آن رفتار را داشتند، حالا در برابر آخرین مرحله استکبار ایستادهاند و خواهان مقاومتند. یک سمت این ماجرا حتماً زعمایی است که مردم به صدق گفتار و کردارشان ایمان پیدا کردهاند؛ زعمایی که در برابر هجوم اجنبی، نهتنها معرکه را خالی نمیکنند، بلکه همراه با فرزند و خانواده ایستاده به شهادت میرسند.
بیش از پنجاه شب است که فرزندان غیور خمینی کبیر و خامنهای عزیزِ شهید، با اهتمام و شجاعتی مثالزدنی در میدانها و خیابانها و سنگرهای رزم حاضر هستند؛ علیرغم لطمات و خسارتهای هجوم وحشیانه دشمن که نقابهای فریبنده و دروغین را از رخ برگرفته و چهره کریه و شیطانی قتل و ظلم، تجاوز و دروغ، تفرعن و کودککشی، و استبداد و فساد را به نمایش گذاشته، مردم ایران جنگ تحمیلی سوم را به صحنه حماسه دفاع مقدس سوم تبدیل کردهاند.
فروپاشی نظم غربیِ بهاصطلاح قاعده محور یک پیامد بسیار مهم دارد؛ اگر مصونیتِ سرانِ دولتهایِ مستقل، قابل نقض است، دلیلی بر رعایت این مصونیت برای سران هیچکدام از دولتها و سازمانها وجود ندارد. اگر ملل متّحد، دیگر قادر به رعایت نظم خود نیست، دلیلی بر رعایت این نظم توسط جوامعی که دائماً از عملکرد چنین نهادهایی ضربه خورده اند، وجود ندارد.
«مدیریت تنگه هرمز» را باید نه به معنای انحصارگرایی یا بستن مسیر، بلکه بهمثابه اعمال حاکمیت تنظیمگرانه بر یکی از حساسترین آبراههای جهان فهم کرد؛ مفهومی که در حقوق دریاها نیز سابقه دارد و بسیاری از کشورهای ساحلی در نقاط دیگر جهان آن را اعمال میکنند.
برخی مطالبات و توصیهها، اگرچه بهصورت صریح و مستقیم مطرح نشده، اما با تأمل در محتوا و روح پیامها، قابل لمس و فهم هستند. در صدر این توصیهها و مطالبات، شاید این موضوع باشد که ایشان همگان را به توجه و توکل به ذات باری تعالی فرامیخوانند و «یاد خداوند تبارک و تعالی و توکل بر حضرتشان و توسل به انوار طیبه معصومین علیهمالسلام چون اکسیر اعظم و کبریت احمری» را «تضمینکنندهی انواع گشایشها و ظفر قطعی بر دشمن» معرفی میکنند.
جنگ تحمیلی سوم به بدبینترین و منتقدترین و حتی معترضترین افراد ثابت کرد: اولاً، دشمنی آمریکا و رژیم صهیونیستی با ایران و مردم ایران توهم توطئه نیست و ثانیاً، آنان در این دشمنی میان گروهها و اقشار مختلف مردم و کلیت ایران عزیز تفاوتی قائل نیستند. ثالثاً، ثابت شد تنها نسخه «قوی بودن» و «قویتر شدن» است که در برابر دشمنان جنایتکار ایران از کشور و مردم قابلیت دفاع دارد.
آتشبس در لبنان از دو جهت برای صهیونیستها گران آمده است. در درجه اول، مسئولان دولت عبری تلاش زیادی داشتند تا این موضوع در بسته معادلات امنیتی ایران و آمریکا قرار نگیرد. قرار گرفتن در این بسته، راه را برای تثبیت معادله مقاومت لبنان بهعنوان بخشی از معادلات فیمابین آمریکا و ایران هموار کرده و آن را عادیسازی خواهد نمود.
جنگ لحظه زایش تمدّنهاست و بشر در تمام طول تاریخ، از این لحظه، رهایی نداشته و نخواهد داشت؛ در این وقت مهم که تمدّن غرب در پی هدمِ یک تمدّن دیگر است و خود به فروپاشی بسیار نزدیکتر، ایران برپایه الگوی پیشرفت بومیاش، تابآوری و پایداریای در برابر بزرگترین نیروی نظامی جهان از خود نشان داده که روی زمین، توسعه را معنادار کرده است.
آنچه از نظر میگذرانید، بخشهایی از تنها مصاحبهی فرزند ارشد رهبر شهید انقلاب، حضرت آیتالله سیّدمصطفیٰ حسینی خامنهای (دام ظلّه) تا کنون است. در زمان انجام این مصاحبه -یعنی نیمهی سال ۱۴۰۰- که ساعاتی به طول انجامید، در ضمن گفتوگو دربارهی مرحوم آیتالله سیّدجواد خامنهای، سخن از موضوعات مختلفی از جمله خاطرات شخصی و همچنین برخی ویژگیهای ممتاز و بیبدیل رهبر شهید انقلاب نیز به میان آمد... .
این روزها، ملّت به یاد پیامهای آغاز سال رهبر شهید به سر میبرد. اما این سنت، در دوره ریاست جمهوری ایشان نیز رایج بود، پیامهایی که از نخستین سال ریاستجمهوری آغاز شد و تا نوروز سال ۱۳۶۸، یعنی آخرین سال ریاست جمهوری ایشان ادامه یافت و امروز چونان سندی تاریخی از حال و هوای آن سالها...
لطفا به منظور مشاهده بهتر سایت و مرور ایمن در اینترنت ، مرورگر خود را به نسخه بالاتر ارتقاء دهید
یا از دیگر مرورگرها استفاده کنید.