قبل از آشوب اخیر محضر حضرت آقا رسیدم و گزارشی از جنگ ۱۲ روزه و آخرین وضعیت دشمن و طرحریزی برای آینده ارائه کردم. آقا فرمودند به کار اطلاعاتی توجه کنید. این دوره مانند دوران و سال ۶۰ است. ایشان روی نفوذ تأکید فرمودند...
راه شهادت، پایان ندارد؛ تا زمانی که دنیای کفر در برابر اسلام صفآرایی کرده است، این مسیر همواره گشوده خواهد بود. شهادت، فرهنگ ماندگار امّت اسلام است و تا ظلم و کفر در جهان وجود دارد، آزادگان جهان این مسیر را ادامه خواهند داد و جوانان، با چراغ هدایت شهدا، در این مسیر پیشتاز هستند.
امت را اگر امامی باشد و امام را هم اگر امتی، آنگاه قیام و حرکت برای خدا نه تعطیل خواهد شود و نه درجه حرارتش سرد. ملّت و امت، به حکم فطرت الهی، شانه زیر بار امانت الهی میدهند. ملّت ایران همان امت بود و خامنهایرضواناللهعلیه شهید هم همان امام.
تمدن لیبرال دموکراسی با شعار آزادی، برابری، حقوق بشر و رهایی زنان از سنتها ظهور کرد. اما لایههای پنهانی که امثال پرونده اپستین بیرون میریزند، نشاندهنده یک شکست تمدنی است. غرب افتخار میکند که بردهداری را لغو کرده است. اما از منظر تمدنی، ماجرای اپستین نشان داد که بردهداری لغو نشده، بلکه از مزارع پنبه به جزایر خصوصی و از شکل سنتی به بردهداری جنسی و مدرن تکامل یافته است.
ماجرای حضور هیئت ایرانی در کنفرانس صلح پاریس و راه ندادن آن به جلسات رسمی، یکی از مهمترین شکستهای دیپلماتیک ایران در دوره قاجار است. این واقعه را میتوان پایان نمادین دولت قاجار هم دانست. کنفرانس صلح پاریس در ۱۸ ژانویه ۱۹۱۹ (۲۷ دی ۱۲۹۷) برای تعیین نظم جهانی بعد از جنگ جهانی اول برگزار شد.
سنتهای الهی در طول تاریخ، در میدانهای گوناگون به وقوع پیوسته است. گاه محورِ امتحان «نعمت» است؛ نعمتی که اگر درست شناخته و درست بهکار گرفته شود، مایهی رشد و استحکام جامعه میشود و اگر بد مصرف گردد، راهِ سقوط را هموار میکند. یکی از برجستهترین صحنههای این امتحان، «ثروت» است.
قضیه اپستین در واقع افشاکننده یک «نسخه فشرده» از نظامی است که در حال سقوط و زوال قرار دارد. ما در این نسخه فشرده، ماهیت نظام سلطه، اهداف و ابزارهای آن و البته زوالش را کاملاً مشاهده میکنیم. آنچه امروز در این پرونده میبینیم، در واقع نسخهای کوچک اما جامع از کل نظام سلطه است.
حضور پرشور، تکثر و تنوع مردم و حمایت آنها از ارزشها، نظام معنایی، تمامیت ارضی، فرهنگ و نظام سیاسی خود، از موضوعاتی بود که میشود آنها را بهصورت جدی مطرح نمود و این حضور به گونهای بود که خط بطلان دیگری بر عملیاتی شدن نقشه فشار دشمن بر کشور و مردم کشید و دشمن را با واقعیت ملّت ایران آشنا کرد.
فشار اقتصادی، جنگ روانی، عملیات رسانهای و تهدیدهای سیاسی، همه با این محاسبه طراحی میشود که پشتوانه مردمی نظام تضعیف شود؛ اما وقتی مردم با وجود این فشارها بهصورت متراکم و گسترده در صحنه حاضر میشوند، تمام طراحیهای پیچیده دشمن را نقش بر آب میکنند.
همان الگویی که در کودتای ۲۸ مرداد با تکیه بر طراحی خارجی، ناامنسازی، یارگیری از جوامع بدنام و میدانداری دنبال شد، در فتنه اخیر نیز تکرار گردید؛ با این تفاوت که اینبار، هوشیاری عمومی و ایستادگی مردم، این «کودتا» را بهصورت کامل ناکام گذاشت.
مسئله اصلی، خطای محاسباتی آمریکا است. تا زمانی که واشنگتن نپذیرد ایران را نمیتوان با تهدید و ارعاب وادار به تسلیم کرد، این سرگیجه راهبردی ادامه خواهد یافت و منجر به تصمیمات و اقدامات غلط خواهد شد. ایران مسیر خود را بر اساس منافع و سیاستهای مستقل خود دنبال میکند و تجربه نشان داده است که فشار بهجای تغییر این مسیر، آن را تثبیت کرده است.
انسان نسبت به نعمتهایی که به او داده میشود، وظایفی دارد. یکی از مهمترین این وظایف، شکرگزاری است؛ وگرنه مانند بنیاسرائیل که کفران کردند، از نعمت محروم خواهد شد. خداوند میفرماید که حضرت موسی با توجه به دستور خدا وظیفه دارد نعمت الهی را به یاد مردم آورد.
باید عرصه رسانه پیشرفت هم همگام با میدان پیشرفت که یک عرصه زنده و بیوقفه در حال افقگشایی و حل مسائل کشور است، بهروز و زنده باشد و مدام قالبها و زبان و دسته مخاطبان خود را گسترش دهد. همچنین در عرصه ترویج روایت پیشرفت نیز، نمیتوان به جمع فعالان این حوزه محدود ماند؛ باید همه دلسوزان ایران، مطالعه و شناخت پیشرفتهای کشور را بهطور جدی در دستور کار خود قرار بدهند.