آنچه از نظر میگذرانید، بخشهایی از تنها مصاحبهی رهبر انقلاب، حضرت آیتالله سیّدمجتبیٰ حسینی خامنهای (دام ظلّه) تا کنون است. در زمان انجام این مصاحبه -یعنی نیمهی سال ۱۴۰۰- که ساعاتی به طول انجامید، در ضمن گفتوگو دربارهی مرحوم آیتالله سیّدجواد خامنهای، سخن از خاطرات شخصی و همچنین برخی ویژگیهای ممتاز و بیبدیل رهبر شهید انقلاب نیز به میان آمد...
بسیاری از همکاران، نخستین ویژگی شهید مصباح را تواضع میدانستند. با وجود مسئولیتهای مهم، هیچگاه فاصلهای میان خود و دیگران ایجاد نمیکرد. در جلسات، پیش از آنکه سخن بگوید، شنوندهای دقیق بود و حتی از جوانترین کارشناسان نیز با احترام نظر میخواست. همین رفتار، فضایی از اعتماد و آرامش پدید میآورد و همه احساس میکردند در تصمیمسازی سازمان سهم دارند.
سیّد میگفت اوّل که من آمدم، همهی بچّههای شیعه یا کارگر بودند یا در حوزهی خدمات شهری کار میکردند؛ ولی الان کنکور که برگزار میشود، از حزبهای دیگر به من میگویند که در بین ده نفر اوّل، یک جای خالی برای الکساندر یا عثمان بگذار؛ یعنی همه شدهاند فاطمه، حسن، محمّد و حسین.
امام خامنهای، به دلیل نگاه عمیق به ملّتها و شناختی که از فرهنگها داشتند، توجه ویژهای به عراق و عراقیها داشتند. خب، نوشتههای ایشان و سخنرانیهای ایشان وجود دارد و همواره عراق را -چون کشور اهلبیت علیهمالسلام و مرکز شیعه است- یک عراق قوی، مستقل، آزاد و پیشرفته میخواستند.
آیتالله مشکینی از اعضای مؤثر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بود و پیش از پیروزی انقلاب اسلامی نیز در کنار فعالیتهای علمی، در جریان مبارزات روحانیت علیه رژیم پهلوی حضور داشت. پس از پیروزی انقلاب، علاوه بر تدریس و فعالیتهای حوزوی، مسئولیتهای مهمی در نظام جمهوری اسلامی بر عهده گرفت که مهمترین آن، ریاست مجلس خبرگان رهبری بود؛ مسئولیتی که بیست و چهار سال، از آغاز تشکیل این مجلس تا پایان عمر، بر عهده داشت.
پدرم میگفت در دیدارهای خصوصی در کتابخانهی آقا مینشستند. صحبتهایشان یا کاری بود یا اگر جنبهی عرفانی داشت، اهل عرفان اهل سرّند و راز را بازگو نمیکنند. گاهی در سالهای آخر، چیزی دربارهی تعقیبات نماز یا یک استخارهی خاص برایم مینوشت و من از قرائن میفهمیدم مطلب را از آقا گرفتهاند و مدّتی پیش خدمت ایشان بودند. او نهفقط به رهبری و نگاه دقیق آقا در مسائل، بلکه به عرفان و بصیرت ایشان هم ایمان داشت.
مهمترین بخش این سفر، دیدار صمیمانه آقای ماندلا با حضرت آیتالله خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی بود. در این دیدار تاریخی، آقای ماندلا گزارشی از روند مبارزه ارائه کرد و از حمایتهای معنوی و مادی ایران به مبارزان ضد آپارتاید تشکر و قدردانی نمود.
این غزل فراتر از اینکه، از لحاظ ادبی، منسجم و از جهت زبانی صمیمانه و از نمونههای عالی ادبیات مذهبی امروز است، روایت یک روح بیقرار است که پس از عمری التهاب و مجاهده در متن متلاطمترین دورههای تاریخ ایران و منطقه و جهان، در رهگذار یک جهاد بیامان به مقام رضا و اطمینان رسیده است.
نامه حزبالله و پاسخ رهبر معظم انقلاب نشان میدهد که پیوند حزبالله با ایران فقط پیوند یک گروه مقاومت با کشوری که از آن حمایت میکند نیست، بلکه بسیار فراتر از آن است. این پیوند فقط یک پیوند راهبردیِ سیاسی نیست، بلکه پیوندی عمیق، فکری، دینی، مذهبی و ایدئولوژیک است که پیوند یک گروه مقاومت با کشور حامی را بسیار غنیتر میکند.
امام خمینی این موضوع که انگلستان رسماً اعلام کرد که رضاخان را خودمان آوردیم و خودمان هم بردیم را در چند نوبت از سخنان خود مورد اشاره قرار دادند. از جمله در ۱۹ مهر ۱۳۵۷ در جمع ایرانیان مقیم پاریس، درباره تبعید رضاخان به جزیره موریس گفتند: «در رادیو دهلی گفتند که (من خودم شنیدم) ما رضا شاه را آوردیم و لیکن خیانت کرد بردیمش!
باور دارم که هیچ کس به غیر از من نباید این موسیقی را میساخت؛ زیرا وقتی که داشتم موسیقی تشییع را میساختم، احساس کردم که کار در اینجا تمام نمیشود و یک اتّفاق دیگری باید بیفتد تا من بتوانم عرض ارادت و عرض ادبی به رهبر شهید داشته باشم. اینگونه بود که قطعهی «به رسم کرام» به وجود آمد؛ من ساختم و جناب آقای سراج هم خواندند.
پس از تدوین «سند تحول» قوه قضائیه، تقریباً در تمام سالهایی که پس از آن، خدمت رهبر شهید میرسیدیم، چه در دورهی مسئولیت شهید رئیسی و مدیران وقت قوهی قضائیه و چه در دورهی جناب آقای محسنی اژهای، مهمترین مطالبهی ایشان اجرای همین سند تحول بود.
اگر همان تغییری که درباره مردم از آن سخن گفتیم، در میان مسئولان نیز رخ دهد و مسئولان هم به تعبیر شما مبعوث شوند، اگر این شیوههای سنتی رایج را کنار بگذارند، اگر مدل متعارف حکمرانی را پشت سر بگذارند و وارد مرحله بعدی شوند، حتماً شکوفایی اقتصادی بینظیری در انتظار آینده ایران خواهد بود...