others/content
پیوندهای مرتبطفيلمفيلم
نسخه قابل چاپ

گفت‌وگو با سفیر جمهوری اسلامی ایران در لبنان به مناسبت روز قدس

مقاومت غزه و حزب‌الله چهره پیروز خود را به رخ جهانیان کشید

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «برخلاف انتظار دشمن، نه مقاومت فلسطین و نه مقاومت لبنان از پا درنیامده بلکه قوی‌تر شده، پُرانگیزه‌تر شده. این شهادتها از لحاظ انسانی به آنها خسارت وارد کرد امّا از لحاظ انگیزه آنها را تقویت کرد. ملاحظه کردید، کسی مثل سیّدحسن نصرالله (رضوان خدا بر او) از بین میرود، از میان این جمع پرواز میکند، جای او خالی میماند، آن وقت در عین حال در همان روزهای بعد از شهادت او حرکتی که حزب‌الله علیه رژیم صهیونیستی انجام میدهد، از حرکتهای قبلی‌اش قوی‌تر است.» ۱۴۰۳/۱۲/۲۲
به مناسبت فرارسیدن روز قدس، رسانه‌ی KHAMENEI.IR در گفت‌وگو با آقای مجتبیٰ امانی، سفیر جمهوری اسلامی در لبنان، به بررسی وضعیت کنونی مقاومت فلسطین و لبنان پرداخته و ابعاد مختلف برگزاری مراسم تشییع شهید نصرالله و شهید صفی‌الدین در لبنان را تشریح کرده است.
 
* با توجه به اتّفاقاتی که در طول یکسال گذشته در منطقه و لبنان افتاده است. آینده‌ی جریان مقاومت و محور مقاومت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ همچنین با توجّه به اینکه دبیرکلّ جدید حزب‌الله منصوب شده، لطفاً ارتباط بدنه‌ی حزب‌الله و مردم با ایشان و ارتباط متقابل ایشان با آن‌ها را تشریح بفرمایید.
* رژیم صهیونیستی تصوّر می‌کرد که با آن حملات، با حادثه‌ی پیجرها و با شهادت فرماندهان ــ از جمله سیّدحسن و سیّدهاشم ــ می‌تواند پرونده‌ی حزب‌الله را ببندد! امّا قدرت حزب‌الله در ترمیم خسارت‌هایی که دیده بود بسیار بالا است. حزب‌الله دوره‌ی سختی را پشت سر گذاشته است. همین موضوع پیجرها موضوع ساده‌ای نبود و می‌تواند یک کشور را به تسلیم وادار کند. بمب‌های یک‌تُنی و به تعداد زیاد بر سر مردم ریخته شد و صدای بمب‌ها و آثار آن‌ها مردم را ناامید می‌کند. امّا حزب‌الله، هم قدرت تشکیلاتی‌اش را حفظ کرد و هم قدرت نظامی‌اش را؛ به عنوان مثال، حزب‌الله تنها چند روز قبل از توافق، ۳۵۰ موشک و پهپاد شلّیک کرد و همچنان در صحنه حضور دارد.

بعد از شهادت سیّدحسن، دبیرکلّ جدید حزب‌الله جناب سیّدهاشم صفی‌الدّین بود؛ امّا به فاصله‌ی کوتاهی، ایشان نیز شهید شد و فرصتِ اعلام پیدا نکردند. لذا مراسم تشییع، مراسم تشییع پیکر دو دبیرکلّ حزب بود که یکی از آن‌ها چند روزی بیشتر دبیرکل نبود. در نهایت، آقای شیخ نعیم‌قاسم به عنوان دبیرکل انتخاب شدند که قبل از آن، قائم‌مقام یا معاون دبیرکلّ حزب‌الله بودند. این نشان‌دهنده‌ی قدرت تشکیلاتی حزب‌الله است. اکنون هیچ کمبودی در مقایسه با دوره‌ی جناب سیّدحسن نصرالله وجود ندارد و همان‌طور که جناب سیّدحسن در تلویزیون و برنامه‌های زنده و غیرزنده با مردم صحبت می‌کردند، این حالت همچنان ادامه دارد.

رژیم صهیونیستی به‌خوبی می‌داند که حزب‌الله در روزهای منتهی به توافق آتش‌بس توانسته ۳۵۰ موشک و پهپاد به سمت آن‌ها شلّیک کند و تعداد زیادی از آن‌ها نیز به اهداف خود اصابت کرده است. این نشان می‌دهد که حزب‌الله همچنان قدرت نظامی خود را حفظ کرده و این‌گونه نیست که فقط ۳۵۰ موشک و پهپاد داشته باشد و تمام شود، بلکه این یک روندِ ادامه‌دار است.

حزب‌الله حتّی در مذاکرات برای تعیین رئیس‌جمهور نیز موفّق بود. لبنان کشوری طایفی است و هیچ تغییری در قدرت سیاسی، نظامی، امنیّتی و اجتماعی حزب‌الله حاصل نشده است. تشکیلات حزب‌الله توانسته خود را کاملاً بِروز کند و این مراسم باشکوه نیز برای تشییع برگزار شد. به نظر می‌رسد همین پیام‌ها و نمونه‌ها کافی باشد تا هر کس که فکر می‌کند حزب‌الله نابود شده یا ضعیف شده است، بداند که تحلیل او بسیار اشتباه است و باید در اطّلاعاتی که به او رسیده شک کند.

* درباره‌ی برنامه‌های تشییع شهیدان نصرالله و صفی‌الدین، به‌ویژه اعزام هیئت بلندپایه‌ای از طرف رهبر معظم انقلاب و قرائت پیام ایشان در مراسم، توضیحاتی بفرمایید.
* برنامه‌ی تشییع دو دبیرکلّ شهید حزب‌الله از مدّت‌ها قبل اعلام شده بود و افراد بسیاری از ایران، از مردم عادی تا بلندپایه‌ترین مقامات کشور، آماده بودند که در لبنان حضور داشته باشند. البتّه ما با مشکلاتی مواجه شدیم، به‌ویژه در زمینه‌ی پشتیبانی و قطع پروازها. به همین خاطر، افرادی که می‌خواستند به صورت شخصی بیایند دچار مشکلات جدّی شدند، زیرا هزینه رفت و برگشت بالا بود؛ بااین‌حال، بسیاری از آن‌ها با همین هزینه‌ها به صورت شخصی آمدند. در بُعد دولتی نیز تصمیمات مختلفی اتّخاذ شد که چه کسانی به لبنان بیایند و پیشنهادات گوناگونی ارائه شد. در نهایت، مقامات بلندپایه‌ای از سوی جمهوری اسلامی اعزام شدند؛ از جمله جناب آقای دکتر قالیباف که در رأس هیئتی از کلّیّت نظام، شامل دفتر مقام معظّم رهبری، قوّه‌ی قضائیّه، دولت و مجلس حضور داشتند.

ما با وجود تلاش‌های فراوان که شامل ملاقات با وزیر امور خارجه و رئیس‌جمهور بود، به دلیل تهدیداتی که رژیم صهیونیستی مطرح کرده بود با مشکلاتی مواجه شدیم. آن‌ها تهدید کرده بودند که اگر هواپیمای ایرانی در فرودگاه بیروت بنشیند، فرودگاه را مورد هدف قرار خواهند داد؛ بنابراین، مقامات لبنانی به بهانه‌ی اینکه حفظ امنیّت فرودگاه از اهمّیّت بالایی برخوردار است، در این زمینه مشکلاتی برای ما به وجود آوردند. در نتیجه، تنها یک هواپیمای مسافری از ایران شنبه‌شب آمد و دوشنبه برگشت. حدود سیصد شخصیّت از معاون وزیر و بالاتر در لبنان حضور داشتند. البتّه منظورم از «معاون وزیر» فقط اشخاص مربوط به قوّه‌ی مجریه نیست، بلکه دارم هم‌ترازی می‌کنم.

جناب آقای قالیباف، بر اساس تشخیص خودشان، سهمیّه‌ای از مجلس را برای همراهی با خودشان تعیین کرده بودند. تعداد زیادی از نمایندگان مجلس نیز به صورت شخصی آمده بودند و هیچ انتظاری از سفارت نداشتند که برای آن‌ها کاری انجام دهد؛ حتّی با من که در جلوی درِ ورودی ایستاده بودم، تنها سلام‌وعلیکی کردند و اصلاً درباره‌ی پشتیبانی و نقل‌وانتقالات صحبتی نکردند. به نظر من، این حضور جمهوری اسلامی ایران بود.

چهار نفر، یعنی جناب آقای قمی و جناب آقای اختری و جناب آقای تقوی و همچنین جناب آقای حسینی ــ که ایشان از عراق آمدند و پیام حضرت آقا را در مراسم تشییع قرائت کردند ــ به عنوان نمایندگان مقام معظّم رهبری در این مراسم حضور داشتند و تعداد زیادی از شخصیّت‌های رسمی هم آمده بودند. با نگاهی به برخی عکس‌ها، می‌توانم بگویم افراد بیشتری نیز در این مراسم حضور داشتند. لذا این حجم را من بالاترین تعداد هیئت رسمی جمهوری اسلامی می‌دانم که برای یک مراسم اعزام شدند و این نشان‌دهنده‌ی اهمّیّت و جایگاه جناب سیّدحسن نصرالله و همچنین جناب آقای سیّدهاشم صفی‌الدّین در نزد مقامات دولتی ایران است.

ما همچنین از جانب مردم عادی شاهد حضور صدها نفر بودیم. قبلاً نیز گروه‌های جهادی در اینجا بودند که برای خدمت‌رسانی موکب درست کردند و به شیوه‌ی مراسم اربعین، خدماتی را در اختیار تشییع‌کنندگان قرار دادند. به نظر من، ما روز تشییع شاهد یک امر مهم و سرنوشت‌ساز بودیم که برای آیندگان بسیار تعیین‌کننده خواهد بود و مسیرهای زیادی را در منطقه و جهان تغییر خواهد داد.

[دریافت فیلم]
* به نظر شما وضعیّت لبنان و حزب‌الله پس از شهادت سیّدحسن نصرالله چطور است؟
* بعد از شهادت سیّد، نوعی غم و اندوه در مردم طرف‌دار و حامی و عاشق سیّد ایجاد شد. این شهادت تأثیر چندانی در بُعد نظامی نداشت و حتّی این حسّ لبنانی‌ها که «بعد از سیّد، دیگر دنیایی برای ما وجود ندارد»، باعث یک ایستادگی قهرمانانه در اهالی جنوب شد. این موضوع شاید بعدها به عنوان یک مسئله‌ی تاریخی و نمادین از مقاومت جنگجویانی که برای یک عقیده جنگیدند، در تاریخ ثبت خواهد شد. البتّه جزئیّات آن در حال حاضر قابل کشف نیست ولی ان‌شاءالله با پایان یافتن اشغال، امکان بیان جزئیّات فراهم خواهد شد.

در خصوص بدنه‌ی حزب‌الله نیز اسرائیل و دستگاه تبلیغاتی عظیم استکباری تلاش داشتند با استفاده از موضوع پیجرها، شهادت سیّدحسن، شهادت سیّدهاشم، بمباران بیروت و ضاحیه و فضایی که ایجاد شده بود، این احساس شکست را به شکل عمیق‌تری در دل مردم بکارند و بگویند که شکست پشت شکست برای شما فراهم آمده است؛ امّا مردم قهرمان که عاشق رهبرانشان بودند و عقیده و ایمانشان قوی بود، به‌آرامی از این غم و اندوه خارج شدند.

در نهایت، این جنگ با توافق آتش‌بس تمام شد و هر دو طرف تلاش کردند تصویری از پیروزی خود را به نمایش بگذارند. البتّه رژیم صهیونیستی در این کار بسیار متبحّر است و در‌حالی‌که مشخّص است که هیچ کدام از اهدافش را به دست نیاورده و شکست خورده است، به‌شدّت به دنبال القای احساس شکست به قلب مردم لبنان و از آنجا به قلب مقاومین منطقه بود تا پروژه‌های خود را پیگیری کند.

بعد از مسئله‌ی غزّه و توافقی که در آنجا شد، مردم غزّه ابزاری داشتند که می‌توانستند چهره‌ی پیروز خود را به رخ جهانیان بکشند و آن، موضوع تبادل اسیران بود؛ این موضوع هر چند روز یک بار تکرار می‌شد و تصویری که مخابره می‌شد تصویر پیروزی حماس بود. حزب‌الله این ابزار را در اختیار نداشت و تنها چند ابزار محدود داشت که از آن‌ها استفاده می‌کرد. یکی از آن‌ها پرداخت خسارت به آسیب‌دیدگان بود که می‌توانست به مردم بگوید حزب‌الله وجود دارد و می‌تواند خسارت‌های شما را ارزیابی کند و مبلغی را پرداخت کند؛ این نشان‌دهنده‌ی وجود یک تشکیلات قوی بود که می‌توانست این امور را سامان‌دهی کند. موضوع دیگر، بازگشت آوارگان به جنوب لبنان بود که فرصتی شد تا حزب‌الله تصویر پیروزی خود را کامل‌تر ارائه کند و در برابر تصویری که اسرائیل می‌خواست به صورت ساختگی به نمایش بگذارد، بتواند برتری خود را ثابت کند. نتانیاهو قبلاً گفته بود که «ما اجازه نمی‌دهیم لبنانی‌ها به جنوب لبنان بیایند، مگر اینکه قبل از آن ما در شمال باشیم»؛ امّا این موضوع محقّق نشد و خود مردم که حدود سی شهید هم در این بازگشت دادند، با حضور خود احساس پیروزی کردند.

* درباره‌ی چگونگی تعیین روز مراسم تشییع و کارشکنی ناکام صهیونیست‌ها در این زمینه نیز توضیح دهید.
* تشییع دو دبیرکلّ شهید حزب‌الله یک فرصت استثنایی بود. از روزها و هفته‌های قبل، صهیونیست‌ها و عوامل آن‌ها به‌شدّت تبلیغ می‌کردند و تهدید می‌کردند تا این تشییع را با شکست مواجه کنند و مردم را دلسرد کنند. به اعتقاد من، شایعه‌ی مربوط به زنده بودن شهید سیّدحسن نصرالله بخشی از این پروژه بود. درست است که مردم به طور عادی مرگ عزیزانشان را باور نمی‌کنند، امّا این شایعه می‌توانست با روان مردم بازی کند و افسردگی روانی را تشدید کند.

مراسم تشییع ابتدا برای تاریخ بیست‌وهشتم بهمن معیّن شد. پس از آن، رژیم صهیونیستی سه هفته به زمان آتش‌بس موقّت و آماده‌سازی برای توافق و آتش‌بس کامل اضافه کرد؛ لذا حزب‌الله تشییع را به خاطر این تأخیر، یک هفته عقب انداخت. تشییعی که برگزار شد ــ صرف نظر از حضور ایرانی‌ها که بسیاری از افراد، در مراسم ختم، به خاطر این حضور به ما تبریک می‌گفتند ــ یک ثبت تاریخی شد و این ثبت تاریخی با اقدام احمقانه‌ی رژیم صهیونیستی تکمیل شد.

کسی که هواپیمای بمب‌افکن را ندیده، تنها یک تصویر مبهم از آن دارد و فکر می‌کند که آن هواپیما کاری نمی‌کند؛ امّا کسی که این هواپیما را دیده یا بمبش را حس کرده وقتی که در کنار خانه‌اش فرود آمده یا از دور دیده که چگونه خانه‌اش را نابود کرده‌اند، یک تصویر وحشتناک از حضور و صدای آن هواپیما در ذهنش نقش بسته است؛ لذا او به طور طبیعی باید بترسد، امّا گویی در آن لحظه قلب مردم از پاره‌های آهن بود و هیچ ترسی در آن قلب‌ها راه نداشت.

[دریافت فیلم]
این مراسم تشییع، مُهر و امضایی بر پرونده‌ای بود که آثارش ماندگار خواهد شد. اگر امروز کسی ادّعا کند که امام خمینی نزد مردم ایران محبوب نبود، تصویر تشییع میلیونی ایشان برای ردّ این ادّعا کافی است. امروز بعد از گذشت ۳۵ سال از رحلت حضرت امام، هر کس شکّی در این موضوع کند کوته‌نظریِ خود را نشان می‌دهد. روز تشییع نیز مقاومت توانست چنین تصویر بزرگی از خود ارائه کند. در لبنان ــ که یک کشور طایفی است و شیعه قبل از انقلاب وضع بسیار بدی در آنجا داشت ــ اکنون دایره‌ی مقاومت از لحاظ پشتیبانی فکری و معنوی گسترش یافته است.

در نهایت، تشییع شهدا برگزار شد و رژیم صهیونیستی هیچ نتیجه‌ای نگرفت. به اعتقاد من، آن‌ها حماقت کردند و ما اکنون یک نقطه‌ی تاریخی داریم: قبل از یکشنبه تشییع و بعد از آن. کسانی که در مراسم تشییع نیامدند یا حرف‌هایی زدند، بعدازظهرِ همان روز نظرات خود را تصحیح کردند و در مراسم ختم که ۴۸ ساعت بعد برگزار شد، شرکت کردند.

این زاویه‌ای که در فکرها ایجاد شده نشان می‌دهد که «مقاومت» چیزی نیست که در لبنان از بین برود. «مقاومت» یک خصلت است که مردم آزاده‌ی جهان در برابر ظلم و زور ایستادگی می‌کنند. مردم لبنان به این باور رسیدند که حامیان «مقاومت» ــ که خودشان نیز جزو آن‌ها هستند ــ کم نیستند و توانسته‌اند همدیگر را پیدا کنند. به نظر من، این جمعیّت که در آن روز به میدان آمدند سرمایه‌ای بسیار بزرگ برای «مقاومت» خواهند بود.

* آمارهای مختلفی در زمینه‌ی حضور مردم در مراسم تشییع مطرح شده است. مثلاً برخی می‌گویند بالغ بر نصف مردم لبنان در این مراسم شرکت کرده بودند. همچنین، شنیده‌ایم که نه‌تنها ایرانی‌ها، بلکه مشتاقان ایشان از سراسر جهان در این مراسم شرکت کردند. آیا شما آمار دقیق یا دسته‌بندی خاصّی از افراد حاضر در مراسم دارید؟
* بدون شک، سیّد شهید در دنیا شخصیّتی شناخته‌شده بود و علاقه‌مندان زیادی دارد. خاطرم هست که در جنگ سی‌وسه‌روزه، مردم مصر عکس‌های جناب سیّد را به ماشین‌هایشان زدند و عاطفه‌ی خودشان نسبت به سیّدحسن را ابراز کردند. البتّه بعداً حُسنی‌مبارک دستور داد که این کار جرم است و ممانعت‌هایی هم ایجاد شد. سیّد شهید فقط در میان شیعه‌ها محبوب نیست؛ شما مسیحیانی را نیز می‌بینید که طرف‌دار مقاومت هستند و بسیاری از آن‌ها عشق زیادی به سیّد دارند. افراد زیادی از کشورهای مختلف، از راه‌های دور، از آمریکا، از آمریکای لاتین، از اروپا و آفریقا، و از کشورهای مسلمان و غیرمسلمان در این مراسم شرکت کردند. البتّه باید در نظر بگیرید که در بسیاری از کشورها ابراز علاقه به جناب سیّد جرم تلقّی می‌شود؛ لذا در نظام‌های دیکتاتوری‌ای که مانع حضور آزادانه‌ی افراد در مراسم مورد علاقه‌شان می‌شوند، افراد معذور هستند و نمی‌توانند شرکت کنند.

حجم افرادی که از کشورهای دیگر آمده بودند بسیار بالا بود. ما به عنوان یکی از کشورهای حاضر در مراسم، آمارهای مختلفی داریم که صرفاً نشان‌دهنده‌ی افرادی است که از ایران آمدند. به‌هر‌حال، ابهاماتی وجود دارد؛ زیرا اسامی هیئت‌های رسمی مشخّص است، امّا تعداد افراد غیررسمی ثبت نمی‌شود. مثلاً وقتی کسی از اردن وارد لبنان می‌شود، نمی‌توان تشخیص داد که برای چه کاری آمده است. بسیاری از افراد فقط ۲۴ یا ۴۸ ساعت در لبنان بودند و بعد رفتند.

شاید با یک مقایسه بین سال گذشته و امسال بتوان به یک عدد احتمالی از هیئت‌های خارجی رسید، امّا حضور این افراد بسیار بارز بود که نشان‌دهنده‌ی عشق مردم دنیا به جناب سیّد است. اگرچه درباره‌ی تعداد افرادی که در این تشییع شرکت کردند آمارهای مختلفی ارائه شده است، واقعیّت این است که در یک مراسم تشییع نمی‌توان به‌راحتی عدد دقیقی اعلام کرد؛ چرا که بسیاری از افراد فقط در ورزشگاه حضور پیدا می‌کنند و در روز سرد، امکان ادامه‌ی مسیر را ندارند یا برخی دیگر نیز تنها در مکان دفن حاضر می‌شوند. به نظر من، اعلام عدد دقیق زمان‌بر است و ممکن است نتوان به‌درستی گفت که چه تعداد آمده‌اند؛ امّا تصویری که این جمعیّت ارائه می‌دهد بسیار مهم است.

به نظر من، بحث در مورد عدد در این مورد فایده‌ای ندارد و چیزی را ثابت نمی‌کند. آنچه مشخّص است این است که با توجّه به جمعیّت لبنان که حدود چهار‌و‌نیم میلیون نفر است و یک‌و‌نیم میلیون سوری نیز در آنجا زندگی می‌کنند، آنچه اتّفاق افتاد استثنایی بود. تابه‌حال در لبنان چنین جمعیّتی را نتوانسته‌اند جمع کنند و مردم لبنان نیز نظیر آن را ندیده‌اند. کف زمین ورزشگاه و تمام صندلی‌ها و جاهای خالی پُر بود، به طوری که در برخی جاها چهار نفر یا بیشتر در هر مترمربّع قرار داشتند؛ این خود نشان‌دهنده‌ی فشار زیاد جمعیّت بود و نگرانی‌هایی نیز وجود داشت. الحمدلله اتّفاق خاصّی هم نیفتاد. طبیعی است که در این‌گونه مراسم، تعدادی ممکن است صدمه ببینند، امّا این موضوع حاشیه‌ای ایجاد نکرد که دشمنان بتوانند بعداً بهره‌برداری کنند.

از لحاظ جنسیّتی نیز باید گفت که این یک مجلس مردانه نبود و بسیاری از زنان نیز در آن شرکت کردند. البتّه معدودی از خانواده‌ها نیز حضور داشتند، امّا مانند راه‌پیمایی بیست‌ودوّم بهمن ما نبود. سرما نیز سختی‌هایی ایجاد کرده بود و لبنان آمادگی زیرساختی برای این نوع مراسم را ندارد. در ایران، زیرساخت‌ها به‌خوبی آماده می‌شوند و امکاناتی مانند سرویس بهداشتی، آب و امکانات درمانی فراهم است، امّا در لبنان این امکانات وجود ندارد و محیط لبنان به این موضوع عادت نکرده است. به نظر من، واقعه‌ای رخ داد که بسیار استثنایی بود و پیش از این، لبنان چنین صحنه‌ای را ندیده بود. هیچ قدرتی، هیچ طایفه‌ای و هیچ حزبی قادر نیست چنین صحنه‌ای را در لبنان تکرار کند، مگر صاحبان اصلی آن که طرف‌داران «مقاومت» هستند.

* رهبر انقلاب، به مناسبت مراسم تشییع، پیامی فرستادند و در آخر پیام فرمودند: «سلام ویژه‌ی من به شما فرزندان عزیزم، جوانان سلحشور لبنان». این پیام چه نکاتی برای لبنانی‌ها داشت؟
* این جنگ که حدود پانزده ماه به طول انجامید، شامل یک دوره‌ی درگیری و یک دوره‌ی توافق است. این دوره از پانزدهم مهر ۱۴۰۲ شروع شده و تا سی‌ام بهمن ۱۴۰۳ ادامه داشته است. حضرت آقا در طول دوره‌ی این درگیری و پس از جنگ گسترده و آتش‌بس، پیام‌های مختلفی دادند و اظهاراتی در مورد شهادت جناب سیّدحسن نصرالله داشتند؛ همچنین، دیدارهایی نیز برگزار کردند. پیامی که در روز تشییع خوانده شد به این نکته اشاره دارد که عزّت از آنِ خداوند، پیامبرش و مؤمنان است، امّا منافقین و نادان‌ها این را نمی‌دانند؛ آن‌ها فکر می‌کنند عزّت به این است که با هواپیما از بالای سرِ این جمعیّت رد شوند یا اینکه توانسته‌اند تعداد بیشتری را بکشند.

حضرت آقا، قبل از برگزاری تشییع، در این پیام به این موضوع اشاره کردند امّا آنچه در روز تشییع خوانده شد، مظاهر عزّت را در درون کسانی که آنجا بودند نشان می‌داد. آن‌ها به اطراف خود نگاه می‌کردند و احساس عزّت می‌کردند. این احساس عزّت زمانی تشدید شد که عناصر رژیم خبیث صهیونیستی، با چهار هواپیما دو بار اقدام به پرواز در سطح پایین کردند؛ در این زمان، این عزّت بیشتر شد و به ما یادآوری کرد که ما در نزد خدا عزّت داریم و از این‌ها نمی‌ترسیم.

شاید تصوّر آن‌ها این بود که با این هواپیماها می‌توانند ایجاد ترس کنند، امّا نمی‌دانستند که انسانِ عزّتمند نمی‌ترسد و کسی که برای خود عزّت قائل است، در راه هدفش عقب‌نشینی نمی‌کند. مردمی که در این اقدام خبیثانه حتّی یک پلک هم نزدند، مصداق «وَ لِلهِ العِزَّةُ وَ لِرَسولِهِ وَ لِلمُؤمِنین» بودند؛ مردم، خود را مصداق این آیه می‌دانستند و می‌گفتند ما هستیم که عزّت داریم.

ان‌شاءالله این عزّت باقی خواهد ماند و با این تصویری که ارائه شد، این پیام موجب دلگرمی مردم و مقاومت خواهد شد و می‌تواند این پیام را برای آیندگان منتقل کند که عزّتمند زندگی کنند و راه شهدایشان را ادامه دهند. این پیام رهبر انقلاب جزو پیام‌هایی است که در تاریخ جمهوری اسلامی و تاریخ مقاومت خواهد ماند. ماندگاریِ آن نیز به تلاش ما بستگی دارد تا این پیام و ابعاد این واقعه‌ی بزرگ را بهتر به تصویر بکشیم.

* شما به عنوان سفیر جمهوری اسلامی ایران در کشور لبنان، تجربه‌ی حضورتان در این کشور را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
* روزی که من به لبنان آمدم، با عشق و علاقه به «مقاومت» و کشور مقاومت وارد لبنان شدم و به عنوان یک کار سیاسی متداول، فعّالیّت‌های دیپلماتیک خود را آغاز کردم. در این مدّت، فرصت‌های زیادی پیش آمد که جلساتی را با جناب سیّدحسن نصرالله برگزار کنیم و کارهایی را انجام دهیم. البتّه رابطه‌ام با دولت لبنان نیز همواره خوب بوده. این برای من توفیقی بود که در جوار سیّد شهید و دیگر مسئولان حزب‌الله، نشوونما و آمدوشد داشته باشم و این مهم‌ترین ذخیره برای من است.

به‌هر‌حال، فکر می‌کنم که دوره‌ی سختی بود؛ به‌خصوص در زمان درگیری، جنگ و بمباران. البتّه به علّت مجروحیّت توفیق نداشتم که در زمان شدّت جنگ در لبنان حضور داشته باشم، امّا همکاران برجسته و باشهامت و فداکار من در اینجا بودند و کارها را پیگیری کردند.

به نظر من، لبنان وارد مرحله‌ی جدیدی شده است و مسئولیّت ما در برابر کشور لبنان بیشتر شده است. فارغ از هر گونه نگاه طایفه‌ای، لبنان جایگاه بسیار مهمّی در منطقه و در نزد ایران دارد. ان‌شاءالله این کشور مقاوم همچنان ماندگار و پایدار خواهد بود و عشق و علاقه‌ای که بین مردم ایران و لبنان و مسئولان دو کشور وجود دارد، ادامه خواهد داشت.

پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی
ایران همدل

شرکت در پویش ایران همدل

ورود به صفحه پرداخت