دقت نظر رهبر شهید و رهبر معظم انقلاب بر ادبیات مربوط به رخداد جنایات جنگی علیه ایران عزیز، نشان میدهد اقدامات متجاوزان، ذیل ادبیات جنایات جنگی، علیه بشریت و تجاوز و... باید مورد پیگیری حقوقی و قضایی قرار بگیرد.
از همین جا عرض سلام و ارادت بیپایان خودم را خدمت امام امت میکنم و به ایشان عرض میکنم که در مقابل حوادثی اینچنین، ما هیچ انتظاری نداریم و توقعی نداریم که کمترین رنجشی به خاطر ایشان بنشیند. ما معتقدیم که «سر خمّ می سلامت شکند اگر سبویی»
آمریکاییها چندین بار کوشیدند تا یک مسیر در بخش جنوبی تنگه و در محدوده آبهای سرزمینی عمان راهاندازی کنند؛ شاید از این راه، ضمن اجرای یک نمایش در برابر افکار عمومی و رسانههای بینالمللی، بتوانند بخشی از تلاطمهای بازار انرژی را مهار کنند. اقدامی که هر بار با برخورد سخت نظامی ایران مواجه شد
نگه هرمز بخشی از قدرت بازدارندگی ایران است و حفظ مدیریت مؤثر آن، به یک مطالبه راهبردی برای صیانت از منافع ملّی تبدیل شده است. از این پس نیز هرگونه تخطی از مقررات و مدیریت اعلامی جمهوری اسلامی ایران در این آبراه حساس، با واکنشی قاطع، متناسب و بازدارنده مواجه خواهد شد.
کشورهای عربی و آمریکا به جای پذیرش معادلات جدید منطقه، همچنان بر دستورکارهایی تأکید میکنند که در میدان امکان تحقق آنها وجود ندارد. همین مسئله سبب شده بخش مهمی از بیانیه بیشتر شبیه فهرستی از آرزوهای سیاسی باشد تا یک برنامه عملیاتی قابل اجرا.
حفظ دین، پاسداری از حقیقت و ایستادگی در برابر باطل، بدون فداکاری ممکن نیست. امام حسین علیهالسلام با خون خود این حقیقت را جاودانه کرد و رهبر شهید انقلاب نیز همواره بر این باور تأکید داشتند که هزینه دادن در راه حق، لازمه حفظ دین و عزت امت اسلامی است. از همین رو، زندگی قائد شهیدمان را میتوان تجلی عینی همین آموزه دانست؛ مردی که عاشورایی زیست و سرانجام نیز عاشورایی به شهادت رسید.
شجاعت، صداقت و اخلاص به خون برکت میدهد و خامنهای شهید، هر سه را داشت... اشک و ماتم این محرم برای ما طعم دیگری دارد. این نخستین تاسوعا و عاشورای بدون اوست، اما خون او همچنان میجوشد و راه را به ما نشان میدهد. همچون خون یحیی، همچون خون حسینعلیهالسلام.
مقاومت اسلامی لبنان اعلام کرده که مبارزه با حضور نظامی اسرائیل را کربلایی و عاشورایی دنبال خواهد کرد. چرا که نبرد با اشغالگری تنها یک رویارویی نظامی نیست، بلکه بخشی از یک مسئولیت اعتقادی و تاریخی برای دفاع از سرزمین و حاکمیت ملّی لبنان محسوب میشود.
آن صندلی ساده مشکی که جایگاه همیشگی حضور آقا در مراسمها بود، کنار دیوار، دوری صاحبش را فریاد میکند. تصویری از آقا که برای میهمانها دست بلندکرده روی صندلی است. تصویری که هنوز نمیتوانم در چشمهایش خیره شوم. بغض، خشت خیسی شده و چسبیده ته گلوی جمعیت. اشک توی چشمها جمع شده و میلغزد و دنبال بهانهای است برای شرّه شدن.
در چنین میدانی باید صدای عزت، اقتدار، توکل، افتخار، مقاومت، وحدت و امید بود؛ همانها که دشمن از آن بهشدت هراس دارد و رویای شوم او را بر هم زد. مسئولین در سطوح مختلف، نخبگان و خواص، رسانهها، اهالی هنر و عموم مردم در این میدان تکلیف دارند که صدای ایران مقتدر باشند. این نبرد تمام نشده و باید همه، در داخل و خارج از کشور، صدای ایران قوی باشیم.
رابط بین فلسطینیها و شهید خامنهای بود. جریانهای فلسطینی به حدی به صداقت و امانتش اعتماد داشتند که حتی نامههای خودشان به شهید خامنهای را هم به حاج رمضان میدادند. اعتمادی که حاصل سه دهه ارتباط برادرانه بود میان یک فرماندهی شیعه و یک مجاهد سنی.
فرمانده گمنامی که شاید خیلیها او را به نام و رسم نشناسند اما ثمره فعالیتها و اقداماتش حتماً برایشان آشناست. نام عملیاتهایی که از فروردین ۱۴۰۳ علیه رژیم صهیونی انجام گرفت و به وعده صادق ۱ معروف شد انتخاب اوست. انتخابی که به مانند ماجرای بسیجی آغاز سطور از تفأل به قرآن الهام گرفته شده بود.
دشمن باید بهطور عملی بفهمد که مسیر تفاهم و مذاکره تنها راه پیش پای تهران نیست و کارتهای دیگری هم برای بازی وجود دارد. کما اینکه فرمانده کل قوا اشاره کردند علیالاصول نظر دیگری داشتهاند. آمریکا باید تصمیم بگیرد که آیا واقعاً میخواهد خود را از باتلاقی که به دست خود ساخته خارج کند، یا این بار هزینهای گزافتر و البته شکست و تحقیری بزرگتر را تجربه کند. پرونده لبنان، اولین آزمون جدی در این زمینه است.
مرور سخنان امام از سال ۱۳۴۲ تا سالهای پس از انقلاب نشان میدهد که تحلیل ایشان از اسرائیل محدود به تحولات روز نبود، بلکه بر یک جهانبینی منسجم استوار بود؛ جهانبینیای که مسئله فلسطین را به استقلال ملّتها، وحدت مسلمانان، مقابله با سلطه خارجی و نقش آمریکا در معادلات منطقه پیوند میزد.
معمار این شبکه و راهنما و برنامهریز و مرشد آن، پس از رهبر شهید انقلاب، حاج قاسم سلیمانی بود. او بود که با مغناطیس شخصیتی متأثر از خمینی کبیر رحمهالله و خامنهای شهیدرضواناللهتعالیعلیه، این جریانهای آزادیخواهِ استقلالطلبِ جهادی را از فلسطین و لبنان تا عراق و افغانستان و یمن دور خود جمع کرد و شبکه یکپارچه مقاومت را شکل داد.
به توصیه حسن طهرانی مقدم تغییر رشته داد. دلیل؟! طهرانی مقدم به او گفته بود باید تحصیل را متوجه رشتهای کنی که برای کار و مجموعه موشکی هم آورده داشته باشد. فارغالتحصیل سالهای بعد عمران دانشگاه خواجه نصیر، خودش یک عنصر کلیدی در فرایند آمادهسازی و محاسبات شلیک بالستیکهای ایرانی بود.
رهبر شهید انقلاب در بیانات بیستم آذرماه ۱۴۰۴ خطاب به مداحان، با نگاهی راهبردی، بر شناسایی و تقویت همین عوامل اثرگذار تأکید کردند و در این میان، از «مدّاحی اهلبیت علیهمالسلام» بهعنوان یکی از عناصر مهم و جریانساز یاد کردند؛ پدیدهای که اگر درست فهم شود، میتواند هر هیئت را به یک «هسته مقاومت» تبدیل کند.
حاجیزاده و مردانش اولین مصداق همان جمله معروف حسن طهرانی مقدم بودند: «فقط آدمهای ضعیف به اندازه امکاناتشان کار میکنند!» کاش میشد یکبار پای حرف این آدمها نشست و از آنها پرسید این ارادهها را از کجا میآورید؟!
شادمانی در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ شمسی و ساعاتی بعد از شهادت سردار رشید، سکان فرماندهی اصلی جنگ را بر عهده گرفت. کارش را از مسئولیت محور میانی سر پل ذهاب در سال ۱۳۶۰ آغاز کرده بود. مدافع سابق سر پل ذهاب بود که پس از سرلشکر پر آوازه، شهید رشید فرماندهی جنگ با اسرائیل را در دست داشت.
اینجا هیئت و مجلس عزای حسین علیه السلام، خود یک هسته و کانون مقاومت است؛ کانونی که دشمنشناسی و حماسه و ایستادن بر سر اصول را مدام متذکر میشود. این وضعیت دیگر یک مراسم منجمدِ مانده در گذشته نیست، بلکه عین حیات و زنده بودن است.
اما واقعیتهای میدان مسیر دیگری را طی کرد. نه نظام سیاسی ایران فروپاشید، نه تسلیمی رخ داد و نه تغییر راهبردی مورد نظر واشنگتن محقق شد. در عوض، ایران توانست با بهرهبرداری از برگهای جدید، مانند تنگه هرمز، فشار مضاعفی بر متجاوزان وارد کند. از سوی دیگر، اتحاد و انسجام اجتماعی شکلگرفته در ایران یکی از مهمترین پیروزیهای ایران در این جنگ به شمار میرود
حسین سلامی هرچند در خردادماه ۱۴۰۴ در حمله دشمن صهیونی به پاداش سالها مجاهدت خود رسید اما تجربهای که در قرارگاه نوح نبی علیهالسلام کسب کرد و بذری که در دهه هفتاد توسط دیگر استراتژیستهای نظامی و دفاعی ایران کاشت، در جنگ ۴۰ روزه به ثمر نشست.
نه عاشورا پایان یافته، نه منطق آن منسوخ شده، و نه دوگانه حق و باطل به تاریخ سپرده شده است. این مسیر ادامه دارد، و ادامه آن فقط با یک چیز ممکن است: انتخاب آگاهانه و ایستادن بر سر حقیقت، در هر زمان و هر شرایطی، درست مثل مسیری که شهید خامنهای و اصحاب آخرالزمانی سیدالشهدا پیمودند.
فرمانده ایرانی تا پیش از ریاست ستاد کل، یک نیروی تمامعیار نظامی و اطلاعاتی بود با همان ویژگیهایی که همه سراغ دارند؛ کمحرف، مطمئن، قاطع و عمل بر مبنای اطلاعات دقیق صحتسنجی شده. چکیده همه اینها را در فیلمی که از عملیات موشکی وعده صادق ۲ منتشر شد را میتوان دید.
آنچه در جنگ چهلروزه علیه ایران رخ داد، نباید صرفاً در حافظه تاریخی جامعه باقی بماند. مستندسازی این حوادث، ثبت شهادت قربانیان، جمعآوری اسناد، تصاویر و گزارشهای کارشناسی و طرح آنها در مجامع بینالمللی باید به یک مطالبه جدی تبدیل شود.
آنچه در جنگ اخیر در ضلع جنوبی جبهه نبرد علیه آمریکاییها در خلیج فارس رخ داد بخشهایی از نظریات دفاعی شهید رشید بودند که عاقبت فرصت اجرایی و عملیاتی شدن را پیدا کردند. فرمانده در سایه ایرانی از نخستین طرّاحان مفاهیم دفاع غیرهمسطح و بازدارندگی فعّال در ایران بود.
ایران قوی اگر تا پیش از این یک ایده بود که در راهبردهای رهبر شهید به جد پیگیری میشد، حالا و در عرصه عمل هم درستی و کارآمدی خود را اثبات کرده است. آمریکاییها اگر از کارزار نبرد عقب کشیده و به تهدید و لفاظی بسنده کرده و میدان نبرد از جنگ نظامی به کارزار دیپلماتیک تغییر شکل داده، به سبب دست پر و قدرتمند ایران در میدان است.
از دشمن هیچ انتظار و توقعی جز دشمنی نمیرود و اگر جز این کند جای تعجب دارد، اما قطعاً از آنان که دل در گرو ایران و انقلاب اسلامی دارند توقع بسیار است. نباید اجازه داد دشمنی که در میدان نبرد نظامی زمینگیر شده و به اهداف خود نرسیده، با کاشت چنین بذرهای سمی، محیط را برای دستیابی به اهداف خود آماده سازد.
آمریکاییها باید این واقعیت را بپذیرند که حمله، تهدید و فشار نمیتواند راهبردهای کلان ایران را تغییر دهد. جمهوری اسلامی نه تحت تأثیر بمباران رسانهای تصمیم میگیرد و نه با تهدید نظامی از حقوق و منافع خود عقبنشینی میکند. معیار اصلی در هرگونه توافق احتمالی، صرفاً منافع ملّی ایران است
ائتلاف آمریکایی ـ صهیونی و متحدانش باید تمرین کنند که ایرانِ پس از جنگ، دیگر ایرانِ پیش از جنگ نیست. ایران با مقاومت ملّی، میهنی، اسلامی و منطقهای در برابر تجاوز دشمن آمریکایی، واقعیت جدیدی خلق کرده است. این واقعیت جدید، تعامل و قواعد و معادلات جدیدی میطلبد و همه از این پس باید با این قواعد و معادلات با ایران تعامل کنند.
ظرفیت تنگه هرمز صرفاً به عنوان یک ابزار بازدارندگی قابل تعریف نیست، بلکه میتواند مبنایی برای شکلگیری تعاملات اقتصادی و سیاسی جدید نیز باشد. بخش قابل توجهی از اقتصاد جهانی و امنیت انرژی کشورهای منطقه و جهان به استمرار جریان تجارت و انتقال انرژی از این گذرگاه وابسته است.
بحث و تحلیلی هم اگر در ساحت ژئوپلتیکی صورت میگیرد، از آن جهت است که مشخص شود این اتحاد، حمایت و همراهی به هیچ وجه خلاف منافع ملّی و میهنی هم نیست و اتفاقاً آنها را هم تقویت میکند. وحدت ساحات و میادین در غرب آسیا حالا یک مصداق محکم و ریشهدار از اتحاد انسانهای باشرف علیه دشمنان بشریت است.
الوعده وفای یکشنبهشب سربازان ایران فقط خطاب به مردم شریف و مقاومت دلاور لبنان نبود؛ خطاب به دشمن آمریکایی و صهیونی هم بود که بداند وعده ایران، وعده و حرفی است که در میدان داده میشود؛ پاسخ تعدی، تعدی است و پاسخ سیلی هم سیلی. دشمن آمریکایی-صهیونی باید تمرین کند و با این معادله کنار بیاید؛ معادلهای که ایران جدید از هرمز تا بیروت آن را به دشمن تحمیل خواهد کرد
صدمین روز جنگ، یادآور مسیری مقدس است که با خون، مقاومت و ایستادگی طی شده است. صد روز نخست این نبرد نشان داد که ایران را نمیتوان به زانو درآورد، اما در عین حال، همین صد روز هشداری است که حفظ هوشیاری و انسجام ملّی همچنان مهمترین ضرورت پیش روی کشور در ادامه این مسیر خواهد بود.
تحقیر دشمن صرفاً به معنای ناکامی در میدان نظامی نیست، بلکه به معنای فرو ریختن تصویری است که سالها از قدرت مطلق آمریکا در ذهن بسیاری از کشورها ساخته شده بود. هنگامی که آمریکا نه در میدان نظامی به اهداف خود میرسد و نه در عرصه اجتماعی و سیاسی قادر به تحقق رویای شوم خود میشود، طبیعی است که اعتبار بینالمللی آن نیز آسیب جدی ببیند.
چکیده نگاهشان به ملّتی که بیش از ۳۶ سال مکرر بیعت خود را اعلام کرده بودند، چنین بیان شد: «ملّت ایران درسهای اسلامی و شیعیِ خودش را خوب بلد است؛ میداند که چهکار کند. امام حسین علیه السّلام فرمود: مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَ یَزید؛ کسی مثل من، با کسی مثل یزید بیعت نمیکند...
استمرار حضور و پایداری مردم در این دوره، نشان دهنده عمق فرآیندی است که از نهضت امام خمینی رحمهالله آغاز شد و در دوران رهبری رهبر شهید انقلاب به بلوغ رسید و نگاهی به جایگاه و نقش کمی و کیفی «مردم» در پیامهای رهبر جوان انقلاب اسلامی نشان میدهد در دورهی پیش رو به پیش خواهد رفت.
ایشان در همان نخستین روزهای آغاز زمامداری خود به صراحت اعلام کردند که راه ما، راه امام خمینی خواهد بود. این موضع، سخنی از روی تعارف نبود و در تمام شئون حکمرانی، این راه ادامه یافت. آنچه دشمن را نسبت به رهبری چنین دچار حقد و کینه کرد که کار به ترور و شهادت رسید...
جنگ و مقاومت دلیرانه ایران و همه گروههای مقاومت در برابر دشمن صهیونی ـ آمریکایی، حالا دست ایران را به شدت باز کرده تا نهتنها معادلات امنیتیِ پساجنگ خود را در منطقه بازتعریف کند، بلکه نسبت خود را با جریانهای شریف و غیور مقاومت هم تقویت کند. نظم منطقهای غربِ آسیایِ پس از جنگ، نظم منطقهای بلوک مقاومت خواهد بود.
آیتالله العظمی، شهید سیدعلی خامنهای رضواناللهعلیه، دست بیعت مردم را، تا آخر هم رها نکردند. ایشان، نه تنها به مردم اعتماد داشتند، که آنها را رکن مشروعیت میدانستند. ایشان بهتر از هر کسی میدانستند که در کانون فتنههای خباثتآلود دشمنان قسمخوردهی جریان حق، هیچ پناهگاهی جز مردم متصور نیست.
تشییع امام خمینی(ره) روایت میلیونها ایرانی بود که آن روزها در مصلای تهران گرد هم آمدند. بیعت میلیونی امت با امام خویش، تصویری متفاوت از انقلاب اسلامی در جهان ساخت. خبرگزاری فرانسه نوشت تهران از زمان اولین روزهای انقلاب تاکنون چنین جمعیت عظیمی را به خود ندیده است.
انتشارات «انقلاب اسلامی» با عرضه آثاری مرتبط با اندیشه و مکتب متعالی رهبر شهید انقلاب حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای رضواناللهعلیه، تلاش نمود تا در حدّ مقدور به وظیفه خود در ترویج و گسترش اندیشه امام مجاهد شهید عمل نماید.
یک واقعیت بزرگ و مسلم بیرونی دیگر هم حاکی از آن است که سرپنجههای فولادی دفاعی و نظامی کشور همچنان تیز و برندهاند. هر قدر دشمن صهیونی و آمریکایی، چه در زمان جنگ و چه بعد از آتشبس، درباره نابودی نیروهای نظامی و دفاعی ایران لفاظی کنند، اما واقعیت امروز تنگه هرمز و انسداد و کنترل هوشمند آن توسط نیروهای مسلح ایران، نشان روشنِ باطل بودن ادعای دشمن است.
حزبالله لبنان... با تغییر تاکتیکها و استفاده از ابزارهای جدید، سطحی تازه از مقاومت را به نمایش گذاشته است. یکی از مهمترین تحولات اخیر، استفاده گستردهتر از پهپادهای انتحاری و FPV در عملیاتهای میدانی است، ابزاری که به دلیل دقت بالا و هزینه پایین، به یکی از مؤثرترین ابزارهای جنگ نامتقارن مقاومت اسلامی لبنان تبدیل شده است.
ایجاد و راهاندازی هستههایی برای نافرمانی مدنی و در ادامه شورش، ناامنی و اقدامات تروریستی، به این سرشبکهها محول میشود... همگی همان گزارهای را تأیید میکنند که مقامات کشورمان چه در وقایع دیماه ۱۴۰۴ و چه در زمان اغتشاشات ۱۴۰۱ بر آن تأکید داشتند: «پیشران اصلی اغتشاشات و اقدامات تروریستی، سرویسهای امنیتی بیگانه، بهخصوص اسرائیل است.»
رهبر معظم انقلاب به مناسبت آغاز سومین سال فعالیت مجلس دوازدهم، ۹ سرفصل اساسی را به عنوان الزامات نقشآفرینی مجلس معرفی کردند؛ سرفصلهایی که در صورت تحقق، میتواند مجلس را به نهادی کارآمد، مردمی، تحول آفرین و اثرگذار در عرصه داخلی و بینالمللی تبدیل کند.
مروری بر پیامهای رهبر معظم انقلاب اسلامی در این مدت نشان میدهد، تأکید بر حفظ وحدت و انسجام ملّی و اجتماعی، یکی از پرتکرارترین و مهمترین مطالبات معظمله است. در جنگی که دشمنِ تا بن دندان مسلح و بیاعتنا به تمام اصول و قواعد بینالمللی و اخلاقی و انسانی، با هدف نابودی ایران پا به میدان جنگ گذاشته است، چه چیزی مهمتر از اتحاد و گوشبهفرمانِ فرمانده بودن؟
رژیم صهیونیستی اکنون بیش از هر زمان دیگری شبیه به رژیمی است که از بیرون مسلح به نظر میرسد، اما در درون دچار بحران مشروعیت، بیاعتمادی، فرار جمعیت، شکاف اجتماعی و فرسایش امنیتی شده است. شکست راهبردی در برابر ایران نیز در جریان جنگ چهلروزه، از نگاه بسیاری از کارشناسان جهان، نشان داد که اسرائیل روند معکوس قدرت خود را آغاز کرده است.
عید قربان سال ۱۳۶۰، تصویری ماندگار دارد از حضور امام شهید، آیتالله سیّدعلی خامنهای در کنار امام خمینی در حالی که دست او با دستمالی سفید بر گردن بسته شده بود؛ در اولین روز از دوره ریاست جمهوری، او گفت آمده است به قربانگاه عشق برود با «اطمینان کامل به اینکه پیروزی از آن ملّت ماست. چرا که انقلاب ما انقلاب محرومان و مستضعفان است و وعده الهی قاطع و درست است.»
اللهاکبر در طول تاریخ بشر، همواره شعار و بیرق نفی ولایت غیر خدا بوده و هست. انسانِ مؤمن به این شعار، هر بیرق و علمی بهجز ولایت الهی را مصداق طاغوت میشمارد که باید سر از اطاعت او پیچید. انسان مؤمن به این مکتب است که به منتهای درجه آزادگی و حریت میرسد؛ که به تعبیر حضرت امیر علیهالسلام، بنده و عبد دیگری نمیشود، چرا که خدا او را آزاد آفریده است.
در تمام این سالها، هر زمان آمریکا احساس کرده نیاز به پول، امتیاز یا جنگ جدیدی دارد، متحدان عرب خود را وارد میدان کرده است. یک روز با پروژه «ائتلاف ضدتروریسم»، روز دیگر با جنگ یمن و امروز با گسترش پیمانهای عادیسازی. اما در نهایت، آنچه برای واشنگتن اهمیت دارد، نه امنیت ملّتهای عربی، بلکه حفظ منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی است.
تابآوری در این مرحله از نبرد به معنای خرید زمان از طریق مدیریت دقیق منابع داخلی و وارد آوردن فشارهای اقتصادی خردکننده به طرف مقابل است تا زمانی که محدودیتهای سیاسی و مالی، ایالات متحده را ناچار به عقبنشینی کند. در این چارچوب، ایران به پیروزی بسیار نزدیک است.
اگر بخواهیم میان آزادسازی خرمشهر و جنگ ۴۰ روزه اخیر یک مشابهت اساسی پیدا کنیم، باید به همان فصل مشترکی برسیم که رهبر شهید انقلاب بر آن تاکید داشتند: مقاومت جواب میدهد. در خرمشهر، دشمن تصور میکرد اشغال دائمی ممکن است، اما مقاومت، معادله را تغییر داد. در جنگ ۴۰ روزه نیز دشمن تصور میکرد میتواند ایران را تجزیه کند، اما باز هم ایستادگی، نتیجه را تغییر داد.
جمهوری اسلامی ایران تا این لحظه نیازی به فعال کردن ظرفیتهای نظامی و امنیتی در فراتر از منطقه نداشته است. با این حال، این استفاده نکردن قرار نیست یک تضمین دائمی باشد. اگر قرار باشد دشمن دوباره آتشافروزی کرده و سطح تنش را افزایش دهد، در این صورت جمهوری اسلامی ایران و فرزندان و علاقهمندان انقلابِ بدون مرز اسلامی ایران هم به سراغ فعال کردن سایر ابزارهای تهدید علیه نظام سلطه خواهند رفت.
شاید راز ماندگاری پویش نگه داشتن ۲۴ ساعته پرچم هم همین باشد؛ اینکه مردم در آن، بیتفاوت نیستند و خودشان بخشی از روایت شدهاند. هر کسی که برای چند دقیقه پرچم را در دست میگیرد، انگار سهمی در نگه داشتن ایران پیدا میکند. این همان حسی است که باعث شده پویش نگه داشتن ۲۴ ساعته پرچم، از یک حرکت ساده خیابانی فراتر برود و به نمادی از همبستگی ملّی تبدیل شود.
از نگاه حضرت آیتالله خامنهای، شهید رئیسی فردی بود که مسئولیت را نه به عنوان جایگاه، بلکه به عنوان تکلیف الهی و اجتماعی میدید. این نوع مسئولیتپذیری در عمل، به معنای حضور فعال، پیگیری مستمر مسائل و پرهیز از رها کردن کارها در میانه مسیر بود. در واقع، مسئولیت در نگاه او یک بار اخلاقی و دینی بود، نه صرفاً یک موقعیت مدیریتی.
در بسیاری از حوزههای راهبردی، موتور محرّک اصلی پیشرفت کشور، نسل جوان و نیروی انسانی متخصص داخلی بوده است. همین مسئله باعث میشود که موضوع جوانی جمعیّت در ایران، صرفاً یک سیاست جمعیّتی نباشد، بلکه به نوعی با استمرار مدل توسعه بومی کشور گره خورده باشد.
آنچه امروز از سوی برخی محافل آمریکایی و صهیونیستی مطرح میشود، تلاشی برای درگیر کردن ایران در یک بحران داخلی فرسایشی است. هدف نهایی این سناریو، تضعیف قدرت ملّی، کاهش نقش منطقهای ایران و مشغول کردن کشور به مسائل امنیتی داخلی است. با این حال، تجربه سالهای گذشته نشان داده هر زمان انسجام داخلی تقویت شده و جامعه در برابر پروژههای بیرونی هوشیار عمل کرده، این سناریوها با شکست مواجه شدهاند
چرا ایران باید چیزی را که آمریکا با جنگ و درگیری مستقیم نتوانست به دست آورد، با فشار، تهدید و لفاظی واگذار کند؟ مگر ایران به این وضعیت نیمبند، بیقاعده و مکرر نقضشده اتکا کرده بود که حالا نگران فروپاشیاش باشد؟ مگر ایران یک بار در جنگ ۴۰روزه و بار دیگر در جنگ ۱۲روزه ثابت نکرد که ابایی از پنجه در پنجه افکندن با آمریکا و بازوی منطقهایاش، اسرائیل، ندارد؟
سفر ترامپ به چین بیش از آنکه نمایش قدرت باشد، نشانهای از بنبست راهبردی آمریکا در پرونده ایران بود. رئیسجمهور آمریکا امیدوار بود پکن راهی برای باز کردن قفل بحران پیدا کند، اما چین ترجیح داد در جایگاه ناظر باقی بماند و از فرسایش رقیب خود بهره ببرد. در پایان سفر، نه تنگه هرمز باز شد، نه مذاکرات پیشرفتی کرد و نه ایران از مواضع خود عقب نشست.
انسان ایرانی با تمام وجودش برخاسته؛ به تصویر کشیدن این برخاستن، توفیقی است که میتواند هنر و هنرمند ایرانی را هم، به مانند برخاستن انسان ایرانی، در تاریخ ماندگار کند؛ که عقب ماندن از این کاروان، خسارتیست بس عظیم...!
با بررسی گفتار و کردار مردم در حین جنگ و آتشبس به خوبی به چشم میآید که تک تک مردم ایران، رستمی نشسته در کمین دشمنند که فراتر از هر مفهوم دیگری با مفاهیم حماسی انس میگیرند. پس مایه سؤال و تعجب نیست اگر در میان هنرها، هنر شعر صحنهگردان خیابانها و جانها بود و از بسیار شعرهایی که در روزهای جنگ با موضوعات گوناگون از قلم بیشمار شاعران زاده شد شعری که شاعر و روحانی جوان جناب علی مقدم با مطلع «تو رستم تهمتنی بزن که خوب میزنی» سروده اینچنین در ذهن و زبان مردم جاری شد و در خیابانها ادامه یافت.
آیتالله «عیسی قاسم» مرجع شیعه بحرینی در پیامی تلویزیونی به مراسم رونمایی از ترجمه عربی کتاب «روایت آقا» امام خامنهای قدسالله نفسه الزکیه را چهرهای برجسته از چهرههای انقلابیِ دارای هوشیاری و عزمی راسخ و جانشین شایستهی امام خمینی رحمهالله توصیف و تأکید کرد: ایشان مردی کاردان، توانا و کوشا در بازگرداندن واقعی و راستین امّت به اسلام بود.
برآیند پیامهای رهبر انقلاب نشان میدهد که ایشان مردم را نه تماشاگر اقتصاد، بلکه ستون اصلی مقاومت اقتصادی کشور میدانند. از نگاه ایشان، اقتصاد مقاومتی بدون مشارکت فعال مردم، بدون اخلاق اجتماعی، بدون حمایت از تولید داخلی و بدون حفظ انسجام اجتماعی، امکان تحقق نخواهد داشت.
ایران همچنان کارتهای راهبردی مهمی در اختیار دارد که میتواند در هر جنگ احتمالی در آینده، هزینههای سنگینی به دشمن تحمیل کند. یکی از مهمترین این کارتها، تنگه هرمز است. گذرگاهی راهبردی که بدون شک یکی از حیاتیترین شریانهای انرژی جهان محسوب میشود و ایران در بیش از ۷۰ روز گذشته، کنترل و اقتدار خود بر این تنگه را اثبات کرده است.
پایان جنگ در همه جبههها -بهخصوص با تأکید بر جبهه لبنان-، اخذ غرامت و خسارتهای ناشی از تجاوز دشمن، لغو تحریمهای ظالمانه و غیرقانونی، آزاد شدن پولهای بلوکهشده و بالاخره به رسمیت شناختن حق کنترل و حاکمیت ایران در زمینه تنگه هرمز، پنج هدف اساسی ایران است.
ایران توانست با بهرهگیری از ظرفیت شبکهای سفارتخانهها، تولید محتوای چندلایه و استفاده از ابزارهای نوین ارتباطی، نهتنها در برابر جریان غالب رسانهای مقاومت کند، بلکه آن را به چالش بکشد و حتی به شکلگیری موجهای جدید روایت کمک کند.
در نهایت، آنچه امروز در لبنان در جریان است، صرفاً یک بحران محلی نیست؛ بلکه بخشی از یک منازعه گستردهتر بر سر تعریف نظم آینده غرب آسیا است. در چنین صحنهای، حزبالله نه یک متغیر فرعی، بلکه یکی از متغیرهای تعیینکننده است. به همین دلیل، رابطه ایران با این جریان، باید فراتر از محاسبات کوتاهمدت سیاسی دیده شود و در قالب یک پیوند راهبردی پایدار فهم شود؛ پیوندی که یکی از ستونهای اصلی توازن منطقهای در سالهای پیش رو را شکل میدهد.
یکی از ابعاد جنگ ترکیبی دشمن، جنگ اقتصادی است و چنین نبردی، جهاد اقتصادی درخور خود را میطلبد. به همین دلیل است که تذکر به مسئولان برای مدیریت معیشت مردم، محور پرتکرار پیامها و پیگیریهای ایشان است.
در چنین شرایطی، این مردم هستند که نقش پیشرو را ایفا میکنند و حتی بهنوعی، راه را به نخبگان نشان میدهند. آنان نشان دادهاند که درکشان از منافع ملّی، از امنیت و از ضرورتهای تاریخی، نهتنها کمتر از تحلیلهای پیچیده نیست، بلکه در بسیاری موارد، دقیقتر و بیواسطهتر است. این مردم، با حضور خود، در حال بازتعریف مفهوم رهبری اجتماعی هستند؛ رهبریای که از متن جامعه و از دل تجربه زیسته برمیخیزد.
اگر توییتدرمانی توانست جلوی شوک نفتی را بگیرد، رنگارنگ کردن مسیرهای هرمز هم میتواند. دست قمارباز بزرگ نهفقط برای ایرانیها، بلکه برای صهیونیستها هم باز شده است. این را از کامنت آن مخاطب صهیونیست زیر یکی از مطالب رسانههای اسرائیلی میشود فهمید: یکی اینترنت ترامپ را قطع کند!
امارات با توهم تکیه بر امنیت عاریهای و وارداتی، بسیار فراتر از وزن واقعی خود در حال ایفای نقش در معادلات پیچیده منطقهای است؛ رویکردی که هزینهزا و فرسایشی است. ادامه این مسیر میتواند این کشور را آماج شدیدترین حملات قرار داده و حتی به قیمت نابودی کامل توانایی این کشور باشد. به نظر میرسد تنها راه برونرفت، بازگشت به عقلانیت، کاهش مداخلات و پرهیز از قرار گرفتن در صفبندیهای پرتنش است؛ پیش از آنکه تبعات این سیاستها، امارات را به زمانی برگرداند که هیچ نشانی از رونق و رفاه اقتصادی نبود و این کشور با بیابانهایش شناخته میشد.
آمریکاییها که طرح جنگ و حمله نظامی به ایران را بر مبنای تصور اتمام چندروزه و سقوط حاکمیت سیاسی آن آغاز کرده بودند، حالا بعد از ۴۰ روز جنگ و کشوقوسهای بعد از آن، مهمترین هدف راهبردی خود را گشودن تنگه هرمز و بازگرداندن آن به وضعیت پیش از جنگ اعلام کردهاند. جنگی که با هدف براندازی و تغییر نظام سیاسی و تجزیه ایران آغاز شده بود، حالا مهمترین هدفش بازگشایی آبراههای است که همان کشوری که قرار بود محو شود، آن را مسدود کرده است
برخلاف لفاظیهای رسمی، این واشنگتن است که برای رسیدن به یک توافق، عجله بیشتری دارد. ایران مسیر خود را بر اساس منافع تعریف کرده و تا زمانی که این منافع تأمین نشود، عجلهای برای توافق ندارد.
وقتی گزینههای نظامی به نتیجه نمیرسد و مسیر دیپلماتیک نیز به بنبست میخورد، بازیگر متجاوز به سراغ ابزارهای جایگزین میرود. اینجاست که «دزدی دریایی» از یک تعبیر، به یک سیاست تبدیل میشود. توقیف کشتیها، مصادره محمولهها و ایجاد ناامنی در مسیرهای انرژی، جایگزین ناکامیهای میدانی میشود. این رفتار، ادامه همان منطقی است که در میدان جنگ شکست خورده و حالا در دریا دنبال جبران میگردد.
دولت میتواند اعلام کند اگر بنگاهها تعدیل نیرو انجام ندادند و بهجای آن ساعت کار کارگران را کاهش دادند، مابهالتفاوت دستمزد را پرداخت خواهد کرد. طبعاً این از پرداخت بیمهی بیکاری بسیار بهتر است؛ هم هزینهها برای دولت کمتر است و هم نیروی کار از فضای کار منفک نمیشود.
در مجموع، «فصل نوین خلیج فارس» را میتوان بهعنوان یک فرآیند در حال شکلگیری دید که در آن چند محور بهطور همزمان در حال بازتعریف هستند: کاهش اتکای امنیتی به قدرتهای بیرونی، افزایش نقش بازیگران منطقهای، تقویت بازدارندگی متقابل، تغییر در ادراک عمومی و برجسته شدن نقاط راهبردی همچون تنگه هرمز.
منطق مردم و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران همان منطق قاسم سلیمانی در اردیبهشت ۱۳۹۸ است: مگر میشود ایرانیان به دشمن خود فکر نکنند و به او نیندیشند؛ که اگر اینگونه نبود، خاک و منافع ایران در طول ۴ دهه گذشته بارها به توبره کشیده میشد.
برای درک عمیق برکات حضور امام رضا علیهالسلام در خراسان، ابتدا باید به یک مبنای مهم توجه کرد، زندگی ائمه را نباید به صورت قطعهقطعه و جداگانه تحلیل کرد. فهم درست زمانی حاصل میشود که مجموع سیر زندگانی ایشان را بهعنوان یک «حرکت پیوسته» بنگریم؛ حرکتی که دو مأموریت بزرگ داشت: تبیین مکتب پیامبر و رهبری جامعه اسلامی.
در دوره سیوهفتساله رهبری قائد شهید، از پایان دفاع مقدّس تا مسیر بازسازی و پیشرفت، بهتدریج در سیاستگذاری، نهادسازی و فرهنگ عمومی، این مفهوم و نگاه به وطن رسوب کرد و از یک پاسخ، به یک باور عمومی تبدیل شد. به همین دلیل، «ایراندوستی» از سطح احساس عبور کرد و به برنامه عمل بدل شد؛ چه در دوران جنگ، چه در دوران صلح.
در معادلات پیچیده، فهم دقیق از طرف مقابل نقش تعیینکنندهای ایفا میکند. هر جا این فهم دچار نقص شود، حتی ابزارهای قدرتمند نیز نمیتوانند نتیجه مطلوب را تضمین کنند. جنگ چهلروزه و نمایش قدرت ایران در میدان نبرد، نمونهای از همین واقعیت است که در آن، شکاف میان تصور و واقعیت، مسیر تحولات را تغییر داد و طرف مقابل را در موقعیتی قرار داده که خروج از آن بهسادگی ممکن به نظر نمیرسد.
اما شاید بتوان گفت تعیینکنندهترین هنر رهبر شهید انقلاب که حضرت آیتالله خامنهای به آن اشاره کردند، «قدرتمندسازی ساختار نظامی کشور» بوده است. در طول سالهای رهبری، امام شهید همواره بر یک اصل کلیدی در حوزه نیروهای مسلح تأکید داشتند: بومیسازی توانمندیهای نظامی.
آمریکا در این جنگ اشتباهات محاسباتی متعدد و کلانی داشت؛ اشتباهاتی که باعث شکست استراتژیک این رژیم شد. سردمداران این کشور اگر گمان میکنند با تکیه بر اختلاف و شکاف میان هیئت حاکمه ایران میتوانند ورق این شکست را به نفع خود برگردانند، سخت در اشتباهند و تنها یک اشتباه محاسباتی بزرگ دیگر به لیست قبلیها افزودهاند.
تداوم حضور مردم در طول ۴۰ شبانهروز جنگ و سپس ادامه آن تا به امروز، نشاندهنده آن است که این کنش، یک واکنش زودگذر و هیجانی نبوده، بلکه ریشه در همان منطق عمیق دارد. مردم با حضور مستمر خود، در واقع اراده جمعیشان را برای دفاع از نظامی که خود بنیان نهادهاند، به نمایش گذاشتهاند.
مردمی که در شهریور ۱۳۲۰ آن رفتار را داشتند، حالا در برابر آخرین مرحله استکبار ایستادهاند و خواهان مقاومتند. یک سمت این ماجرا حتماً زعمایی است که مردم به صدق گفتار و کردارشان ایمان پیدا کردهاند؛ زعمایی که در برابر هجوم اجنبی، نهتنها معرکه را خالی نمیکنند، بلکه همراه با فرزند و خانواده ایستاده به شهادت میرسند.
بیش از پنجاه شب است که فرزندان غیور خمینی کبیر و خامنهای عزیزِ شهید، با اهتمام و شجاعتی مثالزدنی در میدانها و خیابانها و سنگرهای رزم حاضر هستند؛ علیرغم لطمات و خسارتهای هجوم وحشیانه دشمن که نقابهای فریبنده و دروغین را از رخ برگرفته و چهره کریه و شیطانی قتل و ظلم، تجاوز و دروغ، تفرعن و کودککشی، و استبداد و فساد را به نمایش گذاشته، مردم ایران جنگ تحمیلی سوم را به صحنه حماسه دفاع مقدس سوم تبدیل کردهاند.
«مدیریت تنگه هرمز» را باید نه به معنای انحصارگرایی یا بستن مسیر، بلکه بهمثابه اعمال حاکمیت تنظیمگرانه بر یکی از حساسترین آبراههای جهان فهم کرد؛ مفهومی که در حقوق دریاها نیز سابقه دارد و بسیاری از کشورهای ساحلی در نقاط دیگر جهان آن را اعمال میکنند.
برخی مطالبات و توصیهها، اگرچه بهصورت صریح و مستقیم مطرح نشده، اما با تأمل در محتوا و روح پیامها، قابل لمس و فهم هستند. در صدر این توصیهها و مطالبات، شاید این موضوع باشد که ایشان همگان را به توجه و توکل به ذات باری تعالی فرامیخوانند و «یاد خداوند تبارک و تعالی و توکل بر حضرتشان و توسل به انوار طیبه معصومین علیهمالسلام چون اکسیر اعظم و کبریت احمری» را «تضمینکنندهی انواع گشایشها و ظفر قطعی بر دشمن» معرفی میکنند.
جنگ تحمیلی سوم به بدبینترین و منتقدترین و حتی معترضترین افراد ثابت کرد: اولاً، دشمنی آمریکا و رژیم صهیونیستی با ایران و مردم ایران توهم توطئه نیست و ثانیاً، آنان در این دشمنی میان گروهها و اقشار مختلف مردم و کلیت ایران عزیز تفاوتی قائل نیستند. ثالثاً، ثابت شد تنها نسخه «قوی بودن» و «قویتر شدن» است که در برابر دشمنان جنایتکار ایران از کشور و مردم قابلیت دفاع دارد.
آتشبس در لبنان از دو جهت برای صهیونیستها گران آمده است. در درجه اول، مسئولان دولت عبری تلاش زیادی داشتند تا این موضوع در بسته معادلات امنیتی ایران و آمریکا قرار نگیرد. قرار گرفتن در این بسته، راه را برای تثبیت معادله مقاومت لبنان بهعنوان بخشی از معادلات فیمابین آمریکا و ایران هموار کرده و آن را عادیسازی خواهد نمود.
مشکل محاسباتی دشمن در راهاندازی و ادامه جنگ علیه ایران آن بود که همه چیز را روی کاغذ و از دریچه مادیات دیده بود. اما پیروز جنگها از دل این محاسبات بیرون نمیآید و میزان رسیدن به اهداف راهبردی است که بازنده و برنده جنگ را تعیین میکند.
جمهوری اسلامی ایران با صبر و حوصله مشغول پیشبرد تدابیر جنگی و دفاعی خویش است. ایران دقیقاً میداند که در منطقه چه میکند و از جنگ چه میخواهد. دقیقاً هم میداند که چه کارتهای برندهای در دست دارد. دست برعکس دشمن آمریکایی-صهیونی که برخلاف تصورش که قرار بود ۴ روزه پرونده جنگ را ببندند، حالا هر روز بیش از قبل در توری دستوپا میزند که برای ایران پهن کرده بود.
در این نبرد لاینقطع که هدف آن تأثیرگذاری و تسخیر مغزها و قلبهاست، همچون نبرد نظامی نیازمند پدافند هستیم. شدت و عمق عملیات دشمن در این میدان گسترده است و لاجرم به پدافندی چندلایه نیز نیاز داریم.
هیجان جای عقلانیت را گرفته و بیپروایی به جای مسئولیت نشسته است و این دقیقاً همان نقطهای است که باید نسبت به آن هشدار داد. این نکته نیز قابل چشمپوشی نیست که یک سیاستمدار مقتدر، محبوب و پیروز، نیازی به چنین ادبیات و لحنی ندارد. توهین و حمله ترامپ به پاپ، بیش از هر چیز نشانه ناکامی و استیصالی عمیق است.
وقتی بعد از ۴۰ روز جنگ، زورش در میدان به ایران نرسید و تن به همان شرایطی داد که ایران در هفته دوم جنگ وضع کرده بود، حاضر شد مبتنی بر سندی که ایران برای گفتوگو تعیین کرده بود پای میز بیاید. حالا بعد از آنکه در میدان دیپلماتیک هم زورش به ایران نرسیده دوباره زبان به تهدید باز کرده.
مدیریت نوین تنگهی هرمز، علاوه بر تنبیه متجاوز نظامی و اقتصادی، از این پس ابزاری برای حمایت از کشورهای تحت ستم منطقه نیز خواهد بود. ایران از این سلاح برای مبارزه با ظلم و استکبار و برای حمایت از مردم منطقه استفاده خواهد کرد. واقعیت این است که جغرافیای اقتصادی منطقه پس از جنگ تحمیلی سوم وارد مرحلهای جدید شده است.
پیام رهبر معظم انقلاب را باید ترکیبی از هشدار، بازدارندگی و دعوت به بازاندیشی دانست. همسایگان جنوبی ایران اکنون در نقطهای قرار گرفتهاند که انتخاب آنها، یعنی ادامه مسیر گذشته یا حرکت بهسوی یک نظم منطقهای مستقل، میتواند آینده امنیتی کل منطقه را رقم بزند.
۴۰ روز گذشته، اما این یاد و عشق به رهبر شهید هنوز خاموش نشده است. حضور مردم در مراسمات چهلم، چه در خیابان کشوردوست و چه در سایر شهرها و روستاها، نشان میدهد که وفاداری به رهبر شهید، تنها یک احساس شخصی نیست؛ یک تعهد اجتماعی و عملی است که در قالب فعالیتهای جمعی، عزاداری و مشارکت مردم، استمرار یافته است.
«صدق» و «اخلاص»، عنصر مهم نظام فکری، اخلاقی و عملی رهبر شهید ملّت ایران و قائد بزرگ امت اسلامی بود. حضرت آیتالله العظمی سیدعلی حسینی خامنهای رضواناللهعلیه، عمری را در مبارزه و جهاد صادقانه و مخلصانه سپری کردند. صدق با خدا و صدق با مردم را به بهترین شکل ممکن عملی کردند و خدای او نیز صدق وعدههای الهی را به ملّت و امتش نشان داد.
مردمی که با سینه ستبر و مشت محکم و پرچم به دست، حالا در اربعین ایستادگی و استقامت خود ایستادهاند و کار را به جایی رساندهاند که دشمن متکبر کافرشان روی به ناسزا آورده است. چه افتخاری بالاتر از اینکه فرعون از استقامت و ایستادگی و آزادگی و شکوه این مردم به ستوه آمده است.
دیر یا زود، به هر ترتیب و بدون شک، این جنگ نیز با پیروزی ملّت سرافراز ایران به پایان خواهد رسید و رئیسجمهور فعلی آمریکا مانند اسلاف خود، رویای نابودی جمهوری اسلامی را به گور خواهد برد. بیشک او نیز مانند صدام، در آخرین لحظات زندگی منحوس خود، به ایران فکر خواهد کرد؛ ملّت و کشوری که تمام غرور و نخوتش را بر باد داد و او را تحقیر کرد.
این ۳۷ روز یک سیلی است. انسداد تنگه هرمز که در روزهای ابتدایی با نخوت از بازگشایی آن با زور صحبت میکردند نیز یک سیلی است. عدم فروپاشی نظام سیاسی و امنیتی و نظامی ایران نیز یک سیلی است. عدم همراهی مردم با متجاوزان به خاک ایران و حمایت تمامقد آنها از مدافعان ایران نیز یک سیلی است.
بذرِ ایمانی که انقلاب اسلامی در دل این ملّت کاشت، امروز به شجرهی طیبهای تبدیل شده که ثمرهاش شکستنِ هیمنهی تکنولوژیک آمریکا با سلاح ایمان است. قطعاً دشمن گمان نمیکرد پس از ۳۵ روز جنگ، چنین وضعیتی در جامعه ایران حاکم باشد. اما شوقِ مردم برای حضور در خط مقدم، از خیابان تا میدان، نشان داد که آنها تشنهتر از روز نخست برای دفاع از انقلاب پدرانشان آمدهاند.
یک فروند جنگنده F-15E توسط پدافند هوایی ایران در جنوبغرب کشور سرنگون شد. یک هواپیمای تهاجمی A-10 «وارتهاگ» در خلیج فارس، نزدیک تنگه هرمز، سقوط کرد و بالاخره یک هلیکوپتر بلکهاوک در حین انجام عملیات جستجو و نجات خلبانان جنگندهی سقوطکردهی F-15E، مورد اصابت قرار گرفت.
اما ایران به برکت و قوت بازوی پرتوان نیروهای مسلح خود، پاسخ این تهدیدات و اقدامات را در میدان نبرد خواهد داد، نه با معادله «چشم در برابر چشم» بلکه با معادله «بیشتر از چشم». خواهیم دید چه خواهد شد!
هندسهای که در آن، بازیگران مختلف با حفظ هویت و استقلال خود، در یک چهارچوب مشترک قرار میگیرند. در این مدل، قدرت از ترکیب تجربه، همافزایی و مهمتر از همه استقامت شکل میگیرد. همین منطق است که باعث شده محور مقاومت با وجود فشارهای مداوم، نهتنها از هم نپاشد، بلکه دست برتر را نیز در معادلات منطقهای به دست بگیرد.
گویی با جوشن مواجهیم؛ زرهی که برای حراست از زندگی ایرانیان بافته شده تا در این جنگ ارادهها ایران در برابر دشمنانش پیروز شود. سربازان لشکری ما تیری هستند در کمانِ آرش وطن و سربازان کشوری، جوشن تنش. ملّتی که چنین سربازانی دارد، در جنگ ارادهها شکست ناپذیر است.
دشمن در خیالات خام خود سیر میکند و گمان میبرد با ترور فرماندهانی چون شهید تنگسیری، گشایشی در میدان نبرد برای او حاصل خواهد شد. همانطور که گمان میکرد با ترور فرمانده و مقتدای فرماندهان شهید، ایران به زانو درخواهد آمد. اما نمیداند که در فرهنگ ایرانی، خون شهید، بیدارگر مردم و تقویتکننده مقاومت است.
رئیسجمهور گستاخ ایالات متحده پیش از آغاز تجاوز به ایران به یکی از کشورهای منطقه اطمینان خاطر داده بود کل پرونده بعد از چند روز بسته خواهد شد. حالا یک ماه از این وعدههای جاهطلبانه رئیس کاخ سفید گذشته. بازار انرژی متأثر از تصمیمات تهران است. ایران همه برگهای برندهاش را رو نکرده.
مواضع و اظهارات مکرر و متناقض رئیسجمهور آمریکا درباره تنگه هرمز را میتوان در یک کلمه خلاصه کرد؛ استیصال! ترامپ در انتقاد از اروپا و ناتو بخاطر عدم کمک به آمریکا در بازکردن تنگه هرمز فقط به آنها فحاشی نکرده است و البته هیچ بعید نیست که به زودی سطح عصبانیت و انتقادات او به این مرحله نیز برسد.
چشم در برابر چشم، دندان در برابر دندان... با همه اینها اما گویا این مرتبه این معادله قرار است تغییر کند. باید منتظر ماند و دید در ساعات و روزهای آینده چه اتفاقی رخ خواهد داد و چه قواعد جدیدی از سوی ایران بر میدان تحمیل خواهد شد.
من حریف شما هستم، نیروی قدس حریف شما است. بدانید هیچ شبی نیست که ما نخوابیم و به شما فکر نکنیم. به شما میگویم آقای ترامپ قمارباز! بدان در آنجایی که فکر نمیکنی، ما در نزدیک شما هستیم. در هر کجا که تصوّر نمیکنی، ما در کنار شما هستیم. ما ملّت شهادتیم، ما ملّت امام حسینیم.
بدون شک یکی از اهداف موج انبوه اخبار و شایعاتی که از سوی منابع و مقامات آمریکایی درباره مذاکرات پایان جنگ پخش میشود، تلاش برای ایجاد شکاف در اتحاد مقدس ایرانیان است. دشمن بهتر از هر کسی میداند که چندصدایی و اختلاف میتواند ورق جنگ را به نفع آنان برگرداند.
جمهوری اسلامی ایران و جریانهای مقاومت، جامعههای همسرنوشت، همجغرافیا و همتاریخی هستند که نظم آینده منطقه را مبتنی بر خواستها و اقتضائات بومی جوامع خودشان رقم خواهند زد برخلاف آنچه که اجنبی و محور استعماری انگلیس و فرانسه و آمریکا در یکصد سال قبل بعد از جنگ جهانی اول رقم زدند.
موضوعی که چند روز قبل هم فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران به آن اشاره کرد. اینکه تسلط موشکی ایران بر آسمان سرزمینهای اشغالی کامل شده است. موضوعی که البته در گردهماییهای میدانی این شبها در اقصی نقاط کشور هم از سوی میلیونها ایرانی هر شب تأیید میشود: بزن که خوب میزنی.
احمق شماره یک آمریکا فکر میکرد ایران لقمهای آسان است. آمده بود تا به خیال خودش چند روزه، کاری را که اسلافش در ۴۷ سال نتوانسته بودند بکنند را به سرانجام برساند. حالا ۲۴ روز گذشته است و هدف فوری و اصلی او که قرار بود کار جمهوری اسلامی ایران را تمام کند، بازگشایی تنگه هرمز است.
به دلایل موجه و ناموجه گوناگونی بهگونهای حرف زده و عمل نشود که به جای تقویت این صفوف درهمتنیده، شکاف و رخنه در آن ایجاد شود یا آن را سست و متزلزل کند. سمت دیگر ماجرا درک وضعیت خطیر فعلی است و اینکه در این وضعیت، تحکیم و فشردهتر کردن این صفوف را اصل بدانیم و هر چیزی غیر از آن را فرع.
این روزها، ملّت به یاد پیامهای آغاز سال رهبر شهید به سر میبرد. اما این سنت، در دوره ریاست جمهوری ایشان نیز رایج بود، پیامهایی که از نخستین سال ریاستجمهوری آغاز شد و تا نوروز سال ۱۳۶۸، یعنی آخرین سال ریاست جمهوری ایشان ادامه یافت و امروز چونان سندی تاریخی از حال و هوای آن سالها...
لطفا به منظور مشاهده بهتر سایت و مرور ایمن در اینترنت ، مرورگر خود را به نسخه بالاتر ارتقاء دهید
یا از دیگر مرورگرها استفاده کنید.