<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:util="xalan://ir.irrci.Core">
<channel>
<title>KHAMENEI.IR RSS</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/rss</link>
<description>نسخه RSS وب سایت دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری (مدظله العالی) . Khamenei.ir
                </description>
<language>fa-ir</language>
<pubDate/>
<lastBuildDate/>
<docs>https://farsi.khamenei.ir/services</docs>
<generator>khamenei.ir</generator>
<ttl>20</ttl>
<image>
<title>RSS</title>
<url>https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/rsslogo.gif</url>
<link>https://farsi.khamenei.ir/services</link>
</image>
<item>
<title>ترور امام شهید و ضرورت بازخوانی حقوق بین‌الملل</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=62815</link>
<guid>62815</guid>
<dc:type>12</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - يادداشت</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62815/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; رویه عملی ایالات متّحده آمریکا و نیروهای نیابتی وی در سراسر جهان، حاکی از نقض همراه با افزایش تنش در سطح قواعد حقوقی اعم از موضوعه و عرفی در روابط بین‌الملل است. آمریکا در سالهای پس از واقعه ۱۱ سپتامبر، با برچسب تروریست، هر کس را که موجودیت وی با منافع آن کشور و همپیمانانش در تعارض قرار گرفته‌، مورد کشتار به اصطلاح هدفمند قرار میدهد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	همزمان با این اقدامات فراحقوقی، دستگاه حقوقی آن کشور نیز به نحو مؤثر از طریق شبکه‌های وسیع ارتباطی و رسانه‌های تخصصی و عمومی&lt;a href="#_ftn1" name="_ftnref1" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; دست‌اندرکار تفسیر گسترده قواعد حقوقی موضوعه و عرفی بین‌المللی شده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	برچسب تروریست، یک نتیجه بسیار مهم حقوقی در ادبیات بین‌الملل برای این قبیل کشورها دارد؛ تروریستها، افراد نامشروعی محسوب میشدند که هرکجا یافت شوند میتوان آنها را بدون برگزاری محاکمه و طی تشریفات قانونی مجازات کرد. طرفه آنکه حتی برخی تلاشهای دستگاه قضایی آمریکا برای تعدیل نظریات حقوقی افراطی مطرح در زمان ریاست جمهوری بوش و اوباما برای جلوگیری از رویه عملی دستگاه اجرایی قانون‌گریز آمریکا مؤثر نیافتاد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اقدامات ابتدایی و اولیه آمریکا و به‌طور کلی جهان فکری غرب، معطوف به بازداشت یا کشتن اشخاصی بود که ظاهراً ارتباط نزدیکی با القاعده و بعدها داعش داشتند. بازداشت افراد مشکوک برخلاف مقررات حقوق بین‌الملل و حتی حقوق داخلی آمریکا که مقید به تفهیم اتهام و اعلان حقوق دفاعی متهم و طی آیین دادرسی (&lt;span dir="LTR"&gt;Due Process&lt;/span&gt;) است، اولین‌بار بر اساس قطعنامه ۱۵۴۶ شورای امنیت مورّخ ۲۰۰۴ و در جریان اشغال عراق صورت گرفت. بر اساس همین قطعنامه بود که نیروهای ائتلاف تا سال ۲۰۰۸ هر کسی را که صلاح میدانستند در جنوب عراق بازداشت میکردند. درحالیکه این اقدام مغایر بند ۱ ماده ۵ کنوانسیون اروپایی حقوق بشر محسوب میشد. همین قطعنامه در پرونده الجده علیه وزارت دفاع بریتانیا به عنوان یک توجیه حقوقی مورد استفاده قرار گرفت و دادگاه عالی بریتانیا به استناد آن نیروهای نظامی آن کشور را از تعهدات حقوق بشری معاف نمود تا دست دیوان اروپایی حقوق بشر را کوتاه کند.&lt;a href="#_ftn2" name="_ftnref2" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	وقتی از افزایش تنش حقوقی سخن به میان می‌آید مقصود این است: تجربه عراق و صدور قطعنامه شورای امنیت به عنوان ابزار نقض قواعد حقوقی، راه را برای نقض‌های بیشتر باز کرد. شبه نظامیان بسیاری در خارج از میدانهای نبردِ بالفعل دستگیر و یا کشته شدند. مهمترین دستاورد منظومه فکری غرب، استفاده نامشروع و زیاده طلبانه از دیدگاه‌های افراد اثرگذار در فضای بین‌المللی بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	باید توجه داشت که حقوق بین‌الملل از منظر ایالات متّحده آمریکا، بر اساس آموزه‌های مکتب حقوقی نیوهیون که در دهه ۸۰ میلادی به اوج رسیده بودند، بازتعریف میشد. از نظر این مکتب، قانون‌گذاری به معنای پدیدآوردن تصمیم تجویزی است. این تصمیم تجویزی در واقع یک فرایند ارتباطی است که در مخاطب خود مجموعه‌ای از انتظارات متنوع را پدید می‌آورد. مقصود از تجویز (&lt;span dir="LTR"&gt;Prescription&lt;/span&gt;) باید و نباید یا امر و نهی صِرف نیست. هر چیزی که عملی را مشروع یا نامشروع می‌سازد میتواند تجویز به حساب آید، حتی اگر ظاهر آمرانه یا ناهیانه نداشته باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	حال توجه داشته باشید که در یک اجتماع نامتجانس فراملّی از سطوح مختلف تعامل و درهم تنیدگی، مرجع اقتدار واحد بی‌معناست. در چنین اجتماعی با مراجع اقتداری مواجهیم که ممکن است همزمان یا در طول یکدیگر کار کنند. همچنین، نحوه کنترل، طیف متنوعی از تهدید یا تطمیع را برای مخاطبان مختلف دربر می‌گیرد. از این منظر، ملل متّحد، دولت ایالات متّحده آمریکا و اشخاص ذی‌نفوذ در دستگاه‌های اجرایی مربوطه همگی نقش بازیگران قاعده‌ساز را ایفا میکنند. بازیگرانی که به مرور زمان دیدگاه‌ها و انتظارات اکثر اشخاص و موجودیت‌های بین‌المللی را تحت تأثیر قرار داده و به آن‌ها شکل میدهند.&lt;a href="#_ftn3" name="_ftnref3" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۳)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	شکل‌دهی به محتوای درونی ارزش‌های حقوقی از طریق تفسیر و به کارگیری نهادهای حقوقی به صورت ابزاری، راه را برای نقض قواعد حقوقی موضوعه و عرفی هموار ساخت. تعادل و توازن حقوقی بین بازیگران از بین رفت و سازمان‌های فراگیر از جمله ملل متّحد، جایگاه خود را به تدریج از دست دادند و این نتیجه نقض تدریجی قواعد حقوقی‌ای بود که توسط همین سازمان تدوین شده بودند؛ استفاده از قطعنامه‌های ملل متّحد به عنوان ابزار تغییر رژیم (قطعنامه ۹۴۰ مورّخ ۱۹۹۴ علیه هائیتی)، استرداد مجرمین (قطعنامه ۷۳۱ مورّخ ۱۹۹۲ علیه لیبی) و تأسیس مراجع قضایی (قطعنامه‌های مربوط به تأسیس محاکم ویژه کیفری مانند محکمه ویژه لبنان یا سیرالئون)، اجرای حقوق بشر (مانند قطعنامه مربوط به هائیتی یا قطعنامه مسئولیت حمایت درباره لیبی به شماره ۱۹۷۳ مورّخ ۲۰۱۱) و مانند آنها پیامد بسیار قابل تأملی داشت: افول ملل متّحد و در نتیجه نظم قاعده محور.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	سلسله تضعیف نظم حقوقی بین‌المللی با ترور شهید سلیمانی، هیئت دیپلماتیک ایران در دمشق، اسماعیل هنیه در تهران و سپس ربودن نیکولاس مادورو از ونزوئلا و اکنون ترور مقامات عالی رتبه جمهوری اسلامی ایران، به ویژه مقام معظم رهبری، ادامه یافت. ترور این اشخاص در شرایطی صورت پذیرفت که عمدتاً در مقام انجام وظایف سیاسی و غیرنظامی بودند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در رویکرد آمریکایی، ابتدا طی یک نبردِ روایی، برچسب‌زنی به نیروهای متخاصم آمریکا اعم از دولتی و غیردولتی تحت عناوینی مانند تروریست و رزمنده نامشروع دشمن آغاز و گسترش می‌یابد. سپس با توسل به تفسیر موسع از مفاد منشور به ویژه ماده ۵۱ آن در بحث دفاع از خود، اقدام به کشتن یا بازداشت اشخاصی که تحت این عناوین قرار می‌گیرند، صورت میپذیرد. لازم به ذکر است کشتن یا بازداشت کسانیکه در خدمت یک نیروی مسلح سازمان یافته و تحت فرماندهی یک فرد مسئول آشکارا سلاح حمل می‌نمایند تحت شمول کنوانسیون سوم ژنو قرار می‌گیرد. اما آنان که از شمول این شرایط خارج و در حال انجام امور سیاسی و دیپلماتیک هستند، تحت پوشش و حمایت مقررات کنوانسیون حمایت از دیپلمات‌ها مصوب ۱۹۷۳ قرار دارند.  بر اساس این کنوانسیون کشتن نمایندگان سیاسی دولت‌ها جرم و موجب مسئولیت است. از حیث کیفری دولت ایالات متّحده باید نسبت به محاکمه مباشر و مسببین این اقدام رسیدگی کند و در غیر این صورت، آنان را به کشور قربانی مسترد نماید.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	درباره ترور رهبر عالی نظام این نکته قابل توجه است که اختیارِ فرماندهی کلّ قوا، نمیتواند به منزله نظامی بودن ایشان، تلقی و توجیه کننده ترور این شخصیت محسوب گردد. ترور ایشان نه تنها از حیث سلب حق حیات، و نیز حذف فیزیکی یک مقام رسمی، ناقض قواعد شناخته شده حقوق بین‌الملل بشر است، بلکه عمق بسیار بیشتری دارد. ترور چنین شخصیتهایی موجب سلب امنیت از یک اجتماع می‌گردد. بنابراین کشتن شخصیتهای سیاسی محدود به سلب حیات از خود فرد نیست بلکه به منزله فراهم کردن اسباب و زمینههای لازم برای فروپاشی حق حیات، حاکمیت و استقلال سیاسی یک کشور است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اگرچه خسارات مادّی ناشی از تجاوزنظامی-تروریستی به تمامیت ارضی و استقلال سیاسی ایران، قابل ارزیابی بوده و تمام دولی که به هر شکلی در تسهیل چنین اقدام نامشروعی مشارکت یا معاونت داشته‌اند، مسئول جبران آن هستند لیکن ترور رهبر عالی ایران، به عنوان یک سرمایه ملّی و مذهبی با هیچ میزان غرامت مادی قابل جبران نیست. لازمه جبران بخشی از این فعل متخلّفانه، بازتعریفِ میزانِ تعهدِ کشور قربانی و زیاندیده نسبت به قواعد حقوقی است. در نظم قاعده محور، امکان ترور یا بازداشت سران کشورهایی که به تأمین مالی تروریسم دولتیِ آمریکا و اسرائیل کمک می‌کردند، وجود نداشت زیرا با اجماع جهانی و مداخله نظامی مواجه میشد. در شرایط فعلی و با استفاده از فروپاشی این نظم، حدأقل در یک جغرافیای محدود و نزدیک، میتوان همان الگوی رفتاری را بر معاونان و مسببان جنایت تجاوز علیه کشورهایی مانند ایران پیاده کرد و از عواقب حقوقی آن جان سالم به در برد. اجرای تعهدات حقوقی چه در حقوق داخلی و چه در حقوق بین‌الملل منوط به اجرا و رعایت متقابل این تعهدات توسط سایر متعهدین است. این، یک اصل کلی عقلی و از منابع اساسی حقوق است. از طرف دیگر، اگر نقض قواعد آمره مانند آنچه در بند ۴ ماده ۲ منشور ملل متّحد در بحث منع توسل به زور آمده با رویه عملی بعضی دولتها و حمایت مالی سایرین امکانپذیر شده است، در مقابل نیز نقض قواعد حقوقی  از سوی دول ذینفع و به عنوان دفاع مشروع نیز تلقی خواهد شد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	فروپاشی نظم غربیِ به اصطلاح قاعده محور که در واقع یک نظمِ هژمونیک سیال و مبتنی بر تسلیم و سازش با ابرقدرت جهانی محسوب میشد، یک پیامد بسیار مهم دارد؛ اگر مصونیتِ سرانِ دولتهایِ مستقل، قابل نقض است، دلیلی بر رعایت این مصونیت برای سران هیچکدام از دولتها و سازمانها وجود ندارد. اگر ملل متّحد، دیگر قادر به رعایت نظم خود نیست، دلیلی بر رعایت این نظم توسط جوامعی که دائماً از عملکرد چنین نهادهایی ضربه خورده اند، وجود ندارد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اکنون و پس از نقص قواعد حقوق بین‌الملل و ترور رهبر عالی و دیگر مقامات بلندپایه جمهوری اسلامی ایران باید بر این نکته تأکید کرد که حقوق بین‌الملل امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز به باز تعریف و بازطراحی دارد و جمهوری اسلامی ایران نیز باید به عنوان یک بازیگر اثرگذار و مهم در این بازتعریف مشارکت فعال داشته باشد.&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;div&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		 &lt;/div&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref1" name="_ftn1" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; Anne- Marie Slaughter (۲۰۱۷), The Chessboard and the Web: Strategies of Connection in the Network World, Yale University Press.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn2" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref2" name="_ftn2" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;۲)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; José E. Alvarez (۲۰۱۷), The Impact of International Organizations on International Law, Brill/ Nijhoff, Leiden, Boston, p. ۸۰.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn3" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref3" name="_ftn3" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;۳)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; Myres S. McDougal &amp; W. Michael Reisman (۱۹۸۰), “The Prescribing Function in World Constitutive Process: How Intl Law is Made?”, Yale Studies in World Public Order.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;br type="_moz" /&gt;</description>
<pubDate>Tue, 21 Apr 2026 21:17:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>عصر جدید ایران با ایران هر چه قوی‌تر</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=62813</link>
<guid>62813</guid>
<dc:type>12</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - يادداشت</category>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; چه جنگ تحمیلی سوم خاتمه یافته باشد و چه نیافته باشد تا این لحظه، «ثبت است بر جَریده عالم دَوام ما» و تفوق ملّت بر دشمن، کسی را یارای انکار و تردید نیست؛ پیروزی‌ای که متکی بر عناصر و پایه‌های متنوعی است که همگی آن‌ها را می‌بایست تثبیت کرد، اما در تثبیت نباید ماند و لازم است خیلی زود از خاکستر خسارات ایجاد شده برخاست و ایران جدید را برساخت.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	رهبری جدیدِ جمهوری اسلامی ایران تاکنون با سه پیام نسبتاً تفصیلی با مردم، کارگزاران و جهانیان سخن گفته و رفته رفته، گفتارها و تصاویری از خلال این پیام‌های نوشته‌شده در حال رخ‌نمایی است که نیازمند مباحثه‌ای بیش‌تر و پردامنه است و از جمله آن‌ها، گزاره‌ای در پیام چهلمین روز از دست دادن رهبر شهیدِ فقیدِ عزیزتر از جان، وجود دارد که می‌توان متکی بر آن یک صورت‌بندی اولیه و اجمالی، از تصویر فردای جمهوری اسلامی به دست داد؛ آن‌جا که ایشان می‌نویسند: «رهبر شهید ما وقتی که عهده‌دار رهبری شدند، نظام جمهوری اسلامی چون نهالی بود که زخم‌های متعددی از دشمنان اسلام و ایران بر آن فرود آمده بود و البته همه را بخوبی تحمّل کرده بود»؛ این گزاره می‌تواند موقعیت رهبری جدید حفظه‌الله را نیز به خوبی ترسیم کند: ترور، جنگ و ضربات زیرساختی دشمن، زحم‌های متعددی بر کشور وارد کرده و الحمدلله ایرانِ سرافراز تاکنون، به خوبی آن را تحمل کرده، اما به‌مانند آغاز دوره رهبری شهید، اکنون در آستانه عصر بازسازی و سازندگی‌ای هستیم که ایرانِ قوی ثمره دوران ۳۷ ساله بزرگمرد از دست رفته‌مان را به «ایران هر چه قوی‌تر» مبدل سازیم.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;اول.&lt;/strong&gt; &lt;/span&gt;هنگامی که از واژه سازندگی استفاده می‌کنیم، ناخودآگاه ذهن به دوره‌ای از تاریخ سیاست در ایران پرتاب می‌شود که نمادین‌ترین چهره آن، مرحوم آقای‌ هاشمی‌رفسنجانی است و دولتی که در تابستان ۶۸ کار خود را آغاز و تا تابستان ۷۶ ادامه داد؛ دولت سازندگی که در ابتدا فاقد ادبیات سیاسی برجسته‌ و اختصاصی‌ای بود در یک روند چندساله خود را تکنوسالار نامید و حتماً دست‌آوردهای بسیاری برای کشور داشت و انحراف‌هایی را هم به وجود آورد که اکنون مجال واکاوی آن‌ها نیست. لیکن اگر به این بخش از پیام رهبر شهید در چهلمین روز رحلت خمینی کبیر &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رحمه‌الله &lt;/span&gt;(به تاریخ ۲۳ تیر ۱۳۶۸) دقت شود که: «در این مرحله از انقلاب، هدف عمده عبارت است از ساختن کشورى نمونه که در آن، رفاه مادّى، همراه با عدالت اجتماعى، و توأم با روحیه و آرمان انقلابى، با برخوردارى از ارزشهاى اخلاقى اسلام تأمین شود؛ هر یک از این چهار رکن اصلى، ضعیف یا مورد غفلت باشد، بقاى انقلاب و عبور آن از مراحل گوناگون، ممکن نخواهد شد... بر این چهار ستون اصلى است که جامعه‌ی رو به رشدِ اسلامى شکل می‌گیرد و قوام و استحکام می‌یابد و استعدادها شکوفا و سرچشمه‌هاى نیکى و بهروزى جوشان می‌شود و جامعه‌ی اسلامى، الگوى جذّابى براى همه‌ی ملّتها می‌گردد»، می‌توان اندام سیاست کلان برنامه توسعه‌گرایانه بعد از جنگ تحمیلی هشت ساله را از آن استنتاج کرد که بر ۴ عنصر متکی می‌شد: ایجاد رفاه مادی&lt;a href="#_ftn1" name="_ftnref1" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; البته نه به شکل روحیه مصرف‌گرایی، عدالت اجتماعی برای رفع محرومیت‌ها، روحیه انقلابی برای پرهیز از سازش‌کاری و برخورداری از ارزش‌های اخلاقی اسلام و دوری از شهوات و مال اندوزی.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;دوم. &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;راهبرد رهبر شهید پس از دفاع مقدس اول، درون‌مایه‌ای پیشرفت‌گرا داشته و «ساختن کشورى نمونه &lt;span dir="LTR"&gt;]&lt;/span&gt;که&lt;span dir="LTR"&gt;[&lt;/span&gt; کار و تلاش و جد و جهد می‌طلبد» مطالبه‌ای جدّی از همه آحاد مردم؛ با الهام از این گفتار، می‌توان همان الگو را با درنظر گرفتن این دو تفاوت عمده که: ۱- در سال ۶۸، نه این میزان کارشناس و دانش‌آموخته و کاردان متعهد و متخصص در کشور وجود داشت و شعار «ما می‌توانیم» بدین‌‌گونه شکل و صیقل‌یافته و محقق‌شده بود و ۲- مهم‌تر اینکه، تجربه‌ای از آن عملکرد و آثار و عوارضِ توسعه ترجمه‌شده از کتب اروپایی و آمریکایی و پیامدهای جهانی‌شدن افسارگسیخته وجود نداشت و امروز با چشمانی باز می‌توانیم به آینده نگاه کنیم و «باذن‌ الله تبارک و تعالی چشم‌اندازی که در پیش روی ملّت ایران قرار دارد، ظهور دورانی با شکوه و درخشان و سرشار از عزّت و سربلندی و غنا را برای ایشان نوید می‌دهد». و از شگفتی‌های جنگ سوم این است که مفهوم تمدّن ایرانی در میانه این نبرد توسط دشمن علیه ما احیا شده، اما به شکلی اعجاب‌آور و نامنتظره، به زیان طرف متجاوز انجامیده؛ چرا که رئیس رژیم تروریست آمریکا، محو و نابودی تمدّن ایران را وعده داده و فریاد زد و در واقع، نشان داد که ایران در جبهه تمدّن ایستاده و دشمنان و مدعیان غربی‌اش در جایگاه یک نیروی بربرصفت که قصد ویرانی یک جهان تاریخی را دارند؛ و این همانا چشم‌انداز تمدّنی‌ای است که بر مبنای واقعیات حال و آینده در حال خلق و هویداشدن است.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;سوم.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; میراث رهبر شهید، «جامعه‌اى آباد و برخوردار از خیرات مادّى و معنوى» بود که دشمن تلاش کرد تا مظاهر مادی آن را در هم کوبد تا «مشوّق دیگر ملّت‌ها به پیمودن راه این ملّت بزرگ» نشود&lt;a href="#_ftn2" name="_ftnref2" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;؛ پل‌ها، راه‌آهن، پتروشیمی، بندر، فرودگاه و... وجوه ظاهری و عیان این آبادی بود و به راه افتادن فوری خطوط ریلی و ساختن پل‌ها، بازسازی توان قوی ایرانی در بحبوبه جنگ را نشان داد. اما بخش معنوی این میراث نه تنها، فرونپاشید که بالنده و گسترده‌تر نیز شده و به فتح خیابان منجر شد؛ یکی از بزرگ‌ترین دقایق این پیروزی در آخرین سه‌شنبه سال ۱۴۰۴ جلوه‌گر شد و حماسه حضوری را رقم زد که در لبه تحرک و تحریک دشمن به کشتار مستقیم حافظان امنیت در خیابان‌ها (که به وقوع هم پیوست)، خود را مسلط کرد و شکست را به دشمن نمایان ساخت و او را به عقب راند. و در یک مقیاس بسیار بزرگ‌تر با حضور ایرانیان در خیابان، مبارزه رزمندگان در میدان و اداره و کنش دولت‌مردان و حاکمان، همگان در حال دیدن یک معجزه هستند!&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	جنگ لحظه زایش تمدّن‌هاست و بشر در تمام طول تاریخ، از این لحظه، رهایی نداشته و نخواهد داشت؛ در این وقت مهم که تمدّن غرب در پی هدمِ یک تمدّن دیگر است و خود به فروپاشی بسیار نزدیک‌تر، ایران برپایه الگوی پیشرفت بومی‌اش، تاب‌آوری و پایداری‌ای در برابر بزرگترین نیروی نظامی جهان از خود نشان داده که روی زمین، توسعه را معنادار کرده است. ایران قویِ تدارکِ شده توسط رهبر شهید (که از حدود یک دهه پیش سرلوحه گفتار آن جهانمرد بی‌همتای تاریخ معاصر قرار گرفته بود)، در یک پوست‌اندازی واقعی در میدان به سمت هر چی قوی‌ترشدن در حرکت است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	۴۰ و چند روز پیش که با دشمنان خود رو در رو شدیم، همه دارایی‌های امروز را داشتیم و امروز بعد از چله‌ای سخت و خونین و خاطره‌ساز، دو افزوده بر آن‌ها داریم: اول رهبری جدید و جوان و جامع‌الاطراف که در بحبوحه جنگ، چنان سلف شهید خویش سکان اداره کشور را بر عهده گرفته است و دوم یک گسترش میدانی-جغرافیایی به نام تنگه هرمز که از زمان افشاریه تاکنون، دیگر در تمدّن ایران سابقه‌ای نداشته است؛ ایران آینده به توفیق حق، از ایران امروز پرقدرت‌تر خواهد بود.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		 &lt;/div&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref1" name="_ftn1" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; تعریف ذکر شده در پیام مذکور: رفاه مادّى به معناى ترویج روحیه‌ی مصرف‌گرایى نیست ‌-که خود، یکى از سوغاتهاى شوم فرهنگ غرب است- بلکه بدین معنى است که کشور از نظر آبادى و عمران، استخراج معادن و استفاده از منابع طبیعى، تأمین سلامت و بهداشت جامعه، رونق اقتصادى و رواج تولید و تجارت و تکیه بر استعدادهاى ذاتىِ نیروهاى انسانىِ خودى، به حدّ قابل قبول برسد و علم و فرهنگ و تحقیق و تجربه همگانى شود و نشانه‌هاى فقر و عقب‌افتادگى رخت بربندد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn2" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref2" name="_ftn2" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; هر دو گزاره از پیام رحلت امام خمینی است که توسط رهبر شهید نوشته شده.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Thu, 16 Apr 2026 17:47:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>یکی از اولین طراحان فکر اجتماعی در انقلاب اسلامی، حضرت آقا بودند</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62810</link>
<guid>62810</guid>
<dc:type>13</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - گفتگو</category>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt; آنچه از نظر می‌گذرانید، بخش‌هایی از تنها مصاحبه‌ی &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;فرزند ارشد رهبر شهید انقلاب، آیت‌الله حاج سیّدمصطفیٰ حسینی خامنه‌ای &lt;span style="font-size:9px;"&gt;(دام ظلّه)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; تا کنون است. ایشان در سال‌های حیات پدر بزرگوارشان از حضور در رسانه‌ها و انجام هر گونه مصاحبه پرهیز داشتند؛ بااین‌حال، برگزاری مراسم نکوداشت مقام علمی و معنوی آیت‌الله سیّدجواد خامنه‌ای &lt;span style="font-size:9px;"&gt;(رحمه الله) &lt;/span&gt;زمینه‌ای را فراهم کرد که ایشان پس از اصرار فراوان دست‌اندرکاران نکوداشت و به قصد اداء حق و تجلیل شخصیّت جدّ بزرگوارشان، مرحوم آیت‌الله سیّدجواد خامنه‌ای، حاضر به انجام این مصاحبه شوند. در این مصاحبه که در نیمه‌ی سال ۱۴۰۰ انجام شد، سخن از موضوعات مختلفی از جمله خاطرات شخصی و همچنین برخی ویژگی‌های ممتاز و بی‌بدیل رهبر شهید انقلاب نیز به میان آمد که بسیار خواندنی و شایان توجّه است؛ از‌این‌رو، &lt;/span&gt;به مناسبت چهلمین روز شهادت رهبر شهید انقلا&lt;span style="color:#696969;"&gt;ب، بخش‌هایی از این مصاحبه را که عمدتاً درباره‌ی ایشان بوده، با اندکی تصرّف و تلخیص، برای مطالعه‌ی مخاطبان رسانه‌ی &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;KHAMENEI.IR&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; برگزیده‌ایم.&lt;br /&gt;
	متن کامل این مصاحبه در ویژه‌نامه‌ی نکوداشت آیت‌الله سیّدجواد خامنه‌ای &lt;span style="font-size:9px;"&gt;(قدّس سرّه)&lt;/span&gt;، با عنوان «صحیفه‌ی پارسایی»، توسّط انتشارات انقلاب اسلامی منتشر خواهد شد؛ ان‌شاءالله.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;در دوران نوجوانی شما، پدرتان درگیر مبارزات انقلابی بودند و مدّتی را هم در زندان&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;های مختلف سپری کردند. آیا از مرحوم آیت&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;الله سیّدجواد خامنه&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ای خاطره&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ای مربوط به این دوران دارید؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt; یک خاطره برمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گردد به حدود سال ۱۳۴۹ یا ۱۳۵۰ که ابوی در پادگان لشکر ۷۷ مشهد، تقریباً استانداری فعلی، زندانی بودند. ایشان برای دیدن پدرم به آنجا می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;روند و طبیعتاً چون پادگان بوده، ممانعت می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کنند؛ ایشان هم با یک حرکت تند، عصایشان را بلند می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کنند و ظاهراً شاید دادی هم زده بودند و خلاصه وارد آنجا می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شوند. البتّه این را خودشان برای ما تعریف نمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کردند، بلکه گویا مادربزرگ یا کسی که آنجا این صحنه را دیده بود، برای ما تعریف کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خاطره‌ی دیگری که در‌این‌باره در ذهن دارم، به همان دوره‌ی زندان مشهد و سنینی که شاید حسّاس&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;تر بودم، برمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گردد. من خیلی روزها تنهایی به منزل مرحوم آقا&lt;a href="#_ftn1" name="_ftnref1" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;رفتم؛ یعنی والده و اخوان در خانه بودند و من در خانه نمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ماندم و به آنجا می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;رفتم و گاهی ناهار را نیز آنجا بودم و بعد به خانه می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;آمدم. در اینجا عمده‌ی برخوردها مربوط به مادربزرگم است که شامل محبّت، همراهی، هم&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;زبانی و نفرین شاه می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شد که پدرم را زندانی کرده بود؛ مثلاً به زبان بچّگانه می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گفتند که الهی که شاه زیر پای فیل برود!&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ما در محیط خانواده به پدربزرگ می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گفتیم «آقا» و به مادربزرگ می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گفتیم «خانم». در میان فرزندان هم صرفاً پدرم و عموی بزرگ ما از دوران کودکی پسوند «آقا» داشتند؛ یعنی «محمّدآقا» و «علی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;آقا»؛ این «آقا» توی خانه جزو اسم آن&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها بود و یک حالت اختصاصی داشت. آن روز یادم هست که سه‌نفری در اتاق تابستانی پایین ناهار خورده بودیم و آقا در حال رفتن برای استراحت بودند که خطاب به مادربزرگم گفتند: خانم! از این به بعد به مصطفیٰ بگوییم «آقامصطفیٰ»؛ یعنی این قرار را گذاشتند. به نظرم این التفات ناشی از محبّت و دلسوزی ایشان در آن دوره‌ی زندان&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها و تبعید بود که در واقع می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;خواستند توجّه ویژه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ای به من بکنند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یک بار دیگر نیز که پدرم زندان بود، ایشان به خاطر اینکه دلشان برای عروسشان و نوه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها &lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;سوخت، با همدردی خطاب به مادرم گفته بودند که شما روز قیامت جلوی پیغمبر را بگیر و بگو من از این قضایای پسر شما خیلی سختی کشیدم و خیلی اذیّت شدم؛ زیرا به خاطر فرزند ایشان سختی کشیدید و گرفتاری پیدا کردید. این هم از سر همان دلسوزی و ناراحتی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شان بوده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	پدر ما هشت ماه در زندان کمیته‌ی تهران زندانی بودند و هیچ خبری از ایشان نبود، ما نیز خردسال بودیم و مادرم متحمّل سختی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های فراوانی شدند؛ بااین&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;حال، هیچ وقت ندیدم که ایشان آهی بکشد یا گله&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt; و اعتراضی بکند. و این نمونه‌ی روحیّه‌ی عجیب ایشان در ارتباط با پدر ما بود؛ با اینکه یک خانم جوان بودند و گاهی بسیار تنها می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شدند و در فشار بودند، امّا چنین حالتی داشتند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	واقعاً شرایطِ بسیار سختی بود. یادم هست سال ۱۳۵۴ که آقا از زندان کمیته برگشتند، فامیل در منزل ما در کوچه‌ی فریدون جمع شده بودند. ایشان بعد از اینکه وارد شدند و نشستند، در همان اوّلِ صحبت گفتند که به من گفته‌اند که اگر دفعه‌ی بعد بیایی، دفعه‌ی آخر است و دیگر برنمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گردی! یعنی می‌کُشیمت. شرایط این&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;طوری بود، ولی ایشان عقب ننشستند و دوباره به مبارزه ادامه دادند که منجر به دستگیری و تبعید مجدّد ایشان شد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در یکی دیگر از دستگیری&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های آقا که ما در منزل مرحوم پدربزرگمان حضور داشتیم، صحنه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ای روی داد که نشان&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دهنده‌ی شجاعت مادربزرگ ما بود. آن روز مرحوم آقا در منزل مهمان داشتند و من و پدر نیز آنجا بودیم. اتاقی در منزل پدربزرگ بود، معروف به «اتاق&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;بزرگه» که مهمانی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها آنجا بود. مهمان&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها داخل اتاق بودند که ناگهان درِ حیاطی را که در آن حوض هست، زدند و گویا مادربزرگ من متوجّه شدند که ساواکی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها هستند. آن ساواکی معروف، غضنفری نیز آمده بود و من خودم او را دیدم. به من گفتند برو بابایت را صدا کن، من هم رفتم پدرم را صدا کردم و ایشان از اتاق بیرون آمدند. در این اثنا که هنوز در باز نشده بود، یکی از ساواکی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها از درِ دیگر وارد خانه شده بود و من دیدم که یک نفر از دالانِ فی‌مابینِ دو حیاط بیرون آمد. پیش از آمدن پدرم، &lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;خانم متوجّه شده بودند و با شجاعتِ تمام شروع کرده بودند به دعوا کردن و نفرین ساواکی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها که ابوی آمدند و حائل شدند؛ یعنی خودشان روبه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;رو شدند و آن&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها آقا را دستگیر کردند و بردند، من نیز تنها به خانه‌ی خودمان برگشتم. در اینجا غیر از صحنه‌ی ورود مخفیانه‌ی مأمور به داخل خانه که ایشان اصلاً نترسیدند، نکته‌ی مهم برخورد واقعاً شجاعانه و بدون هر گونه ترس خانم بود که این نشان از روحیّه‌ی خاصّ این زن داشت.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یک بار دیگر نیز که درگیری هم صورت گرفت، مربوط به منزل خودمان و جریان تبعید آقا بود. آخرین باری که آقا را دستگیر کردند و به تبعید بردند، برخوردهای بسیار تندی داشتند و آن&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;چنان با لگد به ساق پای آقا زده بودند که خون&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt; پای ایشان روی زمین ریخته بود. قبل از تبعید که ما در بازداشت به دیدن ایشان رفتیم، آن زخمِ روی پا را دیدیم. البتّه همان جا نیز آقا روحیّه‌ی بالایی داشتند و با خنده و شوخی جای جراحت را که به صورت هلالی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt; خونین بود، به ما نشان دادند.&lt;br /&gt;
	ماجرا نیز از این قرار بود که ساعت حدود سه‌ی نصفه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شب بود و ما همه در خانه خواب بودیم، ناگهان درِ خانه را که روبه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;روی ورودیِ هال است می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;زنند. گویا آقا بیدار شده بودند و پشت در رفته بودند. نکته اینجا است که اواخر گفته شده بود ساواکی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها بدون نام‌ونشان وارد خانه می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شدند و انقلابیّون را می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کشتند و بعد هم معلوم نمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شد که چه کسی بوده است. درِ خانه‌ی ما آلومینیومی با شیشه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های مربّعی و مشجّر بود. آقا اوّل هم احتیاط می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کنند، ولی بالاخره مقداری در را باز می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کنند که یک هفت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;تیر از لای در داخل می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;آید. ایشان ابتدا به‌زور در را می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;بندند و می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گویند حکمتان یا کارتتان را نشان بدهید که معلوم بشود شما چه کسی هستید، امّا آن&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها شیشه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها را می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شکنند و در را باز می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کنند و وارد می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شوند. بنده با همین سروصدای وقتِ ورودشان بیدار شدم. وقتی وارد شدند، همان وقت یکی از آن&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها با لگد، محکم به ساق پای ایشان می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;زند که مقداری خونِ آن روی زمین ریخته بود. بعد هم مشغولِ به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;هم&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ریختنِ کتابخانه شدند. در همین اثنا، یکی از آن&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها آمد و بالای سر ما با سلاح یوزی ایستاد. دایی ما نیز در اتاقِ دیگر خواب بود. با این هجمه، همه‌ی ما ترسیده بودیم. در اینجا به برکت وجود اخوی کوچکمان ــ &lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;که سه‌ماهه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt; بود&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt; ــ بلاهایی از ما رفع شد؛ یعنی والده‌ی ما با تدابیری، به اسم درست کردن شیشه‌ی شیر برای بچّه، این اعلامیّه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها را زیر چادر پنهان و جابه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;جا کردند. خلاصه وقتی آن&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها رفتند، اذان صبح را گفته بودند. آقا ابتدا نماز صبح را خواندند و بعد آقا را بردند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;لطفاً قدری رابطه‌ی رهبر معظّم انقلاب با مرحوم پدرشان را توصیف کنید. شما در آن دوران این رابطه را چگونه می&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;دیدید؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt; توصیف دقیق این رابطه برای بنده کار آسانی نیست، امّا به نظرم آن احسان به والدین را که توصیه شده، آقا به شکل خوبی انجام می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دادند؛ یعنی آن اعتنا و اهتمامی که توصیه شده به پدر و مادر داشته باشید، ایشان این کار را واقعاً به‌خوبی انجام می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دادند و به‌اصطلاح بلد بودند. لذا اگر کسی ارتباط آقا با پدرشان را می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دید، از آن به «صمیمیّت» و «اهتمام» تعبیر می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کرد. در مشهد نیز آن برنامه‌ی ساعت هشت صبح بود که ایشان هر روز خدمت مرحوم آقا می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;رفتند. همچنین، آن مورد بازگشت از قم به مشهد در دوران طلبگی که بنا به تمایل مرحوم آقا و البتّه تصمیم پدرم بوده هم معروف است که در آن مدّت، ایشان به‌تنهایی به امور والدشان رسیدگی می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کردند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	رابطه‌ی آقا بعد از آمدن به تهران نیز با پدرشان خیلی خوب بود. در دوران ریاست جمهوری، من چند بار دیدم که آقا با اینکه یک دستشان بسیار دردمند و تقریباً به طور کامل از‌کار‌افتاده بود، همین نوع رسیدگی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها را داشتند. یک بار شخصاً پدرشان را از اتاق به ایوانی که آن ساختمان داشت &lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;آوردند، با همان یک دست برای ایشان پتو &lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;انداختند، آبدارچی چای می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;آورد و ایشان کنار پدرشان صمیمانه می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;نشستند و با اینکه مرحوم آقا آن زمان حدود نود سال داشتند و خیلی گرم‌و‌گیرا هم نبودند، امّا پدر با ایشان اُنس داشتند و گرم می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گرفتند. شاید من خودم نتوانم الان این کار را با آن کیفیّت برای آقا انجام دهم، امّا ایشان در همان فرصت کم شاید چیزی می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گفتند که مرحوم آقا لبخندی هم می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;زدند و شوخی می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کردند. بنا به گفته‌ی دیگران نیز اساساً مأنوس&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ترین فرد به مرحوم پدربزرگمان، آقا بودند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اتّفاقاً در همان سال ۱۳۶۰ که آقا ترور شدند، مرحوم آقا به تهران تشریف آوردند. آن اوایل، دست ایشان به‌شدّت دردمند بود و درد آن با تلاش پزشکان قدری ساکت می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شد. یادم هست در همان حالی که دست پدرم درد داشت، پدرشان را با کمک بعضی از دوستان، مثل مرحوم آقای شمقدری (رحمة الله علیه)، به حمّام بردند. آن زمان، مرحوم آقا نزدیک نود سال داشتند و سخت بود که پدر به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;تنهایی این کار انجام دهند؛ امّا در همان حال، خدمت به پدر را فروگذار نکردند و سعی داشتند که خودشان شخصاً مباشرت داشته باشند، در‌حالی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;که برای ایشان آن وقت این امکان فراهم بود که از دیگران بخواهند چنین کارهایی را انجام دهند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در دوران ریاست جمهوری، آن بیماری دست همراه ایشان بود و آقا دائماً درد عصب دست داشتند و شاید شب&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های متعدّدی از خواب بیدار می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شدند و این سختی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها جزو برنامه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های عادی زندگی آقا شده بود و آقا اصلاً اظهار نمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کردند. درد عصبی بسیار سخت و زجرآور است، امّا ایشان با همان درد در جلسات نیز شرکت می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کردند و کارها را پیش می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;بردند. غرض اینکه با این حال که فرصت آقا کم بود و این مشکل را هم داشتند، از اهتمام به پدر غافل نبودند. یک نوار بسیار جالبی هست که مربوط به بعد از نماز صبح در منزل پشت مجلس خبرگان فعلی است. در آن نوار، آقا در حال گفت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;وگو با پدرشان هستند، مشابه آن جلسات هشت صبح در مشهد با همان جنس گفت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;وگوها و بحث&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها؛ مثلاً فلان عالم این&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گونه گفتند و فلانی در فلان کتاب آن&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;طور بیان کرده یا صحبت درباره‌ی قضایای مشروطه. یک بار هم مرحوم آیت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;الله مشکینی&lt;a href="#_ftn2" name="_ftnref2" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; (قدّس سرّه) که در تهران بودند&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;، مطّلع می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شوند که مرحوم آقا در تهران هستند و گفتند من قصد دارم به دیدن ایشان بیایم. پدر آیت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;الله مشکینی در نجف بودند و خود ایشان هم مدّتی طلبه‌ی مشهد بودند و مرحوم آقا را از قبل می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شناختند. ایشان بعد از نماز مغرب و عشا به منزل ما آمدند. حیاط را فرش انداخته بودند و در آنجا جلسه برقرار شد و مشغول صحبت شدند. در آنجا واقعاً رعایت آداب دینی توسّط مرحوم آیت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;الله مشکینی دیده می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شد. ایشان بسیار با تواضع نزد پدربزرگم آمدند. مرحوم آقای مشکینی (رحمة الله علیه) بسیار خوش&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;صحبت و خوش&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کلام بودند. اساساً ایشان دست&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کم در میان علمای معاصر، از نظر بلاغت واقعاً کم&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;نظیر بودند و این در خطبه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;هایشان هم مشخّص است. من ایشان را زیاد می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دیدم و به دلیل صمیمیّتی که با پدرم داشتند، تابستان&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها که قم گرم بود، با خانواده به یک ساختمان خالی در ریاست جمهوری می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;آمدند و عصرها در حیاط قدم می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;زدند. نماز مغرب و عشا نیز آقا می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;آمدند و به ایشان اقتدا می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کردند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بخشی از خاطراتی که ما از دوران ریاست جمهوری داریم نیز مربوط به خاطرات صبحانه در منزل مرحوم آقا در مشهد است. آقا در دوران ریاست جمهوری، در سفر به مشهد، به اتاقی در حرم در طبقه‌ی فوقانی در انتهای رواق امام کنونی تشریف می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;بردند. آن قسمت مردانه بود و اگر مادر همراه ما بودند، ایشان همراه با اخوان به منزل مادرشان می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;رفتند، امّا من در حرم همراه پدر بودم. چند بار اتّفاق افتاد که آقا در این سفرها تصمیم گرفتند به دیدار والدینشان بروند. لذا یک وانت سرپوشیده که گاهی برای حمل غذا استفاده می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شد، صبح زود به آستانه می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;آمد و آقا با اورکت و کلاه در همان قسمت عقب وانت سوار می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شدند. تیم حفاظت پیش از ما رفته بودند و خانم و آقا منتظر بودند. آنجا با والدینشان صبحانه می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;خوردند و آقا با همان حالت صمیمانه و خنده&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;رویی با پدر و مادرشان گرم می&lt;span dir="LTR"&gt;‌‌&lt;/span&gt;گرفتند و مثلاً بعد از یک ساعت برمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گشتیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خاطره‌ی دیگری هم درباره‌ی نوع رابطه‌ی آقا و مرحوم پدربزرگمان در ذهنم هست که البتّه در برخی از جزئیّات آن تردید دارم. اصل ماجرا این است که یک بار آقا به منزل پدرشان در همان اتاق پایین می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;روند. آقا به‌احترام خم می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شوند و پای پدرشان را می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;بوسند. بعد، مرحوم آقا برای ایشان نقل می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کنند که من حضرت امیر (علیه السّلام) را در خواب دیدم و به ایشان گفتم که اجازه می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دهید پای شما را ببوسم، ایشان اجازه دادند و من هم پایشان را بوسیدم.&lt;br /&gt;
	این اهتمام به پدر و مادر حتّی بعد از وفات ایشان هم ادامه داشت. مثلاً از کارهایی که ما خبر داریم، یکی اینکه آقا اوایل بعد از وفات مرحوم پدرشان و شاید بعد از وفات مادر ــ که سه سال و یک ماه بعد از مرحوم آقا فوت می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کنند ــ می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گفتند من هر روز برای پدر و مادرم دو رکعت نماز می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;خوانم. یک دوره&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ای هم آقا قبل از نماز ظهر و عصر، یک شبانه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;روز برای مادرشان نماز می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;خواندند. البتّه از نظر فقهی، ایشان ولد اکبر نیستند و وظیفه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شان نیست. به‌مناسبت، خوب است این را هم بگویم که نظر آقا درباره‌ی نماز قضای پدر این است که این حکم علاوه بر پدر، برای مادر نیز هست. آقا یک بار هم می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گفتند که مرحوم آقا را خواب دیدم که به من گفتند دو بار سوره‌ی بقره را برای من بخوان.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;به نظر شما چه بخش&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;هایی از شخصیّت حضرت آقا متأثّر از پدرشان است؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt; پاسخ به این سؤال به صورت ظنّی ممکن است، امّا پاسخ قطعی مشکل است. بنده اینجا از تعبیر «نجابت» یا «بزرگ&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;منشی» استفاده می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کنم که به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ویژه در عالم سیاست در آقا بروز کرده است. به عنوان مثال، مرحوم آقا به دلیل همین سلامت باطن که بروزش به صورت زهد است، بنده نشنیدم که ایشان هیچ گاه به دنبال استفاده از اجتهاد و خلاصه جایگاه خود باشند و حتّی درباره‌ی اسم کوچه‌ی خامنه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ای نیز که در زمان حیاتشان انجام شد، ظاهراً اعتراض کردند. حتّی در مسائل خیلی ساده&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;تر هم مراقب بودند؛ مثلاً شنیدم نانوای محل که اسمش محمّدآقا بود، وقتی پدربزرگم می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;رفتند نان بگیرند، به احترام اینکه مرحوم آقا عالم و سیّد بودند، می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;خواسته زودتر از نوبت به ایشان نان بدهد، ولی مرحوم آقا قبول نمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کردند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در همین باره خاطره&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ای یادم آمد که مربوط به همین خصوصیّات ایشان است. یک بار در دوران نوجوانی، من با ایشان در همان اتاق خودشان در طبقه‌ی بالا نشسته بودیم. من گفتم «آقا! شما آیت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;الله هستید؟» ایشان با تواضع خاصّی جوابی دادند و منظورشان این بود که این القاب و عناوین مهم نیست. یا مثلاً عموی ما درباره‌ی ایشان در جاهایی نوشته بود حضرت آیت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;الله فلان، که مرحوم آقا در آن نوشته&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها کلمه‌ی «آیت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;الله» را از جلوی اسم خودشان خط می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;زدند. گویا زندگی مرحوم آقا بر این اساس شکل گرفته بود که از آن جهات دوری کنند و به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;اصطلاح، خود را در معرض قرار ندهند. بنابراین، چنین کسی به آن شکل کرسی درس و شاگرد و آثار تألیفی ندارد، که ممکن است واقعاً منشأ آن کناره&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گیری باشد و به همان خصوصیّات برگردد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	پدربزرگ ما در «کفایه» شاگرد مرحوم آقازاده&lt;a href="#_ftn3" name="_ftnref3" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۳)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; بودند و کتاب کفایه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ای داشتند که ظاهراً نسخه‌ی مرحوم آقازاده از «کفایه» در آن لحاظ شده بوده است. خلاصه، ایشان اسرار یا نکات «کفایه» را از پسر مرحوم آخوند گرفتند و علی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;القاعده مسلّط بودند. طبیعتاً چنین کسی با چنین سابقه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ای اگر می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;خواست، می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;توانست مثلاً در مشهد یک تدریس «کفایه» داشته باشد. بالاخره، هم آدم مقدّسی بودند و هم سوادش را داشتند؛ یعنی هم جاذبه‌ی تقدّس و هم جاذبه‌ی علمی داشتند، امّا شاید این عدم تدریس هم به همین ویژگی مربوط باشد. به نظرم این خصوصیّت بین پدرم و مرحوم آقا فی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;الجمله مشترک است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نکته‌ی دیگر اینکه به نظرم محیط داخلی منزل پدرم بسیار باصفا است؛ به قول معروف، رونق اگر نیست صفا هست؛ زندگی ساده&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ای دارند، امّا صفا دارد که یک رکن آن، این خصوصیّت آقا است و به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;اصطلاح سخت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گیر نیستند. فرض بفرمایید یک روز ــ که البتّه بسیار نادر است ــ ناهار هنوز آماده نشده باشد و ایشان با این سن و مشغله یک ساعت هم منتظر بشوند؛ یک نفر ممکن است اخم بکند، امّا ایشان بدون اینکه به رو بیاورند، مشغول گپ زدن با نوه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها و شوخی کردن می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شوند و اصلاً این&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها چیزهایی است که ما همیشه در طول زمان دیده‌ایم. البتّه رکن مهمّ دیگرِ این صفای منزل، مادر ما هستند که در کنار این خصوصیّت آقا، آن پیگیری، جدّیّت و اهتمام استثنایی مادر هم هست. لذا این‌ها است که به فضای خانواده صفا می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دهد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در سطح کلان نیز آقا رفتارهایی دارند که ریشه در همین ویژگی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها، یعنی صفای باطن و بزرگ&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;منشی دارد. گاهی برخی افراد برخوردهای بسیار بدی با آقا داشتند، امّا ایشان طلب مغفرت حتّی برای آن&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها را فراموش نمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کنند. یک بار فردی در خدمت ایشان با تندی گفت خدا لعنت کند فلانی را! منظور هم کسی بود که خیلی بدی کرده بود و به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;اصطلاح شمشیر را نه که از رو بسته بود، از غلاف هم درآورده و حمله هم کرده بود و ضربه هم زده بود و این ضربه هم اصابت کرده بود که آقا درباره‌ی کار این&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها در جلسه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ای عمومی در همین حسینیّه به مردم گفتند که خدا خودش این مسئله را حل کرد و مانند مرحوم امام که آزادی خرّمشهر را مستقیماً&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt; به خدا نسبت دادند، حضرت آقا هم حلّ این ماجرا را مستقیماً به خدا نسبت دادند. آقا به ایشان گفتند من تابه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;حال این&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گونه افراد را نه لعنت کرده&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ام، نه مرگشان را از خدا خواسته&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ام. این موضوع به نظر من عجیب بود و نشان می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دهد که انسان باید یک سرمایه‌ی درونی داشته باشد تا به اتّکاء آن، این&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;طور حلم و سعه‌ی صدر به خرج دهد. این نکته نیز می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;تواند ریشه در خصوصیّات مرحوم پدرشان داشته باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	درباره‌ی زهد هم حتماً همین&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;طور است. به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ویژه، آقا و برادر بزرگ&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ترشان در محیطی بزرگ شدند که فقر و نداری را چشیده بودند، البتّه با حفظ عزّت؛ یعنی پدر ایشان این&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;طور نبود که بخواهد به خاطر فقر، پیش این و آن برود و چنین&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt; کارهایی بکند. البتّه خانم نیز با این شرایط همراهی کردند. به عنوان مثال، در خاطرات پدرم هست که گفته&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;اند مادرشان چگونه از قبای کهنه‌ی مرحوم آقا برای بچّه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها لباس تهیّه می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کردند، و کارهای این&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;چنینی.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یک خصوصیّت مشترک دیگر که در مرحوم آقا نیز بود، اهتمام به مطالعه است. پدربزرگ ما بسیار اهل مطالعه بودند و حتّی در سفرهای تهران نیز آقا یا اخوی آقا برای ایشان کتاب می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;آوردند. الان هم آقا زیاد مطالعه می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کنند و با وجود مشغله‌ی فراوان، همیشه مقدّمه‌ی خواب ایشان مطالعه است. در طول این سال&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها واقعاً ایشان به اندازه‌ی یک کتابخانه‌ی بزرگ، کتاب خوانده&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;اند و فقط تعداد بسیار اندکی از آن&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها به جهت حاشیه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;نویسی و تقریظ&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها معلوم می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شود. این خصوصیّت نیز به نظرم بین پدر و پسر مشترک است. کم‌غذایی و کم&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;خوراکی نیز ویژگی مشترک دیگر ایشان است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;درباره‌ی زهدی که گفته شد، گاهی یک نفر اساساً ذوق و سلیقه و امکانات ندارد و زهد او از نوع سلبی است؛ امّا درباره‌ی مرحوم آیت&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;الله سیّدجواد خامنه&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ای می&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;شنویم که ایشان دارای سلیقه و توجّه بوده&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;اند و اگر می&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;خواستند، می&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;توانستند امکانات بیشتر برای خود فراهم کنند. در‌این‌باره توضیح بفرمایید.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt; بله، این وجه درست است. مرحوم آقا اگر می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;خواستند با دوستان و اطرافیان چنین روابط مالی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ای داشته باشند، قطعاً زندگی ایشان توسعه‌ی بیشتری می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;داشت؛ به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ویژه، بعد از شاغل شدن فرزندان در جمهوری اسلامی، آن&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها نیز می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;توانستند این توسعه را به زندگی پدرشان بدهند؛ امّا محیط این خانه و خانواده کاملاً بر اساس احتیاطی بود که اهل تقوا در این مسائل رعایت می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کنند. به یاد دارم مرحوم آقا یک بار در همین منزل پشت مجلس سابق که ما مدّتی از دوران ریاست جمهوری پدرم را آنجا ساکن &lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;بودیم، با ایشان شبهه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ای را مطرح کردند مبنی بر اینکه اینجا شرعاً برای ما غصبی نباشد، از این جهت که به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;هر‌حال این ملک شخصی شما نیست؛ آقا هم توضیح دادند که من شرعاً و قانوناً حق دارم استفاده کنم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این حالت احتیاط در پدرم نیز هست. به عنوان مثال، قبل از انقلاب، در اتاق شخصی پدرم یک اشکاف&lt;a href="#_ftn4" name="_ftnref4" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۴)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; بود که در آن کیسه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های پارچه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ایِ وجوهات بود، چون ایشان نماینده‌ی امام بودند و این&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها را برای امام می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;فرستادند. مقداری از این وجوهات را ایشان اجازه‌ی تصرّف داشتند و از آن مقدار قابل تصرّف، خودشان مبلغی را به عنوان حقوق تعیین کرده بودند. ما در خانه سه فرزند بودیم و رفت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;وآمدهای زیادی به منزل ما می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شد، به قدری که آقا به مادر ما گفته بودند شما هر روز به اندازه‌ی یک نفر غذا اضافه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt; درست کنید؛ زیرا هر لحظه ممکن بود یک نفر در بزند و بیاید، و این در آن زمان برای ما کاملاً طبیعی بود. بااین&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;حال، وقتی آن مقدار پول تمام می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شد، از وجوهاتی که برای ایشان شرعاً حلال بود و لازم هم بود، برنمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;داشتند. این بی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;پولی به حدّی بود که یادم می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;آید یک شب ایشان با جمعی در منزل یکی از دوستان جلسه داشتند که چون منزل نیمه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;تمام و ساخته&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;نشده بود، هنوز فرش نداشت و همگی سرپا ایستاده بودند. آنجا یکی از آقایان به آقا گفت شما صد تومان از من طلب دارید. به نظرم این&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;قدر آقا پول نداشتند که فوراً به ایشان گفتند صد تومان را بدهید و ایشان هم داد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بعد از انقلاب نیز روال همین بود. در زمان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۶۴، یکی از دوستان ایشان مبلغ هشتصد هزار تومان برای کمک به تبلیغات به ایشان داد. ایشان این پول را قبول کردند، امّا همه‌ی آن را برای هزینه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های مربوط به محلّ سکونت و ساختمان&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های دولتی به امام (رحمة الله علیه) دادند. با اینکه هزینه‌ی زندگی و خوردوخوراک ما مشابه مردم از کوپن بود، امّا فقط به جهت سکونت در آن منزل، این وجه را به امام دادند که امام هم ابتدا گفته بودند لازم نیست، امّا با اصرار ایشان قبول کرده بودند. ایشان این حالت را داشتند که مراقب بیت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;المال باشند تا موردی بر ذمّه‌ی ایشان نباشد. ایشان الان به نوعی کارمند نظام هستند، امّا هرگز حقوق نمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گیرند و زندگی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شان از راه تبرّعات&lt;a href="#_ftn5" name="_ftnref5" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۵)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; و این&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گونه موارد می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گذرد. این وضع در کلّ سی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;وچند سالِ گذشته بوده است. حتّی ایشان محلّ سکونت و مانند آن را که قبلاً به‌حق جزو حقوق می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دانستند، به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;تازگی سال&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های گذشته را هم حساب و پرداخت کرده&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;اند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یک نمونه‌ی دیگر از این احتیاط&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها مربوط به سال&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های اخیر است که رفت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;وآمد به عتبات زیاد بود. چند بار برای ایشان از تکّه‌سنگ&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های مطهّر مربوط به تعمیر قبور ائمّه (علیهم السّلام) در عتبات آوردند، امّا ایشان احتیاط می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کردند و از این باب که شاید این سنگ همچنان در مضجع مطهّر قابل استفاده بوده، نمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;پذیرفتند. البتّه به دیگران نمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گویند امّا خودشان در مسائل، چنین احتیاط&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها و تقیّداتی دارند و هیچ تظاهری هم ندارند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;اجازه بدهید به بخش دیگری از زندگی و شخصیّت مرحوم آیت&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;الله سیّدجواد خامنه&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;ای بپردازیم. رابطه‌ی مرحوم آقاسیّدجواد با حضرت امام و انقلاب چگونه بود؟ لطفاً در‌این‌باره هم توضیح بفرمایید.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt; امام (رحمة الله علیه) پس از فوت مرحوم آقا پیامی صادر کردند. گویا پدربزرگم با امام فی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;الجمله آشنایی نیز داشتند و مادربزرگم می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گفتند که امام به خانه‌ی ما آمده است. مادربزرگ ما که انقلابی و به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;اصطلاح حزب&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;اللّهی و این‌تیپی بودند، لذا با تنها دختر خودشان که مسیر متفاوتی رفته بود، اصلاً خوب نبودند؛ پدربزرگ ما هم همین&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;طور. خلاصه، مرحوم آقا هر‌چند بر خلاف پدرم آن روحیّه‌ی اجتماعی را نداشتند، امّا در‌عین&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;حال مخالفت با رژیم در سوابق ایشان وجود دارد. مثلاً یک بار همراه با چهار نفر دیگر از علما نامه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ای انتقادآمیز برای نخست&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;وزیر می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;نویسند که این نامه هم سرنوشت جالبی داشته است. حالا این را مقایسه کنید با حضرت آقا و ذهن سیاسی و اجتماعی ایشان. مثلاً آقا ایرانشهر که تبعید بودند، به همراه همان چهار نفر تبعیدی نامه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ای اعتراضی می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;نویسند به دبیرکلّ سازمان ملل، و کارهایی مانند این که واقعاً در جهت مبارزه با رژیم، معنادار بود. یک بار مرحوم شهید صدوقی&lt;a href="#_ftn6" name="_ftnref6" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۶)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; زمانی که آقا در همین ایرانشهر تبعید بودند، به دیدن ایشان می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;روند. در آنجا گفت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;وگوهایی می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شود و ظاهراً بحثی قوی و لایه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دار را حضرت آقا در جمع مطرح می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کنند که کسی مثل آقای صدوقی بسیار لذّت می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;برد و به ایشان می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گوید شما برای من نامه بنویسید؛ بدین معنا که از تراوشات فکری ایشان در تحلیل امور دینی یا سیاسی استفاده کنند. این در حالی است که فاصله‌ی سنّی آقا و آقای صدوقی زیاد بوده و آقای صدوقی آن وقت پیرمردی حدوداً هفتادساله و به تعبیری در جایگاه پدر آقا بودند و آقا هم در آن زمان، جوانی پُرشور و البتّه باسواد و مبنادار بودند که من بر این «با مبنا بودن» تأکید دارم؛ «با مبنا» یعنی مجتهد به معنای واقعی کلمه. به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;هر‌حال، آقا مطالبی را در دو نامه‌ی تبیینی برای ایشان می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;نویسند که آن نامه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها الان موجود است و آن مبناداریِ ایشان را نشان می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دهد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	شاید بتوان گفت یکی از اوّلین طرّاحان آن فکر اجتماعی، حضرت آقا بودند که شما در همین آثار منتشرشده از بحث&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های آن دوران می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;بینید که یک جوان سی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;وچندساله چه بحث&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;هایی را مطرح کرده است! هر فردی که مقداری به مسائل دینی آشنا باشد، می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;فهمد که این حرف&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های مهم حرف&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های جدیدی است. بنده یادم هست که بیشتر مخاطبان ایشان جوان و دانشجو بودند که این ترکیب جمعیّتی در آن گوشه‌ی مشهد نیز عجیب بود. من امروز به عنوان یک طلبه متوجّه می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شوم که آن روزها این نگاه و طرز فکر که تناسب زیادی با پایه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های انقلاب داشت، جزو اوّلین&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	البتّه در آن زمان، مبارزانی که در میدان باشند و ابتکار‌عمل داشته باشند، بسیار کم بودند. ضمن اینکه برخی از افرادی که ضدّ‌شاه بودند، مشکلات جدّی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;تری داشتند و مثلاً کمونیست بودند و با اصل مبانی دینی مشکل داشتند و به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt; دنبال مسائل دیگری بودند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;سبک سلوکی آیت‌الله سیّدجواد خامنه‌ای چگونه بود؟ مثلاً از شخصیّت خاصّی متأثّر بودند؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt; شاید در این رابطه نتوان به صورت قطعی صحبت کرد؛ چون باید صحبت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;هایی شنیده شود یا رفتاری دیده شود که به طور خاص، معنادار باشد. نکته‌ی دیگری هم که درباره‌ی این امور هست، اینکه این امور معمولاً مخفی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کردنی است و نسبت به آن&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;هایی که مطالبی از سلوک و معنویّتشان معلوم شده، غالباً&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt; به طور اتّفاقی مطلبی فاش شده، نه‌اینکه خودشان دنبال افشا &lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کردن آن مطالب باشند. در همان نجف، شاید ایشان ارتباطاتی با مرحوم کشمیری یا مرحوم آقای قاضی داشتند؛ امّا اینکه برنامه‌ی ایشان به کدام بزرگوار شبیه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;تر بوده، برای ما معلوم نیست.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بالاخره ایشان انسان متعبّدی بودند و تقیّد خاصّی به مستحبّات و به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ویژه نافله‌ی شب داشتند. مثلاً بنده دیده بودم که مرحوم آقا، بعد از استراحت بعدازظهر، تشریف می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;آوردند و با حالت سکوت خاصّی در جمع خانواده می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;نشستند؛ حال، این سکوت ممکن است مؤیّد از توجّهات باطنی باشد. ایشان بسیار کم&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;حرف بودند و اصلاً این&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گونه نبودند که بنشینند حرف بزنند و نقل کنند. این حالت می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;تواند از باب التزام به یک برنامه‌ی معنوی و قیود خاصّی باشد برای کسی که در مسیر رشد و کمال معنوی قرار دارد. امّا خب همه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ی این‌ها نسبت به سؤال شما همان لازمِ اعم است و واقعاً می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شود گفت ماها چیزی در‌این‌باره نمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دانیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;در همین موضوع، تحلیل شما درباره‌ی حضرت آقا چگونه است؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt; درباره‌ی حضرت آقا تعبیری که در ذهن بنده هست، این است که ایشان در این موارد بسیار اهل تستّر&lt;a href="#_ftn7" name="_ftnref7" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۷)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; هستند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	چیزی که در‌این‌باره ما دیده‌ایم، علاقه‌ی زیاد ایشان است به این مقوله و اینکه افراد بیایند و صحبت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;هایی در این باب باشد. از آن طرف، یعنی از جانب مهمانان ایشان که اهل معنا و سلوکند هم فضای محبّت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;آمیزی نسبت به آقا وجود دارد. خب یک وقت هست که مثلاً یک حاکمی احضار می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کند و آن آقا هم می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گوید چاره&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ای نیست، باید بروم؛ امّا این‌ها با محبّت و علاقه و صمیمیّت می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;آیند. مثلاً مرحوم آقای دولابی (قدّس سرّه)&lt;a href="#_ftn8" name="_ftnref8" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۸)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; که آقاسیّدمرتضیٰ نبوی ایشان را می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;آوردند یا خودشان گاهی پیغام می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دادند که من دلم تنگ شده و خودشان مایل بود که بیایند. یا مثلاً اهتمامی که دیگران، مانند مرحوم آقای بهجت،&lt;a href="#_ftn9" name="_ftnref9" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۹)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; به ایشان داشتند. مرحوم آقای بهجت لطف خاصّی به آقا داشتند و گاهی توسّط بعضی از نزدیکان پیام می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دادند که مثلاً به آقا بگویید این کار را انجام بدهند. به نظرم یکی از درس&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های آقا به توصیه‌ی مرحوم آقای بهجت بود که این نشان از عنایت و محبّت این بزرگواران به آقا بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	مثلاً یکی دیگر از آقایان مرحوم آقای معلّم دامغانی&lt;a href="#_ftn10" name="_ftnref10" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۰)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; بودند که سال&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها است فوت کرده&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;اند. ایشان مکلّا بودند، امّا با امام رفیق بودند و البتّه ضدّ فلسفه هم بودند. یک جلسه‌ای بود که ایشان و آقا و بنده و اخوی در همین اتاق ساختمان شماره‌ی دو&lt;a href="#_ftn11" name="_ftnref11" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; نشسته بودیم. بعد از جلسه که ما هنگام بدرقه با هم بیرون رفتیم، ایشان به من توصیه کرد که برای حفاظت از آقا فلان سوره از قرآن را بخوانید. گاهی هم بنده می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دیدم بعضی دیگر از آقایان، هنگام خروج، به طور خصوصی برخی از نکات و توصیه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها را به شخص آقا می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گفتند. این نشان&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دهنده‌ی عنایت و گرایش این بزرگان به آقا بود که البتّه به شیوه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های مختلف بروز پیدا می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کرد. بنده نیز این تصوّر را به صورت احتمالی دارم که ورای روابط ظاهری و این برداشت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها و دریافت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها، ارتباط باطنی در میان بوده باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خلاصه، اینجا رفت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;وآمدهای بسیار خوبی بوده است و واقعاً برای آقا با آن فشار کاری، لحظات بهشتی‌ای را رقم زده است که شاید قریب به دو ساعت بنشینند صحبت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های بسیار خوب از انواع و اقسام گفتنی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها و شنیدنی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها و مطالب بسیار مفیدی مطرح بشود. این انسان&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های خاص و معنوی با همه‌ی تفاوت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;هایی که در روش و منش دارند، امّا اهتمام و توجّه خاصّی به آقا داشتند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;هر‌حال، تصوّر بنده این است که آقا اهل تستّر هستند و آنچه فعلیّت خود ایشان است، خیلی برای دیگران بروز نمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کند. ایشان اهل تهجّدهای طولانی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;مدّت هستند و زمان برنامه‌ی سحر ایشان نسبتاً طولانی است. از طرفی، ایشان واقعاً صفات شخصی خوبی دارند. مرحوم آقای خوشوقت&lt;a href="#_ftn12" name="_ftnref12" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۲)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; دو بار به من گفتند که آقا بسیار متواضع است، که برای من جالب بود. آقای خوشوقت خیلی کم اهل توصیف و مدح کسی بودند، امّا دو بار خودشان به صورت ابتدایی این نکته را به من گفتند. ما هم می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;بینیم که ایشان به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ویژه در برخورد با افراد، همه چیز را عملاً کنار می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گذارند، در نظر نمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گیرند و تواضع به خرج می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دهند. به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;هر‌حال، این مسائل بی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ارتباط با واقعیّات درونی نیست؛ امّا این را که نصاب آن در چه حدّی است، بنده نمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;توانم بگویم. می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گویند فرزندان مرحوم آقاسیّدجمال گلپایگانی&lt;a href="#_ftn13" name="_ftnref13" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۳)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; (قدّس سرّه) نمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;دانستند پدرشان چه کسی است و آن‌هایی که با ایشان ارتباط داشتند نقل کرده&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;اند که وقتی ما حرف&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های خاصّ خودمان را می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;زدیم، اگر فرزندان ایشان می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;آمدند، ایشان شروع می&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کردند به بحث کردن راجع به یک فرع فقهی طهارت و نجاست و مانند آن، و نمی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گذاشتند این‌ها متوجّه بشوند که مثلاً چه صحبت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;هایی در میان است. البتّه من اصلاً&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt; منظورم تشبیه نیست، بلکه از باب تنظیر می‌گویم که ممکن است این&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;جوری باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;div&gt;
	&lt;a href="#_ftnref1" name="_ftn1" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; در تمام این مصاحبه، منظور از «مرحوم آقا» حضرت آیت‌الله حاج سیّدجواد خامنه‌ای (قدّس سرّه) است.&lt;/span&gt;&lt;br type="_moz" /&gt;
	&lt;div id="ftn2" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref2" name="_ftn2" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; آیت‌الله علی‌اکبر فیض، مشهور به آیت‌الله مشکینی (۱۳۰۰ ـ ۱۳۸۶ ش)، فقیه مبارز، استاد اخلاق و سطوح عالی حوزه‌ی علمیّه، رئیس مجلس خبرگان رهبری، رئیس شورای بازنگری قانون اساسی، رئیس جامعه‌ی مدّرسین حوزه‌ی علمیّه‌ی قم و امام&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;جمعه‌ی قم بود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn3" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref3" name="_ftn3" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۳&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; آیت‌الله میرزا محمّد آقازاده‌ی خراسانی (۱۲۹۴ ـ ۱۳۵۶ ق)، مشهور به آقازاده، فرزند دوّم آخوند خراسانی، فقیه مجاهد و مدرّس برجسته‌ی اصول فقه در حوزه‌ی علمیّه‌ی نجف و خراسان بود. ایشان در ماجرای قیام گوهرشاد دستگیر و تبعید شد و بر اثر تزریق نوعی آمپول مشکوک، در شهرری به شهادت رسید. مزار وی در حرم مطهّر حضرت عبدالعظیم حسنی و در جوار ضریح امامزاده حمزةبن&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;موسی‌الکاظم (علیهما ‌السّلام) قرار دارد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn4" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref4" name="_ftn4" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۴&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; گنجه، کمد یا قفسه&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn5" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref5" name="_ftn5" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۵&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; هدایا و مبالغ اهدایی غیر واجب&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn6" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref6" name="_ftn6" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۶&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; آیت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;الله شهید محمّد صدوقی (۱۲۸۷ ـ ۱۳۶۱ ش) فقیه مبارز، مدرّس سطوح عالی حوزه‌ی علمیّه‌ی قم، عضو مجلس خبرگان قانون اساسی، نماینده‌ی امام خمینی و امام&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;جمعه‌ی یزد و چهارمین شهید محراب انقلاب اسلامی بود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn7" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref7" name="_ftn7" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۷&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; عدم ابراز و پرده&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;پوشی&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn8" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref8" name="_ftn8" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۸&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; میرزا محمّداسماعیل دولابی (۱۲۸۲ ـ ۱۳۸۱ ش) عارف وارسته و استاد اخلاق ساکن تهران بود که جویندگان و تشنگان عرفان و اخلاق در تهران سال&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها از محضرش بهره می‌بردند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn9" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref9" name="_ftn9" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۹&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; آیت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;الله&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;‌العظمی محمّدتقی بهجت فومنی (۱۲۹۵ ـ ۱۳۸۸ ش) فقیه، عارف، چهره‌ی برجسته‌ی سلوکی و معنوی و مرجع تقلید جهان تشیّع بود. وی از شاگردان حضرات آیات آقاضیاء عراقی، میرزای نائینی، سیّدعلی قاضی طباطبایی، محمّدحسین غروی اصفهانی، سیّدحسین بادکوبه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ای و سیّدمحمّد حجّت کوه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;کمری بود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn10" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref10" name="_ftn10" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۰&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; میرزا علی‌اکبر معلّم دامغانی (۱۲۸۲ ـ ۱۳۷۶ ش) مرد صاحبدل و عارف توحیدی که از رفقای دیرین و همدرسان امام خمینی (رحمه الله) در محضر حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی بود و بعدها با رهبر شهید انقلاب نیز ارتباط و جلسات سلوکی معنوی داشتند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn11" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref11" name="_ftn11" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۱&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; یکی از ساختمان‌های مجموعه‌ی بیت رهبری&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn12" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref12" name="_ftn12" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۲&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; آیت‌الله عزیز خوشوقت (۱۳۰۵ ـ ۱۳۹۱ ش) فقیه و عالم ربّانی، سالک الی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;الله و عارف بالله و چهره‌ی معنوی و سلوکی بود. وی از شاگردان حضرات آیات بروجردی، امام خمینی و علّامه طباطبایی و از اساتید اخلاق معروف تهران بود که سال&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های متمادی از عمرش را صرف تربیت نفوس و تهذیب جوانان نمود. همچنین، ایشان پدر همسر آیت‌الله سیّدمصطفیٰ حسینی خامنه‌ای (دام ظلّه) نیز هست.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn13" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref13" name="_ftn13" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۳&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; آیت‌الله آقاسیّدجمال‌الدّین گلپایگانی (۱۲۹۵ ـ ۱۳۷۷ ق) فقیه، عارف و چهره‌ی برجسته‌ی سلوکی و معنوی بود. وی از شاگردان حضرات آیات آخوند خراسانی، آقاسیّدمحمّدکاظم یزدی، آقاضیاء عراقی، میرزای نائینی، محمّدحسین غروی اصفهانی، سیّدمرتضیٰ کشمیری و سیّداحمد کربلایی بود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	 &lt;/div&gt;

</description>
<pubDate>Fri, 10 Apr 2026 18:18:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>پیام‌هایی برای جنگ، مقاومت و امید</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62880</link>
<guid>62880</guid>
<dc:type>22</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - گزارش</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62880/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;«در مبارزه‌ی حق و باطل، پیروزی با حق است امّا جبهه‌ی حق هزینه میدهد. در جنگ هشت‌ساله در دفاع مقدّس، یک طرف ما بودیم، طرف مقابل یک ائتلاف جهانی بود پشت سر صدّام! هشت سال جنگ طول کشید، بعد از هشت سال همه‌ی دنیا قبول کردند که ایران ــ ایران تنها و تهیدست ــ بر طرف مقابل پیروز شد [...] امّا خب ما در این پیروزی همّت‌ها از دست دادیم، باکری‌ها از دست دادیم، خرّازی‌ها از دست دادیم، چمران‌ها از دست دادیم؛ اینها خسارت است، اینها هزینه دادن است، لکن در راه پیروزی نهایی است.»&lt;/span&gt;&lt;a href="#_ftn1" name="_ftnref1" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;این فرازی از سخنرانی نوروزی امام شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای در ابتدای سال ۱۴۰۴ بود. واقعیتی که راهنمای دو جنگ تحمیلی از سوی اسرائیل و آمریکا بر ایران در این سال بود.&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	به همین بهانه، &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#8b4513;"&gt;بخش «&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;درس و عبرت&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; تاریخ»&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; رسانه‌&lt;strong&gt; &lt;span style="font-size:10px;"&gt;KHAMENEI.IR&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; به بازخوانی پیام‌های نوروزی آن پیر روشن ضمیر در دوره رئیس‌جمهوری که همزمان با هشت سال دفاع مقدس بود، پرداخته است.&lt;/span&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	 &lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; این روزها، ملّت به یاد پیام‌های آغاز سال رهبر شهید به سر می‌برد. اما این سنت، در دوره ریاست جمهوری ایشان نیز رایج بود، پیامهایی که از نخستین سال ریاست‌جمهوری آغاز شد و تا نوروز سال ۱۳۶۸، یعنی آخرین سال ریاست جمهوری ایشان ادامه یافت و امروز چونان سندی تاریخی از حال و هوای آن سال‌ها، روایتی صمیمی از دغدغه‌ها، امیدها و باورهای مردمی است که انقلاب را تازه پشت سر گذاشته بودند و در برابر جنگی تمام‌عیار ایستادگی می‌کردند.&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	 &lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt; ۱۳۶۱؛ سالی که بهار با شهادت و پیروزی گره خورد&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	بهار سال ۱۳۶۱، در حالی آغاز شد که ایران همچنان درگیر جنگی ناخواسته و تمام‌عیار بود. آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای که کمتر از یک سال از ریاست جمهوری ایشان می‌گذشت، در اولین پیام نوروزی خودشان رو به ملّتی کردند که بعد از سالی سخت، که با خیانت نخستین رئیس‌جمهور و عزل او آغاز شده بود و بعد از دوره‌ای متوالی از ترور مسئولین توسط عوامل نیابتی غرب، یعنی سازمان مجاهدین خلق پشت سر گذاشته بود، اما با مقاومت ملّت، از آن عبور کرده و وضع جبهه جنگ تغییر کرده و تازه طعم شیرین پیروزی‌های اولیه را می‌چشیدند. سالی که ملّت ایران «زیباترین چهره‌هاىِ انسانى و گذشت و ایثار» را نشان داده بودند. ایشان از مردمی گفتند که با «اراده‌ى نیرومند» خود، هم در جبهه‌های جنگ و هم در صحنه سیاست و اقتصاد، انقلاب را به پیش برده بودند. پیام آن سال، تلفیقی از ستایش صبر مردم و هشدار درباره توطئه‌های دشمن بود؛ اما نکته درخور توجه، نگاه امیدوارانه به آینده بود: «شما در طلیعه‌ى بهار، وارد مرحله‌ى جدیدى از پیشرفت، از موفقیت و از روزگارِ شادمانه بشوید.»&lt;a href="#_ftn2" name="_ftnref2" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۲)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	 &lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt; ۱۳۶۲؛ ادامه راه بعد از آزادی خرمشهر&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	نوروز ۱۳۶۲ بعد از سالی دلگرم کننده آغاز می‌شد که قله آن، آزادی خرمشهر بود. رئیس‌جمهور با شکر الهی، سال گذشته را «سال پیروزى‌هاى بزرگ، سال آزاد شدن هزاران کیلومتر مربع از سرزمین‌هاى اشغال شده» نامیدند. اما در کنار این شادمانی، نگاهی فراتر از جنگ نیز در کلامشان دیده می‌شد. ایشان موفقیت نهایی را نه فقط در پیروزی نظامی، که در ساختن «جامعه‌ى صد در صد اسلامى» می‌دانستند؛ جامعه‌ای که در آن «هیچ‌گونه ناکامى و ناروائى و ظلم وجود ندارد».&lt;a href="#_ftn3" name="_ftnref3" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۳)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در همان سال، در سخنرانی نوروزی در حرم امام رضا &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt;، بحث «معنویت» را چنین توضیح دادند: «دنیا و آخرت در اسلام از هم جدا نیستند.» امام شهید معنویت را نه به معنای کناره‌گیری از دنیا، بلکه به عنوان نیرویی برای آبادانی آن با انگیزه‌ای الهی معنا می‌کردند. در همین سخنرانی با جدیت تمام از «خودکفایی» سخن گفتند و آن را یک «جهاد» ملّی خواندند: «ما تصمیم داریم به فضل‌الهى خودمان را به خودکفائى نزدیک کنیم. خودکفائى یک شعار نیست... یعنى ما براى نیازهاى داخلى خودمان دست به طرف دشمنانمان دراز نکنیم.»&lt;a href="#_ftn4" name="_ftnref4" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۴)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	 &lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt; ۱۳۶۳؛ دو جبهه، دو پیروزی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	با آغاز سال ۱۳۶۳، رئیس‌جمهور از دو پیروزی مورد انتظار سخن گفتند: یکی در جبهه‌های جنگ و دیگری در «جبهه خودکفایی مواد غذایی». این بار، روستاها و کشاورزی در کانون توجه قرار گرفته بودند: «شعار خودکفایى در کشاورزى باید اولین موفقیت خود و واقع‌بینى و واقع‌گرایى خود را نشان بدهد.» ایشان از دهقانان، روستاییان و همه تولیدکنندگان خواستند تا دست به دست هم دهند و کشور را از واردات مواد غذایی بی‌نیاز کنند.&lt;a href="#_ftn5" name="_ftnref5" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۵)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	 &lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt; ۱۳۶۴؛ مشارکت و پرهیز از اسراف&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	در نوروز ۱۳۶۴، فضای پیام‌ها اندکی متفاوت بود. آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای که برای نخستین بار در تاریخ انقلاب اسلامی توانسته بودند چهارمین سال ریاست جمهوری را دنبال کنند، باید به زودی آماده انتخابات دوره دوم ریاست جمهوری می‌شدند، اما در پیام ایشان هیچ اثری از تبلیغات انتخاباتی نبود. رهبر شهید از فشارهای اقتصادی جدید و خشکسالی در برخی مناطق سخن گفتند، اما تأکید داشتند که ملّت ایران در همه صحنه‌ها پیروز بوده است. این بار، بر «مشارکت مردم در صحنه‌هاى اقتصادى» پای فشردند و از آنان خواستند که این مشارکت را «فعال‌تر و کارآمدتر» کنند. نکته‌ای که در این پیام برجسته بود، تأکید بر پرهیز از هرگونه اسراف بود: «اسراف در زمینه‌ى مالى، اسراف در زمینه‌ى نیروى انسانى، اسراف و به هدر دادن و بیهوده از دست دادن وقتها و فرصتهاى گرانبها.»&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ایشان سال قبل را از این جهت بسیار موفق ارزیابی کردند که «گامهاى بلندى را در راه رسیدن به آرمانهاى انقلاب برداشتیم و مخصوصاً در جهت احیاء شعارهاى اساسى انقلاب، مانند شعار اسلام و رسیدن به احکام اسلامى و شعار حمایت از مستضعفین و شعار دگرگونى عمیق فرهنگى در میان قشرهاى مردم؛ به این شعارها ان‌شاءالله دست یافته باشیم.»&lt;a href="#_ftn6" name="_ftnref6" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۶)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	 &lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt; ۱۳۶۵؛ استقلال واقعی و آرزوهای بزرگ&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	همزمانی نوروز ۱۳۶۵ با سالگرد ولادت امام جواد &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt;، حال و هوای معنوی خاصی به پیام داده بود. رئیس‌جمهور این بار از افق‌های دورتر سخن گفتند: «ما باید کشورمان را به استقلال حقیقى و همه‌جانبه، به خودکفایى و غنا از جهت علمى، از جهت صنعتى برسانیم.» ایشان آرزوهای بزرگ ملّت را عدالت، رفاه و آزادی کامل در سایه اسلام دانستند و تأکید کردند که تحقق این آرمان‌هاست که انقلاب ایران را به الگویی برای ملّت‌های مستضعف جهان تبدیل خواهد کرد.&lt;a href="#_ftn7" name="_ftnref7" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۷)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	 &lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;۱۳۶۶، سال مقاومت ملّت&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	در ششمین پیام نوروزی شهید آیت‌الله خامنه‌ای، مواردی موجود است که به سال شهادت ایشان بسیار شباهت دارد. «ملّت با قهرمانی خاص خود، با ایمان درخشان خود توانست بر همۀ مشکلات فائق آید.» ایشان سال گذشته را سال پیروزی و سرافرازی دانستند و با اشاره به مقاومت مردم در جنگ شهرها که وسعت یافته بود، خاطرنشان کردند که «مردم بیش از گذشته آموختند که باید مقاومت کنند.» سالی که سال امتحان الهی و سختی‌های گوناگونی بود اما «ملّت ما همه این سختی‌ها را با بردباری و مقاومت، صبر و هوشیاری و آگاهی پشت سر گذاشت.»&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	در این پیام، با نگاهی پرامید، سال بعد را سال تلاش‌های بزرگ برای سالی زیباتر با پیروزی‌های بزرگ دانستند.&lt;a href="#_ftn8" name="_ftnref8" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۸)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	 &lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt; ۱۳۶۷؛ تحرک دائمی، رمز پیروزی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	در آستانه سال ۱۳۶۷، آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای با اشاره به پیروزی‌های بزرگ در دفاع مقدس، آن را از ناحیۀ الهی دانستند: «خدا را شاکریم که در پایان این سال و روزهای پیش از عید نوروز بزرگترین پیروزی سال را به ملّت ما ارزانی داشت و دل آنها را شاد کرد.» اما تأکید کردند که «عنایت الهی چیزی تصادفی و مجانی نیست. بلکه در مقابل اخلاص یک ملّت و صفا و تلاش صادقانه و مجاهدت به او ارزانی می‌شود.»&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ایشان با اشاره به انتخابات سومین دورۀ مجلس، بر لزوم وحدت و قطع دست‌های توطئه‌گر و مخل وحدت تأکید کردند و در پایان خاطرنشان کردند: «دست‌ها در هم و هماهنگی آوازها با هم یک ملّت را در همه میدان‌ها به پیش می‌برد و این همان چیزی است که بحمدالله ملّت ما به آن دست یافته است.»&lt;a href="#_ftn9" name="_ftnref9" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۹)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ایشان که ریاست شورای عالی دفاع را بر عهده داشت، در نوروز در جمع فرماندهان نظامی نیز حاضر شد و حال و هوای این دیدار، نظامی‌تر بود. ایشان با اشاره به پیروزی‌های بزرگ «کربلای پنج» و «والفجر ده»، «تحرک دائمی» را رمز حیات ارتش و ملّت ایران خواند: «سکون و رکود در کار ارتش معنى ندارد... اگر از درون یک سازمانى حالت رشد دائمى نداشته باشد، خواهد پوسید.» ایشان این تحرک و پویایی را حاصل ایمان و پیوند مردم و مسؤولان دانست و آن را راز پیشرفت‌های ایران در سطح ملی و جهانی معرفی کرد.&lt;a href="#_ftn10" name="_ftnref10" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱۰)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	 &lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt; ۱۳۶۸؛ خداحافظی با جنگ، سلام به بازسازی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	آخرین پیام نوروزی دوران ریاست جمهوری، در حالی منتشر شد که سال ۱۳۶۷ به پایان رسیده بود؛ سالی که رئیس‌جمهور آن را «بى‌نظیر و تاریخى» نامید. سالی که در آن، امام خمینی (ره) بزرگترین تصمیم ملی یعنی «پایان جنگ و پذیرش آتش‌بس» را گرفتند و مردم نیز از آن حمایت کردند. سالی که با موشک‌باران آغاز شد و با توطئه‌های فرهنگی پایان یافت، اما در خلال آن، ملّت ایران بزرگ‌ترین راهپیمایی‌ها و بسیج‌های مردمی را رقم زدند.&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;br /&gt;
	حالا در آستانه سال ۱۳۶۸، سخن از «بازسازى فراگیر و همه‌جانبه» بود. بازسازی‌ای که به گفته رئیس‌جمهور، بدون «حمایت مردم، بدون دخالت مردم، بدون کمک سیاسى و عملى مردم» امکان‌پذیر نبود. ایشان بازسازی را نه فقط در اقتصاد و تولید، که در علم و تحقیق، در فرهنگ، در محیط زیست و حتی در نیروهای مسلح جستجو می‌کرد. و در پایان، یک توصیه ساده اما اساسی داشت: صرفه‌جویی و پرهیز از اسراف، که آن را نه به معنای سخت‌گیری بر مردم، که راهی برای «گشایش در امور زندگى» معرفی کرد.&lt;a href="#_ftn11" name="_ftnref11" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اما هیچ کس نمی‌دانست، تا چند روز بعد، امام منتظری را از قائم مقام رهبری عزل خواهد کرد، خود به دیدار یار خواهد شتافت و سکان رهبری برای دوره‌ای طلایی به رئیس‌جمهوری سپرده خواهد شد، که آرزویش انجام وظیفه بود در امری همچون نمایندگی امام در مناطق محروم سیستان و بلوچستان.&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
	&lt;div&gt;
		&lt;br /&gt;
		 &lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn1" style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref1" name="_ftn1" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;سخنرانی نوروزی در جمع اقشار مختلف مردم، ۱۴۰۴/۱/۱&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn2" style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref2" name="_ftn2" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۲&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;پیام نوروزی شهید آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای در سال &lt;/strong&gt;&lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;۱۳۶۱&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn3" style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref3" name="_ftn3" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۳&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;پیام نوروزی شهید آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای در سال &lt;/strong&gt;&lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;۱۳۶۲&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn4" style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref4" name="_ftn4" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۴&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt; &lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۴)&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;/strong&gt;&lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;سخنرانی نوروزی در حرم حضرت علی‌بن موسی الرضا علیه اسلام،&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;۱۳۶۲/۱/۱&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn5" style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref5" name="_ftn5" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۵&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;پیام نوروزی شهید آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای در سال &lt;/strong&gt;&lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;۱۳۶۳&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn6" style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref6" name="_ftn6" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۶&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;پیام نوروزی شهید آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای در سال &lt;/strong&gt;&lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;۱۳۶۴&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn7" style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref7" name="_ftn7" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۷&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;پیام نوروزی شهید آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای در سال &lt;/strong&gt;&lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;۱۳۶۵&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn8" style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref8" name="_ftn8" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۸&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;پیام نوروزی شهید آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای در سال &lt;/strong&gt;&lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;۱۳۶۶&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn9" style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref9" name="_ftn9" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۹&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;پیام نوروزی شهید آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای در سال &lt;/strong&gt;&lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;۱۳۶۷&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn10" style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref10" name="_ftn10" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱۰&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;دیدار با فرماندهان نظامى،&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;۱۳۶۷/۱/۱&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
		&lt;a href="#_ftnref11" name="_ftn11" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱۱&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;پیام نوروزی شهید آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای در سال &lt;/strong&gt;&lt;strong style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;۱۳۶۸&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	 &lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Sat, 21 Mar 2026 17:45:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>درهای توفیقات الهی چگونه برای رهبر شهید انقلاب گشوده شد؟</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62806</link>
<guid>62806</guid>
<dc:type>13</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - گفتگو</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62806/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="color:#999999;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" /&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&amp;nbsp;آنچه از نظر می&amp;zwnj;گذرانید، بخش&amp;zwnj;هایی از تنها مصاحبه&amp;zwnj;ی &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#e74c3c;"&gt;رهبر انقلاب، حضرت آیت&amp;zwnj;الله سیّدمجتبیٰ حسینی خامنه&amp;zwnj;ای &lt;span style="font-size:9px;"&gt;(دام&amp;zwnj;ظلّه)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#999999;"&gt; تا کنون است. ایشان در همه&amp;zwnj;ی این سال&amp;zwnj;ها از حضور در رسانه&amp;zwnj;ها و انجام هر گونه مصاحبه پرهیز داشتند و در این مورد استثنایی نیز که در آستانه&amp;zwnj;ی برگزاری نکوداشت مقام علمی و معنوی آیت&amp;zwnj;الله سیّدجواد خامنه&amp;zwnj;ای &lt;span style="font-size:9px;"&gt;(رحمه&amp;zwnj;الله)&lt;/span&gt; روی داد، صرفاً به قصد &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#3498db;"&gt;اداء حق و تجلیل شخصیّت مرحوم آیت&amp;zwnj;الله سیّدجواد خامنه&amp;zwnj;ای&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#999999;"&gt; حاضر به انجام این مصاحبه شدند. در زمان انجام این مصاحبه ــ یعنی نیمه&amp;zwnj;ی سال ۱۴۰۰ ــ که ساعاتی به طول انجامید، در ضمن گفت&amp;zwnj;وگو درباره&amp;zwnj;ی مرحوم آیت&amp;zwnj;الله سیّدجواد خامنه&amp;zwnj;ای، سخن از موضوعات مختلفی از جمله &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#3498db;"&gt;خاطرات شخصی و همچنین برخی ویژگی&amp;zwnj;های ممتاز و بی&amp;zwnj;بدیل رهبر شهید انقلاب&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#999999;"&gt; نیز به میان آمد که البتّه ایشان ضمن پاسخ به سؤالات، متذکّر می&amp;zwnj;شدند که موضوع اصلی این گفت&amp;zwnj;وگو درباره&amp;zwnj;ی آن عالم ربّانی و پرهیزگار است و مسیر سخن را به جریان اصلی آن بازمی&amp;zwnj;گرداندند و از&amp;zwnj;این&amp;zwnj;رو، اساساً در مقام شرح و تبیین ابعاد شخصیّتی رهبر شهید انقلاب نبودند. بااین&amp;zwnj;حال، گفتنی&amp;zwnj;هایی در این مصاحبه ثبت شده که بسیار خواندنی و شایان توجّه است؛ لذا بخش&amp;zwnj;هایی از این مصاحبه را که عمدتاً درباره&amp;zwnj;ی رهبر شهید انقلاب بوده، برای مطالعه&amp;zwnj;ی مخاطبان رسانه&amp;zwnj;ی &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;KHAMENEI.IR&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; برگزیده&amp;zwnj;ایم. &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#999999;"&gt;متن کامل این مصاحبه در ویژه&amp;zwnj;نامه&amp;zwnj;ی نکوداشت آیت&amp;zwnj;الله سیّدجواد خامنه&amp;zwnj;ای (قدّس سرّه) با عنوان &amp;laquo;صحیفه&amp;zwnj;ی پارسایی&amp;raquo;، توسّط انتشارات انقلاب اسلامی منتشر خواهد شد؛ ان&amp;zwnj;شاءالله.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&amp;nbsp;یکی از نکاتی که در خاطرات شفاهی عموها و اخوی&amp;zwnj;های جنابعالی وجود دارد، علاقه&amp;zwnj; و اُنس ویژه&amp;zwnj;ی مرحوم آیت&amp;zwnj;الله سیّدجواد با حضرت آقا است؛ شما هم نکته&amp;zwnj;ای در&amp;zwnj;این&amp;zwnj;باره به ذهن دارید؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt;&amp;nbsp;حضرت آقا رابطه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ی بسیار عاطفی و نزدیکی با پدرشان داشتند. البتّه معمولاً پدرها و فرزندان رابطه&amp;zwnj;ی عاطفی نزدیکی با هم دارند، امّا همان&amp;zwnj;طور که اشاره کردید، به نظر می&amp;zwnj;رسد رابطه&amp;zwnj;ی مرحوم آقا با پدرم یک رابطه&amp;zwnj;ی صرفاً عاطفی محض نبوده، بلکه انگار چیزی فراتر بوده است. شاید دلیل عمده&amp;zwnj;&amp;zwnj;ی آن هم به کارهایی برمی&amp;zwnj;گردد که پدرم انجام داده بودند و، به اصطلاحِ رایج، در چشم مرحوم آقا گل کرده بودند. فرض کنید ظاهراً ایشان در سنّ خیلی کم، دو شاگرد پیدا می&amp;zwnj;کنند که آن&amp;zwnj;ها آدم&amp;zwnj;های بزرگسال بودند و می&amp;zwnj;آمدند پیش ایشان درس می&amp;zwnj;گرفتند و گویا یکی از همان افراد می&amp;zwnj;آید و از ایشان دعوت می&amp;zwnj;کند که در یک مجلس روضه&amp;zwnj;ی زنانه مسئله بگوید. آن زمان در مجالس، مسئله&amp;zwnj;گو حضور پیدا می&amp;zwnj;کرد و از روی کتاب&amp;zwnj;هایی که به شکل سؤال&amp;zwnj;وجواب بود، مسئله می&amp;zwnj;گفت. هنوز رساله&amp;zwnj;های توضیح&amp;zwnj;المسائل به شکل امروزی باب نشده بوده؛ این مدل رساله ظاهراً از زمان آقای بروجردی باب می&amp;lrm;شود. من خودم نیز از کتاب&amp;zwnj;های جدّ مادری&amp;zwnj;مان، دو کتاب سؤال&amp;zwnj;وجواب داشتم ــ به&amp;zwnj;هر&amp;zwnj;حال، ایشان کاسب و بازاری بود و از این کتاب&amp;zwnj;ها داشت ــ یکی سؤال&amp;zwnj;وجواب مرحوم آقا سیّدابوالحسن و یکی هم مربوط به آقا شیخ عبدالکریم حائری. گویا ایشان یکی از همان کتاب&amp;zwnj;های سؤال&amp;zwnj;وجواب را از مرحوم پدرشان می&amp;zwnj;گیرند و پدرشان ایشان را توجیه می&amp;zwnj;کنند و می&amp;zwnj;روند و از پس این قضیّه هم به&amp;zwnj;خوبی برمی&amp;zwnj;آیند. آن زمان، پدرم حدود دوازده سیزده سال داشتند. لذا این حالت&amp;zwnj;ها نیز طبیعتاً در ذهن مرحوم آقا اثر داشته است.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;نکته&amp;zwnj;ی دیگر، جنبه&amp;zwnj;ی علمی بارز آقا در آن سنّ کم بود. طبیعتاً بُروز استعداد علمی پدرم در این ذهنیّت مرحوم آقا اثر داشته است. ظاهراً وقتی مرحوم آقا به پدرم &amp;laquo;شرح لمعه&amp;raquo; درس می&amp;zwnj;دادند و حاضرجوابیِ درسیِ آقا را می&amp;zwnj;بینند، می&amp;zwnj;گویند که علی آقا مجتهد است. البتّه طبعاً چنین تعبیری در آن سن، بیانگر تصدیق اجتهاد به معنای متداول آن نبوده، چون بالاخره آقا سال&amp;zwnj;ها زحمت کشیدند و پای درس بسیاری از بزرگان رفتند؛ این تعبیر، در واقع، نوعی تمجید و تحسین بوده که مرحوم آقا از وضعیّت علمی پدرم داشتند و منظورشان این بوده که این دست&amp;zwnj;فرمان را اگر ایشان پیگیری کند، علی&amp;zwnj;القاعده در زمان کوتاهی به اجتهاد متداول منتهی می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;به&amp;zwnj;علاوه، ایشان نسبت به پدرشان اطاعت بارز و همراهی&amp;zwnj;هایی در امور دیگر مثل حرم رفتن&amp;zwnj;های مرحوم آقا داشتند. ظاهراً گاهی اوقات که مرحوم آقا به حرم مشرّف می&amp;zwnj;شدند، پدرم نیز در ایّام نوجوانی با ایشان همراهی می&amp;zwnj;کردند؛ در طول مسیر، بعضی&amp;zwnj;ها با مرحوم آقا سلام و احوالپرسی می&amp;zwnj;کردند که ایشان مشغول نافله یا ذکری بودند و پدرم جواب سلام افراد را می&amp;zwnj;دادند. مرحوم آقا به نوافل و مستحبّات خیلی مقیّد بودند. پدرم نقل می&amp;zwnj;کنند که زیارت جامعه&amp;zwnj;ی کبیره را آن&amp;zwnj;قدر در زیارت&amp;zwnj;های همراه با مرحوم آقا خوانده بودند که خودشان هم حفظ شده بودند.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;به&amp;zwnj;هر&amp;zwnj;حال، برای پدرم نسبت به دیگر فرزندان فرصت خوبی برای خدمت به پدرشان فراهم می&amp;zwnj;شود. مثلاً ایشان مقیّد بودند که هر روز به خانه&amp;zwnj;ی پدرشان بروند و با مرحوم آقا گعده می&amp;zwnj;کردند و برایشان کتاب می&amp;zwnj;خواندند و بحث و گفت&amp;zwnj;وگو داشتند. کلّاً به جهت همین فضای طلبگی، بین آن&amp;zwnj;ها هم&amp;zwnj;زبانیِ بیشتری بوده و این یعنی غیر از آن عواطف، یک بسترِ طبیعیِ این&amp;zwnj;چنینی هم وجود داشته است.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;یک خاطره&amp;zwnj;ای را آقا خودشان از زمان ریاست جمهوری برایمان تعریف می&amp;zwnj;کردند. خب عادت آقا این بود که به صورت مستمر، هر چند روز یک بار، با والدینشان تماس تلفنی می&amp;zwnj;گرفتند و صحبت و احوالپرسی می&amp;zwnj;کردند. یکی از روزها، آقا چند دقیقه&amp;zwnj;ای با ایشان صحبت کردند و بعد خداحافظی کردند، مرحوم آقا هم خداحافظی کردند. بعد با این تصوّر که آقا گوشی را گذاشته&amp;zwnj;اند، خیلی آرام ــ که انگار دارند با خودشان صحبت می&amp;zwnj;کنند ــ با همان لهجه&amp;zwnj;ی شیرین ترکی گفتند &amp;laquo;قربانت علی&amp;raquo;. ایشان تصوّر می&amp;zwnj;کردند که آقا گوشی را گذاشته&amp;zwnj;اند، ولی آقا هنوز گوشی را نگه داشته بودند و این جمله را شنیده بودند.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;در مجموع، این حالت&amp;zwnj;ها جدای از رابطه&amp;zwnj;ی پدر و فرزندی باعث اثراتی می&amp;zwnj;شود؛ همه&amp;zwnj;ی این موارد، در رابطه&amp;zwnj;ی عاطفی ایشان مؤثّر بوده است.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;البتّه از همه مهم&amp;zwnj;تر ماجرای معروف نابینایی مرحوم آقا است که آقا به خاطر پدرشان تحصیل در قم را ترک کردند و آمدند مشهد؛ این هم حتماً اثر زیادی بر رابطه&amp;zwnj;ی عاطفی بین آقا و پدرشان داشته است. در اوایل دهه&amp;zwnj;ی ۴۰، چشم پدربزرگ ما دچار همان بیماری&amp;zwnj;های آب&amp;zwnj;مروارید و آب&amp;zwnj;سیاه شد که خطرناک بود و لازم بود یک نفر در کنار ایشان باشد و کمک و رسیدگی و پیگیری نماید. خب عمو محمّدِ ما تازه ازدواج کرده بودند و سرِ زندگی رفته بودند. عمّه&amp;zwnj;مان هم که از عمو هادی بزرگ&amp;zwnj;تر بود، در آن ایّام نوجوان بود. پسران کوچک&amp;zwnj;تر مانند عموهادی&amp;zwnj;آقا هم که سنّشان کم بوده است. بنابراین، طبیعتاً اوّلین کسی که می&amp;zwnj;توانسته این کار را بکند آقا بودند. ایشان امّا در آن زمان قم بودند و به لحاظ علمی و حوزوی وضع خیلی خوبی داشتند و درس&amp;zwnj;هایشان را با جدّیّت می&amp;zwnj;خواندند. ایشان قبل از آن، در قم، در درس&amp;zwnj;های مختلفی از جمله درس&amp;zwnj;های آقای بروجردی شرکت می&amp;zwnj;کردند؛ حتّی گویا جزوه&amp;zwnj;ی ایشان در درس آقای بروجردی، از جزوات منتخب شده و تقدیر و تحسینی هم دریافت می&amp;zwnj;کنند. درس مرحوم امام و مرحوم داماد هم می&amp;zwnj;رفتند و خیلی هم علاقه داشتند. درس امام جزو درس&amp;zwnj;های شلوغ بوده و آقا علاقه&amp;zwnj;ی فراوانی به این درس داشتند. درس آقای داماد به آن شلوغی نبوده، امّا به&amp;zwnj;هر&amp;zwnj;حال درسی عمیق بوده است. درس مرحوم آقا مرتضیٰ حائری نیز بسیار کم&amp;zwnj;تعداد بوده و ظاهراً در دوره&amp;zwnj;ای، تنها منحصر به خود آقا بوده است؛ یعنی درس یک&amp;zwnj;نفره داشتند. مرحوم آقای حائری هم به آقا علاقه داشتند. حاج شیخ مرتضیٰ به دلیل علاقه&amp;zwnj;شان به پدرم، جزوات خودشان را می&amp;zwnj;دادند به ایشان که استفاده کنند. وقتی آقا بنا را بر برگشت به مشهد می&amp;zwnj;گذارند، برخی از اساتیدشان از جمله مرحوم حاج آقا مرتضیٰ به رفتن ایشان راضی نبودند. البتّه بعضی از فضلای قم در تحسین ایشان می&amp;zwnj;گویند فلانی یا رئیس کل می&amp;zwnj;شود یا رئیس خراسان که منظور از &amp;laquo;رئیس&amp;raquo;، همان مرجعیّت بوده است. این مسائل نشانگر میزان رشد و ارتقاء علمی حضرت آقا در قم بوده است. لذا ایشان مردّد بودند که باید چه کاری را انجام دهند. از طرف دیگر، وضع پدرشان بود و در قبال پدر، احساس مسئولیّت می&amp;zwnj;کردند. در همان ایّام، یک روز آقا به تهران می&amp;zwnj;آیند و به منزل مرحوم آقا ضیاء آملی، پسر آشیخ محمّدتقی آملی که با هم ارتباط و رفاقت داشتند، می&amp;zwnj;روند. آقا می&amp;zwnj;گویند که من هر&amp;zwnj;چه نگاه می&amp;zwnj;کنم، می&amp;zwnj;بینم دنیا و آخرت من در قم است و از طرف دیگر، وضع پدر من آن&amp;zwnj;گونه است. مرحوم آقا ضیاء می&amp;zwnj;گویند که اگر خدا بخواهد، دنیا و آخرت شما را در همان مشهد درست می&amp;zwnj;کند. آقا می&amp;zwnj;گفتند تا این جمله را گفتند، من دیدم عجب! من که خودم این را می&amp;zwnj;دانستم، امّا چرا به این مطلب توجّه نداشتم. لذا همان جا بسیار راحت تصمیم به بازگشت به مشهد می&amp;zwnj;گیرند. جالب آنکه بعد از این تصمیم، درها یکی&amp;zwnj;یکی به روی آقا باز می&amp;zwnj;شود، از لحاظ تدریس، از لحاظ مسجد و منبر و مانند این&amp;zwnj;ها.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt;&amp;nbsp;بعد از این ماجرا بود که فعّالیّت&amp;zwnj;های تبلیغی آقا در مساجد مشهد اوج می&amp;zwnj;گیرد؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt;&amp;nbsp;بله؛ مثلاً از زمانی که من به یاد دارم، ایشان در دو مسجد فعّالیّت داشتند: یکی مسجد کرامت بود که به&amp;zwnj;نوعی مرکزیّت داشت و دیگری مسجد امام حسن که بعدها توسعه پیدا کرد. مسجد امام حسن یکی از مراکز مهمّ تجمّعات مبارزان در مقدّمه&amp;zwnj;ی انقلاب، یعنی کانون مبارزه&amp;zwnj;ی طلّاب و دانشجویانِ فعّال بود. یکی از صحنه&amp;zwnj;هایی که مکرّر اتّفاق می&amp;zwnj;افتاد و هنوز به یادم دارم، صحنه&amp;zwnj;ای است که آقا ایستاده در حال سخنرانی بودند و عدّه&amp;zwnj;ی زیادی از افراد، ضبط&amp;zwnj;صوت&amp;zwnj;ها را روی دست گرفته و بالا آورده&amp;zwnj; بودند که صدای ایشان را ضبط کنند؛ بعد از سخنرانی هم افراد، دُور آقا جمع می&amp;zwnj;شدند و خیلی شلوغ می&amp;zwnj;شد.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&amp;nbsp;یعنی خود همین بازگشت آقا به مشهد به خاطر پدرشان، زمینه&amp;zwnj;ی توفیقات ایشان هم می&amp;zwnj;شود.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&amp;nbsp;طبیعتاً این خدمات بی&amp;zwnj;جواب نمی&amp;zwnj;ماند و به هر ترتیب، آن اقدامی که آقا در نسبت با پدرشان کردند، حتّی اگر مرحوم آقا هم به آن توجّهی نمی&amp;zwnj;داشتند ــ که داشتند ــ تکویناً اثر خودش را در زندگی آقا می&amp;zwnj;گذاشت، که گذاشت. البتّه آثار این خدمت به پدر و مادر هم در هر کسی ممکن است متفاوت باشد. مثلاً عمو حسنِ ما وقتی همه باید می&amp;zwnj;آمدند تهران، کنار مرحوم آقا و خانم در مشهد ماندند؛ خود ایشان می&amp;zwnj;گفت که اثر آن خدمت به پدر و مادر این بود که من زندگی خیلی باآسایش و آرامی دارم.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&amp;nbsp;رابطه&amp;zwnj;ی علمی رهبر معظّم انقلاب با مرحوم آیت&amp;zwnj;الله سیّدجواد خامنه&amp;zwnj;ای چگونه بوده؟ لطفاً قدری از مراوده&amp;zwnj;ی علمی ایشان با پدرشان نیز بفرمایید.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&amp;nbsp;ظاهراً ابتدا مرحوم آقا به عموی ما آقا سیّدمحمّدآقا یک درس می&amp;zwnj;گفتند و به پدرم درس سطح پایین&amp;zwnj;تری را می&amp;zwnj;گفتند که بعد از مدّتی، درس این دو نفر یکی می&amp;zwnj;شود و با هم &amp;laquo;شرح لمعه&amp;raquo; را نزد مرحوم آقا می&amp;zwnj;خوانند. پدرم می&amp;zwnj;گفتند در دوره&amp;zwnj;ای وقتی من از درس آقای میلانی برمی&amp;zwnj;گشتم، مرحوم آقا هم از نماز حرم برمی&amp;zwnj;گشت و ما در راه به هم می&amp;zwnj;رسیدیم. مرحوم آقا از من سؤال می&amp;zwnj;پرسیدند که آقای میلانی امروز در درس چه گفت، من شروع به تقریر درس آقای میلانی می&amp;zwnj;کردم و ایشان نیز نکاتی در تکمیل یا توضیح می&amp;zwnj;گفتند. البتّه مرحوم آقا این کار را روی حساب می&amp;zwnj;کردند تا پدرم بلافاصله بعد از آن درس مهم، یک نوع مباحثه&amp;zwnj;&amp;zwnj; با یک فرد ارشد داشته باشند و نکاتی را بگویند. این فرایند، بسیار مؤثّر است و مطلب را در ذهن حک می&amp;zwnj;کند و اگر مستمر انجام شود، اثرات بسیار مهم و فراوانی دارد. گویا این برنامه هم مدّتی استمرار داشته است.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;آقا گاهی در همان سنین، در مباحثه&amp;zwnj;های علمی پدرشان مشارکت می&amp;zwnj;کردند و نظر هم می&amp;zwnj;دادند که خاطراتی هم از این مشارکت&amp;zwnj;ها هست. مثلاً یک بار ایشان به همراه پدرشان به منزل آقا سیّدهاشم رفته بودند. آنجا مرحوم آقا سیّدهاشم یک بحث علمی مطرح می&amp;zwnj;کند و پدرم با ایشان بحث می&amp;zwnj;کند. وقتی خارج می&amp;zwnj;شوند، مرحوم آقا به پدرم می&amp;zwnj;گویند که شما چرا این&amp;zwnj;جوری کردید و با ایشان بحث کردید. البتّه مرحوم آقا به محتوای کلام پدرم اشکال نکرده بودند، بلکه به نحوه&amp;zwnj;ی مواجهه با مرحوم آقا سیّدهاشم خرده گرفته بودند. یک بار من از پدرم سؤال کردم که آقا سیّدهاشم شاگرد آقای نائینی بوده، مرحوم آقا نیز شاگرد ایشان بوده؛ آیا شما از نظر علمی این دو نفر را با هم مقایسه کرده&amp;zwnj;اید؟ پدرم گفتند که بعضی&amp;zwnj;ها معتقد بودند که مرحوم آقا خیلی با آقا سیّدهاشم تفاوت دارد و از نظر علمی بالاتر است و ترجیح دارد. البتّه به لحاظ سنّی، آقا سیّدهاشم ده سال بزرگ&amp;zwnj;تر و هم&amp;zwnj;سنّ مرحوم آقای حکیم بودند و بنا به گفته&amp;zwnj;ی مرحوم آقای واعظ&amp;zwnj;زاده، دوره&amp;zwnj;ای هم با آقای حکیم در نجف هم&amp;zwnj;بحث بودند.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;یک وقتی هم آقا درباره&amp;zwnj;ی پدرشان می&amp;zwnj;فرمودند که مرحوم آقا تا همان آخر هم به مطالعه و به&amp;zwnj;خصوص مطالعه&amp;zwnj;ی فقه خیلی علاقه داشتند و یکی از خصوصیّات اخلاقی خوبشان این بود که وقتی مثلاً به ما &amp;laquo;کفایه&amp;raquo; می&amp;zwnj;گفتند، گاهی پیش می&amp;zwnj;آمد که بگویند اینجا را اشتباه گفتم. آدم&amp;zwnj;ها معمولاً این کار را نمی&amp;zwnj;کنند؛ مثلاً روی منبر گاهی اوقات که اشتباه می&amp;zwnj;کنند، با شیوه&amp;zwnj;ای نامحسوس برای مردم، حرف خطا را به صحیح منتقل می&amp;zwnj;کنند. خب در تدریس و مانند این&amp;zwnj;ها، این کار سختی است که آدم به اشتباهش اعتراف کند؛ یعنی کسی بخواهد از این کارها بکند، اعتبارش زود از دست می&amp;zwnj;رود و معمولاً این کار را نمی&amp;zwnj;کنند و حتّی ممکن است یک منطقی هم برای اشتباهشان درست کنند.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&amp;nbsp;سؤالی که می&amp;zwnj;خواهم بپرسم، بیشتر تحلیلی است تا خاطره. با توجّه به موضوعاتی که فرمودید، به نظر شما حضرت آقا در چه ویژگی&amp;zwnj;هایی از ابوی&amp;zwnj;شان متأثّرند؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt;&amp;nbsp;پاسخ به این سؤال کمی سخت است؛ احتمالاً التزام ایشان به نوافل و این موارد، به پدرشان برمی&amp;zwnj;گردد.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt;&amp;nbsp;اگر بخواهم سؤالم را دقیق&amp;zwnj;تر بگویم، &amp;zwnj;منظورم &amp;laquo;شباهت&amp;raquo; بود؛ به نظر شما چه شباهت&amp;zwnj;هایی بین این دو بزرگوار وجود دارد؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt;&amp;nbsp;یکی&amp;zwnj;اش شاید زهد آقا باشد. این توضیح لازم است که باید گفت مرحوم آقا زاهد بودند و حتّی فقیر بودند. البتّه این&amp;zwnj;طور نبوده که مرحوم جدّمان از روی بیچارگی زاهد شده باشد. زهد حضرت آقا هم کاملاً زهد انتخابی است. ایشان دریافت مالی به عنوان حقوق مرسوم ندارند؛ یعنی اصلاً حقوق نمی&amp;zwnj;گیرند. مثلاً من یک وقتی می&amp;zwnj;خواستم مبلغی را احتیاطاً از طرف خودم به دفتر بدهم، یکی از برادرهای دفتر گفت که آقا همین تازگی فلان قدر برای تصرّفات خودشان داده&amp;zwnj;اند؛ خب از بیت&amp;zwnj;المال که برنمی&amp;zwnj;دارند بدهند به بیت&amp;zwnj;المال، از همین نذوراتی است که افراد برای شخص ایشان انجام می&amp;zwnj;دهند.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;غیر از نذورات، هدایایی که افراد از سر عشق و علاقه برای شخص آقا می&amp;zwnj;آورند هم به همین نحو است. مثلاً در یک مورد، حدود سی سال پیش، برادران یمن یک ظرف حلبی بزرگ از نگین&amp;zwnj;های عقیق یمنی برای ایشان آوردند؛ در کنار این، چند جعبه که نگین&amp;zwnj;های خاص را در آن گذاشته بودند هم آوردند که کسانی که عقیق&amp;zwnj;شناس بودند می&amp;zwnj;گفتند قیمت آن&amp;zwnj;ها خیلی زیاد است؛ امّا بااین&amp;zwnj;حال، ایشان همه&amp;zwnj;ی آن نگین&amp;zwnj;ها را به دیگران داد. یا یک کسی عبایی برای آقا آورده بود که بسیار لطیف و گران&amp;zwnj;قیمت بود؛ آقا آن را دادند که بفروشند و با پول آن،&amp;zwnj; تعدادی عبا تهیّه کردند و به اشخاص مختلف هدیه دادند. مسائل مادّی اصلاً برای حضرت آقا اهمّیّت نداشته است و در عین تمکّن بالایی که دارند و با انواع و اقسام محامل شرعی می&amp;zwnj;توانند بهره&amp;zwnj;مند باشند، امّا هرگز استفاده نمی&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;پدرم معمولاً هدایای ارزشمندی را که به شخص ایشان اهدا می&amp;zwnj;کنند، به آستان قدس رضوی می&amp;zwnj;دهند. کتاب&amp;zwnj;های خطّی بسیار زیادی به آقا هدیه می&amp;zwnj;شود که ایشان نوعاً آن&amp;zwnj;ها را به آستان قدس می&amp;zwnj;سپارند. یکی از اساتید بزرگ و معاصر خط برای ایشان یک دیوان حافظ به خطّ شکسته&amp;zwnj;ی نستعلیقِ وصال شیرازی فرستاد که بسیار زیبا بود؛ من قصد داشتم آن را به یک نفر نشان دهم که دیدم نیست؛ در نهایت، معلوم شد آقا آن را مانند بقیّه&amp;zwnj;ی موارد خوب و زیبا به آستان قدس داده&amp;zwnj;اند و اصلاً خودشان استفاده و تصرّف نمی&amp;zwnj;کنند. کلّاً چیزهای نفیس و خوب را آقا می&amp;zwnj;دهند آنجا.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;همین جا بگذارید خاطره&amp;zwnj;ای برایتان بگویم. من در کودکی از کلمه&amp;zwnj;ی &amp;laquo;فقیر&amp;raquo; بدم می&amp;zwnj;آمد. خب بچّه بودم و تصوّرم از &amp;laquo;فقیر&amp;raquo; مثلاً کسی بود که گوشه&amp;zwnj;ی خیابان می&amp;zwnj;نشیند و گدایی می&amp;zwnj;کند. آن زمان هنوز انقلاب پیروز نشده بود و من کلاس دوّم دبستان بودم و مشهد زندگی می&amp;zwnj;کردیم، در همین خانه&amp;zwnj;ای که الان هم هست. یادم هست در گوشه&amp;zwnj;ای از همان خانه، مقداری بسته&amp;zwnj;های آذوقه و روغن&amp;zwnj;نباتی بود. ما، یعنی سه فرزند و پدر و مادر، نشسته بودیم و در حال صحبت بودیم که آقا در میان کلام گفتند که من افتخار می&amp;zwnj;کنم که فقیر هستم! تا این را آقا گفتند، این&amp;zwnj;قدر این جمله برای من ضرب داشت که یک&amp;zwnj;دفعه گویا تصوّرم نسبت به &amp;laquo;فقر&amp;raquo; عوض شد، به طوری که تا الان هم همین&amp;zwnj;جوری هستم. این به&amp;zwnj;نوعی نشانه&amp;zwnj;ی بی&amp;zwnj;تعلّق بودن ایشان به دنیا از همان اوایل زندگی و تارک بودن ایشان است.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&amp;nbsp;آقا در مصاحبه&amp;zwnj;ای در اوایل پیروزی انقلاب می&amp;zwnj;گویند که من چون نمی&amp;zwnj;خواهم فقرنمایی بشود، خاطرات زندگی خودم را نمی&amp;zwnj;گویم و عبور می&amp;zwnj;کنند. اگر صلاح می&amp;zwnj;دانید، شما قدری در&amp;zwnj;این&amp;zwnj;باره توضیح بفرمایید.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt;&amp;nbsp;ایشان اصلاً اجازه نمی&amp;zwnj;دهند زندگی&amp;zwnj;شان دچار زرق&amp;zwnj;وبرق شود. مثلاً وسایل زندگی ایشان بسیار ساده است. فرض کنید اجاق&amp;zwnj;گاز خانه&amp;zwnj;ی ایشان از همین اجاق&amp;zwnj;های سه&amp;zwnj;شعله&amp;zwnj;ی قدیمیِ رومیزی است که من چند بار از والده خواهش کردم که این را عوض کنید. والده هم در این جهت واقعاً از آقا کمتر نیستند. هنوز اجاق&amp;zwnj;گازشان همان سه&amp;zwnj;شعله&amp;zwnj;ی قدیمی است که روی میز می&amp;zwnj;گذارند! مادر، به رغم اصرارهای زیاد ما، آخر هم قبول نکردند و گفتند اصلاً نمی&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;تا چند سالِ گذشته، تلویزیون منزل آقا از همان قدیمی&amp;zwnj;ها بود. یک دستگاهِ گیرنده، به قیمت آن موقع، حدود پنجاه هزار تومان تهیّه شد و من آمدم که آن را به تلویزیون وصل کنم. آقا سر نماز بودند. دیدم این تلویزیون این&amp;zwnj;قدر قدیمی است که اصلاً جای فیش آن دستگاه را ندارد! تلویزیون خود ما هم قدیمی است، امّا جای فیش آن را دارد. ما فکر این را نکرده بودیم که این&amp;zwnj; دستگاه این&amp;zwnj;قدر قدیمی باشد که جای فیش ورودی از دستگاه را نداشته باشد. بعد از آن، دیگر آن تلویزیون واقعاً از حیّز انتفاع ساقط شد و بعد از چند سال از همین تلویزیون&amp;zwnj;های معمولی که حالاها معمول شده و چند کانال را می&amp;zwnj;گیرد، به خانه&amp;zwnj;ی آقا آمد.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;مورد دیگر مثلاً این است که آقا از سال ۸۰ به دلیل کمردرد مجبورند به تجویز دکتر روی صندلی بنشینند. ایشان حتّی بین دو نماز باید روی صندلی بنشینند و تقریباً نشستن روی زمین ندارند و والده هم مشکل کمردرد دارند. امّا صندلی&amp;zwnj; و میزی که در خانه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ی آقا وجود دارد، پلاستیکی است؛ مثل مغازه&amp;zwnj;هایی که می&amp;zwnj;خواهند بدون هیچ هزینه&amp;zwnj;ی اضافه&amp;zwnj;ای صندلی چوبی یا آهنی نخرند، ولی صندلی هم داشته باشند. لذا تعدادی از همین صندلی&amp;zwnj;های پلاستیکی خریده&amp;zwnj;اند و گوشه&amp;zwnj;ای در اتاقِ پشتیِ منزل روی هم گذاشته&amp;zwnj;اند برای مهمان&amp;zwnj;ها که در مواقع نیاز به تعداد بیشتر، دُور اتاق چیده می&amp;zwnj;شود.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;از این دست وسایل قدیمی، می&amp;zwnj;توان به تخت آقا اشاره کرد. تختی که آقا الان روی آن می&amp;zwnj;خوابند، همان تختی است که از سال ۶۰، یعنی از زمان ترور و جراحت و آسیب ناشی از آن، روی این تخت خوابیده&amp;zwnj;اند و الان چهل سال است که از آن استفاده می&amp;zwnj;کنند. اگر یک نفر یک قلم و کاغذ بردارد، شاید بتواند بیش از پانزده مورد از این وسایل قدیمی را فهرست کند. والده نیز در این جهت بسیار مؤثّر بوده&amp;zwnj;اند؛ ایشان هم پابه&amp;zwnj;پای آقا در تمام این سال&amp;zwnj;ها بوده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&amp;nbsp;غیر از این ویژگی زهد، دیگر چه شباهت&amp;zwnj;هایی بین حضرت آقا با پدر و مادرشان وجود دارد؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt;&amp;nbsp;پدرم، با وجود فهم سیاسی و تجارب متراکم و دقّت&amp;zwnj;هایی که در جزئیّات دارند، صفا و صمیمیّت خاصّی هم دارند. امروز ۴٢ سال از انقلاب می&amp;zwnj;گذرد و شاید بیش از پانزده سال نیز قبل از انقلاب، این مبارزات ادامه داشته است و در نتیجه، ایشان تجارب و تشخیص&amp;zwnj;های مختلفی دارند؛ امّا با وجود این، صفای خاصّی دارند. صفا به معنی صدق. این شاید به آن دو بزرگوار، یعنی خانم و آقا، برمی&amp;zwnj;گردد؛ زیرا آن&amp;zwnj;ها نیز همین صفا را داشتند.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;از جلوه&amp;zwnj;های این صدق، صراحت لهجه است. من این حالت صراحت را در خانم دیده&amp;zwnj;ام؛ مثلاً اگر کسی غیبت می&amp;zwnj;کرد، صراحتاً به او می&amp;zwnj;گفتند غیبت نکنید یا آن حرف را قطع می&amp;zwnj;کردند. یادم هست من بچّه بودم و با ایشان و مادرم و بعضی دیگر به روضه&amp;zwnj;ای در ابتدای خیابان احمدآباد می&amp;zwnj;رفتیم. آنجا برخی از فرزندان صاحبخانه یا مهمانان دیگر بی&amp;zwnj;حجاب بودند. خانم همان جا با یک&amp;zwnj;یکِ آن بچّه&amp;zwnj;ها با لحن ملایم و با &amp;laquo;دخترم&amp;raquo; و الفاظی مانند آن شروع کرد به صحبت&amp;zwnj;کردن و پیگیر ماجرا شد، به طوری که همان جا چادر به سر کردند؛ در حالی که نه مرحوم خانم فرد منسوب به قدرتی بود و نه پشتوانه&amp;zwnj;ی دیگری از این قبیل داشتند.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;در یک مورد دیگر مثلاً خانم به تهران آمده بودند و بعضی از خانم&amp;zwnj;های شخصیّت&amp;zwnj;ها که مطّلع می&amp;zwnj;شدند، از طریق والده&amp;zwnj;ی ما ایشان را به مهمانی زنانه دعوت می&amp;zwnj;کردند. در یکی از آن مهمانی&amp;zwnj;ها که در منزل یکی از شخصیّت&amp;zwnj;های مهم بود، آن&amp;zwnj;ها برای پذیرایی عصرانه چند نوع غذا درست کرده بودند. امّا این موارد از نظر فرهنگ ما و به&amp;zwnj;ویژه مرحوم خانم زیاد بود و ایشان بعد از مجلس و به طور خصوصی تذکّر می&amp;zwnj;دهد که خیلی اسراف کرده&amp;zwnj;اید و چرا اسراف می&amp;zwnj;کنید. خانم در بحث امربه&amp;zwnj;معروف و نهی&amp;zwnj;ازمنکر بسیار صریح بودند و این صراحت در پدرم نیز وجود دارد. مثلاً وقتی آقا ایرانشهر تبعید بودند، یک بار رفته بودیم ملاقات ایشان. من کلاس سوّم دبستان بودم، ماه رمضان بود و هوا هم گرم. من می&amp;zwnj;خواستم کتاب بخوانم، امّا کتابی نداشتم. آقا آن موقع کلید سه تا کتابخانه&amp;zwnj;ی شهر را داشتند، با هم رفتیم که کتاب انتخاب کنیم. در مسیر، جوانی را دیدیم که داشت علناً ساندویچ می&amp;zwnj;خورد؛ آقا همان جا به او تذکّر دادند. حالا تصوّر کنید که آقا در آن شهر تبعید بودند، امّا باز هم دست از نهی&amp;zwnj;از&amp;zwnj;منکر برنداشته بودند.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&amp;nbsp;علاقه&amp;zwnj;ی زیاد آقا به کتاب و کتاب&amp;zwnj;خوانی چطور؟ آیا این هم به نظر شما یک ویژگی وراثتی است؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&amp;nbsp;خب هم پدر و هم مادر آقا هر دو اهل مطالعه بودند. پدرشان که معلوم است، مادرشان نیز اهل &amp;zwnj;مطالعه بودند و حتّی فکر کنم از خود خانم شنیده بودم که من بیشتر از آقا ــ یعنی پدربزرگ ما ــ حدیث بلدم؛ شاید منظورشان همین تسلّط به مسائل مختلف بوده و اینکه مثلاً مرحوم آقا فقه بلد هستند و ایشان حدیث بلدند. امّا بااین&amp;zwnj;حال، به نظرم این علاقه به کتاب و مطالعه در این حدّی که آقا دارند، می&amp;zwnj;توان گفت ذاتیِ خودشان است.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;جالب است بدانید آقا وقتی که دوازده&amp;zwnj; سیزده سالشان بود، گاهی می&amp;zwnj;رفتند در این مغازه&amp;zwnj;هایی که کتاب&amp;zwnj;های فرسوده و کهنه داشتند، می&amp;zwnj;گشتند و از بین آن&amp;zwnj;ها کتاب&amp;zwnj;هایی را که به&amp;zwnj;دردبخور بود انتخاب می&amp;zwnj;کردند، بعد خودشان آن&amp;zwnj;ها را صحّافی می&amp;zwnj;کردند و برمی&amp;zwnj;داشتند برای مطالعه. من الان یک کتاب &amp;laquo;نصاب&amp;zwnj;الصّبیان&amp;raquo; دارم که مال همان ایّام است و آقا خودشان آن را صحّافی کرده&amp;zwnj;اند. کتاب &amp;laquo;نصاب&amp;zwnj;الصّبیان&amp;raquo; شاید اوّلین کتاب تحصیلی حساب بشود و من آن را از کتب صحّافی&amp;zwnj;شده&amp;zwnj;ی خود آقا دارم. یک بار به یکی از خدمه&amp;zwnj;ی دفتر که برای مرتّب&amp;zwnj;سازی اتاق به من کمک می&amp;zwnj;کرد، این را توضیح دادم که مثلاً آقا هزینه&amp;zwnj;ی تهیّه&amp;zwnj;ی کتاب نداشتند و از میان آن کتاب&amp;zwnj;ها که ارزان&amp;zwnj;تر بود، این&amp;zwnj;ها را جمع می&amp;zwnj;کردند و صحّافی می&amp;zwnj;کردند. وقتی این&amp;zwnj;ها را توضیح می&amp;zwnj;دادم، او به&amp;zwnj;شدّت متأثّر شده بود.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;بنابراین، من فکر می&amp;zwnj;کنم عادت مطالعه&amp;zwnj;ی ایشان فوق این مطالب است. مثلاً مطالعه&amp;zwnj;ی قبل از خواب یک امر کاملاً مرسوم برای آقا است، مگر وضعیّتِ خلافِ قاعده&amp;zwnj;ای پیش بیاید؛ وَالّا قاعده&amp;zwnj;ی ایشان این است که همیشه با کتاب و مطالعه بخوابند. مطالعه&amp;zwnj;ی ایشان از نظر تنوّع کتب و موضوعات هم بسیار گسترده و عجیب است. اگر کسی ایشان را همان زمان جوانی&amp;zwnj;شان هم می&amp;zwnj;دید، برایش جالب بود و این دیدگاه نسبت به ایشان از ناحیه&amp;zwnj;ی افرادی که حتّی از حوزه نبودند و مثلاً در ادبیّات و شعر یا حتّی در موضوعات روشنفکری سررشته داشتند، ابراز شده است.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&amp;nbsp;آخرین باری که مرحوم پدربزرگ&amp;zwnj;تان را دیدید کِی بود و از رحلت ایشان چگونه مطّلع شدید؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt;&amp;nbsp;من در خانواده&amp;zwnj;ی خودمان آخرین کسی هستم که مرحوم آقا را پیش از فوت دیدم؛ مرحوم خانم را هم آخرین نفر من دیدم؛ یعنی اتّفاقاً این&amp;zwnj;طوری شده است. من دو هفته پیش از فوت مرحوم آقا، اوایل تیر ۱۳۶۵، در جبهه دچار یک بیماری عجیب شدم که هر کس من را می&amp;zwnj;دید، از چهره&amp;zwnj;ی بسیار زرد و زارم متوجّه می&amp;zwnj;شد که خیلی بیمار هستم و من خودم هم از واکنش آن&amp;zwnj;ها می&amp;zwnj;فهمیدم که حالم خیلی بد است. من خیلی اهل مرخصی نبودم، لذا خود فرمانده گفت تو باید برگردی تهران. ماه رمضان بود و من به توصیه&amp;zwnj;ی فرمانده به مرخصی آمدم. ابتدا آمدم تهران و بعد از چند روز با رفقا به مشهد رفتیم. اوّل به منزل مادربزرگ مادری و بعد به منزل پدربزرگ و مادربزرگ پدری رفتم. مرحوم آقا و خانم به دلیل بیماری و کهولت سن نمی&amp;zwnj;توانستند روزه بگیرند، لذا ناهار درست کرده بودند؛ من هم در مشهد مسافر بودم و روزه نمی&amp;zwnj;گرفتم. خانم به من گفت ناهار پیش ما بمان؛ امروز ظهر برای آقا برنج و گوشت درست کردم، شما هم بمان. من ماندم و یک سفره&amp;zwnj;ی سه&amp;zwnj;نفره پهن کردند. از جمله&amp;zwnj;ی چیزهایی که از آن روز یادم هست، اینکه مرحوم آقا مکرّر برای من گوشت می&amp;zwnj;گذاشت و می&amp;zwnj;گفت بخور. بعد از غذا، خانم به آقا گفتند که مجتبیٰ می&amp;zwnj;خواهد به جبهه برود. با مرحوم آقا خداحافظی کردیم و ایشان برای استراحت تشریف بردند؛ خانم نیز معمولاً ظهرها می&amp;zwnj;خوابیدند، من هم رفتم یک کتاب برای مطالعه برداشتم و بعد از استراحت، خداحافظی کردم و رفتم تا به وعده&amp;zwnj;ی قرار با رفقا برسم.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;بعد از برگشت به تهران، چند روزی در تهران بودم و با اتمام مرخصی به منطقه برگشتم. به&amp;zwnj;زودی، عملیّات کربلای یک شروع شد. بعد از مرحله&amp;zwnj;ی دوّم عملیّات، شبی که در حال برگشت از منطقه به پشت جبهه بودیم، یاد خانم و آقا افتادم. از میان این&amp;zwnj;همه مطلبی که در عالم هست، یکباره به ذهن من خطور کرد که اگر منافقین به منزل خانم و آقا که محافظ ندارند، بروند و آسیبی بزنند یا مثلاً آن&amp;zwnj;ها را بربایند، آن&amp;zwnj;وقت باید چه کار کنیم! در واقع، این افکار من احتمالاً هم&amp;zwnj;زمان بود با همان ساعاتی که مرحوم آقا فوت کرده بودند. در این افکار بودم که به چادرهای محلّ استقرارمان رسیدیم و از شدّت خستگی نتوانستم کاری بکنم و خوابیدم. در آن منطقه، یک رودخانه ظاهراً به نام گاوی وجود داشت که رود عریضی بود و آب کم&amp;zwnj;عمقی هم در آن جریان داشت. صبح رفتم و داخل آب رودخانه نشستم تا گل&amp;zwnj;های چسبیده به سر و بدنم پاک شود. بقیّه&amp;zwnj;ی نیرو&amp;zwnj;ها هم کم&amp;zwnj;کم بیدار می&amp;zwnj;شدند و برخی می&amp;zwnj;آمدند مثل من در آب می&amp;zwnj;نشستند که لباس&amp;zwnj;هایشان تمیز شود و برخی هم می&amp;zwnj;رفتند دنبال کارهای دیگر مثل تهیّه&amp;zwnj;ی صبحانه. در همین اثنا، یک نفر از محلّ چادرها به سمت من آمد و بی&amp;zwnj;مقدّمه گفت &amp;laquo;محمّدجواد حسینی خامنه&amp;zwnj;ای چه&amp;zwnj;کاره&amp;zwnj;ی تو است؟&amp;raquo; ما اصلاً آقا را به اسم &amp;laquo;محمّدجواد&amp;raquo; نمی&amp;zwnj;شناختیم، ولی او گفت &amp;laquo;محمّدجواد&amp;raquo;! من درگیر نام &amp;laquo;محمّدجواد&amp;raquo; بودم که ببینم کیست و اصلاً ذهنم به سمت مرحوم آقا نمی&amp;zwnj;رفت. دوباره گفت &amp;laquo;آیت&amp;zwnj;الله سیّدمحمّدجواد حسینی خامنه&amp;zwnj;&amp;zwnj;ای کیه؟&amp;raquo; گفتم پدربزرگم است که ناگهان و به&amp;zwnj;یکباره گفت &amp;laquo;فوت شد&amp;raquo;! من هنوز در آب نشسته بودم و تا این را گفت، به تعبیر خودمانی وا رفتم. این بنده&amp;zwnj;خدا هفده سال بیشتر نداشت؛ نمی&amp;zwnj;دانم می&amp;zwnj;خواست مثلاً کار بامزه&amp;zwnj;ای کرده باشد یا گمان می&amp;zwnj;کرد اگر این&amp;zwnj;طور خبر بدهد، بهتر است. بعد هم خیلی محترمانه تسلیت گفت و دوستان هم به&amp;zwnj;تدریج یکی&amp;zwnj;یکی آمدند و تسلیت گفتند. گویا دوستان رادیو را روشن می&amp;zwnj;کنند که اخبار صبح را گوش کنند و در آنجا در اخبار اوّلیّه خبر درگذشت پدر رئیس&amp;zwnj;جمهور را می&amp;zwnj;دهند. گویا همان جا نیز پیام تسلیت امام (رحمة الله علیه) را قرائت می&amp;zwnj;کنند.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;از آنجا که عملیّات تمام شده بود و دیگر کار خاصّی نبود، با اجازه&amp;zwnj;ی معاون گردان، بعدازظهر از نیروها جدا شدم و خودم را به اندیمشک رساندم و با قطار اندیمشک به تهران آمدم. وقتی رسیدم، فردای روز دفن مرحوم آقا بود و پدرم از مشهد برگشته بودند. مرحوم حاجی شمقدری و چند نفر از پاسدارها و دایی ما آقا مهدی خجسته حضور داشتند. گویا حاج آقا مصطفیٰ نیز همراه آقا در تهران بودند. من وارد ریاست&amp;zwnj; جمهوری شدم و آقا روی ایوان ما را دیدند و روبوسی کردیم. آقا مغموم و گرفته بودند و این کاملاً مشخّص بود.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;خاطره&amp;zwnj;ای که به&amp;zwnj;مناسبت خوب است اینجا نقل کنم، این است که ظاهراً پدرم در همان ایّام، مرحوم آقا را خواب دیده بودند که با کوله&amp;zwnj;پشتی نظامی دارد می&amp;zwnj;رود. چون همان&amp;zwnj; زمان هم من جبهه بودم، ایشان این&amp;zwnj;طور گمان کرده بودند که شاید تعبیر این خواب این است که من شهید شده&amp;zwnj;ام. اتّفاقاً در همان عملیّات و در مرحله&amp;zwnj;ی اوّل، در میان شلوغی&amp;zwnj;هایی که آن زمان در شب اوّل عملیّات بود، تعاون لشکر اسم من و جمعی از دوستان را به عنوان مفقودی ثبت کرده بود. مرحوم آقای هاشمی به آقا می&amp;zwnj;گویند که شما مجتبیٰ را فرستاده&amp;zwnj;اید جبهه، آقا می&amp;zwnj;گویند بله؛ ایشان هم گفته بود چرا بچّه را فرستاده&amp;zwnj;اید جبهه و آقا جواب داده بودند که مگر طوری شده، ایشان هم احتمالاً برای اینکه آقا را آماده کنند، گفته بودند نه، ولی یک چیزهایی میگویند حالا. در هیئت دولت هم گفته بودند که احتمالاً پسر آقای خامنه&amp;zwnj;ای شهید شده است و برای همین، چنین تصوّری نسبت به من وجود داشت. لذا وقتی من آمدم تهران، همه در ابتدا یک جوری به من نگاه می&amp;zwnj;کردند. آقا این خوابشان را همان وقت&amp;zwnj;ها برای من تعریف کردند و من این&amp;zwnj;طور به ذهنم آمد که آن خواب مربوط به خود مرحوم آقا بوده و در واقع، خود ایشان بوده که داشته می&amp;zwnj;رفته است.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;خلاصه، عصر همان روز من به سمت مشهد رفتم. مادربزرگ مادری&amp;zwnj;مان به فرودگاه آمده بود و از همان جا من را مستقیم به مجلس ختم بردند. بعد از مجلس ختم، به منزل مرحوم آقا آمدیم که آنجا آقای دانشمند و آقای لوائی و دیگران حضور داشتند. پس از آن، در مجالس ختم متعدّدی از جمله در مسجد ترک&amp;zwnj;ها و مسجد امام حسن که مساجد خود مرحوم آقا بودند، حضور پیدا کردیم.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;محلّ دفن مرحوم آقا پشت سر حضرت رضا (علیه السّلام) واقع شده است. آن زمان، چند جای خالی محدود بود که برای برخی از علما بود. با توجّه به اینکه ایشان هیچ گاه و مطلقاً درباره&amp;zwnj;ی محلّ دفنشان فکر و برنامه و پیشنهادی نداشتند، به نظر می&amp;zwnj;رسد این عنایتی بوده است که به هر ترتیب، آن محلّ دفن برای ایشان پیش آمد. از آنجا که این محل در قسمت پشت سر و زنانه است، پدرم فقط در مراسم&amp;zwnj;های غبارروبی حرم مطهّر می&amp;zwnj;توانند برای قرائت فاتحه در آنجا حضور پیدا کنند. خانم که فوت کردند نیز در همین قسمت زنانه، کمی دورتر، در دارالضّیافه دفن شدند.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;من از مرحوم آقا خواب&amp;zwnj;های خوبی می&amp;zwnj;دیدم. یک شب خواب دیدم که مرحوم آقا برای نماز جماعت آمده&amp;zwnj;اند و ظاهراً قرار است امام&amp;zwnj;جماعت باشند؛ اذان را گفتند امّا قبل از اینکه اقامه را بگویند، یک ظرف خرما بود که یک یا دو خرما برداشتند و خوردند. وقتی برای پدرم این خواب را گفتم، ایشان فرمودند الحمدلله معلوم می&amp;zwnj;شود نمازهای آقا قبول شده است.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&amp;nbsp;به عنوان سؤال آخر، بفرمایید بعد از فوت آن مرحوم، آیا آقا عمل خاصّی برای ایشان انجام می&amp;zwnj;دادند؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p style="text-align: justify;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&amp;nbsp;بله، هم در زمان حیات ایشان&amp;zwnj; و هم بعد از آن. مثلاً برایشان نماز می&amp;zwnj;خوانند. ما وقتی که نوجوان بودیم، در فصل&amp;zwnj;های ابتدایی سال چون اذان صبح زودتر است و آقا هم مقیّد به نوافل شب بودند، چندان نماز صبح آقا را درک نمی&amp;zwnj;کردیم؛ امّا در فصل&amp;zwnj;های سرد که اذان صبح در تهران کمی قبل از ساعت شش است، نماز آقا را می&amp;zwnj;دیدیم. همان حدود ساعت شش بیدارمان می&amp;zwnj;کردند و اوّل نماز می&amp;zwnj;خواندیم و صبحانه&amp;zwnj;ای می&amp;zwnj;خوردیم و بعد می&amp;zwnj;رفتیم مدرسه. آن موقع می&amp;zwnj;دیدم که آقا بعد از نماز صبح، دو رکعت نماز می&amp;zwnj;خواندند. یک وقتی از ایشان سؤال کردم که این نماز برای چیست، آقا جواب دادند این هدیه&amp;zwnj;ی هر روز من به آقا و خانم است. این نماز را آن موقعی می&amp;zwnj;خواندند که هر دوی آن&amp;zwnj;ها در قید حیات بودند. احتمال می&amp;zwnj;دهم حالا هم آقا آن را بخوانند، منتها زمانش را تغییر داده&amp;zwnj;اند و پیش از اذان صبح می&amp;zwnj;خوانند. این روزها که توفیق بود بعد از نماز صبح خدمتشان بودم، ندیدم که آن نماز را بخوانند و احتمالاً آن را به شب منتقل کرده&amp;zwnj;اند.&lt;/p&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;p style="text-align: justify;"&gt;حدسم این است بعد از فوت این بزرگواران، آقا بیشتر از این&amp;zwnj;ها هم انجام داده باشند؛ چون آقا برای بعضی افراد که به لحاظ نَسَبی دورترند هم مقیّد به انجام برخی امور هستند؛ هم برای اموات و هم حتّی برای کسانی که زنده&amp;zwnj;اند. گاهی اوقات آقا برای کسانی طلب مغفرت می&amp;zwnj;کنند که شاید خود آن افراد با آقا میانه&amp;zwnj;ی چندانی نداشته باشند.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Fri, 20 Mar 2026 12:18:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>«شهادت»؛ گوهر درخشان هویت ایران</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=62797</link>
<guid>62797</guid>
<dc:type>12</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - يادداشت</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62797/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div class="others-content"&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;p&gt;
			&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt; &lt;span style="color:#696969;"&gt;«شهید و شهادت از جمله‌ی چیزهایی است که هویّت ملّی را برجسته میکند و رتبه‌ی هویّت ملّی را بالا میبرد.» &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:9px;"&gt;&lt;a href="http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=51342"&gt;۱۴۰۱/۰۸/۰۸&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#696969;"&gt;آنچه خواندید بخشی از بیانات رهبر انقلاب در دیدار با اعضای کنگره‌ی شهدای قم بود. به همین بهانه، &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#8b4513;"&gt;بخش&lt;span dir="LTR"&gt; &lt;/span&gt;«&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;درس و عبرت&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; تاریخ»&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; رسانه‌ی &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;KHAMENEI.IR&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; در این نوشتار به تبیین سطوری از نگاه ایشان در مورد «شهادت» و «شهادت‌طلبی» می‌پردازد.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;انقلاب خدایی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			انقلاب اسلامی ایران در شرایطی شکل گرفت که نظریّه‌پردازان دنیا فکر نمی‌کردند نام خدا دوباره بر سر زبان‌ها قرار بگیرد و منشأ آثار و تحوّلات فکری و سیاسی و اساس یک انقلاب شود؛ امّا «شهیدان ما در ظلمات مادّی‌گرایانه‌ی این دوران، بار دیگر فرهنگ شهادت را که بالاترین سطح فداکاری برای ‌آرمانهای بشری است زنده کردند و نور رستگاری را به انسانهای پاک‌طینت و حق‌طلب نشان دادند. اگر این درس بزرگ، بدرستی ‌فرا گرفته شود، همه‌ی سلاحهای زر و زور از کار خواهد افتاد و ابزار سلطه‌گر جهانی برای سیطره بر اجتماعات بشری ناکارآمد ‌خواهد گشت‌.»(۱)&lt;/p&gt;
		&lt;p&gt;
			رهبر معظّم انقلاب، از مروّجین این فرهنگ در سال‌های غلبه‌ی فرهنگ غربی بر ادبیّات رسمی حاکمان ایران بود. «بنده قبل از انقلاب در مسجدی در مشهد نماز میخواندم و برای مردم صحبت میکردم، جوانها هم جمع میشدند. آن وقت شهادت، مثل دوران بعد از انقلاب، این‌طور ارزان نبود؛ امّا شهدائی داشتیم. به آنها میگفتم: جوان‌ها، برادرها! شهادت مرگ تاجرانه و مرگ آدم‌های زرنگ است. این هدیه را خدا به چه کسی میدهد؟ خدا این هدیه را ارزان نمیدهد؛ به کسانی میدهد که در راه او مجاهدت کنند.»(۲)&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;یک انگیزه‌ی ارزشمند&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			نگاهی به زندگی شهدای انقلاب اسلامی نشان می‌دهد اغلب آن‌ها با اینکه امکانات مادّی و اقتصادی محدود داشتند، با دست‌های خالی امّا با دلی سرشار از ایمان به مصاف رژیمی رفتند که پشتیبانی ابرقدرتی چون آمریکا را پشت سر خود داشت. اصلی‌ترین سلاح آن‌ها آرمان آن‌ها بود. بنیان‌های فکری شهدا ریشه در باوری عمیق به ایثار و شهادت‌طلبی داشت. از این رو است که رهبر شهید انقلاب اسلامی نیز در تعریف «شهید»، به عمق معرفتی آن اشاره دارند: «راجع به شهادت؛ عنوان «شهید» یک عنوانی است که نباید از آن آسان عبور کرد. در کلمه‌ی «شهید»، مجموعه‌ای از ارزشهای دینی و ملّی و انسانی نهفته است. وقتی شما میگویید «شهید»، در واقع این کلمه یک کتاب است؛ مجموعه‌ای از معارف دینی در این کلمه هست، مجموعه‌ای از معارف ملّی در این کلمه هست، مجموعه‌ای از معارف و مکارم اخلاقی در این کلمه هست؛ این کلمه خیلی کلمه‌ی مهمّی است. اینکه شما می‌بینید و می‌شنوید بعضی از این شهدای ما عاشقانه آرزوی شهادت میکردند، خدای متعال یک نوری به دل آنها انداخته بود؛ با این نور یک حقیقتی را میدیدند، این بود که عاشق شهادت بودند.»(۳)&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;مراقبت مداوم&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			راه شهادت راه والاترین مرتبه‌ی انسانیّت است. در دوره‌ی مبارزه، بودند کسانی که به طمع شهادت و برای مبارزه با طاغوت گام برداشتند، امّا در طول مسیر به انحراف رفتند. رهبر شهید انقلاب رضوان‌الله‌علیه، در دیداری با جمعی از مبارزان، با اشاره به این امر، قاعده‌ی این راه را حرکت بر طبق شاخص‌های دینی بیان کرده و فرمودند: «این راه پُرپیچ‌وخم ــ راه خدا ــ انشعابات خیلی زیادی دارد. ... خیلی‌ها در دین تلاش میکنند برای اینکه به خیال خودشان، با ذهن خودشان راه را پیدا کنند؛ [لذا] در این کوچه‌پس‌کوچه‌ها گم میشوند. امّا وقتی که دین خدا حاکم و شاخص بود، ... هم خطا نمیکنیم ــ و اگر خطا هم بکنیم، خطای ما معذور است ــ هم رسیدن به هدف، قطعی است. اگر وسط راه هم انسان بمیرد، به هدف رسیده؛ اگر به هدف هم برسد، رسیده و خدای متعال را از خودش راضی کرده است.»(۴)&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			ایشان با اشاره به اینکه «صرفه‌ی حقیقی در راه خدا است. سود و بُرد حقیقی در پیمودن راه خدا است، آن هم با مجاهدت.» یادی از همراهان شهیدشان کردند و فرمودند: «بعضی از ما زودتر و بهتر از ما رفتند و شهید شدند. شهید اسلامی، شهید درخشان، شهید لاجوردی و شهید عراقی و خیلی از دوستانی که در آن جلسات و در آن گفتگوها همیشه با هم بودیم رفتند؛ آن کاروان همین‌طور ادامه پیدا کرده و این خونها هم موتور آن را تندتر و تیزتر کرده است. ... خدا کند که عاقبت ما و شما هم مثل همان رفیقهایمان باشد.»(۵)&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;یک روحیّه‌ی خاص&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			شهادت نه‌تنها تصویر مسلمان ایرانی را در اذهان متعالی ساخت، بلکه هویّتی سرشار از شهامت، ایستادگی و آرمان‌خواهی برای‌شان رقم زد. شهید، با عبور از منیّت‌ها و پشت پا زدن به پستی‌ها، برای ملّت خود غیرت و شجاعت به ارمغان آورد. به همین دلیل است که حتّی کسانی که خود به دنبال شهادت نیستند، دلباخته‌ی شهدا هستند؛ چون آنان از تعلّقات گذشتند و جاودانه شدند. بنابراین، شهید و فرهنگ شهادت، ستون‌های استوار هویّت ملّی ما را تشکیل می‌دهند.&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			امّا آنچه این فرهنگ را زنده نگه می‌دارد روحیّه‌ی شهادت‌طلبی است: «اگر روحیّه‌ی استقبال از مرگ و شهادت در ملّتی وجود داشته باشد، آن ملّت پیروز خواهد شد.»(۶) روحیّه‌ای که ریشه در باورهای عمیق دارد و اشتیاق رسیدن به معبود را در دل می‌افروزد: «شهید سلیمانی میگفت من دارم در بیابانها دنبال شهادت میدوم، دنبالش میگردم. تهدیدش کردند که تو را میکشیم، گفت من دارم در بیابانها دنبالش میگردم، بلندی و پستی‌ها را طی میکنم دنبال همین؛ من را تهدید میکنید؟ این کتاب را بعضی‌ها یک ورقی زده‌اند، همان آنها را مجذوب کرده، همان آنها را عاشق کرده.»(۷)&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt; شورِ مستدام&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			این روحیّه‌ی شهادت‌طلبی برای ایشان حالی پیوسته بود؛ از روزی که نوّاب صفوی را در مدرسه‌ی سلیمان‌خان دیدند و آن را چنین به یاد می‌آوردند: «من دیدم ماها همه‌مان با شوق میخواهیم ... شهید بشویم! در حالی که شما میدانید فرهنگ شهادت و شهادت‌طلبی، آن روز اصلاً درون مردم وجود نداشت.»(۸) تا زمانی که پس از پایان هشت سال جنگ تحمیلی، در جمع بسیجیان گفت: «مسئولین جمهوری اسلامی با همان روحیّه‌ی شهادت‌طلبی که با آن روحیّه وارد میدان انقلاب شدند ... وارد میدان جنگ شدند، با روحیّه‌ی آمادگی برای کشته شدن در راه خدا، تا آخرین قطره‌ی خون در راه آرمانهای انقلاب اسلامی با قاطعیّت و قدرت ایستاده‌اند.»(۹) ایشان این روحیّه را در امّتشان نیز چنان ایجاد کرده بودند که منحصر به میدان جهاد نظامی نبود. «... چه شهدای عرصه‌ی نظامی، چه شهدای عرصه‌ی علمی، چه آحاد مردم عزیز ما که در این جنگ دوازده‌روزه به خیل شهدا پیوستند. آن کسانی که ما از نزدیک آنها را می‌شناختیم، میتوانیم شهادت بدهیم که زندگی‌شان سرتاپا جهاد بود؛ به جهاد فکر میکردند. ‌در راه خدا تأمّل و توقّفی نداشتند و کار میکردند؛ شهادت هم آرزویشان بود؛ آرزویشان شهادت بود. هم شهدای نظامی، هم شهدای علمی ــ حالا آنهایی که بنده از نزدیک بعضی از این دانشمندان را می‌شناختم ــ عاشق شهادت بودند، منتظر شهادت بودند.»(۱۰)&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;پدرها و مادرهای هویّت‌ساز&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			نمی‌توان نادیده گرفت که شکل‌گیری این اشتیاق، در کنار وجود رهبران شهادت‌طلب، نخست در دامان پاک خانواده و سپس در تعامل با نهادهای اجتماعی رشد و نمو می‌کند. خانواده‌ها با تربیت فرزندانی مؤمن، دلیر و دلداده به آرمان‌های الهی، مشعل‌داران این راه روشن هستند.&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			«شهید و شهادت از جمله‌ی چیزهایی است که هویّت ملّی را برجسته میکند و رتبه‌ی هویّت ملّی را بالا میبرد. ملّت ایران به خاطر همین شهادت‌طلبی‌ها در چشم آنهایی که به گوششان رسید ــ البتّه سروصدا و هیاهوی رسانه‌های دشمن نمیگذارد خیلی از چیزها در دنیا به گوش افراد برسد، امّا آنهایی که به گوششان رسید که کم هم نبودند، خیلی از ملّتها بودند ــ عظمت پیدا کرد؛ به خاطر چه چیزی؟ به خاطر شهید. به خاطر صِرف جنگ نیست؛ جنگ خیلی جاها هست؛ به خاطر این فداکاری‌ها است که در آن شهید از آب درمی‌آید؛ به خاطر این خانواده‌ها است؛ خانواده‌های شهیدان، این پدرها، این مادرها؛ به خاطر اینها است. هر چه خبر اینها به بیرون درز کرد، برای این ملّت عظمت آفرید؛ [لذا شهید] هویّت ملّی را درخشنده میکند، برجسته میکند، رتبه‌اش را بالا میبرد.»(۱۱)&lt;/p&gt;
		&lt;p&gt;
			ایشان با اشاره به مفاهیم بلند موجود در وصیّت‌نامه‌های شهدا که از انتخاب آگاهانه‌ی این مرگ سخن گفته بودند، تصریح داشتند: «آدم گاهی پدرومادرهایشان را که میبیند، نشانه‌های آن بصیرت را در کلّ خانواده میبیند؛ اصلاً نور شهادت در هر خانواده‌ای درخشنده است، آن خانواده یک وضع دیگری دارد.»(۱۲) خانواده‌ای که در ارزیابی رهبر شهید، مأموریّت خود را ادامه‌دار دیده است:‌ «این خانواده‌ها ... واقعاً چراغ شهادت را روشن نگه داشته‌اند.»(۱۳)&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;تفاوت شهدای ما&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، که سرور شهیدان انقلاب اسلامی شد، تحلیلی ویژه از شهدای انقلاب اسلامی داشت: «شهدا همه رتبه‌ی عالی‌ای دارند، منتها رتبه‌ی شهدا یکسان نیست؛ ... انواع شهدایی که در انقلاب اسلامی شهید شدند ــ مجموع شهدا؛ چه آن شهدایی که در حوادث انقلاب شهید شدند، چه آن شهدایی که در دفاع مقدّس شهید شدند، چه آن شهدایی که در فتنه‌ها شهید شدند، چه آن شهدایی که در باب امنیّت یا سلامت شهید شدند، چه شهدایی که در دفاع از حرم شهید شدند ــ اینها جزو برترین‌ها هستند، جزو شهدای برترِ نزد خداوند متعال محسوب میشوند؛ چرا؟ برای خاطر اینکه اینها از یک جریانی دفاع کردند و در یک حادثه‌ای به شهادت رسیدند که این حادثه در رأس بسیاری از حوادث دوران اسلام و دوران همه‌ی ادیان است؛ و آن چیست؟ آن، حادثه‌ی نجات کشور اسلامی و نجات دنیای اسلام از وابستگی و اضمحلال و ذوب شدن در فرهنگ کفر و فرهنگ استکبار است که این اتّفاق در انقلاب اسلامی رخ داد».(۱۴)&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			شهدایی که گاه خون آن‌ها انقلابی در قلوب مردم ایجاد کرد: «من بارها گفته‌ام که شهیدان، امروز هم ما را در این راه نگه داشته‌اند. یک مقدار که سست شدیم، نام یک شهید، حرکت یک شهید، قیام یک شهید، شهادت یک شهید دوباره ما را سرپا کرد، سرحال کرد. وقتی شهید سلیمانی شهید میشود، ملّت را تجدید قوا میکند،‌ انقلاب را دوباره زنده میکند.»(۱۵)&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;جهاد برای حفظ و نشر فرهنگ شهادت&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			سرمایه‌ی معنوی «شهادت» که چنین نقشی در پیشبرد انقلاب اسلامی داشت، نیازمند مراقبت و زنده ‌نگه داشتن است؛ امری که از توصیه‌های مکرّر رهبر شهید انقلاب اسلامی بود: «علّت اینکه این ‌نظام باقی ماند و این نهال از بین نرفت و بحمدالله به این درخت تناور تبدیل شد، ‌فداکاری‌ها و ایثارگری‌ها و شهادت‌طلبی‌ها و واردمیدان‌شدن‌ها بود؛ این را باید نگه داشت‌.»(۱۶)&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			یکی از راهکارهای ایشان برگزاری جلسات بزرگداشت برای شهدا بود: «جلسات بزرگداشت، ادامه‌ی حرکت جهادی و ادامه‌ی شهادت است. ... این جلسات بزرگداشتی که آقایان به وجود می‌آورید ــ که خیلی باارزش است ــ صرفاً یک جلسه‌ی ترحیم باشکوه نیست؛ این جلسات، دارای مضامین ویژه‌ی خودش است؛ بایستی شهادت را معنا کند، شهید را معرّفی کند، فرهنگ شهادت را در جامعه ماندگار کند.»(۱۷) «این بزرگداشتها باید بتواند راهی را که شهدا رفته‌اند هموار کند و تداوم این راه را برای جوانهای ما، برای نسلهای نو‌به‌نویی که در میدان حاضر میشوند، تضمین کند.»(۱۸)&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			مسیر دیگر، روایت این فرهنگ در قالب‌های مختلف هنری است. ایشان، در فاصله‌ی اندکی پس از پایان دفاع مقدّس هشت‌ساله، در جمع اصحاب ادب و هنر فرمودند: «آن هشت سال جنگ بایستی تاریخ ما را تغذیه کند. باید از این هشت سال جنگ و از آنچه اتّفاق افتاده، آن روحیّه‌ی مقاومت را، آن روحیّه‌ی فداکاری همراه با اخلاص را ... [استفاده کرد] و ... در نشان دادن این نقطه‌ها و جاری کردن این روحیّه در طول و امتداد تاریخِ ما خیلی باید تلاش کرد.»(۱۹)&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			این امر، در تقریظ‌های مکرّر ایشان بر کتب روایت زندگی شهدا، کاملاً مشهود بود. نگارش نظر بر کتب، سنّت قدیم ایشان بود: «بنده ... غالباً در حواشی کتابهای مورد مطالعه‌ام، چند سطر به عنوان یادداشت مینویسم.»(۲۰) امّا از مقطعی، نظرات حمایتی ایشان از کتبی که مروّج فرهنگ شهادت بودند، به عنوان یکی از عوامل تقویت‌کننده‌ی چشمگیر این فرهنگ اجازه‌ی انتشار یافت و حتّی گاهی ایشان، مشوّق آثار هنری تکمیلی بودند: «این یک کتابِ منبعِ بسیار غنی و ارزشمند است که از آن میتوان ده‌ها کتاب و فیلمنامه و زندگینامه استخراج کرد. لحظات و حالات ثبت‌شده در سراسر این کتاب، همان ظرافتهای حیرت‌انگیزی است که از مجموع آن، تابلوی پُرشکوه و باعظمت عملیّاتی چون فتح‌المبین و بیت‌المقدّس پدید آمده و برترین‌های هنر جهاد و ایثار و شجاعت و ابتکار را در مجموعه‌ی نمایشگاه بی‌نظیر هنرهای انقلاب اسلامی نشان میدهد.»(۲۱)&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;حیف است...&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			خطّ شهادت، در انقلاب اسلامی، تاریخ خود را دارد. این راه مقدّس با خون پاک شهیدانی که برای تثبیت نظام نوپای انقلاب، جان خویش را نثار کردند، هموار ماند و در هشت سال دفاع مقدّس نیز این طریق نورانی، صحنه‌ی شکوهمندترین حماسه‌هایی شد که از سوی رزمندگان اسلام آفریده شد؛ امّا «آن روزی که در سال ۶۷ قطعنامه را اعلام کردیم ... تا چند روز یک غمی بر من مستولی شد ... البتّه خیلی طول نکشید، چون عراق مجدّداً بعد از قطعنامه حمله کرد و آمد یک جاهایی را گرفت و این راه دوباره باز شد؛ من هم تهران نماندم و به آنجا رفتم؛ تا بتدریج تمام شد و بچّه‌ها عملیّات کردند و دشمن را عقب راندند و باز به همین حالت برگشت. [بعد از آن،] تصوّر نمیشد که این درِ [شهادت] مفتوح بماند برای بندگان ... امّا عدّه‌ای از بندگان خالص خدا در این مدّت به شهادت رسیدند. واقعاً حیف است امثال همدانی، کاظمی، صیّاد ... به غیر از شهادت از دنیا بروند و مثل مردم عادی بمیرند.»(۲۲)&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			این تعبیر، برای دیگر مبارزان نیز ذکر شده بود و اغلب با استدعای چنین پایانی همراه بود. وقتی بیست سال پس از شهادت شهید محراب، آیت‌الله مدنی، کنگره‌ی بزرگداشتی برای ایشان برگزار شد، رهبر انقلاب فرمودند: «واقعاً شهادت و اجر و پایگاه بزرگ الهی، پاداش خدا برای این مرد بود و حیف بود که او در بستر بمیرد. خدای متعال لطف و تفضّل کند و همین راه شهادت را برای ما هم ــ با نداشتن قابلیّت ــ مقدّر فرماید.»(۲۳)&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			سرنوشت شهدا مورد غبطه‌ی همیشگی‌شان بود. برای نمونه، وقتی یکی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرّس در جلسه‌ی پرسش‌وپاسخ با ایشان، در سؤالی انتقادی به شهادت سیّداسدالله لاجوردی اشاره کرد و درباره‌ی برخی مبارزان دیگر سؤال کرد که آیا سرنوشت آن‌ها هم همین خواهد بود، این‌گونه پاسخ شنید: «البتّه سرنوشت ایشان مورد غبطه‌ی ما است؛ خوشا به حالشان. وقتی خبر شهادت لاجوردی را به من دادند، گفتم حیف بود که ایشان با آن سوابق بمیرند؛ باید شهید میشدند. خوشا به حالشان.»(۲۴)&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;راهی پایان‌ناپذیر&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			امّا راه شهادت، پایانی ندارد؛ تا زمانی که دنیای کفر در برابر اسلام صف‌آرایی کرده است، این مسیر همواره گشوده خواهد بود. ایشان در یکی از آخرین سخنرانی‌هایشان، در میانه‌ی کودتای آمریکایی دی‌ماه ۱۴۰۴ که شکست خورد، گفتند: «جوان ایرانی در جنگ سلحشور است؛ در سیاست، روشن‌بین است، دشمن‌شناس است، آمریکا را می‌شناسد؛ یک روزی بود که این‌جور نبود.» و از جمله‌ی نشانه‌های آن را چنین بیان کرد:‌ «‌تشییع شهدا با دست‌اندرکاری جوانها است؛ آنها هستند که از شهدا تجلیل میکنند، تمجید میکنند، آنها را بزرگ میدارند. جوانهای ما این[گونه] هستند.»(۲۵)&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			شهادت، فرهنگ ماندگار امّت اسلام است و تا ظلم و کفر در جهان وجود دارد، آزادگان جهان این مسیر را ادامه خواهند داد و جوانان، با چراغ هدایت شهدا، در این مسیر پیشتاز هستند. ایشان معتقد بودند که «امتیازِ انقلاب این است که میتواند شهید آیت‌الله اشرفی، آن پیرمرد هشتادنودساله را و شهید آرمان علی‌وردی، این جوان هجده‌نوزده‌ساله را، با فاصله‌ی چهل سال، در یک خط قرار بدهد و بسیج کند و به راه بیندازد. ... این انقلابی که چنین قدرتی دارد که در طول سالهای متمادی میتواند این‌جور نیروها را بسیج کند، شکست‌خوردنی نیست.»(۲۶)&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			این‌چنین بود که امام شهید ما، چنین دست به دعا برمی‌داشت: «پروردگارا! به محمّد و آل محمّد تو را سوگند میدهیم روح عاشورائی و حسینی را در میان ما مستدام بدار، روح ایثار و شهادت‌طلبی را از این امّت مگیر.»(۲۷)&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" style="width: 11px; height: 11px;" /&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;پاداش بزرگ&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;
			ایشان پیوسته در جهاد بودند؛ جهادی که در میدان‌های گوناگون مبارزه دنبال شد: از مبارزه با استبداد پهلوی تا هم‌سنگری با چمران در ستاد جنگ‌های نامنظّم، از مبارزه با شبیخون فرهنگی تا پیشگامی در جهاد تبیین، از یک عمر حمایت همه‌جانبه و عملی از مجاهدان نبرد با صهیونیسم تا شکاندن هیمنه‌ی استکباری آمریکا. برای چنین مجاهدی، شهادت به مثابه‌ی پذیرش کارنامه‌ی شان بود و این، آرزوی بزرگی بود که به زبان آورده بودند و خدا مزد عمری جهادشان را در حدّ اعلای آن پرداختند: «من به شما بگویم و به زبان بیاورم؛ هر وقت من فکر این را میکنم که این جنگ و این شهادت و این میدانهای شرف و خون تمام بشود و ما بمانیم و بعد یک وقتی مثلاً به تصادف بمیریم ــ که خیلی میمیرند ــ به تب بمیریم، از تصوّر این فکر، خدا شاهد است آن‌چنان به قلبم فشار می‌آید. ... یک میدان مسابقه‌ی افتخار ابدی و الهی، یک میدان مسابقه‌ی بهشت، این از آدم گرفته بشود و آدم همین‌طور بمیرد! این خیلی سخت است. ای کاش ــ و این دعائی است که از قلب ما برمی‌آید ــ ای کاش که مرگ ما هم مثل مرگ بچّه‌های شما باشد! و من گمان نمیکنم که کسی باشد که حقیقتِ این‌جور مردن را بداند و این آرزو را نکند.»(۲۸)&lt;br /&gt;
			&lt;br /&gt;
			&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#999999;"&gt;۱) پیام به مناسبت روز شهیدان در هفته‌ی دفاع مقدّس (۱۳۸۰/۷/۵)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۲) بیانات در دیدار خانواده‌های شهدای کرمان (۱۳۸۴/۱۲/۱۲)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۳) بیانات در دیدار دست‌اندرکاران کنگره‌ی شهدای استان قم (۱۴۰۱/۸/۸)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۴) بیانات در دیدار اعضای شورای مرکزی جمعیّت مؤتلفه‌ی اسلامی (۱۳۷۸/۳/۲۶)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۵) همان&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۶] سخنرانی در قتلگاه سرچشمه (۱۳۶۲/۷/۲۴)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۷) بیانات در دیدار دست‌اندرکاران کنگره‌ی شهدای استان قم (۱۴۰۱/۸/۸)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۸) دیدار یاران فدائیان اسلام (۱۳۶۳/۱۰/۲۷)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۹) بیانات در مجمع بزرگ فرماندهان ارتش بیست‌میلیونی در استادیوم آزادی (۱۳۶۷/۹/۳)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۱۰) بیانات در دیدار روز میلاد امیرالمؤمنین(ع) و در سالگرد شهید سلیمانی (۱۴۰۴/۱۰/۱۳)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۱۱) بیانات در دیدار دست‌اندرکاران کنگره‌ی شهدای استان قم (۱۴۰۱/۸/۸)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۱۲) بیانات در مراسم بزرگداشت شهدای عملیّات بدر (۱۳۶۴/۱/۱۰)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۱۳) بیانات در دیدار خانواده‌ی شهید لاجوردی (۱۳۷۷/۷/۱۴)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۱۴) بیانات در دیدار اعضای کنگره‌ی ملّی بزرگداشت ۲۴ هزار شهید تهران (۱۴۰۲/۱۱/۳)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۱۵) بیانات در دیدار اعضای کنگره‌ی ملّی بزرگداشت ۲۴ هزار شهید تهران (۱۴۰۲/۱۱/۳)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۱۶) بیانات در دیدار اعضای ستاد بزرگداشت چهار هزار شهید استان گلستان (۱۳۹۵/۹/۱۵)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۱۷) بیانات در دیدار اعضای ستادهای «کنگره‌ی شهدای امور تربیتی»، «کنگره‌ی شهدای دانشجو» و «کنگره‌ی شهدای هنرمند» (۱۳۹۳/۱۱/۲۷)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۱۸) بیانات در دیدار اعضای کنگره‌ی ملّی بزرگداشت ۲۴ هزار شهید تهران (۱۴۰۲/۱۱/۳)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۱۹) بیانات در دیدار اعضای دفتر «هنر و ادبیّات مقاومت» حوزه‌ی هنری سازمان تبلیغات اسلامی (۱۳۷۰/۴/۲۵)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۲۰) بیانات در دیدار هنرمندان و مسئولان فرهنگی کشور (۱۳۷۳/۴/۲۲)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۲۱) تقریظ بر کتاب «همپای صاعقه» (۱۳۸۷/۲/۱۰)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۲۲) حاشیه‌های حضور رهبر انقلاب در منزل سردار شهید همدانی (۱۳۹۴/۸/۳)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۲۳) بیانات در دیدار اعضای کنگره‌ی شهید آیت‌اللَّه مدنی (۱۳۸۰/۶/۱۲)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۲۴) بیانات در جلسه‌ی پرسش‌وپاسخ در دانشگاه تربیت مدرّس (۱۳۷۷/۶/۱۲)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۲۵) بیانات در دیدار مردم قم (۱۴۰۴/۱۰/۱۹)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۲۶) بیانات در مراسم بزرگداشت شهید رئیسی و شهدای پرواز اردیبهشت (۱۴۰۴/۲/۳۰)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۲۷) سخنرانی در قتلگاه سرچشمه (۱۳۶۲/۷/۲۴)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
			&lt;span style="color:#999999;"&gt;۲۸) بیانات رهبر انقلاب در سال‌های ابتدایی دهه‌ی شصت درباره‌ی مسئله‌ی شهادت&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
	&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Sat, 07 Mar 2026 20:35:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>کودک‌کشان جزیره اپستین؛ از غزه تا میناب</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62756</link>
<guid>62756</guid>
<dc:type>22</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - گزارش</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62756/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;KHAMENEI.IR&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;دویست و پنجاه و پنجمین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;سردار سپهبد شهید محمد پاکپور&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;، فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی در نهم اسفند به شهادت رسید.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;KHAMENEI.IR&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; منتشر خواهد شد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: center;"&gt;
	&lt;a href="https://idc0-cdn0.khamenei.ir/ndata/news/62756/S-255.pdf"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و پنجاه و پنج&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;div style="text-align: right;"&gt;
		&lt;span style="color:#696969;"&gt;سرمقاله&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;div&gt;
			&lt;div&gt;
				&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;کودک‌کُشان جزیره اپستین؛ از غزه تا میناب&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
			&lt;div&gt;
				&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;«بزرگ‌ترین فاجعه‌ از زمان جنگ ویتنام توسط آمریکا و بزرگ‌ترین کشتار دختران یک مدرسه در تاریخ جهان.» اینها تعابیری است که یکی از شخصیت‌های سیاسی بریتانیایی در مورد بمباران مدرسه دخترانه حیات طیبه در میناب به کار برده است.&lt;br /&gt;
				&lt;br /&gt;
				 معرکه کشتار و جنایت آنقدر صریح و عیان است که اذهان و زبان‌هایی از دل تمدن غرب هم نسبت به آن واکنش نشان داده‌اند. دشمن اگر قرار بود با قواعد ظاهرسازانه با قضیه برخورد کند اصولاً سمت آسیب زدن به مردم هم نباید می‌رفت چه برسد به آنکه مدرسه دختربچه‌هایی را هدف قرار دهد که هیچ انسانی با هر دین و مذهبی هم آن را برنمی‌تابد.&lt;br /&gt;
				&lt;br /&gt;
				عواطف انسانی و منزجر شدن فطرت بشر از این اقدام یک سمت ماجراست. سمت دیگر ماجرا آن است تمدنی که قرار بود ایستگاه آخر فضائل و امکان‌های مادی و معنوی را برای بشر فراهم کند حالا تبدیل به چنین کثافت و ماشین نظام‌مند کشتار شده است. &lt;br /&gt;
				&lt;br /&gt;
				این فرهنگ استعمار و برده‌داری نوین نه‌تنها استمرار همان دستگاه کلاسیک استعماری است بلکه با تجهیز به علم و فناری به مرزهای جدیدی از سبعیت رسیده که استعمار کلاسیک قرن هجدهم و نوزدهم حتی در ذهن خود هم تصور نمی‌کردند. دستگاهی که متکی بر علم و فناوری به کشتار نقطه‌ای خود افتخار می‌کند. افتخارش این است که به دقت موقعیت مکانی انسان‌ها، دختربچه‌ها، زنان و کودکان را در نقاط مختلف دنیا به سیبل رفتارهای وحشیانه خود تبدیل می‌کند و خون آنها را به زمین می‌ریزد. افراد عادی و زنان و کودکان را جنگجو تعریف کرده و ریختن خون‌شان را موجه جلوه می‌دهد.&lt;br /&gt;
				&lt;br /&gt;
				جالب آنکه نخبگان و هژمونی رسانه‌ای دنیا هم این رفتار را با رفتار، گفتار و حتی سکوت خود تأیید می‌کنند. شخصیتی که اظهاراتش در سطور ابتدایی عنوان شد در بخش دیگری از اظهاراتش به این موضوع اشاره می‌‌کند که تصور کنید اگر این اتفاق برعکس بود و ایرانی‌ها یا فلسطینی‌ها این کشتار ۱۵۰نفری را مرتکب شده بودند در آن صورت واکنش‌ها چه بود؟ کسانی که جنایت مدرسه دخترانه «حیات طیبه» را مرتکب شده و آن را در قالب مداخله بشردوستانه فاکتور می‌کنند همان کسانی‌اند که پیش از این هم همین معادله را در بیمارستان‌ها و مدارس نوار غزه پیاده کرده‌اند.&lt;br /&gt;
				&lt;br /&gt;
				آسمان این تمدنِ وحشیِ کودک‌کُش در همه جای دنیا همین رنگ است. ماشین کشتار متوقف نخواهد شد. ساکنان هر نقطه‌ای از زمین که قصد تعظیم به سردمداران کودک‌آزار و کودک‌کُش جزیره اپستین نداشته باشند برای آنها تبدیل به هدف می‌شوند. تنها راه، قوی شدن است. قدرتمندتر شدن و با زبان زور سخن گفتن است. کشتارها در نوار غزه و تصاویر پرپر شده دختران ایرانی در جنوب ایران همه سند زنده اقدامات این کودک‌کُشان است.&lt;/div&gt;
		&lt;/div&gt;
	&lt;/div&gt;
	&lt;a href="https://idc0-cdn0.khamenei.ir/ndata/news/62756/S-255.pdf"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62756/S-255.jpg" style="height: 100%; width: 100%;" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;br type="_moz" /&gt;</description>
<pubDate>Mon, 02 Mar 2026 22:00:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>سلام بر امام شهید ایران</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62754</link>
<guid>62754</guid>
<dc:type>22</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - گزارش</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62754/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;KHAMENEI.IR&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;دویست و پنجاه و سومین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;شهید زهرا محمدی گلپایگانی&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;، نوه شهید آیت‌الله سیّدعلی خامنه‌ای&lt;/span&gt;‌&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span style="font-size:9px;"&gt;رضوان‌الله‌علیه&lt;/span&gt; که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی در نهم اسفند به شهادت رسیدند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;KHAMENEI.IR&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; منتشر خواهد شد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: center;"&gt;
	&lt;a href="https://idc0-cdn0.khamenei.ir/ndata/news/62754/S-253.pdf"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و پنجاه و سه&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;div&gt;
		&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
			&lt;div&gt;
				&lt;div&gt;
					&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
						&lt;div&gt;
							&lt;div&gt;
								&lt;span style="color:#696969;"&gt;سرمقاله&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
							&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
								&lt;div&gt;
									&lt;div&gt;
										&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;سلام بر امام شهید ایران&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
									&lt;div&gt;
										&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;نهضت زنده است. تصور خیلی‌ها آن بود شعله جریان مبارک و پربرکتی که به لطف همراهی ملّت ایران و نفَس ملکوتی حضرت امام خمینی‌&lt;span style="font-size:9px;"&gt;رحمه‌الله&lt;/span&gt; در بهمن ۱۳۵۷ روشن شده است، با رحلت آن روح ملکوتی خاموش خواهد شد و سرد. پایان جنگ تحمیلی و یک سال بعد از آن، ارتحال خمینی کبیر&lt;span style="font-size:9px;"&gt;رحمه‌الله&lt;/span&gt;، دستگاه محاسبات خیلی‌ها را دچار اعوجاج کرده بود. محاسبات مادّی به چیزی فراتر از این قد نمی‌دادند. احکام همه شبیه به هم بود: «درجه حرارت استقلال‌طلبی و استکبارستیزی هم خواهد افتاد.»&lt;br /&gt;
										&lt;br /&gt;
										دو چیز، اما، غایب این تحلیل‌ها بود؛ نخست، اراده و انگیزه ملّتی که برای خدا قیام کرده بودند. دوم هم راهبر و سکان‌داری که هدایت کشتی انقلاب را پس از خمینی کبیر به دست گرفته بود.&lt;br /&gt;
										&lt;br /&gt;
										امت را اگر امامی باشد و امام را هم اگر امتی، آنگاه قیام و حرکت برای خدا نه تعطیل خواهد شود و نه درجه حرارتش سرد. ملّت و امت، به حکم فطرت الهی، شانه زیر بار امانت الهی می‌دهند. ملّت ایران همان امت بود و خامنه‌ای &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رضوان‌الله‌علیه&lt;/span&gt; شهید هم همان امام. حیات و شهادتش نشان داد شاگرد خوبی برای مسیر توحید و خمینی کبیر &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رحمه‌الله&lt;/span&gt; بوده است؛ فقیه عالی‌قدری که هم مردم خود را می‌شناخت و هم از تاریخ مبارزات آنها درس‌های زیادی آموخته بود و از همه مهم‌تر، متعبد به همان اصول امام روح‌الله خمینی &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رحمه‌الله&lt;/span&gt; کبیر بود. اسلام‌شناس حاذقی که برحسب اعتراف دوست و دشمن، مسلط به اقتضائات زمان بود.&lt;br /&gt;
										&lt;br /&gt;
										زاهد متعبدی که زیّ و زندگی و حیاتش، پس از عصر جمهوری اسلامی نسبت به قبل از آن، بعد از دوران ریاست جمهوری نسبت به پیش از آن و پس از دوران زعامت و رهبری نسبت به گذشته آن، هیچ تغییری نکرد. سیّدعلی خامنه‌ایِ همه این ادوار، همان سیّدعلی خامنه‌ایِ طلبه جوانِ دهه سی و چهل و پنجاهی بود که لابه‌لای اسناد ساواک به آن اشاره شده بود؛ عالم بااخلاقی که عمری حضور در سیاست، غباری بر شخصیت مهذب او ننشاند و بر تقوا و پروای الهیِ او افزود.&lt;br /&gt;
										&lt;br /&gt;
										مجاهد خستگی‌ناپذیری که تا انتهای حیات ظاهری و شهادت، در مسیری که از همان اوایل جوانی پای در آن گذاشته بود، ثابت‌قدم ماند. نه‌تنها ثابت‌قدم ماند، بلکه پناه و پشتیبان و قوّت آزادی‌خواهان و مستضعفان داخلی و خارجی دیگری شد که علیه استعمار و استکبار و ظلم قیام کرده بودند. مرجع تقلیدِ آگاه به مقتضیات زمان که جهاد و سیاست، او را از لطایف خلقت و هستی غافل نکرد و همزمان دستی در ذوق و فرهنگ و ادبیات و هنر هم داشت.&lt;br /&gt;
										&lt;br /&gt;
										شهید سیّدعلی خامنه‌ای &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رضوان‌الله‌علیه&lt;/span&gt; با همه اینها، افتخارش شاگردی مکتب خمینی کبیر&lt;span style="font-size:9px;"&gt; رحمه‌الله&lt;/span&gt; بود؛ اسطوره تعبّد و قیام برای خدا در زمانه‌ای که همه حکم به بایگانی توحید می‌دادند.&lt;br /&gt;
										&lt;br /&gt;
										پس عجب نخواهد بود در زمانه‌ای که او راهبری ملّت ایران و امت اسلام را بر عهده گرفت، نه‌تنها شعله نهضت به سردی نگرایید، بلکه حالا گرم‌تر از هر زمان دیگری است. قیام برای خدا، استقلال‌طلبی، ایستادن روی زانوان خود و نه گفتن به اجنبی، پایه‌های نهضت خمینی کبیر بود؛ شاخصه‌هایی که نبض‌شان حالا نه‌فقط در ایران، بلکه در کل منطقه تندتر می‌تپد.&lt;br /&gt;
										&lt;br /&gt;
										مسیر توحیدیِ خمینی &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رحمه‌الله&lt;/span&gt; رهروان بیشتری یافته و همه اینها یعنی راهبری نهضت در مسیر اصول خمینی کبیر&lt;span style="font-size:9px;"&gt; رحمه‌الله&lt;/span&gt;، پس از حیات ظاهری او متوقف نشده بود. خامنه‌ای شهید، مستظهر به همراهی ملّت آزاده ایران، در امتداد همان راه خمینی کبیر&lt;span style="font-size:9px;"&gt; رحمه‌الله&lt;/span&gt; بود و هست. او در تمام مدت راهبری نهضت، جز در این مسیر نبود.&lt;br /&gt;
										&lt;br /&gt;
										شهادت و حیات ابدی‌اش هم خون دیگری در رگ‌های نهضت تزریق کرد. شاگرد، در همان مسیر، مقتدا؛ مؤمن به خدا و مؤمن به قدرت مردم موحد و مؤمن به سنت‌های الهی که اگر خدا را یاری کنید، خدا هم شما را یاری می‌کند.&lt;br /&gt;
										 &lt;/div&gt;
									&lt;div&gt;
										نهضت زنده است، چون خمینی &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رحمه‌الله&lt;/span&gt; زنده است؛ چون خامنه‌ای‌&lt;span style="font-size:9px;"&gt;رضوان‌الله‌علیه&lt;/span&gt; زنده است؛ چون مردم موحد ایران اسلامی زنده‌اند... .&lt;/div&gt;
									&lt;div style="text-align: right;"&gt;
										&lt;a href="https://idc0-cdn0.khamenei.ir/ndata/news/62754/S-253.pdf"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62754/S-253.jpg" style="height: 100%; width: 100%;" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
								&lt;/div&gt;
							&lt;/div&gt;
						&lt;/div&gt;
					&lt;/div&gt;
				&lt;/div&gt;
			&lt;/div&gt;
		&lt;/div&gt;
	&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;br type="_moz" /&gt;</description>
<pubDate>Sat, 28 Feb 2026 23:00:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>و اینک، وعده‌ صادق منطقه‌ای...</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62753</link>
<guid>62753</guid>
<dc:type>22</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - گزارش</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62753/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;KHAMENEI.IR&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;دویست و پنجاه و دومین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;دختران شهید دبستان دخترانه‌ی میناب استان هرمزگان&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;، که در حمله موشکی آمریکایی-صهیونی در نهم اسفند به شهادت رسیدند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;KHAMENEI.IR&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; منتشر خواهد شد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: center;"&gt;
	&lt;a href="https://idc0-cdn0.khamenei.ir/ndata/news/62753/S-252.pdf"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و پنجاه و دو&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;div&gt;
		&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
			&lt;div&gt;
				&lt;div&gt;
					&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
						&lt;div&gt;
							&lt;div&gt;
								&lt;span style="color:#696969;"&gt;سرمقاله&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
							&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
								&lt;div&gt;
									&lt;div&gt;
										&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;و اینک، وعده‌ی صادق منطقه‌ای...&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
									&lt;div&gt;
										&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;و اینک، وعده‌ی صادق منطقه‌ای! آنچه از ساعات میانی ظهر شنبه نهم اسفند انجام شد، عرصه‌ی تحقّق همان چیزی بود که ایران پیش از این وعده داده بود: اینکه اگر جرقّه‌ی تجاوزی علیه ایران روشن شود، پاسخ ایران دیگر محدود به جغرافیای سرزمین‌های اشغالی نخواهد بود و جمهوری اسلامی ایران آن را یک درگیریِ تمام‌عیارِ منطقه‌ای خواهد دانست، پاسخ نظامی و دفاعی‌اش هم متناسب با همین مقیاسِ منطقه‌ای خواهد بود. جمهوری اسلامی ایران متعهّد به رعایت حُسن هم‌جواری است، امّا این باعث نخواهد شد که اگر دشمن صهیونی ـ آمریکایی با استفاده از هوا، زمین و دریای همسایگان، شعله‌ی تجاوز را علیه ایران بالا بکشد، ایران در بند تعارفات بماند؛ ایران متعهّد به چیزی است که پیش از این وعده داده بود: جنگی اگر دربگیرد، پاسخ ایران منطقه‌ای خواهد بود.&lt;/div&gt;
								&lt;/div&gt;
							&lt;/div&gt;
						&lt;/div&gt;
					&lt;/div&gt;
				&lt;/div&gt;
			&lt;/div&gt;
		&lt;/div&gt;
	&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;br /&gt;
	در همین راستا هم بود که بدون هیچ تعارفی، اهداف متعدّدی از دشمن آمریکایی در قطر، امارات متّحده‌ی عربی، بحرین، عربستان سعودی، اردن و اقلیم کردستان عراق زیر ضربات هجومی ایران قرار گرفت. تهران نبض واکنش‌های دفاعی و نظامی خود را با تعاریف یا هیجان رسانه‌ای تنظیم نمی‌کند که از زد‌و‌خوردهای روز اوّل نبرد به شوک فرو رود. آنچه در روز اوّل نبرد انجام گرفت، تنها بخش کوچکی از معرکه‌ای است که پیش از این وعده داده شده و ایران آن را برای روزهای آتی طرّاحی کرده است. حسب این طرّاحی، تمام دارایی‌های ایالات متّحده در منطقه، اعم از نظامی، غیر‌نظامی، اقتصادی و سیاسی، اهداف مشروع موج‌های تهاجمی ایران هستند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نیروهای مسلّح هم به‌نوبت و بر حسب برنامه‌ی از‌پیش‌طرّاحی‌شده، آن‌ها را زیر ضربه خواهند برد. تهران بر سر منافع ملّی خود در این سطح، تعارفی با کشورهای همسایه و منطقه ندارد. به همین دلیل، بر مقامات کشورهای منطقه فرض است که در نوع سرویس‌‌دهی امنیّتی و نظامی خود به دشمن آمریکایی ـ صهیونی تجدیدنظر کنند؛ در غیر این صورت، ادامه‌ی ماجرا همان خواهد بود که در نیم‌روز نخست روز اوّل نبرد رخ داد. تفاوتش البتّه این است که کمّیّت و کیفیّت آتش، به صورت تصاعدی تشدید خواهد شد. هر ساعت که سرویس دادن به دشمن آمریکایی‌ به تأخیر افتاد، آتش دامن بیشتری از خدمات‌دهندگان به دشمن را خواهد گرفت.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	سمت دیگر معرکه‌ی اخیر، رژیم صهیونی است؛ رژیمی که در قد‌و‌قواره‌ی درگیری با ایران نبوده و نیست. از همین جهت، چه در جنگ دوازده‌روزه و چه در معرکه‌ی حاضر، بخش قابل توجّهی از جان و تجهیزات نیروهای آمریکایی در منطقه سپر حفاظت و دفاع از این رژیم شده است. کشوری مانند ایران که سطح درگیری خود را با ایالات متّحده و فلج کردن ناوگان او تعریف کرده، پنجه‌در‌پنجه انداختن با رژیم صهیونی نوعی دست‌گرمی برای مبارزه با حریف اصلی است. تهران بر خلاف صهیونیست‌ها که به حملات ضربتی، کوتاه و جمع شدنِ یکباره‌ی ماجرا علاقه دارند، با صبر و حوصله طرح خود را پیش می‌برد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	سطح درگیری جمهوری اسلامی ایران در معرکه‌ی اخیر، نه با رژیم نیابتی صهیونی، بلکه با کارفرمای اصلی است؛ حالا اینکه در این میان صهیونیست‌ها هم طالب خوردن سیلی شده‌‌اند و به پشتیبانی اربابشان مجدّداً وارد معرکه شده‌اند، بحث دیگری است. جمهوری اسلامی ایران خودش را برای این روز آماده کرده بود. زمان هم نشان خواهد داد طرف‌های درگیر در این معرکه چگونه و در چه وضعیّتی از نزاع خارج خواهند شد. ایران پیشگام ورود به این معرکه نبود، امّا حالا که دشمن صهیونی ـ آمریکایی آن را تحمیل کرده، با تدبیر، قوّت و بدون عجله امور را پیش خواهد برد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	پیش‌فرض همه‌ی این ماجرا امّا حفظ انسجام و اتّحاد داخلی است. مشت محکم جمهوری اسلامی ایران برای مدیریّت این معرکه‌ی منطقه‌ای، محتاج صفوف محکم ملّت و مردم ایران است. بر همه‌ی نخبگان و تریبون‌داران فرض است که صفوف محکم اتّحاد ملّی را تقویت کنند و مشت نیروهای مسلّح را محکم‌تر. نیروهای مسلّح ایران، به پشتیبانی ملّت، برنامه‌های زیادی برای متجاوزان آمریکایی و صهیونی دارند.&lt;br /&gt;
	&lt;a href="https://idc0-cdn0.khamenei.ir/ndata/news/62753/S-252.pdf"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62753/S-252.jpg" style="width: 100%; height: 100%;" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Fri, 27 Feb 2026 23:00:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>افکار عمومی آمریکا، جنگ و فاکتور تابوت‌ها</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62752</link>
<guid>62752</guid>
<dc:type>22</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - گزارش</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62752/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;KHAMENEI.IR&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;دویست و پنجاه و یکمین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;شهید فرج‌الله شوشتری&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;، از فعالین فرهنگی و اجتماعی مشهور که در فتنه آمریکایی-صهیونی اخیر به دست آشوبگران مسلح در مشهد به شهادت رسید.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;KHAMENEI.IR&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; منتشر خواهد شد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: center;"&gt;
	&lt;a href="https://idc0-cdn0.khamenei.ir/ndata/news/62752/S-251.pdf"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و پنجاه و یک&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;div&gt;
		&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
			&lt;div&gt;
				&lt;div&gt;
					&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
						&lt;div&gt;
							&lt;div&gt;
								&lt;span style="color:#696969;"&gt;سرمقاله&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
							&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
								&lt;div&gt;
									&lt;div&gt;
										&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;افکار عمومی آمریکا، جنگ و فاکتور تابوت‌ها&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
									&lt;div&gt;
										&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;ترامپ در کارزار انتخاباتی ۲۰۲۴ بارها تکرار کرد که به «جنگ‌های بی‌پایان» پایان خواهد داد. او خود را در برابر سیاستمداران سابق که آمریکا را به باتلاق عراق و افغانستان کشاندند قرار داد و به رأی‌دهندگان خسته از هزینه‌های انسانی و مالی جنگ، وعده داد که اولویت او منافع ملی آمریکا و نه ماجراجویی‌های خارجی خواهد بود. اکنون همان رئیس‌جمهور با همان پایگاه اجتماعی، ایران را تهدید به حمله نظامی کرده است. &lt;/div&gt;
								&lt;/div&gt;
							&lt;/div&gt;
						&lt;/div&gt;
					&lt;/div&gt;
				&lt;/div&gt;
			&lt;/div&gt;
		&lt;/div&gt;
	&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;br /&gt;
	نکته مهم این است که خواسته‌های تیم جنگ‌طلب ترامپ در تقابل با خواست اصلی افکار عمومی در آمریکا قرار دارد. بررسی آخرین نظرسنجی‌ها در آمریکا نشان می‌دهد که مردم این کشور به شدت با گزینه جنگ علیه ایران مخالف هستند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	برای درک عمق مخالفت مردم آمریکا با جنگ علیه ایران کافی است نگاهی به گذشته بیندازیم. بر اساس نظرسنجی مؤسسه گالوپ وقتی جورج دبلیو بوش رئیس‌جمهور وقت آمریکا در سال ۲۰۰۳ به عراق حمله کرد ۷۲ درصد از آمریکایی‌ها از آن جنگ حمایت می‌کردند. حالا اما اگر ترامپ بخواهد جنگی را با ایران آغاز کند شرایط بسیار بغرنجی در داخل کشور دارد. &lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	جدیدترین نظرسنجی موسسه اس‌اس‌آر‌اس و دانشگاه مریلند نشان می‌دهند تنها ۲۱ درصد از آمریکایی‌ها از حمله نظامی به ایران حمایت می‌کنند و ۴۹ درصد آشکارا مخالفند. ۳۰ درصد هم نظر مشخصی ندارند. حتی در میان جمهوری‌خواهان، اجماعی برای جنگ وجود ندارد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بر اساس همین نظرسنجی، فقط ۴۰ درصد جمهوری‌خواهان از حمله به ایران حمایت کرده‌اند، در حالی که ۲۵ درصد مخالف و ۳۵ درصد هم مردد هستند. یعنی پایگاه اجتماعی ترامپ در این موضوع دچار شکاف عمیقی شده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نتایج نظرسنجی‌های مرکز تحقیقات امور عمومی آسوشیتدپرس-نورک (AP-NORC) نشان می‌دهد حدود نیمی از بزرگسالان آمریکایی یعنی ۴۸ درصد، «بسیار» یا «شدیداً» نگران برنامه هسته‌ای ایران به عنوان تهدیدی مستقیم برای کشورشان هستند، اما نکته مهم اینجاست که همین نظرسنجی تأکید می‌کند تنها حدود ۳۰ درصد از مردم به قضاوت ترامپ در استفاده از نیروی نظامی اعتماد دارند. این بی‌اعتمادی حتی در میان جمهوری‌خواهان جوان زیر ۴۵ سال هم دیده می‌شود، جایی که فقط حدود نیمی از آنها به تصمیم‌گیری ترامپ برای استفاده از نیروی نظامی اعتماد دارند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نظرسنجی اکونومیست و یوگاو نیز نشان می‌دهد ۴۸ درصد از آمریکایی‌ها با اقدام نظامی علیه ایران مخالف و فقط ۲۸ درصد موافق هستند؛ یعنی ۷۲ درصد مردم آمریکا یا مخالف‌ هستند یا نظر قطعی ندارند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نتایج نظرسنجی دانشگاه کوئینیپیاک هم نشان می‌دهد ۷۰ درصد از مردم، معتقدند آمریکا نباید در امور ایران دخالت کند و فقط ۱۸ درصد طرفدار مداخله هستند. &lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	علاوه بر این نظرسنجی‌ها، چهره‌های شاخص متعلق به پایگاه رأی دونالد ترامپ نیز به صراحت با هرگونه حمله به ایران و به‌ صورت کلی هرگونه ماجراجویی نظامی خارجی مخالفت کرده‌اند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	از سوی دیگر ترامپ در زمینه اقتصادی هم با چالش‌های زیادی مواجه شده است. دادگاه عالی آمریکا اخیراً تعرفه‌های گسترده معروف به تعرفه‌های متقابل علیه شرکای تجاری را غیرقانونی اعلام کرد و رأی داد که رئیس‌جمهور از اختیارات خود فراتر رفته است. این رأی ضربه سنگینی به برنامه اقتصادی ترامپ و وعده‌های او برای احیای صنعت آمریکا وارد کرده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	همچنین انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر ۲۰۲۶ در پیش است. طبق آخرین نظرسنجی‌ها شانس پیروزی دموکرات‌ها در مجلس نمایندگان بیشتر از جمهوری‌خواهان است. ترامپ، خود به جمهوری‌خواهان هشدار داده که اگر حزب جمهوری‌خواه کنترل کنگره را از دست بدهد، استیضاح او محتمل خواهد بود. &lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اگر ترامپ با نادیده گرفتن افکار عمومی و هشدارهای پایگاه رأی خود، جنگی را علیه ایران آغاز کند، با اولین تلفات سنگین و بازگشت تابوت‌های نظامیان آمریکایی به خانه، موج خشم عمومی غیرقابل کنترل خواهد شد. &lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در آن شرایط نه‌تنها انتخابات میان‌دوره‌ای برای جمهوری‌خواهان به فاجعه‌ای کامل تبدیل می‌شود بلکه ترامپ دو سال پایانی ریاست‌جمهوری خود را با کنگره‌ای دموکرات و کارزارهای استیضاح مکرر سپری خواهد کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	پایگاه رأی ترامپ(ماگا) که با شعار «نه به جنگ» پای صندوق‌ها آمد، هرگز ماجراجویی‌ای را که منجر به کشته شدن جوانان آمریکایی شود نخواهد بخشید. در کنار این وضعیت داخلی آمریکا، ایران هشدار قاطع داده است که این بار هر حمله‌ای به یک جنگ منطقه‌ای منجر خواهد شد و متجاوزان ضربات سختی دریافت خواهند کرد. ترامپ اکنون در برابر وضعیتی قرار گرفته است که در صورت هرگونه اشتباه محاسباتی نه‌تنها با آینده سیاسی خود بلکه با آینده حزب جمهوری‌خواه نیز وارد یک قمار از پیش‌ باخته خواهد شد.&lt;br /&gt;
	&lt;a href="https://idc0-cdn0.khamenei.ir/ndata/news/62752/S-251.pdf"&gt;&lt;img alt="" src="https://idc0-cdn0.khamenei.ir/ndata/news/62752/S-251.jpg" style="width: 100%; height: 100%;" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Thu, 26 Feb 2026 20:29:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>تاریک‌خانه‌ی تمدن غرب</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=62764</link>
<guid>62764</guid>
<dc:type>12</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - يادداشت</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62764/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt; حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به ماجرای افشا شده جزیره فساد در آمریکا تأکید کردند: «هر چه درباره‌ی فساد اینها شنیده بودیم یک طرف، این قضیّه‌ی این جزیره‌ی بدنام و فاسد هم یک طرف! اینها در واقع نشان‌دهنده‌ی تمدّن غرب است. اینکه ما راجع به تمدّن غرب، راجع به لیبرال‌دموکراسی غرب حرف میزنیم، این است. دویست سال، سیصد سال حرکت میکنند، نتیجه‌اش میشود یک چنین چیزی. این جزیره یک نمونه است؛ از این قبیل حرفها خیلی زیاد است. همچنانی که این آشکار نبود و آشکار شد، خیلی چیزهای دیگر هم هست که آشکار خواهد شد.»&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:9px;"&gt;&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62663"&gt;۱۴۰۴/۱۱/۲۸&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;بخش بین‌الملل رسانه &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;KHAMENEI.IR &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;برهمین اساس در یادداشتی از &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;حجت‌الاسلام محمدسعید بهمن‌پور، مدرس دانشگاه و رئیس سابق کالج اسلامی لندن&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span style="font-size:12px;"&gt; به &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#0000ff;"&gt;بررسی پرونده جفری اپستین به عنوان نشانه‌ای از لایه‌های پنهان قدرت، بحران اخلاقی و افول تمدّنی لیبرال‌دموکراسی غرب&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span style="font-size:12px;"&gt;پرداخته است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; تحلیل رویدادهایی مانند پرونده جفری اپستین از منظری تمدّنی، فلسفی و جامعه‌شناختی، نیازمند نگاهی فراتر از یک جرم جنایی ساده است. این دست اتفاقات، به‌ویژه زمانی که در بالاترین سطوح قدرت و ثروت رخ می‌دهند، می‌توانند نشانگر لایه‌های پنهان و ساختاری یک تمدّن باشند&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt; برای بسط و کالبدشکافی این گزاره، باید از سطح پدیدارشناختی (آنچه در ظاهر به عنوان یک جرم می‌بینیم) عبور کنیم و به سطح هستی‌شناختی و ساختاری (علل ریشه‌ای و بستر زاینده‌ی این جرم) برسیم. وقتی می‌گوییم پرونده جفری اپستین «فراتر از یک جرم جنایی ساده» است، مقصود این است که تقلیل این فاجعه به «انحراف اخلاقی یک یا چند فرد بیمار»، در واقع سرپوش گذاشتن بر مکانیسم‌هایی است که این افراد را تولید، حمایت و بازتولید می‌کنند. در جرم‌شناسی کلاسیک، یک فرد به دلایل روانی، اخلاقی یا فقر دست به جرم می‌زند و سیستم پلیسی و قضایی او را مهار می‌کند. اما در ماجرای اپستین ما با یک «مجرم فردی» روبرو نیستیم، بلکه با پدیده‌ای به نام سندیکای نخبگانی &lt;span dir="LTR"&gt;Elite Syndicate)&lt;/span&gt;) مواجهیم. با توجه به این نکات ماجرای اپستین را می توان از چند منظر مورد مطالعه قرار داد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;منظر اجتماعی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	از منظر اجتماعی ماجرای اپستین  به ما می‌گوید که طبقات فوق‌ثروتمند (همان ۱%جامعه) در اروپا و آمریکا به تدریج برای خود یک «جامعه موازی» با هنجارها، قوانین و ارزش‌های مختص به خود ساخته‌اند. در این خرده‌فرهنگِ نخبگانی، به دلیل دسترسی نامحدود به پول و قدرت، آستانه تحریک و ارضای نیازها تغییر می‌کند. اتفاقات جزیره اپستین نشان داد که تجاوز و استثمار کودکان در این حلقه، نه یک «خطای پنهان»، بلکه یک «تفریح پذیرفته‌شده و شبکه‌ای» بوده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یک فرد نمی‌تواند سال‌ها در قلب آمریکا و اروپا چنین شبکه عظیمی از قاچاق انسان را اداره کند مگر آنکه نهادهای کلیدی (سیستم بانکی برای جابجایی پول‌های کثیف، سیستم هوانوردی برای انتقال قربانیان، پلیس فدرال برای نادیده گرفتن گزارش‌ها و رسانه‌های جریان اصلی برای مسکوت گذاشتن ماجرا) با او همدست یا در برابر او منفعل باشند. این یعنی ساختار بیمار است، نه فرد یا افراد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;منظر جامعه شناسی سیاسی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	از منظر جامعه‌شناسی سیاسی، این شبکه صرفاً برای لذت‌جویی نبوده است، بلکه یک ماشین تولید «نقطه ضعف» برای کنترل سیاستمداران، دانشمندان و چهره‌های پرنفوذ و اهرمی برای کنترل و باج‌گیری سیاسی (&lt;span dir="LTR"&gt;Kompromat&lt;/span&gt;) بوده است. این نشان می‌دهد که در دموکراسی‌های غربی، لزوماً رأی مردم تعیین‌کننده نیست، بلکه شبکه‌های پنهانِ باج‌گیری می‌توانند جهت‌گیری‌های کلان یک کشور را تغییر دهند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;منظر اخلاقی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	وقتی در یک تمدّن، ریشه‌های اخلاقِ مطلق (که ریشه در وحی و دین دارد) قطع شود و اخلاق به یک قرارداد اجتماعی تقلیل یابد، قدرتمندان می‌توانند این قرارداد را به نفع خود بازنویسی کنند. جزیره اپستین جغرافیایی بود که در آن نسبیت اخلاقی به افراطی‌ترین شکل خود به اجرا درآمد: «اگر من قدرت و پولش را دارم که تو را بخرم، پس حق دارم با تو هر کاری بکنم.»&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;منظر فلسفی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	اما این قضیه لایه‌های عمیق‌تر هم دارد. اگر از منظر فلسفی به بحران نگاه کنیم،‌ ماجرای اپستین نشانگر بن‌بست اومانیسم است. فلسفه مدرن غرب بر پایه اومانیسم (انسان‌محوری) و رهایی انسان از قید و بندهای متافیزیکی و الهی بنا شد. ماجرای اپستین نقطه برخورد این فلسفه با واقعیت عریان است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	فلسفه غرب (به‌ویژه با خوانش‌های نیچه‌ای) به تدریج به سمتی رفت که در آن «قدرت» توجیه‌گر همه‌چیز شد. در ذهنیت نخبگانی مانند اپستین و مهمانانش، آن‌ها تجلی «ابرانسان» هستند؛ انسان‌هایی که به دلیل هوش مالی یا جایگاه سیاسی، خود را مافوق قوانین اخلاقی توده مردم (که از نظر آن‌ها قوانین گله‌ای است) می‌دانند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در نگاه فلسفی حاکم بر سرمایه‌داری متأخر، انسان به یک سوژه بیولوژیک (&lt;span dir="LTR"&gt;Biopolitics&lt;/span&gt;) تقلیل می‌یاید. انسان دیگر موجودی دارای روح و کرامت ذاتی نیست؛ بلکه صرفاً مجموعه‌ای از سلول‌ها و غرایز است. جالب اینجاست که اپستین در کنار این جنایات، به شدت روی پروژه‌های اصلاح‌نژادی (&lt;span dir="LTR"&gt;Eugenics&lt;/span&gt;)، ترابشریت (&lt;span dir="LTR"&gt;Transhumanism&lt;/span&gt;) و فریز کردن مغز، سرمایه‌گذاری می‌کرد. او می‌خواست ژن خود را تکثیر کند. این نشان‌دهنده یک نگاه عمیقاً مادّی و تقلیل‌گرایانه به انسان است که در آن، دیگران صرفاً آزمایشگاه یا ابزاری برای جاودانگی و لذت طبقه برتر هستند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;منظر تمدّنی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	و اما مهم‌تر از همه منظر تمدّنی این ماجراست. یک تمدّن با «غایات» و «دستاوردهای نهایی‌اش» سنجیده می‌شود. تمدّن لیبرال دموکراسی با شعار آزادی، برابری، حقوق بشر و رهایی زنان از سنت‌ها ظهور کرد. اما لایه‌های پنهانی که امثال این پرونده بیرون می‌ریزند، نشان‌دهنده یک شکست تمدّنی است. غرب افتخار می‌کند که برده‌داری را لغو کرده است. اما از منظر تمدّنی، ماجرای اپستین نشان داد که برده‌داری لغو نشده، بلکه از مزارع پنبه به جزایر خصوصی و از شکل سنتی به برده‌داری جنسی و مدرن تکامل یافته است. پول در این تمدّن می‌تواند، دختران نوجوانِ طبقات فرودست را به برده‌های مدرن برای نخبگان تبدیل کند. تمدّن غرب مدعی است که قانون برای همه برابر است. اما بسته شدن عجولانه پرونده اپستین، مرگ (یا قتل) مشکوک او در امنیتی‌ترین زندان آمریکا پیش از افشای نام‌های بزرگ، و مصون ماندن صدها چهره مشهور که به این جزیره رفت و آمد داشتند، نشان داد که در هسته سخت این تمدّن، الیگارشی (حکومت اقلیت ثروتمند) حاکم است، نه دموکراسی.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بدتر از این همه ورشکستگی نهاد علم و هنر در تمدّن غرب است. یکی از تلخ‌ترین لایه‌های پنهان این پرونده، حضور پررنگ دانشمندان برنده جایزه نوبل، رؤسای دانشگاه‌های بزرگ (مانند هاروارد و ام آی تی) و هنرمندان مشهور هالیوودی در حلقه اپستین بود. این یعنی علم و هنر در تمدّن مادی غرب، به جای آنکه مانع سقوط اخلاقی شوند، خود به توجیه‌گر و شریک جرم سرمایه‌داری فاسد تبدیل شده‌اند. علم منهای تهذیب نفس، خروجی‌اش دانشمندانی می‌شود که در جزیره فساد به دنبال بودجه‌های تحقیقاتی خود می‌گردند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بنابراین وقتی می‌گوییم این رویداد، نشانگر لایه‌های پنهان و ساختاری یک تمدّن است، بدین معناست که جزیره اپستین یک تومور سرطانی نیست که به صورت اتفاقی در یک بدن سالم رشد کرده باشد؛ بلکه میوه طبیعی درختی است که ریشه‌هایش در سرمایه‌داری لجام‌گسیخته، اومانیسم سکولار،‌ کالایی شدن انسان &lt;span dir="LTR"&gt;(Commodification of Human Beings)&lt;/span&gt;، لذت‌گرایی مفرط &lt;span dir="LTR"&gt;(Hedonism)&lt;/span&gt;، شکاف طبقاتی و مصونیت نخبگان &lt;span dir="LTR"&gt;(Elite Impunity)&lt;/span&gt; و فردگرایی افراطی تغذیه می‌شود&lt;strong&gt;.&lt;/strong&gt; تا زمانی که این ریشه‌های فلسفی و تمدّنی پابرجا هستند، حتی با حذف فیزیکی یک فرد مانند اپستین، این ساختار در اشکال دیگر و جزایر دیگر به بازتولید خود ادامه خواهد داد. در اینجا چند مطلب دیگر باید اضافه شود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;۱. ماجرای اپستین: تصویر فشرده‌ای از نظام سلطه&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	مفهوم «نظام سلطه» در ادبیات سیاسی به ساختاری اشاره دارد که در آن قدرت‌های بزرگ با استفاده از ثروت، نفوذ سیاسی، رسانه و ابزارهای غیرشفاف، اراده خود را بر دیگران تحمیل کرده و حقوق مستضعفان را پایمال می‌کنند. از این منظر، جزیره اپستین، دقیقاً یک مینیاتور یا «تصویر فشرده» از همین نظام است که عبارت است از:&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;پیوند نامشروع ثروت و قدرت:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; در این جزیره، مرزهای میان سیاستمداران عالی‌رتبه، بانکداران جهانی و دستگاه‌های اطلاعاتی از بین رفته بود. این همان سازوکاری است که نظام سلطه در مقیاس جهانی برای استثمار ملّت‌ها به کار می‌گیرد&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;استثمار سیستماتیک:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; همان‌طور که نظام سلطه منابع کشورهای ضعیف را غارت می‌کند، در این شبکه نیز افراد قدرتمند با استفاده از فقر یا ناآگاهی قربانیان (که عمدتاً دختران نوجوان و آسیب‌پذیر بودند)، آن‌ها را به صورت سیستماتیک استثمار می‌کردند&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;حق‌السکوت و شبکه‌سازی متقابل:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; اپستین از طریق جمع‌آوری اطلاعات و نقطه ضعف از افراد قدرتمند، یک شبکه عنکبوتی ساخته بود. این روشِ باج‌گیری و وابسته‌سازی، بازتابی از دیپلماسی پنهان و روش‌های اعمال نفوذ در نظام هژمونیک جهانی است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;۲. ماجرای اپستین نشانگر حقانیت&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;اخلاق الهی و تمدّن اسلامی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	در چارچوب اندیشه و تمدّن اسلامی، انسان موجودی است که نیازمند هدایت الهی است و قانون‌گذاریِ صرفاً بشری برای سعادت او کافی نیست. پرونده‌هایی نظیر اپستین از نگاه متفکران اسلامی دلالت بر حقایق زیر دارد:&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;ناکامی قانون بدون تقوا: &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;غرب دارای پیچیده‌ترین نهادهای نظارتی، حقوقی و مدنی است؛ اما این پرونده نشان داد که اگر قانون با «تقوای درونی» و «نظارت الهی» همراه نباشد، قدرتمندان به راحتی آن را دور می‌زنند. بر خلاف تمدّن اسلامی که بر پایه پیوند ناگسستنی سیاست، قانون و اخلاق وحیانی بنا شده است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;حفاظت حقیقی از کرامت زن و خانواده:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; در حالی که تمدّن غرب، مدعی پرچمداری حقوق زنان است، چنین رویدادهایی نشان‌دهنده نگاه ابزاری و غریزی به زن در لایه‌های پنهان این تمدّن است. این امر، حقانیت نگاه اسلام به ضرورت حفظ حریم‌ها، عفاف و ارزش‌گذاری زن، به عنوان محور خانواده و نه ابزار لذت را برجسته می‌کند&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;نیاز بشر به معنویت: &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;بن‌بست‌های اخلاقی در غرب نشان می‌دهد که پیشرفت تکنولوژیک و مادی نتوانسته است آرامش و سلامت روانی-اخلاقی جوامع را تضمین کند و ضرورت بازگشت به تمدّنی خدامحور بیش از پیش احساس می‌شود&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;۳&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; مطالبه‌گری نظام اسلامی از غرب در حوزه حقوق زن و کودک&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	در حوزه روابط بین‌الملل و دیپلماسی حقوق بشری، معمولاً کشورهای غربی در جایگاه مدعی و کشورهای مستقل در جایگاه متهم یا تدافعی قرار داشته‌اند. ماجرای اپستین و موارد مشابه، فرصتی استراتژیک برای تغییر این معادله (از حالت تدافعی به تهاجمی) از طرق زیر فراهم می‌کند&lt;span dir="LTR"&gt;:&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;نقد استانداردهای دوگانه: &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;نظام اسلامی می‌تواند با استناد به این پرونده‌ها -که نقض فاحش حقوق کودکان و زنان در سیستماتیک‌ترین حالت ممکن است- صلاحیت اخلاقی غرب برای صدور قطعنامه‌های حقوق بشری را در مجامع جهانی به چالش بکشد&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;ایجاد گفتمان جایگزین:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; این اتفاقات به کشورهای اسلامی اجازه می‌دهد تا در سازمان ملل و نهادهای بین‌المللی، «اعلامیه حقوق بشر اسلامی» را به عنوان جایگزینی که در آن کرامت انسان درگیر سرمایه‌داری و نگاه ابزاری نمی‌شود، با قدرت بیشتری مطرح کنند&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;مطالبه‌گری حقوقی:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; استفاده از ظرفیت‌های حقوقی بین‌المللی برای پاسخگو کردن نهادهای غربی در قبال شبکه‌های قاچاق انسان و استثمار جنسی که با چشم‌پوشی نهادهای اطلاعاتی غربی فعالیت می‌کنند&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;۴&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; سقوط تمدّنی و آینده لیبرال دموکراسی منهای دین و اخلاق&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	فروپاشی یک تمدّن همواره با فروپاشی فیزیکی شهرها آغاز نمی‌شود، بلکه ریشه در «فروپاشی اخلاقی و معنایی» دارد. متفکرانی مانند اُسوالد اشپنگلر یا حتی برخی جامعه‌شناسان معاصر غربی هشدار داده‌اند که زوال درونی غرب به دلایل زیر آغاز شده است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;سقوط ارزش‌های بنیادین:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; وقتی نخبگان یک جامعه به چنین سطح از انحطاط می‌رسند و سیستم قضایی و رسانه‌ای در برخورد قاطع با آن‌ها ناتوان یا محافظه‌کار عمل می‌کند، اعتماد عمومی (سرمایه اجتماعی) که ستون فقرات دموکراسی است، فرو می‌ریزد&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;مسیر آینده (نیهیلیسم و فروپاشی اجتماعی):&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; لیبرال دموکراسی اگر کاملاً از دین و اخلاق تهی شود، به سمت نیهیلیسم (پوچ‌گرایی)، از هم گسیختگی نهاد خانواده، بحران هویت و در نهایت دیکتاتوری‌های نوین حرکت خواهد کرد؛ جایی که در آن الگوریتم‌ها، ثروت و رسانه‌ها به جای مردم حکومت می‌کنند (پست‌دموکراسی)&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;۵&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;strong&gt; نشانه های افول امپراطوری آمریکا&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	بحث افول هژمونی یا امپراتوری آمریکا یکی از جدی‌ترین مباحث در رشته روابط بین‌الملل و علوم سیاسی امروز است. مواضع رهبر انقلاب درباره این افول، با تحلیل‌های بسیاری از استراتژیست‌های جهانی (حتی در داخل خود آمریکا مانند فرید زکریا، ریچارد هاس و دانشمندان واقع‌گرا) هم‌پوشانی دارد. اما مهمترین بخش این افول همان چیزی است که ماجرای اپستین برجسته کرد، یعنی افول قدرت نرم و مرجعیت اخلاقی. رسوایی‌هایی مانند اپستین، بحران‌های نژادی، سرکوب اعتراضات دانشجویی و حمایت از جنایات جنگی در غزّه، تصویر آمریکا به عنوان «شهر درخشان روی تپه» و مهد حقوق بشر را در افکار عمومی جهان به شدت مخدوش کرده است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	افول آمریکا به معنای نابودی فیزیکیِ یک‌شبه آمریکا نیست، بلکه به معنای از دست رفتن توانایی این کشور در کنترل بلامنازعِ تحولات جهانی، حل بحران‌های داخلی و حفظ رهبری و مرجعیت تمدّنی در سطح بین‌المللی است&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Wed, 25 Feb 2026 16:38:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>میوه تلخ لیبرال دموکراسی</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62751</link>
<guid>62751</guid>
<dc:type>22</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - گزارش</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62751/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;KHAMENEI.IR&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;دویست و پنجاهمین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;شهید میلاد دهقان&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;، مدافع امنیتی که در فتنه آمریکایی-صهیونی اخیر به دست آشوبگران مسلح در بندر لنگه استان هرمزگان به شهادت رسید.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;KHAMENEI.IR&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; منتشر خواهد شد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: center;"&gt;
	&lt;a href="https://idc0-cdn0.khamenei.ir/ndata/news/62751/S-250.pdf"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و پنجاه&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;div&gt;
		&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
			&lt;div&gt;
				&lt;div&gt;
					&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
						&lt;div&gt;
							&lt;div&gt;
								&lt;span style="color:#696969;"&gt;سرمقاله&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
							&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
								&lt;div&gt;
									&lt;div&gt;
										&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;میوه تلخ لیبرال دموکراسی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
									&lt;div&gt;
										&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;تحلیل رویدادهایی مانند پرونده جفری اپستین از منظری تمدّنی، فلسفی و جامعه‌شناختی، نیازمند نگاهی فراتر از یک جرم جنایی ساده است.&lt;/div&gt;
								&lt;/div&gt;
							&lt;/div&gt;
						&lt;/div&gt;
					&lt;/div&gt;
				&lt;/div&gt;
			&lt;/div&gt;
		&lt;/div&gt;
	&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;br /&gt;
	این دست اتفاقات، به‌ویژه زمانی که در بالاترین سطوح قدرت و ثروت رخ می‌دهند، می‌توانند نشانگر لایه‌های پنهان و ساختاری یک تمدّن باشند. برای بسط و کالبدشکافی این گزاره، باید از سطح پدیدارشناختی (آنچه در ظاهر به عنوان یک جرم می‌بینیم) عبور کنیم و به سطح هستی‌شناختی و ساختاری (علل ریشه‌ای و بستر زاینده‌ی این جرم) برسیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	وقتی می‌گوییم پرونده جفری اپستین «فراتر از یک جرم جنایی ساده» است، مقصود این است که تقلیل این فاجعه به «انحراف اخلاقی یک یا چند فرد بیمار»، در واقع سرپوش گذاشتن بر مکانیسم‌هایی است که این افراد را تولید، حمایت و بازتولید می‌کنند. در جرم‌شناسی کلاسیک، یک فرد به دلایل روانی، اخلاقی یا فقر دست به جرم می‌زند و سیستم پلیسی و قضایی او را مهار می‌کند. اما در ماجرای اپستین ما با یک «مجرم فردی» روبرو نیستیم، بلکه با پدیده‌ای به نام سندیکای نخبگانی (Elite Syndicate) مواجهیم. با توجه به این نکات ماجرای اپستین را می‌توان از منظر فلسفی، اخلاقی، جامعه‌شناسی سیاسی، اجتماعی و تمدنی مورد مطالعه قرار داد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	مهمترین منظر، منظر تمدّنی این ماجراست. یک تمدّن با «غایات» و «دستاوردهای نهایی‌اش» سنجیده می‌شود. تمدّن لیبرال دموکراسی با شعار آزادی، برابری، حقوق بشر و رهایی زنان از سنت‌ها ظهور کرد. اما لایه‌های پنهانی که امثال این پرونده بیرون می‌ریزند، نشان‌دهنده یک شکست تمدّنی است. &lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	غرب افتخار می‌کند که برده‌داری را لغو کرده است. اما از منظر تمدّنی، ماجرای اپستین نشان داد که برده‌داری لغو نشده، بلکه از مزارع پنبه به جزایر خصوصی و از شکل سنتی به برده‌داری جنسی و مدرن تکامل یافته است. &lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	پول در این تمدّن می‌تواند، دختران نوجوانِ طبقات فرودست را به برده‌های مدرن برای نخبگان تبدیل کند. تمدّن غرب مدعی است که قانون برای همه برابر است. اما بسته شدن عجولانه پرونده اپستین، مرگ (یا قتل) مشکوک او در امنیتی‌ترین زندان آمریکا پیش از افشای نام‌های بزرگ، و مصون ماندن صدها چهره مشهور که به این جزیره رفت و آمد داشتند، نشان داد که در هسته سخت این تمدّن، الیگارشی (حکومت اقلیت ثروتمند) حاکم است، نه دموکراسی.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بدتر از این همه، ورشکستگی نهاد علم و هنر در تمدّن غرب است. یکی از تلخ‌ترین لایه‌های پنهان این پرونده، حضور پررنگ دانشمندان برنده جایزه نوبل، رؤسای دانشگاه‌های بزرگ (مانند هاروارد و ام‌آی‌تی) و هنرمندان مشهور هالیوودی در حلقه اپستین بود. این یعنی علم و هنر در تمدّن مادی غرب، به جای آنکه مانع سقوط اخلاقی شوند، خود به توجیه‌گر و شریک جرم سرمایه‌داری فاسد تبدیل شده‌اند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	علم منهای تهذیب نفس، خروجی‌اش دانشمندانی می‌شود که در جزیره فساد به دنبال بودجه‌های تحقیقاتی خود می‌گردند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بنابراین وقتی می‌گوییم این رویداد، نشانگر لایه‌های پنهان و ساختاری یک تمدّن است، بدین معناست که جزیره اپستین یک تومور سرطانی نیست که به صورت اتفاقی در یک بدن سالم رشد کرده باشد؛ بلکه میوه طبیعی درختی است که ریشه‌هایش در سرمایه‌داری لجام‌گسیخته، اومانیسم سکولار،‌ کالایی شدن انسان (Commodification of Human Beings)، لذت‌گرایی مفرط (Hedonism)، شکاف طبقاتی و مصونیت نخبگان (Elite Impunity) و فردگرایی افراطی تغذیه می‌شود. تا زمانی که این ریشه‌های فلسفی و تمدّنی پابرجا هستند، حتی با حذف فیزیکی یک فرد مانند اپستین، این ساختار در اشکال دیگر و جزایر دیگر به بازتولید خود ادامه خواهد داد. &lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بحث افول هژمونی یا امپراتوری آمریکا یکی از جدی‌ترین مباحث در رشته روابط بین‌الملل و علوم سیاسی امروز است. &lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	مواضع رهبر انقلاب درباره این افول، با تحلیل‌های بسیاری از استراتژیست‌های جهانی (حتی در داخل خود آمریکا مانند فرید زکریا، ریچارد هاس و دانشمندان واقع‌گرا) هم‌پوشانی دارد. اما مهمترین بخش این افول همان چیزی است که ماجرای اپستین برجسته کرد، یعنی افول قدرت نرم و مرجعیت اخلاقی. &lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	رسوایی‌هایی مانند اپستین، بحران‌های نژادی، سرکوب اعتراضات دانشجویی و حمایت از جنایات جنگی در غزّه، تصویر آمریکا را در افکار عمومی جهان به شدت مخدوش کرده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	افول آمریکا به معنای نابودی فیزیکیِ یک‌شبه آمریکا نیست، بلکه به معنای از دست رفتن توانایی این کشور در کنترل بلامنازعِ تحولات جهانی، حل بحران‌های داخلی و حفظ رهبری و مرجعیت تمدّنی در سطح بین‌المللی است.&lt;br /&gt;
	&lt;a href="https://idc0-cdn0.khamenei.ir/ndata/news/62751/S-250.pdf"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62751/S-250.jpg" style="width: 100%; height: 100%;" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Wed, 25 Feb 2026 14:59:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>دری که در پاریس بسته ماند</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62748</link>
<guid>62748</guid>
<dc:type>22</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - گزارش</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62748/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;«بعد از جنگ جهانی [اوّل]، از کشورهای دنیا دعوت کردند که بیایند در کنفرانس پاریس راجع به مسائل بین‌المللی تصمیم‌گیری کنند؛ از ایران یک هیئت بزرگی بلند شدند رفتند پاریس که در آن کنفرانس شرکت کنند؛ راهشان ندادند! هیئت ایرانی رفت پشت در منتظر [ماند]، روزهای متعدّد گذشت، اجازه ندادند که وارد این جلسه بشوند. ایرانِ باعظمت را، ایران متمدّن را، ایرانی که یک روزی منشأ علم و فلسفه و همه‌چیز در دنیا بوده و همه از او استفاده میکردند، به اینجا رسانده بودند؛ این‌جور تحقیرشده، این‌جور کوچک!» &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:9px;"&gt;&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62530"&gt;۱۴۰۴/۱۱/۱۲&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;آنچه خواندید بخشی از بیانات رهبر انقلاب در&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62530"&gt; اولین روز از ایام‌الله دهه فجر سال ۱۴۰۴ بود&lt;/a&gt;. به همین بهانه، &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#8b4513;"&gt;بخش «&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;درس و عبرت&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; تاریخ»&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; رسانه &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;KHAMENEI.IR&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; در این گزارش با تکیه بر اسناد و روایت‌ها به جا مانده از موضوع&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#0000ff;"&gt; کنفرانس پاریس&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; به بررسی و روایت این موضوع که در دی و بهمن سال ۱۲۹۷ اتفاق افتاده می‌پردازد.&lt;/span&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;یک کنفرانس جهانی &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	ماجرای حضور هیئت ایرانی در کنفرانس صلح پاریس و راه ندادن آن به جلسات رسمی، یکی از مهم‌ترین شکست‌های دیپلماتیک ایران در دوره قاجار است. این واقعه را می‌توان پایان نمادین دولت قاجار هم دانست. کنفرانس صلح پاریس در ۱۸ ژانویه ۱۹۱۹ (۲۷ دی ۱۲۹۷) برای تعیین نظم جهانی بعد از جنگ جهانی اول برگزار شد.&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بعد از پایان جنگ جهانی اول کشورهای پیروز جنگ مانند بریتانیا، فرانسه، آمریکا و ایتالیا تشکیل شد و هدف آن تنظیم معاهدات صلح و تعیین سرنوشت مناطق مختلف جهان بود.&lt;a href="#_ftn2" name="_ftnref2" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; در این بین قرار شد کشورهای آسیب دیده از جنگ هم برای دریافت غرامت جهت بازسازی هم در این کنفرانس، در پاریس حضور داشته باشند.&lt;br /&gt;
	&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;هیئت ایرانی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	ایران به عنوان یکی از کشورهای آسیب دیده از جنگ هیئتی به کنفرانس پاریس اعزام کرد: هیئتی به ریاست وزیر امور خارجه وقت یعنی مشاورالممالک انصاری و با عضویت فروغی رئیس دیوان عالی تمیز، سید ابوالقاسم خان انتظام الملک (عمید) رئیس کابینه وزارت خارجه، میرزا حسین خان معین الوزاره (علاء) وزیر سابق فواید عامه و تجارت، آدولف پرنی مستشار وزارت عدلیه و عبدالحسین مسعود انصاری پسر مشاورالممالک به عنوان منشیِ مخصوصِ هیئت عازم پاریس شد. با اینکه ایران در جنگ اعلان بی‌طرفی کرده بود کشورهای درگیر جنگ خسارت های جانی و مالی بسیاری به ایران وارد ساخته بودند.&lt;a href="#_ftn3" name="_ftnref3" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۲)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;امیدوار به آینده&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	در روز ۲۵ آذر ۱۲۹۷ این هیئت از تهران حرکت و در ۲بهمن ۱۲۹۷ به پاریس رسید.&lt;a href="#_ftn4" name="_ftnref4" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۳)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; این کاروان با برنامه‌ریزی و امید به تغییرات مهمی راهی پاریس شده بود تا بیانیه‌ای درباره خسارات و زیان‌های خود در طول جنگ ارائه دهد و درخواست غرامت کند. ایران همچنین می‌خواست از دریچه باز شده بر اثر انقلاب بولشویکی و ادعای آنها در خصوص نفی استعمار و آمادگی برای جبران، سرزمین‌هایی را که در اثر فشار روسیه تزاری واگذار کرده بود، بازپس گیرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اما آن‌ها نتوانستند به کنفرانس راه پیدا کنند. در همان زمان بریتانیایی‌ها کنفرانس را متقاعد کردند که از پذیرش هیئت ایران خودداری کند. استدلال انگلیسی‌ها این بود که ایران اعلام بی‌طرفی کرده و طرفِ متخاصم نبوده است. به همین دلیل جزء کشورهای آسیب دیده از جنگ هم محسوب نمی‌شود.&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	 &lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;بلاهای بی‌سابقه با برچسب بی‌طرفی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	با این که انگلیس ادعا می‌کرد که ایران در جنگ کشور بی‌طرف بوده است و نه آسیب دیده اما آمارها از بی‌سر و سامان شدن مردم خبر می‌دهد. بر اساس اسناد وزارت خارجه آمریکا، جمعیت ایران از حدود ۲۰ میلیون نفر در ۱۹۱۴ به ۱۰ میلیون نفر در ۱۹۲۰ کاهش یافت که نشان‌دهنده مرگ ۸ تا ۱۰ میلیون ایرانی (۴۰ تا ۵۰ درصد جمعیت) در اثر قحطی و بیماری‌های ناشی از آن است&lt;a href="#_ftn5" name="_ftnref5" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۴)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; در تهران، جمعیت از ۵۰۰,۰۰۰ نفر به ۲۰۰,۰۰۰ نفر کاهش یافت. در شیراز نیز در یک ماه (اکتبر ۱۹۱۸)، یک‌پنجم جمعیت ۵۰,۰۰۰ نفری (۱۰,۰۰۰ نفر) از بین رفتند.&lt;a href="#_ftn6" name="_ftnref6" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۵)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	 &lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	در زمان همان قحطی، بلای دیگری هم بر سر مردم آمد؛ بیماری‌های واگیر مانند وبا، تیفوس و تیفوئید همه‌گیر شدند و تلفات سنگینی برجای گذاشتند. به عنوان نمونه، نظمیه تهران گزارش کرد در طول سال ۱۹۱۷، ۲۷۰,۰۰۰ نفر در اثر قحطی و بیماری در تهران مرده‌اند.&lt;a href="#_ftn7" name="_ftnref7" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۶)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; همچنین، تیفوس در تبریز همه‌گیر شد.&lt;a href="#_ftn8" name="_ftnref8" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۷)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در حالی‌که تعداد معمول مرگ‌ومیر روزانه در تهران بین ده تا پانزده نفر بود؛ در سال‌های ۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹ اما پس از بروز این وضعیت [جنگ جهانی و قحطی]، این رقم به حدود صد و هشتاد نفر در روز افزایش یافت که نشان‌دهنده وخامت اوضاع ایران در آن زمان است. اوضاع به جایی رسید که مردم را در گورهای دسته‌جمعی دفن می‌کردند.&lt;a href="#_ftn9" name="_ftnref9" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۸)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در همان زمان علاوه بر این دولت ایران از درآمدهای نفتی خود محروم شد. درآمد نفت ایران در ۱۹۱۴-۱۹۱۹ حدود ۸ میلیون پوند (۴۰ میلیون دلار) بود که توسط انگلیس ضبط شد.&lt;a href="#_ftn10" name="_ftnref10" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۹)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; همچنین انگلیسی‌ها از پرداخت حق‌الامتیاز نفت به مدت پنج سال خودداری کردند.&lt;a href="#_ftn11" name="_ftnref11" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱۰)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; همچنین، با خرید عظیم غله توسط انگلیسی‌ها، ارزش پول ایران (قِران) افزایش یافت اما قدرت خرید مردم به شدت کاهش پیدا کرد.&lt;a href="#_ftn12" name="_ftnref12" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در جنگ جهانی کشورهای متفق از خانه مردم هم نگذشتند. ارتش روسیه در غرب ایران، خانه‌ها را برای تأمین هیزم ویران می‌کرد. در روستاها، در و پنجره خانه‌ها را می‌کندند و می‌سوزاندند&lt;a href="#_ftn13" name="_ftnref13" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱۲)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; بازار ارومیه توسط روس‌ها به آتش کشیده شد و... با همه این بلاهایی که کشورهای درگیر جنگ بر سر ملّت ایران آوردند، برای ورود به کنفرانس پاریس ایران را بی‌طرف دانستند.&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	 &lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;شش‌ماهِ آزِگار&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	اما دلیل اصلی بریتانیا برای این برچسب زنی و جلوگیری از حضور ایران در کنفرانس چیز دیگری بود. «مسافرت مشاور الممالک انصاری و هیئت همراه او به پاریس، مصادف با حکومت وثوق الدّوله و امضای قرارداد معروف ۱۹۱۹ بین ایران و انگلیس بود، که ایران را عملاً به صورت تحت الحمایه انگلیس در می‌آورد. انگلیسی‌ها در کار هیئت اعزامی ایران به کنفرانس صلع کارشکنی می‌کردند و دولت وثوق‌الدوله هم هیئت را به حال خود گذاشته بود. &lt;a href="#_ftn14" name="_ftnref14" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱۳)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;br /&gt;
	آن‌ها هیئت ایرانی را در پاریس رها کرده‌بودند، محمدعلی فروغی از اعضای این هیئت در نامه‌ای می‌نویسد: «شش ماه می‌گذرد که ما از تهران بیرون آمده و قریب پنج ماه است که در پاریس هستیم. به کلی از اوضاع مملکت و پلتیک دولت و مذاکراتی که با انگلیس کرده‌اند و می‌کنند و نتیجه‌ای که میخواهند بگیرند و مسلکی که در امور خارجی دارند بی اطلاعیم و یک کلمه دستورالعمل و ارائه طریق، نه صریحه، نه تلویحاً، نه کتبه، نه تلگرافه، نه مستقیمه، نه به واسطه به ما نرسیده، حتی جواب تلگرافهای ما را به سکوت می‌گذرانند.» &lt;a href="#_ftn15" name="_ftnref15" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱۴)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این در حالی است که حتی برای تأمین مخارج کاروان اعزامی هم اقدامی نمی‌شود: «دو ماه است برای پول معطلیم و نسیه میخوریم، پول نمیفرستند.»&lt;a href="#_ftn16" name="_ftnref16" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱۵)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;نهایت تلاش برای حضور&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	با توجه به عدم امکان حضور رسمی در این نشست، کاروان ایرانی نامه‌ای به کنفرانس ارسال کرد که در آن خواسته‌های مشخصی مطرح شده بود: «لغو نظام کاپیتولاسیون؛ لغو تمامی امتیازات خارجی؛ پرداخت غرامت برای خسارات واردشده به سرزمین ایران در طول جنگ؛ و بازگرداندن قفقاز که در سال ۱۸۲۸ واگذار شده بود، و ماوراءخزر، از جمله مرو و خیوه، که بعداً به‌وسیله ارتش روسیه تصرف شده بودند. ایران همچنین کردستانِ متعلق به ترکیه، از جمله شهرهای دیاربکر و موصل را مطالبه کرد.»&lt;a href="#_ftn17" name="_ftnref17" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱۶)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اما این نامه‌نگاری و یادداشت‌های رسمی هیئت ایرانی هم راه به جایی نبرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;یک چپاول جدید &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	اما انگلیس در این موقع مشغول بستن قراردادی با نخست وزیر وقت ایران یعنی وثوق الدّوله و نزدیکانش بود. قراردادی که به قرارداد ۱۹۱۹ معروف شد. انگلیس که به این قرارداد امید زیادی بسته بود، اجازه نداد تا دنیا توجهی به مطالبات ایران بکند.&lt;a href="#_ftn18" name="_ftnref18" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱۷)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این قراداد مخالفان زیادی داشت از مرحوم شهید سیدحسن مدرس تا محمدعلی فروغی که در هیئت اعزامی به پاریس حضور داشت. فروغی تحلیل خود از جلوگیری حضور در کنفرانس پاریس را این‌طور روایت می‌کند: «انگلیسی‌ها اوضاع تهران را مساعد و مغتنم شمرده اند که ترتیبانی داده شود که مملکت ایران از حیث امور سیاسی و اقتصادی زیر دست خودشان باشد. چون اوضاع دنیا و هیاهوی ما در پاریس طوری پیش آورده که صریحه و بر حسب ظاهر نمیتوانند بگویند ایران را به ما واگذار کنید، می‌خواهند ایرانی‌ها را وادار کنند که خودشان امور خود را به آنها واگذار کنند و امیدوار هستند که این مقصود در تهران انجام بگیرد و وجود ما در پاریس مخلّ این مقصود است، و سعی دارند قبل از این که ما بتوانیم کاری بکنیم و نتیجه بگیریم، آنها به مقصود نائل شده باشند.»&lt;a href="#_ftn19" name="_ftnref19" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱۸)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	 &lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	به هر ترتیب ایران در کنفرانس پاریس حاضر نشد و از طرف دیگر بریتانیا موفق به عقد قرارداد ۱۹۱۹&lt;a href="#_ftn20" name="_ftnref20" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱۹)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; شد: «قراردادی بود معروف به «قرارداد وثوق‌الدّوله» که در سال ۱۹۱۹ میلادی و ۱۲۹۹ هجری شمسی، انگلیس‌ها به نخست‌وزیر وقت ایران&lt;a href="#_ftn21" name="_ftnref21" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۲۰)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; رشوه‌ی مفصّلی دادند و این قرارداد را بستند. «قرارداد وثوق‌الدّوله» اقتصاد و سیاست و ارتش و نظام و همه‌ چیزِ ایران را در اختیار انگلیس‌ها قرار میداد. این قرارداد هم بسته شد.» &lt;span style="font-size:9px;"&gt;&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=54271"&gt;۱۴۰۲/۰۸/۱۰&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این قراداد هم با هوشمندی و افشاگری آیت‌الله مدرس و تعدادی دیگر از سیاسیون به نتیجه نرسید.&lt;a href="#_ftn21" name="_ftnref21" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۲۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;br style="font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" /&gt;
	&lt;div class="khamenei_ir-vjs" data-rss="http://farsi.khamenei.ir/video-rss?id=62601" style="text-align: justify;"&gt;
		 &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
	&lt;div id="ftn1" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref1" name="_ftn1" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; البته نتایج این جلسه منجر به تقسیم نقاط مختلف جهان با عنوان مستمره در بین کشورها بود.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn2" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref2" name="_ftn2" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۲&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;وفایی، محمد افشین؛ فیروزبخش، پژمان(۱۳۹۶) خاطرات محمد علی فروغی به همراه یادداشت های روزانه از سال های ۱۲۹۳ تا ۱۳۲۰، تهران: سخن، ص ۲۹&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn3" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref3" name="_ftn3" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۳&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;همان، ص ۴۷&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn4" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref4" name="_ftn4" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۴&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;مجد، محمدقلی (۱۳۸۷) قحطی بزرگ(۱۲۹۸-۱۲۹۶ ش) ترجمه: محمد کریمی، تهران: موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، ص ۲۴ و ۲۵&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn5" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref5" name="_ftn5" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۵&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;همان، ص ۴۸۲-۴۸۳&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn6" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref6" name="_ftn6" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۶&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;همان، ص ۳۳&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn7" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref7" name="_ftn7" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۷&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;همان، ص ۴۸۸&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn8" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref8" name="_ftn8" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۸&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;گلشنی، سیدعلیرضا؛ منصوربخت، قباد؛ عالم بیزار، فرانک(۱۴۰۱) مقاله: مروری کوتاه بر تاریخ بیماری تیفوس در ایران در دوره قاجار (۱۷۲۵ تا ۱۹۲۵ میلادی)؛ از مجموعه تاریخچه پزشکی در ایران، ص ۷۶۱&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn9" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref9" name="_ftn9" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۹&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;قحطی بزرگ(۱۲۹۸-۱۲۹۶ ش)، ص ۳۲&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn10" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref10" name="_ftn10" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱۰&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;همان، ص ۸۶۸&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn11" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref11" name="_ftn11" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱۱&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;همان، ص ۳۲&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn12" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref12" name="_ftn12" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱۲&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;همان، ص ۸۳۸&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn13" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref13" name="_ftn13" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱۳&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;طلوعی، محمود (۱۳۷۳)بازیگران عصر پهلوی از فروغی تا فردوست، ج اول. تهران: علم، ص ۲۰&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn14" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref14" name="_ftn14" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱۴&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;طلوعی، محمود (۱۳۷۳)بازیگران عصر پهلوی از فروغی تا فردوست، ج اول. تهران: علم، ص ۲۰&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn15" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref15" name="_ftn15" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱۵&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;همان&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn16" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref16" name="_ftn16" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱۶&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;مقاومت ایران در برابر فشار شوروی: روابط ایران و شوروی ۱۹۴۱–۱۹۴۷، ص ۲۹&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn17" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref17" name="_ftn17" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱۷&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;وفایی، محمد افشین؛ فیروزبخش، پژمان(۱۳۹۶) خاطرات محمد علی فروغی به همراه یادداشت های روزانه از سال های ۱۲۹۳ تا ۱۳۲۰، تهران: سخن، ص ۲۹&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn18" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref18" name="_ftn18" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱۸&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;طلوعی، محمود (۱۳۷۳)بازیگران عصر پهلوی از فروغی تا فردوست، ج اول. تهران: علم، ص ۲۰&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn19" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref19" name="_ftn19" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۱۹&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;قرارداد ۱۹۱۹ توافقی بود میان دولت ایران و بریتانیا که پس از جنگ جهانی اول و در شرایط ضعف سیاسی، اقتصادی و نظامی ایران تنظیم شد. هدف اعلامی آن «اصلاح و تقویت» ساختار اداری و مالی ایران بود، اما مفاد آن عملاً نفوذ گسترده بریتانیا را در امور داخلی کشور تثبیت می‌کرد. این قرارداد بدون تصویب مجلس شورای ملی امضا شد و با مخالفت گسترده نیروهای سیاسی، روحانیون و افکار عمومی روبه‌رو و بعد از مدتی ابطال شد. (شیخ‌الاسلامی، جواد(۱۳۶۵)اسناد محرمانه وزارت خارجه بریتانیا درباره قرارداد ۱۹۱۹ ایران و انگلیس، تهران: کیهان، ص ۲۹۳)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn20" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref20" name="_ftn20" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۲۰&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;میرزا حسن‌خان وثوق‌الدّوله&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn21" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ftnref21" name="_ftn21" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;(۲۱&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;انگلستان برای به دست آوردن منافعی که با ابطال قرارداد ۱۹۱۹ از دست داد، دست به کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ زد. (برای اطلاع از این روند، نک: بهبودی، هدایت‌الله (۱۳۹۹) &lt;em style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;رضانام تا رضاخان: زندگی‌نامه رضاشاه پهلوی از &lt;/em&gt;&lt;em style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;۱۲۵۶ تا &lt;/em&gt;&lt;em style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;۱۲۹۹&lt;/em&gt;، تهران: موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی&lt;span dir="LTR" style="text-align: justify !important; font-weight: normal !important; font-style: normal !important; text-decoration: none !important;"&gt;.&lt;/span&gt;)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;br type="_moz" /&gt;</description>
<pubDate>Wed, 25 Feb 2026 05:57:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>«آرایش جنگی» در میدان مغزها و دل‌ها</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62749</link>
<guid>62749</guid>
<dc:type>22</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - گزارش</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62749/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;KHAMENEI.IR&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;دویست و چهل و نهمین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;شهید سرهنگ هادی صادق&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;، مدافع امنیتی که در فتنه آمریکایی-صهیونی اخیر با شلیک مستقیم آشوبگران مسلح در فردیس کرج به شهادت رسید.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;KHAMENEI.IR&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; منتشر خواهد شد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: center;"&gt;
	&lt;a href="https://idc0-cdn0.khamenei.ir/ndata/news/62749/S-249.pdf"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و چهل و نه&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;div&gt;
		&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
			&lt;div&gt;
				&lt;div&gt;
					&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
						&lt;div&gt;
							&lt;div&gt;
								&lt;span style="color:#696969;"&gt;سرمقاله&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
							&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
								&lt;div&gt;
									&lt;div&gt;
										&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;«آرایش جنگی» در میدان مغزها و دل‌ها&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
									&lt;div&gt;
										&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;جنگ فقط شلیک موشک و بمباران نیست. برخی جنگ‌ها می‌توانند از جنگ نظامی نیز مهیب‌تر باشند. رویارویی نظامی با ایران در ابتدای سال، دوازده روز طول کشید و با توقف آتش، پایان یافت اما جنگ در حوزه عملیات روانی و رسانه‌ای نه تنها پایان نگرفت بلکه تشدید نیز شد. &lt;br /&gt;
										&lt;br /&gt;
										وقایع تلخ و غمبار دی ماه که ایران را داغدار کرد، معلول عوامل گوناگونی بود اما به جرأت می‌توان گفت جنگ رسانه‌ای در این شبه‌کودتا نقشی اساسی و غیرقابل انکار داشت. این کودتا تفاوت‌هایی اساسی با کودتاهای کلاسیک داشت. در کودتاهای کلاسیک، تا دقیقه ۹۰ همه چیز مخفی است و عوامل کودتا کاملاً در خفا عمل می‌کنند و محرمانگی، اصلی تعیین‌کننده در نتیجه عملیات است اما در کودتاهای پست مدرن - مانند آنچه در دی ماه رخ داد - محرمانگی به معنای مصطلح آن معنا ندارد و رسانه‌ها، بخصوص شبکه‌های اجتماعی و کارزارهای آنلاین، در تدارک کودتا و پیشبرد آن نقشی جدی دارند. &lt;br /&gt;
										&lt;br /&gt;
										هوشیاری ملت ایران، کودتا را ناکام گذاشت اما یکی دیگر از ویژگی‌های چنین کودتاهایی، سیّالیت زمان است. از این منظر می‌توان گفت تلاش و طراحی دشمن در این میدان پایان نیافته است و آنان با تکیه بر عملیات روانی و قلب واقعیت‌ها، همچنان امید دارند که برنامه شکست‌خورده خود را احیا کنند. &lt;br /&gt;
										&lt;br /&gt;
										در روزهای اخیر نیز آمریکا با گسیل ناوگان جنگی خود به منطقه، فاز جدیدی از جنگ رسانه‌ای را کلید زده است. این ناوگان پیش و بیش از آن که برای جنگ آمده باشد، یک هدف را دنبال می‌کند، سوخت لازم برای تشدید عملیات روانی در میدان رسانه و افکار عمومی فراهم کند تا بدون توسل به جنگ و تحمل عواقب آن، ایران وادار به عقب‌نشینی از منافع ملی خود و در نهایت تسلیم شود. &lt;br /&gt;
										&lt;br /&gt;
										رژیم صهیونیستی که در این عرصه تجربه‌ای طولانی و گسترده دارد، به شکلی برجسته نقش‌آفرینی می‌کند. این عملیات مشترک آمریکایی-صهیونی چند محور عمده و اساسی دارد؛ برجسته‌سازی سایه جنگ با هدف ارعاب مردم ایران؛ به خط کردن رسانه‌های جریان اصلی دنیا و انتشار انواع و اقسام شایعات و دروغ‌های ضدایرانی (از شایعه فرار مقامات گرفته تا پمپاژ خشم، ناامیدی به جامعه)؛ ارائه تصویری واژگون از مردم ایران و جایگزین کردن آنها با مشتی خائن و وطن‌فروش در قاب رسانه و تلقین تسلیم به عنوان راه حلی معقول.&lt;br /&gt;
										&lt;br /&gt;
										حماسه‌سازی مردم ایران در &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=62326"&gt;۲۲ دی&lt;/a&gt; و &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=62615"&gt;۲۲ بهمن&lt;/a&gt; نشان داد علی‌رغم این جنگ رسانه‌ای بی‌سابقه و سهمگین، دشمن همچنان در رسیدن به اهداف خود ناکام مانده است. اما این ناکامی نباید دوست‌داران ایران را دچار خطا کند. قربانیان این جنگ شناختی، کشته نمی‌شوند بلکه از جبهه دفاع از ایران جدا می‌شوند، حال یا با منفعل شدن یا با پیوستن به جبهه دشمن در این جنگ. از این منظر باید گفت حتی یک قربانی نیز زیاد، تأسف‌‌بار و غیرقابل پذیرش است.&lt;br /&gt;
										&lt;br /&gt;
										&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62065"&gt;بیستم آذرماه ۱۴۰۴&lt;/a&gt;، رهبر انقلاب درباره ابعاد و اهمیت این نبرد فرمودند: &lt;br /&gt;
										«امروز ما فراتر از درگیری‌های نظامی ... در کانون یک درگیری تبلیغاتی و رسانه‌ای هستیم؛ با چه کسی؟ با یک جبهه‌ی وسیع ... دشمن فهمید که تصرّف این مُلک و این خاک و این سرزمین الهی و معنوی با ابزار فشار و ابزار نظامی امکان ندارد. فهمید که اگر بخواهد تصرّفی بکند، دخالتی بکند، موفّقیّتی پیدا کند باید دلها را تغییر بدهد، باید مغزها و فکرها را عوض کند ... هدف دشمن در کشور ما محو کردن آثار مشعشع مفاهیم انقلابی است؛ هدفش این است که بتدریج مردم را از یاد انقلاب، از یاد هدف انقلاب، از یاد کارهایی که در انقلاب شد، از یاد امامِ انقلاب منصرف کند؛ برای این دارند کار میکنند، دارند تلاش میکنند؛ میلیاردها خرج میکنند ... نویسنده، هنرمند، کتاب‌نویس، رمان‌نویس، هالیوود و غیر اینها را به کار میگیرند ... بنابراین جبهه‌ی انقلاب و کارگزاران مقاومت باید این وضع دشمن را بشناسند ... ما در مسائل نظامی، آرایش صفوفمان بستگی دارد به هدف دشمن ... این کار در باب تبلیغات باید انجام بگیرد. آرایش تبلیغاتی بایستی به سمتی برود که دشمن درست همان سمت را هدف قرار داده، و آن عبارت است از معارف اسلامی، معارف شیعی و معارف انقلابی ... باید در مقابل اینها ایستاد.» &lt;br /&gt;
										&lt;br /&gt;
										هر کسی در هر جایگاه و موقعیتی می‌تواند بخشی از این آرایش جنگی رسانه‌ای در برابر این تهاجم همه‌جانبه دشمن باشد و باید از خود بپرسیم به عنوان یک دوست‌دار و مدافع انقلاب اسلامی و ایران عزیز، چقدر آرایش جنگی گرفته‌ایم. بدون شک مسئولان و دست‌اندرکاران و رسانه‌ها در این عرصه، مسئولیتی جدی‌تر دارند و باید در عملکرد و آرایش خود بازنگری جدی کنند.&lt;/div&gt;
								&lt;/div&gt;
							&lt;/div&gt;
						&lt;/div&gt;
					&lt;/div&gt;
				&lt;/div&gt;
			&lt;/div&gt;
		&lt;/div&gt;
	&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;a href="https://idc0-cdn0.khamenei.ir/ndata/news/62749/S-249.pdf"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62749/S-249.jpg" style="height: 100%; width: 100%;" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br type="_moz" /&gt;</description>
<pubDate>Tue, 24 Feb 2026 23:58:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>داستان موسی(ع) | قسمت سوم؛ ثروتمندی معیوب قارونی</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=62767</link>
<guid>62767</guid>
<dc:type>12</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - يادداشت</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62767/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;حضرت آیت‌الله خامنه‌ای: «قارون از قوم موسى بود [امّا] ... عشق مال، عشق پول و دل‌بستگى به مال این آدمى را که جزو بنى‌اسرائیل بود، جزو نجات‌یافتگان فرعونى بود، ازجمله‌ى کسانى بود که دریا برایشان خشک شد، توانستند عبور کنند، خودشان را به خلاصى برسانند و خدا جلوى چشمشان دشمنشان فرعون را به عذاب خودش مبتلا کرد ... امّا همین آدم به‌خاطر عشق به مال به آنجا رسید..» &lt;span style="font-size:9px;"&gt;(تفسیر سوره‌ی تغابن، ص ۱۹۴)&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	 قرآن کریم سنت‌ها و قوانین متعدّدی را برای ماجرای حضرت موسی &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السّلام&lt;/span&gt; و قوم بنی‌اسرائیل، بیان کرده است به طوری که بیشترین آیات قرآن کریم در مورد پیامبران، به بیان زندگی حضرت موسی &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام&lt;/span&gt; اختصاص دارد&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	بخش معارف اسلامی رسانه&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;KHAMENEI.IR &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; در ایام ماه مبارک رمضان، در سلسله یادداشت‌هایی به &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#0000ff;"&gt;تبیین عبرت‌ها و درس‌هایی از داستان زندگی حضرت موسی &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السّلام&lt;/span&gt; بر اساس بیانات و نظرات تفسیری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; با عنوان &lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;«داستان موسی(ع)»&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; می‌پردازد. در سومین یادداشت از این مطالب، مسئله &lt;/span&gt;«سنت الهیِ آزمایش با ثروت در داستان قارون»&lt;span style="color:#696969;"&gt; تبیین شده است.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;«قالَ إِنَّما أُوتِیتُهُ عَلى‌ عِلْمٍ عِنْدِی أ َوَ لَمْ یَعْلَمْ أَنَّ اللَهَ قَدْ أَهْلَکَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَ أَکْثَرُ جَمْعاً وَ لا یُسْئَلُ ‌عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُون‌» (سوره قصص، آیه ۷۸)&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;ترجمه: قارون در پاسخ مردمش گفت: جز این نیست که این [ثروت و مال انبوه‌] را بر پایه دانشى که نزد من است به من داده‌اند. آیا نمى‌دانست که خدا پیش از او اقوامى را هلاک کرده است که از او نیرومندتر و ثروت‌اندوزتر بودند؟ و مجرمان [که جرمشان معلوم و مشهود است‌] از گناهانشان بازپرسى نمى‌شود.&lt;/span&gt;&lt;a href="#_edn1" name="_ednref1" style="" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style=""&gt;(۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;سنت‌های الهی در طول تاریخ، در میدان‌های گوناگون به وقوع پیوسته است. گاه محورِ امتحان «نعمت» است؛ نعمتی که اگر درست شناخته و درست به‌کار گرفته شود، مایه‌ی رشد و استحکام جامعه می‌شود و اگر بد مصرف گردد، راهِ سقوط را هموار می‌کند. یکی از برجسته‌ترین صحنه‌های این امتحان، «ثروت» است. داستان حضرت موسی &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السّلام&lt;/span&gt; و قوم بنی‌اسرائیل، فقط روایتِ رویارویی با فرعون نیست؛ در دلِ همین تاریخ، ماجرای قارون به‌عنوان یکی از مهم‌ترین رخدادها، چهره‌ی این سنت الهی را آشکار می‌سازد: ثروت، مایه‌ی آزمایش انسان است.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;تولید ثروت در نگاه اسلام از ارکان جامعه است&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	اولین نکته مهم این است که ثروت به خودیِ خود بد نیست. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تبیین این نکته می‌فرمایند: «مال، خوب است، احسان خدا است، لطف خدا است، باید از آن استفاده هم بکنیم.»&lt;a href="#_edn2" name="_ednref2" style="" title=""&gt;(۲)&lt;/a&gt; در جای دیگر می‌فرمایند: «مال داده‌ى خدا است؛ آن قدرتى را هم که شما به خرج داده‌اید این پول را درآورده‌اید، آن هم مال خدا است؛ ابزار هم مال خدا است، مال هم مال خدا است.»&lt;a href="#_edn3" name="_ednref3" style="" title=""&gt;(۳)&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	پس در نگاه معارفیِ توحیدی، ثروت یک حقیقتِ مستقل و «منشأ اصالت» نیست، بلکه امانت و عطای الهی است و ارزش‌گذاری آن تابعِ نحوه‌ی نسبت ما با خدا و نحوه‌ی مصرف و کارکرد آن می‌شود؛ یعنی ثروت، اگر در مسیر صحیح قرار بگیرد، وسیله‌ی رشد، خدمت و آبادانی است. از همین زاویه است که در منطق اسلام، اقتصاد و تولید ثروت به‌عنوان یک رکن در نظام اسلامی مطرح می‌شود. «در نظام اسلامى، اقتصاد نقش بسیار مهمّى دارد. اینکه بعضى تصوّر کنند که در نظام اسلامى به مقوله‌ى تولید ثروت و گسترش رفاه عمومى و تولید بنگاه‌هاى مهمّ ثروت‌ساز بى‌اعتنائى شده، خطاى بزرگى است؛ چنین چیزى نیست. یکى از ارکان مهمّ نظام اسلامى ثروتمند کردن جامعه و کشور است.»&lt;a href="#_edn4" name="_ednref4" style="" title=""&gt;(۴)&lt;/a&gt; بنابراین مهم این است که ثروت را «از خدا» بدانیم، «برای خدا» به کار بگیریم و آن را در خدمتِ عزت و قوام جامعه ایمانی قرار دهیم.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;قارون یک ثروتمند نامطلوب از نظر اسلام است&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	همان‌طور که گفته شد، داستان قارون یکی از عرصه‌های بروز و ظهور سنت‌های الهی است. خداوند در داستان قارون به امت اسلامی نشان می‌دهد که ثروت چگونه می‌تواند مایه‌ی پیشرفت یا سقوط شود. «قارونِ مبغوضِ خبیثِ ملعونِ الهى، آن قدر انسان بدى است که قرآن کریم بخشى را به او اختصاص داده است.»&lt;a href="#_edn5" name="_ednref5" style="" title=""&gt;(۵)&lt;/a&gt; قرآن کریم در معرفی قارون صرفاً یک ثروتمند را نقد نمی‌کند، بلکه الگوی معیوبِ ثروتمندی را نقد می‌کند. در حقیقت «قارون یک نمونه‌ى کامل و یک ثروتمند نامطلوب از نظر اسلام و قرآن و شرع و همه است.»&lt;a href="#_edn6" name="_ednref6" style="" title=""&gt;(۶)&lt;/a&gt; حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره شخصیت قارون چنین می‌فرمایند: «قارون از قوم موسى بود [امّا] «فَبَغىٰ عَلَیْهِمْ‌»...عشق مال، عشق پول و دل‌بستگى به مال این آدمى را که جزو بنى‌اسرائیل بود، جزو نجات‌یافتگان فرعونى بود، ازجمله‌ى کسانى بود که دریا برایشان خشک شد، توانستند عبور کنند، خودشان را به خلاصى برسانند و خدا جلوى چشمشان دشمنشان فرعون را به عذاب خودش مبتلا کرد، [کسى که] این‌قدر نعمت الهى شامل حالش شده بود، امّا همین آدم به‌خاطر عشق به مال به آنجا رسید.»&lt;a href="#_edn7" name="_ednref7" style="" title=""&gt;(۷)&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;گناه قارون ثروتمندی نبود&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	مشکل اصلی قارون این نبود که ثروت داشت؛ مشکل او این بود که ثروت را از خودش می‌دید و نسبت آن را با خدا قطع کرده بود. بنابراین «آن چیزى که براى انسان خطرناک است، همین احساس استغناء است، احساس بى‌نیازى است، احساس قدرت است، احساس دانایی است، اتّکاء به دانایى خویشتن است ... این غرور، فخر، تکبّر، تکیه‌ی به آنچه در انسان هست و چیز کم و ناچیزى است و انسان آن را چیزى مى‌انگارد و خیال مى‌کند زیاد است، بزرگترین بلیّه‌ها است.»&lt;a href="#_edn8" name="_ednref8" style="" title=""&gt;(۸)&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نمونه‌ی عینیِ همین «استغناء» را در پاسخ قارون به نصیحت حضرت موسی &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السّلام&lt;/span&gt; می‌بینیم؛ آنجا که «در جواب آن حضرت مى‌گوید: «إِنَّمٰا أُوتِیتُهُ عَلىٰ عِلْمٍ»‌؛ من آگاه و عالم و توانا بودم. به تعبیر امروزى، هوش و ذکاوت داشتم، زرنگى داشتم، سیاست بلد بودم. ناز شستم که این اموال را از این راه‌ها به دست آوردم. به کسى مربوط نیست!»&lt;a href="#_edn9" name="_ednref9" style="" title=""&gt;(۹)&lt;/a&gt; در واقع می‌گفت: «خود من دانشمند بودم، زرنگ بودم، باهوش بودم، توانستم پول دربیاورم؛ خودش این‌جورى فکر میکند.»&lt;a href="#_edn10" name="_ednref10" style="" title=""&gt;(۱۰)&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	برخی مفسران دیگر نیز دیدگاه او را این چنین بیان می‌کنند «که آنچه من دارم احسان خدا نیست، و بدون استحقاق به دستم نیامده، و ادعا کرده که همه اینها در اثر علم و کاردانى خودم جمع شده چون راه جمع‌آورى مال را بلد بودم، و دیگران بلد نبودند، و وقتى آنچه به دستم آمده به استحقاق خودم بوده، پس خود من مستقل در مالکیت و تصرف در آن هستم، هر چه بخواهم مى‌توانم بکنم ... سزاوار هم نیست که کسى در کارم مداخله کند.»&lt;a href="#_edn11" name="_ednref11" style="" title=""&gt;&lt;span dir="LTR" style=""&gt;(۱۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این در حالی بود که «خودِ قارونِ بى‌عقل نمیدانست ... که: «أَنَّ اَللهَ قَدْ أَهْلَکَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ اَلْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً‌»؛ خدا از او قوى‌ترها را هم در گذشته پدرشان را درآورده، هلاک کرده. «أُوتِیتُهُ عَلىٰ عِلْمٍ عِنْدِی»؛ حرف مفت است که من با قدرت خودم، با پول خودم، با هوش خودم توانسته‌ام به این مقدار، به این مال برسم و اینها حرفهاى چرند است.»&lt;a href="#_edn12" name="_ednref12" style="" title=""&gt;(۱۲)&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	از همین رو، قرآن به او هشدار می‌دهد که داشتن مال، سپرِ امنیت در برابر سنت‌های الهی نیست. پس ثروت نه مصونیت می‌آورد و نه مانعِ تحققِ عاقبتِ عمل می‌شود؛ اگر مسیر، طغیان و فساد باشد، «این مال وسیله‌ى این نمیشود که خداى متعال نتواند تو را به عاقبت کردار زشتت دچار کند.»&lt;a href="#_edn13" name="_ednref13" style="" title=""&gt;(۱۳)&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	حضرت آیت‌الله خامنه‌ای پس از تبیین نگاه قارون به داشته‌های خود، با استناد به آیه «وَ مٰا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لٰکِنَّ اَللهَ رَمىٰ‌»&lt;a href="#_edn14" name="_ednref14" style="" title=""&gt;(۱۴)&lt;/a&gt; نگاه توحیدی را این‌چنین بیان می‌کنند: «این تیرى که تو قبلاً نحوه‌ى انداختنش را یاد گرفتى، سپس نشانه گرفتى، دقّت کردى و زدى تا اینکه به هدف خورد، کارِ تو نبود. تو آن را به هدف نزدى، بلکه خدا زد. نیروى من هم مالِ خداست، اراده‌ى من هم مالِ خداست. دقّت نظر من هم مالِ خداست. اصلاً هرچه دارم مالِ خداست. آن وقت در مقابل این قدرتِ مالکِ محیطِ مدبّرى که همه چیز من در قبضه‌ى قدرت اوست، گردن بالا بگیرم و بگویم «من»!؟ این، آن نقطه‌ى فسادِ بشرى است. هرجا این باشد، بد است و موجب فساد مى‌شود.» &lt;a href="#_edn15" name="_ednref15" style="" title=""&gt;(۱۵)&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;از ثروت برای آباد کردن آخرت باید استفاده کرد&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	شیوه مواجهه صحیح با ثروت این است که اولاً فرد ثروتمند، ثروت را عطای الهی بداند. ثانیاً آن را در مسیر آخرت، عدالت اجتماعی و احسان به خلق به کار بگیرد. مؤمنان جامعه‌ی بنی‌اسرائیل همین توصیه را به قارون داشتند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با استناد به آیه «وَ اِبْتَغِ فِیمٰا آتٰاکَ اَللهُ اَلدّٰارَ اَلآخِرَةَ»‌&lt;a href="#_edn16" name="_ednref16" style="" title=""&gt;(۱۶)&lt;/a&gt; می‌فرمایند: «آنچه که خدا به تو داد، این را وسیله‌ى به‌دست آوردنِ آخرت قرار بده. در روایات ما هم هست: «نِعْمَ الْعَوْنُ الدُّنْیَا عَلَى الآخِرَة»&lt;a href="#_edn17" name="_ednref17" style="" title=""&gt;(۱۷)&lt;/a&gt;؛ از این ثروت براى آباد کردن آخرتت استفاده کن.»&lt;a href="#_edn18" name="_ednref18" style="" title=""&gt;(۱۸)&lt;/a&gt; به عبارت دیگر «از آنچه خدا داده است باید آخرت را طلب کرد؛ پس فکر قرآن درباره‌ى مال این است: مال مقدّمه و وسیله‌اى براى آخرت است.»&lt;a href="#_edn19" name="_ednref19" style="" title=""&gt;(۱۹)&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	مؤمنان بنی‌اسرائیل در توصیه دیگری به قارون این نکته را متذکر می‌شوند که این نگاه معنوی به معنای ترک دنیا و محروم‌سازیِ خود نیست. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در تبیین عبارت «وَلَا تَنسَ نَصِیبَک مِنَ الدُّنْیا» که توصیه مؤمنان بنی‌اسرائیل به قارون است، می‌فرمایند: «سهم خودت را هم فراموش نکن. خود تو هم سهمى دارى، نصیبى دارى؛ آن را هم ما نمیگوییم که استفاده نکن؛ خودت بهره‌مند نشو از این ثروت؛ نه، بهره‌مند هم بشو؛ مانعى ندارد.»&lt;a href="#_edn20" name="_ednref20" style="" title=""&gt;(۲۰)&lt;/a&gt; اساساً در منطق قرآن کریم «هیچ‌کس نگفته که همه‌ى این پولى را که به دست آوردى، در راه خدا بده؛ ابدا. قرآن میفرماید: «وَ لاٰ تَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَةً إِلىٰ عُنُقِکَ وَ لاٰ تَبْسُطْهٰا کُلَّ اَلْبَسْطِ»؛ نه دستت را به گردنت ببند و نه بکلّى باز کن.»&lt;a href="#_edn21" name="_ednref21" style="" title=""&gt;(۲۱)&lt;/a&gt; یعنی در انفاق کردن نه دست بسته باش و نه گشاده‌دستی بی‌حد داشته باش.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	توصیه بعدی مؤمنان بنی‌اسرائیل به قارون این است که «وَأَحْسِن کمَا أَحْسَنَ الله إِلَیک؛ خدا به تو این ثروت را داده؛ تو هم وسیله‌اى بشو که بتوانى این ثروت را به دست مردمى که نیازمندند، برسانى. یعنى سهمى از این را به مردم بده.»&lt;a href="#_edn22" name="_ednref22" style="" title=""&gt;(۲۲)&lt;/a&gt; این کمک، هم مسئولیت فردی است و هم سازوکار اصلاح جامعه: «کسانى که تمکن دارند، به هر اندازه‌اى که تمکن دارند، به مخارج عمومى، به مصارف عمومى کمک کنند که یکى از آنها کمک به فقراست، اما منحصر در کمک به فقرا هم نیست.»&lt;a href="#_edn23" name="_ednref23" style="" title=""&gt;(۲۳)&lt;/a&gt; بلکه «همه موظفند به نیازهاى اجتماعى کمک کنند. اگر در همین جامعه‌ى کنونى ما رفع فقر در جامعه با یک برنامه‌ریزى به وسیله‌ى کمکهاى مردمى مورد توجه قرار بگیرد، مطمئناً در طول چند سالى وضعیت جامعه و چهره‌ى کشور عوض خواهد شد و در همه جاى دنیا همین جور است.»&lt;a href="#_edn24" name="_ednref24" style="" title=""&gt;(۲۴)&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	از دیدگاه اسلام «براى اینکه در جامعه تعادل ثروت به وجود بیاید، جامعه دو قطبى از لحاظ ثروت نشود، اسراف و فساد مالى به وجود نیاید، فقر به وجود نیاید، بهترین راه و موفقترین شیوه‌ها همین شیوه‌ى انفاق است.»&lt;a href="#_edn25" name="_ednref25" style="" title=""&gt;(۲۵)&lt;/a&gt; حتی قرآن این میدان را یک «جهاد» می‌داند؛ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این باره می‌فرمایند: «هفت تا، هشت تا آیه در قرآن، جهاد با مال را در کنار جهاد با جان قرار داده. همچنانى که جهاد با نفس واجب است، پس جهاد با مال هم واجب است. «وَ تُجٰاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اَللهِ بِأَمْوٰالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ‌»؛ هم مال و هم جان، در یک ردیف، در یک طراز، با یک لحن مورد توجه قرار گرفته.»&lt;a href="#_edn26" name="_ednref26" style="" title=""&gt;(۲۶)&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یکی دیگر از توصیه‌های مؤمنان بنی‌اسرائیل به قارون این است که «وَ لاٰ تَبْغِ اَلْفَسٰادَ فِی اَلْأَرْضِ‌؛ فساد ایجاد نکن ... میگویند سوءاستفاده نکن؛ از این ثروتت استفاده‌ى خوب بکن، که بهترین استفاده این است که آخرتت را با این آباد کنى. نصیب خودت را هم داشته باش؛ سهم خودت را هم داشته باش. منطق اسلام این است.»&lt;a href="#_edn27" name="_ednref27" style="" title=""&gt;(۲۷)&lt;/a&gt; به صورت خلاصه «باید به‌وسیله‌ى آن فساد نکنیم؛ اگر وسیله‌ى فساد شد، میشود ممنوع. با آن باید احسان به دیگران بشود، آن را ‌باید مال خدا بدانیم، آن را باید ناز شست خود ندانیم؛ طرز فکر در باب مال این است.»&lt;a href="#_edn28" name="_ednref28" style="" title=""&gt;(۲۸)&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نمونه‌ی عینیِ ثروت همراه با نگاه توحیدی، امیرالمؤمنین &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السّلام&lt;/span&gt; است. «امیرالمؤمنین اوقاف زیادى دارد. گفت: «لا وقف إلّا فى ملک». کسى که مالک نباشد، که نمى‌تواند وقف کند. این اوقاف، املاک امیرالمؤمنین بود. امیرالمؤمنین این املاک را به ارث که نبرده بود، با کار خودش تولید کرده بود. در آن وضعیت کم آبى، امیرالمؤمنین چاه مى‌زد، آب بیرون مى‌آورد، مزرعه درست مى‌کرد، آباد مى‌کرد، بعد وقف مى‌کرد. بعضى از اوقاف امیرالمؤمنین، قرنها مانده. پیداست چیزهاى ریشه‌دار و مهمى بوده است.»&lt;a href="#_edn29" name="_ednref29" style="" title=""&gt;(۲۹)&lt;/a&gt; معیار ترجیحِ مصرفِ ثروت هم این است: «کسى [که] ثروتى تولید کند براى اینکه بیست نفر یا صد نفر انسان را که زندگیشان سرشار از محرومیت است، به نوا برساند، یا مثلاً فرض بفرمایید که پنجاه نفر را که در فلان شهر زندگى مى‌کنند و در آرزوى یک‌بار زیارت قبر مطهر على‌بن‌موسى‌الرضا در حسرتند و نتوانستند بروند، این‌ها را با ثروتش به زیارت ببرد، این بهتر است یا با همین پولى که مى‌خواهد با آن تولید ثروت کند، ده سال پشت سر هم عمره برود، ... اولى مقدم است.»&lt;a href="#_edn30" name="_ednref30" style="" title=""&gt;(۳۰)&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;راه ثروتمند بودن و قارونی نبودن&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	یک جامعه‌ی ایمانی برای اینکه «قارونی» نشود، باید هم‌زمان مراقبِ نفس، هدفِ زندگی، شیوه‌ی کسب‌وخرج و پیوند دائمی با خدا باشد؛ چون خطر فقط در «افراد ثروتمند» نیست، در «نفسِ قارون‌پرور» است. «یک انسان معمولى هم میتواند در دل و درون خود یک فرعون داشته باشد و به‌قدر توان و امکانات خود، فرعونى و قارونى و قیصرى و امپراتورانه عمل کند. اگر امکاناتش بیشتر شد، او هم مثل فرعون و قارون و بقیه‌ى گردنکشان و طواغیت تاریخ خواهد بود.»&lt;a href="#_edn31" name="_ednref31" style="" title=""&gt;(۳۱)&lt;/a&gt; پس جامعه‌ی ایمانی اول باید جایگاه مال را درست تعریف کند. «زینت زندگى مال شما است، متعلّق به شما است، «مَتٰاعُ اَلْحَیٰاةِ اَلدُّنْیٰا» مال شما است، منتها دل‌بسته‌ى اینها نشوید؛ هدفتان را اینها قرار ندهید؛ هدف بالاتر از این است.»&lt;a href="#_edn32" name="_ednref32" style="" title=""&gt;(۳۲)&lt;/a&gt; و این هدفِ بالاتر را دائماً یادآوری کند: «حالا که اینجا، دار فناء است، عمل خودت را متوجّه آن چیزى کن که مایه‌ى بقاء است، یعنى آخرت.»&lt;a href="#_edn33" name="_ednref33" style="" title=""&gt;(۳۳)&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	گام بعد، مهارِ آزمندی است؛ چون قارونی‌شدن از همین نقطه شروع می‌شود: «اگر چنانچه کسى این آزمندى را نداشته باشد، واقعاً راه فلاح و رستگارى در مقابل او باز شده؛ انسان واقعاً مفلح خواهد بود [اگر] بتواند خودش را از این آزمندى حفظ کند.»&lt;a href="#_edn34" name="_ednref34" style="" title=""&gt;(۳۴)&lt;/a&gt; و در عمل یعنی پول‌دوستی و شهرت‌طلبی جای تکلیف الهی را نگیرد: «آدم دنبال پول برود ضررى ندارد؛ امّا اگر دنبال پول رفتن، دنبال محبّت مردم رفتن و دنبال عنوان رفتن به این صورت باشد که انسان به‌خاطر آن از وظایف الهى خودش غافل بشود و حاضر باشد اخلاق را زیر پا بگذارد و حاضر باشد کار خلاف انجام بدهد، آن وقت این همان چیز مذموم و همان دنیایى است که خطر بزرگى براى انسان به‌شمار میرود.»&lt;a href="#_edn35" name="_ednref35" style="" title=""&gt;(۳۵)&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	از طرف دیگر، جامعه‌ی ایمانی باید اقتصادِ سالم داشته باشد؛ باید «چگونگى تولید مورد توجّه قرار بگیرد؛ از راههاى غیرقانونى، با استفاده‌ى از تقلّبات و تخلّفات نباشد؛ مصرف او، مصرف نامطلوبى از نظر شرع نباشد؛ بتواند مثل خونى در رگهاى جامعه جریان پیدا کند؛ صرف در فساد نباشد.»&lt;a href="#_edn36" name="_ednref36" style="" title=""&gt;(۳۶)&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در کنار این ضابطه‌ها، یک معیارِ درونی هم باید نهادینه شود؛ معیاری که نگذارد ثروت به تکیه‌گاهِ انسان تبدیل شود. این معیار چنین ترسیم می‌شود: «ای بسا کسانى که پول زیادی دارند، ثروت دارند، امکانات دارند، اما خودشان را بى‌نیاز احساس نمى‌کنند، به این ثروت تکیه‌اى ندارند، خودشان را وابسته‌ى به خدا مى‌دانند. این آدم طغیان نخواهد کرد؛ و سلیمان پیغمبر، مظهر کامل یک چنین چیزى است، [با اینکه] ‌همه‌ى ثروت دنیا در اختیار او است.» &lt;a name="37"&gt;(۳۷)&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style=""&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;br /&gt;
		 &lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn1" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref1" name="_edn1" style="" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; ترجمه قرآن، انصاریان، حسین.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn2" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref2" name="_edn2" style="" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; تفسیر سوره‌ی تغابن، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، ص ۱۶۳، انتشارات انقلاب اسلامی.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn3" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref3" name="_edn3" style="" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۳)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; تفسیر سوره‌ی تغابن، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، ص ۱۶۱.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn4" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref4" name="_edn4" style="" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۴)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; بیانات در دیدار جمعى از تولیدکنندگان، کارآفرینان و فعالان اقتصادى، ۱۳۹۸/۰۸/۲۸&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn5" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref5" name="_edn5" style="" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۵)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; بیانات در خطبه‌هاى نماز جمعه‌، ۱۳۷۳/۱۱/۲۸&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn6" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;a name="6"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۶)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;  بیانات در دیدار مسئولان اقتصادى و دست‌اندرکاران اجراى اصل ۴۴ قانون اساسى، ۱۳۸۵/۱۱/۳۰ ؛ به نقل از جهاد اقتصادی، ص ۵۸، انتشارات انقلاب اسلامی.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn7" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref7" name="_edn7" style="" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۷)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; تفسیر سوره‌ی تغابن، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، ص ۱۹۴.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn8" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;a name="8"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۸)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;  بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم  در روز بیست و سوم ماه مبارک رمضان ۱۴۱۰ ه.ق، ۱۳۶۹/۰۱/۳۰‌&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn9" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref9" name="_edn9" style="" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۹)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; بیانات در خطبه‌هاى نماز جمعه‌، ۱۳۷۳/۱۱/۲۸&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn10" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;a name="10"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۰)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; تفسیر سوره‌ی تغابن، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، ص ۱۶۱.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn11" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref11" name="_edn11" style="" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۱)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبایى، محمدحسین، ج۱۶ ،ص ۷۷،‌ مؤسسة الأعلمی للمطبوعات.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn12" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;a name="12"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۲)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;  تفسیر سوره‌ی تغابن، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، ص ۱۶۱.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn13" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref13" name="_edn13" style="" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۳)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; تفسیر سوره‌ی تغابن، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، ص ۱۶۳.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn14" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref14" name="_edn14" style="" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۴)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; سوره انفال، آیه ۱۷&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn15" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref15" name="_edn15" style="" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۵)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; بیانات در خطبه‌هاى نماز جمعه‌، ۱۳۷۳/۱۱/۲۸&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn16" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref16" name="_edn16" style="" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۶)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;سوره قصص، آیه ۷۷&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn17" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref17" name="_edn17" style="" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۷)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، نوری، حسین بن محمد تقی، ج ۱۳، ص ۱۵، مؤسسة آل البیت (علیهم السلام) لاحیاء التراث.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn18" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref18" name="_edn18" style="" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۸)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; بیانات در دیدار مسئولان اقتصادى و دست‌اندرکاران اجراى اصل ۴۴ قانون اساسى، ۱۳۸۵/۱۱/۳۰ ؛ به نقل از جهاد اقتصادی، ص ۵۸.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn19" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref19" name="_edn19" style="" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۹)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; تفسیر سوره‌ی تغابن، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، ص ۱۶۲.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn20" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref20" name="_edn20" style="" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲۰)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; بیانات در دیدار مسئولان اقتصادى و دست‌اندرکاران اجراى اصل ۴۴ قانون اساسى، ۱۳۸۵/۱۱/۳۰&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn21" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref21" name="_edn21" style="" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲۱)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; تفسیر سوره‌ی تغابن، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، ص ۱۶۲، انتشارات انقلاب اسلامی.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn22" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref22" name="_edn22" style="" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲۲)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; بیانات در دیدار مسئولان اقتصادى و دست‌اندرکاران اجراى اصل ۴۴ قانون اساسى، ۱۳۸۵/۱۱/۳۰&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn23" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref23" name="_edn23" style="" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲۳)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; خطبه‌هاى نماز جمعه تهران، ۱۳۶۶/۰۸/۲۹‌&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn24" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref24" name="_edn24" style="" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲۴)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; خطبه‌هاى نماز جمعه تهران، ۱۳۶۶/۰۸/۲۹‌&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn25" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref25" name="_edn25" style="" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲۵)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; خطبه‌هاى نماز جمعه تهران، ۱۳۶۶/۰۸/۲۹‌&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn26" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref26" name="_edn26" style="" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲۶)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; خطبه‌هاى نماز جمعه تهران، ۱۳۶۶/۰۸/۲۹&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn27" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref27" name="_edn27" style="" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲۷)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; بیانات در دیدار مسئولان اقتصادى و دست‌اندرکاران اجراى اصل ۴۴ قانون اساسى، ۱۳۸۵/۱۱/۳۰ ؛ به نقل از جهاد اقتصادی، ص ۵۹.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn28" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref28" name="_edn28" style="" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲۸)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; تفسیر سوره‌ی تغابن، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، ص ۱۶۳، انتشارات انقلاب اسلامی.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn29" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref29" name="_edn29" style="" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲۹)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; بیانات در دیدار مسئولان اقتصادى و دست‌اندرکاران اجراى اصل ۴۴ قانون اساسى، ۱۳۸۵/۱۱/۳۰&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn30" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref30" name="_edn30" style="" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۳۰)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; بیانات در دیدار مسئولان اقتصادى و دست‌اندرکاران اجراى اصل ۴۴ قانون اساسى، ۱۳۸۵/۱۱/۳۰&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn31" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref31" name="_edn31" style="" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۳۱)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; بیانات در مراسم شانزدهمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمه‌الله)، ۱۳۸۴/۰۳/۱۴؛ به نقل از دوران جدید عالم، ص ۱۷۱، انتشارات انقلاب اسلامی.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn32" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref32" name="_edn32" style="" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۳۲)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; شرح حدیث در ابتداى جلسه درس خارج فقه، ۱۳۹۶/۰۶/۱۲&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn33" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref33" name="_edn33" style="" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۳۳)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; شرح حدیث در ابتداى جلسه درس خارج فقه، ۱۳۹۶/۰۶/۱۲&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn34" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref34" name="_edn34" style="" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۳۴)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; تفسیر سوره‌ی تغابن، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، ص ۱۹۵.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn35" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref35" name="_edn35" style="" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۳۵)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; تفسیر سوره‌ی تغابن، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، ص ۱۹۳.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn36" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#_ednref36" name="_edn36" style="" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۳۶)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; بیانات در دیدار مسئولان اقتصادى و دست‌اندرکاران اجراى اصل ۴۴ قانون اساسى، ۱۳۸۵/۱۱/۳۰ ؛ به نقل از جهاد اقتصادی، ص ۵۸.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="edn37" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;a href="#37" name="_edn37"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۳۷)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم  در روز بیست و سوم ماه مبارک رمضان ۱۴۱۰ ه.ق، ۱۳۶۹/۰۱/۳۰‌&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	 &lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Tue, 24 Feb 2026 20:16:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>بنیان مرصوص در جدار مرزی</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62747</link>
<guid>62747</guid>
<dc:type>22</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - گزارش</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62747/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="color:#696969;"&gt;«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;KHAMENEI.IR&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
		&lt;span style="color:#696969;"&gt;دویست و چهل و هشتمین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;شهید محمدجواد بخشیان&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;، مدافع امنیتی که در فتنه آمریکایی-صهیونی اخیر به دست آشوبگران مسلح با ده‌ها ضربه چاقو در همدان به شهادت رسید.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="color:#696969;"&gt;این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;KHAMENEI.IR&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; منتشر خواهد شد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div style="text-align: center;"&gt;
		&lt;a href="https://idc0-cdn0.khamenei.ir/ndata/news/62747/S-248.pdf"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و چهل و هشت&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;div&gt;
			&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
				&lt;div&gt;
					&lt;div&gt;
						&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
							&lt;div&gt;
								&lt;div&gt;
									&lt;span style="color:#696969;"&gt;سرمقاله&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
								&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
									&lt;div&gt;
										&lt;div&gt;
											&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;بنیان مرصوص در جدار مرزی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
										&lt;div&gt;
											&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;در &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62724"&gt;شماره‌های پیشین&lt;/a&gt; در باب طرح کلان جمهوری اسلامی ایران برای مدیریت معرکه منطقه‌ایِ احتمالی پیش رو صحبت شد. اشاره شد که ایران هرچند راهبرد کلان خود را دفاعی تعریف کرده است اما برای پیاده‌سازی این راهبرد نه تنها محدود به استفاده از تاکتیک‌های دفاعی نخواهد بود بلکه بخش مهم و قابل توجهی از تاکتیک‌های خود را از سنخ تاکتیک‌هایی تهاجمی و آفندی برنامه‌ریزی کرده است. ضربه در برابر ضربه؛ درد در برابر درد و زخم در برابر زخم. &lt;/div&gt;
									&lt;/div&gt;
								&lt;/div&gt;
							&lt;/div&gt;
						&lt;/div&gt;
					&lt;/div&gt;
				&lt;/div&gt;
			&lt;/div&gt;
		&lt;/div&gt;
	&lt;/div&gt;
	&lt;br /&gt;
	نکته مهم آنکه این تاکتیک‌های تهاجمی به مانند جنگ ۱۲روزه صرفاً محدود به اهدافی در فاصله ۱۲۰۰ تا ۱۶۰۰ کیلومتری مرزهای ایران در داخل سرزمین‌های اشغالی نبوده و این مرتبه اهدافی بسیار نزدیک‌تر هم زیر ضربه خواهند رفت.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در مدیریت معرکه احتمالیِ پیش رو هر یک از نیروهای چندگانه نظامی جمهوری اسلامی در قالب یک معماری کلان نظامی و امنیتی دارای مأموریت خاص خود هستند. طرحی که دفاع از تمامیت ارضی و هوایی و دریایی ایران را در چشم‌انداز یک نبرد منطقه‌ای پیگیری می‌کند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این طرح همچنین برخلاف جنگ ۱۲روزه محدود به استفاده از نیروی موشکی، هوایی و پدافند هوایی نخواهد بود. یک نقطه قابل اتکا در این نبرد منطقه‌ای، نیروهای زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هستند. برنامه‌ریزی و آمادگی رزمی این نیروها به‌گونه‌ای صورت گرفته که هر یک به‌صورت مستقل از فرماندهی بالادستی و حسب امریه‌های صادر شده قادر به انجام مأموریت‌های محوله در منطقه تحت مأموریت خود هستند. &lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	حفاظت از جدار مرزی به‌خصوص در مناطق جنوبی، جنوب شرقی و غربی کشور بخش مهم این مأموریت‌هاست. مناطقی که در فتنه دی‌ماه هم مورد طمع گروهک‌ها و حامیان صهیونی و آمریکایی قرار گرفته بود اما به لطف هوشیاری مجموعه دستگاه امنیتی و نظامی کشور ناکام ماند. نیروهای زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران در اولویت اول حصار امنی را روی زمین فراهم خواهند کرد تا هرگونه طمعی برای رخنه ضد امنیتی چه از سوی جریان‌های آلت دست بیگانه چه از سوی خود نیروهای بیگانه با بنیان مرصوص این نیروها در همان جدار مرزی روبر شود. البته که این امر لزوماً محدود به اقدام در این سوی مرز نخواهد بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نیروهای مسلح جمهوری اسلامی اجازه نخواهند داد حریم امنیتی مرز جمهوری اسلامی ایران خدشه‌دار شود ولو این نیروها جدار مرزی را هم در ظاهر نقض نکرده باشند. &lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نکته مهم دیگر آنکه طرح‌ها و برنامه‌های نیروهای زمینی معطوف به اقدامات و برنامه‌‌های سنتی گذشته و معطوم به داخل جغرافیای ایران عزیز نیست. در راستای ایده دفاع تهاجمی، این نیروها نیم‌نگاهی هم به ایده‌های تهاجمی دارند. ایده‌هایی که در زمان نبرد مختصات و چگونگی آنها برای ناظران عیان خواهد شد. &lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	برای اجرای این راهبرد همه تدابیر لازم اندیشیده شده، دستورات و امریه‌ها صادر شده و یگان‌‌های عملیاتی با آمادگی قبلی در وضعیت کامل رزمی قرار دارند. به نوعی می‌توان گفت فرزندان ایران در این مناطق با چشمان باز و دست‌به‌ماشه، آماده دفاع از کیان ایران اسلامی در برابر هر نیت سوئی هستند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	رزمایش اخیر نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مناطق جنوبی کشور که دامنه آن تا بعضی جزایر خلیج نیلگون و همیشه فارس هم کشیده شده در این چهارچوب قابل فهم است. رزمایش اخیر بدان معناست که فرزندان مدافع ایران به تدبیر و برنامه‌ریزی قناعت نکرده و بخشی از برنامه عملیاتی احتمالی خود را روی زمین واقعیت هم تمرین می‌کنند.&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	تمرینی برای شکستن قلم پای هر متجاوز و آلت دست بیگانه‌ای که فکر و نیت سوئی نسبت به خاک مقدس این سرزمین در سر دارد. تمرینی برای فراهم آوردن قلعه و حصاری محکم و امن در روی زمین برای ملت ایران و برای آن بخش از نیروهای مسلح کشور که قرار است مأموریت‌ تهاجمی‌شان علیه بانک اهداف منطقه‌ای از مبدأ خاک مقدس ایران انجام شود. تمرینی برای نشان دادن عزم حفاظت از ایرانِ یکپارچه عزیز اسلامی.&lt;br /&gt;
	&lt;a href="https://idc0-cdn0.khamenei.ir/ndata/news/62747/S-248.pdf"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62747/S-248.jpg" style="height: 100%; width: 100%;" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;br type="_moz" /&gt;</description>
<pubDate>Mon, 23 Feb 2026 23:41:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>زوال یک «تمدن مادی برتری‌جو»</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62744</link>
<guid>62744</guid>
<dc:type>13</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - گفتگو</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62744/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt; حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به ماجرای افشا شده جزیره فساد در آمریکا تأکید کردند: «هر چه درباره‌ی فساد اینها شنیده بودیم یک طرف، این قضیّه‌ی این جزیره‌ی بدنام و فاسد هم یک طرف! اینها در واقع نشان‌دهنده‌ی تمدّن غرب است. اینکه ما راجع به تمدّن غرب، راجع به لیبرال‌دموکراسی غرب حرف میزنیم، این است. دویست سال، سیصد سال حرکت میکنند، نتیجه‌اش میشود یک چنین چیزی. این جزیره یک نمونه است؛ از این قبیل حرفها خیلی زیاد است. همچنانی که این آشکار نبود و آشکار شد، خیلی چیزهای دیگر هم هست که آشکار خواهد شد.»&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:9px;"&gt;&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62663"&gt;۱۴۰۴/۱۱/۲۸&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;بخش بین‌الملل رسانه &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;KHAMENEI.IR &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;برهمین اساس در گفت‌وگو با &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;دکتر حکیمه سقای بی‌ریا، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span style="font-size:12px;"&gt; به &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#0000ff;"&gt;&lt;span style="font-size:12px;"&gt;بررسی &lt;/span&gt;زوال تمدن غربی از طریق تحلیل فساد، انحطاط اخلاقی و بحران‌های درونی آن، به‌ویژه در پرونده اپستین&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span style="font-size:12px;"&gt;پرداخته است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;ا&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;گر بخواهیم به موضوع جزیره اپستین از منظر اندیشه و تمدن نگاه کنیم، این موضوع در حوزه تمدنی غرب، دلالت بر چه مقولاتی دارد؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt; در واقع واضح باید به مردم جهان بگوییم که چه اتفاقی در تمدن لیبرال دموکراسی غربی در حال وقوع است؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;قضیه اپستین را باید بسیار فراتر از افشای انحرافات صِرف یک قشر خاص، یعنی «ابرثروتمندان صاحب‌قدرت»، در نظر بگیریم؛ چه طیف غربی آن (مانند ترامپ و ایلان ماسک و بیل گیتس که سرمایه‌داران و سیاست‌مداران صاحب‌نفوذ در سیاست و اقتصاد غرب هستند) و چه طیف وابسته به نظام سلطه (یعنی آن ابرثروتمندان صاحب‌قدرتی که در کشورهای پیرامونی این نظام حضور دارند). این ماجرا در واقع فراتر از افشای انحرافات این دو گروه است؛ یعنی هم آن قشری که در «هسته سلطه» قرار دارند (سرمایه‌داران و سیاست‌مداران کلان) و هم آن‌هایی که در «بخش وابسته» به این ساختار فعالیت می‌کنند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	مشکل بسیار عمیق‌تر از این حرف‌هاست؛ شاید بتوان یک گزاره مرکزی را در اینجا مورد بحث قرار داد: بحث بر سر زوال یک «نظام تمدنی مادی برتری‌جو» است که آثار فروپاشی‌اش در این قضیه (پرونده اپستین) نمایان شده است. این همان تمدن غربی مادّی برتری‌جو و همان چیزی است که ما به آن «نظام سلطه» می‌گوییم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بنابراین، شاید این تلقی کاملاً درست باشد که قضیه اپستین در واقع افشاکننده یک «نسخه فشرده» از نظامی است که در حال سقوط و زوال قرار دارد. ما در این نسخه فشرده، ماهیت نظام سلطه، اهداف و ابزارهای آن و البته زوالش را کاملاً مشاهده می‌کنیم. آن‌چه امروز در این پرونده می‌بینیم، در واقع نسخه‌ای کوچک اما جامع از کل نظام سلطه است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	وقتی از نظام سلطه صحبت می‌کنیم، باید توجه داشته باشیم که این نظام دارای دو بُعد است: یک «ساختار سخت‌افزاری» و یک «ساختار نرم‌افزاری». به عبارت دیگر، دنیای ابرسرمایه‌سالاران و صاحبان منابع قدرت و ثروت، به دلیل دسترسی به امکان سودجویی، لذت‌جویی و رهایی از هرگونه پاسخگویی، این دو بُعد را هم‌زمان پیش می‌برند. در کنار بعد سخت‌افزاری که در اختیار این افراد ذی‌نفوذ قرار گرفته و امکان استفاده بی‌محابا و سلطه‌جویی‌های عجیب را فراهم کرده، ما با یک نظام نرم‌افزاری روبه‌رو هستیم که در واقع همان مدل نگاه این قشر متولی تمدن غرب به جهان و نقش خودشان در آن است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در اینجا عبارت آقای جیمز موریس (&lt;span dir="LTR"&gt;Blaut&lt;/span&gt; &lt;span dir="LTR"&gt;James Morris&lt;/span&gt;)، تاریخ‌نگار آمریکایی، معنا و مفهوم پیدا می‌کند. او کتابی دارد با عنوان  &lt;span dir="LTR"&gt;Colonizer's Model of the World&lt;/span&gt; &lt;span dir="LTR"&gt;The&lt;/span&gt; (مدل نگاه استعمارگران به جهان). افرادی که در جزیره اپستین آمد و شد داشتند، چه کسانی هستند؟ این‌ها همان عصاره ۵۳۴ یا ۵۳۵ سال استعمار غرب‌اند؛ یا خود نمایندگان استعمارگران‌اند یا نمایندگان سرسپردگان استعمار.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بر اساس دیدگاه ایشان، مدل نگاه استعمارگران به جهان مبتنی بر چند رکن است: ۱. نژادپرستی و خودبرتربینی. ۲. داروینیسم اجتماعی: یعنی اصل حق بقای قدرتمندان، حتی به قیمت حذف دیگران و نظام ارباب و مستضعفین. ۳. برتری‌طلبی غربی: دیدن جهان از دریچه برتری غرب و تلاش برای ساختن دنیا بر اساس این برتری به هر قیمتی.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نکته کلیدی اینجاست که این نظام سلطه، نه تنها باعث تعدی به «جهان پیرامون» در طول تاریخ (از طریق استعمار، استثمار، جنگ‌ها و غارت‌ها) شده، بلکه باعث تعدی و آسیب به «هسته درونی» خود نظام سلطه نیز شده است. تصور ما در طول این ۵۰۰ و اندی سال نباید این باشد که نمایندگان استعمار فقط کشورهای دیگر را غارت کردند تا جهانی آباد برای خود بسازند؛ بلکه در خود کشورهای غربی هم «هسته‌های سلطه» وجود دارد و یک ساختار «مرکز-پیرامون» داخلی حاکم است که ما امروز تجلی آن را در قضیه اپستین به وضوح مشاهده می‌کنیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نظام فکری که در اینجا درباره آن بحث می‌کنیم، یک نظام «برتری‌طلب» است که موجب پیدایش یک «فساد سازمان‌یافته» شده است. این تفکر، از یک سو منجر به ایجاد حس برتری‌جویی بلامنازع در میان «سرمایه‌سالاران» گشته و از سوی دیگر، در طول تاریخ آسیب‌های سازمان‌یافته‌ای را به قشرهای ضعیف جامعه تحمیل کرده است؛ که در این پرونده خاص، این آسیب‌ها در قالب قربانی کردن دختران کم‌سن‌وسال نمود پیدا کرده است. پس این نکته اول.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نکته اول این بود که قضیه اپستین تنها یک حادثه نیست، بلکه یک نشانه و نسخه فشرده‌ای از نظام سلطه است که به این سطح از انحطاط رسیده است. اکنون دیگر تصویر این نظام قابل اصلاح و دستکاری کردن نیست و به شکلی کاملاً عریان در معرض دید جهانیان قرار گرفته است. حضرت آقا در تبیین این وضعیت، از عبارت «جاهلیت مدرن» استفاده کردند و دو خصوصیت اصلی برای آن برشمرده‌اند: «شهوت بی‌منطق و بی‌مهار» و «خشونت بی‌منطق و نهادینه‌شده»؛ که ما هر دوی این ویژگی‌ها را در قضیه اپستین به وضوح مشاهده می‌کنیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;این زوال تمدن غرب را در صورت امکان با نگاه به مقوله جزیره اپستین بیشتر توضیح بفرمایید.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;اتفاقاً نکته دومی که باید به آن بپردازیم، همین است که پرونده اپستین نشان‌دهنده زوال تمدن غرب است. این موضوع در بیانات رهبر معظم انقلاب نیز مشهود بود؛ ایشان اشاره داشتند که این تمدن مسیری ۲۰۰ تا ۳۰۰ ساله را طی کرده و نتیجه‌اش به اینجا ختم شده است. این وضعیت، برآیند نهایی زوال تمدنی غربی است که سال‌ها استعمار، غارت، برده‌داری و انواع ظلم‌ها و زیاده‌روی‌ها را در کارنامه خود داشته و اکنون به نقطه‌ای رسیده که زوالش کاملاً عیان شده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	البته در اینجا باید به یک نکته ظریف توجه کرد؛ هنگامی که از «زوال غرب» یا تعابیر مرسوم‌تری همچون «افول آمریکا» سخن می‌گوییم، چندین رویکرد وجود دارد که باید آن‌ها را از هم تفکیک کنیم:&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;۱. رویکرد مبتنی بر منابع قدرت (افول نسبی): &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;در این نگاه، افول آمریکا در مقایسه با رقبا سنجیده می‌شود. برای مثال گفته می‌شود که در حوزه‌های اقتصاد، سیاست و تکنولوژی، فاصله میان آمریکا و قدرت‌های نوظهور در حال کاهش است و حتی در برخی امور، رقبا از آمریکا پیشی گرفته‌اند. بر اساس این رویکرد، گرچه آمریکا همچنان در حوزه‌های نظامی و اقتصادی ظرفیت‌های بالایی دارد، دیگر آن ابرقدرت بلامنازع سابق نیست.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;۲. رویکرد ساختارمحور:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; در این دیدگاه، افول غرب به معنای ناکارآمدی ساختارهایی است که پس از جنگ جهانی دوم برای حفظ برتری و اداره جهان بر اساس منافع غرب (به پیشگامی آمریکا) ایجاد شده بودند. از سازمان ملل متحد گرفته تا نهادهای بین‌المللی دیگر، همگی کارآمدی خود را از دست داده‌اند؛ تا جایی که خود آمریکایی‌ها نیز به این عدم کارآمدی اذعان دارند و قدرت‌های دیگر در حال پی‌ریزی ساختارهای بدیل در عرصه‌های سیاسی و اقتصادی هستند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;۳. رویکرد پوسیدگی درونی (&lt;span dir="LTR"&gt;Decay&lt;/span&gt;): &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;به نظر می‌رسد منظور اصلی از زوال تمدن غرب، این رویکرد سوم باشد. در ادبیات علمی خود غرب، گاهی به جای واژه &lt;span dir="LTR"&gt;Decline&lt;/span&gt; (افول) از واژه &lt;span dir="LTR"&gt;Decay&lt;/span&gt; (پوسیدگی) استفاده می‌شود؛ همان‌گونه که یک دندان یا یک میوه از درون دچار کرم‌خوردگی و فساد می‌شود. این اصطلاح به تمدنی اشاره دارد که از درون دچار فروپاشی شده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;در تحلیل رهبر انقلاب نسبت به افول آمریکا کدامیک از این مفاهیم برجسته است؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;رهبر انقلاب نیز در تحلیل زوال غرب، عمدتاً بر این نوع از زوال یعنی «پوسیدگی از درون» تأکید دارند. ایشان در یکی از بیاناتشان با استقبال از تعبیر یکی از نویسندگان آمریکایی، از عبارت «&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=42775"&gt;افول موریانه‌وار&lt;/a&gt;» استفاده کردند. ویژگی افول موریانه‌وار این است که صدای آن دیر شنیده می‌شود؛ موریانه فونداسیون و زیربنای چوبی یک ساختمان را از درون می‌خورد و تخریب می‌کند، در حالی که ظاهر بنا ممکن است تا مدت‌ها سالم به نظر برسد اما ناگهان کل سازه فرومی‌ریزد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	قضیه اپستین دقیقاً نشانه و نمودی از این نوع زوال و انحطاط است و این زاویه از افول را در معرض دید همگان قرار می‌دهد. حضرت امام &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رحمه‌الله &lt;/span&gt;نیز هنگامی که از انحطاط غرب سخن می‌گفتند، بر همین ریشه‌ها تأکید داشتند. چنان‌که در نامه تاریخی خود به گورباچف یادآور شدند: «باید به این حقیقت رو آورد مشکل اصلی کشور شما مسئله مالکیت و اقتصاد و آزادی نیست، مشکل شما عدم اعتقاد واقعی به خداست.» در واقع ایشان ریشه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;یابی می‌کنند که این زوال از درون معطوف به چه وضعیتی است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در ادامه می‌فرمایند: «همان مشکلی که غرب را به ابتذال و بن‌بست کشیده یا خواهد کشید، مشکل اصلی شما مبارزه طولانی و بیهوده با خدا و مبدأ هستی و آفرینش است.» در واقع، اگر بخواهیم نقطه آغاز این زوال و انحطاط را شناسایی کنیم، باید به زمانی بازگردیم که غرب خداباوری را کنار گذاشت، آن را به حاشیه راند و به الحادگرایی روی آورد. این رویکرد الحادی در مکاتبی نظیر مارکسیسم و کمونیسم به یک شکل بروز کرد و در لیبرالیسم و سرمایه‌داری به شکلی دیگر.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	حضرت امام &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رحمه‌الله&lt;/span&gt; در سطور پیشین نامه خود خطاب به گورباچف می‌فرمایند: «البته ممکن است از شیوه‌های ناصحیح و عملکرد غلط قدرت‌مندان پیشین کمونیسم در زمینه اقتصاد، باغ سبز دنیای غرب رخ بنماید؛ ولی حقیقت جای دیگری است.» ایشان در این مقطع هشدار می‌دهند که اگر بخواهید تنها گره‌های کور اقتصادی سوسیالیسم و کمونیسم را با پناه بردن به کانون سرمایه‌داری غرب حل کنید، نه تنها دردی از جامعه خویش دوا نکرده‌اید، که دیگران باید بیایند و اشتباهات شما را جبران کنند، چرا که امروز اگر مارکسیسم در روش‌های اقتصادی و اجتماعی به بن‌بست رسیده است، دنیای غرب هم در همین مسائل البته به شکلی دیگر و نیز در مسائل دیگر گرفتار حادثه است.» بنابراین، افول این مکتب و تمدن، ریشه در عدم توجه به معنویت و خلاصه کردن زندگی بشری در مادیات دارد؛ این محدودسازی زندگی در ابعاد مادی، به نوبه خود تمدن را گرفتار سلسله‌ای از مسائل و بحران‌های پیچیده دیگر کرده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نکته‌ای که در اینجا جلب توجه می‌کند این است که در دوران جنگ سرد، آمریکایی‌ها تلاش بسیاری داشتند تا تصویری فضیلت‌مند از خود ارائه دهند تا در برابر کمونیسم، به‌عنوان تمدنی برتر جلوه کنند. در آن مقطع، ما شاهد استفاده ابزاری از دین توسط آمریکایی‌ها هستیم؛ به عنوان مثال، احتمالاً دیده‌اید که روی اسکناس‌های یک دلاری عبارت &lt;span dir="LTR"&gt;In God We Trust&lt;/span&gt; (ما به خدا توکل/اعتماد داریم) نقش بسته است. این اتفاق دقیقاً در دوران جنگ سرد رخ داد؛ نوعی ظاهرسازی برای اینکه کمونیسم را به‌عنوان یک مکتب الحادی معرفی کنند و در مقابل، تمدن غربی و لیبرال دموکراسی را به عنوان تمدنی فضیلت‌مند، مبتنی بر اخلاق و نوعی دین‌داری و معنویت‌گرایی فردی جلوه دهند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	با این حال، واقعیت ماجرا چیز دیگری بود. آمریکایی‌ها پس از پایان جنگ سرد، حتی همین ظاهرسازی را هم کنار گذاشتند. اگر زمانی تلاش می‌کردند با رویکردی دینی به ملّت‌ها نزدیک شوند، پس از جنگ سرد این نقاب را کنار زده و وارد یک رویارویی مستقیم با اسلام شدند. آن‌ها به وضوح اعلام کردند که اکنون با رفع خطر کمونیسم، خطری که در مقابل آن‌هاست، اسلام است. باید توجه داشت که فروپاشی کمونیسم تقریباً ۱۰ سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی رخ داد؛ از این رو، آن‌ها رویارویی مستقیمی را با اسلام آغاز کرده و آن را به‌عنوان یک، دیگری هراس‌انگیز معرفی کردند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;به نظر می‌رسد همین تقابل، خود یکی از عوامل انحطاط غرب بوده است&lt;/strong&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;دقیقاً همینطور است چرا که در این مقطع، رویارویی مستقیم با دین و معنویت شکل می‌گیرد و با کنار گذاشتن تمام ظاهرسازی‌ها، تلاشی سازمان‌یافته برای گسترش انواع مظاهر فساد آغاز می‌شود. در این دوران، لیبرال دموکراسی غرب که احساس می‌کند دیگر نیازی به تظاهر به عدالت‌محوری و فضیلت‌مندی ندارد، شروع به یکه‌تازی می‌کند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بنابراین، در سال‌های پایانی قرن بیستم و سال‌های ابتدایی قرن بیست‌ویکم مشاهده می‌کنیم که صنایع کثیف و ضدّ فرهنگی در جهان رشد عجیبی پیدا می‌کنند؛ برای نمونه، صنعت هرزه‌نگاری چنان رشدی می‌کند که سودآوری آن از بسیاری از صنایع فرهنگی دیگر فراتر می‌رود. حتی صنایعی نظیر قاچاق انسان و برده‌داری جنسی افزایش یافته و به نوعی «سلاح نرم» علیه ملّت‌های مقاوم تبدیل می‌شوند تا از طریق گسترش فساد و دین‌گریزی، آن‌ها را از پا درآورند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این رویکرد، در حالی که به نظر می‌رسد علیه ملّت‌های مقاوم به کار گرفته می‌شود، از درون نیز در حال متلاشی کردن تمدن غرب است. برای مثال، پرونده اپستین شاید در ظاهر یک استثنا یا انحرافی بزرگ در سطح نخبگان و سران به نظر برسد اما وقتی به پیکره جامعه غربی (اعم از آمریکا و دیگر جوامع تحت تأثیر آن) نگاه می‌کنیم، می‌بینیم شکل‌های نرم‌تری از همین مسائل در سطح جامعه گسترده شده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	رهبر انقلاب عبارت «جاهلیت مدرن» را برای توصیف این وضعیت به کار برده‌اند؛ وضعیتی که در آن «خشونت بی‌منطق و بی‌مهار» و «شهوت بی‌منطق و بی‌مهار» به تعبیر ایشان دست به دست هم می‌دهند. در واقع، زمانی که شهوت بی‌مهار در جامعه‌ای رواج یابد، خشونت بی‌مهار نیز به دنبال آن خواهد آمد، چرا که این دو کاملاً به یکدیگر مرتبط هستند. مجموع این عوامل، نشانه‌های روشنی از انحطاط تمدن غرب به شمار می‌روند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	تمامی این پدیده‌ها ریشه در سودمحوری و لذت‌جویی تمدن غرب دارد؛ تفکری که اگرچه ممکن است در برخی حوزه‌های اقتصادی و پیگیری منافع مادی به پیشرفت‌هایی منجر شده باشد اما به موازات آن، انحطاط عمیقی را نیز رقم زده است. امروزه ما شاهدیم که شبکه‌ای از صاحبان ثروت و قدرت به صورتی سازمان‌یافته در منجلابی از انواع فسادها گرفتار شده‌اند که هر یک از آن‌ها به‌تنهایی به یک صنعت پردرآمد تبدیل شده است. از این منظر، پرونده اپستین صرفاً یک رسوایی شخصی برای چند چهره سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی نیست، بلکه نشانه زوال و انحطاط تمدنی است که بر پایه سلطه بنا شده است؛ سلطه‌ای که گاه خود را در قالب «خشونت بی‌منطق و بی‌مهار» و گاه در پوشش «شهوت بی‌منطق و بی‌مهار» عیان می‌سازد. در واقع، یک‌سوی این انحطاط به نسل‌کشی، جنگ، غارت، خونریزی و برده‌داری ختم می‌شود و سوی دیگر آن، به شهوت‌رانی‌های خشونت‌آمیز و غیرقابل‌تصور. بنابراین، مواجهه با این مسئله نیازمند نگاهی بسیار عمیق‌تر است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;با توجه به این رخداد در غرب آیا نباید در مسائل مرتبط با حقوق زنان و کودکان نسبت به غرب مطالبه‌گر باشیم؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; باید گفت که ما حتی از مرحله مطالبه‌گری نیز عبور کرده‌ایم. واقعیت این است که فقدان اعتبار اخلاقی غرب در این حوزه‌ها به قدری آشکار شده که دیگر سخن گفتن از حقوق بشر ازسوی آن‌ها اعتباری ندارد. در این مقطع، ملّت‌های مسلمان و به‌ویژه کنشگران و دوستداران انقلاب اسلامی در سراسر جهان، نیازمند نوع دیگری از کنش‌گری هستند. ما موظفیم الگوهای بدیل و جایگزین را نظریه‌پردازی کرده و به جهان ارائه دهیم. باید از فرصت پیش‌آمده استفاده کنیم و تبیین کنیم که چگونه این عوامل انحطاط، به عنوان یک سلاح در قالب تهاجم فرهنگی علیه ما به کار گرفته شده‌اند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این تهاجم فرهنگی که به موازات اسلام‌هراسی سازمان‌یافته پس از جنگ سرد شکل گرفت، در واقع نوعی نسل‌کشی فرهنگی تدارک‌ دیده شده بود. اگرچه بخش عظیمی از جامعه ما به‌واسطه آگاهی ناشی از این تهاجم، نسبت به تمدن غرب نوعی مصونیت پیدا کرده‌اند اما نباید نادیده گرفت که بخش‌هایی از جامعه نیز ممکن است آسیب دیده باشند. امروز فرصتی فراهم است تا ما نیز به‌صورت سازمان‌یافته کنشگری کنیم؛ برای مثال، اسنادی نظیر «سند ملّی کودک» که در سال‌های اخیر در جمهوری اسلامی تدوین شده، چرا نباید به‌عنوان یک محصول فرهنگی تراز به جامعه جهانی ارائه شود؟ روی این دستاوردها باید کار شود و برای آن‌ها کنشگری صورت گیرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بسیاری از مردم در خود جوامع غربی نیز از وضعیت فعلی و انحطاط حاصل از رویکردهای برتری‌جویانه خسته شده‌اند و آمادگی عبور از این ساختارها را دارند. همان‌طور که در موضوع فلسطین شاهدیم بخشی از جوانان غربی به میدان آمده و از حق دفاع می‌کنند، دور از انتظار نیست که در آینده‌ای نزدیک، بخش بزرگی از آن‌ها به انحطاط درونی تمدن و مکاتبی که سال‌ها بر آن‌ها سلطه داشته، پی ببرند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بنابراین، نباید به این قضایا صرفاً به‌عنوان یک فرصت تبلیغاتی یا ابزاری برای عقده‌گشایی علیه دشمنان نگاه کرد؛ موضوع بسیار فراتر از تخریب چند چهره معدود است. بحث اصلی این است که جهان امروز نظاره‌گر زوال تمدنی غرب است. وظیفه ما کار رسانه‌ای و تبیینی مستمر است تا جمعیت‌های بیشتری، از جمله جوانان خودمان، از الگوهای غربی عبور کرده و به دنبال یافتن ساختارهای فرهنگی بدیل و بازگرداندن «معنویت، اخلاق و دین» به متن زندگی بشر باشند، نه اینکه دین را صرفاً پدیده‌ای حاشیه‌ای قلمداد کنند.&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Mon, 23 Feb 2026 21:18:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>مردم؛ راهبردی‌ترین مؤلفه تداوم انقلاب اسلامی</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-dialog?id=62745</link>
<guid>62745</guid>
<dc:type>13</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - گفتگو</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62745/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt; رهبر معظم انقلاب پس از راهپیمایی۲۲ دی ماه امسال در پیامی تلویزیونی خطاب به مردم تصریح کردند: «امروز کار بزرگی انجام دادید و روزی تاریخی آفریدید. این اجتماعات عظیم و سرشار از عزم راسخ، نقشه‌ی دشمنان خارجی را که قرار بود به دست مزدوران داخلی پیاده شود، باطل کرد&lt;span dir="LTR"&gt; «.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:9px;"&gt;&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62627"&gt;۱۴۰۴/۱۱/۲۳&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;رسانه &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;KHAMENEI.IR &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;برهمین اساس در گفت‌وگو با &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;دکتر عباسعلی رهبر، استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span style="font-size:12px;"&gt; به &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#0000ff;"&gt;&lt;span style="font-size:12px;"&gt;بررسی &lt;/span&gt;نقش راهبردی مردم در تقویت قدرت ملّی و حفظ انسجام جمهوری اسلامی در مواجهه با تهدیدهای داخلی و خارجی&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span style="font-size:12px;"&gt; پرداخته است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;تحلیل شما از نقش مردم در حل بحران‌های ۴۷ ساله‌ی جمهوری اسلامی چیست و در حوادث اخیر دی‌ماه ۱۴۰۴، حضور مردم چه نقشی در حل بحران‌ و اغتشاشات وابسته به خارج از کشور داشت؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;همان‌طور که اشاره هم فرمودید، اتفاقات بسیار مهمی در سال ۱۴۰۴ در کشور رخ داد و ما با یک جنگ ترکیبی امنیتی، نظامی، اطلاعاتی، اقتصادی و شناختی روبه‌رو شدیم. اوج این جنگ، در خرداد ۱۴۰۴ بود که با شهادت جمعی از مردم عزیز و سرداران غیور ما رقم خورد. در طول آن ۱۲ روز، اتفاقات بسیار مهمی به وقوع پیوست که در نهایت مردم عزیز ایران، با اراده و ایمان و تعلق به کشور و دین خود و همچنین حمیت نسبت به نظام جمهوری اسلامی، توانستند در کنار تدابیر رهبر انقلاب و حضور پررنگ نیروهای نظامی و سربازان غیور، درس عبرت‌آموزی را به دشمنان صهیونیستی و دشمنان ایران بدهند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اما خب طبیعی است که این پایان کار نبود و دشمنی‌ها و نقشه‌های پلید و شوم دشمنان ادامه پیدا کرد تا به حوادث دی‌ماه رسید. آن‌چه در دی‌ماه اتفاق افتاد، منجر به شکل‌گیری یک شبه‌کودتای ویژه در کشور شد که هدف آن بلعیدن و تجزیه ایران بود. در این حوادث، عزیزان غیوری از نیروهای امنیتی، پلیس، بسیج و دستگاه‌های اطلاعاتی و همچنین جمعی از مردم بی‌گناه، به ناحق توسط اغتشاشگران جانی و داعشی به شهادت رسیدند. حتی تعدادی از افراد عادی که به نوعی نه در گرو سردستگی اغتشاشگران، بلکه در التهاب و دام فریب افتادند نیز جان خود را از دست دادند، که این موضوع موجب تأسف هم برای رهبر انقلاب و هم ملّت ایران شد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اما نکته مهم در این بین، تقابل جدی با سرکردگان اغتشاشگران در داخل بود و همچنین پیام‌های جدی نظامی و اطلاعاتی هم به دشمنان خارجی داده شد. از یک طرف اپوزیسیونی که دل در گرو خدمت به بیگانه بسته و خود را وابسته به بیگانه تعریف کرده‌اند و از طرف دیگر، دشمنان عنود خارجی هم نتوانستند اراده مردم را در هم بشکنند و در روز &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=62326"&gt;۲۲ دی‌ماه&lt;/a&gt;، چند روز بعد از آن حوادث ناگوار، مردم عزیز جوشان و خروشان در خیابان آمدند و باعث حیرت رسانه‌های بین‌المللی و ناظران تحلیلگر داخلی و خارجی شدند. در آنجا رهبر معظم انقلاب &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/message-content?id=62324"&gt;پیام تاریخی&lt;/a&gt; خودشان را بیان می‌نمایند و به این بحث اشاره می‌کنند که این اجتماعات عظیم و سرشار از عزم راسخ، نقشه‌ی دشمنان خارجی را که قرار بود به دست مزدوران داخلی پیاده شود، باطل کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اگر ما بخواهیم یک تحلیل منطقی و روشمندی را انجام دهیم، لازم است به تعدادی از این مفروضات به صورت جدی فکر کنیم. اولین نکته، بحث نگاه به تاریخ حوادث و اتفاقاتی است که در طول این ۴۷ سال در جمهوری اسلامی ایجاد شده است. جمهوری اسلامی با شعار و شعور استقلال، آزادی، اسلامیت، جمهوریت، عدالت، معنویت و رفاه نسبی پا به عرصه وجود گذاشت و به نوعی از همان نقطه شروع، مورد تهاجم‌های مختلف نظامی، تلاش برای ایجاد کودتا و اغتشاش، به‌هم‌ریختگی و بی‌نظمی سیاسی و ترورهای مختلف قرار گرفت. زمانی که دشمنان از این تهاجم‌ها پاسخی نگرفتند، به تحریم‌ها و ترور اقتصادی روی آوردند و حتی تنها به ترور اقتصادی هم بسنده نکردند و وارد عرصه شناختی و حمله به باورها و ارزش‌های مردم و بنیان‌های اجتماعی و سیاسی جامعه ایرانی شدند. اتفاق مهمی که در این میان افتاد این بود که مردم در همه این صحنه‌ها از اول انقلاب تاکنون، در دفاع مقدس، در دفع تهاجم گروه‌های سیاسی وابسته به نیروهای نظامی خارجی و حتی در ترورهایی که در داخل کشور صورت می‌گرفت، یکپارچه و یک‌صدا مدافع میهن و شرف خود و کیان اسلامی و نظام سیاسی جمهوری اسلامی بودند. لذا حضور مردم در حل بحران‌ها از جمله اغتشاشات و ناآرامی‌ها، یک حضور تعیین‌کننده است. از این جهت است که هم حضرت امام &lt;span style="font-size:9px;"&gt;رحمه‌الله &lt;/span&gt;و هم رهبر معظم انقلاب به صراحت نسبت به حضور اصلی و وافر مردم و اینکه این مردم به نوعی رکن اصلی حفظ ایران و جمهوری اسلامی هستند، اشاره می‌کنند و این اراده، حمیت و این اتحاد نامرئی و مرئی مردم و نظام سیاسی، نکته بسیار مهمی را گوشزد می‌کند که مردم آنچه را که در سال ۵۷ در ایده با شعور و عقلانیت طلب می‌کردند، این عقلانیت هنوز هم بعد از ۴۷ سال مبنای خواسته‌های آن‌ها قرار گرفته و آن نگاه متعالی هنوز حفظ شده است و این مردم راه مبارزه، کسب استقلال و مقاومت هوشمند را در نظر گرفته‌اند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;ساختار نظام اسلامی چگونه است که در آن بحران‌ها با حضور و مشارکت مردمی مدیریت می‌شوند؟ حتی در اتفاقات احتمالی آینده، رهبر انقلاب در این باره تصریح می‌کنند: «وقتی که مردم وارد میدان می‌شوند و تصمیم می‌گیرند، آتش‌ها را خاموش می‌کنند و شعله‌ها را خاکستر می‌کنند. این اتّفاقی بود که این دفعه هم افتاد؛ بعد از این هم به توفیق الهی اگر چنانچه حادثه‌ای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله‌ی با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد.»&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;در اینجا نکته مهمی وجود دارد که رهبر معظم انقلاب هم به آن اشاره می‌کنند که حضور مردم به نوعی مانند آتش‌نشانان حرفه‌ای و ماهری است که آتش‌ها را خاموش و شعله‌های نفاق و فتنه را خاکستر می‌کنند. لذا این نکته بسیار مهم است که این مردم در فضای مختلف تحولات اجتماعی و تحولات سیاسی، آنجایی که حیثیت کشور، نظام سیاسی، ملّت و در کل ایران مورد تعرض قرار می‌گیرد، هوشمندانه وارد عرصه دفاع جانانه و مؤثر از ارزش‌ها و آنچه که به آن باور دارند، می‌شوند. حتی ما این بحث را در &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/message-content?id=41673"&gt;بیانیه گام دوم&lt;/a&gt; هم داریم که بر سرفصل‌های آن تأکید دارند و در همه این سرفصل‌ها، مردم و نیروی انسانی مبنا هستند. در این بیانیه، توصیه به اهتمام به علم و پژوهش، گسترش اخلاق و معنویت، تکیه بر مردمی کردن اقتصاد، بحث عدالت، استقلال، آزادی، عزت ملّی و مرزبندی با دشمن را می‌بینید که همه این موارد با حضور و پشتوانه مردم برای انقلاب و حمایت آن‌ها از کیان و نظام سیاسی خود است که مردم ما همیشه در این عرصه‌ها حضور داشته‌اند و خواهند داشت.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	لذا شاید مهم‌ترین کارکرد بیانیه گام دوم، هم ارتقای مشارکت مردم و هم مسئولیت‌پذیری جامعه و جوانان است. همان‌طور که می‌دانیم در بحث انقلاب اسلامی، اسلام، مردم، رهبری و کارآمدی نظام بسیار مهم است که همه این موارد از عوامل اصلی مهم برای تداوم انقلاب اسلامی هستند و شاید به گزاف نگفتیم که راهبردی‌ترین مؤلفه از دیدگاه رهبر معظم انقلاب، بحث مشارکت مردم است. یعنی بدون حضور مردم، سایر مؤلفه‌ها قادر به ایفای نقش نخواهند بود. تأثیرات داخلی و خارجی این حضور مردم را نمی‌شود نادیده گرفت. در همین &lt;a href="http://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=62326"&gt;۲۲ دی‌ماه&lt;/a&gt;، ملاحظه کردید که حضور مردم چگونه محاسبات و نقشه دشمن را بر باد داد. در ساختار نظام اسلامی، مردم به عنوان رکن اساسی و میزان هستند. اصولاً نظام اسلامی بدون مردم، معنا و مفهومی نخواهد داشت. هم به لحاظ قانونی و هم به لحاظ شرعی، این مردم هستند که کار و مبانی حکومت را پی‌ریزی می‌کنند و در تداوم این حاکمیت، حکومت، ملّت و سرزمین قدم برمی‌دارد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;«قدرت ملّی بیش از آنکه به موشک و هواپیما ارتباط داشته باشد، به اراده‌ی ملّت‌ها و ایستادگی ملّت‌ها ارتباط پیدا می‌کند.» با این توصیف رهبر انقلاب، قدرت ملّی از چه اجزایی برخوردار است و این مقوله چگونه با حضور و مشارکت مردم افزوده می‌شود؟ غیر از حضور مردمی، قدرت ملّی از چه مؤلفه‌های دیگری برخوردار است؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;در ارتباط با بحث قدرت ملّی به این نکته باید توجه کرد، زمانی که ما از مؤلفه‌های قدرت ملّی صحبت می‌کنیم، جغرافیا، منابع طبیعی، جمعیت، توان نظامی، اقتصاد، ثبات سیاسی، تأثیرات فرهنگی و پیشرفت علمی در قالب سه مقوله قدرت سخت، قدرت نرم و قدرت هوشمند قابل بحث و بررسی است. نکته جالب توجه اینجاست که جامعه ایران به لحاظ جغرافیایی در یک موقعیت خاص استراتژیک قرار دارد. در رابطه با منابع طبیعی، دارای منابع و ذخایر عظیم نفتی، گازی، معدنی و... است. با بیش از ۸۰ میلیون نفر جمعیت و نیروی انسانی جوان سروکار دارد. در یک توان نظامی، موشکی و دفاعی بسیار مناسبی قرار دارد که جزو رتبه‌های برتر جهانی است. به لحاظ فرهنگی، دارای یک پیشینه فرهنگی غنی است و در مباحث مختلف علمی از جمله در پزشکی، فناوری‌های هسته‌ای و موضوعات دیگر، به خودکفایی نسبی رسیده است و لذا دارای فرصت‌های ویژه‌ای است که باید این فرصت‌ها را مورد توجه قرار دهد. نفوذ منطقه‌ای جامعه ایرانی و نظام جمهوری اسلامی، از موضوعاتی است که به قدرت ملّی ما کمک می‌کند که باید ما آن را مورد توجه قرار دهیم تا بتوانیم از آن استفاده کنیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یکی دیگر از مباحث مهم قدرت ملّی، خود ساختار سیاسی جمهوری اسلامی است که متشکل از رهبری، دیگر قوای مؤثر، مردم، نهادها، اصناف و گروه‌های اجتماعی و سیاسی مختلفی می‌باشد. موضوع ولایت فقیه و رهبری از موضوعات بسیار مهمی است که در طول این ۴۷ سالی که از عمر انقلاب می‌گذرد، توانسته است که مثل عمودی، اتّحاد جامعه ایرانی را حفظ نماید. موضوعی که آن‌را به‌خصوص در جنگ ۱۲ روزه و در فتنه اخیر، کاملاً مشاهده کردیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;۲۲ بهمن امسال از چند جهت متمایز بود، تبیین شما از حضور مردم چیست؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;اتفاق بسیار مهمی که در &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=62615"&gt;۲۲ بهمن&lt;/a&gt; امسال رخ داد این بود که کشور بعد از پشت سر گذاشتن جنگ ۱۲ روزه، از یک طرف، درگیر فضای تعلیق نه جنگ و نه صلح بود و از طرف دیگر، مشکلات و مسائل اقتصادی هم مطرح بود (که منشأ بخشی از این مشکلات هم به تحریم‌ها برمی‌گردد) و از سوی دیگر، سایه جنگ هر روز خود را بر اذهان مردم ما چیره می‌کرد. در این میان ۲۲ بهمن، یک فوران و خروش عظیمی از انقلاب اسلامی بود که ما را به یاد انقلاب در سال ۱۳۵۷ انداخت.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	حضور پرشور، تکثر و تنوع مردم و حمایت آن‌ها از ارزش‌ها، نظام معنایی، تمامیت ارضی، فرهنگ و نظام سیاسی خود، از موضوعاتی بود که می‌شود آن‌ها را به صورت جدی مطرح نمود و این حضور به گونه‌ای بود که خط بطلان دیگری بر عملّیاتی شدن نقشه فشار دشمن بر کشور و مردم کشید و دشمن را با واقعیت ملّت ایران آشنا کرد. این حرکت به نوعی اختلال محاسباتی جدی در فضای دشمن ایجاد کرد و دشمن را در حالت سردرگم قرار داد. دشمنان ما هرگز به اندیشه‌شان هم خطور نمی‌کرد که مردم ما بار دیگر بر اساس نظام معرفتی، اراده‌ی اصیل و مبنایی خود وارد عرصه حمایت شوند. از این جهت ما کاملاً تنوع و تکثر مردم، حمایت آن‌ها از ارزش‌ها و بازگشت اصیل و بدون پیرایه به اصول اولیه و ایده انقلاب اسلامی را در ۲۲ بهمن مشاهده کردیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;تأکید بر انسجام جزو مهم‌ترین مطالبات رهبر معظم انقلاب در شرایط کنونی است. مؤلفه‌های انسجام ملّی چیست؟ مؤلفه‌های ضدانسجام کدامند؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;نکته بسیار مهم این است که برای حفظ انسجام ملّی که همواره مورد توجه رهبر معظم انقلاب بوده است، هم عوامل سیاسی، هم عوامل اجتماعی و هم عوامل نظامی و اطلاعاتی در این انسجام نقش دارند و البته نباید از عوامل اقتصادی و معیشتی و شرایطی که وضعیت کفاف نسبی را ایجاد می‌کند هم به‌راحتی عبور کرد. در اینجا بحث خود رهبری و مرجعیت، یکی از ارکان مهم این انسجام ملّی تلقی می‌شود و همچنین خادمان و خدمتگزاران به مردم هم نقش بسیار مهمی در این انسجام ایفا می‌کنند. قدرت فرهنگی ایران و تجربه تاریخی ایرانیان عزیز و عزتمند هم از اجزای مهم این انسجام ملّی محسوب می‌شود. ما باید بتوانیم خطاهای شناختی و محاسباتی خود را به حداقل ممکن برسانیم و به این نکته توجه نماییم که کاری که دشمن در حمله نظامی نتواند انجام دهد، با تغییر و تحول در این خطای محاسباتی انجام خواهد داد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یکی از موضوعات بسیار مهم در بحث انسجام ملّی، توجه گروه‌های سیاسی، نخبگان سیاسی، نخبگان دانشگاهی و نخبگان حوزوی به این نعمت یعنی انقلاب است که مردم ما در طول این ۴۷ سال حفظ کردند و فضا و شرایط مختلف را متحمل شدند که باید با بازخوانی و توجه کردن به این نعمت و حرکت در جهاد مستمر از یک طرف و ایجاد فضای امید و انگیزه متوقعانه از طرف دیگر، به طور جدی وارد عمل شد. راه‌های بسیار مهمی را مردم عزیز ایران و جمهوری اسلامی پیموده‌اند و این مسیر پرفراز و نشیب بحمد الله خود را در یک قطب‌نما‌ی رسیدن به پیشرفت، رشد و حس عزتمندی قرار داده است. حفاظت از خون شهدا، آرمان‌های اسلامی و آرمان‌های مردم‌سالاری و توجه به عنصر عدالت، می‌تواند به ما در مسیر رشد و پیشرفت کشور کمک نماید.&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Mon, 23 Feb 2026 15:14:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>تا دورترین کرانه‌هاى میدان نبرد...</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-report?id=62743</link>
<guid>62743</guid>
<dc:type>22</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - گزارش</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62743/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; در میانه‌ی جنگ آنگاه که اخبار و روایت‌های گوناگون اوج می‌گیرند و خیز بر می‌دارند و حتی برخی متخصص رسانه‌ای را در خود غرق می‌کنند - اخبار و روایت‌هایی که بعضاً حتی صحت و سقم‌شان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آن‌گونه که هستند نه آن‌گونه که دشمن آن را بازنمایی می‌کند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا می‌کند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی می‌بینیم و امکان رمزگشایی‌ آن‌ها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویت‌ها را به شیوه‌ای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیده‌ها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمی‌گیرند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="color:#696969;"&gt;«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانه‌ی &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;KHAMENEI.IR&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در زمان توقف آتش سعی دارد تا به‌صورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابه‌لای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; را آن‌گونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آن‌ها.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
		&lt;span style="color:#696969;"&gt;دویست و چهل و هفتمین شماره «صدای ایران»، تقدیم می‌شود به روح مطهر، &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;شهید احسان آقاجانی&lt;/span&gt;، &lt;span style="color:#696969;"&gt;مدافع امنیتی که در فتنه آمریکایی-صهیونی اخیر به دست آشوبگران مسلح به ضرب گلوله در شهزستان ملکشاهی ایلام به شهادت رسید.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;span style="color:#696969;"&gt;این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانه‌ی &lt;span style="font-size:10px;"&gt;&lt;strong&gt;KHAMENEI.IR&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; منتشر خواهد شد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div style="text-align: center;"&gt;
		&lt;a href="https://idc0-cdn0.khamenei.ir/ndata/news/62743/S247.pdf"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;دریافت روزنامه اینترنتی «صدای ایران»؛ شماره دویست و چهل و هفت&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;div&gt;
			&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
				&lt;div&gt;
					&lt;div&gt;
						&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
							&lt;div&gt;
								&lt;div&gt;
									&lt;span style="color:#696969;"&gt;سرمقاله&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
								&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
									&lt;div&gt;
										&lt;div&gt;
											&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#000080;"&gt;&lt;strong&gt;تا دورترین کرانه‌هاى میدان نبرد...&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
										&lt;div&gt;
											&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;دشمن با تمام توان به میدان آمده است؛ از گسیل تجهیزات نظامی به منطقه تا تهدیدات و لفاظی‌های سیاسی و شاید از همه وسیع‌تر و پیچیده‌تر هجوم بی‌امان و گسترده عملیات روانی و رسانه‌ای. روش‌ها و تاکتیک‌ها متفاوت هستند و یکدیگر را پوشش می‌دهند اما هدف یکسان است؛ دیکته کردن سیاست‌های استکباری و وادار کردن ایران به تسلیم شدن. همان چیزی که رئیس جمهور آمریکا در میانه جنگ ۱۲روزه با تابلوی «تسلیم بی قید و شرط» اعلام کرد و خواب آن را می‌دید اما در نهایت با ایستادگی مردانه نیروهای مسلح کشورمان و مقاومت و انسجام ملی ایرانیان، منجر به عقب‌نشینی دشمن و توقف آتش شد.&lt;/div&gt;
									&lt;/div&gt;
								&lt;/div&gt;
							&lt;/div&gt;
						&lt;/div&gt;
					&lt;/div&gt;
				&lt;/div&gt;
			&lt;/div&gt;
		&lt;/div&gt;
	&lt;/div&gt;
	&lt;br /&gt;
	حالا یک بار دیگر دشمن به طمع افتاده و گمان می‌کند می‌تواند با تهدید و ارعاب و شاید با حمله نظامی، ناکامی پیشین خود را جبران کند و رؤیاهای شوم خود را تعبیر کند. &lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	جمهوری اسلامی ایران بارها و به صراحت اعلام کرده است که به دنبال جنگ نیست اما اگر دشمن بخواهد بار دیگر این گزینه را عملیاتی کند، ایران از جنگ فرار نکرده و برای هر سناریویی آماده است. ما تا کنون در پاسخ به شیطنت‌ها و تجاوزات دشمن، درجه‌ای از خویشتن‌داری از خود نشان داده‌ایم اما این بار ماجرا متفاوت خواهد بود و جنگی منطقه‌ای در انتظار متجاوزان و حامیان و میزبانان آنها خواهد بود. &lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در چنین جنگی، خطوط قرمز گذشته تغییر جدّی خواهند کرد و میدان جنگ گسترده‌تر از پیش خواهد بود. بانک اهداف گسترش می‌یابد و اگر قرار باشد خاک و جان ایرانیان دستخوش شرارت و حمله آمریکا شود، منافع و جان آمریکایی‌ها نیز در هیچ کجا در امان نخواهد بود. &lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در جنگ ۱۲روزه، حامیان ایران در منطقه، وارد میدان نشدند و جمهوری اسلامی به تنهایی علیه متجاوزان صهیونی و آمریکایی عمل کرد؛ اما در جنگ احتمالی آینده، این معادله تغییر خواهد کرد و دشمن با جبهه‌های مختلف و متنوعی در عرصه‌های مختلف نبرد روبرو خواهد شد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	رئیس‌جمهور آمریکا در خانه با چالش‌های مختلفی روبه‌رو است و شعله‌ور کردن آتش جنگ با ایران، کلافگی امروز او را به شکلی انفجاری، بیشتر کرده و تبدیل به شکستی تحقیرآمیز می‌کند. ترامپ اگر آن‌طور که برخی رسانه‌های آمریکایی گفته‌اند، گمان کند می‌تواند با حمله‌ای محدود، به میز مذاکره فشار وارد کرده و ایران را نسبت به خطوط قرمز و منافع ملّی خود دچار عقب‌نشینی کند، دچار خطای محاسباتی عمیقی شده و این خطا، صورت حساب سنگینی را روی دست او خواهد گذاشت. &lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ایران در چنین معرکه‌ای، حساب رژیم صهیونی و آمریکا را جدا از هم نمی‌داند و این رژیم سخت‌تر و سنگین‌تر از تجربه پیشین، طعم سیلی سخت ایران را خواهد چشید. &lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ماه مبارک رمضان، ماه مولای متقیان امیر مؤمنان، حضرت علی &lt;span style="font-size:9px;"&gt;علیه‌السلام &lt;/span&gt;است. همان فرمانده‌ای که فرمودند؛ «اگر کوهها متزلزل شوند، تو پایدار بمان. دندان‌ها را به هم بفشر و سرت را به عاریت به خداوند بسپار و پای‌ها، چونان میخ در زمین استوار کن و تا دورترین کرانه‌هاى میدان نبرد را زیر نظر گیر و صحنه‌هاى وحشت‌خیز را نادیده بگیر و بدان که پیروزى وعده خداوند سبحان است.»&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	تعجبی ندارد اگر دشمنان ایران از فهم این رهنمودها که روحیه سربازان لشکر ذوالفقار ایران را ساخته‌اند، عاجر باشند.&lt;br /&gt;
	&lt;a href="https://idc0-cdn0.khamenei.ir/ndata/news/62743/S247.pdf"&gt;&lt;img alt="" src="https://idc0-cdn0.khamenei.ir/ndata/news/62743/S--247.jpg" style="width: 100%; height: 100%;" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;br type="_moz" /&gt;</description>
<pubDate>Sun, 22 Feb 2026 23:16:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>نشانه فتح</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=62739</link>
<guid>62739</guid>
<dc:type>12</dc:type>
<dc:relation/>
<category>ديگران - يادداشت</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62739/smpl.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif" style="width: 6px; height: 10px;" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; سرمقاله شماره ۵۲۲ هفته‌نامه‌ی خط حزب‌الله&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;img alt="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif" /&gt; «نشانه»، یکی از مهم‌ترین مفاهیم قرآن کریم است که معارف متعددی بر محور آن بیان شده است. این مفهوم در قرآن کریم با واژه «آیه»، «آیت» و «آیات» تعبیر شده است. نشانه‌های وجود خدا، نشانه‌های وقوع قیامت، نشانه‌های استجابت دعا، نشانه‌های قدرت خدا و مانند آن، برخی از مصادیق «آیت»های الهی هستند. در این میان، برخی «آیت»ها مربوط به عرصه مبارزه مؤمنان الهی با دشمنان است. نشانه‌های حمایت خدا از مؤمنان، نشانه‌های تحقق وعده‌های الهی و نشانه‌های پیروزی بر دشمنان، مهم‌ترین این «آیت»های الهی است. خداوند در بزنگاه حوادث، «دست قدرت» خود را به عنوان «آیت الهی» به مؤمنان نشان می‌دهد تا مؤمنان بدانند خدا آنان را یاری می‌کند و به دنبال پیروزی جبهه حق است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	حوادث امروز جهان چنان پیچیده است که جبهه حق هر آن نیازمند دیدن «آیت»هایی از سوی خداوند است. راه‌پیمایی ۲۲ بهمن امسال، یکی از این آیت‌ها بود. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=62326"&gt;راه‌پیمایی ۲۲ دی&lt;/a&gt; و &lt;a href="http://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=62615"&gt;۲۲ بهمن&lt;/a&gt; امسال را برای نخستین‌بار این‌گونه توصیف کردند: «واقعاً آیت الهی بود.» &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62663"&gt;&lt;span style="font-size:9px;"&gt;۱۴۰۴/۱۱/۲۸&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; در ادامه به این سؤال پاسخ می‌دهیم که راه‌پیمایی یک ملّت مؤمن، چگونه می‌تواند آیت و نشانه‌ای از سوی خداوند باشد؟&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:12px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;ایام‌الله؛ روزهای دیدن آیت‌های الهی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	در قرآن کریم مفهوم مهمی به نام «ایام‌الله» وجود دارد که پیوند عمیقی با «آیات‌الله» دارد. ایام‌الله، روزهای بروز و ظهور آیات الهی هستند. ایام‌الله «یعنی آن روزی که دست قدرت خدا را انسان در حوادث مشاهده میکند.» &lt;span style="font-size:9px;"&gt;&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=44695"&gt;۱۳۹۸/۱۰/۲۷&lt;/a&gt;&lt;/span&gt; از این جهت، ایام‌الله «روزهای نقطه‌ی عطف تاریخند، روزهای تاریخ‌سازند، روزهای عادّی نیستند.» &lt;span style="font-size:9px;"&gt;&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=44695"&gt;۱۳۹۸/۱۰/۲۷&lt;/a&gt;&lt;/span&gt; ایام‌الله مصادیق گوناگونی دارد. به طور نمونه «این که یک نیرویی، یک ملّتی، این قدرت را دارد، این توان روحی را دارد که به یک قدرت متکبّر زورگوی عالم ... سیلی بزند، نشان‌دهنده‌ی دست قدرت الهی است، پس آن روز جزو ایّام‌الله است.» &lt;span style="font-size:9px;"&gt;&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=44695"&gt;۱۳۹۸/۱۰/۲۷&lt;/a&gt;&lt;/span&gt; قرآن کریم به انبیای خود دستور می‌دهد تا «ایام‌الله» را به جامعه ایمانی یادآوری کنند و نگذارند به دست فراموشی سپرده شود. این دستور مهم از آن جهت است که ایام‌الله روزهایی است که «آیت»ها و «نشانه»های قدرت خدا به‌وضوح نمایان است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:12px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;۲۲ بهمن، یوم‌الله و راه‌پیمایی آن، آیت الهی است&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	ایام‌الله را خدا می‌سازد. با این حال، ملّت مؤمن نقش مهمی در بروز و ظهور ایام‌الله دارند؛ به گونه‌ای که در تمام مصادیقی که «یوم‌الله» نامیده شده است، مردم نقش اساسی را ایفا کرده‌اند. لذا «روزهای بزرگ هر کشوری و هر ملّتی آن روزهایی است که یک حادثه‌ی الهی به وسیله‌ی مردم و با دست مردم در آن انجام گرفته است ... ایّام‌الله همین روزهای بزرگ تاریخ‌ساز است.» &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=35917"&gt;&lt;span style="font-size:9px;"&gt;۱۳۹۵/۱۲/۱۶&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; با این توصیف «ایّام‌الله، روزهای جلوه‌ی ویژه‌ی خدای متعال است؛ گاهی نیّت مردم، همّت مردم، اراده‌ی مردم، یک چنین روزی را می‌آفریند.» &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=41740"&gt;&lt;span style="font-size:9px;"&gt;۱۳۹۷/۱۱/۲۹&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; از جمله روزهای تاریخ‌ساز ملّت ما ۲۲ بهمن است. در حقیقت «هر روزى از روزهاى این دهه [فجر] - مخصوصاً روز بیست‌ودوّم بهمن - ایّام‌الله‌ هستند.» &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=2416"&gt;&lt;span style="font-size:9px;"&gt;۱۳۶۹/۱۱/۱۰&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; چرا که حضور مردم در راه‌پیمایی‌ها را «هر چه نگاه میکنیم ... جز قدرت الهی چیز دیگری نیست، این دست قدرت خدا است.» &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=41994"&gt;&lt;span style="font-size:9px;"&gt;۱۳۹۷/۱۲/۲۳&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	از طرفی دیگر، «حضور آگاهانه ملّت [در راه‌پیمایی روز ۲۲ بهمن] یکی از زیباترین جلوه‌های قدرت لایزال الهی است.» &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/message-content?id=3107"&gt;&lt;span style="font-size:9px;"&gt;۱۳۸۰/۱۱/۲۳&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; به همین دلیل راه‌پیمایی ۲۲ بهمن امسال «واقعاً آیت الهی بود.» &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62663"&gt;&lt;span style="font-size:9px;"&gt;۱۴۰۴/۱۱/۲۸&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; در حقیقت «این حضور آگاهانه و پرمعنا ... قدرت لایزال الهی را که بیداری ملّتها و حضور بهنگامِ آنان، یکی از زیباترین جلوه‌گاههای آن است، به رخ مادّی‌اندیشان و ساده‌نگران عالم کشید.» &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/message-content?id=3107"&gt;&lt;span style="font-size:9px;"&gt;۱۳۸۰/۱۱/۲۳&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:12px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="*" class="transparent" src="https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/li_star_2.gif" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;&lt;strong&gt;در میدان بودن، شرط پیروزی و نصرت الهی است&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	راه‌پیمایی ۲۲ بهمن از دو جهت آیت الهی است: اولاً از این جهت که رسانه‌ها و دستگاه‌های تبلیغاتی دشمن سال‌هاست تلاش می‌کنند مردم را مأیوس، خسته و جدا از نظام اسلامی نشان دهند. فشار اقتصادی، جنگ روانی، عملیات رسانه‌ای و تهدیدهای سیاسی، همه با این محاسبه طراحی می‌شود که پشتوانه مردمی نظام تضعیف شود؛ اما وقتی مردم با وجود این فشارها به‌صورت متراکم و گسترده در صحنه حاضر می‌شوند، تمام طراحی‌های پیچیده دشمن را نقش بر آب می‌کنند. «از اوّل انقلاب در بسیاری از سالها، قبل از بیست‌ودوم بهمن تبلیغات بوقهای بیگانه در تشویق مردم به حضور نیافتن در این راهپیمایی به زبانهای مختلف شروع میشد... بعد از آن هم که راهپیمایی انجام شده، باز بوقهای بیگانه گفته‌اند بله، پول داده‌اند و عدّه‌ای را آورده‌اند!» &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3221"&gt;&lt;span style="font-size:9px;"&gt;۱۳۸۲/۱۱/۲۰&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; اما «ملّت ایران با راه‌پیمایی در خیابانها خودش را نشان میدهد و کسانی را که طمع در ایران اسلامی و در جمهوری اسلامی و در منافع این ملّت دارند، به عقب‌نشینی وادار میکند.» &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62581"&gt;&lt;span style="font-size:9px;"&gt;۱۴۰۴/۱۱/۲۰&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; از این جهت «راه‌پیمایی بیست‌ودوم بهمن جزو برکات بزرگ الهی برای این انقلاب و این ملّت است.» &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3221"&gt;&lt;span style="font-size:9px;"&gt;۱۳۸۲/۱۱/۲۰&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ثانیاً از این جهت است که خداوند وعده داده است اگر دین او را یاری کنیم، ما را یاری می‌کند؛ لذا وقتی مردمی در دفاع از دین و نظام برخاسته از آن به صحنه می‌آیند، در حقیقت در حال «نصرت دین خدا» هستند. ثبات قدمی که پس از سال‌ها فشار همچنان حفظ شده، خود نشانه تحقق این وعده است. در حقیقت «مردم با راه‌پیمایی بیست ودوم بهمن، این حقیقت را نشان ‌میدهند که خدای متعال به وعده ی خود عمل کرده است که فرمود: «اِن تَنصُروا اللهَ یَنصُرکُم وَ یُثَبِت اَقدامَکُم»؛ خدای متعال قدم‌های ‌شما را ثابت میدارد؛ گامهای شما را استوار میدارد؛ نمیگذارد شما مجبور به عقب‌نشینی بشوید. این وعده‌ی الهی است؛ این وعده‌ی ‌الهی در مورد ملّت ایران تحقق پیدا کرده است.» &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=25363"&gt;&lt;span style="font-size:9px;"&gt;۱۳۹۲/۱۱/۲۸&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اگر یک انقلاب پس از دهه‌ها همچنان با حضور مردمی زنده بماند، این تنها یک پدیده سیاسی نیست؛ یک آیت الهی است. از این رو «این حرکت عظیم مردمی، شبیه معجزه است.» &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=38975"&gt;&lt;span style="font-size:9px;"&gt;۱۳۹۶/۱۱/۲۹&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; این معجزه، خود یکی از آیت‌های الهی است. نکته پایانی اینکه «اگر کسی میگفت که نظام جمهوری اسلامی با این همه دشمنی که از شرق و غرب علیه او اعمال میشد، خواهد ‌توانست ... مقاومت کند و روزبه‌روز قوی‌تر شود و جلوتر برود، کسی باور نمیکرد؛ اما اتفاق افتاد ... این پیروزیها آیت الهی است؛ اینها ‌نشانه‌هائی از قدرت فائقه‌ی حق است که خدای متعال دارد به ما نشان میدهد. آن وقتی که مردم به میدان بیایند، آن وقتی که ما ‌موجودی خودمان را وارد میدان کنیم، نصرت الهی‌ ‌قطعی است. خدای متعال راه را هم به ما نشان میدهد ... خدا، هم هدایت میکند، هم کمک میکند، هم به اهداف عالی میرساند؛ شرطش این است که ما در میدان ‌باشیم.‌» &lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=18871"&gt;&lt;span style="font-size:9px;"&gt;۱۳۹۰/۱۱/۱۰&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:9px;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;div style="text-align: center;"&gt;
		&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href="https://idc0-cdn0.khamenei.ir/ndata/news/62738/A4522.pdf"&gt;دریافت «خط حزب‌الله» نسخه مطالعه&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div style="text-align: center;"&gt;
		&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href="https://idc0-cdn0.khamenei.ir/ndata/news/62738/A4522.pdf"&gt;&lt;img alt="" src="https://idc0-cdn0.khamenei.ir/ndata/news/62738/A4522.jpg" style="width: 100%; height: 100%;" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;br type="_moz" /&gt;</description>
<pubDate>Sun, 22 Feb 2026 15:44:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
</channel>
</rss>
