مهمترین سؤال اینجاست که چه ضرورتهایی موجب شده تا رهبر انقلاب نامی برای سال جدید انتخاب کنند؟ به نظر من ایشان با این کار میخواهند یک هدفگیری در مجموعه کلان و البته مدیریتی کشور انجام دهند.
بر همگان روشن است که نقد، ادب و آداب خاص خودش را دارد و به جهت إغنا و با هدف روشنگری و پیراستن امری صورت میگیرد.
برخی که فکر میکنند از ترویج بداخلاقیها، ناهنجاریها و رفتارهای مذموم اخلاقی در حوزه اجتماع سود میبرند، اینها در واقع به خودشان ضربه میزنند، چون از چشم نخبگان و مردم خواهند افتاد.
او بیش از شش دهه در عرصه ایرانشناسی فعالیت بیوقفه داشت. او به هر آنچه به ایران و فرهنگ ایرانی مربوط میشد، دلبستگی داشت و این دلبستگی با دانشی عمیق و دقیق همراه بود. ایرج افشار در عین حال که از غیرت ایرانی سرشار بود از تعصبهای غیر منطقی به دور بود.
خطر در افراط و تفریط است. خطر آنجاست که با خودیها آنجا که باید نقد کنیم، لاپوشانی کنیم و آنجا که باید اشتباهی را کالبدشکافی کنیم توجیه کنیم!
برباپی نمایش همت مضاعف، کار مضاعف فرصتی را فراهم آورده تا ایشان بخشی از توانمندیهای فناوری در عرصههای مختلف علمی کشور را از نزدیک مشاهده نمایند و متقابلاً فرصت مغتنمی بود برای فناوران تا از نزدیک توضیحات لازم را به معظمله ارائه نمایند.
سید طرح همبستگی دین و سیاست را برای دو جبهه لازم میدانست: جبهه استبداد داخلی و جبهه استعمار خارجی. کوشش فراوان داشت که شعور مذهبی مسلمانان را برای مبارزه با استبداد و استعمار بیدار سازد.
صبح ششمین روز از آبان 1373 بازار، کوچهها و خیابانهای منتهی به حرم، از همه روزهای دیگر متفاوت بود. انبوه زائران حرم سیدالکریم(ع)، در این روز اما به زیارت یکی از زائران حضرت عبدالعظیم(ع) آمده بودند.
این اسلام بود که آنها را برای نجات از فرعون به حرکت وا داشت؛ همانطور که ایران هم از دربار طاغوت نجات پیدا کرد و ما هم إنشاءلله به این مقصود میرسیم.
امروز در مدت کوتاهی همهی هیمنهای که مستکبرین ساخته بودند در حال نابود شدن است و همانطور که دوستان گفتند أنشاءالله ما در آینده نزدیک شاهد واقعیتهای جدیدی به رهبری مقام معظم رهبری و جمهوری اسلامی ایران خواهیم بود.
آگاهی مردم از حیلههای فریبکارانه دشمن، شانس آنها در بازسازی رژیم ازهم پاشیده فعلی را به حداقل میرساند. باید گفت که زمان برای فریب ملتها با تطمیع و ارعاب به پایان رسیده است.
در حال حاضر شاهد هستیم که محور منطقهای آمریکا دچار ریزش شده است. بعد از انقلاب تونس شاهد تحولات جدی در مصر هستیم. در یمن و اردن هم که آمریکاییها روی آن حساب ویژهای باز کرده بودند اوضاع به هم ریخته است.
انقلاب اسلامی تنها یک جریان مسیرساز برای کشورهای اسلامی محسوب نمیشود، بلکه یک فرهنگ بیداری در جهان غرب است و در شکل فرهنگ مخالفت و در فعالیتهای رو به گسترشی همچون سازمانهای غیر دولتی مخالفت میکند.
زمانی امنیت داخلی اسرائیل به خاطر موشکهای حزبالله لبنان و حماس زیر سؤال رفته بود اما در حال حاضر از لحاظ سیاسی و آرایش منطقهای و نیروهای موجود، دیگر پشتوانه محکمی نخواهد داشت.
شکلگیری یک بلوک ضدهژمون که عرضهکننده ایدئولوژی بدیل باشد و به معارضه با نظام سلطه مستقر برخیزد، در سال 1979 با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به طلایهداری امام خمینی(ره) رخ داد.
یقیناً موفقیتهای علمی ایشان، به منزلهی صِفرهایی بود که در جلوی قامت بلند ایمانی ایشان معنا پیدا کرد و زندگی ایشان را به گونهای ساخت که نتیجهی آن جز شهادت در راه معبود نمیتوانست باشد.
مدیریت مناسب منابع و استفاده مطلوب از زمان، همراه با همت و تلاش مضاعف، دسترسی به اهداف تعیین شده در برنامههای توسعهای کشور را میسر و امکانپذیر میکند.
در این جلسه، یکی از اعضای جلسه، موضوعی را از مسائلی که بدانها اشاره شد، برای تحقیق و اجتهاد و استنباط برمیگزیند و آن را پس از تحقیق و تکمیل به اعضای جلسه ارائه میدهد. شخص محقق، باید پاسخگوی انتقادات و مدافع نظریه خویش باشد.
اگر بخواهیم نیازهای جامعه را با توجه به قرآن پاسخ گوییم، باید به معارف اهلبیت(ع) در کنار قرآن رجوع کنیم. حوزههای علمیه نباید از ظرفیت عظیم قرآن و روایات اهلبیت(ع) در پاسخگویی به نیازهای روز جامعه غفلت کنند.
باید گفت که مهمتر از هر تحول و پیشرفتی مسئلهی اخلاق و مهذب بودن حوزویان است که باید به آن بیش از هر مطلب دیگر بها داد. اساس این است و با نبود آن تلاشها نتیجهی مطلوب را نخواهد داشت.
حوزهی علمیهی قم برای ایفای این نقش تاریخی و ادای این رسالت عظیم، اکنون چارهای جز آنکه بداند که باید با زبان «قوم» با آنها سخن بگوید نه با زبان «قم»...
از نکاتی که در این سفر به تعدیل فضای حوزه کمک کرد، باز بودن درب بیت ایشان به روی همه آقایان و علما از هر گرایش و سبکی بود. خود این باعث شد که همه بتوانند با ایشان ملاقات داشته باشند و حرفهایشان را بگویند.
تاریخ حوزه به قدمت تاریخ اسلام است، اولین حوزه در منزل حضرت خدیجه کبری(س) بود که دو شاگرد داشت؛ امیرالمؤمنین حضرت علی علیهالسلام و نیز همسر گرامی پیامبر اکرم(ص) و یک استاد که آن هم کسی جز پیامبر اکرم(ص) نبود.
همان اتاق فکرهایی که به نفع ما صحبت میکردند، پس از انتخابات تندترین مواضع ضد ایرانی را مطرح کردند. حتی کارشان شده بود تبلیغات علیه جمهوری اسلامی و این برای جمهوری اسلامی یک ضرر بود.
درست است که زمامدار حاکم است، اما نه حاکم قهری. در واقع محبت آن عنصری است که ولایت -به معنی زمامداری- را برای حاکم تعیین میکند تا با مردم و امت رابطه برقرار کند و حقوق آنها را رعایت کند و آن نخ تسبیحی است که این ارتباط را برقرار میکند.
صحنهی پُرآشوب سال 1388 نیز عرصهی تجلی شناخت و شعور بود، چه آنکه معرفتهای نیمدار و سُست در این صحنه رنگ باخت و تنها حاملان بیرق صبر و بَصر توانستند راه را تا آخر بروند و هوشیارانه پیوند خود با جبههی حق را استوار و مستحکم دارند.
انتخابات تنها شاخص سنجش اعتماد عمومی نیست و جامعهشناسان سیاسی در این رابطه از معیارهای دیگری نیز سخن گفتهاند. از جمله این معیارها، مفهومی است که «مناسک سیاسی» خوانده میشود.
دین اسلام دین فرهنگ است و فرهنگ ما ریشه در ارزشهای دینی و اعتقادی دارد. باید آسیبها و فرصتهای فرهنگی را بهدرستی شناخت و تبیین نمود و سپس با استفادهی حداکثری از فرصتها، آسیبها را به حداقل ممکن رساند.
دکتر ولایتی، به عنوان نماینده رهبر معظم انقلاب به دعوت رهبر شیعیان ترکیه در مراسم عزاداری امام حسین(ع) در روز عاشورا در استانبول شرکت کرد.
عارفان متفکر، این حدیث را به گونهای دیگر تبیین میکنند و هر سخن و حدیثی در بیان عارفان، رنگ و بویی تازه مییابد. به نظر عارف، فهمیدنیهای حصولی و دانشهای مفهومی مربوط به علم ابدان است...
زمان یزید که فرا رسید، امام(ع) جز این راهی ندید که با شهادت خود، چهره بنیامیه را افشا کند. دیگر صحبت جنگ و جهاد نبود تا بگوییم چند نفر با چند نفر میجنگند؛ یا بگوئیم وقتی امام دید آنها سی هزار نفر هستند، چرا اقدام به جنگ کرد؟
اساسیترین تأثیرات را انقلاب اسلامی بر فضای گفتمانی دانشگاه و بر کشمکش گفتمانی سنت و تجدد و ماهیت تحرکات دانشجویی گذاشت. از مهمترینِ این تأثیرات، افزایش «حساسیتهای تمدنی» در میان دانشجویان بود.
به مناسبت روز دانشجو
آزاداندیشی در عرصه نظریهپردازی این است که بتوان فرضیههای خطاپذیر مطرح کرد. فضای خلاقیت باید با حدسهای جسورانه توأم باشد تا شکوفایی علمی و شکوفایی فکر ایجاد شود.
رهبر انقلاب ضرورت تشکیل اینگونه نشستها را مطرح فرمودند و اظهار داشتند که جلساتی با حضور اندیشمندان و متفکران برای بررسی و تبادل نظر نسبت به موضوعات اساسی کشور برگزار گردد.
طبیعتاً برای حرکت مطلوب و مستمر در مسیر توسعهی کشور، آن هم زمانی که دشمنان نظام موانع مختلفی را ایجاد کردهاند، لازم است که ضمن مقابله با محدودیتها و موانع و افزودن بر همت و کار، نظام مصرفی جامعه را نیز به یک نظام سازمانیافته، منطقی و قانونمند تبدیل کرد.
متأسفانه برخی اصول موجود در نظام اقتصادی ما و شاخصهای کلان موجود، ضد تولید علم است و به جای پیشبرد راهبردهای کشور، موجب بروز مشکلاتی میشود.
خداوندا، برای تحمل و شکیبایی در برابر ناگواریها و مصائب و خطرهای هولناک زندگی و سختیهای آخرت، هیچ نیرویی و هیچ عاملی جز الطاف و عنایات بیچون خداوندی تو وجود ندارد.
اکنون باید پرسید که فرجام تقابل دو قطب حق و باطل از نظرگاه شریعت اسلام چه خواهد بود و مجادلهی دیرپای آنان در نهایت چگونه و با پیروزی کدام یک به پایان خواهد رسید؟
در آمریکا قوانینی است مبنی بر اینکه سخنهای نفرتآور (hate speech) نباید در رسانهها پخش شود و با افراد متخطی برخورد میکنند که الان این قانون را در رابطه با مسلمانان اجرا نمیکنند. این یک تصمیم کاملاً سیاسی است.
بررسی اجمالی پیامهای رهبر انقلاب به کنگرهی جهانی حج، ما را به این نقطهی مشترک میرساند که ایشان در تمام پیامهاشان به دو موضوع اشاره میکنند. در پیام سال گذشته (1388) این دو موضوع در یک جمله به عنوان شعارهای حج بیان شد.
طبیعی است که اگر کیفیت تولید داخلی بالا باشد، مصرفکننده کالای داخلی را انتخاب میکند. بنابراین سیاستگذاران باید به گونهای برنامهریزی کنند که شرایط برای تولید با کیفیت فراهم شود.
جا دارد که حکومت ما، مانند همهی جنگهای دیگر، تجهیزات و مهمات و ملزومات لشگریانش را تدارک کند. آنچه در این راستا خواستهی اصحاب تولید و تعاونگران است...
نظام به سمت طراحی «اقتصاد مقاومتی» در حال حرکت است، چون دشمن نشان داده که هر چه را در توان دارد، برای مقابله با ملت ایران هزینه میکند.
بهنظر میرسد اساسیترین محور مهندسی نقشهی رسالت حوزه «حفظ، ترمیم و بالندگی» باشد که رهبر انقلاب از آن یاد نموده است. نسبت به «حفظ» باید سرمایههای گذشته را نگاهداری کرد و ذخایر شیعه را حفظ نمود. اما نسبت به «ترمیم» آیتالله خامنهای چنین سخن میگوید ...
وقتی رهبر معظم انقلاب دربارهی «سخن برآمده از دل» صحبت میکنند و اینکه چنین سخنی شفابخش است، به دلیل تأثیری است که زبان معنوی میتواند در پرورش روحی طلاب بگذارد. لذا به عنوان یک نکته باید دقت کنیم که در حوزهها فقط نباید احکام رفتارهای اخلاقی رعایت شود بلکه معنویت نیز باید عرضه شود.
اگر روحانیت منزوی شد و کنارهگیری کرد و به این دلیل مورد احترام واقع شد، باید بدانیم که این احترام، بیپایه و سست است، چراکه آنها با اصل روحانیت مشکل دارند.
علوم انسانی غرب برای جامعه غربی هم مفید نیست و نتوانسته پاسخگوی جامعه اروپایی و آمریکای باشد. اینجاست که میبینیم سالها نظریهای مورد توجه قرار میگیرد و به آن پرداخته میشود اما به یکباره محو میگردد و منسوخ میشود!
امروز حفظ دین مردم که از وظایف مهم روحانیت است با حفظ وفاداری به انقلاب رابطهی مستقیم دارد. دین و دینداری خصوصیت اصلی انقلاب است. اگر دین مردم تخریب شود خودبهخود وفاداری به انقلابی که میخواهد و باید اسلامی باشد کمتر میشود.
اگرچه آیتالله خامنهای درس طلبگی را در مشهد آغاز کردند و بخش عمدهی تحصیل و تدریس ایشان در مشهد بود، اما دوران تحصیل ایشان در قم از مهمترین دوران طلبگی و علمی ایشان به شمار میرود.
نخستین اقدام رسانههای بیگانه شایعهسازی در خصوص لغو این سفر بود. این رسانهها خبری را در سطوح مختلف منتشر کردند مبنی بر اینکه به دلیل مخالفت علما و مراجع قم، سفر رهبر معظم انقلاب به قم لغو شده است.
در حوزه ارزشها و اخلاق، براساس دیدگاه نسبیگرایی، زندگی انسانها همواره مبتنی بر اخلاق نسبی است، از این رو فضائل اخلاقی ثابتی که همه جوامع انسانی را پوشش...
حسب استقرای نگارنده، کارنامه آیتالله خامنهای در پافشاری بر تحول و اصلاح حوزه، معرفی دیدگاهها، ارائه پیشنهادهای عملی، بسترسازی اجرایی، سازمانی و اجتماعی و تأسیس مراکز آموزشی و پژوهشی و تبلیغی، کمنظیر است.
آمریکاییها بر جایگاه علمای شیعه در راهبری دینی و سیاسی جامعه شیعیان اِشراف پیدا کردهاند. از همین روست که همواره با حساسیت خاصی به رصد عملکرد حوزه علمیه قم را رصد میکنند.
میتوان گفت که دغدغه اصلی ایشان پیرامون تحول در حوزه، حوزویسازی حوزه است. به این معنی که حوزهها قدر سرمایههای خویش را بدانند و براساس همان خود را با نیازهای روز جامعه تطبیق دهند.
در قم در کنار مدارس کهن مثل فیضیه که از قدیم مورد استفاده طلاب بودهاند، از زمان تأسیس این حوزه تاکنون، بهاقتضای ضرورتهای مختلف مدارسی ساخته و در اختیار طلاب قرار داده شده است.
در حوزه علمیه قم، مباحث عالی فقه و اصول و نیز فلسفه و عرفان به سبکهای متفاوت و ویژهای عرضه شده است. در این میان، دو سبک حائری و بروجردی که پیش از آن در حوزههای علمیه ایران مرسوم نبوده درخور توجه است.
این مقالهی مفصل، پس از ذکر کلیاتی مهم درباره حوزه علمیه،به بررسی دقیق پیرامون حوزههای علمیه اثرگذار و جریانساز در تاریخ شیعه میپردازد که هریک در گوشهای از جغرافیای جهان اسلام، پدید آمده و بالیدهاند.
جرقهی نهایی مبارزه با رژیم شاه و سرنگونی آن را نیز باید در قم جستوجو کرد و همانگونه که در سال 42 نهضت از این شهر آغاز شد، در سال 56 هم موج اعتراضات گسترده به شاه و رژیم پهلوی با محوریت این شهر آغاز گردید.
تا آنجا که ممکن است حرفهای وسائط و واسطهها را گوش ندهیم. بیشتر با یکدیگر باشیم. باید وفاق ملی را تقویت کرد. وفاق در جوامع و مجامع روحانی، به لطف الهی نقش مؤثری دارد.
همهی ما باید دقت کنیم که در میان دوستان، اقوام و همسایگان، کسانی که زمینههایی برای جذب و حضور در مسجد را دارند، بتوانیم آنها را بهتدریج به حضور در مسجد ترغیب کنیم.
اگر در مساجد، فرصتهایی فراهم کنیم تا مسئولان محلی و حتی مسئولان بلندپایه در میان مردم حضور یابند تا مردم در خصوص مشکلات خود با آنان گفتوگو کنند، میتوانیم از این فضای معنوی و ارزشمند، بهترین استفاده را ببریم.
همه باید احساس کنند که مسجد ملجاء و پناهگاه آنهاست و بدانند که اگر به مسجد مراجعه کنند، مسئولین مسجد تمام همتشان را برای کمک به او بهکار خواهند بست.
امروز در جهاد دانشگاهی مراکز تحقیقاتی متعددی داریم که در مرزهای دانش حرکت میکنند و نشان دادهاند که با اندک حمایتی، تحولات کمنظیری را در عرصهی پژوهش و فنآوری رقم میزنند.
هشدارهای رهبری در خصوص ترجمهای نیاندیشیدن در علوم انسانی، حتی بعد از رخنمون شدن آثار یک دهه بیتوجهی به آن نیز همچنان مهجور است.
برای تقویت مباحث مرتبط با آزاداندیشی و نقد لازم است که تا بنیهی فکری و عملی و مهارتی دانشجویان تقویت گردد. در وضع فعلی حتی غالب دانشجویان علوم انسانی نیز فاقد حداقل توانمندی فکری برای حضور مؤثر در عرصهی آزاداندیشی میباشند.
میگویند نظامهای سیاسی دو دستهاند: نظامهای آزادیخواه و نظامهای اقتدارطلب. سپس تصریح میکنند که نظام آزادیخواه نظامی است که ایدئولوژی ندارد و این اولین دروغ بزرگ است، زیرا هیچ نظامی بدون ایدئولوژی ممکن و میسر نیست.
شما روزی باید بروید و جای مسئولین را بگیرید. حالا اگر شما خودتان ساخته شدید و دردشناس شدید، میتوانید مرهمش را هم بسازید.
آمریکاییها صرفاً در راستای اهداف پلیدشان و در پی ترمیم آن چهرهی کریهی که نزد ملت پاکستان دارند به سبب کشتارهای جمعی و تجاوزهاشان انبوه کمکها را به آنجا گسیل داشتهاند.
باید سران کشورهای اسلامی در روابط خود با آمریکا و عوامل دستنشاندهی آنها همچون صهیونیستها تجدید نظر کنند، زیرا هتک حرمت قرآن کریم اهانتی بزرگ به جهان اسلام و همهی آزادگان جهان است.
سخنان رهبری، حمایت معنوی برای ملت پاکستان
غرب حتی تحمل یک روسری زن مسلمان را ندارد اما به بهانهی دفاع از آزادی، از هتاکان به مقدسات دینی نه فقط مسلمانان، که دیگر پیروان ادیان الهی نیز حمایت میکند.
این اهانت تنها اهانت به قرآن نیست بلکه اهانت به دین یهود و دین مسیح است؛ ادیانی که صحت آنها در قرآن تأیید شده است. آمریکا باید جواب شفاف و قانعکنندهای برای امت اسلامی داشته باشد.
این فراز کوتاه 5 دقیقهای رهبر انقلاب تنها در پانصد واژه روشنترین تصویر از پاکستان را ارایه کرد. اصل ماجرای سیل را گفت. به علل طبیعیاش که خشم رود عظیم سند باشد اشاره کرد و...
اگر در محاسبات نجومی (که براساس تجربههای نجومی است و سابقهاش در مجامع اسلامی بیش از هزار سال است) منجمین توانستند به صورت یقینآور و مطمئن محاسبه کنند، آیا باز هم لازم است که افراد هلال را ببینند؟
توسعهی کارآفرینی از طریق طراحی و اجرای برنامههای آموزشی، تأسیس و توسعهی مؤسسات مشاوره کارآفرینی، حمایت و تشویق مادی و معنوی کارآفرینان، تسهیل امور مربوط به تولید و کسب و کار و... امکانپذیر است.
رشتههای علوم انسانی روزآمد نیستند. معنای فعالیتهای آموزشی و پژوهشی کشور در رشتههای علوم انسانی سرفصلها و منابع رشتههای علوم انسانی است که اغلب آنها بیش از بیست سال است که تغییر نکردهاند.
ما با امام و رهبری پیمانی داریم که علیرغم عدم همراهی دستگاههای دولتی کار را پیش ببریم و برای انجام تکلیف خود به علت کمی همراهان از راه باز نمانیم.
در دورهای که علوم وارداتی غربی جای خود را در ایران باز کرد، علوم انسانی که در گروه علوم کلان طبقهبندی میشود، به ایران وارد نشد. تاکنون نیز بسیار عقبمانده و کلیشهای برنامهریزی و پیادهسازی شده است.
امروز این توفیق حاصل شده است که در یک بازهی زمانی دهساله به صورت حیرتانگیز و برقآسا میزان تولیدات علمی و مقالههای پژوهشی در حوزهی سلامت با ارتقاء به رتبهی 26 جهانی دست پیدا کنیم.
توجه رهبر انقلاب به رویدادهای تاریخی صدر اسلام برای فهم و تبیین حوادث روزگار معاصر، در نگاشتهها یا سخنرانیهای ایشان در سالهای اخیر و بهویژه در پی رویدادها و تنشهای سیاسی پس از انتخابات دهم، ابعاد گستردهتری یافته است.
شواهدی که برای اثبات نظریهی کارابودنِ امدادهای غیبی و تأییدات متافیزیکی در محیط بینالملل در اختیار داریم، عموماً مربوط به پدیدهی انقلاب اسلامی ایران هستند لذا...
از حضرت امام خواستیم که در مسأله لبنان کسی نماینده شما باشد که مزاحم وقت حضرتعالی نشویم. امام آن زمان فرمودند نماینده تامالإختیار من آقای خامنهای هستند. تا اینکه امام رحلت کرد...
هرچه سالها از برگزاری این دیدار میگذرد، تعداد شعرا اضافه میشود که این امر باعث تنوع بیشتر برنامهها شده است. اگر در شعر شاعران پیشکسوت نوعی پختگی وجود دارد، اما شور و هیجان در شعر شاعران جوان همیشه حرف اول را میزند.
رهبری فرصت و رخصت مدح و مداهنه به هیچ شاعری کوچک و بزرگ نمیدهند. گاهی اگر شعری در خصوص ایشان و بناگاه، بر زبان شاعری جاری شود، به وضوح میتوان دید که ایشان کاملاً متأذّی میشوند.
اگر آمریکاییها با ژست یک ابرقدرت بخواهند مسائل دنیا را پیگیری کنند و جمهوری اسلامی بخواهد با آنها پای میز مذاکره بنشیند، این یعنی باخت همهی چیزهایی که تا به حال به دست آوردهایم.
با تمام شور و شوقی که در نخبگان جوان برای پیمایش مسیر مرجعیت علمی وجود دارد، مشاهدهی سستیها و عدم هماهنگیها که منجر به تأخیر چهار ساله در تهیهی این نقشه شده است، انگیزهسوز است.
آمریکاییها مسألهی مذاکره با ایران را به عنوان یک ترفند مطرح کردهاند تا از آن بهرهبرداریهای سیاسی یکطرفه بکنند و طبیعی است که چنین مذاکرهای عملی نخواهد بود.
راز ماندگاری انقلاب اسلامی در دهههای آتی، محکم نگاهداشتن ریسمان میثاق با پروردگار متعال خواهد بود. دوام توفیقات ما منوط به ثابتقدم ماندن بر سر عهدی است که گوهر انقلاب را در صدف خود پرورانده است.
باید دید که در مراحل مختلف انقلاب مشروطیت، رهبران آن یعنی علمای دینی، چگونه و به چه میزان از عهده انجام مسئولیتهای یاد شده برآمدند و اگر از عهده برنیامدند؛ چرا؟ روشن است که رهبران آن انقلاب، اولاً متعدد بودند و ثانیاً نامتمرکز بوده و در دو مکان دور از هم، تهران و نجف...
جعبهی سیاه انحراف مشروطه از عدالتخواهی به اباحیگری، سفارت بریتانیا بود. آنجا بود که مفهومپردازی دیگری از مشروطه غیر از آنچه رهبران روحانی تا آن روز به دنبال آن بودند، صورت گرفت و به بستنشینان تفهیم شد.
روشنگری به معنای عام و معروفش، اگرچه تعارض و تضاد اصولی با دینمداری و دینداری نداشت ولی جریان روشنفکری در ایران به پیروی از تاریخ روشنگری غرب و غیر از مواردی که به صورت ابزاری و محافظهکارانه به دین توجه میکرد...
قبل از اینکه شیخ را بالای دار ببرند ترور شخصیتی شده بود؛ یعنی شخصی که بالای دار رفت شیخ مجتهد نیست، بلکه شیخ مستبد است. اول به مردم القا کردند که فردی مستبد بود و بعد مقدمات اعدام وی را فراهم کردند.
با انضمام تعبیر اصل 57 درخصوص «ولایت مطلقه» به نظرات امام(ره) که از منابع حقوق اساسی کشور است، اعتبار و جایگاه احکام حکومتی مشخص میشود. به این ترتیب علاوه بر اصل پنجاه و هفتم، اصل یکصد و دهم نیز مؤید پذیرش حکم حکومتی و ولایت مطلقه است.
قسمت دوم: به تعبیری دیگر، التزام به ولایتفقیه و یا ضدیت با آن، ناظر به موضوعات مطرح در بندهای پنجگانه پیشین نیست. حال سئوال آن است که پس ضدیت با ولایت فقیه به چه معناست؟ | قسمت اول
حکم حکومتی نه در خلأ انجام میگیرد و نه از خاستگاه مصالح شخصی و یا گروهی صدور مییابد. بر این اساس، نه به معنای "حکومت حکم" است و نه به معنای "حکمی برای حکومت کردن".
مشابه قانون عرضه و تقاضا در برنامههای معنوی و اصول اخلاقی و مکتبهای سیاسی و انقلابی نیز حاکم میباشد و تا در اعماق دل مردم تقاضا و درخواستی نباشد، عرضه آن با شکست روبهرو شده و کاری از پیش نخواهد رفت.
از یک سو ولایت فقیه، مقولهای فقهی است و از سوی دیگر، مقولهای کلامی. حتی ابعادی عرفانی نیز مییابد. در این نوشتار، به دو وجه توأمان کلامی/ اعتقادی و فقهی ولایت فقیه از دیدگاه آیتالله جوادی آملی میپردازیم.
این حکم براساس ذوق و سلیقهی ولیفقیه نیست، بلکه مبتنی بر پایههای فقهی و ارکان اصولی است و باید در مجموعهی احکام شریعت مبنایی برای توجیه و مشروعیت آن وجود داشته باشد.
قسمت اول: درج استفتاء جدید از مقام معظم رهبری، فرصتی مبارک برای بازخوانی مسألهای بنیادین در فلسفه و نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران است. | قسمت دوم
با توجه به تأکید رهبری در مورد مسألهی افزایش قدرت در نظام بینالملل، ما در سالهای گذشته توانستهایم جایگاه شایستهای را از لحاظ قدرت ملی بدست بیاوریم که نقش بسیار مهمی را در ثبات نظام و جلوگیری از تهدیدات دشمن علیه کشور دارد.
صاحبنظران موضوع ثبات سیاسی معتقدند که شاید بتوان دهها عامل دیگر را در ایجاد و استمرار ثبات سیاسی ذکر کرد اما تمامی آنها به نحوی به حضور و نقش مردم برمیگردد.
ما از نیروی دفاعیمان برای بازدازندگی و تقویت امنیت و ثبات در منطقه استفاده خواهیم کرد. امنیت در منطقه برای ایران فوقالعاده مهم است.
بسیاری اوقات بهانهی خوبی که برای ناکارآمدیمان در حوزههای مختلف دست و پا میکنیم، نبود بودجه و منابع مالی کافی است. هر چند که این مسئله در نقصان یک مجموعه تأثیرات بسیاری خواهد داشت، اما...
فکر نوشتن از سرزمین نور از سال 1359 در ذهن من افتاد. اولین موجبش این بود که میدیدم هیچ کتاب داستانی ارزشمندی در مورد زندگی پیامبر(ص) برای نوجوانان ما منتشر نشده است.
دو دیدگاه را باید درباره این رمان مطرح کنم. یکی از منظر کار ادبیات داستانی و یکی هم ارزشهای رسانهای. چرا که این برنامه برای اولینبار و پیش از اینکه به شکل یک اثر مکتوب عرضه شود، از رادیو و تحت برنامه «از سرزمین نور» تولید و پخش شد.
فرسودگی تجهیزات، عدم توجه به فعالیتهای تحقیقاتی در واحدهای صنعتی، استفاده از لوازم خانگی با کارایی کم و فرهنگ ناصحیح استفاده از انرژی از عوامل مهم مصرف غیرمنطقی انرژی در کشور هستند.
در یکی از دیدارهایی که با او داشتم، نظر ایشان را در مورد جمهوری اسلامی ایران جویا شدم که فرمودند: «جمهوری اسلامی ایران منادی ارزشهای اسلام است و دفاع و حمایت از آن بر همهی مسلمانان واجب است.»
در اختلافی که بین بنیصدر و مرحوم آیتالله بهشتی پیش آمده بود، مرحوم بهشتی به حجت استناد میکرد و بنیصدر از روشهای روانشناسی و بازیهای سیاسی استفاده میکرد. «و یجادل الَّذین کفروا بالباطل لیدحضوا به الحقّ»
در دنیا حدود صد و بیست میلیون نفر به زبان فارسی تکلم میکنند ولی برای همین جمعیت اندک با ایجاد حدود صد شبکه ماهوارهای تلویزیونی و دهها کانال رادیویی، به اندازه چند میلیارد نفر سرمایهگذاری رسانهای شده است.
رهبر معظم انقلاب در برابر تخریبها و شیطنتها با تمام وجود سعی کردند که آگاهسازی کنند و مخالفان را اقناع کنند. حتی برخی مخالفان را در مراحل اولیه مورد تفقد و دلجویی قرار دادند تا بلکه بر ایشان تأثیر بگذارند.
اما بالاخره بسیاری آمدند و معترف شدند؛ خصوصاً و جلوتر از همه صهیونیستها که بعد از خطبههای حضرت آقا گفتند این نظام باقی میماند.
رهبری دست دشمن را رو کردند. چیزی که فقدانش در بخش بخش تاریخ معاصر ما کاملاً مشهود است. یعنی در آن لحظهی آخر و در آن دقیقهی نود که باید ملت روشن میشدند و درست تصمیم میگرفتند...
آقای آخوندی از ستاد آقای موسوی خطاب به رهبر انقلاب گفتند که «ما میدانیم اگر تمام صندوقها را بازشماری کنید، تخلف عمدهای به دست نمیآید.»
چه میشود که عدهای هنجارشکن در ظهر عاشورای حسینی حرمت مقدسترین شعائر شیعیان را لگدمال میکنند؟ آن جوانی که حسین (ع) را قهرمان دنیای عرب و نامرتبط با فرهنگ خود میپندارد، در کدامین بستر فکری تربیت یافته است؟
اعتماد عمومی مردم به نظام سیاسی جمهوری اسلامی علیرغم حوادث تلخ پس از انتخابات دهم ریاستجمهوری همچنان پابرجاست و ملت ایران توانسته با پیوند مستحکم با رهبری دینی، فتنه را پشت سر بگذارد.
در ایران اسلامی ترکیب دو ویژگی خاص، یعنی ولایت و جمهوریت در دورههای مختلف انقلاب و جنگ معجزههایی آفرید که هیچ تحلیلگری قدرت فهم کامل آن را نیافت.
بعضیها میگفتند که ما باید برویم در کنار صدام و علیه آمریکا بجنگیم، حتی در مجلس بعضیها هم این صحبتها را عنوان میکردند. اما رهبر انقلاب هم تجاوز عراق به کویت و هم حملهی آمریکاییها به عراق را محکوم کردند.
اگر شما با من بیعت نمودهاید و پیمان بستهاید تا دیر نشده است از شکستن آن دست بردارید و اگر با بیمیلی پیمان بستهاید که برای من این حق را باقی گذاشتهاید تا از شما بپرسم چرا اگر در باطن بیمیل بودید با اکراه بیعت نمودید؟
آیا به من نمیگویید که شما در چه چیز حق داشتهاید که من شما را از آن باز داشتهام؟اما دربارهی آنچه یادآوری نمودید که چرا در قسمت کردن بیتالمال بالسویه رفتار نمودم، در این امر هم به رأی خود و هوای نفس حکم نکردم...
انسانهای با مسلک که در راه عقیده و مسلک خود فعالیت میکنند، گروههایی را به سوی خود میکشند، در دلهایی به عنوان محبوب و مراد جای میگیرند و گروههایی را هم از خود دفع میکنند و میرانند.
پاسخی که امام راحل به پرسشی مبنی بر اینکه ولایت برای فقیه در چه شرایطی است، میفرمایند که فقیه در جمیع صور، ولایت دارد و در زمان حاضر، لازمه تحقق چنین ولایتی برای فقیه، رأی مردم است که از آن به بیعت هم تعبیر میشود.
کشورهای عربی نیز پس از این جنایت باید از موضع انفعال خارج شوند و تا شکست کامل محاصره غزه تلاش کنند و خود را از این موضع ذلت خارج کنند... تجهیز و ارسال چند کشتی دیگر را به عنوان حداقل کار ممکن انجام دهند.
در طول سالهای گذشته جریان استکبار کوشیده تا مسأله فلسطین را مسألهای خاص جلوه دهد که یا به خود فلسطینیها مربوط میشود و یا حداکثر اسلامی به حساب میآید که با تسلیم سران کشورهای اسلامی خاتمه خواهد یافت.
ترس و دلهرهای ایجاد کنند که کشورها نتوانند کاروان دیگری برای ارسال کمک به مردم غزه راه بیاندازند و یا اینکه تلاش کنند با محور قرار دادن اعراب، حکام عرب و کارشناسان آنها در گزارشهای خبری خود، این مسأله را همچنان عربی جلوه دهند.
نوید پیروزی نزدیک ملت فلسطین در دیدار گروههای مجاهد فلسطینی با ایشان در اواخر سال گذشته نیز بهطور جدی مطرح شد. توجه به ماجرای کاروان آزادی و شکست بزرگی که برای اسرائیل درپی داشت.
تأکید چندباره رهبر انقلاب بر بیداری جهانیان، اهمیت افکار عمومی و لزوم ادامه و تکرار چندباره حرکاتی مانند کاروانهای امدادی به طرق مختلف، دقیقا نکته حساسی است که پیشتر کابوس صهیونیستها بوده و امروز به حقیقت تبدیل شده است.
آنها زوال خودشان را در آیندهای نزدیک میبینند و اینگونه پنداشتند که اگر این قضیه ادامه پیدا کند، حتی اگر افراد این کاروان صلح را بدون درگیری بازداشت کنند، این روند ادامه خواهد داشت.
برخی به اشتباه سرچشمه توفیقات نهضت امام خمینی را قدرت کاریزمای وی میپنداشتند. چنین ادعایی مستلزم آن بود که همه چیز در جمهوری اسلامی پس از رحلت امام به پایان برسد اما...
به لحاظ ماهیت رانتگونهی درآمدهای نفتی، برخی فعالان اقتصادی به جای اینکه در چرخهی تولید قرار بگیرند، در صددند تا در چرخهی توزیع رانتهای نفتی قرار بگیرند تا از این طریق رشد کنند.
این شعارها به عنوان گامی در بسترسازی برای تحقق اهداف سند چشمانداز هستند که باید همواره و در همهی سالها به آنها توجه نمود و برای دستیابی به آنها همت کرد و کوشید.
هجده سال پیش آمدیم اینجا و گفتیم: ما نویسندههای دفاع مقدسیم. تازه کاریم و تیراژ کتابهایمان سه هزارتایی میشود. او گفت تیراژتان را ببرید بالا. روی صد هزار تا امروز که فرمود تیراژ را به یک میلیون برسانید... دیدم آقا رفته و ما ماندهایم...
اغلب عوامل آموزش و پرورش کنونی کشور بهگونهای طراحی شده که یک انسان مطلوب غرب را طراحی و تولید کند، در حالی است که باید عوامل بهگونهای در کنار هم چیده شوند که برونداد آن انسان مطلوب اسلام باشد.
هدف آموزش در گذشته، خواندن و باسواد شدن بود، در حالی که هدف این آموزش باید عمل کردن و زیستن صحیح باشد. مهمترین مشکل آموزش و پرورش، عدم روزآمدی و ناتوانی در پاسخگویی به نیازهای واقعی کشور است.
معلم خلاق به تغییر مثبت علاقه دارد و از این رو به دنبال یافتن شیوههای نوین تدریس و محتوای نوین است و برای دستیابی به اطلاعات روز و آشنایی با روشهای ابداعی پژوهش و جستوجو میکند.
یک وقت یک خارجی آمده بود کرج، با یک دهاتی روبرو شد. این دهاتی خیلی جوابهای نغز و پختهای به او میداد. هر سؤالی که میکرد خیلی عالی جواب میداد. بعد او گفت که تو اینها را از کجا میدانی؟ گفت: «ما چون سواد نداریم فکر میکنیم»
تعبیر «نقش تربیتی معلم» که در امتداد طرح تعمیم فعالیتهای پرورشی مطرح است، مفهوم تلفیق را نیز بههمراه دارد. یعنی معلم در همان ساعاتی که به فعالیت آموزشی اشتغال دارد، نقش تربیتی نیز ایفا میکند.
عدهای فقط آثار استاد مطهری را میخوانند و حفظ میکنند و مثلاً در مسابقات یا کلاسهای مربوط شرکت میکنند. خواندن آثار استاد مطهری مقدمهی خوبی است، اما اگر پایان کار باشد...
رهبر انقلاب فرمایشی داشتند مبنی بر اینکه ما باید مطهریهایی برای دههی 80 و 90 داشته باشیم، چرا که نیازهای جامعه روزبهروز نو میشود.
در آثار دینی ما مکرر به این نکته اشاره شده که علم است که به عمل ارزش میدهد و آن را بالا میبرد. اثر و ارزش کاری که با نیروی علم و معرفت صورت گیرد، صدها برابر کاری است که جاهلانه صورت گیرد. علم، افزایشدهنده اثر و ارزش کار است.
آیا آنچه رهبر معظم انقلاب توقع داشتهاند، برآورده شده و به نقطهی مطلوب و مورد انتظار ایشان رسیده یا نه؟! باید این موضوع را مطرح و بررسی نمود و آسیبشناسی کرد.
در کارنامهی سالانهی 10 تا 15 سال گذشته، روزهای تعطیل شدهی متعدد و مکرری مشاهده میشود که این مسئله با شعار همت و کار مضاعف و تلاش باصلابت در سال جاری تناقض دارد.
با توجه به نامگذاری سالهای اخیر، مقدمهی رشد اقتصادی با نوآوری آغاز میشود و با اهداف بالا و تلاش مضاعف، پیگیری میگردد. به تعبیر دیگر، این نامگذاریها یک پازل کامل است که متناسب با بینش جامعه و بخشهای مختلف عنوان میشود.
مسألهی «فتوا» در شبکههای مختلف بینالمللی پخش شد، بهشدت مورد توجه قرار گرفت. حتی برخی رسانههای وابسته به نظام سلطه بهخاطر اینکه این موضع را تحریف کنند، موضوع تقیه در اسلام را مطرح کردند.
بهکارگیری سلاحهای هستهای، نفی و نقض قاعدهی «وزر» را بهصورتی تکرارشونده و انبوه در پی دارد؛ از آن جهت که بهشیوهای گسترده مجموعهای وسیع از انسانها را هدف قرار میدهد. بلکه حتی فراتر از نسلهای فعلی بشر، حملات مرگبار سلاحهای هستهای متوجه نسلهای آینده هم خواهد شد و تباهی آنها بهصورت زایشی برای مجموعهی گستردهای از انسانها در ابعادی فرانسلی پایدار خواهد ماند.
من از رهبر ایران تقاضا دارم که نامهای به تمام رهبران مذهبی جهان بفرستند و از آنها بخواهند که به ایشان بپیوندند و اعلام کنند که استفاده از تسلیحات هستهای غیر اخلاقی است.
این موضوع هم حکم سیاسی است و هم حکم مذهبی. همه در ایران از این حکم اطاعت میکنند. اگر غربیها این پیام را بررسی کنند، به مخالفت ما با بحث سلاحهای کشتار جمعی پی خواهند برد.
نگاهی به تراکم برنامههای کاری رهبر انقلاب در روزهای نخستین سال نو -گذشته از حجم انبوه کارها و برنامههای غیر رسمی و یا غیر رسانهای- بهخوبی نشاندهنده تحقق عینی این شعار است.
رهبری سال جدید را با نام همت مضاعف و کار مضاعف نامگذاری کردند تا اذهان جامعه از بازیهای تعریف شده و نمایشی بیگانگان و از آنچه دشمن برای سست نمودن ارادهی مردم اراده کرده است، به سمت کار و همت بلند گسیل شود.
امسال، سال «همت مضاعف و کار مضاعف» نامیده شد. تجربهی موفق 31 سال انقلاب نشان داده که شعار «ما میتوانیم» یک حقیقت است. پس چرا برای فتح قلههای بلندتر خیز برنداریم؟
قافلهی پیشرفت بشر چنان با شتاب در حال حرکت است که اگر من و شما لحظهای درنگ کنیم و یا خود را مشغول مباحث فرعی کنیم، معلوم نیست این قافله هم ایست کند و منتظر من و شما بماند.
حجتالاسلام حاج شیخ شفیق جرادی از دانشمندان و متفکرین برجستهی معاصر شیعه در لبنان است. وی بهعنوان یکی از مدافعین نظریهی "ولایت فقیه" در مباحث علمی شناخته میشود.
قطعاً کفه ترازو در این جریان به طرف مسئولین سنگینتر است، چراکه باید دست از موضوعات حاشیهای بردارند و با کنار گذاشتن تفکرات گروهی و جناحی، به پیشرفت سریعتر کشور بیاندیشند.
در توصیف شرایط کنونی علوم انسانی در ایران، میتوان گفت اگر این علوم در شرایط بحرانی نباشند، دست کم در وضعیتی هستند که هویتشان بهطور جدی زیر سؤال قرار دارد.
حوزههای علمیه در سه دهه گذشته نتوانستهاند برنامهها و دغدغههای خود را متناسب با تحولهای علوم انسانی در داخل و خارج از کشور محقق کنند؛ بهطوریکه در خود حوزه نیز این صدا بلند است.
اصالت در انسانشناسی قرآنی، خدامحوری است و انسان بهعنوان بنده و عبدی از سوی خداوند مطرح میشود. این همان فرق اصلی چارچوب و ساختار علوم انسانی مورد پذیرش و استفاده در غرب با آن چیزی است.