قاعدهی «سیاق» از مهمترین اصول در روش تفسیر قرآن به قرآن محسوب میشود. «سیاق» یا «بافت آیه»، «فضای معنایی ویژهای است که از قرار گرفتن کلمات و جملات در کنار هم شکل میگیرد و در معنای واژه یا عبارت تأثیر میگذارد.» (روش، گرایش و قواعد تفسیری حضرت آیتالله خامنهای، ص ۱۹۱) این قاعده، به جز در آیهی تطهیر، در تمامی آیات قرآن کاربرد دارد و نقش اصلی در فهم معانی آیات ایفا میکند. علامه طباطبائی (ره) نیز بهطور گسترده از این قاعده تفسیری بهره برده است.
یکی از ویژگیهای تفسیری حضرت آیتالله خامنهای، استفاده از روش «قرآن به قرآن» در تفسیر است. علامه طباطبایی (ره) به عنوان احیاکنندهی این روش تفسیری، معتقد است چگونه ممکن است قرآن که نور و روشنکننده همه مسایل زندگی بشر است، برای روشن شدن خودش (یعنی تفسیر) به چیز دیگری نیاز داشته باشد؟ از این رو تنها روش تفسیری صحیح را، روش تفسیر قرآن به قرآن میدانند؛ چرا که روش تفسیری ائمه (علیهم السلام) نیز همین بوده است. (المیزان، ج۱، ص ۹ تا ۱۲)
یکی از الزامات پایبندی به ظاهر الفاظ قرآن کریم، پرهیز از «تأویلگرایی» و «تفسیر باطنی» است. تفسیر باطنی به این معناست که مفسر تلاش میکند به لایههای عمیق و پنهان آیه دست یابد. این کار در غالب موارد منجر به تأویل آیه بر خلاف ظاهر آن میشود. حضرت آیتالله خامنهای به شدت از تفسیر باطنی آیات پرهیز میکنند و در موارد متعدد، از مفسرانی که از ظاهر لفظ آیه عدول کرده و دست به تأویل زدهاند، انتقاد کرده و آن را تفسیر به رأی میدانند.
یکی از ویژگیهای تفسیری حضرت آیتالله خامنهای، تأکید بر پایبندی به «ظاهر الفاظ قرآن» است. این ویژگی بر مبنای «حجیت ظواهر قرآن» استوار بوده و ایشان، همچون دیگر مفسران و علمای بزرگ، ظاهر آیات را حجت میدانند. همچنین، ایشان بهشدت منتقد کسانی هستند که از رجوع مستقیم به قرآن نهی میکنند.
یکی از چالشهای مهم در تفسیر قرآن بر اساس شأن نزول، این است که حادثه یا مشکلی که آیه برای آن نازل شده است، باعث نمیشود که معنا و مصداق آیه را در همان مصداق زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) منحصر کنیم؛ بلکه آیه یک قاعده کلی را بیان میکند و آن حادثه صرفاً یک نمونه و مصداق از معنای عمومی آیه است.
یکی از ویژگیهای تفسیری حضرت آیتالله خامنهای، «قاعدهسازی» از آیات قرآن کریم است. این رویکرد، برآمده از این باور است که «قرآن کتاب زندگی است.» ایشان معتقدند «اگر آحاد بشر قواعد زندگی را با قرآن تطبیق بکنند، سعادت دنیا و آخرت نصیب آنها خواهد شد... مشکل ما این است که ما زندگی را با قواعد قرآن تطبیق نمیکنیم.» به همین دلیل در روش تفسیری خود، از آیات قرآن قاعده کلی استخراج میکنند که بر تمام زمانها قابل تطبیق است.
آن کریم به صورت تدریجی و در طول ۲۳ سال نازل شده است. برخی آیات به مناسبت حادثه یا مشکلی نازل میشدند. این مناسبتها، حوادث و مشکلاتی را که باعث نزول آیه میشد، سبب نزول یا شأن نزول مینامند. (التمهید، ج۱، ص۲۴۱) مفسران معتقدند چون آیات قرآن ناظر به حل آن مشکلات نازل شده است، میتواند قرینه مهمی در فهم آیه باشد. ویژگی تفسیری حضرت آیتالله خامنهای این است که در مواجهه با شأن نزول، نگاه نسبی دارند؛ نه آنها را بهطور کامل میپذیرند و نه به طور کامل رد میکنند.
یکی از آسیبهای برخی مفسران این است که برخی مفردات بنیادی قرآن را در مصداق خاص آن منحصر میکنند. حضرت آیتالله خامنهای این دیدگاه را نقد میکنند و بر تعمیم معانی مفردات و مفاهیم قرآن بر مصادیق و نمونههای متعدد چه در زمان نزول قرآن و چه در عصر حاضر تأکید میکنند. این ویژگی تفسیری، یکی دیگر از دلایل جامعیت قرآن است و آن را اثبات میکند.
یکی از امتیازات روشی تفسیر حضرت آیتالله خامنهای، توجه ویژه به مفردات قرآن است. اساساً نگاه ایشان به مفردات قرآن چیزی فراتر از یک لغت است. از منظر ایشان لغات قرآن، مفاهیمی بنیادی و تمدنساز هستند؛ به همین دلیل در موارد متعددی به بازپژوهی مفاهیم بنیادی مانند ولایت، تقوا، جهاد، انفاق، صبر، مغفرت و... پرداختهاند.
نوآوری در فهم قرآن کریم نباید با روش فقاهتی و اجتهادی در تضاد باشد؛ بلکه باید کاملاً به آن وفادار بماند. همچنین نوآوری در روشمندی، به معنای تغییر معارف متون دینی نیست؛ بلکه منظور از آن تغییر نوع فهم از قرآن و حدیث است، به گونهای که با زمان معاصر متناسب باشد.
ایشان بیان میکنند که تفسیر قرآن باید با مراجعه به تمام منابع فهم قرآن باشد و مفسر باید تمامی توان خود را برای کشف منظور و مقصود خداوند از آیات به کار گیرد. همچنین، مفسر باید به علوم زیادی تسلط داشته باشد و علاوه بر این، شرایط دیگری مانند فکر روشن، آشنایی با زمان و مکان و شناخت دشمن را نیز برای یک مفسر لازم میدانند.
شخصیت تفسیری حضرت آیتالله خامنهای ریشه در تربیت قرآنی از دروران کودکی و نوجوانی دارد. حضرت آیتالله خامنهای اولینبار توسط مادر با شرح قرآن آشنا شدند. مادر ایشان، در میان آیات قرآن، بیشتر به شرح زندگی پیامبران میپرداخت. ایشان در همان دوران کودکی با زندگی حضرت موسی و حضرت ابراهیم آشنا شدند.
با نگاهی به سیر تفسیری رهبر انقلاب در قبل از انقلاب در مشهد و بعد از انقلاب در دوران ریاست جمهوری و سپس در دوران رهبری، به حق میتوان از ایشان به عنوان یک مفسر بزرگ نام برد.
یکی از سنّتهای حاکم بر جهان «عزّت جبههی حق» است. عزّت به معناى حالت برترى و رجحان و پدید آمدن آن وضعیّتى است در کسى که بر او غلبه نکنند. عزّت به معنای ساخت مستحکم درونی یک فرد یا یک جامعه است که او را در مقابلهی با دشمن، دارای اقتدار میکند.
امام سجّاد علیهالسلام، در برابر ستمهای دیگران، از خداوند درخواست پاداش میکند. ایشان دو پاداش «بخشش» و «رحمت الهی» را به عنوان عوض ستمهای ظالمان، از خداوند طلب میکند؛ چرا که برخورداری از این دو پاداش، ناخوشایندیها را ناچیز و مصیبتها را آسان میسازد.
این قانون الهی است هر چیزی که به قدرت خداوند متصل شد، به معجزهای بزرگ تبدیل میشود؛ خواه مانند دوران انقلاب، مُشتی باشد در برابر توپ و تانک یا مانند دوران جنگ تحمیلی، سلاحی باشد در برابر موشک دشمن و خواه موشکی باشد در برابر گنبد آهنین! این همان سخن قرآن کریم است که میفرماید: «وَ مَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لٰکِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ»...
با وجود لطافتها و دقتهای معنایی در حالات مختلف، این آیه یک پیام تربیتی مهمی را تأکید میکند و آن: «اهمیت عدالت اجتماعی» است. درباره عدالت اجتماعی چند نکته مهم وجود دارد. اول اینکه «عدالت، همه جا به معنای «برابری» نیست...
براى رفع فقر در جامعه، براى پر کردن خلأهاى مالى در جامعه، براى شریک کردن همهى آحاد مردم در ادارهى جامعه، بهترین راه و موفقترین وسائل، همان وسیله و راهى است که اسلام معین کرده؛ یعنى اینکه کسانى که تمکن دارند، به هر اندازهاى که تمکن دارند، به مخارج عمومى، به مصارف عمومى کمک کنند که یکى از آنها کمک به فقراست...
حضرت آیتالله خامنهای در واژهپژوهی مفردات قرآن، دارای روش خاصی هستند. هر چند بررسی این روش در این یادداشت نمیگنجد؛ اما به طور خلاصه باید گفت ایشان ابتدا به اصل و گوهر معنای واژه توجه میکنند و سپس استعمالات آن را در آیات و روایات متعدد بررسی کرده، سپس بین معنای استعمالی و اصل معنا پیوند برقرار کرده و در نهایت معنای واژه را تبیین میکنند.
اساساً راه رسیدن به آسانی و گشایش از دل سختیها میگذرد. اگر سختیها را به مانند ماشینی تصور کنیم که در حال رفتن به سمت مقصدی است، این ماشین حامل یک کالای ارزشمندی است به نام «آسانی» و آنگاه که ماشین سختی به خط پایان میرسد، کالای آسانی و گشایش را به زمین میگذارد و تقدیم انسان میکند.
با نگاهی اجمالی به بیانات حضرت آیتالله خامنهای در مییابیم که ایشان در سخنرانیهای عمومی خود تقریباً از «تمام سورههای قرآن کریم»، آیاتی را استفاده نمودهاند. ماه مبارک رمضان بهانهای است تا بیشتر با مباحث قرآنی بیانات رهبر انقلاب آشنا شویم.
در حقیقت، امام صادق علیهالسلام با دستور به «احیای امر»، به همه شیعیان فراخوان عمومی «جهاد» دادهاند و این فراخوان درخواست کمک از شیعیان برای تحقق دین الهی است. لذا، در روایتی میفرمایند: «فَأَعِینُونَا عَلَى ذَلِکَ»؛ ما را برای تحقق دین الهی کمک کنید. البته، این درخواست جهاد نه از نوع جهاد نظامی، بلکه از نوع «جهاد روشنگری» است.
در جمهوری اسلامی، نظام ارباب و رعیتی معنا ندارد؛ بلکه همه مردم، خود صاحبان حکومتند. همان چیزی که در روایات تعبیر می کنند به «کُلُّکُمْ رَاعٍ وَ کُلُّکُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ» یعنی «مسؤولیت، مخصوص یک فرد و یک جمع نیست. بار بر دوش همه است؛ گاهی بیشتر و سنگینتر، و گاهی کمتر و سبکتر؛ «کلّکم راع».
یکی از مهمترین موضوعاتی که آیات فراوانی دربارهی آن نازل شده است، مسئلهی روابط جامعه اسلامی با دیگر جوامع اسلامی و نیز با غیر مسلمانان است. در یک نگاه کلی، این وظایف سه دسته هستند: ۱. در برابر جوامع اسلامی دیگر ۲. در برابر غیر مسلمانان حربی ۳. در برابر غیر مسلمانان غیر حربی.
دعا یکی از نیازهای حتمی و اساسی مردم است؛ این با نیازهای مادّی از یک نظر تفاوتی ندارد، از یک نظر بالاتر از نیازهای مادّی مردم است. مردم احتیاج دارند به اینکه بخصوص در مسائل مهم، در قضایا یا حوادث مهم بتوانند این توسّل و این توجّه و این ارتباط با خدا و خواستن از خدا را داشته باشند.
مواسات یعنى به یکدیگر یارى رساندن و دیگران را در دسترنج و حاصل تلاشهاى خود، شریک ساختن. اگر افراد جامعه، دارایِ ثروت، علم و آبرویی هستند، میبایست بهوسیله آنها خلأهاى اجتماعی را پر کنند تا جامعهی اسلامی از قدم برداشتن در مسیر تقرب به خدا عقب نیفتد.
اولین و مهمترین دلیلی که باید به صحیفه سجادیه توجه کنیم، آن را بخوانیم، تدبر کنیم، ترویج کنیم و در تحقق آن بکوشیم، این است که صحیفه سجادیه «جامعهساز» است و اخلاق و معنویت جامعه را که اصلیترین رکن تمدن اسلامی است، تقویت کرده و از انحراف و انحطاط جلوگیری میکند...
روش خداوند در تقویت ایمان انسانها به امور غیبی، نادیدنی و باورناپذیر، ارائهی «نشانهها» است. همانطور که برای ایمان آوردن به «خدا» و «معاد» ما را به نشانههای پیرامونمان متوجه میسازد، برای ایمان آوردن به «قدرت الهی» و «وعدهی پیروزی» ما را به نشانههای پیرامونمان یعنی «ایامالله»ها، متوجه میسازد.
اکنون به برکت خون شهدای اسلام، به ویژه شهادت سپهبد شهید سلیمانی، جوانان زیادی شوق شهادت دارند و همه یک پرسش مهم دارند: «راه شهادت چیست؟» سپهبد شهید سلیمانی خود پاسخ این سؤال را داده است. او به همه مشتاقان شهادت اینگونه میگفت «بدانید تا کسی شهید نبود، شهید نمیشود. شرط شهید شدن، شهید بودن است.»
بزرگترین اجر و برکت خون شهید، این است که آنانی که باقی ماندهاند و در حال مبارزه و مقاومت هستند، از این مسیر خسته نمیشوند، مبارزه و مقاومت را ادامه میدهند و خون شهید را ضایع نمیکنند. «فضل همین شهادتها و به برکت خون شهدا، ملت ما، ملت سربلند و آبرومندی است و ملتها آبرو و عزت را اینگونه باید پیدا کنند.»
مستضعفین به «مؤمنانی» میگویند که در برابر مستکبرین میایستند و با اینکه از طرف آنها مورد ظلم واقع میشوند، در برابر آنها مقاومت میکنند تا به پیروزی نهایی برسند. خداوند جوامع را به دو گروه مستکبر و مستضعف تقسیم میکند و از مستضعفان با عنوان «مؤمنان» یاد میکند...
عمل صالح باید متناسب با زمان باشد. لذا «ممکن است چیزی برای امروز صالح باشد، برای یک روز دیگر نباشد.» با این قید، انسان برای انجام عمل صالح، همیشه باید به خلأهای زمان خود توجه کند و ببیند چه چیزی در این زمان، مورد نیاز است و به همان عمل کند...
| حجتالاسلام هدایتی حضرت فرمودند من گمان نمىکردم تو دعوت جمعیتى را قبول کنى که نیازمندشان از نشستن بر سر آن سفره ممنوع باشد و تنها ثروتمندشان دعوت شود...
حضرت آیتالله خامنهای در سیامین سالروز رحلت امام خمینی فرمودند: «امام حقیقتاً بسیاری از آیات قرآن را با ایستادگی و مقاومت خود معنا کرد.» و در ادامه از جوانان مطالبه کردند که به آیات قرآنی در این زمینه مراجعه کنند. در این یادداشت شاکله مکتب مقاومت براساس آیات قرآن تبیین شده است...
در میان «جهاد»ها، آن جهادی که جامعه اسلامی همیشه با آن مواجه است و دائم در حال مبارزه و جهاد است، آن «جهاد کبیر» است. زیرا جهاد اکبر که جهاد با نفس است، یک مسئلهی عمومی است و همه با آن سر و کار دارند. جهاد اصغر، که جهاد نظامی است نیز همیشگی نیست و در بسیاری زمانها وجود ندارد.
مترجمان صبر را سه گونه ترجمه کردهاند: ۱. صبر (بدون معادل) ۲. شکیبایی ۳. استقامت. تقریباً تمام استعمالات واژه صبر درباره مسائل اجتماعی، جهاد، مهاجرت و مبارزه با دشمنان است و موارد اندکی مربوط به امور فردی میباشد. لذا معنای «استقامت» با عرصههای اجتماعی، مبارزه با دشمنان و جهاد نیز سازگارتر است.
تقوا اختصاص به انسانهای مؤمن ندارد مهمتر از آن مسیر رسیدن به ایمان و هدایت قرآن است. بر این اساس انسانهای بیایمان نیز میتوانند تقوا داشته باشند و همین تقوا و پرهیزمندی، باعث میشود، مورد هدایت قرآن واقع شوند و تبدیل به انسان مؤمن شوند.
یکی از تفاوتهای معنایی در ترجمه آیه ۷ سوره حمد ترجمه «غیر» در عبارت «غیرالمغضوب علیهم» است. بنابر یک نظر معنای آیه این میشود که خدا انسانها را سه گونه آفریده است: ۱. اهل نعمت ۲. مورد غضب ۳. گمراه. اما بر اساس نظر دیگر معنای آیه این میشود که انسانها سه گونه نیستند...
امام درصدد براندازی ضلع سوم حکومت غاصبان -یعنی علم- بودند. آنها با تکیه بر قدرت علم، قدرت سیاسی خود را تثبیت مینمودند. به همین دلیل امام صادق (ع) یک مجاهد علمی و خستگیناپذیر بودند تا این ضلع قدرت را از دست حکومت خارج کنند.
لطفا به منظور مشاهده بهتر سایت و مرور ایمن در اینترنت ، مرورگر خود را به نسخه بالاتر ارتقاء دهید
یا از دیگر مرورگرها استفاده کنید.