keyword/content
1399/11/29
1396/10/19
1396/06/21
1396/03/31
1396/03/17
1396/03/17
1396/03/17
1396/02/17
1396/01/30
1396/01/01
1394/07/22
1393/02/10
1392/10/19
1392/08/29
1392/01/01
1392/01/01
1392/01/01
1391/07/19
1391/06/02
1391/06/02
1391/03/24
1391/01/01
1390/11/14
1390/11/14
1390/10/14
1390/07/27
1390/06/26
1390/06/06
1390/05/16
1390/04/13
1390/03/08
1390/03/01
1389/12/19
1389/07/27
1388/07/02
1388/06/14
1387/06/02
1386/07/21
1386/06/04
1386/04/09
1386/03/08
1385/11/28
1385/08/18
1385/06/06
1385/03/29
1384/02/11
1383/09/11
1383/04/17
1383/02/12
1383/01/02
1382/11/24
1382/09/17
1382/06/05
1382/05/15
1382/01/22
1381/06/04
1381/04/05
1380/08/20
1380/06/05
1380/03/14
1380/02/11
1380/01/01
1379/11/27
1379/11/27
1378/12/23
1378/11/04
1378/04/10
1378/01/16
1377/12/04
1377/07/15
1377/06/12
1377/06/02
1376/09/13
1373/01/24
1373/01/24
1373/01/01
1370/12/14
1370/12/12
1370/12/12
1370/11/18
1370/09/12
1369/11/09
1369/05/07
1369/03/02
1369/01/10
1368/04/04

دستاوردهای انقلاب، چیز کمی نیست؛ ما این دستاوردها را باید بشناسیم و بدانیم. البتّه ما هرگز پنهان نکردیم، باز هم پنهان نمیکنیم که در بخشهایی هم عقب‌ماندگی داریم؛ عقب‌ماندگی‌هایی که به هیچ وجه قابل قبول نیست. در این عقب‌ماندگی‌ها مقصّر خود ما هستیم، خود ما مسئولین مقصّریم؛ مردم هم در یک بخشهایی ممکن است دخالت داشته باشند. این عقب‌ماندگی‌ها باید جبران بشود؛ این به خاطر انقلابی عمل نکردن ما است. ما هر جا انقلابی عمل کردیم، عقب‌ماندگی نداشتیم، هر جا از انقلاب کوتاه آمدیم، یک حرکت غیر انقلابی و حرکت ناشی از کسالت و بی‌توجّهی انجام دادیم، عقب‌ماندگی به وجود آمد؛ که در درجه‌ی اوّل، مسئله‌ی معیشت طبقات فقیر است، ما در این زمینه عقب‌ماندگی داریم و اختلاف و شکاف طبقاتی هست. البتّه این را هم بگویم، در همین زمینه‌ای که ما عقب‌ماندگی داریم، در مقایسه‌ی با قبل انقلاب بمراتب جلو هستیم. اینکه کسی خیال کند که وضع قبل از انقلاب مثل وضع امروز بود، اصلاً این جور نیست.

یک خطابی [هم] دارم من به مسئولان حکومتی خودمان -که البتّه این، شامل خود حقیر هم میشود- و عناصر سیاسی، عناصری که در کار سیاست فعّالند، فکر میکنند، مینویسند، میگویند، اقدام میکنند؛ هم به اینها، هم به مسئولین حکومتی: اوّلاً ما از دشمن خارجی گفتیم، اینهایی که گفتیم تحلیل نبود، واقعی بود، خبر بود، اطّلاع بود؛ دشمن خارجی هست، امّا این موجب نشود که از ضعفهای خودمان غافل بشویم. ما هم ضعف داریم، ما هم یک جاهایی اشکال و نارسایی و نابسامانی در کارمان هست؛ این‌جوری نیست که ما هیچ اشکالی نداریم، هیچ مشکلی در کار ماها نیست، فقط دشمن خارجی است که دارد [مشکل ایجاد میکند]؛ نه، مگس روی زخم می‌نشیند؛ زخم را خوب کنید، زخم را نگذارید به وجود بیاید. ما اگر مشکل داخلی نداشته باشیم، نه این شبکه‌ها میتوانند اثر بگذارند، نه آمریکا میتواند هیچ غلطی بکند. ما مشکلاتمان را باید خودمان حل کنیم؛ مشکلات داخلی را باید حل کنیم، ضعفهایمان را باید حل کنیم؛ ما ضعف داریم. دفاع از حقوق مظلومین وظیفه‌ی همه‌ی ما است؛ بخصوص [دفاع از] ضعفا و از حقوق ملّت وظیفه‌ی ما است، بخصوص [دفاع از] طبقات ضعیف ملّت؛ همه بایستی مراقب باشیم.

متأسّفانه دنیا، دنیای ظلم است؛ جمهوری اسلامی این افتخار را برای خودش باید حفظ کند که علناً و صریحاً علیه ظلم حرف بزند؛ چه این ظلم در مناطق اشغال‌‌‌شده‌ی به‌وسیله‌ی صهیونیست‌ها باشد، چه در کشور یمن و بمباران مردم یمن باشد، چه در بحرین باشد، چه در میانمار و چه در هر نقطه‌ی دیگری؛ باید نسبت به اینها جمهوری اسلامی موضع شجاعانه و صریح خودش را اتّخاذ کند.

برادران و خواهران! ما در روزهای پایانی ماه رمضان هستیم. از این ریاضت یک‌ماهه و لطافت و رقّتی که برای شما به‌طور طبیعی بر اثر روزه، بر اثر دعا و عبادت حاصل شده، حدّاکثر استفاده را بکنید. تحکیم رابطه‌ی با پروردگار، کمک‌کننده است، گره‌گشا است. این مطالبی که در اینجا ذکر شد، بخشهای کوچکی از مشکلات ما و مشکلات کشور ما و مشکلات انقلاب ما و نظام ما است. خیلی مشکلات در بخشهای گوناگون وجود دارد که باید برطرف بشود با همّت من و شما، با تلاش من و شما؛ ارتباط ما با خدا به ما قدرت میدهد، به ما امید میدهد، به ما دل‌خوشی میدهد. علاوه بر اینکه همه‌ی این بحثهای دنیایی، مقدّمه است؛ مقدّمه است برای تعالی روحی، برای عروج؛ قدر بدانید ماه رمضان را.

نگاه دانشجو به مسائل کشور. بنده این نگاه نقّادانه‌ای را که [اینجا] دانشجویان داشتند صددرصد تأیید میکنم. [البتّه] ممکن است بعضی نقدها را وارد ندانم؛ چه آنچه مربوط به دستگاه‌های قوّه‌ی مجریّه است، چه آنچه مربوط به قوّه‌ی قضائیّه است، چه آنچه مربوط به دفتر رهبری است. ممکن است بعضی‌ وارد باشد، بعضی‌ وارد نباشد، لکن نفْس این نگاه نقّادانه را من صددرصد تأیید میکنم. من میگویم این نگاه نقّادانه و دغدغه­‌مند، از دانشجو و محیط دانشگاه نباید گرفته بشود. هم نقّادانه، هم آرمان‌گرایانه؛ باید دنبال آرمانها باشند. روی کاستی‌ها و کژی‌ها علامت سؤال بگذارند؛ دانشجو باید کاستی‌ها را ببیند، کجی‌ها را ببیند، عیوب را ببیند و سؤال کند. حالا ممکن است طرف، برای جواب ندادن به این سؤال یک عذر موجّهی داشته باشد، لکن این موجب نمیشود که شما سؤال نکنید؛ شما سؤال کنید. روحیّه‌ی سؤال کردن، امربه­‌معروف، نهی­‌ازمنکر، مطالبه‌ی جدّی آرمانها و ارزشها در دانشجو، روحیّه‌ی قابل قبول است.

مجموع دستاوردها و موفّقیّتهایی که بعضی‌شان واقعاً بی‌نظیرند، همیشه در مدّنظرتان باشد؛ یعنی احساس سرافرازی کنید به‌­خاطر انقلاب. ببینید عزیزان من! امروز سیاستهای بزرگ­ترین قدرتهای دنیا، در منطقه‌ی غرب آسیا به گِل نشسته، پیش نرفته؛ خود آنها میگویند به‌­خاطر اعمال نفوذ و اقتدار جمهوری اسلامی است؛ این خیلی مهم است. بنا بود هر بلائی که میخواهند سر عراق یا سر سوریه یا فلان ­[کشور] دربیاورند و نتوانستند. خب این خیلی مهم است؛ این همان چیزی است که شما میخواستید؛ این همان چیزی است که انقلاب میخواست. خواسته‌ی انقلاب تحقّق پیدا کرد، خواسته‌ی آمریکا و همراهان آمریکا -نه­‌فقط آمریکا- تحقّق پیدا نکرد. این یک نمونه است و ازاین­‌قبیل پیروزی‌های زیاد، توانایی‌های زیاد، پیشرفتهای زیاد هست؛ اینها را هیچ‌­وقت از یاد نبرید. یکی از شگردهای دشمن این است که بگوید شما نمیتوانید، شما شکست خوردید، از شما کار برنمی‌آید، تمام شدید، رفتید؛ این یکی از شگردهای دشمن است. این شگرد را به‌هیچ‌وجه نپذیرید. البتّه در داخل هم کسانی هستند که همان خواسته‌ی دشمن را با صدای بلند در اینجا بیان میکنند، به زبان می‌آورند؛ هستند کسانی ازاین‌قبیل که همان چیزی را که دشمن میخواهد در ذهنیّت جامعه به وجود بیاید، همان را اینجا با صدای بلند در روزنامه، در غیر روزنامه و در فضای مجازی -حالا که فضای مجازی هم هست- بیان میکنند. من عرض میکنم که بنابراین، من آن دغدغه داشتن، آن هشداردهی، آن طلبکارانه در مسائل و مشکلات نظام و نواقص وارد شدن را صددرصد تأیید میکنم.

این را البتّه در حاشیه‌ عرض میکنم که نوع برخورد با مشکلات درون نظام، باید علاج‌جویانه و طبیبانه باشد. طبیب، گاهی اوقات به مریض خودش هم ممکن است تشر بزند، یک حرف تلخی هم بزند، امّا مقصودش معالجه‌ی او است. در مقابله‌ی با دشمن، نوع برخورد باید قاطع و صریح و طبق برخورد خود او -که خصمانه است- خصمانه باشد؛ امّا در داخل و با نظام، نه؛ دلسوزانه، علاج‌جویانه و مانند اینها. البتّه شما در برخورد با دشمن خارجی در حرف زدن و در موضع گرفتن و مانند اینها آزادید. حالا البتّه در زمینه‌های دیپلماسی یک رنگ‌وروغن‌های دیپلماسی لازم است، آن به عهده‌ی دیپلمات‌ها، آنها هرکار خواستند [بکنند] و بروند هرجور میخواهند رنگ‌وروغن بزنند؛ [امّا] شما به‌عنوان دانشجو، به‌عنوان مجموعه‌های دانشجویی، حرفتان را صریح و قاطع و با صدای بلند بیان کنید.

این را توجّه داشته باشید، گزارشهایی که به من میرسد نشان میدهد که یک جریانی -این را من «جریان» احساس میکنم- در کشور سعی میکند آموزش‌وپرورش را از چشمها بیندازد؛ ارزش آموزش‌وپرورش را و اعتماد به آموزش‌وپرورش را در دلها از بین ببرد؛ مقاصدی دارند. این [جریان] از بیرون هم هدایت میشود. حالا بعضی‌ها لجشان میگیرد؛ تا ما میگوییم دستهای خارجی، میگویند شما مدام به خارجی‌ها حمله میکنید! نه، ما ضعفهای خودمان را می‌بینیم؛ اگر ما قوی باشیم، آن خارجی هیچ غلطی نمیتواند بکند، امّا او از همین ضعفهای ما است که دارد استفاده میکند، برنامه‌ریزی میکند، نقشه میکشد، نفوذ میکند؛ راه‌های مستقیم را کج میکند، معوج میکند.

اقتصاد مقاومتی که ما مطرح کردیم -که یک مجموعه‌ی کار است، یک مجموعه‌ی حرکت و اقدام است- چند نقطه‌ی کلیدی برای امروز و فردای نزدیک ما دارد که همان مسئله‌ی اشتغال است و مسئله‌ی تولید است. بنده به مسئولین هم، از نزدیک، به‌طور خصوصی، به‌طور مشروح، اینها را بیان کردم؛ اینها حرفهای من نیست؛ من که اقتصاددان نیستم؛ این حرف کارشناسان اقتصادی است، این حرف افراد زبده و برجسته‌ای است که در این زمینه فعّالند و به ما مشورت میدهند؛ بنده هم نگاه میکنم سطح کشور را، میبینم این اولویّت است. دشمن راه‌های طمعش را پیدا میکند. ما باید نگاه کنیم ببینیم انگیزه‌ی دشمن چیست، آن نقطه‌ی ضعفی که ممکن است دشمن از آن به ما ضربه بزند کجا است، آن را مسدود کنیم، آن را ببندیم؛ توقّع بنده از مسئولین گوناگون بخشهای مختلف این است. مسئله‌ی اقتصاد ازاین‌جهت جزو مسائل با اولویّت درجه‌ی یک است.
البتّه ما نقطه‌ی قوّت خیلی داریم. نقطه قوّتهای نظام جمهوری اسلامی و ملّت ایران ازلحاظ کیفیّت و کمّیّت، به‌طور مضاعف بیش از نقاط مشکل‌دار و نقاط ضعف است. خیلی نقطه‌های قوّت عجیب و فراوانی در ما هست که همین نقاط قوّت، موجب شده است که کشور و نظام اسلامی با وجود دشمنی‌های عجیب‌و‌غریب که با آن شده است و میشود و خواهد شد، بتواند سربلند و با عزّت بِایستد و در مقابل دشمنان تسلیم نشود.

دشمن در تبلیغات وسیع خود تلاش میکند که کمبود‌های معیشتی و اقتصادی کشور را به نظام اسلامی و به جمهوری اسلامی نسبت بدهد؛ این نقشه‌ی دشمن است. آنها میخواهند این‌جور وانمود بکنند که نظام اسلامی قادر نبوده است و قادر نیست مشکل اقتصادی ملّت ایران را و مشکلات اساسی ملّت ایران را حل کند و گره‌ها را باز کند؛ یک سوءاستفاده‌ی این‌جوری میخواهند بکنند برای کوبیدن نظام اسلامی. این حرف ناشی از بغض و عداوت و کینه‌ی آنها به نظام اسلامی است. این یک حرف خلاف واقع است، خدماتی که نظام اسلامی و جمهوری اسلامی به ایران و ملّت ایران در این مدّت کرده است، یک خدمات برجسته و فوق‌العاده است. اگر وضع ملّت را و وضع کشور را مقایسه کنیم با قبل از دوران اسلامی یعنی در دوران طاغوت، آن‌وقت معلوم میشود که چه خدمات بزرگ و ارزشمندی را نظام اسلامی تقدیم کرده است. بله، ضعفهایی وجود دارد؛ این ضعفها مربوط به مدیریّت ماها است، این مربوط به کمبود‌ها و ناتوانایی‌های مدیرانی است که در بخشهای مختلف مشغول کار بوده‌اند؛ امّا نظام اسلامی توانایی‌هایی را در خود پرورش داده و مدیرانی را تربیت کرده است که توانسته‌اند کارهای بسیار بزرگی را در طول این سی و چند سال برای کشور انجام بدهند؛ آن‌هم درحالی‌که در این سی و چند سال، ملّت از همه طرف در فشار تحریم و فشار اقتصادی دشمنان بوده است.
...
ضعفهایی هم داشته‌ایم که کم نبوده؛ بنده از ضعفهای فعّالیّتهای مسئولین کشور -از جمله خودِ این حقیر- در سطح عموم ملّت ایران و در طول سالها، آگاهم؛ ضعفهای زیادی وجود داشته که این مربوط به مدیریّتهای ما است، مربوط به حرکت عمومی نظام اسلامی نیست. ما هرجا یک مدیریّت انقلابیِ فعّالِ پُرتحرّک داشتیم، کار پیش رفته است؛ هرجا مدیریّتهای ضعیف، بی‌حال، ناامید، غیرانقلابی، و بی‌تحرّک داشتیم؛ کارها یا متوقّف مانده است، یا انحراف پیدا کرده است. این مسئله‌ای است که وجود دارد؛ یک اشکالی و یک ضعفی است که وجود دارد؛ باید مدیرانمان ان‌شاءالله پُرانگیزه‌تر باشند، کارآمدتر باشند، تلاش بیشتری را انجام بدهند، و به حول و قوّه‌ی الهی همین‌جور هم خواهد شد. من به­‌طور قاطع عرض میکنم که اگر مدیریّت در بخشهای مختلف کشور، متدیّن باشد، انقلابی باشد و کارآمد باشد، همه‌ی مشکلات کشور حل خواهد شد؛ ما مشکل غیرقابل حلّی در کشور نداریم. یک نکته این بود که عرض شد.

یکی از چیزهایی که برای نخبه‌های ما پیش می‌آید [مهاجرت است‌]؛ چون همین‌طور که اشاره کردند، جوانهای نخبه‌ی ما در کشورهای مختلف دنیا طلبکار و متقاضی کم ندارند، زیاد دارند، به دلایل مختلف؛ یکی از دلایلش این است که آنجاها جوان کم است، یا جوان بااستعداد کم است، یا جوان بیگانه‌ای که طمعش کم باشد کم است؛ میخواهند جذب کنند. یک تصوّر خیالی از یک رفاه، در این مواقع ذهن انسان را پُر میکند؛ ممکن است خیالی باشد، توهّم باشد، ممکن هم هست واقعی باشد، واقعاً یک رفاهی در انتظار انسان باشد؛ اینجا را ترجیح بدهید. به‌جای اینکه خودتان را در معده‌ی بی‌رحم جوامع بیگانه هضم کنید، در کشور خودتان سازنده و تنظیم‌کننده‌ی مغز و سلسله اعصاب و استخوان‌بندی جامعه‌ی خودتان بشوید. این افتخار دارد؛ این شرف است؛ برای کشورتان کار کنید. میتوانید شما کشورتان را بسازید، میتوانید ضعفهایش را برطرف کنید؛ ما ضعفهای زیادی داریم. من خیلی ستایش میکنم از وضع کشور امّا شاید کمتر کسی به قدر من اطّلاع دارد از ضعفهایی که در کشور وجود دارد. میدانیم خیلی ضعف داریم؛ این ضعفها را باید برطرف کنیم؛ شما باید برطرف کنید. میتوانید شما آن کسی باشید که هندسه‌ی صحیح سلامت این کشور را طرّاحی کنید؛ میتوانید بخشی‌اش را پیش ببرید. وقتی رفتید یک‌جایی، حالا گیرم یک پولی هم گیرتان آمد، امکانات رفاهی هم -فرضاً اگر واقعیّت داشته باشد- گیرتان آمد، امّا شما آنجا در معده‌ی آزمندِ اجتماعهای بیگانه هضم خواهید شد؛ [ولی‌] اینجا میتوانید منشأ اثر باشید.

یک نکته‌ای را مدیر محترم - آقای علی‌آبادی - در صحبتشان گفتند که مورد تأیید من هم هست و به این نکته هم بنده همیشه توجّه کرده‌ام؛ ایشان گفتند که هر جایی که ما به توانایی دست پیدا کنیم، آنجا تحریم از بین میرود؛ راست هم میگویند. تحریم مال آنجایی است که دست شما بسته است. در هر بخشی که شما بتوانید از خودتان تحرّک و پیشرفت نشان بدهید، طرف احساس میکند تحریم یک کار لَغوی است، کار بیهوده‌ای است، کار ابلهانه‌ای است؛ مثال واضح آن همین موادّ اورانیوم غنی شده‌ی بیست درصد است که ما برای این نیروگاه تحقیقاتی تهران نیاز مبرمی داشتیم. ذخیره‌ی کشور داشت تمام میشد، این نیروگاه میخوابید، رادیوداروها که مورد نیاز بود و در اینجا تولید میشد، از دسترس مردم دور میشد؛ مسئولین در تلاش افتادند که بیست درصد را تهیّه کنند. ماجرای بازی درآوردنِ قدرتمندان دنیا - در رأس همه‌شان آمریکا و بعضی قدرتهای دیگر - سر قضیّه‌ی بیست درصد، یک ماجرای شیرینِ طولانیِ شنیدنی است که چه کردند اینها! ما حاضر بودیم این را بخریم، آنها به انواع و اقسام حیَل متشبّث میشدند که اشکال‌تراشی کنند، تا اینکه بالاخره جمهوری اسلامی به این نتیجه رسید که بیست درصد را باید خودش تولید کند، [امّا] آنها باور نمیکردند که این کار تحقّق پیدا کند و باور نمیکردند بعد از آنکه بیست درصد تولید شد، امکان تولید سوخت از آن به‌وجود بیاید؛ یعنی بتوانند میله‌ی سوخت و صفحه‌ی سوخت به‌وجود بیاورند؛ این کار را هم جوانهای جمهوری اسلامی - مثل شماها - دانشمندان جوان، با هوششان، با ابتکارشان، با مدیریّتهای خوب توانستند انجام بدهند. حالا که همه‌ی دنیا فهمیدند و دانستند که جمهوری اسلامی به این فنّاوری دست پیدا کرده و محصول را تولید کرده و میتواند از این محصول استفاده کند، راه افتاده‌اند، این میگوید از ما بخرید، آن میگوید از ما بخرید؛ میگویند حاضریم به شما بفروشیم؛ امّا تولید نکنید؛ دنیا این‌جوری است. فشار دنیا، بداَدایی‌های قدرتهای گوناگون بزرگ و کوچک دنیا در مقابل نظام جمهوری اسلامی و هر نظام مستقلّی، تابع ضعف و قوّت این نظام است؛ هر جا شما ضعیف باشید، بداَدایی آنها بیشتر میشود؛ هر جا شما قوی بودید، توانا بودید، روی پای خودتان توانستید بایستید، آنها مجبور میشوند مؤدّبانه‌تر با شما رفتار بکنند، منطقی‌تر با شما رفتار بکنند؛ این کلید حلّ همه‌ی مشکلات کشور است.

آنچه برای ما مهم است این است كه ما در رفتار خودمان، در گذشته‌ی خودمان تأمّل كنیم و از ضعفهای خودمان و از قوّتهای خودمان درس بگیریم؛ امروز هم همین است. كسی توهّم نكند كه آن كسانی كه در مقابل انقلاب اسلامی با همه‌ی قوا ایستاده بودند، امروز منصرف شده‌اند؛ نه، امروز هم ایستاده‌اند؛ منتها هر دشمنی اگر چنانچه ناچار شد، عقب‌نشینی میكند؛ اگر مجبورشان كردید و وادارشان كردید به عقب‌نشینی، ناچار عقب‌نشینی میكنند؛ امّا از دشمنی منصرف نمیشوند؛ امروز مسئله در دنیا این است. دشمن را باید شناخت، جبهه‌ی دشمن را باید شناخت، لبخند دشمن را نباید جدّی گرفت، نباید فریفته‌ی آن شد، هدف را نباید فراموش كرد؛ هدف جمهوری اسلامی عبارت است از رسیدن به آرمانهای اسلام، یعنی سعادت مادّی و معنوی بشر، یعنی پیشرفت در امور زندگی مادّی و معنوی. این هدف را نباید فراموش كرد، باید دنبال كرد و باید یقین داشت كه با ایمان راسخ، با ادامه‌ی راه، با بصیرت در امور پیرامونی و مسائل جاری، با بصیرت نسبت به دشمن و بصیرت نسبت به میدان عمل و جبهه‌ی مبارزه، پیروزی قطعی است؛ این را بایست توجّه داشت. اینكه بنده مكرّر عرض میكنم افق دید نظام جمهوری اسلامی، افق روشنی است، به‌خاطر این است؛ چون بحمدالله مردم ما، جوانان ما، مرد و زن ما، هم دارای ایمانند، هم دارای بصیرتند، هم دشمن را می‌شناسند، هم اهل كار و اهل عمل و اهل ابتكارند.

ما در زمینه‌ی تصمیم‌گیری‌های اقتصادی و برنامه‌ریزی‌های اقتصادی نقاط ضعفی داشته‌ایم؛ این نقاط ضعف موجب شده است كه دشمن احساس كند با تحریم و امثال آن میتواند رخنه ایجاد كند؛ این فرصتی است برای ما تا این نقاط ضعفمان را بشناسیم، آنها را برطرف كنیم و ان‌شاءالله برطرف خواهیم كرد.

ما که به عملکرد خودمان و برنامه‌ی گذشته و آینده‌ی خودمان نگاه میکنیم، نگاهمان باید واقع‌بینانه باشد؛ ارزیابی ما ارزیابی درستی باشد. بعضی از مردمِ خود ما وقتی به اوضاع کشور نگاه میکنند، فقط ضعفها را می‌بینند؛ گرانی را می‌بینند، افت تولید در برخی از واحدهای تولیدی کشور را می‌بینند، فشارهای دشمنان را می‌بینند. این نگاه، نگاه ناقصی است. بنده نگاه متفاوتی دارم. من وقتی به اوضاع کشور و اوضاع ملتمان نگاه میکنم، یک میدان عظیم پرچالشی را مشاهده میکنم که ملت ایران در این میدان، به رغم دشمنان، سربلند و پیروز ظاهر شده است.
ضعفها هست، مشکلات هست؛ در مجموعه‌ی حوادث و رویدادهای کشور، تلخی‌ها و تلخکامی‌هائی وجود دارد؛ ولی کسانی از قدرتمندان مادی عالم، با همه‌ی وجود تلاش کردند که ملت ایران را فلج کنند؛ این را به زبان آوردند. آن خانم بی‌کفایتی که مسئولیت سیاست خارجی کشور آمریکا را بر عهده داشت، سینه‌اش را سپر کرد و گفت میخواهیم تحریمهائی در مورد جمهوری اسلامی اعمال کنیم که ایران فلج شود! این را صریحاً به زبان آوردند. و حالا عرض خواهم کرد که فعالیتها و اقدامهای آنها چه بود و چه شد و به کجا انجامید. بنابراین از یک طرف، تلاش دشمن است در این عرصه‌ی عظیم و میدان بزرگی که ملت ایران در آن به چالش و مقابله با دشمن سرگرم است؛ از طرف دیگر، وجود دستاوردهای بزرگی است که نشان‌دهنده‌ی ظرفیت و قدرت و هوشمندی این ملت بزرگ است. وقتی انسان این صحنه را ملاحظه میکند، مثل صحنه‌ی هماوردیِ ورزشکاران قدرتمندی است که زحمت و تلاش و کوشش و خستگی در آن هست، اما یک قهرمان، در این میدان موفق میشود، پیروز میشود؛ همه او را تحسین میکنند و آفرین میگویند. این قهرمان در این صحنه‌ی عظیمی که در مقابل چشم ما است، ملت ایران است. هر کس این صحنه را درست ببیند و درست مطالعه کند، به ملت ایران‌ آفرین میگوید؛ همچنان که ما امروز صدای آفرین هوشمندان نکته‌بین دنیا را میشنویم که از میان همان کشورهائی که دشمن و بدخواه ملت ایرانند، نخبگان سیاسی، نخبگان دانشگاهی، افراد دنیا‌دیده و مجرب که اوضاع را زیر نظر دارند، به ملت ایران آفرین میگویند. این عرصه‌ای است که در مقابل چشم ما است. بنابراین نگاه کردن و فقط به ضعفها چشم دوختن، غلط است. باید دید مجموعه‌ی این تلاشها در سطح کشور چگونه انجام میگیرد و به چه سرانجامی منتهی میشود. با این دید وقتی به صحنه نگاه کنیم، باید به ایران و ایرانیِ مسلمان آفرین بگوئیم.

امروز یک شبکه‌ی تبلیغاتیِ بسیار عظیم با هزاران رسانه از انواع گوناگون رسانه‌ها در دنیا مشغول به کار است، برای اینکه اثبات کند که در ملت ایران، در کشور ایران پیشرفتی صورت نمیگیرد؛ پیروزی‌های ملت را انکار کنند؛ اگر ضعفهائی وجود دارد، این ضعفها را بزرگ و عمده کنند و در مقابل چشم همه قرار دهند؛ اما قوّتها و نقاط جوشش را ــ که در سراسر کشور و در هر گوشه و کنار، خود را به انسانهای منصف نشان میدهند ــ از چشمها پنهان کنند.
رئیس جمهور آمریکا در نطق رسمی، از مشکلات اقتصادی ایران حرف میزند؛ مثل اینکه از پیروزی خود دارد صحبت میکند؛ که بله، در ایران پول ملی افت کرده است، مشکلات اقتصادی اینچنین و آنچنان است. البته او به قوّتهای این ملت، به تلاشهای مثبت و سازنده‌ای که در این کشور دارد انجام میگیرد، به پیروزی‌های بزرگ این ملت اشاره‌ای نکرده است و هرگز نخواهد کرد. سی سال است که ما با چنین چالشی مواجه‌ایم ــ که من در ارزیابی این سی سال، بعداً یک کلمه عرض خواهم کرد ــ اما چالشی که ملت ایران با آن مواجه است و دشمنانی ــ هم در عمل و هم در تبلیغات ــ کوشش میکنند مانع بروز و ظهور رشد چشمگیر کشور ایران که در سایه‌ی اسلام زندگی میکند، بشوند، امروز چند برابر است.
سال 91 که گذشت، یکی از سالهای بسیار پر کار برای دشمنان ما در این زمینه بود. آنها گفتند میخواهیم ملت ایران را با تحریمها فلج کنیم. اگر جمهوری اسلامی سر پا باشد، با‌نشاط باشد، رو به پیشرفت باشد، آنها در دنیا بی‌آبرو میشوند؛ لذا اگر میتوانند، باید نگذارند؛ و اگر کار از دستشان خارج شد، لااقل در تبلیغات جور دیگری این مطلب را منعکس و وانمود کنند. اینها این دو کار را امروز با شدت بیشتری انجام میدهند؛ هم ممانعت عملی ــ با فشار، با تهدید، با تحریم و امثال اینها ــ هم با تلاش تبلیغاتی برای کوچک نشان دادن نقطه‌های قوّت، و بزرگ نشان دادن نقطه‌های ضعف.

سال 91 برای ما یک میدان رزمایش بود، یک میدان تمرین بود. به کوری چشم دشمن، ما ملت ایران فلج که نشدیم، در این میدان رزمایش توانستیم از خودمان برجستگی‌هائی را هم نشان دهیم. البته ضعفهای خودمان را هم شناختیم؛ خاصیت رزمایش این است. در یک تمرین رزمی و در یک رزمایش، یک مجموعه‌ی رزمی، هم قوّتهای خود را میشناسد، هم ضعفهای خود را میشناسد و آنها را برطرف میکند. ما ضعفهای خودمان را هم شناختیم. ضعف ما در اقتصاد، که به سختیِ معیشت گروه‌هائی از مردم منتهی شد، عبارت است از وابستگی به نفت ــ که عرض کردم این یکی از ضعفهای ما است ــ بی‌اعتنائی به سیاستهای کلان اقتصادی، و سیاستها و تصمیم‌گیری‌های پی‌در‌پیِ روزمرّه. مسئولین کشور ــ مسولینِ امروز و بخصوص مسئولین آینده که بعد از انتخاباتِ امسال بر سر کار خواهند آمد ــ به این نکته توجه کنند؛ کشور باید سیاست اقتصادیِ کلانِ روشن و مدوّن و برنامه‌ریزی‌شده داشته باشد؛ حوادث گوناگون نتواند تغییر و تبدیلی در آن ایجاد کند.

اگر بخواهیم هدفهای ملت ایران را در یک مفهوم خلاصه کنیم که بتواند تا حدود زیادی خواسته‌های عمومی کشور و ملت را بیان کند و آن را در بر بگیرد، آن مفهوم کلیدی عبارت است از پیشرفت؛ منتها با تعریفی که اسلام برای پیشرفت میکند. پیشرفت در منطق اسلام، متفاوت است با پیشرفت در منطق تمدن مادی غرب. آنها یک بُعدی می‌بینند، آنها با یک جهت - جهت مادی - به پیشرفت نگاه میکنند. پیشرفت در نظر آنها، در درجه‌ی اول و به عنوان مهمترین، عبارت است از پیشرفت در ثروت و پیشرفت در علم و پیشرفت نظامی و پیشرفت فناوری. پیشرفت در منطق غربی اینهاست؛ اما در منطق اسلامی، پیشرفت ابعاد بیشتری دارد: پیشرفت در علم، پیشرفت در اخلاق، پیشرفت در عدالت، پیشرفت در رفاه عمومی، پیشرفت در اقتصاد، پیشرفت در عزت و اعتبار بین‌المللی، پیشرفت در استقلال سیاسی - اینها همه در مفهوم پیشرفت، در اسلام گنجانده شده است - پیشرفت در عبودیت و تقرب به خدای متعال؛ یعنی جنبه‌ی معنوی، جنبه‌ی الهی؛ این هم جزو پیشرفتی است که در اسلام هست و در انقلاب ما هدف نهائی ماست: تقرب به خدا. هم «دنیا» در این پیشرفتی که مورد نظر است، ملحوظ شده است، هم «آخرت». اسلام به ما آموخته است که «لیس منّا من ترک دنیاه لأخرته و لا ءاخرته لدنیاه»؛ دنیا را برای آخرت نباید ترک کرد، همچنان که آخرت را نباید فدای دنیا کرد. در یک روایتی میفرماید: «اعمل لدنیاک کأنّک تعیش ابدا»؛ یعنی برنامه‌ریزی دنیا را فقط برای چند روزه‌ی زندگیِ خودت نکن؛ برای پنجاه سال برنامه‌ریزی کن. این را مسئولان کشور، مسئولان برنامه‌های عمومیِ مردمی باید مورد توجهشان قرار بدهند. نگوئیم ما که معلوم نیست پنجاه سال دیگر زنده باشیم، چرا برنامه‌ریزی کنیم. نخیر، جوری برنامه‌ریزی کن که گوئی بناست تا آخر دنیا زنده باشی؛ همچنان که اگر برای خودت و به نفع خود بخواهی برنامه‌ریزی کنی، با چه جدیت و دقتی میکنی، برای نسلهای آینده هم که تو در آن وقت نیستی، همان جور برنامه‌ریزی کن؛ «اعمل لدنیاک کأنّک تعیش ابدا». نقطه‌ی مقابل هم: «و اعمل لأخرتک کأنّک تموت غدا»؛ برای آخرتت هم جوری عمل کن، مثل اینکه فردا بناست از این دنیا بروی. یعنی هم برای دنیا سنگ تمام بگذار، هم برای آخرت سنگ تمام بگذار. پیشرفت اسلامی، پیشرفت در منطق انقلاب، یعنی این؛ یعنی همه‌جانبه.
هدف، پیشرفت است؛ منتها رصد کردن مرحله به مرحله هم لازم است، که این کارِ نخبگان است. امروز شرائط ما چگونه است، موانع ما چیست، نقاط قوّت ما کدام است، نقاط ضعف ما کدام است، فرصتهامان کدام است، تهدیدها چیست، چه کار باید بکنیم، برای بهره‌مندی از فرصتها و جلوگیری از خطر تهدیدها چگونه برنامه‌ریزی کنیم؛ اینها کارهائی است که باید نخبگان در هر مرحله‌ای انجام دهند؛ هم در برنامه‌ریزی‌ها آن را به کار ببرند، و هم مردم را آگاه کنند؛ چون مردم میخواهند با چشم باز و با بصیرت حرکت کنند، بدانند چه میکنند، بدانند کجا میروند. وقتی اینجور شد، مردم با همه‌ی وجود وارد میدانهای دشوار خواهند شد.
خب، حالا من اگر بخواهم یک قضاوتی بکنم نسبت به این هدفی که گفته شد، قضاوت من قضاوت مثبت است. در طول دوران سی ساله‌ی انقلاب، ما به طور مرتب پیشرفت کرده‌ایم. البته فراز و فرود بوده است، تندی و کندی بوده است، ضعف و قوّت بوده است، اما هرگز پیشرفت کشور و ملت به سوی آن قله‌ی مورد نظر متوقف نشده است. ضعفهائی وجود داشته است؛ باید ملت، مسئولان و نخبگان - نخبگان سیاسی، نخبگان علمی، نخبگان روحانی - تصمیم بگیرند این ضعفها را برطرف کنند.

خب، نقاط قوّتی وجود دارد؛ ضعفهائی هم وجود دارد. در جمع‌‌بندی نقاط قوّت و نقاط ضعف، وقتی ما نگاه میکنیم، ترجیح را به نقاط قوّت میدهیم؛ لیکن این معنایش این نیست که ما ضعفها را نباید برطرف کنیم.

بعضی‌‌ها در روزنامه، در سایت، در تریبونهای گوناگون مطالبی منتشر میکنند؛ اینکه چرا ما در دنیا دشمن‌‌تراشی کردیم که اینقدر با ما دشمنی کنند! به نظر من اینها حرفبافی است. آنچه که گفته میشود، متکی به یک تحلیل درست نیست. نه، دشمنی‌‌ها خیلی طبیعی است. وقتی که امام بزرگوار بود، دشمنی‌‌ها زیاد بود؛ برای خاطر مواضع قاطع امام. هرچه مواضع ما ضعیف‌‌تر شود و عقب‌‌نشینی کنیم، آنها طبعاً چهره‌‌شان بظاهر متبسم‌‌تر میشود. البته جلو می‌‌آیند. یعنی چهره را متبسم میکنند، برای اینکه بتوانند جلو بیایند، مناطق را تصرف کنند و ما را از پیشرفت هدفهامان باز بدارند. هرچه ما در حرکت خودمان جدی‌‌تر و مصمم‌‌تر باشیم، آنها ناراحت میشوند و چهره‌‌شان عبوس میشود. البته تا حالا در این سی و سه سال آنها نتوانستند ما را متوقف کنند، بعد از این هم ان‌‌شاءالله نخواهند توانست. بنابراین خوشبختانه وضعیت کشور اینجوری است. البته گرفتاری‌‌هائی هست، ضعفهائی هست، مشکلاتی هست، که باید به آنها هم توجه کنیم؛ لیکن مجموعاً وقتی انسان نگاه میکند، حرکت کشور، حرکت رو به پیشرفتی است.
به نظر من عمده‌‌ی مشکلات، آن چیزی است که مربوط به معیشت قشرهای متوسط و ضعیف جامعه است. این ناشی از چیست؟ من اینجا نمیخواهم تحلیل کنم. قطعاً یک ضعفهائی وجود دارد؛ آن ضعفها را انسان با خود مدیران در میان میگذارد. هیچ لزومی ندارد که کسانی که دستی به میکروفن و به منبر و به اینها دارند، بنا کنند ضعفها را شمارش کردن؛ چون بیان ضعفها در فضای عمومی، مشکلی را حل نمیکند. اگر ضعفی وجود دارد، باید به خود آن کسی که دارای ضعف است، این را گفت؛ اما آثار و نتائج آن ضعفها خب چرا، مشهود است؛ آنها را انسان میتواند مطرح کند.

امروز از جمله‌ی مسائل مهمی که ما در کشور به آن نیاز داریم، اتحاد است. اتحاد به معنای همسان بودن فکرها نیست. خب، الحمدلله شماها همه در سطوح بالای فکری و علمی هستید؛ اینها برای شما، گفتن ندارد. ما احتیاج داریم به این که به ما تذکر داده شود تا عمل کنیم؛ والّا خیلی از چیزها را میدانیم. امروز باید اتحاد وجود داشته باشد. دوئیت و اختلاف و تفرقه، مظهر ضعف و انحطاط و انهزام یک ملت است؛ باید نگذارید این اتفاق بیفتد. اختلاف نظر هم وجود دارد، ابائی هم از گفتن اختلاف نظر نیست؛ بله، ما در این قضیه با هم اختلاف نظر داریم، اما دستمان توی دست هم است. مثلاً او میگوید این کار باید بشود، من میگویم باید نشود. بالاخره یک مرجعی وجود دارد؛ یا مرجع، قانون است؛ یا مرجع، دستگاه قضائی است؛ یا مرجع، شورای نگهبان است - یا هرچه - آن مرجع هم تعیین تکلیف خواهد کرد؛ اما با هم دست‌به‌یقه نمیشویم. این اتحاد باید وجود داشته باشد. باید در جهت مصالح عالیه‌ی کشور، بین دستگاه‌ها همدلی وجود داشته باشد؛ این باید بروز کند. البته همه هم همین را میگویند. یک وقتی یک نفری با عصبانیت داشت از یک چیزی دفاع میکرد، یک نفر به او گفت آقا حالا چرا عصبانی میشوی؟ با همان عصبانیت داد کشید: من عصبانی نیستم! حالا از اطراف - از دو طرف هم نمیشود گفت - بعضی دائم دم از اتحاد هم میزنند، اما در عین حال باز نشانه‌ها و نمونه‌های تفرق گاهی دیده میشود. من خواهش میکنم به این مسئله توجه کنید؛ هم در درون مجلس بین خود دوستان که در مجلس هستید، هم در بین مجلس و قوای دیگر - قوه‌ی مجریه و قوه‌ی قضائیه - این اتحاد و اتفاق را حفظ کنید و بدانید که این ملت، این کشور، این نظام، این جهتگیری، بشارت داده‌ی به توفیق و پیروزی است؛ این لطف خداست، سنتهای الهی این را اقتضاء میکند.

علت اینکه به مسائل سال 90 و عمدتاً به موفقیتهای ملت ایران در این سال میپردازم، رجزخوانی‌های دشمنان و بدخواهان ما در مقابل ملت عزیز ماست. سران استکبار، تکیه‌دهندگان بر مسندهای زر و زور و همچنین خرده‌ریزهای اینها در منطقه‌ی خود ما، با همه‌ی توان - توان مالی‌شان، توان تبلیغاتی‌شان، توان سیاسی‌شان - سعی میکنند ملت ایران را مرعوب کنند، ملت ایران را مأیوس کنند. هر کسی تبلیغات سیاسی بدخواهان ملت ایران را دنبال کرده باشد، این را درمی‌یابد که تلاشهای عملی، تلاشهای اقتصادی، تلاشهای سیاسی، تهدیدهای امنیتی و نظامی، همه برای این است که این موجود فعال، زنده، پرنشاط و پرهمتِ توانا، یعنی ملت ایران را که در وسط میدان با شجاعتِ تمام ایستاده است و در حال حرکت به جلو است، از پیشروی باز بدارند، او را ناامید کنند، او را از حضور در این عرصه بترسانند. در حقیقت در مقابل شعار «ما میتوانیم» که امام بزرگوار این شعار را به ما تعلیم داد، انقلاب به ما جرأت داد که بگوئیم «میتوانیم»، میخواهند به ملت ایران بقبولانند که شما نمیتوانید؛ با همه‌ی توان در پی این هستند که این هدف را دنبال کنند. سال 90 اوج فعالیتهای آنها بود. و من میخواهم بر روی این نکته تکیه کنم که علی‌رغم آنها، به کوری چشم آنها، ملت ایران در سال 90 با حرکات خود، با پیشرفت خود، با تصمیم‌گیری‌های خود، به همه‌ی دنیا، از جمله به دشمنان، باز هم به طور مکرر فهماند که «ما میتوانیم».

اگر بر روی نقاط مثبت و نقاط قوّت تکیه میکنم، برای این است که ثابت شود ملت ایران این توانائی‌ها را به کار برد و علی‌رغم میل بدخواهان که میخواستند ثابت کنند ملت ایران نمیتواند، ملت ایران ثابت کرد که میتواند. از نقاط ضعف بی‌اطلاع نیستیم، نقاط ضعف هم داریم؛ اما در جمع‌بندی نهائی، نقاط قوّت بسیار بیشتر از نقاط ضعف است.

در این سی و چند سال، زندگی ما تحت تأثیر همین خطوط اساسی قرار گرفته است. ما پیشرفتهائی داشتیم، ضعفها و نقصهائی هم داشتیم. پیشرفتهامان را باید بشناسیم، ضعفهامان را هم باید بشناسیم. اگر ضعفهای خودمان را پنهان کنیم، نشناسیم، تجاهل کنیم، این ضعفها خواهد ماند، نهادینه خواهد شد؛ برطرف نخواهد شد. همه‌ی نقاط قوّت و ضعف را باید بدانیم.
نقاط مثبت و منفی هر دو هست، افت و خیز هست، اما حرکت ادامه داشته است؛ این مهم است. جوانهای عزیز ما بدانند؛ در طول این سی و دو سه سال مواردی شده است که ما ضعف نشان دادیم، این حرکت افت و خیز داشته است. همیشه یک جور نبوده است؛ گاهی سرعت و شتاب، گاهی کمتر، اما حرکت هرگز متوقف نشده است و ما در همان جهت اصلی پیش رفتیم؛ که امروز محصول آن را داریم مشاهده میکنیم.

ما البته ضعفهائی هم داریم؛ این ضعفها را بایستی از بین ببریم. من بعد برمیگردم به این مسئله‌ی تحریم و شرائطی که تحمیل شده است و یک جمله‌ای عرض خواهم کرد. ضعفهای ما خطرهائی است که در سر راه ماست و در این مدت وجود داشته است و باید بعدها جلوی اینها را بگیریم. اولین ضعف ما گرایش به دنیاطلبی بود که گریبان بعضی از ماها را گرفت. بعضی از ما مسئولین دچار دنیاطلبی شدیم، دچار مادیگرائی شدیم؛ برای ما ثروت، تجمل، آرایش، تشریفات و اشرافیگری یواش یواش از قبح افتاد. وقتی ما اینجور شدیم، این سرریز میشود به مردم. میل به اشرافیگری، میل به تجمل، میل به جمع ثروت و استفاده‌ی از ثروت به شکل نامشروع و نامطلوب، به طور طبیعی در خیلی از انسانها هست. وقتی ما خودمان را رها کردیم، ول کردیم، دچار شدیم، این سرریز میشود به مردم؛ در مردم هم این مسئله پیدا میشود.
ما امروز متأسفانه دچار اسراف و مصرف‌زدگی هستیم. من بارها این را عرض کرده‌ام، باز هم عرض میکنم؛ این خطر است در راه ما. مصرف‌زدگی را باید کم کنیم، حرص به متاع و کالای دنیا را باید کم کنیم. تا یک شایعه‌ای درست میشود که فلان چیز کم است، مردم هجوم می‌آورند برای اینکه بیشتر آن را جمع کنند، که نبادا دچار کمبود آن شوند؛ در حالی که آن شی‌ء ممکن است جزو چیزهای لازم زندگی هم نباشد. خب، اگر آن جنس کم هم نیست، همین هجوم مردم آن را کم میکند. ما به این مسئله توجه نمیکنیم. این یکی از ضعفهای ماست؛ ما این ضعف را باید برطرف کنیم.
یکی دیگر از ضعفهای ما این است که ما به موازات علم، به موازات پیشرفتهای علمی، پیشرفت اخلاقی و تزکیه‌ی اخلاقی و نفسی پیدا نکرده‌ایم؛ این عقب‌ماندگی است. البته امروز در مقایسه‌ی با قبل از انقلاب، بمراتب و مراتب بهتر است - در این هیچ شکی نیست - اما باید پیشرفت میکردیم. در علم پیشرفت کردیم، در سیاست پیشرفت کردیم؛ باید در معنویت و در تزکیه‌ی نفس هم پیشرفت میکردیم. در قرآن هر جا تزکیه و تعلیم از زبان پروردگار است، تزکیه مقدم است بر تعلیم؛ آن هم تعلیم کتاب و حکمت - «یزکّیهم و یعلّمهم الکتاب و الحکمة»- فقط یک جا از زبان حضرت ابراهیم، تعلیم مقدم است. بنابراین ما از تزکیه‌ی اخلاقی و نفسی غفلت کردیم.
در عدالت اجتماعی هنوز به نقطه‌ی مورد نظر اسلام - که آرزوی خود ما بوده است - نرسیده‌ایم؛ این هم از نقطه‌ضعفهای ماست. این ضعفها را بایستی جبران کنیم. اینها ضعفهائی است که نمیشود از آنها گذشت. هم مسئولین، هم آحاد مردم باید احساس کنند وظیفه دارند این ضعفها را برطرف کنند. ان‌شاءاللّه باید از خدای متعال کمک بخواهیم و این ضعفها را برطرف کنیم. و البته میشود برطرف کرد؛ اینها بدون تردید برطرف‌کردنی است.
خب، به نظر من کارهائی که باید انجام بگیرد برای اینکه این ضعفها برطرف شود، در درجه‌ی اول این نگاه به آینده است؛ در درجه‌ی اول مسئولیت‌پذیری ماهاست. همه‌ی ما باید احساس مسئولیت کنیم؛ بخصوص مسئولین کشور و خدمتگزاران مردم باید احساس مسئولیت کنند. تقصیرها را گردن هم نیندازیم. اینجور نباشد که اگر یک جا یک نقصی پیدا شد، مجلس بگوید تقصیر دولت است، دولت بگوید تقصیر مجلس است، آن یکی بگوید تقصیر قوه‌ی قضائیه است؛ نه، حدود مشخص است. قانون اساسی خطوط را مشخص کرده است. وظائف همه معلوم است. رهبری مسئولیت دارد، دولت مسئولیت دارد، مجلس مسئولیت دارد، قوه‌ی قضائیه مسئولیت دارد، نیروهای نظامی مسئولیت دارند، دستگاه‌های اجرائی هر کدام مسئولیتهائی دارند؛ به گردن هم نیندازیم. اشکالی به وجود می‌آید، متوجه رهبری است؛ رهبری متواضعانه قبول کند که این اشکال متوجه اوست و سعی کند آن را برطرف کند. این یکی از اساسی‌ترین کارهاست.

در این جلسات، غرض این نیست که ما از صفر تا صدِ یک موضوع را بررسی کنیم - که عملی هم نیست - غرض، باز شدن راه مواجهه‌ی با مسائلی است که برای یک کشور و برای آینده مطرح است. میخواهیم بخصوص از جهات نظری گشایشی بشود، راهی باز شود، تا نخبگان کشور، مغزهای فعال کشور و مجربان در هر رشته‌ای بتوانند سهمی بر عهده بگیرند برای انعقاد یک فکر صحیح، که قاعده‌ی اجرا و عمل و برنامه‌ریزی خواهد شد؛ قصد این است. هم در عرصه‌ی نظری، ما نقاط ضعفی داریم، نقاط قوّتی داریم؛ هم در عرصه‌های کاربردی، نقاط ضعفی داریم، نقاط قوّتی داریم؛ اینها در این جلسات شناخته میشود. با بحثی که صاحب‌نظران و مجربان هر رشته‌ای با تکیه‌ی بر معلومات و دستاوردهای علمی خود میکنند، ما میتوانیم نقاط قوّت خودمان را تشخیص بدهیم و نقاط ضعف خودمان را هم تشخیص بدهیم و درصدد علاج بربیائیم. بخواهیم آن نقاط رخنه‌پذیر یا نقاط سست را ترمیم کنیم، اصلاح کنیم و ضعفها را برطرف کنیم.

آنها به این معنا اعتراف کردند که بسیاری از سیاستهای آمریکا - بخصوص سیاستهای خاورمیانه‌ای آمریکا - به خاطر ایستادگی ملت ایران و جمهوری اسلامی ناکام شده و به نتیجه نرسیده است؛ پیداست عصبانی‌اند. سعی آنها این است که سیاه‌نمائی کنند - این یکی از راه‌هاست - بخصوص امروز که ملتهای منطقه بیدار شده‌اند. هشیاری ملتهای منطقه و بیداری اسلامی آنها، ملت ایران و انقلاب اسلامی در ایران را مطرح کرده است و جلوی آنها قرار داده است. آنها میخواهند الگو گرفته نشود؛ میخواهند ایران و ایرانی و جمهوری اسلامی ایران الگوی آن ملتها نشود؛ لذا سیاه‌نمائی میکنند - بخصوص در چشم آن ملتها - پیشرفتها را کمرنگ میکنند، ضعفها را درشت میکنند.

خطرها را باید شناخت تا در مواجهه با آن حیرت و تردید پیش نیاید و چاره و علاج، شناخته شده باشد.ما با این خطرها پس از پیروزی انقلاب اسلامی روبه‌رو شدیم و آنها را شناختیم و تجربه کردیم و به خواست خدا و رهبری امام خمینی و بصیرت و فداکاری مردممان، از بیشتر آنها بسلامت گذشتیم. البته توطئه‌ها از سوی دشمن و عزم راسخ از سوی ملت ما همچنان ادامه دارد.
من این آسیبها را به دو قسم میکنم: آنها که در درون خود ما ریشه دارد و از ضعفهای ما بر میخیزد، و آنها که دشمن به طور مستقیم آن را برنامه‌ریزی میکند.

آن روز هم من در مجموعه‌ی مسئولین کشور گفتم نقاط قوّت را برای مردم بیان کنید، نقاط ضعف خودتان را هم بیان کنید؛ این مهم است، این تأثیر میگذارد. امروز مثلاً در بین گزارشهای دوستان، من مواردی را دیدم که به نقطه‌ی ضعف اشاره کردند؛ منتها با این بیان که «این کارها باید انجام بگیرد». این «باید» نشان دهنده‌ی نیاز به کاری است که باید بشود و نشده. این را صریح بگوئید. بگوئید این کار را باید میکردیم، تا حالا نتوانستیم بکنیم. کسی بر اساس نتوانستن، کسی را مؤاخذه نخواهد کرد. میگوید خب، در قبال این ده تا کاری که انجام گرفته، این دو تا، سه تا، پنج تا کار هم انجام نگرفته؛ بنا داریم اینها را هم انجام بدهیم. این را بیان کنید، این را صریحاً بگوئید؛ اشکالی ندارد. ترس از این نداشته باشید که فلان منتقدی که احیاناً ممکن است مغرض هم باشد، حرفش با حرف شما تطبیق کند؛ خب بکند، چه اشکالی دارد؟ بگوئید بله، این انتقادی که به ما میکنند، وارد است. این را مطرح کنید، منتها بگوئید ما تصمیم داریم این را برطرف کنیم. بگوئید این کارها را کرده‌ایم، این کارها را هم خواهیم کرد. این توصیه‌ی من است.
البته در برخورد با انتقادهائی که احیاناً در رسانه‌ها و روزنامه‌ها یا بعضی از مراکز قانونی نسبت به دولت انجام میگیرد، دو جور رویکرد میشود داشت: یک رویکردِ توجیه و تبیین کننده است، این خوب است؛ یک رویکردِ مخاصمه است، این خوب نیست. اینجور نباشد که شما بگوئید چون به دولت حمله میکنند، چون انتقاد مغرضانه میکنند، پس ما هم بایستی اینجوری برخورد کنیم؛ نه، تبیین کنید. بله، تبیین کار لازمی است. راه تبیین هم همین است که در جلسات عمومی با مردم، بیان کنید، روشن کنید؛ سؤالات را مطرح کنند، شما جواب بدهید، اینها تبیین میشود؛ در رسانه‌ها هم پخش شود. اگر چنانچه تبیینِ خوب انجام بگیرد، غرض‌ورزیِ غرض‌ورزان به جائی نخواهد رسید.
یک نکته‌ی دیگر هم که ذیل این مسئله‌ی توجه به ضعفها میخواهم عرض بکنم، این است: یکی از ضعفها این است که ما در کارها اولویتها را نبینیم. یکی از آقایان اشاره کردند - که اشاره‌ی درستی است - به این که طرحهای نیمه‌تمام را باید دنبال کنیم. این خیلی خوب است؛ این کار، کار لازمی است؛ من همیشه تأکیدم بر این است؛ منتها مشخص کنید، یک مجموعه‌ی کاری درست کنید، بنشینند واقعاً طرحهای نیمه‌تمام را - حالا یک رقمی هم ذکر کردند که فلان تعداد طرحهای نیمه‌تمام داریم - اولویت‌بندی کنند؛ کدامهایش اولویت‌دار هستند، کدامهایش وعده‌ی بیشتری داده شده یا توقع بیشتری از سوی مردم وجود دارد؛ اینها را مشخص کنید، به آنها بپردازید. این را مقدم کنید بر طرحهای جدید. چقدر خوب است که همه‌ی وعده‌هائی که دولت به مردم داده، عمل بشود. اگر چنانچه وعده‌ای به مردم داده بشود و عمل نشود، این مشکلات درست خواهد کرد؛ نه فقط نسبت به دولت، بلکه به نظام.

اما نقاط ضعف هم داریم. اگر نقاط منفی را نبینیم، ضعفهای خودمان را نشناسیم، یقیناً ضربه خواهیم خورد. نقاط ضعف ما، هم در زمینه‌های اقتصادی است، هم در زمینه‌های فرهنگی است. ما خطاها داشتیم، ضعفها داشتیم، بر بعضی از چالشها نتوانستیم غلبه کنیم؛ این واقعیتی است. حتّی در همان تهدیدهائی که مستقیماً از طرف دشمن هست، اگر ما ضربه‌ای خوردیم، تقصیر خود ماست، کوتاهی‌های خود ماست. قرآن کریم در قضیه‌ی جنگ احد میفرماید: «ا و لمّا اصابتکم مصیبة قد اصبتم مثلیها قلتم انّی هذا قل هو من عند انفسکم». در قضیه‌ی احد، آن حادثه‌ی تلخ اتفاق افتاد: مسلمانها اول پیروز شدند، بعد یک عده‌ای مأموریتها را فراموش کردند، تنگه را رها کردند، رفتند سراغ غنیمت جمع کردن؛ دشمن هم توانست نیروهای اسلام را دور بزند، بیفتد به جانشان، تعدادی از آنها را بکشد، آنها را منهزم کند؛ به طوری که مسلمانها از ترسشان مجبور شدند به کوه پناه ببرند. جان مبارک پیغمبر به خطر افتاد، به پیغمبر ضربه وارد آمد. بعد مسلمانها گفتند: خب، چرا اینجوری شد؟ خدا به ما وعده‌ی پیروزی داده بود. خدای متعال میفرماید که ما شما را پیروز کردیم، وعده‌ی خدا عملی شد، اما شما خودتان هستید که کار را خراب کردید. اولاً اگر دشمن به شما ضربه زد، شما هم متقابلاً به دشمن ضربه‌ها زدید - «قد اصبتم مثلیها» - تعجب نکنید؛ بالاخره در میدان جنگ، زدن و خوردن، هر دو هست. در عرصه‌ی جنگ بزرگِ میدان سیاست و اقتصاد جهانی، آدم، هم میزند، هم میخورد؛ نباید خلاف انتظار باشد. اما «قلتم انّی هذا»؛ میگوئید ما از کجا این ضربه را خوردیم. بعد قرآن میفرماید: «قل هو من عند انفسکم»؛ از خود شما بود، خودتان خطا کردید. ما یک جاهائی خطا کردیم - «انّ الله علی کلّ شی‌ء قدیر» - یک جاهائی طبق وظیفه عمل نکردیم؛ یک جاهائی مراقبتهائی که باید انجام بدهیم، انجام ندادیم؛ یک جاهائی دلبستگی‌های خودمان را زیر پا نگذاشتیم؛ اینها منجر شده به اشکالاتی - این را هم باید در نظر داشته باشیم - به چیزهائی که باید از آن پرهیز کرد و برحذر بود، سرگرم شدیم؛ به منازعات سیاسی، به مشاجرات سرگرم شدیم؛ به رفاه‌طلبی سرگرم شدیم، به منشهای اشرافی سرگرم شدیم؛ اینها نقاط ضعف است. وقتی من و شما زندگی‌مان را زندگی رفاه‌طلبانه و اشرافی قرار بدهیم، مردم از ما یاد میگیرند. یک عده‌ای منتظر بهانه‌اند؛ به ما نگاه میکنند، میگویند آقا ببینید اینها چه جوری زندگی میکنند، ما هم میخواهیم همین جور زندگی کنیم. اینها کسانی هستند که دستشان میرسد. یک عده‌ای معتقدند که باید در زندگی مقتصد بود، نباید اسراف کرد، نباید افراط کرد؛ اینها وقتی نگاه میکنند می‌بینند من و شما اسراف میکنیم، میگویند خب، ما از اینها که بالاتر نیستیم؛ اینها که رؤسای ما هستند. این کارها خطر دارد. روش انقلاب و انقلابیون به تبع آموزش اسلام، اعراض از زندگی رفاه‌طلبانه برای خود بود. برای مردم هرچه میتوانید، رفاه ایجاد کنید؛ هرچه میتوانید، درآمد ملی را زیاد کنید؛ هرچه میتوانید، در کشور ثروت تولید کنید؛ اما خودتان نه. مسئولین لااقل تا وقتی مسئولند، به زندگی رفاه‌طلبی رو نکنند. غفلت از روحیه‌ی جهادی و ایثار، غفلت از تهاجم فرهنگی دشمن، غفلت از در کمین بودن دشمن، غفلت از نفوذ دشمن در فضای رسانه‌ای کشور، بی‌مبالاتی نسبت به حفظ بیت‌المال؛ اینها گناهان ماست، اینها نقاط ضعف ماست.
میل به رفتارهای قبیله‌ای در میدان سیاست، در میدان اقتصاد، از دیگر نقاط ضعف ماست. رفتار قبیله‌ای معنایش این است که تخطئه یا تأییدی که نسبت به کار کسی میکنم، ناشی نباشد از ماهیت عمل او؛ ناشی باشد از نحوه‌ی ارتباط او با من. اگر از قبیله‌ی ما کسی کار خطائی انجام داد، راحت قابل اغماض باشد؛ اما از قبیله‌ی مقابل اگر همان کار را انجام داد، این قابل پیگیری و تعقیب میشود. کار خوب اگر از کسی که مربوط به قبیله‌ی ماست، انجام گرفت، قابل تحسین و تشویق باشد؛ اگر از قبیله‌ی دیگر بود، نه. رفتار قبیله‌ای این است. این رفتار، اسلامی نیست، انقلابی نیست. ما متأسفانه اینگونه رفتار را در میان خودمان داریم. نمیگویم همه‌گیر است، فراگیر است؛ اما وجود دارد.

یک مسئله این است که اگر یک کسی یک حرف غلطی زد، آیا کسی باید به او جواب بدهد یا نه؟ خب، بله معلوم است. جواب دادن به حرف غلط، شیوه‌ی خودش را دارد، راه خودش را دارد، کار خاص خودش است. یک وقت هست که حالا که کسی یک حرف غلطی زد، ما بیائیم مثلاً صدجا این حرف غلط را تابلو کنیم، شعار کنیم که آقا، فلانی این حرف غلط را زد، تا همه بدانند. این است که اشتباه است، خطاست. من با حرکت روشنگرانه از سوی هر کسی، از سوی هر نهادی، هیچ مخالفتی ندارم، بلکه علاقه‌مندم و معتقدم به مسئله‌ی تبیین. یعنی اصلاً جزو راهبردهای اساسی کار ما از اول، مسئله‌ی تبیین بوده است. تبیین لازم است؛ اما این معنایش این نیست که ما به اختلافات درونی، هی دامن بزنیم. مراقب باشید. این را همه باید مراقب باشند؛ بخصوص سپاه. سپاه مراقب باشد. در جریانهای سیاسی، در جریانهای گوناگون فکری و سلیقه‌ای مطلقاً مشتعل کردن فضا مناسب نیست. حالا شماها الحمدلله همه‌تان بصیرید، آگاهید، لابد از جریانات خبر دارید و الان همین اوضاعی را که توی کشور هست، می‌بینید که متأسفانه این علیه آن، آن علیه این؛ و دستگاه‌های خارجی چه خوشحالی‌ای میکنند؛ تحلیل میگذارند رویش: بله، بینشان اختلاف افتاد، نابود شدند، از بین رفتند(!) آرزوهای خودشان را هی مرتباً تکرار میکنند. خب، پیداست که این مسئله نقطه‌ی ضعف ماست. نباید بگذاریم این نقطه ضعف ادامه پیدا کند یا افزایش پیدا کند. اینها را باید توجه داشت. حرکت، حرکت متین، مستدل و مستند باشد. اگر کسانی اختلاف‌نظرهائی دارند، با استدلال بیان کنند. عرض کردم، من معتقد به تبیین هستم. در دوران مبارزات هم، اختلاف ما با چپی‌ها و مارکسیست‌هائی که آن وقت مبارزه میکردند، سر همین بود که ما میگفتیم باید تبیین کرد، آنها به تبیین اعتقاد نداشتند؛ یک چیز دیگری میگفتند، یک تفسیر دیگری داشتند. کار انقلاب از اساس با تبیین، روشنگری، بیان منطقی، مستدل و دور از هو و جنجال بود. اگر هو و جنجال وارد شد، حرف منطقی را هم خراب خواهد کرد. ممکن است چهار نفر جذب شوند، اما چهار نفر آدم هوشمندتر دفع میشوند. این، حرف ماست؛ این، عرض ماست.

نبایستی کار را جوری تنظیم کرد، جوری پیش برد که معنایش دعوا و اختلاف باشد؛ این در بیرون، روی مردم، خیلی تأثیراتش بد است. گاهی دیده میشود که مثلاً در مجلس، در یک نطقی، در یک اظهار نظری، یک حرفی زده میشود. خب، حرف که زده شد، پرتاب شد دیگر. اگر خدای نکرده حرفی باشد که کسی را یا جمعی را متهم کند، جبرانش به‌آسانی ممکن نیست؛ مردم را ناامید میکند. امروز مسئولین دارند تلاش میکنند، کار میکنند. نگوئید فلان ضعف و فلان ضعف وجود دارد. بنده به ضعفها آگاهم. شاید بنده بعضی از ضعفها را هم بدانم که خیلی‌های دیگر ندانند. با وجود این ضعفها، آن چیزی که امروز در قوه‌ی مجریه وجود دارد، یک شاکله‌ی خوب و مطلوب است. در کشور دارد کار انجام میگیرد. خب، بایستی همکاری کرد، باید کمک کرد؛ هم مجلس کمک کند به دولت، هم دولت کمک کند به مجلس؛ هم قانون فصل‌الخطاب است برای عمل دولت، هم گرایشهای دولت و تشخیصهای دولت یک اشاره است به قانونگذار برای کیفیت قانونگذاری. این مسئله با استقلال مجلس منافات ندارد.

در عرصه‌ی مسائل سیاسی و در عرصه‌ی مسائل علمی هم کشور بحمداللَّه پیشرفت فوق‌العاده‌ای داشته است. این همه زنان دانشمند، استاد در رشته‌های مختلف علمی، در علوم حوزوی، در علوم دانشگاهی - که نمونه‌ای از آنها خوشبختانه شما حضار محترم هستید که در اینجا حضور دارید - همه نشان‌دهنده‌ی موفقیت جمهوری اسلامی است. نگاه من، این نگاه است. این نگاه، دل را به آینده امیدوار میکند. ما با همین حرکت و با همین شتاب ان‌شاءاللَّه پیش برویم، قطعاً خواهیم توانست بر فرهنگ غلط غربی و رائج در دنیا فائق بیائیم. باید کار کرد، باید تلاش کرد، باید دنبال‌گیری کرد. نگاه، نگاه خوشبینانه است؛ منتها این نگاه خوشبینانه نباید مانع بشود از اینکه ضعفها را ببینیم. ما درجاتی پیش رفتیم، اما ای بسا ده برابر این ممکن بود پیش برویم. آنچه که موجب شد نتوانیم در آن حد جلو برویم، همین ضعفها و مشکلاتی است که وجود داشته؛ که شما به بعضی از آنها اشاره کردید، و مشکلات دیگری هم وجود داشته که باید برطرف شود.

یکی از نویسنده‌های مصری در پنجاه سال قبل، شصت سال قبل در یک کتابی نوشته است که اگر ما بتوانیم یک نقطه‌ی از دنیا را با یک حکومت اسلامی اداره کنیم، از هزاران کتاب و تبلیغ برای پیشرفت اسلام این مؤثرتر است. راست میگوید. با اینکه الگوی ما از لحاظ انطباق با اسلام، آنجور که ما میخواهیم، نیست - خب، ما متأسفانه با شکل مطلوبِ تحقق اسلام خیلی فاصله داریم - اما همان اندازه‌ای که توانستیم، توفیق پیدا کردیم، اسلام را وارد جامعه و زندگی‌مان کردیم، آثارش را داریم مشاهده میکنیم، عزتش را می‌بینیم، قدرتش را می‌بینیم، پیشرفتش را می‌بینیم، استقلالش را می‌بینیم؛ این را مردم دارند مشاهده میکنند. پس آنها میخواهند این الگوسازی نشود؛ لذاست که سعی میکنند الگو را در چشم مخاطبان خراب کنند. یکی از کارهائی که از اول انقلاب تا حالا انجام گرفته، این است. اگر ضعفی داریم، آن ضعف را در چشمها بزرگ میکنند؛ اگر ضعفی نداریم، آن را بدروغ به ما نسبت میدهند؛ این را باید توجه داشته باشیم. یکی از کارهای اساسی دشمن در تبلیغات ضد جمهوری اسلامی، ناظر به این معناست و همه‌ی تلاش هم برای این است.

در زمینه‏ی تضعیف وفاداری مردم نسبت به نظام هم کارهای زیادی میکنند: شایعه میسازند، برای اینکه مردم را از مسئولین کشور، از رؤسای قوا مأیوس کنند. تخم بدبینی میپراکنند. هر کار شایسته‏ی باارزشی که در سطح کشور انجام بگیرد، این را در وسائل تبلیغات گوناگون مورد تردید قرار میدهند. اگر ضعفهائی هست، چند برابر میکنند و نقاط قوت را نشان نمیدهند، برای اینکه مردم را ناامید کنند، بخصوص نسل جوان را ناامید کنند. افق آینده را در مقابل نسل جوان و مردم تیره و تار نشان میدهند، برای اینکه مردم را از صحنه خارج کنند. لیکن نکته‏ی اساسی این است که دشمنان ملت ایران و دشمنان نظام اسلامی در طول این سی و دو سال، همه‏ی تلاشی را که در این دو مورد انجام داده‏اند، سرمایه‏گذاری‏های خسارتباری بوده است؛ نتیجه‏ای نگرفتند و شکست قطعی خوردند. آنها خیال میکردند میتوانند مردم را از نظام اسلامی جدا کنند. روزبه‏روز که گذشته است، می‏بینید مردم پایبندی‏شان به مسائل دینی و ارزشهای معنوی بیشتر شده است. کِی در کشور ما این همه جوان در مراسم معنوی شرکت میکردند؛ در مراسم عبادی ماه رمضان، در روز عید فطر؟ این اجتماعات عظیم، این روشن‏بینی مردم در زمینه‏ی مسائل سیاسی سابقه نداشته است. بعد از اهانتی که در روز عاشورای سال 88 به وسیله‏ی یک عده تحریک شده نسبت به امام حسین انجام گرفت، دو روز فاصله نشد که مردم در روز 9 دی توی خیابانها آمدند و موضع صریح خودشان را علنی ابراز کردند. دستهای دشمن و تبلیغات دشمن نه فقط نتوانسته مردم را از احساسات دینی عقب بنشاند، بلکه روزبه‏روز این احساسات تندتر و این معرفت عمیق‏تر شده است.

حضور هشتاد و پنج درصدی مردم، یک چیز امیدبخشی است، یک چیز مهمی است؛ همانطور که عرض کردیم، سی سال بعد از یک انقلاب، مردم کشور بیایند به نظام برآمده‏ی این انقلاب یک چنین آراء وسیعی را تقدیم بکنند، این جز اعتماد به این نظام و دل بستن به این نظام، معنای دیگری ندارد؛ و این اتفاق افتاد. یا رئیس‏جمهوری را با این رأی بالا انتخاب بکنند، این یک چیز بی‏سابقه است. این اتفاق افتاد؛ این کار در کشور شد. این خیلی نقطه‏ی قوت مهمی است. سعی شد این نقطه‏ی قوت را تبدیل کنند به نقطه‏ی ضعف؛ این مایه‏ی امید را تبدیل کنند به مایه‏ی تردید، مایه‏ی یأس. این کار خصمانه‏ای است. در کشور، مایه‏های امید فراوان است؛ زیرساخت‏های کشور، امروز زیرساخت‏های بسیار مستحکمی است؛ کارهای مهمی در طول این سالها انجام گرفته و امروز کشور آماده‏ی یک حرکت جهش‏وار به جلوست. پیشرفتهای علمی، امروز خیلی چشم‏نواز و چشمگیر است؛ به طوری که دیگران- دانشمندان کشورهای دیگر، آن‏هائی که انگیزه‏ی سیاسی ندارند- اعتراف می‏کنند؛ که یک نمونه‏اش را دیشب توی تلویزیون دیدید. در مورد همین سلولهای بنیادی، اعتراف کردند که باور نمی‏کردند در ایران این حدّ پیشرفت وجود داشته باشد. می‏گوید: من پارسال هم در این کنفرانس علمی شرکت کردم، امسال هم شرکت کردم؛ امسال تا پارسال تفاوت زیادی به وجود آمده، پیشرفت زیادی شده! این یک نمونه‏اش است؛ ده‏ها نمونه از این قبیل داریم که این‏ها پیشرفتهای علمی است؛ مایه‏های امید است. خودِ تجربه‏ی سی‏ساله- سی سال تجربه پشت سر ماست؛ در اختیار ماست- نسل جوانِ پرانرژی و تحصیل‏کرده‏ای در وسط میدان است؛ این‏ها همه مایه‏های امید و نقاط قوت است. نسل جوانی که هم تحصیل‏کرده است، هم اعتماد به نفس دارد، هم احساس می‏کند که می‏تواند کشور خودش را پیش ببرد. ما یک سند چشم‏انداز داریم که تا سال 1404، مشخص کرده که خط ما از لحاظ پیشرفتهای کشوری و مادی کجاست؛ خیلی چیز مهمی است. معلوم کردیم که به کجا باید برسیم و از چه طریقی باید حرکت بکنیم. این‏ها عوامل امید است، این‏ها نقطه‏های قوت است. می‏خواهند این‏ها را به موجبات یأس تبدیل کنند؛ راجع به سند چشم‏انداز صحبت بشود، می‏گویند آقا به این سند توجهی نشده؛ راجع به پیشرفتهای علمی بحث بشود، می‏گویند این‏ها خیلی اهمیتی ندارد؛ راجع به انتخابات بحث بشود، این شبهه‏ها و خدشه‏ها را پیش می‏آورند؛ راجع به جوانها صحبت بشود، اشاره می‏کنند به تخلف چند تا جوان در یک‏طرفی! یعنی همه‏ی این نقاط مثبت، این قله‏های برجسته‏ای که همه‏اش امیدافزا هست، این‏ها را سعی می‏کنند در چشمها کم‏رنگ کنند. متقابلًا نقاط ضعف کوچکی که حتماً وجود دارد، بزرگ کنند یا نقاط ضعف را- نمی‏گوئیم هم کوچک، نقاط ضعفی وجود دارد- بزرگ‏نمائی کنند؛ چند برابرِ آنچه که هست، این نقاط ضعف را نشان بدهند؛ سیاه‏نمائی کنند؛ تلقی‏های بدبینانه‏ی نسبت به نظام را گسترش بدهند. می‏بینید دیگر؛ به‏زور می‏خواهند این یأس را به جامعه القاء کنند. وقتی یأس وارد جامعه شد، جامعه از پویائی خواهد افتاد؛ افراد مبتکر، افراد نخبه، افراد جوان و پُر نشاط منزوی می‏شوند، کناره‏گیری می‏کنند، دست و دلشان به کار نمی‏رود، مشارکتها کم می‏شود، پویائی جامعه از دست می‏رود. این یکی از خطوط کاری دشمن است؛ مرتباً القای بن‏بست کردن. شما اگر ببینید این تبلیغات رادیوها را- حالا امروز رادیوها دیگر نیست. یک‏وقتی می‏گفتیم ده‏ها رادیو، امروز مسئله‏ی هزارهاست؛ رادیو هست، تلویزیون هست، این وسائل اینترنتی هست- به طور دائم از مراکز مشخصی، مرتباً القای بن‏بست، القای بحران، القای سیاه بودن وضعیت می‏شود؛ هر مقداری که بگیرد، هر مقداری که مستمع و شنونده پیدا بکند و باورپذیر باشد برای آن‏ها؛ دارند در این زمینه کار می‏کنند. این یکی از خطوط کاری دشمن است.

در امتحانهائی از قبیل همین حوادثی که حول‏وحوش انتخابات پیش آمد- بعد از انتخابات و قبل از انتخابات- دیدیم که در همین زمینه‏ها ضعفها و مشکلاتی داریم. این حوادث برای ما نعمت بزرگی است؛ از این جهت که ضعفهای خودمان را بشناسیم؛ مثل رزمایش‏هائی که نیروهای مسلح راه می‏اندازند. رزمایش اصلًا برای همین است که این یگان نظامی یا این سازمان نظامی، نقاط ضعفش را پیدا کند. هدفی را می‏دهند، فرمان صادر می‏شود که به سمت آن هدف حرکت بکنند؛ بعد چشمهای بصیر و بینائی- در همه‏ی رزمایش‏ها این‏جور است- می‏ایستند و از بالای صحنه، صحنه را نگاه می‏کنند. می‏بینند که بله، در فلان نقطه، ضعف وجود دارد یا بعضاً ناتوانیهای مزمن وجود دارد. این برای ما یک رزمایش شد. البته به اختیار خود ما پیش نیامد؛ بر ما تحمیل شد؛ اما خوب شد؛ ضعفهای خودمان را فهمیدیم. بنابراین این آرمان‏ها، بالای سر ماست و باید به سمت این آرمان‏ها حرکت کنیم؛ آن وقت این ضعفها برطرف خواهد شد. این هم یک نکته است.

آدم متأسفانه می‏بیند چیزهایی که به نام انتقاد از دولت و نقادی دولت، امروز گفته می‏شود، شکل همین تخریب را دارد: یعنی انکار امتیازات، قبول نکردن برجستگی‏ها و کارهای خوب، و درشت کردن و برجسته کردن ضعفها. خب بله، ضعف هست. هر دولتی بالاخره ضعف دارد؛ انسانها ضعف دارند دیگر؛ ضعفها را بگویند، قوّتها را بگویند. جمع‏بندیِ کار یک دولت، آن وقتی است که ضعفها و قوّتها را منصفانه پهلوی همدیگر قرار بدهند؛ آن وقت می‏شود جمع‏بندی کرد. نه اینکه بیایند یکسره بنا کنند به بدگویی کردن و انکار کردن همه‏ی خصوصیات. بنده سه‏تا نقطه‏ی اصلی را- حالا بیش از این نقاط وجود دارد- در اول عرایضم گفتم. خب این سه چیز را بگویند- آنچه که در زمینه‏ی روحیه‏ی دولت و گفتمان اساسیِ دولت هست، آنچه در زمینه‏ی نوع عملکرد دولت هست، آنی که در زمینه‏ی خلقیات دولتیِ مجموعه‏ی دست‏اندرکار هست- بعد بگویند بله، آنجا هم فلان کار ضعف دارد؛ این اشکالی ندارد. این را با گوش جان بایستی شنید و پذیرفت. اما این‏ها نباید با بی‏ملاحظگی، ندیده گرفتن و بی‏اعتنایی کردن و حتّی بعضی از نقاط قوّت را به عنوان نقطه‏ی ضعف معرفی کردن، همراه باشد.
ما امروز در مقابله‏ی با استکبار، در سیاست خارجی زبانمان زبانِ طلبکاری، عزت، اقتدار معنوی و اقتدار ملی است؛ آن وقت بعضی بیایند همین را به عنوان نقطه‏ی ضعف وانمود کنند که نه آقا! شما کاری کرده‏اید که فلان دولتها از شما خوششان نیاید. خب، معلوم است که خوششان نمی‏آید. فلان دولتها آن وقتی خوششان می‏آید که انسان تملق آن‏ها را بگوید و حرفهای آن‏ها را به عنوان حرفهای برتر ذکر بکند؛ خودش را کوچک کند و از حرفهای خودش و حرفهای انقلاب عقب‏نشینی کند؛ آن وقت آن‏ها خیلی خوششان می‏آید! انتقاد خوب است، تخریب بد است؛ انتقاد خدمت است، تخریب خیانت است؛ نه خیانت به دولت، بلکه خیانت به نظام و خیانت به کشور است. نباید تخریب بکنند، انتقاد بکنند.

جمهوری اسلامی نمی‏گوید دولتهای دیگر بیایند آنچه را که ما می‏گوئیم، بگویند. بنشینند دور همدیگر راجع به مسئله‏ی فلسطین، بدون در نظر گرفتن خواست فلان ابرقدرت زیاده‏طلب و دخالت‏گر، تصمیمی بگیرند، همان تصمیم را اعلام کنند؛ مرجع قبول هم خود ملت فلسطین باشند. چرا بایستی از آن طرف دنیا کسانی بیایند و همه‏ی تلاششان این باشد که برای اسرائیل- این زاده‏ی نامشروع استکبار و استعمار در این منطقه- امنیت درست کنند. و لو حالا ملتها ضایع و نابود شوند؛ هرچه می‏شود، بشود. این ضعف ماست.

بودجه‏ی تحقیقات هم حقیقتاً یکی از آن نقاط ضعف ماست. من گاهی که با دانشگاهی‏ها و اساتید و مسئولین بخشهای علمی کشور مواجه می‏شوم، این مسأله‏ی بودجه تحقیقات را مطرح می‏کنند. سه، چهار سال است که مرتب به ما گفته‏اند بناست به سه درصد بودجه برسد؛ اما حالا مثلًا با شش دهم درصد یا هفت دهم درصد داریم پیش می‏رویم و کار می‏کنیم! واقعاً خیلی کم است. همه‏اش وعده می‏دهند آقا بهتر خواهد شد و نمی‏دانم چه خواهد شد؛ اثری هم دیده نمی‏شود. بودجه‏ی تحقیقات را حقیقتاً زیاد کنید؛ به جاهای دیگر فشار بیاورید، ولی این را پیش ببرید. این معاونت علمی و تحقیقی‏ای که بحمد اللَّه اخیراً در ریاست جمهوری تشکیل شد، این از آن کارهای بسیار مهم است- یکی از کارهای ساختاری همین است- به آن‏ها میدان بدهید، راه را باز کنید، کمک کنید و از آن‏ها مطالبه کنید و بخواهید؛ آن‏ها می‏توانند این کارها را پیش ببرند. یکی هم این مسئله است.

مبارزه‏ی با فساد اقتصادی از جمله‏ی همین کارهاست. در داخل تشکیلات دولتی، اهمیت مبارزه‏ی با فساد اقتصادی بیشتر است از عین همین کار در دستگاه قضائی. دستگاه قضائی مجازات مفسد را بر عهده دارد، دستگاه اجرائی جلوگیری از بروز فساد را بر عهده دارد؛ این مهم‏تر است؛ این پیشگیری است. در پیچ و خم دالان‏های گوناگون اجرائی است- چه در مرحله‏ی برنامه‏ریزی، چه در مرحله‏ی اجرا- که فساد جان می‏گیرد؛ این میکربهای فساد به وجود می‏آیند و رشد می‏کنند و تکثیر می‏شوند؛ جلوی این‏ها را باید گرفت. البته مبارزه‏ی با فساد به صلاح احتیاج دارد؛ اول خودمان باید صالح باشیم؛ اهل فساد نباشیم تا بتوانیم با فساد حقیقتاً مبارزه کنیم. اگر در ما نقطه‏ی ضعفی از باب فسادپذیری وجود داشته باشد، آن وقت دیگر خاطرجمع نخواهیم بود از اینکه در میدان قدم بگذاریم. لذا مواظب خودمان باشیم.

ارتباطات مجلس و دولت خوب است و من می‏دانم که ارتباطات مجلس و دولت چطور است. الحمد للَّه جهت‏گیری‏های کلی، جهت‏گیری‏های یکسانی است؛ اگرچه اختلاف سلائقی وجود دارد. در موارد اختلاف سلیقه، بالاخره هر طرف بایستی یک مقداری کوتاه بیاید تا بتوانند مسائل را جمع کنند. این را به عنوان یک نگاه مصلحت‏اندیشانه‏ی اساسی من عرض می‏کنم: با دولت بایستی همراهی بشود. دولت در اداره‏ی کشور و در مدیریت کشور، جهت‏گیری درستی دارد. در همه‏ی برنامه‏ها، دولتها ممکن است با مجالس، با بعضی از نخبگان یا با بعضی از افراد دیگر اختلاف‏نظرهایی داشته باشند؛ در این اختلاف‏نظرها هم هیچ‏کس نمی‏تواند ادعا کند که قطعاً و در همه جا، حق با این طرف است یا با آن طرف؛ ممکن است گاهی حق با این طرف باشد، گاهی هم حق با آن طرف دیگر باشد. اما این نباید موجب بشود که دولت اصول‏گرای معتقد به مبانی انقلاب و به‏شدت در حال تحرک و خدمت و زحمت‏کشی، تضعیف بشود؛ این را توجه داشته باشید.
نه اینکه بگوئیم انتقاد نکنند؛ انتقاد دوگونه است. علامتِ دلسوزانه بودن انتقاد این است که وقتی انسان انتقاد را بیان می‏کند، نقطه‏ی قوّت را هم در کنار او بیان کند تا معلوم بشود که بنای نظر شخصی، بنای انتقام‏گیری و بنای اذیت کردن ندارد؛ و الّا اگر ما یک مجموعه‏ای داشته باشیم که نقاط قوّت و نقاط ضعفی هم دارد، آن وقت در بیان انتقاد، نقاط قوّتش را اصلًا در نظر نگیریم و به زبان نیاوریم، بعد یک یا دو یا ده‏تا از نقاط ضعف را همین طور بنا کنیم گفتن؛ معلوم است که تضعیف خواهد شد. علامت این که نمی‏خواهیم تضعیف کنیم، این است که نقاط قوت را هم بیان کنیم. حالا اگر یک‏وقت در موردی انتقادی هم داریم، بگوئیم؛ اشکالی ندارد و کسی با آن مخالفتی ندارد.

هرچه دشمن در یک ملتی احساس ضعف کند، جری‏تر می‏شود. اشتباه می‏کنند آن کسانی که حرفهایی می‏زنند که دشمن را جری می‏کند. گاهی می‏گویند در کشور بحران هست، گاهی یک نقاط ضعفی را که وجود دارد، اما این‏قدر اهمیت ندارد، ده برابر در اظهارات خودشان درشت می‏کنند؛ در مطبوعات خودشان منعکس می‏کنند. این‏ها اشتباه می‏کنند.
دشمن هرجا احساس ضعف بکند- دشمن جهان‏خوار، دشمن قدرت‏طلب، دشمنی که می‏خواهد کدخدای دهکده‏ی جهانی باشد- جری‏تر می‏شود. آن‏ها دنیا را تشبیه کرده‏اند به یک دهکده، می‏گویند دهکده‏ی جهانی. امریکا هم کدخدای این دهکده است و هر کاری می‏خواهد، باید بتواند انجام دهد. اگر یک ملتی، یک جمعیتی، یک شخصیت سیاسی‏ای برخلاف نظر آن‏ها و خواست آن‏ها حرف بزند، او را متهم می‏کنند به انواع اتهامات. دشمن این‏جور است. در مقابل این دشمن، اظهار ضعف نباید کرد. اگر ضعفی هم بود، نباید در مقابل او بیان کرد، چه برسد به اینکه ضعفی نیست؛ بحران در کشور نیست. چرا دروغ می‏گویند؟ چرا طبق میل دشمن رفتار می‏کنند؟ بحمد اللّه کشور با یک ملت قوی، منسجم، باهوش، بیدار، و با مسئولان دلسوز، فعال و کارآمد، مشکلاتشان را یکی پس از دیگری حل می‏کنند و حرکت می‏کنند. زندگی ملتها همین‏جور است. چه بحرانی؟ چه وضعیت فوق‏العاده‏ای در کشور هست؟ اصرار دارند ثابت کنند در کشور وضعیت فوق‏العاده است؛ با نیش قلم‏های زهرآلود، به خاطر انگیزه‏های گوناگون: یکی با دولت بد است، یکی با اصل مفاهیم انقلاب بد است، یکی با اصل انقلاب بد است، یکی دنبال قدرت‏طلبی است، یکی بر اثر کج‏فهمی است. نه، واقعیت قضیه این‏جوری نیست که این‏ها تصویر می‏کنند؛ واقعیت قضیه این است که ما بحمد اللّه یک ملت منسجم داریم؛ هم منسجم است ملت ما، هم باهوش و بیدار است. ببینید، تا احساس تهدید می‏کند، این بیست و دوی بهمنِ باعظمت را به راه می‏اندازد. هرچه دشمن بر روی یک نقطه‏ای متمرکز بشود، بیشتر اصرار کند، ملت ما روی آن نقطه حساس‏تر می‏شود.

در کنار هویت ملی، پویایی، نشاط، برخورداری از آزادیِ تحرک و روح رقابت در میان جمع خود را باید به‏شدت ارج بنهیم و به آن اهمیت بدهیم.
لازمه‏ی این نشاط و پویایی این است که هم منتقد باشیم، هم انتقادپذیر، که هر کدامش نباشد، بد است. بعضیها اهل انتقاد کردن هستند؛ انتقاد هم بجاست؛ شما هر چیزی را با دقت نگاه کنید و یک خُرده‏ای کنجکاوی کنید، یک نقطه‏ی عیبی در آن پیدا می‏کنید و می‏شود عیب‏جویی کرد و عیبی هم ندارد؛ چنانچه عیب‏جویی در جهت رفع عیب باشد، خیلی خوب است؛ اما این افراد، خودشان انتقادپذیر نیستند! اگر کسی بگوید چرا این‏قدر پُرحرفی می‏کنی و چرا همه‏اش عیب‏ها را می‏بینی، چرا مثل مگس فقط روی زخمها می‏نشینی، نقاط مثبت را هم ببین، بدشان می‏آید! البته معیار و ملاک، برآیند نقاط مثبت به نقاط منفی است. ما ضعفهایی داریم، مشکلاتی داریم، بدیهایی داریم؛ قوتهایی هم داریم، خوبی‏هایی هم داریم؛ زیباییهایی هم داریم. ببینید در موازنه‏ی این دو با یکدیگر، برآیند این‏ها چه خواهد شد؛ آن می‏شود معیار. اگر بدیهایمان بیشتر بود، بد است؛ اگر خوبی‏هایمان بیشتر بود، خوب است. پس هم انتقاد خوب است، هم انتقادپذیری. این‏ها لازمه‏ی آن تحول و حالت مطلوب جامعه است؛ همراه با امید، همراه با پُرکاری، همراه با برنامه‏ریزی و همراه با داشتن خط مشی درست و سرمشق برای تحول.

خوشبختانه ارزیابی یک‏ساله را دولت شروع کرده و خود آقای رئیس‏جمهور در این زمینه پیش‏قدم شدند؛ این کار بسیار خوبی است. نقاط قوّت و ضعفتان را بسنجید و بدون تعصب داوری کنید. از نظرات افراد دلسوز در این داوری حتماً استفاده کنید. آن کسانی را که دچار ضعف یا عملکرد نامطلوب هستند، به طور طبیعی به شکلهای مختلف مورد تعرض قرار می‏دهید؛ اما در کنار آن، مدیری را هم که خوب عمل کرده، حتماً تشویق کنید؛ یعنی آن چیزی را که من اینجا می‏خواهم توصیه کنم، این است که، اخم به ضعفها و عملکردهای ضعیف را ما در عملکرد مسئولان و رئیس‏جمهور و بعضی دیگر مشاهده می‏کنیم؛ اما لبخند و تشویق و توجه به آن کسانی هم که خوب عمل کرده‏اند، این هم باید حتماً در کنارش باشد. پس ارزیابی و مترتب بر ارزیابی و تقویم عملکردها، باید برخورد متناسب با نوع و سطح عملکرد باشد.

ما چالشهای تحمیلی هم داریم؛ هم از ناحیه‏ی خودمان- ضعفهای خودمان- و هم از ناحیه‏ی بیرون. رودربایستی را کنار بگذاریم؛ امروز مهم‏ترین چالش بیرونی تحمیلیِ ما، از ناحیه‏ی امریکاست؛ در این هیچ تردیدی نداشته باشید.

قانون اساسی ما بسیار خوب و پیشرفته است. قانون اساسی از جمله‏ی همان چیزهایی است که دشمنان ما آن را آماج حملات خود قرار داده‏اند؛ چون این قانون اساسی با این خصوصیات و با این تقسیم قدرت می‏تواند کشور را به سامان برساند و جامعه را پیش ببرد. این قانون اساسی می‏تواند ضامن حفظ نظام اسلامی باشد؛ نظامی که پاسخگوی نیازهای مادی و معنوی انسان‏هاست. این قانون اساسی می‏تواند ذهن‏ها را اشباع و اقناع کند و جسم‏ها را به رفاه مادی برساند؛ می‏تواند دنیا و آخرت مردم را آباد کند. بر اساس این قانون اساسی، امروز کشور در حال حرکت و پیشرفت است. نه اینکه نقص و ضعف وجود ندارد- بلاشک ضعف‏ها وجود دارد- منتها شما اگر وضعیت کشور و موقعیت استثنائیِ نظام جمهوری اسلامی را در نظر بگیرید، خواهید دید که از اول انقلاب پیشرفت ما در همه‏ی زمینه‏ها، پیشرفت خوب، در بعضی جاها عالی، و در برخی از بخش‏ها قابل قبول بوده است.

امروز هم وقتی به خودمان نگاه می‏کنیم، من سرتاپا امیدم. من با جزئیات مسائل کشور آشنایم و ضعفها و کاستی‏ها و ضعف مدیریت‏ها و ضعف تصمیم‏گیری‏ها را می‏شناسم؛ اما در مقابل آن آن‏قدر نقاط قوت و رویش‏زا وجود دارد که احساس می‏کنم ما در بسیاری از موارد فقط یک «بسم اللّه» و یک حرکت لازم داریم. گاهی در همین زمینه‏ها کوتاهی می‏کنیم؛ حرکت نمی‏کنیم یا دیر حرکت می‏کنیم؛ لذا پدیده‏ای پیش می‏آید؛ لیکن در همه‏ی زمینه‏ها ما توانایی اقدام و حرکت داریم.

من خوشحالم که جوان عزیز ما اینجا بایستد و راجع به مسأله‏ی کشف استعدادها در سراسر کشور به من توصیه کند. یا وقتی شما جوانها راجع به پیگیری عدالت و یا شایسته‏سالاری مطالبی به ما بگویید، هنگامی که بازخورد این سخن در فضای عمومی جامعه سنجیده شود، ارزیابی ما از پیشرفت مسائل کشور، ارزیابی دیگری خواهد بود. ما پیش رفته‏ایم؛ این‏ها دلیل پیشرفت است. یکی از عزیزان در اینجا از من عذرخواهی کردند، به‏خاطر اینکه فقط نقاط ضعف را می‏گویند و به نقاط مثبت اشاره‏ای نمی‏کنند. من می‏خواهم به این عزیزمان و به بقیه‏ی جوانها و به اکثر شماها بگویم که نقطه‏ی مثبت، خود شما هستید؛ لازم نیست بگویید. همین که جوان ما با این مایه‏ی از فهمیدگی و این نشانه‏های فرهیختگی اینجا می‏آید و با ما حرف می‏زند، بزرگترین نقطه‏ی مثبت است. خدا را شاکر و سپاسگزارم از اینکه بنده را در زمانی قرار داده که با این همه انسان خوب، بااین‏همه دل نورانی و بااین‏همه جوانِ خوش‏عاقبت و مبارک زندگی می‏کنم. شانه‏ام زیر بار مسئولیتِ سنگینی هم قرار دارد؛ البته این برای خود من نگرانی دارد، اما پیش خدای متعال سپاسگزاری هم دارد.

نظام اسلامی هم حقیقتاً مدیون قشر معلم و قشر کارگر است. هم در آغاز پیدایش انقلاب، این دو قشر کمک بزرگی کردند؛ و هم در حفظ انقلاب و نظام اسلامی تا امروز؛ چه در دوران دفاع مقدس، چه قبل از آن، و چه بعد از آن تا امروز. خیلی دستها در کار بود تا بتوانند این دو قشر را از نظام جدا کنند؛ روی نقطه ضعفها، نقطه‏های گله‏آمیز و شکوه‏برانگیز تکیه می‏کردند، در باره‏ی آن‏ها مبالغه می‏کردند، یا آن‏ها را برجسته و درشت می‏کردند تا این دو قشر مؤمن و علاقه‏مند و خدوم را در مقابل انقلاب و نظام قرار دهند؛ نتوانستند و این دستها تا امروز ناموفق بوده‏اند.

با شروع سال نو و این‏گونه مقاطع تاریخی و تقویمی، همه باید به این نکته توجه کنیم که ورود در هر سالی، ورود در هر ماهی، ورود در هرروزی از روزهای زندگی، ما را به شناخت مسئولیت خود فرامی‏خواند و به ادای مسئولیت تحریک می‏کند. در پیام نوروزی به ملت ایران عرض کردیم که امسال از نظر ما سال پاسخگویی مسئولان نظام به مردم است. این در واقع پاسخگویی به خدا هم هست؛ همچنان که پاسخگویی به‏ خود هم هست. پاسخگویی، در واقع یک نوع کارنامه‏خوانی است؛ مثل دانش‏آموزی که در پایان سال تحصیلی کارنامه‏ی خود را می‏خواند- هم خود او می‏خواند، هم اولیاء او می‏خوانند- نقاط قوّت خود را می‏شناسد، نقاط ضعف خود را هم می‏شناسد؛ نمره‏یی که مایه‏ی خرسندی اوست، او را به ادامه‏ی این کار تشویق می‏کند و نمره‏یی که مایه‏ی سرشکستگی اوست، او را به جبران این سرشکستگی وادار می‏نماید. مجموع نمره‏های خوب و بد، معدل یک دانش‏آموز است و مجموع معدلهای دانش‏آموزان یک کلاس، معدل این کلاس است و نشان‏دهنده‏ی اینکه آیا اداره‏کنندگان این کلاس از عهده‏ی پیشبرد دانش‏آموزان برآمده‏اند یا نه. البته مجموع معدل کلاسها هم معدل مدرسه را تشکیل می‏دهد؛ معلوم می‏کند که این مدرسه، مدرسه‏ی کارآمدی هست یا نه؛ سهام‏داران مدرسه را به فکر وادار می‏کند؛ می‏فهمند؛ تشخیص می‏دهند که اداره‏کنندگان این مدرسه، خوب از عهده برآمده‏اند یا نه؛ و تصمیم می‏گیرند.

بعضی از پارلمان‏های اروپایی هم دخالت خود را در این کار به وقاحت رسانده‏اند. البته حرف زدنشان اهمیتی ندارد؛ حرف می‏زنند، بزنند؛ ما هم در باره‏ی خیلی از کارهای آن‏ها حرف داریم و حرف هم می‏زنیم؛ نه اینکه ملاحظه کنیم و حرف نزنیم؛ نه، مسئولان کشور ما هم نقاط ضعفی را که در کارهای آن‏ها وجود دارد، همیشه با صدای بلند بیان می‏کنند؛ بنابراین از گفتنِ آن‏ها به‏هیچ‏وجه گله‏مند نمی‏شویم و از آن‏ها بیش از این هم توقّعی نداریم؛ اما همه باید بدانند- چه دولت‏هایشان، چه پارلمان‏هایشان- تا کار در مرحله‏ی حرف زدن و گفتن است، اهمیتی نمی‏دهیم؛ اما اگر قرار شد این را به دخالت در امور کشور ما منتهی کنند، ملت ایران تودهنیِ محکمی به همه‏ی آن‏ها خواهد زد. مردم و مسئولان طبق وظیفه‏ی انقلابی و دینی خود آنچه را که مصالح آن‏ها ایجاب می‏کند، با همان آگاهی و روشن‏بینی خود به فضل پروردگار عمل خواهند کرد. البته انسان گاهی چیزهایی مشاهده می‏کند؛ بعضی دستگاه‏ها از هم گله می‏کنند و گاهی هم گلایه‏ها را بزرگ و درشت می‏نمایانند. بنده اعتقادی ندارم به اینکه مسئولان در چنین موقعیتهای حسّاسی دست به شکوه و گلایه از یکدیگر بزنند. باید نگاه کرد به آنچه مصلحت این کشور و این ملت است. در یکی دو ماه اخیر بعضی‏ کارهای دشمن شادکن هم صورت گرفت. البته ملت ما آگاه و هشیار بود و هست؛ فهمید چه‏کار باید بکند و چه‏کار باید نکند؛ همان‏طور که درست بود، عمل کرد؛ آفرین بر شما ملت! ولی انسان متأسف می‏شود که ببیند بعضی کسان دوست می‏دارند کاری کنند که در آن سوی مرزها دشمنان این ملت برای آن‏ها کف بزنند! این ننگ است.

تصوّر نکنید کسانی که از مصادره‏ی زمینهای ملی و از قانون‏شکنی به سرمایه‏های بی‏حساب دست یافته‏اند و جریانهای مالی را با ویژه‏خواریهای خود به سمت جیب‏هایشان سرازیر کرده‏اند، الآن که شما سرِ کار آمده‏اید، آرام بنشینند و دست از پا خطا نکنند؛ نخیر، این‏ها توطئه خواهند کرد؛ از نقاط ضعف استفاده خواهند کرد؛ نقاط ضعفی خواهند آفرید تا از آن‏ها استفاده کنند. باید مراقب این‏ها باشید.

مسأله‏ی دیگر، وجود دو گرایش تبلیغاتیِ غلط است: یکی اینکه عدّه‏ای هر مشکلِ موجود در کشور را به نظام نسبت دهند، که این الآن وجود دارد. اگر تبعیض و فقر هست و اگر مشکل خارجی پیدا می‏کنیم، قواره‏ی نظام اسلامی و قانون اساسی را زیر سؤال می‏برند و هر مشکل کوچکی در هر گوشه‏ای را به مشکل نظام برمی‏گردانند! این غلط است. نقطه‏ی مقابل آن، که صد و هشتاد درجه با این تفاوت دارد، این است که عدّه‏ای نظام را- که نظام را هم در رهبری یا چیزی مثل رهبری خلاصه می‏کنند- از همه‏ی عیوب مبرّا نشان می‏دهند و هر مشکلی که هست، به پای چهار، پنج مسئول یک بخش از نظام می‏ریزند. این هم غلط است. ما مشکلاتی داریم که این مشکلات غالباً ناشی از عملکرد مجموعه‏ی خودِ ماست. باید ریشه‏ی مشکلات را بشناسیم و به خودمان- همان‏طور که آقای خاتمی در صحبت اوّلِ جلسه اشاره کردند- نگاه نقّادانه کنیم؛ نقاط قوّت و ضعف را بیابیم و دلسوزانه به نقاط ضعف بپردازیم و آن‏ها را برطرف کنیم. این، ما را موفّق خواهد کرد.

این کشور هرگز طعم بروز و تجسّم اراده‏های مردمی را در طول تاریخش نچشیده بود؛ جز در یک دوره‏ی کوتاه در زمان نهضت ملی شدن صنعت نفت، آن هم با آن همه محدودیتها که داستان آن مفصّل است. زمانِ بسیار کوتاهی بود؛ بعد هم طاقت نیاوردند و زدند خرابش کردند و نتوانست خود را نگه دارد. ما توانسته‏ایم مردم‏سالاری، حضور مردم در انتخابات، در تعیین رئیس‏جمهور، در تعیین نمایندگان مجلس و حضور در عرصه‏های سیاسی و تصمیم‏گیری را در کشورمان شاهد باشیم؛ این هنر بزرگ نظام اسلامی است. عزیزان! من و شما در چنین نظامی خدمت می‏کنیم؛ به این خدمت افتخار کنیم. این افتخار را به جوانانتان هم منتقل کنید؛ بگذارید نسل جوان احساس افتخار کند که در ایران اسلامی زندگی می‏کند. دشمن عکس این را می‏خواهد؛ می‏خواهد کاری کند که نسل جوان و غیر جوان ما احساس سرشکستگی کنند. نقاط ضعفی را که داریم- که یقیناً از نقاط ضعف خالی نیستیم؛ همه‏ی ملتها و همه‏ی کشورها هم نقاط ضعف دارند- چند برابر بزرگ می‏کرده؛ روی آن تبلیغ می‏کنند و بارها و بارها آن را تکرار می‏نمایند. آن‏قدر یک دروغ را تکرار می‏کنند که خودِ دست‏اندرکاران هم که می‏دانند دروغ است، بتدریج باورشان می‏شود! دشمن این‏گونه عمل می‏کند، برای اینکه احساس افتخار را از ما بگیرد. عکسش عمل کنید؛ احساس افتخار را در خود، در جوانانتان و در این نسل نوساخته‏ی رو به بالندگی ترویج کنید. بحمد اللّه این امکانات ماست.

ما به نام اسلام حرف می‏زنیم و به نام اسلام عمل می‏کنیم. اگر ضعف و نقصی در کار ما باشد، زیان آن را فقط خود ما نمی‏بینیم، بلکه اسلام هم زیان می‏بیند و دشمن هم از همین نکته‏ی بسیار دقیق و ظریف حدّ اکثر سوءاستفاده را می‏کند. مسئولان نظام و مردان کارآمدِ جمهوری اسلامی توانایی آن را دارند که با امکانات وسیعی که این کشور دارد- چه امکانات انسانی کم‏نظیر و چه امکانات مادّی فوق‏العاده‏ی ما- همه‏ی مشکلات کشور، نه فقط مشکلات اقتصادی بلکه مشکلات اخلاقی و فرهنگی و اجتماعی را هم به بهترین شیوه حل کنند. مردانی که در رأس کارها هستند، همه‏ی این مشکلات را با جدیّت، با همّت، با همدلی و با پرداختن به مسائل اصلی می‏توانند حل کنند و این کار باید مورد توجّه مسئولان کشور قرار گیرد و ملت عزیز و آگاه و هوشمند و نجیب ما باید این را از مسئولان کشور در بخشهای مختلف، چه قوّه‏ی مجریّه، چه قوّه‏ی قضائیّه، چه قوّه‏ی مقنّنه و چه نهادهای گوناگونی که وابسته به بخشی از تشکیلات حکومتی هستند، بخواهد.

امروز یک جریان تبلیغاتیِ آشکار در دنیا وجود دارد که عمده‏ی تلاش آن برای این است که نظام و به تبع نظام، دولت را ناکارآمد جلوه دهد. همین تبلیغاتچی‏هایی که گاهی اوقات بخشهای مختلف نظام را به محافظه‏کار و اصلاح‏طلب تقسیم می‏کنند و می‏گویند ما طرف‏دار این بخش هستیم، مخالف آن بخش هستیم؛ این را تأیید می‏کنیم، آن را چه می‏کنیم؛ هرگز شنیده نشده که مثلًا بیایند بگویند وزارت صنایع ایران این اقدامات موفّق را انجام داده است. آیا شما در رادیوها و تبلیغات بیگانه، چنین چیزی شنیده‏اید؟ یا بیایند بگویند در ایران مثلًا صد و بیست سد در دست بررسی یا اجراست. هرگز نمی‏آیند بگویند آمار دانشجو در کشور این تزاید عجیب را داشته یا کشور دارای موفّقیتهای علمی بوده است. این‏ها را هیچ‏وقت بیان نمی‏کنند؛ بااینکه این‏ها کار همان مجموعه‏ای است که آن‏ها می‏خواهند در یک حصّه‏ی جداگانه بگذارند و بگویند ما از آن حمایت می‏کنیم. هدف چیست؟ هدف این است که از مجموع، به سود نیّات پلید و اهداف خصمانه‏ی خود و علیه نظام اسلامی استفاده کنند. اگر در یک بخش حتّی موفّقیتی هم وجود داشته باشد، این‏ها حاضر نیستند به آن اعتراف کنند؛ اما اگر نقطه ضعفی وجود داشته باشد، همان را بزرگ می‏کنند- متعلّق به هر جناحی باشد- و به نظام نسبت می‏دهند. بنابراین امروز یک جریان تبلیغاتی وجود دارد و هدفش این است که نظام و دولت و قوّه‏ی قضائیّه و مسئولان بخشهای گوناگون را ناکارآمد جلوه دهد؛ می‏خواهد مردم را مأیوس و دست‏اندرکاران و مدیران نظام را در سطوح مختلف دلسرد و دل‏مرده کند. شما باید با این جریان مبارزه کنید.

اما مطلب مربوط به منتقدان این است که انتقاد در جامعه چیز خوبی است؛ زیرا انتقاد موجب می‏شود انتقاد شونده بتواند نقاط قوّت و ضعف خود را بفهمد و همچنین ناظران صحنه بتوانند بفهمند. این به پیشرفت کار کمک می‏کند. لیکن انتقاد، غیر از عیب‏جویی، آن هم عیب‏جوییِ خصمانه است. نباید قوّه‏ی قضائیّه را تضعیف کرد. قاضی‏ برای اینکه بتواند در جایگاه پیغمبر، درست و با استقرار بنشیند و عمل کند، احتیاج دارد که مورد حمایت نظام باشد؛ باید احساس کند که حمایت و تقویت می‏شود و در چشم مردم دارای منزلت است. قاضی، منزلت در نظر عموم و حمایت از سوی مسئولان را لازم دارد. اگر باب انتقادهای غیر منطقی و خصمانه و عیب‏جویانه و احیاناً با انگیزه‏های سیاسی به سمت قوّه‏ی قضائیّه باز شد به این هر دو نیاز ضربه خواهد خورد: قاضی و دستگاه قضاء از چشم مردم می‏افتد و حمایت مسئولان را هم از دست می‏دهد. آن‏وقت ما چطور در این فضا توقّع داشته باشیم که قاضی بیاید با شجاعت بایستد و یک ظالم و متخلّف از قانون را- که هم زور و هم زر دارد- به پای میز محاکمه بکشاند و هیچ‏گونه تحت تأثیر او قرار نگیرد؟ این کار، آسان نیست. اگر ما بخواهیم قاضی این شجاعت و صلابت و اقتدار را داشته باشد که چنین بارهای سنگینی را که از او توقّع داریم، بردارد، باید او و دستگاهی را که حامی اوست، اوّلًا مورد حمایت قرار دهیم؛ ثانیاً منزلتش را در چشم مردم حفظ کنیم.
شما می‏بینید در تبلیغات دنیا معمول این است- البته نه اینکه خلافش نباشد؛ کم است- که از دستگاه قضائی خود تجلیل و تعریف می‏کنند؛ حتّی در تبلیغات گوناگون و در فیلمها. به قاضی مَنشی می‏دهند که آدم وقتی از بطون دستگاه‏های قضائی آن‏ها اطّلاع پیدا می‏کند، می‏بیند با این تصویری که ارائه می‏دهند، چقدر فاصله دارد؛ اما سعی می‏کنند قاضی را دارای جایگاه تأثیرناپذیر، نفوذناپذیر، عاقل، عادل و بصیر معرفی کنند. خیلی اوقات هم این‏گونه نیست؛ اما تبلیغات این‏گونه است. این برای آن است که کسی که به دستگاه قضائی مراجعه می‏کند، با اطمینان خاطر مراجعه کند؛ کسی که دستگاه قضائی یقه‏ی او را می‏گیرد، حساب ببرد و در کلّ، هیبت دستگاه قضائی، و پشت سر آن، عمل دستگاه قضائی بتواند نقش خود را ایفا کند. ما که نباید برخلاف این روشِ عاقلانه عمل کنیم؛ دائماً دستگاه قضائی را تضعیف کنیم و مورد انتقادهای نابجا و ناوارد قرار دهیم. عرض کردیم: انتقاد یعنی سره و ناسره و قوّت و ضعف را در کنار هم دیدن. معنای انتقاد این نیست که انسان نقاط قوّت را نبیند و نقاط ضعف را هم حتّی گاهی با انگیزه‏های گوناگون ملاحظه کند. غرض؛ نباید قوّه‏ی قضائیّه را تضعیف کرد؛ این به ضرر همه است. هیچ‏کس از تضعیف قوّه‏ی قضائیّه در کشور سود نمی‏برد. بله؛ دشمنان نظام سود می‏برند؛ آن‏هایی که می‏خواهند هیچ کارِ نظام سامان پیدا نکند و نظام اسلامی به صورت مطلوب شکل نگیرد. بنابراین عرض ما به منتقدانِ از قوّه‏ی قضائیّه این است که در این زمینه با انصاف، هوشمندی، بدون انگیزه‏های سیاسی و بدون غرض‏ورزی عمل شود. در غیر این صورت لطمه‏ی آن به همه وارد خواهد آمد. البته در کنار این، باید به قوّه‏ی قضائیّه کمک شود تا بتواند امکاناتی را در اختیار گیرد و کارهای لازم را انجام دهد.

من معتقدم همچنان که پیشرفتها و موفقیّتها را نباید ندیده گرفت، مسئولان باید کارهای نشده، کارهای ضعیف، کارهای تأخیر شده و فراموش شده را با توجّه مضاعف و با اهتمامِ دو برابر در برنامه‏ی کار خود قرار دهند؛ و این نمی‏شود، مگر اینکه مسئولان همه‏ی همّت خود را برای کار بگذارند. آب شرب، آب کشاورزی، صنایع نساجی، صنایع قالیبافی و مخملبافی- که جزو افتخارات قدیمی کاشان است و همیشه با این شهر همراه بوده است- دچار مشکلات جدّی است؛ اما همه‏ی این مشکلات به نحوی قابل حلّ است. مسئولان با پیگیری می‏توانند این گره‏ها را باز کنند. نمی‏گوییم در کوتاه مدت این گره‏ها باز خواهد شد؛ نه. ممکن است زمان ببرد؛ اما مهم این است که این زمان مدتی تمام می‏شود. مشکلات یکی پس از دیگری حل خواهد شد و این تلاش مسئولان را می‏خواهد. بخش مربوط به مردم این است که آن‏ها با دیدن کمبودها و نقاط ضعف، یأس به خود راه ندهند. به همه چیز بدبین شدن و همه‏ی کارهای مثبت را ندیده گرفتن، درست همان چیزی است که دشمن می‏خواهد. چالش عمده‏ی امروز کشور ما این است.

دولتهای گذشته و وزرایی که قبل از شما بودند، نقاط قوّت و ضعفی داشتند. نقاط قوّت و ضعف آن‏ها را به‏درستی پیدا کنید و بنا را بر افزودن بر قوّتها و کاستن از ضعفها بگذارید؛ به شرطی که در شناخت نقاط قوّت و ضعف، اشتباه پیش نیاید. من باز به برخی از امواج تبلیغاتیِ فرهنگیِ مصنوعی و عمدتاً وارداتی اشاره می‏کنم که سعی می‏کنند برخی از نقاط قوّت دولتهای قبلی را نقاط ضعف وانمود کنند. اگر ما در دوره‏ی جنگ یا در دوره‏ی مرحوم شهید رجایی در زمینه‏های اقتصادی، فلان تصمیمها را گرفتیم و در زمینه‏های امنیتی فلان کارها را کردیم که نیاز کشور بود، امروز بعضی سعی می‏کنند این‏ها را به عنوان یک نقطه‏ی ضعف معرفی کنند. اگر ما در آن زمان وزرایی داشتیم که بعد از آنکه دوره‏ی وزارتشان تمام شد، وقتی می‏خواستند روز جمعه به نماز بروند، همراه با زنشان سوار موتورسیکلت شدند و به نماز جمعه رفتند، این نقطه‏ی قوّت است؛ این‏ها جزو افتخارات ماست؛ این‏ها تابلوست و باید بماند. اگر ما وزرایی داشتیم که مقیّد بودند در نماز جمعه شرکت کنند و در میان مردم بنشینند و حرف آن‏ها را بشنوند، این‏ها نقطه‏ی قوّت است. مرحوم شهید کلانتری به من گفت در نماز جمعه نشسته بودم، یک نفر به من رو کردو گفت ببین چقدر زمانه عوض شده است. گفتم چطور؟ آن شخص به کسی که در صفِ جلو نشسته بود، اشاره کرد و گفت: او وزیر است. مرحوم شهید کلانتری می‏گفت به صف جلو نگاه کردم، دیدم عبّاسپور- وزیر نیرو- است. به او گفتم پس من یک چیز عجیبتر به تو بگویم؛ من هم وزیرم! خدا شهید کلانتری را رحمت کند. آن‏هایی که او را دیده بودند و می‏شناختند، می‏دانند که آدم بسیار پُرتحرک، پُرخون، پُرعزم و خیلی به‏دردبخوری بود. او هم واقعاً از جمله‏ی کسانی بود که از دستمان رفت.
اگر وزرا به مناطق محروم سرکشی می‏کردند، اگر در کارتابلها غرق نمی‏شدند و به میان مردم می‏آمدند، این‏ها نقاط قوّت بوده است. نقاط ضعف هم وجود داشته است. اگر ما انضباط اداریِ کم و کاربلدیِ اندک و تجربه‏ی ناچیزی داشتیم، این‏ها نقاط ضعف است؛ باید این‏ها را برطرف کنیم. نباید در شناخت نقاط قوّت و ضعف اشتباه کنیم. اگر آن زمان وزیری مثلًا به خودش حق می‏داده که در زمینه‏ی کارهای مالی برخلاف قانون عمل کند، به خیال اینکه دوران انقلاب است، کارش نقطه‏ی ضعف محسوب می‏شده است. اوایل انقلاب وزیری به من گفت من فلان چیز را از فلان‏جا می‏آورم؛ اما اگر اجازه ندهند، دیوار را سوراخ می‏کنم و آن را می‏آورم! البته آن روز شاید کسی او را به خاطر آن کار مذمّت نمی‏کرد؛ اما این نقطه‏ی ضعف است. نقاط ضعف را کم کنیم، نقاط قوّت را اضافه کنیم و در شناخت نقاط قوّت و ضعف، اشتباه نکنیم.

برادران و خواهران عزیز! جوانان عزیز من! ملت عزیز ایران! این‏ها چهار نقطه‏ی قوّت اساسی است. هم مردم و هم مسئولان باید قدر این‏ها را بدانند. این چهار عنصر موجب پایداری نظام است. این چهار عنصر موجب آن است که هیچ‏وقت دشمن نتواند به این نظام ضربه بزند. هرجا ما از این چهار عنصر غفلت کردیم، ضربه خوردیم. اگر ضربه‏ی اقتصادی خوردیم، اگر عقب‏ماندگی اقتصادی پیدا کردیم، اگر در زمینه‏های سیاسی دچار ضعفی شدیم، بر اثر غفلت از این عناصر بوده است. آنجایی که پیشرفت کردیم، آنجایی که عزّت به دست آوردیم، آنجایی که توانستیم موانع را از سر راه برداریم، آنجایی که دشمن را ناکام کردیم، به خاطر تکیه بر این عناصر بوده است. نگذارند و نگذارید این عناصر از دست مردم برود و مورد تهاجم قرار گیرد. نگذارید دشمن به میل خود، راه را برای تسلّط مجدّد بر این کشور هموار کند. هشیاری مسئولان کشور و آحاد مردم لازم است.

نباید کسانی تصوّر کنند که رسیدن به ریاست یا فلان مقام- همچنان که در دنیا معمول و رایج است- باید با برخورداری‏های فراوان همراه باشد. ما امسال را به عنوان سال رفتار علوی نام‏گذاری کردیم. ما کجا، رفتار علوی کجا؟ اما بالاخره وظیفه داریم. چاره‏ای نداریم، جز اینکه در این راه حرکت کنیم. ما باید فاصله‏ی خود و رفتار علوی را کم کنیم و تا آنجایی که می‏توانیم، جدّ و جهد نماییم. یکی از اوّلین قدمها در این راه، همین است. افزون‏طلبی برای مسئولان ممنوع است. مشی اشرافی‏گرایانه برای مسئولان کشور، نقطه‏ی ضعف به شمار می‏آید. اگر دیگران این را لازمه‏ی رسیدن به مقامات عالیه‏ی کشور می‏دانند، در نظام اسلامی، این‏ها نه تنها لازمه‏اش نیست، بلکه نقطه‏ی ضعف هم محسوب می‏شود. بنابراین داوطلبان بدانند که این راه، راه خدمت است؛ مسابقه و رقابت در این راه هم رقابت برای خدمت کردن هرچه بیشتر است. اگر این‏طور شد، آن‏گاه در تبلیغات، در بیان مطالب نسبت به یکدیگر یا نسبت به خود، حدود رعایت خواهد شد.

چرا بعضی افراد از آوردن اسم دشمن بدشان می‏آید؟! می‏گویند نفهمید، ندانید و به یاد نیاورید که دشمن دارید! انقلاب و نظام جمهوری اسلامی این راه روشن را به ما نشان داد و این خطّ صلاح و فلاح را در مقابل پای ملت گذاشت. انقلاب احتیاج به تجدید نظر ندارد؛ احتیاج به عمل کردن دارد. عدّه‏ای دائماً دم از تجدید نظر می‏زنند. در چه چیزی می‏خواهید تجدید نظر کنید؟! انقلاب، یک حرکت عظیم در مقابل فساد و بی‏کفایتیِ رژیمی بود که تا خرخره در لجنزارهای فساد و وابستگی گرفتار شده بود. انقلاب، یک اصلاح بزرگ است. باید به انقلاب عمل کرد؛ باید به قانون اساسی عمل کرد؛ باید به مبانی نظام جمهوری اسلامی وفادار بود و عمل کرد. انقلاب و جمهوری اسلامی عیبی ندارد. بنده و امثال بنده با ضعفها و کم‏بصیرتی و ترس و جبنِ ذاتی و دلدادگیِ خود به امور مادّی و عشرت دنیایی می‏خواهیم انقلاب را تفسیر کنیم. ما ضعفهای خود را به حساب انقلاب می‏گذاریم؛ در حالی که انقلاب، قوی و کارآمد است و نظام جمهوری اسلامی، همان قلّه‏ی بلندی است که می‏تواند ملت ایران و کشور عزیز ما را از همه‏ی گرفتاریهای مادی و معنوی‏اش بیرون بیاورد؛ به شرطی که بنده و امثال بنده به آنچه که نظام جمهوری اسلامی و اسلام عزیز بر دوش ما گذاشته، عمل کنیم و ضعفهای خودمان را به پای نظام جمهوری اسلامی نگذاریم.

ما به‏هرحال در انقلاب و در نظام جمهوری اسلامی نقاط قوّت و ضعفی داریم. باید این نقاط قوّت را تقویت و آن نقاط ضعف را بتدریج کم کنیم. می‏توان فهرستی از نقاط قوّت را در مقابل خود گذاشت و در کنارش هم نقاط ضعف را چید. غالباً هم روی این مسائل، کار و فکر شده است؛ یعنی چیزهایی نیست که نشود این‏ها را شناخت. سازوکار حرکتِ عالَم و حرکتِ جوامع، یک سازوکار کاملًا پیچیده است؛ یعنی صِرف اینکه ما مشکلات را بدانیم، دلیل بر این نیست که این مشکلات رفع شود؛ نه، همه‏ی ما انسان هستیم؛ انسان هم در حالِ یک مجاهدت دائمی است و به آن احتیاج دارد. همیشه باید با شیطان نفس و با شیطان خارجیِ موجود که راه خلاف را ترویج می‏کند، مبارزه کرد؛ یعنی همیشه یک مبارزه و یک مجاهدت دائمی و آگاهانه و هوشیارانه لازم است. سعی کنیم کمتر اشتباه شود. زمینه‏های پیشرفت بسیار زیاد است.

امروز دشمن از همه‏ی روشها استفاده می‏کند. من دیروز در جمع جوانها می‏گفتم که امروز صدها سایت اصلی و هزاران سایت فرعی در اینترنت وجود دارد که هدف عمده‏شان این است که تفکّرات اسلامی و بخصوص تفکّرات شیعی را مورد تهاجم قرار دهند. تهاجم هم تهاجم استدلالی نیست؛ از روشهای تخریبی و از روشهای روان‏شناسانه و غیره استفاده می‏کنند. همه‏ی این‏ها پاسخ دارد؛ پاسخهایش هم مشکل نیست؛ بایستی از این وسایل استفاده کرد. باید از آنچه که در اختیار داریم، حد اکثر استفاده را بکنیم. ما نه از صدا و سیمایمان، نه از مطبوعاتمان و نه از بسیاری از منابر عظیم عمومی‏مان، چنان‏که باید و شاید، استفاده نمی‏کنیم. این ضعفهای ماست؛ این ضعفها را بایستی کم کنیم. باید روز به روز نقاط ضعف را کم و نقاط قوّت را زیاد کرد؛ و این ممکن است.

بی‏شک اگر ضعفهای ما مسئولان نظام جمهوری اسلامی و کوتاهیها و غفلتهای موجّه یا ناموجّه ما نمی‏بود، امروز جمهوری اسلامی به برکت احکام و معارف نورانی اسلام فصل بزرگتری از مشکلات را پشت سر گذاشته و به هدفهای خود نزدیک‏تر از این شده بود.

قضیه‏ی جنگ ما خیلی‏ها را منقلب کرد. این جوانان ما، این فداکاریها، این ایستادگی در جنگ، این ایستادگی در میدان سیاست، این مرعوب نشدن در مقابل تشرهای استکبار و امریکا، امروز چیز کمی نیست. نظام جمهوری اسلامی در مقابل مقتدرترین قدرت مادّی دنیا ایستاده و اصلًا نمی‏خواهد جنگ‏آوری و معارضه کند؛ اتفاقاً به نقطه‏ی قوت خودش تکیه می‏کند. آن‏ها بدشان نمی‏آید که ما به نقطه‏ی ضعف خود یعنی نیروی مادّی و سلاح تکیه کنیم. ما به نقطه‏ی قوّت خود تکیه می‏کنیم؛ یعنی به ایمان و اعتقاد و همراهی و همکاری مردم با حکومت. در این میدان، ما عقب نیستیم. ما توانسته‏ایم مقاومت کنیم و بعد از این هم بحمد اللّه می‏توانیم. این می‏شود شهید؛ این می‏شود برای ملتها الگو؛ این می‏شود یک راه در دنیا برای تماشاگران تا آن را ببینند. کسانی جرأت می‏کنند و قدم می‏گذارند؛ اما ممکن است کسانی هم جرأت نکنند قدم بگذارند. بالاخره راه ترسیم شده است؛ این مهمّ است که راهی ترسیم شود. بنابراین با این آینده و با این انتظارات جهانی و تاریخی، نظام اسلامی و انقلاب اسلامی کارهای خیلی بزرگی در پیش رو دارد. کسانی هم که باید این کارها را بکنند، شما هستید؛ شما جوانان و این نسل جدید روحانی که إن شاء اللّه با تکیه بر کتاب و سنّت و فکر درست اسلامی و استقلال روحیه و بلندنظری و آلوده نشدن به چیزهای کوچک و حقیری که متأسفانه خیلی دست و پاها را می‏گیرد مسائل مادّی، مسائل سیاسی، رفیق‏بازی، چیزهای واقعاً بی‏ارزش و ... بتوانید پیش بروید. مواظب باشید به چیزهای بی‏ارزش مطلقاً خود را دچار نکنید؛ حیف است. واقعاً امثال شما برای آینده خیلی می‏توانند مفید واقع شوند و این بارها بر دوش شماست.

منتقدان نظام جمهوری اسلامی، می‏گردند نقطه ضعفها را پیدا می‏کنند. شاید بعضی نقطه ضعفها را ما بیشتر از منتقدان بدانیم. انسان عیوب خودش را بیشتر از دیگران می‏داند. مسئله این نیست که جمهوری اسلامی آیا نقطه ضعف دارد یا ندارد البته که دارد مسأله این است که با وجود این نقطه ضعفها، کاری انجام گرفته است و حادثه‏ای اتّفاق افتاده است که این حادثه، بزرگترین حادثه در طول تاریخ چند قرن اخیر در دنیای اسلام است؛ یعنی ایجاد حکومت اسلامی؛ حاکمیت احکام دین؛ حاکمیت ارزشهای اسلام؛ بلند شدن پرچم قرآن و تشکیل جامعه بر اساس معارف اسلامی. این مهمّ است. البته بلاشک نقطه ضعف هم وجود دارد. این ضعفها و کوتاهیهای ماست که خودش را بر این جامعه و بر نظام اسلامی تحمیل می‏کند. باید بکوشیم ضعفهای خود را کم کنیم و نظام اسلامی را تقویت و کامل نماییم. آنچه که دشمن نمی‏خواهد، مسلمانان باید به آن توجّه کنند. اصل قضیه این است.

کسانی که با حکومت و با ولایت اسلامی، دشمنی می‏کنند، از این چیزها می‏ترسند؛ با اسلامش بدند! اسم ولایت را حمل کردن بر مفاهیمی که یا ناشی از بی‏اطّلاعی و بی‏سوادی و کج‏فهمی است، یا ناشی از غرض و عناد است! ولایت، یعنی حکومتی که در آن در عین وجود اقتدار، در عین وجود عزّت یک حاکم و جزم و عزم و تصمیم قاطع یک حاکم، هیچ نشانه‏ای از استبداد و خودخواهی و خود رأیی و زیاده‏طلبی و برای خودطلبی و این‏ها نیست. این، آن نشانه‏ی اصلی برای این حکومت است. بدیهی است که در چنین حکومتی، عدالت باید زنده شود. هرچه که ما در امر عدالت، کوتاه بیاییم، ضعف ما در این خصوصیات است. اینکه من بارها می‏گویم تا رسیدن به نقطه‏ی مطلوبِ حکومت اسلامی، فاصله داریم اگرچه با حکومتهای مادّی هم خیلی فاصله داریم؛ اما تا آن نقطه‏ی اصلی هم فاصله‏ی زیادی داریم به‏خاطر این است. هرچه و هرجا که در امر عدالت، در امر محو شدن و هضم شدن در اراده‏ی الهی و احکام الهی، کوتاه بیاییم، ناشی از ضعفهای شخصی ماست، و الّا حکم اسلامی و ولایت اسلامی این است.

این جلسه‏ای که شما الآن اینجا پیش من دارید، من نظایر این جلسه را البته با غیر جوانان، احیاناً هم با جوانان مکرّر دارم. افراد می‏آیند اینجا حرف می‏زنند، سؤال می‏کنند، حرف خود را مطرح می‏کنند، اشکال می‏کنند، نامه می‏نویسند، تلفن می‏زنند؛ به من هم خبرش داده می‏شود؛ اما توجه داشته باشید که انتقاد کردن به معنای عیب‏جویی کردن، یک ارزش نیست که ما حالا بگوییم این در جامعه‏ی ما نیست. البته این هست و متأسّفانه به شکل غیر منطقی‏اش هم هست! انتقاد معنایش این است که هر انسانی بنشیند عیارسنجی کند، ببیند نقطه‏ی ضعف کجاست، نقطه‏ی قوّت کجاست؛ بعد ببیند این نقطه‏ی ضعف اگر می‏تواند علّت‏یابی کند به کجا برمی‏گردد، سراغ آنجا برود؛ یعنی آن ریشه را پیدا کند، اصل را پیدا کند. اگر این کار انجام شد، درست است؛ این همان چیزی است که انسان از جوان توقّع دارد؛ درست همان چیزی که جناحهای سیاسی به این چیزها عقیده‏ای ندارند. جناحهای سیاسی، یکباره، غالبی، خطکشی شده و بدون تمحیض در مسائل کار می‏کنند.

بحمد اللّه در این بیست سالی که از انقلاب گذشته است، این مجموعه‏ی عظیم و این سازمان بزرگ یعنی جهاد سازندگی یکی از بهترین امتحانها را داده است. امروز هم بحمد اللّه وجود شما ذی‏قیمت و مغتنم است. باید این کارها را ادامه دهید. هم باید به سازندگی شهرها و روستاها بپردازید و هم به سازندگی انسانها مشغول شوید. در درون خودتان، مدیران لایق، اشخاص برجسته، دستهای کارآمد و مغزهای فعّال تربیت کنید. این کشور، هنوز سالهای‏ متمادی به خدمات شما و به کار و تلاش مخلصانه‏تان احتیاج دارد. در این دورانی که دشمنان انقلاب، کمین گرفته‏اند تا شاید بتوانند از برخی از مشکلات اقتصادی یا تعطیل بعضی از کارها، احیاناً نقطه‏ی ضعفی برای نظام، یا برای دولت و مسئولینِ دلسوزِ خدمتگزار درست کنند، وظیفه‏ی همه و بخصوص شماست که تلاش خودتان را مضاعف کنید تا بتوانید با کار سازنده، مشکلات مردم را کم و به پیشرفت کشور کمک نمایید.

عدّه‏ای بودند که پرونده‏هایشان ناپاک بود، دست‏هایشان آلوده بود و می‏ترسیدند وارد میدان شوند و چیزی بگویند. اگر آن‏ها هم چیزی می‏گفتند، کسی کارشان نداشت. همان حرفی که امروز می‏زنند، اگر آن روز هم می‏گفتند، کسی کارشان نداشت؛ اما خودشان می‏ترسیدند؛ چون پرونده‏های بدی داشتند. کینه‏ی آن‏ها با انقلاب، با امام و با تفکّر اسلامی امامی، از قدیم معلوم شده بود. این‏ها خودشان جرأت نمی‏کردند وارد میدان شوند. بعد از انتخابات اخیر ریاست جمهوری، بر اساس تحلیل غلطی که از انتخابات کردند، جرأت پیدا کردند! تحلیل غلط آن‏ها این بود که خیال کردند مردم سی میلیون رأی علیه نظام دادند! این‏ها خوشحال شدند؛ در حالی که مردم سی میلیون رأی برای تثبیت نظام داده بودند. یکی از افتخارات نظام اسلامی این است که بعد از گذشت هجده سال از پیروزی انقلاب، در یک انتخابات، سی میلیون از جمعیتِ سی‏ودومیلیونیِ حق‏رأی‏دار حدود نوددرصد وارد میدان انتخابات می‏شوند. این‏ها نقطه‏ی قوّت نظام را نقطه‏ی ضعف تلقّی کرده بودند! البته ابتدا رادیوهای بیگانه، همان روزهای اوّلِ انتخابات، مرتّب داد و فریاد می‏کردند برای اینکه به کسانی که آماده و مستعد به این انحراف و اشتباه هستند، خطّ و جهت بدهند که بله؛ سی میلیون نفر اظهار نارضایی از نظام کردند! خواستند نقطه‏ی قوّت نظام را نقطه‏ی ضعف نظام وانمود و قلمداد کنند. این بیچاره‏ها هم یا باور کردند، یا خودشان را فریب دادند؛ خیال کردند که حالا در کشوری که نظام سی میلیون نفر مخالف دارد، پس ما هم بیاییم حرف بزنیم! حالا جرأت پیدا کرده‏اند، حرف می‏زنند؛ در حالی که فرقی نکرده، آن وقت هم اگر تخلّفی می‏کردند، حدود و مرزهای منطقی را می‏زدند و تحت تعقیب قانونی بودند، امروز هم همان‏طور است؛ هیچ فرقی نکرده است. امروز هم اگر کسانی اضلال کنند، افساد کنند، ارجاف کنند، باز همان‏گونه است؛ فرقی نکرده است.

بحمد اللّه در این مدّتی که عمر کوتاه دولت کنونی است، زحمات زیادی کشیده شده و من به برادران و مسئولان محترم توصیه می‏کنم که مردم را در جریان کارها قرار دهند. وعده‏هایی که عمل می‏شود، به مردم گفته شود. از قدمهایی که در جهت هدفها برمی‏دارید، مردم مطّلع شوند. خیلی کارها می‏شود و خیلی پیشرفتها انجام می‏گیرد که مردم از آن‏ها مطّلع نیستند و احیاناً دشمن بزرگ‏نماییِ نقاط ضعف هم می‏کند. امروز بیشترین تلاش دشمن بر این متمرکز است که نقطه‏ی ضعفی که وجود ندارد، خلق کند و اگر وجود دارد، در کشور بزرگ‏نمایی کند تا مردم را از دل‏بستگی و پیوندی که با نظام اسلامی دارند، منقطع نماید. تلاش شما در کار و بیانتان برای مردم، می‏تواند جلوِ این را بگیرد.

جامعه‏ی ما بحمد اللّه جامعه‏ای جوان است؛ چهره‏ی جامعه جوان است. جوانان در جامعه‏ی ما اکثریّتند و بعد از این هم تا چندین سال همین‏طور خواهد بود تا نوبت به آن رشدهای کمتر توالد برسد که متعلّق به سالهای بعد است. فعلًا تا سالهای متمادی، چهره‏ی جامعه‏ی ما، چهره‏ی جوان است و جوان مظهر تفضّلات الهی به انسان‏هاست؛ زیرا جوان دارای صفا و صمیمیت است. به خاطر برخی نقاط ضعف، دشمن روی جوان برنامه‏ریزی می‏کند؛ اما نقاط قوّت جوان به مراتب از نقاط ضعف او بیشتر است.

شما نظامی هستید و می‏دانید که در مبارزات- چه مبارزات نظامی و چه مبارزات سیاسی یا اقتصادی- هر طرف باید بر نقاط قوّت خود و نقاط ضعف طرف مقابل تکیه کند. شما ببینید نقطه‏ی قوّتتان چیست و روی آن تکیه کنید؛ چنان‏که در میدان جنگ همین کار را می‏کنید. یعنی نقطه ضعف طرف را می‏یابید، رخنه‏گاه را در صفوف طرف مقابل پیدا می‏کنید و حمله را بر نقاط ضعف طرف متمرکز می‏نمایید؛ و اگر بتوانید نقاط قوّتِ طرف را از بین ببرید، به این کار می‏پردازید. فرض بفرمایید اگر دشمن هواپیماهای بسیار تیزپروازی دارد، برای زمین‏گیر کردن او در منطقه، ضدّهوایی‏تان را تقویت می‏کنید. یا اگر زرهیِ بسیار مسلّطی دارد، شما ضدّ زرهیتان را مجهّز می‏کنید تا او زمین‏گیر شود. در مبارزات نظامی، این قاعده‏ی کلّی است و همه‏ی ارتشهای جهان، در نبردها چنین کاری می‏کنند. در دنیای سیاست نیز همین‏طور است. استکبار به کشور ما نگاه کرده و دیده است که ملت ایران نقاط قوّت و نقاط ضعفی دارد. بنابراین می‏خواهد ضمن حدّ اکثر استفاده از نقاط ضعف، تا آنجا که می‏تواند نقاط قوّت را از بین ببرد و مانع استفاده‏ی این ملت از نقاط قوّت خود شود.

در مقابل ما دشمنی قرار دارد که پانزده سال تلاش کرد و نتوانست ضربه بزند؛ اما هنوز مأیوس نشده است. بحمد اللّه نقاط قوّت ما زیاد است. باید این نقاط قوّت را تقویت کنیم؛ همین نقاط قوّتی که گفتم و بسی نقاط قوّت دیگر را. این‏ها را باید تقویت کنیم. البته نقاط ضعفی هم داریم که باید در برطرف کردنشان بکوشیم و بدانیم که دشمنان می‏خواهند نقاط قوّت ما را از بین ببرند.

این را که گفته می‏شود «استکبار جهانی از ملت ایران می‏ترسد»، بعضی برندارند به عنوان یک نقطه ضعف مطرح کنند و بگویند: «ببینیم چه کار کرده‏اید که از شما می‏ترسد؟!» این ترس، ترسِ یک مجرم از انسانی است که‏ می‏خواهد او را سرِ جای خودش بنشاند. ترسِ یک گناهکار است، از کسی که گناه را می‏شناسد و می‏خواهد گناهکار را افشا کند. ترسی که استکبار دارد، چنین ترسی است.

در برنامه‏های اقتصادی دولت، آن نقطه ضعفی که خیلی زود به چشم انسان می‏آید، این است که از لحظه‏ی شروع مقدمات، تا وقتی‏که دولت بخواهد به نتایج مورد نظر خودش برسد، در اواسط کار، به ضعفای جامعه خیلی سخت می‏گذرد؛ این کاملًا محسوس است. اگرچه الآن وفور هست، اما وفور همراه با گرانی است. تا وقتی‏که سیاستهای اقتصادی دولت به ثمر برسد و عرضه و تقاضا به نقطه‏ی تعادل نزدیک شود و همه بتوانند به نحو صحیحی از تولیدات استفاده کنند، شاید فاصله‏یی وجود داشته باشد. در این بین راه، آن قشرهایی که علی‏العجاله صدمه می‏خورند، قشرهای ضعیف و افراد کم‏درآمدند؛ که متأسفانه تعدادشان هم زیاد است. الآن وقتی می‏خواهند اسم اقشار کم‏درآمد را بیاورند، قشر کارمندان و کارگران را مطرح می‏کنند که واقعاً هم ضعیف هستند اما انسان وقتی به متن جامعه می‏رود، می‏بیند که در خود تهران و شهرهای بزرگ حالا چه برسد به جاهای دوردست انصافاً افراد ضعیف زیادند؛ کسبه‏ی ضعیف، دست‏فروشان، مشتغلان به مشاغل کم‏اهمیت و احیاناً کاذب، خانواده‏های پُرجمعیت و کم‏درآمد، و محرومیتهای بسیار بالا؛ واقعاً این‏ها در جامعه‏ی ما وجود دارد و همه‏ی این‏ها برخلاف مقاصد انقلاب است؛ اصلًا انقلاب برای این بود که این‏ها برداشته و برافکنده بشود. من می‏دانم که برای رسیدن به آن مقصود، راههای طولانی‏یی را باید طی کرد.

در کشور ما بحمد اللّه از روز اول پیروزی انقلاب تاکنون، حضور مردم در ایجاد و پیشرفت این نظام، و در تمهید و وضع و اجرای قوانین، محسوس بوده است. در قوه‏ی مجریه و قوه‏ی مقنّنه و در قضیه‏ی رهبری، حضور مردم محسوس است. با این کیفیت و با این وضوح، ما در دنیا کشوری را که مردمِ آن این‏طور آزادانه و با میل و با شوق و با احساس ایمان و با پشتوانه‏ی دینی، حضوری همه‏جانبه داشته باشند، سراغ نداریم. یک چیز به این واضحی را تبلیغات دشمن انکار می‏کند؛ ما غیر از این هم از دشمن انتظاری نداریم. امروز ما انتظار نداریم که بلندگوهای استعماری به ما بدگویی نکنند؛ نظام را زیر سؤال نبرند؛ نقاط منفی‏یی را که وجود ندارد، ادعا نکنند؛ ضعفهایی که به طور قهری و طبیعی در هر کشوری هست و بسیاری از آن‏ها متأثر از حضور ابرقدرت‏هاست، آن‏ها را چند برابر نکنند؛ تعجب ما آن وقتی است که دشمن به‏جای دشمنی، دوستی کند.

ممکن است در همه‏ی مراحل دشمن بخواهد از همه‏ی موفقیتهای ما یک نقطه‏ی منفی بتراشد و هر نقطه‏ی قوّتی را نقطه‏ی ضعف وانمود کند؛ ما از دشمن جز این انتظاری نداریم. از روزی که حرکتهای اسلامی در دنیا شروع شده، حرکت استعماریِ تبلیغاتی علیه جمهوری اسلامی و نظام اسلامی هم شروع شده است؛ یعنی همان‏طور که جاذبه‏ی حرکت ملت ما، ملتهای دیگر را به حرکت آورد، کوشش استکبار این است که کاری کند که یک ضد جاذبه درست شود. هرجا مردم، متحرک به حرکت اسلامی و با انگیزه‏ی اسلامی هستند، این تبلیغات بیشتر و غلیظتر و همه‏جانبه‏تر است. عرض کردم، ما از دشمن توقع هم نداریم که علیه ما تبلیغات نکند. ما توقع نداریم که دشمن به وجود یک نظام مردمی به معنای حقیقی کلمه اعتراف کند؛ اگر دشمن به این معنا اعتراف نکرد، این خلاف انتظار ما نیست. ما انتظار نداریم که دشمن وجود خفقان و اختناق و انتفاء آزادی را در این کشور ادعا نکند؛ باید هم بگوید؛ جز این انتظاری نیست. ما می‏بینیم که دشمن آنجا که به حرکت اسلامی می‏رسد، چگونه به‏طور بارز و آشکار، حق‏کشی و حق‏پوشی خودش را غلیظتر از همیشه می‏کند و شرم هم نمی‏کند!

نه اینکه ما بخواهیم غافلانه حکم واحدی نسبت به همه صادر کنیم؛ معلوم است که چنین حکمی را صادر نمی‏کنیم؛ هیچ‏کس نسبت به هیچ مجموعه‏یی نمی‏تواند این‏طور حکمی صادر کند؛ تا اگر کسی در گوشه‏یی نقطه‏ی ضعفی پیدا کرد، به رخ ما بکشد که حالا ببینید شما چه می‏گفتید؛ نه، قضیه این نیست؛ قضیه این است که مجموعه‏ی عظیمی از جوانان، از آن‏هایی که همسنهاشان در اکناف عالم و تا چندی پیش در همین کشور، جز مسائل پیش‏پاافتاده‏ی فردی و جسمانی و مادّی، چیزی را درک نمی‏کردند، آن‏چنان رفعت و اوجی پیدا کرده‏اند که تمام مسائل حیات شخصی، برای آن‏ها مسائل فرعی و تبعی به حساب می‏آید؛ این شوخی نیست؛ این معجزه‏ی انقلاب بود. بسیج هم همین‏طور است. آحاد عظیم بسیج، در طول این هشت سال، چیزی را در تاریخ ثبت کردند و گذاشتند که جز در برهه‏های استثنایی تاریخ گذشته‏ی بشریت، نظیرش را نمی‏شود پیدا کرد.

دشمن نقاط ضعف ما را در دستگاه‏های فنی و صنعتی نفتی ما دیده بود و آن‏ها را زیر فشار قرار می‏داد؛ و شما چه این دستگاه را، چه دستگاه‏های مربوط به تزریق گاز را، چه دستگاه‏های مختلفی را که بعضاً من خودم هم چند سال پیش آمدم و از نزدیک دیدم، و چه بعد از جنگ، پالایشگاه آبادان و دستگاه‏های مختلف مربوط به پتروشیمی و غیره را راه انداختید. همه‏ی این‏ها مربوط به این دستگاهی است که بحمد اللّه حرکت مفیدی دارد.

واقعا دوازده سال است که ما در نهایت حساسیت حرکت می‏کنیم. من کمتر ملتی را می‏شناسم حتّی ملتهای انقلابی که بعد از دوران انقلاب، وضعشان مثل ما حساس بوده باشد. شما به این انقلاب‏هایی که در زمان ما اتفاق افتاده و ما از آن‏ها خبر داریم، و نیز به آن‏هایی هم که قبلًا اتفاق افتاده و خوانده‏اید، نگاه کنید. مثلًا ده سال اولِ بعد از انقلاب این کشور همسایه‏ی ما شوروی را با ده سال اول انقلاب ما مقایسه کنید. یا مثلًا ده سال اولِ این همه انقلاب‏هایی که در آفریقا و امریکای لاتین، در طول این چند ده‏ساله اتفاق افتاده است، مقایسه کنید، خواهید دید که اوضاع هیچ‏کدامشان هرکدام به دلیلی: اوضاع جهانی، سرگرمی قدرتها و مسائل گوناگون داخلی و خارجی به حساسیت و خطورت و اهمیت وضع ما نبوده است.
در چنین وضع حساسی، ما چطور می‏توانیم رها کنیم و اجازه بدهیم که کسانی همین‏طور بی‏مسئولیت نقطه‏یی را بگیرند که به نظر آن‏ها نقطه‏ی ضعف است و به دولت و مسئولان حمله کنند؟ غرض، در این شرایط، من هرگونه تضعیفی که نسبت به مسئولان نظام، بخصوص نسبت به دولت انجام بگیرد، خیانت می‏دانم.

انسان گاهی در رادیوها یا در اطلاعیه‏هایی که مخالفان انقلاب می‏نویسند، چیزهایی می‏شنود و یا می‏خواند که تعجب‏ می‏کند این‏ها را از کجا می‏آورند. علت اینکه تبلیغات جهانی سعی می‏کنند مشکلاتی را که در ایران نیست، به ایران نسبت بدهند؛ آنچه را که کوچک است، ده برابر و صد برابر بزرگتر کنند، این است که می‏خواهند مردم دنیا را نسبت به مسائل ایران، دچار یأس و ناامیدی کنند. می‏خواهند بگویند که اسلام و انقلاب این است و انقلاب و اسلام نمی‏توانند یک کشور و ملت را اداره کنند و سعادتمند نمایند. عزت و بیداری و شجاعت و تسلیم‏ناپذیری ملت ایران، بانشاط شدن این نسل انقلابی، ابتکار و فعالیت و حرکت به سمت خودکفایی در ایران را ندیده می‏گیرند؛ اما فرضاً اگر سیب زمینی یک چند روزی کم است، تمام رادیوهای دنیا می‏گویند که در ایران مسأله‏ی سیب زمینی وجود دارد! نه برای خاطر اینکه سیب زمینی مهم است؛ بلکه به این دلیل که نشان دادن حتّی یک نقطه ضعف کوچک در ایران اسلامی، برای آن‏ها خیلی مهم است. اگر یک نقطه ضعف کوچک پیدا کردند، برای آن‏ها فوزی است و خوشحال می‏شوند. شما باید سعی کنید ایران را آن‏چنان بسازید که برای اسلام و مسلمین، مایه‏ی افتخار باشد.

یک چنین کشور مردمی، یک چنین حکومت مردمی، یک چنین کشور دارای انتخابات آزاد، چون از لحاظ فرهنگ با غرب مخالف است، حتّی غربِ معتقد به دمکراسی، حاضر نیست این نقاط ضعف (!) را در جمهوری اسلامی ببیند! این همه برای آن است که جمهوری اسلامی از اول اعلام کرد که فرهنگ بیگانه و فرهنگ غربی را قبول نخواهد کرد.

از حالا به بعد هم همان وظیفه‏ی پشتیبانی و حساسیت و همت و هوشیاری و بیداری بر دوش همه است. هنوز دشمن‏های ما چشم می‏گردانند تا نقاط ضعف را پیدا کنند و فشار خود را وارد آورند. اگر مردم و قشرهای مختلف و مسئولان در هر رده‏ای، به دشمن نقطه ضعف نشان دهند، دشمن رحم نخواهد کرد. شما که به شهرهای خود برمی‏گردید، شاهد شایعه‏پراکنی، اختلاف‏افکنی، نق زدن، کم‏کاری، بدکاری و کارشکنی خواهید بود؛ این‏ها همان منفذهایی است که دشمن از آنجا نفوذ می‏کند.
نمودار
    پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی