others/content
نسخه قابل چاپ

گفت‌وگو با دکتر علیرضا کوهکن عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی

آمریکایی‌ها به دنبال توافق نیستند

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار جمعی از فرماندهان نیروی هوایی و پدافند هوایی ارتش در روز نوزدهم بهمن ماه تصریح کردند: «چند وقت است می‌شنوید در روزنامه، در فضای مجازی، در سخنان این و آن، بحث میشود از مذاکره‌ی دولت. خب، آنچه مورد بحث این بحث‌کنندگان است ــ چه در داخل، چه در خارج ــ مذاکره‌ی با آمریکا است. اسم مذاکره را می‌آورند که «آقا! مذاکره چیز خوبی است»، انگار کسی مخالف با خوب بودن مذاکره است! امروز وزارت خارجه‌ی جمهوری اسلامی ایران یکی از پُرکارترین وزارتخارجه‌ها است. کارش همین است دیگر؛ با کشورهای دنیا ــ شرقی، غربی، همه‌جور ــ مذاکره میکنند، رفتوآمد میکنند، حرف میزنند، قرارداد میبندند؛ استثنائی که وجود دارد آمریکا است» و بعد در ادامه تصریح کردند: «مذاکره‌ی با آمریکا هیچ تأثیری در رفع مشکلات کشور ندارد؛ این را باید ما درست بفهمیم. اینجور به ما وانمود نکنند که اگر نشستیم پشت میز مذاکره با آن دولت، فلان مشکل یا فلان مشکل حل میشود؛ نخیر، از مذاکره‌ی با آمریکا هیچ مشکلی حل نمیشود. دلیل: تجربه.» ۱۴۰۳/۱۱/۱۹
رسانهKHAMENEI.IR  به همین مناسبت در گفت‌وگو با دکتر علیرضا کوهکن عضو هیئت علمی دانشگاه علامه‌ی طباطبایی رفته است تا تجربیات تاریخی ایران در مذاکره با آمریکا را مورد تحلیل قرار دهد.
 
* رهبر انقلاب در دیدار اخیر همافران ارتش تصریح کردند که مذاکره با آمریکا هیچ تأثیری در رفع مشکلات کشور ندارد. دلیل آن را هم تجربه‌های تاریخی دانستند. لطفاً دو یا سه مصداق از این تجربیات را بیان کنید و اینکه با در نظرگرفتن تجربیات آیا مذاکره تاثیری در رفع مسائل کشور ندارد؟
* واقعیت این است که جمهوری اسلامی ایران در ۴۶ سال گذشته مذاکرات متعددی با آمریکایی‌ها داشته است. برخی از این مذاکرات آشکار و برخی پنهان بوده‌اند. بعضی از آنها مورد توجه افکار عمومی قرار گرفته و برخی دیگر، علی‌رغم اینکه مذاکرات محرمانه نبوده‌اند، کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند. رهبر معظم انقلاب نیز اخیراً و همچنین حدود ۱۰ سال پیش، در زمان مذاکرات برجام (بین سال‌های ۹۲ تا ۹۴)، چندین بار به این موضوع اشاره کردند که ما تجربیات خاصی داریم و این تجربیات ما را راهنمایی می‌کند که مذاکره با آمریکا فایده‌ای ندارد. این موضوع مبتنی بر مذاکرات قبلی است که انجام شده است.

دو نکته مهم در این زمینه وجود دارد: اول اینکه برخی تصور می‌کنند صرفاً مذاکره با آمریکا می‌تواند مشکلات را حل کند. به نظر می‌رسد این دیدگاه هم مورد نقد رهبر معظم انقلاب بوده و هم به نوعی نشانه‌ای از خام‌انگاری و توهم در سیاست خارجی است. مذاکره به خودی خود هیچ مشکلی را حل نمی‌کند و تنها زمانی مفید است که به نتیجه‌ای مثبت منجر شود.

نکته دوم درباره توافقات است. در بسیاری از مذاکراتی که با آمریکایی‌ها داشتیم، این مذاکرات به توافقاتی منجر شده، اما این توافقات برای کشور ما فایده قابل‌توجهی نداشته و مشکلات داخلی ما را حل نکرده است. به عنوان نمونه، یکی از اولین مذاکراتی که با آمریکایی‌ها داشتیم، مذاکراتی بود که به بیانیه الجزایر ختم شد. پس از تسخیر لانه جاسوسی، دیپلمات‌های آمریکایی در ایران بودند و آمریکایی‌ها خواستار آزادی آنها بودند. در مقابل، مردم ایران خواسته‌های مشخصی داشتند، از جمله بازگشت شاه، بازگشت اموال او و عدم دخالت آمریکا در امور داخلی ایران. توافقی که در نهایت انجام شد، با مساعدت دولت الجزایر بود و آمریکایی‌ها پذیرفتند که اموال ملت ایران را که شاه از کشور خارج کرده بود، پس بدهند و تحریم‌ها را لغو کنند و در امور داخلی ایران دخالت نکنند. حال بعد از حدود ۴۵ سال از این توافق، هنوز اموال را پس نگرفته‌ایم و تحریم‌ها همچنان برقرار است. همچنین آمریکایی‌ها هیچ ابایی ندارند که در جزئی‌ترین امور داخلی ایران دخالت کنند.

مورد دیگری که می‌توان ذکر کرد، توافقاتی بود که در دوره بوش پدر انجام شد. قرار بود ایران در حل برخی مسائل منطقه‌ای مانند آزادی زندانیان آمریکایی در برخی کشورهای همسایه به آمریکا کمک کند و در عوض، آمریکایی‌ها اموال بلوکه‌شده ایران را پس بدهند و تحریم‌ها را کاهش دهند. ایران تعهدات خود را انجام داد، اما آمریکایی‌ها به تعهدات خود عمل نکردند.

آخرین نمونه بارز این موضوع نیز مذاکرات طولانی بود که نهایتاً به برجام ختم شد. ایران از برخی حقوق هسته‌ای خود صرف‌نظر کرد تا آمریکایی‌ها در قبالش تحریم‌ها را کاهش دهند، اما اقدامات آمریکایی‌ها در این زمینه نیز ناکافی بود و با تغییر رئیس‌جمهور، کل توافقات زیر سؤال رفت.

این تجربه‌ی تاریخی نشان می‌دهد که اولاً اصل مذاکره با آمریکا هیچ مشکلی را حل نمی‌کند و ثانیاً حتی اگر به توافق هم برسند، آمریکایی‌ها آن را اجرا نخواهند کرد. این موضوع نه‌تنها در مورد توافقات ما بلکه در توافقات با سایر کشورها نیز صدق می‌کند.

دوره اول که مذاکرات انجام شد، اکنون در دوره دوم خود آن‌ها را لغو می‌کند. این نکته، تجربه تاریخی روشنی است که در برابر ما قرار دارد. همچنین باید به این نکته اشاره کنم که برآوردهای واقع‌بینانه نشان می‌دهد بسیاری از مشکلات اقتصادی که برخی به‌دنبال حل آن‌ها از طریق توافق با آمریکا هستند، ریشه‌های داخلی دارند. واضح است که تحریم‌های آمریکا فشار زیادی به اقتصاد ما وارد می‌کند، اما واقعیت این است که حتی اگر این فشارها برطرف شوند، بخش قابل‌توجهی از مشکلات اقتصادی همچنان باقی خواهد ماند، زیرا آن‌ها ریشه داخلی دارند و به کار در داخل کشور نیاز دارند.

* ارتباط عدم مذاکره با آمریکا و حفظ منافع ملّی ماست. چگونه می‌توانیم منافع ملّی خود را حفظ کنیم و این موضوع چگونه با عدم مذاکره با آمریکا مرتبط است؟
* افرادی که می‌خواهند با آمریکا مذاکره کنند، شعار می‌دهند که اگر با آمریکا مذاکره کنیم و به توافق برسیم، مشکلات ما حل خواهد شد. اما نکته اول این است که همان‌طور که گفتم، بسیاری از مشکلات ریشه داخلی دارند و حتی اگر توافقی صورت بگیرد، حل نخواهند شد.

نکته دوم این است که آمریکایی‌ها حتی اگر توافقی حاصل شود، به آن پایبند نخواهند بود و هیچ اتفاق خاصی نخواهد افتاد. نکته سوم اینکه در شرایط کنونی، آمریکایی‌ها به دنبال توافق نیستند. به همین دلیل رهبر انقلاب موضوع مذاکره را از دستورکار سیاست خارجی خارج کردند. زیرا مذاکره در این شرایط دو پیامد ناگوار دارد: اول اینکه آمریکا به دنبال توافق نیست و در مذاکرات تنها می‌خواهد نکات مدنظر خود را دیکته کند. این امر نه‌تنها منافع ما را زیر سؤال می‌برد، بلکه استقلال سیاست خارجی ما را نیز به خطر می‌اندازد.

نکته دوم این است که خود مذاکره در شرایطی که می‌دانیم به نتیجه نمی‌رسد، پیام منفی به برخی مسئولین و مردم کشور می‌دهد. به عبارت دیگر، برخی اقداماتی که باید در داخل انجام شود متوقف می‌شود تا ببینند نتیجه مذاکرات چه خواهد بود، در حالی که مشخص است نتیجه‌ای نخواهد داشت. این توقف فعالیت‌ها می‌تواند منجر به رکود شود و منافع ملّی را تحت‌تأثیر قرار دهد. ما تجربه این موضوع را در سال‌های گذشته داشتیم که چندین بار اقداماتی که باید در کشور انجام می‌شد متوقف شد تا نتیجه مذاکرات مشخص شود و نهایتاً این مذاکرات فقط رکود و خسارت برای کشور به همراه داشت.

* نکته مهم دیگری که مطرح شد، عدم عقلانیت، شرافتمندانگی و هوشمندی مذاکره با آمریکاست. چرا مذاکره با چنین دولتی نه عاقلانه و نه هوشمندانه است و نه شرافتمندانه؟
* از نظر عقلانی، کار عاقلانه به معنای انجام کنشی است که منفعت آن بیشتر از ضررش باشد. اما همان‌طور که توضیح دادم، چنین کاری در حال حاضر فایده‌ای برای منافع ملّی کشور ندارد.

از نظر هوشمندی نیز آمریکایی‌ها می‌خواهند از این ابزار استفاده کنند تا نشان دهند کشور دچار ضعف شده و تصویر قدرت ملّی ما را زیر سؤال ببرند و فضایی را فراهم کنند تا موارد مدنظر خود را به ما دیکته کنند. اگر ما وارد این فرآیند شویم، هم ضعف مورد نظر آمریکایی‌ها را تأیید کرده‌ایم و هم باعث رکود فعالیت‌های داخلی خواهیم شد که هیچ‌کدام به نفع ما نیست.

از لحاظ شرافتمندی نیز موضوع مذاکره باید در شرایط برابر و با حفظ وجهه طرفین باشد. نشستن بر سر میز مذاکره در شرایطی که طرف مقابل از قبل دستورکار را تعیین کرده و برگه‌ای جلوی ما گذاشته است که فقط باید امضا کنیم، برای کشوری مثل ایران که هزینه زیادی برای حفظ استقلال سیاسی خود پرداخت کرده، به‌شدت غیرشرافتمندانه است.

به عنوان مثال، رئیس‌جمهور اوکراین که کشورش در حال جنگ و ضعیف شده و وابسته به غرب است، حتی در چنین شرایطی نیز حاضر نشد کاغذی را که آمریکا برای امضای او گذاشته بود، امضا کند تا معادن اوکراین را به آمریکا منتقل کند. او گفت که فعلاً این کار را نمی‌کند. منظور من این است که حتی چهره‌های ضعیف و وابسته نیز چنین کاری نمی‌کنند، چه رسد به دولت مستقل ما که هزینه‌های زیادی برای حفظ استقلال سیاسی مردم خود پرداخته است. بنابراین در این شرایط، مذاکره شرافتمندانه نیست.

* در دنیای روابط بین‌الملل، مذاکره به‌طور کلی چه ویژگی‌هایی دارد و از چه مزایایی برخوردار است؟
* در سیاست خارجی، مذاکره به‌عنوان یک ابزار شناخته می‌شود. این ابزار در مقایسه با سایر ابزارهای سیاست خارجی مزیت خاصی ندارد، بلکه مزیت آن زمانی نمایان می‌شود که بتواند منافع ملّی را به‌طور مؤثرتر و با هزینه کمتر تأمین کند.

مذاکره زمانی خوب عمل می‌کند که شما در میز مذاکره قدرت و ابزارهای بیشتری داشته باشید یا حداقل در موضوعاتی که قرار است درباره آن‌ها صحبت کنید، وضعیت مناسبی داشته باشید. این به آن معنا نیست که مجموعه قدرت شما از طرف مقابل بیشتر باشد، بلکه به این معناست که در موضوع مذاکره، شما باید دست پر باشید و از ابزارهای قدرتی برخوردار باشید تا بتوانید از آن‌ها بهره‌برداری کنید.

در مذاکره، مهم است که هر دو طرف تمایل داشته باشند با یکدیگر گفت‌وگو کنند. تفاوت‌های زیادی در مذاکرات سیاسی وجود دارد؛ در واقع، هر دو طرف باید بپذیرند که به‌دنبال رسیدن به یک نتیجه مشترک هستند و نه اینکه یکی از طرفین بخواهد نظرات خود را به طرف مقابل دیکته کند.
در اين رابطه بخوانید :
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی
ایران همدل

شرکت در پویش ایران همدل

ورود به صفحه پرداخت