فشار اقتصادی شدید، جنگ روانی گسترده، حمایت رسانهای از آشوبها و در نهایت تلاش برای کشاندن اعتراضات به فاز خشونت مسلحانه. حضور عناصر خارجی، کشتهسازی، تخریب اموال عمومی و تلاش برای ایجاد شکاف اجتماعی همگی نشان میدهد هدف اصلی بیثباتسازی و فرسایش امنیت داخلی ایران بوده است.
تجربه تاریخی نشان میدهد بیقانونی در عرصه بینالملل بهتدریج مشروعیت را فرسوده میکند، ائتلافها را میشکند و مقاومت جهانی را افزایش میدهد. ترامپ نیز با اصرار بر همین مسیر، بیش از پیش به سرنوشت محتوم مستبدان یعنی «سرنگونی» نزدیک میشود؛ سرنوشتی که تاریخ بارها آن را تکرار کرده است.
بررسی جامع سخنرانی رهبر معظم انقلاب اسلامی و بازتاب گسترده آن در رسانههای عربی، غربی، منطقهای و حتی رسانههای وابسته به رژیم صهیونیستی نشان میدهد جمهوری اسلامی ایران توانسته در یکی از پیچیدهترین مقاطع امنیتی و رسانهای، ابتکار عمل روایتسازی را در دست بگیرد.
نظم بینالمللی اسلامی که رهبر انقلاب بر آن تأکید دارند، الگویی بنیادین و جامع برای اداره روابط جهانی است که در نقطه مقابل نظم ناعادلانه موجود قرار دارد. شاخصه کلیدی این نظم، نفی انحصار قدرت و توزیع عادلانه نفوذ و منابع میان ملّتها است.
ادعای همکاری آمریکا با ایران در شرایط کنونی بیش از آنکه یک پیشنهاد سیاسی واقعی باشد، بازتابی از بحران راهبردی واشنگتن در منطقه غرب آسیا است. تضاد ماهوی میان آرمانهای استقلالطلبانه جمهوری اسلامی ایران و راهبرد سلطهمحور آمریکا این ادعا را به یک بنبست آشتیناپذیر تبدیل کرده است.
حمایت همهجانبه و ساختاریافته آمریکا از رژیمصهیونیستی نهتنها یک سیاست خارجی صرف، بلکه یک استراتژی کلان برای حفظ منافع واشنگتن در غرب آسیا و تضمین برتری رژیمصهیونیستی بر دیگر بازیگران منطقهای است. رژیمصهیونیستی بدون حمایتهای گسترده آمریکا قادر به انجام این حجم از جنایت و جنگ نبوده و نیست.
جنگ ۱۲ روزه ملّت ایران دشمنان را شکست داد و آنها دست خالی بازگشتند بررسی اظهارات مقامات آمریکایی و صهیونیستی نیز این واقعیت را آشکار میکند. جنگ ۱۲ روزه نمایانگر شکست کامل تلاشهای اسرائیل و آمریکا در تحقق اهداف استراتژیک خود علیه ایران بود.
جنایات رژیم صهیونیستی در غزه و حمایت بیقیدوشرط آمریکا، یک بحران چندوجهی انسانی، دیپلماتیک و اقتصادی ایجاد کرده که پیامدهای عمیقی بر مشروعیت غرب و قدرت آمریکا داشته است. از اکتبر ۲۰۲۳ تاکنون، بیش از ۷۰ هزار فلسطینی به شهادت رسیدهاند که تصویری از نسلکشی سیستماتیک و نقض گسترده حقوق بشر ارائه میکند.
غرب که خود را مهد آزادی، حقوق بشر و پیشرفت تمدنی میداند، در واقع بزرگترین قربانگاه نهاد خانواده در تاریخ معاصر شده است. کاهش ازدواج، افزایش طلاق، تولدهای خارج از ازدواج، خانوادههای تکوالدی، کودکان بدون پدر، بیبندوباری جنسی و قاچاق انسان، همه زیر شعار «آزادی فردی» رخ داده است.
تا زمانی که آمریکا با منطق نظامیگری، اشغالگری و بهرهکشی در منطقه حضور دارد، غرب آسیا روی ثبات واقعی را نخواهد دید. راه پایان دادن به چرخه بحران، بازگرداندن سرنوشت منطقه به دست ملتهای منطقه، کاهش نقش قدرتهای فرامنطقهای و تقویت همکاریهای درونمنطقهای است.
سخنان رهبر انقلاب دارای اثرگذاری چندسطحی بر مخاطب داخلی، منطقهای و جهانی است و پیامدهای ژئوپلیتیک آن نقش ایران را به عنوان بازیگر قدرتمند و مستقل در منطقه تثبیت میکند. در مجموع، بررسی پوشش رسانهای جهانی نشان میدهد که این سخنان نه تنها پیام داخلی، بلکه ابزاری راهبردی برای نفوذ منطقهای و بینالمللی...
تأکید رهبر انقلاب بر «بنیادین بودن» اختلاف با آمریکا، پیام استراتژیک مهمی دارد. این تفکیک به جامعه بینالمللی میگوید که تهران منتظر تغییر دولت در واشنگتن یا تعدیل لحن نیست و مسئله عمیقتر است. بازتاب جهانی بیانات رهبر انقلاب نشان میدهد که تهران توانسته است از «دیپلماسی واکنشی» به «دیپلماسی مشروط» عبور و در عین حال، چارچوب گفتمانی خود را بر افکار عمومی جهانی تحمیل کند.
بازتاب گسترده جهانی سخنان رهبر معظم انقلاب نشاندهنده اهمیت استراتژیک این بیانات در شرایط کنونی منطقه و جهان است. در حالی که رسانههای غربی بر جنبههای دیپلماتیک، رسانههای صهیونستی بر ابعاد امنیتی، رسانههای عربی بر موضوع مقاومت و رسانههای شرقی بر استقلال تمرکز کردند، همه آنها بر یک نکته اتفاق نظر داشتند و آن اینکه، بیانات رهبر انقلاب «نقطه عطف» در روابط ایران با جهان و به ویژه با آمریکا است.
لطفا به منظور مشاهده بهتر سایت و مرور ایمن در اینترنت ، مرورگر خود را به نسخه بالاتر ارتقاء دهید
یا از دیگر مرورگرها استفاده کنید.