حماسه نوزدهم دی / مسئلهی نوزدهم دی/ قیام 19 دی/ تظاهرات مردم قم در 19 دی 1356
نوزدهم دی ماه؛ پاسخ مومنانه مردم قم به نیاز زمانه
نوزدهم دی یك نقطهی درخشنده است؛ نه فقط در تاریخ قم، بلكه در تاریخ كشور ما و تاریخ انقلاب. جوانان قم، مرد و زن، طلبه و غیر طلبه، در این روز یك پاسخِ مؤمنانه و قهرمانانه به نیاز زمان دادند. مهم این است كه هر ملتی، هر شخصی و هر مجموعهای بتواند به نیاز زمانهی خود پاسخ دهد. البته مردم قم اوّلین بار در نوزدهم دی نبود كه این هوشیاری و هوشمندی و شجاعت را از خود نشان دادند؛ هزار و دویست سال است كه شهر قم پایگاه اشاعهی افكار منوّر اهل بیت علیهمالسّلام است. آن وقتیكه حكومتهایِ مخالف اهل بیت هم بر سرِ كار بودند، مردم قم این موضع را حفظ كردند و اگر سختیهایی هم داشت، آن را تحمّل كردند. هفتاد سال هم هست كه قم مركز و پایتخت فكری و علمی دنیای اسلام است. از زمان ورود مرحوم آیتاللّه حائری به قم سال 1340 قمری این شهر به مركز اصلیِ علمیِ عالم اسلام و تشیّع تبدیل شد و بعد در زمان مرحوم آیتاللّه بروجردی به اوج خود رسید؛ و محصول آن دورهها پیدایش شخصیت عظیم القدر و كمنظیری مثل امام بزرگوار بود. این سابقهی درخشان برای قم وجود دارد كه همیشه به نیاز زمان پاسخ گفته است. نوزدهم دی هم از این قبیل بود.
اشكال كار ملتها و اشخاصی كه توسریخور زمانه باقی میمانند و مغلوب حوادث دورانِ خود میشوند، این است كه زمان و جریانات خود را نمیشناسند؛ آنچه را كه اقتضاء و نیاز زمان است، درك نمیكنند؛ اگر هم درك میكنند، گاهی شجاعت ابراز آن را ندارند. لذا زمانه و عوامل مخالف و معاند بر آنها غلبه میكند.
اگر مردم قم در نوزدهم دیماه سال 1356 قیام نمیكردند و آن حوادث عظیم را پیدرپی به وجود نمیآوردند، احتمالًا حوادث به سمت و سوی دیگری میرفت؛ اما آنها ابتكار بهخرج دادند و مرد و زن و جوان و پیر و روحانی و غیر روحانی، در این حركت سهیم شدند؛ هرچند نقطهی اصلی ثقل این كار بر دوش جوانها بود؛ چون فطرت پاك و پایبند نبودن به تعلّقات مادی، جوان را راحتتر به وسط میدانِ انجام وظیفه میبَرَد. همهی ملت ایران در دوران انقلاب، این منش و كار بزرگ را نشان دادند؛ یكی زودتر، یكی دیرتر؛ اما جلوتر از همه قم بود. نتیجه این شد كه دژ تسخیرناپذیری كه دربست در اختیار دشمنان ملت ایران و غارتگران و زورگویان و راهزنان بینالمللی بود دژ حكومت ایران به وسیلهی مردم از دست آنها خارج شد و مردم آن را فتح كردند.1379/10/19
لینک ثابت
از خداوند متعال مسألت میکنم که شهدای ارزشمند و پیشروِ نوزدهم دی را - که جزو «سابقون» و «اوّلون» این راه محسوب میشوند - مشمول رحمت و مغفرت ویژه خود قرار دهد.
نوزدهم دی یک نقطه درخشنده است؛ نه فقط در تاریخ قم، بلکه در تاریخ کشور ما و تاریخ انقلاب. جوانان قم، مرد و زن، طلبه و غیر طلبه، در این روز یک پاسخِ مؤمنانه و قهرمانانه به نیاز زمان دادند. مهم این است که هر ملتی، هر شخصی و هر مجموعهای بتواند به نیاز زمانه خود پاسخ دهد. البته مردم قم اوّلین بار در نوزدهم دی نبود که این هوشیاری و هوشمندی و شجاعت را از خود نشان دادند؛ هزارودویست سال است که شهر قم پایگاه اشاعه افکار منوّر اهلبیت علیهمالسّلام است. آن وقتی که حکومتهاىِ مخالف اهلبیت هم بر سرِ کار بودند، مردم قم این موضع را حفظ کردند و اگر سختیهایی هم داشت، آن را تحمّل کردند. هفتاد سال هم هست که قم مرکز و پایتخت فکری و علمی دنیای اسلام است. از زمان ورود مرحوم آیةاللَّه حائری به قم - سال ۱۳۴۰ قمری - این شهر به مرکز اصلىِ علمىِ عالم اسلام و تشیّع تبدیل شد و بعد در زمان مرحوم آیة اللَّه بروجردی به اوج خود رسید؛ و محصول آن دورهها پیدایش شخصیت عظیمالقدر و کمنظیری مثل امام بزرگوار بود. این سابقه درخشان برای قم وجود دارد که همیشه به نیاز زمان پاسخ گفته است. نوزدهم دی هم از این قبیل بود.
اشکال کار ملتها و اشخاصی که توسریخور زمانه باقی میمانند و مغلوب حوادث دورانِ خود میشوند، این است که زمان و جریانات خود را نمیشناسند؛ آنچه را که اقتضاء و نیاز زمان است، درک نمیکنند؛ اگر هم درک میکنند، گاهی شجاعت ابراز آن را ندارند. لذا زمانه و عوامل مخالف و معاند بر آنها غلبه میکند.
اگر مردم قم در نوزدهم دیماه سال ۱۳۵۶ قیام نمیکردند و آن حوادث عظیم را پیدرپی بهوجود نمیآوردند، احتمالاً حوادث به سمت و سوی دیگری میرفت؛ اما آنها ابتکار بهخرج دادند و مرد و زن و جوان و پیر و روحانی و غیر روحانی، در این حرکت سهیم شدند؛ هرچند نقطه اصلی ثقل این کار بر دوش جوانها بود؛ چون فطرت پاک و پایبند نبودن به تعلّقات مادی، جوان را راحتتر به وسط میدانِ انجام وظیفه میبَرَد. همه ملت ایران در دوران انقلاب، این منش و کار بزرگ را نشان دادند؛ یکی زودتر، یکی دیرتر؛ اما جلوتر از همه قم بود. نتیجه این شد که دژ تسخیرناپذیری که دربست در اختیار دشمنان ملت ایران و غارتگران و زورگویان و راهزنان بینالمللی بود - دژ حکومت ایران - به وسیله مردم از دست آنها خارج شد و مردم آن را فتح کردند.1379/10/19
لینک ثابت
در اوّلی که این نهضت پا به عرصه وجود گذاشت، مردم این شهر بودند که پاسخ گفتند و دست یاری به سوی امام دراز کردند. من فراموش نمیکنم، در همین مسجد اعظم قم، در هنگامی که تازه اوّلین هفتههای مبارزه و نهضت عظیم روحانیت آغاز شده بود، مردم شهر قم از قشرهای مختلف به محل درس امام بزرگوار ما آمدند، صدایشان را بلند کردند و گفتند ما از شما پشتیبانی کردیم و پشتیبانی میکنیم؛ چرا این کار پیش نمیرود؟ مسأله انجمنهای ایالتی و ولایتی بود. یعنی از قدم اوّل، مردم قم امام را و مبارزه را تنها نگذاشتند. آن روزی هم که قلمهای مزدور و خائن، به امام بزرگوار اهانت کردند، باز این شهر بود؛ همین مردم بودند؛ همین جوانها بودند؛ همین مادران و خواهران و همسران بودند که قیام کردند؛ همین جوانها بودند که به خیابانها آمدند؛ شهید دادند، کتک خوردند، زیر فشار قرار گرفتند؛ اما ایستادند.
مبارزه مردم قم، مبارزه ملت ایران را به دنبال داشت. حضور شما در خیابانهای شهرتان، به مردم شهرهای دیگر درس داد؛ راه را به آنها نشان داد؛ فهمیدند باید وارد میدان شوند، بیتفاوتی را کنار بگذارند و کنار گذاشتند و این توفان عظیم و این کوره آتشفشان شروع به فعّالیت کرد و دنیا را تکان داد و ملت ایران را آزاد نمود. بعد هم که دفاع از نظام نوپای اسلامی پیش آمد، باز شما مردم قم در صفوف مقدّم بودید. لشکر شما، جوانهای شما، بسیجیهای شما، خانوادههای شما، مادرهای شما، پدرهای شما؛ اینها بودند که جوانمردانه و پُر از گذشت وارد میدان شدند و توانستند سهم بسیار درخشانی را ایفا کنند. من از اینکه در میان شمایم، خوشحالم، و از اینکه یکی از مسائل بسیار مهم و فراوان انقلاب را با شما در میان میگذارم، احساس آرامش میکنم.1379/07/14
لینک ثابت
به شما عزیزان -برادران و خواهران- خوشامد عرض میکنم و تشکّر میکنم از اینکه زحمت کشیدید و این راه را طی کردید و فضای تنفّس ما را با یاد و خاطرهی شکوهمند و فراموش نشدنی نوزدهم دی در قم معطّر کردید. آنچه برای نسلهای پی در پی مردم قم مایهی افتخار است، این است که قم شروع کنندهی یک راه تازه در زندگی ملّت ایران و به تبع آن در تاریخ معاصر دنیای اسلام بود. درست است که در آن حادثه، مردم قم داغدار شدند و جوانان و عزیزانی از آنها به خاک و خون غلتیدند، لیکن در محاسبات کلان بشری در تاریخ، آنچه مهم است، نتایج و آثاری است که بر اقدامهای مهم مترتّب میشود. در آن سکوت خفقان انگیزی که هیچ کس در سرتاسر این مملکت اجازه نداشت یک کلمه بر خلاف مصالح ابر قدرتها، بخصوص آمریکا و رژیم دست نشاندهی او بر زبان و قلم جاری کند و قلمهای مزدور نویسندگان و روزنامهنگارانِ آن روز برای شادیِ دلِ استعمارگران و مستبدان و آمریکا و رژیم خائن مرتباً مشغول تلاش بودند، شهر قم این سکوت را شکست. مسألهی یک نفر و یک صدا نبود؛ مسألهی یک قشر و یک نسل و یک شهر بود. این حادثه چرا در قم اتّفاق افتاد؟ اوّلاً بهخاطر طهارت و پاکیزگی روحی و فکری مردم قم بود؛ ثانیاً بهخاطر حضور آن حوزهی با عظمت و مبارزات ریشه دار و عمیق و انعکاس فریاد امام بزرگوار ما بود که نخستین بار زیر آسمان این شهر به گوش همه رسید و از آنجا -این کانون احیا و نشاط- به همهی کشور و هر جا آن صدا رفته بود، رسید.
حرکت مردم و جوانان قم موجی را بهوجود آورد که در کشور هیچ عاملی نمیتوانست و نتوانست آن موج را فرو بنشاند. این افتخار بزرگ شهر قم و شما جوانان و مردم مؤمن و حزبالّلهی و حوزهی والا و پُر شکوه و با عظمت قم است. در این بیست سال، باز هم قم در همهی قضایا در صفوف اوّل قرار گرفته است. در جبهههای جنگ، در تقدیم مردان بزرگ و چهرههای جوان تازه سال -از قبیل شهید زینالدّین و دیگران- در ارائهی خدمات عظیم به کشور و حضور در میدانهای گوناگون انقلاب، همیشه نیروی عظیم و ایمان و صفا و صداقت مردم هوشمند و هوشیار قم و قدرت تحلیلی که در آنها وجود داشته، خود رانشان داده است. خطای دشمنان ایران و انقلاب اسلامی و امام در آن دوره این بود که نمیتوانستند نیروی عظیم مردم مؤمن و ایمان آنها را درست بشناسند و ارزیابی کنند. آنها به یک اقلیت کوچک -یعنی رژیم حاکم و مزدوران آنها- دل خوش کرده بودند و ایمان و شعور و احساسات اقیانوس عظیم مردم را ندیده گرفته بودند و چون همیشه اشتباه و خطای کسانی که بر خلاف سنتهای الهی عمل میکنند، آثار جبران ناپذیری برای خود آنها دارد، شکست خوردند؛ امّا انقلاب پیروز شد و اسلام بر خلاف تدابیر صد و پنجاه سالهی استعمار -که سعی میکرد اسلام را بهکلّی از یادها ببرد- دوباره در دنیا مطرح شد و پرچم اسلام به اهتزاز و اعتلا در آمد.1378/10/19
لینک ثابت
یادروز تاریخی 19 دی را گرامی میدارم و برای شهدای آن حادثهی خونین که جزو پیشگامان کاروان شهادت در جمهوری اسلامی بودند، از خداوند متعال، طلب رحمت و علو درجات میکنم. تجلیل از این گونه حوادث تاریخی به معنای تجلیل و تکریم مناسبتهایی است که آن حوادث را به وجود آورده است. دفاع شجاعانهی مردم قم از امام بزرگوار که مظهر آرمانهای اسلامی ملت ایران بود، همان مناسبت بزرگ و فراموش ناشدنی است که با یادآوری خاطرهی 19 دی در یادها زنده میماند و تجلیل میشود.
مردم مؤمن و عزیز قم در سالهای بعد و در آزمایشهای بزرگ دیگر نیز همین حضور شجاعانه را همواره از خود نشان دادهاند و این یکی از برکات و جلوههای ایمان اسلامی است. آن جا که ایمان هست، ایستادگی و اقدام شجاعانه و آگاهی و تصمیم آگاهانه نیز هست. دشمنان ملت ایران از آن رواست که در تلاشهای گوناگون تبلیغی و فرهنگی خود، همیشه ایمان ملت ایران را هدف گرفتهاند . در کشور ما بحمدالله ریشههای ایمان، مستحکم و شاخههای آن سرسبز و پرثمر است؛ و نسل جوانی که در مسیر حوادث استثنایی کشور بزرگ ما رو به بالندگی و رشد میرود، به هدایت و مدد الهی، همه جا مشعل ایمان را با خود حمل میکند. البته همهی تلاشگران فرهنگی کشور، بخصوص فضلا و علمای حوزههای علمیه و دیگر دلسوزان و راهنمایان فکرها و دلها باید مسؤولیت عظیمی را که در قبال حفظ و تقویت و باروری ایمان اسلامی نسل جوان بر عهده دارند، هرگز از یاد نبرند.
این میدان مجاهدتی است که زمینهی آن را مجاهدات سالیان پرمحنت دوران نهضت اسلامی، از جمله شهدای عزیز 19 دی قم پدید آورده است.
خداوند به همهی رهروان راه حق، توفیق و کمک خود را ارزانی خواهد داشت؛ انشاءالله.1377/10/19
لینک ثابت
سلام بر برادران و خواهران عزیز و مردم مؤمن و انقلابی و شجاع قم.
فرارسیدن نوزده دی ماه در هر سال خاطرهی یکی از مهمترین روزها در تاریخ انقلاب اسلامی را در ذهنها زنده میکند. خاطرهای که هم تبیینکنندهی سمت و سوی اصلی انقلاب، و هم روشنگر نقش مردم عزیز و شریف قم است.
در چنین روزی بود که مردم قم اولین حرکت بزرگ مردمی بر ضد دستگاه فاسد و وابسته و ضد دین را، به راه انداختند. و برای دفاع از امام بزرگوار، در مقابل وابستگان به استکبار، سینهی خود را سپر ساختند و جمعی از بهترین جوانان آنان در راه خدا شهید شدند. و این سر آغازی بود برای حرکت عظیم ملت ایران .
اکنون با گذشت بیست سال از آن روز ملت ایران شاهد بنیان رفیع جمهوری اسلامیست که مایهی عزت اسلام و سربلندیملت ایران در جهان و در تاریخ است.
امروز نیز اسلام و نظام اسلامی و ارزشهای والایی که شهیدان ما به عشق آن جان باختند، همچنان مورد بغض و عناد دشمنان است، و همچنان قدمهای ثابت و دلهای با ایمان را، به دفاع از این حقائق برمیانگیزد.
ملت ایران با مدد الهی و توجهات حضرت ولی الله الاعظم با شجاعت و هوشیاری و موقع شناسی خود توانسته است همهی توطئهها را تا کنون خنثی کند. و دشمنان چه جبههی استکبار و صهیونیسم و چه دشمنان حقیر و نوکر صفت داخلی را به عقب نشینی وادار کند.
از این پس نیز به همین نحو خواهد بود، و به فضل الهی با هوشیاری و موقعشناسی خود شجاعانه اقدام خواهد کرد و دشمن را مأیوس خواهد نمود.
از خداوند متعال دوام فضل و رحمتش بر ملت عظیمالشأن ایران و الطاف ویژهاش برای شما مردم قم را مسألت مینمایم.1376/10/18
لینک ثابت
حوادث در زندگی ملتها زیاد است؛ اما حوادثی که به برکاتی منتهی شود، از قبیل برکاتی که قیام مردم قم در نوزدهم دی به دنبال خود آورد، در دنیا کم است. باید قدر آنها را دانست و آنها را در ذهن، در عمل و در گفتار خود زنده نگه داشت. امیدواریم خداوند شهیدان عزیز این روز و دیگر ایام مبارک قم و همه شهدای مردم مؤمن و حزباللّهی و انقلابی و شهید پرور قم و سایر نقاط کشور را مشمول لطف و رحمت خود قرار دهد.1375/10/19
لینک ثابت
مردم قم در همان سال ۱۳۴۱۱، رنجهاى نهضت را هم تحمّل کردند و وقتى در سال چهل و دو، مزدوران رژیم شاه، همهى این صحن مطهّر و مدرسهى فیضیّه و این میدان و خیابان ارم را با حضور ارعاب آمیز خودشان، قُرق نمودند و اگر عمامه به سر مىدیدند، او را مىکوبیدند و به قصد کشتن مىزدند و اگر کسى از مردم از آنها حمایت مىکرد، او را هم هدف قرار مىدادند، آن روز مردم قم دست برادرى و جوانمردى را از آستین در آوردند و به حوزهى قم و امام راحلِ عظیم و به انقلاب، کمک کردند.
یک بار هم در سال ۱۳۵۶ که شما قمیها حرکت عمومىِ مبارزه جویانهى ملت ایران علیه رژیم مزدور و فاسد پهلوى را شروع کردید، اوّلین شهیدان در همین خیابان چهار مردان و میدان آستانه و خیابان ارم و صفایّیه، بر زمین افتادند. اوّلین پدران و مادران شهید، همین مردم شهر قم بودند که دست برادرى و وحدت را با حوزهى علمیّه مستحکم کردند.1374/09/13
لینک ثابت
روزها پىدرپى مىگذرند. همهى روزها هم از لحاظ وضع طبیعى در این گیتى یکسانند، ولى بعضى از روزها به خاطر تقدیرات الهى که بسیارى از آن تقدیرات هم با ارادهى انسان رقم زده مىشود، وضع خاصى پیدا مىکنند. یک روز مىشود روز عاشورا که همهى تاریخ و همهى بشریّت، از فیض فداکاریهاى آن روز بهره و سهم مىبرند. روزى به نام عاشورا که هیچ ستمگرى از آن سود ندیده است، خیلى باارزش است. درواقع همیشه ستمکشیدگان و طبقات مظلوم، از خاطرهى عاشورا سود و بهره گرفتهاند؛ امّا چرا چنین شد؟ چون آن حادثهى عظیم و آن فداکارىِ بزرگ، از ارادهى شخصِ مطهّر و مقدّس معصوم علیهالسّلام و همراهان و یاران او تراوش کرد. عاشورا را آنها عاشورا کردند و به آن عظمت بخشیدند. این یک روز است. یک روز هم مىشود روز غدیر که آنجا هم به اراده و تقدیر الهى، آن عظمت را پیدا مىکند. ایام گوناگونى در تاریخ، از این قبیل داریم. البتّه روزهایى هم که شخصى -یک شخص مؤثّر- در آن روزها ارادهى سوئى انجام مىدهد؛ یا یک ملّت و جمعیت، کوتاهى و سستى از خود نشان مىدهد، در تاریخ مشخّص مىشود و مىماند. این قِسْم روزها، روزهاى مظلومى هستند. مردم غالباً چنین روزهایى را لعنت مىکنند، در حالى که روزها گناهى ندارند. گناه از آنِ کسانى است که روزها را با عمل ناپسند یا ارادهى نامیمون خودشان مستحقّ لعن کردند. فرض بفرمایید آن روزى که در این کشور یک عدّه نشستند و رضاخان را بر گُردهى این ملّت مسلّط کردند، روز نحس و بدى است. نحوست این روز براى خاطر کارى است که آن عدّه انجام دادند. [یا] فرض بفرمایید آن روز[هایی] که عدّهاى از رجال گذشته نشستند و قرارداد خیانتى را امضا کردند؛ امتیازى به دشمن دادند، نفت و منابع دیگر را واگذار کردند، حکومت را دادند، ارتش را به دشمنان و بیگانگان سپردند، روزهاى تلخ و نحسى است. کسانى که آن روز و روزهاى مانند آن را مىشناسند، آنها را لعنت مىکنند؛ در حالى که لعنت متعلّق به کسانى است که آن کارها را انجام دادند. روزها که گناهى ندارند؛
رگ رگ است این آب شیرین و آب شور
بر خلایق مىرود تا نفخ صور
این جریانات و حرکتها دائمى است. همه جاى تاریخ پر از نشانههاى تأثیر انسانها بر نوارِگذراى ایام و لیالى است. این، تکلیف ما را زیاد مىکند.
روز نوزدهم دى یکى از همین روزهاست. در آن روز، شما مردم قم تصمیم گرفتید. علما در حوزه، جوانان در محلّات و خیابانهاى قم، مردمان مؤمن و متدّین در هر نقطهاى که بودند و حتى مادران در داخل خانهها در مقام تشویقِ پسران و شوهرانشان که بروید وظیفهتان را انجام دهید. نوزدهم دى با ارادهى شما مردم قم نوزدهم دى شد، والّا نوزدهم دى مثل هجدهم دى و مثل بیستم دى، روزى از روزهاست. شما آن را بزرگ و عزیز کردید. امروز شانزده سال از آن روز به یاد ماندنى مىگذرد؛ امّا اگر ده برابر این سالیان هم بگذرد، یاد و خاطرهى آن روز کهنه نمىشود. نسلها مىروند، انسانها کهنه و زایل مىشوند، امّا حادثه در تاریخ مىماند. این هم یکى از عجایب است که حادثهى گذرا در تاریخ ثبت مىشود. چرا؟ به خاطر آثارش و به خاطر جریانى که بهوجود آورده است. نوزدهم دى اهمیتش اینجاست. در یک روز با فداکارى و گذشت، مادرها جلوِ جوانانشان را نگرفتند، جوانان از مأمور پلیس خفقانگرِ شاه نترسیدند، روحانیون در مدرسهها و خانهها نماندند و همه به وظایف خودشان عمل کردند. آن قطب و محور حقیقى حیات ملّت ایران هم مثل خورشیدى درخشان، از خارج از ایران مشغول نورافشانى بود. مردم هدایت شدند و آن کار انجام گرفت. بعداً این حرکت، سلسله حرکاتى را بهوجود آورد. اگر ارادهاى که شما کردید با ارادهى بعدى شهرهاى دیگر -مردم تبریز، مردم یزد، مردم قزوین، مردم تهران، مردم مشهد و مردم مناطق دیگر- همراه نمىشد، اثرى را که باید ببخشد، نمىبخشید. اینها سنّتهاى الهى است. اینها حکمت الهى در زندگى بشر است. در نوزدهم دى، کار بزرگى انجام شد. همه هم شرکت کردند. رهبرىِ معظّم و ملهمِ من عندالله هم بالاى سر این کار، مردم را قدمبهقدم هدایت کرد. خداى متعال هم آنطورى که در قرآن وعده داده است: «ولینصرنّ الله من ینصُره»، نصرت خودش را شامل حال این ملّت کرد. چه اتفاقى افتاد؟ اتفاقى که اگر امروز نسبت به هر یک از کشورهایى که وضع مشابه آن روز ما را دارند، فکرش را بکنید، خواهید دید چقدر عجیب و بزرگ و باور نکردنى است. یک نظامِ اُختاپوسىِ فاسدِ مفسدِ وابستهى ضدّمردمىِ ضدّدینى که با هر چه رنگ و بوى دین داشت مخالفت مىکرد و با هر چه رنگ و بوى دشمنان خارجى -و در این اواخر، امریکاییها- را داشت، موافق و دلباخته بود، بر این مملکت حکومت مىکرد. ثروت این مملکت -آن مقدار که عُرضه داشتند استخراج کنند- صرف شکمها و عیش و لذّت خود و رفقاى خارجى و نوکران و عوامل و دوروبریها و درباریها و چند واسطه وابستگانشان مىشد. هر چه هم از گوشه و کنار مىریخت، به نحو بسیار ضعیفى صرف این مردم مىشد. درواقع به کسى چیزى نمىرسید. نظام اختاپوسى، ثروت مملکت را مال خود مىدانست و به مصرف خود و بالادستها مىرساند. علاوه بر این، در آنچه که مردم با کدِّیمین و عرق جبین و تلاش بهدست مىآوردند، خود را شریک و سهیم مىدانست. این، وضع گذران مملکت در نظام گذشته بود. لذا شما مىدیدید که این مملکت روزبهروز به سمت فقر و فنا پیش مىرفت.
کشور ایران که اینگونه نبود. کشور ایران که کشورى عقب افتاده به حساب نمىآمد. ایران، کشورى در اوج قدرت سیاسى و اجتماعى و علمى بود. چه کسانى این کشور را از درجهى یک به درجهى صد رسانیدند؟ همین سلاطین و همین رفتارهاى ظالمانه. منتها ایجاد فساد در جامعهاى که بنیانش متدّین و درست و خوب است، در طول سالیان دراز انجام مىگیرد. سلاطین در طول سالهاى دراز، این ملّت را از آن وضعیت قدرتمندِ باثباتِ مستقلِ روى پاى خود، به بدبختى و فقر و فلاکت و فساد و عقب افتادگى و برادرکشى و اختلافات کشانیدند. هم سلاطین اخیر و هم سلاطین گذشته که آنها هم فاسد بودند. نمىخواهیم بگوییم سلاطین گذشته خوب بودند؛ نه. سلطنت با هر شکلى که دارد، هرجا باشد فاسد است. اسلام که سلطنت ندارد. سلطنت با همهى اَشکالى که در دنیا دارد فاسد و غلط است؛ امّا با این همه، سلطان داریم تا سلطان. سلاطین اخیر ایران -یعنى سلاطین سلسلهى پهلوىِ فاسدِ مفسدِ نفرتانگیز و قبل از آنها سلاطین قاجاریه که یکى از دیگرى بدتر و زشتتر و خبیثتر بود- کشور ایران را حقیقتاً از هستى ساقط کردند و ملّت را در موضع ضعف قرار دادند. امّا روزى رسید که این ملّت به کمک دین، با توکّل به خدا، به برکت وحدت کلمه، به برکت رهبرى صحیح و متکّىِ به دین و آگاه و بصیر، توانست ورق را برگرداند. بسیار کار بزرگ و عظیمى است! ورق برگشت. البتّه چند روز پیش عرض کردیم که روز اوّل، کارى بزرگ صورت گرفت؛ امّا ده کار بزرگِ دیگر در طول چند سال بهوسیلهى همین مردم و آن رهبرىِ با عظمت انجام شد. از کارهاى بعد هم نباید غافل بود که فعلاً در مقام بیان آنها نیستیم.
من امروز مىخواهم نکتهاى را در باب امر به معروف و نهى از منکر عرض کنم؛ براى اینکه هر وقت روایات مربوط به امر به معروف و نهىازمنکر و آیات کریمهى قرآن در مورد فسادِ امّتها را مىبینم، حقیقتاً تنم مىلرزد. امروز مىخواهم با شما مردم قم که بحمدالله همیشه پیشرو بودهاید، در اینباره صحبت کنم. شما مردم قم، امروز هم یکى از بهترین جمعیتهاى این کشورید. مؤمن، خوشروحیّه، حزبالّلهى و بااخلاص. بنده هرچه در خاطرم قم و مردمش را مرور مىکنم، مىبینم که بحمدالله همیشه پیشرو بودهاند. در قضیهى امر به معروف هم که ما یکى دو سال پیش طرح کردیم، باز شما جزو پیشروها بودید. امروز هم همینطور است. ولى من لازم مىدانم باز هم قضیه را تکرار کنم. امام یک وقت فرمودند: به ما مىگویند چرا مطلبى را تکرار مىکنید؟ خب؛ خیلى از آیات قرآن هم تکرار شده است. باید مطالب را تکرار کرد تا در ذهنها بماند و در دلها نقش بندد. فراموش نکنیم که وقتى قضیهى امر به معروف پیش آمد، حقیقتى جوشید و این انقلاب را بهوجود آورد. احساس مسؤولیت ملّت در مقابل ارادهى الهى، دین و آیندهى کشور و نیز احساس توکّل به خدا در مقابل قدرتى که برابرشان ایستاده بود، توانست نوزدهم دى، روزهایى مانند نوزدهم دى و بالاخره انقلاب را بهوجود آورد. آیا با پیروزى انقلاب، قضایا تمام شد؟ آیا عوامل تخریب نسبت به این انقلاب از سوى صدها گونه دشمن داخلى و خارجى وجود ندارد؟ آیا در امم گذشته که قرآن از آنها اسم مىآورد، کسانى را نداریم که به خاطر خطاها و کجرویها، دچار فساد شده باشند و نعمت از آنها گرفته شده باشد؟ آیا ما امروز در مقابل خود دشمنى نداریم که منتظر باشد این مردم، مقدارى از حقایق فراموششان شود و آنگاه هجوم خود را آغاز کند؟ آیا جواب این سؤالها مبهم و مخفى است؟ یک عدّه از کسان هستند که تا فرصتى پیدا کنند ضربهاى -ولو به غیرعمد- مىزنند. البتّه بعضى دیگر متعمّد و معاندند که حسابشان جداست. آن عدّهاى که معاند نیستند و بدون تعمّد ضربه مىزنند، با تخلّفات خود، با رفتار خود، با گناه خود، با هتک حرمت احکام الهى از سوى خود، با زیر سؤال بردن و تردید ایجاد کردن نسبت به مبانى انقلاب و با آراء باطلهى خود، پایهاى از پایههاى نظام را مورد تهاجم قرار مىدهند. خب؛ اگر در مقابل این عدّه، توصیه و نصیحتِ مردمى نباشد، چه پیش خواهد آمد؟ قرآن کریم و اسلام، تضمینکنندهى خطِّ صحیح و صراط مستقیم را این قرار داده است که: «و لتکن منکم امّة یدعون الى الخیر» یعنى دعوت به خیر کردن؛ امر به نیکیها کردن؛ نهى از فساد و بدیها کردن؛ در مقابل تخلّفات، بىتفاوت نماندن و وظایف را بر دوش خود احساس کردن.1373/10/19
لینک ثابت
مسأله مهمّ این است که حوادث در تاریخ ملّتها زیاد است؛ امّا سزاوار است روی آن حادثهای که مسیر حرکت یک ملّت را عوض میکند، تعمّق و دقّت صورت گیرد. حادثهی نوزدهم دی، از این قبیل است.
شانزده سال از این حادثه میگذرد. جوانان حزبالّلهی قم که آن روز حماسهای را در این خیابانهای پرشورِ شهرِ شهادت و قیام به وجود آوردند، امروز مردان بزرگی هستند. نوجوانان ما آن حادثه را اصلاً به یاد ندارند. ولی این حادثه، به قدری باعظمت بود که مبدأ یک تحوّل در کشور ایران شد. کسی باور نمیکرد که اختناق دستگاه وابسته و فاسد پهلوی، در دل مردم چنین جرأتی را باقی گذاشته باشد؛ امّا مردم قم ثابت کردند که با ایمان و عشق و اخلاص به دین و روحانیت، همان احساساتی را دارند که مسلمین صدر اسلام در حوادث خونین و دشوار نشان دادند.
عوامل دستگاه جبّار پهلوی، میخواستند محبّتی را که ملّت ایران به امام بزرگوارشان که آن روز در تبعید بودند داشتند و روزبهروز آن را بیشتر ابراز میکردند، زایل کنند و از بین ببرند. چگونه؟ با ترور شخصیت؛ با کوبیدن شخصیت آن بزرگوار و با متهم کردن او! امام را در معرض تهمتهایی قرار دادند و به آن بزرگوار اهانت کردند. صریحاً این مطالب را در مطبوعات کشور که دربست در اختیار دستگاه جبّار و فاسد پهلوی بود، نوشتند و نشر کردند.
این، یک مقطع مهم بود. میشد ملّت ایران سکوت کند و از سر این اهانت بگذرد. امّا نتیجه چه میشد؟ نتیجه این میشد که آن اهانت کنندگانْ جریتر میشدند و این رشته ادامه پیدا میکرد و جبههی اسلام و دین و انقلاب، به کلّی تضعیف میشد. یا اینکه میشد در مقابل این حرکت خصمانهی دشمن، با وجود خطراتی که داشت، قیام کند. مردم قم، راه دوم را انتخاب کردند و قیام کردند، که البتّه خطرناک بود.
امروز جوانان و مردم ما، درست نمیدانند که خفقان دوران پهلوی چگونه بود؟ کسانی که آن روز را درک کردند و در میدان مبارزه بودند، میدانند که چه خبر بود. به اندک چیزی، جمعیتی را تار و مار میکردند. گاهی بعضی با یک حرف، با یک اعلامیه، خطر مرگ را برای خودشان میخریدند. مگر شوخی بود؟! در چنین اوضاع و احوالی بود که مردم قم از خطر نترسیدند؛ سلطهی دستگاه پهلوی را ملاحظه نکردند و به خاطر دفاع از حقیقت، در یک اجتماع عظیم شرکت کردند. دستگاه هم از روی خامی و نشناختن مردم، فکر کرد آنها را بترساند که همین منجر به درگیری شد. در این حادثه، اگرچه مردم شهید دادند؛ امّا شکست را دستگاه طاغوت خورد. چرا؟ چون مردم در میدان، هیچ مشکلی را ملاحظه نکردند و نترسیدند. هدف برای آنها، از جانشان و خطراتی که آنها را تهدید میکرد، بزرگتر بود. نتیجه این شد که حادثهی قم، ایران را تکان داد و دیوار ترس را در دلهای آحاد مردم شکست. در دنبالهی این حادثه، در تبریز و در دنبالهی آن، در شهرهای دیگر اتّفاقاتی روی داد. رهبری هوشمندانهی امام هم از بیرون همه چیز را هدایت میکرد. روحانیون فعّال و مبارز و آگاه هم همه جای صحنه را پر کردند و نتیجه این شد که از این حادثه، آن چنان انقلاب عظیمی پدید آمد که نه فقط رژیم سلطنت را در ایران، بلکه امریکا را در منطقه و استکبار را در دنیا و همهی رژیمهای مرتجع را در کشورهای خودشان به لرزه درآورد و همه را وادار کرد که یک قدم عقب نشستند و حکومت اسلامی بهوجود آمد. این، یک درس است.
ما نمیخواهیم حماسه سرایی کنیم. ما نمیخواهیم افتخارات بزرگ ملّتمان را، فقط به صورت لقلقهی لسان درآوریم. ما هنوز در وسط میدانیم و مبارزه تمام نشده است. لذا وقتی حوادث گذشته را بیان میکنیم، برای این است که در مسائل کنونی، در جریان فعلی کشور، در ادامهی این مبارزه بزرگ و پربرکت برای مستضعفین و محرومین عالم، بدانیم که چه کار کردهایم و چه کار باید بکنیم. امروز هم همانطور است. با این تفاوت که امروز بحمدالله ملّت ایران یکپارچه است، آگاه است؛ مسلح است؛ یک دنیا افتخارات در کولهبار و پشت سر خود دارد و دنیا را متوجّه خودش کرده است. آن روز، این خبرها نبود. امروز ملّت ایران از خودش حکومتی دارد متعلّق به خودش. آن روز در مقابل ملّت ایران، دستگاه فاسد و وابستهی یکی از عمّال استکبار، یعنی دستگاه سلطنت پهلوی بود که سرانش حاضر بودند مملکت را به مفت، به اربابان خودشان بدهند و به فکر ملّت ایران نباشند و در مقابل، چند صباح بیشتر سلطنت کنند و همین! امروز در مقابل ملّت ایران، دیگر آن دستگاه ظالم و فاسد نیست. از بین رفته است. این مانع، برداشته شده است. ملّت ایران یک سنگر جلو آمده است؛ امّا پشتیبانان آن نظام جبّار و فاسد، امروز روبهروی ملّت ایرانند.
البتّه وضع ملّت ایران، امروز بهتر از آن روز است. امروز ملّت، هوشیار است. امروز ملّت، آزاد است. امروز جوانان ما، احساس و فکرشان با ابتکار همراه است. امروز ملّت ایران نوکر کسی نیست. گوش به فرمان کسی نیست. تجربهی جنگ و پانزده سال حیات جمهوری اسلامی را با خود دارد. امروز شما قویتر از آن روز هستید. دشمن هم آنگونه که آن روز میتوانست با شما مقابله کند، امروز نمیتواند. آن روز دشمن در خیابانهای تهران و قم و مشهد و تبریز و شیراز و بقیهی شهرها تانک میآورد و ملّت را با تانکی که از پول خودش تهیه شده بود، به آتش میبست و نابود میکرد.1372/10/19
لینک ثابت
در دوران انقلاب، حرکت گردونهی مبارزه ملت ایران، از چهلمی شروع شد که تبریزیها برای مردم قم گرفتند. فرزندان اسلام، فرزندان قرآن، فرزندان امام در این شهر توانستند پرچم مبارزه اسلام را بلند کنند و یکسره، آذربایجان و تبریز در خدمت انقلاب قرار گرفت. دانشجویش،روحانیش، کاسب بازاریش، زنانش، مردانش، اهل شهرش، اهل روستایش، کارگرانش، کشاورزانش حتی زبان گویایش مرحوم شهریار (رحمةاللهعلیه) در خدمت انقلاب، در خدمت قرآن و اسلام قرار گرفت.1372/05/05
لینک ثابت
ما باید خدا را شکر کنیم که در یک برههی حساس، خدا روحانیتِ شیعه را از یک امتحانِ سخت، سربلند بیرون آورد؛ بسیار سربلند! آن امتحان سخت، همین امتحانِ نهضتِ ملتِ ایران بود. خیلیها توی این نهضت رفوزه شدند. خیلیها بودند که مدّعی بودند برای مردم حرف میزنند یا قلم میزنند یا فکر میکنند؛ اما از راهِ مردم کناره گرفتند. در تاریخ ما، در تاریخ انقلاب و در آینده نیز همینگونه است. قضاوتِ خوبی دربارهشان نخواهد شد. روحانیت، به فضل الهی، از روز اوّل با دل و جان واردِ این میدان شد. همین شهرِ تبریزِ شما، شاهد قضایای بسیاری بوده است: چه در اوّل انقلاب؛ چه در قضایای ۱۵ خرداد؛ چه در طول این چندین سال و چه در قضایای قبل از پیروزی انقلاب که از آن چهلم پرشکوه و پرسطوت که تبریزیها برای شهدای قم گرفتند شروع شد در همهی این مراحل، روحانیت، به فضل الهی دارای قدم صدق بود و این چیزِ بسیار باارزشی است. البته، بحمدالله، آن کسانی از مسؤولین کشور که از جملهی روحانیون هستند هم، خوب امتحان دادند. روحانیت، البته وظیفهاش قبول مسؤولیتِ ادارهی کشور نیست. روحانیت، وظیفهی مشخّصی دارد. اما اگر شغلی از مشاغل و مسؤولیتی بزرگ و کوچک از مسؤولیتها متوجّه به روحانی شد و او خود را اهل دید، وظیفهی اوست که قبول کند. آنهایی که قبول کردند، بحمدالله امتحان خوبی دادند و خوب عمل کردند. دشمن، البته تبلیغات میکند. دشمن سعی میکند همهی کمبودها و کسریها را به گردن روحانیون بشکند و بگوید «اینها موجب هستند.» بالاخره وقتی کسی کاری به این عظمت را میخواهد انجام دهد، این چیزها هم در آن هست. ما که نباید تعجّب کنیم! یادمان بیاید که شخصیتی مثل امیرالمؤمنین، در زمان خودش متّهم شد به اینکه نماز نمیخواند! ما چه توقّعی داریم!؟ البته زمان ما، از زمان امیرالمؤمنین خیلی بهتر است. ایمان مردمِ ما، از ایمانِ سربازان امیرالمؤمنین به مراتب بالاتر است. مردم ما، امیرالمؤمنین را ندیدند و صدای او را نشنیدند؛ اما به ندای او پاسخ دادند. آنها علی را از نزدیک میدیدند، درعینحال آنطور او را آزار میکردند.1372/05/05
لینک ثابت
این روز به یادماندنی، که امسال با شهادت یا رحلت زینب کبری سلاماللَّهعلیها همراه است، باید از چند جهت مورد توجّه قرار گیرد: اوّل اینکه، چنین روزی در تاریخ معاصر، در حقیقت سرآغاز دوره مهمّی از تاریخ انقلاب بود. اینکه قمیها، از روحانیان و غیرروحانیان و جوانان و آحاد مردم قم، در صحنه خونین انقلاب پا گذاشتند و مبارزهای خونین را شروع کردند، چیز کمی نیست، و همین روند بود که انقلاب را به پیروزی رساند. دوم از این باب که شهر قم، حقیقتاً مرکز قیام و کانون جوش و خروش انقلابی مردم بوده است و انشاءاللَّه باید همواره چنین باشد. این شهر، چه به خاطر حوزه علمیه و چه به خاطر جوانان پرشور و مردم فداکار و انقلابی، مرکز و کانون اصلی است.
مبارزه، چه در دوران نهضت در سال ۴۱ و چه در این دوران، از قم شروع شد. این هم یک جهت دیگر. امّا آن جهتی که قابل توجّه بیشتری است و بنده راجع به آن میخواهم مختصری عرض کنم و بر آن تکیه داشته باشم، جهت پیوستگی انقلاب با دین، معارف اسلامی، روحانیت اسلام و کانون علوم دین است. این، پدیده مهمّی است.1371/10/19
لینک ثابت
مردم آذربایجان مردمی نیستند که آدم بخواهد آنها را در مقابل این مسائل واکسینه کند؛ آنها خودشان را صاحب انقلاب میدانند؛ حق هم با آنهاست؛ آنها در چند انقلاب، پیشروان انقلاب بودند؛ در انقلاب ما که بلاشک پیشرو انقلاب بودند؛ یعنی اگر آنها چهلم مردم قم را برگزار نمیکردند و آن حوادث پیش نمیآمد، من نمیدانم چه میشد. اگر به حسب قرار طبیعی نگاه کنید، میبینید که آنها جزو پایهگذاران و اولین فداییان این انقلابند. اگر مردم تبریز در فتنهی «حزب خلق مسلمان» و آمدن عدهیی از جاهای مختلف به آنجا برای فتنهگری، ایستادگی نمیکردند، من نمیدانم چه میشد. یا در قضیهی مشروطیت، اگر آن مبارزات عظیم مردم تبریز نبود، ما نمیدانیم اصلاً قضایا چگونه پیش میرفت. بنابراین، این مردم، مردمی نیستند که شما خیلی دغدغهشان را داشته باشید؛ اینها وفادار و اصیل و انقلابیند و به مبانی انقلاب بسیار پایبندند؛ منتها همواره افرادی پیدا میشوند که جزو مردم اصیل نیستند؛ جنجالها مربوط به آن عناصر ناباب است؛ باید برای آنها فکری کرد.1370/12/07
لینک ثابت
یاد روز تاریخی نوزدهم دی را که سرآغاز حضور خونین مردم عزیز ما در صحنههای نهضت خونبار اسلامی است، از اعماق دل گرامی میداریم و برای شهدا و مصدومان و محنتدیدگان آن حادثه، از خداوند متعال طلب اجر و ثواب دایم و جزیل میکنیم.
چهرهی قم، به عنوان یک نقطهی روشن و درسآموز در طول نهضت، برای ملت ما و ملتهای دیگر باقی ماند و انشاءاللَّه بر اثر حضور قوی شما مردم عزیز و جوانان عزیز و حوزهی علمیهی عالیقدر و عالیمقام در حساسترین صحنههای نهضت اسلامی و انقلاب بزرگ اسلامی ما، باقی خواهد ماند. یاد آن همه مجاهدتها از خاطرها نخواهد رفت. نه به این عنوان که بخواهیم اشخاصی یا جمع و قشر بخصوصی از مردم را فقط به لحاظ فداکاریهایشان ستایش کنیم - البته این هست و به جای خود محفوظ است - مهم جنبهی رمزی این مسأله است؛ اشاراتی که در این روز مبارک و در مردم مبارک قم - که آغازگران نهضت بودند - نهفته، مهم است.
هم در آغاز نهضت که آن خورشید فروزان علم و تقوا از افق قم سر برآورد و ایران و سپس همهی عالم اسلام را منور کرد؛ هم آن روزی که آن امام بیبدیل و آن خلف صالح انبیا و اولیا، به پشتیبانیهای شما مردم قم، در مقابل کفر و استکبار استوار ایستاد و فریاد دل این امت را از حنجرهی الهی خود سرداد؛ هم آن روزی که امام بزرگوار، قم را مرکزی برای پرتوافکنی قرارداد و تعالیم و پیام خود را از آنجا به همه جا فرستاد؛ هم در دوران پیروزی انقلاب، هم در دوران جنگ تحمیلی، هم در پیچهای خطرناک سیاسی انقلاب، همه جا مردم قم - این مردم مؤمن و حقیقتاً حزباللَّه - و در بخش اعظم حوادث، حوزهی علمیهی قم و علما و مدرّسین بزرگ و طلاب جوان و پُرشور و محافل درس و مدارس آمیختهی با علم و جهاد، به کمک انقلاب آمدند و بازوی امام محسوب شدند و انقلاب را از خطرناکترین گذرگاهها گذراندند. این، نشانهی آن است که نهضت، مردمی و دینی است؛ متکی به مردم و هدایت یافته از دین و حرکتکننده به سمت هدفهای الهی است؛ که خیر و سعادت مردم هم در آن است. رمز قم - هم مردمش، هم حوزهی علمیهاش - برای نهضت ما این است. و به همین ترتیب، این انقلاب پیش رفته است و بعد از این هم پیش خواهد رفت. مردم شجاع و صحنهگردان قم خدمات زیادی کردهاند و امروز بحمداللَّه این خدمات، باضافهی آنچه که قشرهای مردم در همه جای این کشور انجام دادهاند، در صورت این نظام الهی و اسلامی متجلی است.1370/10/19
لینک ثابت
این روز بزرگ و مقطع تاریخی را، به شما برادران و خواهران شجاع و پیشرو - که نامتان با انقلاب و تاریخ پُرشکوه آن قرین شده است - تبریک عرض میکنم. هم نوزدهم دیماه که شروع مرحلهی جدیدی در نهضت اسلامی بود و بشارت فتح و ظفر میداد، هم نام قم و مردم قم که آفرینندهی این روز بزرگ بودهاند، در خاطرهی این ملت و این انقلاب، همواره باعظمت باقی خواهد ماند.
اساساً در تاریخ پُرفرازونشیب ایران مظلوم و خونین ما، قم یک نام برجسته و نمایشگر یک جهتگیری و یک حرکت خاص است. تقریباً هفتاد سال قبل از این، شهر قم، حوزهی علمیهیی راکه به وسیلهی مرحوم آیةاللَّهالعظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری تأسیس شد، صمیمانه در آغوش گرفت. بعد از تشکیل این حوزه، تقریباً چهل سال که گذشت، اولین نشانههای برکات جهانگیر آن - یعنی نهضت اسلامی و گوهر یکتای درخشان امام عظیمالشأن - درخشید. اگرچه در آن چهل سال هم علما و بزرگانی از حوزهی قم بیرون آمده بودند و برکاتی بر آن مترتب شده بود؛ اما در مقطع تقریباً چهل سالگی حوزه که امام قد برافراشت و حوزهی علمیه وارد یک مرحلهی جدید تاریخی شد، داستان دیگری است.
تقریباً شصت سال بعد از تشکیل حوزهی علمیه به وسیلهی آیةاللَّه حائری، بزرگترین ثمرهیی که ممکن است بر وجود همهی حوزههای علمیه و علمای دین مترتب شود - یعنی تشکیل نظام اسلامی - مترتب شد. هیچ حوزهی علمیهیی در تاریخ تشیع و غیر تشیع از محیطهای اسلامی، هرگز چنین برکتی را به جهان اسلام نداده بود که حوزهی علمیهی قم داد. سال ۱۳۴۰ هجری قمری حوزه تشکیل شد و در سال ۱۴۰۰ نظام اسلامی از حوزه درخشید و جوشید. در تمام این مدت، قم و اهل قم، مانند یار وفاداری، صمیمانه و مهربانانه، این حوزه را در آغوش گرفتند، آن را حفظ کردند و از آن حراست نمودند. از آن روز تا حالا هم که قریب دوازده سال میگذرد، شما مردم قم در میدان جنگ، در میدانهای سیاسی، در صحنههای گوناگون انقلاب، الگو و جلو بودید، فداکاری کردید و همه جا معنویت و روحانیتِ انقلاب را به اثبات رساندید. امروز هم جوانان، زنان، مردان و حوزهی علمیهی قم الگوست. امیدواریم که خدا کمک کند و شما هم همت کنید، تا قم و حوزه را همیشه در خط اسلام و انقلاب، پیشقراول و پیشرو نگهدارید.
در ماجرای نوزدهم دیماه و حوادثی که به مناسبت برگزاری چهلمها به صورت افزاینده و پیدرپی بهوجود آمد، نکتهی اساسی این است که مردم متدین و آمادهی فداکاری، بر دستگاهی که از لحاظ قدرت مادّی، هیچ کم و کسر نداشت، طوری پیروز شدند که هم آن دستگاه گیج ماند، هم همهی محاسبهگران سیاسی و طراحان سیاستهای عالم، گیج و مبهوت ماندند؛ یعنی مثل توفانی، نظامی را که مردم متدین و فداکار با آن مقابل شدند، درنوردید. اگر کسی میخواهد اسمش را معجزه بگذارد، بگذارد؛ اما این از آن معجزههایی نیست که قابل تکرار نباشد؛ معجزهیی است با تحلیل روشن و قابل تکرار در همه جای عالم و در همیشهی زمان.
اگر یک مجموعهی عظیم مردمی، به خدا ایمان داشت و دل او با نور ایمان روشن و آمادهی فداکاری بود، میتواند بر هر قدرتی که بزرگتر از آن نباشد، پیروز شود. این، یک اصل است. ملت ایران، این اصل را تجربه کرده است. در دوران انقلاب، این را تجربه کردید و دیدید که ملت ایران با نهضتی که از قم شروع شد، در سایهی ایمان و آمادگیش برای فداکاری، چهطور توانست نظام و رژیمی را که قدرتمندان درجهی یک عالم پشت سر آن ایستاده بودند، از بین ببرد و نظامی اسلامی که باز همهی قدرتمندان عالم با آن مخالف بودند، سرکار بیاورد. این، یک تجربه است.1369/10/19
لینک ثابت