newspart/index2
وجدان کاری / احساس مسئولیت/اتقان کاری / وجدان کار
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
وجدان کاری

من به مسئولان عرض می‏کنم، به جوانان ما مناعت طبع و عفّت اخلاقی و اطمینان به نفس و اعتماد به خود و صداقت و شجاعت بیاموزید؛ در آن‏ها اراده‏ی پولادین و انضباط اجتماعی و وجدان کاری به وجود آورید؛ بعد هم برایشان برنامه‏ریزی کنید. این کارها شدنی است و این آینده محقّق خواهد شد.1380/02/12
لینک ثابت
فساد, مسئولیت‏‌پذیری, وجدان کاری, احساس مسئولیت

فساد، يعنى فساد اخلاقى، فساد كارى، عدم احساس وجدان در تقديم خدمات عمومى، عدم احساس مسووليت در مواجهه با افكار عمومى و با ذهنهاى مردم. اينها شاخه‌ها و شعبه‌هاى فساد است.1379/05/03
لینک ثابت
وجدان کاری

دستگاه مقنّنه طبیعتش این است که برای جریان امور به وسیله‏ی قوه مجریّه، خطوطی را ترسیم کند؛ این کار را با دقّت و با وجدان حقیقیِ کاری انجام دهد که بحمد اللّه تاکنون این‏طور بوده است. من واقعاً شایسته می‏دانم و وظیفه‏ی خودم می‏دانم که از یکایک نمایندگان محترم، بخصوص از هیئت‏رئیسه‏ی محترم، بخصوص از شخص رئیس محترم مجلس، به‏خاطر حُسن اداره‏ی این جلسات تشکّر کنم. مجلس ما، برخلاف آنچه که انسان در بسیاری از مجالس دنیا مشاهده می‏کند که مرکز نزاعها و کشمکشها و آشوب‏ها و معاملات بسیار زشت و خلاف دین و شرع هستند، این‏طور نیست. این ارزش است؛ این را با همه‏ی وجود نگهدارید.1378/03/10
لینک ثابت
وجدان کاری

نیازهای فرهنگی نسل جوان و نوجوان که امید فردای کشور ما است عمدتاً عبارت است از: استحکام بنیانهای اعتقادی و دینی، آشنایی با مبانی معرفتی اسلام و قرآن، شناخت تاریخ کشور و افتخارات ملت خود به ویژه در دورانهای نزدیک به امروز، شناخت درست امام خمینی قله‌ی بلند تاریخ معاصر و اندیشه‌های سیاسی تابناک و پایه‌های حرکت عظیم انقلابی او، احساس عزت و سربلندی به خاطر درسی که ایرانیان در دوران پیروزی انقلاب و دفاع مقدس به جهان دادند، فراگرفتن خصلتهایی که می‌تواند نسل کنونی را به اعتلاء و عظمت برساند مانند: دین‌داری و دانش‌پژوهی، وجدان کار و انضباط، شجاعت و پاک‌دامنی و جوانمردی، آگاهی سیاسی و خلوص انقلابی، امانت و محبت و برادری، و استقلال و آزادمنشی ... وظیفه‌ی اصلی صدا و سیما آن است که در طی همه‌ی برنامه‌های خود هدفِ: برآوردن این نیازهای حیاتی را در نظر بگیرد و از سمت و سوی آن بیرون نرود.1378/03/05
لینک ثابت
وجدان کاری

آنچه مهمّ است، این است که محصول این مدّتها چیست؟ مدّت عمر ما هم تمام می‏شود؛ ناگزیر هم باید تمام شود. آنچه مهمّ است، این است که ما در پایان عمر، چنانچه خودمان بتوانیم محاسبه‏ای در کار خودمان بکنیم که «فکشفنا عنک غطاءک فبصرک الیوم حدید» چشم انسان تیز می‏شود و می‏تواند چیزهای ریزتر را که در امور زندگیش گذشته، ببیند آیا وجداناً از آنچه که انجام داده‏ایم، راضی و خوشحال خواهیم بود، یا نه؟
در مسئولیتها نیز همین‏طور است. انسان بایستی در حین مسئولیت، وقتی به گذشته‏ی خود نگاه می‏کند، ببیند آیا کاری که خدا و وجدان خود او را راضی کند، انجام داده است یا نه؟
خوشبختانه شما آقایان خوب کار کردید؛ خوب تلاش کردید. البته این، پایان دوران مسئولیت و کار شما هم نیست. حالا این کار تمام شد، امّا بلاشک هر انسانی در جمهوری اسلامی، وظیفه دارد تا آخرین لحظاتی که اندک توانایی‏ای در او هست، به وظایف خودش عمل کند و در هر میدانی که می‏تواند، به کشور خدمت نماید.1376/05/09

لینک ثابت
وجدان کاری

سفارشی هم که به شما دارم، این است که کیفیّت کار را در هر دو بخش باید روز به روز إن شاء اللّه بهبود ببخشید. اینکه ما در دو، سه سال قبل، از وجدان کاری گفتیم و در دهانها هم این تعبیر تکرار می‏شود، نکته‏ی خیلی مهمّی است. من نمی‏دانم کسانی که این جمله را به زبان می‏آورند، تا چه حد به اهمیّت این مضمون و تأثیر آن توجّه می‏کنند. وجدان کاری، تعبیری از قبیل وجدان سیاسی و وجدان علمی است. معنای این کلمه این است که آن کسی که مشغول کاری است، یک احساس وجدانی نسبت به کار پیدا کند و خود را در قبال آن کار، مسئول بداند. این، غیر از مسئولیت در قبال کارفرماست؛ یک چیز دیگر است. علاوه بر جنبه‏ی شرعی و جنبه‏ی انسانی و تعهّد، در قبال خودِ کار، انسان خودش را مسئول بداند که کار را درست، کامل، قوی و بهترین انجام دهد؛ چه بالای سر او کسی باشد و چه نباشد. این، معنای وجدان کاری است.
در اسلام که کار، عبادت و ارزش شمرده شده است، لازمه‏اش این است که هرکس کاری را قبول کرد و تعهّد نمود، آن را به بهترین وجهی انجام دهد. این حرف، سرِ کلاس درس و پای خطّ تولید و داخل مزرعه و پای چرخ خیاطی و کار داخل خانه هم هست. در هر نوع کاری که به این حساب، معلّمی و تربیت و تعلیم هم یک کار است؛ آن هم یک کار بسیار ارزشمند اگر کننده‏ی کار، وجدان کاری داشته باشد، آن کار به بهترین شکل انجام خواهد یافت. این، آن چیزی است که کلید مشکلات کشور است. اگر شما فلان جنس را می‏خرید و به منزل می‏برید و مشاهده می‏کنید که بعد از مدّت کوتاهی خراب شد و کاری که روی آن شده، کار درستی نبوده است یعنی بی‏اعتمادی به کاری که انجام می‏شود در صورت وجود وجدان کاری، این دیگر برخواهد افتاد. کسی فرزند خود را به مدرسه بفرستد و نداند که او در مدرسه تبدیل به چه چیزی و چگونه عنصری خواهد شد؛ این دیگر نخواهد بود.
وقتی همه‏ی کنندگان کار، با احساس وجدان کاری به کار پرداختند و فهمیدند در حالی که کار را می‏کنند، اگر صاحب‏کار هم نیست، اما خداوند متعال حاضر و ناظر است، کرام الکاتبین حاضرند و ملائکه‏ی مقرّب الهی نگاه می‏کنند؛ هر دقّتی که برای بهبود کار بشود، مورد تحسین کرام الکاتبین خواهد بود و در پرونده‏ی عملِ‏کننده‏ی کار ثبت خواهد شد. این چیزها، در محاسبات بشریِ ما به حساب نمی‏آید و غالباً نمی‏بینیم، غفلت می‏کنیم و بدان توجه نداریم؛ اما در حساب خدا که این حرفها نیست.1376/02/10

لینک ثابت
وجدان کاری

وجدانِ کاری و وقت‏شناسی در یک جامعه، بسیار مهمّ است. مثلًا وقتی ساعت هشت با کسی قرار گذاشتیم، اینکه هشت و ده دقیقه یا هشت و نیم و یا پیش از ظهر برویم، بااینکه سرِ ساعتِ هشت آنجا حاضر شویم، یکی و تأثیرش یکسان است؟ وجدانِ کاری هم، جزئی از فرهنگ عمومی است که بسیار پسندیده است. وجدانِ کاری، یعنی افراد یک جامعه، خود را در قبالِ آن کاری که پذیرفته‏اند متعهّد بدانند و نوعی احساس وجدان نسبت به آن داشته باشند و سرِهم‏بندی و رفع تکلیف نکنند و آن کار را به صورت کامل انجام دهند. این‏ها از جمله‏ی خُلقیّات یک ملت است که تأثیرش در زندگی و سرنوشت آن‏ها خیلی زیاد است.1374/04/19
لینک ثابت
وجدان کاری

عزیزان من! آنچه لازم است، «کار» و «تعلیم» است. معلّمین عزیز! باید جوانان را بسازید. باید نوجوانان را با روحیه‏ی کار، استقلال و علم‏طلبی، پرورش دهید، نه با روحیه‏ی مدرک‏طلبی. مدرک چیست؟ مدرک به این عنوان که نشان دهد فردی دارای این معلومات است، خوب است؛ اما نمی‏تواند منشأ اثری شود. آنچه مهم است، علم است. علم و کار، برای جامعه لازم است. همه‏ی مردم و مسئولین بدانند: اینکه من عرض کردم «وجدان کاری»، یک تعارف نیست. باید برنامه‏ریزی کنند. «وجدان کاری» باید فرهنگ عمومی مردم شود. باید اگر کسی کاری انجام می‏دهد، فکر کند که یک نفر بالای سرش ایستاده است؛ حتّی اگر تنها، در اتاقی خلوت باشد. کار باید کامل، محکم، قوی، ابتکاری و همراه با نیاز انجام گیرد.
یکی از کارهایی که وجدان کاری لازم دارد، تعلیم و تربیت است. معلّم در کلاسِ درسِ مدرسه‏ای که تَهِ فلان شهر یا فلان گوشه‏ی دورافتاده‏ی تهران یا یک روستاست، باید آن‏طور درس بگوید، زحمت بکشد و تلاش کند که گویا الآن بازرس در کلاس نشسته است، کار او را نگاه می‏کند، یا یک ساعت بعد می‏آید تا نتیجه‏ی کار را ببیند. وجدان کاری یعنی این. ما تعارف که نمی‏کنیم!
عزیزان من! با تعارف که یک ملت نمی‏تواند آقایی خودش را حفظ کند! با تعارف که نمی‏شود با دشمنان غدّار و خونخوار روبه‏رو شد! عمل، تلاش و برنامه‏ریزی لازم است. ما گفتیم: «وجدان کاری»، «انضباط اجتماعی» یا «انضباط اقتصادی». مسئولین کشور، دولت، قوّه‏ی قضائیّه و نمایندگان مجلس، باید برنامه‏ریزی کنند تا این کارها انجام گیرد، و الّا بااینکه تعریف کنند فلانی چه حرف خوبی زده، که کار تمام نمی‏شود!
آحاد مردم هم باید کمک کنند. یک‏یک مردم، کنندگانِ واقعیِ کار هستند. عزیزان من! این خانه، خانه‏ی شماست. این مملکت، مملکت شماست. مملکت عظیم، بابرکت و ثروتمندی است. خیلی ثروت در این خاک نهفته است که همه‏اش متعلّق به شما و نسلهای آینده‏ی این کشور است. ثروت معنوی زیادی در این کشور وجود دارد و همه‏اش متعلّق به شماست. این همه علم، استعداد، آگاهی و اخلاقیّات خوب، به برکت اسلام، فرهنگ کهن اسلامی و سوابق این ملت در این کشور هست که متعلّق به شماست. چه وقت می‏توانید استفاده کنید؟ وقتی‏که این ملت، آماده‏ی کار باشد؛ کمر بسته باشد؛ هیچ‏کس در کارهای خود کوتاهی نکند و بی‏کاری را برای خود مغتنم نشمارد. هستند کسانی که در حال خستگی از کار هم، وقتی‏که کاری وجود دارد با کمال شوق کار می‏کنند. کسی از این‏ها نمی‏پرسد «شما چرا کار نکردید؟» فکر مؤاخذه‏ی الهی و نیاز مردم، این‏ها را به کار وادار می‏کند. این روحیه، باید همگانی شود. این، همان «وجدان کاری» است.1374/02/13

لینک ثابت
رحمت الهی بر محکم کارها

کسانی که اهل برنامه‌ریزی هستند، برای دمیدن دو روحیه‌ی وجدان کاری و انضباط اجتماعی در مردم برنامه ریزی کنند. کسانی که اهل کار و تلاشند این دو روحیه را در خودشان به وجود آورند. هر کسی این کار و تلاش را برای خود بکند. آن کسانی هم که به مردم تذکر می‌دهند و برای مردم تبلیغ می‌کنند، در این باره برای مردم حرف بزنند. کاری کنیم که کار و عمل سازنده؛ چه عمل فرهنگی و چه عمل اقتصادی و چه عمل اجتماعی و چه عمل سیاسی، برای کسی که کننده‌ی آن است یک عمل مقدّس به حساب آید. از یک کارگر ساده بگیرید، تا یک مأمور ساده‌ی اداری، تا یک مدیر عالیرتبه، تا یک صاحب صنعت مهم و بزرگ در کشور، تا یک مأمور عالیرتبه‌ی دولتی، تا یک معلّم، تا یک دانشجو، تا یک مبلّغ و روحانی، همه و همه احساس کنند این کاری که انجام می‌دهند یک عبادت و یک عمل خیر و صالح است. همه باید کارشان را با جدّیت و به نیکی انجام دهند. از نبی اکرم صلوات اللَّه و سلامه علیه نقل شده است که فرمود: «رحم اللَّه امرء عمل عملاً فاتقنه(1)»؛ رحمت خدا بر انسانی که کاری را انجام دهد و آن را نیکو و محکم و متقن و صحیح انجام دهد.1374/01/01

1 )
مسائل علی بن جعفر و مستدركاتها، علی بن جعفر (علیه السلام) ص 93  ؛

رحم اللّه امرءا عمل عملا صالحا فأتقنه
ترجمه:
خداوند فردی را كه كار نیكویی انجام دهد و آن [كار] را محكم ومتقن گرداند، مورد رحمت قرار میدهد.
لینک ثابت
وجدان کاری

من در نوروز سال 73 دو توصیه به ملت و دولت کردم و به عنوان دو شعار، دو سر فصل را عنوان نمودم که یکی از آن‏ها «وجدان کاری» و دیگری «انضباط اجتماعی» بود. برحسب جمع‏بندی خود من، این دو سرفصل می‏توانست و می‏تواند حرکت ملت ایران به سمت پیروزی و سازندگی ایران اسلامیِ آباد و آزاد را تسریع و تسهیل کند. البته مسئولین کشور و سردمداران امور گوناگون اقتصادی و اجتماعی و نیز مسئولین امور فرهنگی و اداره‏کنندگان رسانه‏ها و دیگران، نسبت به این دو موضوع قلم‏فرسایی کردند، سخنها گفتند و تأیید کردند. همچنین با خود ما، در گفتارهای شفاهی، در گزارشهای گوناگون و در سخنرانیها و نوشتارها اعلام کردند که این دو سرفصل حقیقتاً مهم است و کارهایی هم در این جهت انجام گرفت.
من امسال- یعنی در طلیعه‏ی سال 74- می‏خواهم عرض کنم که ما در صورتی توانسته‏ایم این دو سرفصل را با موفقیّت انجام دهیم و این دو شعار را تحقّق بخشیم که آثار آن را در خارج مشاهده کنیم. اگر در کشور، تولید در زمینه‏ی اقتصادی زیاد شده باشد؛ اگر کارهای اجتماعی و اداری و اقتصادی، روان‏تر و آسان‏تر شده باشد؛ اگر اجناس مورد استفاده‏ی مردم فراوانتر و در دسترس قرار گرفته باشد و اگر کارهایی از این قبیل انجام گرفته باشد، این نشانه‏ی آن است که وجدان کاری در جامعه‏ی ما به طور کامل بیدار شده است. یعنی در این کشور انجام‏دهندگان میلیونها کار، دارای احساس وجدان کاری هستند و کار را یک عمل صالح، یک وظیفه‏ی حقیقی، یک عبادت و یک مسئولیت اجتماعی و سیاسی تلقّی کرده‏اند و معنای وجدان کاری نیز همین نکاتی است که عرض کردم. هر مقدار آن کارها انجام شده باشد، وجدان کاری پیشرفت کرده است. اگر در آن زمینه‏ها، کم پیش رفته باشیم، پیداست وجدان کاری مقداری تحقّق پیدا کرده و بیدار شده است. اگر خدای ناکرده در این زمینه‏ها هیچ پیش نرفته باشیم- که البته این طور نیست- در آن صورت دلیل این است که وجدان کاری تحرّکی پیدا نکرده است. در سال گذشته اگرچه بحمد اللّه پیشرفتهایی در کارها داشتیم، ولی باید عرض کنم کافی نیست. در مورد انضباط اجتماعی، اگر تخلّفات اجتماعی و قانون‏شکنی کم شده باشد؛ اگر مردم با عادات و آداب صحیح اجتماعی حقیقتاً خو گرفته باشند؛ اگر جرم و جنایت کاهش چشمگیر یافته باشد، آن‏گاه ما احساس می‏کنیم که انضباط اجتماعی به معنای واقعی تحقّق پیدا کرده است. البته مقداری پیشرفت داشتیم و تلاش شده است؛ اما نه آن مقدار که مورد نظر این حقیر بود و برای جامعه‏ی ما لازم بود و هست.
من عرض می‏کنم امسال هم می‏خواهم دو توصیه بکنم. یک توصیه این است که آن دو شعار را زنده نگه داریم. این مسائلی که مربوط به اخلاق و آداب و عادات انسانی و اجتماعی است، مسائل فصلی و زودگذر نیست، مسائل یک سال و دو سال نیست. قرنها کار کرده‏اند تا اینکه یک ملت را به یک موضع خوب یا بد رسانده‏اند؛ یک عادت اجتماعی یا یک‏مشت عادتهای اجتماعی را در ملتی به وجود آورده‏اند یا در آن تزریق کرده‏اند.
اوّلًا سالها لازم است که یک عادت زشت برطرف شود و یک عادت خوب در جان یک ملت ریشه دواند. این کارِ یک ماه و دو ماه و چند ماه و یک سال نیست. بنابراین عرض می‏کنم آن دو شعار را که عبارت بود از تلاش برای به وجود آمدن وجدان کاری و تلاش برای پدید آمدن انضباط اجتماعی در مردم، در داخل جامعه، در مسئولین، در کارگزاران کشور و در هرکسی که به کاری مشغول است، باید ادامه دهیم.
باید کسانی که منادی و محافظ مسائل فرهنگی هستند، آن مسائل را ترویج کنند؛ مسائل را درست برای مردم بشکافند و تبیین نمایند. کسانی که اهل برنامه‏ریزی هستند، برای دمیدن دو روحیه‏ی وجدان کاری و انضباط اجتماعی در مردم برنامه‏ریزی کنند. کسانی که اهل کار و تلاشند این دو روحیه را در خودشان به وجود آورند. هرکسی این کار و تلاش را برای خود بکند. آن کسانی هم که به مردم تذکر می‏دهند و برای مردم تبلیغ می‏کنند، در این باره برای مردم حرف بزنند. کاری کنیم که کار و عمل سازنده؛ چه عمل فرهنگی و چه عمل اقتصادی و چه عمل اجتماعی‏ و چه عمل سیاسی، برای کسی که کننده‏ی آن است یک عمل مقدّس به حساب آید. از یک کارگر ساده بگیرید، تا یک مأمور ساده‏ی اداری، تا یک مدیر عالی‏رتبه، تا یک صاحب صنعت مهم و بزرگ در کشور، تا یک مأمور عالی‏رتبه‏ی دولتی، تا یک معلّم، تا یک دانشجو، تا یک مبلّغ و روحانی، همه و همه احساس کنند این کاری که انجام می‏دهند یک عبادت و یک عمل خیر و صالح است. همه باید کارشان را با جدّیت و به نیکی انجام دهند. از نبی اکرم صلوات الله و سلامه علیه نقل شده است که فرمود: «رحم الله امرأ عمل عملًا فاتقنه»؛ رحمت خدا بر انسانی که کاری را انجام دهد و آن را نیکو و محکم و متقن و صحیح انجام دهد. از سرهم‏بندی و کار را به امان و حال خود رها کردن و به کار نپرداختن و بی‏اعتنایی به استحکام یک کار به شدّت پرهیز شود. این مربوط به وجدان کاری است. در مورد انضباط اجتماعی نیز همین است که همه حد اجتماعی صحیحی را که قانون معنی می‏کند و مقرّرات و حدود الهی معیّن می‏نماید، با دقّت رعایت کنند تا زندگی یک زندگی صحیح و سالمی باشد. این دو شعار را امسال حفظ کنید. گویندگان راجع به آن بگویند؛ نویسندگان در باره‏ی آن بنویسند؛ مسئولین در خصوص آن برنامه‏ریزی کنند و آحاد جامعه خودشان را با این معیار بسنجند و پیشرفتهای خودشان را ملاحظه کنند.1374/01/01

لینک ثابت
وجدان کاری

در شرایط کنونی که ما برخوردار از نظامی جوان و تازه، دارای ارزشهای متعالی و شعارهای بسیار مهم و جهت‏گیری روشن و پرجاذبه برای هر انسانِ باانصاف هستیم، و از طرف دیگر، کشوری بزرگ و باعظمت، دارای سابقه‏ی تاریخی مهم، با فرهنگ بسیار متعالی و درخشان در طول‏ تاریخ، با میراث ارزشمندی از گذشته و با ثروتهای فراوان مادّی داریم- که یکی از این ثروتها که معلوم هم نیست بزرگترینش باشد، نفت و گاز و دیگر منابع زیرزمینی ماست- و در این کشورِ به این بزرگی و شکوفایی، ملتی با این عظمت زندگی می‏کند، جا دارد که مردم ما، این تحوّل اخلاقی را در خودشان به وجود آورند.
تذکّری که می‏خواهم عرض کنم این است که از آغاز سال جدید، دو شاخص را به عنوان شعار برای خودمان قرار دهیم: این دو شاخص، عبارت است از «وجدان کار» و «انضباط اجتماعی». این دو شاخص، برای همه‏ی ما، در هرجا که هستیم بسیار مهم است. «وجدان کار» یعنی اینکه اگر کاری را به عهده گرفتیم و انجام آن را تعهّد کردیم- چه این کار، برای شخص خودمان یا خانواده‏ی خودمان؛ جهت نان درآوردن باشد، و چه کاری اجتماعی و مردمی و مربوط به دیگران باشد؛ مثل امور مهم اجتماعی و مسئولیتهای کشوری- آن را خوب و کامل و دقیق و تمام انجام دهیم. به تعبیر معروف، برای آن کار، «سنگ تمام بگذاریم». اگر ملتی دارای «وجدان کار» باشد، محصول کار او خوب خواهد شد، و وقتی محصول کار نیکو شد، وضع اجتماعی، به طور قطع بهبود پیدا خواهد کرد.
ممکن است هرکس از افراد اقتصادی یا سیاسی، تحلیلهای گوناگونی نسبت به مسائل و پدیده‏های مختلف کشور داشته باشد. اما من عرض می‏کنم: هرکس هر تحلیلی داشته باشد، راه حل مشکلات، همین دو شاخص «وجدان کار» و «انضباط اجتماعی» است. «انضباط اجتماعی»، یعنی نظم‏پذیری در همه‏ی امور. شما برای اعمال این انضباط، از کارهای کوچک شروع کنید. فرض بفرمایید، عبور نکردن از خطّ عابر پیاده، برای اتومبیل‏ها، در خیابانهای شلوغ و پرجمعیت، یا همه جا. یا عبور نکردنِ پیاده‏ها از غیر محلِ خطّ عابر پیاده، در خیابان. این کار، در وهله‏ی اوّل، به نظر کوچک و پیش پا افتاده می‏آید. اما از همین‏جا شروع کنیم و انضباط اجتماعی را در همه‏ی مسائلمان تعمیم دهیم تا به مسئولیتهای بالای کشور در برخورد با مسائل کشور برسد. یعنی کسانی که مراجعات مردمی دارند، در برخورد با مردمی که به آن‏ها مراجعه می‏کنند، نظم و انضباط را حاکم کنند و کسانی که کاری را بر دوش گرفته‏اند، نظم و انضباط را در انجام آن کار معمول دارند. همه‏ی این‏ها، کشور و ملت ما را به شادابی خواهد رساند و کارِ آن‏ها را پیش خواهد برد.
امروز، خوشبختانه کارها در حال پیشرفت است. من این را با اطّلاع و آگاهی از مسائل کشور، به شما عرض می‏کنم. البته، بسیاری از مردم ما هم، به‏ویژه کسانی که در مسائل جاری، قرار و حضور دارند، این پیشرفت را احساس می‏کنند. فشارها به سمت ما از طرف قدرتهای قلدر- که دشمن ملت و استقلال ما هستند- زیاد است. اما خوشبختانه، این فشارها را این کشور باعظمت، این ملت بزرگ و این دولتمردان مخلص و صمیمی و دلسوز، با کمال قدرت، از سرِ خودشان دفع می‏کنند و در درازمدّت هیچ‏گونه تأثیری بر زندگی واقعی آن‏ها نمی‏گذارد؛ اگرچه ممکن است بعضی از مشکلات را، در کوتاه مدت، به وجود آورد. همه‏ی این‏ها را می‏توان به خوبی از سر گذراند. ما در حال پیشرفت و سازندگی و در حال بنای یک تمدّن هستیم. من این را می‏خواهم به شما بگویم: مسأله‏ی ما این نیست که زندگی خودمان را نجات دهیم و گلیم خودمان را از آب بکشیم. مسئله این است که ملت ایران- همچنان که شأن اوست- در حال پدید آوردن یک تمدّن است. پایه‏ی اصلی تمدّن، نه بر صنعت و فناوری و علم، که بر فرهنگ و بینش و معرفت و کمالِ فکری انسانی است. این است که همه چیز را برای یک ملت فراهم می‏کند و علم را هم برای او به ارمغان می‏آورد. ما در این صراط و در این جهت هستیم. نه اینکه ما تصمیم بگیریم این کار را بکنیم؛ بلکه حرکت تاریخی ملت ایران در حالِ به وجود آوردن آن است.
در چنین شرایطی، با احراز موقعیت عظیم ملت بزرگ ایران، باید همه بدانند که چه می‏کنند و در چه صراطی به حرکت در می‏آیند. به نظر من، این دو عنوان- یعنی «وجدان کار» و «انضباط اجتماعی»- می‏تواند برای ما دو شعار باشد و عرض کردم که این دو شاخص، در ما تکامل و تحوّلی به وجود خواهد آورد که إن شاء اللّه آن تحوّل، در جهت آشتی با خدای متعال و با ارزشهای الهی و آشتی با مردم و زندگی مردم است.1373/01/01

لینک ثابت
وجدان کاری

استقلال اقتصادی، یعنی ملت و کشور، در تلاش اقتصادی خود روی پای خود بایستد و به کسی احتیاج نداشته باشد. معنایش این نیست که ملتی که استقلال اقتصادی دارد، با هیچ‏کس در دنیا دادوستد نمی‏کند؛ نه. دادوستد، دلیل ضعف نیست. چیزی را خریدن، چیزی را فروختن، معامله کردن، گفتگوی تجاری کردن، این‏ها دلیل ضعف نیست. اما باید طوری باشد که یک ملت، اوّلًا نیازهای اصلی خودش را بتواند خودش فراهم کند. ثانیاً، در معادلات اقتصادی دنیا و مبادلات جهانی، وزنه‏ای باشد. نتوانند او را به آسانی کنار بگذارند؛ نتوانند او را به آسانی محاصره کنند؛ نتوانند او را به آسانی فرودهند و هرچه می‏خواهند به او املا کنند. امروز کشورهایی که از لحاظ اقتصادی پیشرفته هستند و قدرتی دارند و متأسفانه استعمار و استکبار دنیا را هم در اختیار دارند و دنبال می‏کنند اگر بخواهند با کشوری کالایی را مبادله کنند و دادوستد و همکاری داشته باشند، مواردی را به آن کشور تحمیل می‏کنند. اقتصاد مستقل یک کشور، یعنی آن چیزی که کشور لازم دارد، در داخل کشور قابل تأمین باشد؛ کارخانه‏های کشور، همه کار کنند و کارگران کشور، کار را وظیفه‏ی انسانی و دینی و وجدانی خودشان بدانند. کارگر هم فقط کسی نیست که در کارخانه است. هرکس که یک کار مفید در این مملکت انجام می‏دهد، یک کارگر است. یک نویسنده، یک هنرمند، یک معلّم، یک مبتکر و یک محقّق، این‏ها هم کارگرند.1372/02/15
لینک ثابت
وجدان کاری

تهاجم فرهنگی این است که یک مجموعه سیاسی یا اقتصادی برای مقاصد سیاسی خود و برای اسیر کردن یک ملت، به بنیانهای فرهنگی آن ملت هجوم می‏برد. چنین مجموعه‏ای هم چیزهای تازه‏ای را وارد آن کشور و آن ملت می‏کند؛ اما به زور؛ اما به قصد جایگزین کردن آن‏ها با فرهنگ و باورهای ملی. این، اسمش تهاجم است. در تبادل فرهنگی، هدف، بارور کردن فرهنگ ملی و کامل کردن آن است. اما در تهاجم فرهنگی، هدف، ریشه‏کن کردن فرهنگ ملی و از بین بردن آن است. در تبادل فرهنگی، آن ملتی که از ملتهای دیگر چیزی می‏گیرد، می‏گردد چیزهای مطبوع و دلنشین و خوب و مورد علاقه را می‏گیرد. فرض بفرمایید، دانش را از آن‏ها تعلیم می‏گیرد. فرض کنید، ملت ایران به اروپا می‏رود و می‏بیند آن‏ها مردمی اهل سخت‏کوشی و خطر کردنند. اگر این را از آن‏ها یاد بگیرد، خیلی خوب است. به اقصای شرق آسیا می‏رود و می‏بیند که آن‏ها مردمی هستند دارای وجدان کار، علاقه‏مند به کار، مشتاق کار. اگر این را از آن‏ها یاد بگیرد، خیلی خوب است. به فلان کشور می‏رود و می‏بیند مردم آن کشور، وقت‏شناس، دارای نظم و انضباط، دارای محبت، دارای حسّ ادب و حس احترامند. اگر یاد بگیرد، این‏ها چیزهای خوبی است.
در تبادل فرهنگی، قضیه چنین است. ملت فراگیرنده، می‏گردد نقاط درست و چیزهایی را که فرهنگ او را کامل می‏کند، از دیگران تعلیم می‏گیرد. درست مثل انسانی که ضعیف است و دنبال غذای مناسبی می‏گردد. دوا و غذای مناسب را مصرف می‏کند، تا سالم شود و نقصش از بین برود. در تهاجم فرهنگی، چیزهایی که به ملت مورد تهاجم می‏دهند، چیزهای خوب نیست، بلکه چیزهای بد است. فرض بفرمایید اروپاییها، وقتی تهاجم فرهنگی را در کشور ما شروع کردند، نیامدند روحیه‏ی وقت‏شناسی‏شان را، روحیه‏ی شجاعت و خطر کردن در مسائل را، یا تجسس و کنجکاوی علمی را، در ملت ما منتشر کنند و با تبلیغات و تحقیقات، سعی کنند ملت ایران، ملتی دارای وجدان کاری یا وجدان علمی شود. این کارها را که نمی‏کنند!1371/05/21

لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی