اعمال صالح، عامل شادی انسان در قیامت یکجا پول خوبی سر راه شما قرار میگیرد؛ یک رشوه، هدیه، چشمروشنی - اینها اسمهای مختلفی دارد - و شما میتوانید بدون اینکه هیچ برگه و اثر انگشتی جا بگذارید، امضایی بدهید و گرفتاری برای خودتان درست کنید، این پول را بگیرید و بگذارید توی جیبتان؛ اما محض رضای خدا نمیگیرید؛ هیچکس هم نمیفهمد، پول هم از کیسهی شما میرود؛ اما ثبت میشود و آن وقتی به کار شما میآید که «یوم یفرّ المرء من اخیه و امّه و ابیه و صاحبته و بنیه لکلّ امرء منهم یومئذ شأن یغنیه»(1) است؛ روزی که انسان از برادر خودش بهخاطر کثرت التهاب، شدت، اضطراب و آشفتگی حاکم بر روز قیامت و حساب و جزای الهی و مو از ماست کشیدن الهی میگریزد؛ آن روز چنان سنگین و سخت است که «یوم یجعل الولدان شیبا»(2)؛ جوان را پیر میکند؛ انسان در آن روز از پدر و مادر خودش و از بچهی دُردانهی خودش و از همسر خودش میگریزد. چرا؟ چون «لکلّ منهم یومئذ شأن یغنیه»(3)؛ هر کسی به قدر خودش گرفتارییی دارد که همان گرفتاری خودش برایش بس است و مجال این نیست که به فکر کس دیگری باشد؛ اما در آن روز و در آن جا، «وجوه یومئذ ناضرة»(4)؛ چهرههایی شادند؛ چهرههایی درهمند و گرفته. آن چهرهی شاد، همان چهرههای شماست. چرا؟ برای خاطر اینکه آن چک، آن پول نقد، آن دلار و آن ارز خارجی که بیسروصدا دادند به شما و شما میتوانستید بگیرید و نگرفتید، آن یک ساعتی که در اداره بیشتر کار کردید، آن کارهای خلاف شهوانی که میتوانستید مرتکب بشوید و نشدید، آن گزارش خلاف واقعی که میتوانستید بدهید و ندادید - که تأثیراتی در وضع شما یا دوستتان و دشمنتان میگذاشت - آنجا این اعمال صالح میآید به کمک شما و شما را از آن گرفتاری نجات میدهد؛ آنجاست که آن اعمال به درد شما میخورد؛ آن، خیلی مهمتر از پول اینجاست.1383/07/13
1 )
سوره مبارکه عبس آیه 37 لِكُلِّ امرِئٍ مِنهُم يَومَئِذٍ شَأنٌ يُغنيهِ ترجمه: در آن روز هر کدام از آنها وضعی دارد که او را کاملاً به خود مشغول میسازد!
2 )
سوره مبارکه المزمل آیه 17 فَكَيفَ تَتَّقونَ إِن كَفَرتُم يَومًا يَجعَلُ الوِلدانَ شيبًا ترجمه: شما (نیز) اگر کافر شوید، چگونه خود را (از عذاب الهی) بر کنار میدارید؟! در آن روز که کودکان را پیر میکند،
4 )
سوره مبارکه القيامة آیه 22 وُجوهٌ يَومَئِذٍ ناضِرَةٌ ترجمه: (آری) در آن روز صورتهایی شاداب و مسرور است،
زندگی دنیا، محل مجاهدت برای قیامت امیرالمؤمنین در خطبهی نهجالبلاغه میفرماید: «الا و انّ الیوم المضمار و غداً السّباق»؛ این دنیا محل آماده شدن و تمرین کردن است. در این اردوگاه بزرگِ آمادهی ورود به میدان لقاء الهی - که قیامت است - خودتان را برای مواجهه با حساب و مؤاخذهی الهی آماده کنید. امروز، روز تمرین کردن و آماده شدن و خودسازی است و فردا - یعنی روز قیامت - روز شتاب و مسابقه گرفتن به سوی سرانجامی است که ما در همین جا برای خود، آن سرانجام را مشخّص و منجز کردهایم. «والسّبقة الجنّة والغایة النّار» ؛ چیزی که فردای قیامت به برندگان خواهند داد، بهشت است؛ و چیزی که بازندگانِ فردای قیامت دچار آن خواهند شد، جهنّم و آتش است. «افلا تائب من خطیئته قبل منیّته»؛ آیا کسی نیست که قبل از مرگ از خطاهای خود برگردد و توبه کند؟ امیرالمؤمنین مردم را دعوت میکند به اینکه اگر خطایی از آنها سر زده است، آن را اصلاح کنند؛ راه هدایت را بیابند و در راه صلاح و سداد قدم بردارند. «ألا عامل لنفسه قبل یوم بؤسه»؛(1) آیا کسی نیست که قبل از روز بدبختی، برای خود کار کند و توشه ذخیره نماید؟ زندگی ما، میدان توشه ذخیره کردن است. کسب و تحصیل و کار علمی و کار سیاسی و خانه و همهی عرصههای زندگی ما، محلّ عمل برای خدا و تلاش و مجاهدت برای فرداست.1382/09/05
1 )
خطبه 28 :از خطبههاى آن حضرت است در بىوفايى دنيا و توجه به آخرت أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ الدُّنْيَا أَدْبَرَتْ وَ آذَنَتْ بِوَدَاعٍ وَ إِنَّ الْآخِرَةَ قَدْ أَقْبَلَتْ وَ أَشْرَفَتْ بِاطِّلَاعٍ أَلَا وَ إِنَّ الْيَوْمَ الْمِضْمَارَ وَ غَداً السِّبَاقَ وَ السَّبَقَةُ الْجَنَّةُ وَ الْغَايَةُ النَّارُ أَ فَلَا تَائِبٌ مِنْ خَطِيئَتِهِ قَبْلَ مَنِيَّتِهِ أَ لَا عَامِلٌ لِنَفْسِهِ قَبْلَ يَوْمِ بُؤْسِهِ أَلَا وَ إِنَّكُمْ فِي أَيَّامِ أَمَلٍ مِنْ وَرَائِهِ أَجَلٌ فَمَنْ عَمِلَ فِي أَيَّامِ أَمَلِهِ قَبْلَ حُضُورِ أَجَلِهِ فَقَدْ نَفَعَهُ عَمَلُهُ وَ لَمْ يَضْرُرْهُ أَجَلُهُ وَ مَنْ قَصَّرَ فِي أَيَّامِ أَمَلِهِ قَبْلَ حُضُورِ أَجَلِهِ فَقَدْ خَسِرَ عَمَلُهُ وَ ضَرَّهُ أَجَلُهُ أَلَا فَاعْمَلُوا فِي الرَّغْبَةِ كَمَا تَعْمَلُونَ فِي الرَّهْبَةِ أَلَا وَ إِنِّي لَمْ أَرَ كَالْجَنَّةِ نَامَ طَالِبُهَا وَ لَا كَالنَّارِ نَامَ هَارِبُهَا أَلَا وَ إِنَّهُ مَنْ لَا يَنْفَعُهُ الْحَقُّ يَضُرُّهُ الْبَاطِلُ وَ مَنْ لَا يَسْتَقِيمُ بِهِ الْهُدَى يَجُرُّ بِهِ الضَّلَالُ إِلَى الرَّدَى أَلَا وَ إِنَّكُمْ قَدْ أُمِرْتُمْ بِالظَّعْنِ وَ دُلِلْتُمْ عَلَى الزَّادِ وَ إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ
عَلَيْكُمُ اثْنَتَانِ اتِّبَاعُ الْهَوَى وَ طُولُ الْأَمَلِ فَتَزَوَّدُوا فِي الدُّنْيَا مِنَ الدُّنْيَا مَا تَحْرُزُونَ بِهِ أَنْفُسَكُمْ غَداً . ترجمه: پس از حمد حق، دنيا پشت كرده خبر به وداع مىدهد، و آخرت روى نموده و سر بر آورده است، آگاه باشيد كه امروز روز تمرين، و فردا زمان مسابقه است، مزد برنده بهشت، فرجام بازنده آتش است. آيا كسى نيست كه قبل از رسيدن مرگش توبه كند آيا كسى نيست كه پيش از رسيدن روز سختىاش چاره انديشد هش داريد كه شما در روزگار آرزو هستيد كه به دنبالش مرگ است. كسى كه در ايام آرزو قبل از آنكه مرگش فرا رسد عمل كند عملش سودمند است، و مرگش به او زيان نرساند، و آن كه در روزگار آرزويش پيش از رسيدن مرگش تقصير كند محصول كارش خسارت است، و مرگش براى او زيان دارد. آگاه باشيد كه به وقت خوشى چنان عمل كنيد كه وقت ترس عمل مىكنيد. بدانيد كه مانند بهشت كه خواهانشخواب باشد نديدم، و همچون عذاب كه گريزان از آن در غفلت باشد سراغ ندارم. هشيار باشيد كسى كه حق سودش ندهد باطل او را ضرر زند، و آن را كه هدايت مستقيم ننمايد گمراهى او را به هلاكت كشاند. بدانيد شما به كوچ از دنيا امر شده، و بر تهيه توشه دلالت شدهايد. ترسناكترين چيزى كه از آن بر شما مىترسم پيروى هوا و آرزوى دراز است. پس در اين دنيا از دنيا توشهاى برگيريد كه در آخرت خود را از عذاب محافظت كنيد. مىگويم: اگر سخنى باشد كه مردم را به زهد در دنيا و عمل مربوط به آخرت وادار كند همين سخن است. و همين بس كه اين كلام دل را از وابستگى به آرزوها قطع كند، و نور موعظه و قدرت باز داشتن انسان از گناه را در دل بر افروزد. و عجيبترين جملات اين خطبه اين است كه مىفرمايد: «امروز روز تمرين، و فردا روز مسابقه، و مزد برنده بهشت، و عاقبت بازنده آتش است.» زيرا در اين سخن با وجود عظمت لفظ و بزرگى معنا و تمثيل درست، و تشبيه واقعى، سرّى شگفت و معنايى لطيف نهفته، و آن قول حضرت است كه مىفرمايد: «و السّبقة الجنّة، و الغاية النّار» كه چون معنى سبقه و غايت مخالف هم است از آن حقيقت قيامتى به دو لفظ مختلف «سبقه- غايت» تعبير فرموده، زيرا مسابقه در كارى محبوب و هدفى مطلوب است و اين صفت بهشت است، نه دوزخ كه به خدا از آن پناه مىبريم، و شايسته نبود بگويد: «و السبقة النار»، بدين خاطر فرمود: «الغاية النار»، چه اينكه ممكن است پايان يك راه كسى را خوش نيايد، و ممكن است خوش آيد، بنا بر اين صحيح اين است كه براى هر دو صورت با كلمه غايت تعبير شود. غايت در اين زمينه مانند مصير و مآل است، چنانكه حق فرموده: قلْ تَمَتَّعُوا فَاِنَّ مَصيرَكُمْ الَى النَارِ، كه صحيح نيست در اينجا به جاى «مصير» كلمه «سبقه» آيد. در اين سخن انديشه كن كه نهانى شگفت و ژرفايى عميق و لطيف دارد، و بيشتر سخنان حضرت چنين است. در برخى از نسخهها «سبقه» به ضمّ سين وارد شده. و سبقه به ضمّ سين نزد عرب مال يا متاعى است كه به برنده مسابقه جايزه مىدهند. و معنى سبقه به فتح و ضم به هم نزديك است، زيرا سبقه به ضم سين جزاء عمل ناپسند نيست بلكه پاداش كار خوب است
آخرت, آباد کردن آخرت, رابطه دنیا و آخرت, تعادل دنیا و آخرت, معاد اصلاً آخرت بدون دنیا نمیشود و امکان ندارد که انسان بخواهد به آن مواهب معنوی برسد و دنیای ویرانی هم داشته باشد.1382/06/05
شباهت روز عید فطر به روز قیامت روز عید فطر - همچنان که در روایت امیرالمؤمنین علیهالصّلاةوالسّلام هست - به روز قیامت تشبیه شده است؛(1) یعنی روز پاداش. انشاءاللَّه این اجتماع عظیم شما در این مراسم معنوی و عبادی و سیاسی، توجّه و رحمت الهی را به سوی شما جلب کند و ملت ایران و مسؤولان کشور و همهی کسانی که در هر نقطهای از کشور و در هر بخشی از بخشهای عظیمِ تلاشِ این ملت مسؤولیتی دارند، بتوانند با توکّل به خداوند متعال، با توجّه به راهنماییهای الهی در قرآن و در کلمات اهل بیت علیهمالسّلام و به دنبال انگشت اشارهی مرد بزرگِ معنوی دوران ما و جانشین پیامبران - امام بزرگوارمان - این راه را ادامه دهند و انشاءاللَّه سعادت ملت و آیندهی این کشور را تأمین کنند.1379/10/07
خطب أمير المؤمنين علی بن أبی طالب ع للناس يوم الفطر فقال أيها الناس إن يومكم هذا يوم يثاب فيه المحسنون و يخسر فيه المسيئون و هو أشبه يوم بيوم قيامتكم فاذكروا بخروجكم من منازلكم إلى مصلاكم خروجكم من الأجداث إلى ربكم و اذكروا بوقوفكم فی مصلاكم وقوفكم بين يدی ربكم و اذكروا برجوعكم إلى منازلكم رجوعكم إلى منازلكم فی الجنة أو النار و اعلموا عباد الله أن أدنى ما للصائمين و الصائمات أن يناديهم ملك فی آخر يوم من شهر رمضان أبشروا عباد الله فقد غفر لكم ما سلف من ذنوبكم فانظروا كيف تكونون فيما تستأنفون.». ترجمه: امام صادق از پدرش از امام حسین(ع) روایت می كند كه فرمود امام علی (ع) در روز فطر برای مردم سخنرانی كرد و گفت همانا كه امروز روزی است كه نیكوكاران در آن پاداش می یابند و گنهكاران زیان می بینند و آن شبیه ترین روز به روز قیامت است پس با خارج شدن از خانه هایتان به سوی محل خواندن نمازتان، خارج شدن از قبرهایتان به سوی پروردگارتان یادآورید و با ایستادن در محل نماز خواندنتان، ایستادن مقابل پروردگارتان یادآورید و با بازگشتان به سوی خانه هایتان به روانه شدن از عرصهى قيامت به سوى منازل بهشتیتان یا جهنمیتان یادآورید ای بندگان خدا كمترین چیز به مردان و زنان مومن این است كه فرشته ای در آخرین روز ماه رمضان به ایشان ندا می دهد: ای بندگان خدا بشارت باد بر شما كه خداوند گناهان گذشته شما را بخشید پس بنگیرید كه چگونه می خواهید دوباره شروع كنید.
روز عید فطر شبیهترین روزها به روز قیامت صدوق علیهالرّحمة از امام صادق علیهالصّلاةوالسّلام نقل میکند: «عن ابیه عن جّده علیهالسّلام قال: خطب امیرالمؤمنین علی علیهالسّلام للنّاس یوم الفطر». یعنی امیرالمؤمنین در روز عید فطر برای مردم خطبه ایراد فرمود و در آن خطبه اینطور بیان کرد: «فقال ایها النّاس ان یومکم هذا یوم یثاب فیه المحسنون و یخسر فیه المسیئون»؛ یعنی ای مردم! این روز، روزی است که در آن نیکوکاران به ثواب خود میرسند و کسانی که در ماه رمضان کردار بد داشتهاند، زیان میکنند و محروم میمانند.
کسانی که ماه رمضان را به عبادت و به اغتنام فرصت معنوی پرداختهاند، امروز، روزی است که پاداش خود را از خداوند متعال میگیرند. پاداش روزهی با اخلاص، تلاوت قرآن، قیام نیمه شب، تضرّع و دعا و صدقات و احسان و همهی آنچه که شما جوانان عزیز، شما مردم مؤمن و آشنای با حقایق اسلامی در ماه مبارک رمضان انجام دادهاید، امروز در عالم معنا به شما تقدیم میشود.
«و هو اشبه یوم بیوم قیامتکم». چون روز پاداش و گرفتن ثواب برای نیکوکاران و روز خسران برای بدکاران است، شبیه روز قیامت است؛ همچنان که روز قیامت هم کسانی که زندگی دنیا را به عمل نیک گذراندهاند، ثواب خواهند یافت و دل و چشم آنان به عنایت الهی روشن خواهد شد؛ اما کسانی که دنیا را به غفلت، به بدکاری، به ستمگری، به سرکشی و نافرمانی از خدای متعال، به غرق شدن در شهوات، به خودخواهی و به خودپرستی گذراندهاند، آن روز زیان خواهند کرد.
چون امیرالمؤمنین علیهالسّلام این تشبیه را میفرماید، بر اساس این تشبیه، این استفادهی زیبا را میکند. توصیه میفرماید: «فاذکروا بخروجکم من منازلکم الی مصلّاکم خروجکم من الاجداث الی ربّکم»؛ از منزل که خارج شدید تا برای نماز به مصلّی بیایید، زمانی را به یاد آورید که برای حضور در پیشگاه خداوند، از قبرهای خود بیرون خواهید آمد و به سوی عرصهی قیامت خواهید شتافت. «واذکروا بوقوفکم فی مصلّاکم وقوفکم بین یدیّ ربّکم»؛ با ایستادن خود در مصلّی و به هنگام نمازگزاردن، آن روزی را به یاد آورید که در قیامت در پیشگاه خدای متعال خواهید ایستاد، تا مثل امروز که به شما پاداش اعمالتان را میدهند، پاداش اعمال خود را بگیرید. «واذکروا برجوعکم الی منازلکم رجوعکم الی منازلکم فی الجنّة او النّار»؛(1) هنگامی که به منازل خودتان برمیگردید، آن لحظهای را در قیامت به یاد آوردید که در پیشگاه عرض الهی، از عرصهی قیامت به سوی منازل خود در بهشت، یا خدای نخواسته در جهنّم، خواهید رفت. همانطوری که امروز، روز ثواب و روز گرفتن پاداش برای نیکوکاران، و روز خسارت و زیان برای گناهکاران است، آن روز هم در پیش است.لحظه لحظهی عمر را قدر بدانید. از ساعات عمرتان برای نیکوکاری استفاده کنید. خود را به خدا نزدیک کنید. اوقات خود را به تلاش در راه خدا و مجاهدت برای او مستغرق کنید. ساعات زندگی، سالهای زندگی، به سرعت برق میگذرد؛ در عرصهی قیامت این لحظات را به یاد خواهید آورد. خوشا به حال نیکوکاران و بدا به حال زیانکاران.1376/11/09
خطب أمير المؤمنين علی بن أبی طالب ع للناس يوم الفطر فقال أيها الناس إن يومكم هذا يوم يثاب فيه المحسنون و يخسر فيه المسيئون و هو أشبه يوم بيوم قيامتكم فاذكروا بخروجكم من منازلكم إلى مصلاكم خروجكم من الأجداث إلى ربكم و اذكروا بوقوفكم فی مصلاكم وقوفكم بين يدی ربكم و اذكروا برجوعكم إلى منازلكم رجوعكم إلى منازلكم فی الجنة أو النار و اعلموا عباد الله أن أدنى ما للصائمين و الصائمات أن يناديهم ملك فی آخر يوم من شهر رمضان أبشروا عباد الله فقد غفر لكم ما سلف من ذنوبكم فانظروا كيف تكونون فيما تستأنفون و قال الصادق جعفر بن محمد ع لبعض أصحابه إذا كان ليلة الفطر فصل المغرب ثلاثا ثم اسجد و قل فی سجودك يا ذا الطول يا ذا الحول يا مصطفی محمد و ناصره صل على محمد و آل محمد و اغفر لی كل ذنب أذنبته و نسيته و هو عندك فی كتاب مبين ثم
تقول مائة مرة أتوب إلى الله و كبر بعد المغرب و العشاء الآخرة و صلاة الغداء و صلاة العيد كما تكبر أيام التشريق تقول الله أكبر الله أكبر لا إله إلا الله و الله أكبر الله أكبر و لله الحمد الله أكبر على ما هدانا و الحمد لله على ما أبلانا و لا تقل فيه و رزقنا من بهيمة الأنعام فإن ذلك إنما هو فی أيام التشريق ترجمه: امير المؤمنين روز عيد فطر براى مردم خطبه خواند و فرمود اى مردم در اين روز شما بمحسنان ثواب و دهند بدكاران زيانمندند اين شبيه ترين روزيست بروز قيامت ببيرون آمدن شما از منزل بنمازگاه ياد كنيد بيرون آمدن خود را از گورهايتان بمحضر پروردگارتان و ياد كنيد به وقوف خود در نمازگاه وقوف خود را در برابر پروردگار خود و ياد كنيد به برگشت خود بمنزلهايتان برگشت خود را بمنزلهاى بهشت يا دوزخ خود و بدانيد اى بندگان خدا كه كمترين مزد مرد و زن روزهدار آنست كه جار كشد آنها را فرشتهاى در روز آخر ماه رمضان مژده گيريد بندگان خدا كه آمرزيده شد براى شما آنچه گذشته از گناهان شما و بپائيد در آينده چطور خواهيد بود، و امام صادق جعفر بن محمد «ص» بيكى از اصحابش فرمود چون شب عيد فطر شود مغرب را بخوان و سجده كن و در آن بگو
يا ذا الطول يا مصطفى محمد و ناصره صل على محمد و آل محمد و اغفر لی كل ذنب اذنبته و نسيته و هو عندك فی كتاب مبين
سپس صد بار بگو و اتوب الى اللَّه
و پس از مغرب و عشاء و نماز صبح و نماز عيد همان تكبيرات ايام تشريق را بخوان بگو
اللَّه اكبر لا اله الا اللَّه و اللَّه اكبر اللَّه اكبر و للَّه الحمد اللَّه اكبر على ما هدانا و الحمد للَّه على ما ابلانا و مگو در آن و رزقهم من بهيمة الانعام
كه اين عبارت مخصوص ايام تشريق است. (11- 13 ذى حجه)
تشابه روز عید فطر به روز قیامت عید سعید فطر را به همهی شما عزیزان نمازگزار وبه همهی ملت بزرگ ایران و به همهی مسلمین عالم، تبریک عرض میکنم. روزی بزرگ، پس از روزها و شبهایی بسیار با عظمت است. امیرالمؤمنین، علیهالصّلاةوالسّلام در یکی از خطبه های روز عید فطر چنین فرمود: «ایها النّاس! ان یومکم، هذا یوم مثاب فیه المحسنون»؛ ای مردم! امروز روزی است که در آن نیکوکاران پاداش و اجر خود را از خدای متعال میگیرند؛ اجر روزه، اجر عبادات ماه رمضان، اجر امساکها و جلوگیریها از هوای نفس. «و یخسر فیه المبطلون»؛ و کسانی که حرکت و عمل نادرست داشتهاند، در چنین روزی، خسارت بدکارگی خود را خواهند یافت. امروز، روز جزاست. «و هو اشبه یوم بیوم قیامکم»؛ امروز، شبیه روز قیامت است. «فاذکروا بخروجکم من منازلکم الی مصلّاکم، خروجکم من الاجداث الی ربکم»؛ از خانه که به طرف مصلاّی نماز عید فطر خارج میشوید، به یاد بیاورید هنگامی را که از قبرهای خود در روز قیامت خارج میشوید تا به طرف میدان عظیم قیامت و محلّ ثواب و عقاب الهی روانه گردید. «واذکروا بوقوفکم فی مصلاّکم وقوفکم، بین یدی ربّکم»؛ در مصلاّ که برای نماز میایستید، به یاد بیاورید هنگامی را که در قیامت، در پیشگاه پروردگار ایستادهاید و برای حساب و کتاب آماده میشوید. «واذکروا برجوعکم الی منازلکم، رجوعکم الی منازلکم فی الجنّه»؛ از مصلاّ که به خانههای خود برمیگردید، به یاد بیاورید وقتی را که از عرصهی قیامت به سوی منازل بهشتی خود روانه میشوید تا در آنها سکنا گزینید. بعد فرمود: ای بندگان خدا! «انّ ادنی ما للصائمین و الصائمات»؛ کمترین پاداشی که خدای متعال برای مردان و زنان روزهدار در مثل امروز یا در مثل روز آخر ماه رمضان عطا خواهد کرد، این است که «ان ینادیهم ملک فی آخر یوم من شهر رمضان»؛ فرشتهای در آخرین روز ماه رمضان، آنها را مخاطب قرار دهد و گوید: «ابشروا عباداللَّه»؛ بشارت بر شما باد ای بندگان خدا! «فقد غفرلکم ما سلف من ذنوبکم»؛ گناهان شما آمرزیده شد. این، پاداش ماه رمضان است. به یک روزهی درست، یک عمل پر مغز و یک عبادت خالصانه و مخلصانه، در آخرین دقایق ماه رمضان و آخرین ساعات آن ماه عزیز، اینگونه پاداش داده میشود: «فقد غفر لکم ما سلف من ذنوبکم.» آمرزش گناهان گذشته، پاداش کمی نیست! «فانظروا کیف تکونون فی ما تستأنفون»(1)؛ ببینید از امروز که میخواهید روزی نو را شروع کنید، چگونه شروع خواهید کرد. مبادا خیال کنید و با خود بگویید که «ما گناه کنیم، تا در ماه رمضان دیگر، آمرزیده شویم!» هیچ کس نمیداند که تا ماه رمضان دیگر زنده خواهد ماند یا نه. سال گذشته، در همین نماز عید و در همین مصلّی، کسانی حضور داشتند که امسال نیستند. سال آینده هم معلوم نیست کدام از ما باشیم و کدام نباشیم. به علاوه، گناهی که از روی تجرّی و تعمّد انجام گیرد، دل انسان را سیاه و تاریک میکند. از چنین انسانی، دیگر عبادت خالصانه، به آسانی سر نمیزند؛ تا گناه وی به خاطر آن عبادت آمرزیده شود. سعی کنید و سعی کنیم که از گناهان اجتناب نماییم و عمل صالح انجام دهیم. این است خصوصیّتی که یک انسان را سعادتمند میکند.1372/12/22
خطب أمير المؤمنين علی بن أبی طالب ع للناس يوم الفطر فقال أيها الناس إن يومكم هذا يوم يثاب فيه المحسنون و يخسر فيه المسيئون و هو أشبه يوم بيوم قيامتكم فاذكروا بخروجكم من منازلكم إلى مصلاكم خروجكم من الأجداث إلى ربكم و اذكروا بوقوفكم فی مصلاكم وقوفكم بين يدی ربكم و اذكروا برجوعكم إلى منازلكم رجوعكم إلى منازلكم فی الجنة أو النار و اعلموا عباد الله أن أدنى ما للصائمين و الصائمات أن يناديهم ملك فی آخر يوم من شهر رمضان أبشروا عباد الله فقد غفر لكم ما سلف من ذنوبكم فانظروا كيف تكونون فيما تستأنفون.». ترجمه: امام صادق از پدرش از امام حسین(ع) روایت می كند كه فرمود امام علی (ع) در روز فطر برای مردم سخنرانی كرد و گفت همانا كه امروز روزی است كه نیكوكاران در آن پاداش می یابند و گنهكاران زیان می بینند و آن شبیه ترین روز به روز قیامت است پس با خارج شدن از خانه هایتان به سوی محل خواندن نمازتان، خارج شدن از قبرهایتان به سوی پروردگارتان یادآورید و با ایستادن در محل نماز خواندنتان، ایستادن مقابل پروردگارتان یادآورید و با بازگشتان به سوی خانه هایتان به روانه شدن از عرصهى قيامت به سوى منازل بهشتیتان یا جهنمیتان یادآورید ای بندگان خدا كمترین چیز به مردان و زنان مومن این است كه فرشته ای در آخرین روز ماه رمضان به ایشان ندا می دهد: ای بندگان خدا بشارت باد بر شما كه خداوند گناهان گذشته شما را بخشید پس بنگیرید كه چگونه می خواهید دوباره شروع كنید.
پرهیز از غفلت در روز بزرگ عید فطر امام مجتبی علیهالسّلام طبق روایتی در روز عید فطر، از راهی عبور میکرد. دید جمعیتی ایستادهاند و بازی میکنند و بیخیال و بیتوجّه به اهمیت این روز، با غفلتِ خودشان سرگرمند و میخندند. کنار آن جمعیت ایستاد و فرمود: «ان اللَّه جعل شهر رمضان مضماراً لخلقه.» خداوند، ماه رمضان را میدان مسابقهای برای بندگانش قرار داده است. «فیستبقون فیه بطاعته الی مرضاته.» که در این میدان مسابقه، به وسیلهی اطاعت او، به سوی رضایت او با یکدیگر مسابقه بگذارند و از یکدیگر پیشی گیرند. «فسبق قوم ففازوا.» در این ماه رمضانی که گذشت، عدهای توانستند پیشی بگیرند و از دیگران جلو بیفتند؛ و اینها پیروز و موفّق شدند «و قصّر آخرون فخابوا.» اما عدهی دیگری، در همین ماه رمضان کوتاهی کردند. آنها نتوانستند خود را به درگاه رحمت الهی برسانند، و مأیوس و نومید شدند. «فالعجب کل العجب من ضاحک لاعب فی الیوم الّذی یثاب فیه المحسنون و یخسر فیه المبطلون.» فرمود: تعجّب است از کسانی که بیخیال میخندند و به لعب مشغول میشوند. در آن روزی که نیکوکاران خرمنهای ثواب را میچینند و میبرند و محرومان، خسارت خود را تحویل میگیرند؛ خسارتهای آنان دامنگیرشان میشود. روز بزرگی است. مثل روز قیامت است. در این روز، کسانی که در ماه رمضان توانستهاند رضای الهی را به دست آورند، پاداش خود را از خدای متعال خواهند گرفت. امروز روزی نیست که انسان بتواند در آن، به غفلت سرکند. سپس در ادامه فرمود: «لو کشف الغطاء لعلموا انّ المحسن مشغول بأحسانه، و المسیء مشغول باسائته.»(1) اگر چشم بصیرت، نافذ میشد و پردهی حجاب مادّی از مقابل چشمهای ما کنار میرفت، میدیدیم که نیکان مشغول جمعآوری پاداش خودند و به برداشتن ثواب، مشغول و سرگرمند؛ چنانکه بَدان سرگرم به نتایج کوتاهیهای خودشان هستند.1372/01/04
نَظَرَ إِلَى النَّاسِ فِی يَوْمِ فِطْرٍ يَلْعَبُونَ وَ يَضْحَكُونَ فَقَالَ لِأَصْحَابِهِ وَ الْتَفَتَ إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ شَهْرَ رَمَضَانَ مِضْمَاراً لِخَلْقِهِ لِيَسْتَبِقُوا فِيهِ بِطَاعَتِهِ إِلَى رِضْوَانِهِ فَسَبَقَ فِيهِ قَوْمٌ فَفَازُوا وَ تَخَلَّفَ آخَرُونَ فَخَابُوا فَالْعَجَبُ كُلُّ الْعَجَبِ مِنَ الضَّاحِكِ اللَّاعِبِ فِی الْيَوْمِ الَّذِی يُثَابُ فِيهِ الْمُحْسِنُونَ وَ يَخِيبُ فِيهِ الْمُقَصِّرُونَ وَ ايْمُ اللَّهِ لَوْ كُشِفَ الْغِطَاءُ لَشُغِلَ مُحْسِنٌ بِإِحْسَانِهِ وَ مُسِيءٌ بِإِسَاءَتِهِ ترجمه: احمد بن عبدالرحیم گوید: امام رضا (ع) در روز عید فطر به مردمی كه بازی می كردند و می خندیدند نگاه كرد پس به یارانش در حالیكه به آنان توجه كرد گفت: براستی كه خداوند بزرگ و بلند مرتبه ماه رمضان را میدان مسابقه خلق خود قرار داد كه در آن با اطاعت كردنشان برای رسیدن به خشنودیش مسابقه دهند و و گروهی در آن پیشی گیرند و پیروز شدند و دیگران عقب افتادند و ناامید و مایوس گشتند پس بسیار مایه تعجب است از كسی كه در این روزی كه نیكوكاران را پاداش می دهند و كوتاهی كنندگان در آن مایوس می باشند، می خندد و بازی می كند. به خدا قسم اگر پرده كنار رود نیكوكار به نیكی خود و گنهكار به گناه خود مشغول شده است.
از غضب خدا بر حذر باشید فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتی وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْکافِرینَ(۱) پس بر حذر باشید از آتشی که آتش گیره ی آن آدمی و سنگ است یعنی بر حذر باشید از غضب خدا و آتش دوزخ خدا وتسلیم بشوید در مقابل سخن الهی. حاصل این جمله در حقیقت انذار و ترساندن است که من در پایان بحث امروز راجع به انذار و تبشیر بحث کوتاهی را عرض خواهم کرد حالا پیرامون همین جمله مقداری توضیح میدهم: اما « وقود » به معنای آتشگیره است و قاعدتاً آتش قائم به یک جسمی است، یعنی شما یک جسمی را میسوزانید شعله و حرارت آتش بر اثر سوختن آن جسم بوجود میآید. حالا آن جسم یا غلیظ است مثل هیزم و یا جسم رقیقتری مثل گاز فرض کنید، به هر حال یک جسمی در شرایط خاصی احتراق پیدا میکند. و این احتراق همان آتش است که سوزندگی و روشنایی و اشتعال و این چیزها را با خودش دارد. «وقود» یعنی همان ماده و همان جسمی که مایه سوزاندن آتش است و بعضی همین را با آتش زنه اشتباه کردند! یعنی آن چیزی مثل تراشه یا پوشالی که آنرا روشن میکنند تا اجسام حول و حوش او آتش بگیرد و این اشتباه، یک اشتباه در فهم مراد قرآن را پشت سر خود دارد که من حالا نمیخواهم آن اشتباه را بگویم، ولذا شما درستش را بدانید که «وقود» یعنی به معنای «ما یتقد فی النار» است، یعنی آنچه که در آتش مشتعل میشود و میسوزد. بنابراین: آن آتشی که در قیامت هست و آن چیزی که در آن آتش میسوزد چیست؟ میفرماید: او جسم آدمی و سنگ است و در رابطه با آدمی آیات بسیاری از قرآن به این معنا تصریح دارد که جسم آدمی در دوزخ میسوزد و تأویل بردار هم نیست. کلما نزجت جلودهم بدلناهم جلوداً غیرها لیذوقوا العذاب (۲). یعنی وقتی که پوستهای اینها بر اثر آتش میسوزد، ما پوست دیگر به جسم آنها میرویانیم تا حرارت آتش و شکنجه را بچشند. یا در دعای کمیل هست که امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرماید: وهذا ما لا تقوم له السموات و الارض یا سیدی فکیف بی: آتش دوزخ تو چیزی است که آسمان و زمین طاقت آنرا ندارند تا چه رسد بمن، یعنی تعبیرات روشنی است که پایان بحث پیرامون آن توضیح خواهم داد. بهرحال انسان گناهکار و انسان کافر و انسانی که از زحمت خدا محروم شده با اعمال خودش برای خود دوزخی فراهم آورده و در آن آتش میسوزد. پس: وقودها الناس آدمی است و بعد از آن: والحجاره یعنی سنگ است که در معنای سنگ حرفهای گوناگونی گفته شده: بعضی گفتهاند، منظور از سنگ در اینجا، همان بتهای سنگی است دکه کفار آنها را عبادت میکردند که همچنان در طول تاریخ این بتهای سنگی وجود داشته و امروز هم هست. بعضی هم این طور حدس زدهاند که منظور از این سنگ در آیه قرآن، سنگهای قیمتی و جواهراتی است که انسانها آنها را در دنیا زینت گمان میکند و مایه تفاخر خودش به حساب میآورد، ولذا چون همهی اینها مغضوب خدا هستند خداوند آنها را میسوزاند که البته دلیلی نیست که مراد از والحجاره اینها باشد. بعضی هم گفتهاند منظور از سنگ، آن دلهای آدمیانی هستند که یاد خدا را در دلهایشان راه نمیدهند و در مقابل خدای متعال خضوع نمیکنند، یعنی مثل سنگ هیچ موعظه و هیچ سخن حقی در آنها اثر نمیگذارد و آن کسانی که قائل به هر یک از این سه معنا هستند برای تعبیر و تفسیر خودشان یک معنای رمزی را در نظر دارند و یک شاهدی هم از قرآن برای این سخنشان ذکر میکنند. اما اینکه گفتیم دلیلی ندارد، یعنی دلیلی نداریم که مراد از سنگ در اینجا همان چیزی باشد که آنها میگویند، والاّ مثلاً آن معنای اول که گفتند مراد از سنگ همان بتهاست آیهای در قرآن داریم که: انکم و ماتعبدون من دونالله حصب جهنم (۳): این خطاب به کفار است، یعنی شما و آن چیزهایی که غیر از خدا میپرستید همهی شما با هم در جهنم خواهید سوخت و این را دلیل گرفتند برای اینکه منظور از حجاره همان بتهای سنگی است، در حالی که میدانیم همهی چیزهایی که میپرستیدند از جنس سنگ نبودند، بلکه از جنس چوب و چیزهای دیگر هم ممکن بود باشد. ولذا این آیه در قرآن هست، اما این آیه دلالت بر این ندارد که مراد از حجاره در اینجا همان بتهای سنگی باشد، یا آن کسانی که میگویند مراد سنگهای قیمتی است، یک معنای رمزی در نظر دارند و آن همان چیزی است که اشاره شد. این سنگهای قیمتی برای اشراف و مترفین و پولدارهای دنیا در طول زمان، همواره یک وسیلهی تفاخری نسبت به دیگران بوده که به آنها علاقهی وافری داشتند و همانطور که شنیدید و میدانید الماسهای گران قیمت، یا برلیانها و زمردهای آنچنانی را به سر و روی خودشان میآویختند برای اینکه تفاخر کنند به انسانهای دیگر، یعنی صرف یک چیز زیباییآور مورد نظر نیست، زیرا ای بسا یک چیز دیگری مثل گل شخص را زیباتر از همراه داشتن یک زمرد میکند، اما زمرد از حیث گرانبها بودن مورد نظر است، یعنی برای پولدارها و برای برخورداران از ثروت مایه تفاخر است، ولذا آن کسانی که گفتند این سنگها در آتش دوزخ سوخته خواهد شد. در واقع برای نفی این بعد و این جنبهی حجاره یک چنین معنای رمزی و سمبلیکی را از قرآن درآوردند. حالا با توجه به اینکه ما این معنای سمبلیک را قبول داریم و میپذیریم که وقتی این وسایل قیمتی مایه تفاخر انسانی برا انسان دیگر شد و انسانها را در مقابل آنها به تحقیر کشاند این چیز بدی است اما دلیل بر این نمیشود که معنای حجاره در این آیه شریفه مثلاً همان جواهرات باشد. یا آن کسانی که گفتهاند منظور دلهای سخت است در این رابطه هم آیاتی در قرآن هست که میگویند: ثم قست قلوبکم من بعد ذلک فهی کالحجاره اواشد قسوه و ان من الحجاره لما یتفجر منه الانهار (۴). دلهای اینها مثل سنگ است. یا سختتر از سنگ، از سنگ گاهی آبی میجوشد، اما از دلهای اینها هیچ خیری نمیجوشد انسانهایی در دنیا هستند که دلهایشان واقعاً مثل سنگ است، هیچ حرف حقی و هیچ سخن معقول و منطقی و هیچ انگیزهی انسانی در دلهای اینها وجود ندارد و مشاهده نمیشود، مثل این قساوتمندان معروف عالم که انسان تعجب میکند چگونه اینها در حقایق اینقدر سنگدل هستند؟! اما اینکه مراد از حجاره در این آیه همین دلهای سخت و سنگ باشد، برای این هم انصافاً هیچ دلیلی نداریم. وقودها الناس و الحجاره آتشگیرهی دوزخ خداوند، در قیامت انسانها هستند و سنگها. بهرحال اینکه بگوییم این سنگ، یعنی دلهای سخت همان انسانهاست، با قرآن نمیشود اینگونه روبرو شد که انسان از ذوق و سلیقهی خودش یک معنایی را تصور کند و آن را به حساب قرآن بگذارد و بگوید مراد این است! نمیشود اینطور معنا کرد. البته باید عرض کنم: که ایبسا همین الفاظ و عبارات قرآنی، معنایی بسیار و دقیقی داشته باشد و الان که من دارم برای شما بیان میکنم در آن حدی که مطالعه دارم و دقت کردم، چیزی را از آن نمیفهمم، یعنی همان ظاهرش را حس میکنم، اما یک انسان با معرفت بالا در یک توجه و تدبری، ناگهان ممکن است یک معنای بسیار ظریف و پرمغز و عمیقی را از همین جمله پیدا کند این چیزی است که نمیشود آنرا نفی کرد، این عبارت و این جمله که در کتابها هست تا آن جایی که بنده فهمیدم، گنجایش و تحمل این معنا را که برای شما بیان کردم ندارد و این معانی را نمیشود بر این کلمات بار کرد، اما ممکن است یک معنای ظریف و پرعمق دیگری داشته باشد. بنده در تأمّلات قرآنی بارها اتفاق افتاده، بعد از آنکه یک آیه را بیشتر از صد مرتبه خواندم و یک معنای لطیفی را از آن نفهمیده بودم، وقتی برای صدویکمین بار میخوانم و دقت میکنم آن معنا را درک میکنم و حال اینکه آیه همان آیه است و من هم همان آدمی هستم که آیه را صدبار با دقت خواندم و نفهمیدم! آنوقت انسان تعجب میکند که چگونه این معنا را از آیه نمیفهمید، ولذا شما با انس به قرآن به این سلسله تأمّلات قرآنیی خودتان ادامه بدهید و با تدبر به قرآن مراجعه کنید، شاید بتوانید یک معنای لطیفی پیدا کنید. البته توجه داشته باشید که هر چیزی به ذهن انسان آمد فوراً نباید بگود این معنای قرآنی است، بلکه باید ازلحاظ ترکیب زبانی، سازگار و قابل قبول باشد، نه اینکه اگر یک معنای دوری به ذهن کسی برسد فوراً بگوید مراد این است! چه دلیلی دارد که مراد آیه این است؟ باید انسان اهل زبان باشد تا بتواند معنا را از این جمله بیرون بیاورد و تا آنجایی که من میفهمم اینطور است که وقود آتش دوزخ سنگ است. چوب را دیده بودیم که در آتش بسوزد، اما آن آتش مشتعل و سوزندهای که سنگ را میگدازد طبعاً آتش بسیار سختی است. این برای ترساندن ما و برای توجهدادن به ما است که بدانیم این حقیقت دارد. یعنی این شکنجه برای انسانهای ناسپاس و برای کسانی است که در این نشأه دنیوی ناسپاسی کردند و این چیزی است که امروز اینها با دست خودشان برای آنجا فراهم میکنند. پس اگر امروز ما خدای نکرده دچار وادی کفر به خدا شویم و از نعمت بزرگ هدایت الهی روی برگردانیم ناسپاسیی آن نعمت بزرگ است که یک چنین شکنجهای برای ما آماه شده: اعدت للکافرین: و اینکه میفرماید: این شکنجه برای کافران آماده شده است، کافر یعنی چه؟ و ناسپاسیی کدام نعمت الهی کفر است؟ آیا ناسپاسی نعمت نان و آبی که خدا بما داده؟ که البته ناسپاسیی اینها هم بد است، اما ناسپاسیی بزرگتر، ناسپاسیی هدایت خداست. خدا راه را و وسیله شناختن راه را در مقابل ما قرار داده و آن، خرد واندیشه و قدرت تأمّل و عقلی است که در وجود ماست. لذا اگر ما این عقل را با جهالتها و تعصبها و خودخواهیها و با کوتاهی کردن در تأمّل و اندیشه پوشاندیم، از راه هدایت منحرف شدیم و این ناسپاسی و کفران نعمت الهی است و کافر یعنی ناسپاس این نعمت، البته ممکن است کسانی در جهالت بمانند به خاطر اینکه دستشان نرسد، مثل اینکه انسان متوسط معمولی در یک گوشهی دنیا که نور هدایت به او نرسیده است و او هم دارد برای خودش به یک شکلی زندگی میکند، او را ما به این معنا کافر نمیگوئیم، یعنی این بیدین هست، اما کافر نیست بلکه کافر آن کسی است که با راه هدایت مقابله میکند و ناسپاسی یعنی مقابله کردن، والاّ اگر کسی نعمت را نشناخته باشد به او نمیگویند، کفران نعمت کرد. پس باید نعمت را شناخته باشد و فکر را و اندیشه را و چشم بصیرتی را که خدا بما داده بر روی حقایق عالم ببندد و حقایق وجود را نادیده بگیرد، لذاست که در قرآن میفرماید: الم نجعل له عینین (۵) آیا ما برای او دو چشم قرار ندادیم که را مقابل خودش را ببیند؟ یا در جای دیگری از قرآن میفرماید: انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفوراًً، انا اعتدناللکافرین سلاسل و اغلالاً و سعیراً (۶) آن کسانی که کفران نعمت الهی را بکنند برای آنها آفریدیم و قرار دادیم آتش دوزخ را. اسلام و تمام ادیان برای این آمدند که انسانها با اندیشه و فکر و آگاهی خود و با تبعیت از این فکر و آگاهی را کمال را پیدا کنند (نه اینکه چیزی را بفهمند و از آن تبعیت نکنند) و در این نشأهی دنیوی، یعنی در این فاصلهی بین ولادت و مرگ که یک نشأهای از زندگی ماست و یک بخشی از نوار طولانیی زندگی ما را تشکیل میدهد (و نشأهی مهمتر آن بعد از مرگ است) راه هدایت را پیدا کنیم و با پیمودن راه کمال، خودمان را هر چه بیشتر به خدا نزدیک کنیم تا به مقامات عالیهای که خدا برای انسانها معین کرده برسیم و گر چنانچه ما این کار را نکنیم و این نعمت الهی را ناسپاسی کردیم، به مصیبتها و شکنجهها که خدا آماده کرده دچار خواهیم شد اعدت للکافرین: پس خدای متعال با این سخن: وقودها الناس و الحجاره: میخواهد دل این انسانی را که مخاطب آیه هست به این عظمت شکنجهی الهی متوجه کند. این معنای مختصری پیرامون این آیه بود. اما اینکه گفتم یک بخشی دربارهی انذار و تبشیر (یعنی ترساندن و بشارت) عرض میکنم: در آیات زیادی از قرآن وظیفهی پیغمبران اینگونه بیان شده است که بیایند به انسانها بشارت بدهند و انذار کنند. مبشراً و نذیراً: یا در بعضی از آیات آمده است نذیراً للعالمین تو را فرستادیم برای ترساندن و این تعبیر در قرآن، هم در مورد پیغمبر ما و هم در مورد پیغمبران گذشته زیاد تکرار شده، (بشارت دادن و ترساندن که البته انذار و تبشیر بکار رفته) حالا به چه چیزی بشارت و از چه چیزی ترساندن است؟ که از عنوان بشارت دادن و انذار در یک جمله میتوان گفت: بشارت یعنی نیک روزی، انذار یعنی ترساندن از تیره روزی و این حرفی است درست. پس پیغمبران آمدهاند تا انسانها را بشارت بدهند به نیکروزیهایی که در صورت تبعیت از آئین الهی در انتظار آنهاست و این نیکروزی، هم شامل نیکروزی دنیوی و هم شامل نیکروزی بعد از مرگ است. یعنی کسانی که از راه انبیاء تبعیت بکنند دنیای خوبی هم خواهند داشت و کسانی که از راه انبیاء تبعیت نکنند دنیایشان هم دنیای بدی خواهد بود: و من اعرض عن ذکری فانّ له معیشتاً ضنکاً (۷) زندگی هم برای آنها زندگیی سخت و تنگی خواهد شد، البته اولین چیزی که به ذهن یک کسی که تدبر در اطراف این آیات و مفهوم قرآنی نکرده باشد مطرح میشود، این است که: پس چگونه است که ما میبینیم برخی دین خدا را مورد توجه قرار ندادهاند و آئین خدا را رد کردهاند، اما در عین حال زندگیهای خوبی دارند؟ فرضاً مترفین تاریخ که با خوشگذرانی و عیش و نوش زندگی کردند و بعد مردند، خدا را هم نمیشناختند، بنابراین کجای معیشت اینها ضنک است؟ یا امروز مثلاً شما در میان ملتها و دولتها میبینید انسانهایی هستند که از زندگی راحتی برخوردارند، معیشت ضنک اینها کجاست؟ و متقابلاً مسلمانهایی را میبینید که زندگیی بدی دارند؟ اولاً آن معیشت ضنک و سختی و تنگیی زندگی فقط این نیست که انسان غذا برای خوردن پیدا نکند، یا فقط این نیست که انسان اگر خواست پول خرج بکند پول در جیب خودش نداشته باشد تا خرج کند، یا اینکه اگر کسی پول در جیب داشته باشد و زندگیی آسودهای، بگوئیم این دیگر معیشت ضنک ندارد. انسان علاوه بر این نیازها یک نیاز فطری دیگری هم دارد که آن نیاز فطری با این چیزها برآورده نمیشود. یعنی ممکن است در حال غفلت به سر ببرد، اما آن نیاز به حال خودش باقی باشد و آن نیاز آرامش قلب و طمأنینه است که جز با توجه بخدا و جز با کار برای خدا تأمین نخواهد شد. آن کسی که از نعمت و عیش دنیوی برخوردار است. این، آن اطمینان و آرامش و سکینهی روحی را ندارد، لذا هر لحظه برای او از دست دادن این نعمت یک دلهره است و هر لحظهای از عمر خود را که از دست میدهد. یک خسارت و یک حسرت است، چون این چیزی را که دارد از دست میدهد به جای آن هیچ چیزی در دست او نخواهد بود. این انسانی که از زندگی خوش و عیش و نوش و راحتی برخوردار است بطور دائم یک حزنی گریبانگیر اوست. ممکن است غافل و مست باشد، اما لحظات زیادی در زندگی او هست که متوجه میشود یک چیز قیمتی را که همهی هستی اوست دارد بسرعت از دست میدهد و آن لحظات خوش زندگی است که هیچ چیز جای آنها را پر نخواهد کرد.1371/02/23
1 )
سوره مبارکه البقرة آیه 24 فَإِن لَم تَفعَلوا وَلَن تَفعَلوا فَاتَّقُوا النّارَ الَّتي وَقودُهَا النّاسُ وَالحِجارَةُ ۖ أُعِدَّت لِلكافِرينَ ترجمه: پس اگر چنین نکنید - که هرگز نخواهید کرد - از آتشی بترسید که هیزم آن، بدنهای مردم (گنهکار) و سنگها [= بتها] است، و برای کافران، آماده شده است!
2 )
سوره مبارکه النساء آیه 56 إِنَّ الَّذينَ كَفَروا بِآياتِنا سَوفَ نُصليهِم نارًا كُلَّما نَضِجَت جُلودُهُم بَدَّلناهُم جُلودًا غَيرَها لِيَذوقُوا العَذابَ ۗ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَزيزًا حَكيمًا ترجمه: کسانی که به آیات ما کافر شدند، بزودی آنها را در آتشی وارد میکنیم که هرگاه پوستهای تنشان (در آن) بریان گردد (و بسوزد)، پوستهای دیگری به جای آن قرار میدهیم، تا کیفر (الهی) را بچشند. خداوند، توانا و حکیم است (و روی حساب، کیفر میدهد).
3 )
سوره مبارکه الأنبياء آیه 95 وَحَرامٌ عَلىٰ قَريَةٍ أَهلَكناها أَنَّهُم لا يَرجِعونَ ترجمه: و حرام است بر شهرها و آبادیهایی که (بر اثر گناه) نابودشان کردیم (که به دنیا بازگردند؛) آنها هرگز باز نخواهند گشت!
4 )
سوره مبارکه البقرة آیه 73 فَقُلنَا اضرِبوهُ بِبَعضِها ۚ كَذٰلِكَ يُحيِي اللَّهُ المَوتىٰ وَيُريكُم آياتِهِ لَعَلَّكُم تَعقِلونَ ترجمه: سپس گفتیم: «قسمتی از گاو را به مقتول بزنید! (تا زنده شود، و قاتل را معرفی کند.) خداوند اینگونه مردگان را زنده میکند؛ و آیات خود را به شما نشان میدهد؛ شاید اندیشه کنید!»
5 )
سوره مبارکه البلد آیه 8 أَلَم نَجعَل لَهُ عَينَينِ ترجمه: آیا برای او دو چشم قرار ندادیم،
6 )
سوره مبارکه الانسان آیه 3 إِنّا هَدَيناهُ السَّبيلَ إِمّا شاكِرًا وَإِمّا كَفورًا ترجمه: ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاکر باشد (و پذیرا گردد) یا ناسپاس!
6 )
سوره مبارکه الانسان آیه 4 إِنّا أَعتَدنا لِلكافِرينَ سَلاسِلَ وَأَغلالًا وَسَعيرًا ترجمه: ما برای کافران، زنجیرها و غلها و شعلههای سوزان آتش آماده کردهایم!
7 )
سوره مبارکه طه آیه 124 وَمَن أَعرَضَ عَن ذِكري فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنكًا وَنَحشُرُهُ يَومَ القِيامَةِ أَعمىٰ ترجمه: و هر کس از یاد من روی گردان شود، زندگی (سخت و) تنگی خواهد داشت؛ و روز قیامت، او را نابینا محشور میکنیم!»
قابل فهم نبودن زندگی بعد از دنیا مرحلهی بعدی زندگیی ما از مرحلهی فعلیی زندگیمان کاملتر است. امروز ما اسیر و محدود به چهار دیوار جسم هستیم. گرچه عقلمان پرواز میکند و بینش ما همهجا را سیر میکند و ارادهی ما بر بسیاری از چیزها فائق میآید، اما محدودیتهای جسمی برایمان هست، لکن در آن نشأه این محدودیت جسمی وجود ندارد و انسان به معنای بسیار وسیعتری بینهایت میشود (اگر چه در دنیا هم یک بینهایتهایی مجازی در وجود بشر هست، چون بینهایت به معنای حقیقی فقط خدای متعال است) یعنی انسان در نشأهی بعد از مرگ و عمدتاً در قیامت و بهشت و دوزخ یک سعهی وجودی پیدا میکند، این چیزی است که ادیان نسبت به او اتفاق نظر دارند و در آن نشأه دو قسم زندگی هست: یکی زندگیی خوش و راحت و از همه جهت کامل، و دیگری زندگیی تلخ و سخت و در حد اعلای شکنجه و سختی است. آن اولی اسمش بهشت است و آن دومی اسمش جهنم است، که ما امروز با مقیاسها و پارمترهای این دنیا نمیتوانیم بهشت و جهنم را بشناسیم، درست است که در آنجا گفتهاند جنات تجری من تحتها الانهار (1) باغستانهایی هست که جویبارها در آنها روان هستند و این یک چیزی است که آن حقیقت دور از دسترس را تا حدودی به ذهن ما نزدیک میکند، اما این، همهی آن حقیقت نیست. خطاست اگر کسی خیال کند بهشت یک باغ باصفائی است و جویها و درختهای خوبی دارد! اگر این بود دیگر وجود آن نشأه لزومی نداشت، چون در این نشأه هم باغ و جوی و جویبار هست، ما مسائل بعد از مرگ را با مقیاسهای این دنیا نمیتوانیم بسنجیم. همچنانکه اگر جنین در رحم مادر فرضاً شعور و هوش پیدا میکرد و میخواستند با او راجع به مسائل نشأهی خارج از رحم مادر حرف بزنند برایش قابل درک نبود و مثلاً نمیتوانست درک کند که حرکت کردن، جست و خیز کردن، اینجا و آنجا رفتن و چیز خوردن از دهان چگونه است؟ یعنی او که فقط از طریق بند ناف خودش تغذیه میکند مسائل نشأهی دنیوی برایش تصور نیست. البته جنین در رحم مادر، هوشمندی و درک ندارد و این فقط یک مرض است که چنین چیزی را او نمیتوانست بفهمد.1371/02/23
1 )
سوره مبارکه الفتح آیه 5 لِيُدخِلَ المُؤمِنينَ وَالمُؤمِناتِ جَنّاتٍ تَجري مِن تَحتِهَا الأَنهارُ خالِدينَ فيها وَيُكَفِّرَ عَنهُم سَيِّئَاتِهِم ۚ وَكانَ ذٰلِكَ عِندَ اللَّهِ فَوزًا عَظيمًا ترجمه: هدف (دیگر از آن فتح مبین) این بود که مردان و زنان با ایمان را در باغهایی (از بهشت) وارد کند که نهرها از زیر (درختانش) جاری است، در حالی که جاودانه در آن میمانند، و گناهانشان را میبخشد، و این نزد خدا رستگاری بزرگی است!
تفسیر مالک یوم الدین در بیان سوره مبارکه حمد رسیدیم به آیه مبارکه «مَالِکِ یَوْمِ الدِّین» (1)، دو قرائت در اینجا معروف است یکی «مالک یوم الدین» و دیگری «ملک یوم الدین». یک اشاره مختصری به اختلاف قرائات بکنم. در قرآن کریم غالباً مواردی که قرّاء هفتگانه معروف در متن قرآن اختلاف کردند (که موارد هم چندان زیاد نیست) اختلاف بر سر چگونگی خواندن یک کلمه است. در رسم الخط قدیمی عربی که امروز هم در غالب قرآنهای کشورهای اسلامی رعایت میشود الف را در بعضی از کلمات الف وسط کلمه را نمینویسند و با یک نیمه الفی بر روی حرف قبل از (الف) او را نشان میدهند مثلا «مالک» را مینویسند به «ملک» یک الف کوچکی روی حرف میم میگذارند که معلوم شود مراد «مالک» است نه «ملک»، این نیمه حرف را حالاها میگذارند و در بسیاری از کلمات قرآنی این جور است، یک ضابطه خیلی دقیقی هم این رسم الخط ندارد، در کتب مخصوصی رسم الخط که مسلمین نوشتند کتابهائی و فصولی نوشته شده مخصوص بیان رسم الخط قرآن، چون مسلمانها به همه جوانب قرآن رسیدگی کردند از جمله رسم الخط، مثلاً در «الاتقان سیوطی» یک فصلی درباره رسم الخط قرآن است، آنجا ذکر کردند که الف بعد از کدام حرفها در نوشتن ساقط میشود و در تلاوت خوانده میشود. به نظر میرسد که اختلاف نظر در باب این که در سوره حمد مالک است یا ملک ناشی میشود از همین قضیه، هردو قرائت طبق فتوای علما صحیح است. در معنا هم تفاوت زیادی نخواهد کرد و در موارد اختلاف قرائت غالباً از این قبیل است، خیلی کم اتفاق میافتد که حروف آن کلمه مورد اختلاف تغییر پیدا کند حتی اگر حروف هم یک جا تغییر کند باز معنا یکی است معنا تغییر پیدا نمیکند مثلاً «إن جاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا»(2)، که «فتبینوا» قرائت معروف است یک قرائت هم هست «فتثبتوا» که این دو حروفش تغییر پیدا کرده ولی چون نقطهها شبیه هم هست در هر دو، لذا دو قرائت شده ولی هردو به یک معناست یعنی «تحقیق کنید». بنابراین موارد اختلاف قرائت در قرآن این جوری است مواردی که حروف تغییر کند نادر است در همانجا هم معنا یکی است غالب جاهای اختلاف قرائت لهجهها است در اینجا دو قرائت است، «مالک یوم الدین»، «ملک یوم الدین» اگر گفتیم «مالک»، از ریشه «ملک» - بکسر میم - خواهد بود یعنی صاحب و دارنده «ملک» اگر گفتیم، از ریشه «ملک» - بضم میم - خواهد بود یعنی سلطان، پادشاه، حاکم، تفاوتی نمیکند چه بگوئیم خداوند و صاحب و صاحباختیار و دارنده روز دین است یعنی همه چیز روز دین و قیامت در اختیار اوست چه بگوئیم خداوند ملک و سلطان و پادشاه روز دین است یعنی باز همه چیز روز قیامت تحت قدرت اوست، البته قرائت «مالک» شاید معروفتر است و از جهتی هم ممکن است ترجیح دهیم قرائت «مالک» را بر «ملک». «مالک یوم الدین» یعنی صاحب اختیار و دارنده روز جزا. مراد روز قیامت است بدیهی است روز در اینجا به معنای فاصله بین طلوع و غروب نیست که در دنیا و در منظومه شمسی معنای روز این است. روز قیامت این نیست که یک فاصلهای بین طلوع و غروب خورشید است آنجا «یوم تبدل الأرض غیر الارض»(3) زمین و آسمان وضع دیگری پیدا میکند مقررات حاکم بر آفرینش شکل دیگری پیدا خواهد کرد، اوضاع، اوضاع مأنوس کنونی ما در دنیا نیست، روز یعنی دوران، دوره که ما درباره دنیا هم میگوئیم روز «الیوم عمل ولا حساب و غدا حساب ولا عمل » (4) امروز کار هست و حساب و کتاب نیست، فردا حساب و کتاب است و کار نیست. آنچه امروز در دنیا انجام میدهید کار شما است و هیچ حساب و کتابی بر روی کار شما در معیار و با حدود و ثغور دیدگاه الهی نیست حساب و کتابها محدود است، کارهای فردی شما و درونی شما خطورات ذهنیتان، تفکراتتان، تصمیمهاتان که بعضیاش مستوجب عقاب است و بعضیاش مستوجب ثواب است و بعضیاش موجب تکامل شما است حتی فکر شما مستوجب این میشود که روحتان تعالی پیدا کند و گاهی نفس تفکر موجب تنزل و انحطاط است بزرگانی را ما شنیدیم و دانستیم که اینها از واردات ذهنی نابهجا در ذهن خودشان جلوگیری میکردند پس اندیشههای انسانی میتوانند کمالبخش و میتوانند انحطاط آفرین باشند، خوب اینها حساب و کتاب دارد «یعلم خائنة الأعین و ماتخفی الصدور»(5) تمام نگاهها و چشمهای خیانتگر از دید پروردگار روشن است و آشکار، تمام این کارهایی که در دنیا رویش حساب نیست در آخرت رویش حساب هست حتی حسابهائی هم که در دنیا هست غلط و نارسا و ناقص، تمام اینها حساب و کتابش در روز قیامت هست در آن روز عمل نیست فقط حساب و کتاب است. «الیوم عمل و لا حساب و غدا حساب ولا عمل» هر روز قیامت مثل روز دنیا است. مثل روز دنیای شما 60 سال یکسال است روز قیامت هم یعنی همین یک برههای و یک قطعهای از زندگی انسان عبارتست از یوم الدین «دین» یعنی «جزا». شاید بشود گفت این روز جزا مخصوص قیامت هم نیست ممکن است آن بخشی و قطعهای که نتیجه آن حسابها و کتابها در آنجا معلوم میشود یعنی قطعه بهشت و قطعه دوزخ هم روز جزا به حساب بیایند آنجا هم مالک خدا است «مالک یوم الدین» یعنی صاحب اختیار آن قطعه از زندگانی شما که عمل ندارید آنجا و صرفاً یک پارچه جزا است مالک و صاحب اختیار آن قطعه خدا است.
ما در دنیا چیزی به نام مالکیت داریم که این حقیقی نیست مجازی و قراردادی است حتی مالک جسم خودمان نیستیم چطور مالک جسم هستیم که تحولاتش بر خلاف نظر و خواسته ما است خانه ما از قدرت ما است این جسم درد میگیرد نابود میشود، فاسد میشود، ما هیچگونه تسلطی حتی بر این جسم خودمان هم نداریم و در مقابل چشم حسرت زده ما این جسم ذوب میشود آب میشود و... ما هیچگونه ارادهای و قدرتی روی این جسم نداریم این چه جور مالکیتی است ما ضعیفیم «خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعِیفاً»(6)، در مقابل مالکیت الهی ما ضعیفیم بلی یک قدرت ویژهای از طرف پروردگار به انسان داده شده در مقابل حوادث زندگی خودش البته قدرتی است محدود که خدا داده که انسان از او باید استفاده کند و آن قدرت علم و اراده انسانی است اما همین قدرت علم و اراده در قبال حقایق عالم و قدرت و علم الهی هیچ است خود این قدرت، محکوم قدرت و اراده الهی است «وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أنْ یَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ»(7) خوب ما غافلیم در دنیا - در قیامت همین مالکیت ضعیف هم دیگر نیست - در قیامت اعضاء و جوارح شما حرف میزنند اعضا و جوارح انسان ستمگر علیه او سخن میگویند همه حوادث در آنجا از اختیار انسان خارج است، آنجا روز فعلیت همه بالقوههای ما است، آن استعدادهائی را که در درون ما بوده هرجور از او استفاده کردیم فعلیت آن استعدادها در قیامت به خودمان برگردانده میشود در مقابل او قرار میگیریم که در این باره زیاد صحبت کردند. ای دریده پوستین یوسفان گرگ برخیز، از این خواب گران
آن کسانی که در دنیا گرگی میکنند آنجا گرگند. صحنه عجیبی است قیامت، اگر انسان قیامت را بتواند درست تصور کند، اگر بتواند این باور اساسی را بر وجود و عمل خودش مسلط کند، همه چیز در عالم انتظام صحیحی پیدا خواهد کرد.
آن روز آدم بد کار به خدا عرض میکند: یک فرصت دیگر به من بده. یعنی مجال عمل به من بده، شاید یک کاری کنم که تو را راضی کنم آیه میفرماید: «أوَلَم نُعَمِّرکُم ما یَتَذَکَّرُ فیهِ مَن تَذَکَّرَ»(8) آیا ما به تو فرصت ندادیم - فرصتها را باید مغتنم شمرد. به هر حال «مَالِکِ یَوْمِ الدِّین» یک بخش عظیمی از معرفت اسلامی است، کمتر سورهای از سورههای قرآن است که راجع به روز قیامت و یوم الدین سخن هشداری و معرفتی در آن نباشد. آن خدائی که ستایش او را میکنید او مالک روز جزا است همه چیز در اختیار اوست. اگر کسی با توجه به این «مَالِکِ یَوْمِ الدِّین» تکلم و تلفظ بکند، تأثیرات روانی مهمی برای خود او دارد، چون ما همه کارها را میکنیم برای عاقبتش میکنیم. خوب، یک جایی هست که همه هیچ کارهاند و هیچ کس کارهای نیست جز خدای متعال و کار را باید برای خدا کرد تا انسان از او نتیجه بگیرد. این هم راجع به جمله «مَالِکِ یَوْمِ الدِّین».1370/01/21
2 )
سوره مبارکه الحجرات آیه 6 يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا إِن جاءَكُم فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنوا أَن تُصيبوا قَومًا بِجَهالَةٍ فَتُصبِحوا عَلىٰ ما فَعَلتُم نادِمينَ ترجمه: ای کسانی که ایمان آوردهاید! اگر شخص فاسقی خبری برای شما بیاورد، درباره آن تحقیق کنید، مبادا به گروهی از روی نادانی آسیب برسانید و از کرده خود پشیمان شوید!
3 )
سوره مبارکه ابراهيم آیه 48 يَومَ تُبَدَّلُ الأَرضُ غَيرَ الأَرضِ وَالسَّماواتُ ۖ وَبَرَزوا لِلَّهِ الواحِدِ القَهّارِ ترجمه: در آن روز که این زمین به زمین دیگر، و آسمانها (به آسمانهای دیگری) مبدل میشود، و آنان در پیشگاه خداوند واحد قهار ظاهر میگردند!
4 )
خطبه 42 :از خطبههاى آن حضرت است در نكوهش آرزوى دراز و پيروى از هواى نفس أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَيْكُمُ اثْنَانِ اتِّبَاعُ الْهَوَى وَ طُولُ الْأَمَلِ فَأَمَّا اتِّبَاعُ الْهَوَى فَيَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ وَ أَمَّا طُولُ الْأَمَلِ
فَيُنْسِي الْآخِرَةَ أَلَا وَ إِنَّ الدُّنْيَا قَدْ وَلَّتْ حَذَّاءَ فَلَمْ يَبْقَ مِنْهَا إِلَّا صُبَابَةٌ كَصُبَابَةِ الْإِنَاءِ اصْطَبَّهَا صَابُّهَا أَلَا وَ إِنَّ الْآخِرَةَ قَدْ أَقْبَلَتْ وَ لِكُلٍّ مِنْهُمَا بَنُونَ فَكُونُوا مِنْ أَبْنَاءِ الْآخِرَةِ وَ لَا تَكُونُوا مِنْ أَبْنَاءِ الدُّنْيَا فَإِنَّ كُلَّ وَلَدٍ سَيُلْحَقُ بِأَبِيهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ إِنَّ الْيَوْمَ عَمَلٌ وَ لَا حِسَابَ وَ غَداً حِسَابٌ وَ لَا عَمَلَ . ترجمه: اى مردم، ترسناكترين چيزى كه بر شما مىترسم دو چيز است: يكى پيروى هواى نفس، و ديگرى بىمرز بودن آرزو. اما پيروى هواى نفس انسان را از حق باز مىدارد، و بىمرز بودن آرزو آخرت را از ياد مىبرد. بدانيد كه دنيا به سرعت از شما روى گردانده، و از آن جز ته ماندهاى كه كسى آن را در كاسه باقى نهاده باشد نمانده. و آگاه باشيد كه آخرت روى نموده است، و براى هر يك از دنيا و آخرت فرزندانى است، شما از فرزندان آخرت باشيد نه از فرزندان دنيا، زيرا هر فردى در آخرت به مادرش ملحق مىشود. امروز زمان عمل است و باز خواستى نيست، و فردا روز باز خواست است و عملى در آن ميسّر نمىباشد.
5 )
سوره مبارکه غافر آیه 19 يَعلَمُ خائِنَةَ الأَعيُنِ وَما تُخفِي الصُّدورُ ترجمه: او چشمهایی را که به خیانت میگردد و آنچه را سینهها پنهان میدارند، میداند.
6 )
سوره مبارکه النساء آیه 28 يُريدُ اللَّهُ أَن يُخَفِّفَ عَنكُم ۚ وَخُلِقَ الإِنسانُ ضَعيفًا ترجمه: خدا میخواهد (با احکام مربوط به ازدواج با کنیزان و مانند آن،) کار را بر شما سبک کند؛ و انسان، ضعیف آفریده شده؛ (و در برابر طوفان غرایز، مقاومت او کم است)
7 )
سوره مبارکه التكوير آیه 29 وَما تَشاءونَ إِلّا أَن يَشاءَ اللَّهُ رَبُّ العالَمينَ ترجمه: و شما اراده نمیکنید مگر اینکه خداوند -پروردگار جهانیان- اراده کند و بخواهد!
8 )
سوره مبارکه فاطر آیه 37 وَهُم يَصطَرِخونَ فيها رَبَّنا أَخرِجنا نَعمَل صالِحًا غَيرَ الَّذي كُنّا نَعمَلُ ۚ أَوَلَم نُعَمِّركُم ما يَتَذَكَّرُ فيهِ مَن تَذَكَّرَ وَجاءَكُمُ النَّذيرُ ۖ فَذوقوا فَما لِلظّالِمينَ مِن نَصيرٍ ترجمه: آنها در دوزخ فریاد میزنند: «پروردگارا! ما را خارج کن تا عمل صالحی انجام دهیم غیر از آنچه انجام میدادیم!» (در پاسخ به آنان گفته میشود:) آیا شما را به اندازهای که هر کس اهل تذکّر است در آن متذکّر میشود عمر ندادیم، و انذارکننده (الهی) به سراغ شما نیامد؟! اکنون بچشید که برای ظالمان هیچ یاوری نیست!
لزوم توجه همیشگی به مشاهده تمام اعمال در قیامت در نظام و حیات طیبهی اسلامی، هر حرکتی که مؤمن انجام میدهد، باید با همین فکر باشد که این حرکت و این گفتار، پیش خدا محفوظ است و به سراغ ما خواهد آمد. هیچکدام از این گفتهها و کردهها و حرفها و سکوتها و حرکتها و سکونها و رفتن و نرفتنها و فداکاری کردن و فداکاری نکردنها و هوای نفس را زیر پا گذاشتن و زیر پا نگذاشتنها، فانی و زایل نشده، بلکه همه موجود است. روز قیامت، وقتی این صفحهی اعمال را باز میکنند و انسان نوار را در مقابل خود میبیند و مشاهده میکند که همه چیز در او هست، آنوقت کسی که در دنیا این حقیقت را نفهمیده، به آن ایمان نیاورده و از آن غفلت ورزیده است، تعجب میکند و میگوید: «ما لهذا الکتاب لایغادر صغیرة و لا کبیرة الّا احصیها»(1). عجب پروندهیی است! عجب نوار زندهیی است! کوچک و بزرگی را فرو نگذاشته، مگر اینکه آن را احصا کرده است.1369/08/02
1 )
سوره مبارکه الكهف آیه 49 وَوُضِعَ الكِتابُ فَتَرَى المُجرِمينَ مُشفِقينَ مِمّا فيهِ وَيَقولونَ يا وَيلَتَنا مالِ هٰذَا الكِتابِ لا يُغادِرُ صَغيرَةً وَلا كَبيرَةً إِلّا أَحصاها ۚ وَوَجَدوا ما عَمِلوا حاضِرًا ۗ وَلا يَظلِمُ رَبُّكَ أَحَدًا ترجمه: و کتاب [= کتابی که نامه اعمال همه انسانهاست] در آن جا گذارده میشود، پس گنهکاران را میبینی که از آنچه در آن است، ترسان و هراسانند؛ و میگویند: «ای وای بر ما! این چه کتابی است که هیچ عمل کوچک و بزرگی را فرونگذاشته مگر اینکه آن را به شمار آورده است؟! و (این در حالی است که) همه اعمال خود را حاضر میبینند؛ و پروردگارت به هیچ کس ستم نمیکند.
اصل تعقل، یکی از اصول اساسی اسلام در روز قیامت طبق تصویری که قرآن برای ما در سورهی مبارکهی مُلک میکند در هنگامی که کافران را به عذاب خدا و دوزخ الهی وارد میکنند ملائکهی خدا از آنها میپرسند «{قالوا} أ لم یاتکم نذیر»(1) آیا شما که دچار این گمراهی شدید مگر از طرف خدا بیم دهندهای به سوی شما نیامد؟ مگر کسی نبود که شما را آگاه کند؟ «قالوا بلی قد جاءنا نذیر»(2) آنها میگویند چرا، بیم دهنده از سوی خدا آمد، به ما حقایق را هم گفت، ولی ما او را تکذیب کردیم. بعد از آنی که این گفتگو میان آنها انجام میگیرد خود آن گناهکاران و گمراهان دنیا و دوزخیان آخرت میگویند «و قالوا لوکنا نسمع او نعقل ما کنا فی اصحاب السعیر»(3) میگویند اگر ما در دنیا میشنیدیم و تعقل میکردیم امروز در میان اصحاب دوزخ نبودیم. بلافاصله قرآن دربارهی آنها قضاوت میکند، میفرماید: «فاعترفوا بذنبهم»(4)پس خود اینها به گناه خودشان اعتراف کردند. «فسحقاً لاصحاب السعیر»(5) یعنی آنهایی که دچار دوزخ شدند دور باشند از رحمت و فضل خدا. این یک تصویر قرآنی از روز قیامت است، اما اشارهی رسایی است به یکی از اصول اساسی اسلام، که آن عبارت است از اصل تعقل و تدبر. خدای متعال به انسان قدرت تشخیص داده است؛ «تبارک الذی بیده الملک»(6) تا آن جایی که «الذی خلق الموت و الحیاة لیبلوکم ایکم احسن عملا»(7) خدا آفرینش را برای این قرار داد که ببیند چه کسی عمل بهتری دارد. در روایت میفرماید «لیبلوکم ایکم أشد عقلاً» برای این بود که ببیند چه کسی از نیروی تعلق و تدبر بیشتر استفاده میکند. این قدرت تشخیصی که خدا به انسان داده است برای شناختن راه خطا و صواب کافی است؛ هیچکس نیست که بشنود و بیاندیشد مگر آنکه میتواند راه خطا را از راه صواب تشخیص بدهد. اساس جامعهی اسلامی هم بر این است که به مردم فرصت فکر کردن داده بشود. یعنی آنچه گفتنی است به مردم گفته شود تا مردم بتوانند در سایهی معرفتی که پیدا میکنند بنشینند با خود حساب کنند و حق را از باطل تشخیص بدهند. لذا اساس حکومتهای ظالمانه در طول تاریخ بشر و همچنین امروز در دنیا بر این بوده که وسیلهی تشخیص حق و باطل یعنی فکر کردن و اندیشیدن را از مردم بگیرند.1360/04/05
1 )
سوره مبارکه الملك آیه 8 تَكادُ تَمَيَّزُ مِنَ الغَيظِ ۖ كُلَّما أُلقِيَ فيها فَوجٌ سَأَلَهُم خَزَنَتُها أَلَم يَأتِكُم نَذيرٌ ترجمه: نزدیک است (دوزخ) از شدّت غضب پاره پاره شود؛ هر زمان که گروهی در آن افکنده میشوند، نگهبانان دوزخ از آنها میپرسند: «مگر بیمدهنده الهی به سراغ شما نیامد؟!»
2 )
سوره مبارکه الملك آیه 9 قالوا بَلىٰ قَد جاءَنا نَذيرٌ فَكَذَّبنا وَقُلنا ما نَزَّلَ اللَّهُ مِن شَيءٍ إِن أَنتُم إِلّا في ضَلالٍ كَبيرٍ ترجمه: میگویند: «آری، بیمدهنده به سراغ ما آمد، ولی ما او را تکذیب کردیم و گفتیم: خداوند هرگز چیزی نازل نکرده، و شما در گمراهی بزرگی هستید!»
3 )
سوره مبارکه الملك آیه 10 وَقالوا لَو كُنّا نَسمَعُ أَو نَعقِلُ ما كُنّا في أَصحابِ السَّعيرِ ترجمه: و میگویند: «اگر ما گوش شنوا داشتیم یا تعقّل میکردیم، در میان دوزخیان نبودیم!»
4 )
سوره مبارکه الملك آیه 11 فَاعتَرَفوا بِذَنبِهِم فَسُحقًا لِأَصحابِ السَّعيرِ ترجمه: اینجاست که به گناه خود اعتراف میکنند؛ دور باشند دوزخیان از رحمت خدا!
5 )
سوره مبارکه الملك آیه 11 فَاعتَرَفوا بِذَنبِهِم فَسُحقًا لِأَصحابِ السَّعيرِ ترجمه: اینجاست که به گناه خود اعتراف میکنند؛ دور باشند دوزخیان از رحمت خدا!
6 )
سوره مبارکه الملك آیه 1 بِسمِ اللَّهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ تَبارَكَ الَّذي بِيَدِهِ المُلكُ وَهُوَ عَلىٰ كُلِّ شَيءٍ قَديرٌ ترجمه: پربرکت و زوالناپذیر است کسی که حکومت جهان هستی به دست اوست، و او بر هر چیز تواناست.
7 )
سوره مبارکه الملك آیه 2 الَّذي خَلَقَ المَوتَ وَالحَياةَ لِيَبلُوَكُم أَيُّكُم أَحسَنُ عَمَلًا ۚ وَهُوَ العَزيزُ الغَفورُ ترجمه: آن کس که مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک از شما بهتر عمل میکنید، و او شکستناپذیر و بخشنده است.