یکی از اساسیترین پدیدههای مربوط به انقلاب اسلامی - که شاید نسبت به کمتر حادثهای در دنیا، این پدیده به این شدت وجود داشته باشد - مسألهی تبلیغات و شایعه سازی علیه جمهوری اسلامی است. برادران و خواهران! قدرتهای مخالف با اسلام و انقلاب اسلامی، مانند دولت امریکا، دولت انگلیس، صهیونیستها - البته صهیونیستها و دولت غاصب اسرائیل، ابزار دست امریکا هستند و امریکا، این دولت غاصب را اصلا برای انجام کارهای خود در خاور میانه گذاشته است - و نیز خبرگزاریها و رسانههای ارتباط جمعی وابسته به آنها، از روز اول انقلاب تاکنون، با حجم زیاد و کیفیت بالا، به تبلیغات علیه جمهوری اسلامی پرداختند و هر چه به دهنشان آمد، گفتند و میگویند. مثلا موضوع تضییع حقوق بشر که ممکن است عدهای در دنیا آن را واقعا باور کنند، از جعلیات همینهاست.
میگویند: «حقوق بشر در ایران، تضییع میشود.» وقتی میگوییم «دلیلش را بگویید و مثال بیاورید»، فهرستی ارائه میدهند و میگویند: «شما اینها را اعدام کردهاید.» اینها چه کسانی هستند؟ قاچاقچیان هروئین و مرفین. یعنی محکومین به اعدام که یک بار اعدام برایشان کم است و اگر میشد بیش از یک بار اعدامشان کنند، جا داشت. آیا این نقض حقوق بشر است؟! میگویند: «ایران تروریست است.» وقتی میپرسیم «به چه دلیل میگویید ایران تروریست است و تروریسم را صادر میکند؟» میگویند: «ببینید در فلسطین و لبنان، مردم چه میکنند!» خوب؛ این به ایران چه ربطی دارد؟! البته در این شکی نیست که یک عده انسان، در فلسطین و لبنان بیدار شدند و از انقلاب اسلامی الهام گرفتند. همان عده میگویند: «چرا شما اسرائیل غاصب، صهیونیستهای بیوطن و دولت جعلی غلط اسرائیل را آوردید و بر لبنان و فلسطین مسلط کردید؟» این موضوع، به ایران چه ربطی دارد؟! آیا اگر عدهای از میهنشان دفاع کنند، به معنی تروریسم است و این به اصطلاح تروریسم را ایران صادر کرده است؟!
ببینید این حرف و ادعا، چقدر مسخره است! چنین حرفهایی را شایع میکنند؛ به سازمان ملل و کمیسیون حقوق بشر میبرند؛ بعد روزنامهها و مجلات و رادیوها و تلویزیونها، به انتشار آن میپردازند. یک مدت که خسته شدند، دست نگه میدارند و باز بعد از یک ماه دیگر، همان حرفها را دوباره، سه باره و چهارباره تکرار میکنند! از اول انقلاب تاکنون، همین حرفها مطرح است و البته یک عده آدم سادهلوح هم باور میکنند.1373/11/14
لینک ثابت
آنچه که مستکبران عالم و در رأس آنها امریکا از کشورهای در حال توسعه و جهان سوم و غیره میخواهند، آن است که دستگاههای حاکم بر این کشورها، در بست تسلیم سیاستهای امریکا باشند. اگر چنین حکومتی بر کشوری حاکم بود، هر عیب و علتی در آن کشور باشد، برای آنها قابل قبول است و حرفی از عدم رعایت حقوق بشر در آن کشور نمیزنند. حتی اگر آن کشور یک مجلس صوری قانونگذاری هم نداشته باشد، نمیگویند اینجا دمکراسی نیست؛ نمیگویند اینجا حکومت خانخانی و فامیلی است؛ نمیگویند اینجا حقوق بشر تضییع و پایمال میشود. معیار درنظر آنها تسلیم و سرسپردگی و دست بسته بودن حکومتها و دولتها در مقابل امریکاست. اگر این امر حاصل شود، آن کشور و دولت و مسؤولان، از نظر دولتمردان امریکا مردمانی قابل قبول و بیاشکالند. دیگر نه لازم است فشاری بر آنها وارد آید و نه تبلیغاتی علیهشان انجام شود. اما اگر کشوری دارای دولت مستقل و حکومت متکی به مردم بود؛ عقاید و فرهنگ خودش برایش معتبر بود؛ مصالح ملتش برایش معیار و ملاک بود؛ مواضع خود را از روی اعتقاد و نه به خاطر فشار این و آن، خود اتخاذ میکرد، این کشور از نظر آنها مردود است. حتی اگر بهترین نوع دمکراسی، بهترین مجلس مقننه و بهترین دولت مردمی را هم داشته باشد، آن را به نداشتن اینها متهم میکنند. این موضع دستگاههایی مثل دولت امریکاست که امروز مدعی رهبری جهانند. آیا این دولتها با این بینش تنگنظرانه و این برخورد عنادآمیز نسبت به کشورها و ملتها، لایق و شایستهی رهبری جهانند؟!
جرم جمهوری اسلامی از نظر مستکبرین عالم این است که به اسلام، به استقلال و به مصالح ملت خود پایبند است. برادران و عزیزان من! رمز قدرت جمهوری اسلامی این است. رمز اینکه تا امروز نتوانستهاند ضربهی قاطعی بر جمهوری اسلامی وارد کنند، همین است. فشار ایجاد کردند، خباثت کردند، ایذاء کردند، کارهای ناجوانمردانه انجام دادند، حتی فعالیتهای تروریستی در داخل کشور را سازماندهی کردند، از تروریستهایی که علیه جمهوری اسلامی فعالیت میکردند، با زبان، عمل و با سکوت رضایتآمیز حمایت کردند، آن واقعهی ددمنشانه را در مشهد به وجود آوردند و دولتهای مدعی حقوق بشر و مخالف با تروریسم، کلمهای در محکومیت آن سخن نگفتند. وضعیت این دولتها چنین است. با همهی اینها، جمهوری اسلامی به فضل پروردگار با قدرت و سربلندی، در سطح عالم راه افتخارآمیز خود را ادامه میدهد. رمز قدرت ما تمسک به اسلام است.1373/06/04
لینک ثابت
چندی پیش، رؤسای هفت دولت صنعتی جهان، نشستند، ریش جنباندند و راجع به تروریسم حرف زدند. آیا شما نمیدانید که امروز مظهر تروریسم کیست؟! آیا شما انصاف دارید؟! آیا شما از افکار عمومی جهان، اندکی ملاحظه دارید؟! آیا شما که اینقدر مدّعیِ حقوق بشر هستید، انسانها را دارای عقل و تشخیص میدانید؟! امروز مظهر تروریسم دولتی و دولت تروریست در دنیا کیست؟ آن دولتی که هر روز به لبنان حمله میکند و به کشتار و آدمربایی میپردازد کیست؟ کیست که دولتش، از اوّل براساس ترور، ایجاد وحشت و کشتار و قتل عام به وجود آمده است؟ آیا غیر از دولت اسرائیل، دولت دیگری هم هست که از این ویژگیها برخوردار باشد؟ دنبال تروریسم دولتی میگردید؟ بفرمایید: اسرائیل! چرا در مقابل اقدامات تروریستیِ این دولت ساکت میمانید و حتّی از آن حمایت میکنید؟! چرا دروغ میگویید؟! دولت غاصبِ اسرائیل، بلایی جهانی است.1373/04/29
لینک ثابت
به جمهوری اسلامی تهمت میزنند و میگویند حقوق بشر را رعایت نمیکند. مقصود آنها همان اجرای حدود اسلامی است؛ چون ما حدود اسلامی را اجرا میکنیم. قرآن میگوید: «و تلک حدود اللَّه و من یتعدّ حدود اللَّه؛» هر کس از حدود الهی تعدّی کند، مورد تهدید پروردگار قرار گرفته است.
حدود، حدودِ الهی است. ما نصِّ قرآن و متن آن را بر فراوردههای ذهن قاصرِ حقوقدانان غربی که برای خودشان معارفی را خلق و اختراع کردند و آن را پیشرفتهتر از معارف ادیان الهی میدانند، مقدّم میشماریم. حدودِ الهی مقدّم است. راه اصلاح جامعه، اجرای حدود الهی است. ممکن است ما در این مورد کوتاهیهایی داشته باشیم؛ اما حرکتمان قطعاً به سمت اجرای کامل حدود پروردگار است. حدود، حدودِ قرآنی است.1373/03/14
لینک ثابت
قدرتمندان امریکا، سادهلوحانه و ابلهانه - البته به خیال خودشان - فکر میکنند رئیس دنیایند! حرف زدن آنها به گونهای است که گویی مدیر کل همهی کرهی زمینند! یک عده هم از روی ترس و ضعف نفس «بله قربان» گوی آنها شدهاند. امروز هم جمهوری اسلامی، با کمال قدرت در مقابل امریکا ایستاده است و به قدرتمندان امریکایی میگوید: مگر شما که هستید؟! اگر قدرت و دولتی قوی هستید، بروید مملکت خودتان را اداره کنید! اگر راست میگویید، بروید ناامنی را از خیابانهای «نیویورک» و «واشنگتن» و «لوسآنجلس» برطرف کنید! اگر راست میگویید، بروید تبعیض نژادی و هزم فجیع حقوق بشر را که هنوز هم بین سیاه و سفید وجود دارد، اصلاح کنید! به شما چه مربوط است که در امور دنیا دخالت میکنید؟!1373/01/24
لینک ثابت
قضیهی دوم، فاجعهی خونین حرم ابراهیمی است. در این ماجرا اسرائیل میبایست شدیداً محکوم میشد. بایستی محاکمه میگردید و مجبور میشد مجازاتهایی را تحمّل کند. این کارها را بایستی سازمان ملل میکرد و نکرد. شورای امنیت هم در این قضیه به وظیفهی خود به هیچ وجه عمل نکرده است.
علّت را در چه میبینیم؟ در نفوذ قدرتهای بزرگ، و در رأس آنها نفوذ امریکا بر شورای امنیت و بر شخص دبیرکل! این، نظر نظام جمهوری اسلامی و نظر ملت ایران است. ما با کسی دشمنیِ خاصی نداریم. مابه مقامات جهانی، برحسب شأن و موقعیتشان، احترام میگذاریم. دبیرکلِّ قبلی سازمان ملل، مکرّر به ایران آمد. در آن زمان، رئیس جمهور، رئیس مجلس و مسؤولین وزارت خارجه، از او احترام و تکریم کردند. اگر دبیرکل به وظایف خود عمل کند، ما او را احترام میکنیم. اما به نظر ما و به نظر ملت ایران، دبیر کلّ فعلی سازمان ملل به وظیفهی خود عمل نکرده است. این حرکت زشت اخیر که کمیسیون به اصطلاح حقوق بشر سازمان ملل انجام داد و در اقدامی مفتضحانه، جمهوری اسلامی را متّهم کرد، از همین قبیل است. جلو چشمشان، اسرائیلیها صدها نفر مسلمان نمازگزار را به خاک و خون میکشند و بیش از هفتاد نفر را میکشند، اما آنها را محکوم نمیکنند!1372/12/22
لینک ثابت
فاجعهی تهاجم دشمن صهیونیست به حرم شریف ابراهیمی، آنقدر بزرگ و دردناک است که با چند جمله نمیشود دربارهی آن سخن گفت و حقش را ادا کرد. به نظر ما، دولت غاصب، مستقیما مسؤول این فاجعه است و حامیان دولت غاصب هم، در این قضیه مسؤولند. در رأس حامیان دولت غاصب، امریکا قرار دارد که در طول سالهای متمادی، همیشه و در همه جا از صهیونیستها دفاع کرده است. هرجا مشکلی برای صهیونیستها پیدا شد، فورا امریکا سینه سپر کرد. یهودیان امریکایی و سرمایهداران بزرگ، هرکاری خواستند، به وسیلهی قدرت، پول و نفوذ سیاسی امریکا، در دنیا برای این غدهی سرطانی که در دل ملتهای اسلامی به وجود آمده است انجام دادند. در قضیهی اخیر، آیا اینها مقصر و مسؤول نیستند؟ بیشک، هستند. چنانکه دیگر همپیمانان اسرائیل و کمک کارهای او نیز در این قضیه مسؤولند. رسانههای عمومی جهانی هم که حق این مسأله را ادا نکردند، مسؤولند. سازمانهای حقوق بشر، بهویژه «کمیتهی حقوق بشر سازمان ملل» نیز مسؤولند.
سازمانهای کوچک و بزرگی که با عناوین گوناگون در دنیا وجود دارند و کمین کردهاند تا اگر در گوشهای از جهان، در کشوری که با امریکا میانهی مناسبی ندارد، مسألهای پیدا شد، فورا در بوقهایشان بدمند که «نقض حقوق بشر شد»، چرا خفقان گرفتهاند؟! دولت غاصب خبیث و صهیونیستهای دشمن بشر، صدها فلسطینی را در حال سجده و با دهان روزه به خاک و خون میکشند. دهها نفر را میکشند و صدها نفر را مجروح میکنند. بعد هم که مردم عصبانی و داغدار که دلشان سوخته است، در خیابان مشتها را گره میکنند، سربازان اسرائیلی، یکی یکی فرزندان مردم را هدف میگیرند و نابود میکنند. اما سازمانهایی که حافظ حقوق بشرند، خفقان گرفتهاند و هیچ نمیگویند! حداکثر این است که گفته میشود: فلان سازمان محکوم کرده است! «محکوم کرده است» یعنی چه؟! اینکه کلمهای در محکومیت گفتهاند، به چه درد فلسطینیها میخورد؟! سازمانهایی که مدعی حقوق بشرند، اگر راست میگفتند، بایستی همه قیام میکردند. بایستی در دنیا غوغا میکردند. بایستی دولت اسرائیل را محاصره میکردند. بایستی به حامیان اسرائیل، اولتیماتوم میدادند و تهدیدشان میکردند که «حق ندارید به این دولت خونریز فاسق جنایتکار کمک کنید.» اما هیچ یک از این کارها، انجام نگرفت. دولتهای عرب هم متأسفانه کوتاه آمدند. مذاکرات را کاملا و باطنا که قطع نکردند، هیچ؛ حتی عزای عمومی هم اعلام نکردند! واقعا که خیلی کوتاهی و تقصیر کردند!1372/12/13
لینک ثابت
حملهی شقاوتآمیز صهیونیستها به صفوف نمازگزاران در شهر اشغالی الخلیل که دهها کشته و صدها زخمی بر جای نهاد، یکی از آن جنایتهای نمونهیی است که منحصرا دست ظلم و تعصب صهیونیستها مانند آن را همواره پدید آورده و متناسب با شقاوت و خباثت غصب کنندگان فلسطین است. این فاجعهی دردناک یادآور کشتارهای دست جمعی دیگر صهیونیستها در طول دوران اشغال است با این فرق که امروز این جنایت بزرگ در برابر چشم همهی مردم دنیا واقع میشود. آیا وجدانهای بیاعتنا به آنچه در خانه فلسطینیان بر سر آنها میآید با این حادثه بیدار خواهند شد؟ آیا مدعیان صلح دروغین با دشمن غاصب پی به اشتباه خود خواهند برد؟ آیا مجامع و دولتهای داعیهدار حقوق بشر که سالهاست بزرگترین نقض حقوق یک ملت در فلسطین را ندیده گرفتهاند، این بار به سکوت شرمآور خود خاتمه خواهند داد و به گناه خود در گذشته اعتراف خواهند کرد؟ آیا دولت امریکا خواهد پذیرفت که در خون بیگناهان فلسطین شریک است زیرا همواره بیقید و شرط از دولت صهیونیستی حمایت کرده است یا اینکه این بار هم همه از کنار این حادثه تکاندهنده خواهند گذشت بیآنکه به ابعاد آن توجه کنند و معنای عبرت آمیز آن را بفهمند؟ همانطور که از فاجعهی بزرگ این دوران در بوسنی و هرزگوین تغافل کردهاند؟ اما ملت فلسطین بیشک عبرت لازم را از آن خواهد گرفت امروز یک بار دیگر این حقیقت تلخ برای آن ملت مظلوم آشکار شد که در خانه خود مجبور است مبارزه کند تا بتواند در آن زندگی کند. آشکار شد که صهیونیستها علیرغم اظهارات نزاکت آمیز بعضی از سرانشان همان وحشیهای نژادپرست و متعصب پنجاه سال قبلند. و اگر اندک فرصتی یا بهانهیی پیدا کنند شقاوتآمیزترین ضربات را بر مسلمانان صاحبخانه وارد خواهند کرد. بر دیرباورترین افراد فلسطینی نیز ثابت شد که رژیمهای استکباری که این همه دم از امنیت صهیونیستها میزنند، کمترین اهمیتی به امنیت مسلمانان فلسطینی نمیدهند وگرنه ارتش اسرائیل جرأت نمیکرد صفوف مقدس نمازگزاران را چنین قتل عام کند. فلسطینیها با مسلح شدن و ضربه زدن به منافع دولت غاصب است که میتوانند حق حیات و حق زندگانی در خانه خود را بدست آورند. این است عبرت حادثهی صبح جمعهی الخلیل. دولتها و ملتهای مسلمان نیز مسؤولیتی بزرگ دارند. کمترین چیزی که دولتهای مسلمان میتوانند مطالبه کنند تحویل دادن قاتلین و همکارانشان در ارتش صهیونیست، به فلسطینیان مسلمان برای اجرای قصاص شرعی و عزل فرماندهان آن ارتش است. البته علاج نهایی منحصربهفرد خلع ید از صهیونیستهای غاصب و تحویل فلسطین به فلسطینیان از هر مذهب و ملت است. اینجانب ضمن عرض تسلیت به ملت مظلوم فلسطین به ویژه کسان شهدای این حادثه از خداوند متعال غفران درگذشتگان و شفای مجروحان روزهدار و اصلاح حال مسلمین و حل عادلانهی مسأله فلسطین را مسألت میکنم و از همگان درخواست میکنم که این قضیه را با همهی توان خود دنبال کنند.1372/12/06
لینک ثابت
ملتها، در همه جای دنیای اسلام، دلشان برای همکیشانشان میتپد؛ اما ملتها، با کمک دولتها میتوانند راه بیفتند و اعلام وجود کنند. در جاهای دیگر، اجازه داده نمیشود؛ یا خیلی به ندرت و کم. در اینجا دولت خودش پیشاپیش مردم، در این راهها حرکت میکند. لذا با ما مخالفند. همهی کسانی که در قضیهی فلسطین و در توطئه علیه فلسطین سهیمند، با حرکت ملت و دولت ایران به نفع مردم فلسطین، مخالفند. همهی جلّادانی که دستشان تا مرفق در خون مردم بوسنی هرزگوین فرو رفته است و این روزها باز نام آن ملت مظلوم تکرار میشود با این حکومت مخالفند. چرا؟ چون جلوِ ملتهای دنیا و دولتهای مسلمان حرکت میکند و میگوید: «بیایید به این ملت مظلوم کمک کنید.»
کجایند کسانی که ادّعای بشریت دارند نمیگویم: طرفداران حقوق بشر. آنکه سرشان را بخورد! چه حقوق بشری؟! دروغ میگویند! و میببینند که صربها و کرواتهایِ متعصّبِ قومپرستِ ضدّ انسان و ضدّ احساسات بشری، یک ملت را این همه مرد و زن و کودک را آن طور تار و مار میکنند؟!1372/10/06
لینک ثابت
قدرتمندان عالم، بر پایهی بیعدالتی و زور، قدرتهای خودشان را بنا کردهاند و از آنجا، با بلندگوهای قویای که در اختیار دارند، به ریش بشریت میخندند. همهی حقایق را، حقوق بشر را، عدالت را، انسانیت را، مسألهی جوانان و مسألهی زن را مسخره میکنند. بشریت در سطح عالم میلیاردها انسان؛ که از این میلیاردها، بخش بسیار مهمی هم در خود همان کشورهای غربی زندگی میکنند زیر فشار این نظام باطل و غلط، جان میدهند. به هرکس هم میرسند، میگویند: «بیایید جزو ما شوید!» یعنی «شما هم بیایید مثل ما، به ریش بشریت بخندید؛ حقایق را ندیده بگیرید؛ تزویر را بپذیرید.» اینها زور و تزویر را با هم مخلوط کردهاند. البته سلاح علم را هم در اختیار گرفتهاند. این هم حقیقت تلخی است. چه کسی باید در مقابل این حرکت ظالمانه و خباثتآمیز که مربوط به یک دولت و دو دولت هم نیست، بلکه مربوط به یک حرکت بسیار خطرناک در سطح عالم است که از دهها سال پیش و شاید بشود گفت از دو، سه قرن پیش آغاز شده است، بایستد؟ کدام انسانها؟ انسانهای استوار و نیرومند و مجهز به سلاح عقل و حکمت و دین؛ مجهز به سلاح منطق و استدلال و مجهز به سلاحهای رایج روز که برای زدودن خارهای سر راه به آنها نیاز دارند. و شما آن مجاهدان فی سبیلالله هستید که خواستید همهی اینها را با هم داشته باشید و صحنهی این میدان و لباس نظامی شما مظهر آن است.1372/07/07
لینک ثابت
یک عدّه رفتهاند فلسطین را غصب کردهاند و به غصب فلسطین هم اکتفا نکردهاند. مسلمانان فلسطینی را در طول چهل و چند سال، مرتباً زیر فشار قرار دادهاند و آوارگی و کشتار و تحقیر و تذلیل به وجود آوردهاند. این، یک منکر واضح است. کیست، که اگر کسی به خانهی شما وارد شود و بر سرِ شما بزند، او را تخطئه نکند؟! ظالم را باید تخطئه کرد. امروز شما ملاحظه بفرمایید: قدرتهای اروپایی، امریکا و نوکرهایشان؛ آنهایی که ریششان دست این قدرتها و شانهشان زیر بار آنهاست؛ حکومتهایی که به انگشتِ امریکا بر سرِ کار آمدهاند و با ملتهای خودشان ارتباطی ندارند، همه دست به دست هم دادهاند تا کار این ظالمی را که با این وضوح این ظلم را کرده است و ادامه میدهد، تصویب کنند. از آن طرف جوانان مسلمانانِ به ستوه آمدهی جان به لب رسیدهی فلسطینی و لبنانی، وقتی با این ظالم و ستمگر، جهادی میکنند که در نظر همهی عقلای عالمْ یک عمل ممدوح است، از اطراف صدا بلند میشود که «اینها تروریستند؛ اینها ظالمند! چرا کشتید؟! چرا زدید؟! چرا تسلیم نشدید؟! چرا سازش نکردید؟!»
دیگر از این بالاتر فساد در این دنیا نمیشود! فساد یعنی این! «ما ملئت ظلماً و جوراً» یعنی این! یک عدّه در اروپا در «یوگسلاوی» سابق جمع شدند و یکعدّه مردم همین منطقه مردم بوسنی هرزگوین را که مال آنجایند، اهل آنجایند، نه مهاجرند، نه خودشان، بلکه دهپشتشان، مردمی هستند مال همان سرزمین و از همان نژاد، محاصره کردند، بمب روی سرشان ریختند، زندگیشان را ویران کردند، خودشان را بیرون کردند، هزاران نفر از آنها را کشتند، اموالشان را غارت کردند، در اردوگاهها بدترین بلاها را بر سرشان آوردند و حتّی به نوامیسشان تعرّض کردند؛ آنوقت همین آقایان مدّعیان دفاع از حقوق بشر و حقوق زن و حقوق حیوانات و حقوق کودکان و از این دروغها که در دنیای امروز رایج است، نشستند تماشا کردند! به تنها کاری که دست زدند، این بود که منطقه را محاصره کردند تا سلاح به اینها نرسد!1372/06/14
لینک ثابت
کشورهای مقتدر دنیا تلاش میکنند که زبان خودشان را در دنیا رایج کنند؛ چون زبان، بزرگترین رقم یک ملت و کانال عمدهی انتقال فرهنگ اوست، که لباس، آداب، دین، عقاید و باورهای اجتماعیاش را منتقل کند. امروز قدرتهای جهانی، حتی با زور نظامی، میخواهند فرهنگ خودشان را منعکس و منتقل کنند. امریکاییها به شیوهای که در مورد دولت و حکومت و نظام اجتماعی و اقتصادی قائلند، به اینجا و آن جای دنیا لشکرکشی میکنند. یعنی این طغیان نفوذ نامشروع فرهنگ بیگانه، به اینجاها هم میرسد؛ البته تحت نامهای موجه مثل «حقوق بشر». کسی نیست به امریکاییها بگوید که «کجای دنیا با سیاهان آن طور عمل میکنند که شما میکنید؟ کجای دنیا چند صد نفر آدم را از مرد و زن و کودک، در یک ساختمان، زنده زنده میسوزانند و آتش میزنند؟ هرجا اینطور بود، آنوقت اعتراض کنید که «حقوق بشر، نقض شده است.» در امریکا، این کار شد. ما در جای دیگر، اینگونه کارها را سراغ نداریم. صهیونیستها هم که خشنترین مردم دنیا هستند، با حمایت امریکاییها این حرکت را میکنند.1372/05/12
لینک ثابت
در باب خصومت دشمنان استکباری ما و شیوههای دشمنی آنها با جمهوری اسلامی و انقلاب، سخن زیاد گفتهایم و مطالب برای مردم خود ما و شاید بسیاری از ملتهای علاقهمند به انقلاب و جمهوری اسلامی، روشن است. فقط همین اندازه لازم است تأکید کنیم که در رأس این خصومت و دشمنی با اسلام، بیداری اسلامی و نیز جمهوری اسلامی، رژیم امریکا و کسانی که به آن رژیم چه در کشورهای پیشرفتهی دنیا و چه در میان کشورهای عقبافتادهی عالم وابستهاند، قرار دارند. علّت این خصومت هم روشن است: چون انقلاب اسلامی، جمهوری مستقلّی را بر پایهی اسلام بنیان گذاشت، به نفوذ امریکا در این کشور پایان داد و شاید در بسیاری از مناطق جهان، چنان نفوذی را به خطر انداخت.
البته امریکا و قدرتهای استکباری، در گذشته، به صراحت این دشمنی را مگر در مواردی نادر ابراز نمیکردند؛ اما امروز صریحاً دشمنی خودشان را با جمهوری جوان ما، با انقلاب اسلامی و با نهضت بیداری اسلام، بیان میکنند و به آن مباهات و تصریح مینمایند. آنچه برای ما مهمّ است نکتهای است که امروز میخواهم دربارهی آن مقداری صحبت کنم.
ما دربارهی علّت این دشمنی، نباید دچار اشتباه شویم. خود آنها علّت دشمنیِ ریشهدارشان را با اسلام انقلابی و با نظام جمهوری اسلامی، مسائلی ذکر میکنند که به نظر ما، خلاف واقع است. واقعیت غیر از آن است که آنها میگویند. آنها چنین وانمود میکنند که گویا نظام اسلامی، طرفدار تروریسم و مخالف با دمکراسی است، یا رعایت حقوق بشر را نمیکند، یا از نهضتهای اسلامی در کشورهای دیگر پشتیبانی مالی یا پشتیبانی تسلیحاتی به عمل میآورد. ما عرض میکنیم: آنچه که آنها در بیان علّت دشمنی و کارشکنیها و روشهای خباثتآمیز خود با نظام اسلامی ذکر میکنند، خلاف واقع است. آنها خودشان هم میدانند که واقعیت غیر از آن چیزی است که بیان میکنند. چگونه کسی میتواند نظام جمهوری اسلامی را به مخالفت با دمکراسی و حاکمیت مردم متّهم کند؛ در حالی که لااقل در میان کشورهای این منطقه، هیچ کشوری مانند ایران در نظام جمهوری اسلامی وجود ندارد که به آرای مردم و حضور مردم و دخالت مردم و انتخابات آزاد، این قدر توجّه نشان داده باشد. ناظران خارجی، در هیچ یک از کشورهای منطقه، چنین چیزی را ندیدهاند. ملت ما هم قبل از دوران جمهوری اسلامی، هرگز چنین فضاهایی را تجربه نکرده بود. در چند روز آینده، انشاءاللَّه ملت ما در انتخابات ریاست جمهوری شرکت خواهد کرد، که انشاءاللَّه در پایان عرایضم، نکته و توصیهای را در این خصوص به شما عرض خواهم کرد.
از اوّلِ انقلاب تاکنون به آرای مردم و دخالتشان در سرنوشت کشور، توجّه شده است و این چیزی است که از نظر کسانی که جمهوری اسلامی را متّهم به نادیده گرفتن دمکراسی میکنند، پوشیده نیست.
جمهوری اسلامی را به حمایت از تروریسم متّهم میکنند. این هم خلاف واقع است. خودشان هم میدانند که خلاف واقع است. واقعیت این است که نظامی که امروز در دنیا حامی تروریسم است، رژیم ایالات متّحده امریکاست. حمایت از رژیم تروریست صهیونیستی در کشور غصب شدهی فلسطین، بزرگترین حمایت از تروریسم است. روشهای خود امریکاییها، یعنی دخالتشان در کشورها، ربودن افراد و اشخاص مخالف، کشتن افراد، دخالت سازمان جاسوسی سیا در کشورهای مختلف و ایجاد کودتاهای نظامی و از بین بردن حکومتها و دولتهای ضعیفی که امریکا با آنها مخالف بوده است، همه از قلمهای درشت تروریسم است. با این وضع، خیلی روشن است که اگر امریکا، جمهوری اسلامی را متهم به تروریسم کند، خودش هم میداند که این ادّعایی کذب و سخنی خلاف واقع است. یا در موضوع نقض حقوق بشر، خودِ آن دولتها و از جمله رژیم امریکا، که جمهوری اسلامی ایران و هر نظام اسلامی را در هر جا که بخواهد به وجود بیاید یا به وجود آمده باشد به نقض حقوق بشر متّهم میکنند، میدانند که قلمهای درشت نقض حقوق بشر، در نزدِ خودِ آنهاست.
در نظام اسلامی، حقوق انسان از همه جا بیشتر رعایت میشود و نظام جمهوری اسلامی، به فضل پروردگار این را نشان داده است. امروز هم در مقابل چشم همهی کسانی که میتوانند قضایا را بیطرفانه و منصفانه نگاه کنند، این معنا روشن و واضح است. بنابراین، آنچه که دشمنان جهانی اسلام و نهضت اسلامی و بیداری اسلامی، به عنوان علل و دلایل دشمنی خودشان میشمارند، سخن بیجا و بیهودهای است. خودِ آنها هم این را میدانند. جالب اینجاست که بسیاری از همین رجال و شخصیتهای سیاسی که در کشورهای غربی چه امریکا و چه بعضی از کشورهای اروپایی جمهوری اسلامی و مسلمانان را با تهمتهای ناروا، متّهم به نقض حقوق بشر میکنند، چند صباحی که میگذرد و دوران مسؤولیت و ریاستشان به سر میآید، ناگهان معلوم میشود که مثلاً با مافیا مرتبط بودهاند یا در فلان معاملات قاچاق سلاح و یا در فروش مواد سلاحهای شیمیایی دخالت داشتهاند! مثلاً در فروش مواد شیمیایی به عراق و کشتار مردم حلبچه، خودشان دخالت داشتند و آن را تصویب یا تسهیل کردند. چه کسانی؟ همین کسانی که دهان باز میکنند و بهخلاف حقیقت و واقعیت سخن میگویند و مسلمین و اسلام و ملتهای حقطلب و جمهوری اسلامی را متّهم میکنند! گذشت زمان نه زمانهای بسیار طولانی؛ بلکه زمانهای کوتاه ثابت خواهد کرد که خود آنها به آن چیزی که تهمت آن را به مردمان و دامنهای پاک میزدند، آلوده بودهاند.1372/03/14
لینک ثابت
تبلیغات مدرن و دارای پوشش جهانی، بیشک کارآمدترین حربهی استکبار است. امروز تعداد رسانههای صوتی و تصویری و مطبوعاتییی که بیشترین تلاش خود را وقف دشمنی با اسلام کردهاند، بسیار زیاد و همچنان رو به افزایش است. کارشناسانی مزدور، فقط سرگرم ساختن و پرداختن مطلب و خبر و تحلیل، برای گمراه کردن ذهن مستمعان خود و معرفی نادرست و ترسیم زشت از نهضت اسلامی و شخصیتهای بزرگ اسلامیاند، و جمهوری اسلامی در سالهای پس از پیروزی انقلاب تا امروز بیوقفه و روزافزون با چنین تبلیغات خصمانهیی مواجه بوده است. باید گفت که این ترفند نیز در مقابل حرکت اسلامی اصیل و نشأت گرفته از فطرت و نیاز، توفیق زیادی نداشته و مقصود دشمن را برنیاورده است. گسترش موج دعوت انقلابی امام راحل عظیمالشأن در سراسر دنیای اسلام و حضور فکر و نام و رهنمود و عکس و نشان آن بزرگوار در شرق و غرب عالم، با وجود آنهمه تبلیغ دروغ و سخن ناحق که به نیّت مخدوش کردن سیمای ملکوتی آن وارث پیامبران، گفته و پخش شدهاست، روشنترین دلیل این مدّعا است. با این همه باید اذعان کرد که عامل مهمّ در حفظ سلامت و سداد فکر ملّتهای مسلمان، روشنگریهای علماء و روشنفکران و نویسندگان و هنرمندان و جوانان فعّال و آگاه است. و همه بخصوص علماء متعهّد دین در این مورد وظیفهیی بزرگ بر عهده دارند. دشمن پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، همواره تا امروز سیاههیی از اتهامات را متوجه ایران اسلامی کرده است. میبینیم که همان تهمتها امروزه به همهی نهضتهای اسلامی در هر جای دنیا که باشند نیز زده میشود. تهمت تعصّب و جمود فکری که از آن، با عنوان «بنیادگرایی» نام میبرند، تهمت تروریسم، تهمت بیاعتنایی به حقوق بشر، تهمت ضدیّت با دموکراسی، تهمت بیاعتنایی به حقوق زنان، تهمت ضدیّت با صلح و طرفداری از جنگ. اندکی انصاف، هر کسی را به دروغ بودن این تهمتها و بیشرمی وارد کنندگانش آگاه میسازد. ایران اسلامی در حالی متهم به مخالفت با دموکراسی میشود که از پنجاه روز پس از پیروزی انقلاب کبیر اسلامی تا 14 ماه پس از آن، دو همهپرسی عمومی، که در یکی از آنها مردم ایران، جمهوری اسلامی را به عنوان نظام سیاسی کشور برگزیدند، و در دیگری به قانون اساسی رأی دادند، و سه انتخابات که در آنها به ترتیب: اعضای مجلس خبرگان برای نوشتن قانون اساسی، رئیس جمهور، و نمایندگان در مجلس شورای اسلامی معین شدند، در آن برگزار شده، و تا امروز همواره انتخابات آزاد، با شرکت پرشور مردم برای تعیین رئیس جمهور و نمایندگان مجلس، در موعد قانونی خود انجام گرفته است. تهمت به تروریسم را، کسانی به ایران اسلامی میزنند، که خود از دولت تروریست صهیونیستی بیشترین پشتیبانی را کرده و گروههای تروریست ضدّ انقلاب ایرانی را در زیر چتر حمایت خود قرار میدهند و حقوق بگیران آنان صدها بار در داخل ایران اسلامی بمبگذاری کرده و هزاران نفر از مردم عادی و عناصر انقلابی و مرد و زن و کودک بیگناه را به قتل رساندهاند. ضدیّت با صلح را کسانی به جمهوری اسلامی نسبت میدهند که جنگی هشت ساله را با تشویق رژیم بعثی عراق و به دست او بر ایران تحمیل کردند و در همهی آن مدّت، انواع کمکها را به آن رژیم که به خاطر حمله به ایران اسلامی، رژیم محبوب آنان به شمار میرفت مبذول داشتهاند. تضییع حقوق زنان، تهمت از سوی کسانی است که شأن والای زن ایرانی را که با حفظ حجاب و حدّ شرعی، در برترین فعالیّتهای کشور شرکت میورزد، نمیپسندند و ابتذال حاکم بر روابط زن و مرد و بهرهکشی ناجوانمردانه از زن در جوامع غربی را، نسخهی مطلوب در حیات اجتماعی زن میشمرند. تهمت نقض حقوق بشر را رژیمهایی متوجه ایران میسازند که خود قلمهای بزرگ و حیرت انگیز پایمال کردن حقوق انسانها را مرتکب شده یا زمینهسازی کردهاند. آیا در دنیای جدید، هرگز حقوق بشر، آنچنان که امروز در بوسنی پایمال میشود، نقض شده است؟ آیا نقض حقوق یک ملت مانند ملت فلسطین نقض حقوق بشر نیست؟ آیا راندن دستجمعی بیش از چهار صد نفر از شهروندان فلسطینی، به بیرون از خانه و میهن خود، در برابر چشم دنیای باصطلاح طرفدار حقوق بشر، قابل اغماض است؟ آیا سرنگون کردن هواپیمای مسافری ایران به وسیلهی امریکا بر فراز خلیج فارس، یا بیعدالتی نسبت به سیاهان در امریکا، یا حمایت از کودتاگران در الجزائر، یا حمایت از رژیم فاسد مصر، یا زنده سوزانیدن دستجمعی عدّهیی در امریکا و امثال آن، شکستن حریم انسانیّت و نقض حقوق آن نیست؟ آیا دولتهایی که اینگونه بیمحابا حقوق بشر را پایمال میکنند یا پایمال کنندگان را با نگاهی خونسرد و بیتفاوت بلکه رضایتمندانه و تشویقآمیز تماشا میکنند، حقیقتاً از اینکه بنا به ادّعای آنان در ایران اسلامی، حقوق بشر نقض شود ناراحتند؟! حقیقت آن است که خود تهمتزنندگان و از جمله سردمداران کنونی امریکا که اخیراً بر سر این حربهی تبلیغاتی زنگ زده و قدیمی، جنجال تازهیی به راه انداختهاند، به خوبی میدانند که سخن به گزاف میرانند، آنچه آنان از جمهوری اسلامی نمیپسندند اینها نیست، چیزهای دیگری است که مصلحت سیاسی به آنان اجازه نمیدهد آن را صریحاً اعلام کنند1372/02/28
لینک ثابت
من بهعنوان آدمی که طبیعت این تمدّن مبتنی بر مادیّت را میشناسم؛ طبیعت این سیاستمداران دروغگو و دغلباز دنیای امروز را میشناسم، توقّع نداشتم که اینها بروند از مردم بوسنیهرزگوین حمایت کنند. الان هم که میگویند حمایت میکنیم، میدانم دروغ میگویند. آن روز هم که گفتند «ما صربها را محاصره دریایی میکنیم»، بنده میدانستم دروغ میگویند و نکردند.
ما از آنها توقّع نداریم. آنها حتّی حاضر نشدند اجازه بدهند چهارتا جوان مسلمان از اطراف دنیا بلند شوند بروند به آن بیچارهها کمک کنند، یا چهار تا سلاح دستشان بدهند تا بتوانند از جان خودشان محافظت کنند. آنوقت در دنیایی که این فاجعه یک قلمش است، قضایای فلسطین هم هست؛ قضایای کشورهای گوناگون در اطراف دنیا هم هست؛ قضیهی سربریدن دموکراسی در کشور الجزایر هم هست؛ سرکوب مسلمانها در نقاط مختلف دنیا هست؛ تبعید کردن فلسطینیها هست... و همهی این کارهای فاجعهآمیز، یا به وسیلهی خودِ قدرتهای مسلّط دنیا صورت میگیرد، یا به تشویق آنها انجام میشود و یا در مقابل چشم آنها و با استفاده از خونسردی آنها انجام میگیرد. آنوقت همین سیاستمداران دروغگو؛ همین کسانیکه برای هزاران زن بوسنیایی دل نسوزاندند؛ همین کسانی که برای نسلکشی یک ملت، اهمیتی قائل نشدند، صدایشان را بلند میکنند و با استفاده از ابزار تبلیغاتی و ارتباطات قوی ادّعا میکنند که «ما با تروریسم مخالفیم؛ ما طرفدار حقوق بشریم!» فهرست درست میکنند و این کشور و آن کشور را در فهرست تروریستها مینویسند و خودشان را طرفدار حقوق بشر میدانند! این چیست؟ این همان دردِ قدیمیِ بشر است. این همان تحمیقی است که از زمان فرعون و قبل از فرعون و بعد از فرعون، سراغ داریم. این، همان است، و بشریّت، بشریّت مظلومی است. این را بدانید: این بشری که زیر سایهی این قدرتمندان و این قدرتها، در سطح عالم اداره میشود، بشر مظلومی است. اینجاست که معلوم میشود فریاد آسمانی اسلام که به انسانها ارزش میدهد؛ دروغگویی را زشت میشمارد و صدق را علامت ایمان میداند، چقدر باارزش است.1372/02/18
لینک ثابت
ما با این شَلتاقها و قرشمالبازیهایی که علیه انقلاب در رادیوها و جنجالهای مطبوعاتی به وجود میآورند، از اصول اسلام و انقلاب و ارزشهایی که جوانان این ملت برایش خون دادند و جوانان جانباز، برای آن، سلامتیشان را از دست دادند و این ملت برایش سرمایهگذاری معنوی کرده، یک سرِسوزن دست برنخواهیم داشت. یک بار دیگر هم من این را عرض کنم اگرچه قبلاً هم بارها گفتهام آنهایی که از جمهوری اسلامی خشمگینند و مدام بحث تروریسم و طرفداری ما از تروریسم و نقض حقوق بشر در ایران و از این حرفهای بیمعنا و بیمحتوا را مطرح میکنند، حرف دلشان چیز دیگر است. آنها که میگویند «ایران طرفدار تروریسم است»، خودشان هم میدانند که دروغ میگویند. تروریست خودشانند. خودشان طرفدار خشنترین تروریستهای دنیا، یعنی صهیونیستها هستند. خودشان میدانند که ایران طرفدار تروریسم نیست. اگر گاهی میگویند که «در جمهوری اسلامی، حقوق بشر نقض میشود»، خودشان میدانند که دروغ میگویند و میفهمند که این، حرف بیمحتوا و بیربطی است. وانگهی، خودشان به حقوق بشر اصلاً علاقهای ندارند! حقوق بشر یعنی چه؟ دیدید که در امریکا چطور آدمها را سوزاندند؟ دیدید چطور سیاهان را، که شهروندان امریکا بودند، چگونه تار و مار کردند؟ حقوق بشر یعنی چه؟ به حقوق بشر اعتقادی ندارند! اینها حرف است؛ اینها ظاهر کار است! باطن کار، چیز دیگری است.آنها از چند چیز به شدّت ناراحتند؛ منتها نمیخواهند صریحاً آن را بگویند. اوّل همین مسألهی عدم جدایی دین از سیاست است. مسألهی اصلی این است. آنها با پیامی که امام بزرگوار از قلب و متن اسلام بیرون کشید و در فضای این جامعه و سراسر عالم پخش کرد که «دین از سیاست جدا نیست. دین عین سیاست است؛ سیاست عین دین است. دین فقط برای گوشهی محراب نیست؛ دین برای صحنهی زندگی است؛ برای اداره بشر است»؛ و این اساس مبارزهی عظیم ملت ایران و سایر ملتهای مبارز مسلمان شد، مخالفند. آنها از این عصبانیاند. میگویند: «دین و سیاست را از هم جدا کنید!» یعنیچه؟ یعنی: هرکس میخواهد متدیّن باشد، متدیّن باشد؛ منتها وقتی میخواهید کسی را برای ریاست جمهوری انتخاب کنید، کارتان نباشد که باید مرد متدّینی باشد! یک آدمی را، ولو لاابالی، ولو بیدین، ولو بیتقوا، بگذارید بیاید امور اجرایی کشور را اداره کند! وقتی میخواهید نمایندهای به مجلس بفرستید، کارتان نباشد که او متدیّن و پایبند به دین باشد. ولو لاابالی، ولو بیدین، ولو بیاعتنا به اصول و اخلاق و ارزشهای اسلامی باشد، او را انتخاب کنید. مقصودشان چیست؟ چون میدانند که اگر کسی در رأس کشور یا در مجلس شورای اسلامی، متدیّن و پایبند به دین باشد، بر ضدّ مصالح ملت، با آنها نمیسازد؛ مصالح آنها را بر مصالح کشور و ملت، مقدّم نمیکند. اما کسی که لاابالی است، برایش مسألهای نیست. مسألهی اصلیِ آدم بیدین و لاابالی، خودِ اوست. میگویند: «شما میخواهی رئیس باشی، میخواهی متنعّم باشی، میخواهی در دنیا لذّت ببری؛ این به عهدهی ما! آنطور که ما میگوییم عمل کن!» مثل عمّال رژیم فاسد و ننگین پهلوی که اینطور بودند و امروز هم، متأسفانه، در دنیای اسلام، رژیمهایی مانند آن، هستند. آنطوری میخواهند. لذا، مشکل اصلی آنها مسألهی دین و سیاست است که اینها از هم جدا باشند. مسألهی بعدی، مسألهی فلسطین است. آنها میخواهند که جمهوری اسلامی نگوید: «من با خیانت به ملت فلسطین مخالفم.» این را میخواهند بگویند. میگویند: «همانطور که دیگران میآیند پای میز مذاکره مینشینند و بر سرِ خانهی فلسطینیها و سرنوشتشان معامله میکنند، شما هم قبول کنید!» ما که به فلسطین لشکر نفرستادهایم؛ اما همین که با آنچه که بر سر فلسطین میآورند مخالفیم، اینها را میسوزاند. مشکلشان اینهاست.
مسألهی دیگر، دفاع از حقوق مسلمانهای دنیاست. میگویند: «چرا از مسلمانهای دنیا دفاع میکنید؟! چرا آنها را بیدار میکنید؟!» مسائلی که مورد ناراحتی آنهاست، اینهاست. مسائل اصولی است. تروریسم و حقوق بشر و حقوق اقلیّتها و از این حرفها، بهانههایی است که بر زبان جاری میکنند.1372/02/18
لینک ثابت