4 رمضان 1427 هـ.ق ماه رمضان مثل باران رحمتى بر فضاى زندگى ما مى‌بارد؛ آلودگيها، زياديها، زنگار گرفتگيها و كثافتهايى را كه به دست خود ما در محيط زندگى و در جان و دلمان پديد آمده است، مى‌شويد و فضا را مصفا و دلها را نورانى مى‌كند؛
 

 صاحِبَةً وَلا وَلَدا وَلَمْ يَكُنْ لَهُ شَريكٌ فى الْمُلْكِ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِىُّ
همسرى و نه فرزندى و نيست برايش شريكى در فرمانروايى و نيست برايش ياورى

 مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبيراً اَلْحَمْدُ لِلّهِ بِجَميعِ مَحامِدِهِ كُلِّهَا عَلى جَميعِ
از خوارى و به كمال بزرگى او را ياد كن ستايش خداى را به همه ستودگيهايش يكسر بر همه
 نِعَمِهِ كُلِّها اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى لا مُضآدَّ لَهُ فى مُلْكِهِ وَلا مُنازِعَ لَهُ فى
نعمتهايش يكسر ستايش براى خدايى است كه ضد و دشمنى در پادشاهى او و ستيزه جويى در

    فرازهای از دعای افتتاح

 

سال 1362 - افتتاحیه رادیو قرآن

 

 

ورود آقا به حسینیه دیروز با صلوات همراه بود.
پس از اتمام نماز ظهر و قرائت دعاهای مربوطه ماه مبارك حجت الاسلام و المسلمین فلاح زاده از آداب سفر پیامبر گفت: ایشان وقتی می خواستند به سفر بروند بی اطلاع نمی رفتند و با بستگان و دوستان خداحافظی می كردند. بر دیگران هم مستحب است او را مشایعت كنند.
وی افزود: حضرت رسول روزپنجشنبه را برای سفر در نظر می گرفتند و عصر یا روز جمعه باز می گشتند. ...
با پایان یافتن دو نماز شعارهای عربی برای آقا سر داده شد و این چفیه آقا بود كه در دست یكی از این برادران عرب زبان باقی ماند.
وقتی از دست اندر كاران خواستم این برادران را معرفی كنند، متوجه شدم از رزمندگان حزب الله لبنانند و آمده اند تا بیعتی دگر باره با آقا داشته و سلام سید حسن نصرالله را برسانند... .

     
 

....ياد خدا در دل انسان چراغى روشن مى‌كند؛ دل را نورانى مى‌كند؛ غبارهاى كينه و نفرت و خودخواهى را از دلها مى‌زدايد؛ لنگرى براى دلهاى متلاطم و مضطرب به‌وجود مى‌آورد؛ آرامش مى‌بخشد و اطمينان و اعتماد ايجاد مى‌كند. ياد خدا براى دلهاى پاك، هميشه در دسترس است؛ مگر دلى كه خود را مبتلاى به آلودگيها كرده باشد. براى چنين كسى ياد خدا دشوار است؛ چنين توفيقى براى او پيش نمى‌آيد و او را به حريم قدس الهى راه نمى‌دهند. دلى كه آلوده‌ى شهوت و آلوده‌ى به عشق به قدرت و آلوده‌ى به كينه‌ى به بندگان خدا و آلوده‌ى به حسد و خودخواهيها و آلوده‌ى به عشق به مال اندوزى است، به حريم قدس الهى راه پيدا نمى‌كند؛ مگر شستشو كند.

شستشويى كن و آنگه به خرابات خرام                       تا نگردد ز تو اين دير خراب آلوده

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌در حريم قدس ياد الهى، دلِ آلوده را راه نمى‌دهند؛ بايد شستشو كنيم. اگر دل توانست با ياد خدا خود را معطّر و مزيّن كند، بدون ترديد اجابت الهى براى او ميسّر خواهد شد؛ «ادعونى استجب لكم».(139) هيچ دعايى بى‌استجابت نيست. استجابت به معناى اين نيست كه خواسته‌ى انسان حتماً برآورده خواهد شد - ممكن است برآورده بشود، ممكن است به علل و مصالح و موجباتى برآورده هم نشود - اما استجابت الهى هست.

بيانات در ديدار مسؤولان و كارگزاران نظام جمهورى اسلامى ايران 19/04/1379

 
     
 
     
 

اگر از بنده بپرسند كه «آيا همين حد حضور قرآن در جامعه را كافى مى‌دانيد يا نه؟» پاسخ خواهم داد: «نه.» اوّلاً روخوانى و تلاوت قرآن را بايد همه بتوانند انجام دهند. يعنى به دست هر كس قرآن مى‌دهيد، بايد بتواند آن را باز كند و صحيح و درست بخواند. اين تلاوتهاى شما با اين صداهاى خوش كه بحمداللَّه روزبه‌روز در حال رشد است، نقش خوبى در عمومى كردن تلاوت قرآن دارد. يعنى وقتى كه يك جوان يا نوجوان يا قارى استاد، قرآن را به صورت خوبى تلاوت مى‌كند، آحاد مردم تشويق مى‌شوند كه به قرآن نزديك شوند و آن را تلاوت كنند. خواندنهاى شما، اين قدر نقش دارد. اين، كمبود اوّل است. يعنى الان طورى نيست كه آحاد مردم بتوانند قرآن را به درستى و كمال تلاوت كنند.
نقص دوم كه خيلى هم بزرگ است - منتها تقصير كسى نيست؛ ولى بايد آن را برطرف كرد - اين است كه ما معناى كلمات قرآن را نمى‌فهميم و اين، اشكال كارِ ما فارس‌زبانهاست. همه‌ى غير عربها در دنيا، اين مشكل را دارند كه معناى آيات قرآن را نمى‌فهمند. بنده عرض مى‌كنم: بايد ترجمه‌ى قرآن رواج پيدا كند؛ تا وقتى آيه‌اى تلاوت شد، معناى آن هم فهميده شود. اين، كليد است. اين، درِ اوّل است. اگر اين در را باز كرديم، بقيه‌ى درهاى استفاضه و استفاده از قرآن باز خواهد شد. شما اگر معناى قرآن را ندانيد، نمى‌توانيد در آيه‌اى كه بناست تلاوت كنيد، تدبّر داشته باشيد؛ نكاتش را متوجه شويد و ظرايف آن را به دست آوريد.

بيانات در ديدار قاريان در ماه «رمضان» 27/08/1380

 
 
     
 

امام سجاد (سلام‌اللَّه‌عليه) در دعاى ابوحمزه - كه دعاى خيلى با حال و خوبى است - ترس از قيامت را تشريح مى‌كنند: «ابكى لخروجى عن قبرى عريانا ذليلا حاملا ثقلى على ظهرى»؛ امروز مى‌گريم براى وقتى كه عريان و ذليل و بار سنگين عمل بر دوشم از قبر بيرون مى‌آيم. «انظر مرّة عن يمينى و اخرى عن شمالى اذ الخلائق فى شأن غير شأنى لكلّ امرء منهم يومئذ شأن يغنيه وجوه يومئذ مسفرة ضاحكة مستبشرة»؛ يك عده چهره‌هاشان خندان است و خوشنود و خوشحال و سربلندند. اينها چه كسانى هستند؟ كسانى هستند كه در دنيا از پل صراطى كه حقيقت و باطن‌اش در آن‌جاست و مثال آن در اين‌جاست، توانسته‌اند رد شوند. اين پل صراط، پل عبوديت، پل تقوا و پل پرهيزگارى است؛ «و ان اعبدونى هذا صراط مستقيم»؛ صراط اين دنيا، همان صراط روى جهنم است. «انّك على صراط مستقيم»ى كه به پيغمبر مى‌فرمايد، يا «ان اعبدونى هذا صراط مستقيم»، همان صراط روى جهنم است. اگر اين‌جا ما توانستيم از اين صراط، درست، با دقت و بدون لغزش عبور كنيم، گذر از آن صراط آسان‌ترين كار است؛ مثل مؤمنين كه مانند برق عبور مى‌كنند. «انّ الّذين سبقت لهم منّا الحسنى اولئك عنها مبعدون لا يسمعون حسيسها»؛ اصلاً اينها همهمه‌ى جهنم را هم نمى‌شنوند؛ «و هم فى ما اشتهت انفسهم خالدون لا يحزنهم الفزع الاكبر». فزع اكبر، يعنى دشوارترين ترسى كه ممكن است براى انسان پيش بيايد. مؤمنين با همين ابعاد جسمانى و روحانى و نفسانى، فزع عظيمى كه در آن‌جاست، «لا يحزنهم الفزع الاكبر»؛ اينها را محزون و اندوهگين نمى‌كند؛ اينها از اين صراط عبور كرده‌اند.

بيانات در ديدار مسؤولان نظام 06/08/1383

 

 

 
 

آرشیو

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29