2 رمضان 1427 هـ.ق ماه رمضان مثل باران رحمتى بر فضاى زندگى ما مى‌بارد؛ آلودگيها، زياديها، زنگار گرفتگيها و كثافتهايى را كه به دست خود ما در محيط زندگى و در جان و دلمان پديد آمده است، مى‌شويد و فضا را مصفا و دلها را نورانى مى‌كند؛
 

 مَوْضِعِ النَّكالِ وَالنَّقِمَةِ وَاَعْظَمُ الْمُتَجَبِّرينَ فى مَوْضِعِ الْكِبْريآءِ
جاى شكنجه و انتقام و بزرگترين جبارانى در جاى بزرگى و

 وَالْعَظَمَةِ اَللّهُمَّ اَذِنْتَ لى فى دُعآئِكَ وَمَسْئَلَتِكَ فَاسْمَعْ يا سَميعُ
عظمت خدايا تو به من اجازه دادى در اين كه بخوانمت و از تو درخواست كنم پس اى خداى شنوا
 

 مِدْحَتى وَاَجِبْ يا رَحيمُ دَعْوَتى وَاَقِلْ يا غَفُورُ عَثْرَتى فَكَمْ يآ
مدح و ثنايم را بشنو و پاسخ ده اى مهربان خواسته ام را و ناديده گير اى آمرزنده لغزشم را اى
         فرازهای از دعای افتتاح

 
 

 

سال 1362 - افتتاحیه رادیو قرآن

 
 

 
 

نسیم رمضان وزیدن گرفت و امروز نماز به امامت او طراوات بهار را دو چندان کرده است .
دراین مراسم حجت الاسلام و المسلمین فلاح زاده به بیان برخی مسائل و احکام پرداخته که ما به ارائه برخی ازاین مطالب می پردازیم .
وی با تاکید بر لزوم افزایش آشنایی اشخاص نسبت به زندگی پیامبر (ص) افزود: در سال پیامبر اعظم (ص)، حضرت رسول اکرم (ص) را باید بیش از پیش اسوه خود قرار دهیم .
فلاح زاده به نقل از شیخ مفید گفت :از اهل بیت پیامبر (علیهم السلام )نقل شده است که سحری مستحب است و بهترین سحری ، سحری پیامبر (ص) که از خرما و یا یک نوع غذای ساده باعنوان سویق تشکیل شده است .

 

     
 

انسان هرچه از مال دنيا گير بياورد و از مقام دنيا به هر جا برسد، به آن اندازه او را خشنود نمى‌كند كه احساس كند كارش در خطّ رضاى الهى است. اين مقامات و اين جاه و جلال دنيوى، از دور شيرين و زيباست؛ اما وقتى انسان نزديك مى‌شود، مى‌بيند نه، بى‌مزه است؛ طعم اُنس با خدا بسيار بالاتر از اينهاست؛ طعم احساس رضايت از اين‌كه دارد براى خدا كارى انجام مى‌دهد، بسيار بالاتر از اين حرفها است. به نظر من اين يك دستورالعمل اسلامى و الهى براى همه‌ى ماست.
بيانات در ديدار گروه كثيرى از علما و روحانيون اراك 25/08/1379

 
 
     
 

با قرآن بايد مثل آينه مواجه شد؛ پاكيزه، براق و بى‌زنگار؛ تا قرآن در دل ما منعكس شود. قرآن بايد در جان ما انعكاس پيدا كند؛ اين هميشه و براى همه نيست؛ براى كسانى است كه دلشان را با صفاى باطن و نفس پاكيزه كنند؛ با ايمان، با باور و با قبول با قرآن مواجه شوند؛ والّا كسانى‌كه دل معاند دارند، بناى برنشنيدن و نفهميدن دارند، نواى قرآن، كلام قرآن و پيام قرآن در دل آنها اثرى نمى‌كند؛ «ولو انّنا نزّلنا اليهم الملائكة و كلّمهم الموتى و حشرنا عليهم كلّ شى‌ء قبلا ما كانوا ليؤمنوا الّا أن يشاء اللَّه»؛ اگر براى برخى افراد زمين را به آسمان بدوزى، اين دلِ ناباور و زنگار گرفته، نزديك نمى‌شود و ايمان نمى‌آورد. لذا قرآن را هم مى‌خواند، اما به قرآن نزديك نمى‌شود.
بيانات در ديدار قاريان قرآن كريم 14/07/1384

 
 
     
 

.......حديث صحيح معتبر از پيغمبر اكرم (صلّى‌اللَّه‌عليه‌واله‌وسلّم) اين است: «الصّوم جنّة من النّار»؛ روزه، سپر آتش است. از طرق اهل سنت هم همين مضمون با الفاظ مختلف نقل شده است؛ از جمله اين لفظ: «الصّيام جنّة العبد المؤمن يوم القيامة كما يقى احدكم سلاحه فى الدّنيا»؛ همچنان‌كه شما در دنيا با سلاح و وسيله‌ى دفاعىِ خودتان از خود دفاع مى‌كنيد، در آخرت هم به‌وسيله‌ى روزه از خودتان در مقابل تعرض آتش دوزخ دفاع مى‌كنيد.
خصوصيت روزه چيست كه تعبير «جنّة من النّار» درباره‌ى آن بيان شده است؟ خصوصيت روزه عبارت است از كفّ نفس. روزه، مظهر كفّ نفس است؛ «و نهى النّفس عن الهوى». مظهر صبر در مقابل گناه و غلبه‌ى مشتهيات، روزه است. لذا در روايات، ذيل آيه‌ى شريفه‌ى «واستعينوا بالصّبر و الصّلاة» صبر را به روزه تعبير كرده‌اند. روزه، مظهر گذشت از خواسته‌هاست. اگرچه زمانِ روزه محدود است - چند ساعت در روز، آن هم چند روز در سال - ليكن به صورت نمادين، يك حركت اساسى براى انسان است. چرا؟ چون هواهاى نفسانى و هوسها و مشتهيات و خواستهاى نفس، همان مسيرى است كه انسان را به گناه مى‌رساند. اين‌طور نيست كه مشتهيات نفسانى با گناه ملازم و از يكديگر اجتناب‌ناپذير باشند؛ نه، بعضى از مشتهيات نفسانى هم حلال است. اما اين‌كه انسان دهنه‌ى نفس را بردارد، نفس خود را بى‌مهار و بى‌دهنه رها كند و اسير مشتهيات آن شود، همان چيزى است كه اميرالمؤمنين (عليه‌الصّلاةوالسّلام) در نهج‌البلاغه فرمودند: «حمل عليها اهلها»؛ او را روى اسب سركشى انداخته‌اند كه دهنه‌ى آن دست اين شخص نيست و اسب سركش هم او را مى‌برد به پرتگاه پرتاب مى‌كند. هواى نفسانى انسان را به سمت گناهان مى‌كِشد.
گناهان، صورت مُلكى عذاب الهى هستند؛ صورت دنيايىِ عذاب الهى هم همين گناهانند. اين‌كه در آيه‌ى شريفه مى‌فرمايد: «انّ الّذين يأكلون اموال اليتامى ظلما انّما يأكلون فى بطونهم نارا» معنايش همين است؛ يعنى شما وقتى كسى را كه مال يتيم مى‌خورد، نگاه مى‌كنيد، ظاهر قضيه اين است كه مالى را بلعيد و حرامى به كيسه‌ى خود زد؛ اما باطن قضيه اين است كه او دارد در درونِ خودش آتش تعبيه مى‌كند؛ اين همان آتش جهنم است. كسى كه لذت حرامى را در اين‌جا آزمايش مى‌كند، اين لذت، صورت ظاهر قضيه است؛ باطن قضيه در آن حيات واقعى آشكار مى‌شود؛ آن جايى كه پرده‌هاى اوهام از جلوى چشم انسان فرو مى‌افتد و حقايق در مقابل او آشكار مى‌شود؛ «هنالك تبلو كل نفس ما اسلفت». آن روز همين لذتِ اين‌جايى و دنيايى عبارت است از يك عذاب و شكنجه‌ى دوزخى. آن روز، روزى است كه واقعيات و حقايق، خود را آشكار مى‌كنند - «هنالك تبلو كل نفس ما اسلفت» - و آنچه را كه انسان انجام داده است، حقايق و بطون و ملكات آن در آن‌جا آشكار مى‌شود. روح ما، ملكات ما و حقايق وجودى ما هم در آن‌جا خودش را نشان مى‌دهد. مولوى مى‌گويد:
اى دريده پوستين يوسفان گرگ برخيزى از اين خواب گران پنجه‌ى درنده‌يى كه يوسف‌ها را در اين‌جا مى‌درد و انسانهاى مظلوم را زير پا له مى‌كند، باطنش گرگ است؛ انسان نيست. اين باطن در آن‌جا خودش را نشان مى‌دهد و ظاهر مى‌شود. ما نبايد قيامت را فراموش كنيم؛ قيامت واقعه‌ى عظيمى است. ما بايد هميشه ياد قيامت را در ذهن خود داشته باشيم و از قيامت بترسيم.
بيانات در ديدار مسؤولان نظام 06/08/1383

 
 

آرشیو

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29