
یکی از اولین بیعتها با امام شهید، از سوی جمعى از اعضاى جنبش حزبالله لبنان در هجدهم خرداد ۱۳۶۸ بود. آیتالله خامنهای ضمن تسلیت متقابل به آنها فرمود: «شما کسانى هستید که یکى از آرزوهاى بزرگ امام را به سمت تحقّق و عمل پیش بردید، آن ... محو و نابودى اسرائیل است.»(۱)
این اشاره به یکی از وجوه برجسته اندیشه سیاسی حضرت امام خمینی رحمهالله بود که از دهههای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی برجسته بود. در زمانی که بسیاری از دولتهای منطقه، اسرائیل را صرفاً یک مسئله مرزی یا اختلافی میان اعراب و یهودیان میدانستند، امام خمینی تصویری عمیقتر و فراگیرتر از این پدیده ارائه میکرد.
از نگاه ایشان، اسرائیل تنها یک دولت یا یک بازیگر منطقهای نبود؛ بلکه بخشی از یک منظومه قدرت بود که با تکیه بر حمایت آمریکا و قدرتهای بزرگ، در پی نفوذ سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و هویتی در جهان اسلام عمل میکرد.
بخش «درس و عبرت تاریخ» رسانه KHAMENEI.IR در این نوشتار با تکیه بر اسناد، به بررسی برخی از مواضع حضرت امام خمینی رحمهالله در مورد رژیم صهیونیستی میپردازد.

مرور سخنان امام از سال ۱۳۴۲ تا سالهای پس از انقلاب نشان میدهد که تحلیل ایشان از اسرائیل محدود به تحولات روز نبود، بلکه بر یک جهانبینی منسجم استوار بود؛ جهانبینیای که مسئله فلسطین را به استقلال ملّتها، وحدت مسلمانان، مقابله با سلطه خارجی و نقش آمریکا در معادلات منطقه پیوند میزد.
شاید به همین دلیل است که بسیاری از هشدارها و پیشبینیهای او درباره پیوند راهبردی آمریکا و اسرائیل، ناکارآمدی نهادهای بینالمللی در برابر این رژیم و ضرورت نقشآفرینی ملّتها، پس از گذشت دههها همچنان تازگی خود را حفظ کرده و در تحولات امروز منطقه قابل مشاهده است.
آنها نمیخواهند
«اسرائیل نمیخواهد در این مملکت دانشمند باشد؛ اسرائیل نمیخواهد در این مملکت قرآن باشد؛ اسرائیل نمیخواهد در این مملکت علمای دین باشند؛ اسرائیل نمیخواهد در این مملکت احکام اسلام باشد. اسرائیل به دست عمال سیاه خود، مدرسه
(۲) را کوبید. ما را میکوبند؛ شما ملّت را میکوبند. میخواهد اقتصاد شما را قبضه کند؛ میخواهد زراعت و تجارت شما را از بین ببرد؛ میخواهد در این مملکت، دارای ثروتی نباشد، ثروتها را تصاحب کند به دست عمال خود.» اینها بخشهایی از صحبتهای حضرت امام خمینی
رحمهالله در مورد اسرائیل، در روز ۱۳ خرداد ۱۳۴۲ همزمان با ۱۰ محرّم (روز عاشورای) سال ۱۳۸۳ قمری در مدرسه فیضیه قم است. این نگاه امام سالها پیش از پیروزی نهضت و انقلاب اسلامی است.
امام در این سخنرانی که بعد از حمله حکومت پهلوی در فروردین ماه به مدرسه فیضیه، ایراد شده است به موضوع اسرائیل از ابعاد مختلف میپردازند و در اعتراض به این حمله صحبت میکند: «[اسرائیل میگوید] قرآن سد راه است، باید شکسته شود؛ روحانیت سد راه است، باید شکسته شود؛ مدرسه فیضیه سد راه است، باید خراب شود؛ طلاب علوم دینیه ممکن است بعدها سد راه بشوند، باید از پشت بام بیفتند، باید سر و دست آنها شکسته شود برای اینکه اسرائیل به منافع خودش برسد؛ دولت ما به تبعیت اسرائیل به ما اهانت میکند.
(۳)
ایشان در همان سخنرانی حتی شاه را نصیحت میکند: «و الله، اسرائیل به درد تو نمیخورد، قرآن به درد تو میخورد. امروز به من اطلاع دادند که بعضی از اهل منبر را بردهاند در سازمان امنیت و گفتهاند شما سه چیز را کار نداشته باشید، دیگر هر چه میخواهید بگویید، یکی شاه را کار نداشته باشید؛ یکی هم اسرائیل را کار نداشته باشید؛ یکی هم نگویید دین در خطر است. این سه تا امر را کار نداشته باشید، هر چه میخواهید بگویید. خوب، اگر این سه تا امر را ما کنار بگذاریم، دیگر چه بگوییم؟! ما هر چه گرفتاری داریم از این سه تاست تمام گرفتاری ما.»
(۴)
دعوت برای اعتصاب
نگاه امام در سالهای بعد و نزدیک به پیروزی انقلاب هم تغییری نمیکند. تا اندازهای که معتقد به قطع شریانهای حیاتی اسرائیل است: «این ششصد هزار بشکهای که خارج میشود، آنطور گفته شده است که اینها به اسرائیل فرستاده میشود.
(۵) یک مقدار از اینها اعتصاب
(۶) نکردند و ششصد هزار بشکه در مقابل ده میلیونی -که پیشتر میگویند- یا نه میلیونی که خارج میشده، این خارج میشود. آنها را بازی دادند به اینکه این برای اداره خود مملکت است! این برای خودمان است! آن بیچارهها هم مشغول شدهاند. حالا معلوم شده است -از قراری که میگویند- معلوم شده است که این به اسرائیل میرود. اگر ما بگوییم که جایز نیست بر این مردمی که اعتصاب دیگران را به آن اعتنا نکردند، و گول خوردند از دولت به اینکه نفت را برای داخله میخواهیم، اگر اینها فهمیدند که این نفت را برای اسرائیل -دشمن قرآن و اسلام- میخواهند حرام است که اینها اعتصاب نکنند. پیش خدا مواخذند، پیش ملّت مواخذند اینها. تمامشان باید اعتصاب کنند تا یک قطره نفت بیرون نیاید. ملّت ایران حاضر است که سرما بخورد و نفتش را اسرائیل نبرد که دارد اسلام را به هم میزند، دارد مسلمین را این قدر میکشد، آمریکا نَبرد که همه جنایاتی که ما داریم از دست آمریکا هست؛ دیگران هم نبرند. من حالا دارم پیام میدهم به کارکنهای شرکت نفت که بر شما واجب شرعی است، واجب الهی است، به اینکه اعتصابتان را عام کنید، عمومی کنید و نگذارید نفت خارج بشود.
(۷)
تبلیغ برای قدرت پوشالی
این موضوع در همه سالهای بعد نه تنها تغییر نکرد، بلکه تقویت شد. حضرت امام در ۲۶ آذر ۱۳۶۰ و در جمع فرمانده و رؤسای ستاد و سیاسی ایدئولوژیک، فارغ التحصیلان دانشکده افسری ژاندارمری، پرسنل قضایی دادستانی کل انقلاب و رزمندگان عازم جبهههای نبرد اینبار ملّتها را برای قیام علیه این رژیم فرا میخوانند: «ملّتها اگر نشستهاند که این دولتها برای آنها جلو اسرائیل را بگیرند و جلو قدرتهای دیگری که اینها را میخواهند به ذلت بکشند و ذخایر آنها را ببرند، این توقع بیجایی است. شما ببینید که بین خود اعراب با این طرحها اختلاف انداختهاند. بین حکومت اسلامی ما میخواهند با یک تبلیغاتی اختلاف بیندازند؛ تبلیغ به اینکه اسلحه از اسرائیل میخرند، تبلیغ به اینکه تروربازی
ها را اینها دارند درمیآورند و در بحرین چه کردند. اینها همه نقشههایی است که برای مسلمین کشیدهاند و راه اختلاف را هر روز بیشتر باز میکنند و شکاف بین حکومتها را هم هر روز زیادتر میکنند و نتایجی که باید بگیرند شروع کردند. قضیه ضمیمه شدن بلندیهای جولان به خاک غاصب اسرائیل، این ابتدای قضیه است و اسرائیل با پشتیبانی آمریکا اعتنا به سازمانهای دست نشانده آمریکا ندارد، هر چه میخواهند مخالفت کنند، او کار خودش را انجام میدهد.»
ایشان در بخش دیگری از این سخنان مسلمانان را مخاطب قرار داده و میفرمایند: «مسلمانها ننشینند که حکومتهاشان برایشان عمل بکنند و اسلام را از دست صهیونیسم نجات بدهند. ننشینند که سازمانهای بین المللی برای آنها کار بکند. ملّتها خودشان باید قیام کنند در مقابل اسرائیل. ملّتها باید خودشان قیام کنند و حکومتهای خودشان را وادار کنند که در مقابل اسرائیل بایستند و اکتفا نکنند به محکوم کردن. همانهایی که با اسرائیل عقد اخوت هم دارند، آنها هم محکوم میکنند اسرائیل را، لکن یک محکومیتی که با صورت جدی و به حسب واقع شوخی است.»
ایشان در ادامه یک پیشبینی درست و دقیق دارند که این روزها بعد از نزدیک به پنج دهه روشن شده است: «اگر مسلمین نشستند که آمریکا برای آنها کار بکند یا دستنشاندههای آمریکا برای آنها کار بکند، این قافله تا ابد لنگ خواهد بود.»
(۸)
وای به حال اسلام
ایشان در ۲۱ بهمن ۱۳۶۰ و در روزهای نزدیک به سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در جمع میهمانان خارجی شرکتکننده در جشنهای پیروزی انقلاب، دانشجویان خارجی شرکتکننده در اولین مجمع بینالمللی «حرکت اسلامی دانشجویی» و حافظان و قاریان قرآن شرکتکنندگان بینالمللی حفظ و قرائت قرآن مجید، موضوع اسرائیل را در پهنه دنیای اسلام تبیین میکنند: «اگر از افغانستان اطلاع ندارید، علمای افغانستان و بسیاری از محترمین افغانستان اینجا هستند، در ایران هستند از آنها سؤال کنید که به افغانستان چه میگذرد. ای مسلمین! به داد اسلام برسید. ابرقدرتها با اسلام مخالفند، ابرقدرتها اسلام را نمیخواهند باشد برای اینکه مشاهده میکنند که در زیر پرچم اسلام اگر یک میلیارد جمعیت مجتمع بشوند، برای آنها در دنیا زندگی کردن دیگر مشکل میشود و دست جنایتکار همه آنها قطع میشود. چه شده است مسلمین را و چه شده است سران مسلمین را که همه حیثیت و آبروی خودشان را نثار آمریکا کردهاند؟»
(۹)
سر و ته یک کرباس
ایشان در ادامه به ارتباط عمیق بین آمریکا و اسرائیل اشاره میکنند: «آمریکا در مقابل این تقدیم از اسرائیل طرفداری میکند و میگوید که اسرائیل را ما به اینها نمیفروشیم؟ چه شده است مسلمین را؟ چرا باید مسلمین اینطور باشند؟ چرا باید دستگاههای تبلیغات مسلمین بر ضد یک دسته از مسلمین که میخواهند خودشان را نجات بدهند از سلطههای خارجی و از دزدهای بین المللی، این تبلیغات به ضد همین طایفه هستند؟ چه شده است که جبههبندی میکنند در مقابل ایران؟ مگر ایران چه کرده است؟ چه شده است که بعض از روحانیون درباری، ایران را تکفیر میکنند؟ قرآن تصریح میکند که اگر کسی ادعای اسلام کرد، او را مسلم بدانید، از او قبول کنید، او را رد نکنید. اینها از اسلام چه خبر دارند؟ ما فریاد میکنیم که ما مسلم هستیم، و میخواهیم قرآن کریم و دستورات رسول اکرم را در این کشور پیاده کنیم.»
ضرورت وحدت دنیای اسلام
امام
رحمهالله در ادامه به عقبه رابطه ایران، اسرائیل و آمریکا اشاره میکنند: «ما بیشتر از بیست سال مخالفت خودمان را با اسرائیل و با آمریکا اعلام کردهایم و باز این نویسندگان مجلات، روزنامهها و این گویندگان رادیوها ما را متهم میکنند که با اسرائیل دوستی داریم. ما با اسرائیل دوستی داریم یا آنهایی که میبینند و مشاهده میکنند که اسرائیل با مسلمین دارد چه میکند؟»
در بین مخاطبان این جلسه که خانوادههای شهدای لبنان هم هستند، روشنگریهای امام در مورد لبنان و سوریه خواندنی است: «اسرائیل لبنان را به چه حالت کشانده است؟ و اسرائیل با سوریه چه دارد میکند؟ بلندیهای جولان را به کشور خودش متصل کرده است و آمالش بیشتر از اینهاست، لکن شما میگویید که ما او را میخواهیم [به رسمیت] بشناسیم. ما دوستی داریم با او که بیش از بیست سال است فریاد کردهایم این غده سرطانی را اجتماع کنید و از بین مسلمین بیرون کنید، بیت المقدس را از او بگیرید، کشورهای اسلامی را از این غده سرطانی آزاد کنید یا شما که اسرائیل را میخواهید با حیلههایی [به رسمیت] بشناسید و یک کشور در مقابل اسلام و هوادار یک همچو کشوری باشید که ظلمش بر همه جهانیان واضح است؟ و شما جرأت دارید در مقابل خدا ایستادهاید و دشمن خدا و دشمن سرسخت مسلمین را میخواهید سلطه به او بدهید و میخواهید آرامش به او بدهید و میخواهید بشناسید؟ شما اسرائیل را بشناسید، او شما را نمیشناسد. و شما ایستادید و نشستید تا اسرائیل بر همه شما -خدای نخواسته- حکومت کند.»
(۱۰)
این تذکرات در پیام حج رنگ و بوی جدی تری میگیرد: «ما میگوییم آقا! جمیع ممالک اسلامی صف کشیدند یک طرف مقابل کفر و اسرائیل، شما و دولت ترکیه هم یک طرف ایستادهاید با اسرائیل موافق. ما میگوییم صلاح نیست این کار. آقا این قدر با عواطف ملل مخالفت نکنید، و الله مضر است. تمام مسلمین یک طرف، مملکت ایران هم یک طرف؛ آن وقت ملّت ایران آلوده میشود؛ آن وقت برادرهای سنی ما خیال میکنند که شیعهها یهودیپرستند.»
طرح ایجاد اختلاف بین مذاهب
امام در شهریور سال ۱۳۶۰ در پیامی به مسلمین جهان و زائران بیتالله به یک موضوع مهم و بنیادین اشاره میکنند: «طرح اختلاف بین مذاهب اسلامی از جنایاتی است که به دست قدرتمندان که از اختلاف بین مسلمانان سود میبرند و عمال از خدا بیخبر آنان از آن جمله وعاظ السلاطین
(۱۱) که از سلاطین جور، سیاهرویترند، ریخته شده و هر روز بر آن دامنمیزنند و گریبان چاک میکنند و در هر مقطع به امید آنکه اساس وحدت بین مسلمین را از پایه ویران نمایند، طرحی برای ایجاد اختلاف عرضه میدارند. و اخیراً در بوقهای تبلیغاتی تهمت مفتضحانه رابطه ایران با اسرائیل و خریداری اسلحه را پیش کشیدهاند به امید آنکه اعراب را از ایران جدا کنند و بین مسلمانان دشمنی ایجاد نموده راه را برای ابرقدرتها باز و سلطه آنان را هر چه بیشتر افزایش دهند، لیکن چه شخص مطلعی است که نداند ایران دشمن سرسخت اسرائیل بوده و هست و نداند که یکی از موارد اختلاف ما با شاه مخلوع، روابط دوستانه او با اسرائیل بود. و چه کسی است که نداند ما بیشتر از بیست سال است که در خطابهها و اعلامیهها اسرائیل را همردیف آمریکا در ستمگری و دنباله او در تجاوز و غارتگری محکوم کردیم. و کیست که نداند در طول انقلاب اسلامی و در شور تظاهرات میلیونی، ملّت مسلمان ایران، اسرائیل را در ردیف آمریکا دشمن خود خواند و نفت را بر روی آنان بست و خشم و نفرت خود را نثار هر دو کرد.»
رمزگشایی از یک ارتباط نامرئی
امام در پیام خود به وحدت دنیای اسلام و اهمیت آن اشاره میکند: «تعجب که این نغمه مشئوم
(۱۲) از گلوی آمریکا مادر نامشروع اسرائیل و صدام، برادر کوچک بگین سرداده شد و بوقهای تبلیغاتی آنان، خصوصاً آمریکا به طور وسیعی در پخش آن کوشیدند، چه! که آن ضربه که این دو از اسلام واقعی خوردهاند، دیگران نخوردهاند، و آن نگرانی که آنان از وحدت برادران مسلمان عرب با ایران دارند، دیگران ندارند. آمریکا نگران منافع خود در منطقه است و صدام نگران سقوط و ننگ ابدی برای خویش است. باید مسلمانان و خصوصاً برادران عرب ما بدانند که مسئله، اسرائیل و ایران نیست، مسئله اصلی برای جهانخواران شرق و غرب، اسلام است که میتواند مسلمانان جهان را تحت پرچم پر افتخار توحید مجتمع و دست جنایتکاران را از کشورهای اسلامی و از سلطه بر مستضعفان جهان کوتاه و مکتب ارزشمند و مترقی الهی را بر جهان عرضه نماید.»
در همین راستای توصیه مهمی به دنیای عرب میکنند: «جهان عرب باید بداند امروز ضربهای که صدام و سادات به آنها زدهاند چنان وحشتناک است که تنها با اتحادشان میتوانند جبران نمایند. امروز سادات با دستگیری وسیع برادران مسلمانمان در مصر خدمت خود را به اسرائیل به اتمام رسانده است. اتحاد او با آمریکا و اسرائیل آبروی ملّت عرب را ریخته است. اتحاد با اسرائیلی که این روزها علاوه بر جنایاتش در منطقه، دست به جنایت بزرگ دیگری زده است و آن حفاری در مسجد اقصی قبله اول مسلمین است که با سست شدن پایههای این مسجد خدای ناکرده قبله اول مسلمین خراب خواهد شد و اسرائیل به آرزوی پست خود خواهد رسید.
آشتیناپذیر
در بخش دیگری از پیام حج، امام آینده رابط ایران و آمریکا را روشن میکنند: «جهان باید بداند که ایران راه خود را پیدا کرده است و تا قطع منافع آمریکای جهانخوار، این دشمن کینهتوز مستضعفین جهان، با آن مبارزهای آشتی ناپذیر دارد، و حوادث ایران نه تنها ما را برای لحظهای عقب نخواهد نشاند، که ملّت ما را در نابودی منافع آن مصممتر خواهد کرد. ما مبارزه سخت و بیامان خود را علیه آمریکا شروع کردهایم و امیدواریم فرزندانمان با آزادی از زیر یوغ ستمکاران، پرچم توحید را در جهان بیفرازند ما یقین داریم اگر دقیقاً به وظیفهمان که مبارزه با آمریکای جنایتکار است ادامه دهیم، فرزندانمان شهد پیروزی را خواهند چشید.»
(۱۳)
یک طرح آمریکایی-عربی
ایشان در دیدار مسئولین بنیاد شهید در ۲۵ آبان ۱۳۶۰ به طرح صلح فهد
(۱۴) اشاره میکنند: «در مسائل منطقه، مهمترین چیزی که الان مورد صحبت است، این طرحهایی است که به دست آمریکا و صهیونیست و بعض نوکرهای آنها ریخته شده است و این طرحهایی است که دولتهای اسلامی میخواهند، دولتهای عرب میخواهند این طرح را طرح بکنند و تحمیل بکنند بر همه. این طرح هیچ نقطه مثبت ندارد.»
ایشان که در جمع مجروحان و معلولان بیمارستانهای امام خمینی و شهید مصطفی خمینی سخنرانی میکردند با اشاره به شهدای انقلاب و جنگ تحمیلی به عمق نگاه اسلامی در منطقه اشاره میکنند: «کشور ما، ملّت ما که این همه شهدا داده است و این همه معلولینی که الان بسیاریشان در اینجا هستند- و خداوند آنها را شفا بدهد- تقدیم کرده است، برای اسلام است و ما اسلام را منحصر به ایران نمیدانیم. اسلام، همه جا اسلام است. مصر هم همین اسلام است و سودان هم همین اسلام است و عراق هم همین اسلام است و حجاز همین اسلام است و سوریه و سایر جاها [هم همین.] ما نمیتوانیم حساب خودمان را از حساب سایر مسلمین جدا کنیم. ما با این همه خسارتی که بر ما وارد شده است و این همه شهید که دادیم و معلول که دادیم و آواره که پیدا کردیم، همه اینها برای اسلام بوده. ایران هم از باب اینکه یک کشور اسلامی است، ما این زحمات را برایش کشیدیم.»
ایشان در ادامه به پیوند بین ایران و اسلام و کشورهای عربی اشاره میکنند: «ما نمیتوانیم که اعراب را و مقدرات اعراب را از خودمان جدا بدانیم، مقدرات سایر کشورها را از خودمان جدا بدانیم. همه جا اسلام است و همه مسلمین -که ما هم [از] جمله آنها هستیم- موظفیم که اسلام را در هر جا حفظ کنیم. ما مکلف هستیم که آن مقداری که میتوانیم، هدایت کنیم این کشورهای اسلامی را که امروز در فکر این طرح بسیار بسیار مضر هستند و میخواهند آن طرح را تصویب کنند. ما باید به ملّتهای مسلمین و اسلام و به کشورهای اسلامی تذکر بدهیم. من اعلام خطر میکنم برای این مسئله و برای اسلام به واسطه این طرح!»
ایشان مشخصات به یکی از بندهای این طرح اشاره میکنند: «معنای اینکه «تأمین داده بشود به اسرائیل» این است که این اسرائیلی که سالهای طولانی است زمینهای مسلمین را غصب کردهاند و کشتار دسته جمعی در فلسطین و در لبنان و در جاهای دیگر ایجاد کردهاند، مسلمین را بیخانمان کردهاند و اعراض و نفوس مسلمین را در خطر، معرض خطر قرار دادهاند و دستخوش مقاصد فاسدشان کردهاند، حالا همه مسلمانها این را تأمینش بدهند! یعنی اینکه اگر یک کسی خواست تعرض بکند به این غاصب، به این دولتی که دولت غاصب جانی است، همه مسلمانها و همه دولتهای منطقه موظفند که با او مخالفت کنند برای حفظ اسرائیل! اسرائیلی که خون مسلمین را مکیده است و فلسطین را و قدس را آن طور کرده است و لبنان را به آن صورت درآورده است و مسلمین را قتل و غارت کرده است، حالا همه موظفیم که برای خاطر اینکه یک دستمزدی به او بدهیم، همه حافظ او باشیم! همه تأمین کنیم او را! آن کسی [را] که از اول که وارد شده است در قدس و فلسطین، همه کارهایش غاصبانه بوده است، حالا ما به رسمیت بشناسیم! یعنی مملکتهای عرب، این رژیم فاسد، فاسق، کافر را به رسمیت بشناسند! دستمزد بدهند به اسرائیل بعد از آن همه جنایات! اگر نقطه مثبتی که بعضیها میگویند، این است که یکی از مواد این است که اسرائیل خارج بشود تا جنگ کذا، تا آن حدودی که در جنگ کذاست، این از نقاط منفی این است. این معنایش این است که اسرائیل این همه جاها را که گرفته است مالِ خودش؛ حالا یک چند جا را رها کند! مثل این است که ما بیاییم با عراق مصالحه کنیم که خوزستان یک مقدارش مال ما، یک مقداریاش مال شما!»
ملّتها بهجای دولتها
امام در بخش دیگری از صحبتهای خود در ۲۵ آبان به نقش مهم ملّتها در تفاوت با دولتها اشاره میکنند: «بیدار باشند ملّتها و بیدار کنند دولتها را و مخالفت کنند با این طرح کافر فاجر! این طرح را که میخواهند بریزند، آمریکا چنگ و دندان نشان داده؛ برای اینکه تسلیم کند اینها را. کماندوهای خودش را پیاده کرده است در منطقه و لشکرهای خودش را در منطقه پیاده کرده است. مانورها را، نمایشگرها را آورده است نمایش بدهند؛ بترسانند اهل منطقه را. اگر دولتها بترسند، ملّتها زنده باشند و نترسند.»
امام به پشت پرده این طرح اشاره میکنند و روشنگرانه میگویند: «این یک قدم بلندی است که به دستور آمریکا این قدم بلند برداشته شده است برای ذلت عرب و ذلت مسلمین. ننگ بر آن اعرابی که برای خاطر سلطه کمی که به کشوری پیدا کنند و برای خاطر استفادههایی که پیدا کنند تن به یک همچو ذلتی بدهند! و ننگ بر همه ما چنانچه ساکت بنشینیم!
و چنانچه دولتها هم، دولتهای بیتوجه به مسائل یا متعمد در اینکه خیانت به اسلام بکنند و به ملّت عرب بکنند و به مسلمین بکنند، این طرح را بگذرانند، هیچ ارزشی ندارد؛ برای اینکه ملّتها با این مخالفند. هیچ ملّتی از ملّتهای اسلامی نیست که موافق با این باشد که نوکر اسرائیل باشد و ذلیل اسرائیل و ذلیل آمریکا باشد. اگر فرضاً هم این دولتها بگذرانند این را، ارزش یک پشیز ندارد این گذراندنها، و مسلمانها و ملّتها با این مخالفند.»
(۱۵)
ماجرای فاس
امام در ۲۸ شهریور ۱۳۶۱ در جمع وزرای آموزش و پرورش و آموزش عالی به کنفرانس فاس
(۱۶) و موضوعات آن اشاره میکنند: «راجع به، یک کلمه من صحبت میکنم که آیا این بندی که، بند هفتم که ادعا میشود، بعضی از آنها ادعا میکنند که اسرائیل به رسمیت شناخته نشده است، آیا شناخته نشده است؟ یا فقط شناخته شده است، یا شناخته شده با یک امر زاید؟ وقتی که کشورهای اسلامی مینشینند با هم و از شورای امنیت میخواهند که بیاید و امنیت را در همه کشورهای منطقه، امنیت را در اینجاها تأمین بکند، اسرائیل از کشورهای منطقه نیست؟ هست؟ اگر هست، استثنا شد در این کنفرانس فاس یا استثنا نشد؟ خوب استثنا که نشده، از کشورهای منطقه هم هست.»
امام به تأمین وضعیت امنیت اسرائیل در کنفرانس فاس اشاره و آن را با کشورهای اسلامی مقایسه میکنند: «وقتی شما همه گفتید که باید اسرائیل همان طوری که حجاز، همان طوری که لبنان، همان طوری که جاهای دیگر تأمین بشود و امنیت باشد، به طوری که اگر یکیشان بخواهند به دیگری تعدی بکنند، شورای امنیت جلویشان را بگیرد، این معنایش این است که اگر یکی بخواهد به این اسرائیل صدمهای بزند، یکی بخواهد علیه او کاری بکند، شورای امنیت باید به حکم همه این آقایانی که در فاس جمع شدند، باید جلویش را بگیرد.
این بیمه کردن اسرائیل است زاید بر شناسایی. شناسایی این است که خوب شما هم یکی از ممالک هستید و خودتان هم حکومت دارید و خودتان چه، این شناسایی! اما زاید بر شناسایی، بیمه کردند این اسرائیل را. و اسرائیل بعدش چه کرد؟ بعدش در مجلس اسرائیل گفته شد که اصل این طرح ارزش نظر ندارد. ارزش اینکه ما بخوانیم ندارد. دنبالش هم اسرائیل این جنایتی است که همین دو روز متکفل شده و الان هم هست. جنایتی که از قراری که بعضی از این آقایان گفتند، آمریکا گفته است قصابی [راه انداخته]. شما ببینید اگر آمریکا یک جایی را بگوید قصابی میکنند، اگر سردسته قصابها بگوید که قصابی میکنند، چه واقعهای در آنجا اتفاق افتاده. این ملّت مظلوم لبنان، بیروت و امثال آنها چه کردند و چه شده است؟»
(۱۷)
بخش ثابت پیامهای حج | نوید تشکیل جبهه مقاومت
پیام امام به حجاج بیتاللهالحرام هر سال بخش مشخصی در مورد اسرائیل داشت، اما در سال ۶۶ لحن جدی و محکمی داشت: «عجبا که هر روز از فاجعه خونبار غصب فلسطین بیشتر میگذرد، سکوت و سازش سران کشورهای اسلامی و طرح مماشات با اسرائیل غاصب بیشتر و حتی از تبلیغ و شعار رهایی بیت المقدس هم خبری به گوش نمیرسد و اگر دولت و مردم کشوری همانند ایران که خود نیز در حالت دفع تجاوز و جنگ و محاصره است، به پشتیبانی از مردم فلسطین برخاسته و فریاد میزند، او را محکوم میکنند و حتی از اینکه یک روز هم به نام قدس برگزار شود، وحشت نمودهاند.»
نکته قابل تأمل در پیام آن سال پیشبینی امام ادامه مسیر آنها در کشورگشایی در دنیای اسلام و تشکیل جبهه مقاومت در برابر رژیم غاصب است: «اینان تصور کردهاند که گذشت زمان، سیرت و صورت جنایتهای اسرائیل و صهیونیزم را دیگرگون ساخته است و گرگهای خونآشام صهیونیزم، از فکر تجاوز و غصب سرزمینهای از نیل تا فرات دست برداشتهاند. مسئولین محترم کشور ایران و مردم ما و ملّتهای اسلامی از مبارزه با این شجره خبیثه و ریشه کن کردن آن، دست نخواهند کشید و به یاری خداوند تعالی از قطرات پراکنده پیروان اسلام و توان معنوی امت محمد -صلیاللهعلیهوآلهوسلم- و امکانات کشورهای اسلامی باید استفاده کرد و با تشکیل هستههای مقاومت حزب الله در سراسر جهان اسرائیل را از گذشته جنایت بار خود پشیمان و سرزمینهای غصبشده مسلمانان را از چنگال آنان خارج کرد.»
(۱۸)
دریغ از غیرت عربی
این نگاه و مسیر حضرت امام
رحمهالله در مواجه با رژیم صهیونیستی همچنان مستمر بود و در آخرین سالهای عمر مبارک هم تغییری نکرد. امام در آخرین پیام خود که بعد از پذیرش قطعنامه جنگ تحمیلی منتشر شد باز هم به موضوع اسرائیل اشاره میکنند: «مسلمانان نمیدانند این درد را به کجا ببرند که آل سعود و «خادم الحرمین» به اسرائیل اطمینان میدهد که ما اسلحه خودمان را علیه شما به کار نمیبریم! و برای اثبات حرف خود با ایران قطع رابطه میکنند. واقعاً چقدر باید رابطه سران کشورهای اسلامی با صهیونیستها گرم و صمیمی شود تا در کنفرانس سران کشورهای اسلامی مبارزه صوری و ظاهری هم با اسرائیل از دستور کار آنان و جلسات آنان خارج شود. اگر اینها یک جُو غیرت و حمیت اسلامی و عربی داشتند، حاضر به یک چنین معامله کثیف سیاسی و خودفروشی و وطن فروشی نمیشدند. آیا این حرکات برای جهان اسلام شرمآور نیست؟ و تماشاچی شدن گناه و جرم نمیباشد؟ آیا از مسلمانان کسی نیست تا بپاخیزد و این همه ننگ و عار را تحمل نکند؟
راستی ما باید بنشینیم تا سران کشورهای اسلامی احساسات یک میلیارد مسلمان را نادیده بگیرند و صحه بر آن همه فجایع صهیونیستها بگذارند، و دوباره مصر و امثال آن را به صحنه بیاورند؟ حال، مسلمانان باور میکنند که زائران ایرانی برای اشغال خانه خدا و حرم پیامبر قیام کردهاند و میخواستند کعبه را دزدیده به قم ببرند! اگر مسلمانان جهان باور کردهاند که سران آنها دشمنان واقعی آمریکا و شوروی و اسرائیل هستند، تبلیغات آنان هم در مورد ما را باور میکنند.»
(۱۹)