
هر سال عید سعید غدیر، دیدارهای امام شهید با امت نمادی از بیعت با آرمانهای منبعث از غدیر بود. اما امسال بیعت با او رنگ دیگری دارد. امام شهید روزی در وصف بیعتکنندگان با امیرالمؤمنین علیهالسلام گفته بودند: «شاید اکثر آن کسانی هم که در ماجرای بیعت امیرالمؤمنین علیهالصّلاةوالسّلام، گرد آن بزرگوار را گرفتند و با او بیعت کردند و پاى فشردند و فداکاری نمودند، واقعهی غدیر و به طریق اولی ظهور اسلام و جنگهای امیرالمؤمنین را ندیده بودند.»۱۳۸۱/۱۰/۱۹ و امتی که این روزها به بیعت با آرمانهای سه امام انقلاب اسلامی در خیابان حاضرند نیز، اغلب انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ را ندیده بودند.
بخش «درس و عبرت تاریخ» رسانه KHAMENEI.IR به بهانهی تلاقی این عید سعید غدیرخم با نخستین بیعت امت با امام شهید در چهاردهم خرداد ۱۳۶۸، به بازخوانی جایگاه تاریخی بیعت در نگاه ایشان پرداخته است.

«إِنَّ الَّذِینَ یُبَایِعُونَکَ إِنَّمَا یُبَایِعُونَ اللَهَ یَدُ اللَهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ، امروز ملّت مسلمان یک بار دیگر با امام خود بیعت کرد. همچنانکه در این آیه خطاب به پیامبر بزرگ اسلام آمده است، ما به امام امت خطاب میکنیم ای امام بزرگوار، این مردمی که با شما بار دیگر بیعت کردند با خدای خود بیعت کردند. آن دستی که با پیامبر و با امام بیعت میکند، در حقیقت به خدا دست بیعت میدهد.»
(۱)
این آغاز خطبه دوم امام جمعهی شهید تهران در جمعه ۱۳ تیرماه ۱۳۵۹ بود، دقیقاً یک سال و نیم پس از پیروزی انقلاب اسلامی! آیتالله سیدعلی خامنهای
رضواناللهعلیه، به عنوان یکی از اعضای شورای انقلاب، به خوبی ارزش بیعت گسترده مردم را میدانستند. در این یک سال و نیم، نهادها و دستگاهها یکی پس از دیگری سامان گرفته بود. مجلس شورا تشکیل شده بود، رئیسجمهور منتخب بر مسند قدرت نشسته بود و به مرور همه چیز رنگ ثبات میگرفت، اما فرهنگی که انقلاب اسلامی را پشتیبانی کرده بود، هنوز بر ادارات مسلط نشده بود.
در روزهای قبل، امام خمینی
رحمهالله در چند مورد لب به اعتراض گشوده بودند و انقلابیون خواهان تحقق این مطالبات بودند. مثلاً چهارشنبه ۱۰ تیر ۱۳۵۹، شهید سید حسن شاهچراغی، نماینده دامغان پیرامون سخنان امام اظهار کرده بود: «در چند روز گذشته شاهد دو پیام حیاتبخش از امام: یکی در مورد افشای منافقان و یکی درباره تصفیه و پاکسازی ادارات از توطئهگران بودیم. متأسفانه تاکنون بعضی از مسئولان هیچ عکسالعمل صریحی نسبت به این دو جریان نداشته و بعضی سعی میکنند که بخصوص جریان تصفیه ادارات را ملوث کنند.» سپس متن بیانیهای را خواند که اکثریت قاطع نمایندگان آن را تأیید کردند و به مسئولین اجرایی هشدار میداد تا از هر نوع تسامح، کارشکنی و تحریف پیامهای امام خودداری کرده و موضع صریح و قاطع خود را در قبال دو جریان انحرافی جامعه یعنی ضد انقلاب منافق و محافظهکاران وفادار به گذشته روشن کنند.
نمایندگان تنها به بیانیه اکتفا نکرده بودند و در همین روز، اعتبارنامه نماینده منتخب کاشمر که مشخص شده بود عضو حزب رستاخیز بوده است، رد شد.
(۲)
همان روز جمعی از رؤسای آموزش و پرورش و اعضای انجمن اسلامی وزارت کشور به دیدار امام رفتند و مطالبات امام بار دیگر مطرح شد. موضوعی که از آن به «فرمان امام درباره تزکیه در کلیه سطوح وزارتخانهها و ادارات» یاد شد: «اگر آموزش و پرورش به نفع کشور و به نفع اسلام باشد، و انجمنهای اسلامی که در همه ادارات الآن هست و صحبتش هست، به نفع کشور و به نفع اسلام باشد، آثارش بعد از چند سال بر همه معلوم میشود.» بعد امام خطاب به مسئولین گفته بودند: «من با هیچ کدامتان عقد اخوت نبستم. و اگر عقد اخوت هم بسته بودم، خلاف میکردید، میگفتم. اصلاح بکنید خودتان را. هر یک از وزرا که در یک وزارتخانهای هستند آنجا را تصفیه کنند، هم از اشخاصی که منحرف هستند به حَسَب عقاید، و هم از اشخاصی که منحرف هستند به حَسَب عمل، و هم از اشخاصی که به انحراف میکشند جوانهای ما را در عمل و در عقاید.»
(۳)
همزمان با نمایندگان مجلس، علما نیز با اشاره به اینکه امام خمینی
رحمهالله «آغازگر حرکتی نوین و به اصطلاح انقلاب در انقلاب گردید»، از مردم خواستند «تا با راهپیمایی روز جمعه بار دیگر بیعت شکستناپذیر خود را با رهبر کبیر انقلاب تجدید نمایند.» تا با انقلاب اداری در برابر مواردی اقدام شود که «مهرههای سیا و ساواک و وابستههای بیگانگان شرقی و غربی همچنان در پستهای خود به توطئه و تحریک علیه ملّت مسلمان و مظلوم ایران مشغولند. گروهها با اسمها و شعارهای گوناگون و حتی زیر پوشش اسلام و خلق رویاروی امام و امت ایستاده و به کارشکنی و سنگاندازی در راه استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران اصرار دارند.»
(۴)
این فراخوان منجر به حضور میلیونی امت در نماز جمعه شد تا بیعتی دیگر با امام امت باشد و همین امر موجب اختصاص یک خطبه نماز، به موضوع آن از سوی آیتالله خامنهای
رضواناللهعلیه شد. جمله پایانی خطبه چنین بود: «در پاسخ به پیام امام، این بیعت عظیمی که شما امروز با امام مجدداً انجام دادید، این بیعت باید هم دستگاههای اجرایی و هم همه ملّت را متعهد و مسئول بدارد که در خط انقلاب و در خط حفظ روشهای انقلابی در جامعه هر چه بیشتر و بیشتر مقیّد شویم.»
(۵)
در راهپیمایی، شعارهای مردم در سراسر کشور، پیرامون انقلاب اداری، انحلال گروههای توطئهگر و حفظ شخصیت انسانی زنان متمرکز بود.
(۶)
برخی این راهپیمایی را در قالب معادلات حزبی تحلیل کردند. مثلاً پنجشنبه و جمعه، همزمان با اعتراضات مردمی و راهپیمایی گسترده که در میان آن، علیه گروههای توطئهگر شعار داده شده بود؛ رادیو آمریکا در تحلیلهای خود از چریکهای فدائی خلق و مجاهدین خلق حمایت کرده و خواستار آزادی سیاسی برای حضور آنان در مصادر قدرت بود.
(۷) اما ارزش این راهپیمایی، در بعد دیگری بود که در مبانی اسلامی ریشه داشت. موضوع «بیعت» که مقبولیت حاکم را در کنار بعد مشروعیت الهی او تکمیل میکرد.
این امر در نگاه امام شهید بسیار برجسته بود. به عنوان نمونه قریب یک سال پس از آن، در روزگاری که هنوز جنگ خیابانی منافقین آغاز نشده و ایشان نیز تنها مسند امامت جمعهی تهران و نمایندگی مجلس را بر عهده داشتند، در سخنرانی کنگره هزاره نهجالبلاغه درباره بیعت چنین تبیین کرده بودند: «نامههای فراوان علی علیهالسّلام [...] حکومت را و ولایت امر مردم را ناشی از یک ارزش معنوی میداند، اما فقط این ارزش معنوی هم کافی نیست برای اینکه انسان فعلاً و عملاً حاکم و والی باشد، بلکه مردم هم در اینجا سهمی دارند و آن بیعت است. [...] آن ارزشها آن وقتی میتواند فعلاً و عملاً کسی را به مقام ولایت امر برساند که مردم هم او را بپذیرند و قبول کنند، که این مسئله در باب نقش مردم در حکومت باز مورد توجه قرار میگیرد.»
۱۳۶۰/۲/۲۹
شهید آیتالله خامنهای
رضواناللهعلیه اصالت انتخابات را بر همین اصل بنیان نهاده بودند. در دوره ریاستجمهوری نیز مطالبات مردم و نظرات آنها در انتخابات را در چینش مدیران و اولویتدهی به امور لحاظ میکردند. چنانچه در ششمین سال ریاستجمهوری چنین گفته بودند: «در اسلام به نظر مردم اعتبار داده شده، رأی مردم در انتخاب حاکم و در کاری که حاکم انجام میدهد مورد قبول و پذیرش قرار گرفته. لذا شما میبینید که امیرالمؤمنین علیهالصّلاةوالسّلام با اینکه خود را از لحاظ واقع منسوب پیغمبر و صاحب حق واقعی برای زمامداری میداند، آن وقتی که کار به رأی مردم و انتخاب مردم میکشد، روی نظر مردم و رأی مردم تکیه میکند.» محصول این نظر آن است که «اگر یک زمامداری بود مردم با او بیعت نکردند، یعنی آن را قبول نکردند، آن زمامدار خانهنشین خواهد شد [...] فعلیت زمامداری و حکومت به بیعت مردم وابسته است.»
۱۳۶۶/۳/۲۲
بجز نمونههای مذکور، موارد بسیار دیگری نیز وجود دارد که نشان میدهد امام سیدعلی خامنهای
رضواناللهعلیه، در دوره زعامت امام خمینی
رحمهالله یکی از پیشگامان سازماندهی و اخذ بیعت امت با امام و ایجاد بسط ید برای اندیشه الهی او بود. اما دیری نپایید که امت، با خود او بیعت کردند.
نخستین بیعتها از همان مراسم وداع با امام خمینی در ۱۴ خردادماه آغاز شد. از شعارهای مردم در مصلی تا پیامهای گروهی و جمعی که با آگهی در روزنامه و نصب پارچه به بیعت با دومین امام انقلاب اسلامی تأکید داشت.
بجز این بیعتهای عمومی، در روزهای پس از ارتحال امام خمینی
رحمهالله تا مدتها گروههایی برای بیعت به دیدار ایشان میرفتند. تا چهلم امام خمینی
رحمهالله، بیش از پنجاه گروه به صورت حضوری با دومین رهبر انقلاب اسلامی اعلام میثاق کردند. ۱۶ خرداد نخستین بیعت در دیدار با هیئت وزیران بود. فردای آن روز گروه کثیری از فرماندهان و اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ارتش و کمیتههای انقلاب اسلامی برای بیعت آمدند. در روزهای بعد شرایط برای دیدار و بیعت گروههای مردمی فراهم شد که از شهرهای مختلف به صورت جمعی به دیدار میآمدند. بخش عمده اخبار آن روزها درباره رهبری، به اخبار بیعت اقشار و گروههای مختلف مربوط بود، اما در این میان، یک خبر متفاوت بود.
ایشان دهم تیرماه، در نامهای به آیتالله مشکینی خواستار حذف طرح «حق انحلال مجلس برای مقام رهبری» از دستور کار شورای بازنگری قانون اساسی شدند.
(۸) اگرچه در بسیاری از نظامهای مردمسالار دنیا، وجود ساز و کاری برای انحلال مجلس و اعاده انتخابات متداول است؛ اما این دستور نشانگر اهتمام ایشان به امر نظر و رأی مردم داشت.
اوج این بیعتها، همزمان با مراسم چهلمین روز ارتحال رهبر کبیر انقلاب اسلامی بود. ۲۲ تیرماه اقشار مختلف مردم در حرم امام خمینی و فردای آن روز، در نماز جمعهی تهران با دومین رهبر انقلاب اسلامی بیعت کردند. در این ایام گروههای مختلف خارجی نیز با ایشان بیعت کردند. از افغانستان و پاکستان که دارای فرهنگ مشترک با ایران هستند، تا گروههای جهادی و حتی مسلمانان مقیم انگلستان. این بیعتها، با امام شهید ادامه داشت.
یک دهه بعد، پس از طرح شبهه برخی شخصیتهای معارض و رسانههای معاند درباره نظر مردم در آبان ماه ۱۳۷۶، بار دیگر بیعتهای گسترده در تجمعاتی با عنوان «میثاق با ولایت» تکرار شد و در روز جمعه ۷ آذر که مصادف با عید مبعث بود، راهپیمایی میثاق با آرمانهای متعالی حضرت امام
رحمهالله و تجدید بیعت با مقام عظمای ولایت برگزار شد.
(۹)
یک سال بعد، یکی از دانشجویان در جلسه پرسش و پاسخ مدیران مسئول و سردبیران نشریات دانشجویی، پرسید: «مردم در اندیشه حضرتعالی چه جایگاهی دارند و کدام مکانیزم را برای مشارکت مردم در سرنوشت خودشان کاراتر و بهتر میدانید؟» پاسخهای رهبر انقلاب بر این مدار بود که «مردم اصل قضایا و همهکاره هستند.» و تأکید کردند که «اگر مردم با حاکمی بیعت نکنند و او را نخواهند -ولو امیرالمؤمنین علیهالسّلام باشد- او سرِ کار خواهد آمد؟ در جمهوری اسلامی که نقش مردم واضح است. در قانون اساسی، توزیع قدرت به نحو منطقی و صحیح وجود دارد و همه مراکز قدرت هم، مستقیم یا غیرمستقیم با آراءِ مردم ارتباط دارند و مردم تعیینکننده و تصمیمگیرنده هستند.»
۱۳۷۷/۱۲/۴
در این پاسخ، اشاره ضمنی وجود داشت که انتخاب خود ایشان نیز با آرای غیرمستقیم مردمی بوده است که نمایندگان مجلس خبرگان رهبری را انتخاب کردند.
ایشان پیش از آن نیز تبیین کرده بودند که «جامعه اسلامی، جامعه امامت است. یعنی در رأس جامعه، امام است. انسانی که قدرت دارد، اما مردم از روی ایمان و دل، از او تبعیت میکنند و پیشوای آنان است. اما سلطان و پادشاه کسی است که با قهر و غلبه بر مردم حکم میراند. مردم دوستش ندارند. مردم قبولش ندارند. مردم به او اعتقاد ندارند.»
۱۳۷۵/۳/۲۰
نگاه ایشان به بیعت مردم، بالاتر از جایگاهی بود که دموکراسی برای مردم قائل است. در دموکراسی غربی مهندسی افکار عمومی با تبلیغات یک اقلیت مترف موضوعیت دارد، اما در اسلام، واقعاً نظر مردم اصل قرار گرفته است: «بعضی کسان اصرار دارند که ما هم همان اصطلاح «دموکراسی» را که آنها به کار میبرند، به کار ببریم. [...] پایهگذار مردمسالاری به شکل درست و منطقی، اسلام است. یکایک مردم مسلمان در حکومت نبوی آمدند و با پیغمبر بیعت کردند؛ هم مردان آمدند، هم زنان آمدند. [...] اولین بار بعد از رحلت نبی اکرم، برای امامت امیرالمؤمنین، آحاد و تودههای مردم، با شور و اخلاص و صمیمیت ریختند و فریاد کردند که علی را میخواهند؛ بعد با او بیعت کردند. این مردمسالاری است، که در اسلام و در قانون ما هست.»
(۱۰)
امام خامنهای
رضواناللهعلیه بارها تأکید کرده بودند که چنین بیعتی در اسلام، ارزش بالایی دارد: «خداوند متعال در قرآن میفرماید: إِنَّ الَّذِینَ یُبَایِعُونَکَ إِنَّمَا یُبَایِعُونَ اللَهَ؛ آنهایی که در راه اسلام با پیغمبر بیعت کردند، در واقع با خدا بیعت کردند.»
۱۳۹۱/۳/۳ و چنین نیست که حاکم پس از اخذ رأی، دیگر با مردم کاری نداشته باشد. چنانکه «نبیّ اکرم صلّیاللَّهعلیهوآلهوسلّم چندین بار به مناسبتهایی از مردم بیعت گرفت.»
۱۳۷۴/۱۱/۲۰
ارزش این بیعتها نیز یکسان نبود. «یکی از این بیعتها که شاید از همه سختتر بود، «بیعت الشّجرة» یا بیعت رضوان در ماجرای حدیبیّه است. وقتی کار سخت شد، پیغمبر اکرم آن هزار و چند صد نفری را که دور و برش بودند، جمع کرد و فرمود: «از شما بر مرگ بیعت میگیرم. نباید فرار کنید. باید آنقدر بجنگید تا پیروز و یا کشته شوید!» گمان میکنم آن حضرت جز همین یک بار، در هیچ جای دیگر چنین بیعتی از مسلمانان نگرفته است. باری؛ در میان آن جمعیت، همه رقم آدمی حضور داشت. آدمهای سست ایمان و - آنطور که نقل میکنند - آدمهای منافق در همین بیعت بودند. اولین کسی که بلند شد و گفت: «یا رسولاللَّه! بیعت میکنم» همین جوان نورس بود، [امیرالمؤمنین
علیهالصّلاةوالسّلام]. جوانی بیست و چند ساله دستش را دراز کرد و گفت: «با تو بر مرگ بیعت میکنم.» بعد، دیگر مسلمانان تشجیع شدند و یکی پس از دیگری با پیغمبر بیعت کردند.»
۱۳۷۴/۱۱/۲۰
امر بیعت، موضوع ریشهداری در اندیشه و سخن پرتکراری در بیان امام شهید بود. در آخرین سخنرانی ایشان، چکیده نگاهشان به ملّتی که بیش از ۳۶ سال مکرر بیعت خود را اعلام کرده بودند، چنین بیان شد: «ملّت ایران درسهای اسلامی و شیعیِ خودش را خوب بلد است؛ میداند که چهکار کند. امام حسین
علیه السّلام فرمود: مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَ یَزید؛ کسی مثل من، با کسی مثل یزید بیعت نمیکند. ملّت ایران در واقع میگویند: ملّتی مثل ما، با این فرهنگ، با این سابقه، با این معارف عالی، با سردمدارانی مثل افراد فاسدی که امروز در آمریکا بر سر کارند، بیعت نخواهد کرد.»
۱۴۰۴/۱۱/۲۸
و ملّت صحت این قضاوت را از روز شهادت پدر امت تا به امروز، با بیعت هر شب خود با آرمانهای ایشان و خلف صالحش اثبات کرده است.