others/content
نسخه قابل چاپ

روایتی از وداع مردم با بنیانگذار انقلاب اسلامی در مصلی امام خمینی

روز وداع یاران

 «فقدان امام، حقاً غم بى‌تسلّایى است که هیچ تسلّایى در مقابل این غم نیست. [...] حقیقتاً در مقابل از دست دادن امام، هیچ‌چیزى که براى انسان تسلّایى باشد و بگوییم لااقل این را در مقابل این حادثه داریم، نداریم. البته شوکت و عظمت اسلام در قضایاى رحلت ایشان، چیز بزرگ و دستاوردى بود؛ اما آن دستاورد در زمان حیات ایشان، هر روز براى اسلام و مسلمین واقعاً وجود داشت.»
این توصیف امام شهید خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه درباره غم از دست دادن رهبر کبیر انقلاب اسلامی است. غمی که با حضور میلیونها تن از مردم در مصلای تهران و وداع با پیکر ایشان و پس از آن تشییعی بی‌نظیر، انعکاسی جهانی یافت.
بخش «درس و عبرت تاریخ» رسانه KHAMENEI.IR در این نوشتار به‌مناسب سی‌وهفتمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی رحمه‌الله، به بازخوانی صفحاتی از آن حماسه مردمی، به روایت وداعی پرداخته است که خلاصه ماجرای عاشقانه یک امّت با امام خویش بود.

* تأخیر در نماز
با انتشار خبر شوکه کننده رحلت بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی، خیل عاشقان ایشان در انتظار مراسم تشییع بودند. در سومین بیانیه صادر شده از سوی ستاد برگزاری مراسم عزاداری امام، آمده بود: «به دنبال انتشار خبر ارتحال جانگداز بزرگ مرد عدالت و وحدت، رهبر کبیر انقلاب و بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت‌اللهالعظمی امام خمینی (رضوان‌الله تعالی علیه) سیل عزاداران و ماتم‌زدگان عزیز از زن و مرد و پیر و جوان به سوی جماران سرازیر شده و گروه‌هایی از شدت تأثر و ازدحام جمعیت با مشکلاتی مواجه شدند. ضمن تشکر فراوان، از انبوه احساسات پاک خالصانه اعلام می‌شود که مراسم نماز بر پیکر پاک مقدس حضرت امام فردا در مصلای تهران برگزار می‌شود.»(۱)

در پی این خبر، میلیون‌ها نفر از مردم تهران و شهرستان‌ها در محل مصلای بزرگ تهران اجتماع کردند تا برای آخرین بار با پیکر مطهر امام وداع کنند. مصلی و سرتاسر راه‌های منتهی به آن و حتی تپه‌های اطراف، مملو از جمعیت عزادار و عاشقان امام بود که برای وداع، گرد پیکر ایشان حلقه زده بودند.

اما مراسم نماز، با یک روز تأخیر و در ساعت ۷:۳۰ صبح شانزدهم خرداد، به امامت آیت‌الله العظمی گلپایگانی برگزار شد.(۲) در این فاصله، مردم فرصت یافتند تا با امام خویش وداع کنند، این گویا خواست حجت‌الاسلام سیّد احمد خمینی، یادگار امام بود تا با امکان آخرین دیدار، تحمل این فراغ برای عاشقان امام آسان‌تر شود.
 
* انتخاب مصلای تهران 
سردار محمد کوثری، از فرماندهان وقت سپاه می‌گوید: «در روز چهاردهم خرداد، بحث‌هایی در جماران مطرح بود. نماینده ما که آنجا حضور داشت، گفت‌وگو می‌کردیم که چه طور شود. برخی می‌گفتند بهتر است اعلام وفات حضرت امام رحمه‌الله سریع انجام نشود و یکی دو روز صبر کنیم. نهایتاً به لطف خدا تصمیم بر این گرفته شد که ما نمی‌توانیم با مردم این کار را بکنیم، بهتر است صبح اعلام کنیم. شب اعلام نشدن از این جهت بود که معمولاً رسیدن خبر بد و ناگوار در شب، اثر بسیار ناخوشایندی دارد، در حالی که انسان در روز آمادگی بیشتری دارد. ما هم مطلع بودیم که بالاخره صبح اعلام می‌شود و ساعت ۷ صبح این خبر اعلام شد.

از همان شب، بچه‌های سپاه وارد عمل شدند. تصمیم گرفته شد جای بزرگی مشخص شود تا مردم در آنجا با امام وداع کنند. سپاه پیشنهاد داد که بهترین جا مصلی است. چون هم وسعت بسیار خوبی داشت و هم هر جای دیگر اگر می‌رفتیم، ترافیک اثر خیلی بدی می‌گذاشت و شهر به هم می‌ریخت. سپاه آمد، آن کانتینرها را گذاشت و آن شکل از تابوت را در شیشه و اینها آماده کردند برای اینکه مردم بتوانند با ایشان وداع کنند.»(۳)

یکی از محافظان امام می‌گوید: «قبل از اینکه اخبار هفت صبح رادیو خبر ارتحال امام را اعلام کند، آقای انصاری جایگاه شیشه‌ای مخصوص قرار دادن بدن را در مصلای تهران مهیا کرده بود. این طرح که بدن امام در این محفظه‌ی شیشه‌ای قرار گیرد تا مردم با آن وداع کنند، از حاج احمد آقا و اجرایش با آقای انصاری بود. به خاطر دارم که مرحوم حاج احمد آقا ابراز کرد که ما مایل نیستیم که پیکر امام، فوراً دفن شود و خوب است طوری برنامه بریزیم که جسم ایشان حدود ۲۴ ساعت در جایی قرار گیرد که مردم بتوانند بیایند و با ایشان وداع کنند.»(۴)

حجت‌الاسلام امام جمارانی در این خصوص می‌گوید: «آخر شب پیکر امام برای تودیع به مصلی رفت، صبح با هلیکوپتر از منظریه به سوی مصلی حرکت کردیم. هلیکوپتر دو دور بر فراز مصلی چرخید تا ما جمعیت را ببینیم. پیکر امام بر فراز جایگاه بسیار رفیع و باشکوهی بود که از فاصله دو سه کیلومتری نیز در آن جایگاه شیشه‌ای دیده می‌شد که دور تا دور آن جمعیت سیاه‌پوش حلقه زده بودند.»(۵)
 
* مصلای بزرگ امام خمینی
ماجرای آن میعادگاه، ماجرای غریبی است. تهران به عنوان پایتخت ایران که یکی از بزرگترین شهرهای جهان اسلام به شمار می‌آید، تا اواسط دهه شصت هجری شمسی از داشتن مسجد و مصلای جامع و بزرگی که درخور جایگاه و جمعیت آن باشد محروم بود. چنین بود که نمازجمعه تهران در مکان‌هایی همچون دانشگاه تهران و خیابان‌های اطرافش و گاه در بهشت زهرا برگزار شده بود.

امام جمعه وقت تهران، آیت‌الله خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه دلنگران مردمی بودند که هنگام نماز، در زیر آفتاب و باران می‌ایستادند. از مسئولین ستاد نمازجمعه تهران خواستند تا مکانی برای ساخت یک مصلی در نظر بگیرند.

مهدی سعیدمحمدی، از اعضای ستاد نمازجمعه می‌گوید: «در اوایل به این نتیجه رسیدیم که نماز جمعه همیشه نمی‌تواند در دانشگاه تهران برگزار شود و به مکان مناسب‌تری نیاز دارد. به همین منظور جلساتی تشکیل دادیم و جاهای مختلفی پیشنهاد می‌شد؛ از جمله میدان آزادی، تپه‌های عباس‌آباد و چند جای دیگر. پس از بررسی‌های لازم، نهایتاً به این نتیجه رسیدیم که محل نماز جمعه باید همین منطقه عباس‌آباد باشد.»(۶)

این نتیجه مقبول افتاد، خاصه آن که مالک خصوصی هم نداشت. نخستین بار، نماز عیدفطر در روز سه شنبه ۲۱ تیر ۱۳۶۲ به امامت آیت‌الله خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه در آن برگزار شد. پیش از اقامه نماز، اولین کلنگ ساختمان مصلای بزرگ تهران، توسط امام جمعه شهید تهران، آیت‌الله خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه در میان استقبال باشکوه نمازگزاران به زمین زده شد و ایشان فرمودند: «به امید اینکه ان‌شاءالله به برکت نفس گرم شما نمازگزاران عزیز و برادران و خواهران، این مصلای بزرگ در شهر قهرمان‌پرور تهران، مرکزی باشد برای بهترین و با فضیلت‌ترین اجتماعات. به نام خدا، به یاد خدا و با کمک از عنایات و لطف‌های الهی و به پشتیبانی امت و امام اولین کلنگ را می‌زنیم.»(۷)

هزینه پیش رو و فرایند دیوان‌سالاری، مانع از پیشرفت ساخت مصلی با سرعت مطلوب بود. سرانجام ایشان به همراه امام جمعه موقت، حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی در تاریخ ۲۳ آبان ۱۳۶۷، طی نامه‌ای از حضرت امام خمینی رحمه‌الله برای ساخت مصلای بزرگ تهران درخواست کردند اجازه دهند این زمین «به ساختمان مصلا [...] اختصاص یابد و تصدی امور آن با امام جمعه تهران باشد.» امام خمینی با این پیشنهاد موافقت کردند و افزودند: «ان‌شاءالله در کنار ساختن مصلای تهران در ساختن بینش کفرستیزی مسلمانان موفق باشید.»(۸)

دستور امام راهگشا بود اما چند ماهی نگذشته بود که این مکان پذیرای پیکر پاک خود ایشان شد. با رحلت جانسوز حضرت امام در ۱۴ خرداد ۱۳۶۸، پیکر مطهرشان برای وداع مردم با رهبرشان به محل احداث مصلی منتقل شد. چهاردهم تا شانزدهم خرداد، میلیون‌ها نفر از مردم تهران و شهرستان‌ها در این محل گرد آمدند تا برای آخرین بار با امام خود وداع کنند.(۹)
 
* شور توصیف ناپذیر
«شب چهاردهم خرداد ۶۸ تو مسجد شهدا نشسته بودم که خبر رحلت امام را از بلندگوی مسجد شنیدم. خبر را که شنیدیم بهم ریختیم، همه پریشان و گریان، می‌سوختیم تو این عشق خمینی مال همه بود بر دلها حاکم بود. ما زندگی‌اش را دیدیم که هیچ چیز نداشت؛ یک پیرهن و یک نعلین از مال دنیا هر چه داشت بخشید و رفت. روزی که امام را برای وداع آخر بردند مصلی و تو یک محفظه‌ شیشه‌ای گذاشتند، من و فاطمه و سعید هم رفتیم تا اذان صبح بیدار بودیم و پیکر امام را تماشا می‌کردیم.»(۱۰)

این نمونه روایت میلیون‌ها ایرانی بود که آن روزها در مصلی امام خمینی تهران گرد هم آمدند. بیعت میلیونی امت با امام خویش، تصویری متفاوت از انقلاب اسلامی در جهان ساخت. خبرگزاری فرانسه نوشت تهران از زمان اولین روزهای انقلاب تاکنون چنین جمعیت عظیمی را به خود ندیده است.(۱۱) حجت‌الاسلام حیدرعلی جلالی خمینی، از شاگردان امام درباره این اثر می‌گوید: «فقدان امام تحول عظیمی در همبستگی، وحدت و اتحاد مردم ایجاد کرد. آن تشییع‌جنازه باشکوه حضرت امام، بیعت مردم در مصلی با پیکر پاک و مطهر ایشان، و از آن طرف جلسات هفتگی که در بهشت‌زهرا برگزار می‌شد، همه حرکاتی بودند که واقعاً در تاریخ بی‌سابقه بود. این رویدادها نشان داد که این فقدان، نه تنها خللی در انقلاب ایجاد نکرد، بلکه باعث تثبیت هرچه بیشتر آن شد.»(۱۲)

توصیف آن حماسه در کلمات آسان نیست؛ اما شاید بتوان با یک خاطره، تا حدی جلوه‌ای از آن را به تصویر کشید. محمدکاظم نیکنام می‌گوید: «روزی که امام به رحمت خدا رفتند و پیکرشان در مصلی بود، من به خدمت آیت‌الله حاج آقا مجتبی تهرانی رسیدم. خوب می‌دانید که خود ایشان می‌فرمودند: «پنجاه سال من با امام تناتنگ مأنوس بودم. حتی رفت و آمد خانوادگی با حضرت امام داشتیم.» ایشان تعریف کردند که روز چهاردهم خرداد که پیکر امام در مصلی بود، همسرشان به ایشان گفت: «به من اجازه می‌دهی بروم با امام وداع کنم؟» گفتم: برو. ایشان می‌گفتند همسرم رفتند و بعد از ظهر که برگشتند، دیدم دو چشمش چون دو کاسه خون شده است. گفتم: خیلی گریه کردی. حق داری، در عزای امام خون گریه کنیم کم است. اما بالاخره باید به مشیت و خواست خدا تن بدهیم و راضی باشیم به رضای خدا. خانمم گفت: حاج آقا، آنجا اتوبوس ما را پیاده کرد و باید مسیری را پیاده می‌رفتیم تا به مصلی برسیم. همین طور که می‌رفتم، یک پیرزن با قدی خمیده دیدم که گویی زمین را چنگ می‌زد و سینه‌خیز جلو می‌رفت. با خودم گفتم بروم این خانم را کمک کنم، تنهاست. کمکش کنم با هم برویم. خم شدم و کمی که سرش را بالا آورد، گفتم: خانم، دستت را به من بده. دیدم این خانم نابیناست. گفتم: خانم، کسی را نداری؟ با این حالت راه نمی‌توانی بروی. چشم هم نداری، آمدی چه ببینی؟ آمدی مصلی چه ببینی؟ گفت: نمی‌خواهم چیزی ببینم. من می‌خواهم بوی امام را استشمام کنم. از آن موقع تا حالا دارم برای این حرف گریه می‌کنم.»(۱۳)

* دیدار آخر با فرزندان
این دیدار آخر در مصلی برای فرزندان معنوی امام، شوقی مضاعف داشت. برخی از رزمندگان که هنوز برای احتیاط در خطوط مقدم بودند، تنها برای وداع مرخصی کوتاهی گرفتند: «بحث هم این بود که چون بالأخره رهبر ایران فوت کرده، ممکن است صدام از فرصت سوء استفاده کند و دوباره بخواهد دست به حمله بزند. [...] از کرمانشاه مستقیماً آمدیم تهران و حتی اول خانه پدرخانمم نرفتم و یک‌راست رفتم مصلای تهران. تقریباً یک روز کامل کنار مصلی بودیم، گاهی من بچه‌ها را نگه می‌داشتم و خانمم یک ساعت برای زیارت و وداع امام می‌رفت و گاهی خانمم بچه‌ها را نگه می‌داشت و من می‌رفتم. دیگر حدود دو روز در این حال‌وهوا بودیم تا اینکه امام را تشییع کردند و آن خاکسپاری عجیب برگزار شد [...] و دوباره همه برگشتیم کرمانشاه.»(۱۴)

آنها که در تهران بودند نیز حال مشابهی داشتند: «وقتی مصلی را برای وداع با پیکر امام آماده کردند، جانبازان شهرک و برخی اهالی محله دسته عزاداری راه انداختیم و به مصلی رفتیم و تا نیمه‌های شب عزاداری کردیم.»(۱۵)
 
* بیعت مضاعف
این مراسم، تنها یک وداع نبود؛ بلکه تجدید بیعتی با اندیشه امام و بیعتی با جانشین بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی نیز بود. در آن روز روزنامه کیهان زیر تیتر «بزرگترین تشییع تاریخ، امروز با بدرقه پیکر مطهر امام برگزار شد/ امام خداحافظ» تیتر درشت دیگری هم داشت: «بیعت عمومی با رهبر جدید جمهوری اسلامی»(۱۶) روزنامه اطلاعات در صفحه اول چنین تیتر گرفت: «یادگار امام: انتخاب شایسته خبرگان روح امام عزیزمان را شاد و آرام کرد»(۱۷)

محمدرضا منصوری از مبارزین پیش از انقلاب، حال آن روز را چنین توصیف کرده است: «یادم هست وقتی برای وداع با امام به سمت مصلی می‌رفتیم، شعارهایی به نفع رهبری جدید داده می‌شد. اظهار رضایت و احساس کاهش آن تألمات ناشی از فقدان امام، با انتخاب ایشان به مقام رهبری، واقعاً آرام‌بخش و تسلی‌دهنده بود.»(۱۸)

توصیف امام شهیدمان، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه از ایفای نقش مردم در آن لحظات سرنوشت‌ساز چنین است:‌ «با رحلت امام خمینى رحمه‌الله، طیف وسیع دشمنان اسلام که در صفوف مقدّم معارضه با جمهورى اسلامى بودند، این امید را پنهان نکردند که جمهورى اسلامى در غیاب پدیدآورنده و پرورانندهى خود، نیروى دفاع و رشد را از دست بدهد و چون کودک بىصاحبى، احساس ضعف و درماندگى کند؛ یا بکلّى از پاى درآید و یا بناچار به زیر دامان این و آن پناه گیرد! [...] درست در آن هنگام که از حادثهى ارتحال امام، نَفَس دنیا در سینهاش حبس شده و خواب از چشم دوست و دشمن در سطح جهان گرفته شده بود، ایران اسلامى نمایشى قهرمانانه داد و با عنایات خداوندى، سنگینترین آزمون خود را به سرافرازى طى کرد و کشتى انقلاب از گردابى خطیر، با آرامش و اطمینان عبور کرد؛ و این خود آیت دیگرى از شمول الطاف الهى بر ملّتى شد که قدم در راه خدا نهاده و به نصرت او قیام کرده است.»(۱۹)
 
روزنامه کیهان، ۱۳۶۸/۳/۱۴، ص۲
روزنامه کیهان، ۱۳۶۸/۳/۱۶، ص۱
مصاحبه اسماعیل کوثری با مرکز اسناد انقلاب اسلامی، جلسه ۲۳، شماره کاست: ۱۴۷۰۴
شیخ محمدی، رضا (۱۳۸۷) خاطرات حاج حسین سلیمانی از محافظان حضرت امام، تهران: انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۱۱۵
مصاحبه مهدی امام جمارانی با مرکز اسناد انقلاب اسلامی، جلسه اول، شماره کاست: ۶۸۷
مصاحبه مهدی سعیدمحمدی با مرکز اسناد انقلاب اسلامی، جلسه ۷، شماره کاست: ۲۳۲۶۷
روزنامه جمهوری اسلامی، ۱۳۶۲/۴/۲۲
مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (۱۳۹۹). صحیفه امام خمینی، ج۲۱، تهران: نشر عروج، صص. ۱۸۸-۱۸۹
معاونت فرهنگی ستاد مرکزی بزرگداشت حضرت امام خمینی(س). (۱۳۹۲). وادی: ویژه‌نامه اماکن منتسب به حضرت امام خمینی، تهران: نشر عروج، ص ۱۱۲
(۱۰ صبوری، راحله. (۱۳۸۹). کوچه نقاش‌ها: خاطرات سید ابوالفضل کاظمی. تهران: انتشارات سوره مهر، ص۴۹۶
(۱۱ (۱۱) روزنامه جمهوری اسلامی، ۱۳۶۸/۳/۱۶، ص۱
(۱۲ مصاحبه حیدرعلی جلالی‌خمینی با مرکز اسناد انقلاب اسلامی، جلسه ۱، شماره کاست: ۹۶
(۱۳ مصاحبه محمدکاظم نیکنام با مرکز اسناد انقلاب اسلامی، جلسه ۳، شماره کاست: ۲۱۹۴۳
(۱۴ فتح الله زاده، مرتضی (۱۴۰۲) تکاپوی جوشش انقلابی: خاطرات سیاسی و مدیریتی سید عباس نبوی، تهران: انتشارات ایران، ص ۵۱۸
(۱۵ حقیقت، راضیه (۱۴۰۱) مبارزه به روایت مجتبی شاکری، تهران: انتشارات ایران، ص ۲۷۸
۱۶) روزنامه کیهان، 
۱۳۶۸/۳/۱۶، ص۱
(۱۷ روزنامه اطلاعات، ۱۳۶۸/۳/۱۶، ص۱
(۱۸ مصاحبه محمدرضا منصوری با مرکز اسناد انقلاب اسلامی، جلسه تکمیلی سوم، شماره کاست: ۲۳۲۸۱
(۱۹ پیام به مناسبت اولین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره)، ۱۳۶۹/۳/۱۰
 
....

لطفاً نظر خود را بنویسید:
نام :
پست الکترونیکی :
نظر شما :
ضمن تشکر ، نظر شما با موفقیت ثبت شد.
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی