
عید قربان سال ۱۳۶۰، تصویری ماندگار دارد از حضور امام شهید، آیتالله سیّدعلی خامنهای رضواناللهعلیه در کنار امام خمینی رحمهالله در حالی که دست او با دستمالی سفید بر گردن بسته شده بود؛ در اولین روز از دوره ریاست جمهوری، او گفت آمده است به قربانگاه عشق برود با «اطمینان کامل به اینکه پیروزی از آن ملّت ماست. چرا که انقلاب ما انقلاب محرومان و مستضعفان است و وعده الهی قاطع و درست است.»(۱) عهدی که تا دیدار محبوب بر آن استوار ماندند.
به همین بهانه، بخش «درس و عبرت تاریخ» رسانه KHAMENEI.IR به بازخوانی ماجرای تنفیذ ایشان و آن سخنرانی پرداخته است.

سال ۱۳۶۰، سالی سخت و پر بحران بود. یکی از نشانههای آن را میتوان در این دید که در آغاز سال بنیصدر رئیسجمهور بود، ۱۱ مرداد رجایی تنفیذ شد و کمتر از یک ماه بعد به شهادت رسید و حدود یک ماه پس از آن، سومین انتخابات ریاستجمهوری در جمعه ۱۰ مهر ۱۳۶۰ برگزار شد.
انتخابات در شرایطی برگزار میشد که نتایج عملیات ثامنالائمه در شکست حصر آبادان امید ایجاد کرده بود، اما همزمان با آن منافقین تلاش کردند با برگزاری راهپیمایی مسلحانه در خیابانها، کودتای نظامی علیه انقلاب را رقم بزنند.
سازمان مجاهدین خلق که معتقد بود انقلاب ۱۳۵۷ به دلیل عدم پیروی از الگوی مارکسیستی و عدم اتّکا به گروههای چریکی، یک انقلاب ناقص است
(۲) و نیازمند یک اقدام مسلحانه علیه حاکمیت اسلامی است، تظاهراتی همراه با سلاح را در مناطق مختلف تهران همچون پل حافظ، چهارراه طالقانی و سهراه جمهوری و... راه اندازی کرد که با آتش زدن اتوبوسها و تیراندازی هوایی همراه بود و فضا را برای برگزاری انتخابات ناامن جلوه میداد.
اما این اقدام با مشارکت گسترده مردم سرکوب شد و طی روزهای ۵ تا ۱۰ مهر بسیاری از نیروهای تشکیلاتی سازمان از جمله بخش عظیمی از نیروهای وابسته به نهادهای بخش اجتماعی را دستگیر کردند و ستاد انزلی که مرکز هدایت خط تظاهرات مسلحانه بود، ضربه خورد.
(۳)
با ناکام ماندن این اقدام، سه روز مانده به انتخابات، حجتالاسلام سیّدعبدالکریم هاشمینژاد، دبیر حزب جمهوری اسلامی خراسان و امام جمعهی مشهد و دوست صمیمی آیتالله خامنهای
رضواناللهعلیه، بر اثر انفجار نارنجک یک نفوذی در دفتر حزب، به شهادت رسید.
(۴)
اما انتخابات با قوت برگزار شد و نامزد اصلی انتخابات، آیتالله سیّدعلی خامنهای
رضواناللهعلیه بود که به لطف الهی ترور ششم تیرماه علیه ایشان نافرجام مانده بود و جراحات حاصل از انفجار بمب رو به التیام بود. ایشان پنجاه درصد بیشتر از بنیصدر که همواره به رأی بالایش افتخار میکرد، رأی آوردند و مشارکت در انتخابات نیز افزایش یافته بود.
(۵)
جمعه بعد، مصادف بود با عید سعید قربان؛ مراسم تنفیذ رئیسجمهور در همان روز برگزار شد و منتخب مردم، در حالی که دست راستشان با پانسمان به گردن حائل شده بود، کنار امام خمینی در جماران نشستند. در این مراسم، آیتالله مهدوی کنی، سرپرست نخستوزیری و مسئولان ارشد قوای سهگانه نظام، مقامات ارشد نظامی و نمایندگان مراجع عظام گلپایگانی، مرعشی نجفی و شیرازی و... علمای شاخص قم، نمایندگانی از مبارزان جبهههای آزادیبخش و نیز گروهی از جانبازان انقلاب و خانوادههای شهدا حضور داشتند.
(۶)
در آغاز مراسم، آیاتی از قرآن مجید تلاوت شد و پس از آن، حجتالاسلام حاج سیّداحمد خمینی، متن نامههای وزیر کشور، شورای نگهبان و متن حکم تنفیذ امام خمینی
رحمهالله را قرائت کرد.
سید کمالالدین نیکروش، وزیر کشور وقت و شورای نگهبان در نامههای خود گزارشی از روند انتخابات به امام خمینی
رحمهالله داده بودند. سپس حکم تنفیذ قرائت شد. این متن با آیه «مَا نَنْسَخْ مِنْ آیَةٍ أَوْ نُنْسِهَا نَأْتِ بِخَیْرٍ مِنْهَا أَوْ مِثْلِهَا» آغاز شده بود و با اشاره به تصور باطل جنایتکارانی که «رئیسجمهور متعهد و مؤمنی را از ملّت مجاهد ایران گرفت» و «گمان کرد که با ترور اشخاص، ملّت برپاخاسته از تصمیم خود عقب مینشیند»، خواسته آنان را شکست ایران در انتخابات، برای «محو اسلام» معرفی کرده بود. «ولی شرکت عمومی ملت شجاع و متعهد در انتخابات [...] کاخهای تخیلی آنان را فرو ریخت. خداوند متعال بر ما منت نهاد که افکار عمومی را برای انتخاب رئیسجمهوری متعهد و مبارز، در خط مستقیم اسلام و عالم به دین و سیاست هدایت فرمود.»
(۷)
سپس آیتالله سیّدعلی خامنهای
رضواناللهعلیه، رئیسجمهور منتخب به پشت میکروفن رفتند و با اشاره به آنکه «جهانیان با اعجاب و تحسین، ملّتی را دیدند که علیرغم همه توطئههای داخلی و خارجی محکم و استوار در صحنه حاضر است و تصمیم راسخ دارد که تا پیروزی کامل انقلاب خویش لحظهای از پای ننشیند»، خاطرنشان کردند که «اینک در این محضر شریف در پاسخ به محبّت و اعتماد یکپارچه مردم اعلام میکنم که به سهم خویش در راه استقرار حاکمیت اسلام که خواست ملّت انقلابی ماست تا پای جان ایستادهام، همانند یاران دیگری که در قربانگاه عشق به خدا و خلق جان دادند و به عهد و پیمان خویش وفا کردند. و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا.»
(۸)
در نهایت، امام خمینی
رحمهالله به ایراد سخن پرداختند. ایشان پس از شکر خداوند تعالی «که ملّت ما را توفیق این خدمتگزاریهای به اسلام را عطا فرموده است» و تشکر از ملّت، گفتند: «این رأی اخیر، رأیی است که من گمان نمیکنم در دنیا سابقه داشته باشد که به این طور، بدون اینکه تبلیغات دامنهداری شده باشد، با فرصت کم و بدون اینکه یک خوف یا طمعی در کار باشد، همهی قشرهای ملت از مراجع بزرگ اسلام و علمای اعلام بلاد و قشرهای دیگر مستضعف برپاخاسته به پای صندوقها رفتهاند و رأی خودشان را دادهاند؛ یعنی رأی به اسلام.»
امام خمینی
رحمهالله در ادامه با مقایسه ایران با کشورهای دیگر از قبیل مصر و عراق که با ترور یک نفر، نظام تغییر کرده بود، یادآور شدند: «مقایسه کنید، ببینید رئیسجمهور شهید میشود در ایران، هیچ اتفاقی نمیافتد. دنبال او و بعد از مدت کوتاه، یک رئیسجمهور به جای او مینشیند. رئیسجمهور فاسد در مصر کشته میشود، مصر به هم میخورد! اعلام حکومت نظامی [میشود] یک سال. فرق ما بین اینجا و آنجا و این رئیسجمهور با آن رئیسجمهور این است که اینجا اتکا به اسلام است و همهی ملت زیر پرچم اسلام قیام کردند.»
(۹)
اشاره امام خمینی
رحمهالله به ترور انور سادات (سه روز قبل از عید قربان) بود که منجر به قیام گسترده مردم در کشور مصر شد. همزمان با سخنرانی امام در عید قربان، شهر اسیوط مصر، در ساحل غربی رودخانه نیل از کنترل حکومت خارج شده و به دست مردمی افتاده بود.
(۱۰) آنها قصد داشتند به سبک ایران انقلاب کنند، اقدامی که اگرچه ناموفق بود و با حمله سنگین نظامی همراه با دو جنگنده سرکوب شد؛
(۱۱) اما تفاوت مورد توجه امام خمینی
رحمهالله در پیوستگی امّت و مسئولین در ایران با مصر را به خوبی نشان داد.