newspart/index2
اسلام سکولار / اسلام منزوی
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
اسلام سکولار

مگر ممکن است سیاست از دین جدا باشد!؟ دین برای اداره‌ی زندگی مردم آمده است. البته دستهایی در طول سالیان ‌متمادی، با کمال خباثت و موذیگری زحمت کشیدند که دین را به گوشه‌ی محرابها و مساجد و کنج خانه‌ها برانند و حدّاکثر ‌به احوال شخصیّه مربوط باشد. لکن اسلام و قرآن این چنین نیست‌.‌پیغمبران آمدند برای این‌که مردم در امور دین و دنیا از ‌آنان اطاعت کنند. انقلاب و حکومت اسلامی هم بر این اساس به وجود آمد. حکومت اسلامی این همه برکات به وجود آورد و ‌دنیای اسلام را بیدار کرد. کسانی که به اسلام پشت کرده بودند و شخصیتهای معروف و مبارز گفتند ما اسلامی که خود را از ‌مسائل زندگی مردم کنار نمی‌کشد قبول داریم و به اسلام گرویدند. ولی حالا دشمنان انقلاب، تشکیک در اصل این قضیه را ‌شروع کرده‌اند که: آقا اصولاً دین و روحانیّت و اسلام به چه مناسبت برای اداره‌ی روح مردم است؟ اینها به زندگی و سیاست ‌مردم کاری ندارد. سیاست امر بد و کثیفی است! سیاست دردسر و ابتلاء دارد! آقایان علما باید پاک بمانند. برای علما ‌دلسوزی هم می‌کنند و می‌گویند علما تشریف ببرند کناری بنشینند و کاری به کار مردم نداشته باشند‌!‌بله؛ نتیجه‌ی کار ‌معلوم است. آقایان بروند کناری بنشینند تا قلدرها، رضاخانها، محمدرضاها، قاجارها، حکّام وابسته، مزدوران اجنبی و بندگان ‌کسانی که برده‌ی شهوات خود بودند، بیایند و امور بندگان خدا را به دست گیرند! به آنها ستم و ظلم کنند و همان بلایی را ‌بر سر ملتها بیاورند که در طول قرنهای متمادی آوردند. آنها این را می‌خواهند‌. ‌1374/06/20
لینک ثابت
اسلام سکولار

یک عدّه هستند که تصوّر میکنند میشود ملتی مسلمان بود؛ امّا به احکام اسلامی عمل نکرد! این تصوّر، ‌معنایش جدایی دین از سیاست است. معنایش این است که اسمتان مسلمان باشد، امّا به احکام اسلامی عمل نکنید و سیستم ‌بانکداری، اقتصاد، آموزش و پرورش، شکل و محتوای حکومت و ارتباطات فرد و جامعه‌تان، به خلاف اسلام و طبق قوانین ‌غیراسلامی و حتّی ضد اسلامی باشد. البته، این، در مورد کشورهایی است که قانون دارند؛ اگرچه طبق اراده و خواست یک ‌انسان قاصر و ناقص باشد. امروز در بعضی کشورهای اسلامی، حتّی قانون هم نیست؛ حتّی قانون غیراسلامی هم وجود ندارد و ‌اراده اشخاص مهمّ است. در رأس قدرت یک نفر نشسته است و دستور میدهد: این‌طوری شود، آن‌طوری شود. نمیشود که ما ‌فرض کنیم عدّه‌ای مسلمانند، امّا از اسلام فقط نماز، روزه، طهارت و نجاست و امثال این چیزها را دارند. در جوامعی که ‌میخواهند مسلمان باشند، اسلام باید حاکم باشد. غدیر، این پیام را داشت. امروز بسیاری از جوامع، چوب عدم اعتقاد به این ‌معنا را میخورند. ‌1374/02/28
لینک ثابت
اسلام سکولار

اگر اسلام به معنای اعتقاد و عمل افراد در جامعه وجود داشته باشد و حاکمیت دین برقرار نباشد، در چنین جامعه‌ای قرآن و ‌اسلام مهجور است. مصداق آن در قرآن کریم و در سوره فرقان چنین آمده است: «وَ قالَ الَّرسولُ یا ربِّ اِنَّ قَومی اْتَّخذُوا هذَا ‌القُرانَ مَهجوراً». پیغمبر اکرم نزد پروردگار عالم عرض میکند: «یا رَبِّ اِنَّ قَومی اْتَّخَذوا هذَا القُرانَ مَهجوراً». هَجر قرآن به چه ‌معناست؟ بیشک به این معنا نیست که قرآن و اسم قرآن و اسم مسلمانی را به‌طور کلّی از خود دفع کردند. این اتخّاذ نیست. ‌‌«اتّخذوا هذا القُرانَ مَهجورا»؛ یعنی قرآن را دارند، اما همراه با هَجر. قرآن هست، اما مهجور است. به این معنا که قرآن در یک ‌جامعه تلاوت شده و احترام ظاهری میشود، اما به احکام آن عمل نمیکنند و به بهانه جدایی دین از سیاست، حکومت ‌را از قرآن سلب مینمایند. اگر قرار بود که اسلام و قرآن حکومت نکنند، پس مبارزات پیغمبر برای چه بود؟ اگر پیغمبر اسلام ‌بر این باور بود که نباید در حکومت و اداره زندگىِ مردم و قدرت سیاسی جامعه دخالت شود و همین قدر کافی است که مردم ‌عقاید اسلامی داشته باشند و در خانه خودشان این اعمال دینی را انجام دهند، معلوم نیست که چنین مبارزاتی بر پیغمبر ‌تحمیل میشد. دعوای پیغمبر بر سر قدرت سیاسی و قبضه کردن قدرت به وسیله قرآن است. هَجر قرآن به این معناست که ‌اسم قرآن وجود دارد و حاکمیت قرآن نیست. در عالم اسلام، هرجا که قرآن حاکم نیست، این خطاب نبىّ اکرم «یا رَبِّ اِنَّ ‌قَومی اْتَّخَذوا هذَا القُرانَ مَهجوراً» صادق است‌.‌1373/06/04
لینک ثابت
اسلام سکولار

آنان که نمی‌خواهند مضمون سیاسی حج را بپذیرند، در واقع اسلام را دور از سیاست، و دین را از سیاست جدا می‌خواهند، ‌شعار جدایی دین از سیاست، همان چیزی است که دشمنان حاکمیت اسلام بر جوامع اسلامی، دهها سال است آن را مطرح ‌کرده‌اند و امروز که حکومتی بر اساس دین مقدس اسلام در ایران پدید آمده و شوق روز افزون به تشکیل حکومت اسلامی ‌همه‌ی جهان اسلام را فرا گرفته است، آن شعار را سراسیمه‌تر و خشن‌تر از همیشه مطرح می‌کنند، و هر جا مقدّمات تحقّق این ‌هدف فراهم شده باشد، اگر بتوانند با خشونت و جدیتی تمام بر ضد آن وارد میدان می‌شوند. حاکمیت اسلام، متضمّنِ مقابله ‌با دخالت مستکبران در کشورهای اسلامی و نیز مستلزم کوتاه شدن دست وابستگان به این قدرتها و بندگانِ شیطانِ نفس و ‌شیطان استکبار، از اداره‌ی این کشورهاست. پس طبیعی است که استکبار و وابستگانش و شیطانها و پیروانشان، از آن ناراضی ‌و خشمگین باشند‌.‌1373/02/25
لینک ثابت
اسلام سکولار

مسأله تفکیک نشدن دین از سیاست و از صحنه زندگی[از علل دشمنی استکبار] است. جمهوری اسلامی عملاً اثبات کرد و ‌نشان داد که دین در صحنه زندگی انسانها دخالت دارد و دین مقدّس اسلام نیامده است تا انسانها در کنج معبدها، فقط به ‌عبادت مشغول شوند. بلکه صحنه زندگی مردم، صحنه سیاست و عرصه مسائل عظیم اجتماعی و سیاسی و اقتصادی، در ‌قلمرو احکام مقدّس اسلامی است. این، مسأله اوّل است. این، مهمترین خصوصیتی است که استکبار با آن مخالفت میکند. ‌هرکس که طرفدار دین مقدّس اسلام باشد، اگر دین را از سیاست جدا کند، استکبار جهانی با او کاری ندارد. آن‌جایی ‌که دین وارد میدان سیاست میشود و به زندگی مردم و امور اساسی حیات جهان و امور دنیوی مردم کار دارد، استکبار جهانی ‌ظاهر میشود. چون میداند که در چنان وضعی، دین، جلوِ زورگوییها و سوء استفاده‌های آنها را میگیرد و مانع چپاولهایشان ‌آنها از منابع طبیعی و انسانی جهان اسلام میشود‌.‌
‌ ‌این از اساسی‌ترین مسائل است. در گذشته، این معنا را تصریح نمیکردند؛ امّا امروز، به صراحت میگویند که‌ «‌دین را ‌باید از سیاست جدا کنید!» ما عرض میکنیم که دین اسلام - بلکه همه ادیان الهی - سیاست و علم و زندگی و مسائل ‌اجتماعی را در متن خود دارند. نمیشود کسی به بخشی از دین معتقد و عامل باشد و به بخشی دیگر نباشد‌. ‌دین، اداره‌کننده ‌زندگی انسان در همه صحنه‌ها، از جمله صحنه سیاست است. آنها میگویند: «بگذارید در رأس سیاست کشورهای اسلامی، ‌کسانی باشند که بشود با آنها معامله کرد. بشود آنها را وادار به صرف نظر کردن از مصالح ملتها کرد. بشود نفوذ سیاسی خود ‌را، به وسیله آنها، در کشورها گسترش داد.» کسی که با انگیزه دینی و برای رضای خدا در کرسی و عرصه سیاست حضور پیدا ‌میکند، پیداست که زیر بار قدرتها نمیرود.‌1372/03/14

لینک ثابت
اسلام سکولار

اصول امام خمینی (رضوان‌اللَّه‌علیه) و در رأس آن اصل عدم انفکاک دین از سیاست و مقاومت در برابر فشار مادیّگری مدرن، ‌برای منزوی کردن اسلام و قرآن، اصول همیشه زنده‌ی جمهوری اسلامی باقی خواهد ماند‌.‌1372/02/28
لینک ثابت
اسلام سکولار

‌[دشمنان]با پیامی که امام بزرگوار از قلب و متن اسلام بیرون کشید و در فضای این جامعه و سراسر عالم پخش کرد که‌ ‌‌«‌دین از سیاست جدانیست‌. ‌دین عین سیاست است؛ سیاست عین دین است‌. ‌دین فقط برای گوشه محراب نیست؛ دین برای ‌صحنه زندگی است؛ برای اداره بشراست»؛ و این اساس مبارزه عظیم ملت ایران و سایر ملتهای مبارز مسلمان شد، مخالفند. ‌آنها از این عصبانیاند. میگویند‌: «‌دین و سیاست را از هم جداکنید!» یعنیچه؟ یعنی: هرکس میخواهد متدیّن باشد، متدیّن ‌باشد؛ منتها وقتی میخواهید کسی را برای ریاست جمهوری انتخاب کنید، کارتان نباشد که باید مرد متدّینی باشد! یک آدمی ‌را، ولو لاابالی، ولو بیدین، ولو بیتقوا، بگذارید بیاید امور اجرایی کشور را اداره کند! وقتی میخواهید نماینده‌ای به مجلس ‌بفرستید، کارتان نباشد که او متدیّن و پایبند به دین باشد. ولو لاابالی، ولو بیدین، ولو بیاعتنا به اصول و اخلاق و ارزشهای ‌اسلامی باشد، او را انتخاب کنید. مقصودشان چیست؟ چون میدانند که اگر کسی در رأس کشور یا در مجلس شورای اسلامی، ‌متدیّن و پایبند به دین باشد، بر ضدّ مصالح ملت، با آنها نمی‌سازد؛ مصالح آنها را بر مصالح کشور و ملت، مقدّم نمیکند. اما ‌کسی که لاابالی است، برایش مسأله‌ای نیست. مسأله اصلىِ آدم بیدین و لاابالی، خودِ اوست. میگویند: «شما میخواهی رئیس ‌باشی، میخواهی متنعّم باشی، میخواهی در دنیا لذّت ببری؛ این به عهده ما! آن‌طور که ما میگوییم عمل کن!» مثل عمّال ‌رژیم فاسد و ننگین پهلوی که این‌طور بودند و امروز هم، متأسفانه، در دنیای اسلام، رژیمهایی مانند آن، هستند. آن‌طوری ‌میخواهند. لذا، مشکل اصلی آنها مسأله دین و سیاست است که اینها از هم جدا باشند‌. ‌1372/02/18
لینک ثابت
اسلام سکولار

سیاست سلطه گران جهانی این بوده و هست که مراکز دانش دین را منزوی، منفعل، بی روحیه، بی ابتکار، وابسته به خود و ‌فارغ از آرمانهای بزرگ کنند. آنانرا به جدائی دین از سیاست، معتقد و از همگامی دین با تحولات شگرف جهانی مأیوس ‌سازند. ‌1371/08/24
لینک ثابت
اسلام سکولار

دین از سیاست جدا نیست. اسلام؛ حکومت، امارت، خلافت، بیعت، جهاد، جنگ، صلح، سیاست، مالیات، تدبیر امور مردم و ‌آموزش و پرورش را - که اینها همه از شؤون حکومت است - از دین دانسته است. کتابهاى فقهى ما - چه کتب فقهى شیعه، ‌چه کتب فقهى اهل سنت - را باز کنید و ببینید که همه‌ى ابواب امور زندگى در این کتب هست. اینها همه سیاست است و ‌دین، متکفل همه‌ى اینهاست. نگویند که علما بروند در مساجد خودشان و مسأله‌شان را بگویند؛ سیاستمداران هم مى‌دانند ‌کشور را چگونه اداره کنند! خیر؛ سیاستمداران اگر خودشان علماى باللَّه و علماى دینند، حکم خدا را در باب سیاست ‌مى‌دانند. اما اگر نیستند، باید از علماى دین ارشاد بخواهند و حکم خدا را سؤال کنند و به آنچه که آنها گفتند عمل نمایند. ‌دین باید بر کشورهایى که به برکت دین در آنها انقلاب شده و مسلمانان به پیروزى رسیده‌اند، حکومت کند‌.‌1371/07/23
لینک ثابت
اسلام سکولار

‌[آقایون طلبه]فکر وحدت دین و سیاست را، هم در تفقه و هم در عمل دنبال بکنید. آقایان بدانند که فکر جدایی دین و ‌سیاست، به عنوان یک آفت، بکلی ریشه‌کن نشده است. متأسفانه هنوز در حوزه‌ها کسانی هستند که خیال میکنند حوزه باید ‌به کار خودش مشغول بشود، اهل سیاست و اهل اداره‌ی کشور هم مشغول کار خودشان باشند؛ حداکثر این‌که با هم مخالفتی ‌نداشته باشند! اما این‌که دین در خدمت اداره‌ی زندگی مردم باشد و سیاست از دین تغذیه بکند، هنوز در بعضی از اذهان ‌درست جا نیفتاده است. ما بایستی این فکر را در حوزه ریشه‌دار کنیم؛ به این شکل که هم فقاهت را این‌طور قرار بدهیم، و هم ‌در عمل این‌گونه باشیم. یعنی چه؟ یعنی استنباط فقهی، بر اساس فقه اداره‌ی نظام باشد؛ نه فقه اداره‌ی فرد‌.1370/06/31
لینک ثابت
اسلام سکولار

جدایی دین از سیاست که توطئه‌ی دیرین دشمنان برای منزوی کردن اسلام و قرآن است، باید با شدت محکوم شود و به ‌میدان آمدن دین در همه‌ی کشورهای اسلامی در مقابله با سیاستهای استعماری و استکباری، باید درس عمومی ملتهای ‌مسلمان شمرده شود‌.‌1369/04/07
لینک ثابت
اسلام سکولار

دین اسلام... برخلاف بعضی از ادیان دیگر، مردم را به تصمیم‌گیری، حضور در صحنه، کار داشتن به کار سیاست و ملکداری و ‌اداره و این‌طور امور تشویق میکند. این دین، دین زندگی و حکومت و سیاست است. مثل ادیان دیگر نیست که دوری ‌از سیاست و صحنه‌ی زندگی و فعالیتهای گوناگون و امثال اینها را، جزو اصول خودشان بدانند‌.‌1369/03/15
لینک ثابت
اسلام سکولار

دشمن انقلاب، جامعه‌ی روحانیت را در صورتی تحمل میکند که روحانیون از دخالت در امور سیاست‌ ‌و حضور در صحنه‌های ‌انقلاب کنار بکشند و مانند جمعی از روحانیون بیخبر و متحجرِ گذشته و حال، به کنج مدارس و مساجد اکتفا کنند و کشور و ‌زندگی مردم را به آنان بسپارند و از جمله‌ی پدیده‌های پُرمعنی آن است که در تمام مدت مبارزات و نیز سالهای ‌پس از پیروزی، علمای متحجر و بیخبر از حوادث کشور و دور از جریانهای سیاسی، هیچ‌گاه در معرض تهاجم دشمنان قرار ‌نگرفتند؛ بلکه حتّی گاه مورد ستایش و تمجید نیز واقع شدند و حملات جسمی و تبلیغی و حتّی تهمت ارتجاع و ‌واپسگرایی از سوی روشنفکرنمایان عامل بیگانه، تنها متوجه علما و روحانیونی شد که از لحاظ اندیشه‌ی سیاسی و نوآوریهای ‌عرصه‌ی علم و عمل، درخشیده و به عنوان قشری پیشرو و مترقی و آگاه، شناخته شده‌اند‌.‌1369/03/10
لینک ثابت
اسلام سکولار

دین.... از سیاست جدا نیست؛ یکی از احکام دین، احکام اداره‌ی امور کشور و احکام سلطانیّه است. خب، در فقه یک بابی است ‌که ابواب احکام سلطانیّه است. بنابراین احکام سلطانیّه هم از دین است. آن کسانی که اینها را از هم جدا میکنند، ‌دشمن دینند و غارتگر میدان سیاست. پس مردم را با مسائل سیاسی و دینی آشنا کنید؛ به یک امور تکراری و سطحی و برای ‌مردمْ عادّی‌شده اکتفا نشود؛ نه، از توحید اسلام، از نبوّت اسلام، از حکومت اسلام، از اعتقادات اسلام، از جهاد اسلام، از تعلیم و ‌تربیت در اسلام، از رشد استعدادها در مسلمین، از سابقه‌ی اسلام که چه حکومتی در دنیا داشت، برای مردم بیان کنید.‌‌ ‌1368/10/05
لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی