newspart/index2
اخلاق اجتماعی / اخلاق در جامعه
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
اخلاق اجتماعی

تقیّدات و تکیه‏گاه‏هایی که یک انسان را در حرکت خود به سمت هدف مشخصی عازم و مصمم می‏کند، از او گرفتن و او را سرگردان و لنگ کردن. این را باید جدّی بگیرید. یکی از سیاستهای دشمنان اسلام این است که ایمان مردم را بگیرند و اعتقاد آن‏ها به انقلاب را سلب کنند. چند سالی است که این را در تبلیغاتشان شروع کرده‏اند. بنده از همان اوایلی که این تبلیغات در رفتارهای دشمنان کشور، اجرایی و عملیاتی شده بود- حدود ده، یازده سال پیش- متوجّه این نکته شدم و به همه، بخصوص به مسئولان فرهنگی هشدار دادم و گفتم این‏ها می‏خواهند اصل اعتبار انقلاب را زیر سؤال ببرند؛ انقلابی که یکی از افتخارات تاریخ بشری در زمان ماست؛ انقلابی که یک ملت با دست خالی و به برکت ایمان، آن هم در مقابل یک دژ علی‏الظّاهر تسخیرناپذیرِ استکبار در این منطقه آن را برپا کرد و موفّق شد؛ انقلابی به نام خدا؛ انقلابی در راه ارزشهای اسلامی؛ انقلابی که ملتهای مسلمان را به اسلامشان امیدوار و به هویّت اسلامیشان دلگرم کرد؛ انقلابی که در همه‏ی نقاط جهان ملتها را خودباوری بخشید و آن‏ها احساس کردند که یک ملت- وقتی‏که عزم و اراده‏ای از خود نشان دهد- می‏تواند بر بزرگترین موانع پیروز شود و فائق آید. دشمنان می‏خواستند پیام آزادی، معنویّت، ارزش و فضیلت و کرامت انسانی‏ای را که در این انقلاب بود، ندیده بگیرند. این کاری بود که به صورت برنامه‏ریزی شده و با انواع و اقسام طُرق تبلیغاتی، آن را دنبال کردند. البته- متأسفانه- یک عده غافل، به صورت پادو در داخل هم همانها را تبلیغ کردند و هنوز هم می‏کنند. این برای آن است که پشتوانه‏ی فکری- که در واقع تکیه‏گاه اراده و عزم راسخ مردم است- از آن‏ها گرفته شود و مردم احساس کنند پشتشان خالی است. مگر بدون ایمان و اعتقاد و بدون باور به راهی که انسان در آن قدم گذاشته، می‏شود آن راه را ادامه داد؟ همه باید مسائل فرهنگی را جدّی بگیرند. مظهر این تهاجم، همان اباحیگری است که از راه خدشه در اعتقادات، تشویق جریانهای خلافِ اخلاق در جامعه و تشویق و ترویج انواع و اقسام فسادها ایجاد می‏شود. این‏ها چیزهایی است که همه‏ی مسئولان کشور باید به آن بسیار توجّه کنند و فقط مخصوص مسئولان فرهنگی نیست.
فساد انواع و اقسامی دارد که فسادهای مالی و اقتصادی از جمله‏ی آن‏هاست. یکی از بزرگترین مسئولیتهای مسئولان کشور- از جمله رئیس‏جمهوری محترم- تعقیب مفاسد مالی و اقتصادی است که باید در برنامه‏ی دولت قرار گیرد. البته قوّه‏ی قضائیّه و قوّه‏ی مقنّنه هم در این زمینه مسئولند و خوشبختانه همکاری‏هایی هم می‏کنند. این مبارزه‏ باید جدّی شود و خود را در مرحله‏ی عمل نشان دهد. مبارزه با مفسده‏ی اقتصادی و مالی یکی از کارهایی است که به گشایش اقتصادی کشور هم کمک خواهد کرد. یکی از موانع پیشرفت اقتصادی کشور، وجود گلوگاههای فساد است که به شدّت باید از آن ترسید و با آن مقابله و مبارزه کرد. البته کار سختی هم هست. من در جریان آن نامه‏ی هشت ماده‏ای که نوشتم، هم به رئیس‏جمهور محترم، هم به رئیس محترم قوّه‏ی قضائیّه و هم به رئیس محترم مجلس گفتم که بدانید مبارزه با فساد، یک مبارزه‏ی جدّی و واقعی است. مفسدین تهاجم خواهند کرد و فشار خواهند آورد؛ لذا کار سختی است. برای مقابله با شیوع فساد اقتصادی و مالی، باید لباس مبارزه به تن کرد.
یک جریان فساد هم فسادهای اخلاقی و رواج منکرات است. با این هم باید مقابله و مبارزه کرد. ما خوب می‏دانیم، این جزو تعالیم اسلام است که با زبان و تبیین باید مردم را با فضایل اخلاقی آشنا کرد و از منکرات دور نگه داشت. این به جای خود درست؛ اما با شیوع منکرات و با تظاهرِ به آن باید مقابله کرد. اسلام مرتکبِ منکر را نصیحت و هدایت می‏کند؛ اما حد هم برای او می‏گذارد. با صِرف زبان و توصیه نمی‏شود کاری کرد. قدرت نظام باید جلوِ سیرِ فحشا و فساد را بگیرد. اجازه ندهید که هوسهای یک عدّه‏ی معدود و یک گروه کوچک و اندک در داخل جامعه، موجب اغوای ذهن و فکر دختر و پسر جوان و مرد و زن مؤمنی شود که هیچ انگیزه‏ی فسادی ندارند. شما باید جلوِ آن‏گونه افراد را بگیرید. همه‏ی مسئولان بخشهای مختلف کشور در این زمینه مسئولند. اجازه ندهید عدّه‏ای با تکیه به نام آزادی- که واقعاً باید بر عنوان مظلوم آزادی گریست که چه سوءاستفاده‏هایی از این نام می‏شود- منکرات و فحشا و بی‏بندوباری را در جامعه رایج کنند. عکس‏العملِ آن این است که عدّه‏ای به نظام بدبین شوند؛ مثل اوّل مشروطه.1380/05/11

لینک ثابت
اخلاق اجتماعی

دوم، هدف گرفتن تعالیِ انسان است؛ تعالیِ خود و دیگران. این تعالی شامل تعالیِ علمی، تعالیِ فکری، تعالیِ روحی و اخلاقی، تعالیِ اجتماعی و سیاسی یعنی جامعه تعالی پیدا کند و تعالیِ اقتصادی است؛ یعنی رفاه امور زندگی مردم. همه موظّفند برای این چیزها تلاش کنند: گسترش و پیشرفت علم برای همه؛ حاکمیت اندیشه‏ی سالم و فکر درست؛ تعالیِ روحی و معنوی و اخلاقی، خُلق کریم و مکارم اخلاق؛ پیشرفت اجتماعیِ بشری نه فقط جنبه‏های معنوی و علمی و اخلاقی یک فرد، بلکه جامعه هم مورد نظر است و پیشرفت امور اقتصادی و رفاهی انسانها، و بایستی مردم را به سمت رفاه و تمتّع هرچه بیشتر از امکانات زندگی پیش ببرند. این یکی از وظایف همه است؛ مخصوص دوره‏ی قدرت و حکومت هم نیست؛ در دوره‏ی حکومتِ غیر خدا هم این وظیفه وجود دارد.1379/09/12
لینک ثابت
اخلاق اجتماعی

انقلاب یک امر دفعی نیست؛ یک امر تدریجی است. یک مرحله‏ی انقلاب که تغییر نظام سیاسی است، دفعی است؛ اما در طول زمان، انقلاب باید تحقّق پیدا کند. این تحقّق چگونه است؟ این تحقّق به آن است که آن بخشهایی که عقب مانده و تحوّل پیدا نکرده است، تحوّل پیدا کند و روز به روز راههای جدید، کارهای جدید، فکرهای جدید و روشهای جدید، در چارچوب و بر پایه‏ی آن ارزشها در جامعه به وجود بیاید و پیش برود، تا آن ملت بتواند با نشاط و با قدرت به سمت هدفِ خودش حرکت کند. برگشت، غلط است؛ عقبگرد، خسارت است؛ اما ایستادن هم غلط است؛ باید حرکت کرد و به جلو رفت.
و اما این پیشرفتها در کجاست؟ این تحوّلی که می‏گوییم باید به وجود بیاید و این حرکت به جلو در کجاست؟ در همه‏ی مناطق مربوط به زندگی جامعه. قوانین، تحوّل پیدا می‏کند و باید روز به روز بهتر و کامل‏تر شود. در فرهنگ و در اخلاق عمومی مردم، روز به روز بایستی تحوّل صورت گیرد و پیشرفت حاصل گردد. در نظام علمی و آموزشی کشور، در فعالیّتهای اقتصادی، در هنر، در امور حکومت و اداره‏ی کشور، حتی در حوزه‏های علمیّه، بایستی انسانهای بافکر و شجاع و روشن‏بین، روز به روز روشهای جدید، کارهای جدید، فکرهای جدید و آرمان‏های جدید را دنبال کنند. اساس، همان ارزشهاست. در چارچوب همان ارزشها پیش بروند و تحوّلات را به وجود آورند. آن وقت انقلاب، یک انقلاب کامل و روز به روز می‏شود و تمام شدنی هم نیست. این تکامل، تمام شدنی هم نیست؛ یعنی هر ده سال، بیست سال یک‏بار، اگر انسان به کشور نگاه کند، خواهد دید که در بخشهای مختلف، پیشرفت و ترقّی ایجاد شده است.1379/02/23

لینک ثابت
اخلاق اجتماعی

در قرآن مکرّر در باره‏ی «سکینه» صحبت شده است و من هم پارسال جملاتی عرض کردم. این سکینه‏ی مسئولان است که اتّفاقاً خودش را نشان داد. ما امسال سالی که در اواخرش هستیم حوادثی داشتیم که در آن سکینه‏ی مسئولان کارساز بود. کمیِ درآمدهای اقتصادی را داشتیم؛ مشکلات اقتصادی را داشتیم؛ مشکلات سیاسی را داشتیم؛ مشکلات امنیتی را داشتیم. دیدید که دشمنان در تابستان امسال در همین تهران حوادثی به وجود آوردند. انسانها اگر از سکینه و آرامش و توکّل و اعتماد به خدا و اعتماد به آینده و اعتماد به آنچه که از مبانی حق در اختیار آن‏هاست، برخوردار نباشند، در مقابل این‏طور حوادث دست و پایشان را گم می‏کنند؛ بخصوص اگر انسان بداند که این حوادث را دشمن برنامه‏ریزی کرده است؛ که بعید هم نیست و قرائنی هم دارد. دشمن از بعد از رحلت امام یک برنامه‏ی ده‏ساله را طرّاحی کرد تا در طول ده سال آن را به نهایت برساند. شاید قضایای اقتصادی ما ارزان شدن قیمت نفت مسائل سیاسی، برخی از مسائل فرهنگی، بعضی از گرفتاریهای اقتصادی و بعضی از گرفتاریهای امنیتی، به این برنامه‏ریزیها بی‏ارتباط نباشد. اگر این‏طور فرض کنیم، شواهدی دارد. این از سکینه‏ی مسئولان یعنی شما حضرات و دوستانی که اینجا هستید اما سکینه‏ی مردم چه؟ ملت هم به سکینه و آرامش احتیاج دارد. چگونه می‏شود این سکینه‏ی زبدگان را به سطح عموم مردم سرریز کرد؟ البته بسیاری از مردم، ایمان خوب و روشن و شفّافی دارند و عموم مردم نشان دادند که در مشکلات دارای یک اقتدار حقیقی‏اند؛ اقتداری که از دین و ایمان سرچشمه گرفته است؛ لیکن وقتی گروهی مسئولیت اداره‏ی امور کشور و ملت را بر دوش می‏گیرند، نمی‏توانند نسبت به این قضیه خود را برکنار بدانند. همه‏ی وظایف ما، در وظایف اقتصادی و سیاسی خلاصه نمی‏شود؛ ما در مقابل معنویات مردم هم مسئولیت داریم. اگر مردم از لحاظ روحی و اخلاقی عقبگرد داشته باشند، نمی‏شود بگوییم در جامعه هیچ‏کس مسئول این نیست. حالا اگر بنا شد کسی مسئول باشد، مسئول کیست؟ یقیناً مسئولان کشور نمی‏توانند خودشان را برکنار بدانند؛ هرکدام یک طور و به‏نحوی مسئولیت دارند. پس، مسئولیتِ معنویات مردم هم بر دوش مدیران کشور در طبقات مختلف از بالا تا پایین است.1378/10/04
لینک ثابت
اخلاق اجتماعی

اروپاییها هرچه از لحاظ علمی خوب و جلو هستند، از لحاظ اخلاقی چه اخلاق فردی، چه اخلاق اجتماعی و تاریخی آدم‏های ناباب در بینشان خیلی زیاد است. نمی‏خواهم مطلق بگویم که بدند؛ اما خیلی چیزهای بد در بین آن‏ها هست؛ از جمله همین تحریفهای تاریخی و این دروغهای ملی بزرگ. این‏طور منعکس کردند البته از همان افکار قرن نوزدهمی است که تا وقتی علم‏ و دین هر دو می‏خواستند در جامعه حضور داشته باشند، دین جا را برای علم تنگ می‏کرد و اجازه نمی‏داد؛ لذا علم متوقّف می‏ماند! دلیلش چیست؟ دلیلش قرون وسطی! در قرون وسطی، در بین مردم دین بود و زیاد هم بود، تعصّب‏آمیز هم بود؛ با این همه علم پیشرفتی نکرد؛ اما بتدریج از لابلای این صخره‏های دشوارِ تعصّب و اعتقاد دینی، رگه‏های علمی بیرون آمد و جا را برای دین تنگ کرد خودش بیرون آمد و صحنه‏گردان شد و دین را به انزوا راند این تحلیلی است که آن‏ها می‏کنند. این تحلیل، تحلیل غلطی است؛ یعنی ناشی از حقایق و واقعیّات نیست. اوّلًا قرون وسطایی که آن‏ها می‏گویند، قرون وسطای دوران جهالت و بدبختی اروپاست، نه دوران عقب‏ماندگی علمی همه جای دنیا؛ این‏ها اروپا را تعمیم می‏دهند. حالا فرض بفرمایید اوج قرون وسطی و تاریکی قرون وسطی چه زمانی است؟ قرنهای دهم و یازدهم و دوازدهم میلادی است؛ یعنی قرنهای چهارم و پنجم و ششم هجری؛ یعنی اوج شکوفایی علمیِ کشورهای اسلامی و در رأس همه ایران؛ یعنی قرن ولادت و زندگی ابن سینا و رازی و فارابی و دیگران. همه‏ی این شخصیتهای بزرگ، آفتابهایی هستند که از این طرف دنیا تابیدند.1378/07/19
لینک ثابت
اخلاق اجتماعی

نماز از آنجا که اولًا سلامت و تعالی اخلاقی و معنوی به افراد جامعه می‏بخشد و ثانیاً از آن رو که با شکل و محتوای ویژه خود نمازگزار را به انضباط می‏کشاند و از بیهودگی و ولنگاری نجات می‏دهد، به حق باید یکی از عوامل مهم انضباط و انتظام اجتماعی شناخته شود. اگر نماز با حضور و از سرِ شوق و در هنگام فضیلت در میان مردمی رواج پیدا کند، این‏ها دستاوردهای قطعی آن مردم خواهد بود، بدیهی است که نماز از سر کسالت و بی‏حضور و یا خودنمایانه، هیچ‏یک از این فوائد را نخواهد داشت.1378/06/18
لینک ثابت
اخلاق اجتماعی

این زیبایی و زیباسازی، بایستی موجب این نشود که در جامعه انحطاط و فساد به وجود آید؛ یعنی ابتذال اخلاقی نباید به وجود آید. چگونه؟ راههایش مشخّص است. اگر ارتباط بی‏قید و شرط و بی‏بندوباری در روابط زن و مرد وجود داشته باشد، این موجب فساد خواهد شد. اگر به صورت افراطی به شکل مُدپرستی درآید، این به فساد خواهد انجامید. اگر این مقوله‏ی زیباسازی و رسیدن به سر و وضع و لباس و امثال این‏ها، مشغله‏ی اصلی زندگی شود، انحراف و انحطاط است؛ مثل اینکه در دوره‏ی طاغوت، آن خانمهای اعیان و اشراف، پشت میز آرایش می‏نشستند. فکر می‏کنید چند ساعت می‏نشستند؟ شش ساعت! این واقعیت دارد و ما خبرهای دقیق داشتیم که شش ساعت می‏نشستند! یک انسان، این مدّت برای آرایش صرفِ وقت کند که می‏خواهد مثلًا به عروسی برود و موی سرش را، یا صورتش را این‏طوری درست کند! اگر کار به این شکل درآید، انحراف و انحطاط است؛ اما فی‏نفسه، رسیدن به سر و وضع و لباس، بدون اینکه در آن خودنمایی و تبرّج باشد، عیبی ندارد.1377/02/07
لینک ثابت
اخلاق اجتماعی

یک نقطه‏ی برجسته‏ی دیگر، مسأله‏ی اخلاقیّات و تزکیه‏ی نفوس است که آن هم در آیاتی از قرآن مورد تأکید قرار گرفته است و در حدیث نبوی معروف بین همه‏ی فِرَق اسلامی هم هست که «بُعِثتُ لِأُتَمّم مکارم الاخلاق». ببینید؛ در آن جامعه‏ای که خُلقیّات اخلاق حسنه و مکارم اخلاقی رایج باشد، انسانها از اخلاق نیکو از گذشت، برادری، احسان، عدل، علم و حق‏طلبی برخوردار باشند، انصاف بین آن‏ها باشد، صفات رذیله در میان آن‏ها حاکم و رایج نباشد، در چه بهشتی زندگی خواهند کرد!
امروز بشر، از همین چیزها رنج می‏برد. امروز گرفتاریهای دنیای بشر، گرفتاریهای ناشی از طغیانهای سیاسی در عالم و طواغیت، به ریشه‏های اخلاقی برمی‏گردد. گرفتاریهای توده‏های مردم هم غالباً به جهالت آن‏ها برمی‏گردد. اسلام، این‏ها را برطرف می‏کند.
مسلمانان باید این پیامها را گرامی بدارند. ما در جمهوری اسلامی این توفیق را پیدا کرده‏ایم که بسیار هم توفیق بزرگی است که یک‏بار دیگر جامعه را بر اساس احکام و معارف و دستورالعمل اسلامی به وجود آوریم و شکل بدهیم و هدایت کنیم. این توفیق کم‏نظیری است که خدای متعال به ما بخشیده است.1376/09/07

لینک ثابت
اخلاق اجتماعی

مگر ممکن است در انتخابات جمهوری اسلامی، کسی به خود حق بدهد یا جرأت بدهد که در آراءِ مردم دستکاری کند؟ اوّلًا شورای محترم نگهبان، یک مجموعه‏ی عادل و مواظب و ناظر بر انتخاباتند و هیچ راهی را برای تقلّب باقی نمی‏گذارند. ثانیاً وزیر محترم کشور پیش من آمد و گفت شما مطمئن باشید که ما نمی‏گذاریم یک رأی جابه‏جا شود. این‏ها مسلمان و انقلابی و متدیّن و مورد اعتمادند و از مجلس شورای اسلامی رأی اعتماد گرفته‏اند. برفرض در گوشه‏ای یک تخلّف کوچک هم انجام گیرد. این در نتیجه‏ی انتخابات هیچ تأثیری نخواهد داشت. خود من هم مواظبم و اجازه نخواهم داد که کسی به خود حق بدهد، تقلّب در انتخابات را که یک عملِ هم خلاف شرع و هم خلاف اخلاق سیاسی و اجتماعی است، انجام دهد. چنین کاری هرگز نخواهد شد. بعضی خیال کرده‏اند که حالا چه اتّفاق می‏افتد. من بخصوص از رئیس‏جمهور محترم استفسار کردم و گفتم شاید ایشان خبری دارند؛ اما ایشان گفتند که نه؛ من در همه‏ی انتخاباتها، به مسئولان و دست‏اندرکاران سفارش می‏کنم که تخلّف نکنند. مسأله‏ی خاصی وجود ندارد. عدّه‏ای جنجال کردند و رادیوهای بیگانه هم های‏وهوی راه انداختند. نخیر؛ انتخابات إن شاء اللّه با اتقان کامل انجام خواهد گرفت. هم مسئولانی که هستند، مورد اطمینانند، هم خود من نخواهم گذاشت که مسأله‏ی انتخابات، خدای نکرده اندکی مخدوش شود.1376/02/31
لینک ثابت
اخلاق اجتماعی

قدرت ملی برای جوامع بشری، کلید همه‏ی کامیابی‏ها و وسیله‏ی لازم برای رسیدن افراد جامعه به حیات طیبه است. مقصود از قدرت ملی آن است که جامعه و کشور، از اخلاق، علم، ثروت، نظام سیاسی کارآمد و عزم و اراده‏ی عمومی برخوردار باشد. درست است که جوامع قدرتمند، اگر فاقد هدایت و نظارت و اجرای عدالت باشند، همان ثروت و علم، آنان را به طغیان خواهد کشانید و اخلاق و اراده‏ی آنان را زایل کرده، مسیر آنان را به سمت انحطاط رقم خواهد زد همان‏طور که امروز در کشورهایی همچون امریکا و غیره، نشانه‏های آن دیده می‏شود ولی فقدان آن تواناییها و اقتدارها، بلای انحطاط اخلاقی و سیاسی را بسی سریع‏تر بر جان کشورها می‏اندازد و دنیا و آخرت و علم و اخلاق و همه چیز را از ملتها می‏ستاند. از آن روست که تعالیم سیاسی و اجتماعی اسلام، همه در جهت آن است که ملل اسلامی به اقتدار و سیادت علمی و اخلاقی و سیاسی و روحی و مادی دست یابند. و امروز همه‏ی رهبران هوشیار ملتهای جهان در صددند که از هر امکان و ذخیره‏ای که می‏تواند آنان را قدرتمند کند، بهره گیرند.1376/01/21
لینک ثابت
اخلاق اجتماعی

امروز در کشورهایی هم که دارای ثروت مادّی و علمیِ فراوان هستند، بی‏عدالتی هست و عدالت به معنای حقیقی کلمه نیست. لذا اکثریت انسانها در آن کشورها دچار رنجند. چرا؟ چون در باره‏ی آن‏ها عدالت اجرا نمی‏شود. وقتی این‏ها ببینند که در گوشه‏ای از دنیا حکومتی وجود دارد و نظامی هست که براساس اسلام شکل گرفته و در این نظام، عدالت مستقر است و مردم از عدالت بهره‏مندند و در آن، بی‏عدالتی و زورگوییِ افراد به یکدیگر و تجاوز و تعرّض به حقوق دیگران نیست و در آن مظلومی وجود ندارد که دستش به دادرسی و دادگستری نرسد، نسبت به آن نظام، جذب می‏شوند. خودِ این، عامل گسترش اسلام است. پس، عامل دومِ گسترش اسلام، عدالت است. عدالت، مقوله‏ای است که امروز جمهوری اسلامی، مخاطب به آن است.
البته عدالت کامل و مطلق، چیزی نیست که در ظرف دو سال و پنج سال و ده سال، به وسیله‏ی انسانهای ناقصی از قبیل ما قابل استقرار یابد. عدالت، مقوله‏ی بسیار دشواری است. عدالت، بسیار صعب‏الوصول و مشکل است. جامعه باید از لحاظ اخلاقی ساخته شود، تا بتوان عدالت کامل را در آن اجرا کرد.1376/01/01

لینک ثابت
اخلاق اجتماعی

اینکه من چندی پیش به مردم عزیز اهواز و خوزستان و در حقیقت به همه‏ی ملت ایران گفتم که ما باید گام چهارم انقلاب را که گام نوسازی و تحوّل معنوی و اخلاقی است، برداریم و در جامعه، به یک معنا این حرکت از همه‏ی حرکتها دشوارتر است و خیلی سخت است که انسان از لحاظ اخلاقی، همه‏ی جامعه را نوسازی کند و تحوّل ببخشد و رذایل اخلاقی را کنار بریزد و معنویّات را بر جامعه مستقر کند، به‏خاطر همین است که ما بدون یک تحوّل اخلاقی عمیق و گسترده، نخواهیم توانست عدالت اجتماعی را آن‏طوری که مورد نظر اسلام است، انجام دهیم. عدالت، عدّه‏ای را زخم‏دار و ناراضی می‏کند. عدالت، کسانی را که درصدد سوءاستفاده از اموال عمومی‏اند، به اعتراض وامی‏دارد. آن کسانی هم که در این مواقع اعتراضی می‏کنند، کسانی نیستند که دستشان به جایی نرسد. کسی که امکانات و ثروت دارد، می‏تواند مسئله درست کند. دشمنان خارجی هم به این طور آدم‏ها کمک می‏کنند.1376/01/01
لینک ثابت
اخلاق اجتماعی

اما قدم چهارمی که وجود دارد، نوسازی معنوی ایران است؛ یعنی استقرار عدالت اجتماعی به معنای کامل. البته این قدم چهارم هم برداشته شده است؛ منتها باید روز به روز شتاب بیشتری پیدا کند. در یک نظام اجتماعی، عدل از همه‏ی چیزها بالاتر و باارزش‏تر است. عدالت، هدف تشکیل نظامهای الهی و فرستادن پیامبران خداست. عدالت، از بین رفتن تبعیض و فقر و جهل و محرومیت و نادانیهای نفوذ و رسوب کرده در اذهان بخشی از مردم در گوشه و کنار کشور، چیزهایی است که باید انجام گیرد. ما اگر سازندگی را بازهم پیش ببریم، اما در جهت استقرار عدالت و از بین بردن تبعیض و ایجاد برابری حقوق و احیای کرامت زن و مرد مسلمان فعّالیتی نکنیم، موفقیّتی به دست نیاورده‏ایم. موفقیّت، آن وقتی است که بتوانیم معنویّت و دین و اخلاق و عدالت و معرفت و سواد و تواناییهای گوناگون را در میان جامعه مستقر کنیم.
البته نظام جمهوری اسلامی، از روز اوّل این شعار را داده و به دنبال آن حرکت کرده است. خدا را شکر می‏کنیم، دستگاه‏هایی که ظلم و تبعیض از وجودشان می‏تراوید و ناشی می‏شد، در این مملکت از بین رفتند. پادشاهی، دستگاه پادشاهی، دستگاه‏های زورگویی، دستگاه‏های فرعونی، دستگاه‏های اشرافیگری، دستگاه‏هایی که همه‏ی همّتشان تأمین دنیای خود به قیمت نابود کردن دنیا و آخرت دیگران بود، نابود شدند و از بین رفتند. امروز ملاک، دین و تقوا و اخلاق است. جوان و زن و مرد و اقوام مختلف ما، همه به دنبال معنویّتند و به فضل پروردگار، مسئولان کشور و دولتمردان ما، به دنبال استقرار عدالتند. این، آن قدم چهارم است. این، قدم اصلی و کار اساسی است، تا بتوانیم جامعه‏ی اسلامی را یک جامعه‏ی عادلانه- به معنای حقیقی- قرار دهیم. خدا را شکر می‏کنیم که مردم ما عدالتخواهند و با تبعیض و ظلم و زور و خصوصیاتی که متعلّق به یک جامعه‏ی طاغوتی است، مخالفند؛ باید هم مخالف باشند.1375/12/18

لینک ثابت
اخلاق اجتماعی

انسانها باید به اخلاق حسنه تخلّق پیدا کنند که البته تخلّق به اخلاق حسنه هم موجب تعالی و تکامل معنوی و روحی و معرفت برتر است و آن از مراحل انسان کامل است. ما هم خیلی نمی‏توانیم حتّی درست درک کنیم. همین‏قدر انسان، از اهلش و از بزرگان، چیزهایی شنیده است. مرحله‏ای که حالا به ما ارتباط پیدا می‏کند، مرحله‏ی اخلاق است؛ اخلاق، اخلاق. شما ببینید، این راست است که پیغمبر فرمود: «انّما بعثت لاتمّم مکارم الاخلاق». این حدیث از طرق فریقین- فِرَق اسلامی- نقل شده است؛ شیعه و سنّی نقل کرده‏اند.
این «انّما» خیلی معنا دارد. یعنی اساساً بعثت من برای این است؛ هدف این است؛ بقیه مقدّمه است. «لاتمّم مکارم الاخلاق»؛ تا اینکه مکارم اخلاق، در میان بشر و افراد جامعه، در میان انسانها و این امّت کامل شود؛ رشد پیدا کند و همه از آن برخوردار شوند و انسان شویم.
باید انسان شویم. باید اخلاق انسانی را در خودمان تقویت و تکمیل کنیم. این، آن قدم بعدی و خیلی مهم است. اگر در جامعه‏ای که متعلّق به اسلام است، در نظامی که ارکان آن، ارکان اسلامی است، ما از اخلاق الهی دور بمانیم و دنبال هوسها، خودخواهی‏ها و خودپرستی‏ها برویم و هرکس تلاش کند برای اینکه بیشتر به دست بیاورد، بهتر بخورد و بهتر زندگی کند؛ از دست این و آن بقاپد و اگر لازم شد، بیش از حقّ خود استفاده و تصرّف کند؛ نه گذشتی باشد و نه ایثاری؛ این چه حکومتی خواهد بود؟! چه اسلامی و چه جامعه‏ی اسلامی‏ای خواهد بود؟!
این، آن اساس قضیه است. «بعثت لاتمّم مکارم الاخلاق».
عزیزان من! بدانید که دنیا امروز، به این احتیاج دارد. متأسّفانه دنیای مادّی، از این خصوصیت به کلّی محروم است!
و امّا اخلاق الهی و مکارم اخلاق در شرع مقدّس اسلام، توضیح و تفصیل داده شده است؛ چه آن چیزهایی که مربوط به خود انسان است- مثل صبر، شکر، اخلاص و قناعت-. چه آن‏ها که در رابطه با انسانهای دیگر است- مثل گذشت، تواضع، ایثار و تکریم انسانها- و چه چیزهایی که در رابطه با مجموعه‏ی جامعه‏ی اسلامی است. اخلاق اسلامی دامنه‏ی وسیعی دارد. این‏ها همان چیزهایی است که بیشترین تلاش همه‏ی انبیا و اولیا و بزرگان ادیان الهی- و در اسلام، تلاش نبیّ مکرّم اسلام و ائمّه و بزرگان- برای آن بوده است که این‏ها به وجود آید.
البته در یک حکومت جائرانه، این چیزها ممکن است که خیلی خیلی به دشواری به دست آید. همان‏طور که گفتیم، در نظامی که اساسش بر باطل، ظلم و بر مادّی‏گری است- مثل حکومت طواغیت عالم- طبیعی است که این‏طور چیزها، آسان به دست نمی‏آید؛ اما در یک نظام اسلامی، راحت‏تر می‏شود به دست آورد و امروز دنیا، به این احتیاج دارد.
جامعه‏ی ما باید یک حرکت اساسی را به عنوان متمّم اصلی انقلاب بزرگ اسلامی انجام دهد که این حرکت بزرگ، دارای دو مرحله باشد: یکی استقرار نظام و گسترش اخلاق اسلامی در میان خود ما؛ ارزشی شدن خلقیّات اسلامی در میان ما مردم. این‏ها ارزش شود. در طول حکومت طواغیت در این کشور، این‏ها از ارزش بودن هم افتاده است. آدم صادق در مقابل افکار افرادی با دید ناقص و آدم‏های کوته‏بین، فردی ساده‏لوح است. صادق است؛ هرچه می‏داند می‏گوید؛ ولی آدم خوب و درست و حسابی، آن کسی است که راست نگوید؛ حقایق را دگرگون سازد و بتواند حُقّه‏بازی و تقلّب کند! این دگرگونی ارزشهاست. در طول حکومت طواغیت، حکومت پادشاهان ظالم و جائر و فاسد و ضدّ اخلاق، این طور شده است و متأسفانه نهادهای اخلاقی در کشور ما، خیلی ضربه خورده است!
البته حرکت انقلابی، به نهادهای اخلاقی و بنیادهای درونی و روح اخلاقی در جامعه‏ی ما کمک کرد؛ جان داد؛ اما تلاش لازم است. این مرحله‏ی اوّل است.
و امّا مرحله‏ی دوم این است که شما این‏ها را به دنیا یاد بدهید. دنیا امروز احتیاج دارد. بشریّت در سطح جهان از فقدان اخلاق رنج می‏برد. اسلام و مسلمین می‏توانند بهترین هدیه‏ی اخلاقی رابه ملتها بدهند؛ به بشریّت اعطا کنند.1375/09/19

لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی