بسم الله الرّحمن الرّحیم
(۱)
بنده هم این عید سعید و عظیم را به همه
ى مسلمین جهان، به ملّت بزرگ ایران و به شما حضّار گرامى، و همچنین به همه
ى انسانهاى آزاده
ى عالم ــ ولو غیر مسلمان ــ که میتوانند قدر پیام اسلام را و مبعث را براى بشریّت بدانند، تبریک عرض میکنم.
اگر ما در بین حوادث تاریخ بشر، حوادثى که براى انسانها پیش مى
آید، بعثت انبیا را از همه
ى این حوادث در سرنوشت بشر مهمتر و مؤثّرتر بدانیم، همین[طور] هم هست؛ [چون] هیچ حادثه
اى از انقلابهاى بزرگ، مرگها و حیاتهاى ملّتها، پدید آمدن اشخاص بزرگ، از بین رفتن اشخاص بزرگ، ظهور مکتبهاى گوناگون، اهمّیّتش براى بشریّت به اندازه
ى بعثتهاى انبیا نیست. همچنان که امروز شما مى
بینید ماندگارترین شکلهاى فکر و ذهن آحاد بشر همان شکلهایى است که ادیان به آنها داده است و تا ابد هم همینجور خواهد بود. اگر ما بعثتها را برترین حوادث بدانیم، پس بعثت پیغمبر خاتم (صلّى الله
علیه و آله و سلّم) از لحاظ اهمّیّت در رأس همه
ى حوادث بزرگ و کوچک تاریخ بشر قرار میگیرد. اگرچه امروز بسیار کسانى در عالم هستند که مستقیماً خود را در پرتو اشعه
ى بعثت نبىّ
اکرم قرار نداده
اند ــ یعنى غیر مسلمانها ــ امّا همانها هم از برکات این بعثت تاکنون منتفع شده
اند. بى
شک علم بشر، تمدّن بشر، خُلقیّات نیکو در میان انسانها، عادات خوب و بسیارى از این مقوله، اگر ظاهراً هم به ادیان متّصل نباشد، در ریشه
ى اصلى، جوشیده
ى از ادیان الهى و معارف الهى و در رأس آنها بعثت نبىّ مکرّم اسلام است؛ لکن در عین
حال همه
ى بشریّت در آینده هم بیشتر از این برکات استفاده خواهند کرد. بنابراین بزرگترین، مهمترین، برجسته
ترین حادثه در تاریخ بشر، این بعثت است. جا دارد که مسلمانها درباره
ى این حادثه بیشتر بیندیشند.
ما نمیتوانیم منکر گرفتاریهاى دنیاى اسلام بشویم و آنها را ندیده بگیریم؛ نمیتوانیم ضعفهایى را که امروز جوامع اسلامى دچار آن هستند، کوچک بشماریم. یک روز در این عالم یک تجربه
اى اتّفاق افتاده است و آن، تجربه
ى حاکمیّت اسلام به طور کامل بر زندگى انسانها بود، در زمان خود وجود مقدّس نبىّ
اکرم و دوره
ى محدودى از صدر اوّل. همان برکات کار را به جایى رساند که امّت اسلامى توانست بزرگترین ملّتها را در بُرهه
اى از زمان به وجود بیاورد و آنچنان مشعلى از علم و تمدّن و فرهنگ و اخلاق و پیشرفت و درسهاى فراموشنشدنى ــ آن هم در آن دوران جهلى که آن روز بر دنیا حاکم بوده است ــ برافروزد که هنوز که هنوز است، بشریّت از پرتو آن و از اشعه
ى آن دارد استفاده میکند. خب این یک تجربه است؛ هر چه ما از اسلام دورتر شده
ایم و پیام مبعث را کمتر مورد توجّه قرار داده
ایم، زندگى بر ما مسلمانها در دوره
هاى مختلف مشکلتر شده است.
پیام مبعث در قرآن را میشود در بخشهاى برجسته
اى جستجو کرد که دو قسمت از این پیام عظیم را من اشاره میکنم تا ببینید چقدر [مبعث] براى ما انسانها مهم است و چطور در مقابل ما برنامه و راه قرار میدهد. یکى پیامی است که در آیاتى از قرآن به آن اشاره شده است، از جمله این آیه که میفرماید: بِسمِ الله الرَّحمٰنِ الرَّحیمِ * الٰر کِـتٰبٌ اَنزَلنٰهُ اِلَیکَ لِتُخرِجَ النّاسَ مِنَ الظُّلُمـٰتِ اِلَی النّور؛؛
(۲) پیام خروج از ظلمت و ورود به نور. نور و ظلمت چیزى نیست که در بخشهاى مختلف براى انسان قابل اشتباه باشد. ظلمات جهل، ظلمات عادات زشت، ظلمات خُلقیّات بد، ظلمات فتنه
هاى میان افراد بشر، ظلمات خرافاتى که بر ذهنهاى انسانها حاکم میشود و پنجه مى
اندازد و آنها را از راه مستقیم منحرف میکند، ظلمات ظلم، ظلمات طغیان، اینها همه ظلمات است؛ اسلام و پیام بعثت انسانها را از همه
ى این ظلمتها خارج میکند و به نورى که مقابل آن هست هدایت میکند و دلالت میکند. در آیات متعدّدى از قرآن این مضمون تکرار شده است؛ یعنى یک تحوّل در زندگى انسان از لحاظ اجتماعى، از لحاظ هدفگیرى، از لحاظ فردى، از همهجهت.
یک نقطه
ى برجسته
ى دیگر، مسئله
ى اخلاقیّات و تزکیه
ى نفوس است که آن هم در آیاتى از قرآن مورد تأکید قرار گرفته است و در حدیث نبوىِ معروفِ بین همه
ى فِرَق اسلامى هم هست که «بُعِثتُ لِاُتَمِّمَ مَکارِمَ الاَخلاق».
(۳) ببینید در آن جامعه
اى که خُلقیّات، اخلاق حسنه، مکارم اخلاقى در آن جامعه رایج باشد و انسانها از اخلاق نیکو، از گذشت، از برادرى، از احسان، از عدل، از علم، از حقطلبى برخوردار باشند، انصاف بین آنها باشد، صفات رذیله در میان آنها حاکم و رایج نباشد، در چه بهشتى زندگى خواهند کرد! امروز بشر از همین چیزها رنج میبرد؛ امروز گرفتاریهاى دنیاى بشر، گرفتاریهاى ناشى از طغیانهاى سیاسى در عالم و طواغیت برمیگردد به ریشه
هاى اخلاقى؛ گرفتاریهاى توده
هاى مردم هم غالباً برمیگردد به جهالت آنها؛ اسلام اینها را برطرف میکند. این پیامها را مسلمانها باید گرامى بدارند.
ما در جمهورى اسلامى این توفیق را پیدا کرده
ایم ــ بسیار هم توفیق بزرگى است ــ که یک بار دیگر جامعه را بر اساس احکام و معارف و دستورالعمل اسلامى به وجود بیاوریم و شکل بدهیم و هدایت کنیم؛ این یک توفیق کمنظیرى است که خداى متعال به ما بخشیده است. البتّه ادّعا نمیکنیم که ما توانستهایم الگوى اسلام را به طور کامل تأمین کنیم؛ این ادّعاى بسیار بزرگى است؛ ما از آن بسیار فاصله داریم. ما از آن انسانى و از آن جامعه
اى که اسلام میطلبد و به عنوان نمونه و آرمانى معرّفى میکند، هنوز خیلى فاصله داریم، لکن فاصلهی ما با شکلهاى اجتماعى و نظامهاى رایج بشرى هم که از دین خدا دور افتاده
اند، بحمدالله
خیلى زیاد است.
ما توانسته
ایم در راه اسلام و در جهت اسلام حرکت کنیم، قوانین اسلام را در جامعه به وجود بیاوریم و در حدّ وسع و توان خودمان آنها را در زندگى خودمان پیاده کنیم؛ ما توانسته
ایم ارزشهاى اسلامى را به عنوان ارزشهاى برتر در جمهورى اسلامى معرّفى کنیم؛ ما توانسته
ایم کلام خدا را در بین مردم رایج کنیم، دلها را به سمت خدا متوجّه کنیم؛ یعنى انقلاب این کار را کرده است، اشخاص که نمیتوانند این چیزها را به خودشان نسبت بدهند. انقلاب ما به فضل الهى یک چنین کار بزرگى را در نظام ما انجام داده است؛ ما این توفیق را پیدا کردیم. باید این راه را با جدّیّت ادامه بدهیم چون به همین اندازه آثار آن را مشاهده کردیم: خداى متعال به ما عزّت داد؛ کشور ما، نظام ما، جامعه
ى ما، ملّت ما، در طول سالیان متمادىِ حکومت طواغیت تحقیر میشد، عقب
افتاده بود، مردم به حقوق خودشان واقف نبودند، دولتمردان با مردم رابطه
اى نداشتند؛ نظام حاکم بر کشور در مقابل قدرتمندان عالم شخصیّتى نداشت، تبعیّت محض بود، دنباله
روى محض بود؛ معارف الهى براى مردم در ذهن آنها و در نظر آنها اهمّیّتى نداشت، تعلیم و تربیت بر اساس اسلام نبود، ضعف و ذلّت و فقر و ناتوانى در طول حکومت طواغیت از اطراف بر کشور ما تحمیل شده بود و ملّت ما را فشرده بود، رنج داده بود. خداى متعال ما را از آن رنجها به برکت اسلام خلاص کرد؛ به برکت توجّه به معنویّت اسلام و توجّه به پیام سیاسى اسلام.
پیام سیاسى اسلام، یعنى بعثت براى این نبود که یک عدّه مردم یک عقیده
اى را در ذهن خودشان حفظ بکنند، یک اعمال شخصى را هم انجام بدهند امّا نظام اجتماعى، تحت حاکمیّت دشمنان خدا و انداد
(۴)الله
باشد. بعثت آمد تا زندگى مردم را شکل بدهد؛ این کار در نظام اجتماعى اسلام بحمدالله
انجام گرفت و آثارش را هم ملّت ما مشاهده کردند، ثمرات شیرین آن را هم چشیدند. ما امروز، باید [هم] به سمت تغییر خودمان به سوى الگوهایى که اسلام معیّن کرده است پیش برویم، هم تغییر خودمان به عنوان اشخاص؛ هر کس هم از خود شروع کند. درست است که حکومت در مقابل مردم نسبت به مسئله
ى تعلیم و تربیت وظایف سنگینى بر دوش دارد امّا این وظایف منافاتى ندارد که ما مسئولین، افرادى که هر کدام مسئولیّتى را بر عهده گرفتهایم، روى خودمان به عنوان شخص هم کار کنیم، خودمان را هم اصلاح کنیم، اخلاق خودمان را هم درست کنیم، خودمان را از لحاظ باطن به خدا نزدیک کنیم، به عنوان یک فرد مجاهدت شخصى بکنیم، به دل خودمان آیات خدا را بخوانیم، دل را به خدا نزدیک بکنیم؛ این وظیفه
ى ما است. این کمک خواهد کرد تا ما بتوانیم وظیفه
اى را که در جنب مردم داریم، در جنب جامعه داریم، به بهترین وجهى انجام بدهیم و همهی آحاد مردم هم منهاى وظایف اجتماعى
اى که بر عهده
ى همه است ــ و هیچ کس خالى از وظیفه
ى اجتماعى نیست ــ وظیفه
ى فردى را، وظیفه
ى شخصى و اخلاقى را براى خودشان وظیفه
ى مهمّى بدانند. بنده احساس میکنم که ما احتیاج داریم که در زمینه
ى اخلاق و تزکیه و تهذیب، بر روى نفوس خودمان و نفوس دیگران کار کنیم. این نوسازى معنوى نظام اسلامى و ملّت مسلمان ایران، این مجاهدت بزرگ را لازم دارد و این هم یکى از پیامهاى بزرگ بعثت است و امیدوارم خداى متعال تفضّل کند، ما بتوانیم به برکت تمسّک و توسّل به ذیل عنایت پروردگار و استناره
ى
(۵) از آیات کریمه
ى قرآن و کلمات نبىّ اکرم و ائمّه
ى معصومین (علیهم السّلام) فضاى زندگى خودمان را، فضاى کشور را هر چه بیشتر اخلاقى، معنوى و همراه با صفا و صمیمیّت قرار بدهیم و آن وسیله
ى اساسى
اى را که اسلام توانسته است با آن موفّقیّتهاى خود را به وجود بیاورد ــ که آن، انسانسازى است ــ هم در مورد خودمان و هم ان
شاءالله
با برنامه
ریزیهاى دقیق در مورد جوانهاى کشور و همه
ى آحاد کشور تأمین کنیم و ان
شاءالله
با نیرو و نشاط بیشترى بتوانیم این راه را ادامه بدهیم.
خداوند ان
شاءالله
به برکت این روز، به برکت بعثت، به برکت روح مقدّس نبىّ اکرم همه
ى مردم کشورمان، همهی مردم مؤمن و همه
ى مسلمانان عالم را از برکات قرآن کریم و برکات بعثت برخوردار بفرماید.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته