<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:util="xalan://ir.irrci.Core">
<channel>
<title>KHAMENEI.IR RSS</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/rss</link>
<description>نسخه RSS وب سایت دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری (مدظله العالی) . Khamenei.ir
                </description>
<language>fa-ir</language>
<pubDate/>
<lastBuildDate/>
<docs>https://farsi.khamenei.ir/services</docs>
<generator>khamenei.ir</generator>
<ttl>20</ttl>
<image>
<title>RSS</title>
<url>https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/rsslogo.gif</url>
<link>https://farsi.khamenei.ir/services</link>
</image>
<item>
<title>دعای پایانی مراسم محفل انس با قرآن کریم</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62706</link>
<guid>62706</guid>
<dc:type>2</dc:type>
<dc:relation/>
<category>بيانات</category>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span class="grayText photos-lead" id="photo-lead-context" style="line-height:19px"&gt;&lt;span class="grayText photos-lead" id="photo-lead-context" style="line-height:19px"&gt;&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62698/140411303.svg"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62698/140411302.svg" style="width: 20px; margin-bottom: -5px; height: 26px;" /&gt;&lt;/a&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;در اولین روز از ماه مبارک رمضان ۱۴۴۷&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#a52a2a;"&gt;&lt;img alt="*" src="https://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;بسیار عالی بود، بسیار خوب بود، استفاده کردیم. ان‌شاء‌الله که همیشه با قرآن محشور باشند همه‌ی این [قاریان] و همه‌ی شما ان‌شاء‌الله، و روز به روز این نهال قرآنی رشد بیشتری کند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	والسّلام علیکم و رحمة‌الله.&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Wed, 18 Feb 2026 21:02:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>بیانات در دیدار مردم آذربایجان شرقی</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62663</link>
<guid>62663</guid>
<dc:type>2</dc:type>
<dc:relation/>
<category>بيانات</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62663/smps.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: left;"&gt;
	&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62663/14041128.pdf"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;[دریافت PDF]&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/59361/14031129.png" style="width: 30px; margin-bottom: -1px; height: 18px;" /&gt; &lt;span style="color:#696969;"&gt;در آستانه‌ی سالروز قیام بیست‌ونهم بهمن مردم تبریز&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بسم الله الرّحمن الرّحیم&lt;br /&gt;
	الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّة الله فی الارضین.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خیلی خوش آمدید مردم عزیز تبریز و آذربایجان، بخصوص جوانها، بخصوص خانواده‌های شهدا. حضور جمع جوان در این گامهای استواری که از آذربایجان به این حسینیّه تشریف آورده‌اند، مژده‌بخش «اتّصال نسلی» میان همه‌ی نسلهای گذشته و امروزه‌ی دوران انقلاب در شهر تبریز و در آذربایجان است که این یکی از برترین امتیازات شهر شما و استان شما است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بنده هر وقتی که در طول زمان، در دوران انقلاب، به تبریز یا به شهرهای دیگر آذربایجان سفر کردم، احساس کردم یک امتیازی، یک رجحانی در احساسات و در نگاه و دید این مردم وجود دارد که انسان در جاهای دیگر کمتر مشاهده میکند. خود این ماجرای بیست‌ونهم بهمن در سال ۵۶&lt;a href="#_ftn1" name="_ftnref1" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; یک علامت تاریخی است که اصلاً نمیشود آن را فراموش کرد. وقت‌شناسی، اقدام به‌هنگام، فداکاری، از خصوصیّات آن حادثه است. رحمت خدا بر امام‌جمعه‌ی فقید شهر، مرحوم آقای آل‌هاشم (رضوان الله علیه) که در یکی از دیدارها این خصوصیّات را بدرستی تشریح کرد و بیان کرد؛ و بنده هم آن را به چشم مشاهده کرده‌ام و دیده‌ام.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	من توصیه‌ی اصلی‌ام را همین اوّل عرض بکنم: این وقت‌شناسی را از دست ندهید؛ این حضور به‌هنگام را از دست ندهید؛ این خیلی امتیاز است. آذربایجان زنده است و حیات دارد. یک ملّت زنده و بانشاط هرگز دچار بازی‌های سیاسی و ترفندهای گوناگون دشمنان نمیشود. بحمدالله شما این وقت‌شناسی را و موقع‌شناسی را حفظ کرده‌اید؛ امسال در بیست‌ودوّم بهمن، جزو گزارشهایی که به ما دادند، [این بود که] همه‌ی شهرها افزایش جمعیّت داشته، و تبریز دو برابر [بوده].&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	عزیزان من! دیدار امسال ما و این دیدار امروز، یک دیدار استثنائی است؛ فرق دارد با سالهای دیگر. امسال سال عجیبی بود؛ امسال سالی بود که ملّت ایران در چند مرحله، در چند وهله عظمت خودش و اراده‌ی خودش و عزم راسخ خودش و توانایی‌های خودش را نشان داد، رو کرد، عرضه کرد؛ از جنگ دوازده‌روزه بگیرید تا همین روزهای اخیر.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	امروز البتّه در آستانه‌ی ماه رمضان هم هستیم؛ این هم جزو روزهای مبارک است. امسال مردم کشورمان و از جمله شما مردم عزیزِ عازمِ&lt;a href="#_ftn2" name="_ftnref2" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; غیور آذربایجان توانستید ایران را سربلند کنید، توانستید کشورتان را عزیز کنید. اینکه عرض میکنم [توانستید] سربلند کنید، فقط یک تعبیر نیست؛ این حرفی است که مسئولین کشورمان که برای مسائل سیاسی به کشورها سفر میکنند، برای ما نقل میکنند. آنها میگویند که امروز «ایران» در چشم سیاستمدارانی که ما ملاقات کردیم و درباره‌ی ایران حرف زدیم، یک برجستگی ویژه‌ای پیدا کرده و آن به خاطر همین ایستادگی‌ها و همین قدرت‌نمایی‌ها است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	من امروز درباره‌ی دو موضوع میخواهم صحبت کنم؛ یکی درباره‌ی این فتنه‌ای که در حدود یک ماه، چهل روز قبل اتّفاق افتاد؛ درباره‌ی این باید صحبت کرد، درباره‌ی این باید تحلیل کرد. من البتّه چند روز قبل از این در این زمینه یک صحبتی کردم،&lt;a href="#_ftn3" name="_ftnref3" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۳)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; امروز هم مختصر صحبت میکنم؛ لکن کسانی که اهل تحلیلند، اهل فکرند، باید کار کنند. یک صحبت دیگر هم درباره‌ی آمریکا، این نظامِ درواقع روبه‌زوال، این امپراتوریِ روبه‌سقوط، چند جمله‌ای صحبت خواهم کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	امّا راجع به این فتنه، من در یک کلمه به شما بگویم: عزیزان من! آنچه اتّفاق افتاد، یک «کودتا» بود که شکست خورد. این‌جور نبود که فرض کنیم یک عدّه جوان یا غیر جوان در یک جایی عصبانی شدند، حرکتی کردند، اقدامی کردند، اعتراضی کردند یا اغتشاشی کردند؛ نه، بیش از این حرفها بود؛ کودتا بود، منتها این کودتا زیر پای ملّت ایران له شد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	به طور خلاصه قضیّه این‌جوری است: دستگاه‌های اطّلاعاتی و جاسوسیِ دو کشورِ آمریکا و فلسطین اشغالی، یعنی همین رژیم صهیونیِ باطل، به کمک دستگاه‌های اطّلاعاتی بعضی از کشورهای دیگر ــ که بعضی از آن کشورها را هم ما می‌شناسیم ــ در طول زمان گشته‌اند یک تعدادی افراد شرور یا دارای زمینه‌های شرارت را در کشورمان پیدا کرده‌اند، اینها را برده‌اند، به آنها پول داده‌اند، اسلحه داده‌اند، آموزشِ خرابکاری داده‌اند،‌ آموزشِ ورود در مراکز نظامی یا مراکز دولتی داده‌اند، و فرستاده‌اند به ایران، منتظر برای یک فرصت، که هر گاه یک فرصتی پیدا شد، اینها کار خودشان را شروع کنند. کار آنها هم عبارت است از اینکه یک عدّه مخاطبِ ساده‌دل را ــ یا جوان یا غیر جوان را ــ تحت تأثیر قرار بدهند،‌ عصبانی کنند و آنها را وادار کنند به ورود در میدانهای سخت. این فرصت برایشان پیش آمد؛ در حدود یک ماه و نیم قبل وارد میدان شدند و این جوانهای ساده‌دل و بی‌تجربه را جلو انداختند؛ به کجا؟ به [سوی] مراکز حسّاس: مراکز نظامی، مراکز زیربنائی،‌ مراکز انبارهای بنزین،‌ مراکز حسّاس نظامی و دولتی. اینها را آنجا [جلو] انداختند و خودشان هم با سلاحهای مختلف ــ سلاح کمری، سلاح شخصی،‌ تفنگ، نارنجک و غیرذلک ــ وارد میدان شدند و سیاستشان این بود که حرکت، حرکت خشن و بی‌ملاحظه باشد؛ مثل حرکت داعش. تصمیم گرفتند که خشن عمل کنند؛ لذا انسانِ زنده را آتش میزنند، بچّه‌ را در بغل پدرش میکُشند؛ کارهای خشن میکنند. و متأسّفانه یک عدّه‌ای از هم‌میهنان ما به خاطر حرکت اینها به دیار باقی رفتند و جان باختند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	هدف چه بود؟ هدف این بود که پایه‌های نظام را سست کنند، متزلزل کنند، مراکز حسّاس را بگیرند، صداوسیما را بگیرند و از این قبیل؛ این کاری بود که اینها میخواستند بکنند. نیروهای انتظامی، بسیج، سپاه و تعداد زیادی جوان که نه جزو بسیج بودند، نه جزو سپاه بودند، در مقابل اینها قرار گرفتند. بعضی با دست خالی با اینها برخورد کردند، بعضی هم شهید شدند؛ لکن در نهایت چه شد؟ در نهایت، دشمن چه قبول بکند، چه قبول نکند، این کودتایی که با این‌همه زحمت، با این‌همه خرج، با این‌همه پیش‌بینی، آن را در داخل کشور فراهم کرده بودند، به خاک نشست و شکست خورد و ساقط شد. این اتّفاقی بوده که افتاده. قضیّه، قضیّه‌ی مهمّی است، قضیّه‌ی‌ کوچکی نیست.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خب آنچه پیش آمد، شکست دشمن و پیروزی ملّت ایران بود؛ این، معلوم و مشخّص است. بعد هم که آن راه‌پیمایی عجیب بیست‌ودوّم دی و بعد هم بیست‌ودوّم بهمن که واقعاً آیت الهی بود این حرکت عظیم و متراکم مردم. این [یک] سیاست. سیاستهای بعدی هم هست.‌ بنده نمیخواهم به طور قاطع بگویم، لکن میخواهم بگویم ملّت ایران که توانسته از بدخواهی دشمن و‌ توطئه‌ی دشمن این‌جور پیروز بیرون بیاید، این پیروزی را باید حفظ کند که آن هم با آمادگی است، با هوشیاری است، با اتّحاد ملّی است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	امّا خونهایی بر زمین ریخته شد. ما داغداریم، ما عزاداریم به خاطر خونهایی که ریخته شد. [البتّه] یک عدّه‌ای خودِ آن مفسدین و فتنه‌گران و کودتاچی‌ها بودند؛ یک عدّه‌ای آنها بودند که اجل مهلتشان نداد و به درک واصل شدند و سروکارشان با خدا است؛ با آنها کاری نداریم. لکن یک عدّه‌ای دیگر بودند که جزو آنها نبودند، سه گروه بودند، سه دسته بودند؛ من کشته‌ها و جان‌باخته‌ها را به سه دسته تقسیم میکنم: یک دسته، نیروهای مدافع امنیّت و مدافع سلامت نظام بودند؛ چه نیروهای انتظامی، چه نیروهای بسیجی و سپاهی و چه کسانی که در کنار اینها حرکت میکردند و شهید شدند؛ اینها جزو برترین شهدائند؛ یک دسته اینها هستند. یک دسته، رهگذرها هستند. وقتی که فتنه‌گر در داخل شهر فتنه بر پا میکند، فقط افرادی که مواجه با او هستند از بین نمیروند؛ ازمردم بیگناه [طرف] در خیابان دارد راه میرود به طرف محلّ کسبش و طرف خانه‌اش؛ یک عدّه هم از اینها شهید شدند؛ اینها هم شهیدند، به خاطر اینکه در فتنه‌ی دشمن به شهادت رسیدند. این گلوله از هر جا آمده باشد، در فتنه‌ی دشمن این اتّفاق افتاده است و [لذا] این دسته‌ی دوّم هم شهیدند. دسته‌ی سوّم آن کسانی هستند که فریب خوردند، سادگی به خرج دادند، بی‌تجربه بودند، با فتنه‌گرها همراه شدند. من میخواهم بگویم آنها هم از ما هستند، آنها هم بچّه‌های ما هستند. یک عدّه‌ای از آنها هم پشیمان شدند. بعضی‌شان به من نامه نوشتند که ما آن روز آمدیم در خیابان و چه و چه و چه، ما را حلال کن! در زندان هم نبودند، آزاد بودند، [امّا] پشیمان شدند، اشتباه کردند. آن کسانی از اینها که کشته شدند، مسئولین آنها را هم شهید محسوب کردند؛ خوب کردند. بنابراین دایره‌ی جانباختگان ما که اینها را به عنوان «شهید» حساب میکنیم، دایره‌ی وسیعی است: بجز آن اصحاب فتنه و سردسته‌ها و کسانی که از دشمن پول گرفتند، اسلحه گرفتند، به غیر آنها، بقیّه: چه عناصر مدافع امنیّت، چه رهگذرها، و چه حتّی کسانی که با فتنه‌گرها چند قدمی حرکت کردند که اینها [هم] فرزندان ما هستند، و ما برای اینها طلب رحمت میکنیم، طلب مغفرت میکنیم؛ اشتباه کردند، خدای متعال از اشتباه اینها درگذرد؛ ان‌شاءالله.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خب، پس ببینید یک پدیده‌ای به وجود آمد به دست آمریکایی‌ها به نام داعش، که آمریکایی‌ها اقرار کردند، اعتراف کردند که داعش را آنها به وجود آوردند؛ با شیوه‌های معیّنی. داعش کم‌وبیش از بین رفته امّا این گروه جدید، اینها هم داعشهای جدیدند؛ باید مراقب بود، باید مواظب بود! مسئولین یک جور، مردم یک جور. بخصوص جوانها حواسشان جمع باشد که چه کسی با آنها صحبت میکند، چه کسی به آنها پیشنهاد میکند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اگر از این دسته‌ی مفسدِ اصلی کسانی هنوز در کشور باشند ــ که لابد هم هستند ــ اینها باید تعقیب بشوند، باید مجازات بشوند، باید محاکمه بشوند؛ ملّت، طلبکار این قضیّه است. دستگاه‌های امنیّتی و قضائی موظّفند که آن کسانی را که با دشمن همراهی میکنند، همکاری میکنند، هم‌صدایی میکنند ــ چه در عمل، چه در زبان، چه در تحلیل ــ با اینها برخورد قضائی بکنند، برخورد عادلانه بکنند. بنده طرف‌دار سخت‌گیری بیجا نیستم امّا آسان‌گیری بیجا هم مثل سخت‌گیری بیجا کشور را دچار زیان میکند. پس به گمان زیادِ من، نقشه‌ی آینده‌ی آمریکا نسبت به جمهوری اسلامی این نوع کار است، این سبک کار است. البتّه من یقین دارم که به لطف الهی هر گونه حرکتی از این قبیل به دست ملّت ایران نابود خواهد شد؛ بدون تردید. ملّت بحمدالله زنده است، بیدار است، آماده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	امّا در مورد امپراتوری روبه‌انقراض آمریکا&lt;span dir="LTR"&gt;؛&lt;/span&gt; واقعاً روبه‌انقراض! مشکل اقتصادی دارند، مشکل سیاسی دارند، مشکل اجتماعی دارند؛ بیش از پنجاه درصد مردم آمریکا رئیس‌جمهور فعلی‌شان را قبول ندارند؛ اینها مشکلات یک کشور است؛ اینها  غرق در مشکلاتند. من فقط یک کلمه عرض بکنم؛ آن روز هم گفتم&lt;a href="#_ftn4" name="_ftnref4" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۴)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; که مسئله‌ی ما با آمریکا این است که آنها میخواهند ایران را ببلعند، ملّت ایران مانع است، جمهوری اسلامی مانع است. اینها مایلند که بر ملّت ایران تسلّط پیدا کنند. این حرفهایی هم که رئیس‌جمهور آمریکا میزند ــ که من حالا اشاره خواهم کرد ــ گاهی تهدید میکند، گاهی میگوید باید فلان کار بشود، فلان کار نشود، معنایش این است که اینها در پی تسلّط بر ملّت ایرانند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ملّت ایران درسهای اسلامی و شیعیِ خودش را خوب بلد است؛ میداند که چه‌ کار کند. امام حسین (علیه السّلام) فرمود: مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَ یَزید؛&lt;a href="#_ftn5" name="_ftnref5" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۵)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; کسی مثل من، با کسی مثل یزید بیعت نمیکند. ملّت ایران در واقع میگویند: ملّتی مثل ما، با این فرهنگ، با این سابقه، با این معارف عالی، با سردمدارانی مثل افراد فاسدی که امروز در آمریکا بر سر کارند، بیعت نخواهد کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	هر چه درباره‌ی فساد اینها شنیده بودیم یک طرف، این قضیّه‌ی این جزیره‌ی&lt;a href="#_ftn6" name="_ftnref6" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۶)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; بدنام و فاسد هم یک طرف! اینها در واقع نشان‌دهنده‌ی تمدّن غرب است. اینکه ما راجع به تمدّن غرب، راجع به لیبرال‌دموکراسی غرب حرف میزنیم، این است. دویست سال، سیصد سال حرکت میکنند، نتیجه‌اش میشود یک چنین چیزی. این جزیره یک نمونه است؛ از این قبیل حرفها خیلی زیاد است. همچنانی که این آشکار نبود و آشکار شد، خیلی چیزهای دیگر هم هست که آشکار خواهد شد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	امّا راجع به مسائل آمریکا. فضای تبلیغاتی دولتیِ آمریکا و مطبوعات و رسانه‌های صهیونیستی که در آمریکا فعّال هستند، این روزها درباره‌ی ایران تقریباً یکسره تهدید است؛ تهدید میکنند که ما چنین میکنیم، ما چنان میکنیم. شما مردم تبریز و بسیاری از ملّت ایران در این بیست‌ودوّم بهمن جواب این تهدیدها را دادید؛ نشان دادید که این تهدید اثر ندارد و اثر تهدید، عکس است؛ بعکس، انگیزه ایجاد میکند. حضور متراکم ملّت در این راه‌پیمایی بیست‌ودوّم بهمن، پاسخ خیلی از این حرفهای بی‌معنی و مُهملی را که رؤسای موجود آمریکا میزنند داد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خودشان هم که خب میدانند. خود آمریکایی‌ها که حالا مدام تهدید میکنند که جنگ میشود، فلان میشود، میدانند که طاقت این حرفها را ندارند؛ مشکلات اقتصادی‌شان، مشکلات سیاسی‌شان، اعتبار و آبروی بین‌المللی‌شان طاقت برخورد را به آن صورت ندارد؛ این را میدانند؛ میدانند که اگر چنانچه اشتباهی بکنند، چه آینده‌ای در اختیار آنها است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یکی از نشانه‌های زوال امپراتوری فاسد و ظالم آمریکا، بی‌منطقیِ آنها است؛ بی‌منطقند. یک حکومت وقتی یک کاری انجام میدهد، باید یک منطقی پشت سرش باشد؛ بی‌منطقند. یکی از بی‌منطقی‌های آنها همین مسئله‌ی ارتباط آنها با مسائل داخلی کشور ما است. اوّلاً در مسائل داخلی ایران میخواهند دخالت کنند. یکی از مسائل داخلی ما که برایمان خیلی اهمّیّت دارد، عبارت است از مسئله‌ی تسلیحات ما. ما باید برخوردار باشیم از تسلیحات بازدارنده. اگر یک کشوری تسلیحات بازدارنده نداشته باشد، زیر پای دشمنان لِه میشود. تسلیحات بازدارنده یکی از واجبات ملّت ما است. آمریکایی‌ها بیخود در این قضیّه دخالت میکنند که «شما موشک فلان‌جور داشته باشید، فلان‌جور نداشته باشید؛ تا فلان بُرد داشته باشید، بیشتر از آن نداشته باشید»! به شما چه؟ به شما چه ارتباطی دارد؟ [این] مربوط به ملّت ایران است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یا قضیّه‌ی صنعت صلح‌آمیز هسته‌ای. صنعت صلح‌آمیز هسته‌ای برای جنگ نیست، برای اداره‌ی کشور است؛ برای کشاورزی است، برای درمان و بهداشت است، برای انرژی و همه‌ی چیزهایی است که متّکی به انرژی است. ملّت ایران دارد کار خودش را انجام میدهد؛ به شما چه؟ به شما چه ربطی دارد؟&lt;a href="#_ftn7" name="_ftnref7" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۷)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; اینکه شما میگویید «حقّ مسلّم ما است»، این در قراردادها و آئین‌نامه‌های خود آژانس بین‌المللی هسته‌ای هم آمده؛ یعنی همه‌ی کشورها حق دارند در داخل کشورشان تأسیسات هسته‌ای داشته باشند، حتّی تأسیسات غنی‌سازی داشته باشند. این جزو حقوق ملّت است. آمریکایی‌ها چرا دخالت میکنند؟ این نشان‌دهنده‌ی نامنظّم بودن و نامرتّب بودنِ فکریِ مدیران امروز و دیروز آمریکا است ــ فرق نمیکند ــ چرا دخالت میکنند؟ حالا عجیب‌ترش این است که دخالت میکنند، میگویند بیایید درباره‌ی انرژی هسته‌ایِ شما با هم مذاکره کنیم و نتیجه‌ی مذاکره بشود این که شما این انرژی را نداشته باشید! اگر واقعاً مذاکره‌ای باید انجام بگیرد ــ که جای مذاکره نیست ــ اگر بنا شد مذاکره‌ای انجام بگیرد، تعیین نتیجه‌ی مذاکره از قبل، یک کار غلط و ابلهانه‌ای است. خب تو میگویی بیا با هم حرف بزنیم که درباره‌ی فلان موضوع به توافق برسیم، چرا نتیجه را معیّن میکنی؟ [میگوید] «باید حتماً به این توافق برسیم»! خب این ابلهانه است؛ این کار ابلهانه را رؤسای آمریکا و بعضی از سناتورها و رئیس‌جمهور و دیگران و دیگران دارند انجام میدهند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	فکر نمیکنند که راه برایشان بن‌بست است. به نظرشان میرسد و رئیس‌جمهور آمریکا مرتّب هم میگوید که ارتش ما قوی‌ترین ارتش دنیا است. قوی‌ترین ارتش دنیا گاهی ممکن است آن‌چنان سیلی بخورد که نتواند از جا بلند شود! مدام میگویند ما ناو فرستادیم طرف ایران؛ خیلی خب، البتّه ناو یک دستگاه خطرناکی است امّا خطرناک‌تر از ناو، آن سلاحی است که میتواند این ناو را به قعر دریا فرو ببرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	رئیس‌جمهور آمریکا در یکی از صحبتهای اخیرش گفته که ۴۷ سال است که آمریکا نتوانسته جمهوری اسلامی را از بین ببرد. به مردم خودش شکایت کرده که ۴۷ سال است که آمریکا نتوانسته جمهوری اسلامی را از بین ببرد؛ این اعتراف خوبی است. بنده میگویم تو هم نخواهی توانست این کار را بکنی.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	جمهوری اسلامی یعنی یک ملّت زنده. جمهوری اسلامی یک حکومت جدا از مردم نیست. جمهوری اسلامی عبارت است از ملّت ایران، این ملّت پابرجا، این ملّت مستحکم، این ملّتی که حاضر است برای پیشرفت خودش زحمت بکشد، کار کند، تلاش کند، و بحمدالله در این ۴۷ سال پیشرفت کرده. آن روزی که جمهوری اسلامی یک نهال باریک بود، شما نتوانستید آن را از زمین قلع کنید و بکَنید؛ امروز که بحمدالله جمهوری اسلامی یک شجره‌ی مبارکه‌ی بلند و پُرثمر است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	من در پایان این عرایضم میخواهم به مسئولین عزیز دولتی، به مسئولین محترم بگویم که هر مقداری که تلاش میکنند، کار میکنند، آن را باید دو برابر بکنند، آن را باید مضاعف کنند. ما امکانات زیادی داریم؛ وجود این تورّم در کشور غیر منطقی است؛ سقوط ارزش پول ملّی به این اندازه غیر منطقی است؛ باید اینها اصلاح بشود، و به امید خدا اصلاح خواهد شد. مسئولین محترم کارهایی را شروع کرده‌اند؛ باید با جدّیّت، با دقّت، با ملاحظه‌ی همه‌ی جوانب این کارها را ادامه بدهند، مشکلات داخلی را برطرف کنند، محیط کسب و کار را آرام کنند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اگر تهدیدی وجود دارد، دستگاه‌های خنثی‌کننده‌ی تهدید هم به فضل الهی وجود دارد. مردم کارشان را بکنند، زندگی‌شان را بکنند، درسشان را بخوانند، محیط کسب و کار را [آرام کنند]، تجارتشان را بدون دغدغه انجام بدهند. بایستی در کشور محیط آرامش، محیط اطمینان به نفْس، محیط سکینه حاکم باشد؛ فَاَنزَلَ اللهُ سَکینَتَهُ عَلى‌ رَسولِهِ وَعَلَى المُؤمِنین‌؛&lt;a href="#_ftn8" name="_ftnref8" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۸)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; خدای متعال ان‌شاء‌الله‌ آرامش را، اطمینان قلبی را بر یکایک آحاد مردم نازل میکند و لطف میکند؛ مسئولین را هم موفّق میکند تا بتوانند [وظایفشان را] انجام بدهند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	من به خانواده‌های عزیز شهدا که این راه طولانی را طی کردند، تشریف آوردند، خوشامد عرض میکنم؛ امیدوارم که ان‌شاء‌الله همه‌ی آنها موفّق باشند و خدای متعال این شهدای عزیز را با پیغمبر محشور کند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	والسّلام علیکم و رحمة‌الله و‌ برکاته&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;div&gt;
	&lt;div id="ftn1" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref1" name="_ftn1" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; مراسمی که به مناسبت بزرگداشت چهلم شهداى قیام نوزدهم دى مردم قم در تبریز برگزار شد، با حمله‌ی مأموران مسلّح رژیم پهلوی به خاک وخون کشیده شد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn2" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref2" name="_ftn2" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; مصمّم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn3" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref3" name="_ftn3" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۳&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت آغاز دهه‌ی فجر انقلاب اسلامی (&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;۱۴۰۴&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;/۱۱/۱۲)&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn4" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref4" name="_ftn4" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۴&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم به مناسبت آغاز دهه‌ی فجر انقلاب اسلامی (&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;۱۴۰۴&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;/۱۱/۱۲)&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn5" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref5" name="_ftn5" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۵&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; لهوف، ص ۲۳ (با اندکی تفاوت)&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn6" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref6" name="_ftn6" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۶&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; جزیره‌ای خصوصی از جزایر ویرجین آمریکا که به عنوان مخفیگاه و پناهگاه برای قاچاق زنان جوان و دختران زیر سنّ قانونی، جهت سوءاستفاده از آنان مورد استفاده قرار میگرفت و بسیاری از مهمانان صاحب این جزیره، از سراسر جهان و از بالاترین سطوح جامعه بودند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn7" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref7" name="_ftn7" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۷&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; شعار حضّار: «انرژی هسته‌ای حقّ مسلّم ماست.»&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn8" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref8" name="_ftn8" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۸&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; سوره‌ی فتح، بخشی از آیه‌ی ۲۶؛ «... پس خدا، آرامش خود را بر فرستاده‌ی خویش و بر مؤمنان فرو فرستاد ...»&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	 &lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Mon, 16 Feb 2026 18:30:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>پیام تلویزیونی برای تشکر از حضور میلیونی ملت بزرگ ایران در راهپیمایی یوم‌الله ۲۲ بهمن ۱۴۰۴</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62627</link>
<guid>62627</guid>
<dc:type>2</dc:type>
<dc:relation/>
<category>بيانات</category>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پیامی تصویری از کار بزرگ ملّت ایران در روز ۲۲ بهمن قدردانی و بر حفظ انسجام ملی تأکید کردند.&lt;br /&gt;
	متن پیام تلویزیونی رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است:&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: center;"&gt;
	بسم الله الرّحمن الرّحیم&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: center;"&gt;
	لاحول و لا قوّة الّا باللّه العلیّ العظیم&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;br /&gt;
	ملّت عزیز ایران! دیروز، روز بیست‌ودوّم بهمن امسال کار بزرگی انجام دادید؛ ایران را سربلند کردید؛ جمهوری اسلامی را مانند همیشه پشتیبانی کردید و به قدرت آن افزودید. دشمنانی که در اظهارات خود، در برنامه‌ریزی‌های خود به دنبال تسلیم ملّت ایرانند، مأیوس شدند. این کار بزرگ را دیروز به توفیق الهی انجام دادید و خدای متعال اجر چنین حضوری را و چنین حرکت عظیمی را به ملّت خواهد داد؛ و آن، عزّت بیشتر، اقتدار بیشتر، و استقلال کامل‌تر خواهد بود؛ ان‌شاءالله.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	سعی بشود که اتّصال و انسجام ملّی را حفظ کنیم؛ همه‌ی ‌ما سعی کنیم. این انسجام ملّی خیلی قیمت دارد، خیلی باارزش است. اینکه یک ملّت بیایند در خیابانها، یک حرف واحد، یک شعار واحد، یک مطلوب واحد را تکرار کنند، و عملاً نشان بدهند که در صحنه حضور دارند و میتوانند هویّت خودشان را، شخصیّت خودشان را به رخ دشمنان خودشان بکشند، خیلی باارزش است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	من از همه‌ی ملّت ایران تشکّر میکنم و درود فراوان خودم را بر یکایک آن کسانی که دیروز در این اجتماع عظیم میلیونی کشوری حضور داشتند، تقدیم میکنم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	والسّلام علیکم و رحمة‌الله و برکاته&lt;/div&gt;
&lt;div class="khamenei_ir-vjs" data-rss="http://farsi.khamenei.ir/video-rss?id=62625" style="text-align: justify;"&gt;
	 &lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Wed, 11 Feb 2026 19:00:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>پیام تلویزیونی خطاب به ملت ایران در آستانه چهل و هفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی و یوم الله ۲۲ بهمن</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62581</link>
<guid>62581</guid>
<dc:type>2</dc:type>
<dc:relation/>
<category>بيانات</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62581/smps.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: left;"&gt;
	&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62581/14041120.pdf"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;[دریافت PDF]&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز در پیامی تلویزیونی، ۲۲ بهمن را روز رونمایی از قدرت و عزت ملت ایران خواندند و با تأکید بر اینکه حضور مردم در راهپیمایی و ابراز وفاداری به جمهوری اسلامی باعث عقب‌نشینی دشمن از طمع‌ورزی علیه ایران و منافع ملی خواهد شد، گفتند: در ۲۲ بهمن با نشان دادن اراده و ایستادگی خود، دشمن را مأیوس کنید.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	متن پیام تلویزیونی رهبر انقلاب به این شرح است:&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: center;"&gt;
	بسم الله الرّحمن الرّحیم&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	روز بیست‌ودوّم بهمن در هر سال، روز رونمایی از قدرت و عزّت ملّت ایران است؛ ملّتی بحمدالله باانگیزه، بااراده، ثابت‌قدم، قدردان، و آگاه از مصالح و مفاسد خود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	 آن روزی که بیست‌ودوّم بهمنِ اوّل اتّفاق افتاد، ملّت ایران یک فتح بزرگ کرد؛ توانست خودش را و کشورش را از دخالت بیگانگان نجات بدهد. آن بیگانگان در طول این سالها همیشه خواسته‌اند وضعیّت سابق را دوباره برگزار کنند؛ [امّا] ملّت ایران ایستاده. مظهر این ایستادگی، روز بیست‌ودوّم بهمن است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این راه‌پیمایی در دنیا بی‌نظیر است. در هیچ جای دنیا، ما هرگز سراغ نداریم که بعد از سالهای متمادی، روز استقلال و روز ملّیِ کشور، هر سال این‌جور با جمعیّت‌های عظیم در سراسر کشور مواجه بشود، و [مردم] بتوانند خودشان را نشان بدهند. امروز ملّت ایران با راه‌پیمایی در خیابانها خودش را نشان میدهد؛ و کسانی را که طمع در ایران اسلامی و در جمهوری اسلامی و در منافع این ملّت دارند، به عقب‌نشینی وادار میکند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	قدرت ملّی بیش از آنکه به موشک و هواپیما ارتباط داشته باشد، به اراده‌ی ملّتها و ایستادگی ملّتها ارتباط پیدا میکند. شما بحمدالله در قضایای مختلف ایستادگی را نشان داده‌اید، اراده‌ی خودتان را نشان داده‌اید؛ باز هم نشان بدهید و دشمن را مأیوس کنید. تا دشمن مأیوس نشود، یک ملّت در معرض آزار و اذیّت قرار میگیرند؛ باید دشمن را مأیوس کرد. مأیوس ‌بودن دشمن، با اتّحاد شما است، با قدرت فکر و اراده‌ی شما است، با انگیزه‌ی شما است، با ایستادگی در مقابل وسوسه‌های دشمن است؛ اینها قدرت ملّی را تشکیل میدهد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ان‌شاءالله جوانان ما بتوانند در میدانهای مختلف ــ در میدان علم، در میدان عمل، در میدان تقوا و اخلاق، در میدان پیشرفتهای مادّی و معنوی ــ هر چه بیشتر پیش بروند و اقدام کنند و برای کشور افتخار درست کنند. و روز بیست‌ودوّم بهمن مظهر همه‌ی اینها است؛ همه در خیابانها ظاهر میشوند و شعار میدهند و حقایق را بیان میکنند و همبستگی خودشان را اعلام میکنند؛ و ملّت ایران وفاداری خودشان به جمهوری اسلامی را اعلام میکنند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	امیدواریم ان‌شاءالله این بیست‌ودوّم بهمن هم مثل همه‌ی بیست‌ودوّم بهمن‌های سالهای گذشته شکوه ملّت ایران را مضاعف کند، افزون کند؛ و ملّتهای دیگر را، دولتها و قدرتها و دیگران را در مقابل ملّت ایران وادار به خضوع و خشوع بکند؛ که ان‌شاءالله همین‌جور هم خواهد شد.&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: left;"&gt;
	&lt;br /&gt;
	والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته&lt;br /&gt;
	۱۴۰۴/۱۱/۲۰           
	&lt;div class="khamenei_ir-vjs" data-rss="http://farsi.khamenei.ir/video-rss?id=62583" style="text-align: justify;"&gt;
		 &lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;br type="_moz" /&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Feb 2026 12:26:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>بیانات در دیدار اقشار مردم به مناسبت چهل‌وهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62530</link>
<guid>62530</guid>
<dc:type>2</dc:type>
<dc:relation/>
<category>بيانات</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62530/smps.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;div style="text-align: left;"&gt;
		&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62530/14041112.pdf"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;[دریافت PDF]&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;در سالروز ۱۲ بهمن‌ماه و آغاز جشن‌های دهه فجر&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بسم الله الرّحمن الرّحیم&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّة الله فی الارضین.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خوشامد عرض میکنم به همه‌ی برادران عزیز و خواهران عزیز که امروز این حسینیّه را با نفَس گرم خودشان، با حضور خودشان، مبارک و منوّر کردند. یک جمله در باب دوازدهم بهمن عرض میکنم که روز مهمّی است؛ یک جمله هم در باب این فتنه‌ی یکی دو هفته پیش عرض میکنم ــ توضیحی برای اینکه این چه پدیده‌ای بود، چه اتّفاقی بود که افتاد ــ یک جمله‌ی کوتاهی هم درباره‌ی آمریکا عرض خواهم کرد. اینها مطالبی است که من یادداشت کرده‌ام که به برادران عزیز و خواهران عزیز عرض کنم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	امّا در مورد دوازدهم بهمن. دوازدهم بهمن حقّاً یک روز استثنائی است. در دوران سال، روزهایی هست که شما میدانید واقعه‌ای در این روز اتّفاق افتاده، روز مهمّی است، روز بزرگی است؛ این روزها در تاریخ ثبت میشود به عنوان یک حادثه، به عنوان یک قضیّه‌ی مهم؛ لکن بعضی از روزها هستند که انسان اینها را فراتر از برجستگی و فراتر از تاریخی بودن مشاهده میکند؛ اینها روزهای تاریخ‌سازند؛ واقعه‌ای که در آن [روز] اتّفاق افتاده، در واقع مسیر حرکت تاریخ را جابه‌جا کرده و تغییر داده؛ روز دوازدهم بهمن از این قبیل است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	امام در دل تهدیدها به تهران آمد؛ در دل تهدیدها! شما جوانها آن روزها را ندیده&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;اید. تهدید آمریکا بود، تهدید رژیم بود، تهدید تروریست‌ها بود؛ بعدها معلوم شد که اینها چه برنامه‌هایی داشتند برای آمدن امام. در دل این تهدیدها، امام با جرئت و با قدرت به تهران آمد؛ وارد تهران شد و ملّت، یکپارچه مقدم امام را گرامی داشتند. آن استقبالی که در روز دوازدهم بهمن از امام شد، تا آن جایی که ما اطّلاع داریم، در تاریخ و در زمان خود ما که جمعیّت‌ها زیاد شده، امکانات زیاد شده، سابقه ندارد؛ این استقبال عجیب از امام [شد]!&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خب یک رهبری، یک بزرگی، یک امامی وارد جامعه شد، جامعه هم او را در آغوش گرفت که یک حادثه‌ی مهمّی بود؛ لکن امام نگذاشت این استقبال بی‌نظیر به صورت تشریفات باقی بماند. این‌جور اتّفاقات، گاهی فقط تشریفات است؛ می‌آیند به یکی احترام میکنند، بعد هم متفرّق میشوند میروند؛ او هم میرود، اینها هم میروند. امام نگذاشت که این حادثه‌ی عظیم به صورت تشریفات برگزار بشود؛ از همان ساعت اوّل، شروع کرد به کار.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اوّلاً اوّل‌کاری که امام کرد، اسقاط نظام [پادشاهی] را در همان روز ورود اعلام کرد. امام در بهشت زهرا، در مقابل جمعیّت میلیونی سخنرانی کرد و اسقاط نظام پادشاهی را ــ که میگفتند چند هزار سال سابقه دارد ــ و تبدیل آن به یک نظام نو و جدید با خصوصیّات مهم و برجسته و بزرگ را اعلام کرد. خب این نظام جدیدی که امام مژده‌ی آن را در ورود به تهران در روز دوازدهم بهمن داد، خصوصیّات متعدّدی داشت که حالا بعضی از آنها را شاید اشاره کنم؛ لکن [طبق] آنچه امام فرمودند، دو خصوصیّت اساسی و پایه‌ای، دو خصوصیّت مهم در این نظام وجود دارد:&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یکی اینکه حکومت فردی و استبدادی را تبدیل میکند به حکومت مردمی؛ که این خیلی مهم است. مردم در کشور هیچ‌کاره بودند؛ حتّی وزرا و دولتها و مانند اینها هم هیچ‌کاره بودند؛ همه‌کار، همه‌چیز در یک مجموعه، در یک دربار پخت‌وپز میشد و اجرا میشد. این [حکومت] تبدیل شد به حکومت مردمی؛ یعنی مردم اعلام نظر کنند، انتخاب کنند، اختیار کنند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خصوصیّت دوّم، تبدیل فرآیند ضدّ دینی حاکم بر کشور، به فرآیند اسلامی و دینی [بود]. اگر کسی خاطرات رجال دوران پهلوی را ــ که بعدها یا در همان زمان نوشتند ــ بخواند، میبیند، میفهمد که اینها داشتند ایران را به سمت یک مجموعه‌ی کاملاً ضدّ دین حرکت میدادند؛ حرکتی میدادند که در آن هیچ نشانه‌ای از اسلام و از دین و از قرآن نباشد؛ کشور بتدریج به این سمت حرکت [میکرد].&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	امام مسیر را ۱۸۰ درجه عوض کرد ــ البتّه کشور را یک‌باره نمیشود صد درصد منطبق با دین کرد ــ حرکت، حرکتی دینی شد و تدریجاً به سمت دین [حرکت کرد]. اگر ماها ــ ما مسئولین ــ درست به آن وظایف عمل میکردیم، تا حالا آن اتّفاق افتاده بود؛ یعنی واقعاً کشور دینی شده بود. واقعاً ماها ــ بعضی از دولتها، بعضی از مسئولین، بعضی از کسانی که میتوانستند کاری بکنند ــ کوتاهی کردیم؛ کارهایی باید میکردیم، نکردیم؛ کارهایی نباید میکردیم، کردیم؛ ولی باز در عین حال، حرکت، همان حرکتی بود که امام پایه‌گذاری کرد؛ یعنی ما در این فرآیند دینی و اسلامی پیشرفت کردیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	[البتّه] یک خصوصیّت دیگری که این حاکمیّت نوین داشت و در بیانات امام ذکر میشد، و در بین این خصوصیّاتی که امام ذکر میکردند خیلی مهم بود و استکبار را دستپاچه میکرد، عبارت بود از بریدن دست آمریکا از ایران. امام در بیانات خودشان از اوّل، قطع نفوذ و دخالت آمریکا در ایران را اعلام کردند که حالا من بعداً در پایان صحبت، در این زمینه چند جمله‌ای عرض خواهم کرد. این هم یک خصوصیّت که این، همان خصوصیّتی بود که آمریکایی‌ها را دستپاچه کرد. آنچه آنها را از ساعت اوّل بیش از همه دستپاچه کرد، ناراحت کرد، به تلاش وادار کرد، به دشمنی وادار کرد این بود که [اعلام شد] نفوذ و دخالت در کشور ما ممنوع؛ کشور مال ملّت ایران است، خودشان و منتخبینشان باید تصمیم بگیرند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در مورد مردمی بودنِ انقلاب و مردمی بودن حکومت ــ که گفتیم این خصوصیّت [نظام اسلامی] بود ــ کاری که امام کرد، [این بود که] مردم را، ملّت ایران را با توانایی‌های خودش، با ارزشهای خودش آشنا کرد. امام بیان مؤثّری داشت؛ سخن امام در دلها می‌نشست. امام ملّت ایران را به طور کامل متوجّه کرد که چه توانایی‌های بزرگی دارند. این کلمه‌ی «ما میتوانیم» خیلی مهم است. ماها که قبل از انقلاب زندگی کردیم، حتّی ماها که اهل مبارزه بودیم، واقعاً همه معتقد بودیم ایرانی‌ها کاری نمیتوانند بکنند! «نمیتوانیم» بر همه‌ی افکار مردم حاکم بود؛ امام آمد این را زیرورو کرد، اعلام کرد «میتوانیم». او را با ارزشهای خودش آشنا کرد، او را با توانایی‌های خودش آشنا کرد. ملّت ما در دوران پهلوی‌ها و قاجاری‌ها به یک ملّت تحقیرشده تبدیل شده بود. ملّت ایران با آن سوابق، با آن تمدّن، با آن علم، با آن دانشمندان، با آن کتابخانه‌های عظیم و بزرگ، از اوایل قاجار تا تمام دوران پهلوی تبدیل شد به یک ملّت تحقیرشده،‌ به یک ملّت عقب‌افتاده؛ در علم عقب‌افتاده بودیم، در فنّاوری عقب‌افتاده بودیم، در سیاست عقب‌افتاده بودیم؛ ایران هیچ تأثیری در سیاستهای منطقه‌ای نداشت، سیاستهای جهانی که به جای خود!&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	من یک وقت اینجا یک ماجرایی را نقل کردم&lt;a href="#_ftn1" name="_ftnref1" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; که بعد از جنگ جهانی [اوّل]، از کشورهای دنیا دعوت کردند که بیایند در کنفرانس پاریس راجع به مسائل بین‌المللی تصمیم‌گیری کنند؛ از ایران یک هیئت بزرگی بلند شدند رفتند پاریس که در آن کنفرانس شرکت کنند؛ راهشان ندادند! هیئت ایرانی رفت پشت در منتظر [ماند]، روزهای متعدّد گذشت، اجازه ندادند که وارد این جلسه بشوند. ایرانِ باعظمت را، ایران متمدّن را، ایرانی که یک روزی منشأ علم و فلسفه و همه‌چیز در دنیا بوده و همه از او استفاده میکردند، به اینجا رسانده بودند؛ این‌جور تحقیرشده، این‌جور کوچک! در علم، در فنّاوری، در سیاست، در سبک زندگی، در اعتبار بین‌المللی، در تصمیم‌های منطقه‌ای، در همه‌ی اینها ملّت ایران در دوران پهلوی و دوران قاجار عقب‌افتاده و تحقیرشده بود؛ نه یک اختراعی، نه یک کار مهمّی، نه یک حرکت برجسته‌ای.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	«امام» ملّت را نسبت به این عقب‌افتادگی حسّاس کرد تا ملّت احساس کند که «چرا باید ما عقب‌افتاده باشیم؟ چرا باید ما خودمان تولید نکنیم، خودمان نسازیم، خودمان ارائه ندهیم، خودمان در دنیا حرف نداشته باشیم؟ چرا؟». امام حسّاس کرد ملّت را؛ حسّ توانایی را در ملّت ایران زنده کرد؛ امام بزرگوار اعتماد به ‌نفْس را در ملّت دمید؛ ملّت ایران اعتماد به ‌نفْس دارد. الان شما دیگر مثلاً‌ در قبال فلان ملّت اروپایی، حتّی ملّت آمریکا احساس ضعف نمیکنید، احساس کوچک‌تر بودن نمیکنید. میگویید میتوانیم، میکنیم؛ و کرده‌اید! در این چهل و چند سال، کارهای بزرگی در این کشور انجام گرفته که قبلاً حتّی فکرش را هم نمیشد کرد امّا انجام گرفت. همین الان هم همین‌جور است. البتّه پنهان میکنند؛ ما هم تبلیغاتمان ضعیف است. الان هزاران شرکت مربوط به این جوانها هست که مشغول کار شده‌اند و خودشان دارند کار میکنند؛ دستگاه‌های مهم، کارهای بزرگ. این دانشجویانی را که بعضی از دستگاه‌ها برداشتند بردند و بعضی از این کارهای صنعتی را در گوشه و کنار کشور ــ نه‌فقط در تهران ــ نشانشان دادند، تعجّب کردند، باورشان نمی‌آمد! چه کسی باور میکرد که یک روزی برسد که ایران یک سلاحی درست کند که آمریکا از روی آن تقلید کند؟&lt;a href="#_ftn2" name="_ftnref2" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; به عقل کسی میرسید؟ امّا این شد، این اتّفاق افتاد. امام این روح اعتماد به ‌نفْس را در مردم دمید، روحیه‌ی امید را، روحیه‌ی بلندپروازی را در آنها دمید.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خود امام هم مظهر این امید بود؛ مظهر این امید بود. اصلاً هیچ مشکلی در مقابلش وجود نداشت. [میگفت:] خرّمشهر باید فتح شود! حالا ما آنجا بودیم، خرّمشهری که از اطراف در محاصره‌ی لشکرها [بود]؛ «خرّمشهر باید آزاد شود»؛ یک کلمه! یعنی اطمینان داشت که این کار شدنی است. گفت، جوانها [هم] همّت کردند، و شد. خودش مظهر این امید بود و مردم را هم به سمت این امید حرکت میداد. امروز هم اگر این وسوسه‌های شیاطین خبیث ــ واقعاً خبیث ــ [نباشد] همین‌جور است؛ بعضی از داخل، بعضی از خارج که مدام وسوسه میکنند که جوان ایرانی امید ندارد، آینده ندارد و مانند اینها؛ بله، به کوری چشم شما، هم امید دارد، هم آینده دارد، هم آینده را میسازد، هم پیش میرود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بیست‌ودوّم بهمن را دوازدهم بهمن به وجود آورد. بیست‌ودوّم بهمن به آن عظمت را دوازدهم بهمن به وجود آورد. اگر دوازدهم بهمن نبود، اگر آمدن امام نبود، اگر آن استقبال عظیم مردمی نبود، بیست‌ودوّم بهمن اتّفاق نمی‌افتاد. روز جمهوری اسلامی را که دوازدهم فروردین است، دوازدهم بهمن به وجود آورد؛ پیشرفتهای این کشور را دوازدهم بهمن به وجود آورد. روز مهمّی است، تاریخ‌ساز است. روز دوازدهم بهمن که امروز باشد، حقیقتاً یک روز تاریخ‌ساز است؛ این را فراموش نکنیم. به برکت لطفی که خدای متعال به امام بزرگوار داشت، این انجام گرفت و بحمدالله تا امروز هم ادامه دارد. البتّه دوازدهم بهمن این برکات را داشت، دشمنی آمریکا را هم داشت. دشمنی آمریکا از همان روز دوازدهم بهمن بیشتر از پیش علنی شد، نشان داده شد و گفته شد. این هم بود که حالا [راجع به] این هم بعداً یک کلمه‌ای عرض میکنم. این، درباره‌ی دوازدهم بهمن.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	امّا فتنه‌ی اخیر؛ این فتنه‌ای که هجدهم و نوزدهم دی‌ماه اتّفاق افتاد. اوّلاً تعبیر بنده این است که این فتنه، فتنه‌ی آمریکایی و صهیونی بود. قبلاً هم من در یک روز دیگری در این جلسه گفتم،&lt;a href="#_ftn3" name="_ftnref3" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۳)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; این کسانی که آمده بودند اغتشاش میکردند، دو دسته بودند، دو جور آدم بودند: یک جور آدمهای سردسته، یک جور هم پیاده‌نظام و «هَمَجُ الرَّعاع».&lt;a href="#_ftn4" name="_ftnref4" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۴)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; آن سردسته‌ها آموزش‌دیده بودند؛ پول گرفته بودند، آموزش دیده بودند، بهشان یاد داده بودند چه جوری حرکت کنید، چه جوری حمله کنید، به کجا حمله کنید، چه جوری جوانها را جمع کنید، چه جوری با آنها حرف بزنید؛ همه‌ی اینها را به سردسته‌ها یاد داده بودند، آموزش داده بودند. خیلی از آن سردسته‌ها گرفتار شدند، دستگیر شدند، اعتراف کردند به این چیزها. یک عدّه هم جوانهای هیجانی بودند که سروصدایی بود، راه افتادند آمدند؛ درباره‌ی آنها خیلی مشکلی نداریم. فتنه، فتنه‌ی آمریکایی بود؛ نقشه، نقشه‌ی آمریکا بود. نه‌فقط آمریکا، بلکه صهیونی؛ رژیم صهیونی هم همراه بود. «آمریکا» که میگویم، فقط یک ادّعا نیست؛ از راه‌های اطّلاعاتیِ امنیّتیِ مخفیِ پیچیده و پیچ‌درپیچ هم به دست ما نرسیده. البتّه چرا، اطّلاع داریم از خیلی از خصوصیّات، امّا آنچه واضح میکند که این حرکت یک حرکت آمریکایی بود، فرمایشات خود آن رئیس‌جمهور ایالات متّحده&lt;a href="#_ftn5" name="_ftnref5" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۵)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; است؛ اوّلاً صریحاً خطاب به این اغتشاشگرها میگفت «مردم ایران»! حالا روز بیست‌ودوّم دی‌ماه چند میلیون ‌آدم در تهران و در شهرستان‌ها جمع شدند، آنها مردم ایران نبودند، [امّا] این چند هزار نفر مردم ایران بودند! به اینها میگفت «مردم ایران»، بعد هم گفت «بروید جلو، بروید جلو، من دارم می‌آیم!».&lt;a href="#_ftn6" name="_ftnref6" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۶)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; پس فتنه‌، فتنه‌ی آمریکایی بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این مطلب را توجّه داشته باشید که این فتنه، اوّلین فتنه‌ی پدیدآمده‌ی در تهران نبود، آخرینش هم نیست؛ بعد از این هم از این قضایا خواهیم داشت. اوّلین فتنه نبود، آخرین فتنه هم نخواهد بود؛ بعد از این هم از این قضایا ممکن است اتّفاق بیفتد. بالاخره ما یک کشوری هستیم، یک فکر جدیدی داریم، یک راه جدیدی داریم، با منافع قلدرهای عالم در اصطکاکیم، در برخوردیم؛ همیشه باید منتظر بود. و حالا اینها تا کِی ادامه پیدا میکند؟ تا آن وقتی که ملّت ایران به جایی برسد که ثبات و استقامت و تسلّطش بر امور، دشمن را مأیوس کند؛ که باید البتّه به اینجا برسیم، و میرسیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	قبل از این فتنه هم این خیابانهای تهران شاهد جنایاتی بودند، شاهد حوادثی بودند؛ در سی‌ام خرداد سال ۶۰، منافقین در همین خیابانهای تهران با تیغ موکت‌بری به جان بسیجی‌ها افتاده بودند! ما از این قضایا زیاد دیده‌ایم؛ این اوّلی‌اش نبود، آخری‌اش هم نیست. انسان در همه‌ی این حوادث دست بیگانگان را مشاهده میکند؛ و به طور خاص در این حوادث، دست آمریکا را، دست رژیم صهیونیستی را مشاهده میکند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	البتّه در این فتنه‌ی اخیر و قبل از این در بقیّه‌ی حوادث، مسئولین ــ مسئولین انتظامی، بسیج و سپاه و دیگران که مسئولیّت داشتند ــ کاملاً به مسئولیّت خودشان عمل کردند، امّا آن چیزی که آتش فتنه را زیر پایش خاکستر کرد، «مردم» بودند؛ هم این دفعه این‌جور بود، هم سال ۸۸ این‌جور بود، هم موارد دیگر این‌جوری بود. وقتی که مردم وارد میدان میشوند و تصمیم میگیرند، آتشها را خاموش میکنند، شعله‌ها را خاکستر میکنند. این اتّفاقی بود که این دفعه هم افتاد؛ بعد از این هم به توفیق الهی اگر چنانچه حادثه‌ای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله‌ی با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خب چند خصوصیّت در این فتنه بود که من مایلم این دو سه‌ خصوصیّت را عرض بکنم:&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یکی اینکه اغتشاشگرها خودشان را پشت اعتراضات آرام مردم بازاری پنهان کردند؛ این یکی از خصوصیّات بود. یعنی درواقع بازاری‌ها را سپر خودشان قرار دادند؛ مثل بعضی از افراد جنایتکار در بعضی از شهرها، در بعضی از جاهای دنیا که وقتی با نیروهای مهاجم مواجه میشوند، بچّه‌ها و زنها و مانند اینها را جلو می‌نشانند، خودشان پشت آنها قرار میگیرند. فتنه‌گرها پشت سر بازاری‌ها پنهان شدند. بازاری‌ها اعتراض داشتند؛ در خیابان هم آمده بودند، بعضی‌شان دکّانهایشان را هم بسته بودند ــ من آن دفعه در یک جلسه‌ای مثل همین جلسه گفتم که حرفشان هم حرف منطقی و درستی بود&lt;a href="#_ftn7" name="_ftnref7" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۷)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; ــ اینها آمدند پشت آنها پنهان شدند، برای اینکه شناخته نشوند؛ لکن بازاری‌ها باهوش بودند، مطلب را فهمیدند؛ تا دیدند [این جریان]  اغتشاشگر است، تا دیدند به جای حرکت آرامِ در خیابان به کلانتری حمله میکند، فهمیدند که این اغتشاشگر است، خودشان را جدا کردند، کنار رفتند و اینها را تنها گذاشتند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یک خصوصیّت دیگر اینکه این فتنه شبیه کودتا بود؛ یعنی بعضی‌ها هم در دنیا از این فتنه‌ای که اتّفاق افتاد، تعبیر کردند به کودتا؛ گفتند در ایران کودتایی راه افتاد که البتّه سرکوب شد، امّا کودتا بود. یعنی چه کودتا بود؟ یعنی هدفِ تخریب، مراکز حسّاس و مؤثّر در اداره‌ی کشور بود. به پلیس حمله کردند، به مراکز سپاه حمله کردند، به بعضی از مراکز دولتی حمله کردند، به بانک‌ها حمله کردند؛ این از جهت مادّی؛ به مساجد حمله کردند، به قرآن حمله کردند؛ این هم از جهت معنوی. آنچه کشور را اداره میکند اینها است؛ به اینها حمله کردند. این شد کودتا.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یک نکته‌ی دیگر که در مورد این فتنه وجود دارد و خوب است به آن توجّه داشته باشید، این است که نقشه و طرّاحی این فتنه در خارج اتّفاق افتاده بود، مربوط به داخل نبود. بله، یک عدّه داخلی این فتنه و اغتشاش را راه انداختند لکن نقشه را در خارج کشیده بودند. از خارج دستور داده میشد، یعنی اینها با خارج تماس داشتند، البتّه همین سردسته‌ها؛ سردسته‌ها تماس داشتند با خارج، آنها میگفتند حالا این کار را بکنید، حالا به فلان جا حمله کنید، حالا به فلان خیابان بروید؛ این چیزها را از خارج بهشان میگفتند و با استفاده‌ی از امکانات ماهواره و امثال اینها، اطّلاعاتی به دست می‌آوردند و اینها را راهنمایی میکردند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بنده از یک طریقی مطّلع شدم که یک عنصر آمریکاییِ مؤثّر در حکومت، به این طرفِ ایرانی‌اش گفته بود که در این قضیّه‌ی اخیری که در ایران اتّفاق افتاد، سازمان سیای آمریکا و سازمان موسادِ رژیم صهیون، همه‌ی امکانات خودشان را به صحنه آوردند! این را یک آمریکایی اعتراف کرد، گفت دو دستگاه جاسوسی فعّال و معتبر، یعنی سیا و موساد، همه‌ی امکاناتشان را به میدان آوردند و در عین حال شکست خوردند. نقشه بیرون کشیده شده بود، از بیرون اداره میشد و دستور داده میشد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یکی از خصوصیّات دیگر این فتنه این بود که این سردسته‌های آموزش‌دیده موظّف بودند کشته‌سازی کنند، کشته به وجود بیاورند. هیچ دشمنیِ ویژه‌ای هم با بعضی از افراد نداشتند امّا باید کشته به وجود می‌آمد. لذا اینها به مراکز نظامی و انتظامی حمله‌ی مسلّحانه میکردند، با سلاح شخصی پیشرفته حمله میکردند، برای اینکه از آن طرف هم عکس‌العمل نشان داده بشود و عدّه‌ای کشته بشوند. به این هم اکتفا نمیکردند؛ حتّی همان پیاده‌نظامی را هم که خودشان با تبلیغات به میدان آورده بودند، از پشت سر میزدند! به بنده اطّلاع دادند که بعضی از این مجروحین حادثه از پشت سر مورد حمله قرار گرفته‌اند؛ یعنی حتّی به افراد خودشان هم رحم نمیکردند؛ چرا؟ برای اینکه عدد کشته‌ها برود بالا. متأسّفانه موفّق هم شدند. البتّه دشمن بیشتر از این کشته [میخواست]&lt;span dir="LTR"&gt;؛&lt;/span&gt; آن‌قدر که میخواسته نشده؛ [امّا]  ادّعا میکند. خب از مثل اینها، دروغ گفتنِ این‌جوری بعید نیست؛ [تعداد کشته‌ها را] ده‌ برابر و بیشتر از ده برابر معرّفی میکنند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	هدف دشمن بر هم زدن امنیّت کشور بود؛ [اینکه] در درجه‌ی اوّل امنیّت کشور را به هم بزنند. وقتی امنیّت نباشد، هیچ چیزی نیست. وقتی امنیّت نباشد، تولید هم نیست، نان هم نیست، درس و بحث هم نیست، مدرسه هم نیست، تحقیقات هم نیست، علم هم نیست، پیشرفت هم نیست؛ همه‌ی اینها در سایه‌ی امنیّت به وجود می‌آید. این کسانی که امنیّت کشور را حفظ کردند، حقّ حیات به گردن ماها، به گردن همه‌ی مردم دارند. اگر بچّه‌ی ما میتواند در خیابان به مدرسه برود، به خاطر امنیّت است؛ [اگر] امنیّت نباشد، بچّه‌ی شما مدرسه هم نمیتواند برود؛ خودتان هم درِ دکّان نمیتوانید بروید، به محلّ کار هم نمیتوانید بروید؛ آن جوانی که مشغول تحقیقات و مشغول پژوهش است، نمیتواند پژوهش بکند. میخواستند مردم را در مقابل نظام قرار بدهند، خوشبختانه مردم توی دهن اینها زدند و روز بیست‌ودوّم دی، میلیونی بیرون آمدند، نشان دادند خودشان را، گفتند مردم ایران یعنی این؛ و علیه فتنه‌گر شعار دادند. مسئولین باید قدر این مردم را بدانند؛ واقعاً مسئولین کشور باید قدر این مردم را بدانند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	البتّه من این را هم عرض بکنم که این فتنه را ــ حالا شاید یا اتّفاقی بوده یا محاسبه‌شده بوده؛ من این را نمیتوانم ادّعا کنم ــ در وقتی انجام دادند که مسئولین کشور، مسئولین دولتی، رئیس‌جمهور&lt;a href="#_ftn8" name="_ftnref8" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۸)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; و دیگران، در حال طرّاحی یک بسته‌ی اقتصادی برای کشور هستند. نقشه‌ی اقتصادی کشور را دارند طرّاحی میکنند، اقدام میکنند، عمل میکنند که وضع را بهتر کنند، پیش ببرند؛ در این وقت این فتنه را به وجود آوردند. حالا اینکه آیا تصادفی بوده یا حساب‌شده بوده، این را من نمیتوانم ادّعا کنم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یکی دیگر از خصوصیّات این فتنه، خشونت بود؛ مثل داعش. داعش را چه کسی به وجود آورد؟ همین رئیس‌جمهور فعلی آمریکا در دوران انتخابات اوّلی‌اش صریحاً گفت که این داعش را ما به وجود آوردیم، آمریکایی‌ها به وجود آوردند، وزیر خارجه‌ی آمریکا به وجود آورد. خود آن وزیر خارجه هم که یک زنی بود،&lt;a href="#_ftn9" name="_ftnref9" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۹)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; گفت و در خاطراتش نوشت که داعش را ما ایجاد کردیم، برای تصرّف عراق و سوریه.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این داعش را هم اینها به وجود آوردند؛ این هم یک داعش دیگر است و کارهایش مثل کارهای او است. آن روز عرض کردم که داعش، افراد را نابود میکرد، سر‌به‌نیست میکرد با تهمت بی‌دینی، و اینها افراد را سر‌به‌نیست میکنند به خاطر دین‌دار بودن؛ فرقشان فقط این است، وَالّا همان قشون است. اینها هم مثل داعش آدمها را آتش زدند! ببینید چقدر قساوت میخواهد، چقدر بی‌رحمی میخواهد که انسانِ زنده را آتش بزنند! آتش زدند، خراب کردند، سرها را بریدند! اینها هم همان کارهایی را که داعش میکرد انجام دادند. خشونت یکی از خصوصیّات اینها بود.&lt;a href="#_ftn10" name="_ftnref10" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۰)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خب حالا که این شعار را شما دادید و اسم آمریکا را آوردید، ما هم وارد بحث آمریکا بشویم. آخرین صحبت من راجع به آمریکا است. مسئله‌ی آمریکا و ایران چیست؟ در این تقابلی که وجود دارد و چهل و چند سال است ایران و آمریکا دشمنی دارند، مسئله چیست؟ به  نظر من مسئله در دو کلمه خلاصه میشود؛ آن دو کلمه هم این است که آمریکا میخواهد ایران را ببلعد، ملّت رشید ایران و جمهوری اسلامی مانع است. گفت رفتم خواستگاری، همه‌چیز تمام شده، موضوع در دو کلمه باقی مانده: من میگویم ما دختر شما را میخواهیم، آنها میگویند غلط میکنید!&lt;a href="#_ftn11" name="_ftnref11" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; حالا ملّت ایران به طرف مقابل گفته غلط میکنی؛ یعنی جرم ملّت ایران [این است]؛ دعوا سر این قضیّه است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ایران شما، کشور شما، جاذبه‌های زیادی دارد: نفت ایران جاذبه دارد، گاز ایران جاذبه دارد، معادن غنیّ ایران جاذبه دارد، موقعیّت راهبردی و جغرافیایی ایران جاذبه دارد؛ خیلی خصوصیّاتِ دیگر هست. ایران یک کشوری است که یک قدرتِ زیاده‌طلبِ متجاوز، به طور طبیعی به چنین کشوری چشم طمع میدوزد؛ ایران یک چنین کشوری است. خب میخواهند این کشور را تصرّف کنند، همچنان که قبلاً تصرّف داشتند. حدود سی سال آمریکایی‌ها در ایران بودند، منابع دستشان بود، نفت دستشان بود، سیاست دستشان بود، امنیّت دستشان بود، ارتباطات با دنیا دست آنها بود، همه‌چیز دست آنها بود؛ سی سال هر کاری دلشان خواست کردند؛ [حالا] دستشان قطع شده، میخواهند برگردند همان وضع زمان پهلوی را دوباره داشته باشند، ملّت ایران هم محکم ایستاده، سینه سپر کرده و مانع است. دشمنی [به خاطر] این است، دعوا سر این است. بقیّه‌ی حرفها [مثل] حقوق بشر و مانند اینها حرفهای مفتی است که آنها میزنند؛ مسئله، مسئله‌ی این است. او طمع دارد، ایران هم محکم ایستاده و محکم هم خواهد ایستاد، و به امید خدا طرف را از موذیگری و اذیّت کردن مأیوس خواهد کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این هم که می‌بینید گاهی صحبت جنگ میکنند که ما با فلان جور هواپیما می‌آییم چنین میکنیم، جدید نیست؛ در گذشته هم آمریکایی‌ها بارها در حرفهای خودشان تهدید میکردند که «همه‌ی گزینه‌ها روی میز است». «همه‌ی گزینه‌ها» یعنی از جمله گزینه‌ی جنگ؛ این را همیشه میگفتند دیگر: «همه‌ی گزینه‌ها روی میز است». حالا این آقا هم همین‌طور مرتّباً ادّعا میکند که بله، ما ناو آوردیم و کارهایی مانند این کردیم! به نظر من ملّت ایران را از این چیزها نباید ترساند؛ ملّت ایران تحت تأثیر این حرفها قرار نمیگیرد و از برخورد حق نمیهراسد. ما شروع‌کننده نیستیم، ما نمیخواهیم به کسی ظلم بکنیم، نمیخواهیم به کشوری حمله بکنیم، امّا به آن کسی که طمع داشته باشد، بخواهد حمله بکند و اذیّت بکند، ملّت ایران مشت محکمی خواهد زد. البتّه این را هم آمریکایی‌ها بدانند که اگر این دفعه جنگی راه بیندازند، این جنگ، جنگ منطقه‌ای خواهد بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	والسّلام علیکم و رحمة‌الله و‌ برکاته&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;a href="#_ftnref1" name="_ftn1" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; بیانات در دیدار جمعی از بسیجیان سراسر کشور (۱۴۰۳/۹/۵)&lt;/span&gt;&lt;br type="_moz" /&gt;
	&lt;div id="ftn2" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref2" name="_ftn2" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; اشاره به ساخت پهپاد لوکاس توسّط آمریکا که از روی پهپاد شاهد ۱۳۶ ایران ساخته شده.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn3" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref3" name="_ftn3" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۳&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم (&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;۱۴۰۴&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;/۱۰/۲۷)&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn4" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref4" name="_ftn4" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۴&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; انسانهای فرومایه و سرگردان. (برگرفته از نهج‌البلاغه، حکمت ۱۴۷)&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn5" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref5" name="_ftn5" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۵&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; دونالد ترامپ&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn6" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref6" name="_ftn6" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۶&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; خنده‌ی حضّار&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn7" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref7" name="_ftn7" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۷&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; بیانات در دیدار خانواده‌ی شهید سلیمانی و شهدای جنگ دوازده‌روزه‌ی تحمیلی در سالروز ولادت امیرالمؤمنین (علیه السّلام) (&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;۱۴۰۴&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;/۱۰/۱۳)&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn8" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref8" name="_ftn8" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۸&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; آقای دکتر مسعود پزشکیان&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn9" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref9" name="_ftn9" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۹&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; هیلاری کلینتون&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn10" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref10" name="_ftn10" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۰&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; شعار «مرگ بر آمریکا»&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn11" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref11" name="_ftn11" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۱&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; خنده‌ی حضّار&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;br type="_moz" /&gt;</description>
<pubDate>Sat, 31 Jan 2026 20:11:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم در سالروز مبعث پیامبر اعظم (صلّی الله علیه و آله و سلّم)</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62370</link>
<guid>62370</guid>
<dc:type>2</dc:type>
<dc:relation/>
<category>بيانات</category>
<enclosure url="http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62370/smps.jpg" type="image/jpeg"/>
<description>&lt;div style="text-align: left;"&gt;
	&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62370/1404-10-27.pdf"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;[دریافت PDF]&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	بسم الله الرّحمن الرّحیم&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین سیّما بقیّة الله فی الارضین.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	تبریک عرض میکنم به همه‌ی برادران و خواهران عزیزی که تشریف دارید و به همه‌ی ملّت ایران و به همه‌ی مسلمانان جهان، همه‌ی آزادی‌خواهان جهان، عید شریف و بزرگ مبعث را. ان‌شاءالله که یاد آن روز دلها را روشن کند، راه را به ما نشان بدهد، و بتوانیم از حقیقت مبعث استفاده کنیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	روز بعثت رسول اکرم روز بسیار مهمّی است؛ یعنی مهم‌تر از آن هیچ روزی را در طول تاریخ بشر نداریم. روز بعثت، در واقع، روز تولّد قرآن است؛ قرآنِ سراپا حکمت و سراپا نور؛ به تعبیر امیرالمؤمنین، روز «نور ساطع» است؛ ایشان میفرمایند «اَلنّورُ السّاطِع».&lt;a href="#_ftn1" name="_ftnref1" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; روز تربیت انسان کامل است؛ یعنی از این روز، برنامه‌ریزی برای تربیت انسانهای کامل که مصداق اتمّش ائمّه‌ی هدیٰ (علیهم السّلام) هستند، فراهم شد. روز نقشه‌ی تمدّن اسلامی است؛ یعنی در این روز بود که در واقع، تمدّن اسلامی آغاز شد و نقشه‌ی عظیم و تاریخی و ماندنیِ آن که امروز هم در دسترس من و شما است، آن روز به عالمِ وجود آمد. و روز برافراشتن پرچم عدل و برابری و برادری است، و از این قبیل. فضایل روز مبعث را ماها نمیتوانیم بگوییم؛ یعنی فهم ما، زبان ما، دل ما کوچک‌تر از آن است، قاصرتر از آن است که بتوانیم اهمّیّت بعثت پیغمبر را بیان کنیم. بله، امیرالمؤمنین میتواند بگوید، و فرموده. شما مراجعه کنید به &lt;em&gt;نهج‌البلاغه&lt;/em&gt;؛ خطبه‌ی دوّم &lt;em&gt;نهج‌البلاغه&lt;/em&gt; درباره‌ی بعثت پیغمبر است که [خدا] او را چگونه مبعوث کرد و در چه شرایطی و با چه وضعیّتی؛ در بعضی از خطب دیگر &lt;em&gt;نهج‌البلاغه&lt;/em&gt; هم این معنا ذکر شده است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	من فقط یک نکته را در باب بعثت عرض بکنم که به درد امروز ما هم بیش از دیگر حرفهایمان میخورد و آن، این است که بعثت پیغمبر، مظهر تمدّن واقعی بشر است؛ یعنی اگر بشریّت بخواهد به بهترین وجه زندگی کند، باید با برنامه‌ای که در بعثت ارائه شد [زندگی کند]؛ با آن برنامه است که میتواند خوب زندگی کند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	امّا این حادثه، این رویداد، در کجا اتّفاق افتاد؟ بعثت در کجا و در چه شرایطی [اتّفاق افتاد]؟ بعثت در بدترین شرایط قابل تصوّر اتّفاق افتاد؛ در میان مردمی که از لحاظ اخلاقی، از لحاظ عملی، از لحاظ فکر، از لحاظ دل، بدترین، شقی‌ترین، لجوج‌ترین، عصبی‌ترین&lt;a href="#3"&gt;(۲)&lt;/a&gt;&lt;a name="2"&gt;، &lt;/a&gt;ظالم‌ترین، زورگوترین افراد در جوامع آن روز محسوب میشدند؛ عربستان این‌جوری بود. امیرالمؤمنین (علیه السّلام) درباره‌ی شرایط آن روز میفرماید که «فَالهُدىٰ خامِلٌ‌ وَ العَمىٰ شامِل‌»؛&lt;a href="#_ftn2" name="_ftnref2" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۳)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; مشعل هدایت بکلّی خاموش بود، یعنی هیچ هدایت به حقایق پاکیزه‌ی عالمِ وجود وجود نداشت؛ وَ العَمىٰ شامِل؛ کوری هم عمومی بود؛ یعنی امیرالمؤمنین یک ‌چنین وضعی از مردم مکّه و مدینه و آن حدودی که پیغمبر در آنجا مبعوث شد تصویر میکند. نادان بودند، بی‌سواد بودند، لجوج‌ بودند، متعصّب بودند، فاسد بودند، متکبّر بودند ــ با همه‌ی این صفات پلیدی که در آنها بود، تکبّر هم بود ــ ظالم بودند، بینشان اختلاف طبقاتی بود. بزرگشان هم بد بود، کوچکشان هم بد بود؛ ظالمشان، مظلومشان، غلامشان، اربابشان. در یک ‌چنین فضائی مبعث به وجود آمد، اسلام متولّد شد، قرآن نازل شد؛ در یک ‌چنین فضائی.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خب اسلام بر پایه‌ی عقل و ایمان است. کلّ برنامه‌های اسلامی را با عقل و ایمان باید سنجید و فهمید و عمل کرد. اینها نه عقل داشتند، نه ایمان. پیغمبر وارد این جامعه شد؛ یعنی این بیانات الهی را، وحی الهی را، کلام خدا را برای یک ‌چنین مردمی تلاوت کرد و توانست در طول مدّت سیزده سال ــ که سیزده سال زمانی [طولانی] نیست ــ از بین همین مردم، عمّار درست کند، ابوذر درست کند، مقداد درست کند؛ از بین همین مردم!&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	معلّمی وارد کلاسی بشود که بچّه‌ها همه سربه‌هوا، بی‌هوش، بی‌توجّه، بی‌استعداد، بی‌علاقه‌ی به درس، بعد بتواند در ظرف مدّت معیّنی بچّه‌های شسته‌رُفته، آماده، باسواد، فهمیده تربیت کند؛ این را شما در نظر بگیرید، این را هزاران برابر کنید، میشود وضع بعثت پیغمبر و مکّه؛ یعنی قوّت اسلام، قوّت دین الهی، قوّت احکام و معارف الهی این‌قدر است که میتواند از آن‌چنان انسانهایی، آن‌چنان شرافتهای بی‌نظیری را به وجود بیاورد. ابوذر کم‌انسانی نیست. همین ابوذر در دوران جاهلیّت این‌جوری بود، عمّار یک جور دیگر، آن یکی یک جور دیگر.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این حرف برای امروز ما مهم است. من میخواهم این ادّعا را بکنم، بگویم که امروز هم اسلام همین قوّت را دارد. امروز جوامع بشری به همان صفات مبتلا هستند منتها با ادبیّات دیگر، با شیوه‌ی دیگر؛ همان ظلم آن روز، امروز هم هست؛ آن تکبر، امروز هم هست؛ آن فساد، امروز هم هست.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	می‌شنوید دیگر در خبرهای دنیا در این چند ماه گذشته: جزیره‌ی فساد درست کردن،&lt;a href="#_ftn3" name="_ftnref3" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۴)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; شوخی است؟ فسادهای اخلاقی، فسادهای عملی، ظلم، زور، زورگویی، دخالت، به هر کسی دستشان برسد بزنند، به هر کسی دستشان برسد، هر جا بتوانند چنگ بیندازند؛ بشر همان بشر است منتها ادبیّاتش فرق کرده، ظاهرش فرق کرده. امروز با اُدکلن و کراوات و کت و شلوار و لباس قشنگ می‌آید وسط میدان؛ همانها هستند، فرقی نکرده‌اند. امروز بشریّت ــ البتّه این را که میگویم مال همه‌ی بشریّت نیست ــ در بسیاری از جوامع، بالخصوص غربی دچار این آفتند؛ حق‌کشی میشود،‌ ضعیف‌کشی میشود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	همان ابوجهل امروز هم هست، همان ابن‌مغیره‌ی‌ مخزومی امروز هم هست. «اِنَّهُ فَکَّرَ وَ قَدَّرَ» درباره‌ی ابن‌مغیره است؛ اِنَّهُ فَکَّرَ وَ قَدَّرَ &lt;sub&gt;*&lt;/sub&gt; فَقُتِلَ کَیفَ قَدَّرَ؛ «قُتِلَ» یعنی مرگ بر او. «فَقُتِلَ کَیفَ قَدَّرَ &lt;sub&gt;*&lt;/sub&gt; ثُمَّ قُتِلَ کَیفَ قَدَّرَ &lt;sub&gt;*&lt;/sub&gt; ثُمَّ نَظَرَ &lt;sub&gt;*&lt;/sub&gt; ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَر»&lt;a href="#_ftn4" name="_ftnref4" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۵)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; تا آخر آیات مبارکه. امروز هم همانها هستند؛ همانها هستند که دارند بر میلیون‌ها انسان حکومت میکنند، زیردستی‌ها را هم با خودشان به سمت جهنّم دارند میبرند. در قرآن درباره‌ی فرعون میفرماید: یَقدُمُ قَومَهُ یَومَ القِیامَةِ فَاَورَدَهُمُ النّار؛&lt;a href="#_ftn5" name="_ftnref5" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۶)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; فرعون در روز قیامت، مثل همین دنیا که رئیس مردمش بود، آنجا هم رئیس است، جلودار است؛ او را راه می‌اندازند طرف جهنّم و پشت‌سری‌هایش را [هم] میریزند در جهنّم. اینها خودشان دارند به سمت جهنّم حرکت میکنند، خودشان در معنای واقعی و ملکوتی، در جهنّم قرار دارند، مردمشان را هم دارند به سمت جهنّم میبرند. خب این دنیای امروز است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اسلام همان اسلام است؛ این اسلام، میتواند دنیای امروز را از این رو به آن رو کند؛ میتواند. ما میتوانیم ــ ما، نه لزوماً من و شما ــ این طرف‌داران اسلام، معتقدان به اسلام، مؤمنان به اسلام میتوانند دنیا را از سراشیبی فساد به سمت ارتفاعات صلاح و نجات و شرافت بیرون بکشند؛ میتوانند از طرف جهنّم بکشند به طرف بهشت؛ امروز هم میشود. امروز هم میشود منتها یک شرط دارد: وَ لا تَهِنوا وَ لا تَحزَنوا وَ اَنتُمُ الاَعلَون؛ «اَنتُمُ الاَعلَون» یعنی همین: میتوانید دنیا را پشت‌ سر خودتان راه بیندازید؛ امّا کِی؟ «اِن کُنتُم مُؤمِنین»؛&lt;a href="#_ftn6" name="_ftnref6" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۷)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; ایمان لازم است. خب من و شما یک ایمانی داریم الحمدلله، خدا را شکر، امّا این ایمان، ایمان ابوذر نیست؛ عملمان را باید درست کنیم، کارمان را باید درست کنیم، دلمان را باید درست کنیم. اگر توانستیم این کارها را بکنیم، به نصیحت قرآن، به نصیحت اسلام، به نصیحت پیغمبر گوش فرابدهیم، به &lt;em&gt;نهج‌البلاغه&lt;/em&gt; اهمّیّت بدهیم و عمل بکنیم، ما هم همان چیزی را خواهیم داشت که آن روز پیغمبر داشت، همان کاری را خواهیم توانست کرد که پیغمبر آن روز کرد؛ میتوانیم دنیا را برگردانیم به سمت صلاح؛ جوامع تحت سلطه‌ی همین آدمهای ناباب را میتوان تبدیل کرد به جامعه‌ی پیشرفتِ انسان‌ساز، اگر چنانچه ان‌شاء‌الله «اِن کُنتُم مُؤمِنین‌» تحقّق پیدا کند. بایستی مراقبت کنیم، به آنچه میدانیم عمل کنیم، از گناه پرهیز کنیم. ایمان امروز ما ایمان ابوذرساز نیست. البتّه خوشبختانه در جمهوری اسلامی، به صورت فردی، افراد ابوذرگونه داشته‌ایم؛ [از قبیل] همین شهدای بزرگ، نامدار و بعضی حتّی گمنام؛ اینها هستند امّا جامعه باید تغییر پیدا کند، صلاح باید سراسر جامعه را فرابگیرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خب، روز مبعث چنین روزی است، چنین ایمانی عرضه شد و کسانی که آن را قبول کردند، کسی مثل امیرالمؤمنین بود؛ علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السّلام) این ایمان را قبول کرد، جناب خدیجه این ایمان را قبول کرد؛ در درجه‌ی اوّل، کسان دیگری نبودند. خب حالا این راجع به مبعث بود که عرض کردیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	من میخواهم چند جمله راجع به این فتنه‌ی اخیر عرض بکنم. یک فتنه‌ای واقع شد، یک مقداری مردم را اذیّت کرد، آزار داد، به کشور ضرر زد ــ فتنه است دیگر ــ بعد هم به توفیق الهی، به دست مردم و به دست مسئولان و مأموران وقت‌شناس و کاربلد، بحمدالله این فتنه خاموش شد. باید فتنه را بشناسید. من اینجا چند مطلب را میخواهم عرض بکنم: اوّل اینکه ماهیّت فتنه را بفهمیم؛ اصلاً این فتنه چه بود، برای چه به وجود آمد. دوّم اینکه ابزار عامل این فتنه چه بودند، چه کسانی بودند؛ ظاهرش را که نگاه میکنی یک جوانی است، امّا قضیّه چیست؟ یک مطلب دیگر راجع به این [است] که ما در مقابل این کاری که دشمنِ ما با ما کرد، چگونه موضع میگیریم و چه کار میکنیم. چند مطلب را کوتاه عرض میکنم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اوّلاً ماهیّت فتنه. این یک فتنه‌ی آمریکایی بود. واضح بود؛ آمریکایی‌ها برنامه‌ریزی کردند، فعّالیّت کردند. هدف آمریکایی‌ها هم ــ این را من قاطع، صریح، با تجربه‌ی چهل‌وچندساله‌ی در جمهوری اسلامی عرض میکنم ــ بلعیدن ایران است. این سلطه‌ای که اینها بر این کشور داشتند، به دست مردم، به دست جوانها، به دست آحاد مردم در سراسر کشور و با رهبری امام بزرگوار از بین رفت؛ و از اوّل انقلاب تا امروز، اینها به فکرند که این سلطه را برگردانند؛ یعنی باز ایران را تحت سلطه‌ی نظامی خودشان، تحت سلطه‌ی سیاسی خودشان، تحت سلطه‌ی اقتصادی خودشان قرار بدهند؛ هدف این است. این مربوط به رئیس‌جمهور فعلی آمریکا&lt;a href="#_ftn7" name="_ftnref7" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۸)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; هم نیست؛ این مربوط به این شخصی که الان رئیس‌جمهور است، نیست؛ این مربوط به سیاست آمریکا است. سیاست آمریکا این است که کشوری با این خصوصیّات را در یک چنین مرکز حسّاس جغرافیایی، با این امکانات، با این وسعت، با این جمعیّت، نمیتوانند تحمّل کنند؛ چنین کشوری، با این پیشرفتهایی که دارد از لحاظ علمی، از لحاظ فنّاوری در بخشهای مختلف میکند، برای آمریکایی‌ها قابل تحمّل نیست. همان «اِنَّهُ فَکَّرَ وَ قَدَّرَ * فَقُتِلَ کَیفَ قَدَّرَ»: نشست فکر کرد [که چه کند]. اینها نمیتوانند تحمّل کنند. این مربوط به آنها است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	البتّه در گذشته وقتی فتنه‌ای از این قبیل ــ که خب فتنه‌های متعدّدی داشته‌ایم ــ در کشور اتّفاق می‌افتاد، غالباً مطبوعاتی‌های آمریکا، سیاسیّون درجه‌ی دوّم آمریکا یا کشورهای اروپایی دخالت میکردند؛ در این فتنه این خصوصیّت بود که شخص رئیس‌جمهور آمریکا، شخص خود او، در این فتنه دخالت کرد، حرف زد، اظهارنظر کرد، تهدید کرد، فتنه‌گران را تشویق کرد؛ پیغام داد از آمریکا به این کسانی که حالا بعد خواهم گفت چه کسانی بودند، که بروید جلو، نترسید؛ گفت از شما حمایت میکنیم، حمایت نظامی میکنیم؛ یعنی خود رئیس‌جمهور آمریکا، وارد فتنه شد و جزو فتنه است. یک عدّه، یک تعدادی، این مجموعه‌ای که تخریب کردند و آتش زدند و رفتند و کارهای خلاف کردند و آدم کشتند، اینها را [به عنوان] ملّت ایران معرّفی کرد؛ یعنی تهمت بزرگی به ملّت ایران زد؛ گفت اینها ملّت ایرانند و من میخواهم از ملّت ایران دفاع کنم. اینها جرم است. این دلایلی که عرض کردم، دلایل مستندی است، یعنی هیچ چیز پنهانی وجود ندارد؛ آشکارا گفت، آشکارا حرف زد، آشکارا تشویق کرد. پشت ‌سر هم مستنداتی داریم که کمک کردند؛ هم آنها، هم رژیم صهیون، کمک کردند که حالا آن را هم مختصراً عرض خواهم کرد. ما رئیس‌جمهور آمریکا را مجرم میدانیم؛ هم به خاطر تلفات، هم به خاطر خسارات، هم به خاطر تهمتی که به ملّت ایران زد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	مطلب دوّم درباره‌ی عوامل فتنه است و اینهایی که در صحنه بودند؛ اینها که بودند؟ اینها دو دسته بودند: یک دسته، یک جمعی که دستگاه‌های جاسوسی آمریکا و اسرائیل با دقّت اینها را انتخاب کرده بودند، پیدا کرده بودند، اغلب را خارج بُرده بودند، بعضی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها را هم در همین‌جا آموزش داده بودند که چه جوری حرکت کنید، چه جوری آتش بزنید، چه جوری ترس ایجاد کنید، چه جوری از دست پلیس فرار کنید؛ پول حسابی هم بِهِشان داده بودند؛ یک عدّه اینها بودند که اینها که سردسته‌ی این جمعیّت بودند، خودشان به خودشان میگویند لیدر؛ «ما لیدرهای این جماعت هستیم»؛ سردسته‌ها؛ یک عدّه اینها بودند. بحمدالله تعداد زیادی از اینها بازداشت شدند، دستگیر شدند&lt;span dir="LTR"&gt;؛&lt;/span&gt; نیروهای نظامی و انتظامی و امنیّتی در این زمینه خوب کار کردند. عدّه‌ی زیادی از این عوامل خبیث و مجرم ــ که اینها مجرمند ــ دستگیر شدند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	دسته‌ی دوّم، با رژیم صهیونیستی و با فلان دستگاه جاسوسی ارتباطی نداشتند، نوجوان خامی است که با او حرف میزنند، تحت تأثیر قرارش میدهند، هیجان برایش به وجود می‌آورند؛ جوانها هم هیجانی‌اند، نوجوان‌ها هیجانی‌اند، می‌آیند وارد میدان میشوند، کارهایی میکنند که نباید بکنند، شیطنت‌هایی میکنند که نباید بکنند. اینها پیاده‌نظامند؛ مأموریّتشان این است که بروند به یک جایی حمله کنند: یک پاسگاه، یک خانه، یک اداره، یک بانک، یک مرکز صنعتی، یک مرکز برق؛ مأموریّتشان اینها است. آن سردسته اینها را جمع میکند، هر کدامشان، ده نفر، بیست نفر، پنجاه نفر را جمع میکنند، راهنمایی میکنند که «باید بروید اینجا، این کار را بکنید و جنایت بکنید»؛ و متأسّفانه میکنند. جنایات زیادی واقع شد. در این فتنه، همین عوامل نادان و ناآگاه با سردستگیِ آن عناصر خبیث و آموزش‌دیده، کارهای بدی کردند، جنایتهای بزرگی انجام دادند. ۲۵۰ مسجد را خراب کردند؛ بیش از ۲۵۰ مرکز آموزشی و علمی را خراب کردند، از بین بردند؛ به صنعت برق ضربه زدند؛ به بانک‌ها ضربه زدند؛ به مجموعه‌های درمانی ضربه زدند؛ به فروشگاه‌های شامل ارزاق مردم ضربه زدند؛ به مردم آسیب زدند. اینها چند هزار نفر را به قتل رساندند؛ بعضی‌ها را با شدّتِ غیر انسانی، یعنی کاملاً وحشیانه، به قتل رساندند. به یک مسجدی حمله میکنند، چند نفر جوان میروند داخل آن مسجد که دفاع کنند، درِ مسجد را میبندند، مسجد را آتش میزنند، مسجد و آن چند نفر جوان در آ‌تش میسوزند! من حالا عرض خواهم کرد که خود این، نقشه است، خود این جزئیّاتِ کار در یک نقشه‌ی عمومی از پیش آماده شده، فراهم شده، بنا گذاشته شده که این‌جور عمل کنند و این‌‌جور حرکت کنند. تعدادی از مردم کوچه و بازار را، مردم بی‌گناه را، دختر سه‌ساله&lt;a href="#_ftn8" name="_ftnref8" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۹)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; را، مرد را، زن بی‌دفاع و بی‌گناه را کشتند. اسلحه داشتند؛ هم اسلحه‌ی گرم داشتند، هم اسلحه‌ی سرد داشتند؛ بهشان داده بودند. این اسلحه‌ها از خارج آمده بود؛ برای همین آمده بود که بین عناصر فتنه‌انگیز تقسیم بشود و این جنایات به وقوع بپیوندد. خب، این هم عوامل فتنه؛ عوامل فتنه اینها هستند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	البتّه ملّت ایران کمر فتنه را شکست. با حرکت میلیونی ملّت ایران در روز بیست‌ودوّم دی‌ماه، بیست‌ودوّم دی‌ماه [هم] یک روز تاریخی مثل بیست‌ودوّم بهمن شد؛ یعنی بیست‌ودوّم دی‌ماه را ملّت ایران ساخت و یک افتخار دیگر بر افتخارات خود افزود. در روز بیست‌ودوّم دی، ملّت ایران در تهران با چند میلیون جمعیّت و در شهرهای مختلف با جمعیّت‌های انبوه و فراوان توانستند به دهان پُرگوی مدّعیان مشت محکمی بزنند. بحمدالله این کار را کردند، فتنه را خواباندند. [این] کار ملّت ایران است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	البتّه در مطبوعات وابسته‌ی به صهیونیست‌ها در دنیا ــ که غالب این خبرگزاری‌ها مال صهیونی‌ها است ــ آن عدّه‌ی معدود فتنه‌گر را بزرگ کردند، و گفتند اینها ملّت ایرانند؛ [امّا] این جمعیّت عظیم مردم در تهران و شهرستان‌ها را بعضی‌هایشان اصلاً اسم نیاوردند، بعضی هم گفتند چند هزار نفر! عادتشان این است، باید [چنین] بکنند؛ عیب ندارد. واقعیّت غیر از این است؛ واقعیّت همین است که شما دارید به چشم خودتان می‌بینید، در شهر خودتان یا در تهران مشاهده میکنید.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	امّا مسئله‌ی رفتار ما. خب، ملّت ایران آمریکا را شکست داد. آمریکایی‌ها با مقدّمات فراوان این فتنه را راه انداخته بودند برای مقاصد بزرگ‌تری که قبلاً اشاره کردم؛ این فتنه مقدّمه‌ی کارهای بزرگ‌تری بود. ملّت ایران [آمریکا را] شکست داد. بعد از آن جنگِ چندروزه در چند ماه قبل از این که آنجا ملّت ایران آمریکا را و صهیون را شکست داد، امروز هم آمریکا را به فضل الهی شکست داد. این درست است، امّا کافی نیست. بله، فتنه را خاموش کردیم، امّا این کافی نیست؛ آمریکا باید پاسخگو باشد. باید دستگاه‌های مختلف ما از وزارت خارجه و دستگاه‌های گوناگون دیگر، دستگاه‌های مرتبط با این کار، دنبال کنند این قضیّه را. ما کشور را به سوی جنگ نمیبریم؛ ما بنا نداریم کشور را به طرف جنگ ببریم امّا مجرمان داخلی را هم رها نمیکنیم. بدتر از مجرمان داخلی، مجرمان بین‌المللی‌اند؛ آنها را هم رها نمیکنیم. باید با شیوه‌های خودش، با روش درست، این کار دنبال بشود، تعقیب بشود و به توفیق الهی ملّت ایران همان‌طور که کمر فتنه را شکست، کمر فتنه‌گر را هم باید بشکند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	مطلب آخر من&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt; در این حادثه، در مبارزه‌ی با این فتنه‌ی آمریکایی و صهیونی، مسئولان انتظامی و امنیّتی و سپاه و بسیج حقیقتاً‌ جان‌فشانی کردند، واقعاً جان‌فشانی کردند؛ شب و روز نداشتند، تا توانستند فتنه را که با مقدّمات فراوان، با خرج هزینه‌ی فراوان دشمن به وجود آمده بود، بکلّی پاک کنند و از بین ببرند. مسئولین کشور هم همه همکاری کردند. ملّت ایران هم حرف آخر را زد و به طور قاطع قضیّه را تمام کرد، امّا با وحدت. من توصیه‌ی همیشگی را میخواهم عرض بکنم: اوّلاً وحدت بین مردم حفظ بشود؛ دعواهای جناحی و سیاسی و خطّی و غیره بین مردم رواج پیدا نکند. با هم یکی باشید؛ در دفاع از نظام اسلامی، در دفاع از کشور ایران، ایران عزیز، همه با هم باشند، در کنار هم باشند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	مسئولین هم ــ مسئولین ذی‌ربط در بخشهای مختلف هم ــ حقیقتاً کار کردند. رئیس‌جمهور محترم،&lt;a href="#_ftn9" name="_ftnref9" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۰)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; و دیگر رؤسای کشور، فعّالیّت کردند؛ وسط میدان بودند و کار کردند. این‌جور نباشد که چون بنده خبر ندارم از کاری که دیگری کرده، همین‌طور مدام ایراد کنم که آقا چرا چنین و چرا فلان [است]؛ نه، همه کار کردند. من از اینکه به رؤسای کشور، به رئیس‌جمهور و دیگران در یک ‌چنین شرایط مهمّ بین‌المللی و داخلی اهانت بشود، بشدّت پرهیز میکنم و نمیگذارم و منع میکنم، نهی میکنم کسانی را؛ حالا ممکن است در مجلس باشد، ممکن است بیرون مجلس باشد، ممکن است هر جا باشد. قدر اینها را ما بدانیم؛ قدر مسئولینی که وقتی یک ‌چنین حادثه‌ای برای کشور پیش می‌آید، از مردم کناره نمیگیرند. گاهی ما در گذشته داشته‌ایم که مردم وسط میدان بودند، مسئولین تماشا میکردند، گاهی هم علیه مردم یک حرفی میزدند. این دفعه، نخیر، مسئولین در کنار مردم بودند، در بین مردم بودند، با مردم حرکت کردند، با همان هدف تلاش کردند، کار کردند. این باید قدرشناسی بشود؛ این خیلی مهم است. توصیه‌ی مؤکّد من نسبت به شخص رئیس‌جمهور و مسئولین قوا، رؤسای دیگر قوا و رؤسای فعّال کشور است؛ بگذارید اینها کارشان را بکنند، تلاششان را بکنند و خدمت بزرگی را که بر عهده دارند انجام بدهند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	البتّه وضع اقتصادی وضع خوبی نیست؛ معیشت مردم حقیقتاً مشکل دارد؛ بنده میدانم این را. آنها هم در این زمینه‌ها بایستی دو برابر کار کنند. برای کالاهای اساسی، برای نهاده‌های دامی، برای ارزاق لازم، برای نیازهای عمومی مردم، مسئولین دولتی باید دو برابرِ همیشه کار کنند؛ با جدّیّت بیشتری باید کار کنند؛ در این تردیدی نیست. هم آنها وظایفی دارند، هم ما مردم وظایفی داریم؛ باید به وظایفمان عمل کنیم. اگر ما به وظایف عمل کردیم، خدای متعال به کار ما برکت خواهد داد. پروردگارا! این برکت را به کار ما عنایت بفرما.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	والسّلام علیکم و رحمة‌الله و‌ برکاته&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;div&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref1" name="_ftn1" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; نهج‌البلاغه، خطبه‌ی ۲&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
		&lt;a href="#2"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;۲)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;a name="3"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;متعصّب‌ترین&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn2" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref2" name="_ftn2" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۳&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; نهج‌البلاغه، خطبه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ی ۲&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn3" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref3" name="_ftn3" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۴&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; جزیره‌ای خصوصی از جزایر ویرجین آمریکا که به عنوان مخفیگاه و پناهگاه برای قاچاق زنان جوان و دختران زیر سنّ قانونی، جهت سوءاستفاده از آنان مورد استفاده قرار میگرفت و بسیاری از مهمانان صاحب این جزیره، از سراسر جهان و از بالاترین سطوح جامعه بودند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn4" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref4" name="_ftn4" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۵&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; سوره‌ی مدّثّر، آیات ۱۸ تا ۲۲؛ « آرى، [آن دشمن حق] اندیشید و سنجید؛ کُشته بادا! چگونه [او] سنجید؟ [آرى،] کشته بادا، چگونه [او] سنجید. آنگاه نظر انداخت، سپس رو ترش نمود و چهره در هم کشید.»&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn5" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref5" name="_ftn5"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۶&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; سوره‌ی هود، بخشی از آیه‌ی ۹۸&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn6" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref6" name="_ftn6" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۷&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; سوره‌ی آل‌عمران، آیه‌ی ۱۳۹؛ «و اگر مؤمنید، سستى مکنید و غمگین مشوید، که شما برترید.»&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn7" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref7" name="_ftn7" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۸&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; دونالد ترامپ&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn8" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref8" name="_ftn8" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۹&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; از جمله، ملینا اسدی، دختر سه‌ساله‌ی کرمانشاهی که به دست تروریست‌های مسلّح به شهادت رسید.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn9" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref9" name="_ftn9" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۰&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; آقای دکتر مسعود پزشکیان&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;br type="_moz" /&gt;</description>
<pubDate>Fri, 16 Jan 2026 17:47:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>بیانات در دیدار مردم قم</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62291</link>
<guid>62291</guid>
<dc:type>2</dc:type>
<dc:relation/>
<category>بيانات</category>
<description>&lt;div style="text-align: left;"&gt;
	&lt;a href="https://idc0-cdn0.khamenei.ir/ndata/news/62291/1404-10-19.pdf"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;[دریافت PDF]&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;در سالروز قیام نوزدهم دی ۱۳۵۶&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	بسم الله الرّحمن الرّحیم&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّة الله فی الارضین.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خیلی خوش‌ آمدید برادران عزیز، خواهران عزیز، مردم شریف و مؤمن و انقلابی قم. در اینکه روز نوزدهم دی یک برگ جدانشدنی از کتابِ قطورِ تاریخِ افتخاراتِ ایران است، شکّی نیست؛ یک روز افتخارآمیز است برای همه‌ی تاریخ. درست است که نهضت از نوزدهم دی آغاز نشد؛ نهضت اسلامی از پانزده سال قبل از نوزدهم دی، به رهبری امام عزیزمان آغاز شد. در مدّت این پانزده سال، بیانات امام، حکمت امام، سخنرانی‌های امام ــ که پی‌درپی، در طول زمان، به ذهنیّت جامعه‌ی ما سرازیر میشد ــ همچنین [طرح] اندیشه‌ی اندیشه‌ورزان اسلامی ما در مناطق مختلف کشور با جوانها، در مساجد، در مراکز گوناگون، اینها همه به معارف نهضت قوام بخشید. این درست است؛ یعنی مباحث نظری نهضت اسلامی، در طول پانزده سال، روزبه‌روز در ذهن مردم قوام بیشتری پیدا کرد لکن برای اینکه این گنجینه و ذخیره‌ی فکری و نظری به یک تحرّک اجتماعی تبدیل بشود، یک حادثه‌ی مهم و مؤثّر لازم بود. فکرها در ذهنها بود، افکار و معارف نهضت و مبانی نهضت در دلهای جمع کثیری از مردم ــ نمیگویم همه‌ی مردم، امّا در دل جمع کثیری از مردم ــ رسوب کرده بود و با مبانی نهضت آشنا بودند امّا این نهضت باید تحقّق پیدا میکرد، باید به فعلیّت میرسید و آن مفاهیم ذهنی باید تبدیل میشد به یک واقعیّت عینی، به یک حرکت. برای این کار، یک جرقّه‌ای لازم بود؛ مثل اینکه فرض بفرمایید یک مجموعه‌ی عظیمی باروت در سرتاسر کشور وجود دارد، باید اینها مشتعل بشود؛ حادثه‌ی قم این نقش را ایفا کرد، نوزدهم دی این نقش را ایفا کرد&lt;span dir="LTR"&gt;،&lt;/span&gt;آن ذهنیّتها را تبدیل کرد به حرکت. البتّه حادثه‌ی قم جرقّه نبود، صاعقه بود که از آسمان با اراده‌ی الهی فرود آمد. حادثه‌ی قم بظاهر یک حادثه‌ای بود که در یک روز، دو روز، سه روز انجام گرفت و تمام شد، امّا باطن قضیّه این نبود. حادثه‌ی قم، به دنبال خود، این جریان را به راه انداخت؛ آمد تبریز، آمد شهرهای دیگر، آمد سرتاسر کشور و ناگهان کشور مشتعل شد؛ کار حادثه‌ی قم این بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اینکه میگویم «صاعقه بود»، دلیلش این است که در طول کمتر از حدود یک سال بعد از نوزدهم دی، در دی‌ماه سال بعد، سلطنت از ایران بکلّی ازاله شد. وقتی این ازاله‌ی حکومت پهلوی به وقوع پیوست ــ که یک حکومتی بود که هم وابسته بود، هم فاسد بود، هم ضعیف بود، هم ظالم بود؛ بدترینِ حکومتها؛ یعنی شاید واقعاً حکومتی بدتر از حکومت پهلوی در این اواخر در دنیا ما سراغ نداریم ــ وقتی این‌جور اتّفاقی افتاد، آن وقت زمینه آماده شد برای اینکه یک حکومت مردمی و اسلامی به وجود بیاید؛ همان چیزی که وعده‌ی آن را امام بزرگوار ما داده بود. در بیانات امام، اشاراتی به این وجود داشت که به جای حکومت فاسد، حکومت مردمی بیاید؛ به جای دیکتاتور، مردم حاکمیّت پیدا کنند؛ به جای وابستگی به آمریکا و به صهیونیسم و به همه‌ی اراذل و اوباش عالم سیاست، یک حکومت مستقل و سربلندی سر کار بیاید. [با حادثه‌ی قم،] زمینه برای این کار آماده شد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این نکته را هم من بگویم که حادثه‌ی کوبنده‌ی قم را در واقع سیاستهای غلط خود رژیم پهلوی تسبیب کرد و مسبّب شد؛ خودشان زمینه‌ی زوال خودشان را فراهم کردند؛ خودشان خودشان را بدبخت کردند؛ چطور؟ با خطای محاسبات، با محاسبات غلط، با خطای محاسباتی؛ این خطر بزرگی است برای همه‌ی دولتها. امروز هم آمریکا دچار خطای محاسباتی است؛ امروز آمریکا غلط میفهمد مسائل را، محاسبه‌اش اشتباه و غلط است. آن روز هم، هم آمریکا که پشتیبان رژیم پهلوی بود&lt;span dir="LTR"&gt;،&lt;/span&gt; هم پهلوی، خطای محاسباتی داشتند، اشتباه میفهمیدند. تقریباً ده روز قبل از حادثه‌ی نوزدهم دی، فقط ده روز قبل از این حادثه، رئیس‌جمهور آمریکا در تهران،&lt;a href="#_ftn1" name="_ftnref1" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; در جشن ژانویه‌ی دربار پهلوی یک نطقی کرد؛ سرش گرم بود؛ با انواع مُسکرات و مانند اینها سرش گرم بود. در آن نطق گفت: «ایران جزیره‌ی ثبات است». ده روز بعد قضیّه‌ی قم اتّفاق افتاد؛ این نشان میدهد که اینها ایران را نمی‌شناختند. گفت: «ایران جزیره‌ی ثبات است»؛ از شاه تعریف کرد، تمجید کرد، گفت ایران این‌جوری است، ده روز بعد قضیّه‌ی قم اتّفاق افتاد. ایران را نمی‌شناختند، هنوز هم نمی‌شناسند؛ دشمنان ما، ایران را نشناختند و غلط برنامه‌ریزی کردند، امروز هم نمی‌شناسند و غلط برنامه‌ریزی میکنند؛ آن روز بر اثر برنامه‌ریزی غلط شکست خوردند، امروز هم آمریکا بر اثر برنامه‌ریزی‌های غلطِ خود شکست خواهد خورد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خب، اینها حقایق تاریخی است؛ این مطالبی که عرض کردم تحلیل نیست، اینها واقعیّتهایی است که هر کسی مسائل کشور را در آن دوره ــ که اغلب شما جوانها آن دوره را ندیده‌اید ــ مطالعه کند برایش روشن میشود؛ اینها حقایق تاریخی است. خب، حالا از این حقایق تاریخی باید ما درس بگیریم. حقایق تاریخی قصّه که نیست ــ از قصّه هم باید درس گرفت ــ [امّا] باید درس بگیریم. این درس را من در چند جمله عرض میکنم:&lt;br /&gt;
	آن روز، ملّت ایران نه توپ داشت، نه تانک داشت، نه موشک داشت، سلاح سخت نداشت، امکاناتی نداشت امّا پیروز شد؛ چرا؟ در حالی ‌که طرف مقابل، هم توپ داشت، هم تانک داشت؛ تانکش را به خیابان آورد، آتش کرد امّا مغلوب شد. ملّت ایران پیروز شد، بدون اینکه سلاح سخت در اختیار داشته باشد؛ او مغلوب شد در حالی ‌که سلاح سخت داشت؛ چرا؟ علّت این است که بله ملّت ایران سلاح سخت نداشت امّا سلاح نرم داشت؛ سلاح نرم در همه‌ی میدانها تعیین‌کننده‌تر است. سلاح نرم ملّت ایران چه بود؟ سلاح نرم ملّت ایران غیرت دینی بود، غیرت ایمانی بود، احساس مسئولیّت و وظیفه‌ای بود که امام بزرگوار به او محوّل کرده بود و از آنها خواسته بود. امام حتّی از علما و مراجع بزرگ هم مسئولیّت خواست، فریاد زد: «ای نجفِ ساکت، ای قمِ ساکت»!&lt;a href="#_ftn2" name="_ftnref2" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; مسئولیّت میخواست، مردم [هم] این مسئولیّت را بر دوش خودشان احساس میکردند. سلاح نرم ملّت ایران عشق به ایران بود، عشق به کشورشان بود. میدیدند که مأمور آمریکایی، مزدور آمریکایی، در داخل کشور حکمرانی میکند، کمااینکه متأسّفانه امروز در بعضی از کشورها، مأمور آمریکایی دستور میدهد: «این کار را بکنید، این کار را نکنید، این را بگذارید، این را نصب کنید، این را عزل کنید»! آن روز ایران این‌جوری بود، این را مردم میفهمیدند، میدیدند. البتّه همه‌ی مردم در مجموعه‌ی سیاسی بالا قرار نداشتند امّا خبرها به مردم میرسید، میفهمیدند. آن روز مردم، خیانت کارگزاران ایرانی به وطنشان را ــ که در واقع کارگزاران آمریکایی بودند؛ ایرانی بودند، امّا برای آمریکا کار میکردند؛ ایرانی بودند، امّا برای رژیم صهیون کار میکردند ــ میدیدند، میفهمیدند، عصبانی میشدند، خشمگین میشدند، این در دلهایشان متراکم میشد. وقتی که نهضت شروع شد، این خشمِ متراکم ظهور کرد، بُروز کرد، خودش را نشان داد. این سلاحِ معنوی بود، سلاحِ نرم بود. عمده‌ی سلاحِ معنویِ مردم، ایمانِ آنها به اسلام بود. میدیدند که دستگاه علناً و پی‌درپی علیه اسلام موضع میگیرد: تاریخ هجری را عوض کردند، مفاهیم اسلامی را تغییر دادند، کتابهای مدارس را غیر اسلامی کردند، مفاهیم غیر اسلامی را ترویج کردند؛ اینها را مردم میدیدند؛ اینها را افراد آگاه و هوشیار متوجّه میشدند و به مردم منتقل میکردند. این سلاحِ معنوی بود؛ این سلاح معنوی، در مقابله و مواجهه‌ی با سلاح سخت، با توپ و تانک، بر آن سلاح پیروز شد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خب، اینها مربوط به گذشته است. من میخواهم عرض بکنم که امروز ملّت ایران مجهّزتر و مسلّح‌تر از آن روز است؛ امروز، هم سلاح معنوی‌مان از آن روز قوی‌تر و مجهّزتر و آماده‌تر است، هم سلاح سخت و ظاهری و مادّی متعارفمان قابل مقایسه‌ی با آن روز نیست.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	وقتی که صحبت از درگیری و مقابله‌ی با دشمنان صریح جمهوری اسلامی میشود، بعضی‌ها ایراد میکنند که «آقا! چرا همیشه میگویید دشمنی، همیشه میگویید مبارزه؟» اینها غفلت میکنند، توجّه ندارند. این مبارزه را آنها شروع کردند، آمریکا شروع کرد، دشمنان وابسته‌ی به آمریکا شروع کردند؛ چرا شروع کردند؟ آمریکا چرا از ایرانِ جمهوری اسلامی این‌جور منزجر و ناراحت است؛ چرا؟ علّتش واضح است؛ برای خاطر اینکه ثروتهای این کشور، همه‌ی منابع مالی این کشور، در اختیار آمریکا بود، جمهوری اسلامی آمد آن را از اینها گرفت. امروز می‌بینید در آمریکای لاتین یک کشور&lt;a href="#_ftn3" name="_ftnref3" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۳)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; را محاصره میکنند، اقداماتی میکنند، خجالت هم نمیکشند، صریحاً میگویند برای نفت است و ما این کار را برای نفت میکنیم! [اینجا هم] برای نفت بود؛ نفت ایران، معادن ایران، مزارع ایران. این دشتهای وسیع قزوین، دشتهای پُربار نزدیک تهران، دست صهیونیست‌ها بود و بتدریج داشتند توسعه میدادند. در منطقه‌ی خراسان ما، یک منطقه‌ی بسیار وسیعی بین مشهد و قوچان را داشتند آماده میکردند که به بهائی‌ها بدهند، به عوامل صهیونیست و عوامل آمریکا بدهند. دستشان همه ‌جا باز بود. جمهوری اسلامی آمد دست اینها را قطع کرد؛ خب معلوم است، دشمن میشوند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	از روز اوّل هم دشمنی کرده‌اند و جمهوری اسلامی با اینها مقابله کرده، تا امروز هم دشمنی ادامه دارد. به فضل الهی، روزبه‌روز جمهوری اسلامی قوی‌تر شده. آنها اقدام کردند و شکست خوردند در از بین رفتن جمهوری اسلامی. جمهوری اسلامی بحمدالله امروز سربلند، قوی، قدرتمند و آبرومند در دنیا است، بر خلاف خواسته‌ی آنها. بحث این است. در این چهل و چند سال، هر کاری توانستند کردند؛ یعنی هیچ جور عمل خصمانه‌ای که ممکن بوده نسبت به یک مملکت انجام بگیرد، نبوده که انجام نگیرد؛ حمله‌ی نظامی کردند، حمله‌ی امنیّتی کردند، تحریم اقتصادی کردند، حمله‌های فرهنگی کردند، آدمهای مزدور فرستادند، بعضی از افراد ضعیف‌النّفس را با پول در اینجا مزدورِ خودشان کردند؛ در این سالها همه‌ی این کارها را کرده‌اند و شکست خورده‌اند، به جایی نرسیده‌اند. امروز بحمدالله ایران به برکت جمهوری اسلامی [قدرتمند است]؛ چون جمهوری اسلامی حاکم است؛ اگر حکومتِ لیبرال‌دموکراسی بود، حکومتِ سلطنتی بود، از حکومتهای وابسته‌ی به این و آن بود، این‌جور نمیشد. این اسلام است، نظام مردمی است، نظام اسلامی است، یعنی جمهوری اسلامی است که توانسته است ایران را در علم، در فنّاوری، در هنر و ادبیّات، در سیاستهای بین‌الملل، در بسیاری موارد دیگر به پیشرفتهای بزرگی برساند. بعضی‌ها ــ البتّه غالباً خارجی‌ها شروع میکنند، بعد هم یک عدّه‌ای متأسّفانه در داخل از آنها تبعیّت میکنند، تعقیب میکنند ــ میگویند ایران منزوی است؛ ابداً!‌ ایران، دولت ایران، جمهوری اسلامی ایران منزوی نیست. اینها خودشان را فریب میدهند&lt;span dir="LTR"&gt;؛&lt;/span&gt; ایران منزوی نیست. ایرانِ امروز&lt;span dir="LTR"&gt;،&lt;/span&gt; به عنوان یک کشور مستقل و شجاع و دارای آینده در دنیا مطرح است. خیلی از این فعّالیّتها را جوانهای ما کردند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	من راجع به جوان ایرانی یک جمله‌ی کوتاهی عرض بکنم. البتّه همه‌ی جوانها مثل هم نیستند، همه‌ی مردم مثل هم نیستند؛ بهتر، بالاتر، پایین‌تر، کمتر‌بهتر، داریم؛ در بین جوانها، در بین پیرها، در بین مردم، در بین روحانیّت، در بین دانشجویان و غیره، همه جور داریم امّا در مجموع که حساب میکنیم، جوان ایرانی بر خلاف دروغ‌گویی‌های دشمن، یکی از مهم‌ترین امتیازات ایران است؛ یکی از مهم‌ترین امتیازات ما جوانهایمانند. در مواجهه‌ی با حوادث، امتیازاتی نیاز است؛ امروز از مهم‌ترین امتیازات، جوانهای ما هستند. دشمن میخواهد جوان ایرانی را بد معرّفی کند؛ میخواهد بگوید جوان ایرانی از لحاظ سیاسی منحرف است، وابسته‌ی به غرب است؛ جوان ایرانی از لحاظ دینی منحرف است، به دین پشت کرده؛ میخواهد بگوید جوان ایرانی از لحاظ اخلاقی لاابالی است، فاسد است؛ از لحاظ روحی ضعیف است؛ اینها را دشمن میخواهد بگوید. آنچه آنها درباره‌ی ایرانیان و عمدتاً جوانها میگویند و ترویج میکنند و در تحلیل‌هایشان می‌آورند، اینها است؛ این تصویر صد درصد غلط است؛ این‌جوری نیست. جوان ایرانی همان کسی است که در جنگ سلحشور است؛ وقتی جنگ میشود سینه سپر میکند. در درگیری‌های مختلف، [از این] جوانهایی که به جبهه اعزام نمیشدند ــ چه در دهه‌ی ۶۰ [یعنی] در جنگ تحمیلی هشت‌ساله، چه در این جنگ،&lt;a href="#_ftn4" name="_ftnref4" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۴)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; چه در دفاع از حرم ــ چقدر بودند که می‌آمدند گریه میکردند، اشک میریختند، درخواست میکردند که ما را بفرستید، میخواهیم جهاد کنیم؛ این سلحشوری است. [جوانها] آماده‌اند؛ پس این تصویر صد درصد غلط است. من حالا دو سه نمونه از وضعیّت جوانهایمان را عرض کنم:&lt;br /&gt;
	جوان ایرانی در جنگ سلحشور است؛ در سیاست، روشن‌بین است، دشمن‌شناس است، آمریکا را می‌شناسد؛ یک روزی بود که این‌جور نبود. در امور دینی دارای تقیّد است؛ اعتکاف مال جوانها است، راه‌پیمایی‌های بیست‌ودوّم بهمن و روز قدس، در ماه رمضان با دهان روزه مال جوانها است؛ عمده اینها هستند، اینها هستند که برنامه‌ریزی میکنند. جشنهای خیابانی برای نیمه‌ی شعبان، برای ولادت امیرالمؤمنین و امام حسین (علیه السّلام) که این چند سال اخیر باب شده، مال جوانها است، جوانها این کارها را میکنند. جشنها و عزاهای مذهبی سرشار از جوانها است. ‌تشییع شهدا با دست‌اندرکاری جوانها است؛ آنها هستند که از شهدا تجلیل میکنند، تمجید میکنند، آنها را بزرگ میدارند. جوانهای ما این[گونه] هستند. ماهواره‌هایی که آن روز گفتم&lt;a href="#_ftn5" name="_ftnref5" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۵)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; در یک روز سه ماهواره میفرستیم،&lt;a href="#_ftn6" name="_ftnref6" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۶)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; این را جوانها میفرستند. تحقیقات دقیق علمی را در زمینه‌ی هسته‌ای، در زمینه‌ی سلّول‌های بنیادی، در زمینه‌ی نانو، در زمینه‌ی دارو و غیر اینها، جوانها انجام میدهند؛ جوانهای ما اینها هستند. جوان مؤمن ما، چه در دانشگاه، چه در حوزه‌ی علمیّه، چه در غیر اینها، این خصوصیّات را دارد، واقعاً این‌جوری است؛ هم حاضر است در جایی که لازم است ازخودگذشتگی کند، هم آماده است آنجایی که لازم است تحقیق و تدقیق کند، آنجایی که لازم است درس بخواند، آنجایی که لازم است در میدان سیاسی حضور پیدا کند؛ جوان ما این[جور] است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بله، کسانی هم هستند که کارشان تخریب است. دیشب در تهران، در بعضی جاهای دیگر، یک مشت تخریبگر آمدند ساختمان متعلّق به کشور خودشان را خراب کردند ــ مثلاً فرض کنید در فلان ساختمان، یک دیواری را خراب کردند ــ برای اینکه دل رئیس‌جمهور آمریکا&lt;a href="#_ftn7" name="_ftnref7" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۷)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; خوش باشد؛ چون او یک حرف بی‌ربطی گفته که اگر چنانچه دولت ایران چنین کند، من می‌آیم طرف شما را  ــ طرف این اغتشاشگرها و افراد مضر برای کشور را ــ میگیرم، اینها هم دلشان به او خوش است! او اگر میتواند، کشور خودش را اداره کند؛ در کشور خودش حوادث گوناگونی وجود دارد. دست او به خون بیش از هزار ایرانی آلوده است. در جنگ دوازده‌روزه، هزار و اندی از هم‌میهنان ما ــ غیر از سرداران و دانشمندان و بزرگان ــ از آحاد مردم به شهادت رسیدند؛ این شخص گفت که من دستور دادم، من در جنگ فرماندهی کردم! پس اعتراف کرد که دستش به خون ایرانی‌ها آلوده است. آن وقت میگوید من طرف‌دار ملّت ایرانم، یک مشت آدم بی‌تجربه و بی‌توجّه و فکرنکرده هم باور میکنند و قبول میکنند و طبق میل او عمل میکنند، سطل آشغال آتش میزنند، برای اینکه او خوشش بیاید. همه بدانند: جمهوری اسلامی با خون چند صد هزار انسان شریف روی کار آمده؛ در مقابل کسانی که تخریبگرند، جمهوری اسلامی کوتاه نخواهد آمد، مزدوری بیگانگان را تحمّل نمیکند. شما هر کسی میخواهی باش؛ مزدور بیگانه که شدی، برای بیگانه که کار کردی، ملّت تو را مردود میداند، نظام اسلامی هم تو را مردود میداند؛ این مربوط به اینها. آن بابایی که با نخوت و غرور نشسته آنجا راجع به همه‌ی دنیا قضاوت میکند، او هم بداند که معمولاً‌ مستبدّین و مستکبران عالم، از قبیل فرعون و نمرود و رضاخان و محمّدرضا و امثال اینها، وقتی که در اوج غرور بودند سرنگون شدند، این هم سرنگون خواهد شد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	جوانهای عزیز! دینتان را، فکر سیاسی‌تان را، حضورتان را، آمادگی‌هایتان را، جدّیّتتان در امر پیشرفت کشور را حفظ کنید، وحدتتان را حفظ کنید. وحدت را حفظ کنید؛ ملّتِ یکپارچه بر هر دشمنی فائق می‌آید.&lt;a href="#_ftn8" name="_ftnref8" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۸)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; خداوند ان‌شاء‌الله شماها را حفظ کند، این آمادگی‌هایتان را هم حفظ کند. ان‌شاء‌الله به زودیِ زود، خداوند احساس پیروزی را در دلهای همه‌ی مردم ایران رواج بدهد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	والسّلام علیکم و رحمة‌الله&lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;div&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		 &lt;/div&gt;
	&lt;a href="#_ftnref1" name="_ftn1" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; سفر جیمی کارتر به ایران در دهم دی‌ماه ۱۳۵۶&lt;/span&gt;&lt;br type="_moz" /&gt;
	&lt;div id="ftn2" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref2" name="_ftn2" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; صحیفه‌ی امام، ج ۱، ص ۲۱۳؛ سخنرانى در جمع روحانیّون قم (۱۳۴۲/۲/۱۲)؛ «واى بر این مملکت، واى بر این هیئت حاکمه، واى بر این دنیا، واى بر ما، واى بر این علماى ساکت، واى بر این نجف ساکت، این قم ساکت، این تهران ساکت، این مشهد ساکت!»&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn3" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref3" name="_ftn3" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۳&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; ونزوئلا&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn4" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref4" name="_ftn4" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۴&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; جنگ دوازده‌روزه&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn5" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref5" name="_ftn5" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۵&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; بیانات در دیدار خانواده‌ی شهید سلیمانی و شهدای جنگ دوازده‌روزه‌ی تحمیلی (۱۴۰۴/۱۰/۱۳)&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn6" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref6" name="_ftn6" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۶&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; پرتاب سه ماهواره‌ی ایرانی «پایا»، «ظفر ۲» و «کوثر» به فضا در هفتم دی‌ماه ۱۴۰۴&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn7" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref7" name="_ftn7" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۷&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; دونالد ترامپ&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn8" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref8" name="_ftn8" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۸&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; شعار حضّار: «ای رهبر آزاده! آماده‌ایم آماده.»&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	 &lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Thu, 08 Jan 2026 16:49:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>بیانات در دیدار روز میلاد امیرالمؤمنین(ع) و در سالگرد شهید سلیمانی</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62246</link>
<guid>62246</guid>
<dc:type>2</dc:type>
<dc:relation/>
<category>بيانات</category>
<description>&lt;div style="text-align: left;"&gt;
	&lt;a href="https://idc0-cdn0.khamenei.ir/ndata/news/62246/1404-10-13.pdf"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;[دریافت PDF]&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;با حضور خانواده شهیدان سلیمانی و یاران همراه وی و جمعی از خانواده شهدای اقتدار&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بسم الله الرّحمن الرّحیم&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّة الله فی الارضین.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	امروز سالگرد یک میلاد بی‌نظیر است؛ هم از حیث مولد بی‌نظیر است، هم از حیث فرزند ولادت‌یافته؛ هم مولد و هم مولود. مولد، کعبه است؛ در تاریخ، دیگر ما چه کسی را سراغ داریم که در خانه‌ی خدا، در کعبه متولّد شده باشد؟ مولود، علیّ مرتضیٰ (سلام الله علیه) است که درباره‌ی ایشان چند جمله‌ای بعداً عرض خواهم کرد. بنابراین، از لحاظ ولادت این بزرگوار، روز سیزدهم رجب یک روز استثنائی و بی‌نظیر است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	همین‌طور، امروز سالگرد شهید عزیز عالی‌قدر ما، شهید سلیمانی است. درباره‌ی شهید سلیمانی بحمدالله زیاد صحبت شده است، زیاد نوشته شده است. من اگر بخواهم درباره‌ی این شهید عزیز که از نزدیک زندگی او و کار او را مشاهده کرده‌ام، جمله‌ای عرض بکنم، باید بگویم سلیمانی مرد ایمان و اخلاص و عمل بود؛ این سه خصوصیّت. مرد ایمان بود؛ یعنی به کاری که میکرد ایمان داشت؛ به هدفی که برای آن هدف تلاش میکرد، از اعماق قلب ایمان داشت؛ به خدا و حمایت الهی ایمان داشت؛ مرد ایمان بود. مرد اخلاص بود؛ برای خوش‌نامی و تعریف شدن و در بین مردم وجهه پیدا کردن کار نمیکرد؛ مخلصاً لِلّه تعالی، مخلصاً للهدف تلاش میکرد و کار میکرد. و مرد عمل بود؛ بعضی خیلی خوبند، خیلی میفهمند لکن آنچه از آنها دیده میشود، عمل نیست؛ یعنی این راهی که در ذهن و در زبان در مقابل خودشان ترسیم میکنند، در عمل از آن خبری نیست. شهید سلیمانی اهل عمل بود؛ هر جایی که احساس میکرد وجود او لازم است، آنجا حاضر بود؛ چه در حفظ و هدایت حرکت انقلاب در کرمان، چه در مقابله‌ی با مهاجمین ظالم و ستمگر در آن منطقه، چه در نیروی قدس، چه در دفاع از حرم، چه در مقابله‌ی با داعش. مرد عمل بود؛ هم در میدان نظامی، هم در میدان سیاسی، هم در میدان تربیتی. کارش فقط کار نظامی نبود. او را به عنوان نظامی می‌شناسیم لکن در حسّاس‌ترین و مهم‌ترین مسائل سیاسی منطقه، شهید سلیمانی یک عامل مؤثّر و مفید و در مواردی بی‌نظیر بود. مرد عمل در امر تربیت هم بود؛ زیر‌دست‌های خودش، جوانهایی که به او میپیوستند، کسانی که [همراه] با او میجنگیدند، از او درس میگرفتند؛ او تربیت میکرد اینها را. یک انسان جامع و کاملی در زمان ما [بود].&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	چند روز قبل از این، آن کسانی که هنوز مدیون خون او هستند، یاوه‌هایی درباره‌ی او گفتند، راجع به شهید سلیمانی سخنان یاوه‌ای بر زبان آوردند،&lt;a href="#_ftn1" name="_ftnref1" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; امّا شهید سلیمانی در عمل، در اقدام، در مدّت حیات بابرکتش، سخنان آنها را رد کرده است. و بحمدالله به کوری چشم دشمن مزار او هر سال مثل اینکه مقدّس‌تر و محترم‌تر از سال قبل میشود. امسال شما نگاه کنید ــ آن‌طوری که من در تلویزیون دیدم ــ اجتماع عظیم مردم از راه‌های دور، گاهی از کشورهای دیگر راه‌پیمایی میکنند، حرکت میکنند، میروند مزار این مرد را زیارت میکنند. مرد ایمان، مرد اخلاص و مرد عمل.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	امروز علاوه‌ی بر شهید سلیمانی، شهدای عزیز دیگری هم در این محفل مطرحند؛ خانواده‌های بعضی از این شهیدان در اینجا حاضرند؛ چه شهدای عرصه‌ی نظامی، چه شهدای عرصه‌ی علمی، چه آحاد مردم عزیز ما که در این جنگ دوازده‌روزه به خیل شهدا پیوستند. آن کسانی که ما از نزدیک آنها را می‌شناختیم، میتوانیم شهادت بدهیم که زندگی‌شان سرتاپا جهاد بود؛ به جهاد فکر میکردند. ‌در راه خدا تأمّل و توقّفی نداشتند و کار میکردند؛ شهادت هم آرزویشان بود؛ آرزویشان شهادت بود. هم شهدای نظامی، هم شهدای علمی ــ حالا آنهایی که بنده از نزدیک بعضی از این دانشمندان را می‌شناختم ــ عاشق شهادت بودند، منتظر شهادت بودند. این جلسه، جلسه‌ی تجلیل و تکریم و تعظیم به این شهیدان عزیز است که در تاریخ نامشان ماندگار خواهد بود و ما باید از نام مبارک اینها برای حرکت در تاریخ استفاده کنیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	امّا موضوعاتی که امروز مایلم مطرح کنم، دو سه موضوع کوتاه را میخواهم به شما عرض بکنم. یکی سخن کوتاهی است در باب امیرالمؤمنین (علیه‌ الصّلاة و ‌السّلام)؛ یکی سخن در باب یک عامل مؤثّر در رویارویی حق و باطل که باید متوجّه آن باشید، چه آنچه در زمان امیرالمؤمنین بود، چه آنچه امروز هست؛ یکی هم یک نگاهی به این حوادث اخیر هفته‌ی گذشته و اجتماعات مردممان که یک جمله‌ای هم درباره‌ی آن عرض خواهم کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	درباره‌ی امیرالمؤمنین، خب گفته‌ها و نوشته‌ها در تاریخ، در ادبیّات، در حدیث آن‌قدر انباشته و بزرگ است که من گمان نمیکنم درباره‌ی هیچ شخصی این‌همه سخن گفته شده باشد، این‌همه مدح شده باشد؛ حتّی در غیر مسلمانها، حتّی از غیر شیعه، بزرگانی، علمائی، کتابها نوشته‌اند؛ &lt;em&gt;شرح نهج‌البلاغه‌&lt;/em&gt;ی ابن‌ابی‌الحدید یک کتاب قطورِ بزرگ با مجلّدات بسیار، و شرحهای &lt;em&gt;نهج‌البلاغه&lt;/em&gt; و شرحهای سخنان آن بزرگوار و شرح نامه‌ به جناب مالک اشتر و شرح‌‌حال‌های ایشان در تاریخ، در ادبیّات به قدری زیاد است که عرض کردم، نمیشود نظیری برای او پیدا کرد. خب من در بین همه‌ی این خصوصیّاتی که راجع به امیرالمؤمنین (علیه‌ السّلام) گفته شده است، دو خصوصیّت را ــ که امیرالمؤمنین در قلّه‌ی این دو خصوصیّت است و ما امروز به اینها احتیاج داریم ــ انتخاب کرده‌ام که درباره‌اش چند کلمه‌ای مختصر صحبت کنم: یکی اینکه امیرالمؤمنین در قلّه‌ی «عدالت» است؛ دیگری اینکه امیرالمؤمنین در قلّه‌ی «تقوا» است؛ عدالت و تقوا.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	امروز جمهوری اسلامی احتیاج دارد به عدالت، و احتیاج دارد به تقوا؛ امروز جمهوری اسلامی نسبت به گذشته، هم در عدالت پیشرفت داشته است، هم در تقوا؛ لکن تا آن مقداری که مورد انتظار است فاصله داریم. امیرالمؤمنین را باید اسوه قرار بدهیم و در این راه به سمت آن قلّه حرکت کنیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	قلّه‌ی «عدالت» که گفتیم امیرالمؤمنین در آنجا مستقر است و بالاترین نقطه‌ی عدالت است، امیرالمؤمنین عدالت را چه جوری اِعمال میکرد؟ متنوّع اِعمال میکرد؛ گاهی با دستان نوازشگر، با خدمت به ضعفا، به بچّه‌های یتیم، به خانواده‌های بی‌سرپرست؛ گاهی این‌جوری اِعمال عدالت میکرد؛ گاهی عدالت را با ذوالفقار اِعمال میکرد؛ [یعنی] نقطه‌ی مقابل، با شمشیر دودَمِ بُرنده‌ای که در طول تاریخ هیچ سلاحی به اندازه‌ی ذوالفقار مدح نشده است؛ گاهی با زبان رسا و حکمت؛ عباراتی که فراتر از سطح ادبیّات عرب است، مثل نهج‌البلاغه. عدالت را این‌جوری [بیان میکند]؛ به آن کسانی که حکّام او هستند، استاندارهای او هستند نامه مینویسد، درس عدالت است. یعنی وقتی انسان نگاه کند، واقعاً نوشته‌ی امیرالمؤمنین به مالک اشتر&lt;a href="#_ftn2" name="_ftnref2" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; که فرمان حکومت او است ــ که به غلط میگویند عهدنامه؛ عهدنامه نیست، فرمان است، فرمان حکومت است ــ پُر از مفاهیمی است که اغلب اینها به عدالت برمیگردد، جامعه را جامعه‌ی عادلانه قرار میدهد؛ عدالت را گاهی این‌جوری هم پیش میبُرد. یعنی هم با مهربانی، هم با خشونت الهی و تعصّب دین، هم با بیان رسا و حکمت و تبیین. مصدر این جهاد تبیین، امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	امّا تقوا؛ تقوا را چه جوری اِعمال میکرد؟ تقوا را گاهی در محراب عبادت اِعمال میکرد؛ عباداتی که فرشتگان به آن عبادات رشک میبردند؛ یعنی عبادت امیرالمؤمنین، نماز او، تضرّع او، سخن او با خدا، فرشتگان را متحیّر میکرد. گاهی تقوا را با صبر و سکوت برای حفظ اتّفاق مسلمین اِعمال میکرد؛ این هم یکی از مصادیق مهمّ تقوای امیرالمؤمنین است. حقّی متعلّق و وابسته‌ی به او است، آن حق از او سلب میشود، امیرالمؤمنین با شمشیر میتواند این حق را بگیرد امّا بین مسلمین اختلاف خواهد شد؛ برای اینکه اختلاف نشود، صبر میکند، سکوت میکند، همکاری میکند. گاهی گفته میشود امیرالمؤمنین ۲۵ سال در خانه نشست؛ نه، امیرالمؤمنین در خانه ننشست، در صحنه بود، در عرصه بود، دستور میداد، هدایت میکرد، راهنمایی میکرد خلفای وقت را، مردم را. یعنی با صبر و سکوت، تقوای خودش را نشان [میداد]؛ این تقوا است. این تقوا است که انسان ببیند حقّی دارد از او زایل میشود امّا به خاطر یک مصلحت بزرگ‌تر سکوت کند. ماها طاقت نمی‌آوریم سکوت کنیم؛ اگر حقّی از ما زایل بشود، فکر میکنیم که دنیا به هم خورده، ملاحظه نمیکنیم؛ آن بزرگوار ملاحظه میکرد. در یک جاهایی تقوای آن بزرگوار با سینه سپر کردن در مقابلِ حوادثِ شدید ظاهر میشد، مثل لیلة‌المبیت؛ تقوا بود؛ رفت جای پیغمبر خوابید، در حالی که به طور طبیعی اطمینان حاصل بود که امشب جانش را از دست خواهد داد. در اُحد تقوا نشان داد، ایستاد؛ در حُنین تقوا نشان داد، ایستاد؛ در خیبر تقوا نشان داد، دشمن را زمین‌گیر کرد؛ در اغلب غزوات پیغمبر پیشرو بود؛ [اینها هم] تقوا بود. تقوا فقط در محراب عبادت نیست؛ در میدان جنگ هم تقوا است که انسان را نگه میدارد، حفظ میکند، پیش میبرد؛ [لذا امیرالمؤمنین] در مقابل دشمن سینه سپر میکرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این دو خصوصیّت است؛ عدالت امیرالمؤمنین و تقوای امیرالمؤمنین. ما امروز در کشورمان، در جامعه‌مان، هم به عدالت نیاز داریم، هم به تقوا. هم تقوای آحاد مردم و هم بخصوص تقوای مسئولان کشور؛ به این نیاز داریم، این باید تحقّقِ کامل پیدا کند. خب بحمدالله تا حدود زیادی در مواردی انسان مشاهده میکند که با تقوا عمل میکنند، امّا بایستی همه‌گیر بشود. این امامی که ما مشتاق نام او هستیم، مشتاق یاد او هستیم، اسم او را بر زبان می‌آوریم، مدح او را میگوییم و میخوانیم، این‌جور انسانی است؛ آن، رفتارش در عدالت و آن، رفتارش در تقوا.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	شیعه در طول این هزار و اندی سال فرصت نداشت که عدالت امیرالمؤمنین را در جامعه پیاده کند، چون حکومت نداشت؛ امروز دیگر این بهانه وجود ندارد؛ امروز عذری وجود ندارد. امروز حکومت، حکومت اسلامی است، حکومت علوی است، حکومت وَلَوی&lt;a href="#_ftn3" name="_ftnref3" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۳)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; است. امروز بایستی ما دنبال عدالت باشیم. عدالت واجب‌ترین و اولیٰ‌ترین خصوصیّت برای اداره‌ی یک جامعه است که بایستی دنبال آن باشید. خب، عواملی جلوی تقوای ما را میگیرند؛ گاهی میترسیم، گاهی تردید میکنیم در مبانی خودمان، گاهی ملاحظه‌ی رفاقتها را میکنیم، گاهی ملاحظه‌ی دشمن را میکنیم؛ اینها باید برود کنار، اینها نباید باشد. بایستی بدون ملاحظه ــ ملاحظه‌ی بی‌مورد ــ به سمت برنامه‌ی عدالت‌آور و برنامه‌ای که تقوا را توسعه بدهد، حرکت کرد. خب، این درباره‌ی امیرالمؤمنین.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	عرض کردم یک نکته‌ای وجود دارد در مورد امیرالمؤمنین (علیه ‌السّلام) که این نکته امروز هم در جامعه‌ی ما و در حکومت ما و نظام اسلامی باید مورد توجّه قرار بگیرد؛ آن نکته این است که امیرالمؤمنین در هیچ درگیری نظامی مغلوب نشد؛ هیچ. در همه‌جا فاتح بود و غالب بود؛ حتّی در اُحد. [در جنگ] اُحد دیگران فرار کردند، امیرالمؤمنین غلبه کرد؛ شجاعت او، ایستادگی او و یکی دو نفر دیگرِ اطراف پیغمبر اکرم آن فراری را که افراد ضعیف مبتلا به آن شده بودند، جبران کرد؛ یعنی امیرالمؤمنین در تمام غزوات ــ شبیه این در حُنین هم اتّفاق افتاد، در جاهای دیگر هم بود ــ پیروز شد. در دوران خلافت سه‌ جنگ پیش آمد، در هر سه امیرالمؤمنین پیروز شد؛ در صفّین هم پیروز شد. در صفّین یک قدم بیشتر نمانده بود که مسیر تاریخ عوض بشود؛ اگر مالک اشتر میتوانست خودش را به آن نقطه برساند که نزدیک بود برساند، تاریخ عوض میشد، منتها به دستور امیرالمؤمنین برگشت. آن مشکلی که در آن زمان وجود داشت، و امروز هم وجود دارد، این است که همین امیرالمؤمنینی را که در هیچ درگیری نظامی مغلوب نشد، توانستند در موارد زیادی از رسیدن به هدف، مانع بشوند؛ یعنی راهی پیدا کردند که امروز ما به این راه میگوییم «جنگ نرم». بعضی خیال میکنند این حوادث این‌جوری، این تهمتها، این فریبها، این خباثتها، این نفوذها مال امروز است؛ نه، زمان امیرالمؤمنین هم همینها عامل بودند. کار دست مردم است؛ ولیّ خدا بدون کمک مردم که کاری نمیتواند بکند: هُوَ الَّذی اَیَّدَکَ بِنَصرِهِ وَبِالمُؤمِنین.&lt;a href="#_ftn4" name="_ftnref4" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۴)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	دشمن در مقابل شجاعت امیرالمؤمنین و قدرت امیرالمؤمنین و اراده‌ی پولادین امیرالمؤمنین چاره‌ای نداشت جز اینکه پناه ببرد به فریبِ محیط پیرامونیِ امیرالمؤمنین که در جنگ صفّین این کار با سرِ نیزه کردن قرآنها حاصل شد؛ بعد از آن هم اتّفاق افتاد، زمان امام حسن هم اتّفاق افتاد؛ جنگ نرم [این] است. جنگ نرم یعنی چه؟ یعنی با فریب، با دروغ، با تهمت، با وسوسه، با استدلالهای مغالطه‌آمیز مردم را از آن راهی که دارند میروند مردّد کنند، در مردم تردید ایجاد کنند. این، جنگ نرم است. این جنگ امروز هم در جریان است؛ امروز هم این کار دارد انجام میگیرد. هدف از جنگ نرم، بی‌انگیزه کردن مردم است؛ برای اینکه مردمی را که در مِیدانند و آماده‌ی تلاشند و آماده‌ی کارند بی‌انگیزه کنند، ناامید کنند، مأیوس کنند، دچار تردید کنند، با ابزارهای جنگِ نرم وارد میدان میشوند. آن زمان، [یعنی] زمان امیرالمؤمنین این کار را کردند که در تاریخ بتفصیل جزئیّاتش وجود دارد. افرادی میرفتند در شهرها، در روستاها به مردم حمله میکردند، ظلم میکردند، بعد یک نفر شایعه میکرد که اینها از طرف علی آمده‌اند. مردم را مردّد میکردند. امروز هم همین کار عیناً دارد انجام میگیرد. امروز ملّت ایران نشان داده که در میدانهای سخت، آن جایی که به وجود او احتیاج هست، محکم می‌ایستد. این کار ملّت ایران است، مخصوص یک گروه خاص و یک جمع خاص نیست؛ آن جایی که بایستی بِایستد می‌ایستد؛ آن جایی که باید کمک کند، کمک میکند؛ آن جایی که باید شعار بدهد، شعار میدهد؛ آن جایی که بایست دشمن را روبه‌رو مأیوس کند، مأیوس میکند. این انگیزه دشمن را نگران میکند؛ سعی میکنند این انگیزه را با بهانه‌های مختلف در افراد سست کنند، ضعیف کنند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	امروز یکی از ابزارهای جنگ نرم در میان دشمن و در میان بعضی از افراد ناباب یا غافل، عبارت است از مسکوت گذاشتن آورده‌ها و داشته‌ها و توانایی‌های این ملّت؛ انکار توانایی‌های این ملّت. ملّت، ملّت بزرگی است، کار هم میتواند بکند و دارد میکند؛ امروز دارد کار میکند. اگر ملّتی از داشته‌های خود غافل بشود، توانایی‌های خود را نبیند، پیشرفتهای خود را باور نکند، تحقیر خواهد شد؛ وقتی تحقیر شد، خود را حقیر دید، آماده‌ی تسلیم در مقابل دشمن خواهد شد؛ این ترفندی است که دشمنان دارند دنبالش میکنند و انجام میدهند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	جوان نخبه‌ی امروز، جوان نخبه‌ی کارآمد، در یک روز سه ماهواره میفرستد به فضا؛&lt;a href="#_ftn5" name="_ftnref5" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۵)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; این چیز کوچکی نیست، خیلی چیز بزرگی است. جوان نخبه‌ی امروز، در طول چند ماه، چهار هزار مگاوات بر نیروی برق کشور اضافه میکند و شبکه‌ی کشور را تقویت میکند. جوان نخبه‌ی امروز، در دانشهای مختلف، در هوافضا، در زیست‌فنّاوری، در درمان ــ پزشکی ــ در نانو، در ساخت موشک، در صنایع نظامی، چشم دنیا را متحیّر کرده، آن هم در وقت تحریم. اینها ثروتهای بی‌نظیری است؛ این ثروتها را باید دید، ما اینها را داریم. من شاید یکی دو بار در صحبتها گفته‌ام؛&lt;a href="#_ftn6" name="_ftnref6" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۶)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; چند سال قبل از این، یک دانشمند موشکی متعلّق به صهیونیست‌ها&lt;a href="#_ftn7" name="_ftnref7" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۷)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; خودش اعلام کرده بود و گفته بود که وقتی [پرتاب] فلان موشک ایرانی را تمرین میکردند و من [تصویرش را که] پخش میشد دیدم، به احترام آن کسی که این را ساخته کلاهم را برداشتم و او را احترام کردم که در حال تحریم، در وقت تحریم، توانسته یک چنین کار بزرگی را انجام بدهد. در صنایع دفاعی، در شیوه‌های درمان، امروز کارهای بزرگ دارد انجام میگیرد؛ اینها را دشمن پنهان میکند، بعضی‌ها هم متأسّفانه در داخل اینها را پنهان میکنند. در داخل، متأسّفانه بعضی پنهان میکنند این پیشرفتها را، این کارهای بزرگ را، به مردم اطّلاع‌رسانی نمیکنند. کارهای بزرگی در کشور دارد انجام میگیرد، کشور دارد پیش میرود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	آن عاملی که موجب میشود دشمن در مقابل ملّت ایران در جنگ نظامی اوّلاً درخواست توقّف جنگ را بکند، بعد هم پیغام بدهد که من نمیخواهم با شما جنگ کنم ــ دشمن خبیث البتّه فریبگر و دروغ‌گو است؛ ما به حرف او اعتمادی نداریم ــ آن [عاملی] که موجب میشود او این کار را بکند چیست؟ آن قدرت ملّت ایران است، آن توانایی جوانان ایرانی است. من شنیدم و نقل کردند برای من که این کسانی که هفته‌ی گذشته این ماهواره‌ها را به فضا پرتاب کردند، این جوانهایی که سه ماهواره را در یک روز به فضا پرتاب کردند و در فضا مستقر شد، متوسّط سنّی اینها ۲۶ سال است! جوان بیست‌وشش‌ساله؛ اینها ثروتهای عظیمی است، ثروت نیروی انسانی ثروت کوچکی نیست. آن‌وقت آن یاوه‌گوی آمریکایی&lt;a href="#_ftn8" name="_ftnref8" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۸)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; می‌نشیند راجع به ملّت ایران حرف میزند، یک مقداری بدگویی میکند، یک مقداری وعده میدهد؛ وعده‌ی دروغ، فریب. البتّه امروز خوشبختانه ملّت ایران آمریکا را شناخته‌اند؛ یک روزی بود که نمی‌شناختند؛ امروز تشت رسوایی آمریکا در جهان فرو افتاده، مردم همه می‌شناسند؛ مخصوص ایران هم نیست. مردم شناخته‌اند دشمن را؛ این خیلی موفّقیّت بزرگی است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ما خیلی اصرار میکردیم استدلال کنیم برای مردم، [ولی] مردم در جنگ دوازده‌روزه خودشان دیدند، مشاهده کردند؛ آنهایی هم که میگفتند راه‌حلّ مشکلات کشور مذاکره‌ی با آمریکا است، دیدند که چه شد؛ وسط مذاکره‌ی با آمریکا، دولت ایران مشغول مذاکره‌ی با آمریکا بود، دولت آمریکا پشت صحنه مشغول آماده‌ کردن نقشه‌ی جنگ بود! مردم بیدارند، هوشیارند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خب، بنابراین مراقب جنگ نرم باید بود، مراقب شبهه‌سازی دشمن باید بود، مراقب شایعه‌سازی دشمن باید بود. این پولهایی که خرج میشود ــ میلیاردها خرج میشود ــ برای فلان تلویزیون، فلان رادیو، فلان مرکز اطّلاع‌رسانی و مانند اینها، و علیه ایران دائماً حرفهای دروغ و خلاف منتشر میکنند، این بی‌جهت نیست، این با یک استدلال بسیار مهمّی است؛ میخواهند داخل کشور را ضعیف کنند. دیدند که در جنگ دوازده‌روزه اتّحاد ملّت، معجزه‌آفرین بود، میخواهند این اتّحاد را به هم بزنند. مردم ایران مراقب باشند. مهم‌ترین مسئله، توجّه به دشمنی دشمن و توجّه به اتّفاق و اتّحاد داخلی و درونی است؛ اَشِدّاءُ عَلَى الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم.&lt;a href="#_ftn9" name="_ftnref9" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۹)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خب، من دو سه جمله‌ای هم درباره‌ی این اجتماعاتی که هفته‌ی گذشته شد، عرض بکنم. اوّلاً قشر بازار و بازاری جزو وفادارترین قشرهای کشور به نظام اسلامی و به انقلاب اسلامی است. ما بازار را خوب می‌شناسیم. به اسم بازار و بازاری نمیتوان با جمهوری اسلامی و با نظام اسلامی مقابله کرد. بله، این اجتماعات عمدتاً‌ از طرف بازاری‌ها بود امّا حرفشان حرف درستی بود. من، هم در تلویزیون شنیدم، هم در محاسبات و در کارها این را دیدم. بازاری وقتی که نگاه میکند به وضع پولی کشور، کاهش ارزش پول کشور، عدم ثبات قیمت پول کشور و پول خارجی که موجب بشود محیط کسب و کار ثبات نداشته باشد، میگوید من نمیتوانم کاسبی کنم؛ راست میگوید؛ این را مسئولین کشور قبول دارند و من میدانم که رئیس‌جمهور محترم و دیگر مسئولین سطح بالای کشور درصدد علاج این مشکلند. این یک مشکل است که در این هم دست دشمن در میان است؛ این را هم به شما عرض بکنم. این گران شدن قیمت ارز خارجی، بالا رفتن بی‌حسابِ قیمت ارز خارجی و عدم ثبات آن که مدام بالا برود، پایین بیاید که کاسب نداند تکلیفش چیست، طبیعی نیست؛ این کار دشمن است. البتّه با تدابیر گوناگون باید جلویش گرفته بشود؛ و دارند تلاش میکنند؛ هم رئیس‌جمهور، هم رؤسای قوای دیگر و بعضی مسئولین دیگر تلاش میکنند که این کار درست بشود. بنابراین اعتراض بازاری‌ها به این مطلب بود؛ و این مطلب، مطلب درستی است. آنچه مهم است، این است که یک عدّه آدم تحریک‌شده‌ی مزدور دشمن پشت سر بازاری‌ها بِایستند و شعار ضدّ اسلام و ضدّ ایران و ضدّ جمهوری اسلامی بدهند؛ این مهم است. اعتراض، بجا است امّا اعتراض، غیر از اغتشاش است. ما با معترض حرف میزنیم، مسئولین باید با معترض حرف بزنند امّا با اغتشاشگر حرف زدن فایده‌ای ندارد؛ اغتشاشگر را باید به جای خودش نشاند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اینکه یک عدّه‌ای تحت عناوین گوناگون، نامهای گوناگون می‌آیند به قصد تخریب، به قصد ناامن کردن کشور، پشت سر بازاری‌های مؤمن و سالم و انقلابی قرار بگیرند و از اعتراض آنها سوء‌استفاده کنند، اغتشاش کنند، اصلاً قابل قبول نیست؛ مطلقاً. کار دشمن را باید شناخت، دشمن آرام نمی‌نشیند، از هر فرصتی استفاده میکند. اینجا دیدند یک فرصتی است، خواستند از آن استفاده کنند؛ البتّه مسئولین ما در میدان بودند و خواهند بود. مهم، مجموعه‌ی ملّت است؛ مهم، همان چیزهایی است که سلیمانی را سلیمانی کرد: ایمان، اخلاص، عمل؛ مهم، بی‌تفاوت نبودن در مقابل جنگ نرم دشمن است؛ بی‌تفاوت نبودن در مقابل شایعه‌پردازی‌های دشمن است؛ اینها مهم است. مهم این است که وقتی انسان احساس کرد دشمن طلبکارانه میخواهد یک چیزی را بر کشور، بر مسئولین، بر دولت، بر  ملّت تحمیل کند، با قدرت کامل در مقابل دشمن بِایستد و سینه سپر کند. ما در مقابل دشمن کوتاه نمی‌آییم؛ ما با اتّکاء به خدای متعال، با اتّکال به خدای متعال و با اطمینان به همراهی مردم ان‌شاء‌الله به توفیق الهی دشمن را به زانو در خواهیم آورد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	امیدواریم خدای متعال شهدای عزیز ما را با اولیائشان محشور کند؛ جوانهای ما را محفوظ بدارد؛ شما عزیزان را ان‌شاء‌الله از برکات ولادت امیرالمؤمنین برخوردار کند و بر دل خانواده‌های شهیدان، خداوند صبر و تسلّیٰ و سکینه و آرامش نازل کند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	والسّلام علیکم و رحمة‌الله و‌ برکاته&lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	 &lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;div&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref1" name="_ftn1" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; اشاره به سخنان دونالد ترامپ (رئیس&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;جمهور آمریکا) پس از دیدار با بنیامین نتانیاهو (نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی) که حرفهای گذشته‌ی خود راجع به شهید سلیمانی را تکرار کرد که او باعث کشته شدن سربازان آمریکایی شده است.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn2" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref2" name="_ftn2" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; نهج‌البلاغه‌، نامه&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ی ۵۳&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn3" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref3" name="_ftn3" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۳&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; حکومت ولایی&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn4" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref4" name="_ftn4" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۴&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; سوره‌ی انفال، بخشی از آیه‌ی ۶۲؛ «... همو بود که تو را با یارى خود و مؤمنان نیرومند گردانید.»&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn5" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref5" name="_ftn5" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۵&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; اشاره به پرتاب سه ماهواره‌ی ایرانی «پایا»، «ظفر ۲» و «کوثر» به فضا در هفتم دی‌ماه ۱۴۰۴&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn6" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref6" name="_ftn6" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۶&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; از جمله، بیانات در اجتماع بسیجیان شرکت‌کننده در همایش «خدمت بسیجیان» (&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;۱۳۹۷&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;/۷/۱۲)&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn7" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref7" name="_ftn7" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۷&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; یوزی رابین (مدیر اسبق برنامه‌ی موشکی رژیم صهیونیستی)&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn8" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref8" name="_ftn8" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۸&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; دونالد ترامپ (رئیس‌جمهور آمریکا)&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn9" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref9" name="_ftn9" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۹&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; سوره‌ی فتح، بخشی از آیه‌ی ۲۹؛ «... بر کافران، سخت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;گیر [و] با همدیگر مهربانند ...»&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;br type="_moz" /&gt;</description>
<pubDate>Fri, 02 Jan 2026 19:43:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>بیانات در دیدار اعضای ستاد برگزاری کنگره بزرگداشت آیت‌الله العظمی سید محمدهادی میلانی</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62160</link>
<guid>62160</guid>
<dc:type>2</dc:type>
<dc:relation/>
<category>بيانات</category>
<description>&lt;div style="text-align: left;"&gt;
	&lt;a href="https://idc0-cdn0.khamenei.ir/ndata/news/62160/1404_09_30.pdf"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;[دریافت PDF]&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	بسم الله الرّحمن الرّحیم&lt;a href="#_ftn1" name="_ftnref1" title=""&gt;(۱)&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	و الحمد لله ربّ العالمین و صلّی الله علی محمّد و آله الطّاهرین سیّما بقیّة الله فی الارضین.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خیلی خوش آمدید آقایان محترم؛ و بنده عمیقاً متشکّرم از آقایان محترم، از جناب آقای مروی و دیگر آقایان که اقدام کردند به [برگزاری] بزرگداشت مرحوم آقای میلانی (رضوان الله علیه). ایشان با اینکه بیست سال در مشهد کار علمی و کار اجتماعی و کار سیاسی و همه‌جور کاری را مشغول بودند، بعد از وفاتشان خیلی نشانه‌ای از ایشان در مشهد محسوس نبود. بنده گاهی که برخورد داشتم با مسائل مشهد، [این را] میدیدم. خب ایشان یک وقتی محور بودند در مشهد، یعنی ایشان یک قلّه‌ی حوزه‌ی علمیّه محسوب میشدند، ولی بعد از وفاتشان یاد ایشان و نام ایشان کمتر برده میشد. آقازاده‌ی کوچک ایشان، مرحوم آقای آسیّدمحمّدعلی هم کمتر دیده شده بود و ما در اجتماعات و مانند اینها کمتر ایشان را زیارت کرده بودیم؛ ظاهراً ایشان هم فُوت کرده‌اند. لذا این اجتماعی که تشکیل داده‌اید خوب است، که درباره‌ی ایشان تحقیق بشود، کار بشود، آثارشان احیا بشود. بنده چند مطلب یادداشت کرده‌ام که نسبت به ایشان عرض میکنم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اوّلاً شخصیّت ایشان جهات گوناگونی داشت که از هر جهتی، از هر جنبه‌ای، انسان میتواند چند جمله‌ای بیان کند: یکی جنبه‌ی شخصی ایشان و شخصیّت ایشان و خصوصیّات اخلاقی و رفتاری ایشان بود؛ یکی از جنبه‌ی علمی ایشان میشود بحث کرد و صحبت کرد در وضع علمی ایشان؛ یکی جنبه‌ی سلوکی ایشان است ــ البتّه ما در زمان حیاتشان توجّه نداشتیم و اطّلاع نداشتیم؛ بعدها بنده اطّلاع پیدا کردم که ایشان در رشته‌ی سلوک و معنویّات و مانند اینها بودند و اهل فکر و ریاضت و تأمّل و مانند این چیزها بودند؛ اینها را آدم در زمان حیاتشان نمیتوانست بفهمد؛ این هم یک جنبه است ــ یک جنبه هم جنبه‌ی اجتماعی و سیاسی ایشان است. از همه‌ی این جهات درباره‌ی ایشان میشود بحث کرد که من هر کدام را چند کلمه‌ای عرض میکنم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در آن مطلب اوّل، یعنی شخصیّت فردی ایشان و سلوک فردی ایشان، ایشان انصافاً یک انسان ممتازی بود. اوّلاً بسیار با وقار و متانت حرکت میکرد، حرف میزد، اقدام میکرد؛ در عین حال، ایشان بسیار متواضع بود. [در ایشان،] هم تواضع بود، هم متانت و وقار بود، هم یک آرامش روحی‌ای انسان در ایشان مشاهده میکرد؛ حتّی شرایط سختی هم که پیش می‌آمد، انسان احساس میکرد که ایشان این آرامش را دارند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	وفاداری و پاسداشتِ دوستیِ دوستان؛ ایشان به دوستانشان توجّه میکردند. ایشان با والد ما&lt;a href="#_ftn2" name="_ftnref2" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; در تبریز هم‌مکتب بودند. ایشان متولّد نجفند و پدر ایشان داماد مرحوم شیخ محمّدحسن مامقانیِ معروف، مُحشّی &lt;em&gt;مکاسب&lt;/em&gt; و آن شخصیّت برجسته و مرجع تقلید بزرگ زمان خودش که ظاهراً متوفّای ۱۳۲۱ یا&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt; ۱۳۲۲ است [بوده‌اند]. لذا ایشان متولّد نجفند، منتها پدر ایشان می‌آیند تبریز و یکی دو سالی در تبریز بودند؛ بعد دوباره برمیگردند به نجف. در آن یکی دو سال، این پسر که مکتب میرفته، با مرحوم والد ما و یکی دیگر از علمای تبریز، [یعنی] مرحوم آسیّدابراهیم دروازه‌ای ــ که پسر ایشان آسیّدمهدی دروازه‌ای در تهران بود؛ شاید بعضی از آقایان بشناسند ــ این سه نفر، هم&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;مکتب بودند. آقای میلانی با توجّه به آن سابقه، یک ارتباط ویژه‌ای با مرحوم والد ما داشتند. ایشان [دفعات] متعدّد، صبحهای زود بلند میشدند می‌آمدند آنجا و شاید مثلاً صبحانه هم آنجا بودند. یک وقتی هم مرحوم آسیّدابراهیم دروازه‌ای آمد مشهد، هر سه نفر با همدیگر در منزل مرحوم والد ما اجتماع کردند. ایشان وفادار بود؛ پاسداشت دوستی‌های قدیمی را ایشان داشت.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ایشان بسیار خوش&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;محضر بود؛ یعنی اگر انسان با ایشان می‌نشست، جلسه‌ی ایشان جلسه‌ی شیرینی بود؛ و لطافت ذوقی داشت، لطافت شعری داشت. من در بعضی از نوشته‌ها، در بعضی از کتابهایی که به نظرم به ایشان ارتباط هم نداشت، دیدم ایشان شعر هم گفته‌اند؛ البتّه شعر عربی نوشته بود؛ اهل شعر و اهل ذوق و اهل این چیزها بودند؛ یعنی یک مجموعه‌ای از یک شخصیّت برجسته و ممتاز. ضمناً این موردِ توجّه باشد که ایشان نوه‌ی شیخ محمّدحسن مامقانی و داماد مامقانیِ صاحب &lt;em&gt;رجال&lt;/em&gt; هستند؛ داماد مرحوم آ شیخ عبدالله مامقانی هستند. در درس هم گاهی راجع به دایی‌شان میگفتند که مرحوم آقا دایی ــ به این تعبیر ــ  در کتاب رجالشان این‌جور گفتند. غرض، ایشان در خانواده‌ی علم بزرگ شده بودند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	مرحوم آیت‌الله میلانی (رضوان‌ الله ‌علیه) از لحاظ جنبه‌ی علمی، بدون شک در زمان خودش، یک چهره‌ی برجسته‌ی علمی بود؛ ایشان ملّای بزرگی بود. عمده‌ی استفاده‌ی علمی ایشان از مرحوم آقای نائینی و مرحوم آ شیخ محمّدحسین اصفهانی بود که ایشان [از آنها این‌جور] اسم می‌آوردند: میرزای استاد، حاج شیخ استاد؛ به این تعبیر از آنها در درس یاد میکردند؛ لکن سلوک فکریِ فقهیِ ایشان به مرحوم آقای نائینی نزدیک‌تر بود. حالا بنده چون درس اصولشان را نمیرفتم، نمیدانم ایشان در اصول چه جوری رفتار [میکرد]، لکن در درس فقه، گرایش ایشان بیشتر [به مرحوم آقای نائینی] بود و ایشان شبیه سبک مرحوم آقای نائینی بحث میکردند و حرف میزدند و کار میکردند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در درس، بسیار آرام و متین و خوش‌بیان [بود]؛ حالا خوش‌بیان به این معنا که ایشان خوش&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;تقریر بودند؛ یعنی [خوش]بیان به این معنی که پشت سر هم حرف بزنند نبود، لکن ایشان بسیار خوش&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;تقریر بود؛ یعنی درس ایشان را هر طلبه‌ای که گوش میکرد واقعاً میفهمید؛ یعنی ایشان این‌جوری بحث میکرد. مدرّس برجسته و بزرگی بود. واقعاً حوزه‌ی مشهد را ایشان احیا کرد. خب حوزه‌ی مشهد، یک دوره‌ای در زمان مرحوم آقازاده&lt;a href="#_ftn3" name="_ftnref3" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۳)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; و مرحوم حاج آقا حسین،&lt;a href="#_ftn4" name="_ftnref4" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۴)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; دوره‌ی اوج و اعتلائی داشته؛ بعد از شهادت آنها تا سالها این حوزه رکود داشت، یعنی در فقه و اصول، یک درسی که بتواند طلبه‌ی مشتاق را در حوزه‌ی مشهد پابند کند و نگه دارد، نبود؛ ایشان که آمدند احیا کردند حوزه را؛ یعنی حوزه‌ی مشهد واقعاً مدیون مرحوم آقای میلانی است. ایشان حوزه را واقعاً احیا کرد و درس [خودشان را آنجا] شروع کردند؛ شبها درس فقه را شروع کردند و در مدرسه‌ی مسجد حاج ملّا هاشم، [درس] اجاره را شروع کردند که بنده آن وقتها البتّه درس خارج نمیرفتم و آن درس را ندیدم، امّا بعد صلات را شروع کردند که مفصّل، چندین سال، شاید هفت هشت ده سال طول کشید صلات ایشان؛ بعد هم زکات و خمس و مانند اینها را مطرح کردند که به نظرم بعضی از اینها چاپ هم شده؛ یعنی صلات را دیده‌ام؛ به نظرم یک تکّه‌ای از صلات مسافر و مانند اینها را دیده‌ام. منتها آن نوشته‌هایی که من از ایشان دیدم، آن‌چنان نشان‌دهنده‌ی قوّت علمی ایشان نیست؛ یعنی ایشان قوی‌تر از این نوشته‌ها بود؛ در ملّایی‌، ملّاتر از آن چیزی بود که نوشته شده و از لحاظ ملّایی انصافاً ایشان خیلی برجسته بودند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	علاوه‌ی بر این شخصیّت علمی خود ایشان، ایشان نگاه به حوزه هم داشت ــ نگاه جدّی به حوزه ــ و از اوّلی که آمدند، دنبال طلبه‌های ممتاز بودند. اوایلی بود که ایشان آمده بودند مشهد و یک تقسیمی کردند برای طلبه‌های ممتاز که آن کار مشکلاتی هم برای ایشان درست کرد. دنبال این بودند که طلبه‌های باامتیاز را پیدا کنند و به آنها توجّه کنند؛ برای همین، ایشان مدرسه تأسیس کرد؛ ظاهراً ایشان دو سه مدرسه تأسیس کردند که چون آن زمانی که ایشان مدرسه درست کردند، ما دیگر رابطه‌ی خیلی زیادی نداشتیم، بنده خیلی اطّلاعی از وضع مدارس ایشان ندارم؛ لکن متوجّه این مسئله بود، متوجّه حوزه و مانند اینها بود. این هم جنبه‌ی علمی ایشان.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در جنبه‌ی سلوکی، ایشان با مرحوم آسیّدعبدالغفّار مازندرانی مرتبط بوده. مرحوم آسیّدعبدالغفّار در ردیف مرحوم آقای قاضی&lt;a href="#_ftn5" name="_ftnref5" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۵)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; و ملّاهایی از این قبیل در عراق و در نجف بودند. و در این کتابی که از ایشان چاپ شده ــ که من چند سال پیش دیدم؛ ظاهراً مرحوم آسیّدمحمّدعلی این کار را کردند که نامه‌هایی را که به ایشان نوشته شده، اینها را جمع کردند و چاپ کردند ــ چند نامه از مرحوم آسیّدعبدالغفّار به ایشان هست که دستور میدهند و پیدا است که سؤالی کردند، ارتباط معنوی با ایشان داشتند. ما البتّه آن وقت میدیدیم که ایشان با افرادی که اهل سلوک و معنویّت و این چیزها بودند ارتباط برقرار میکردند؛ این را ما مکرّر دیده بودیم؛ مرحوم حاج ملّا آقاجان&lt;a href="#_ftn6" name="_ftnref6" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۶)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; مثلاً می‌آمد مشهد، با ایشان ارتباط داشتند، منبر میرفت؛ من دیده بودم که در منزل آقای میلانی، مرحوم حاج ملّا آقاجان منبر میرفت. یا بعضی دیگر، [مثل] آن آقای نقیبیِ معروف به «نور»&lt;a href="#_ftn7" name="_ftnref7" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۷)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; در مشهد، با ایشان ارتباطاتی داشتند. ارتباطات این‌جوری داشتند و اینها را انسان میدید؛ امّا اینکه حالا در وادی سلوک اهل استفاده‌ی از یک استاد یا مثلاً اعمال لازم سلوکی و عبادات مخصوص و مانند اینها باشند، این را ما حدس نمیزدیم در مورد آقای میلانی، امّا بوده؛ این را انسان بعداً میفهمد که چنین وضعی بوده. مرحوم آقای طباطبائی&lt;a href="#_ftn8" name="_ftnref8" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۸)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; با ایشان خیلی مرتبط بودند. آقای طباطبائی تقریباً هر سال تابستانها می‌آمدند مشهد و به نظرم دو سه هفته‌ هم می‌ماندند و [در این ایّام،] مقیّد بودند در نماز ایشان شرکت کنند. مرحوم آقای میلانی نماز مغرب و عشا را تابستانها در صحن نو، صحن آزادی فعلی، آنجا اقامه میکردند؛ مرحوم آقای طباطبائی مقیّد بودند که در این نماز شرکت کنند و خیلی با ایشان مأنوس و مرتبط بودند؛ که خود این هم دلیل بر همین معنا بود که یک جنبه‌ی سلوکی‌ای در ایشان هست. قضایای متعدّدی هم در مورد کرامات ایشان از طُرُق موثّقی نقل میکنند؛ بنده چند قضیّه را از طُرُق کاملاً موثّق شنیده‌ام. یکی‌ از طریق مرحوم آقای حاج آقا مرتضای حائری است که نوشته شده و چاپ هم شده؛ و از بعضی دیگر، مواردی از این قبیل دیده شده که خب معلوم میشود که ایشان اهل معنا و اهل توجّه و اهل دید روشن معنوی و مانند اینها هم بوده‌اند. این هم مطلب [در مورد] جنبه‌ی سلوکی ایشان.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	امّا در جنبه‌ی مسئله‌ی سیاسی و اجتماعی؛ در شروع مبارزات، ایشان یکی از ارکان نهضت بود؛ در سال ۴۱ و ۴۲ که مبارزات روحانیّت شروع شد، مرحوم آقای میلانی حقّاً یکی از ارکان نهضت محسوب میشد. اوّلاً اعلامیّه‌های ایشان خیلی اعلامیّه‌های قوی‌ای [بود]. ما در مدرسه‌ی حجّتیّه بودیم، تابلوی اعلاناتی بود که می‌آمدند اعلامیّه‌ها را آنجا میزدند و ما می‌ایستادیم و آنها را میخواندیم. من یک وقت دیدم از آقای میلانی یک اعلامیّه‌ای آمده، به قدری متن قوی و متین و محکم [داشت] که انسان اصلاً از زیبایی و قوّت این متن به هیجان می‌آمد. ایشان این‌جوری بود؛ همه‌‌ی نوشته‌های فارسی ایشان همین‌جور است. حالا من الان یادم نیست که نوشته‌ی عربی از ایشان دیده باشم امّا نوشته‌ی فارسی‌شان خیلی متین، خیلی قوی، خیلی زیبا [بود]. بعد در آن وقتی که امام را زندان کرده بودند و مثلاً احتمال احکام تند و شدیدی بود، علمای درجه‌ی یک از همه‌ی شهرستان‌ها آمدند تهران؛ قطعاً رأس این مجموعه مرحوم آقای میلانی بود؛ بلاشک. گرچه آقای شریعتمدار&lt;a href="#_ftn9" name="_ftnref9" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۹)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; هم بود، ایشان هم مرجع تقلید بود امّا توجّه به آقای میلانی و اعتبار ایشان در بین علما خیلی محسوس و بالا بود. و قطعاً قلّه‌ی این مجموعه‌ی علمائی که آمده بودند و مؤثّر&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ترینشان مرحوم آقای میلانی (رضوا‌ن‌ الله ‌علیه) بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	و در شروع سال ۴۲ هم که پانزدهم خرداد در آن سال اتّفاق افتاد، ایشان در متن مسائل حضور داشت؛ امام (رضوان ‌الله ‌علیه) به بنده یک مأموریّتی دادند که بروم مشهد و با تک‌تک علما در میان بگذارم. دو حرف بود؛ یک حرف مخصوص آقای میلانی و ‌مرحوم آقای حاج آقا حسن‌ قمی بود؛ یک حرف هم عمومی بود که حالا [این] را که آن حرف چه بود، کار ندارم. آن مطلبی که مربوط به آقای میلانی بود، من رفتم خدمت ایشان گفتم؛ گفتم آقای خمینی سفارش میکنند که شما منبری‌ها را وادار کنید که از روز هفتم [محرّم،] مسئله‌ی فیضیّه را روی منبرها بگویند؛ از روز نهم هم هیئات مذهبی را وادار کنید که بگویند؛ این پیغامی بود که به ایشان دادم. ایشان گفت که از روز نهم؟ من از قبل سفارش کرده‌ام؛ اسم آورد ایشان: به آقای خمینی گفتم، به آقای شریعتمدار گفتم، به آقای نجفی گفتم؛ اسم آوردند که من با اینها در میان گذاشتم. یعنی پیدا بود که ایشان کاملاً در متن قضایا واردند و همین فکری که حالا در قم مثلاً به وسیله‌ی امام (رضوان ‌الله ‌علیه) بُروز کرد و شایع شد و عملی شد، در ایشان هم وجود داشته؛ یعنی حضور ایشان در مبارزات، یک چنین حضوری بود و برای این مسئله برنامه داشتند. البتّه یک مقدار برنامه‌ی ایشان با برنامه‌ی امام تفاوت داشت لکن برنامه ریخته بود، برای این قضیّه برنامه داشتند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	و در زمینه‌های سیاسی و اجتماعی، ایشان آدمِ با شرح صدری بود؛ یعنی با انواع و اقسام افرادی که در عالم مبارزه و بحث سیاست و مانند اینها فعّال بودند، ایشان ارتباط برقرار میکرد؛ مثلاً با مرحوم مهندس بازرگان و دکتر سحابی و مانند اینها ایشان مرتبط بود. من شاید دو بار یا سه بار میخواستم از مشهد بروم تهران، رفتم خدمت ایشان مثلاً برای خداحافظی، ایشان گفتند که شما تهران که رفتید، زندان برای دیدار آقای مهندس بازرگان هم میروید؟ ــ آن وقت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها زندان بودند؛ سال ۴۳ و ۴۴ ــ گفتم بله، گفتند سلام من را به آنها برسانید؛ یعنی ایشان دو بار یا سه بار سلام رساندند به وسیله‌ی بنده به آقای مهندس بازرگان. پیدا بود که با این جماعت هم ارتباط دارند. البتّه بشدّت پرهیز داشتند از اینکه ایشان را کسی منتسب کند به این مجموعه‌های سیاسی مانند جبهه‌ی ملّی و مانند اینها؛ ایشان به خود من گفتند اگر کسی من را منسوب کند به جبهه‌ی ملّی، من از او راضی نخواهم شد، از او نخواهم گذشت؛ یعنی این‌جوری بود، لکن ارتباطات فراوانی داشتند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در یک سالهایی هم ایشان به نظر ماها یک مقداری در مسائل مبارزه کوتاه آمده بودند که ما به ایشان اعتراض هم میکردیم؛ لکن حالا که نامه‌ها منتشر شده، معلوم میشود در همان وقت ایشان مکاتبات زیادی با آقای شریعتمدار، با علمائی [دیگر] داشتند و مشغول بودند، [منتها] ما اطّلاع نداشتیم از اشتغال ایشان در این قضایا. در آن نامه‌هایی که مردم مینوشتند که ما حمایت میکنیم از آقایان مراجعی که در تهران اجتماع کرده‌اند برای خاطر آزادی امام خمینی، شاید بیش از همه اسم ایشان بود و ایشان در آنجا از همه بیشتر مورد توجّه بودند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ایشان یک نامه‌ای به امام نوشتند که به نظر من یک سند تاریخی است؛ سال ۴۳ که امام را تبعید کردند به ترکیه، ایشان در منزل خودشان یک مجلسی تشکیل دادند و از علمای مشهد دعوت کردند؛ ماها چند نفر از جوانها هم که آن وقت دست‌اندرکار مبارزه بودیم دعوت شدیم؛ ماها هم بودیم. از علمای مشهد هم مرحوم حاج شیخ مجتبیٰ&lt;a href="#_ftn10" name="_ftnref10" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۰)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; و دیگران همه حضور داشتند. آقازاده‌ی ایشان بلند شد نامه‌ای را که ایشان به امام (رضوان ‌الله ‌علیه) نوشته بود خواند. نامه‌ی فوق‌العاده‌ای است؛ نامه‌ی بسیار قوی و متین در حمایت از امام و تأسّف از تبعید ایشان که این جمله‌ها را از آن نامه یادم هست: اَلسُّکوتُ اَخُو الرِّضا و مَن لَم یَکُن مَعَنا کانَ عَلَینا؛&lt;a href="#_ftn11" name="_ftnref11" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; این عبارات را در آن آورده بودند. از کلمات امیرالمؤمنین در وقتی که جناب ابوذر تبعید میشدند آورده بودند؛&lt;a href="#_ftn12" name="_ftnref12" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۲)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; تعبیرات امیرالمؤمنین را آنجا ذکر کرده بودند. و به نظر من یک سند معتبری است؛ که ایشان هم آنجا نشسته بودند و آقازاده‌شان بلند شدند و نامه را خواندند و همه شنیدند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	غرض، ایشان انصافاً یک مرد جامع‌الاطرافی بودند؛ از لحاظ علمی، از لحاظ اخلاقی، از لحاظ معنوی، از لحاظ سیاسی و اجتماعی، یک مرد بزرگ،‌ جامع‌الاطراف و دارای امتیازات فراوان و صاحب حقّ فراموش‌نشدنی بر حوزه‌ی علمیّه‌ی مشهد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	امیدواریم ان‌شاء‌الله این بزرگداشتی که شماها تشکیل دادید، بتواند چهره‌ی ایشان را بیش از آنچه تا حالا معرّفی شده، به مردم معرّفی کند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	والسّلام علیکم و رحمة‌الله و‌ برکاته&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;div&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		 &lt;/div&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref1" name="_ftn1" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; در ابتدای این دیدار، حجّت‌الاسلام والمسلمین احمد مروی (تولیت آستان قدس رضوی) مطالبی بیان کرد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn2" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref2" name="_ftn2" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; آیت‌الله سیّدجواد خامنه‌ای&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn3" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref3" name="_ftn3" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۳&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; آیت‌الله میرزا محمّد آقازاده‌ی خراسانی&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn4" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref4" name="_ftn4" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۴&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; آیت‌الله سیّدحسین طباطبائی قمی&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn5" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref5" name="_ftn5" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۵&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; آیت‌الله سیّدعلی قاضی&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn6" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref6" name="_ftn6" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۶&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; ملّا آقاجان زنجانی&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn7" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref7" name="_ftn7" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۷&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; حجّت‌الاسلام سیّدعبدالحسین نقیبی سیستانی&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn8" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref8" name="_ftn8" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۸&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; آیت‌الله سیّدمحمّدحسین طباطبائی، صاحب تفسیر «المیزان»&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn9" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref9" name="_ftn9" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۹&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; آیت‌الله سیّدمحمّدکاظم شریعتمداری&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn10" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref10" name="_ftn10" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۰&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; آیت‌الله حاج شیخ مجتبیٰ قزوینی&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn11" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref11" name="_ftn11" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۱&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۴۲۱؛ «سکوت هم‌تراز رضایت است؛ و هر کسی که با ما نیست، علیه ما است.»&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn12" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref12" name="_ftn12" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۲&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; ابن‌ابی‌الحدید. شرح نهج‌البلاغه، ج ۸، ص ۲۵۳&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;br type="_moz" /&gt;</description>
<pubDate>Sat, 20 Dec 2025 08:00:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>بیانات در دیدار دست‌اندرکاران کنگره شهدای استان البرز</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62097</link>
<guid>62097</guid>
<dc:type>2</dc:type>
<dc:relation/>
<category>بيانات</category>
<description>&lt;div style="text-align: left;"&gt;
	&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62097/14040924.pdf"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;[دریافت PDF]&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	بسم الله الرّحمن الرّحیم&lt;a href="#_ftn1" name="_ftnref1" title=""&gt;(۱)&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خیلی خوش آمدید برادران عزیز، خواهران عزیز! و خیلی متشکّرم از اینکه همّت کردید این جریان مفید و به یک معنا حیاتی را که جریان احیای نام شهیدان و یاد شهیدان است، در شهر کرج و در استان البرز به وجود آوردید.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	استان البرز یک خصوصیّتی دارد که آقایان اشاره کردند؛ مجموعه‌ای از افراد متعلّق به نقاط مختلف کشور است که از چند ده سال پیش به این طرف به این شهر مهاجرت کرده‌اند؛ بنابراین، هر کار خوبی که در این شهر انجام بگیرد، احتمالِ این هست که منتقل بشود به سراسر کشور و در آن جاها هم تأثیر بگذارد. بنابراین، کارتان کار بسیار خوبی است و اقدام، اقدام خداپسندانه و مفیدی است. بنده از دست‌اندرکاران این کار متشکّرم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یک نکته این است که شما در توضیح برنامه‌های این بزرگداشت، مطالب خوبی را بیان کردید ــ ‌ هر دوی آقایان&lt;a href="#_ftn2" name="_ftnref2" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; مطالب مهمّی را بیان فرمودید، تأثیرات متوقَّع از این کار را بیان کردید ــ منتها اینها خواسته‌های شما است؛ و اینها باید تحقّق پیدا کند؛ این را فکر بکنید؛ یعنی آن کتاب باید خواننده داشته باشد، آن فیلم باید بیننده داشته باشد و این مستلزم یک تلاش دوّمی است؛ یعنی اگر چنانچه کار را هنرمندانه انجام ندهید یا پیگیری نکنید یا زوایای مختلف کار را ملاحظه نکنید، این تلاشی که بخوبی انجام گرفته و بجا انجام گرفته، به نتایج خودش نخواهد رسید؛ باید کاری کنید که این تلاش به نتایج خودش برسد، و خود این یک تلاش دوّمی را لازم دارد. من میخواهم عرض بکنم فکر یک کار خوب و برنامه‌ریزی برای یک کار خوب، نیمی از آن کار است؛ نیمِ دوّم که مهم‌تر است، پیگیری و دنبال‌گیری و عمل کردن آن کار است و شما این را باید انجام بدهید.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نکته‌ای که در اینجا وجود دارد، مسئله‌ی این بزرگداشت‌ها است؛ ما این بزرگداشت‌ها را برای چه انجام میدهیم؟ ما وقتی که بررسی میکنیم شهدای جنگ تحمیلی را، شهدای این جنگ اخیر را، عمده‌ی شهدای این جنگها را وقتی نگاه میکنیم، [می‌بینیم] انگیزه‌هایی در اینها وجود داشته که آن انگیزه‌ها اینها را به میدان خطر کشانده و احیاناً جان آنها را گرفته؛ دیگران زیادی هم بودند که همین انگیزه‌ها را داشتند، بحمدالله با عافیت و سلامت برگشتند؛ این انگیزه‌ها چیست؟ چرا یک جوان از زندگی راحت، از بودن در کنار پدر و مادر و درس و بحث و کار و آرزو و شغل و همه‌چیز صرفِ‌نظر میکند، میرود در سختی‌های جنگ، دشواری‌های جنگ ــ که آن کسانی که در این میدان بودند، میدانند که چه دشواری‌هایی دارد ــ خودش را درگیر میکند؟&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اگر این کار بزرگ را، این حرکت عظیم را، صرفاً به یک احساسات تقلیل بدهیم، ظلم کرده‌ایم؛ بگوییم سخنرانی کردند، احساسات این بچّه‌ها تحریک شد و راه افتادند رفتند؛ این واقعاً ظلم به این حادثه است، ظلم به این اشخاص است؛ این[جور] نیست. چیزهای دیگری وجود دارد؛ آن چیزها را بشمارید، آن چیزها را پیدا کنید.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یکی‌ [از این انگیزه‌ها]‌ «شوق به لقاءالله» است. ما در بین این جوانها می‌شناسیم، می‌یابیم کسانی را که به معنای واقعی کلمه شایقِ الی‌الله بودند؛ یعنی همان کاری را که امام اشاره کردند به این بزرگان اهل معرفت و اهل سلوک و مانند اینها، گفتند یک عمر عبادت کردید قبول باشد، امّا بروید وصیّت‌نامه‌ی این جوان را هم بخوانید؛ این جوان راه هفتاد‌ساله و هشتاد‌ساله را گاهی اوقات در چند ماه و چند روز طی کرده و به آنجا رسیده. این مسئله‌ی شوق، شوق الی‌الله را در جوانها باید به وجود آورد. این مسئله‌ی «احساس تکلیف دینی»، که این یک تکلیف است و به او گفته شده، و باید انجام بدهد؛ مثل نماز؛ باید این اتّفاق بیفتد، انجام بگیرد. مسئله‌ی «حسّ مقابله‌ی با دشمن»؛ این احساس مهمّی است. وقتی که جوان به درک و شعور جوانی خودش میرسد ــ در آن حد که از نوجوانی و از بچّگی خارج میشود ــ احساس میکند که یک تکلیفی در قبال کشور دارد که باید آن را انجام بدهد، و کسانی هستند مترصّدند که خانه‌ی او را، کشور او را، و داشته‌های فرهنگی و مدنی و میراثهای ماندگار او را از او بستانند؛ در مقابل اینها میخواهد بِایستد؛ این یک حسّی است در انسان؛ و از این قبیل. شاید ده انگیزه‌ی مهم را انسان پشت ‌سر هم بتواند برای این حرکت این جوانها بشمرد که حالا آقایان این کار را میکنید و انجام میدهید. ما اینها را باید منتقل کنیم به نسل بعد؛ حرف من این است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	من میگویم شما بایستی نگذارید که این انگیزه‌ها خاموش بشود؛ این انگیزه‌ها باید منتقل بشود به نسل بعد. رفتاری که انسان از بعضی از دستگاه‌های فرهنگی و بعضی از دستگاه‌های مسئول و کسانی که باید به فکر این چیزها باشند میبیند، این را نشان نمیدهد؛ یعنی واقعاً اینکه ما این مفاهیم والا را، این ارزشها را به نسل جوان منتقل کنیم، نمی‌بینیم، و در خیلی از موارد مشاهده نمیکنیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	جوانهای ما جوانهای خوبی هستند. این وسایلی که امروز هست و وجود دارد، در دوره‌ی جنگ تحمیلی در اوّل انقلاب نبود؛ این دستگاه‌های بسیار پیشرفته‌ای که برای انتقال مطلب، انتقال مفهوم، انتقال محتوا به ذهنهای طرف مقابل و تحت تأثیر قرار دادن آنها امروز در کار هستند، آن روز نبودند؛ امروز جوان ما در مقابل اینها دارد مقاومت میکند. آن که اهل نماز است، آن که اهل نماز شب است، آن که اهل نافله است، آن که اهل مسجد است، آن که اهل هیئت و سینه‌زنی است، در واقع دارد در مقابل یک چنین موج عظیمی هویّت دینی خودش را نگه میدارد و حفظ میکند و تقویت میکند؛ این خیلی باارزش است؛ ما قدر این را باید بدانیم. جوانهای امروز ما به نظر من جوانهای بسیار خوبی هستند و آمادگی دارند؛ برنامه‌ی‌ ما باید این باشد که این ارزشهایی که این شهادتها را آفرید، این عظمت را، این گذشت را در ملّت ایران به وجود آورد، بتوانیم تبیین کنیم و به نسل بعدی منتقل کنیم تا بتوانند ان‌شاء‌الله کشور را پیش ببرند و جامعه را پیش ببرند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خوشبختانه ما با همه‌ی سختی‌ها و تنگدستی‌ها و مشکلاتی که وجود دارد، نقاط مثبت فراوانی در کشور داریم و انسان آمادگی‌های زیادی را در کشور مشاهده میکند برای حرکت در جهت انقلاب، حرکت در جهت اسلام؛ انسان این را مشاهده میکند و میبیند. امیدواریم که ان‌شاء‌الله این [نقاط] تقویت بشود، و کار شما بتواند در این راه، کارِ کارستانی انجام بدهد و ان‌شاء‌الله بتوانید در منطقه‌ی خودتان این کار را انجام بدهید. همان‌طور که عرض کردم به مجموعه‌ی استان خودتان هم اکتفا نکنید؛ یعنی نحوه‌ای عمل بشود و اقدام بشود که آن کسانی که وابسته‌ی به شهرستان‌های دیگر و شهرهای دیگر و مناطق دیگر کشور هستند، این سوغاتی را از اینجا برای آنها ببرند و آنها را آماده کنند و فکر را و گرایش را و آمادگی‌ها را منتقل کنند، و این ارزشها ان‌شاء‌الله به دیگر مناطق کشور هم منتقل بشود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خداوند ان‌شاء‌الله به شماها توفیق بدهد، تأییدتان کند و کمکتان کند تا ان‌شاء‌الله به این مقصودی که به خاطر آن، این کار را انجام دادید، دست پیدا کنید و خداوند از شما، از همه‌ی برادران قبول کند. و ما به مردم عزیز کرج، بخصوص به خانواده‌های شهیدان عزیز هم سلام میرسانیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	والسّلام علیکم و رحمة‌الله و‌ برکاته&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;a href="#_ftnref1" name="_ftn1"&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; در ابتدای این دیدار، حجّت‌الاسلام والمسلمین سیّدمحمّدمهدی حسینی‌همدانی (نماینده‌ی ولیّ‌فقیه در استان البرز و رئیس شورای سیاستگذاری کنگره)، آقای مجتبیٰ عبداللهی (استاندار استان البرز و رئیس ستاد کنگره) و سرتیپ‌دوّم پاسدار علیرضا حیدرنیا (فرمانده سپاه امام حسن مجتبیٰ (ع) استان البرز و دبیرکلّ کنگره) مطالبی بیان کردند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;
	&lt;div id="ftn2" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref2" name="_ftn2" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; رئیس شورای سیاستگذاری کنگره و دبیرکلّ کنگره&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;br type="_moz" /&gt;</description>
<pubDate>Sun, 14 Dec 2025 18:00:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>بیانات در مراسم جشن میلاد حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62065</link>
<guid>62065</guid>
<dc:type>2</dc:type>
<dc:relation/>
<category>بيانات</category>
<description>&lt;div style="text-align: left;"&gt;
	&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62065/14040920.pdf"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;[دریافت PDF]&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	بسم الله الرّحمن الرّحیم&lt;a href="#_ftn1" name="_ftnref1" title=""&gt;(۱)&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الطّیّبین الطّاهرین المعصومین سیّما بقیّة الله فی الارضین.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خیلی خوش آمدید برادران عزیز، خواهران عزیز. خیلی بهره بردیم از اجرای برادران عزیزی که اینجا برنامه اجرا کردند. شعرهای پُرمغز و بامضمون، مجلس را به‌روز کرد. خیلی از مجلسها هست که جمعیّت هست، امّا مربوط به این زمان نیست. این مجلس، مجلس این زمان است. این شعرها و این حرکات و این اظهارات و این بیانات شماها و اجتماع شما و شور و حال شما مجلس را به‌روز کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	تبریک عرض میکنم ولادت حضرت سیّدةالنّساء صدّیقه‌ی طاهره (سلام الله علیها) را، همچنین ولادت امام عزیز بزرگوارمان را. درباره‌ی حضرت صدّیقه‌ی طاهره من فقط یک جمله عرض میکنم، چون فضایل و مناقب و برجستگی‌های این بانوی الهی و عرشی چیزی نیست که ما بتوانیم آن را در اظهاراتمان بیان کنیم؛ خیلی فوق فهم ما و تصوّر ما و درک ما است؛ امّا میتوان این‌جور گفت که او اسوه بود. مگر نمیخواهیم عمل کنیم؟ مگر نمیخواهیم فاطمی زندگی کنیم؟ او اسوه بود؛ باید بر طبق رفتار اسوه و حرکات اسوه رفتار کرد و حرکت کرد. اسوه‌ی دین‌داری بود، اسوه‌ی عدالت‌خواهی بود، اسوه‌ی جهاد بود. جهادی که فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) کرد، جزو دشوارترین جهادها است. اگر انسان بخواهد مقایسه کند، شاید همه‌ی غزوات پیغمبر یک طرف و جهاد فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) یک طرف. اسوه‌ی جهاد بود. اسوه‌ی تبیین بود؛ آن خطبه‌ی غرّاء مسجد مدینه یک تبیین فوق‌العاده بی‌نظیر و روشن و درس‌آموز بود. اسوه‌ی وظایف زنانگی بود؛ شوهرداری، فرزندداری، زینب‌پروری و بسیاری دیگر از ارزشهای اسلامی. اینها مقولات ظاهری و قابل فهم و قابل دید ما است؛ مقولات باطنی و عرشی از دید ما بالاتر است و قابل توصیف نیست.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	و امّا سخنی در باب مدّاحی؛ حرف امروز من چند کلمه در باب مدّاحی است. امروز مدّاحی یکی از عرصه‌های بسیار مهمّی است که شایسته است درباره‌ی آن پژوهش انجام بگیرد. امروز مدّاحی فقط آمدن و خواندن و گریاندن و مانند اینها نیست؛ امروز مدّاحی در کشور ما یک پدیده‌ای شده که درخور پژوهش و تحقیق است. پژوهش یعنی چه؟ «عمق‌یابی»؛ [شناخت اینکه] پشت این شعر و آواز و آهنگ و رفتار چیست و چه چیزی قرار دارد. «آسیب‌شناسی»؛ ممکن است آسیب‌شناسی، ما را به یک نقاط ضعفی برساند. جستجو از «راه‌های رشد»؛ [اینکه] چه کار کنیم که مدّاحی در راه رشد پیش برود، به سمت تکامل و در مسیر تکامل حرکت کند. اینها مجموعه‌ای است که یک جمع محقّق و پژوهشگر میباید و میتوانند درباره‌ی این، کار کنند؛ امروز این لازم است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	البتّه در گذشته هم مدّاحی بود؛ زمان جوانی ما هم مدّاحهایی بودند، البتّه نه به این گسترش، نه به این تعداد، نه با این آگاهی، نه با این سواد، ولی بودند. البتّه یک امتیازاتی هم آنها داشتند ــ [مثلاً] قصاید بلند و غرّاء را از بر میخواندند ــ لکن مجموعاً فاصله‌ی مدّاحی دوران جوانی ما با مدّاحی امروز خیلی زیاد است؛ امروز مدّاحی در جامعه‌ی ما یک پدیده‌ی حیرت‌انگیزی شده. اینها را عرض میکنم که مدّاحان عزیز ما بدانند چه کار دارند میکنند. البتّه میدانید؛ شعرهای امروز و حرفهای امروز نشان داد که مدّاحها میدانند کجا قرار دارند و چه وظیفه‌ای را بر عهده گرفته‌اند. امروز بعد از چند دهه، این پدیده‌ی بسیار مهمّ مدّاحی به شکل یک عنصر اثرگذار در کشور ظاهر شده. ما به این احتیاج داریم. ما احتیاج داریم عوامل اثرگذار که روی ذهنها و مغزها و دلها اثر میگذارد، تقویت کنیم؛ اوّلاً بشناسیم، ثانیاً تقویت کنیم. حرف اصلی من این است که حالا عرض خواهم کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	البتّه مدّاحی‌ها همه در یک سطح نیستند، کم و زیاد دارند. همه‌ی پدیده‌ها همین‌جور هستند،‌ همه یک جور نیستند؛ بعضی‌ها برترند، بالاترند، بعضی‌ها متوسّط‌‌ترند؛ امّا آنچه میتوان به صورت تقریبی و میانه بیان کرد، این است که امروز مدّاحی یکی از پایگاه‌های «ادبیّات مقاومت» است. امروز مدّاحی یک پایگاهی است برای ادبیّات مقاومت. اگر یک «فکری» وجود داشته باشد و «ادبیّاتِ» متناسب با آن فکر وجود نداشته باشد، آن فکر میمیرد، از بین میرود. تولید ادبیّاتِ مناسب با اندیشه و فکر، یک هنر بزرگی است. یکی از مراکز و پایگاه‌هایی که این ادبیّات را ــ ادبیّات مقاومت را ــ تدوین میکند، گسترش میدهد، منتقل میکند، عبارت است از پدیده‌ی مدّاحی و هیئت.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خب، «مقاومت ملّی» یعنی چه؟ اینکه میگوییم «ادبیّات مقاومت ملّی»، مقاومت ملّی یعنی چه؟ امروز گفته میشود «جبهه‌ی مقاومت»؛ خب این چیست؟ اینها در مقابل چه چیزی مقاومت میکنند؟ «مقاومت ملّی» یعنی تاب‌آوری در برابر هر فشاری که دشمن در یکی از جنبه‌های زندگی انسان وارد می‌آورد تا آن ملّت را مجبور کند به تسلیم؛ منظور ما از «مقاومت» ایستادگی در مقابل این فشار است؛ تاب بیاورد، مقاومت کند، بِایستد، پایداری کند، پای دشمن را ببُرد،‌ دست دشمن را قطع کند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این فشاری که میگوییم ممکن است وارد بیاید، فرق نمیکند [چه باشد]؛ گاهی فشار نظامی است که خب ماها دیدیم؛ جوانها ندیده بودند، دیدند؛ ما آن چهل سال قبل هم دیدیم. فشار نظامی برای وادار کردن جمهوری اسلامی به قبول یک تحمیل! این فشار [ممکن است] با وسایل نظامی باشد، با وسایل اقتصادی باشد یا فشار با هوچیگری و جوسازی رسانه‌ای باشد. فضای مجازی را نگاه کنید، رادیوهای خارجی را ببینید، اظهاراتِ نه‌فقط روزنامه‌نگار و مثلاً خبرنگار، [بلکه] مقامات نظامی بالا و مقامات سیاسی در دنیا را ببینید؛ همه‌ی اینها متوجّه یک نقطه و یک مرکز است و آن مرکز، فشار بر روی ایستادگی و مقاومت ملّتها و در رأسشان ملّت ایران است؛ امروز این‌جوری است. بنابراین، این فشار میتواند فشار نظامی باشد، فشار اقتصادی باشد ــ مثلاً تحریم باشد ــ فشار رسانه‌ای باشد، فشار در فضای مجازی باشد، جاسوس‌پروری باشد و امثال اینها.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	هدف از این فشار هم میتواند توسعه‌طلبی سرزمینی باشد، مثل این کاری که حالا آمریکایی‌ها دارند با بعضی از کشورهای آمریکای لاتین انجام میدهند؛ میتواند برای منابع زیرزمینی باشد، که فشار می‌آورد برای اینکه منابع نفت فلان کشور را مثلاً تصرّف کند؛ یا موضوعات فرهنگی و دینی باشد؛ یا فشار برای تغییر سبک زندگی باشد که عمدتاً‌ اینها از راه ابزارهای رسانه‌ای انجام میگیرد؛ یا اساسی‌تر از همه، فشار برای تغییر هویّتی باشد. صد سال است که سعی غربی‌ها، که در زمان اواخر قاجار وارد ایران شدند، این است که هویّت ملّت ایران را تغییر بدهند؛ هویّت‌ دینی‌شان، هویّت تاریخی‌شان، هویّت فرهنگی‌شان. رضاخان قدم اوّل را برداشت، [امّا] موفّق نبود؛ بعدی‌ها سیاستمدارانه‌تر حرکت کردند، کارهایی کردند، [امّا] موفّق نشدند؛ انقلاب اسلامی هم آمد همه را شست، ریخت بیرون. فشار برای تغییر هویّت ملّت ایران. در هر صورت، در همه‌ی این موارد، مقاومت لازم است. گفتیم مقاومت یعنی چه؟ یعنی تاب‌آوری، پایداری، ایستادگی، تسلیم نشدن، عامل فشار را ناکام گذاشتن؛ این معنای مقاومت است. اینکه امروز ما دائم دم از جبهه‌ی مقاومت میزنیم یعنی این؛ یک روز فقط ایران بود، امروز به کشورهای منطقه و حتّی در مواردی به کشورهای خارج از منطقه توسعه‌ پیدا کرده؛ مقاومت بتدریج گسترش پیدا کرده.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	البتّه ملّت ما از اوّلِ تشکیل جمهوری اسلامی و پیروزی انقلاب اسلامی توانست مقاومت کند، توانست بِایستد، توانست در مقابل فشار دشمن تسلیم نشود. همه‌کار کردند ــ دیگر حالا اینها را چون زیاد گفته‌ایم و تکرار کرده‌ایم، نمیخواهم تکرار کنم که چه کارها کردند ــ بعضی از کارهایی که دشمن درباره‌ی ملّت ایران کرد، جوری بود که درباره‌ی هر کشوری و هر ملّتی انجام میگرفت، [آنجا را] کن‌فیکون میکرد، امّا ملّت ایران محکم ایستاد، جمهوری اسلامی با کمال استقامت، با کمال مقاومت ایستاد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	مدّاحی ما از اوّل انقلاب به این سمت حرکت کرد؛ نه همه، امّا شروع شد؛ در دوران جنگ به اوج خودش رسید. در دوران جنگ هر کدام از این شهدا پرچمی شدند برای برپا نگه داشتن ملّت ایران، [آن هم] به وسیله‌ی مدّاحها؛ مدّاحها این کار را کردند. این جنازه که می‌آمد، اگر آن مدّاح نبود، اگر آن حماسه‌ی شعری در فضا نمیپیچید و دلها را به خود جذب نمیکرد، آن شهید فراموش میشد. زینبی کار کردند؛ زینب، کربلا را زنده کرد و نگه داشت در تاریخ. این کاری بود که از اوّل انقلاب شروع شد، ادامه پیدا کرده تا امروز، امروز هم هست. البتّه حالا همه‌ی مجالس مدّاحی، مثل مجلس امروز ما نبود و نیست، میدانم، لکن در همه‌ی مجالس یک گرایشی، یک نگاهی، یک حرکتی به مفهوم و مصداق مقاومت در ایران وجود دارد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	حالا حرف من به طور خلاصه این است؛ من فقط همین یک جمله را میخواهم عرض کنم که امروز ما فراتر از درگیری‌های نظامی ــ که وجود داشت، دیدید و همین‌طور دائماً احتمال [تکرار] آن را هم میدهند، بعضی هم عمداً در این کانون میدمند برای اینکه مردم را دل‌به‌شک نگه دارند، دلهره ایجاد کنند، که موفّق هم نمیشوند ان‌شاءالله ــ در کانون یک درگیری تبلیغاتی و رسانه‌ای هستیم؛ با چه کسی؟ با یک جبهه‌ی وسیع. ما در جنگ تبلیغاتی قرار داریم، در جنگ معنوی قرار داریم. دشمن فهمید که تصرّف این مُلک و این خاک و این سرزمین الهی و معنوی با ابزار فشار و ابزار نظامی امکان ندارد. فهمید که اگر بخواهد تصرّفی بکند، دخالتی بکند، موفّقیّتی پیدا کند باید دلها را تغییر بدهد، باید مغزها و فکرها را عوض کند؛ رفتند در این خط. البتّه ما در مقابلشان محکم ایستاده‌ایم، امّا امروز خطر این است، خط این است، هدف دشمن این است. هدف دشمن در کشور ما محو کردن آثار مشعشع مفاهیم انقلابی است؛ هدفش این است که بتدریج مردم را از یاد انقلاب، از یاد هدف انقلاب، از یاد کارهایی که در انقلاب شد، از یاد امامِ انقلاب منصرف کند؛ برای این دارند کار میکنند، دارند تلاش میکنند؛ میلیاردها خرج میکنند؛ نمیگویند، لکن ما میدانیم. نویسنده، هنرمند، کتاب‌نویس، رمان‌نویس، هالیوود و غیر اینها را به کار میگیرند، از ابزارهای گوناگون استفاده میکنند برای اینکه ذهن جوان ایرانی را تغییر بدهند. جبهه‌ی فعّالِ در این قسمت در مقابل ما یک جبهه‌ی وسیعی است؛ البتّه مرکز آمریکا است، دُوروبَرش هم بعضی از کشورهای اروپایی‌اند و در حاشیه‌اش هم مزدورها و خائنها و بی‌وطن‌ها و اینهایی [هستند] که در اروپا و در جاهای دیگر جمع شده‌اند برای اینکه به نان و نوایی برسند، این را هم شیوه‌ی خودشان قرار داده‌اند. ما در مقابل اینها قرار داریم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	 بنابراین جبهه‌ی انقلاب و کارگزاران مقاومت باید این وضع دشمن را بشناسند، آرایش خودشان را بر طبق این نظم دشمن و مقصود دشمن قرار بدهند. ما در مسائل نظامی، آرایش صفوفمان بستگی دارد به هدف دشمن؛ وقتی می‌بینیم دشمن به یک نقطه‌ای میخواهد حمله کند، نوعی آرایش نظامی میگیریم که دشمن را ناکام کنیم؛ این کار در باب تبلیغات باید انجام بگیرد. آرایش تبلیغاتی بایستی به سمتی برود که دشمن درست همان سمت را هدف قرار داده، و آن عبارت است از معارف اسلامی، معارف شیعی و معارف انقلابی؛ دشمن اینها را هدف قرار داده؛ باید در مقابل اینها ایستاد. البتّه کار آسانی هم نیست لکن خوشبختانه امروز ما فضلای زیادی داریم در حوزه‌های علمیّه که در این زمینه‌ها کار کرده‌اند، فکر کرده‌اند، محصول دارند و جامعه‌ی مدّاح کشور میتواند کاملاً از آنها بهره‌برداری کند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	شما مدّاحها میتوانید این هیئتی را که در آنجا هستید، تبدیل کنید به کانون پایبندی به ارزشهای انقلاب و [دیگر] ارزشها؛ بخصوص امروز که جوانها خوشبختانه اقبال به هیئت دارند. امروز اقبال جوانها به هیئت خیلی زیاد است؛ در گذشته این‌جور نبود. امروز جوانها در شهرهای مختلف ــ که ما هم اطّلاع پیدا میکنیم یا در تلویزیون می‌بینیم یا خبر میگیریم ــ خوشبختانه اقبال دارند و کار میکنند، تلاش میکنند؛ این را بایستی قدر دانست و نسل جوان را در مقابل هدف این دشمن لجوج و خبیث و متأسّفانه دارای امکانات، مصون‌سازی کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	من توصیه میکنم در مدّاحی‌ها درباره‌ی ائمّه (علیهم السّلام)، تبیین معارف را برجسته کنید. به نظر بنده ائمّه (علیهم السّلام) دو کار عمده انجام میدادند: یکی تبیین معارف بود، که [به واسطه‌ی آن] معارف اسلامی باقی ماند؛ اگر آنها تبیین نمیکردند معارف اسلامی را، امروز از اسلام و از معارف حقیقی اسلام هیچ چیز باقی نمانده بود؛ یکی این بود؛ یکی مبارزه بود. ائمّه مبارزه میکردند. روی این زمینه، بنده حرفهای زیادی در سالهای طولانی گفته‌ام. همه‌ی ائمّه مشغول مبارزه بودند. از بعد از امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) ــ چه در زمان امام مجتبیٰ، چه در زمان حضرت سیّدالشهدا، چه در زمان ائمّه‌ی بعدی ــ همه‌ی ائمّه مشغول مبارزه بودند؛ مبارزه‌ی با دستگاه خلافت، مبارزه‌ی با دشمنان حقیقت، هر کدام با شیوه‌ی خودشان؛ هر کدام با یک شیوه، امّا همه مبارزه میکردند؛ این را بایستی در زندگی ائمّه، در بیان زندگی ائمّه بیان کرد. بنابراین [یک توصیه] تبیین معارف دینی، تبیین معارف مبارزاتی و انقلابی [است].&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یک توصیه این است که در مواجهه‌ی با دشمن، به دفاع از آنچه او شبهه‌آفرینی میکند اکتفا نکنید. البتّه دفاع لازم است، باید شبهه‌آفرینیِ دشمن را رد کرد لکن دشمن نقطه‌ضعف زیاد دارد؛ آن نقطه‌ضعف‌ها را هدف قرار بدهید، به آنها هجوم بیاورید، هجوم بیاورید در مفاهیم شعری، که خب امروز بعضی از برادرها خوشبختانه در این زمینه هم نشان دادند که توانایی خوبی وجود دارد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یک توصیه این است که منبر [مدّاحی] را از نقاط قوّت اسلام، چه در مسائل شخصی، چه در مسائل اجتماعی، چه در سیاست، چه در برخورد با دشمن ــ اسلام در این زمینه‌ها معارف مهمّی دارد، نقاط قوّتی دارد ــ سرشار کنید از این معارف؛ یعنی کسی که پای صحبت شما، برنامه‌ی شما می‌نشیند، از قرآن، از مفاهیم قرآنی بخش زیادی را بهره‌مند بشود و استفاده کند. تبدیل کنید مدّاحی را به یک ابزار مؤثّر و مهمّی برای ترویج دین و ترویج مفاهیم دینی و مسائل انقلابی؛ این کار الان دارد تا حدود زیادی انجام میگیرد؛ این را گسترش بدهید، این را تقویت کنید، این را عمومی کنید و در همه‌ی موارد این وجود داشته باشد. گاهی اوقات تأثیر یک نوحه‌ی خوش‌ساختِ خوش‌مضمون که شما آن نوحه را در منبر میخوانید، در دل مخاطبتان از یک منبر یا دو منبر استدلالی و فلسفی و منطقی، هم خیلی بیشتر است، هم ماندگارتر است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بحث خوانندگیِ خوش‌ساخت شد، مراقب باشید در این زمینه اشتباه صورت نگیرد؛ آهنگهای دوران طاغوت راه پیدا نکند در مفاهیم دینی ما؛ انسان گاهی یک جاهایی می‌شنود. مراقبت کنید! آهنگ مدّاحی، آهنگ شما است، مال شما است، ابتکار شما است؛ نباید آنچه را مربوط به دشمنان شما است ــ که شما علیه آنها قیام کردید، ملّتتان علیه آن معارف، علیه آن فرهنگ غلط قیام کردند ــ نفوذ کند در کار شما و در بیان شما.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بنابراین آنچه بنده احساس میکنم و میبینم، خوشبختانه در بین ابزارهای مهمّ پیشرفت کشور، پدیده‌ی مدّاحی جایگاه ویژه‌ای دارد. شما دارید کار میکنید، تلاش میکنید، و همان‌طور که گفتم، احتیاج دارد به پژوهش؛ باید آسیب‌شناسی بشود، باید راه‌های تکاملش پیدا بشود، باید محتواهای مناسب و شاید آهنگهای مناسب برای این کار آماده بشود، تهیّه بشود. مدّاحی را حفظ کنیم، نگه داریم، تکامل ببخشیم و از این پدیده استفاده کنیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	من به شما عرض کنم، به توفیق الهی جمهوری اسلامی در حال پیشرفت است. کمبود زیاد داریم؛ اشاره کردند به گرد و غبار خوزستان؛&lt;a href="#_ftn2" name="_ftnref2" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; این یکی از کوچک‌ترین‌هایش است. کمبودهای بیشتری هم در کشور وجود دارد امّا کشور دارد جلو میرود، ‌دارد پیش میرود. ملّت ایران دارند روزبه‌روز برای اسلام آبرو درست میکنند، نشان میدهند که اسلام یعنی ایستادگی، اسلام یعنی قدرت، اسلام یعنی صدق و صفا، اسلام یعنی خیرخواهی و عدالت‌خواهی؛ اینها را ملّت ایران دارند بتدریج نشان میدهند. البتّه تحوّلات بزرگ در یک کشور به چشم نمی‌آید، چون تدریجی است، چون طولانی‌مدّت است ــ کوتاه‌مدّت نیست و در یک لحظه انجام نمیگیرد تا انسان ببیند؛ بتدریج انجام میگیرد ــ امّا من میخواهم عرض بکنم به توفیق الهی بتدریج جامعه پیشرفت میکند. نوجوانِ امروز نسبت به مسائل دینی ــ غیر از همان اوایلِ اوایل انقلاب ــ از برهه‌ای از این میانه‌ها بمراتب جلوتر و پیشتر است، بعد از این هم ان‌شاءالله پیشتر خواهد رفت.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	روح مقدّس شهیدان و روح مقدّس امام بزرگوار شاد باد که این راه را در مقابل ملّت ایران باز کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	والسّلام علیکم و رحمة‌الله&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;div&gt;
	&lt;a href="#_ftnref1" name="_ftn1" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; در ابتدای این دیدار، جمعی از ستایشگران اهل‌بیت (علیهم السّلام) به شعرخوانی و مدیحه‌سرایی پرداختند.&lt;/span&gt;&lt;br type="_moz" /&gt;
	&lt;div id="ftn2" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref2" name="_ftn2" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; اشاره به اشعار یکی از ستایشگران از خوزستان&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;br type="_moz" /&gt;</description>
<pubDate>Wed, 10 Dec 2025 21:19:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>بیانات در دیدار هزاران نفر از زنان و دختران</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=62004</link>
<guid>62004</guid>
<dc:type>2</dc:type>
<dc:relation/>
<category>بيانات</category>
<description>&lt;div style="text-align: left;"&gt;
	&lt;a href="https://idc0-cdn0.khamenei.ir/ndata/news/62004/14040912.pdf"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;[دریافت PDF]&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span class="grayText photos-lead" id="photo-lead-context" style="line-height:19px"&gt;&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/62003/14040912.svg" style="width: 22px; margin-bottom: -7px; height: 22px;" /&gt; &lt;/span&gt;بسم الله الرّحمن الرّحیم&lt;a href="#_ftn1" name="_ftnref1" title=""&gt;(۱)&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّة الله فی الارضین.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خیلی خوش آمدید همه‌ی بانوان محترم، بخصوص خانواده‌های شهیدان عزیز، و بالاخص خانواده‌های شهدای اخیر که مظهر اقتدار کشور و مظهر اقتدار جمهوری اسلامی بودند. و تشکّر از خانمهایی که اینجا بیاناتی بیان کردند؛ هم پُرمغز و پُرمعنا بود آنچه اینجا گفته شد ــ چه همسر شهید رشید و مادر شهید [امین‌عبّاس] رشید و چه صبیّه‌ی شهید سلامی ــ هم از لحاظ مضمون و معنا حاکی از یک ذهن روشن و فکر بلند در این بانوان و در مجموعه‌ی بانوان فداکار کشور بود، هم از لحاظ متن بسیار زیبا و شنیدنی بود؛ خیلی متشکّرم از همه‌ی خانمها و بالخصوص از این خانمها.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این روزها مربوط به حضرت صدّیقه‌ی طاهره (سلام الله علیها) است؛ من یک جمله‌ی کوتاه درباره‌ی آن بزرگوار عرض میکنم، بعد هم درباره‌ی مسئله‌ی زنان و مسئله‌ی زن ــ که امروز مسئله‌ی مطرحی در دنیا است ــ چند کلمه‌ای عرض خواهم کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	درباره‌ی حضرت زهرا (سلام الله علیها)، فضایل ایشان را [اگر] بخواهیم بشمریم، حدّوحصر ندارد. اگر بخواهیم در یک جمله این بزرگوار را معرّفی کنیم، باید بگوییم انسان عرشی، انسان کامل، مثل بقیّه‌ی معصومین؛ انسانند، امّا اهل عرشند. ما فرشی‌ها، زمینی‌ها، قادر نیستیم رتبه و مقام و نورانیّت اینها را ببینیم یا حتّی به آن چشم بدوزیم؛ مثل انسان که در مقابل خورشید نمیتواند مستقیم به خورشید نگاه کند. حدّ فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) این حد است. در همه‌ی ابعاد زندگی، یک موجود عرشی است، یک انسان عرشی است؛ چه در عبادت و خشوع در مقابل پروردگار ــ که شنیده‌اید عبادتهای ایشان را، مناجاتهای ایشان را در شبها، دعای ایشان را برای دیگران ــ چه در ایثار و گذشت برای مردم؛ یعنی آن که غرق در معارف الهی و معنوی و توجّه به خدا است، از زمین غافل نیست، از انسانها غافل نیست. در شب عروسی، لباس عروسی خود را به سائل، به فقیر میبخشد؛ سه روز غذا نمیخورد و افطاری خودش را به سائل میبخشد؛ به مردم رسیدگی میکند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در تاب‌آوری در سختی‌ها و مصیبت‌ها؛ چه کسی است که بتواند تاب بیاورد و طاقت بیاورد مصائب حضرت زهرا (سلام الله علیها) را؟ در این زمینه هم ایشان یک انسان آسمانی است، یک انسان عرشی است. در دفاع شجاعانه از حقّ مظلوم؛ در تبیین حقایق و روشنگری؛ در فهم و عمل سیاسی. ببینید، اینها همه خصوصیّات فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) است. به عنوان یک زن و دارای جنسیّت زنانه، در خانه‌داری، در شوهرداری، در فرزندپروری؛ کسی مثل زینب را پرورش میدهد و به وجود می‌آورد، کسی مثل امام حسین و امام حسن را در آغوش خودش تربیت میکند. حضور در جایگاه‌های غیر قابل فراموشی در تاریخ؛ حضور در شِعب ابی‌طالب، حضور در هجرت به مدینه، حضور فعّال در برخی از غزوات پیغمبر، حضور در ماجرای مباهله. اینها یک فهرستهایی است که تمامی ندارد؛ فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) به این خصوصیّات آراسته است و تمامی ندارد. به طور خلاصه اگر بخواهیم بگوییم، همان که خود پیغمبر فرمود: سَیِّدَةُ نِساءِ العالَمین‌؛ سَرور زنان جهان. طبق روایت، از پیغمبر اکرم پرسیدند که این جمله درباره‌ی حضرت مریم آمده که «سَیِّدَةُ نِساءِ العالَمین»؛ فرمود: مَریَمَ‌ کانَت‌ سَیِّدَةَ نِساءِ عالَمِها؛&lt;a href="#_ftn2" name="_ftnref2" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; او سرور زنان زمان خودش بود ــ زنان عالم [خودش] ــ امّا فاطمه سرور زنان همه‌ی عالم است در همه‌ی دورانهای تاریخ. این فاطمه‌ی زهرا است. شما درستان را از چنین شخصیّتی میگیرید، خودتان را به سمت چنین شخصیّتی حرکت میدهید، هدف را از چنین شخصیّتی میگیرید و دنبال میکنید؛ اینها آن نقاطی است که زنان جامعه‌ی ما، زنان کشور ما بحمدالله به آن توجّه دارند و باید داشته باشند. این راجع به حضرت زهرا (سلام الله علیها).&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	امّا در مورد موضوعات مربوط به زن، که امروز در دنیا هم این مسائل مطرح است و علّت هم جفاهایی است که صورت گرفته و الان صورت میگیرد. تصوّر من این است که در بین موضوعاتی که در مورد جنس «زن» باید مطرح بشود، دو موضوع مهم‌تر از همه است: یکی «شأن زنان» و دیگری «حقوق زنان»؛ اینها باید مطرح بشود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	شأن زنان در اسلام خیلی شأن والا و بالایی است. شاید مترقّی‌ترین و بهترین تعبیرات و سخنان را درباره‌ی زن و بهترین مفاهیم را در مورد هویّت و شخصیّت زن، ما در قرآن پیدا میکنیم؛ مثلاً من اینجا یادداشت کرده‌ام:&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اوّلاً نقش پدید آمدن حیات بشر و تاریخ بشر از مرد و زن: برابری مرد و زن. اِنّا خَلَقناکُم مِن ذَکَرٍ وَ اُنثیٰ؛&lt;a href="#_ftn3" name="_ftnref3" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۳)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; یعنی در خلقتِ این سلسله‌ی بشری ــ که چندین هزار سال سابقه دارد و خدا میداند تا چندین هزار سال دیگر لاحقه&lt;a href="#_ftn4" name="_ftnref4" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۴)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; خواهد داشت ــ مؤسّس این تشکیلات یک مرد و یک زن است؛ یعنی بنا بر تعبیر قرآن، زن نیمی از تأثیر حیات بشریّت را به خودش اختصاص داده.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	[ثانیاً] در مورد تکلیف عمومی؛ خداوند متعال انسانها را خلق کرده است برای یک هدفی، برای رسیدن به یک رتبه‌ای؛ در این زمینه هم مرد و زن در منطق اسلام یکسانند، بدون هیچ گونه تفاوتی. وَ مَن یَعمَل مِنَ الصّالِحاتِ مِن ذَکَرٍ اَو اُنثیٰ‌ وَ هُوَ مُؤمِن؛&lt;a href="#_ftn5" name="_ftnref5" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۵)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; تأثیر عمل صالح و ایمان در مرد و در زن یکسان است و میتواند اینها را نجات بدهد، که در چند آیه‌ی قرآن [آمده]؛ حالا این آیه‌ای که من خواندم در سوره‌ی نساء است امّا در آیات متعدّد دیگری همین معنا ذکر شده.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ثالثاً در دستیابی به کمالات معنوی و ابزارهای آن. وقتی که زن مانند مرد به ایمان و عمل صالح اتّصاف پیدا کرد، دسترسی او به کمالات معنوی و عالی‌ترین مقامات آسان خواهد شد و راه برای او باز است. ببینید! همه‌ی این نکات و این حرفها در مقابل بدفهمی‌هایی است، چه از سوی کسانی که دیندارند امّا دین را نشناخته‌اند، و همچنین از سوی کسانی که به اساس دین اعتقادی ندارند. در سوره‌ی مبارک احزاب [که میفرماید]: «اِنَّ المُسلِمینَ وَ المُسلِماتِ وَ المُؤمِنینَ وَ المُؤمِناتِ وَ القانِتینَ وَ القانِتاتِ وَ الصّادِقینَ وَ الصّادِقاتِ وَ الصّابِرینَ وَ الصّابِراتِ وَ الخاشِعینَ وَ الخاشِعاتِ وَ المُتَصَدِّقینَ وَ المُتَصَدِّقاتِ وَ الصّائِمینَ وَ الصّائِماتِ وَ الحافِظینَ فُرُوجَهُم وَ الحافِظاتِ وَ الذَّاکِرینَ اللَهَ کَثیراً وَ الذَّاکِرات‌»،&lt;a href="#_ftn6" name="_ftnref6" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۶)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; همه‌جا مرد و زن در کنار هم [آمده]؛ ده عنوان درجه‌ی یک و یکسان برای مرد و زن به عنوان بندگان خدا، بندگان مؤمن. کسانی که با این خصوصیّت هستند&lt;span dir="LTR"&gt;،&lt;/span&gt; مورد لطف خدا، مورد عفو خدا، مورد توجّه الهی و لایق رسیدن به مقامات عرشی و معنوی و الهی هستند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در حقوق متقابل با مرد، در سوره‌ی مبارکه‌ی بقره [آمده] است: وَ لَهُنَّ مِثلُ الَّذی عَلَیهِنّ؛&lt;a href="#_ftn7" name="_ftnref7" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۷)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; اینها منطق قرآن است. ببینید، چه جور و چگونه مابین زن و مرد به عنوان مؤمن، به عنوان انسان، به عنوان یک فرد متعالی تساوی کامل برقرار میکند! از نظر اسلام زن میتواند در فعّالیّت اجتماعی، در کسب و کار، در فعّالیّت سیاسی، در بیشتر مناصب حکومتی، در همه‌ی عرصه‌های زندگی فعّال باشد. آن چیزی که فرهنگِ منحطّ فاسدِ غلطِ غربی از زن دارد ارائه میدهد ــ که بعداً‌ اشاره خواهم کرد ــ مطلقاً در اسلام مردود است؛ [در اسلام] زن این[جور] است؛ با این معانی بلند، با این رتبه‌های عالی، با این زمینه‌های پیشرفت در عالم مادّی زندگی میکند و در عالم معنوی سِیر و حرکت میکند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	از جمله‌ی نکاتی که در اسلام در مورد زن وجود دارد، مسئله‌ی محدودیّتهایی است در ارتباط با مرد. این برابری‌ها [که ذکر شد] هست امّا محدودیّتهایی هم وجود دارد در ارتباط زن و مرد که این از خصوصیّات اسلام است. این هم در فرهنگ منحطّ غربی مطلقاً مورد توجّه قرار نگرفته؛ علّتش هم معلوم است. علّت این است که کشش درخواست‌ها و خواهشهای جنسی، کشش بسیار قوی‌ای است؛ بایستی آن را مهار کرد و اسلام توانسته با احکام خودش [آن را] مهار کند. اگر چنانچه به آن احکام عمل نشود، این بی‌مهاری همان کاری را خواهد کرد که امروز در غرب کرده که می‌شنوید و از باندها و تشکیلات فاسد در آمریکا و در اروپا و در عمده‌ی کشورهای غربی اطّلاع دارید. پوشش زن و مرد از این قبیل است؛ از آن محدودیّتهایی است که وجود دارد، هم [برای] مرد و هم زن . مسئله‌ی پوشش، تنها مربوط به زن نیست. حجاب زن از این قبیل است؛ فواصل جسمی میان زن و مرد از این قبیل است؛ تشویق به ازدواج از این قبیل است؛ اینها همان چیزهایی است که آن عامل خطرناک و خطرزا را مهار میکند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خب، شأن زن در فرهنگ اسلام منطقی است؛ اوّلاً‌ شأن بسیار والایی است که من فقط یک اشاره‌ای کردم؛ ثانیاً کاملاً‌ منطقی است؛ یعنی منطبق با طبیعت زن و منطبق با نیاز جامعه و منطبق با مصلحت جامعه است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در نگاه اسلام، زن و مرد دو عنصر متعادل انسانی‌اند؛ کاملاً متعادل، با مشترکات بسیار زیاد و برخی خصوصیّات متفاوت که بر حسب ساخت جسمانی، این خصوصیّات با هم تفاوت دارند. این دو عنصر باید برای اداره‌ی زندگی و ادامه‌ی نسل بشر و پیشرفتهای تمدّنی و نیازهای روحی ــ و نیازهای روحی! ــ نقش ایفا کنند؛ یعنی زن و مرد، دنیا را اداره میکنند، درون انسانیِ خودشان را هم اداره میکنند. یکی از مهم‌ترین کارهایی که اینها انجام میدهند، تشکیل خانواده است که متأسّفانه در منطق غلط فرهنگ سرمایه‌داری و فرهنگ غربی، خانواده فراموش‌شده است. حالا یک اشاره‌ای بعد خواهم کرد که حقوقی در خانواده وجود دارد؛ حقوقی برای زن، حقوقی برای مرد، حقوقی برای فرزندان؛ حقوق متقابل بین این سه عنصر: مرد، زن، و فرزندان.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خب، از همین‌جا راجع به مسئله‌ی حقوق زن [مطالبی عرض کنیم]. شأن زن را عرض کردیم&lt;span dir="LTR"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در مورد حقوق زن، اوّلین حقّی که برای زن باید در نظر گرفت، مسئله‌ی عدالت در رفتار اجتماعی و رفتار خانوادگی است. عدالت در جامعه، عدالت در خانه؛ این اوّلین حقّ زنان است؛ این باید تأمین بشود؛ این را همه موظّفند تأمین کنند؛ دولتها و حکومتها هم موظّفند تأمین کنند، خود آحاد هم همین‌جور.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	حفظ امنیّت و حرمت و کرامت زن، جزو حقوق زن است. بایستی کرامت زن محفوظ بماند. این منطق سرمایه‌داری خبیث، کرامت زن را از بین میبرد و پامال میکند. در اسلام، کرامت زن و احترام به زن یکی از اصلی‌ترین عناصر است. پیغمبر طبق روایت فرمود: اَلمَراَةُ رَیحانَةٌ وَ لَیسَت بِقَهرَمانَة. بارها من این حدیث را خوانده‌ام، عمداً مایلم که این گفته بشود. «قهرمان» به کسی میگویند که کارگزار یک کاری است؛ فرض کنید یک نفری یک بوستانی دارد، باغی دارد، تجارتی دارد، به آن که کارها را جور میکند و زحمات را بر دوش میکشد، در عربی میگویند «قهرمانة». پیغمبر میفرماید: اَلمَراَةُ رَیحانَة. «ریحانه» یعنی گل؛ زن در خانه گل است. وَ لَیسَت بِقَهرَمانَة؛ کارگزارِ خانه نیست که شما بگویید چرا این کار را نکردی، چرا آن کار را نکردی، چرا خانه تمیز نیست. رَیحانَة؛ گل است. گل را باید مراقبت کرد، باید حفظ کرد؛ او هم شما را از رنگ خود، از بوی خود، از خواصّ خود برخوردار خواهد کرد. ببینید! اسلام به زن این‌جوری نگاه میکند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یک ‌جا برای اینکه اهمّیّت عمل زن و فکر زن و راهی که زن میپیماید معلوم بشود، قرآن یک مَثل عجیبی را میزند: وَ ضَرَبَ اللَهُ مَثَلاً لِلَّذینَ آمَنُوا امرَاَتَ فِرعَون؛&lt;a href="#_ftn8" name="_ftnref8" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۸)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; یعنی خدای متعال برای مؤمنین یک نمونه، یک مَثل، یک مثال، یک شاخص، معیّن میکند که آن شاخص برای همه‌ی مؤمنین [است]، نه برای زنها فقط؛ ضَرَبَ اللَهُ مَثَلاً لِلَّذینَ آمَنُوا؛ برای همه‌ی مؤمنین شاخص معیّن میکند؛ آن شاخص کیست؟ یکی زن فرعون، یکی «وَ مَریَمَ ابنَتَ عِمران‌»؛&lt;a href="#_ftn9" name="_ftnref9" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۹)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; یعنی همه‌ی مردان عالم، همه‌ی مؤمنین عالم برای اینکه ببینند راهی که میروند درست است یا درست نیست، به این دو زن نگاه کنند؛ ببینند اینها چه جور عمل کردند، چه کار کردند؛ آن [مسیر،] راه نجاتِ اینها است. نگاه اسلام به زن این است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	حقوق زن در جامعه محفوظ باشد؛ تبعیض وجود نداشته باشد ــ امروز وجود دارد ــ امروز در بسیاری از کشورهای غربی دستمزد زنان از مردان در یک کار واحد، کمتر است؛ امروز این‌جور است. این بی‌عدالتی محض است. مسئله‌ی ارزش‌گذاریِ برابر با مردان برای کاری که انجام میدهند ــ دستمزد ــ برابری امتیازات حکومتی با مردان، مثل حقّ بیمه برای زنان شاغل، بیمه‌ی زنان سرپرست خانواده، مرخصی‌های ویژه‌ی زنان و ده‌ها مسئله‌ی دیگر؛ اینها باید رعایت بشود. این در جامعه.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در خانه، مهم‌ترین حقّی که بانوی خانه و زن خانه دارد، «محبّت» است. مهم‌ترین نیازی که دارد و مهم‌ترین حقّی که دارد، محبّت است. روایت وارد شده که مردها به زنهایشان بگویند من تو را دوست دارم؛ یعنی تصریح کنند؛&lt;a href="#_ftn10" name="_ftnref10" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۰)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; [با اینکه] او میداند. این اوّلین [حق].&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	حقّ مهم و بزرگ دیگر در خانه برای زنان، «عدم خشونت» است. حالا فرهنگ منحطّ غربی پُر است از موارد خشونت مردان بر زنان؛ پُر است! کشته شدن زنان به دست شوهرانشان، کتک خوردن زنها به دست شوهرانشان در غرب وجود دارد؛ این جزو مهم‌ترین انحرافات است. در یک داستانی ــ البتّه داستان است امّا نشان‌دهنده‌ی یک واقعیّت است مربوط به آمریکا ــ مرد می‌آید خانه و زنش را مفصّل کتک میزند؛ این[طور] است. ببینید، فرهنگ وقتی که رایج شد، [نتیجه‌اش] این است. کارهایی میکند، لج‌بازی‌هایی میکند، دهن‌کجی‌هایی میکند که شاید شوهرش عصبانی بشود بیاید بزند [امّا] فایده نمیکند، نمیزند. این فرهنگ وقتی رایج شد، به این صورت درمی‌آید؛ نفی خشونت به هر صورت.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	مدیریّت خانه‌داری. رئیس خانه، مدیر خانه، زنان و بانوان خانه‌اند. کمک شوهر به زحمات ناشی از عوارض فرزند‌آوری. عدم تحمیل کارهای خانه به زن؛ تحمیل نباید بشود. قدردانی از اینکه با وجود درآمدهای ناکافی، زنها خانه را میچرخانند؛ ماها کمتر به این نکته توجّه میکنیم. شما ملاحظه کنید، مرد مثلاً درآمد اداری ثابت دارد، اجناس گران میشود امّا خانه میچرخد؛ سر ظهر غذا حاضر است؛ چه کسی این کار را میکند؟ کدام هنرمندی است که خانه را میچرخاند؟ حقّ دیگر، باز گذاشتن وسایل ترقّی و پیشرفت، مثل تحصیل علم و بعضی مشاغل زنانه و امثال اینها. اینها اجمالی از دیدگاه اسلام نسبت به زن است. یک اجمالی است؛ یعنی دیدگاه اسلام در مورد زن را اگر کسی بخواهد شرح بدهد، جایش یک جلسه‌ی نیم‌ساعته و یک‌ساعته نیست؛ خیلی طولانی‌تر از این حرفها است. این اجمالی، چند کلمه‌ای که من [در این باره] عرض کردم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نقطه‌ی مقابل، دیدگاه غربی است، دیدگاه سرمایه‌داری غرب است؛ به معنای واقعی کلمه، نقطه‌ی مقابل [است]. در اسلام زن در حرکت و در پیشرفت استقلال دارد، توانایی دارد،‌ عنوان دارد، هویّت دارد؛ در آنجا نخیر، هویّت زن تابع هویّت شوهر است؛ شما یک نام خانوادگی‌ای دارید، ازدواج که کردید، دیگر آن نام خانوادگی کنار میرود، نام خانوادگی شوهر روی شما می‌آید! این یک علامت است، یک نشانه است؛ هضم در مرد شدن، مغلوب هویّت مرد شدن. تفاوت در دستمزدها؛ عدم رعایت شرافت و حرمت زن؛ به چشم وسیله‌ی مادّی به زن نگاه کردن. به زن به چشم وسیله‌ی استفاده‌ی مادّی نگاه میکنند ــ ممکن است فلان فرد اشرافی زنش را احترام هم بکند؛ بحث سر او نیست، بحث سر نگاه عمومی است ــ به عنوان وسیله‌ی هوسرانی به زن نگاه کردن. این باندهای خلافکاری ــ که اخیراً‌ در آمریکا سروصدایش زیاد بلند شده ــ به معنای این است دیگر؛ یعنی نگاه به زن، نگاه به یک وسیله‌ی خوشگذرانی است؛ یک ابزار است، یک وسیله است. این فرهنگ وقتی مسلّط شد، خود آن زن هم نمیفهمد که شده ابزار؛ افتخار میکند. افتخار میکند!&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	تخریب بنای خانواده. یکی از مهم‌ترین گناهانی که تمدّن و فرهنگ سرمایه‌داری غرب به وجود آورده، این است که بنای خانواده را تخریب کرده؛ خانواده به معنای یک جمع متّصل به هم و یکدست و علاقه‌مند کمتر وجود دارد. من در یک کتاب خارجی خواندم که مرد و زن قرار میگذارند که مثلاً ساعت چهار بعدازظهر برای خوردن چایی، یک ساعت هر دو بیایند خانه و بچّه‌ها میدانند که پدر و مادر در این ساعت در خانه هستند؛ اجتماع خانوادگی این است که مثلاً در ساعت چهار بعدازظهر آن خانم از سرِ کار بیاید، آن آقا از سرِ کار بیاید، آن بچّه ــ پسر، دختر ــ هم بیایند، بعد هر کدام میروند دنبال کار خودشان؛ یا شغل دارند، یا کار دارند یا جلسه‌ی دوستانه دارند یا باشگاه دارند؛ مرتّب هم نگاه میکنند ببینند ساعت پنج که مثلاً باید جلسه تمام بشود، شد یا نشد. این وضع خانواده در آنجا است! کودکان پدرنشناس، کاهش نسبت‌های خانوادگی، تخریب بنای خانواده، باندهای شکار دختران جوان، ترویج روزافزون بی‌بندوباری جنسی به نام آزادی! شاید یکی از بزرگ‌ترین گناهان منطق و فرهنگ سرمایه‌داری غرب این است که این‌همه کار خلاف را انجام میدهد، اسمش را میگذارد «آزادی»! اغوا میکند، فریب میدهد، اسمش آزادی است. اینجا هم وقتی میخواهند همان فرهنگ را سرایت بدهند، میگویند داریم آزاد میکنیم! در واقع دارند در بند میکنند، دارند اسیر میکنند امّا اسمش را میگذارند آزادی. این مشکل بزرگِ مربوط به شأن زن و جایگاه زن در محیط جامعه و همچنین در محیط خانواده&lt;span dir="LTR"&gt;،&lt;/span&gt; به صورت فرهنگ درآمده؛ فرهنگِ غلط و گمراه.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	و البتّه سابقها و در قرون قبلی در اروپا به این شکل نبوده؛ اینها بیشتر در قرن اخیر و حول‌وحوش قرن اخیر شدّت پیدا کرده و به این صورت درآمده و متأسّفانه خودشان اصرارشان این است که این فرهنگ را به همه‌ی دنیا صادر کنند؛ اصرار غربی‌ها و سرمایه‌دارها این است که باید این فرهنگ صادر بشود. آن وقت استدلال هم برایش درست میکنند؛ میگویند: اگر چنانچه زن حجاب داشته باشد و این محدودیّتها را برای خودش معیّن بکند، از پیشرفت بازمیماند! جمهوری اسلامی این منطق غلط را باطل کرد، زیر پا له کرد؛ در جمهوری اسلامی نشان داده شد که زن مسلمان و مقیّد، بانوی باحجاب و مقیّد به پوشش اسلامی، میتواند در همه‌ی عرصه‌ها پیشرفته‌تر از دیگران حرکت بکند. میتواند نقش‌آفرین باشد؛ هم در جامعه، هم در خانه. در سایه‌ی این نگاه در جمهوری اسلامی بعد از پیروزی انقلاب در بسیاری از عرصه‌ها بانوان ما، زنان ما، دختران جوان ما پیشرفت کردند؛ در آمارهای تحصیلی،‌ در امور بهداشت و درمان، در امید به زندگانی، در زمینه‌های علمی و ورزشی، در پشتیبانی‌های جهادی. این خانم درست گفت؛&lt;a href="#_ftn11" name="_ftnref11" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; آن شهدای عزیز ما، بدون داشتن چنین همسرانی نمیتوانستند آن‌قدر در آن میدان مجاهدت، خودشان را مشغول کنند که به این سرانجام افتخارآمیز برسند؛ به شهادت. سختی‌ها را اینها تحمّل کردند؛ اینها بودند که توانستند پشتیبانی‌های جهادی خودشان را جوری کنند، جوری با همسران مجاهد خودشان همراهی کنند که آنها بتوانند در قلّه‌ی جهاد قرار بگیرند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	آنچه امروز بانوان ما، زنان ما در مراکز فکری و پژوهشی در این زمینه‌ها توانسته‌اند به دست بیاورند، در تاریخ ایران بی‌سابقه است؛ بلاشک. ما هیچ وقت در ایران این تعداد زن دانشمند، زن متفکّر نداشته‌ایم؛ این تعداد افرادی که میتوانند فکر پوینده ارائه بدهند، راهکار ارائه بدهند، نداشته‌ایم؛ هیچ وقت. نه که این مقدار نداشتیم، [بلکه] یک‌دهمِ این را هم نداشتیم؛ میتوانم بگویم یک‌صدمِ این را هم نداشتیم. جمهوری اسلامی بحمدالله با پیشرفت علم در کشور، در میان بانوان، بانوان را این‌جور امروز در دنیا بالا آورد؛ در عرصه‌ی علمی، در عرصه‌ی اجتماعی، در عرصه‌ی سیاسی، در عرصه‌ی ورزشی زنان ما بحمدالله جزو پیشروانند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	حرف آخر من این است: توصیه‌ی من به رسانه‌ها این است که مراقب باشند عاملی نباشند برای ترویج تفکّر غلط غربی‌ها. رسانه‌های ما مراقبت کنند ابزار ترویج تفکّر غربی و سرمایه‌داری باطل و غلط در مورد زن قرار نگیرند و ابزار آنها نشوند. وقتی راجع به حجاب بحث میشود، راجع به پوشش زنان بحث میشود، راجع به همکاری زن و مرد بحث میشود، این‌جور نباشد که رسانه‌ی داخلی جمهوری اسلامی حرف آنها را تکرار کند، حرف آنها را درشت کند و بزرگ کند. اسلام را ترویج کنید، نظر اسلام را بیان کنید. نظر اسلام نظر افتخارآمیز است. اگر چنانچه ما در میان خودمان و در مجامع جهانی این فکر را،‌ این نگاه را، این نظریّه‌ی بزرگ و کارساز را مطرح کنیم، قطعاً بسیاری از مردم دنیا به اسلام گرایش پیدا خواهند کرد؛ بخصوص بانوان، گرایش پیدا خواهند کرد. این بهترین ترویج اسلام است و امیدواریم که ان‌شاءالله همه‌ی شماها موفّق به این کار بشوید.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	والسّلام علیکم و رحمة‌الله و‌ برکاته&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;div&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref1" name="_ftn1" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; در ابتدای این دیدار، همسر سپهبد شهید غلامعلی رشید (فرمانده قرارگاه خاتم‌الانبیا) و دختر سپهبد شهید حسین سلامی (فرمانده کلّ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) مطالبی بیان کردند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn2" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref2" name="_ftn2" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; امالی صدوق، مجلس هفتادوسوّم، ص ۴۸۶&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn3" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref3" name="_ftn3" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۳&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; سوره‌ی حجرات، بخشی از آیه‌ی ۱۳&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn4" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref4" name="_ftn4" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۴&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; دنباله، ادامه&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn5" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref5" name="_ftn5" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۵&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; سوره‌ی نساء، بخشی از آیه‌ی ۱۲۴&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn6" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref6" name="_ftn6" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۶&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; سوره‌ی احزاب، بخشی از آیه‌ی ۳۵؛ «مردان و زنان مسلمان، و مردان و زنان با ایمان، و مردان و زنان عبادت‌پیشه، و مردان و زنان راستگو، و مردان و زنان شکیبا، و مردان و زنان فروتن، و مردان و زنان صدقه‌دهنده، و مردان و زنان روزه‌دار، و مردان و زنان پاکدامن، و مردان و زنانی که خدا را فراوان یاد میکنند ...»&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn7" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref7" name="_ftn7" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۷&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; سوره‌ی بقره، بخشی از آیه‌ی ۲۲۸؛ «... و مانند همان [وظایفی‌] که بر عهده‌ی زنان است، به طور شایسته، به نفع آنان [بر عهده‌ی مردان‌] است‌ ...»&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn8" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref8" name="_ftn8" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۸&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; سوره‌ی تحریم، بخشی از آیه‌ی ۱۱؛ «و برای کسانی که ایمان آورده‌اند، خدا همسر فرعون را مَثَل آورده ...»&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn9" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref9" name="_ftn9" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۹&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; سوره‌ی تحریم، بخشی از آیه‌ی ۱۲؛ «و مریم دختِ عمران را ...»&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn10" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref10" name="_ftn10" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۰&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; کافی، ج ۵، ص ۵۶۹&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn11" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref11" name="_ftn11" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱۱&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; اشاره به صحبتهای همسر شهید غلامعلی رشید&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;br type="_moz" /&gt;</description>
<pubDate>Tue, 02 Dec 2025 21:01:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>سخنرانی تلویزیونی خطاب به ملت ایران</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=61927</link>
<guid>61927</guid>
<dc:type>2</dc:type>
<dc:relation/>
<category>بيانات</category>
<description>&lt;div style="text-align: left;"&gt;
	&lt;a href="https://idc0-cdn0.khamenei.ir/ndata/news/61927/14040906.pdf"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;[دریافت PDF]&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;img alt="" src="https://idc0-cdn0.khamenei.ir/ndata/news/61927/iran.svg" style="width: 22px; height: 20px; margin-bottom: -10px;" /&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; &lt;/span&gt;بسم الله الرّحمن الرّحیم&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و آله الطّیّبین الطّاهرین المعصومین سیّما بقیّة الله فی الارضین.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	به ملّت عزیز ایران سلام عرض میکنم. این روزها، روزهای مربوط به بسیج است. من یکی دو نکته درباره‌ی مسئله‌ی بسیج میخواستم عرض بکنم؛ مایل بودم در جمع بسیجیان این را بگویم که متأسّفانه توفیق پیدا نکردم، و حالا آن را با ملّت عزیز ایران در میان میگذارم. یکی دو مطلب هم درباره‌ی مسائل غرب آسیا و مسائل خودمان عرض خواهم کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نکته‌ی اوّلی که درباره‌ی بسیج میخواهم مطرح کنم، این است که چرا مسئولین کشور مقیّدند که همه‌ساله این ایّام را به یاد بسیج باشند و بزرگداشت بسیج و تمجید از بسیج را برنامه قرار بدهند؟ علّت چیست؟ جواب این سؤال این است که بسیج باید در نسلهای پی‌درپی جریان پیدا کند و ادامه پیدا کند. بسیج یک حرکت ارزشمند ملّی است. انگیزه‌های بسیج، هم انگیزه‌های خدایی است، هم انگیزه‌های وجدانی است، هم ناشی از غیرتمندی و اعتماد به نفْس است. امروز بحمدالله بسیج با این خصوصیّات در همه‌جای کشور پراکنده است و نسل چهارم بسیج که همین نوجوانان تازه به دوران رسیده هستند، مشغول آماده شدن برای حرکت و تلاش و کار در مجموعه‌ی کارهای بسیجی هستند که حالا بعداً توضیح خواهم داد. این برای کشور ثروت بزرگی است؛ این را نباید از دست داد؛ این ثروت بایستی نسل‌به‌نسل در کشور باقی بماند. در همه‌جای دنیا، در همه‌ی کشورها اگر چنین چیزی وجود داشته باشد، برای آنها ارزشمند و بسیار مهم و مفید و لازم است؛ بخصوص در کشوری مثل کشور ما که علناً در مقابل قلدرهای زورگوی جهانی و در واقع چاقوکش‌های بین‌المللی سینه سپر کرده و ایستاده و جبهه‌ای به عنوان «جبهه‌ی مقاومت» پدید آورده، نیاز کشوری مثل کشور ما با این خصوصیّات به بسیج از همه‌ی کشورها بیشتر است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	دشمنی‌ها زیاد است، طمع‌ورزی‌ها زیاد است، دخالتهای قدرتها در کشورها زیاد است و یک عنصر مقاومت در مقابل همه‌ی این ظلمها و زیاده‌روی‌ها و زیاده‌خواهی‌ها باید وجود داشته باشد در دنیا؛ امروز این عنصر ــ [یعنی] عنصر مقاومت که در ایران پایه‌گذاری شده و روییده ــ گسترش پیدا کرده، رشد پیدا کرده و وجود دارد و شما می‌بینید که امروز در خیابانهای کشورهای غربی ــ کشورهای اروپا و حتّی خود آمریکا ــ به نفع مقاومت شعار میدهند؛ به نفع مقاومت غزّه و مقاومت فلسطین شعار میدهند. یعنی این رویش عظیم و ارزشمند که از ایران آغاز شد، امروز بتدریج در بخش عظیمی از دنیا گسترش پیدا کرده؛ این لازم است؛ این باید وجود داشته باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این جریان مبارک، این جریان بسیج، [این] جریان مقاومت در زادگاه خود که ایران اسلامی است، باید بماند؛ بایستی نسل به نسل، دست به دست بگردد و پیش برود و روزبه‌روز هم ان‌شاءالله قوی‌تر و کامل‌تر بشود. بنابراین هر سال ما باید بیش از سال قبل، از بسیج تمجید کنیم، تقدیس کنیم و در بین جوانان کشورمان، جوانان آماده‌به‌کار کشور، آن را ترویج کنیم. با زنده بودن بسیج، مقاومت زنده میماند. اگر بسیج سرحال باشد، بانشاط باشد، زنده باشد، آن پدیده‌ی مقاومت در مقابل زورگویان عالم، در مقابل ستمگران عالم، زنده خواهد ماند و رشد خواهد کرد و مستضعفان عالم احساس پشت‌گرمی خواهند کرد؛ احساس میکنند نیرویی وجود دارد که از آنها حمایت کند، از آنها دفاع کند، به نفع آنها حرف بزند و سخن آنها را به دنیا برساند. این نکته‌ی اوّل.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نکته‌ی دوّم درباره‌ی شناسه‌ی بسیج است؛ بسیج یعنی چه؟ بسیج چیست؟ این خیلی چیز مهمّی است. بسیج یک چهره‌ی رسمی و سازمانی دارد که بخشی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است؛ این چهره، [هم] چهره‌ی باصلابتی است، [هم] چهره‌ی خدومی است. آنجایی که در مقابل دشمن قرار میگیرد، به معنای واقعی کلمه دشمن‌شکن و قوی است؛ آنجایی که در مقابل مردم قرار میگیرد، خدوم است. در زلزله‌ها، در سیلها، در حوادث طبیعی، در مسائل گوناگون، شما بسیج را در خدمت مردم مشاهده میکنید؛ این، آن چهره‌ی رسمی بسیج است که جزئی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است، یک نیرویی [از آن] است؛ لکن عقبه‌ی این چهره‌ی رسمی و آشکار، یک صحنه‌ی بسیار وسیع و قابل شمارش وجود دارد که خیلی مهم است برای کشور؛ هر شخصی، هر مجموعه‌ی غیور و آماده‌به‌کار و پُرانگیزه‌ای که در کشور وجود داشته باشد، جزو آن مجموعه‌ی بسیجی است که عقبه‌ی این چهره‌ی آشکار بسیج و چهره‌ی سازمانی است. کسانی که در عرصه‌های گوناگون فعّالند، پُرتلاشند، پُرانگیزه هستند، در علم، در صنعت، در اقتصاد، در دانشگاه، در حوزه، در محیط کسب و کار، در محیط تولید، در همه‌جا، همه‌ی کسانی که با انگیزه، با ایمان، با همّت، با امید مشغول کار هستند، در واقع اجزای این بسیج بزرگ و وسیعی هستند که سرتاسر کشور بحمدالله متنعّم به وجود آنها است. چنین مجموعه‌ای که امروز بحمدالله وجود دارد و باید ادامه پیدا کند، میتواند در مقابل نقشه‌ی دشمن بِایستد، با کار جهادی خود نقشه‌ی دشمن را خنثی کند؛ چه در زمینه‌ی مسائل نظامی، چه در زمینه‌ی مسائل اقتصادی، چه در زمینه‌ی تولید، چه در زمینه‌ی تولید علم، چه در زمینه‌ی پیشرفتهای فنّاوری و امثال اینها.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	دانشمندانی که در این جنگ دوازده‌روزه به شهادت رسیدند، همه بسیجی بودند؛ اینها درواقع کار بسیج را میکردند؛ رسماً عضو سازمان بسیج نبودند امّا واقعاً جزو بسیج بودند و آنها را باید یک بسیجی خالص و ارزشمند دانست. سازندگان ابزارهای نظامی، بسیجی‌اند؛ آن که موشک را یا دیگر ابزارهای نظامی را طرّاحی میکند، آن که میسازد، آن که پرتاب میکند، آن که ده‌ها خدمات پیرامونی آنها را انجام میدهد، همه‌ی اینها بسیجی هستند؛ با اینکه عضو سازمان بسیج هم نیستند امّا به معنای واقعی کلمه بسیجی‌اند. آن کسی که صاحب منطق محکم و بیان رسا و زبان گویا است و در مقابل شبهه‌های دشمن، شبهه‌پراکنی‌ها، وسوسه‌ها، می‌ایستد و حرف میزند و مسائل را تبیین میکند، بسیجی است. آن پزشک یا پرستار فداکاری که در ایّام جنگ بیمارستان را رها نمیکند و به مجروحان رسیدگی میکند، یک بسیجی است. آن قهرمان ورزشی که در میدانهای بین‌المللی در مقابل چشم میلیون‌ها انسان به خدای خود، به دین خود، به ملّت خود، به کشور خود ابراز ارادت میکند، یک بسیجی است. در واقع بسیجی به معنای وسیع کلمه شامل همه‌ی اینها هست. بسیج همگانی‌ای که امام در پی آن بود، یک چنین بسیجی است که وجود دارد و امام افتخار میکرد که خودش بسیجی است.&lt;a href="#_ftn1" name="_ftnref1" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این بسیج متعلّق به قشر خاصّی نبود و نیست و همه‌ی اقوام، همه‌ی اشخاص گوناگون، همه‌ی اصناف، همه‌ی قشرهای کشور جزو این بسیجند. نتیجه‌ای که من از این بیان میگیرم، این است که برای افزایش قدرت ملّی باید بسیج را قدر دانست، باید بسیج را تقویت کرد، باید بسیج را به نسلهای بعدی منتقل کرد که همه بتوانند از برکات بسیج استفاده کنند و توصیه‌ی من به دستگاه‌های دولتی همیشه این بوده که بسیجی عمل کنند، کار و وظایفشان را بسیجی انجام بدهند؛ به معنای واقعی کلمه بایستی بسیجی عمل بکنند؛ یعنی عملِ باایمان، باانگیزه، باهمّت و باغیرت. این راجع به مسائل مربوط به بسیج.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	امّا دو سه نکته درباره‌ی مسائل منطقه که شما هر روز بخشی از اخبارِ آنها را در تلویزیون‌ها می‌شنوید و می‌بینید، عرض میکنم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نکته‌ی اوّل این است که ملّت ایران در جنگ دوازده‌روزه، هم آمریکا را شکست داد، هم صهیونیست‌ها را شکست داد؛ بدون تردید. آمدند شرارت کردند، کتک خوردند و دست خالی برگشتند؛ شکست به معنای واقعی کلمه این است. بله، شرارت کردند امّا دست خالی برگشتند؛ یعنی به هیچ کدام از هدفهای خودشان نرسیدند. بنا به قولی، رژیم صهیونی بیست سال برای این جنگ برنامه‌ریزی و آماده‌سازی کرده بود؛ بعضی این‌جور نقل کردند. بیست سال برنامه‌ریزی برای اینکه یک جنگی در ایران رخ بدهد و مردم تحریک بشوند و با آنها همراهی کنند و با نظام بجنگند؛ برای این برنامه‌ریزی شده بود. [امّا] دست خالی برگشتند؛ قضیّه بعکس شد و ناکام شدند و حتّی کسانی هم که با نظام زاویه داشتند، در کنار نظام قرار گرفتند؛ یک اتّحاد عمومی در کشور به وجود آمد که باید این را قدر دانست و نگه داشت. بله ما خسارتهایی دیدیم، جانهای عزیزی از دست ما رفتند، در این تردیدی نیست؛ خب این طبیعت جنگ است؛ در آیه‌ی شریفه‌ی قرآن [میفرماید:] «فَیَقتُلونَ وَ یُقتَلون»؛&lt;a href="#_ftn2" name="_ftnref2" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; در طبیعت جنگ همین هست لکن جمهوری اسلامی نشان داد که کانون «اراده» و «قدرت» است؛ میتواند تصمیم بگیرد، میتواند قدرتمندانه بِایستد و از های‌وهوی این و آن واهمه نکند. خسارتهای مادّی‌ای که بر دشمن وارد شد، بسیار بیشتر بود از خسارتهای مادّی‌ای که بر کشور ما وارد شد؛ ما هم البتّه خسارت دیدیم امّا او که حمله را شروع کرد، بیشتر از ما خسارت دید.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	مطلب دوّم اینکه در این جنگ دوازده‌روزه، آمریکا بشدّت ضرر کرد؛ آخرین تسلیحات و پیشرفته‌ترین تسلیحات را در آفند و پدافند به کار برد: از زیردریایی‌هایش استفاده کرد، از هواپیماهای جنگنده‌اش استفاده کرد، از پیشرفته‌ترین پدافندش استفاده کرد امّا نتوانست به آنچه میخواهد برسد. او میخواست ملّت ایران را فریب بدهد، ملّت ایران را به دنبال خودش بکشد، قضیّه بعکس شد؛ همان‌طور که گفتم اتّحاد ملّت ایران در مقابل آمریکا بیشتر شد و توانستند به معنای واقعی کلمه طرف را ناکام کنند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در این فاجعه‌ی غزّه که امروز یکی از مهم‌ترین فجایع تاریخ منطقه‌ی ما است، رژیم صهیونی بشدّت بی‌آبرو و بدنام شد و آمریکا هم در این بدنامی و بی‌آبرویی در کنار آن رژیمِ غاصب و ظالم قرار گرفت و او هم بی‌آبرو شد، او هم بشدّت لطمه دید. مردم دنیا میدانند که اگر آمریکا نبود، رژیم صهیونیستی قادر به این‌همه فاجعه‌آفرینی نبود. امروز منفورترینِ انسانهای دنیا رئیس دولت صهیونی&lt;a href="#_ftn3" name="_ftnref3" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۳)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; است؛ امروز منفورترین انسان دنیا او است و منفورترین سازمان و باندِ حاکم در دنیا رژیم صهیونی است و آمریکا هم در این جهت، در کنار او است و از منفوریّت او به آمریکا هم حتماً سرایت کرده.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	دخالتهای آمریکا در نقاط مختلف عالم هم یکی از عواملی است که روزبه‌روز آمریکا را در دنیا بیشتر منزوی میکند؛ ولو حالا رؤسای بعضی از کشورها تملّق او را بگویند امّا در میان ملّتها، روزبه‌روز آمریکا را منفورتر میکند. هر جا که دخالت کرده یا جنگ‌افروزی است یا نسل‌کشی است یا ویرانی و آوارگی است؛ اینها نتایج ورود آمریکا است. جنگ پُرخسارت اوکراین را آمریکا به راه انداخت و به نتیجه هم نرسید. این رئیس[جمهور] کنونی آمریکا میگفت که سه‌روزه قضیّه را حل خواهد کرد؛ الان بعد از یک سال، یک طرح بیست‌وهشت‌مادّه‌ای را دارد بِزور تحمیل میکند بر آن کشوری که خودش او را وارد جنگ کرده. و حملات رژیم صهیونیستی به لبنان، تجاوز به سوریه، جنایاتش در کرانه[‌ی باختری] و غزّه هم که همه‌ی دنیا شاهد وضع آن هستند، همه‌ با پشت‌گرمی آمریکا است و آمریکا در این زمینه به معنای واقعی کلمه ضرر کرد و منفور واقع شد. حالا البتّه شایعاتی درست میکنند که دولت ایران به واسطه‌ی فلان کشور به آمریکا پیغام فرستاده؛ دروغ محض که چنین چیزی حتماً وجود نداشت.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	آمریکایی‌ها به دوستان خودشان هم خیانت میکنند؛ یعنی به کسانی هم که دوستان آنها هستند خیانت میکنند؛ از باند جنایتکار صهیونیِ حاکم بر فلسطین حمایت میکنند؛ به خاطر نفت و معادن زیرزمینی حاضرند در هر جای دنیا جنگ‌افروزی کنند که امروز این جنگ‌افروزی به آمریکای لاتین هم رسیده؛&lt;a href="#_ftn4" name="_ftnref4" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۴)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; و به طور قطع یک چنین دولتی درخور آن نیست که دولتی مثل جمهوری اسلامی، به دنبال ارتباط با او و همکاری با او باشد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	و امّا چند جمله هم به عنوان نصحیت به فرزندان خودم، به ملّت عزیز ایران عرض بکنم:&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در برابر دشمن، همه با هم باشید. در بین اقشار مختلف یا جناحهای سیاسی مختلف اختلافاتی وجود دارد، اختلافاتی هست، باشد؛ لکن در مقابل دشمن مثل دوران جنگ دوازده‌روزه همه در کنار هم قرار بگیریم؛ این یک عامل بسیار مهم برای اقتدار ملّی کشور عزیزمان است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	توصیه‌ی بعدی: از رئیس‌جمهور محترم&lt;a href="#_ftn5" name="_ftnref5" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۵)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; و دولت خدمتگزار حمایت کنیم. کارهای خوبی را شروع کرده‌اند؛ بعضی از کارهایی را که شهید رئیسی شروع کرده بود و نیمه‌کاره مانده بود، ادامه دادند؛ این کارها دارد انجام میگیرد و ان‌شاءالله نتایج این کارها را مردم بعدها خواهند دید. بایستی از دولت حمایت کرد؛ دولت بار سنگینی بر دوش دارد؛ اداره‌ی کشور کار آسانی نیست، کار سختی است و این بر عهده‌ی دولت است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	توصیه‌ی بعدی: همه‌ی ما‌ از اسراف اجتناب کنیم؛ اسراف در آب، اسراف در نان، اسراف در گاز، اسراف در بنزین، اسراف در خوراکی‌ها و ارزاق روزانه. از اسراف باید پرهیز کرد که یکی از مهم‌ترین خطرها و ضررها برای کشور و برای خانواده‌ها اسراف در اینها است؛ و اگر اسراف نباشد، در واقع اگر دور ریختن این عوامل لازم زندگی، این نیازهای ضروری زندگی نباشد، بلاشک اوضاع کشور خیلی بهتر از این خواهد بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	و آخرین توصیه‌ی من: ارتباط با خدا را بیشتر کنید؛ برای باران، برای امنیّت، برای عافیت، برای همه‌چیز از خدای متعال کمک بخواهید؛ با خدا حرف بزنید، از خدا بخواهید، متضرّعانه به درگاه خدا بروید؛ ان‌شاءالله خدای متعال اسباب اصلاح همه‌ی امور را فراهم خواهد کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	والسّلام علیکم و رحمة‌الله و‌ برکاته&lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;div&gt;
	&lt;a href="#_ftnref1" name="_ftn1" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; صحیفه‌ی امام، ج ۲۱، ص ۱۹۴؛ پیام به ملّت ایران و بسیجیان (۱۳۶۷/۹/۲)&lt;/span&gt;&lt;br type="_moz" /&gt;
	&lt;div id="ftn2" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref2" name="_ftn2" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; سوره‌ی توبه، بخشی از آیه‌ی ۱۱۱؛ «... همان کسانی که در راه خدا میجنگند و میکُشند و کشته می‌شوند ...»&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn3" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref3" name="_ftn3" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۳&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; بنیامین نتانیاهو (نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی)&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn4" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref4" name="_ftn4" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۴&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; اشاره به سخنان رئیس‌جمهور آمریکا برای در اختیار گرفتن نفت ونزوئلا&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn5" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref5" name="_ftn5" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۵&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; آقای دکتر مسعود پزشکیان&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;br type="_moz" /&gt;</description>
<pubDate>Wed, 26 Nov 2025 23:57:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>بیانات در دیدار دانش‌آموزان و دانشجویان</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=61686</link>
<guid>61686</guid>
<dc:type>2</dc:type>
<dc:relation/>
<category>بيانات</category>
<description>&lt;div style="text-align: left;"&gt;
	&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/61686/14040812.pdf"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;[دریافت PDF]&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/58180/Students.svg" style="width: 22px; height: 20px; margin-bottom: -10px;" /&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; به مناسبت ۱۳ آبان و روز ملّی مبارزه با استکبار جهانی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بسم الله الرّحمن الرّحیم&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّة الله فی الارضین.&lt;br type="_moz" /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این جلسه به مناسبت سیزدهم آبان تشکیل شده است. البتّه تبعید امام (رضوان الله علیه) در سال ۴۳ و کشتار دانش‌آموزان در سال ۵۷ در همین روز اتّفاق افتاده لکن قضیّه‌ی مهم و آنچه تاریخ‌ساز است برای ما، مسئله‌ی تسخیر لانه‌ی جاسوسی است. این جلسه را من صرف میکنم برای تبیین این مسئله؛ لکن قبل از آنکه وارد این صحبت بشویم، چون نام مبارک حضرت زینب (سلام الله علیها) آورده شد و نام مبارک حضرت زهرا (سلام الله علیها) آورده شد، مناسب میدانم به شما جوانها عرض کنم که به نام و یاد قلبی اکتفا نکنید، عملاً به معنای شیعه‌ی واقعی دنبال اینها باشید. اوّلین قدم عبارت است از نحوه‌ی حضور این دو بزرگوار و سایر معصومین در مقابل خدای متعال.‌ هر جا هستید، مجموعه‌ی دُوروبَر خودتان را تشویق کنید به اینکه نماز را آن‌چنان که مطلوب بندگان صالح خدا است انجام بدهند. به دختران عزیزم، خانمهای حاضر در جلسه، عرض میکنم توجّه بدهید کسانی را که در پیرامون شما هستند که مسئله‌ی حجاب را یک مسئله‌ی دینی و اسلامی و زهرائی و زینبی بدانند. به همه سفارش میکنم که اُنس با قرآن را فراموش نکنید. بارها گفته‌ام؛ قرآن را هر روز بخوانید، ولو نیم صفحه از هر جای قرآن؛ قرآن را باز کنید، نیم صفحه قرآن بخوانید، یک صفحه قرآن بخوانید، هر چقدر رغبت و میل دارید بخوانید. ارتباطتان با معنویّات را حفظ کنید. جوان ما، در این روزگار پُرمسئله، آن وقتی میتواند به معنای واقعی کلمه «مرگ بر آمریکا» بگوید که از لحاظ درونی، از لحاظ دینی، از لحاظ اعتقاد و اتّکاء به خدای متعال و قدرت الهی قوی باشد. آن جوانی میتواند در مقابل سطوت&lt;a href="#_ftn1" name="_ftnref1" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; و قدرت و تشر فرعون‌های زمان بِایستد که دلش با خدا باشد، با خدا مرتبط باشد. این [ارتباط] را حفظ کنید. این مجموعه‌ی جوانی که اینجا هستید، این چند هزار نفر جوان، همه‌ی شما و جوانهای کشور اگر چنانچه به این نکته توجّه کنید، به نظر من، ما پیشرفتهای بیشتر و بهتری، هم در امر دنیایمان، هم در امر اداره‌ی کشورمان، هم در امر مقابله‌ی با دشمنانمان خواهیم داشت.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	و امّا سیزدهم آبان. حادثه‌ی سیزدهم آبان و تسخیر سفارت آمریکا به وسیله‌ی دانشجویان را از دو زاویه میشود نگاه کرد: یکی از زاویه‌ی تاریخی، و دیگری از زاویه‌ی هویّتی. یک حادثه‌ای است که اتّفاق افتاده، میخواهیم این حادثه را درست بفهمیم، درک کنیم. از نظر تاریخی، بدون شک، در تاریخ آینده‌ی کشور، این روز یک روز افتخار و پیروزی برای ملّت خواهد بود، بدون تردید؛ روزی است که جوانهای ما در مقابل قدرتی که سیاستمداران عالم از آن قدرت میترسیدند، جرئت کردند، نترسیدند، به سفارت او تهاجم کردند به استدلالی، با یک دلیلی، به یک علّتی که حالا من شرح خواهم داد. روز افتخار است، روز پیروزی است. ما در تاریخ خودمان روزهای پیروزی داشته‌ایم، روزهای ضعف و اضمحلال هم داشته‌ایم که هر دو را باید به یاد داشت. تاریخ خودمان که میگویم، منظورم تاریخ هزارساله و دوهزارساله نیست. از دورانی که استعمار به وجود آمد و استعمار و استکبار در دنیا رایج شد، کشور ما هم برکنار نماند، و حوادثی در کشور به وجود آمد؛ بعضی از این حوادث، حوادث مهم، پیروزمندانه، قدرت‌نمایانه است برای ملّت ایران، بعضی از این حوادث هم حوادث تلخی است که من حالا اشاره خواهم کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	هم حوادث شیرین را باید در ذهن نگه داریم، تکرار کنیم، در حافظه‌ی ملّی خودمان محفوظ بداریم، هم مسائل و حوادث تلخ را باید نگه داریم. روزهای اوج را، روزهای شیرین را وقتی به یاد می‌آوریم، اعتماد به‌ نفْس پیدا میکنیم، احساس قدرت و توانمندی میکنیم. مثلاً فرض بفرمایید که ماجرای خنثی‌سازی قرارداد استعماری تنباکو یک اتّفاق مهمّی است در کشور که به وسیله‌ی میرزای شیرازی انجام گرفت؛ این حادثه را ما وقتی که در یاد داشته باشیم، احساس توانایی میکنیم، میفهمیم که ملّت ما میتواند بر قدرت بزرگی مثل انگلیسِ آن روز ــ آن روز انگلیس از همه‌ی قدرتهای دنیا بزرگ‌تر بود و قو‌ی‌تر بود ــ فائق بیاید. یا لغو قرارداد وثوق‌الدّوله؛ قرارداد وثوق‌الدّوله هم یک قراردادی بود که همه‌چیز کشور را دست انگلیس‌ها میداد. چند نفر از سران سیاستمدار کشور رشوه گرفتند و این قرارداد با انگلیس‌ها را امضا کردند. مرحوم سیّدحسن مدرّس و یارانش تلاش کردند، این را باطل کردند. خب&lt;span dir="LTR"&gt;،&lt;/span&gt; روز ابطال این قرارداد، یک روز شیرینی است؛ برنامه‌ریزی‌های انگلیسی‌ها را باطل کردند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خب، ضبط این روزها در حافظه‌ی ملّی کار لازمی است. حالا ممکن است شما این حوادث را درست نشناسید؛ ممکن است شما جوانهای عزیز، حادثه‌ی وثوق‌الدّوله یا حادثه‌ی [فتوای تحریم] تنباکوی میرزای شیرازی را درست ندانید که قضیّه چیست؛ من توصیه‌ی مؤکّد میکنم جمعهای دانشجویی، جمعهای دانش‌آموزی، جمعهای بسیجی، جمعهای اهل کتاب، بنشینند اینها را مطالعه کنند، بحث کنند، بدانند که در کشور چه اتّفاقی افتاده. این توصیه‌ی مؤکّد من به همه‌ی شماها است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خب، گفتیم که ضبط وقایع اوج، وقایع شیرین، وقایع پیشرفت و پیروزی را باید به خاطر این نگه داریم؛ وقایع تلخ را هم بایستی در ذهنمان نگه داریم و فراموش نکنیم؛ چرا؟ برای اینکه مراقب باشیم آن وقایع در زندگی ما تکرار نشود. وقایع تلخ مثل چه چیزی؟ مثل کودتای سال ۱۲۹۹ به وسیله‌ی رضاخان؛ یک کودتایی انجام گرفت؛ [یعنی] انگلیس‌ها به وسیله‌ی رضاخان در ایران کودتا کردند، آن کودتا بعد از سه چهار سال منتهی شد به پادشاهی پهلوی و این فجایع و این سختی‌ها و این استبداد و دیکتاتوری بی‌نظیر در کشور و تسلّط خارجی بر کشور؛ خب روز تلخی بود. حواسمان باشد، یادمان باشد، بلد باشیم، بفهمیم که آن روز چه اتّفاقی افتاد، چه مقدّماتی را فراهم کردند که به این اتّفاق منتهی شد. اینها را هم باید ضبط کنیم و نگه داریم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خب، سیزدهم آبان از نگاه تاریخی یک چنین روزی است؛ سیزدهم آبان روزی است که دانشجوهای ما رفتند سفارت آمریکا را تسخیر کردند؛ یکی از روزهایی است که در تاریخ ما، در حافظه‌ی ملّی ما باید بماند؛ باید فراموش نشود، باید مردم ما همه از آن مطّلع باشند. خوشبختانه منابع اطّلاع هم در کشور وجود دارد؛ خیلی از مسائلِ آن روز را میتوان درون کتابهای مختلف و کتابهایی که ویژه‌ی این مسئله نوشته شده، خواند و فراگرفت. این از لحاظ تاریخی.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	امّا از جنبه‌ی هویّتی، که این مهم‌تر است. تسخیر سفارت، هویّتِ حقیقی دولت ایالات متّحده‌ی آمریکا را روشن کرد، هویّت واقعی و ذاتی نهضت اسلامی و انقلاب اسلامی را هم روشن کرد و مشخّص کرد؛ تأثیر هویّتی این حادثه این است. البتّه ما ایرانی‌ها ذات استکباری آمریکا را می‌شناختیم؛ این‌جور نبود که ندانیم آمریکا چه‌کاره است ــ من حالا بعد توضیح میدهم ــ لکن این حادثه برای ما این قضیّه را بیشتر روشن کرد. دلم میخواهد شما جوانهای عزیز تا عمقِ مسئله را درک کنید؛ بادقّت توجّه کنید.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	من اوّل «استکبار» را معنا کنم. «استکبار» یعنی چه؟ [وقتی] میگوییم «استکبار جهانی»، «استکبار» یعنی چه؟ کلمه‌ی «استکبار» یک کلمه‌ی قرآنی است، در قرآن به کار رفته. آن‌طور که شمرده‌اند و به من گفته‌اند، کلمه‌ی «استکبار» و مشتقّاتش در حدود پنجاه مرتبه در قرآن تکرار شده. «استکبار» یعنی خودبرتربینی؛ این معنای «استکبار» است؛ [یعنی] یک دولت، یک انسان، یک مجموعه، حالت خودبرتربینی داشته باشد. البتّه [این] صفت بدی است، لکن موجب دشمنی نمیشود. اوّلین مستکبر هم ابلیس بود که وقتی خدای متعال گفت میخواهد آدم را خلق کند، این گفت من برتر از آدم هستم، سجده نمیکنم به آدم و لعنت الهی تا ابد، دامن او را گرفت. «استکبار» یعنی خودبرتربینی؛ منتها خودبرتربینی دو جور است: یک وقت هست که یک نفری یا یک دولتی خودش را برتر از دیگران میداند، امّا کاری به دیگران ندارد؛ این هم صفت خوبی نیست، استکبار بد است، خودبرتربینی چیز خوبی نیست لکن دشمنی و خصومت ایجاد نمیکند، صرفاً بد است؛ امّا یک وقت هست که نه، یک دولتی، یک انسانی، یک مجموعه‌ای، یک قلدری خودش را برتر از دیگران میداند و به خودش حق میدهد که به دیگران تنه بزند، به منافع حیاتی دیگران دست‌درازی کند، درباره‌ی دیگران تکلیف معیّن کند؛ استکبار به این صورت بد است. یک دولتی ــ فرض بفرمایید در یک دوره دولت انگلیس بود، امروز آمریکا ــ به خودش حق میدهد که در فلان کشور که یک دولتِ قوی‌ای ندارد، مردمِ هوشیاری ندارد، مثلاً ده پایگاه نظامی ایجاد کند، برای خودش امکانات فراهم کند، نفتشان را ببرد، منافعشان را ببرد، منابع زیرزمینی‌شان را غارت کند؛ این استکبار است؛ استکباری که ما با آن بدیم، استکباری که درباره‌اش حرف میزنیم، استکباری که علیه آن شعار میدهیم، این است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خب، کشور ما مواجه شد با استکبار دولت آمریکا. تا قبل از جنگ جهانی دوّم، دولت آمریکا یک دولتی که متعرّضِ این و آن باشد نبود؛ بعد از جنگ جهانی دوّم، دولت آمریکا شد یک دولت مستکبر به همین معنایی که گفتیم؛ همه‌جا تصرّف کند، همه‌جا دست بزند، همه‌جا وارد بشود و هر جا منافعش ایجاب میکند، با هر وسیله‌ای، گاهی با خشم و با اخم، گاهی با لبخند، گاهی با زور، گاهی با رشوه، منافع خودش را غلبه بدهد بر منافع ملّتها. خب، این وضع آمریکا است. این، اتّفاقاً در این دوره ــ در این دوره‌ای که محلّ بحث ما است، زمان سال ۵۶ و ۵۷ و آن وقت‌ها ــ با وقوع انقلاب در مقابل جمهوری اسلامی قرار گرفت. البتّه ما ایرانی‌ها سابقه‌ی آمریکا را داشتیم؛ یعنی این‌جور نبود که خوی استکباری آمریکا را نشناخته باشیم؛ چرا، ما آمریکا را از بیست‌وهشتم مرداد شناخته بودیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بیست‌وهشتم مرداد حادثه‌ی مهمّی است. ببینید، من یک جمله در باب بیست‌وهشتم مرداد بگویم؛ هنوز خیلی‌ها اهمّیّت کودتای بیست‌وهشتم مرداد و ضربه‌ای را که به ایران زد، نمیدانند، توجّه ندارند؛ فقط اسم بیست‌وهشتم مرداد را میدانند [که] یک کودتایی انجام گرفت. کشور ما از بعد از مشروطه تا حدود چهل سال، یا دچار هرج‌ومرج و آشفتگی بود یا دچار دست‌اندازی دولتهای بیگانه بود و یا دچار استبداد و دیکتاتوری خشن و بی‌رحم رضاخان بود؛ تقریباً حدود ۴۲ سال؛ یعنی ملّت ایران در طول این چند ده سال در یک‌ چنین وضعی زندگی میکردند. در سال حدود ۲۸ و ۲۹ قضایایی در کشور پیشامد کرد و لطف خدا هم کمک کرد، یک دولت ملّی‌ای برای اوّلین بار در کشور به وجود آمد که دولت مصدّق بود؛ دولت ملّی بود. دولت ملّی تشکیل شد، در مقابل انگلیس‌ها ایستاد ــ انگلیس آن وقت در واقع پادشاه جهان بود؛ از همه‌ی قدرتها برتر و قوی‌تر و بزرگ‌تر بود ــ نفت کشور که تقریباً شبیه مفت در اختیار انگلیس‌ها قرار داشت، این نفت را از انگلیس‌ها گرفت و به تعبیر آن روز «ملّی» کرد، یعنی در اختیار دولت خودمان قرار داد، و یک دولت ملّی در کشور تشکیل شد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	از سال ۲۹ تا سال ۳۲، این سه سال، توطئه‌های انگلیس و همراهانش خیلی فشار آوردند روی این دولت که این دولت را از کار بیندازند. مصدّق یک ساده‌اندیشی انجام داد، یک غفلت انجام داد؛ برای اینکه بتواند خودش را از شرّ انگلیس رها کند، رفت سراغ آمریکایی‌ها، از آمریکایی‌ها کمک خواست. آمریکایی‌ها هم به او لبخند زدند. البتّه سابقه‌ی اصل چهارم ترومن و مانند این چیزها هم بود که فکر میکرد که آمریکا به او کمک خواهد کرد. آمریکایی‌ها به مصدّق لبخند زدند امّا در پشت، با غفلت مصدّق و عدم توجّه او، با انگلیس‌ها همدست شدند، یک کودتایی به راه انداختند و دولتی را که بعد از چهل سال در کشور تشکیل شده بود و ملّی بود، ساقط کردند، مجدّداً شاه را که از کشور فرار کرده بود برگرداندند. این ضربه‌ی سختی به ملّت ایران بود. بیست‌وهشتم مرداد یعنی این؛ یعنی یک دولت انتخاب‌شده‌ی به وسیله‌ی مردم را که نمیخواست در اختیار انگلیس و استعمار خارجی قرار بگیرد و [میخواست] یک دولت ملّی باشد، این دولت را، آمریکایی‌ها با انواع و اقسام حیله‌ها ساقط کردند، از بین بردند؛ آمریکایی‌ها ضربه‌ی سختی به ملّت ایران زدند. این [قضیّه‌ی] بیست‌وهشتم مرداد است. ملّت ایران از آن وقت آمریکا را می‌شناخت؛ میدانست که آمریکا چه موجود خطرناکی است برای کشور. بنابراین ما آمریکا را از بیست‌وهشتم مرداد می‌شناختیم، برای ما جدید نبود. یعنی این را میخواهم بگویم که بعد از آنکه کودتا شد و محمّدرضای فراری را به کشور برگرداندند، و ۲۵ سال آن دیکتاتوری خشن و سخت و سخت‌گیر به مردم [بود]، در همه‌ی اینها، آمریکا کمک‌کار محمّدرضا بود، پشتیبان او بود، مایه‌ی دلگرمی او بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	حالا، این دشمن حقیقی ملّت ایران اینجا سفارت دارد؛ دشمن حقیقی ملّت ایران. انقلاب که شد، اوّلین مخالفت با انقلاب را آمریکایی‌ها کردند. در سنای آمریکا، یک مصوّبه‌ای علیه ملّت ایران و علیه انقلاب تصویب کردند.&lt;a href="#_ftn2" name="_ftnref2" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; بعد هم محمّدرضا را به آمریکا راه دادند؛ او را به عنوان اینکه برای معالجه رفته، در یک بیمارستان ساکن کردند امّا دستگاه‌های سیاسی و امنیّتی، ارتباطاتشان با او برقرار بود. ملّت ایران این را فهمید، مردم عصبانی شدند؛ در خیابانها علیه آمریکا تظاهرات راه افتاد. چرا؟ چون حس کردند که قرار است قضیّه‌ی بیست‌وهشتم مرداد تکرار بشود؛ حس کردند که این بردنِ محمّدرضا به آنجا، مقدّمه‌ی آوردنِ دوباره‌ی او به ایران است، با انواع روشهایی که آمریکایی‌ها دارند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	مردم عصبانی شدند، در خیابانها راه افتادند، تظاهرات کردند؛ یک بخشی از این تظاهرات هم حرکت دانشجوها بود که وارد سفارت شدند و سفارت را تصرّف کردند. [البتّه] نمیخواستند در سفارت بمانند؛ این را همه توجّه داشته باشند؛ دانشجوها قصد ماندن در سفارت نداشتند؛ فقط  میخواستند همین‌قدر به دنیا منعکس بشود که ملّت ایران چقدر عصبانی است از اینکه شاه را به آمریکا راه داده‌اند؛ فقط این بود. میخواستند بروند دو سه روز بمانند و بیرون بیایند؛ تصمیم دانشجوها این بود. بعد که رفتند داخل سفارت، اسنادی را آنجا پیدا کردند که دیدند قضیّه خیلی عمیق‌تر از این حرفها است؛ قضیّه، قضیّه‌ی یک مصوّبه‌ی مجلس سنای آمریکا نیست؛ سفارت، مرکز توطئه و نقشه‌پردازی و نقشه‌کشی برای به هم زدن انقلاب است؛ یعنی مشغول توطئه هستند تا نقشه‌هایشان [را عملی کنند]. سفارت، دیگر سفارت نبود. خب همه‌ی سفارتها مرکز اطّلاعات دارند و اطّلاعات کشور را ــ آن کشوری که این سفارت در آنجا متوقّف است ــ جمع میکنند، به کشور خودشان میفرستد؛ این اشکالی ندارد. مسئله‌ی سفارت آمریکا این نبود؛ مسئله‌ی سفارت آمریکا این بود که اتاق توطئه‌ی علیه انقلاب بود: افراد را ببینند، افراد را تحریک کنند، تشکیلات به وجود بیاورند، از ناراضی‌های بازمانده‌ی از رژیم قبل استفاده کنند و ارتش را اگر بتوانند، دُور هم جمع کنند، علیه انقلاب اقدام کنند. [دانشجویان] این را فهمیدند؛ وقتی که این را فهمیدند، آن وقت در سفارت ماندند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اینکه حالا ما بگوییم که «سفارت را چرا گرفتند؟ مشکل ما با آمریکا از اینجا به وجود آمد»، این به نظر من حرف دقیقی نیست. اوّلاً مشکل ما با آمریکا از قضیّه‌ی سیزدهم آبان به وجود نیامد، از بیست‌وهشتم مرداد به وجود آمد؛ مخالفت ملّت ایران با آمریکا مال آن وقت است؛ ثانیاً سیزدهم آبان، در واقع، کشف یک توطئه و یک خطر بزرگ برای انقلاب بود که دانشجوها این کار را کردند؛ دستشان درد نکند! با زحمت زیاد توانستند اسناد را جمع کنند و این اسناد را که داخلِ ماشینِ خردکن ریخته بودند، کنار هم بگذارند تا بفهمند که در سفارت چه میگذرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	آمریکا انقلاب را تحمّل نمیکرد، [چرا که] انقلاب یک طعمه‌ی شیرین را از گلوی آمریکا بیرون کشیده بود. یک طعمه‌ی بی‌نظیر در اختیار آمریکا بود؛ ایران، یکپارچه تحت سلطه‌ی آمریکا و تحت قدرت آمریکا بود؛ نفتش را میبردند، منافع زیرزمینی‌اش را میبردند، امکاناتش را میبردند، پولش را میبردند، جنس مورد نظر خودشان را با هر قیمتی که دوست داشتند، به حساب ایران میفروختند؛ یک چنین وضعی بود، حالا این از دست آمریکا گرفته شده بود. انقلاب مقابل آمریکا ایستاد. [آمریکایی‌ها] حاضر نبودند به این آسانی دست بکشند، لذا توطئه‌ها شروع شد و آمریکا از اوّل انقلاب تحریکات خودش را علیه ملّت ایران شروع کرد؛ علیه ملّت ایران، نه‌فقط علیه جمهوری اسلامی؛ علیه ملّت شروع کرد. قطع رابطه را شروع کرد ــ قطع رابطه اوّل از سوی آمریکا شد ــ بعد تحریم را شروع کرد، بعد کارهای گوناگون، پشت سر هم. واقعاً هر کسی که بداند یعنی در یاد نگه دارد و فراموش نکند که آمریکا در این سالها چه کارهایی را انجام داده، به حقّانیّت فرمایش امام که «هر چه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید»&lt;a href="#_ftn3" name="_ftnref3" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۳)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; پی میبرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	دشمنی آمریکا با ایران، فقط دشمنی زبانی نبود، صرفاً تحریم هم نبود؛ دشمنیِ عملی بود. آمریکایی‌ها تا توانستند، تا آن جایی که دستشان میرسید، علیه جمهوری اسلامی توطئه کردند؛ هر چه توانستند به دشمنان ذاتی جمهوری اسلامی کمک کنند، کمک کردند؛ هر چه توانستند به منافع ملّت ایران ضربه بزنند، ضربه زدند. ذات استکباری آمریکا با ذات استقلال‌طلبی انقلاب با همدیگر سازگار نبود. من این را میخواهم بگویم: اختلاف جمهوری اسلامی و آمریکا یک اختلاف تاکتیکی نیست، یک اختلاف موردی نیست، یک اختلاف ذاتی است. آمریکا وقتی بتواند، هواپیمای مسافری ایران را با سیصد مسافر ساقط میکند در دریا؛&lt;a href="#_ftn4" name="_ftnref4" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۴)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; وقتی بتواند، کسی مثل صدّام را وادار میکند به حمله‌ی به ایران و انواع کمکها را به او میکند؛ وقتی بتواند، حمله‌ی مستقیم هم به کشور میکند؛ وقتی بتواند، انواع و اقسام کارهای تبلیغاتی را علیه جمهوری اسلامی انجام میدهد؛ وقتی بتواند، همه‌کار میکند. این وضع مقابله و مواجهه‌ی جمهوری اسلامی با آمریکا است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بعضی‌ها تاریخ را وارونه مینویسند؛ اختلاف بین جمهوری اسلامی و بین آمریکا را از ناحیه‌ی همین مرگ بر آمریکای شما میدانند! این ساده‌لوحی است که کسی خیال کند که چون یک ملّتی شعار میدهد «مرگ بر آمریکا»، بنابراین آن دشمن هم مثلاً این‌جور دشمنی میکند؛ نه، شعار «مرگ بر آمریکا» آن‌چنان مسئله‌ی مهمّی نیست که آمریکایی‌ها به خاطر آن با ایران مخالفت کنند، مقابله کنند، معارضه کنند؛ مسئله، مسئله‌ی اختلاف ذاتی است، ناسازگاری ذاتی است؛ مسئله، مسئله‌ی تقابل منافع دو جریان است: جریان آمریکا و جریان جمهوری اسلامی.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بعضی میپرسند خب آقا! حالا ما در مقابل آمریکا تسلیم نشدیم؛ آیا رابطه هم با آمریکا تا آخرِ ابد نخواهیم داشت؟ تا ابد مثلاً با آمریکا مخالفت خواهیم داشت؟ جوابش این است که اوّلاً ذات استکباری آمریکا بجز تسلیم چیز دیگری را قبول نمیکند؛ این را همه‌ی رؤسای جمهور آمریکا میخواستند ولی به زبان نمی‌آوردند؛ این رئیس‌جمهور فعلی&lt;a href="#_ftn5" name="_ftnref5" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۵)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; به زبان آورد؛ گفت باید ایران تسلیم بشود. این در واقع آن باطن آمریکا را لو داد. تسلیم شدن یک ملّت، آن هم ملّتی مثل ایران، با این‌همه توانایی، با این‌همه ثروت، با این سابقه‌ی فکری و معرفتی، با این‌همه جوان هشیار و پُرانگیزه، چه معنا دارد؟&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ما حالا آینده‌ی دور را نمیتوانیم حدس بزنیم لکن این را همه بدانند که در حال حاضر علاج خیلی از مشکلات «قوی شدن» است؛ کشور را باید قوی کرد. دولت در بخشهای مختلفِ مربوط به خودش کار را با قوّت انجام بدهد؛ نیروهای نظامی کار خودشان را با قوّت انجام بدهند؛ جوانها تحصیل و پیشرفت علمی را با قوّت انجام بدهند. اگر چنانچه کشور قوی بشود و دشمن احساس کند که با برخورد با این ملّت قوی، سود نخواهد برد و ضرر خواهد دید، قطعاً کشور مصونیّت پیدا میکند؛ بدون تردید. قوّت نظامی لازم است، قوّت علمی لازم است، قوّت مدیریّت کشوری لازم است؛ این کارها باید انجام بگیرد. قوّت انگیزه‌ی شما جوانها هم لازم است؛ یعنی این انگیزه را از دست ندهید، این روحیه را از دست ندهید.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	آمریکایی‌ها میگویند ــ البتّه گاهی، همیشه نه ــ که مایلیم با ایران همکاری کنیم؛ همکاری با ایران با همکاری و کمک به رژیم صهیونی ملعون سازگار نیست. آمریکا به رژیم ملعون صهیونی با این وضعی که در این اواخر همه‌ی دنیا دیدند، همه‌ی دنیا فهمیدند، همه‌ی دنیا محکوم کردند، کمک میکند؛ آمریکا پشتیبانی میکند، آمریکا حمایت میکند؛ با این وضع، همراهی با ایران معنی ندارد، قابل قبول نیست. بله، اگر چنانچه پشتیبانی از رژیم صهیونیستی را بکلّی کنار بگذارد، پایگاه‌های نظامی‌اش را از اینجا جمع کند، در این منطقه دخالت نداشته باشد، آن وقت میشود بررسی کرد مسائل را؛ [این] مال حالا نیست، مال آینده‌ی نزدیک هم نیست.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	آنچه من میخواهم به شما جوانهای عزیز عرض کنم، این است: اوّلاً معرفت خودتان، آشنایی خودتان، اطّلاع خودتان را از مسائل اساسیِ سیاسیِ امروز و دیروز و فردای کشور افزایش بدهید؛ همین حلقه‌های معرفتی که عرض کردم، راجع به گذشته‌ی کشور و حوادثی که اتّفاق افتاده، آنجایی که ضرر کردیم، آنجایی که سود بردیم، آنجایی که ضعف نشان دادیم، آنجایی که قوّت نشان دادیم و نتایج هر کدام از اینها را به معنای واقعی کلمه بررسی کند؛ بعد هم علم باید در کشور پیشرفت کند. چند سال قبل از این، حرکت و پیشرفت ما از لحاظ علمی خیلی خوب بود، [حالا] مقداری اُفت کرده. من میخواهم به مسئولین دانشگاه‌های کشور و محقّقین کشور و دانشجویان کشور بگویم که نگذارید پیشرفت علمی اُفت کند؛ آن سرعت پیشرفت برای ما لازم است. کشور از لحاظ علمی باید جلو برود؛ از لحاظ نظامی هم باید جلو برود که به توفیق الهی نظامیان ما شب و روز کار میکنند و تلاش میکنند و ان‌شاءالله جلوتر از این هم خواهد رفت. به فضل الهی کشور خواهد توانست نشان بدهد که یک ملّت قوی است و هیچ قدرتی با همه‌ی توانایی‌های خودش نخواهد توانست ملّت ایران را تسلیم کند و به زانو در بیاورد؛ خدای متعال هم کمک خواهد کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	با خدا ارتباطتان را قوی کنید؛ با نماز، با قرآن، با اُنس با حقایق دینی، کمک الهی را جلب کنید و ان‌شاءالله فردای بهتری را برای خودتان و برای ملّت  به وجود بیاورید.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	والسّلام علیکم و رحمة‌الله و‌ برکاته&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;a href="#_ftnref1" name="_ftn1" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; شدّت عمل، ابّهت&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;
	&lt;div id="ftn2" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref2" name="_ftn2" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; اشاره به قطعنامه‌ی شماره‌ی ۱۶۴ که بیست‌وهشتم اردیبهشت‌ ۱۳۵۸ علیه ایران صادر شد.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn3" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref3" name="_ftn3" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۳&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; صحیفه‌ی امام، ج ۱۱، ص ۱۲۱؛ سخنرانی در جمع پاسداران تهران (۱۳۵۸/۹/۴)&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn4" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref4" name="_ftn4" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۴&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; در دوازدهم تیر ماه ۱۳۶۷ هواپیماى مسافرى جمهورى اسلامى که از بندرعبّاس عازم دوبى بود، هدف موشک ناو جنگى وینسنس آمریکا در خلیج فارس قرار گرفت و ۲۹٠ مسافر آن ــ از جمله ۶۶ کودک و ۵۳ زن ــ شهید شدند. پس از چندى، دولت آمریکا به «ویلیام راجرز»، فرمانده ناو وینسنس، نشان شجاعت اعطا کرد!&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn5" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref5" name="_ftn5" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۵&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; دونالد ترامپ&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	 &lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Sun, 02 Nov 2025 19:03:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>بیانات در دیدار دست‌اندرکاران کنگره بین‌المللی میرزای نائینی</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=61614</link>
<guid>61614</guid>
<dc:type>2</dc:type>
<dc:relation/>
<category>بيانات</category>
<description>&lt;div style="text-align: left;"&gt;
	&lt;a href="https://idc0-cdn0.khamenei.ir/ndata/news/61614/14040730.pdf"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;[دریافت PDF]&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	بسم الله الرّحمن الرّحیم&lt;a href="#_ftn1" name="_ftnref1" title=""&gt;(۱)&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین سیّما بقیّة الله فی الارضین.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یکی از کارهای بسیار پسندیده‌ی حوزه‌ی علمیّه‌ی قم همین بزرگداشتی است که حقّاً جای آن خالی بود. مرحوم آقای نائینی یک روزی فضای نجف را پُر کرده بود از حرف و فکر خود، بعد بکلّی ایشان از حوزه‌ی کار و فکر و اشتهار علمی تقریباً متروک ماند و کمتر به ایشان پرداخته شد. خب در قم چرا، ما دیده بودیم که بزرگان قم از ایشان تجلیل میکردند، شاگردان ایشان هم که خب در نجف [جزو] مراجع بودند؛ لکن به خود آقای نائینی (رضوان الله علیه) با آن خصوصیّات، کمتر پرداخته میشد. شما حالا دارید میپردازید؛ ان‌شاءالله ابعاد علمی و عملی و سیاسی ایشان روشن بشود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	مرحوم آقای نائینی بی‌شک یکی از استوانه‌های رفیع حوزه‌ی کهن نجف است. خب حوزه‌ی نجف که هزار سال از عمرش میگذرد، فرازوفرودهایی داشته؛ یک وقتی بزرگانی آنجا بودند، وقتهایی هم خلوت بوده، و آن‌چنان شخصیّت‌های برجسته‌ای در نجف نبودند، در قبال حلّه و بعضی جاهای دیگر؛ لکن از حدود دویست سال قبل به این طرف، یعنی از زمان شاگردان مرحوم آقا باقر بهبهانی مثل مرحوم بحرالعلوم و مرحوم کاشف‌الغطاء که اینها در نجف بودند ــ خود مرحوم بهبهانی ساکن کربلا بود، لکن این شاگردان بزرگ ایشان، این معاریف شاگردان ایشان، در نجف بودند و مرکزشان نجف بود ــ حوزه‌ی نجف یک حیات و نشاط علمی بیشتری پیدا کرد و بعضی از شخصیّت‌های برجسته‌ای را که در تاریخ علم فقه و اصول ما بی‌نظیرند یا کم‌نظیرند تربیت کرد؛ مثل امثال شیخ انصاری، امثال مرحوم صاحب‌جواهر&lt;a href="#_ftn2" name="_ftnref2" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; یا مرحوم آخوند&lt;a href="#_ftn3" name="_ftnref3" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۳)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; (رضوان الله تعالی علیه) و بعضی از بزرگانی از این قبیل. این بزرگوار، مرحوم آقای نائینی، از این شخصیّت‌ها است؛ یعنی از آن افراد ممتاز و برجسته‌ی این سالها است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خصوصیّت مهمّ ایشان در جنبه‌ی تخصّصی ایشان که همان علم فقه و بخصوص اصول است، «شاکله‌سازی» است؛ یعنی ایشان مبانی اصولی را با یک شاکله‌ی جدیدی، با یک فکر نویی، با یک نظم نوینی، با مقدّمه‌سازی‌هایی درباره‌ی هر مطلب بیان میکنند. این در کتابها و آثار فقها و اصولیّینِ قبل از ایشان کمتر دیده شده؛ یعنی بنده یادم نمی‌آید کسی را این‌جور مرتّب و منظّم؛ مثلاً وارد هر مسئله‌ای که میشوند، این مسئله را با مقدّماتی، با یک ترتیبی، با یک نظمی پیش میبرند و تمام میکنند؛ یعنی کاملاً شسته‌رُفته. شاید علّت هجوم طلّاب و فضلا به درس ایشان که خب درس درجه‌ی یک نجف بعد از زمان مرحوم آخوند بوده، یکی همین نظم فکری ایشان، نظم علمی ایشان و بیان رسای ایشان است. و با اینکه ایشان در نجف مثلاً علم اصول را فارسی درس میگفتند ــ در محیط نجف که درسها عربی است، ایشان فارسی [درس میگفتند] ــ امّا در ‌عین حال طلّاب فراوان عرب [در درس ایشان حاضر بودند]. من البتّه خودم توفیق پیدا نکردم ببینم، [امّا] شنیدم که مرحوم آشیخ حسین حلّی (رضوان الله علیه) که خب عربِ محض بود، درس اصولش را به زبان فارسی میگفت، چون از استاد به زبان فارسی شنیده بود! یعنی یک چنین بیان بدیعی و فکر روشنی در ایشان وجود داشت.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	حقّاً و انصافاً نوآوری‌های ایشان در مبانی اصولی فوق‌العاده است، بسیار است. نوآوری‌هایی که ایشان در مباحث مختلف اصول دارند، تعدادش از لحاظ کمّی بسیار زیاد است؛ چه حرفهای مرحوم شیخ انصاری که ایشان تبیین کرده‌اند، بیان کرده‌اند، چه مطالبی که خودشان در مسائل مختلف اصولی بیان کرده‌اند که اینها درخور بحث علمی است. این یک مسئله.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	به نظر من یکی از خصوصیّات مهمّ مرحوم آقای نائینی، تربیت شاگرد است. بنده کمتر [چنین چیزی] سراغ دارم. حالا در بین معاریف این دوره‌ی اخیر، مرحوم آخوند خراسانی خب خیلی شاگرد داشتند، شاگردهای برجسته‌ی خوبی داشتند ــ نه عدد شاگردان، [بلکه] برجستگان از شاگردان ــ مرحوم آقای نائینی هم همین‌جور هستند؛ برجستگان شاگردان ایشان زیادند؛ یعنی شاگرد برجسته تربیت کردن چیز مهمّی است. در آن سالهایی که مثلاً بنده در ذهنم هست، سالهای حدود ۷۷ قمری، به نظرم تقریباً همه‌ی مراجع موجود آن روز نجف شاگردهای ایشان بودند؛ از آقای خویی&lt;a href="#_ftn4" name="_ftnref4" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۴)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; و مرحوم آقای حکیم&lt;a href="#_ftn5" name="_ftnref5" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۵)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; و مرحوم آسیّد عبدالهادی&lt;a href="#_ftn6" name="_ftnref6" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۶)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; و دیگرانی که حالا آن وقت و آن زمان بودند، [مثل] مرحوم آمیرزا باقر زنجانی، یا آشیخ حسین حلّی، مرحوم آمیرزا حسن بجنوردی و دیگران، این بزرگان و برجستگان همه شاگردهای آقای نائینی بودند. حالا بعضی البتّه در انتساب علمی‌شان به بعضی از بزرگان دیگر هم اسم برده میشد، مثل مرحوم آقای حکیم که خب ایشان جزو برجستگان شاگردان آقا ضیاء هم هست، لکن عمده‌ی این بزرگان، مراجع، این شخصیّت‌ها، شاگردهای مرحوم آقای نائینی بودند. این تربیت شاگرد و انبوه شاگردان برجسته یکی از خصوصیّات ایشان است. این درباره‌ی مسائل علمی ایشان که یک کلمه عرض کردیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	و امّا ایشان یک نقطه‌ی شخصیّت استثنائی دارد که هیچ کدام از مراجع اخیر ما ــ حالا گذشته‌ها هم همین‌جور، [از بینِ] گذشته‌ها من یادم نمی‌آید ــ این نقطه را ندارند و آن مسئله‌ی سیاسی است؛ آن به‌اصطلاح اندیشه‌ی سیاسی است. اندیشه‌ی سیاسی غیر از گرایش سیاسی است. بعضی‌ها گرایش سیاسی داشتند. مرحوم آقای آخوند، مرحوم آشیخ عبدالله مازندرانی و دیگرانی که بودند، اینها گرایش سیاسی داشتند. آن وقت حتّی در بین طلبه‌ها گرایش سیاسی وجود داشت. علّت هم این بود که مطبوعات مصر و شام و مانند اینها می‌آمد نجف در کتابخانه‌ها، آن مطبوعات هم تحت تأثیر سیّدجمال و محمّد عبدُه و مانند اینها بودند و حرفهای نو مطرح میکردند. این مرحوم آقا نجفی قوچانی نقل میکند در خاطراتش، آدم میبیند که آنجا طلبه‌هایی که گرایش سیاسی داشتند، زیاد بودند. در بین علما هم بودند که گرایش سیاسی [داشتند]، امّا گرایش سیاسی، علاقه‌ی سیاسی، حتّی حرف زدن سیاسی، یک حرف است، اندیشه‌ی سیاسی یک حرف دیگر است. آقای نائینی اندیشه‌ی سیاسی داشت، فکر سیاسی داشت. این &lt;em&gt;تنبیه‌الاُمّة &lt;/em&gt;واقعاً مظلوم واقع شده. خدا رحمت کند مرحوم آقای طالقانی را که این کتاب را تجدید چاپ کردند وَالّا آن چاپ قبلی این کتاب که شنیدیم معروف است که جمع کرده بودند، آن یک چاپ خیلی منحطّ&lt;a href="#_ftn7" name="_ftnref7" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۷)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; عقب‌مانده‌ای بود. ایشان چاپ کردند و پاورقی زدند و کارهایی مانند اینها کردند. ولی تا الان هم این کتاب هنوز همچنان مهجور است در حالی ‌که کتاب مهمّی است. حالا من یک اشاره‌ی کوتاهی در زمینه‌ی مسائل ایشان در این کتاب، عرض میکنم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اوّلاً ایشان معتقد به تشکیل حکومت اسلامی‌اند؛ یعنی این خودش یک فکر است که باید حکومت اسلامی تشکیل بشود. البتّه ایشان شکل حکومت را معیّن نمیکنند امّا در اینکه باید حکومت اسلامی تشکیل بشود، در بیاناتشان در &lt;em&gt;تنبیه‌الاُمّة&lt;/em&gt; تصریح دارند. این یک مطلب که خیلی چیز مهمّی است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	دوّم‌ اینکه نقطه‌ی اصلی‌ این حکومت اسلامی، مسئله‌ی «ولایت» است؛ ایشان تعبیر میکنند به حکومت ولایتیّه، در مقابل مالکیّت استبدادیّه؛ به نظرم یک تعبیر این‌جوری دارند که ایشان در مقابل حکومت استبدادیّه، مالکیّت استبدادیّه، حکومت ولائیّه، حکومت اسلامی ولائیّه بیان میکند؛ یعنی شکل حکومت، محتوا و مغز حکومت عبارت است از «ولایت» که این خودش یک مسئله‌ی خیلی مهمّی است و جای حرف فراوان دارد؛ ایشان این را تصریح کردند. این نکته‌ی بعدی.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نکته‌ی بسیار مهمّ بعدیِ دیگر، مسئله‌ی «نظارت ملّی» است. ایشان معتقدند که بایستی حکومت تحت نظارت باشد؛ تمام مسئولان مسئولیّت دارند و باید تحت نظارت قرار بگیرند. خب، چه کسی اینها را تحت نظارت قرار بدهد؟ به تعبیر ایشان «مجلس مبعوثان» که قانونگذار است. علی‌القاعده «مجلس مبعوثان» مثلاً منطبق میشود با مجلس شورا یا یک چنین چیزی. مجلس مبعوثان را چه کسی تشکیل میدهد؟ مردم تشکیل میدهند؛ یعنی مردم میروند انتخابات میکنند و مجلس مبعوثان تشکیل میشود؛ بعد مجلس مبعوثان قانونگذاری میکند لکن آن قانونگذاری اعتبار ندارد، مادامی که مورد تأیید علمای برجسته‌ی دینی قرار نگیرد ؛ یعنی شورای نگهبان؛ ایشان این‌جوری بیان میکنند. ایشان تصریح میکند که قانون مجلس مبعوثان اعتبار ندارد، تا وقتی که مورد تأیید علمای دین و فقهای اسلامی قرار بگیرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خب، این مجلس مبعوثان را باید مردم انتخاب کنند؛ میگویند که انتخابات مردم واجب است، به مناسبت مقدّمه‌ی واجب بودن؛ این تعبیر «مقدّمه‌ی واجب» را ایشان ذکر میکنند و میگویند مقدّمه‌ی واجب است، پس بنابراین این انتخابات مثلاً واجب است. و ایشان به امر به معروف و نهی از منکر، محاسبه، مسئولیّت کامله، به این چیزها تکیه میکنند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یعنی شما ملاحظه کنید که ایشان حکومتی را ترسیم میکنند و به‌اصطلاح ارائه میدهند به عنوان اندیشه‌ی سیاسی، که اوّلاً حکومت است، قدرت است؛ ثانیاً منبعث از مردم است، مردم انتخاب میکنند؛ ثالثاً منطبق بر مفاهیم دینی و احکام الهی و شرعی است یعنی بدون آن معنی ندارد؛ یعنی یک حکومت اسلامی و مردمی. اگر چنانچه بخواهیم به تعبیر امروز این حکومت اسلامی و مردمی را بیان کنیم، میشود «جمهوری اسلامی». «جمهوری» [یعنی] مردمی است، «اسلامی» هم اسلامی است. البتّه ایشان هیچ نزدیک به این‌جور تعبیرات نمیشوند و [این‌جوری] بیان نمیکنند لکن حرف [ایشان] این است: حکومتی تشکیل میشود با یک عدّه‌ای از متدیّنین و مردم صالح و مؤمن، با انتخاب مردم و با نظارت شدید مردم؛ و مسئولین هر بخشی معیّن میشوند که پاسخگو هستند و باید به سؤالات جواب بدهند، و آن مبعوثان هم باید قانون وضع کنند، و این قانون هم بدون رعایت علمای دین اعتبار ندارد. حرفهای ایشان این است. این مسئله‌ی خیلی مهمّی است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ما تقریرات آقای نائینیِ با این عظمت را میخوانیم و استفاده میکنیم و درس میگیریم و درس میدهیم، [امّا] این مبانی فقهی را مورد توجّه قرار نمیدهیم. آن وقت جالب این است که ایشان حرّافی نمیکنند، ایشان بحث فقهی میکنند؛ یعنی تمام اینهایی که گفتیم، اینها را ایشان با مبانی فقهی، مثل یک فقیه که دارد حرف میزند، این‌جوری این مسائل را بیان میکنند و اثبات میکنند، با همان دغدغه و دقّت و ملاحظاتی که یک فقیه دارد که بایستی هم جنبه‌ی دلالتهای متنی و منابع دینی را و هم ملاحظات عرفی را ملاحظه کند؛ همان چیزی که در فقه معمول و رایج است، ایشان همین‌جور مشی میکنند در این قضیّه. به نظر من این جزو استثناها است؛ ما اصلاً در بین علمای خودمان نداریم کسی را که این‌جوری باشد. مرحوم آقای آخوند هم که تقریظ نوشته‌اند به این کتاب، تأییدِ کامل میکند. آخوند هم آدم کوچکی نیست و تأییدِ کامل میکند این کتاب را و به گمان من ایشان خوانده‌اند کتاب را و استفاده کرده‌اند از کتاب؛ یعنی اصلاً از این کتاب استفاده کرده‌اند. کتاب&lt;em&gt; تنبیه‌الامّة &lt;/em&gt;به نظر ما کتاب بسیار مهمّی است. خب، اینکه حالا خصوصیّات ایشان بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	حالا مسئله می‌افتد به گردن کسانی که موجب شدند این کتاب جمع‌آوری بشود. ظاهراً این [کار] شده؛ چون ما غیر از شایعات، از آنهایی که نجف بودند و از رفقای مرحوم والدمان&lt;a href="#_ftn8" name="_ftnref8" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۸)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; هم که نجفی بودند و می‌آمدند و می‌رفتند و می‌شناختند، شنیده بودیم که این کتاب را ایشان با زحمت جمع میکرد؛ از هر کس داشت میخرید که نباشد. علّت چیست؟ خیلی ساده‌لوحانه است که کسی خیال کند یک فقیهی با این اقتدار فقهی، با این قوّت استدلال، کتابی مینویسد، بعد آن‌قدر از نظرش برمیگردد که کتاب را جمع میکند! این اصلاً معنی ندارد. فقها نظرات فقهی‌شان عوض میشود، تغییر میکند، [امّا] اینکه کتاب را جمع بکنند، یک علّت دیگر دارد. علّت این است که آن مشروطه‌ای که در نجف منعکس شده بود و مرحوم آخوند همه‌ی آبرویش را پای آن گذاشت ــ یا ‌مرحوم آشیخ عبدالله مازندرانی و بعضی دیگر ــ چیزی بود غیر از آنچه واقع شد. اصلاً اسم «مشروطه» هم مطرح نبود؛ آنچه آنها دنبالش بودند، حکومت عدالت بود، رفع استبداد بود، مقابله و مبارزه‌ی با استبداد بود. کلمه‌ی «مشروطه‌» و مانند آن را انگلیس‌ها آوردند؛ هم اسم را انگلیس‌ها آوردند، هم رفتار را انگلیس‌ها ترسیم کردند. خب کاری که انگلیس‌ها بکنند، معلوم است به کجا میرسد؛ می‌افتد به اختلافات و دعواهای گوناگون، بعد میرسد به آن جایی که مثل شیخ فضل‌الله را به دار میکشند، مثل مرحوم آسیّدعبدالله بهبهانی را ترور میکنند، و امثال ستّارخان و باقرخان را آن‌جور نابود میکنند ــ ستّارخان را یک جور، باقرخان را یک جور ــ اینها وقتی که منعکس میشود به نجف، آن وقت اینها از حمایت کردن از این واقعه پشیمان میشوند. به نظر من، مرحوم آقای نائینی در این مرحله قرار گرفت. دید با کتابِ علمیِ فقهیِ مستدلّ خودش به چیزی کمک کرده که آن چیز را قبول ندارد، با آن چیز باید مبارزه کند و آن همان مشروطه‌ای بود که انگلیس‌ها در ایران به وجود آوردند و مجلسی بود که آنها تشکیل دادند و حوادثی بود که به دنبال آن به وجود آمد، مثل شهادت مرحوم شیخ فضل‌الله نوری و امثال اینها.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	به نظر من ایشان یک فقیه استثنائی است، یک ملّای بزرگ است؛ ایشان از لحاظ علمی در یک سطح بسیار رفیعی قرار دارند؛ از لحاظ عملی گفته شد، اشاره کردند به‌اصطلاح به مسائل معارفی ایشان و حالات زهد ایشان و مانند اینها که چیزهایی نقل میکنند. شنیدم، یعنی این‌جور گفته شد که ایشان با مرحوم آخوند ملّاحسینقلی هم ارتباط داشته‌اند؛ از سامرّه وقتی می‌آمدند نجف، خدمت مرحوم آخوند ملّاحسینقلی میرسیدند. با مرحوم ملّافتحعلی هم که در خود سامرّا بود ارتباط داشتند؛ که آن نوع دیگری بود. علی‌ایّ‌حالٍ با این بزرگانِ این‌جوری ارتباط [داشتند]. در اصفهان هم که بودند با مرحوم جهانگیرخان و مانند اینها هم [ارتباط داشتند]؛ آن‌طور که نقل میشود، ایشان پیش جهانگیرخان ظاهراً‌ درس هم خوانده بوده؛ یعنی در فلسفه و مانند اینها هم ایشان دست داشتند؛ اهل معنا بودند. چند روز قبل از این از بعضی از آقایان یک مطلبی شنیدم از قول بعضی از بزرگان که ایشان نماز شب فوق‌العاده‌ای داشت، که مرحوم آقانجفی، داماد ایشان که در همدان بودند ــ که در خانواده بوده است و دیده بود و مانند اینها ــ نقل میکند نماز شب آقای نائینی را که ایشان چه حالی داشت در نماز شبش؛ چه تضرّعی، چه مناجاتی، چه حالی؛ اینها هم بوده که خب معلوم است، همینها کمک میکند به پیدا کردن راه درست و حرکت کردن در آن راه و رسیدن به نتایج.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	امیدواریم که ان‌شاء‌الله این گردهمایی بسیار جالبِ شما، چه در قم، چه در نجف، چه در مشهد، [بخوبی برگزار شود.] در مشهد هم خوب است کار کردید. مرحوم آقای میلانی انصافاً اسم آقای نائینی را در مشهد زنده کرد. چون در مشهد آن چیزی که بیشتر رایج بوده، به مناسبت وجود مرحوم آقازاده ــ پسر مرحوم آخوند ــ افکار آخوند بیشتر رایج بوده. البتّه بعد از آنکه مرحوم آمیرزا مهدی اصفهانی که جزو شاگردان برجسته‌ی مرحوم میرزا است، می‌آید مشهد، آن جوّ غالب سیطره‌‌ی افکار آخوند را با آوردن حرفهای آقای نائینی میشکند؛ حرفهای نو، حرفهای جدید، استدلالهای جدید. مرحوم والد ما خب که سالها هر دو را، هم درس آقای آقازاده، هم درس مرحوم آمیرزا مهدی را درک کرده بودند، میگفتند آمیرزا مهدی که آمد مشهد، بکلّی فضای اصولیِ مشهد که حرفهای [مرحوم آخوند] رایج بود، عوض شد؛ لکن بعد از مرحوم آمیرزا مهدی دیگر اسمی از آقای نائینی نبود. آقای میلانی حرفهای مرحوم آقای نائینی را نقل میکردند، بحث میکردند، شاید گاهی نقد میکردند و اغلب تأیید میکردند. به ‌هر حال خوب کردید که در مشهد هم یک شعبه‌ای گذاشتید، نجف هم که خب معلوم است. امیدواریم ان‌شاء‌الله خداوند متعال شماها را موفّق و مؤیّد بدارد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	والسّلام علیکم و رحمة‌الله و‌ برکاته&lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;div&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		 &lt;/div&gt;
	&lt;a href="#_ftnref1" name="_ftn1" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; در ابتدای این دیدار، حجّت&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;الاسلام والمسلمین علیرضا اعرافی (مدیر حوزه‌های علمیّه‌ی کشور) گزارشی ارائه کرد.&lt;/span&gt;&lt;br type="_moz" /&gt;
	&lt;div id="ftn2" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref2" name="_ftn2" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; آیت‌الله شیخ محمّدحسن نجفی (مؤلّف کتاب «جواهرالکلام»)&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn3" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref3" name="_ftn3" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۳&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; آیت‌الله ملّا محمّدکاظم خراسانی (معروف به «آخوند خراسانی»)&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn4" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref4" name="_ftn4" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۴&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; آیت‌الله سیّدابوالقاسم خویی&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn5" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref5" name="_ftn5" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۵&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; آیت‌الله سیّدمحسن حکیم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn6" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref6" name="_ftn6" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۶&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; آیت‌الله سیّدعبدالهادی شیرازی&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn7" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref7" name="_ftn7" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۷&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; پست، فرومایه، بی‌ارزش، بسیار ضعیف&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn8" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref8" name="_ftn8" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۸&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; آیت‌الله سیّدجواد حسینی خامنه‌ای&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;br type="_moz" /&gt;</description>
<pubDate>Tue, 21 Oct 2025 08:00:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>بیانات در دیدار قهرمانان و مدال‌آوران ورزشی و المپیادهای علمی جهانی</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=61581</link>
<guid>61581</guid>
<dc:type>2</dc:type>
<dc:relation/>
<category>بيانات</category>
<description>&lt;div style="text-align: left;"&gt;
	&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/61581/14040728.pdf"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;[دریافت PDF]&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	بسم الله الرّحمن الرّحیم&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین سیّما بقیّة الله فی الارضین.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خیلی خوش آمدید و خرسندم از اینکه در این محفلی که مظهر رشد و تجلّی قدرت ملّی و قدرت جوانان است شرکت کرده‌ام. مدا‌ل‌آوران ــ چه در میدان ورزش، چه در عرصه‌های علمی ــ مردم را شاد کردند. شما ملّت ایران را با همّت خودتان، با تلاش خودتان شاد کردید، جوانها را سر شوق آوردید؛ این ارزشِ خیلی بزرگی است. این مدالی که شما امسال، در این چند ماه اخیر، بر اثر تلاش خودتان دریافت کردید، به نظر من یک امتیازی بر معمول مدال‌های دیگر دارد؛ چرا؟ چون ما در گیرودارِ جنگِ نرمیم. در جنگ نرم، سعی دشمن بر این است که ملّت را افسرده کند، ناامید کند، او را از توانایی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های خودش مأیوس کند؛ شما با این مدال‌آوری‌تان توانستید نقطه‌ی مقابل حرکت دشمن حرکت کنید و در عمل، توانایی جوان ایرانی و قدرت ملّت ایران را که در جوانهایش متجلّی است، نشان دادید و ظاهر کردید. لذا شاید بتوان گفت این مدال ارزش مضاعفی دارد؛ این پاسخ، محکم&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ترین پاسخی است که میشد به دشمن داد و شما دادید.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ایران عزیز ما مظهر امید است؛ مظهر امید است. این وسوسه‌هایی که بعضی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها در مورد ناامیدی جوانها، نسل جوان یا امثال اینها میکنند، حرفهای مطالعه‌نشده است. ایران مظهر امید است. جوان ایرانی بااستعداد و توانمند است. این نکته‌ی مهمّی است که ما توانایی‌ها و مهارتها و قدرتهای جوان ایرانی را بشناسیم و بفهمیم. جوان ایرانی آن خصوصیّت را دارد که میتواند در قلّه قرار بگیرد، کمااینکه شماها در قلّه قرار گرفتید دیگر: «قهرمان جهان» در فلان رشته‌ی ورزشی یا در فلان کار علمی. در قلّه قرار گرفتید. جوان ایرانی این توان را دارد که خودش را به قلّه برساند، البتّه اگر همّت کند. این استعداد در او هست؛ آنچه لازم است همّت است، تلاش است، حرکت است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در کشور ما، بعضی از بخشهای کشور به صورت جهشی بعد از انقلاب جلو رفتند. پیشرفت به صورت جهش بود که یکی از آنها همین مجموعه‌ی کار ورزشی امسال جوانهای ما است؛ در کشتی، در والیبال، در بعضی از رشته‌های دیگر ورزشی توانستند خودشان را به دنیا نشان بدهند. ما این حالت را نداشتیم؛ ما این توانایی&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها را نداشتیم. شاید آنچه امسال در مجموع نشان داده شد، در تاریخ ورزش کشور بی‌سابقه است. در المپیادها هم همین&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;جور است؛ در المپیادهای علمی، نوجوان‌های ما توانستند در قلّه قرار بگیرند، توانستند بر رقبای خودشان در یک مسابقات واقعی پیروز بشوند؛ یعنی ایران در رأس یک مسابقه‌ی بین‌المللی قرار گرفت. هر کاری شما میکنید، در واقع به حساب ایران گذاشته میشود؛ هر کاری شما میکنید به حساب ملّت گذاشته میشود. این پرچمی که این آقایان نشان دادند، خیلی باارزش است. این سجده‌ای که میکنند، این دعائی که ورزشکار ما بعد از پیروزی میکند، خیلی باارزش است؛ این نماد ملّت ایران است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این جوانهای المپیادی، امروز یک ستاره‌ی درخشانند؛ و ده سال دیگر یک خورشید خواهند شد اگر کار کنند. اصرار بنده این است؛ به مسئولین اصرار میکنم این جوانها را رها نکنید. اکتفا نکنند به آنچه تاکنون به دست آورده‌اند؛ پیش بروند. این «ستاره» اگر پیش برود، ده سال دیگر «خورشید» است. کارهای بزرگ میشود انجام داد. ما البتّه از اوّل انقلاب این نقش را در جوانهایمان دیدیم. میدانید ــ البتّه جوانهای ما در کتابها هم اگر خوانده‌اند ــ در اوّل انقلاب، دو سال بعد از پیروزی انقلاب، [دشمنان] یک جنگی را بر کشور تحمیل کردند که هشت سال طول کشید. این جنگ هشت‌ساله در اوّل انقلاب با کمبودهای فراوان، با دست خالی، به پیروزی ایران منتهی شد؛ یعنی ایران توانست دشمن خودش را، صدّام را، که از همه‌طرف تأیید میشد، شکست بدهد؛ چه کسی کرد این کار را؟ جوانها. ابتکارها را جوانها کردند. ما از نزدیک مشاهده میکردیم. این جوانها توانستند آن روز ابتکارهای نظامی را آن&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;چنان تنظیم کنند که بر توانایی‌های بی‌حدّوحصر دشمن فائق بیاید. این وضع میدان نبرد بود. در دانش هم همین‌جور؛ در میدان نبردِ دانش هم همین‌جور. امروز جوانهای ما، بعد از گذشت سالها، در بسیاری از مراکز تحقیقاتی در رتبه‌های اوّل تحقیقات دنیا قرار دارند؛ در رتبه‌های اوّل؛ یعنی حدّاقل در بین ده رتبه‌ی اوّل قرار دارند. جوانهای ما در نانو، در لیزر، در صنعت هسته‌ای، در صنایع گوناگون نظامی، در تحقیقات مهمّ پزشکی کارهای بزرگی انجام داده‌اند. همین چند روز قبل از این به من خبر دادند یکی از مراکز تحقیقاتی مهمّ ما برای یک بیماری لاعلاج ــ که تاکنون لاعلاج تلقّی میشد ــ درمان پیدا کرده؛ این خیلی مهم است. جوانها دارند کار میکنند، کشور دارد حرکت میکند، کشور دارد کار میکند؛ مظهر کار همین شماها هستید. این وضع جوانهای ما است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	دشمن این وضعیّت را نمیخواهد ببیند؛ اوّلاً نمیخواهد ببیند. میخواهد که اگر بشود، جلوی این وضعیّت گرفته بشود. پیشرفت علمی، پیشرفت فنّی، پیشرفت در میدانهای خدماتی، پیشرفت در میدان ورزشی را دشمن نمیتواند ببیند؛ امّا آن مقداری هم که وجود دارد و او نمیتواند جلوگیری کند، با راست و دروغ سعی میکند آن را مغشوش جلوه بدهد؛ کارِ دشمن این است؛ بعضی از ایرادها را بزرگ میکنند، بعضی از حقایقِ روشن را مکتوم نگه میدارند، عکسش را میگویند. شما که رفتید در قلّه‌ی ورزش یا قلّه‌ی علم ایستادید، در واقع نشان دادید که فضای ایران فضای روشنی است؛ برخلاف تبلیغ دشمن که میخواهد بگوید فضای ایران فضای گرفته است، فضای تاریک است. شما میخواهید بروید نشان بدهید که فضای ایران فضای روشنی است. سعی‌شان این است که خود جوان ایرانی هم باور خودش را نسبت به خودش از دست بدهد؛ این کاری است که دشمن میخواهد بکند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	البتّه جوانها باید تلاش خودشان را افزایش بدهند. جوانها نیروی لایزالی دارند. «جوانی» یک نیروی فوق‌العاده است، تمام&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;شدنی نیست؛ هر کار هم که بکنید، هر تلاشی هم که بکنید و از این نیرو مصرف کنید، این نیرو تقویت بیشتری پیدا میکند. نیروی جوانی نیرویی است که هر چه کار بکنید بیشتر میشود، قوی‌تر میشود. تلاش خودشان را افزایش بدهند، استعداد خودشان را صرف ملّت خودشان بکنند؛ مهم این است. حالا ممکن است بعضی‌ها مایل باشند در یک کشور دیگری زندگی بکنند، ولیکن باید بدانند که آنجا بیگانه‌اند؛ شمایی که میروید در فلان کشور دیگر، هر کار هم بکنید، به هر نقطه‌ای هم برسید، آنجا یک آدم بیگانه‌اید. [امّا] اینجا خانه‌ی شما است، اینجا خاک شما است،‌ اینجا مال شما است، اینجا متعلّق به خود شما است، متعلّق به فرزندان شما و نسل شما است؛ جوان ایرانی به این نکات توجّه کند. و یک بیگانه در یک کشور نمیتواند با خاطر جمع زندگی کند. می‌بینید دیگر که الان با مهاجرین ــ به تعبیر خودشان ــ در آمریکا و در جاهای دیگر چه جوری رفتار میکنند؛ چون بیگانه‌اند دیگر. چون بیگانه‌اند، با آنها این‌جوری رفتار میکنند؛ با سختی، با تلخی، با بی‌اعتنائی، با بی‌رحمیِ تمام با آنها رفتار میشود. خب این راجع به شما المپیادی‌ها و عزیزان من که برنامه‌های خوبی هم اجرا کردید.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این نوجوان&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های عزیز هم حقّاً و انصافاً درواقع یک گود به&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;یادماندنی نشان دادند؛ یعنی بنده که هرگز ــ جز یک بار دیگر همین‌جا ــ ندیده بودم این‌جور حرکات ورزشی باستانی را که این بچّه‌ها انجام میدهند. و البتّه نوجوان&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;ها ورزش سنگین نباید بکنند؛ باید هر چه میتوانند نرمش بکنند، ورزش سبک بکنند، همین کارها را انجام بدهند امّا ورزش سنگین را بگذارند برای چند سال بعد. خب این مربوط به ورزش و المپیاد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در این روزها یاوه‌گویی‌هایی هم نسبت به ایران عزیزمان شد&lt;span dir="LTR"&gt;؛&lt;/span&gt; نمیشود ما راجع به اینها یک کلمه‌ای عرض نکنیم. رئیس‌جمهور آمریکا&lt;a href="#_ftn1" name="_ftnref1" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; در فلسطین اشغالی با یک مشت حرف پوچ و با لود‌گی سعی کرد صهیونیست&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;های مأیوس را امیدوار کند و بهشان روحیه بدهد؛ تحلیل من از سفر رئیس‌جمهور آمریکا به داخل فلسطین اشغالی و این کارهایی که کرد و این حرفهایی که زد این است. اینها مأیوسند؛ اینها در جنگ دوازده‌روزه آن&lt;span dir="LTR"&gt;‌&lt;/span&gt;چنان سیلی خوردند که باور نمیکردند، توقّعش را نداشتند، و مأیوس شدند. این رفت تا به آنها روحیه بدهد، این رفت آنها را از یأس خارج کند؛ این‌جور حرفهایی که او زد، حرفهایی است که به مسئولین مأیوس زده میشود. آنها توقّع نداشتند که موشک ایرانی، ساخت دست جوان ایرانی بتواند با شعله‌های خودش، با آتش خودش، اعماق برخی از مراکز حسّاس تحقیقاتی آنها را تبدیل به خاکستر بکند؛ توقّع این را نداشتند و این اتّفاق افتاد؛ اینها توانستند به اعماق برخی از مراکز مهمّ رژیم صهیونی نفوذ کنند و آنها را تخریب کنند، نابود کنند. این موشکها را جوانهای ایرانی ساختند؛ این را ما از جایی نخریدیم،‌ این را ما از جایی کرایه نکردیم؛ این ساخت جوان ایرانی است، این شناسنامه‌ی جوان ایرانی است. وقتی جوان ایرانی وارد یک میدانی شد و تلاش کرد، همّت کرد، سعی کرد، زیرساخت‌های علمی را برای خودش فراهم کرد، کاری از این قبیل انجام میدهد، کارهای بزرگ انجام میدهد. این موشکها را نیروهای مسلّح و صنایع نظامی ما آماده داشتند، استفاده کردند، به کار بردند و باز هم دارند؛ لازم باشد در وقت دیگر هم از آن استفاده میکنند. همان‌طور که عرض کردم، جمع‌بندی من این است: این یاوه‌گویی‌هایی که این آقا در آنجا انجام داد، این حرفهای سبُک و رفتارهای جِلف، برای این بود که به طرف مقابل روحیه بدهد، به آنها روحیه بدهد؛ آنها روحیه‌شان را از دست داده‌اند. امّا چند نکته وجود دارد:&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نکته‌ی اوّل این است که آمریکا در جنگ غزّه شریک اصلی است؛ بدون تردید. خود او هم در این صحبتهایش اعتراف کرد، گفت ما در غزّه با هم کار کردیم؛ اگر نمیگفت هم معلوم بود؛ تسلیحات آنها، امکانات آنها فراوان آمد در اختیار رژیم صهیونیستی تا روی سر مردم بی‌پناه غزّه ریخته بشود. آمریکا شریک در این جنایت است. میگوید ما با تروریسم میجنگیم؛ بیش از بیست هزار کودک و نوزاد و نوباوه در این حملات به شهادت رسیدند؛ اینها تروریست بودند؟ کودک چهارساله، پنج‌ساله، تازه به دنیا آمده، بیست هزار از اینها را شما کشتید! اینها تروریست بودند؟ تروریست شما هستید! تروریست شما هستید که داعش را تولید میکنید و به جان منطقه می‌اندازید، بعد هم نگه میدارید برای اینکه یک روزی [باز] از آنها استفاده کنید ــ الان این‌جور است؛ عدّه‌ای از افراد داعش در اختیار آمریکایند، یک جایی آنها را نگه داشته که یک وقتی هر جا خواست از آنها استفاده کند ــ تروریست شما هستید! تروریست آمریکا است! در جنگ دوساله‌ی غزّه طبق آمار رسمی هفتاد هزار نفر را کشتند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در جنگ دوازده‌روزه در ایران علاوه بر کشتارهای کور و بمبی که ریختند روی سر هزار و خرده‌ای جمعیّت [و آنها] را به شهادت رساندند، دانشمندان ما را ترور کردند. او افتخار میکند به اینکه دانشمند ایرانی را ترور کرده؛ بله، دانشمند را ترور کردید، افرادی امثال طهرانچی&lt;a href="#_ftn2" name="_ftnref2" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; و عبّاسی&lt;a href="#_ftn3" name="_ftnref3" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۳)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; و مانند اینها را ترور کردید، لکن علمشان را نمیتوانید ترور کنید. افتخار میکند که صنعت هسته‌ای ایران را بمباران کردیم و از بین بردیم. خیلی خب، به همین خیال باش! امّا اصلاً شما چه‌کاره هستید که اگر یک کشوری صنعت هسته‌ای دارد شما دخالت کنید بگویید «باید» و «نباید»؟ شما چه‌کاره‌ی دنیایید؟ چه ربطی به آمریکا دارد که ایران امکانات هسته‌ای و صنعت هسته‌ای دارد یا ندارد؟ این دخالتها، دخالتهای ناباب، ناجور، غلط، و زورگویانه است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	شنیدم در همه‌ی ایالات آمریکا الان مردم در خیابانها دارند علیه او شعار میدهند؛&lt;a href="#_ftn4" name="_ftnref4" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۴)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; طبق این گزارشی که دادند و شنیدید، هفت میلیون جمعیّت در شهرهای مختلف آمریکا، در ایالات مختلف آمریکا علیه این شخص دارند شعار میدهند. اگر شماها خیلی توانایی دارید، بروید اینها را آرام کنید! بروید اینها را ساکت کنید و به خانه‌هایشان برگردانید. در کار کشورهای دیگر دخالت میکنند، پایگاه نظامی میسازند. تروریست آمریکا است؛ در واقع مظهر واقعی تروریست آمریکا است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	میگوید «من طرف‌دار مردم ایرانم»؛ دروغ میگوید. این تحریمهای ثانویّه‌ای که چند سال است آمریکا دارد اِعمال میکند و تعداد زیادی از کشورها از ترس، تحت تأثیر او قرار گرفته‌اند، این تحریمها علیه کیست؟ علیه ملّت ایران. شما دشمن ملّت ایرانید، دوست ملّت ایران نیستید.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	میگوید «من اهل معامله‌ام، میخواهم معامله کنم، با ایران معامله کنیم»! معامله‌ای که با زورگویی نتیجه‌ی آن از پیش معلوم باشد، معامله نیست، تحمیل است؛ و ملّت ایران زیر بار تحمیل نخواهد رفت؛ ملّت ایران زیر بار تحمیل نمیرود. اسم این معامله نیست. «بنشینیم صحبت کنیم و نتیجه این بشود»! مشخّص میکند؛ این زورگویی است. ایران را نمیشود مثل بعضی از کشورهای دیگر با این زورگویی‌ها تحت تأثیر قرار داد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اشاره میکند که «در این منطقه‌ی به قول آنها خاورمیانه و به قول ما غرب آسیا، مرگ و نیستی و جنگ وجود دارد»؛ خب جنگ را شما راه می‌اندازید، آمریکا جنگ‌پرداز است، اصلاً جنگ را آمریکا راه می‌اندازد، جنگ را به وجود می‌آورد؛ علاوه بر ترور، جنگ‌افروزی میکند. این جنگ مال آنها است، مرگ مال آنها است؛ کارهایی که آنها میکنند، کاری که آمریکا در این منطقه میکند [این است]. این پایگاه‌های نظامی برای چیست؟ این‌همه پایگاه نظامی در کشورهای مختلفِ این منطقه را آمریکا برای چه درست کرد؟ شما اینجا چه کار دارید؟ این منطقه چه ربطی به شما دارد؟ این منطقه مال مردم خود اینجا است. بنابراین، آنچه این شخص به عنوان بیان موضع بیان کرد، همه غلط و بسیاری دروغ و حاکی از زورگویی است؛ زورگویی هم بر روی بعضی از ملّتها تأثیر میگذارد، لکن بر روی ملّت ایران هرگز تأثیر نخواهد گذاشت، بتوفیق‌الله.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	والسّلام علیکم و رحمة‌الله و‌ برکاته&lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;div&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		 &lt;/div&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref1" name="_ftn1" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; دونالد ترامپ قبل از عزیمت به مصر برای امضای توافق آتش‌بس میان حماس و رژیم صهیونیستی، در کنست رژیم صهیونیستی در سخنانی ضمن تأکید دوباره بر حمایت همه‌جانبه از رژیم صهیونیستی، حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران را برای برقراری آتش‌بس کنونی لازم دانست و مدّعی شد نه آمریکا و نه رژیم صهیونیستی دشمنی‌ای با مردم ایران ندارند و تنها میخواهند در صلح زندگی کنند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn2" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref2" name="_ftn2" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; شهید دکتر محمّدمهدی طهرانچی&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn3" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref3" name="_ftn3" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۳&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; شهید دکتر فریدون عبّاسی&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn4" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref4" name="_ftn4" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۴&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; میلیون‌ها نفر از مردم سراسر ایالتهای آمریکا در اعتراض به فساد و ناکارآمدی دولت دونالد ترامپ در اعتراضات سراسری شرکت کردند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;br type="_moz" /&gt;</description>
<pubDate>Sun, 19 Oct 2025 17:12:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>سخنرانی تلویزیونی خطاب به ملت ایران</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=61393</link>
<guid>61393</guid>
<dc:type>2</dc:type>
<dc:relation/>
<category>بيانات</category>
<description>&lt;div style="text-align: left;"&gt;
	&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/61393/14040701.pdf"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;[دریافت PDF]&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;span style="color:#696969;"&gt;به مناسبت اول مهرماه و آغاز سال تحصیلی&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بسم الله الرّحمن الرّحیم&lt;br /&gt;
	و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین سیّما بقیّة الله فی الارضین.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	سلام عرض میکنم به همه‌ی ملّت عزیز ایران. عرایضی را مناسب دیدم که با مردم عزیزمان در میان بگذارم؛ دو سه موضوع هست که حالا درباره‌ی آنها شرح خواهم داد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	پیش از شروع در این مطلب، لازم میدانم شادباش عرض کنم ورود ماه مهر را. ماه مهر، ماه درس و مدرسه و دانش و دانشگاه است. ماه مهر، ماه آغاز حرکت میلیون‌ها جوان و نوجوان و نونهال به سمت دانایی و توانایی است؛ این خصوصیّت ماه مهر است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بنده به مسئولان عزیزمان، بخصوص مسئولان آموزش‌وپرورش، و وزارت علوم، و بهداشت و درمان، توصیه میکنم که ارزش و اهمّیّت استعداد جوان ایرانی را همواره مورد نظر داشته باشند. جوانان ایرانی استعدادشان در دانش و در بسیاری از مسائل دیگر زندگی را نشان داده‌اند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	من اینجا این آمار را بخوانم: در رقابتهای مختلف دانش‌آموزان جهان، در همین اواخر، با [وجود] حوادث جنگ دوازده‌روزه و این چالشهایی که وجود داشت، دانش‌آموزان ما چهل مدال رنگارنگ را کسب کردند که از این چهل مدال، یازده مدال طلا بود. اینها خیلی اهمّیّت دارد، ارزش دارد. در المپیاد نجوم، رتبه‌ی اوّل را در دنیا در بین کشورهای شرکت‌کننده‌ی بین‌المللی به دست آوردند. در رشته‌های دیگر هم رتبه‌های خوبی را به دست آوردند. در عرصه‌ی ورزش هم که خب این روزها دارید می‌بینید؛ قبلاً والیبال، حالا هم کشتی. جوانهای ما این‌جوری هستند؛ بحمدالله استعداد اینها استعداد فوق‌العاده‌ای است؛ از این بایستی استفاده کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	لازم میدانم این روزها به مناسبت سالگرد شهادت مجاهد کبیر، شهید سیّدحسن نصرالله، یادی از ایشان بکنم. سیّدحسن نصرالله ثروت عظیمی بود برای دنیای اسلام؛ نه‌فقط برای تشیّع، نه‌فقط برای لبنان؛ ثروتی برای دنیای اسلام بود. البتّه این ثروت از دست نرفته؛ ثروت باقی است؛ او رفت، امّا این ثروتی که او ایجاد کرده بود باقی است. داستان حزب‌الله لبنان داستان دنباله‌داری است. نباید حزب‌الله را دستِ‌کم گرفت و نباید از این ثروت مهم غفلت کرد. این ثروتی است برای لبنان و برای غیر لبنان.&lt;br /&gt;
	لازم میدانم یاد شهیدان اخیر را که در این حادثه‌ی [جنگ] دوازده‌روزه به شهادت رسیدند ــ چه سرداران نظامی، چه دانشمندان و چه دیگر افرادی که در این ماجرا شهید شدند ــ گرامی بدارم و به خانواده‌های عزیزشان صمیمانه و از ته دل تسلیت عرض میکنم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	امّا مطالبی که مناسب دیدم مطرح کنم، سه مطلب است. یک مطلب درباره‌ی یکپارچگی ملّت ایران است؛ البتّه در این باره زیاد صحبت شده؛ من یک نکته‌ای را در این مورد میخواهم عرض کنم. مطلب دوّم درباره‌ی مسئله‌ی غنی‌سازی است که یک توضیحی درباره‌ی این غنی‌سازی‌ای که این‌قدر صحبتش میشود و تکرار میشود، من عرض کنم. مطلب سوّم هم درباره‌ی مذاکره‌ی با آمریکا است که صاحبان بیان و صاحبان قلم درباره‌ی آن حرفهای گوناگونی میزنند؛ بعضی موافق، بعضی مخالف؛ بعضی با استدلال، بعضی بی‌استدلال. درباره‌ی این هم به قدر امکان چند جمله‌ای میخواهم عرض کنم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	امّا در مورد اوّل، یعنی در مورد اتّحاد ملّت ایران، اوّلین حرف من این است که در جنگ دوازده‌روزه، اتّحاد ملّت ایران، یکپارچگی ملّت ایران، دشمن را ناامید کرد؛ یعنی دشمن از همان روزهای اوایل و اواسط جنگ فهمید که به آن مقصود و غرضی که داشته، دست نخواهد یافت. غرضِ دشمن، زدن فرماندهان نبود؛ این یک وسیله بود. دشمن با خودش فکر کرده بود که فرماندهان نظامی را بزند، بعضی شخصیّت‌های مؤثّر نظام را بزند، در کشور اغتشاش به وجود بیاید و بخصوص در تهران، عوامل آنها به آشوب و اغتشاش دست بزنند و مردم را ــ افرادی را که میتوانند ــ به خیابانها بکشانند و به وسیله‌ی مردم، علیه جمهوری اسلامی حادثه‌ای درست کنند. این هدف بود؛ بنابراین هدف، جمهوری اسلامی بود؛ هدف، مختل کردن نظام بود که من در یک صحبت دیگری گفتم&lt;a href="#_ftn1" name="_ftnref1" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; که اینها حتّی برای بعد از جمهوری اسلامی نشسته بودند، نقشه کشیده بودند و فکر کرده بودند. میخواستند فتنه درست کنند، فتنه‌های خیابانی درست کنند، دسته‌جاتی را راه بیندازند و ریشه‌ی اسلام را در کشور بکَنند؛ این هدف دشمن بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خب این هدف در همان قدمهای اوّل شکست خورد. سرداران که تقریباً بلافاصله جایگزین شدند، کسانی جایگزین آنها معیّن شدند و وضع و نظام و ترتیب و قاعده‌ی نیروهای مسلّح با همان استحکام و با روحیه‌ی بالاتر باقی ماند؛ امّا مردم که مؤثّرترین عنصر، آنها بودند، مطلقاً تحت تأثیر آنچه دشمن میخواست قرار نگرفتند؛ تظاهراتی به وجود آمد، خیابانها پُر شد امّا علیه دشمن، نه علیه نظام اسلامی. کار را مردم به جایی رساندند که دشمن، آن کسانی که در بیرون مرزها هستند، به عوامل خودشان گفتند: «بی‌عُرضه‌ها! ما دیگر چه کار میتوانستیم برای شماها بکنیم که نکردیم؟ زمینه‌ها را فراهم کردیم، بمباران کردیم، عدّه‌ای را ترور کردیم، کشتیم؛ چرا کاری نمیکنید؟». این عواملشان در ایران، در تهران ــ که البتّه بدون شک عواملی دارند ــ اینها جواب دادند، گفتند ما میخواستیم کارهایی بکنیم [امّا] مردم به ما اعتنائی نکردند، به ما پشت کردند؛ مسئولان و کسانی هم که مسئول انضباط کشور بودند نگذاشتند، مانع شدند و ما نتوانستیم کاری را انجام بدهیم. پس نقشه‌ی دشمن عقیم شد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خب اینهایی که عرض کردم، قبلاً هم بعضی از اینها را یا همه‌ی اینها را ما گفته‌ایم یا دیگران گفته‌اند. آن نکته‌ای که من میخواهم روی آن تکیه بکنم، این است که این عامل همچنان باقی است؛ عامل وحدت ملّت ایران همچنان باقی است. عدّه‌ای ــ که منشأ این عدّه هم خارج از کشور است  خبرهایی که به ما رسیده، این را نشان میدهد ــ میخواهند این‌جور وانمود بکنند که آن اتّحادی که در ابتدای جنگ دوازده‌روزه و این مدّت پیدا شد، مال همان روزها بود؛ چند روز که بگذرد، بتدریج ضعیف میشود، اختلافات به وجود می‌آید، اختلاف‌نظرها غلبه پیدا میکند و این اتّحاد از بین خواهد رفت؛ مردم ایران متفرّق میشوند و میتوان از گسلهای قومی استفاده کرد، از اختلافات سیاسی استفاده کرد و مردم ایران را به جان هم انداخت و اغتشاش و شورش درست کرد! این را دارند تبلیغ میکنند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	من میخواهم بگویم این حرف، غلط محض است. بله، در مسائل سیاسی اختلاف‌نظر وجود دارد؛ ما اقوام زیادی هم در کشور داریم که همه ایرانی‌اند و افتخار میکنند به ایرانی بودن خودشان؛ اینها هست، منتها در مقابل دشمن، همه‌ی این مجموعه یک مشت محکم پولادینند که بر فرق دشمن فرود خواهند آمد؛ امروز این‌جور است، در گذشته هم همین‌جور بوده، بعد از این هم به توفیق الهی این‌جور خواهد بود. ایرانِ امروز و ان‌شاءالله فردا، همان ایرانِ روز بیست‌وسوّم خرداد و بیست‌وچهارم خرداد است که مردم آمدند خیابانها را پُر کردند و علیه صهیون ملعون و آمریکای جنایتکار شعار دادند. این مسئله‌ی اوّلی که میخواستم عرض کنم. نکته‌اش هم این بود که این اتّحاد ملّی، این یکپارچگی مردم همچنان وجود دارد و وجود خواهد داشت؛ البتّه همه هم در مقابل آن مسئول هستیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	نکته‌ی دوّم، مسئله‌ی «غنی‌سازی» است. در اظهارات و بگومگوهای وزارت خارجه با طرفهای سیاسی خود، کلمه‌ی غنی‌سازی خیلی تکرار میشود. آنها درباره‌ی غنی‌سازی یک چیزی میگویند، ما یک چیزی میگوییم. در داخل کشور هم، در بحثهای گوناگون همین‌جور است، کلمه‌ی غنی‌سازی تکرار میشود. من یک توضیح کوتاهی در مورد غنی‌سازی میخواهم بدهم. اصلاً غنی‌سازی چیست؟ چیست که این‌قدر اهمّیّت دارد؟ همه‌ی بحثها حول‌وحوش غنی‌سازی میچرخد؛ غنی‌سازی اورانیوم.&lt;br /&gt;
	من میخواهم بگویم غنی‌سازی یک کلمه است، امّا در زیر آن یک کتاب حرف هست؛ که من حالا مختصری اشاره خواهم کرد. اگر افرادی که صاحب تخصّص در این رشته‌ها هستند، با مردم در این زمینه صحبت کنند خوب است، مناسب است. من یک مختصری عرض خواهم کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	غنی‌سازی اورانیوم یعنی دانشمندان و متخصّصان مربوط به مسائل اورانیوم بیایند اورانیوم خام را ــ که معادنش هم در ایران وجود دارد ــ با یک رشته تلاشهای فنّیِ پیچیده و پیشرفته تبدیل کنند به یک مادّه‌ی بسیار باارزشی که در مسائل گوناگون زندگی مردم دارای تأثیر است؛ این معنای غنی‌سازی است. یعنی یک چیزی را که از معدن زمینی به دست می‌آید، با فنّاوری‌های پیچیده، با زحمات زیاد، با تخصّصهای بالا، با مهارتهای زیاد، می‌آورند تبدیل میکنند به یک مادّه‌ای که این مادّه همان اورانیوم غنی‌سازی‌شده است؛ آن را به غنی‌سازی میرسانند، به درجات مختلف و این برای مسائل گوناگونی در زندگی مردم مؤثّر است؛ یعنی مردم از جهات مختلف، از مادّه‌ی اورانیوم غنی‌سازی‌شده سود میبرند و استفاده میکنند و در زندگی مردم اثر میگذارد؛ از جمله در کشاورزی، که مفصّل در کشاورزی تأثیر دارد؛ از جمله در صنعت و مواد؛ در مسئله‌ی تغذیه که مربوط به همان کشاورزی است؛ در مسئله‌ی محیط زیست و منابع طبیعی تأثیر دارد؛ در بخشهای مربوط به پژوهش و آموزش و تحقیق و دنبال‌گیری‌های علمی تأثیر دارد؛ در ایجاد انرژی برق هم که خب تأثیر واضحی دارد. امروز در بسیاری از کشورهای پیشرفته‌ی دنیا نیروگاه‌های برق با اورانیوم اداره میشود، [در حالی که] ما اغلب این نیروگاه‌ها را با بنزین و با گاز اداره میکنیم که البتّه، هم هزینه‌ی زیادی دارد، هم آلایندگی محیط زیست را دارد، آلایندگی هوا را دارد؛ امّا آن برقی که از اورانیوم غنی‌سازی‌شده و نیروگاه‌های هسته‌ای به دست می‌آید، آلایندگی‌اش صفر است، هزینه‌اش بسیار کمتر است، عمر [نیروگاهش] بسیار طولانی‌تر است و امتیازات فراوان دیگری دارد که اینها را متخصّصین باید بیایند برای مردم شرح بدهند. به نظر من اگر چنانچه ما این کاربردهای گوناگون مادّه‌ی اورانیوم غنی‌سازی‌شده را فهرست کنیم، یک فهرست طولانی‌ای خواهد شد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خب ما این فنّاوری بسیار مهم را نداشتیم. ما قادر به غنی‌سازی نبودیم. دشمنها هم راضی نبودند به اینکه به ما بدهند، کس دیگری هم به ما این را نمیداد. چند مدیرِ باهمّت و چند دانشمندِ مسئول و والامقام ــ به معنای واقعی کلمه ــ مسئله‌ی غنی‌سازی اورانیوم را از سی و چند سال قبل در کشور شروع کردند و به اینجا رساندند. امروز ما از لحاظ غنی‌سازی اورانیوم در یک سطح بالایی قرار داریم. البتّه این غنی‌سازی را کشورهایی که میخواهند سلاح هسته‌ای درست کنند، تا نود درصد خلوص هم میبرند؛ ما چون احتیاج به سلاح نداریم و تصمیم بر عدم سلاح هسته‌ای هم داریم، تا آنجا بالا نبردیم، تا شصت درصد بالا بردیم که رقم خیلی بالایی است، رقم خیلی خوبی است و برای برخی از کارهای مورد نیازمان در کشور لازم است؛ تا اینجا توانستیم پیش ببریم. ما یکی از ده کشور دنیا هستیم که این توانایی را داریم؛ یعنی من به شما عرض کنم در میان دویست و چند کشور دنیا، ده کشور هستند که قادرند غنی‌سازی کنند، یکی از این ده کشور، ایران اسلامی است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	البتّه آن نُه کشور دیگر بمب هسته‌ای هم دارند، ما هستیم که بمب هسته‌ای نداریم و نخواهیم داشت و بنا نداریم که از سلاح هسته‌ای استفاده کنیم امّا غنی‌سازی را داریم. ما یکی از ده کشور این صنعت سرآمد محسوب میشویم؛ و این دانشمندانی که عرض کردم، بنیان این کار را گذاشتند، مبالغ زیادی پیش بردند امّا کار مهم‌ترشان عبارت بود از تربیت افراد فراوانی در این راه. این گزارشی است که صاحبان قضیّه به ما داده‌اند، یعنی یک گزارش متقن و موثّقی است: امروز در کشور ده‌ها دانشمند و استاد مبرّز،&lt;a href="#_ftn2" name="_ftnref2" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; صدها دانش‌پژوه و هزاران تربیت‌شده‌ی گروه‌های هسته‌ای در رشته‌های گوناگونِ مرتبط با این موضوع در حال فعّالیّتند. حالا اینها آمده‌اند تأسیسات فلان جا و فلان جا را بمباران کردند؛ مسئله این است که این علم است؛ علم از بین‌ رفتنی نیست، علم با بمب و با تهدید و با این چیزها از بین نمیرود؛ این وجود دارد. عرض کردم، تکرار میکنم، ده‌ها دانشمند مبرّز، استاد مبرّز و ماهر، صدها دانش‌پژوه و هزاران تربیت‌شده‌ی برای کارهای مختلف هسته‌ای که حالا مثلاً فرض کنید که در مورد درمان، من کاربردهای هسته‌ای درمان را اسم نبردم؛ درمان یکی از موارد مهمّ کاربرد غنی‌سازی هسته‌ای است. در رشته‌های مختلف درمان، عدّه‌ی زیادی مشغول به کارند؛ در بخش کشاورزی همین‌جور، در بخش صنعت همین‌جور، در بخش کارهای گوناگونِ مختلف همین‌جور مشغول کار هستند و دارند تلاش میکنند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	البتّه در این چند دهه که ما این کارها را در کشور انجام دادیم، روی ما، روی ایران، روی مسئولین کشور، روی دولتهایمان فشارها هم بسیار زیاد بوده که خواسته‌اند با این فشارها ایران دست از این کار بردارد، [امّا] ما تسلیم نشدیم و نخواهیم شد. ما در این قضیّه و در هر قضیّه‌ی دیگری، تسلیم فشار نشدیم و نخواهیم شد. حالا این طرف آمریکایی،&lt;a href="#_ftn3" name="_ftnref3" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۳)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; پا را در یک کفش کرده که ایران باید غنی‌سازی نداشته باشد؛ حالا قبلی‌ها میگفتند که غنی‌سازیِ بالا نداشته باشید یا محصولات غنی‌سازی‌تان را در کشور نگه‌ ندارید؛ این چیزها را میگفتند که ما قبول نداشتیم. این میگوید اصلاً بکلّی غنی‌سازی نداشته باشید. [این] یعنی چه؟ یعنی این دستاورد بزرگی که برای آن، کشورمان این‌همه تلاش کرده، این‌همه هزینه کرده، این‌همه مشکلات فراوان را از سر گذرانده، همه‌ی این تلاشها را، همه‌ی محصول این کارها را دود کنید و هوا کنید و از بین ببرید! معنای «غنی‌سازی نداشتن» این است. خب معلوم است، ملّت غیرتمندی مثل ملّت ایران، توی دهن گوینده‌ی این حرف میزند و این حرف را قبول نمیکند. این هم [مطلب] مربوط به غنی‌سازی که عرض کردیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	و امّا موضوع دیگری که موضوع سوّم است: در اظهارات اهل سیاست، مسئله‌ی مذاکره‌ی با آمریکا زیاد مطرح میشود؛ نظرات مختلفی هم هست. گفتم بعضی‌ها این را مفید میدانند، لازم میدانند،‌ بعضی‌ها مضر میدانند، بعضی‌ها نظرات میانه‌تری دارند؛ حرفها مختلف است. من آنچه را تا حالا در این سالهای متمادی فهمیده‌ام، دیده‌ام، احساس کرده‌ام و تجربه کرده‌ام، به ملّت عزیزمان عرض میکنم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خواهش میکنم مسئولین سیاسی و فعّالان سیاسی هم یک قدری تأمّل کنند، روی این حرفها فکر کنند، تأمّل کنند و قضاوت را بر اساس آگاهی و اطّلاع انجام بدهند. حرف من این است که در حال حاضر با وضعیّتی که وجود دارد ــ حالا ممکن است بیست سال دیگر،‌ سی سال دیگر وضعیّت دیگری وجود داشته باشد؛ با آن کاری نداریم ــ در وضع کنونی، مذاکره‌ی با دولت آمریکا، اوّلاً هیچ کمکی به منافع ملّی ما نمیکند، هیچ سودی برای ما ندارد، هیچ ضرری را هم از ما دفع نخواهد کرد؛ یعنی کاری است بدون سود، بدون اینکه برای کشور فایده‌ای داشته باشد، بدون اینکه ضرری را دفع کند؛ مطلقاً چنین تأثیری ندارد. این اوّلاً.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ثانیاً بعکس، زیانهایی هم بر آن مترتّب است. یعنی سود که ندارد هیچ، مطلب دوّم این است که مذاکره‌ی با آمریکا در شرایط کنونی ضررهای بزرگی برای کشور دارد که شاید بشود گفت بعضی از این ضررها جبران‌ناپذیر هستند؛ یک چنین زیانهایی هم دارد. من حالا اینها را شرح خواهم داد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	امّا اینکه میگوییم به سود ما نیست، برای ما فایده‌ای ندارد، چون طرف آمریکایی پیشاپیش خودش نتیجه‌ی مذاکرات را معیّن کرده؛ یعنی اعلام کرده که مذاکره‌ای را قبول دارد و میخواهد مذاکره‌ای بکند که نتیجه‌ی آن مذاکره، تعطیل شدن فعّالیّتهای هسته‌ای و غنی‌سازی در کشور ایران باشد. یعنی بنشینیم پشت میز مذاکره‌ی با آمریکا و نتیجه‌ی گفتگوهایی که با آنها خواهیم کرد، حرفی باشد که او گفته «باید انجام بگیرد»! این که دیگر مذاکره نیست؛ این دیکته است، این تحمیل است؛ بنشین مذاکره کن با یک طرفی که نتیجه‌ی آن مذاکره الزاماً باید همان چیزی باشد که او میخواهد، همان چیزی باشد که او میگوید! این مذاکره است؟ طرف مقابل امروز این‌جوری حرف میزند، میگوید مذاکره کنیم و از مذاکره این دربیاید که ایران غنی‌سازی نداشته باشد! حالا این [فرد] غنی‌سازی را گفته، چند روز قبل از این، معاونش اعلان کرد که ایران بایستی موشک هم نداشته باشد! نه موشک دوربُرد؛ موشک میان‌بُرد هم نباید داشته باشد، موشک کوتاه‌بُرد هم نباید داشته باشد! یعنی ایران آن‌چنان دستش بسته و خالی باشد که اگر چنانچه به او تعرّض شد، حتّی به این پایگاه آمریکایی در عراق یا در فلان جا هم نتواند جوابی بدهد و پاسخی بدهد؛ معنای این حرف این است؛ مذاکره کنیم تا این نتیجه به وجود بیاید! خب این سود نیست؛ این مذاکره‌ای است که در آن هیچ سودی وجود ندارد، و همه‌اش به ضرر ما است؛ این نتیجه‌ی مذاکره است. این مذاکره نیست؛ زورگویی است، تحمّل زورگویی و تحمیل آمریکا است. وقتی کسی با ایران اسلامی طرف است، این‌جور توقّعات، این‌جور اظهارات، ناشی از نشناختن ملّت ایران است، ناشی از نشناختن جمهوری اسلامی است، ناشی از این است که نمیداند فلسفه و مبنا و ممشای ایران اسلامی چیست؛‌ اینها را که نمیداند، این‌جوری حرف میزند؛ به قول ما مشهدی‌ها «این حرف از دهن گوینده‌اش بزرگ‌تر است» و این حرفی که بیایید مذاکره کنیم برای یک چنین چیزی، قابل اعتنا نیست. پس بنابراین برای ما سود ندارد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	و امّا ضرر؛ گفتم ضرر دارد. این مهم‌تر است؛ اینکه ضرر دارد، مهم‌تر است. طرف تهدید کرده که اگر مذاکره نکنید، چنین و چنان خواهد شد، بمباران میکنیم، چه میکنیم؛ از این حرفها؛ یک خرده مبهم،‌ یک خرده صریح؛ یعنی تهدید: یا مذاکره کنید یا اگر مذاکره نکردید، چنین و چنان خواهد شد! این تهدید است. خب قبول چنین مذاکره‌ای نشانه‌ی تهدیدپذیری ایران اسلامی است. اگر چنانچه شما با این تهدید رفتید مذاکره کردید، معنایش این است که ما در مقابل هر تهدیدی فوراً میترسیم،‌ میلرزیم و تسلیم طرف مقابل میشویم؛ معنایش این است. این تهدیدپذیری اگر به وجود آمد، دیگر انتها نخواهد داشت.‌ امروز میگویند اگر چنانچه غنی‌سازی داشته باشید، ما چنین و چنان میکنیم؛ فردا میگویند اگر موشک داشته باشید، ما چنین و چنان میکنیم؛‌ بعد میگویند اگر با فلان کشور ارتباط نداشته باشید، ما چنین و چنان میکنیم؛ اگر با فلان کشور ارتباط داشته باشید، ما چنین و چنان میکنیم! مدام تهدید [هست] و مجبوریم که در مقابل تهدیدهای دشمن عقب‌نشینی کنیم. یعنی قبول مذاکره‌ای را که با تهدید همراه است، هیچ ملّت باشرفی انجام نمیدهد،‌ هیچ سیاستمدار خردمندی هم آن را تصدیق نمیکند. بنابراین، وضع این‌جوری است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	طرف مقابل هم البتّه حالا ممکن است بگوید من در مقابل این، فلان امتیاز را هم به شما میدهم! دروغ میگویند؛ آنچه میگویند به عنوان امتیاز میدهیم، دروغ است. ده سال قبل از این، ما یک قراردادی با آمریکایی‌ها بستیم که اسمش در داخل کشور ما «برجام» است؛ در این قرارداد، بنا شد که ما در مورد هسته‌ای این کارها را انجام بدهیم ــ آن مرکز تولید را مسدود کنیم؛ آن محصول سه و نیم درصدی را که آن وقت تولید میکردیم، بدهیم برود به خارج یا رقیق کنیم یعنی از بین برود، غنی‌سازی‌اش را از بین ببریم؛ و چیزهای دیگر ــ آنها هم در مقابل تحریمها را بردارند و بعد از ده سال، پرونده‌ی ایران در آژانس هسته‌ای بین‌المللی به شکل عادّی دربیاید. [البتّه] آن وقت، وقتی مسئولین کشور آمدند پیش ما گفتند «ده سال»، من گفتم «ده سال» یک عمر است،‌ چرا «ده سال» را شما قبول میکنید؛ گفتند چنین، چنان، بنا شد «ده سال» را هم قبول نکنند، امّا به هر حال قبول کردند. «ده سال» همین‌ روزها تمام شد؛ آن ده سالی که بنا شده بود پرونده‌ی ایران در آژانس عادّی بشود، این روزها تمام شد. امروز شما ملاحظه کنید، نه‌تنها پرونده عادی نشده، بلکه مشکلات هسته‌ای کشور در شورای امنیّت، سازمان ملل و در هسته‌ای مضاعف شده، چند برابر هم شده! طرف این‌جوری است، قولش این است! ما همه‌ی کارهایی را که باید انجام میدادیم انجام دادیم، او تحریمها را برنداشت،‌ هیچ کدام از قولهایی را که داده بود انجام نداد و بعد هم اصلاً خود او، به تعبیر رایج، پاره کرد آن قرارداد یا آن توافقنامه و تفاهمنامه‌ای را که مقرّر شده بود، اصلاً بکلّی خارج شد از برجام و آن را رد کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اگر چنانچه شما با طرف مقابل مذاکره کنید و آنچه را او میخواهد قبول کنید که خب، این تسلیم و ضعف کشور و نابود کردن شرف یک ملّت است؛‌ اگر تهدید او را که با تهدید دارد با شما حرف میزند،  قبول کردید، این‌جوری است، اگر قبول نکردید میشوید مثل حالا که باز همان دعوا و همان [مسئله‌ها هست]. بنابراین مذاکره، مذاکره‌ی درستی نیست. تجربه‌ها را فراموش نکنیم، این تجربه‌ی ده سال گذشته را فراموش نکنیم. آن که محلّ کلام ما است، آمریکا است؛‌ حالا فعلاً با اروپا مسئله‌ای نمیخواهم مطرح کنم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این طرف مقابل ما در همه‌چیز خُلف وعده میکند، در همه‌چیز دروغ میگوید، فریب اِعمال میکند؛ وقت و بی‌وقت تهدید نظامی میکند؛ اگر دستشان برسد، اشخاص را ترور میکنند، همچنان که سردار شهید ما را، شهید سلیمانی را ترور کردند؛ یا مراکز هسته‌ای را بمباران میکنند؛ اگر بتوانند از این کارها میکنند. طرف یک چنین وضعیّتی دارد؛ با این طرف نمیشود مذاکره کرد، نمیشود با اطمینان و اعتماد نشست و حرف زد و حرف شنید و قرار گذاشت.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	به نظر من مذاکره‌ی با آمریکا برای مسئله‌ی هسته‌ای و شاید برای مسائل دیگر، بن‌بست محض است؛ یعنی هیچ راه درستی وجود ندارد برای اینها، بن‌بست محض است. فکر کنند، ببینند. البتّه برای او مفید است؛ این مذاکره برای آن رئیس‌جمهور فعلی آمریکا مفید است؛ او سرش را بالا خواهد گرفت، خواهد گفت من ایران را تهدید کردم و او را آوردم پای میز مذاکره نشاندم؛ او در دنیا از این افتخارات میکند. امّا برای ما ضرر محض است و هیچ فایده‌ای برای ما ندارد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	و من آن چیزی که در نهایت میخواهم عرض بکنم، این است که راه علاج پیشرفت کشور، قوی‌ شدن است؛ باید قوی بشویم. قوی شدنِ نظامی لازم است، قوی شدن علمی لازم است، قوی شدن دولتی و ساختاری و سازمانی لازم است. باید افراد هوشمند ما، صاحب‌نظران دلسوز ما بنشینند، راه‌های تقویت کشور را پیدا کنند؛ و این راه‌ها را دنبال کنند. اگر این شد، آن وقت طرف تهدید هم نمیکند؛ اگر دید طرف مقابل قوی است، حتّی تهدید هم نمیکند. به نظر من جز این راهی وجود ندارد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بایستی از خدای متعال کمک خواست، به خدای متعال توکّل کرد، به ائمّه‌ی اطهار (علیهم ‌السّلام) متوسّل شد که شفاعت کنند و کمک کنند، و همّت ملّی را به میدان آورد و ان‌شاءالله کارها را پیش برد؛ و این کار به توفیق الهی خواهد شد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	والسّلام علیکم و رحمة‌الله و‌ برکاته&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;
&lt;div&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref1" name="_ftn1" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم پس از مراسم عزاداری سالروز شهادت حضرت امام رضا (علیه السّلام) (۱۴۰۴/۶/۲)&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn2" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref2" name="_ftn2" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;۲)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; برجسته&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn3" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref3" name="_ftn3" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;۳)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; دونالد ترامپ (رئیس‌جمهور آمریکا)&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;br type="_moz" /&gt;</description>
<pubDate>Mon, 22 Sep 2025 23:26:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>بیانات در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیئت دولت</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=61231</link>
<guid>61231</guid>
<dc:type>2</dc:type>
<dc:relation/>
<category>بيانات</category>
<description>&lt;div style="text-align: left;"&gt;
	&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/61231/14040616.pdf"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;[دریافت PDF]&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/61219/14040616.svg" style="width: 20px; margin-bottom: -8px; height: 20px;" /&gt; بسم الله الرّحمن الرّحیم&lt;a href="#_ftn1" name="_ftnref1" title=""&gt;(۱)&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین سیّما بقیّة الله فی الارضین.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اوّلاً خداقوّت عرض میکنیم به همه‌ی حضرات و دوستان در مجموعه‌ی دولت چهاردهم؛ چه مدیران فعّال، چه کارکنان فعّال، بخصوص آن دستگاه‌هایی که در این آزمونِ دوازده‌روزه نقش آفریدند که جناب آقای دکتر پزشکیان اشاره کردند، [مانند] وزارت بهداشت و بعضی از نقاط دیگر. ما هم اطّلاع داریم که اینها در این دوازده روز، با فداکاری به معنای واقعی کلمه، نقش‌آفرینی کردند. از همه‌‌ی آنها تشکّر میکنیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	تشکّر ویژه میکنم از رئیس‌جمهور محترم به خاطر کار متراکم و مفیدی که ایشان انجام میدهند. این‌جور کار کردن و با این انگیزه‌ها کار کردن و با این روحیه کار کردن، همان چیزی است که کشور به آن نیاز دارد. از جمله این سفر اخیرشان به چین سفر بسیار خوبی بود و بالقوّه زمینه‌ای است ــ نمیگویم بالفعل است ــ برای حوادث بزرگ مورد نیاز کشورمان، چه از لحاظ اقتصادی، چه از لحاظ سیاسی؛ خوشبختانه یک زمینه‌ی این‌چنینی را ایشان با این سفر به وجود آوردند که دستاوردهایی داشته و بایستی پیگیری بشود ان‌شاءالله.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	من قبل از اینکه وارد صحبت بشوم، یک مطلبی را آخرِ یادداشت‌هایم یادداشت کرده‌ام که مناسب میبینم همین اوّل آن مطلب را بگویم؛ و آن، این است که دوستانی از مسئولان کشور که با مردم حرف میزنند، راوی قدرت و قوّت و امکانات کشور باشند ــ مثل این صحبتی که امروز ایشان&lt;a href="#_ftn2" name="_ftnref2" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; کردند ــ راوی ضعفها نباشند. بله، ما ضعف داریم، نقص داریم، کمبود داریم؛ کدام کشور ندارد؟ لکن قوّتهایی داریم، توانایی‌هایی داریم، کارهایی شده، تلاشهایی شده؛ اینها را روایت کنیم و به مردم بگوییم. هم مطبوعات در این زمینه مسئولند، هم صداوسیما مسئول است، و بیش از همه خود مسئولان دولتی مسئولند که وقتی جلوی مردم پشت آن بلندگو قرار میگیرند، راوی ضعف و ناتوانی و ناامیدی و مانند اینها نباشند. آقای رئیس‌جمهور الان حدود نیم ساعت صحبت کردند؛ همه‌ی نقطه‌ها [در صحبتشان] نقطه‌های قوّت بود. بنده البتّه آشنایی با مسائل اجرائی دارم، سالها در اجرا بوده‌ام، میدانم که فاصله‌ی بین خواستن و تصمیم‌گیری کردن با شدن، فاصله‌ی کمی نیست ــ این را همه میدانیم ــ امّا اینکه انسان بخواهد، اینکه انگیزه داشته باشد، اینکه همّت داشته باشد، اینکه امیدوار باشد که خواهد توانست، بخش مهمّی از عامل تحقّق خواسته‌ها است. این، آن مطلب لازمی بود که من واقعاً به خاطر این صحبتها هم از آقای دکتر پزشکیان تشکّر میکنم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	به دوستان عزیزمان عرض میکنم از فرصت خدمت به مردم قدردانی کنید. این فرصت اوّلاً به همه داده نمیشود، ثانیاً همیشه داده نمیشود. من و شما چند سال یک مسئولیّتی داریم، یک کاری داریم، یک میدانی داریم که میتوانیم در این میدان حرکت کنیم، کار کنیم، به مردم خدمت کنیم و میتوانیم در این مدّت خدا را از خودمان راضی کنیم؛ این را از دست ندهیم. از ساعت‌ساعتِ این عمرِ خدمتیِ خودمان استفاده کنیم. اگر این توصیه را عمل کنیم و تحقّق پیدا کند و به موازی‌کاری و بیکاری و کم‌کاری و سرگرم شدن به مسائل دیگر نپردازیم، به نظر من همان‌طور که گفتند، مشکلات حل خواهد شد و در کوتاه‌مدّت یا میان‌مدّت هم حل خواهد شد؛ این‌جور نیست که حالا بگوییم منتظر سالها خواهیم بود. بخصوص در مورد آن مسائل اقتصادی و مسائلی که به معیشت مردم ارتباط پیدا میکند، بایستی خیلی جدّی‌تر عمل کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	منتظر تحوّلات بیرونی هم نباشیم. در دنیا، در عالم سیاست، در عالم دیپلماسی، حوادثی اتّفاق می‌افتد؛ منتظر آنها نمانیم، کار خودمان را انجام بدهیم. آن کسانی که وظیفه‌شان آن کارها است، آنها را انجام میدهند. ما کار موظّف خودمان را انجام بدهیم. روحیه‌ی کار و تلاش را غلبه بدهیم بر حالت «نه جنگ، نه صلح» که دشمن میخواهد بر ما تحمیل کند. یعنی یکی از ضررها و خطرهای کشور همین حالت «نه جنگ، نه صلح» است که خب خوب نیست، فضای خوبی نیست. روحیه‌ی کار را، روحیه‌ی تلاش را، همّت و انگیزه را، با گفتن، با عمل کردن، با نشان دادن نتایج، بر این حالت غلبه بدهیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	وظیفه‌ی مهمّ دولتها تقویت مؤلّفه‌های قدرت ملّی و عزّت ملّی است. در همه‌ی دنیا این‌جور است که وظیفه‌‌ی همه‌ی دولتها این است که مؤلّفه‌های قدرت ملّی را تقویت کنند که مهم‌ترین آنها روحیه و انگیزه و یکپارچگی ملّت است؛ یعنی از مؤلّفه‌های قدرت ــ اگر چنانچه بخواهیم شماره کنیم ــ مهم‌ترینش همین است که ملّت یکپارچه باشد، باروحیه باشد، امیدوار باشد، باانگیزه باشد. ما در کارکرد خودمان، در حرف زدن خودمان، در پایبندی‌مان به وظایف خودمان بایستی این روحیه را در ملّت به وجود بیاوریم و اگر وجود دارد، تقویت کنیم و مانع بشویم از زوال آن روحیه.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در کارها باید به اولویّتها توجّه کرد. کار زیاد است. توان ــ چه توان مالی و چه توان انسانی و بشری ــ قاعدتاً کمتر از نیاز به کاری است که باید انجام بگیرد. باید اولویّتها را پیدا کرد که ملاک در اولویّت هم یکی فوریّت است، یکی زیرساختی بودن؛ اینها اولویّت است. بعضی از کارها فوریّت دارد، بعضی از کارها جنبه‌های زیرساختی دارد؛ اینها اولویّت دارد. به این اولویّتها باید توجّه کنیم. یکی از خطوط اصلی مدیریّت همین است که انسان بتواند تشخیص بدهد و پیدا کند اولویّتها را.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	من ضمناً میخواستم تشکّر کنم از آقای دکتر عارف&lt;a href="#_ftn3" name="_ftnref3" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۳)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; که اطّلاع دارم جلسات پیگیر ایشان را برای کارهایی که تصمیم‌گیری میشود؛ بالخصوص، این فراموش نشود و از یاد نرود. حقیقتاً ایشان تلاش میکنند، کار میکنند و مطّلعیم از تحرّک وسیعی که ایشان در این زمینه دارند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	دولتها مسئول تأمین نیازهای مشترک و عمومی مردمند. [تأمین] این نیازهای مشترکی که دولتها موظّفند انجام بدهند، از قبیل معیشت، امنیّت، بهداشت، فرهنگ و سبک زندگی، محیط‌ زیست و امثال اینها است. ما باید اولویّتها را در میان اینها پیدا کنیم؛ در این سرفصل‌های اساسی ببینیم کدام اولویّت دارند و در میان آنها کدام شعبه اولویّت دارد. خب میدانید نظام اسلامی اساساً برای تحقّق معارف و شرایع اسلامی تشکیل شد؛ هر کس حرف دیگری بزند، خلاف واقع گفته. از روز اوّل، شعار امام بزرگوار این بود که بایستی برای خدا، برای تحقّق اهداف الهی و معارف الهی و شرایع الهی کار کرد، بعد هم به مردم گفتند، مردم هم با انگیزه‌های دینی عمدتاً برخاستند و حرکت انجام دادند. [بنابراین،] در نظام اسلامی کار برای خدا است، برای تحقّق اینها است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یکی از مهم‌ترین سرفصل‌هایی که بنده میخواهم روی آن تأکید کنم، مسئله‌ی پیگیری است؛ پیگیری. حالا این پیگیری یک وقت در سطح رئیس‌جمهور است که این بحمدالله هست؛ ایشان واقعاً پیگیری میکنند با این سفرهای استانی و تماسهای با مردم و رفتن در میان وزارتخانه‌ها و تماس نزدیک با کارکنان و مدیران بالا؛ این پیگیری‌ها بسیار باارزش است، این هم خیلی مفید است. لکن فقط این نیست؛ پیگیری باید در بدنه به وجود بیاید، باید در مدیران میانی به وجود بیاید. گاهی اوقات شما که وزیر هستید تصمیمی میگیرید، قبول هم دارید، میل هم دارید که این کار انجام بگیرد، دستور هم میدهید، معاون شما هم آن را به مدیر دستور میدهد، [امّا] با گذشتن دو سه واسطه‌ قضیّه مدام به ترتیب ضعیف میشود تا بکلّی از بین میرود و وقتی به سرانگشت‌ها رسید، چیزی وجود ندارد! در حالی که کار را سرانگشت‌ها باید انجام بدهند، کار را دستها باید انجام بدهند؛ مغزها فقط فرمان میدهند. این پیگیری مهم است؛ پیگیری تا سرانگشت‌ها، پیگیری تا آن نتیجه‌گیری، تا آخر؛ [چون] سلیقه‌هایی وجود دارد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خب امروز خوشبختانه در کشور امکان اجماع‌سازی هست؛ امروز این‌جوری است. رؤسای سه قوّه با هم همدلند، همفکرند، آمادگی دارند؛ خیلی از بخشهای تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز با هم همراهند؛ [لذا] اجماع‌سازی امروز از گذشته به نظر من آسان‌تر است. از این فرصت باید استفاده کرد، کارهایی را که مورد اجماع است پیش برد و حرکت کرد. کارها هم واقعاً کارهای مهمّی است. همین چند نکته‌ای که ایشان گفتند، یکی مسئله‌ی سبک کردن بدنه‌ی دولت بود؛ یعنی کاستن از برخی دستگاه‌هایی که وجود و عدمشان یکسان است یا شبیه یکسان است، یا کاستن از تعداد کارمندان یک مجموعه، یک وزارتخانه، یک مؤسّسه. اینها کارهای مهمّی است، کارهای سختی هم هست، کارهای آسانی نیست، لکن امروز همدلی وجود دارد و میشود این کارها را کرد؛ این کارها را باید انجام داد، باید کرد این کارها را. این فرصت بزرگی است. سلیقه‌های گوناگونی در میان هست، موانعی وجود دارد؛ اینها را باید برطرف کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	من در مورد اقتصاد که یک مسئله‌ی مهمّ کشور است، چند توصیه دارم که عرض میکنم. البتّه حرف برای گفتن زیاد است؛ همان‌طور که اشاره کردند، حرف و مطالب برای گفتن خیلی هست، منتها به حدّاقل باید اکتفا کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	مسئله‌ی اوّل، احیای واحدهای تولیدی است؛ آن کسانی که سررشته‌ی کار را دارند و مسائل اقتصاد واقعی را، اقتصاد عملی را درک میکنند، همه متّفقند بر اینکه تولید کلید پیشرفت اقتصاد کشور است. به تولید برسید، احیا کنید واحدهای تولیدی را. حالا البتّه اشاره شد به اینکه برقِ بعضی از کارخانه‌ها قطع میشود؛ یک جاهایی هست که یک اضطراری وجود دارد، لکن آنجایی که اضطراری وجود ندارد مسئله‌ی تولید را باید جدّی گرفت. این توصیه‌ی اوّل من است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	توصیه‌ی دوّم من تأمین بموقع کالاهای اساسی است؛ این یکی از مسائل کشور است. در مواردی اتّفاق افتاده که مسئول مربوطه به ما گزارش کرده ــ حالا چرا به ما گزارش کرده، من نمیدانم! ــ که فلان جنسی که جزو کالاهای اساسیِ مهم است، بایستی مثلاً به قدر این مدّت باشد، به قدر ثلث این مدّت است. من نمیخواهم اسم مدّتها را بیاورم، [امّا] این خطر است. ما باید بموقع کالاهای اساسی را تأمین کنیم و میزان ذخایر کالاها نسبت به نصاب مورد نیاز باید همیشه ملاحظه بشود. مخاطرات محتملی وجود دارد؛ ما همیشه همه‌ی مخاطرات را نمیتوانیم پیش‌بینی کنیم؛ یک وقت یک مشکلی پیش می‌آید، جنسی را که الان میشود وارد کرد ممکن است در یک برهه‌ی زمانیِ دیگر نشود وارد کرد؛ باید این فکرها را کرد، این مخاطرات را باید در نظر گرفت. بنابراین، وجود کالاهای اساسی در کشور باید کاملاً اطمینان‌بخش باشد. اگر بموقع کالاهای اساسی در کشور وجود داشته باشد، این در سفره‌ی مردم اثر مستقیم دارد؛ یعنی گرانی‌های عارضی و دلبخواهی در بازار دیگر وجود نخواهد داشت و امنیّت غذائی تهدید نخواهد شد. این یک مسئله.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در باب کالاهای اساسی، یکی از حرفهایی که چند سال است مطرح است مسئله‌ی رقابتی کردن واردات کالاهای اساسی است. واردات بعضی از کالاهای اساسی انحصاری است؛ انحصار بد است، انحصار موجب دست‌بسته ماندن دستگاه‌ها است. بایستی تلاش کرد که هم در مورد آن کشورهای مبدأ واردات، هم کسانی که مباشر واردات هستند، به اینها حالت رقابتی داد؛ این به مسئله‌ی واردات کالاها به کشور کمک خواهد کرد. گفته میشود که اگر چنانچه ما رقابتی کنیم، هم قیمتهای ارزیِ خریدِ خارجی کاهش خواهد یافت، هم قیمتهای ریالی در داخل کاهش خواهد یافت که این مژده‌ی بزرگی است، مسئله بسیار مهمّی است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	بالاخره مسئله‌ی معیشت مردم یکی از مهم‌ترین مسائل کشور است؛ همان‌طوری که حالا آقای رئیس‌جمهور هم اشاره کردند، باید ترتیبی داد که مردم تعدادی ــ حالا مثلاً حدود ده کالا یا اندکی کمتر ــ از کالاهای اساسی را بتوانند بدون دغدغه‌ی افزایش قیمت تهیّه کنند؛ یعنی این‌‌جور نباشد که امروز یک قیمتی باشد و فردا به خاطر تورّم، قیمت دو برابر بشود یا مثل دو برابر بشود. حالا دوستان اسم کالابرگ را می‌آورند و کسانی که اهل فنّند، کسانی که واردند، تأیید میکنند؛ بنده هم چون خودم در این مسئله ورودی ندارم، به نظرم باید دنبال کرد این کار را. و گفته میشود که زمینه‌ی به‌کارگیری کالابرگ‌های الکترونیکی هم وجود دارد؛ یعنی زیرساختش الان موجود است و میشود از آن استفاده کرد که مثلاً ترتیبی اتّخاذ بشود که مردم بتوانند نزدیک به ده قلم کالا را بدون دغدغه با قیمت ثابت تهیّه کنند. این هم یک توصیه‌ در این مورد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در مورد دیگر کالاها هم بایستی برای انضباط بازار یک فکری کرد؛ یعنی مردم نباید احساس کنند که بازار رهاشده است؛ امروز یک قیمت است، فردا با یک فاصله‌ی عجیبی قیمت بالا رفته؛ اینجا یک قیمت است، آن طرف یک قیمت دیگر است! یک چنین حالتی که حالتِ رهاشدگیِ بازار است، به روحیه‌ی مردم صدمه میزند؛ این حالت هم نبایستی احساس بشود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در مورد ذخیره‌ی کالا که عرض کردیم، بی‌مناسبت نیست این را هم بگوییم که ذخیره‌ی گاز برای زمستان جزو مسائل مهم است. از حالا با واردات گاز و کارهایی مانند این، جوری عمل بشود که در زمستان مشکل گاز در کشور وجود نداشته باشد. حالا، هم ترکمنستان هست، هم جاهای دیگر هستند که میتوان این کارها را کرد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	مسئله‌ی مسکن هم یکی از مسائل مهم است؛ مسئله‌ی مسکن واقعاً یکی از مشکلات اساسی است. پیشنهادهایی به ما میشود که حالا ما چون کُننده نیستیم و کار دست ما نیست، محوّل میکنیم به مسئولینش. در مورد حلّ مشکل مسکن یا حلّ نسبی مشکل مسکن ــ ولو حلّ کامل نباشد ــ پیشنهادهایی به ما میشود؛ خب این پیشنهادها را مسئولین محترم می‌شنوند، دنبال کنند و ان‌شاءالله به نتیجه برسانند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یک مسئله، مسئله‌ی نفت است. حالا اشاره کردند که هم تولید و هم صادرات نفت افزایش پیدا کرده؛ لکن در عین حال، تولید نفت با اهمّیّتی که در اقتصاد کشور دارد ــ که معلوم است ــ تولید پایینی است. روشهای تولید نفت ما روشهای قدیمی است؛ ابزارها قدیمی است، روشها قدیمی است و از بسیاری از جاهای نفت‌خیز دنیا عقبیم، در حالی که امروز مطمئنّاً به وسیله‌ی دانشجویان جوان و تحصیل‌کرده‌های جوان ما که در زمینه‌ی نفت کار کرده‌اند، بدون تردید کارهای مهمّی میشود کرد؛ از اینها [باید کمک] خواست. در این زمینه، ما در یکی از مسائل مشکل در دولتهای قبلی تجربه کردیم؛ مسئله‌ی مشکلی بود، دو سه دانشجو آمدند پیش ما گفتند ما این را حل میکنیم، من آنها را فرستادم پیش وزیر نفت، بعد وزیر نفت گفت این کار حل شد؛ یعنی چند دانشجوی جوان، چند تحصیل‌کرده‌ی جوان، شاید بتوانند در شیوه‌های تولید نفت، استخراج نفت و مانند اینها یک تحوّلی ایجاد بکنند. در باب صادرات نفت هم البتّه ما نیاز به تحرّک بیشتری داریم؛ یعنی مسئله‌ی تعدّد مشتری و تنوّع مشتری در باب نفت، مسئله‌ی مهمّی است که بایستی ان‌شاءالله دنبال بشود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	من یک توصیه هم مربوط به اسراف بکنم. ما واقعاً اسراف میکنیم! بنده چند سال قبل از این، شعار سال را به مضمون اسراف نکردن قرار دادم&lt;a href="#_ftn4" name="_ftnref4" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۴)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; ــ حالا الان عین آن شعار یادم نیست ــ که مردم اسراف نکنند. آمدند به ما گفتند آن که بیشتر از همه اسراف میکند خود شما هستید، دولت بیش از همه اسراف میکند، دیدیم راست میگویند؛ هم در زمینه‌ی برق، هم در زمینه‌ی گاز، هم در زمینه‌ی آب و هم در زمینه‌ی ساختمان و بنا، هم در زمینه‌ی سفر و غیره اسراف انجام میگیرد. سفرهای غیر لازم چه لزومی دارد؟ خیلی از سفرها اصلاً هیچ لازم نیست که انجام بگیرد. بعد، سفر با همراهانِ دو برابر یا سه برابرِ آنچه لازم است! چه لزومی دارد؟ اگر بنا است انسان به یک جایی سفر هم بکند، خب با یک تعداد معدودی [باشد] که مثلاً حضور اینها واجب و لازم است. یا مثلاً فرض کنید اقامت در هتل‌های گران‌قیمت در آن محلّی که به آنجا سفر شده! اینها اسراف است؛ این اسرافها را بایستی انجام نداد. بالاخره وقتی دخل کم است، خرج هم بایستی کم بشود:&lt;br /&gt;
	چو دخلت نیست، خرج آهسته‌تر کن&lt;br /&gt;
	که میگویند ملّاحان سرودی&lt;br /&gt;
	اگر باران به کوهستان نبارد&lt;br /&gt;
	به سالی دجله گردد خشک‌رودی&lt;a href="#_ftn5" name="_ftnref5" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۵)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	بایستی منابع را تأمین کرد، بعد به فکر خرج افتاد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	آخرین عرض ما مربوط به غزّه و جنایتهای بی‌نظیری است که این صهیونِ ملعون در حال انجام آن است. واقعاً انسان حیرت میکند از این همه جنایت، این همه فاجعه‌آفرینی! و حیا هم نمیکنند؛ صریح به زبان می‌آورند، میگویند انجام میدهیم، میخواهیم بکنیم و میکنیم. این باید علاج بشود. بله، درست است، آمریکا پشتیبانش است، آمریکا هم قدرت بزرگی است، در این شکّی نیست، امّا راه برای مقابله‌ی با این وضع بسته نیست. کشورهای معترض ــ که امروز کشورهای اسلامی و غیر اسلامی را شامل میشود ــ بخصوص کشورهای اسلامی باید روابط بازرگانی‌شان با رژیم صهیونیست را بکلّی قطع کنند و حتّی روابط سیاسی را هم قطع کنند، [او را] منزوی کنند. امروز البتّه نظام خبیث صهیونی منزوی‌ترین دولت دنیا است، منفورترین دولت دنیا است؛ در این شکّی نیست، لکن بیش از این هم ممکن است؛ باید راه‌ها بسته بشود. این وظیفه‌ای است که بر عهده‌ی همه‌ی دولتها است. به نظرم میرسد یکی از خطوط اصلی دیپلماسی ما باید این باشد: به دولتها سفارش کنیم و تأکید کنیم که روابطتان را قطع کنید؛ اوّلاً و در درجه‌ی اوّل روابط بازرگانی، در درجه‌ی بعد [هم] روابط سیاسی را قطع کنید.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	من اینجا یک کلمه هم خطاب به اصحاب بیان و قلم نوشته‌ام و آن همین است که کسانی که روزنامه مینویسند، مقاله مینویسند، بیاناتی در صداوسیما دارند، بیاناتی در فضای مجازی دارند، سعی کنند به ضرر کشورشان حرف نزنند، راوی ضعف کشورشان نباشند، نقاط قوّت را برای مردم بیان کنند؛ نقاط قوّتی که واقعاً وجود دارد، ظرفیّتهایی که واقعاً وجود دارد؛ اینها را برای مردم بگویند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ان‌شاءالله خداوند متعال به همه‌ی شماها توفیق بدهد، کمکتان کند و بتوانید این وظیفه‌ی سنگین و مهم را به بهترین وجهی انجام بدهید. دعایتان میکنیم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	والسّلام علیکم و رحمة‌الله و‌ برکاته&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;
	&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;br /&gt;
		 &lt;/div&gt;
	&lt;a href="#_ftnref1" name="_ftn1" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; در ابتدای این دیدار، آقای مسعود پزشکیان (رئیس‌جمهور) گزارشی ارائه کرد.&lt;/span&gt;&lt;br type="_moz" /&gt;
	&lt;div id="ftn2" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref2" name="_ftn2" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۲&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; رئیس‌جمهور&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn3" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref3" name="_ftn3" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۳&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; آقای محمّدرضا عارف (معاون‌اوّل رئیس‌جمهور)&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn4" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref4" name="_ftn4" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۴&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; «اصلاح الگوی مصرف»؛ ر.ک: بیانات به مناسبت حلول سال نو (۱۳۸۸/۱/۱)&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn5" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref5" name="_ftn5" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۵&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; سعدی. گلستان، باب هفتم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;br type="_moz" /&gt;</description>
<pubDate>Sat, 06 Sep 2025 22:23:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>بیانات در مراسم عزاداری شهادت امام رضا علیه‌السلام</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=60996</link>
<guid>60996</guid>
<dc:type>2</dc:type>
<dc:relation/>
<category>بيانات</category>
<description>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	&lt;div style="text-align: left;"&gt;
		&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/60996/14040602.pdf"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;[دریافت PDF]&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;img alt="" src="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/60989/1404-06-02.png" style="width: 50px; margin-bottom: -2px; height: 12px;" /&gt; بسم الله الرّحمن الرّحیم&lt;a href="#_ftn1" name="_ftnref1" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین سیّما بقیّة الله فی الارضین.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	تسلیت عرض میکنم شهادت ولی‌نعمت همه‌ی عالم وجود، بخصوص ما ایرانی‌ها، امام رئوف، علیّ‌بن‌موسی الرّضا (علیه الصّلاة و السّلام) را. این جلسه هم لطف آن بزرگوار بود که توفیق داد بتوانیم این جلسه را، این دیدار را، این محفل گرم و پُرشور را تشکیل بدهیم. یک جمله راجع به امام رئوف، حضرت ابی‌الحسن الرّضا (علیه الصّلاة و السّلام) عرض میکنم، یک جمله هم مربوط به مسائل جاری روز عرض میکنم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در زندگی علیّ‌بن‌موسی الرّضا (علیه السّلام)، حوادث بزرگ، مکرّر اتّفاق افتاده است که یکی از آنها آمدن آن بزرگوار از مدینه به طوس و به مرو، به خراسان است؛ حوادث گوناگون دیگری هم در زندگی این بزرگوار وجود دارد. آنچه محصول این حادثه‌ی سفر به خراسان است، یک مجموعه‌ای از منافع و فواید برای مکتب اهل‌بیت است؛ یعنی این سفر اگرچه سفر اجباری بود، اگرچه آن بزرگوار با میل خود حرکت نکردند به سمت خراسان، امّا خدای متعال به این سفر برکت داد و حوادثی که اتّفاق افتاد ــ چه در طول سفر، چه بعد از شهادت آن بزرگوار ــ حوادث بزرگی بود؛ من به دو مورد اشاره میکنم.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یک مورد، انتشار فوق‌العاده‌ی مکتب اهل‌بیت است. مکتب اهل‌بیت منزوی بود، مظلوم بود. بعد از شهادت امام حسین (علیه السّلام)، شیعیان در هر نقطه‌ای از دنیای اسلامِ آن روز دچار مشکلات فراوان در زندگی بودند؛ مشکلات جسمی، مشکلات معیشتی، مشکلات روحی؛ تدریجاً ــ در زمان امام باقر اندکی، در زمان امام صادق بیشتر، در زمان حضرت موسی‌بن‌جعفر بیشتر ــ این حالت انزوا کم شد، لکن در دوران علیّ‌بن‌موسی الرّضا (علیه الصّلاة و السّلام) مکتب تشیّع در دنیای اسلام منتشر شد. آنچه انسان از حوادث تاریخی احساس میکند، این است که شیعه و پیروان مکتب اهل‌بیت، با این سفر و با این حادثه آن‌چنان روحیه‌ای گرفتند که این روحیه توانست شیعه را حفظ بکند. امروز تقریباً ۱۲۰۰ سال از آن موقع میگذرد؛ روزبه‌روز پیروان مکتب اهل‌بیت بیشتر شدند ــ یا شیعیان یا غیر شیعه‌ای که به معارف اهل‌بیت اعتقاد دارد، که ما زیاد داریم از این قبیل افرادی که رسماً شیعه هم نیستند امّا به معارف اهل‌بیت و به اصول فکری اهل‌بیت (علیهم السّلام) اعتقاد دارند ــ این از برکات سفر علیّ‌بن‌موسی الرّضا است. این یک نکته؛ یعنی یک فایده و یک اثر از آثار حرکت بابرکت امام رضا (علیه السّلام) از مدینه به خراسان این بود. حضور آن بزرگوار، حوادثی که اتّفاق افتاد، مذاکراتی که انجام گرفت، مباحثاتی که انجام گرفت، رفتاری که این بزرگوار با مأمون کرد، با مردم کرد، با مسئولین آن روز کشور کرد، اینها همه هر کدام تأثیری گذاشت که شیعه را در چشمها بزرگ کرد، مکتب اهل‌بیت را بالا برد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	دوّمین اثری که مایلم روی آن تکیه کنم، این است که مسئله‌ی عاشورا را، مسئله‌ی امام حسین را علیّ‌بن‌موسی الرّضا در سطح دنیای اسلام منتشر کرد؛ یعنی خود حادثه‌ی عاشورا در بین مردمِ پیرو مکتب اهل‌بیت موجب شده است که شیعه به عنوان پرچم‌دار مبارزه‌ی با ظلم در طول تاریخ شناخته بشود. حادثه‌ی کربلا، حادثه‌ای بود که باید در دلهای مردم جا میگرفت؛ آن کسی که توانست این حرکت را با یک جهشی شروع کند، علیّ‌بن‌موسی الرّضا (علیه الصّلاة و السّلام) بود. این روایت معروف ابن‌شبیب ــ ریّان‌بن‌شبیب ــ که [حضرت] فرمود: اِن کُنتَ باکیاً لِشَیءٍ فَابکِ لِلحُسَینِ‌ (علیه السّلام)&lt;a href="#_ftn2" name="_ftnref2" title=""&gt;(۲)&lt;/a&gt; ــ که این، اوّل روایت است و روایت مفصّل است ــ خیلی مطلب مهمّی است؛ «بر هر چه خواستی اشک بریزی و گریه بکنی، بر حسین گریه کن». این اهمّیّت مسئله‌ی کربلا را نشان داد. بعد هم وعده‌های بزرگ برای کسانی که به زیارت امام حسین میروند یا عزادارای برای امام حسین میکنند یا اشک میریزند: در قیامت با ما محشور میشوید؛ در کنار ما هستید و مانند اینها؛ اینها در این روایت هست.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خب وقتی که مسئله‌ی کربلا مطرح شد، حادثه‌ی شهادت حسین‌بن‌علی (سلام الله علیهما) مطرح شد، به طور طبیعی این سؤال پیش می‌آید که چرا این بزرگوار به شهادت رسید؟ این سؤال، کلید بسیاری از معارف اجتماعی اسلام است: «چرا به شهادت رسید؟». این چه حادثه‌ای بود که موجب شد حدود پنجاه سال بعد از رحلت پیغمبر یک چنین مصیبت بزرگی ایجاد بشود و شهادت فرزند پیغمبر به وقوع بپیوندد؛ حادثه چه بوده؟ این سؤال یک سؤال اساسی است. میتواند [نسبت] دلها را با حوادث طول تاریخ بشر و وظایف مسلمانها آشکار کند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	امام حسین با ظلم مبارزه میکرد، امام حسین بی‌عدالتی را برنمیتابید، امام حسین غلبه‌ی فسّاق و فجّار بر جامعه‌ی اسلامی را قبول نمیکرد، زیر بار نمیرفت؛ اینها مسائل بسیار مهمّی است که وقتی مسئله‌ی کربلا مطرح شد، این مسائل هم به طور طبیعی مطرح خواهد شد. این راجع به حضرت علیّ‌بن‌موسی‌الرّضا (سلام الله علیهم) که شرح حادثه‌ی کربلا و عاشورا به برکت بیان حضرت رضا (سلام الله علیه) اتّفاق افتاد و این بسیار مسئله‌ی مهمی است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در باب مسائل کنونی کشور، خب درگیری‌هایی اتّفاق افتاد و حوادث مهمّی بر ملّت ایران تحمیل شد، جنگی تحمیل شد؛ ملّت هم با کمال قوّت، با کمال قدرت ایستادگی کرد و دنیا را به خودش متوجّه کرد. با این حوادث، ایران در چشم مردم دنیا یک عظمت ویژه‌ای، یک عزّت جدیدی پیدا کرد. این که حالا مربوط به حادثه است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	یک سؤالی در اینجا مطرح است که دشمنی آمریکا با ایران به خاطر چیست؟ این سؤال، سؤال آسانی به نظر میرسد لکن سؤال پیچیده‌ای است؛ جواب این سؤال، جواب مهمّی است، جواب پیچیده‌ای است. این دشمنی مال امروز هم نیست؛ ۴۵ سال است که دولتهای آمریکا ــ از انواع و اقسام افراد و اشخاص و احزاب گوناگون آمریکا که سر کار آمده‌اند ــ همین دشمنی را، همین تحریم را، همین تهدید را نسبت به جمهوری اسلامی و ملّت عزیز ایران داشته‌اند. علّت چیست؟ در گذشته این علّت را کتمان میکردند، تحت عناوین گوناگونی به عنوان تروریسم، به عنوان حقوق بشر، به عنوان مسئله‌ی زن، به عنوان دموکراسی؛ تحت این عنوانها. یا اگر هم میگفتند، به شکل آبرومندانه میگفتند میخواهیم رفتار ایران عوض بشود؛ گذشته‌ها این‌جور حرف میزدند. این آقایی که امروز سر کار است در آمریکا،&lt;a href="#_ftn3" name="_ftnref3" title=""&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۳)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; مسئله را لو داد، آن هدف حقیقی را روشن کرد؛ گفت مقابله‌ی ما با ایران، با ملّت ایران برای این است که ایران گوش‌به‌فرمان آمریکا باشد! ما ملّت ایران باید این را درست بفهمیم؛ این مسئله‌ی مهمّی است. البتّه تعبیر او ممکن است یک مقداری با این [چیزی] که من گفتم متفاوت باشد؛ مثلاً «ایران حرف‌گوش‌کن باشد»؛ به این تعبیر گفته باشد. یعنی یک دولتی، یک قدرتی پیدا شده در دنیا که نسبت به ایران، ایرانِ با این تاریخ، ایرانِ با این عزّت، ایرانِ با این ملّت، این توقّع را دارد که این کشور، این تاریخ، این ملّت بزرگ با همه‌ی افتخاراتش، گوش‌به‌فرمان او باشد! علّت [دشمنی] این است؛ دشمنی‌ها به خاطر این است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این کسانی که میگویند «آقا! شعار ندهید علیه آمریکا، عصبانی میشوند، با شما دشمنی میکنند»، اینها ظاهربینند. این کسانی که تحلیل میکنند که «چرا با آمریکا مذاکره‌ی مستقیم نمیکنید، مسائلتان را حل نمیکنید»، به نظر من ظاهربینند. باطن قضیّه این نیست؛ این مسئله حل‌نشدنی است. او میخواهد که ایران گوش‌به‌فرمان آمریکا باشد. ملّت ایران از چنین اهانت بزرگی بشدّت رنجیده میشود و در مقابل آن کسانی و آن کسی که چنین توقّع غلطی از ملّت ایران دارد، با همه‌ی قدرت می‌ایستد. جنگ اخیر هم به خاطر همین بود. رژیم صهیون را پیش کردند، تحریک کردند، رضایت نشان دادند، کمک کردند برای اینکه به ایران حمله کند و به خیال خودشان کار ایران را تمام کند، کار جمهوری اسلامی را تمام کند! اینها تصوّر نداشتند که ایران در مقابل حرکت آنها آن‌چنان مُشتی به آنها خواهد زد که آنها را پشیمان خواهد کرد؛ این تصوّر را نداشتند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	آنها خیال میکردند با این حمله کار ایران تمام شد. ببینید؛ روز بیست‌وسوّم خرداد به ایران حمله شد، یک روز بعد ــ یعنی روز بیست‌وچهام خرداد ــ یک عدّه از عوامل آمریکا در یک پایتخت اروپایی نشستند و شروع کردند بحث کردن بر روی جایگزین جمهوری اسلامی! شنیدم این را در تلویزیون هم دو سه روز پیش گفتند، [منتها] این را همان وقت به ما اطّلاع دادند. یعنی این‌قدر خاطرجمع بودند به اینکه این حمله اساس جمهوری اسلامی را در کشور متزلزل خواهد کرد؛ خاطرجمع بودند که مردم را در مقابل جمهوری اسلامی نگه میدارد. این‌قدر مطمئن بودند که یک روز بعد از شروع حمله نشستند و بحث کردند که حالا بعد از جمهوری اسلامی چه کسی، کدام حکومتی و چگونه حکومتی بر ایران حکومت کند! پادشاه هم معیّن کردند؛ برای ایران، شاه هم معیّن کردند که فلان کس هم پادشاه ایران باشد! اینها این‌جور درباره‌ی ایران خیال میکردند. تصوّر میکردند با این حمله بین نظام و مردم فاصله خواهد افتاد، نظام ضعیف خواهد شد و خواهند توانست بر مقصود سخیف و مقصود خباثت‌آمیز خودشان مسلّط بشوند و توجّه کنند و این کار را انجام بدهند؛ منتها «ملّت ایران» ــ این را بارها گفته‌ایم، و من اصرار دارم تکرار کنم ــ ملّت ایران، با ایستادگی خود در کنار نیروهای مسلّح، در کنار دولت، در کنار نظام، مشت محکمی به دهان همه‌ی اینها زد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	در بین این جمع ابلهی که نشستند جایگزین برای جمهوری اسلامی در ایران پیدا کنند یک ایرانی هم بود؛ خاک بر سر آن ایرانی‌ای که به [ضرر] کشور خودش، به نفع یهود، به نفع صهیونیسم، به نفع آمریکا می‌نشیند فعّالیّت میکند! البتّه اینها قبل از آن وقتی بود که نیروهای مسلّح ما قدرت خودشان را به طور کامل نشان بدهند؛ روزهای اوّل و دوّم بود. بعد نیروهای مسلّح بحمدالله توانستند کارهای بزرگی را انجام بدهند که جا دارد همه‌ی ملّت ایران از نیروهای مسلّح تشکّر کنند و تشکّر میکنیم از اینها و بعد از این هم ان‌شاءالله روزبه‌روز بر قوّت و توانایی ملّت ایران در نیروهای مسلّح افزوده خواهد شد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	خب یک نکته‌ی دیگر در اینجا وجود دارد که من آن را هم عرض کنم. آن نتیجه‌ای که در این حوادث، دشمنان به آن نتیجه رسیدند، این است که ایران را با جنگ، با حمله‌ی نظامی نمیتوان به زانو درآورد؛ جمهوری اسلامی را با این ابزار و وسایل خشن نمیشود عقب راند. خب ۴۵ سال است که دارند این کارها را میکنند؛ روز‌به‌روز جمهوری اسلامی قوی‌تر شده. دیدند راهش این است که در داخل اختلاف ایجاد کنند، در داخل نفاق ایجاد کنند؛ البتّه عواملی هم در داخل دارند؛ عوامل صهیونیسم، عوامل آمریکا، هستند گوشه و کنار در کشور؛ به وسیله‌ی اینها و یا به وسیله‌ی کسانی که غفلت دارند از آنچه میگویند و از آنچه مینویسند، بین مردم اختلاف ایجاد کنند و چندصدایی در کشور به وجود بیاورند. امروز بحمدالله کشور متّحد است. امروز مردم متّحدند. اختلاف سلیقه هست، اختلاف سلیقه‌ی سیاسی، اجتماعی وجود دارد لکن در دفاع از نظام، دفاع از کشور، ایستادگی در مقابل دشمن، مردم امروز متّحدند. این اتّحاد به ضرر آنها است، این اتّحاد مانع تجاوز و تعرّض آنها است؛ این را میخواهند از بین ببرند. مراقب این باشید.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	اهل بیان، اهل قلم، آنهایی که حرف میزنند، آنهایی که مینویسند، آنهایی که تحقیق میکنند، آنهایی که توییت میزنند، بفهمند چه کار میکنند. این اتّحاد مقدّس، این اجتماع عظیم، این سپر پولادین از دلهای مردم و اراده‌های مردم نباید خدشه‌دار بشود. امروز بحمدالله اتّحاد وجود دارد. این اتّحاد را مردم حفظ کنند. مسئولان کشور بخصوص مسئولان سه قوّه که بحمدالله امروز آنها هم در کمال اتّحاد و همدلی دارند با هم کار میکنند، این را حفظ کنند. خدمتگزاران کشور را مردم حمایت کنند؛ رئیس‌جمهور را حمایت کنند. رئیس‌جمهور، پُرکار و پُرتلاش و پیگیر است؛ عناصرِ این‌جور که پُرکار باشند، پُرتلاش باشند، پیگیر باشند، اینها را باید قدرشناسی کرد. اتّحاد بین ملّت و دولت، بین آحاد مسئولین گوناگون نظام، بین نیروهای مسلّح و مردم، بین آحاد مردم، چیزی است که بایستی با همه‌ی وجود حفظ بشود؛ این توصیه‌ی قطعی من است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	من از علائم و قرائنی این‌جور احساس میکنم که امروز بیشترین تلاش دشمن برای این است که این هم‌صدایی را، این یک‌صدایی را، این همدلی را، این همکاری را خدشه‌دار بکنند؛ امروز این کار را دشمن دارد با شیوه‌های مختلف میکند؛ مردم توجّه داشته باشند. البتّه بعضی ممکن است در مسائل گوناگون نظرات مختلفی داشته باشند؛ هیچ اشکالی ندارد، [امّا] اهل فکر توجّه کنند که ارائه‌ی یک فکر نو که مکمّل موجودیِ ملّت ایران باشد، فرق دارد با تخریب کردن، با اهانت کردن؛ مبانی جمهوری اسلامی را تخریب نکنند. همین مبانی است که این ملّت را این‌جور رشد داده، این کشور را این‌جور بالا آورده، این قدرت را به این ملّت بخشیده؛ همین مبانی است. [اگر] این مبانی را میخواهند تکمیل کنند، اضافه کنند، اصلاح کنند، اشکالی ندارد، لکن تخریب نباید کرد؛ تخریب، خواست دشمن است. و این همکاری قوای سه‌گانه، همکاری مجلس و دولت و قوّه‌ی قضائیّه و نیروهای مسلّح و دیگران، باید ادامه پیدا کند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	امروز دشمن ما، آن دشمنی که در مقابل ما قرار دارد، یعنی رژیم صهیونی، منفورترین رژیم دنیا است، منفورترین حکومت دنیا است. ملّتها هم از حکومت صهیونی منزجرند، از او متنفّرند؛ دولتها هم این حکومت را، حکومت صهیونی را محکوم میکنند. یعنی شما ببینید رؤسای دولتهای غربی که همیشه حامی رژیم صهیونی بودند، امروز آنها را محکوم میکنند؛ البتّه محکومیّت زبانی است؛ این کم است، محکومیّت زبانی فایده‌ای ندارد. جنایتی که امروز رؤسای حکومت صهیونی دارند انجام میدهند، به گمان من در تاریخ بی‌سابقه است. کودکان را با گرسنگی و تشنگی بکشند؛ کودکان را با تشنگی و گرسنگی به قتل برسانند؛ کودکانی را که برای گرفتن غذا به یک جایی آمدند، به رگبار ببندند؛ این در دنیا تا آنجایی که بنده از تاریخ اطّلاع دارم، چیز بی‌سابقه‌ای است؛ این [جنایات] ملّتها را منزجر کرده؛ باید در مقابل این ایستاد. ایستادگی هم به زبان نیست که دولتها بگویند که ما مخالفیم، محکوم میکنیم ــ حتّی دولت فرانسه، دولت انگلیس و دیگران هم محکوم کردند ــ این فایده‌ای ندارد؛ بایستی راه کمک رساندن به رژیم صهیونیستی بسته بشود؛ راه کمک به آنها بسته بشود. این کاری که امروز مردم شجاع یمن انجام میدهند، کار درست است؛ کار درستْ آن است. در مقابل جنایتی که سران رژیم صهیونی انجام میدهند، هیچ راهی وجود ندارد جز اینکه راه‌های کمک به آنها بکلّی از همه‌طرف مسدود بشود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	ما البتّه برای هر کاری که برای جمهوری اسلامی ممکن باشد، هر کاری که امکان داشته باشد، آمادگی کامل داریم و امیدواریم ان‌شاءالله خدای متعال به حرکت ملّت ایران و حرکت حق‌خواهان عالم برکت بدهد و ریشه‌ی این سرطان عمیق مُهلک را از این مهلکه بکَند و ان‌شاءالله ملّتهای مسلمان را بیدار کند و با یکدیگر متّحد کند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	والسّلام علیکم و رحمة‌الله و‌ برکاته&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	&lt;a href="#_ftnref1" name="_ftn1" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۱&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; در ابتدای این مراسم، دو نفر از مدّاحان به ذکر مدح و مرثیه‌ی حضرت امام رضا (علیه السّلام) پرداختند.&lt;/span&gt;&lt;br type="_moz" /&gt;
	&lt;div id="ftn2" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref2" name="_ftn2" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;۲)&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; امالی صدوق، مجلس بیست‌وهفتم، ص ۱۳۰&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
	&lt;div id="ftn3" style="text-align: justify;"&gt;
		&lt;a href="#_ftnref3" name="_ftn3" title=""&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt;&lt;span dir="LTR"&gt;(۳&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#696969;"&gt; دونالد ترامپ (رئیس‌جمهور آمریکا)&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	 &lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Sat, 23 Aug 2025 17:49:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
<item>
<title>بیانات در مراسم بزرگداشت شهدای جنگ تحمیلی اخیر</title>
<link>https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=60785</link>
<guid>60785</guid>
<dc:type>2</dc:type>
<dc:relation/>
<category>بيانات</category>
<description>&lt;div style="text-align: left;"&gt;
	&lt;a href="https://farsi.khamenei.ir/ndata/news/60785/14040507.pdf"&gt;&lt;span style="font-size:11px;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#b22222;"&gt;[دریافت PDF]&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style="text-align: justify;"&gt;
	بسم الله الرّحمن الرّحیم&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این جلسه تشکیل شد برای تکریم خانواده‌های عزیز شهیدان&lt;span dir="LTR"&gt;،&lt;/span&gt; و برای عرض تسلیت به همه‌ی داغداران این حوادثی که در جنگ تحمیلی اخیر رخ داد. من لازم دانستم به همه‌ی بازماندگان عزیزانِ عزیز، سرداران نظامی، دانشمندان عزیز، مردم عزیزمان که در این حادثه به شهادت رسیدند، تسلیت عرض بکنم. به همه‌ی بازماندگان تسلیت عرض میکنم؛ بخصوص پدران، مادران، همسران، فرزندان؛ اجرشان با خدای متعال، و افتخارشان جزو برترین افتخارات بشری و الهی و اسلامی.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	آنچه در این دوازده روز برای جمهوری اسلامی اتّفاق افتاد، علاوه بر افتخارات بزرگی که ملّت ایران کسب کرد ــ که امروز مردم دنیا هم دارند به آن اعتراف میکنند ــ [این بود که] جمهوری اسلامی و ملّت عزیز ایران قدرت خود، عزم و اراده‌ی خود، استقامت خود، دست پُر خود را به دنیا نشان داد. اگر دیگران از دور چیزی شنیده بودند، از نزدیک قدرت جمهوری اسلامی را احساس کردند. علاوه‌ی بر اینها، این نکته مهم است که جمهوری اسلامی استحکام بی‌نظیر پایه‌های نظام و کشور خود را به دنیا نشان داد.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	این حوادث برای جمهوری اسلامی بی‌سابقه نبود؛ از اوّل انقلاب بارها از این حوادث برای کشور رخ داده؛ علاوه‌ی بر جنگ تحمیلیِ هشت‌ساله، فتنه‌انگیزی‌ها، کشاندن افراد سست‌‌عنصر در مقابل ملّت، فتنه‌های گوناگونِ نظامی، سیاسی، امنیتی و غیره، کودتا و امثال اینها [رخ داده؛ امّا] جمهوری اسلامی بر همه‌ی اینها فائق آمد؛ جمهوری اسلامی توانست در طول این [بیش از] ۴۵ سال همه‌ی توطئه‌های دشمن را با تحمّل سختی‌هایش خنثی کند، و توانست بر همه‌ی دشمنان در این زمینه‌ها فائق بیاید.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	آنچه مهم است، این است که توجّه داشته باشیم که ایران اسلامی بر اساس «دین» و «دانش» بنا شده و به وجود آمده. در بنای جمهوری اسلامی دو عنصر «دین» و «دانش» عمده‌ترین عناصر تشکیل‌دهنده هستند؛ به همین دلیل هم، دین مردم و دانش جوانان ما، توانسته‌اند در بسیاری از میدانهای مختلف دشمن را وادار به عقب‌نشینی کنند. بعد از این هم همین‌جور خواهد بود.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	آنچه استکبار جهانی و در رأس آن، آمریکای جنایتکار با آن مخالف است، همین دین شما و دانش شما است؛ با دین شما مخالفند، با این ایمان گسترده‌ی مردم مخالفند، با این اتّحادِ در زیر سایه‌ی اسلام و قرآن مخالفند؛ و با دانش شما مخالفند. اینکه بعد از پیروزی انقلاب تا امروز، جمعیّت ایران دو برابر بشود لکن تعداد دانشجو شاید حدود ده برابر یا بیشتر بشود، اینها را میرنجاند؛ اینکه جمهوری اسلامی در عرصه‌های گوناگونِ علم و دانش ــ چه دانشهای انسانی، چه دانشهای فنّی، چه دانشهای دینی ــ بتواند سخن نو به میان بیاورد، اینها را ناراحت میکند‌؛ اینها با این مخالفند. آنچه به عنوان [قضیّه‌ی] هسته‌ای و غنی‌سازی و حقوق بشر و امثال این چیزها میگویند بهانه است؛ اصل قضیّه آن است.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	و ملّت ایران به توفیق الهی دین خود را و دانش خود را رها نخواهد کرد. ما در راه تقویت ایمان دینی‌مان و در راه گسترش و عمق دانشهای متنوّع و گوناگون خودمان، قدمهای بلندی برخواهیم داشت. و به فضل الهی و به کوری دشمن خواهیم توانست ایران را به اوج ترقّی و اوج افتخار برسانیم؛ ملّت ایران این توانایی را دارد و ان‌شاءالله به توفیق الهی این توانایی را اِعمال خواهد کرد و به نتیجه خواهد رساند.&lt;br /&gt;
	&lt;br /&gt;
	والسّلام علیکم و رحمة‌الله و‌ برکاته&lt;br /&gt;
	 &lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Mon, 28 Jul 2025 15:35:00 +0430</pubDate>
<author>Khamenei.ir</author>
</item>
</channel>
</rss>
