1376/09/07
بیانات در دیدار کارگزاران نظام
بسم الله الرّحمن الرّحیم(۱)
بنده هم این عید سعید و عظیم را به همهى مسلمین جهان، به ملّت بزرگ ایران و به شما حضّار گرامى، و همچنین به همهى انسانهاى آزادهى عالم ــ ولو غیر مسلمان ــ که میتوانند قدر پیام اسلام را و مبعث را براى بشریّت بدانند، تبریک عرض میکنم.
اگر ما در بین حوادث تاریخ بشر، حوادثى که براى انسانها پیش مىآید، بعثت انبیا را از همهى این حوادث در سرنوشت بشر مهمتر و مؤثّرتر بدانیم، همین[طور] هم هست؛ [چون] هیچ حادثهاى از انقلابهاى بزرگ، مرگها و حیاتهاى ملّتها، پدید آمدن اشخاص بزرگ، از بین رفتن اشخاص بزرگ، ظهور مکتبهاى گوناگون، اهمّیّتش براى بشریّت به اندازهى بعثتهاى انبیا نیست. همچنان که امروز شما مىبینید ماندگارترین شکلهاى فکر و ذهن آحاد بشر همان شکلهایى است که ادیان به آنها داده است و تا ابد هم همینجور خواهد بود. اگر ما بعثتها را برترین حوادث بدانیم، پس بعثت پیغمبر خاتم (صلّى الله علیه و آله و سلّم) از لحاظ اهمّیّت در رأس همهى حوادث بزرگ و کوچک تاریخ بشر قرار میگیرد. اگرچه امروز بسیار کسانى در عالم هستند که مستقیماً خود را در پرتو اشعهى بعثت نبىّ اکرم قرار ندادهاند ــ یعنى غیر مسلمانها ــ امّا همانها هم از برکات این بعثت تاکنون منتفع شدهاند. بىشک علم بشر، تمدّن بشر، خُلقیّات نیکو در میان انسانها، عادات خوب و بسیارى از این مقوله، اگر ظاهراً هم به ادیان متّصل نباشد، در ریشهى اصلى، جوشیدهى از ادیان الهى و معارف الهى و در رأس آنها بعثت نبىّ مکرّم اسلام است؛ لکن در عین حال همهى بشریّت در آینده هم بیشتر از این برکات استفاده خواهند کرد. بنابراین بزرگترین، مهمترین، برجستهترین حادثه در تاریخ بشر، این بعثت است. جا دارد که مسلمانها دربارهى این حادثه بیشتر بیندیشند.
ما نمیتوانیم منکر گرفتاریهاى دنیاى اسلام بشویم و آنها را ندیده بگیریم؛ نمیتوانیم ضعفهایى را که امروز جوامع اسلامى دچار آن هستند، کوچک بشماریم. یک روز در این عالم یک تجربهاى اتّفاق افتاده است و آن، تجربهى حاکمیّت اسلام به طور کامل بر زندگى انسانها بود، در زمان خود وجود مقدّس نبىّ اکرم و دورهى محدودى از صدر اوّل. همان برکات کار را به جایى رساند که امّت اسلامى توانست بزرگترین ملّتها را در بُرههاى از زمان به وجود بیاورد و آنچنان مشعلى از علم و تمدّن و فرهنگ و اخلاق و پیشرفت و درسهاى فراموشنشدنى ــ آن هم در آن دوران جهلى که آن روز بر دنیا حاکم بوده است ــ برافروزد که هنوز که هنوز است، بشریّت از پرتو آن و از اشعهى آن دارد استفاده میکند. خب این یک تجربه است؛ هر چه ما از اسلام دورتر شدهایم و پیام مبعث را کمتر مورد توجّه قرار دادهایم، زندگى بر ما مسلمانها در دورههاى مختلف مشکلتر شده است.
پیام مبعث در قرآن را میشود در بخشهاى برجستهاى جستجو کرد که دو قسمت از این پیام عظیم را من اشاره میکنم تا ببینید چقدر [مبعث] براى ما انسانها مهم است و چطور در مقابل ما برنامه و راه قرار میدهد. یکى پیامی است که در آیاتى از قرآن به آن اشاره شده است، از جمله این آیه که میفرماید: بِسمِ الله الرَّحمٰنِ الرَّحیمِ * الٰر کِـتٰبٌ اَنزَلنٰهُ اِلَیکَ لِتُخرِجَ النّاسَ مِنَ الظُّلُمـٰتِ اِلَی النّور؛؛(۲) پیام خروج از ظلمت و ورود به نور. نور و ظلمت چیزى نیست که در بخشهاى مختلف براى انسان قابل اشتباه باشد. ظلمات جهل، ظلمات عادات زشت، ظلمات خُلقیّات بد، ظلمات فتنههاى میان افراد بشر، ظلمات خرافاتى که بر ذهنهاى انسانها حاکم میشود و پنجه مىاندازد و آنها را از راه مستقیم منحرف میکند، ظلمات ظلم، ظلمات طغیان، اینها همه ظلمات است؛ اسلام و پیام بعثت انسانها را از همهى این ظلمتها خارج میکند و به نورى که مقابل آن هست هدایت میکند و دلالت میکند. در آیات متعدّدى از قرآن این مضمون تکرار شده است؛ یعنى یک تحوّل در زندگى انسان از لحاظ اجتماعى، از لحاظ هدفگیرى، از لحاظ فردى، از همهجهت.
یک نقطهى برجستهى دیگر، مسئلهى اخلاقیّات و تزکیهى نفوس است که آن هم در آیاتى از قرآن مورد تأکید قرار گرفته است و در حدیث نبوىِ معروفِ بین همهى فِرَق اسلامى هم هست که «بُعِثتُ لِاُتَمِّمَ مَکارِمَ الاَخلاق».(۳) ببینید در آن جامعهاى که خُلقیّات، اخلاق حسنه، مکارم اخلاقى در آن جامعه رایج باشد و انسانها از اخلاق نیکو، از گذشت، از برادرى، از احسان، از عدل، از علم، از حقطلبى برخوردار باشند، انصاف بین آنها باشد، صفات رذیله در میان آنها حاکم و رایج نباشد، در چه بهشتى زندگى خواهند کرد! امروز بشر از همین چیزها رنج میبرد؛ امروز گرفتاریهاى دنیاى بشر، گرفتاریهاى ناشى از طغیانهاى سیاسى در عالم و طواغیت برمیگردد به ریشههاى اخلاقى؛ گرفتاریهاى تودههاى مردم هم غالباً برمیگردد به جهالت آنها؛ اسلام اینها را برطرف میکند. این پیامها را مسلمانها باید گرامى بدارند.
ما در جمهورى اسلامى این توفیق را پیدا کردهایم ــ بسیار هم توفیق بزرگى است ــ که یک بار دیگر جامعه را بر اساس احکام و معارف و دستورالعمل اسلامى به وجود بیاوریم و شکل بدهیم و هدایت کنیم؛ این یک توفیق کمنظیرى است که خداى متعال به ما بخشیده است. البتّه ادّعا نمیکنیم که ما توانستهایم الگوى اسلام را به طور کامل تأمین کنیم؛ این ادّعاى بسیار بزرگى است؛ ما از آن بسیار فاصله داریم. ما از آن انسانى و از آن جامعهاى که اسلام میطلبد و به عنوان نمونه و آرمانى معرّفى میکند، هنوز خیلى فاصله داریم، لکن فاصلهی ما با شکلهاى اجتماعى و نظامهاى رایج بشرى هم که از دین خدا دور افتادهاند، بحمدالله خیلى زیاد است.
ما توانستهایم در راه اسلام و در جهت اسلام حرکت کنیم، قوانین اسلام را در جامعه به وجود بیاوریم و در حدّ وسع و توان خودمان آنها را در زندگى خودمان پیاده کنیم؛ ما توانستهایم ارزشهاى اسلامى را به عنوان ارزشهاى برتر در جمهورى اسلامى معرّفى کنیم؛ ما توانستهایم کلام خدا را در بین مردم رایج کنیم، دلها را به سمت خدا متوجّه کنیم؛ یعنى انقلاب این کار را کرده است، اشخاص که نمیتوانند این چیزها را به خودشان نسبت بدهند. انقلاب ما به فضل الهى یک چنین کار بزرگى را در نظام ما انجام داده است؛ ما این توفیق را پیدا کردیم. باید این راه را با جدّیّت ادامه بدهیم چون به همین اندازه آثار آن را مشاهده کردیم: خداى متعال به ما عزّت داد؛ کشور ما، نظام ما، جامعهى ما، ملّت ما، در طول سالیان متمادىِ حکومت طواغیت تحقیر میشد، عقبافتاده بود، مردم به حقوق خودشان واقف نبودند، دولتمردان با مردم رابطهاى نداشتند؛ نظام حاکم بر کشور در مقابل قدرتمندان عالم شخصیّتى نداشت، تبعیّت محض بود، دنبالهروى محض بود؛ معارف الهى براى مردم در ذهن آنها و در نظر آنها اهمّیّتى نداشت، تعلیم و تربیت بر اساس اسلام نبود، ضعف و ذلّت و فقر و ناتوانى در طول حکومت طواغیت از اطراف بر کشور ما تحمیل شده بود و ملّت ما را فشرده بود، رنج داده بود. خداى متعال ما را از آن رنجها به برکت اسلام خلاص کرد؛ به برکت توجّه به معنویّت اسلام و توجّه به پیام سیاسى اسلام.
پیام سیاسى اسلام، یعنى بعثت براى این نبود که یک عدّه مردم یک عقیدهاى را در ذهن خودشان حفظ بکنند، یک اعمال شخصى را هم انجام بدهند امّا نظام اجتماعى، تحت حاکمیّت دشمنان خدا و انداد(۴)الله باشد. بعثت آمد تا زندگى مردم را شکل بدهد؛ این کار در نظام اجتماعى اسلام بحمدالله انجام گرفت و آثارش را هم ملّت ما مشاهده کردند، ثمرات شیرین آن را هم چشیدند. ما امروز، باید [هم] به سمت تغییر خودمان به سوى الگوهایى که اسلام معیّن کرده است پیش برویم، هم تغییر خودمان به عنوان اشخاص؛ هر کس هم از خود شروع کند. درست است که حکومت در مقابل مردم نسبت به مسئلهى تعلیم و تربیت وظایف سنگینى بر دوش دارد امّا این وظایف منافاتى ندارد که ما مسئولین، افرادى که هر کدام مسئولیّتى را بر عهده گرفتهایم، روى خودمان به عنوان شخص هم کار کنیم، خودمان را هم اصلاح کنیم، اخلاق خودمان را هم درست کنیم، خودمان را از لحاظ باطن به خدا نزدیک کنیم، به عنوان یک فرد مجاهدت شخصى بکنیم، به دل خودمان آیات خدا را بخوانیم، دل را به خدا نزدیک بکنیم؛ این وظیفهى ما است. این کمک خواهد کرد تا ما بتوانیم وظیفهاى را که در جنب مردم داریم، در جنب جامعه داریم، به بهترین وجهى انجام بدهیم و همهی آحاد مردم هم منهاى وظایف اجتماعىاى که بر عهدهى همه است ــ و هیچ کس خالى از وظیفهى اجتماعى نیست ــ وظیفهى فردى را، وظیفهى شخصى و اخلاقى را براى خودشان وظیفهى مهمّى بدانند. بنده احساس میکنم که ما احتیاج داریم که در زمینهى اخلاق و تزکیه و تهذیب، بر روى نفوس خودمان و نفوس دیگران کار کنیم. این نوسازى معنوى نظام اسلامى و ملّت مسلمان ایران، این مجاهدت بزرگ را لازم دارد و این هم یکى از پیامهاى بزرگ بعثت است و امیدوارم خداى متعال تفضّل کند، ما بتوانیم به برکت تمسّک و توسّل به ذیل عنایت پروردگار و استنارهى(۵) از آیات کریمهى قرآن و کلمات نبىّ اکرم و ائمّهى معصومین (علیهم السّلام) فضاى زندگى خودمان را، فضاى کشور را هر چه بیشتر اخلاقى، معنوى و همراه با صفا و صمیمیّت قرار بدهیم و آن وسیلهى اساسىاى را که اسلام توانسته است با آن موفّقیّتهاى خود را به وجود بیاورد ــ که آن، انسانسازى است ــ هم در مورد خودمان و هم انشاءالله با برنامهریزیهاى دقیق در مورد جوانهاى کشور و همهى آحاد کشور تأمین کنیم و انشاءالله با نیرو و نشاط بیشترى بتوانیم این راه را ادامه بدهیم.
خداوند انشاءالله به برکت این روز، به برکت بعثت، به برکت روح مقدّس نبىّ اکرم همهى مردم کشورمان، همهی مردم مؤمن و همهى مسلمانان عالم را از برکات قرآن کریم و برکات بعثت برخوردار بفرماید.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
بنده هم این عید سعید و عظیم را به همهى مسلمین جهان، به ملّت بزرگ ایران و به شما حضّار گرامى، و همچنین به همهى انسانهاى آزادهى عالم ــ ولو غیر مسلمان ــ که میتوانند قدر پیام اسلام را و مبعث را براى بشریّت بدانند، تبریک عرض میکنم.
اگر ما در بین حوادث تاریخ بشر، حوادثى که براى انسانها پیش مىآید، بعثت انبیا را از همهى این حوادث در سرنوشت بشر مهمتر و مؤثّرتر بدانیم، همین[طور] هم هست؛ [چون] هیچ حادثهاى از انقلابهاى بزرگ، مرگها و حیاتهاى ملّتها، پدید آمدن اشخاص بزرگ، از بین رفتن اشخاص بزرگ، ظهور مکتبهاى گوناگون، اهمّیّتش براى بشریّت به اندازهى بعثتهاى انبیا نیست. همچنان که امروز شما مىبینید ماندگارترین شکلهاى فکر و ذهن آحاد بشر همان شکلهایى است که ادیان به آنها داده است و تا ابد هم همینجور خواهد بود. اگر ما بعثتها را برترین حوادث بدانیم، پس بعثت پیغمبر خاتم (صلّى الله علیه و آله و سلّم) از لحاظ اهمّیّت در رأس همهى حوادث بزرگ و کوچک تاریخ بشر قرار میگیرد. اگرچه امروز بسیار کسانى در عالم هستند که مستقیماً خود را در پرتو اشعهى بعثت نبىّ اکرم قرار ندادهاند ــ یعنى غیر مسلمانها ــ امّا همانها هم از برکات این بعثت تاکنون منتفع شدهاند. بىشک علم بشر، تمدّن بشر، خُلقیّات نیکو در میان انسانها، عادات خوب و بسیارى از این مقوله، اگر ظاهراً هم به ادیان متّصل نباشد، در ریشهى اصلى، جوشیدهى از ادیان الهى و معارف الهى و در رأس آنها بعثت نبىّ مکرّم اسلام است؛ لکن در عین حال همهى بشریّت در آینده هم بیشتر از این برکات استفاده خواهند کرد. بنابراین بزرگترین، مهمترین، برجستهترین حادثه در تاریخ بشر، این بعثت است. جا دارد که مسلمانها دربارهى این حادثه بیشتر بیندیشند.
ما نمیتوانیم منکر گرفتاریهاى دنیاى اسلام بشویم و آنها را ندیده بگیریم؛ نمیتوانیم ضعفهایى را که امروز جوامع اسلامى دچار آن هستند، کوچک بشماریم. یک روز در این عالم یک تجربهاى اتّفاق افتاده است و آن، تجربهى حاکمیّت اسلام به طور کامل بر زندگى انسانها بود، در زمان خود وجود مقدّس نبىّ اکرم و دورهى محدودى از صدر اوّل. همان برکات کار را به جایى رساند که امّت اسلامى توانست بزرگترین ملّتها را در بُرههاى از زمان به وجود بیاورد و آنچنان مشعلى از علم و تمدّن و فرهنگ و اخلاق و پیشرفت و درسهاى فراموشنشدنى ــ آن هم در آن دوران جهلى که آن روز بر دنیا حاکم بوده است ــ برافروزد که هنوز که هنوز است، بشریّت از پرتو آن و از اشعهى آن دارد استفاده میکند. خب این یک تجربه است؛ هر چه ما از اسلام دورتر شدهایم و پیام مبعث را کمتر مورد توجّه قرار دادهایم، زندگى بر ما مسلمانها در دورههاى مختلف مشکلتر شده است.
پیام مبعث در قرآن را میشود در بخشهاى برجستهاى جستجو کرد که دو قسمت از این پیام عظیم را من اشاره میکنم تا ببینید چقدر [مبعث] براى ما انسانها مهم است و چطور در مقابل ما برنامه و راه قرار میدهد. یکى پیامی است که در آیاتى از قرآن به آن اشاره شده است، از جمله این آیه که میفرماید: بِسمِ الله الرَّحمٰنِ الرَّحیمِ * الٰر کِـتٰبٌ اَنزَلنٰهُ اِلَیکَ لِتُخرِجَ النّاسَ مِنَ الظُّلُمـٰتِ اِلَی النّور؛؛(۲) پیام خروج از ظلمت و ورود به نور. نور و ظلمت چیزى نیست که در بخشهاى مختلف براى انسان قابل اشتباه باشد. ظلمات جهل، ظلمات عادات زشت، ظلمات خُلقیّات بد، ظلمات فتنههاى میان افراد بشر، ظلمات خرافاتى که بر ذهنهاى انسانها حاکم میشود و پنجه مىاندازد و آنها را از راه مستقیم منحرف میکند، ظلمات ظلم، ظلمات طغیان، اینها همه ظلمات است؛ اسلام و پیام بعثت انسانها را از همهى این ظلمتها خارج میکند و به نورى که مقابل آن هست هدایت میکند و دلالت میکند. در آیات متعدّدى از قرآن این مضمون تکرار شده است؛ یعنى یک تحوّل در زندگى انسان از لحاظ اجتماعى، از لحاظ هدفگیرى، از لحاظ فردى، از همهجهت.
یک نقطهى برجستهى دیگر، مسئلهى اخلاقیّات و تزکیهى نفوس است که آن هم در آیاتى از قرآن مورد تأکید قرار گرفته است و در حدیث نبوىِ معروفِ بین همهى فِرَق اسلامى هم هست که «بُعِثتُ لِاُتَمِّمَ مَکارِمَ الاَخلاق».(۳) ببینید در آن جامعهاى که خُلقیّات، اخلاق حسنه، مکارم اخلاقى در آن جامعه رایج باشد و انسانها از اخلاق نیکو، از گذشت، از برادرى، از احسان، از عدل، از علم، از حقطلبى برخوردار باشند، انصاف بین آنها باشد، صفات رذیله در میان آنها حاکم و رایج نباشد، در چه بهشتى زندگى خواهند کرد! امروز بشر از همین چیزها رنج میبرد؛ امروز گرفتاریهاى دنیاى بشر، گرفتاریهاى ناشى از طغیانهاى سیاسى در عالم و طواغیت برمیگردد به ریشههاى اخلاقى؛ گرفتاریهاى تودههاى مردم هم غالباً برمیگردد به جهالت آنها؛ اسلام اینها را برطرف میکند. این پیامها را مسلمانها باید گرامى بدارند.
ما در جمهورى اسلامى این توفیق را پیدا کردهایم ــ بسیار هم توفیق بزرگى است ــ که یک بار دیگر جامعه را بر اساس احکام و معارف و دستورالعمل اسلامى به وجود بیاوریم و شکل بدهیم و هدایت کنیم؛ این یک توفیق کمنظیرى است که خداى متعال به ما بخشیده است. البتّه ادّعا نمیکنیم که ما توانستهایم الگوى اسلام را به طور کامل تأمین کنیم؛ این ادّعاى بسیار بزرگى است؛ ما از آن بسیار فاصله داریم. ما از آن انسانى و از آن جامعهاى که اسلام میطلبد و به عنوان نمونه و آرمانى معرّفى میکند، هنوز خیلى فاصله داریم، لکن فاصلهی ما با شکلهاى اجتماعى و نظامهاى رایج بشرى هم که از دین خدا دور افتادهاند، بحمدالله خیلى زیاد است.
ما توانستهایم در راه اسلام و در جهت اسلام حرکت کنیم، قوانین اسلام را در جامعه به وجود بیاوریم و در حدّ وسع و توان خودمان آنها را در زندگى خودمان پیاده کنیم؛ ما توانستهایم ارزشهاى اسلامى را به عنوان ارزشهاى برتر در جمهورى اسلامى معرّفى کنیم؛ ما توانستهایم کلام خدا را در بین مردم رایج کنیم، دلها را به سمت خدا متوجّه کنیم؛ یعنى انقلاب این کار را کرده است، اشخاص که نمیتوانند این چیزها را به خودشان نسبت بدهند. انقلاب ما به فضل الهى یک چنین کار بزرگى را در نظام ما انجام داده است؛ ما این توفیق را پیدا کردیم. باید این راه را با جدّیّت ادامه بدهیم چون به همین اندازه آثار آن را مشاهده کردیم: خداى متعال به ما عزّت داد؛ کشور ما، نظام ما، جامعهى ما، ملّت ما، در طول سالیان متمادىِ حکومت طواغیت تحقیر میشد، عقبافتاده بود، مردم به حقوق خودشان واقف نبودند، دولتمردان با مردم رابطهاى نداشتند؛ نظام حاکم بر کشور در مقابل قدرتمندان عالم شخصیّتى نداشت، تبعیّت محض بود، دنبالهروى محض بود؛ معارف الهى براى مردم در ذهن آنها و در نظر آنها اهمّیّتى نداشت، تعلیم و تربیت بر اساس اسلام نبود، ضعف و ذلّت و فقر و ناتوانى در طول حکومت طواغیت از اطراف بر کشور ما تحمیل شده بود و ملّت ما را فشرده بود، رنج داده بود. خداى متعال ما را از آن رنجها به برکت اسلام خلاص کرد؛ به برکت توجّه به معنویّت اسلام و توجّه به پیام سیاسى اسلام.
پیام سیاسى اسلام، یعنى بعثت براى این نبود که یک عدّه مردم یک عقیدهاى را در ذهن خودشان حفظ بکنند، یک اعمال شخصى را هم انجام بدهند امّا نظام اجتماعى، تحت حاکمیّت دشمنان خدا و انداد(۴)الله باشد. بعثت آمد تا زندگى مردم را شکل بدهد؛ این کار در نظام اجتماعى اسلام بحمدالله انجام گرفت و آثارش را هم ملّت ما مشاهده کردند، ثمرات شیرین آن را هم چشیدند. ما امروز، باید [هم] به سمت تغییر خودمان به سوى الگوهایى که اسلام معیّن کرده است پیش برویم، هم تغییر خودمان به عنوان اشخاص؛ هر کس هم از خود شروع کند. درست است که حکومت در مقابل مردم نسبت به مسئلهى تعلیم و تربیت وظایف سنگینى بر دوش دارد امّا این وظایف منافاتى ندارد که ما مسئولین، افرادى که هر کدام مسئولیّتى را بر عهده گرفتهایم، روى خودمان به عنوان شخص هم کار کنیم، خودمان را هم اصلاح کنیم، اخلاق خودمان را هم درست کنیم، خودمان را از لحاظ باطن به خدا نزدیک کنیم، به عنوان یک فرد مجاهدت شخصى بکنیم، به دل خودمان آیات خدا را بخوانیم، دل را به خدا نزدیک بکنیم؛ این وظیفهى ما است. این کمک خواهد کرد تا ما بتوانیم وظیفهاى را که در جنب مردم داریم، در جنب جامعه داریم، به بهترین وجهى انجام بدهیم و همهی آحاد مردم هم منهاى وظایف اجتماعىاى که بر عهدهى همه است ــ و هیچ کس خالى از وظیفهى اجتماعى نیست ــ وظیفهى فردى را، وظیفهى شخصى و اخلاقى را براى خودشان وظیفهى مهمّى بدانند. بنده احساس میکنم که ما احتیاج داریم که در زمینهى اخلاق و تزکیه و تهذیب، بر روى نفوس خودمان و نفوس دیگران کار کنیم. این نوسازى معنوى نظام اسلامى و ملّت مسلمان ایران، این مجاهدت بزرگ را لازم دارد و این هم یکى از پیامهاى بزرگ بعثت است و امیدوارم خداى متعال تفضّل کند، ما بتوانیم به برکت تمسّک و توسّل به ذیل عنایت پروردگار و استنارهى(۵) از آیات کریمهى قرآن و کلمات نبىّ اکرم و ائمّهى معصومین (علیهم السّلام) فضاى زندگى خودمان را، فضاى کشور را هر چه بیشتر اخلاقى، معنوى و همراه با صفا و صمیمیّت قرار بدهیم و آن وسیلهى اساسىاى را که اسلام توانسته است با آن موفّقیّتهاى خود را به وجود بیاورد ــ که آن، انسانسازى است ــ هم در مورد خودمان و هم انشاءالله با برنامهریزیهاى دقیق در مورد جوانهاى کشور و همهى آحاد کشور تأمین کنیم و انشاءالله با نیرو و نشاط بیشترى بتوانیم این راه را ادامه بدهیم.
خداوند انشاءالله به برکت این روز، به برکت بعثت، به برکت روح مقدّس نبىّ اکرم همهى مردم کشورمان، همهی مردم مؤمن و همهى مسلمانان عالم را از برکات قرآن کریم و برکات بعثت برخوردار بفرماید.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
(۱ در ابتدای این دیدار، حجّتالاسلام سیّدمحمّد خاتمی (رئیسجمهور) مطالبی بیان کرد.
(۲ سورهی ابراهیم، بخشی از آیهی ۱؛ «به نام خداوند رحمتگر مهربان. الف، لام، راء. کتابی است که آن را به سوی تو فرود آوردیم تا مردم را به اذن پروردگارشان از تاریکیها به سوی روشنایی بیرون آوری …»
(۳ بحارالانوار، ج ۷۶، ص ۳۷۲
(۴ همتایان، رقیبان
(۵ روشنایی طلبیدن، نور خواستن
