تحصیل علم و دانش, خیلی خوب درس خواندن, کتاب و کتابخوانی, تحقیق و پژوهش علمی, دانشآموزان به علم و کلاس درس و مطالعه و تحقیق و پژوهش اهمیت دهید.1382/06/26
جوان, جهاد, همکاری, اخلاق اسلامی, تحصیل علم و دانش, تحقیق و پژوهش علمی, تولید علم, حرکت علمی ایران, عرصه علم, جهاد علمی, جهاد سیاسی, جهاد فرهنگی من جوانان عزیز را به یك مجاهدت حقیقی دعوت میكنم. مجاهدت فقط جنگیدن و به میدان جنگ رفتن نیست. كوشش در میدان علم، اخلاق، همكاریهای سیاسی و تحقیق نیز برای مردم جهاد محسوب میشود.1381/12/06
جهاد, تحقیق و پژوهش علمی, اخلاق اسلامی, همکاری, تولید علم, حرکت علمی ایران, عرصه علم, تحصیل علم و دانش, جهاد علمی, جهاد سیاسی, جهاد فرهنگی كوشش در میدان علم، اخلاق، همكاریهای سیاسی و تحقیق نیز برای مردم جهاد محسوب میشود.1381/12/06
جوان, عقبماندگی علمی ایران, شجاعت علمی, خیلی خوب درس خواندن, تحصیل علم و دانش عزیزان من! کمبود علم و عقبافتادگی علمی ما را جبران کنید؛ و این با درس خواندن، فکر کردن، کار کردن و شجاعت علمی داشتن حاصل میشود.1380/08/12
اهداف خوب و بد تحصیل دانش بسماللَّهالرّحمنالرّحیم الحمدللَّه ربّ العالمین و صلّى اللَّه على سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین و لعنة اللَّه على اعدائهم اجمعین. قبل از شروع مباحث فقهى، طبق معمول حدیثى را از کتاب شریف تحفالعقول عرض کنیم؛ بعد هم به عرایض خودمان بپردازیم. «من وصیت ابىعبداللَّه علیهالسّلام لمحمّدبننعمان الاحول - مؤمنالطّاق -(۱) یابنالنعمان لا تطلب العلم لثلاث»؛ دانش را براى سه هدف تحصیل مکن: اوّل «لترائى به»؛ اینکه با آن ریا کنى؛ خود را به این و آن نشان بدهى که من عالمم. علم را براى خود نمایى تحصیل مکن. دوم «و لا لتباهى به»؛ براى مباهات هم آن را تحصیل مکن. علىالظّاهر آن «ترائى به»، یعنى خودنمایى در بین مردم عادى که من عالمم؛ دومى - که مباهات باشد - براى خودنمایى در بین علماست؛ یعنى وقتى در مجمع علما قرار گرفتى، هدف از تحصیل علم این باشد که مباهات کنى بله، ما هم این مطلب یا این مطالب را بلدیم. براى این هم تحصیل علم مکن. سوم «و لا لتمارى»؛ براى مراء - جدل و بحث - هم تحصیل علم مکن. مراء، یعنى مجادله و سرسختى در بحث. «افتمارونه على ما یرى(۲)» که در قرآن شریف هست، یعنى با او دربارهى آن چیزى که با چشم خود دیده - که مراد، حوادث لیلهى معراج است - بحث و جدل مىکنید؟ بنابراین طبق این حدیث، حضرت فرموده است براى این سه مقصود علم را تحصیل نکن. در واقع علم را باید براى دانستن و عمل کردن تحصیل کرد؛ نه براى خودنمایى و سرى توى سرها درآوردن و بحث و جدل کردن.
«و لا تدعه لثلاث»؛ به خاطر این سه انگیزه هم علم را رها نکن: «رغبة فى الجهل»؛ یکى به خاطر رغبت در جهل. بعضى مىخواهند ندانند؛ کأنّه با این دانستن و با این علم عناد دارند. تعجب نکنید؛ هستند در عالَم کسانى که گوش نمىکنند به یک حرفى؛ یا دیگران را نهى مىکنند از گوش کردن به یک حرفى؛ براى اینکه نگذارند این علم در آنها به وجود بیاید. بعضى خودشان گوش نمىکنند؛ بعضى دیگران را وادار مىکنند به گوش نکردن، تا اینکه این دانش را به خاطر عناد با آن دانش تحصیل نکنند. اینجا یک جملهى مطلقى را فرمودند؛ «رغبة فى الجهل». حال این «العلم» ى که گفته شده است، آیا مراد همین علم مصطلح در کلمات ائمّه است؟ یعنى علم دین، فقه دین؟ ممکن است. بنابراین «رغبة فى الجهل»، یعنى جهل در همین مقوله؛ جهل نسبت به همین علم. اما ممکن هم هست که کسى بگوید نه؛ این الف و لام «علم»، الف و لام عهد نیست که این علم را بفرماید؛ مطلق علم را مىفرماید. هیچ علمى را براى اینکه مىخواهى جاهل به آن باشى، ترک نکن. یک وقت انسان داعى ندارد، وقت ندارد؛ آن بحث دیگرى است؛ اما به خاطر عناد با خود علم نباید علم را ترک کرد. «و زهادة فىالعلم»؛ دوم اینکه کسى علم را ترک کند، به خاطر اینکه در تحصیل علم، در داشتن علم، زهد و کمرغبتى دارد. «زهادة»، یعنى بىرغبتى، بىعلاقگى. علم را به خاطر اینکه به آن رغبت ندارى، ترک نکن. یعنى اینطور نباشد که برایت دانستن چیزى این قدر کماهمیت باشد که در آن بىرغبتى نشان دهى. «و استحیاء من النّاس»؛ به خاطر حیا از مردم هم علم را ترک نکن. براى بعضى، تحصیل علم کأنّه خلاف شأن و مرتبه است؛ در حالى که اگر گوش کنند، بنشینند، فرا بگیرند، تحصیل کنند، براى آنها مراتبى را هدیه و اعطا خواهد کرد. درعینحال نمىخواهند؛ براى اینکه حیا مىکنند از تحصیل علم؛ کأنّه شأن خودشان را از تحصیل علم اجلّ مىدانند! به خاطر این سه چیز علم را ترک نکن. حالا یک وقت انسان مىخواهد علمى تحصیل کند که وقت ندارد، آن بحث دیگرى است؛ یا مىخواهد علمى تحصیل کند که پول تحصیل آن را ندارد، استاد آن را ندارد؛ این مانعى ندارد. اما ترک تحصیل علم به خاطر این نباشد که یا بىرغبت هستى، یا رغبت در جهالت دارى، یا به خاطر استحیاء از مردم. بعد فرمود: «والعلم المصون کالسّراج المطبق علیه»؛ علمى که انسان آن را پوشیده بدارد و در معرض تبلیغ و تعلیم و عمل در نیاورد، مثل چراغى است که روى آن را بپوشانند؛ یعنى بىفایده است و نور آن به کسى نخواهد رسید.
این حدیثى است از حضرت ابىعبداللَّه علیهالسّلام به مؤمنالطّاق که در نسخهى تحفالعقول ما، صفحهى ۳۱۳ است.1379/06/20
زن, کتاب و کتابخوانی, تحصیل علم و دانش این مسأله که زن به سمت معرفت، علم، مطالعه، آگاهی، کسب معلومات و معارف حرکت کند، باید در میان خودِ بانوان خیلی جدّی گرفته شود و به آن اهمیت بدهند.1376/07/30
مسئله هستهای ایران, شکوفایی علم در تمدن اسلامی, تکریم علم, تحصیل علم و دانش علم شكوفا و پيشرفته اگر در اختيار يك ملت سالم و كامل باشد، مايهى خير و بركت است.1371/01/15
شکوفایی علم در تمدن اسلامی, تحصیل علم و دانش علت اینكه مسلمانان توانستند برای مدت چند قرن مشعل علم را در دنیا به دست بگیرند، همین توجه اسلام به علم و دانش بود.1370/11/15
فراهم نبودن فرصت تحصیل برای جوانان در دوران پادشاهان مستبد در تاریخ کشور ما - اقلاً در این هفت، هشت، ده قرن - برای جوان هوشمند و فرزانه، هیچ فرصتی مثل امروز وجود نداشته است. اگر از حدود دورهی حملهی مغول به این طرف، مروری در تاریخ بکنید (که البته باید تاریخ را یاد بگیرید؛ چون چیز مهمی است. اگر بخواهید وضع و موقع امروز را درست تشخیص بدهید و بفهمید که در کجا قرار گرفتهاید، باید تاریخ را بدانید. تسلط به تاریخ، چیز خیلی مفیدی است)، خواهید فهمید که در تمام این دوران هفتصد، هشتصد سال - از قبل از حملهی مغول تا حالا - هیچوقت نبوده که به قدر امروز در این کشور، برای انسان فرزانهی مستعد، امکان رشد وجود داشته باشد. البته در قرنهای چهارم و پنجم، در زمان رژیمهای دیکتاتوری غزنوی و سلجوقی و امثال اینها که مجال نفسکشیدن به کسی نمیدادند - آنطور که در تاریخها نوشتهاند و این تاریخها هم خیلی حجت نیست - نظامیهیی هم میساختند؛ اما اینطور نبوده که راه معلومات و تحصیل، برای همه باز باشد. حالا نسبت به آنوقت قضاوت نمیکنیم؛ اما اگر از حدود حملهی مغول به این طرف را ملاحظه کنید، خواهید دید که دوران، دوران جهالت و بیاعتنایی به معلومات و دوران پادشاهان مستبدِ خونخوارِ بدون یکذره اعتنای به مردم بود. بعد هم که مسائل فرهنگ جدید و دانشگاهها و امثال اینها به وجود آمد، هدف اول، با سواد کردن جوانان نبود. هدف اول، ساختن و پرداختن جوانان به شکلی بود که در جهت پیوستن هرچه سریعتر به قطبهای استعمار و استکبار جهانی - یعنی در جهت نوکری - به دستگاهها کمک کنند. در این دستگاهها، آن کسی عزیزتر بود که نوکرتر باشد. فکر مستقل و آزاد و انسان سازنده مطلوب نبود؛ چون دولتها، دولتهایی بودند که اساس کارشان بر وابستگی به بیگانهها بود. رژیم پهلوی را کدام قدرت سرکار آورده بود؟ رضاخان را چه کسی سرکار آورده بود؟ محمّدرضا را چه کسی سرکار آورده بود؟ اینها در تمام دوران سلطنتشان، در جهت منافع همان کسانی کار میکردند که اینها را سرکار آورده و قدرت بخشیده بودند. میدانستند که اگر از آنها قطع بکنند، امکان ماندن برایشان نیست.1369/10/11