newspart/index2
آمادگی نظامی
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
نیروهای مسلح, اقتدار نظامی, آمادگی برابر دشمن, آمادگی نظامی

نیروهای مسلّح ما پیش از آنکه به زبان، موقعیت خود و توان خود و اراده‌ی خود را بیان کنند، آن را در میدان عمل نشان دادند.1385/08/20
لینک ثابت
تهدید نظام اسلامی, تهدید نظامی نظام اسلامی, آمادگی برابر دشمن, آمادگی نظامی, اقتدار نظامی, ایالات متحده امریکا

امریكاییها بدانند، اگر تعرضی به ایران اسلامی بكنند، ایران اسلامی به منافع آنها در هر نقطه‌ی عالم كه امكان داشته باشد، لطمه وارد خواهد كرد.1385/02/06
لینک ثابت
تهدید نظام اسلامی, تهدید نظامی نظام اسلامی, گزینه های روی میز, آمادگی برابر دشمن, آمادگی نظامی, اقتدار نظامی

خود دشمنان هم می‌دانند که حمله‌ی نظامی به ایران، به این ملت بزرگ، به ملتی که این همه جوان مبارز و زنده و آماده در صحنه دارد، خودکشی مهاجم است.1382/03/14
لینک ثابت
اقتدار نظامی, آمادگی نظامی, جنگ, تهدید نظامی نظام اسلامی

اگر روزی تهاجم نظامی و تعرّضی بشود، ملت ایران جواب سختی خواهد داد و در مقابل دشمن در نمی‌ماند.1375/08/09
لینک ثابت
خاطره مقام معظم رهبری از دیدار امام (ره) با لباس نظامی

امام واقعاً دنیا را عوض کرد. روى آوردن روحانیون به آموزش نظامى، هنر امام بود. این قدرت خدا بود که به دست آن بزرگوار این کارها انجام گرفت. امروز - همان‌طور که اشاره کردید - آقاى حاج شیخ على پناه، یا آقاى حاج شیخ جلال طاهر شمس، یا آقاى مکارم و آقاى آذرى و آقاى فاضل تفنگ به دستشان مى‌گیرند و آموزش نظامى مى‌بینند. این واقعاً همان «انّ اللَّه فى ایّام دهرکم نفحات»است. این چندساله جزو همان نفحات است. این فرصت الهى است که خداى متعال پیش آورده و کمک کرده، تا ما بتوانیم از آن استفاده کنیم.
یک زمانى برخى از آقایان علما منبر نمى‌رفتند؛ چون آن را خلاف شأن خود مى‌دانستند؛ مى‌گفتند منبر رفتن دلیل بى‌سوادى است! ولى حالا شما ملاحظه کنید، فردى مثل آقاى جوادى، مرد ملاى فاضل - معقولاً و منقولاً - مثلاً در پایان یک میتینگ منبر مى‌رود، سخنرانى مى‌کند و فریاد مى‌کشد. ببینید الان با گذشته چه‌قدر فرق کرده است.
من یکى از دفعاتى که سال 59 از اهواز به تهران مى‌آمدم، چون لباس نظامى تنم بود، رویش قبا مى‌پوشیدم. رسم ما هم این بود که از راه که مى‌رسیدیم، مستقیم خدمت امام مى‌رفتیم. عصر یک روز پنجشنبه که براى نماز جمعه به تهران آمده بودم، مستقیم خدمت ایشان رفتم و چیزى راجع به جبهه گفتم و آمدم. شاید بار اولى بود که از جبهه خدمت ایشان مى‌رسیدم. تا این چکمه‌هایم را دم در در بیاورم، ایشان از پشت شیشه همین‌طور به آن هیأت بنده که لباس نظامى زیر قبا تنم بود، نگاه مى‌کردند. وقتى رسیدم، دستشان را بوسیدم. خودشان گفتند که یک وقت بود که این لباس شما خلاف مروت بود، و حالا بحمداللَّه وضع به این‌جا رسیده است. من احساس کردم که ایشان خوشحالند. در ابتدا قدرى هم در دلم تردید بود. اول بار که در اهواز قبا را کندم و لباس نظامى پوشیدم، در ذهنم بود که آیا این کار درست است یا نه. بعد که دیدم ایشان لبخند زدند و لطفى کردند، فهمیدم که خوشحالند. واقعاً جاى امام خالى است. اگر ایشان تشریف مى‌داشتند و مى‌دیدند که آقایان در تکواندو، دانِ 4 دارند و این‌گونه پیشرفت کرده‌اند، خیلى خوشحال مى‌شدند؛ این واقعاً در طریق همان خواست ایشان است.1370/09/11

لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی