جامعه اسلامی / جامعه/زندگی اجتماعی
امروز فكر كردم كه در خطبهی اول، كدام مطلب از مطالب اسلامی و دینی ما از همه مهمتر و فوریتر است كه آن را مطرح بكنم؛ دیدم كه مسألهی تقوا از همه چیز مهمتر است. در تمام مراحل زندگی یك جامعه و یك فرد، تقوا از ضروریترین نیازهاست و در تمام دوران دوران مبارزه و پیروزی، هنگام جهاد، هنگام سازندگی و در مراحل مختلف برای جامعهی دینی و ملت مسلمان، تقوا ضروری است. امروز كه ما بعد از دوازده سال از پیروزی، تجربههای باارزشی در اختیار داریم، راه را تا حدود زیادی شناختهایم، هدفها را در قالب مشخص و معینی تصویر كردهایم و به سمت آن حركت میكنیم، شاید بشود گفت كه بیشتر از همیشه، به تقوا احتیاج داریم.1369/11/19
لینک ثابت
جمعی از برادران از یك جناح، و جمعی از جناح دیگر، در مجلس و یا در بیرون از مجلس، باهم اختلاف نظر و اختلاف سلیقه و بگومگو دارند. البته شامل همهی شما نمیشود؛ من این را قطعاً میدانم. مكرر گفته شده، همه هم میدانند كه یك مقدار از این اختلاف نظرها هم طبیعی است؛ اما به یك نكته توجه كنید كه اگر همین اظهار نظرهای سلیقهیی كه خیلی هم طبیعی به نظر میآید و در یك جامعه، بخصوص در یك جامعهی اسلامی و آزاد مثل جامعهی ما، اجتنابناپذیر، بلكه لازم است از حدود خود خارج شد، قطعاً به نفع دشمن است. در این مخالفتهای جناحی و گروهی با یكدیگر، باید حدود را نگه دارید.1369/09/14
لینک ثابت
جامعه اسلامی, بانکداری اسلامی
وظیفهی جمعی ما به عنوان یك جامعه و یك نظام و یك دولت و یك حكومت، این است كه احكام الهی قانون بر اساس دین خدا را در سطح جامعه، معیار و ملاك عمل عمومی قرار بدهیم؛ همچنان كه مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان ما، بحمد اللّه این مسئولیت را داشتهاند و همیشه هم رعایت شده است.
دولت، در خط دین خداست. همهی كارگزاران دولتی، در سایهی دین و دستورات الهی هستند. همین برادران امور تربیتی كه در اینجا هستند، تربیت بر اساس دین و معیارهای آن را برنامهی خودشان قرار بدهند و كوچكترین كوتاهی و سستی در این راه را روا ندارند. برادرانی كه در دستگاه بانكی كشور مشغول كار و خدمت هستند، تكلیفشان را بر اساس تفكر اسلامی و دینی دنبال كنند و انجام بدهند. مسئولان و كارگزاران دستگاههای مختلف دولتی، در برخورد و مواجههی با مردم، با اخلاق اسلامی برخورد كنند.
بانكداری اسلامی پول را در جامعه به شكل اسلامی مطرح كردن و دادوستد كردن مسألهی بسیار مهمی است. اگر بتوانیم این حقیقت را به معنای جامع كلمه در جامعه به وجود بیاوریم، فتح عظیمی در دنیا خواهد بود. فتح، فقط فتح قلعهها و سنگرها نیست. اگر كارگزاران دستگاه بانكی بتوانند این را به معنای جامع و كامل مسئله اجرا و پیاده كنند، بزرگترین سنگر اقتصادی امروز دنیاست. خصوصیت بانكداری اسلامی و از لوازم آن، دادوستد پول بر اساس غیر ربا، تنظیم مبادلات پولی بر اساس قوانین اسلامی و معاملات اسلامیِ صحیح است، كه در آنها ظلم و استثمار و كنز و تبعیض و اختلاف طبقاتی و امثال اینها به وجود نمیآید.
دانشمندانی هم كه اهل تحقیق هستند و جمعی از آنها به مناسبتی در این مجلس تشریف دارند، تحقیق علمی را به معنای واقعی كلمه، برای رسیدن به حقایقِ نامكشوف دنبال كنند. تحقیق، یعنی كاویدن، كاوش، تلاش كردن برای رسیدن به چیزی كه تا به حال به آن دسترسی پیدا نشده است. این محقق، در مسائل طبیعی و علمی و فلسفی و مسائل مربوط به جهان خارجی و واقعی یا مسائل مربوط به انسان و تاریخ و غیره تحقیق میكند. این محقق، در مقابل چه چیزی تحقیق میكند؟ چه میگیرد و تحقیق میكند؟ جواب این است كه محقق تحقیق میكند، تا به حقیقت برسد. پاداش او، این است. پول، مال و حتّی تشویق، پاداش محقق نیست؛ در مقابل تحقیقِ او كوچك است. البته باید اینها نثار بشود، پولها باید خرج بشود، كارها باید انجام گیرد، تسهیلات باید فراهم بشود، تا تحقیق انجام بگیرد؛ اما اینها هیچكدام پاداش تحقیق نیست. پاداش تحقیق، رسیدن به حق است. اینها احكام اسلامی است. اینها از لحاظ جمعی، عبارة الاخرای ارتباط جامعه با خداست.1369/06/07
لینک ثابت
ما باید در جهت كمك به محرومان جامعه حركت كنیم. درست است كه در جامعهی اسلامی، عدل برای همه است؛ یعنی اگر شما ببینید كه دزدی از دیوار كسی كه فرضاً تمكنی هم دارد، بالا میرود، جلوی دزد را خواهید گرفت؛ نمیگویید كه اشكالی ندارد، برود از خانهی این شخص دزدی كند. یا اگر دیده شود كه یك فرد متوسط و معمولی جامعه، مورد ستم قرار میگیرد، باید جلویش گرفته شود؛ منتها ببینیم در وضع جامعه و نظام اجتماعی و تاریخ ما، كدام اقشار و كدام طبقات، بیشتر مورد ظلم و ستم و بیعدالتی قرار داشتند و عقبند؛ باید به اینها كمك بشود. روشن است كه قشرهای پابرهنهی كشور، این گونهاند.1369/06/01
لینک ثابت
در صورتی این شوق و این امید در ملتها باقی میماند كه ما از ایمان بیقیدوشرط و پایبندی كامل به دین خدا، یك سرسوزن تنزل و تنازل نكنیم. در معاملهی با قدرتهای جهانی، همینطور است. در برخورد با مسائل جهانی، همینطور است. در تنظیم سیاست خارجی، همینطور است. در ادارهی داخلی كشور، همینطور است.
باید آن راز سعادت جامعه را كه گردآمدن بر محور ایمان به خداست در زندگی و نظام اجتماعی خودمان، هر لحظه قویتر و برجستهتر كنیم؛ ملت را به سمت تربیت اسلامیِ بیشتر و عمیقتر سوق بدهیم؛ عناصر جوان جامعه را به تربیت اسلامی تربیت بكنیم؛ دانشگاههای ما، وظیفهی تربیت جوان مسلمان و متخصص و عالم مسلمان نه صرفاً عالم را بر دوش خودشان احساس كنند؛ مدارس ابتدایی هم همینطور. كاری كنیم كه در جامعه، ارزشهای اسلامی، ارزشهای مطلق به حساب بیاید و همهی ارزشهای دیگر، در مقابل آنها كمرنگ باشد. صدا و سیما در این جهت، حركت و تلاش و برنامهریزی بكند.
خلاصه، آنچنانكه ملتهای عالم، ملت ما و نظام جمهوری اسلامی را شناختهاند كه سرباز و فدایی اسلام است و در راه اسلام حركت میكند، همینطور عمل كنیم و این معنا را اثبات نماییم. این، البته همان تصمیمی است كه ملت و دولت و مسئولان داشتند و برطبق آن، اینهمه تلاش و مجاهدت هم شده است و در آینده هم باید همینطور باشد.1369/06/01
لینک ثابت
علت اهمیت عید غدیر، مسألهی ولایت است. در این ماه ذی حجة الحرام هم عید غدیر را داریم و هم روز مباهله را كه آن هم اشارهی روشنی به مسألهی ولایت است. به خاطر این دو خاطره كه هر دو مربوط به ولایت است بعضی از بزرگان، این ماه را «شهر الولایة» و افضل ماهها دانستهاند.
وقتی برای یك ملت، قضیهی ولایت و حكومت حل شود، آن هم به شكلی كه در غدیر خم حل شد، حقیقتاً آن روز برای آن ملت، عید است. چون اگر ما بگوییم كه مهمترین و حساسترین مسألهی هر ملتی، همین مسألهی حكومت و ولایت و مدیریت و حاكمیتِ والای بر آن جامعه است، این تعیینكنندهترین مسئله برای آن ملت است. ملتها هركدام به نحوی، این قضیه را حل كردهاند؛ ولی غالباً نارسا و ناتمام و حتّی زیانبخش.
پس، اگر ملتی توانسته باشد این مسألهی اساسی را به نحوی حل كند كه در آن، همه چیز آن ملت كرامت او، معنویت او، توجه او به خدا، حفظ سعادت دنیایی او و بقیهی چیزهایی كه برای یك ملت مهم است رعایت شده باشد، واقعاً آن روز و آن لحظه، برای آن ملت عید است. در اسلام، این قضیه اتفاق افتاد. روز عید غدیر، ولایت اسلامی یعنی رشحه و پرتوی از ولایت خدا در میان مردم تجسم پیدا كرد و اینچنین بود كه دین كامل شد. بدون تعیین و تبیین این مسئله، دین واقعاً ناقص میماند و به همین خاطر بود كه نعمت اسلام بر مردم تمام شد. مسألهی ولایت در اسلام، اینطور مسألهیی است.
ولایت، یعنی حاكمیت و سرپرستی در جامعهی اسلامی، طبیعتاً چیزی جدا از ولایت و سرپرستی و حكومت در جوامع دیگر است. در اسلام، سرپرستی جامعه، متعلق به خدای متعال است. هیچ انسانی این حق را ندارد كه ادارهی امور انسانهای دیگر را بهعهده بگیرد. این حق، مخصوص خدای متعال است كه خالق و منشئ و عالم به مصالح و مالك امور انسانها، بلكه مالك امور همهی ذرات عالم وجود است. خود این احساس در جامعهی اسلامی، چیز كمنظیری است. هیچ قدرتی، هیچ شمشیر برایی، هیچ ثروتی، حتّی هیچ قدرت علم و تدبیری، به كسی این حق را نمیدهد كه مالك و تصمیمگیرنده در بارهی سرنوشت انسانهای دیگر باشد. اینها ارزش هستند. حق تولیت امور و زمامداری مردم را به كسی اعطا نمیكند. این حق، متعلق به خداست.
خدای متعال، این ولایت و حاكمیت را از مجاری خاصی اعمال میكند. یعنی آن وقتی هم كه حاكم اسلامی و ولیّ امور مسلمین، چه بر اساس تعیین شخص آنچنانكه طبق عقیدهی ما، در مورد امیر المؤمنین و ائمه (علیهمالسّلام) تحقق پیدا كرد و چه بر اساس معیارها و ضوابط انتخاب شد، وقتی این اختیار به او داده میشود كه امور مردم را اداره بكند، باز این ولایت، ولایت خداست؛ این حق، حق خداست و این قدرت و سلطان الهی است كه بر مردم اعمال میشود. آن انسان هركه و هرچه باشد منهای ولایت الهی و قدرت پروردگار، هیچگونه حقی نسبت به انسانها و مردمِ دیگر ندارد. خود این، یك نكتهی بسیار مهم و تعیینكننده در سرنوشت جامعهی اسلامی است.
و اما آن كسی كه این ولایت را از طرف خداوند عهدهدار میشود، باید نمونهی ضعیف و پرتو و سایهیی از آن ولایت الهی را تحقق ببخشد و نشان بدهد، یا بگوییم در او باشد. خصوصیات ولایت الهی، قدرت و حكمت و عدالت و رحمت و امثال اینهاست. آن شخص یا آن دستگاهی كه ادارهی امور مردم را به عهده میگیرد، باید مظهر قدرت و عدالت و رحمت و حكمت الهی باشد. این خصوصیت، فارق بین جامعهی اسلامی و همهی جوامع دیگری است كه به شكلهای دیگر اداره میشوند. جهالتها، شهوات نفسانی، هوی و هوس و سلایق شخصیِ متكیِ به نفع و سود شخصی یا گروهی، این حق را ندارند كه زندگی و مسیر امور مردم را دستخوش خود قرار بدهند. لذا در جامعه و نظام اسلامی، عدالت و علم و دین و رحمت باید حاكم باشد؛ خودخواهی نباید حاكم بشود، هوی و هوس از هركس و در رفتار و گفتار هر شخص و شخصیتی نباید حكومت كند.
سرّ عصمت امام در شكل غایی و اصلی و مطلوب در اسلام هم همین است كه هیچگونه امكان تخطی و تخلفی وجود نداشته باشد. آنجایی هم كه عصمت وجود ندارد و میسر نیست، دین و تقوا و عدالت باید بر مردم حكومت كند كه نمونهیی از ولایت الهی محسوب میشود. پس، روز عید غدیر، روز ولایت و روز تعیینكنندهای در سرنوشت جامعهی اسلامی است.
اهمیتی كه به این روز دادهاند، چه خود نبیّ اكرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) كه بنا به وحی الهی، یك موقعیت استثنایی و روز گرم و جایگاه سختی را انتخاب كرد، تا اهمیت قضیه را نشان بدهد، و چه روایات ما و ائمهی اطهار (علیهمالسّلام) كه به این روز، اینقدر اهمیت دادند، به خاطر این است كه مسألهی ولایت و حكومت در اسلام، مسألهی اساسی و مهم است. اگر اسلام كه دین خداست و میخواهد زندگی مردم را بر اساس ارزشهای الهی اداره بكند در امر حكومت، دچار یك وضعیت دنیایی شد؛ دچار همان چیزی شد كه جوامع دیگر به آن مبتلا هستند، مصالحِ مترتب بر نظام اسلامی، بكلی از آن سلب خواهد شد. در دستگاه ادارهكننده و مدیریت و حاكمیت، باید یك نظام معنوی و الهی باشد.
اینكه علمای اسلام و ملت انقلابی ما و دلسوزان جامعه، اینقدر روی مسألهی ولایت فقیه عادل تكیه میكنند و امام بزرگوار ما (رضوان الله تعالی علیه)، آن را آنقدر مهم میشمردند، به خاطر همین بود كه اگر این مسألهی معنوی را از جامعهی اسلامیمان سلب بكنیم همچنان كه آن كسانی كه دلسپرده به روشهای غربی بودند و ارزشهای غربی برای آنها اصل بود، در باب حكومت در جامعهی اسلامی، میخواستند در سالهای اول، به همان شیوههای غربی عمل بكنند و اگر ما این اشتباه را میكردیم و بكنیم كه در مسألهی حكومت و مدیریت جامعه، ملاك و معیار اسلامی را فراموش بكنیم و به سمت همان فرمهای رایج دنیایی برویم، معنای جامعهی اسلامی ما از بین خواهد رفت. این نقطه، تعیینكننده است.
شاید این حدیث را ماها بارها گفتهایم و شنیدهایم و نقل كردهایم كه «لاعذّبنّ كلّ رعیّة فی الإسلام اطاعت اماما جائرا لیس من الله عزّ و جلّ و ان كانت الرّعیّة فی اعمالها برّة تقیّة و لأعفونّ عن كلّ رعیّة فی الإسلام اطاعت اماما هادیا من الله عزّ و جل و ان كانت الرّعیّة فی اعمالها ظالمة مسیئة». حاصل، اینكه اگر دستگاه مدیریت جامعه، صالح و سالم باشد، خطاهای متن جامعه، قابل اغماض است و در مسیر جامعه، مشكلی به وجود نخواهد آورد. اما اگر مدیریت و رأس جامعه، از صلاح و سلامت و عدل و تقوا و ورع و استقامت دور باشد، و لو در میان مردم صلاح هم وجود داشته باشد، آن صلاح بدنهی مردم، نمیتواند این جامعه را به سرمنزل مطلوب هدایت كند. یعنی تأثیر رأس قله و هرم و مجموعهی مدیریت و دستگاه ادارهكننده در یك جامعه، اینقدر فوقالعاده است. این است كه ما روی مسألهی غدیر، اینقدر تكیه میكنیم.
مسألهی غدیر، یعنی گزینش علم و تقوا و جهاد و ورع و فداكاری در راه خدا و سبقت در ایمان و اسلام و تكیه روی اینها در تشخیص و تعیین مدیریت جامعه. این قضیه، یك قضیهی ارزشی است. به این معنا، غدیر نه برای شیعیان، بلكه برای همهی مسلمانان، آموزنده و حاوی درس است و میتواند مورد تجلیل و تكریم قرار بگیرد كه حالا نمیخواهیم در این زمینهها، وارد بحثهای فرقهیی و طایفهیی بشویم و نباید بشویم. عید غدیر، حقیقتاً برای مردم عید است؛ چون به یادآورندهی یك امر حساس و مهم است.
امروز گرفتاریهای عمدهی ملتها در دنیا، گرفتاری ناشی از مدیران و دستهای گردانندهی جامعه است. آنها فاسدند كه فساد در ملتها، ریشهی همهی ارزشها و اصالتها را میكند و از بین میبرد. آنها فاسدند كه ملتها، ذلیل و برده و نوكرصفت بار میآیند. آنها فاسدند كه قدرتهای شیطانی، بر ملتهایشان تسلط پیدا میكنند. آنها فاسد و بیبندوبارند كه در متن جوامعشان، ایمان بكلی رخت برمیبندد. امروز، این بلای عمومیِ جوامع غربی است؛ بلای بیایمانی و سردرگمی و عدم تكیهی روحی به یك نقطهی مطمئن و بقیهی انواع فسادهایی كه در دنیا هست. چیز خیلی خطرناك و بلای بزرگی است و همین نقطه، جوامعی را كه به آن دچار هستند، به باد فنا خواهد داد. این ظواهر، تعیینكننده نیست. این مهم است كه آحاد یك ملت، بر گرد یك محور ایمانی جمع نشده باشند.
البته آقایان و بخصوص مسئولان، این نكته را توجه داشته باشند كه اگر ما بر نقش مدیریت و سرپرستی در جامعهی اسلامی تكیه میكنیم و آن را تعیینكننده معرفی مینماییم، با یك گزینش، قضیه تمام نمیشود. اینطور نیست كه یك شخص، در رأس برگزیده بشود و شرایط لازم را داشته باشد، بعد دیگر همه چیز بهخودیخود، حل خواهد شد. تأثیر مدیران بالا در سرنوشت جامعه هم تا حدود زیادی از این جهت است كه مدیر برتر و بالاتر، این قدرت را دارد كه دستها و ایادی چرخانندهی چرخهای كشور را سالم انتخاب بكند. یعنی سلامت آنها، جزو سلامت دستگاه حكومت است.
وقتی امیر المؤمنین علیّ بن ابی طالب (علیه الصّلاة و السّلام) در رأس حكومت قرار میگیرد، تمام شاخههای مدیریت در جامعه، به طرف صلاح حركت میكند؛ بهطوریكه اگر یكگوشه از مجموعهی این دستگاه مدیریت، ناسالم و ناپاك و غیر منطبق با معیارها باشد، برای قطع و قلعوقمع آن، امیر المؤمنین (ع) جنگِ چندینماهه را بر خودش هموار میكند. یعنی مجموعهی دستگاه مدیریت كشور، باید علوی باشد.
آن دستگاهی كه حكومتش به شكل ولایت است، ارتباط بین ولیّ و مردم، غیر قابل انفكاك میباشد. ولایت، یعنی سرپرستی، پیوند، ارتباط، اتصال، به هم پیچیدهشدن دو چیز، بههمجوشیدگی و بههمپیوستگی كسانی كه با یكدیگر ولایت دارند. معنا و شكل و مفهوم ولایت در جامعه و نظام اسلامی، این است. از این جهت، در جامعهی اسلامی، كلمهی ولایت به حكومت اطلاق میشود و رابطهی بین ولیّ و مردم، یك رابطهی ولایتی است و ارتباط و اتصال آنها، غیر قابل انفكاك میباشد و تمام اجزای این جامعه، با یكدیگر متصلند و از هم جدا نیستند. قضیه، مثل دستگاههای سلطنت، دستگاههای قدرت و كودتاچیهایی كه بر یك جامعه مسلط میشوند، نیست.
در جامعهی اسلامی، دستگاه مدیریت و حاكمیت جامعه، همه و همه، متكی به مردم، جزو مردم، همراه با مردم، متصل به مردم به تمام معنای اتصال هستند و جدا نیستند. آنجایی كه دستگاههای حكومت، به راهی میروند و مصالح مردم، به راه دیگری، به خاطر همین احساس جدایی است. مصالح دستگاه حاكم، یك چیز است؛ مصالح مردم، یك چیز دیگر. مصالح دستگاه حاكم، پیوند با امریكا و قدرتهای مسلط و استعمارگران و غارتگران منابع نفتی و این چیزهاست همچنان كه در دوران رژیم منحوس پهلوی، در كشور ما بود و امروز در خیلی از كشورهای دیگر هست مصالح مردم، یك چیز دیگر است. مصالح مردم در این است كه آن دستگاه حاكم و آن نوكران و پیوستگان بیگانه را از سر راه كمال خودشان بردارند. مصالح این دو، بكلی در دو جهت قرار دارد. لیكن در نظام اسلامی، اینطور نیست. در نظام اسلامی، حاكم، ولیّ و دوست و سرپرست و برادر و مرتبط و برای مردم است.
این، یكی از افتخارات جمهوری اسلامی است كه توانسته ولایت اسلامی را پیاده كند. ما هنوز نتوانستهایم خیلی از احكام اسلامی را بهطور كامل تحقق ببخشیم. یك جامعه، تا بهطور كامل اسلامی بشود، زمانِ زیادی لازم است؛ لیكن بحمد اللّه مسألهی حكومت و ولایت، در جامعهی اسلامی ما تحقق بخشیده شد. شكل اسلامی، علیرغم طرد و نفی و بغض و عناد قدرتهای جهانی، در جامعهی ما پیاده شد. دشمنان اسلام، مخالفت هم كردند؛ اما بحمد اللّه روز به روز در جامعهی ما، ثابتتر و درخشانتر و ماندگارتر شده است.
ما مسئولان وظیفه داریم كه ولایت الهی و اسلامی را در جامعهی خودمان، در شكل پرجاذبهی آن، برای انسانهای مشتاق و محروم، هرچه بیشتر تحقق ببخشیم. قدم اول این است كه از راه مردم جدا نشویم و فراموش نكنیم كه همین مردم، پابرهنگان، طبقات ضعیف، این كسانی كه در معیارهای مادّی جوامع، چیزی به حساب نمیآیند، صاحبان اصلی كشورند و پیروزیهای این انقلاب و این كشور و عزت ایران، به خاطر فداكاریهای آنان بهدست آمده است. فراموش نكنیم كه این مردم بودند كه اسلام را برای این كشور الهی و اسلامی خواستند و اراده كردند و آن را تحقق بخشیدند. از مردم جدا نشوید.
این، افتخار نظام و جامعهی اسلامی است كه قریب دوازده سال از پیروزی این انقلاب میگذرد و با وجود اینهمه تبلیغات و كارشكنیهای دشمنان، مردم روز به روز به آرمانهای این انقلاب و این نظام اسلامی، علاقهمندتر و دلبستهتر شدهاند و دشمن حقیقتاً در مقابل خواست و ارادهی این مردم، عاجز مانده است.
امروز دنیای اسلام، به جامعهی اسلامی ما متوجه است. هرچه در اینجا اسلام، بهتر و قویتر و واقعیتر پیاده بشود، مسلمانان در كشورهای اسلامی و در سرتاسر عالم، امیدوارتر میشوند. این جوانان و گروههای اسلامی كه با مظلومیت، در فلسطین و در بسیاری از كشورهای اسلامی، با كفر و استكبار و ایادی آنها مبارزه میكنند، پشتگرمی و دلگرمیشان، به جمهوری اسلامی است. ایستادگی این ملت است كه آنها را شاداب نگهداشته و سختیها را بر آنها هموار كرده است.1369/04/20
لینک ثابت
امامت و ولایت, جامعه اسلامی, ولی فقیه
در جامعهی اسلامی، كلمهی ولایت به حكومت اطلاق میشود و رابطهی بین ولی و مردم، یك رابطهی ولایتی است و ارتباط و اتصال آنها، غیرقابل انفكاك میباشد و تمام اجزای این جامعه، با یكدیگر متصلند و از هم جدا نیستند.1369/04/20
لینک ثابت
در انقلاب اسلامی ایران، چند خصوصیت مهم وجود داشت كه همه منطبق بر حركت اسلامی صدر اول بود:
نخست، هدفگیری سیاسی؛ یعنی ارادهی قاطع بر حاكمیت دین خدا و اینكه قدرت از دست شیطانهای ظالم و فاسد گرفته شود و حاكمیت و قدرت سیاسی جامعه بر اساس ارزشهای اسلامی شكل گیرد.1369/03/10
لینک ثابت
این نهضت مردمی و انقلاب بینظیری كه در منتهای مبارزات پانزدهسالهی آن پدید آمد و حماسهی عظیمی كه در عمر یازدهسالهی این نظام به ظهور رسید و شهادت نفوس طیبه و تحمل آن همه دشواریها و شكنجهها و مصیبتها از سوی ملت مؤمن و مبارز ما، همه و همه به خاطر اسلام بود. این ملت بزرگ و امام بزرگوارش، سعادت را در پیروی حقیقی از اسلام دانستند و حاكمیت اسلام را وسیلهی نجات از سلطهی شیطانها و طاغوتها و ستمگران دیدند و رضای خدا را در پیگیری از حاكمیت اسلام جستجو كردند. ملتهای مسلمان و مخلصان دلسوز در سراسر جهان اسلام نیز به خاطر اسلام بوده و هست كه این انقلاب و این نظام را متعلق به خود دانسته و از آن حمایت و دفاع كردند و میكنند. از این رو، جمهوری اسلامی بزرگترین وظیفهاش آن است كه اسلام را در زندگی مردم تحقق بخشد و جامعه را به صورت یك جامعهی نمونهی اسلامی درآورد.برای عملی شدن این هدف كه گامهای اساسی و بلند آن، از آغاز پیروزی به وسیلهی همهی دستاندركاران و با اشراف و اهتمام شدید امام (رضوان اللّه علیه) برداشته شده باید قوای سهگانهی كشور هماهنگ و پیگیر عمل كنند و حوزههای علمیه و مراكز فرهنگی و پژوهشی اسلامی، به تلاش وسیع دست زنند و سرچشمهی پایانناپذیر تفقه و اجتهاد آگاهانه و بصیر را در خدمت عمق و گسترش معارف اسلامی به كار گیرند و دستگاه فكری و عملی نظام جمهوری اسلامی، باهم و در كنار هم، جامعه را در راه اسلامی شدنِ روزافزون و به سمت هدفهای اسلامی پیش ببرند.
تمامی آحاد ملت مسلمان، در حفظ و حراست از احكام نورانی آن و سعی در گسترش و تعمیق آن در جامعه، دارای وظیفهای بزرگند. امر به معروف و نهی از منكر كه یكی از اركان اساسی اسلام و ضامن برپاداشتن همهی فرایض اسلامی است، باید در جامعهی ما احیا شود و هر فردی از آحاد مردم، خود را در گسترش نیكی و صلاح و برچیده شدن زشتی و گمراهی و فساد، مسئول احساس كند.
ما هنوز تا یك جامعهی كاملًا اسلامی كه نیكبختی دنیا و آخرت مردم را بهطور كامل تأمین كند و تباهی و كجروی و ظلم و انحطاط را ریشهكن سازد، فاصلهی زیادی داریم. این فاصله، باید با همت مردم و تلاش مسئولان طی شود و پیمودن آن، با همگانی شدن امر به معروف و نهی از منكر آسان گردد. مساجد به عنوان پایگاههای معنویت و تزكیه و هدایت، روز به روز گرمتر و پُررونقتر شود و نشان ایمان و عمل و اخلاق اسلامی، در گوشه و كنار جامعه، از جمله در مراكز دولتی و ادارات و دانشگاهها، همه را به پیروی از تعالیم نورانی قرآن تشویق نماید. كتاب خدا در میان مردم حضور واقعی بیابد و آموختن و تدبر و تعمق در آن، برای همه بخصوص جوانان و نوجوانان، امری رایج و دایر گردد. در این مورد، مسئولیت علما و آگاهان و نویسندگان و گویندگان و رسانههای عمومی، بسی مهم و خطیر است.1369/03/10
لینک ثابت
در نظام اسلامی باید همهی افراد جامعه، در برابر قانون و در استفاده از امكانات خداداد میهن اسلامی، یكسان و در بهرهمندی از مواهب حیات، متعادل باشند. هیچ صاحب قدرتی قادر به زورگویی نباشد و هیچكس نتواند برخلاف قانون، میل و ارادهی خود را به دیگران تحمیل كند. طبقات محروم و پابرهنگان جامعه، مورد عنایت خاص حكومت باشند و رفع محرومیت و دفاع از آنان در برابر قدرتمندان، وظیفهی بزرگ دولت و دستگاه قضائی محسوب شود. هیچكس به خاطر تمكن مالی، قدرت آن را نیابد كه در امور سیاسی كشور و در مدیریت جامعه دخالت و نفوذ كند و هیچ تدبیر و حركتی در جامعه، به افزایش شكاف میان فقرا و اغنیا نینجامد. پابرهنگان، حكومت اسلامی را پشتیبان و حامی خود حس كنند و برنامههای آن را در جهت رفاه و رفع محرومیت خود بیابند.
امام بزرگوار ما، این را یكی از اساسیترین مسائل جمهوری اسلامی دانسته و قویترین بیانات را در این باره ایراد نمودهاند و این، خصوصیت غیر قابل تفكیك جمهوری اسلامی است. هیچ حایلی نباید بتواند مسئولین نظام و مدیران بخشهای مختلف آن را از این هدف اساسی غافل كند. پابرهنگان و كوخنشینان و اكثریت مردم ما كه بر اثر سیاستهای خائنانه و خانهبرانداز رژیم ستمشاهی، در فقر و محرومیت به سر میبرند، همواره صادقترین و بااخلاصترین یاوران این انقلاب و این نظام بودهاند و هستند و نظام اسلامی باید رفع محرومیت از آنان را در صدر برنامههای سازندهی خود قرار دهد.1369/03/10
لینک ثابت
دو چیز بایستی در كنار هم، روز به روز قویتر در كشور تحقق پیدا كند:
اول، حفظ آثار و شعایر و ظواهر و نمای اسلامی جامعه است. این، خیلی مهم است. دشمنان سعی میكنند كه این حرفها را بمباردمان تبلیغاتی كنند؛ لیكن گوش به حرف دشمن ندهید. دشمن، دشمن است. ظواهر اسلامی جامعه باید حفظ بشود. این جامعه، جامعهی اسلامی نمونه است. زنان باید مواظب باشند. مردان باید مواظب باشند. كسانی كه مأموریت دارند، بیشتر باید مواظب باشند. كسانی كه در لباس انقلابند مثل روحانیون و دیگر كسانی كه لباسهای وابسته به انقلاب را دارند بیشتر از دیگران باید مواظب باشند. همهی آحاد جامعه باید سعی كنند كه صورت جامعه را یك صورت اسلامی قرار بدهند.
من همینجا، خلأ اذان در جامعهمان را یادآور بشوم. در این تهران، صدای اذان به گوش انسان نمیرسد. چرا؟ اذان، یك شعار اسلامی است. ما بااینكه پشت بلندگو، تا دیر وقتی از شب، شعر یا قرآن یا نوحه بخوانند و مزاحم همسایهها بشوند، مخالفیم. با چنین چیزی، مقابله هم میكنیم؛ اما بااینكه صدای اذان، اول ظهر و مغرب و صبح، بخصوص از حنجرهها خارج بشود، صددرصد موافقیم.
اذان، چیز خیلی خوبی است؛ «حیّ علی الصّلاة»، «حیّ علی الفلاح»، «اللّه اكبر». چرا در جامعه اذان نیست؟ اذانِ با توجه، به دلها امید میدهد. بانگ اذان، دلهای افسرده را روشن میكند. البته در سحرها، برای اذان صبح، از بلندگو استفاده نكنند؛ با حنجره اشكالی ندارد. هرچند وقتِ بیداری است، اما بلندگو ممكن است اسباب زحمت بشود. همهی ظواهر جامعه، اینطور باشد. مسجدها در وقت نماز، سرشار و مالامالِ از انسانهای ذاكر و ساجد و راكع باشد.
چشمها، ظواهر را میبینند و پشت چشمها، دلها قرار دارند. خیال نكنید چشمها، شیشهیی هستند كه در اینجا گذاشتهاند. نخیر، پشت چشم، دل و جان و ذهن انسانی است. این چشمها و نیز دلهایی كه پشت آنهاست، باید از نشانههای اسلام پُر بشوند.1369/03/02
لینک ثابت
در جمهوری اسلامی، همهی قشرها، چه كسانی كه مسئولیتی در نظام جمهوری اسلامی دارند كه البته نسبت به اینها، تكلیف سنگینتر و فوریتر و واجبتر است چه مردم معمولی جامعه كه سمت و منصب و شغل و اعتباری ظاهری را یدك نمیكشند، اگر سعی كنند همین یك خصوصیت را تواضع، زدودن روح تكبر و استعلا و علو، كه موجب طغیان است در خودشان به وجود آورند، بسیاری از مشكلات حل خواهد شد و جامعه، جامعهی حقیقتاً اسلامی خواهد شد. باید این كارها را بكنیم؛ منتظر چه هستیم؟ آن احساس و وسوسهای كه درون من و شما وجود داشته باشد، دائم به ما بگوید كه ما از دیگران بالاتریم، حرف ما از حرف دیگران قابل قبولتر است، شأن ما از شأن دیگران بیشتر است؛ این، موجب فساد و اختلاف و گسستن همه چیز در نظام اسلامی است؛ این را باید از بین برد. اگر ما این صفت شیطانی را در وجود خودمان و در صحن جامعه از بین بردیم، برادری و همكاری به وجود خواهد آمد و روز به روز، وحدت بهتر و بیشتری ایجاد خواهد شد و جامعه، التیام الهی و اسلامی خودش را به دست خواهد آورد.1369/01/30
لینک ثابت
من به شما برادران و خواهران نمازگزار توصیه میكنم كه در همهی امور و آنات زندگیتان، تقوای الهی را بر خود فرض و لازم بشمارید؛ مخصوصاً كسانی كه در جامعه مسئولیت بیشتری دارند. اگرچه در جامعهی اسلامی همه مسئولند، اما هرچه مسئولیت بیشتر و بار سنگینتر باشد، زاد و توشهی تقوا بیشتر مورد نیاز است. آن كسانی كه در جامعه مسئولند، باید بر مایهی تقوای خود بیفزایند؛ بدانند كه چه میكنند و بفهمند كه آیا رضای الهی در این حرفی كه میزنند، در این اقدامی كه انجام میدهند و در این عملی كه میكنند، هست یا نه؟ این، معیار و ملاك است. اگر ما تقوا را پیشهی خودمان بكنیم، و اللّه قویترین قدرتهای مادّی هم نخواهند توانست سرسوزنی در این راه مستقیمی كه ما طی میكنیم، انحراف به وجود بیاورند.1369/01/10
لینک ثابت
تذکری به مومنان، که خدایشان بدان ها وعده داده
مرّةً أخرى أحیّی کلّ الإخوة و الأخوات من أبناء العالم الإسلامیّ و من أبناء الشّعوب المستضعفة فی کلّ أرجاء الأرض و أذکی فی قلوبهم الأمل بتذکیرهم بقول الله سبحانه: «بِسمِ اللهِ الرَّحمٰنِ الرَّحیمِ. وَعَدَ اللهُ الَّذینَ ءامَنوا مِنکُم وَ عَمِلُوا الصّالِحٰتِ لَیَستَخلِفَنَّهُم فِی الاَرضِ کَمَا استَخلَفَ الَّذینَ مِن قَبلِهِم وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُم دینَهُمُ الَّذِى ارتَضیٰ لَهُم وَلَیُبَدِّلَنَّهُم مِن بَعدِ خَوفِهِم اَمنًا یَعبُدونَنی لایُشرِکونَ بى شَیئئًا»(1)
بار دیگر به همهى خواهران و برادران مسلمان در جهان اسلام و به ملل مستضعف سراسر گیتى درود میفرستم و با یادآورى این فرمودهى خداوند سبحان، امید را در دلهایشان زنده میکنم: «به نام خداوند رحمتگر مهربان. خدا به کسانى از شما که ایمان آورده و کارهاى شایسته کردهاند، وعده داده است که حتماً آنان را در این سرزمین جانشین [خود] قرار دهد؛ همانگونه که کسانى را که پیش از آنان بودند جانشین [خود] قرار داد، و آن دینى را که برایشان پسندیده است به سودشان مستقر کند، و بیمشان را به ایمنى مبدّل گرداند، [تا] مرا عبادت کنند و چیزى را با من شریک نگردانند؛ و هر کس پس از آن به کفر گراید، آنانند که نافرمانند.»1368/11/20
1 )
سوره مبارکه النور آیه 55
وَعَدَ اللَّهُ الَّذينَ آمَنوا مِنكُم وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ لَيَستَخلِفَنَّهُم فِي الأَرضِ كَمَا استَخلَفَ الَّذينَ مِن قَبلِهِم وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُم دينَهُمُ الَّذِي ارتَضىٰ لَهُم وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِن بَعدِ خَوفِهِم أَمنًا ۚ يَعبُدونَني لا يُشرِكونَ بي شَيئًا ۚ وَمَن كَفَرَ بَعدَ ذٰلِكَ فَأُولٰئِكَ هُمُ الفاسِقونَ
ترجمه:
خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند وعده میدهد که قطعاً آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد، همان گونه که به پیشینیان آنها خلافت روی زمین را بخشید؛ و دین و آیینی را که برای آنان پسندیده، پابرجا و ریشهدار خواهد ساخت؛ و ترسشان را به امنیّت و آرامش مبدّل میکند، آنچنان که تنها مرا می پرستند و چیزی را شریک من نخواهند ساخت. و کسانی که پس از آن کافر شوند، آنها فاسقانند.
لینک ثابت
من به نوبهی خودم بهعنوان یک طلبه، یک خدمتگزار کوچک شما، یک شاگرد کوچک امام و یک سرباز کوچک انقلاب و اسلام عرض میکنم: ما در راه اسلام، در راه زندگى اسلامى، در راه حیات طیّبهی اسلامى براى شما مردم و براى جامعهی اسلامى در دنیا، از هیچ کوششى فروگذار نمیکنیم و به فضل پروردگار هیچ عاملى هم نخواهد توانست ما را از این صراط مستقیم و خطّ روشن منحرف کند.1368/11/20
لینک ثابت
معناى عزّت این است که جامعهی اسلامى و نظام اسلامى در هیچ یک از برخوردهاى بینالمللیاش بایستى جورى حرکت نکند که به ذلیل شدن اسلام و مسلمین منتهى بشود. البتّه ذلیل شدن غیر از ضعیف بودن است؛ ممکن است کسى ضعیف باشد، امّا ذلیل نباشد. بین این دو تفاوت هست؛ که کارآمدانِ این کارها خوب میتوانند بفهمند.1368/11/09
لینک ثابت