
در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
آئین همگرایی شیعه علیه سلطه
برخلاف آنچه تصور میشود، سنتهای مبنایی شیعی، محرک و بنیان فرقهگرایی نیستند و نخواهند شد. دستگاه پروپاگاندای معاندین و مغرضین همواره سعی دارد این سنتها و آیینها را نشانه و دال فرقهگرایی تعریف کند؛ نوعی فرقهگرایی که خروجیاش به طرد، نفی و تکفیر دیگران میانجامد. تشیع، هرچند قرائت خود را به حقیقت نزدیکتر میداند، اما این قرائت، چون توسط امری خارج از انسان حد میخورد، لزوماً منجر به تکفیر و نفی دیگری نمیانجامد؛ چیزی که مسامحتاً بشر در جریانهای تکفیری یا فاشیستی تجربه کرده است. با این تفاصیل و تفاسیر، آیینها و سنتهای شیعی، مفاهیم و بسترهایی برای همگرایی هویتی شیعیان است.