1405/05/13
سرمقاله شماره ۴۰۹ روزنامه صدای ایران
آئین همگرایی شیعه علیه سلطه

در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
«صدای ایران»، روزنامه اینترنتی رسانهی KHAMENEI.IR که از روزهای آغازین جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونی علیه ایران با مأموریتی که ذکر شد آغاز به کار کرد، حال و در روزهای جنگ تحمیلی سوم سعی دارد تا بهصورت روزانه همراه ملّت ایران باشد. محورهای مهم و مرتبط را از لابهلای سیل اخبار و اطلاعات درست و نادرست بیرون کشیده، سره را از ناسره جدا کرده و وضعیت راهبردی جمهوری اسلامی ایران را آنگونه که هست روایت کند. «صدای ایران» صدای ملّت ایران خواهد بود و راوی ایستادگی و مقاومت آنها.
چهارصد و نهمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید علیاصغر آستانه، از اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که بر اثر حملات آمریکایی_سعودی به استان دیاله عراق در مرداد ۱۴۰۵ به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
چهارصد و نهمین شماره «صدای ایران»، تقدیم میشود به روح مطهر، شهید علیاصغر آستانه، از اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که بر اثر حملات آمریکایی_سعودی به استان دیاله عراق در مرداد ۱۴۰۵ به شهادت رسید.
این روزنامه اینترنتی هر شب حوالی ساعت ۲۲ در رسانهی KHAMENEI.IR منتشر خواهد شد.
سرمقاله
آئین همگرایی شیعه علیه سلطه
برخلاف آنچه تصور میشود، سنتهای مبنایی شیعی، محرک و بنیان فرقهگرایی نیستند و نخواهند شد. دستگاه پروپاگاندای معاندین و مغرضین همواره سعی دارد این سنتها و آیینها را نشانه و دال فرقهگرایی تعریف کند؛ نوعی فرقهگرایی که خروجیاش به طرد، نفی و تکفیر دیگران میانجامد. تشیع، هرچند قرائت خود را به حقیقت نزدیکتر میداند، اما این قرائت، چون توسط امری خارج از انسان حد میخورد، لزوماً منجر به تکفیر و نفی دیگری نمیانجامد؛ چیزی که مسامحتاً بشر در جریانهای تکفیری یا فاشیستی تجربه کرده است. با این تفاصیل و تفاسیر، آیینها و سنتهای شیعی، مفاهیم و بسترهایی برای همگرایی هویتی شیعیان است.
آئین همگرایی شیعه علیه سلطه
برخلاف آنچه تصور میشود، سنتهای مبنایی شیعی، محرک و بنیان فرقهگرایی نیستند و نخواهند شد. دستگاه پروپاگاندای معاندین و مغرضین همواره سعی دارد این سنتها و آیینها را نشانه و دال فرقهگرایی تعریف کند؛ نوعی فرقهگرایی که خروجیاش به طرد، نفی و تکفیر دیگران میانجامد. تشیع، هرچند قرائت خود را به حقیقت نزدیکتر میداند، اما این قرائت، چون توسط امری خارج از انسان حد میخورد، لزوماً منجر به تکفیر و نفی دیگری نمیانجامد؛ چیزی که مسامحتاً بشر در جریانهای تکفیری یا فاشیستی تجربه کرده است. با این تفاصیل و تفاسیر، آیینها و سنتهای شیعی، مفاهیم و بسترهایی برای همگرایی هویتی شیعیان است.هویتی که بر مبنای پاسخ مشترک به چیستی و کیستی انسانها و البته بر محوریت نهضت بیداری اسلامی عاشورایی شکل گرفته است. ماهیت عاشورایی این آیینها، از جمله راهپیمایی اربعین، نفی سلطه، قلدری، زور و طاغوت است. ماهیت عاشورایی این آیینها، پیشران نهضت حریت و آزادگی است. از منظر جهانبینی عاشورایی، قدرت به صرف اینکه در قدرت است و ابزار سلطه را در اختیار دارد، مشروع نیست. صرف قدرت، مشروعیت نمیآورد. حتی اگر لازم باشد، باید جلوی چنین سلطه و سیطرهای ایستاد و نه گفت. از این جهت، ماهیت عاشورایی هویتها و سنتهای شیعی، عقربه قطبنمای جهانبینی توحیدی اوست، برای نه گفتن به طواغیت زمان.
سمت دیگر این سنتها و آیینها، کارکرد اجتماعی آنهاست. این مناسک و آیینها حکم مغناطیسی را دارند که برادههای پراکنده در زمان و مکان را گرد هم جمع کرده و تشکل و جامعهای خلق میکنند که چیزی بیش از مجموع تکتک انسانهای شرکتکننده در این مناسک است. جامعه بزرگتری که تصویرش صرفاً جمع جبری ذراتش نیست، بلکه چیزی بیشتر از آن است. این درست نقطه مقابل تعاریف مدرنیستی از جامعه انسانی است که جامعه را حاصل کنار هم قرار گرفتن سلولهای منفرد انسانی میدانند. خروجی این وضعیت، در روی زمین، یک پدیده انسانی محکم و ریشهدار است.
از سوی دیگر، شیعیان با حضور و شرکت در این آیینها، خود را وابسته به جامعه بزرگتری میبینند. آنها سلولها و ذراتی پراکنده نیستند که به زمین پرتاب شده باشند. بخشی از یک «مایِ» بزرگترند. چیستی و کیستیشان در این مایِ بزرگتر تعریف میشود. آیینها و مناسک شیعی، از جمله راهپیمایی اربعین، چون مایعی سیال در خلل و فرج جوامعِ در ظاهر پراکنده، در زمان و مکان جاری شده و شیعیان را نهتنها از مکانهای مختلف، بلکه حتی از زمانهای مختلف گرد هم میآورد و کنار هم قرار میدهد. شیعیان از زمانها و مکانهای مختلف احضار میشوند و مایِ آنها بزرگتر و منسجمتر شده و در طول زمان جاری میشود.
همه اینها مقدمهای بود برای تشریح این مطلب که وقتی چنین پدیدهای با ماهیت توحیدی و ضدسلطه عاشورایی ترکیب میشود، چه نتیجهای میدهد و منافع چه کسانی را به خطر میاندازد؟ مگر نه این است که عقربه این دستگاه به سمت ماهیت عاشورایی کربلاست؟ و مگر نه این است که تیغ تیز عاشورا علیه دستگاه یزیدیان است؟! حالا شاید بهتر مشخص شود که چرا این مناسک، و در رأس آنها پدیده عظیم اربعین، چه بستر عظیمی است و چرا حمایت مادی و معنوی از آن، مورد بغض دستگاه شرک و کفر جهانی و پیادهنظام نظریهپردازان جهان سومی آن است. اربعین، آیین بیداری و نهضت بیداران است و دمودستگاه کفر با هر آنچه که مایه تلنگر انسان غفلتزده مدرن را فراهم آورد، سر عناد دارد.

