
در میانهی جنگ آنگاه که اخبار و روایتهای گوناگون اوج میگیرند و خیز بر میدارند و حتی برخی متخصص رسانهای را در خود غرق میکنند - اخبار و روایتهایی که بعضاً حتی صحت و سقمشان هم مشخص نیست - سخن گفتن و روایت کردن از واقعیات، آنگونه که هستند نه آنگونه که دشمن آن را بازنمایی میکند، اهمیت و ضرورتی مضاعف پیدا میکند. البته نه به شکل آنچه که در هجوم اخبار و اطلاعاتی میبینیم و امکان رمزگشایی آنها برای مخاطب مشخص نیست بلکه به شکلی که اولویتها را به شیوهای منطقی برای مخاطب مشخص کند، ارتباط منطقی میان پدیدهها را تشریح کرده و توجه مخاطب به سمت و سویی رهنمون شود که در حالت عادی چندان مد نظر قرار نمیگیرند.
یا لثارات الحسین علیهالسلام
مرزها خیلی چیزها را از یکدیگر جدا میکنند، اما چیزهایی هم هستند که هیچ مرزی را توانِ جدا کردن آنها از هم نیست. آنچه امروز در عراق رخ داد، شمهای از اینها بود. نجف و کربلا زائر داشتند؛ زائری که آخرین بار حدود ۷۰ سال پیش به پابوس صحن و سرای مولای متقیان و سرور و سالار شیعیان آمده بود و اینک نه با پای خویش، که جسمِ غرقه در خونش بر دوش سیل خروشانی از اهل عراق، برای وداع، مهمان ایوان نجف و بینالحرمین میشد.