others/content
نسخه قابل چاپ

|روایت|

یاران علی

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif روایتی از مراسم وداع با پیکر قائد شهید انقلاب اسلامی در جوار حسینیه امام خمینی(ره).

https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif هر سال نیمه شعبان که می‌شد آقا با کارکنان و خانواده‌های بیت رهبری دیداری داشتند. دیداری بین همکاران. این وداع شبیه آن دیدار بود. شاید به جای دیداری که در نیمه شعبان برگزار نشد. فرقش این بود که بعضی خانواده شهدای جنگ رمضان هم بودند، آنها هم خانواده بیت رهبری حساب می‌شدند.

از عصر رفتیم سمت زینبیه بیت رهبری، تا غروب ذره ذره و قطره قطره جمع شدیم. آدم‌های این جمع سال‌ها خاطره با رهبر شهید بر دوش و در قلبشان بود همین بار سنگین از بغض گلو و با اشک چشمشان بیرون می‌زد. بدون اینکه کسی چیزی بخواند و چیزی بگوید، گوشه گوشه زینبیه آدم‌ها سر به زیر انداخته بودند و آرام گریه می‌کردند.

هنوز برنامه شروع نشده بود که مهدی همت از پشت سر آمد و سلام و علیک کرد. می‌گفت بعضی رفقای من تازه به جمع ما اضافه شدند، یتیمهای شهدا!

بعد از نماز، قاری رفت بالا قبل از اینکه قرآن بخواند
 
گفت: امیدوارم آقا ما را حلال کند.
جمع گریه های یواشکی‌اش را علنی کرد.

قرار بود برای اولین بار پیکر آقا در یک جمع بیاید و این هیجان و شوری درست کرده بود. شیخی سخنرانی کرد و مداحها خواندند. مداحها هم مثل مردم سرگشته بودند. برنامه خودش پیش می‌رفت. گاهی مداح چیزی میخواند و گاهی مردم خودشان شعار می‌دادند.

آمدن پیکر دیر شد. ما روی پنجه پا بلند می‌شدیم و می‌دیدیم ماشینی آمده تا پشت پرده و گاهی درش باز می‌شود بعد بسته می‌شود.

بعدتر فهمیدیم بچه های حفاظت دو دسته شده اند، دسته ای نگرانند پیکر بیاید و بین مردم گیر کند، دسته ای نظرشان این بود که ملّت منتظرند و باید پیکر را آورد.

وسط این کش مکش پیرمردی بلند داد زد ای پسر فاطمه منتظر تو هستیم...

کل زینبیه منفجر شد، صدای ناله بلند شد. انفجار بعدی وقتی بود که بالاخره تابوت وارد سالن شد. همکاران سابق رهبر از دست رفتند. موج افتاد در جمعیت. چند نفر از هیجان و گرما و تشنگی از حال رفتند و روی دست جابجا شدند. محافظها کنار تابوت نشستند. حالی بود وصف ناشدنی.

یاران امام حسین علیه‌السلام این فرصت را داشتند که قبل از شهادت ایشان وظیفه‌شان را با دادن خونشان انجام دهند. آنها نبودند وقتی امام شهید می‌شد، زودتر رفته بودند.

ولی یاران امام علی علیه‌السلام حال عجیبی داشتند. آنها بودند و آماده جانفشانی که امیرالمومنین ترور شد. حال کسی که مانده و بزرگ و بزرگترش رفته حال عجیبی خواهد بود. حال حسرت و خشم.

همکاران بیت رهبری و البته مردم ایران همین حال را داشتند و دارند. آنها سنگینی این سوال را با خودشان حمل می‌کردند که چرا جنگ آنها را دور زده و سراغ رهبرشان رفته.

تابوت مدت کوتاهی ماند و بعد از روی جایگاه جابجا شد و دوباره رفت پشت پرده.

همکاران رهبر شهید ماندند و همان حیرانی یاران علی. 
....
لطفاً نظر خود را بنویسید:
نام :
پست الکترونیکی :
نظر شما :
ضمن تشکر ، نظر شما با موفقیت ثبت شد.
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار امام مجاهد شهید حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (قدّس‌الله‌نفسه‌الزکیه) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی