
مراسم وداع و تشییع حضرت آیتالله العظمی سیّدعلی خامنهای، رهبر شهید انقلاب اسلامی، به رویدادی تبدیل شد که بازتاب آن از مرزهای جغرافیایی منطقه فراتر رفت و به یکی از ماندگارترین موضوعات رسانههای بینالمللی بدل شد. صدها خبرنگار، دهها شبکه تلویزیونی و خبرگزاری معتبر جهان از نخستین ساعات آغاز مراسم، تحولات تهران را به صورت زنده و لحظهبهلحظه پوشش دادند؛ رویدادی که از نگاه بسیاری از تحلیلگران بینالملل آزمونی برای سنجش وضعیت داخلی جمهوری اسلامی ایران پس از جنگ، میزان انسجام اجتماعی، ثبات ساختار سیاسی و جایگاه منطقهای کشور به شمار میرفت
. آزمونی که نشان داد ایران جدید و مقتدر از دل جنگ چهل روز و با فدا کردن خون پاکترین انسانها متولد شده است.
اهمیت این پوشش رسانهای از آن جهت دوچندان است که بخش قابل توجهی از رسانههای غربی طی ماههای گذشته، روایت خود از ایران را بر پایه تضعیف انسجام داخلی، افزایش شکافهای اجتماعی و احتمال بروز بیثباتی سیاسی بنا کرده بودند. با این حال، تصاویر منتشرشده از حضور گسترده مردم در رسانههای جهانی، استمرار چندروزه مراسم، مشارکت هیئتهای بلندپایه خارجی و مدیریت منظم این رویداد، بسیاری از این رسانهها را ناگزیر کرد واقعیتهای میدانی را نیز در روایتهای خود بازتاب دهند؛ واقعیتهایی که در مواردی با پیشفرضهای پیشین آنها همخوانی نداشت.
بررسی گزارشهای منتشرشده در رسانههای آمریکایی، اروپایی، عربی، روسی و چینی نشان میدهد که با وجود تفاوتهای آشکار در رویکردهای سیاسی، اشتراکات قابل توجهی در توصیف این مراسم وجود دارد. تأکید بر حضور گسترده مردم، اذعان به نظم و سازماندهی مراسم، توجه به مشارکت هیئتهای خارجی و اشاره به جایگاه راهبردی ایران در تحولات منطقه، از جمله محورهایی است که در بخش قابل توجهی از این گزارشها تکرار شده است.
این همگرایی ناخواسته در روایت رسانههای بینالمللی نشان میدهد که تشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی، تنها یک رویداد داخلی نبود، بلکه به صحنهای برای نمایش ظرفیت بسیج اجتماعی، سرمایه ملّی، استمرار ساختار حکمرانی و تداوم نقشآفرینی جمهوری اسلامی ایران در معادلات منطقهای تبدیل شد؛ واقعیتی که حتی رسانههای منتقد نیز نتوانستند آن را نادیده بگیرند. در این گزارش با مرور و تحلیل بازتاب این مراسم در رسانهها و اظهارات شخصیتهای سیاسی و مذهبی جهان، سعی میشود تصویری جامع از روایتهای بینالمللی این رخداد و پیامهای سیاسی، اجتماعی و راهبردی آن ارائه شود.
روایت رسانههای غربی؛ از انکار تا اعتراف
نخستین نکته مشترک در میان رسانههای غربی، اذعان به گستردگی مراسم تشییع است.
شبکه سیبیسی نیوز کانادا گزارش داد که صدها هزار نفر از ساعات اولیه صبح در مصلای امام خمینی
رحمهالله تهران حاضر شدند و با سینهزنی، حمل پرچمها و تصاویر رهبر شهید انقلاب، در مراسم سوگواری شرکت کردند. این شبکه در عین پرداختن به تحولات سیاسی، تصریح کرد که برگزاری این مراسم میتواند به انسجام داخلی و تقویت جایگاه رهبری جدید کمک کند و همچنان تنگه هرمز یکی از مهمترین اهرمهای قدرت ایران در تعاملات منطقهای و بینالمللی باقی مانده است
.
رادیوی ملی آمریکا (NPR) نیز اگرچه تلاش کرد گزارش خود را با روایتهای انتقادی همراه کند، اما ناچار شد از حضور گسترده مردم، مقامات ارشد جمهوری اسلامی و هیئتهای بلندپایه خارجی سخن بگوید. این رسانه اذعان کرد که مراسم با وجود شرایط ناشی از جنگ، به نمادی از تداوم ساختار سیاسی و استمرار حاکمیت تبدیل شده است. همچنین حضور نمایندگان روسیه، پاکستان، عراق، افغانستان، عربستان سعودی و جنبش حماس در گزارش این رسانه بازتاب یافت
.
شبکه ایبیسی نیوز آمریکا نیز در روز اول مراسم وداع با تمرکز بر ابعاد میدانی مراسم، از آمادگی تهران برای یکی از بزرگترین آیینهای تشییع تاریخ معاصر ایران خبر داد. این شبکه گزارش داد که دولت ایران انتظار حضور میلیونها نفر را دارد و این حضور میتواند موجب تقویت انسجام داخلی شود. ایبیسی همچنین به جایگاه تنگه هرمز در مذاکرات آینده و نقش ژئوپلیتیکی ایران اشاره کرد
.
شبکه سیانان نیز با اعزام خبرنگار به تهران، تصویری از حضور گسترده مردم، نظم مراسم و تدابیر امنیتی گسترده ارائه کرد. فردریک پلیتگن، خبرنگار این شبکه، از حضور هزاران عزادار با لباسهای مشکی، پرچمهای ایران، تصاویر رهبر شهید و گلهای سفید گزارش داد و نوشت که تهران خود را برای یکی از بزرگترین مراسمهای تشییع تاریخ معاصر آماده کرده است. سیانان همچنین به نقل از تحلیلگران امنیتی رژیم صهیونیستی اذعان کرد که حضور فرماندهان ارشد نظامی و مسئولان جمهوری اسلامی در مراسم، نشاندهنده اعتماد ایران به توان امنیتی خود است
.
خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز گزارش داد که شعار غالب مراسم «انتقام» بوده و جمهوری اسلامی خود را برای برگزاری مراسمی چندروزه با حضور میلیونی مردم آماده کرده است. این خبرگزاری با مقایسه این مراسم با تشییع تاریخی بنیانگذار جمهوری اسلامی در سال ۱۳۶۸، از بسیج گسترده اجتماعی و فضای عمومی تهران سخن گفت
.
خبرگزاری فرانسه (AFP) نیز از حضور هزاران نفر پیش از آغاز رسمی مراسم خبر داد و نوشت که بسیاری از عزاداران برای رسیدن به محل مراسم کیلومترها پیادهروی کردهاند و با در دست داشتن پرچمهای سرخ و تصاویر رهبر شهید، در انتظار آغاز آیین تشییع بودند
.
گاردین پا را فراتر گذاشت و این مراسم را یکی از بزرگترین تجمعهای تاریخ جمهوری اسلامی پس از انقلاب اسلامی توصیف کرد. این رسانه نوشت که استقرار ستادهای مردمی، ایستهای بازرسی و حضور میلیونی مردم، مراسم را به «مهمترین رویداد قرن» تبدیل کرده است.
دویچهوله نیز از حضور میلیونها ایرانی در مصلای تهران گزارش داد و فضای مراسم را با پرچمهای سرخ، اشک عزاداران و حضور انبوه مردم توصیف کرد.
میدلایست مانیتور اما نگاه تحلیلیتری ارائه داد و مراسم را صرفاً یک آیین مذهبی ندانست. این رسانه انگلیسیزبان نوشت که تشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی، «مانیفست ژئوپلیتیکی» و نمادی از تداوم محور مقاومت است و شکاف عمیق میان نگاه غرب و جنوب جهانی را آشکار میکند.
روایت رسانههای عربی؛ پیام وحدت و تداوم مقاومت
رسانههای عربی بیش از هر چیز بر پیام سیاسی و منطقهای مراسم تمرکز کردند.
الجزیره این مراسم را یکی از بزرگترین آیینهای تشییع تاریخ ایران توصیف کرد و از حضور گسترده مردم، مقامات و هیئتهای خارجی خبر داد. این شبکه مشارکت بینالمللی را در سه سطح مردم، نخبگان و هیئتهای رسمی تقسیمبندی کرد و آن را نشانه اهمیت فراملّی این رویداد دانست
.
المیادین در تحلیلی مفصل، حضور میلیونی مردم را مصداق نظریه «تجمع حول پرچم» ارزیابی کرد و نوشت که برخلاف انتظار آمریکا و رژیم صهیونیستی، فشار خارجی نهتنها موجب تضعیف جمهوری اسلامی نشد، بلکه انسجام داخلی را تقویت کرد و پیام روشنی از شکست پروژه تغییر نظام مخابره ساخت.
المنار با پخش زنده مراسم گزارش داد که مردم از ساعات اولیه بامداد در محل حاضر شدند، نماز صبح را به جماعت اقامه کردند و با برافراشته شدن پرچم «یا لثارات الحسین
علیهالسلام» مراسم وارد مرحله رسمی شد
.
المسیره یمن نیز حضور گسترده مردم را پیامی آشکار مبنی بر تداوم راه رهبر شهید دانست و تأکید کرد که این مراسم نشان داد ملّت ایران بر مسیر خود استوار مانده است
.
وبگاه عربی۲۱ نیز با اشاره به حضور هیئتهای رسمی کشورهای مختلف، مراسم را یک رویداد بینالمللی توصیف کرد که هدف آن نمایش استمرار انقلاب اسلامی و پیوند نسل جدید با میراث انقلاب ۱۹۷۹ است.
همزمان، شخصیتهای برجسته منطقه نیز واکنش نشان دادند. محمد الحاج موسی، سخنگوی جنبش جهاد اسلامی فلسطین، شهادت رهبر انقلاب را پیوند خون رهبران مقاومت با خون رزمندگان فلسطینی توصیف کرد و گفت که حمایت ایشان از آرمان فلسطین طی دههها، ستون اصلی مقاومت بوده است. آیتالله شیخ عیسی قاسم، رهبر شیعیان بحرین، نیز رهبر شهید را فقیهی بزرگ، سیاستمداری حکیم و مدافع امت اسلامی خواند و بر تداوم همان مسیر تأکید کرد.
روایت روسیه و چین؛ تأکید بر ثبات و جایگاه بینالمللی ایران
رسانههای روسی و چینی، برخلاف بسیاری از رسانههای غربی، بیش از هر چیز بر ثبات سیاسی و جایگاه بینالمللی ایران تأکید کردند.
راشاتودی (RT) مراسم را یکی از بزرگترین رویدادهای تاریخ جمهوری اسلامی دانست و گزارش داد که میلیونها نفر در آیینهای مختلف تشییع شرکت خواهند کرد. این رسانه همچنین مراسم را نماد همبستگی ملّی توصیف کرد
.
بخش عربی راشاتودی نیز از حضور گسترده مردم و شعارهای انتقامجویانه علیه عاملان ترور رهبر شهید خبر داد.
دیمیتری مدودف، معاون دبیر شورای امنیت روسیه، که به نمایندگی از رئیسجمهور این کشور در مراسم حضور داشت، با انتشار پیامی رسمی، شهادت رهبر انقلاب را ضایعهای بزرگ دانست و همدردی دولت و ملّت روسیه با مردم ایران را اعلام کرد.
خبرگزاری شینهوا نیز با تأکید بر حضور گسترده مردم و هیئتهای خارجی، مراسم را نشانه اهمیت منطقهای و بینالمللی جمهوری اسلامی توصیف کرد.
سیجیتیان، وابسته به رادیو و تلویزیون مرکزی چین، این آیین را یکی از مهمترین رخدادهای تاریخ جمهوری اسلامی دانست و بر مشارکت گسترده شخصیتهای مذهبی و سیاسی تأکید کرد.
چاینا دیلی و
گلوبال تایمز نیز حضور نمایندگان کشورهای مختلف در مراسم را نشانه جایگاه دیپلماتیک ایران ارزیابی کردند.
در نهایت،
ساوت چاینا مورنینگ پست مراسم تشییع را «نمایش قدرت در برابر دشمنان جمهوری اسلامی» توصیف کرد و با اشاره به حضور میلیونها ایرانی، آن را جلوهای از انسجام ملّی و اقتدار سیاسی ایران دانست.
پیامهای راهبردی تشییع در روایت رسانههای جهان
آنچه مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی را از بسیاری از رخدادهای مشابه متمایز کرد، صرفاً ابعاد گسترده حضور مردمی یا سطح پوشش رسانهای آن نبود، بلکه تقابل دو روایت متفاوت از ایران بود؛ روایتی که طی سالهای اخیر از سوی بخش قابل توجهی از رسانههای غربی درباره آینده جمهوری اسلامی ترسیم شده بود و روایتی که واقعیتهای میدانی این مراسم به نمایش گذاشت.
در ماههای منتهی به جنگ، بخش مهمی از تحلیلهای رسانههای غربی بر این فرض استوار بود که تشدید فشارهای نظامی، تحریمها و عملیات روانی میتواند به تضعیف انسجام داخلی ایران و ایجاد شکاف در ساختار حکمرانی منجر شود. در چنین فضایی، ترور رهبر شهید انقلاب از نگاه بسیاری از ناظران غربی، میتوانست نقطه آغاز یک بحران ساختاری تلقی شود. اما بازتاب مراسم تشییع در رسانههای مختلف جهان نشان داد که دستکم در سطح روایت رسانهای، این پیشبینیها با واقعیتهای میدانی فاصله قابل توجهی داشته است.
نخستین نکتهای که تقریباً در تمامی گزارشهای غربی، عربی، روسی و چینی مشاهده میشود، اذعان به ظرفیت بسیج اجتماعی جمهوری اسلامی است. هرچند این رسانهها در برآورد تعداد شرکتکنندگان یا تحلیل انگیزههای آنان اختلاف نظر دارند، اما تقریباً هیچکدام اصل حضور گسترده مردم را انکار نکردهاند. از سیانان و آسوشیتدپرس گرفته تا الجزیره، راشاتودی و شینهوا، همگی از حضور انبوه جمعیت، برگزاری منظم مراسم و تداوم آن در چندین شهر ایران و عراق گزارش دادهاند.
این مسئله از منظر سیاسی اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا یکی از شاخصهای مهم سنجش قدرت دولتها، صرفاً توان نظامی یا اقتصادی نیست، بلکه توانایی سازماندهی و بسیج اجتماعی در شرایط بحرانی نیز به عنوان یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت ملّی شناخته میشود. مراسم تشییع، از این منظر، به آزمونی برای سنجش میزان ظرفیت اجتماعی جمهوری اسلامی تبدیل شد؛ آزمونی که حتی رسانههای منتقد نیز نتوانستند اصل آن را نادیده بگیرند.
نکته دوم، استمرار ساختار حکمرانی است. بخش مهمی از رسانههای غربی، به حضور همزمان مقامات ارشد سیاسی، فرماندهان نظامی، مسئولان اجرایی و هیئتهای خارجی اشاره کردهاند. این موضوع اگرچه در ظاهر صرفاً یک گزارش خبری است، اما در واقع پیامی سیاسی نیز در خود دارد؛ اینکه ساختار تصمیمگیری و اداره کشور پس از یکی از حساسترین مقاطع تاریخ معاصر، با قدرت به فعالیت خود ادامه داده و خللی در مدیریت امور مشاهده نمیشود
.
از سوی دیگر، پوشش رسانههای عربی نشان داد که این مراسم تنها در چارچوب تحولات داخلی ایران تحلیل نشده است. المیادین، المنار، المسیره و حتی عربی۲۱، هر یک از زاویهای متفاوت، این رخداد را بخشی از معادلات منطقهای و محور مقاومت ارزیابی کردهاند. در تحلیل المیادین، مراسم تشییع نه تنها یک آیین سوگواری، بلکه پاسخی سیاسی به راهبرد «تغییر نظام» توصیف شده است؛ تحلیلی که بر مبنای نظریه «تجمع حول پرچم»
(Rally Around the Flag) شکل گرفته است. بر اساس این نظریه، جوامع در شرایط تهدید خارجی، به جای واگرایی، معمولاً پیرامون حاکمیت و نمادهای ملّی خود انسجام بیشتری پیدا میکنند. اشاره صریح این رسانه به شکست محاسبات آمریکا و رژیم صهیونیستی، از همین منظر قابل ارزیابی است.
در میان رسانههای غربی نیز، هرچند این مفهوم به صورت مستقیم مطرح نشده، اما اشاره مکرر به احتمال تقویت انسجام داخلی ایران پس از مراسم، نشان میدهد که آنها نیز ناچار به پذیرش بخشی از این واقعیت شدهاند.
بعد دیگر این رویداد، اهمیت ژئوپلیتیکی ایران است. نکته قابل توجه آن است که تقریباً در تمامی گزارشها، از سیبیسی نیوز و ایبیسی گرفته تا فرانس۲۴ و الجزیره، موضوع تنگه هرمز، مذاکرات آینده با آمریکا و جایگاه ایران در امنیت انرژی جهان مورد توجه قرار گرفته است. این همزمانی بیانگر آن است که حتی در گزارشی که موضوع اصلی آن یک مراسم تشییع است، رسانههای بینالمللی نمیتوانند نقش راهبردی ایران در معادلات منطقه را نادیده بگیرند. به عبارت دیگر، جایگاه ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی چنان درهمتنیده با تحولات سیاسی منطقه است که حتی یک رویداد داخلی نیز ناگزیر در چارچوب موازنه قدرت در غرب آسیا تحلیل میشود.
رسانههای روسی و چینی نیز از زاویهای متفاوت به این موضوع پرداختهاند. تأکید راشاتودی، شینهوا، سیجیتیان و گلوبال تایمز بر حضور هیئتهای رسمی دهها کشور، بیش از آنکه صرفاً گزارش یک مراسم باشد، بیانگر تلاش این رسانهها برای برجسته کردن جایگاه بینالمللی ایران و تداوم روابط راهبردی تهران با شرکای شرقی است. حضور نمایندگان رسمی کشورهای مختلف، از جمله روسیه، چین، پاکستان، عراق و دیگر بازیگران منطقهای، این پیام را مخابره کرد که ایران بخشی مهم از ترتیبات سیاسی و امنیتی منطقه به شمار میرود.
از منظر رسانهشناسی نیز، این پوشش خبری واجد اهمیت است. معمولاً رسانهها تلاش میکنند رویدادها را در چارچوب دستورکار خبری خود روایت کنند، اما هنگامی که تقریباً تمامی رسانههای بینالمللی، با وجود تفاوتهای جدی در سیاستهای خبری، ناچار به استفاده از کلیدواژههایی مانند «حضور میلیونی»، «جمعیت گسترده»، «تداوم مراسم»، «هیئتهای خارجی» و «اهمیت منطقهای» میشوند، میتوان گفت که واقعیت میدانی بر چارچوبهای از پیش تعیینشده خبری غلبه کرده است.
در مجموع، مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی را میتوان فراتر از یک آیین سوگواری، به عنوان نمایشی از قدرت نرم، سرمایه اجتماعی، انسجام ملی و استمرار ساختار حکمرانی ارزیابی کرد. بازتاب گسترده این رویداد در رسانههای غربی، عربی، روسی و چینی نیز نشان داد که این مراسم به رویدادی ژئوپلیتیکی تبدیل شد که هر رسانه، متناسب با منافع و چارچوب تحلیلی خود، کوشید پیامهای آن را تفسیر کند. با این حال، وجه مشترک اغلب این روایتها، اذعان به این واقعیت بود که جمهوری اسلامی ایران، علیرغم عبور از یکی از دشوارترین مقاطع امنیتی خود، توانسته است انسجام اجتماعی، ثبات سیاسی و جایگاه راهبردی خود را در سطح منطقه و جهان مستحکمتر کند؛ واقعیتی که خود به مهمترین پیام این مراسم در افکار عمومی بینالمللی تبدیل شد
.