others/content
نسخه قابل چاپ

|روایت|

اینجا همه ایران است...

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif روایتی از مراسم وداع با پیکر قائد شهید انقلاب اسلامی در مصلای امام خمینی رحمه‌الله تهران با حضور جمعی از مقامات و شخصیت‌های کشورهای خارجی به قلم آقای محمدصادق علیزاده.

https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif یک سالن به ابعاد تقریباً ۳۰ متر در ۵۰ متر؛ در و دیوار یک‌دست سیاه؛ یک فرش قرمز رنگ که از ضلع غربی سالن تا ضلع شرقی کشیده شده. نمایی از مسیر تشریفاتی هیئت‌ها از ورود به سالن و عبور از مقابل جایگاه مقابل پیکرها و در نهایت خروج از سالن. اما جایگاه و ما ادراک ما جایگاه! زودتر از بقیه عکاسان و خبرنگاران و تصویربرداران وارد سالن شده بودیم و برای همین مرحله آرام گرفتن عمامه مشکیِ نشانِ سیادت روی پیکر صاحبش را شاهد بودیم. یک پله پایین‌تر هم سه پیکر پیچیده در پرچم سه‌رنگ قرار گرفته بودند. در این میان اما پیکر خرد یک دخترک ۱۴ ماهه هم داخل تابوت بود.

آن وسط یکی تابوت دخترک ۱۴ ماهه را هم می‌آورد و کنار تابوت ۳۰ و چندی سانتی‌متری و سبکش جاگیر می‌کند. خیره می‌شوم به ترکیب پیکرها؛ نمادِ تمام‌قدی از ایران است و مردم ایران؛ پیرِ مرادِ کهن‌سالی در صدر و در پی‌اش هم جوان و زن و مرد و خردسالی که حالا جملگی فدایی اسلام و ایران شده‌اند. شبیه‌ترین قاب به توده مردم ایران از همان آغاز نهیب خمینی کبیر رحمه‌الله در خرداد ۱۳۴۲ تا همین امروز! این ترکیب شبیه‌ترین و بلکه عینِ ترکیب مردم و فداییان ایران است. جاری شدن یکباره عکاسان و خبرنگاران و تصویربرداران به داخل سالن مرا از تأملاتم بیرون می‌کشد. ساعت ۶ و ۴۰ دقیقه صبح جمعه ۱۲ تیرماه است.

از حوالی ۶ و ۱۰ دقیقه صبح که وارد تالار وداع شده‌ایم رفت و آمد و گروه‌های مختلف داخلی و خارجی شروع شده است. اولین گروه هم فرماندهان عالی نظامی و انتظامی بودند. اول صبح هم مداحی سرگرد جوانی پشت تریبون حال همه را جا آورد. صدایِ رسا و دل‌نشین اما بی‌ادعایی که حداقل اشک یکی مثل من را در این سوی تالار در آورد. بعد از نظامیان هم چند گروه از فرهیختگان و فقها و علمای مسلمان و فعالان دینی و فرهنگی از کشورهای مختلفی از پاکستان و سریلانکا گرفته تا روسیه و سوریه و لبنان و تانزانیا و بحرین. پسر جوان سیدحسن نصرالله هم در یکی از همین هیئت‌ها بود و گریه و تکان خوردن شانه‌هایش در مقابل پیکرها از اینجایی که ما مستقر شده‌ایم هم مشهود بود.

با صفاتر از قبلی‌ها ترکیبی از رهبران و اندیشمندان مسلمان است که مهدی خسرویِ مجری مراسم آنها را از هند و اندونزی و گرجستان معرفی می‌کند. هشت خانم هم توی گروه در کنار مردان است. گروه پرتعداد مقابل پیکر آقا و باقی شهدا که می‌رسند تأملی می‌کنند تا قاری به مانند همه هیئت‌های قبلی، آیه کوچکی از قرآن را قرائت کند تا بعدش به سمت در خروجی حرکت کنند. قرائت قرآن که تمام می‌شود و گروه به سمت در خروجی راه می‌افتد چند نفر از خانم‌ها هنوز جلوی پیکرها ایستاده‌اند. دو نفرشان لابلای اشک و هق هق گریه، مشت گره‌کرده‌شان را بالا می‌برند و لبیک یا خامنه‌ای می‌گویند.

صدای شاتر عکاسان است که توی فضا پَر می‌گیرد و می‌چرخد و تا زیر سقف شبستان اصلی مصلی بالا می‌رود. خانم‌ها دل نمی‌کَنند. یک قدم به جلو و یک نگاه به پیکرها! یک نفر از خانم‌های عضو تیم اجرایی برنامه خودش را به آنها می‌رساند و به ملاطفت به سمت در خروجی راهنمایی‌شان می‌کنند. دل نا دِل و با تانی روی فرش قرمز حرکت می‌کنند. توانایی دل کندن ندارند. اشک‌ها روی صورت‌ها روان است. سوژه بیست سی عکاس و خبرنگار و تصویربردار شده‌اند اما خودشان انگار در دنیای دیگری هستند. روی فرش قرمز تشریفات، سلانه سلانه پا می‌کشند به سمت خروجی. این رفتار را در ادامه هم دیدم. به خصوص در میان هیئت‌هایی که تا ظهر می‌آمدند و برخلاف هیئت‌های دیپلماتیک بعدازظهر، کمتر در قید و بند قواعد رسمی بودند.

بخش قابل توجهی از گروه‌هایی که صبح تا ظهر خودشان را به پیکر خامنه‌‌ای شهید رضوان‌الله‌علیه رساندند، فرزندان معنوی‌اش از نقاط مختلف جهان اسلام بودند؛ شیعه یا سنی؛ زن یا مرد؛ جوان یا کهن‌سال! تفاوتی نداشت. رزمندگانی عموماً گمنام آنقدر گمنام که حتی در مورد بعضی‌شان به عکاسان و تصویربرداران دستور منع عکسبرداری دادند. مجاهدانی که ظاهراً نه ملّیت یکسانی با خامنه‌ای شهید رضوان‌الله‌علیه داشتند و نه زبان مشترکی اما نقطه گره‌شان با ایشان از جا و موضعی فراتر از اینها بود که اگر انسان‌های از این موضع به هم گره بخورند دیگر لن یفترقا ابداً! این را می‌شد هم از گریه‌های ریز ریز و محجوبانه‌شان در برابر پیکر خامنه‌ای شهید رضوان‌الله‌علیه دانست و هم از زار زدن‌شان بعد از خروج از سالن و ولو شدن روی پله و بر سر و سینه زدن. نه فقط ایرانی‌ها که این جماعت هم یتیم شده بودند.

گروهی از شیوخ و عشایر و نمایندگان پارلمان عراق و فرماندهان مقاومت اسلامی لبنان و خانواده سیدحسن نصرالله و عماد مغنیه جزو پر تعدادترین گروه‌های خارجی هستند که برای ادای احترام در نوبت صبح به سراغ خامنه‌ای شهید رضوان‌الله‌علیه و خانواده شهیدشان آمده‌اند. توی هیئت عراقی چند نفر خانم اولین نفراتی هستند که چفیه و شال عزایشان را به تابوت حامل پیکر شهدا تبرک می‌کنند. خانم‌های عراقی‌ اولین شخصیت‌هایی هستند که پروتکل‌های تشریفات را کنار می‌گذارند و آنگونه رفتار می‌کنند که نمود رابطه مریدی و مرادی با آقا باشد؛ مصداق عینی هیچ آداب و ترتیبی مجو آنچه می‌خواهد دل تنگت بگو آنهم جلوی این همه دوربین و عکاس و تصویربردار و خبرنگار.

دور اول ادای احترام‌ها بعد از پنج ساعت و نیم ساعت ۱۱:۳۰ به پایان می‌رسد. تا آغاز دور دوم که ساعت ۱۴ باشد فرصتی است برای اصحاب رسانه که استراحتی کنند و ناهاری بخورند و نمازی بخوانند. دور دوم برنامه یک تفاوت جدی با دور قبل دارد. این مرتبه سران قوا متشکل از دکتر پزشکیان رئیس‌جمهور، دکتر قالیباف رئیس مجلس و حجت‌الاسلام و المسلمین اژه‌ای رئیس قوه قضائیه در کنار دکتر حداد عادل، دکتر عراقچی وزیر امور خارجه، سرلشکر محسن رضایی و حجت‌الاسلام و المسلمین قمی معاون حوزوی رهبر شهید در کنار در خروجی سالن ایستاده‌اند و از حضور هیئت‌های خارجی برای ادای احترام به رهبر شهید تشکر می‌کنند.

گروه اعزامی از شورای سیاسی حزب‌الله لبنان به مقابل پیکر آقا که می‌رسد قاری آیاتی از سوره مائده را می‌خواند: «وَ مَنْ یَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ»(۵۶) گرم‌ترین و طولانی‌‌ترین معانقه مقامات ایرانی هم با هیئت حزب‌الله رقم می‌خورد؛ از شخص رئیس‌جمهور گرفته تا دکتر قالیباف و وزیر امور خارجه. رئیس مجلس شخصاً نفر به نفرشان را در آغوش می‌گیرد و با آنها وارد گپ و گفت می‌شود. صمیمیت و رفتار طرفین نشان می‌دهد روابط بین دو طرف چیزی بیش از تصورات سیاسی و دیپلماتیک است. مدت گفت‌وگو بین اعضای دو طرف آنقدر طولانی می‌شود که دو گروه بعدی هم از راه برسند و به ترافیک عبور روی فرش قرمز و ادای احترام در مقابل پیکرها برسند.

در کنار گرم‌ترین و صمیمانه‌ترین رفتار با شورای سیاسی حزب‌الله، معنادارترین رفتار هم با هیئت قطری و سعودی رقم می‌خورد. هیئت قطری از نظر مدت زمان گفت‌وگو با مقامات ایرانی مدت زمان معناداری را به خود اختصاص می‌دهد و هیئت سعودی هم از نظر آیه‌ای که قاری قرائت کرد: « «قَدْ کَانَ لَکُمْ آیَةٌ فِی فِئَتَیْنِ الْتَقَتَا فِئَةٌ تُقَاتِلُ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَأُخْرَى کَافِرَةٌ یَرَوْنَهُم مِّثْلَیْهِمْ رَأْیَ الْعَیْن... در دو گروهى که (در میدان جنگ بدر،) با هم رو به رو شدند، نشانه و عبرتى براى شما بود: یک گروه، در راه خدا نبرد مى‌کردند؛ و جمع دیگرى کافر بودند، و در راه شیطان و بت مى‌جنگیدند، در حالى که کافران، مؤمنان را با چشم خود، دو برابر آنچه بودند، مى‌دیدند. (و این خود عاملى براى وحشت و شکست آنها شد.»(آل‌عمران، ۱۳)

دبیرکل سازمان اکو آخرین شخصیت خارجی است که برای ادای احترام وارد سالن و از آن خارج می‌شود. پرونده مهمانان خارجی با این شخصیت بسته می‌شود. برنامه منظم و شکیل و منظمی تدارک دیده شده بود. آخرین مهمان خارجی که از سالن خارج می‌شود فضا آرام آرام باز می‌گردد به همان اندوه وطنی. انگار که با رخت بر بستن قواعد رسمی دیپلماتیک دوباره همه متوجه مصیبت شوند. تعدادی از مسئولان قوای سه گانه از یک طرف وارد می‌شوند و جمعیت دیگری هم از گوشه دیگری از سالن. پخش زنده مراسم تمام شده است. اندوه خیمه می‌زند روی فضا. مردان زار می‌زنند و زنان ریز ریز گریه می‌کنند. از گوشه و کنار آرام آرام ذکر یا حسین علیه‌السلام اوج می‌گیرد.

گروه موزیک دژبان ارتش حالت رسمی دیپلماتیک و نت‌های از صبح تا حالا را کنار گذاشته و با نواختن یکی از قطعات سوزدار و سنگین محمد رسول الله صلی‌الله‌علیه، سوگ و اندوه جمع را مضاعف می‌کند. آفتاب غروب کرده و مردمی که به تدریج از بیرون خودشان را به صحن اصلی رسانده‌اند دارند متوجه می‌شونن که قرار است پیکر شهدا را از داخل شبستان به سمت صحن منتقل کنند. خودروی حامل پیکر آقا که می‌آید مردم عادی و نیروی خدماتی و مدیر اجرایی و خبرنگار و پاسداران حفاظت و دست‌اندرکاران اجرایی مراسم به قاعده ابر بهار اشک می‌ریزند. یکی به جارویش تکیه داده و اشک می‌ریزد، دیگری با کوهی از دوربین و لنزی که از کت و کولش آویزان است روی کانتینرها گریه می‌کند و دیگری هم همان‌طور که دارد با تلفن همراهش پیگیری‌های اجرایی را انجام می‌دهد سر روی ستون می‌گذارد و زار می‌زند...
....
لطفاً نظر خود را بنویسید:
نام :
پست الکترونیکی :
نظر شما :
ضمن تشکر ، نظر شما با موفقیت ثبت شد.
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار امام مجاهد شهید حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (قدّس‌الله‌نفسه‌الزکیه) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی