
«راجع به این فتنه، من در یک کلمه به شما بگویم: عزیزان من! آنچه اتّفاق افتاد، یک «کودتا» بود که شکست خورد. اینجور نبود که فرض کنیم یک عدّه جوان یا غیر جوان در یک جایی عصبانی شدند، حرکتی کردند، اقدامی کردند، اعتراضی کردند یا اغتشاشی کردند؛ نه، بیش از این حرفها بود؛ کودتا بود، منتها این کودتا زیر پای ملّت ایران له شد.» ۱۴۰۴/۱۱/۲۸
توصیف «کودتا» برای فتنه اخیر از سوی رهبر انقلاب اسلامی، ناظر به یک الگوی شناختهشده تاریخی است؛ الگویی که در آن، تغییر قدرت نه از مسیر اراده عمومی، بلکه از راه آشوب سازمانیافته، ضربه به مراکز حاکمیتی و البته جنگ روانی پیگیری میشود. این الگو در تاریخ معاصر ایران، نمونهای برجسته دارد: کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲؛ الگویی که در ۲۸ مرداد با دلارهای سازمانیافته آمریکا و انگلیس و در ۱۸ دی ۱۴۰۴ با شبکههای تأمین مالی، رسانهای و میدانی خارجی و وابسته تکرار شد.
بخش «درس و عبرت تاریخ» رسانه KHAMENEI.IR در این گزارش با تکیه بر اسناد، به بررسی شباهتهای ساختاری و عملیاتی میان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و کودتای نافرجام ۱۸ دی ۱۴۰۴ میپردازد.
۲۸ مرداد و یک میلیون دلار
در آوریل ۱۹۵۳(فروردین ۱۳۳۲) آلن دالس
(۱)، مدیر اطلاعات مرکزی آیزنهاور
(۲)، به سیا دستور داد با سرویس اطلاعاتی بریتانیا برای برکناری مصدق از قدرت همکاری کند. کرمیت روزولت، مسئول بخش خاور نزدیک سرویس مخفی سیا، مسئول عملیات کودتا شد.
(۳)
اسم رمز کودتا، تیپیآژاکس بود و بودجهای یکمیلیون دلاری به آن اختصاص داده شده بود. کرمیت روزولت توانست حمایت شاه را جلب کند و به او وعده قدرت مطلق در ایران و اتحادی آهنین با ایالات متحده را داد
(۴) و به اوباش برای برپایی تظاهرات ضدّ مصدق پول پرداخت شد و نام افسران ایرانی کمککننده به کودتا مشخص شد. شاه به رم رفت تا منتظر نتیجه کودتا باشد.
(۵)
قرار بود که از ۲۸۵ هزار دلار بودجهای که در نقشه نهایی برای کودتا در نظر گرفته شده بود، ۱۴۷ هزار و ۵۰۰ دلار از سوی ایالات متحده و ۱۳۷ هزار و ۵۰۰ دلار توسط انگلستان تأمین شود. روشن نیست که آیا این مبالغ بخشی از همان یکمیلیون دلاری بود که در آوریل به پایگاه سیا در تهران پرداخت شده بود یا نه؛ علاوه بر این یک میلیون دلار، یازدههزار دلار در هفته نیز به پایگاه تهران اختصاص یافته بود که از ۲۰ ماه مه پرداخت میشد تا به مصرف «خرید» اعضای مجلس برسد.
(۶)
روزولت به نقش آمریکا در کودتای ۲۸ مرداد اشاره میکند: «مبلغ یکمیلیون دلار آمریکایی برای هزینه بلوا و آشوب و اغتشاش در اختیار داشته، ولی فقط ۷۵ هزار دلار آن را خرج کرده است و آیزنهاور از چگونگی عملیات مربوط به کودتا از آغاز تا پایان آگاه بوده و دستور اجرای کودتا به وسیله دالس، وزیر خارجه آمریکا به برادرش آلن دالس، رئیس سابق سیا و همچنین والتر میدلاسمیت، معاون وزارت خارجه صادر شد.»
(۷)
در روز ۲۸ مرداد تفنگهایی که قیامکنندگان در دست داشتند، ارابههای جنگی که سوار بودند، زرهپوشهایی که در خیابانها به راه افتادند، وسایل مخابراتی و ارتباطات رادیویی همه و همه از طریق کمکهای نظامی آمریکا تهیه شده بود و کلیه این اقدامات بدان جهت انجام گرفت که دولت ایران ساقط شود.
(۸) علاوه بر تجهیزات جنگی، سفارت آمریکا در تهران وجوه لازم جهت انجام کودتا را نیز در اختیار کودتاچیان قرار داد و چون پول ایرانی برای حاتمبخشیهای کودتاچیان کفاف نداد، دلار جای آن را گرفت و در روز کودتا به پول رسمی تهران مبدل شد، چنان که عدهای از کودتاچیان حتی پول تاکسی را هم به دلار میپرداختند.
(۹)
طرح کلی کودتا به این صورت بود که به اوباش پول داده میشد که یک مجموعه حملات ساختگی علیه رهبران مذهبی به راه بیندازند و طوری جلوه دهند که دستور این حملات توسط مصدق یا طرفداران وی داده شده است. در عین حال، سرلشکر زاهدی تا جایی که میتواند افسران ایرانی را ترغیب نموده و به آنها رشوه میدهد تا آماده هرگونه اقدام نظامی لازم برای انجام کودتا باشند.
(۱۰)
البته بهرهگیری از اراذل و اوباش در مراحل شکست خورده قبل از کودتا ۲۸ مرداد هم مسبوق به سابقه بود. مثلاً در ماجرای تلاش برای قتل مصدق در ۹ اسفند ۱۳۳۱، شبکهای از اوباش وابسته به دربار در حمله به منزل نخستوزیر فعال بودند. تیمسار خسروانی از جمله سازماندهندگان این دستجات معرفی شده و افرادی چون شعبان جعفری و ملکه اعتضادی در رأس مهاجمان قرار داشتند؛ رخدادی که به بازداشت کوتاهمدت برخی از آنان به دستور مصدق انجامید.
(۱۱) این پیشینه نشان میدهد شبکه میدانی کودتا، از ماهها پیش شکل گرفته و در بزنگاه ۲۸ مرداد فعال شد.
در صبح روز کودتا هزاران تن از تظاهرکنندگان که قبلاً برای این کار دستمزد دریافت کرده بودند میبایست تجمع ضدّ دولتی بزرگی را به راه میانداختند. مجلس که قبلاً به خوبی آماده و پخته شده بود با یک تصمیم شبهقانونی رأی به برکناری مصدق میداد. در صورت مقاومت مصدق، افسران نظامی تحت هدایت زاهدی او و طرفداران اصلی وی را بازداشت مینمودند و سپس به اشغال مراکز فرماندهی نظامی، پاسگاههای پلیس، دفاتر تلفن و تلگراف، ایستگاههای رادیو و بانک ملّی میپرداختند.
(۱۲)
آخرین مرحله طرح روزولت کشاندن اوباش و چاقوکشان به خیابانها به منظور حمله به ادارههای دولتی و ایجاد ترس و وحشت در میان مردم بود. برادران رشیدیان که از عوامل دستنشانده بریتانیا به شمار میآمدند و اکنون در اختیار روزولت قرار گرفته بودند، عهدهدار انجام این مأموریت شدند. یکی از اقدامهای مؤثر روزولت، سازماندهی تظاهرات خیابانی بود.
(۱۳)
بنا به گفته ریچارد کاتم که در این زمان برای سیا کار میکرد، جماعتی که در شمال تهران به خیابانها ریختند و مصمم به سرنگون کردن دکتر مصدق بودند، جماعت مزدور و اجیر شدهای بودند که با دلارهای آمریکایی خریداری شده بودند و مقدار پولی که در این رهگذر خرج شده بود، قاعدتاً به میزان هنگفتی بالغ میشد.
(۱۴)
دو ایرانی که در اسناد سیا به نامهای رمز «نرن» و «سیلی» خوانده شدهاند، دستههای متعددی را اجیر کردند و روز ۲۶ مرداد با سر دادن شعارهای حزب توده و حمل آرمهایی که در آنها شاه تقبیح و سرزنش شده بود، در خیابانهای تهران به راهپیمایی پرداختند. روز قبل مبلغ ۵۰ هزار دلار دستمزد آنها به وسیله یکی از مأموران سیا به «نرن» و «سیلی» پرداخت شده بود و وظیفه داشتند با ایجاد بیم و هراس از خطر به قدرت رسیدن تودهایها، موقعیت زاهدی را تقویت کنند.
(۱۵)
سازماندهی خیابانی تنها محدود به افراد پراکنده نبود، بلکه در قالب شبکهای موسوم به
TPBEDAMN پیگیری میشد. بر اساس برخی اسناد، افراد در این شبکه زیر نظر رابطهایی چون جلالی و کیوانی فعالیت میکردند و برای برگزاری تظاهرات علیه مصدق از این مسیر تأمین مالی میشدند. افزون بر این، حزب سومکا و جناحی از حزب پانایرانیست نیز از جمله گروههایی بودند که مأموران سیا برای مقابله با راهپیماییهای حزب توده و تقویت فضای ضدّ دولتی از آنان بهره میگرفتند.
(۱۶)
طولی نکشید که اعضای واقعی حزب توده بیخبر از نقش سیا در ایجاد این تظاهرات و هدف آنها، به صفوف تظاهرکنندگان پیوستند و با آنان همآواز شدند. آنها مجسمههای شاه و پدرش را پایین کشیدند و به محل دفن رضاشاه هجوم بردند. تا اواخر روز ۲۷ مرداد، تظاهرات به نفع مصدق و در مخالفت با شاه بود، اما به تدریج اوضاع دگرگون شد. از صبح ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، عدهای که از قبل توسط سیا خریداری شده بودند و به وسیله برادران رشیدیان تجهیز شده بودند به خیابانها ریختند. از قسمت بازار، مرکز تجاری تهران، تظاهراتی توسط یک تیم مشهور ورزشی و دارودسته شعبان بیمخ که شعار زنده باد شاه را سر میدادند، راهنمایی میشد و به سمت خانه مصدق در حرکت بود.
(۱۷)
در ظهر همان روز ۲۸ مرداد، شعبان جعفری که بهدلیل مشارکت در وقایع ۹ اسفند در زندان جمشیدیه به سر میبرد، پیش از پایان محکومیتش به شهربانی منتقل و با فضلالله زاهدی دیدار کرد. وی در همان روز آزاد شد و سرکردگی اوباش را بر عهده گرفت. جعفری آزادی خود را مشروط به رهایی چند تن دیگر از چهرههای شناختهشده این طیف کرد و این درخواست پذیرفته شد. بر اساس برخی روایتها، او ساعاتی پس از آزادی با کرمیت روزولت دیدار و در قبال دریافت وجه، متعهد به بسیج صدها نفر از افراد تحت نفوذ خود برای شورش خیابانی شد.
(۱۸)
در میان روایتها نام چهرههایی چون ملکه اعتضادی، رقیه آزادپور معروف به پروین آژدانقزی، سکینه قاسمی مشهور به «پری بلنده» و پروین غفاری ملقب به «موطلایی شهر» نیز دیده میشود؛ افرادی که بنا بر این روایتها، پس از آزادی شعبان جعفری، همراه با او و دارودستهاش به جمع نیروهای میدانی پیوستند. این گزارشها از حضور گروههایی از زنان وابسته به محلههای پیرامونی شهر در کنار لوطیها، قدارهبندان و چاقوکشان حکایت دارد و نشان میدهد اردوکشی خیابانی تنها به یک طیف محدود ختم نمیشد، بلکه شبکهای متنوع از عناصر حاشیهای اجتماعی را دربر میگرفت.
(۱۹) حتی برای افزایش جمعیت از سردستههای زنان بدنام محله قلعه کمک گرفته شد تا با رفتارهای تحریکآمیز، رهگذران و افراد بیکار را گرد خود جمع کنند و پس از افزایش جمعیت، با توزیع پول و تصاویر شاه میان آنان به شرط بیان شعار، نمایشی از جمعیت به دست آورند.
(۲۰)
ترکیب اجتماعی نیروهای فعال در ۲۸ مرداد، حتی پس از پیروزی کودتا نیز محل تأمل بود. بنا بر برخی گزارشها، هنگامی که ستاد ارتش مأمور اعطای نشان تقدیر به عوامل میدانی شد، به دربار اعلام کرد اعطای مدال به این افراد موجب وهن نظام سلطنت خواهد شد؛ زیرا بسیاری از آنان دارای سوابق قضایی و جنایی بودند. این مسئله تصویری روشن از ماهیت اجتماعی میدانداران کودتا ارائه میدهد.
(۲۱) اما همین جمعیت نامطلوب بود که توانست با یک نمایش قدرت خشن، مردم را خانهنشین کند و فضای عمومی شهر را به دست بگیرد.
۱۸ دی ۱۴۰۴، بازتولید الگوی ۲۸ مرداد
با بررسی الگوی پیدا شده در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی در تبیین ماهیت فتنه اخیر، به ساختاری مشابه میرسیم.
حضرت آیتالله خامنهای با صراحت بر این نکته تأکید کردند که «هدف این فتنه تخریب مراکز حساس و مؤثر در ادارهی کشور بود». ایشان با برشمردن مصادیق این تخریب افزودند: «به پلیس حمله کردند، به مراکز سپاه حمله کردند، به بعضی از مراکز دولتی حمله کردند، به بانکها حمله کردند [...] به مساجد حمله کردند، به قرآن حمله کردند [...] آنچه کشور را اداره میکند اینها است؛ به اینها حمله کردند. این شد کودتا». این توصیف، چهارچوب روشنی برای فهم ماهیت حوادث اخیر فراهم میکند؛ چهارچوبی که حمله به ارکان اداره کشور را نشانه مستقیم یک پروژه کودتایی میداند.
یکی دیگر از ویژگیهای اساسی این فتنه، به بیان رهبر انقلاب، «طراحی و نقشهکشی در خارج از کشور» بود. ایشان تصریح کردند: « نقشه و طراحی این فتنه در خارج اتفاق افتاده بود، مربوط به داخل نبود. بله، یک عده داخلی این فتنه و اغتشاش را راه انداختند لکن نقشه را در خارج کشیده بودند. از خارج دستور داده میشد، یعنی اینها با خارج تماس داشتند، البته همین سردستهها؛ سردستهها تماس داشتند با خارج، آنها میگفتند حالا این کار را بکنید، حالا به فلان جا حمله کنید، حالا به فلان خیابان بروید؛ این چیزها را از خارج بهشان میگفتند و با استفادهی از امکانات ماهواره و امثال اینها، اطلاعاتی به دست میآوردند و اینها را راهنمایی میکردند
.»
۱۴۰۴/۱۱/۱۲
این طراحی برونزا صرفاً در حد هدایت رسانهای یا صدور دستور باقی نماند، بلکه به شبکهسازی میدانی و آموزش عملیاتی نیز گسترش یافت. در همین زمینه رهبر انقلاب تصریح کردند: «دستگاههای اطّلاعاتی و جاسوسی دو کشور آمریکا و رژیم صهیونی باطل [...] در طول زمان گشتهاند یک تعدادی افراد شرور یا دارای زمینههای شرارت را در کشورمان پیدا کردهاند، اینها را بردهاند، به آنها پول دادهاند، اسلحه دادهاند، آموزش خرابکاری دادهاند، آموزش ورود در مراکز نظامی یا مراکز دولتی دادهاند، و فرستادهاند به ایران.»
۱۴۰۴/۱۱/۲۸
ایشان همچنین به نقل یک اعتراف صریح آمریکایی خاطرنشان کردند که: «سازمان سیای آمریکا و سازمان موساد رژیم صهیون، همهی امکانات خودشان را به صحنه آوردند! این را یک آمریکایی اعتراف کرد، گفت دو دستگاه جاسوسی فعال و معتبر، یعنی سیا و موساد، همهی امکاناتشان را به میدان آوردند و در عین حال شکست خوردند. نقشه بیرون کشیده شده بود، از بیرون اداره میشد و دستور داده میشد.»
۱۴۰۴/۱۱/۱۲ این در حالی بود که نیروهای آمریکایی و انگلیسی در ۲۸ مرداد طرح کودتا را ریخته، آن را عملی ساختند و مصدق را سرنگون کردند.
وجه دیگر این الگو، ماهیت خشونتبار و بیملاحظه عملیات بود؛ امری که آن را از بسیاری اغتشاشات پراکنده متمایز میکرد و به الگوی کودتا نزدیک میساخت. رهبر انقلاب در اینباره افزودند: «سیاستشان این بود که حرکت، حرکت خشن و بیملاحظه باشد؛ مثل حرکت داعش. تصمیم گرفتند که خشن عمل کنند؛ لذا انسانِ زنده را آتش میزنند، بچّه را در بغل پدرش میکشند؛ کارهای خشن میکنند. و متأسفانه یک عدهای از هممیهنان ما به خاطر حرکت اینها به دیار باقی رفتند و جان باختند
.»
۱۴۰۴/۱۱/۲۸
در برابر این طراحی برونزا، خشونتبار و سازمانیافته، رهبر انقلاب بر نقش تعیینکننده مردم تأکید کردند و یادآور شدند: «میخواستند مردم را در مقابل نظام قرار بدهند، خوشبختانه مردم توی دهن این
ها زدند و
روز بیستودوم دی، میلیونی بیرون آمدند، نشان دادند خودشان را، گفتند مردم ایران یعنی این؛ و علیه فتنهگر شعار دادند. مسئولین باید قدر این مردم را بدانند؛ واقعاً مسئولین کشور باید قدر این مردم را بدانند.»
۱۴۰۴/۱۱/۱۲
بدینترتیب، همان الگویی که در کودتای ۲۸ مرداد با تکیه بر طراحی خارجی، ناامنسازی، یارگیری از جوامع بدنام و میدان
داری دنبال شد، در فتنه اخیر نیز تکرار گردید؛ با این تفاوت که اینبار، هوشیاری عمومی و ایستادگی مردم، این «کودتا» را بهصورت کامل ناکام گذاشت: «آنچه واضح میکند که این حرکت یک حرکت آمریکایی بود، فرمایشات خود آن رئیسجمهور ایالات متحده است؛ اولاً صریحاً خطاب به این اغتشاشگرها می
گفت «مردم ایران»! حالا روز بیستودوم دیماه چند میلیون آدم در تهران و در شهرستانها جمع شدند، آنها مردم ایران نبودند، [اما] این چند هزار نفر مردم ایران بودند! به اینها میگفت «مردم ایران»، بعد هم گفت «بروید جلو، بروید جلو، من دارم میآیم!». پس فتنه، فتنهی آمریکایی بود.»
۱۴۰۴/۱۱/۱۲