others/content
نسخه قابل چاپ

شرح و تفسیر حدیث «مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَه» براساس بیانات رهبر شهید انقلاب

صدایی که از کربلا خاموش نشد

 بیانات حضرت آیت‌الله العظمی شهید خامنه‌ای تقریباً یازده روز قبل از شهادتشان، یکی از مهم‌ترین بیانات ایشان درباره شرایط کشور و مقابله با تهدیدات دشمنان بود، در بخشی از آن بیانات فرمودند: «ملّت ایران درسهای اسلامی و شیعیِ خودش را خوب بلد است؛ میداند که چه‌ کار کند. امام حسین (علیه السّلام) فرمود: مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَ یَزید؛ کسی مثل من، با کسی مثل یزید بیعت نمیکند. ملّت ایران در واقع میگویند: ملّتی مثل ما، با این فرهنگ، با این سابقه، با این معارف عالی، با سردمدارانی مثل افراد فاسدی که امروز در آمریکا بر سر کارند، بیعت نخواهد کرد.» ۱۴۰۴/۱۱/۲۸ رهبر شهید انقلاب به حدیث معروفی از امام حسین علیه‌السلام استناد فرمودند که از بیعت با ظالم منع میکند. بر همین اساس رسانه‌ KHAMENEI.IR در این یادداشت ابعاد مختلف حدیث «مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَه» را با استفاده از بیانات رهبر شهید انقلاب مورد شرح و تفسیر قرار داده است.
 
https://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif «بیعت نمی‌کنم.» جمله‌ای که ماهیت مبارزه جبهه حق علیه باطل را تبیین می‌کند. آنگاه که یزید بن معاویة به خلافت رسید، حاکم مدینه را الزام کرد تا با شدت تمام و سرسختی بر امام حسین علیه‌السلام فشار بیاورد و از امام بیعت بگیرد. در این هنگام، امام حسین علیه‌السلام با بیان جمله تاریخی «مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَه»(۱) (مثل من با مثل یزید بیعت نمی‌کند) قاطعانه در برابر حکومت فاسد یزید ایستاد. بررسی شرایط تاریخی آن دوران نشان می‌دهد امام حسین علیه‌السلام این جمله را زمانی بیان فرمودند که یزید، بیشترین فشار را برای تسلیم شدن حضرت، وارد آورده بود. از آن پس، این جمله به بزرگترین الگوی آزادی خواهان جهان تبدیل شد. این جمله امام حسین علیه‌السلام بار دیگر در دوران معاصر مصداق پیدا کرد.
 
درست در شرایطی که یزید زمان برای به زانو در آوردن ملّت ایران، بیشترین فشار را وارد می‌کند، رهبر شهید انقلاب، حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه به مانند امام خود، قاطعانه پاسخ می‌دهد: بیعت نمی‌کنم. ایشان تقریباً دو هفته قبل از شهادت خود، در آخرین سخنرانی خود چنین فرمودند: «ملّت ایران درسهای اسلامی و شیعیِ خودش را خوب بلد است؛ میداند که چه‌ کار کند. امام حسین (علیه‌السّلام) فرمود: مِثلی لا یُبایِعُ مِثلَ یَزید؛ کسی مثل من، با کسی مثل یزید بیعت نمیکند. ملّت ایران در واقع میگویند: ملّتی مثل ما، با این فرهنگ، با این سابقه، با این معارف عالی، با سردمدارانی مثل افراد فاسدی که امروز در آمریکا بر سر کارند، بیعت نخواهد کرد.» ۱۴۰۴/۱۱/۲۸ 
 
* ماجرای بیعت خواستن یزید از امام حسین علیه‌السلام
معاویه پس از شهادت امام حسن مجتبی علیه‌السلام، تلاش کرد از امام حسین علیه‌السلام بیعت بگیرد. او در سال ۵۹ هجری قمری و در اواخر عمر خود، با امام حسین علیه‌السلام گفتگوهایی درباره بیعت گرفتن برای یزید داشته و امام علیه‌السلام پاسخ کوبنده‌ای به او می‌دهد. در موقعیت دیگری امام حسین علیه‌السلام نامه‌ای به معاویه می‌نویسد و حکومت فاسدِ او را محکوم می‌کند و به اینکه برای فرزندش یزید از مردم و بزرگان بیعت گرفته است، اعتراض می‌کند.(۲) پس از مرگ معاویه در سال ۶۰ هجری قمری، پسرش یزید به خلافت رسید. یزید برای تحکیم موقعیت خود، تصمیم گرفت از شخصیت‌های مهم و تأثیرگذار در جامعه، از جمله امام حسین علیه‌السلام، عبدالله بن عمر و عبدالله بن زبیر، بیعت بگیرد. یزید در نامه‌ای به ولید بن عتبه، حاکم مدینه، دستور داد تا با شدت و بدون هیچ گونه تساهلی از این افراد بیعت بگیرد.(۳) 
 
ولید بن عتبه پس از دریافت نامه یزید، شب به سراغ امام حسین علیه‌السلام و عبدالله بن زبیر رفت و آن‌ها را از مرگ معاویه و درخواست بیعت یزید مطلع کرد. امام حسین علیه‌السلام و عبدالله بن زبیر پاسخ خود را به صبح فردا موکول کردند. ولید بن عتبه در مواجهه با امام حسین علیه‌السلام سخت‌گیری و فشار بیشتری وارد کرد و حتی به ایشان توهین نمود. امام حسین علیه‌السلام نیز با شجاعت در برابر ولید ایستاد.(۴) در سال ۶۱ هجری قمری نیز، وقتی فشارها به اوج خود رسیده بود، امام حسین علیه‌السلام برای بیعت نکردن با یزید، به سمت کوفه حرکت کرد. این اقدام امام حسین علیه‌السلام در شرایطی صورت گرفت که عبیدالله بن زیاد، حاکم کوفه، از سوی یزید مأموریت داشت تا هرگونه مخالفتی را با حکومت سرکوب کند. در نهایت بیعت نکردن امام علیه‌السلام با یزید، باعث مواجهه حضرت با یزیدیان در کربلا شد.(۵)
 
عمر بن سعد پس از دریافت نامه عبیدالله بن زیاد، موضوع بیعت را با امام حسین علیه‌السلام در میان گذاشت. امام حسین علیه‌السلام به‌طور قاطع از بیعت با یزید امتناع کرد و بر موضع خود مبنی بر مخالفت با حکومت ظالم یزید پایدار ماند. این امتناع، زمینه‌ساز وقایع بعدی و نبرد کربلا شد.(۶) حوادث تاریخی آن دوران نشان می‌دهد امام حسین علیه‌السلام جمله «کسی مانند من با کسی مانند یزید بیعت نمی‌کند» را در شرایطی بیان فرمودند که در اوج فشار از طرف حکومت طاغوتی بنی‌امیه بودند.
 
* هر حکومتی که مثل یزید باشد...
یکی از سؤالات مهم در این جمله این است که چرا امام علیه‌السلام به جای تعبیر «من» و «یزید»، از تعبیر «مثل من» و «مثل یزید» استفاده فرمودند؟ پاسخ به این پرسش آنگاه اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم امام علیه‌السلام این معنا را با عبارات مختلفی بیان فرموده‌اند که همگی با تعبیر «مثل من» و «مثل یزید» بیان شده است. یکی از این موارد، همان زمانی است که ولید بن عتبه (حاکم مدینه) خبر مرگ معاویه را برای امام علیه‌السلام آورد و به امام گفت که باید با یزید بیعت کند. امام، برای اینکه درخواست ولید را به تأخیر بیندازد، فرمود: «فَإِنَّ مِثْلِی لاَیُعْطِی بَیْعَتَهُ سِرّاً»(۷) کسی مثل من، مخفیانه بیعت نمی‌کند. همچنین در همان جریان، وقتی ولید، امام را به بیعت با یزید اجبار کرد، امام همین جمله «مِثْلِی لاَ یُبَایِعُ مِثْلَهُ»(۸) را بیان فرمودند.
 
مورد سوم نیز هنگامی است که «مروان فردای آن روز، حضرت را در کوچه‌های مدینه دید، گفت: یا اباعبداللَه، تو خودت را به کشتن میدهی! چرا با خلیفه بیعت نمیکنی؟ بیا بیعت کن، خودت را به کشتن نده؛ خودت را به زحمت نینداز! حضرت در جواب او، این جمله را فرمود: «وَ عَلَى اَلْإِسْلاَمِ‌ اَلسَّلاَمُ إِذْ قَدْ بُلِیَتِ اَلْأُمَّةُ بِرَاعٍ مِثْلِ یَزِیدَ»(۹) دیگر باید با اسلام، خداحافظی کرد و بدرود گفت؛ آن وقتی که حاکمی مثل یزید بر سر کار بیاید و اسلام به حاکمی مثل یزید، مبتلا گردد.»  ۱۳۷۴/۰۳/۱۹ توجه به این بیانات نشان می‌دهد که هر سه جمله با ادبیات «مثل من» و «مثل یزید» بیان شده است. راز این‌گونه سخن گفتن امام علیه‌السلام این است که حضرت به دنبال ایجاد یک مسیر شفاف و روشن تا روز قیامت است. وقتی امام علیه‌السلام می‌فرمایند «کسی که مثل من است» با «کسی که مثل یزید است» بیعت نمی‌کند، در حقیقت یک قانون کلی و «سنت الهی» را بیان می‌کنند. به این معنا که هرجا عدالت و ظلم در مقابل یکدیگر قرار گیرند، بیعت و سازش میان آن دو ناممکن است. لذا «قضیه شخص یزید نیست؛ هرکس مثل یزید باشد.» ۱۳۷۴/۰۳/۱۹ در حقیقت «کسی مثل حسین‌بن‌علی که مظهر اسلام است، نسخه‌ی بی‌تغییر پیغمبر مکرّم اسلام است.» ۱۳۸۷/۱۰/۱۹ و کسی که مثل یزید است، نسخه بی‌تغییر ابوسفیان و ابولهب است و این «مِثل» و شباهت تا روز قیامت باقی است. در حقیقت امام حسین علیه‌السلام تنها با حکومت یزید مخالف نیست؛ بلکه با حکومت یزیدی مخالف است.
 
* ملّت ایران، مثل حسین؛ مستکبران، مثل یزید
از آنچه گفته شد روشن می‌گردد منظور امام حسین علیه‌السلام از «مثل من» تنها امامان معصوم نیستند؛ بلکه هر انسان آزادی‌خواه و عدالت‌خواهی که در برابر حکومت ظالم و مستکبری قرار گرفت، مانند من رفتار می‌کند. در این میان، ملّت ایران، مصداق بارز آزادی‌خواهانی هستند که از آغاز انقلاب اسلامی، این شعار را سرلوحه خود قرار داده‌اند و در بزنگاه‌های مهم تاریخی و در اوج فشار استکبار، فریاد «بیعت نمی‌کنم.» سر داده‌اند.
 
حضرت آیت‌الله العظمی شهید خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه درباره این شباهت چنین می‌فرمایند: «شباهت دوران ما با دوران حسین‌بن‌علی (علیه‌السّلام)، عجیب است. شباهتها، خط دهنده است و به ما می‌گوید در این زمان چه باید بکنیم؛ چون شما وقتی چهره‌ی خودتان را در آینه دیدید، می‌توانید راحت درباره‌اش قضاوت کنید و بفهمید چه باید کرد. ما در حدیث صدر اسلام وضع امروز خودمان را مشاهده می‌کنیم. زمان حسین‌بن‌علی (علیه‌السّلام) همه‌ی کفر و فساد، همه‌ی عناد با حق و حقیقت، با تمام ابزارهای مستقیم و غیرمستقیمش در یک‌جا متمرکز شده بود و تمام فضیلتها و ارزشهای معنوی و راه‌ها بحق و حقیقت در یک‌جا متراکم و متبلور شده بود.»(۱۰) ایشان در ادامه به یک نکته مهم اشاره می‌کنند: «البته وقتی می‌گویم دوران ما شبیه دوران امام حسین (علیه‌السّلام) است، معنایش این نیست که در همه جهت شباهت دارد. حسین‌بن‌علی (علیه‌السّلام) به فوز شهادت نائل شد، نهضت حسین (علیه‌السّلام) با شهادت جان گرفت؛ اما نهضت عظیم و کربلای خونین ملّت ایران با اینکه شهدای ارزشمندی داشت و خون آنها چراغ این نهضت را روشن نگه داشت و پشتوانه‌ی نهضت شد، در نهایت توانست به هدفهای خودش دست پیدا کند.»(۱۱)
 
* بیعت یعنی امضای حکومت ظالم
نکته مهم دیگر درباره این جمله امام حسین علیه‌السلام، واژه «بیعت» است. وقتی امام می‌فرمایند «بیعت نمی‌کنم.» یعنی حکومت طاغوت را امضا نمی‌کنم. در حقیقت، «بیعت یعنی امضای خلافت آن شقیِّ خبیثی که رأس کار است.»(۱۲) یزید «توقّع داشت که این امام هدایت، پای حکومت او را امضا کند؛ بیعت یعنی این. میخواست امام حسین (علیه‌السّلام) را مجبور کند به جای این‌که مردم را ارشاد و هدایت فرماید و گمراهی آن حکومت ظالم را برای آنان تشریح نماید، بیاید حکومت آن ظالم را امضا و تأیید هم بکند! قیام امام حسین (علیه‌السّلام) از این‌جا شروع شد.» ۱۳۸۱/۱/۹ لذا وقتی یزید اصرار می‌کند «بر اینکه حسین‌بن‌علی (علیه‌السّلام) باید با من بیعت کند، یعنی همین. اصرار بر اینکه تمام رجال و سران بنی‌هاشم و قریش در مدینه و مکه باید با یزید بیعت کنند، یعنی همین. امام حسین (علیه‌السّلام) در مقابل این ایستاد؛ یعنی در مقابل اقرار به تسلیم حق در برابر باطل.»(۱۳) نکته عجیب اینکه برخی خواص جامعه نه تنها چنین فاجعه‌ای را درک نکردند؛ بلکه به دنبال قانع کردن امام علیه‌السلام برای بیعت با یزید بودند؛ اما حضرت تسلیم مصلحت‌اندیشی‌ها نشد.
 
امام حسین علیه‌السلام «از لحظه‌ی ورود به کربلا تا روز عاشورا، همین‌طور مرتّب با این خدشه‌ها و شبهه‌ها - آن هم از سوی آدمهای حسابی، از سوی عقل مصلحت‌اندیشی که از وسایل ارزشی هم خیلی بیگانه نیست - مواجه است! آن وقت امام حسین (علیه‌السّلام)، آن کسی است، آن تجسّمی از ارزشهاست که در مقابل اینها استقامت می‌ورزد؛ یعنی هدف را فراموش نمی‌کند و خطّ مستقیمی را که خودش می‌شناسد و اینها نمی‌شناسند، با این حرفها رها نمی‌سازد.»(۱۴) این خواص چنان بودند که گاهی با زبان دین نیز سخن می‌گفتند؛ اما حضرت در برابر همه آن استدلال‌های ساده‌لوحانه مقاومت کرد؛ لذا صبر امام حسین علیه‌السلام «فقط این نبود که بر تشنگی صبر کند، بر کشته شدن یاران صبر کند؛ اینها صبرِ آسان است. صبرِ سخت‌تر این است که دیگران، افراد صاحب نفوذ، افراد آگاه، افراد محترم هى بگویند آقا نکنید، این کار غلط است، این کار خطرناک است. هى ایجاد تردید کنند. کی‌ها؟ افرادی مثل عبدالله جعفر، عبدالله زبیر، عبدالله عباس؛ این شخصیّتهای برجسته‌ی بزرگ آن روز دنیا، آقازاده‌های مهم اسلام، اینها هى بگویند نکن این کار را.» ۱۳۹۰/۰۴/۱۳
 
در اینجا ذکر این نکته ضروری است که برخی به اشتباه تصور می‌کنند می‌توان گاهی مانند امام حسین علیه‌السلام در برابر حکومت طاغوت ایستاد و گاهی مانند امام حسن علیه‌السلام صلح کرد. این تصور نادرستی است؛ زیرا همانگونه که گفتیم اساساً حوادث مربوط به امام حسین علیه‌السلام به خاطر فشارهای سرسختانه حکومت بنی‌امیه بر امام حسین علیه‌السلام برای بیعت با یزید بود؛ اما «براى امام حسن (علیه‌السّلام) به هیچ وجه مسئله‌ى بیعت با معاویه مطرح نبود. در قرارداد آتش‌بس یا صلحى که بین امام حسن (علیه‌السّلام) و معاویه نوشته شد، یکى از شرایط این بود که امام حسن (علیه‌السّلام) به معاویه «امیرالمؤمنین» نگوید و با او بیعت نکند؛(۱۵) معاویه حق تعیین جانشین نداشته باشد؛(۱۶) در بعضى از روایات آمده که معاویه باید بعد از خودش امام حسن (علیه‌السّلام) را به خلافت معرفى کند،(۱۷) بعد امام حسین (علیه‌السّلام) را معرفى کند؛(۱۸) این چقدر با آن متفاوت است‌؟ اگر امام حسن (علیه‌السّلام) هم زیر فشار قرار میگرفت که باید بیعت کنى، وضع فرق میکرد.»(۱۹)
 
* راز بیعت نکردن امام با یزید
اکنون این سؤال پیش می‌آید که چرا امام حسین علیه‌السلام با یزید بیعت نکرد؟ پاسخ این سؤال را باید در تقابل و ضدّیّت دو نظام «حکومت» جستجو کرد. تقابل و ضدّیّتی که تا روز قیامت برقرار است. وقتی امام علیه‌السلام می‌فرمایند «مثل من» با «مثل یزید» بیعت نمی‌کند، یعنی حکومتی که مبتنی بر «امامت» است همیشه در تضاد با حکومت مبتنی بر «سلطنت» است. راز بیعت نکردن امام، این بود که یزیدیان، حکومت را از «امامت» به «سلطنت» تبدیل کرده بودند و یزید «توقع کرد که امام حسین علیه‌السلام پای این سیه‌نامه‌ی تبدیل امامت اسلامی به سلطنت طاغوتی را امضا کند؛ یعنی بیعت کند. امام حسین فرمود «مثلی لا یبایع مثله»؛ حسین چنین امضایی نمیکند.» ۱۳۸۱/۱/۹ 
 
حضرت آیت‌الله العظمی شهید خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه در یک بیان بسیار مهم این موضوع را چنین تبیین می‌کنند: «ماهیت امامت، با ماهیت سلطنت، مغایر و متفاوت و مناقض است. این دو ضدّ همند. امامت، یعنی پیشوایىِ روحی و معنوی و پیوند عاطفی و اعتقادی با مردم؛ اما سلطنت یعنی حکومت با زور و قدرت و فریب، بدون هیچ‌گونه علقه‌ی معنوی و عاطفی و ایمانی. این دو، درست نقطه‌ی مقابل هم است. امامت، حرکتی در میان امت، برای امت و در جهت خیر است. سلطنت یعنی یک سلطه‌ی مقتدرانه علیه مصالح مردم و برای طبقات خاص، برای ثروت‌اندوزی و برای شهوت‌رانی گروه حاکم.» ۱۳۷۹/۱/۲۶ بنابراین عامل اصلی اصرار حکومت بنی‌امیه برای بیعت گرفتن از امام حسین علیه‌السلام امضا و تأیید نظام سلطنت بود. اگر این امضا از طرف امام حسین علیه‌السلام صورت می‌گرفت، دیگر هیچ‌گاه حکومتی، مبتنی بر حق و عدالت شکل نمی‌گرفت. به تعبیر دیگر، بیعت امام علیه‌السلام با حکومت یزید، امضای حکومت سلطنتی و اعلام جانشینی آن به جای حکومت ولایی بود و این مسیر تا پایان تاریخ همین‌طور جریان داشت؛ اما حضرت با شهادت و ایثار جان خود، مسیر زندگی بشر را تغییر داد.
 
حال ممکن است کسی بپرسد نظامی که امام حسین علیه‌السلام در برابر آن ایستاد، نظام سلطنت بود و ما در دوره معاصر نظام سلطنتی نداریم تا نیاز به پیمودن همان مسیر باشد. حضرت آیت‌الله العظمی شهید خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه در استدلالی محکم، چنین پاسخ می‌دهند: «سلطنتِ به معنای پادشاهىِ موروثی، فقط یک نوعِ از سلطنت است. لذا بعضی سلاطین در دنیا هستند که اسمشان سلطان نیست، اما باطنشان تسلّط و زورگویی بر انسانهاست. هر کس و در هر دوره‌ای از تاریخ - اسم او هرچه میخواهد باشد - وقتی به ملت خود یا به ملتهای دیگر زور بگوید، این سلطنت است. این‌که رئیس جمهور یک دولتی - که در همه زمانها، دولتهای مستکبر بوده‌اند و امروز مظهر آن، امریکاست - به خود حق بدهد که بدون هیچ استحقاق اخلاقی، علمی و حقوقی، منافع خود و کمپانیهای پشتیبان خود را بر منافع میلیونها انسان ترجیح دهد و برای ملتهای دنیا تکلیف معیّن کند، این سلطنت است؛ حالا اسمش سلطان باشد یا نباشد!» ۱۳۸۱/۱/۹ علاوه بر این، تظاهرات مردم آمریکا علیه سردمداران مستکبر کشورشان با شعار «نه به پادشاهی» بهترین نشانه بر تأیید این دیدگاه است. حکومت استکباری که حتی به مردم کشور خود رحم نکند، در حقیقت همان حکومت سلطنتی است که مردم آمریکا متوجه شده‌اند.
 
از طرفی دیگر حکومت یزیدی دو ویژگی مهم دارد که هر دو ویژگی را حکومتهای طاغوتی دوران معاصر نیز دارند. اولاً «یزید، هر کسی را که با قدرت و حکومت او مخالفت و مقاومت کند، نابود می‌کند. خاصیت حکومت یزیدی این است.»(۲۰) ثانیاً حکومت یزیدی «مثل چشمه‌ای که از آن مرتّب آب گندیده تراوش می‌کند و بیرون می‌ریزد و همه‌ی دامنه را پر می‌کند، از وجود او آب گندیده می‌ریزد و همه‌ی جامعه‌ی اسلامی را پر خواهد کرد!» ۱۳۷۴/۰۳/۱۹ دولت آمریکا به عنوان نماد حکومت یزیدی و مستکبر، هم به دنبال نابودی مخالفان خود است و هم مانند چشمه گندیده‌ای است که مردم خود و مردم جامعه اسلامی و مردم تمام دنیا را به فساد می‌کشاند.
 
* ملت ایران، عزیز مثل امام حسین علیه‌السّلام
از آنچه گفته شد، روشن می‌شود «نهضت حسینی در واقع با دو نگاه قابل ملاحظه است، که هر دو هم درست است؛ اما مجموع دو نگاه، نشان دهنده‌ی ابعاد عظیم این نهضت است. یک نگاه، حرکت ظاهری حسین‌بن‌علی است؛ که حرکت علیه یک حکومت فاسد و منحرف و ظالم و سرکوبگر -یعنی حکومت یزید- است؛ اما باطن این قضیه، حرکت بزرگتری است که نگاه دوم، انسان را به آن میرساند؛ و آن حرکت علیه جهل و زبونی انسان است. در حقیقت، امام حسین اگرچه با یزید مبارزه میکند، اما مبارزه گسترده تاریخی وی با یزیدِ کوته‌عمرِ بی‌ارزش نیست؛ بلکه با جهل و پستی و گمراهی و زبونی و ذلّت انسان است... برای این است که مردم از فساد و زبونی و پستی و جهالت نجات پیدا کنند.» ۱۳۷۹/۱/۲۶ بنابراین این جمله امام (علیه‌السّلام) که «مثل من» با «مثل یزید» بیعت نمی‌کند، یعنی هیچ ملتی نباید زیر بار ذلت مستکبران برود؛ لذا «امام حسین (صلوات‌الله‌علیه) فرمودند که ما ذلّت را نمی‌پذیریم: «هَیهاتَ مِنَّا الذِّلَّةِ یأبَى اللهُ ذلِک»(۲۱) خدا اِبا دارد که ما ذلّت را بپذیریم؛ این ذلّتها را مؤمن حق ندارد که قبول کند؛ ذلّتِ تسلیم در مقابل کفّار، ذلّتِ پذیرش فشار کفّار و تحمیل کفّار.»(۲۲) و این ملت مبعوث شده ایران است که همچنان بر سر مستکبران جهان شعار «هیهات منّا الذّلة» سر می‌دهد و هم‌صدا با امام شهید خود فریاد می‌زند: «بیعت نمی‌کنیم.»
 
 
 بحار الانوار، چاپ بیروت، ج ۴۴، ص ۳۲۵
 الإمامة و السیاسة، ج ۱، ص ۱۶۵ و ۱۷۰
 تاریخ الطبری، ج ۵، ص ۳۳۸
 تاریخ الإسلام، ج ۵، ص ۷
 تاریخ الطبری، ج ۵، ص ۴۱۱
 الکامل فی التاریخ، ج ۴، ص ۵۳
 وقعة الطف، چاپ جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ص ۸۰
 بحار الانوار، چاپ بیروت، ج ۴۴، ص ۳۲۵
 اللهوف علی قتلی الطفوف، ترجمه فهری، ص ۲۴
(۱۰ آفتاب در مصاف، انتشارات انقلاب اسلامی، ص ۲۲۱
(۱۱ آفتاب در مصاف، انتشارات انقلاب اسلامی، ص ۲۲۳
(۱۲ آفتاب در مصاف، انتشارات انقلاب اسلامی، ص ۲۵۶
(۱۳ آفتاب در مصاف، انتشارات انقلاب اسلامی، ص ۲۲۲
(۱۴ آفتاب در مصاف، انتشارات انقلاب اسلامی، ص ۴۷۷
(۱۵ علل الشرایع، ج ۱، ص ۲۱۲؛ بحارالأنوار، ج ۴۴، ص ۲
(۱۶ أنساب الأشراف، ج ۳، صص ۴۱-۴۲؛ بحارالأنوار، ج ۴۴، ص ۶۵
(۱۷ الإستیعاب، ج ۱، ص ۳۸۶؛ فتح البارى، ج ۱۳، صص ۵۵-۵۶
(۱۸ الفتوح، ج ۵، ص ۱۲؛ عمدة الطالب، ص ۶۷
(۱۹ آفتاب در مصاف، انتشارات انقلاب اسلامی، ص ۲۵۷
(۲۰ آفتاب در مصاف، انتشارات انقلاب اسلامی، ص ۱۲
(۲۱ اثبات الوصیة، علی بن حسین مسعودی، ص۱۶۶
(۲۲ تفسیر سوره منافقون، انتشارات انقلاب اسلامی، ص ۱۲۸

....
لطفاً نظر خود را بنویسید:
نام :
پست الکترونیکی :
نظر شما :
ضمن تشکر ، نظر شما با موفقیت ثبت شد.
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار امام مجاهد شهید حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (قدّس‌الله‌نفسه‌الزکیه) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی