
حضرت آیتالله خامنهای: «در قرآن بارها به بنیاسرائیل خطاب شده است که ما شما را بهترین خلایق قرار دادیم امّا همین بنیاسرائیل بهخاطر ناشکرى، بهخاطر اینکه نتوانستند نعمت الهى را حفظ کنند.» ۱۳۶۸/۰۶/۰۱
قرآن کریم سنتها و قوانین متعدّدی را برای ماجرای حضرت موسی علیهالسلام و قوم بنیاسرائیل، بیان کرده است به طوری که بیشترین آیات قرآن کریم در مورد پیامبران، به بیان زندگی حضرت موسی علیه السلام اختصاص دارد.
بخش معارف اسلامی رسانه KHAMENEI.IR در ایام ماه مبارک رمضان، در سلسله یادداشتهایی به تبیین عبرتها و درسهایی از داستان زندگی حضرت موسی علیه السلام بر اساس بیانات و نظرات تفسیری حضرت آیتالله خامنهای* با عنوان «داستان موسی(ع)» میپردازد. در دومین یادداشت از این مطالب، مسئله «سنت الهی در هنگام کفران نعمت از سوی قوم بنیاسرائیل»
تبیین شده است.
«یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَأَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ وَإِیَّایَ فَارْهَبُونِ» (سوره بقره، آیه ۴۰)
ترجمه: اى بنىاسرائیل! نعمتهاى مرا که به شما عطا کردم، یاد کنید و به پیمانم [که سفارش به عبادت و ایمان به همه انبیا به ویژه پیامبر اسلام است] وفا کنید تا من هم به پیمان شما [که توقع ثواب وپاداش در برابر عبادت وایمان است] وفا کنم، و [نسبت به پیمانشکنى] فقط از من بترسید.
خداوند متعال در قرآن کریم برای هدایت مؤمنان از روشهای گوناگونی بهره گرفته است. یکی از این روشها، بیان داستانها و سرگذشت ملّتهای پیشین است تا مؤمنان با تأمل در آنها، از حوادث و سرنوشت آنان درس و عبرت بگیرند. در میان این ملّتها، داستان حضرت موسی
علیهالسّلام و قوم بنیاسرائیل بیش از دیگران مورد توجه قرار گرفته است
. یکی از این سنتها که در دل داستانهای عبرتآموز ماجرای بنیاسرائیل وجود دارد، این قانون حتمی و ثابت است که «کفران نعمت، باعث زوال نعمت میشود.» این سنت در طول تاریخ و در امتهای گوناگون به وقوع پیوسته است
.
بر اساس آیات متعدد قرآن کریم، خداوند به ملّت بنیاسرائیل لطف داشته و نعمتهای فراوانی به آنان عطا کرده بود؛ اما آنان قدر این نعمتها را ندانستند و کفران کردند. خداوند در سوره بقره درباره نعمتهای خود به بنیاسرائیل میفرماید: یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ؛ اى بنىاسرائیل! نعمتهاى مرا که به شما عطا کردم، یاد کنید. این نشان میدهد که نعمتهای مهمی در اختیار آنان قرار گرفته بود؛ اما بنیاسرائیل با کفران، موجب سلب این نعمتها شدند.
حضرت آیتالله خامنهای در مورد این نعمتها میفرمایند: «خداى متعال، هم به انبیا و اولیا و شهدا و صالحین نعمت داده است ... هم به بنىاسرائیل نعمت داده است؛ اُذْکُرُوا نِعْمَتِیَ اَلَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ، در سورهى بقره سه مرتبه این تعبیر تکرار شده است. خدا به بنىاسرائیل هم نعمت داد.»
(۱) برخی مفسران معتقدند نعمتهای خداوند به بنیاسرائیل متعدد بود. در تفسیر مجمعالبیان درباره این نعمت دادن الهی به قوم بنیاسرائیل چنین آمده است: «در این آیه یک نعمت نیست و الّا قابل شمارش بود بلکه مقصود جنس نعمت است.»
(۲)
حفظ نعمت الهی مشکلتر از به دست آوردن آن است
حفظ و نگهداری نعمتهای الهی سختتر از بهدست آوردن آن است. بنیاسرائیل مصداق بارز ملّتی بودند که در حفظ نعمتهای الهی کوتاهی کردند و آنها را به فراموشی سپردند. دیدگاه عموم مفسران در تفسیر آیه هفتم سوره حمد این است که خداوند به عدهای نعمت داده است و به عدهای نعمت نداده و آنان را مورد غضب قرار داده و عدهای را نیز گمراه کرده است؛ اما حضرت آیتالله خامنهای بر این باور است که خداوند به همه انسانها نعمت میدهد، اما نعمتدادهشدگان به دو گروه تقسیم میشوند: «یک عدّه کسانى که وقتى نعمت الهى را دریافت کردند، نمىگذارند که خداى متعال بر آنها غضب کند و نمىگذارند گمراه شوند... یک دسته هم کسانى هستند که خدا به آنها نعمت داد، اما نعمت خدا را تبدیل کردند و خراب نمودند. لذا مورد غضب قرار گرفتند؛ یا دنبال آنها راه افتادند، گمراه شدند.»
(۳)
بنیاسرائیل جزو آن گروهی بودند که خداوند به آنان نعمت داد؛ اما آنان نعمت را حفظ نکردند. حضرت آیتالله خامنهای در توضیح این نکته میفرمایند: «حفظ نعمتهاى الهى مشکلتر است از به دست آوردن نعمتها. به دست آوردن نعمت خدا -چه نعمتهاى مادّى و چه نعمتهاى معنوى- یک کار است، امّا حفظ این نعمتها و تداوم دادن به این نعمت، چندین کار است
.بعد از آنکه خداوند متعال نعمتهاى خودش را به فردى یا به ملّتى عطا کرد و داد، یک تلاش و زحمتى لازم است براى حفظ این نعمتها ... خیلى از ملّتها را ما در تاریخ سراغ داریم که نعمت خدا شامل حال آنها شد، امّا نتوانستند این نعمت را براى خودشان حفظ کنند. در قرآن بارها به بنیاسرائیل خطاب شده است که ما شما را بهترین خلایق قرار دادیم -وَ اَنّی فَضَّلتُکُم عَلَی العالَمین- امّا همین بنیاسرائیل بهخاطر ناشکرى، بهخاطر اینکه نتوانستند نعمت الهى را حفظ کنند، کارشان به جایى رسید که قرآن فرمود: ضُرِبَت عَلَیهِمُ الذِّلَّةُ وَالمَسکَنَة.»
(۴)
عاقبت کفران نعمت، سرنوشت دیگری برای بنیاسرائیل رقم زد
بنیاسرائیل نهتنها نعمتهای الهی را حفظ نکردند، بلکه آن را کفران و ناسپاسی کردند. حضرت آیتالله خامنهای کفران نعمت را چنین معنا میکنند: «کفر یعنى پوشاندن، کافر یعنى پوشانندهى حقیقت. در قرآن، به زارع هم کافر میگویند: أَعْجَبَ اَلْکُفّٰارَ نَبٰاتُهُ؛ یعنى زارع یا خود آن کشاورز که این دانه را در زمین نشانده، به تعجّب مىآید. کافر یعنى پوشاننده؛ کفران نعمت یعنى پوشاندن نعمت و انکار کردن نعمت ... کافر نعمت یعنى کسى که نعمت را میپوشاند، آن را انکار میکند.»
(۵)
کفران نعمت بنیاسرائیل عاقبت بدی را برای آنان به دنبال داشت؛ به گونهای که مُهر ذلت و پستی بر پیشانی آنان کوبیده شد. بنیاسرائیل با کفران نعمت مورد لعنت دائمی خدا قرار گرفتند؛ چرا که «بنى اسرائیل هم جزو کسانى بودند که خداى متعال برایشان انعام کرد و قرآن مصرّح این معناست... اما همین بنى اسرائیل، کسانى بودند که بعدها کارشان به جایى رسید که خداى متعال، لعنت دائمى بر آنان فرستاد.»
(۶)
برخی مفسران در تبیین عاقبت کفران نعمت توسط بنیاسرائیل نوشتهاند: «برترى دادن بنىاسرائیل بر مردم جهان، مخصوص دوران جانشینى و برگزیدگى ایشان است و امّا پس از آنکه از فرمان خدا سرپیچیدند و اطاعت پیغمبران را گردن ننهادند و نعمتى را که خدا ارزانى داشته بود نادیده گرفتند و از تعهّدها و پیمانهاى خود، شانه خالى کردند، خداى متعال نیز بیزارى و خشم خود را آشکار نمود و خوارى و پریشانى را بر ایشان نازل کرد و آنان را به آوارگى و پریشانى محکوم ساخت و وعدهى عذاب دربارهى آنان به عمل درآورد.»
(۷)
بنیاسرائیل ظاهر تورات را حفظ کردند اما از باطنش بیخبر ماندند
ملّت بنیاسرائیل در حوادث گوناگونی دچار کفران نعمت شدند. یکی از مهمترین مصادیق این بود که با وجود مأموریت الهی برای حفظ و پاسداری از کتاب حضرت موسی علیهالسّلام، یعنی کتاب تورات، در نگهداری و عمل به آن سستی کردند و در نتیجه آن را از دست دادند. «الواح الهى را به آنها دادند... «حُمِّلُوا اَلتَّوْرٰاةَ» تورات به آنها داده شد، امّا «ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوهٰا»؛ «ثمّ» یعنى با یک فاصله، از روى دوش خودشان انداختند. حالا انداختن یعنى چه؟ یعنى آیا علناً تورات را گذاشتند و آماج تیراندازى قرار دادند و نابودش کردند؟ نه، ظاهر تورات را حفظ کردند امّا از باطنش بىخبر ماندند! مثل چه؟ «کَمَثَلِ اَلْحِمٰارِ» حمار و چهارپایى که «یَحْمِلُ أَسْفٰاراً».»
(۸)
ماجرایی که بارها به مسلمانها در قرآن یادآوری شده است
خداوند هنگام نزول آیات مربوط به بنیاسرائیل، دائماً به مسلمانان هشدار میدهد تا از آنان عبرت بگیرند؛ لذا «در قرآن بارها به مسلمانها ماجراى بنىاسرائیل یادآورى میشود؛ یعنى به مسلمانها گفته میشود که مسلمانها! شما هم مثل قوم بنىاسرائیل هستید؛ همچنان که قوم بنىاسرائیل قوم و خویش خدا نبودند، سوگلى خدا نبودند و فرزندان خدا نبودند، شما هم نیستید. خدا یک لطفى به آنها کرد، پیغمبر خوبى و پیغمبران خوبى به آنها داد، زمینهى تربیت را براى آنها آماده کرد، امّا کفران نعمت کردند؛ شما هم اگر کفران نعمت کردید، همان جور [میشود].»
(۹) یعنی این یک سنت الهی است که هر قوم و ملّتی کفران نعمت کند، نتیجه آن از دست دادن نعمت خواهد بود.
با این توصیف، باید توجه داشت که ممکن است کفران نعمت و عاقبت آن شامل حال مسلمانان نیز بشود. حضرت آیتالله خامنهای در این باره میفرمایند: «بارها خداى متعال به بنى اسرائیل فرمود: اُذْکُرُوا نِعْمَتِیَ اَلَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ. آنها مورد نعمت خدا قرار گرفته بودند. در سورهى حمد، مغضوب علیهم، به بنى اسرائیل تعبیر شده است. بنابراین، نعمت را که گرفتیم، باید مواظب باشیم که بعد از تسلّم نعمت، شکرگزار آن باشیم تا جزو «مغضوب علیهم» و یا «ضالّین» نشویم. راهش هم این است که شکر کنیم.»
(۱۰)
حضرت آیتالله خامنهای بعد از تفسیر آیات مربوط به بنی اسرائیل، نظام جمهوری اسلامی را یکی از نعمتهای الهی به ملّت ایران دانسته و میفرمایند: «ما ملّت ایران نعمت بزرگى را به دست آوردیم که عبارت بود از نعمت جمهورى اسلامى و حاکمیّت دین و آزادى؛ آزادى از زورگویى قدرتهاى بزرگ... باید ملّت ما با همان ارادهاى که این نظام را در طول چند سال مبارزه به وجود آورد و در طول چند سال مبارزه و مقاومت حفظ کرد، در آینده هم با قدرت، با مقاومت، با مجاهدت، با آگاهى و هوشیارى، این نعمت بزرگ الهى را حفظ کند.»
(۱۱)
از طرفی دیگر، رهبر انقلاب درباره شکر و قدردانستن نعمت انقلاب به مسئولین نیز تذکر میدهند که باید از رفتار خود مراقبت کنند تا دچار عاقبت بنیاسرائیل نشوند. ایشان میفرمایند: «بارها من عرض کردهام بنى اسرائیل همان کسانى هستند که خداى متعال در قرآن مکرر مىفرماید: «اُذْکُرُوا نِعْمَتِیَ اَلَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَ أَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَى اَلْعٰالَمِینَ». خدا بنى اسرائیل را بر عالمین تفضیل داد؛ اما همین بنى اسرائیل به خاطر اینکه لوس شدند، قدر نعمت خدا را ندانستند و کفران کردند، «کُونُوا قِرَدَةً خٰاسِئِینَ»، «ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ اَلذِّلَّةُ وَ اَلْمَسْکَنَةُ»؛ تبدیل شدند به این.»
(۱۲)
انسان نسبت به نعمتهایی که به او داده میشود، وظایفی دارد. یکی از مهمترین این وظایف، شکرگزاری است؛ وگرنه مانند بنیاسرائیل که کفران کردند، از نعمت محروم خواهد شد. خداوند میفرماید که حضرت موسی با توجه به دستور خدا وظیفه دارد نعمت الهی را به یاد مردم آورد؛ یعنی «به یاد آنها آورد نجاتشان از دست فرعون را، فرعونیان را، از دست قدرت فائقه و غالب ستمگر را ... بعد دنبالهى این نداى عمومى پروردگار است، صداى بلند خدا است: «وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ»، «تأذّن» یعنى با صداى بلندخدای متعال به همه اعلان میکند که «لَئِن شَکَـرتُم لَاَزیدَنَّکُم» اگر شکرگزاری کردید، ما آن نعمتی را که به شما دادیم این را روزبهروز افزایش خواهیم داد، زیاد میکنیم؛ «وَ لَئِن کَفَرتُم إِنَّ عَذابی لَشَدید»؛ امّا اگر کفران نعمت کردید، وظایف شکر را به جا نیاوردید، آن وقت آنجا عذاب الهی است، مشکلات فراوانی است که برای شما پیش خواهد آمد.»
(۱۳)
بنابراین، باید توجه کرد که سنت الهی درباره نعمت همواره پابرجاست و هر کس نعمت خدا را نادیده بگیرد و کفران کند، همانند بنیاسرائیل گرفتار ذلت و محرومیت خواهد شد؛ شکرگزاری و حفظ نعمت، تنها راه بهرهمندی از رحمت الهی است.
(۱ بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان استان کرمان، ۱۳۸۴/۰۲/۱۹
(۲ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، فضل ابن حسن، ج۱، ص ۲۰۷
(۳ بیانات در خطبههاى نماز جمعهى تهران، ۱۳۷۷/۰۲/۱۸
(۴ بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم، ۱۳۶۸/۰۶/۰۱
(۵ تفسیر سوره بقره، حضرت آیتالله خامنهای، ص ۸۷، انتشارات انقلاب اسلامی
(۶ بیانات در دیدار فرماندهان و اعضاى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، ۱۳۷۳/۱۰/۱۵
(۷ سیدقطب، فی ظلال القرآن، ترجمه حضرت آیتالله خامنهای، ص ۱۳۸، انتشارات انقلاب اسلامی
(۸ تفسیر سوره حمد، حضرت آیتالله خامنهای، ص ۱۲۸، انتشارات انقلاب اسلامی
(۹ تفسیر سورهی صف، حضرت آیتالله خامنهای، ص ۳۵
(۱۰ بیانات در دیدار نمایندگان مجلس، ۱۳۷۶/۰۳/۰۷
(۱۱ بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم، ۱۳۶۸/۰۶/۰۱
(۱۲ بیانات در دیدار مسئولان و کارگزاران حج، ۱۳۸۷/۰۸/۱۶
(۱۳ خطبههای نماز جمعه تهران، ۱۳۹۸/۱۰/۲۷
* - به همراه برخی نظرات دیگر مفسران قرآن کریم