
در شب ولادت کریم اهلبیت حضرت امام حسن مجتبی (علیهالسلام)، جمعی از اهالی شعر و فرهنگ و اساتید ادبیات فارسی میهمان رهبر انقلاب بودند. حامد حسینخانی از شعرای کشورمان، شعری را در این جلسه خواند که رسانه KHAMENEI.IR متن آن را در ادامه منتشر میکند.
باز روی لب این پنجرهها نام کسیست
شب شد و کوفه به رقصآمدۀ گام کسیست
نخلها با دم او شانه به گیسو زدهاند
کوچهها پیش نگاهش همه زانو زدهاند
سایۀ کیست که در کوچه به راه افتادهست
که چنین عکس رخش در رخ ماه افتادهست
شهر انبان غریبیست که بر دوش علیست
شب همان روشن روز است که خاموش علیست
او که با خاک و شب و فاصله سازش میکرد
آب را با نفس خویش نوازش میکرد
وای اگر سایۀ او از سر شب کم میشد
چاه تبدیل به حلقوم جهنم میشد
که بهشت آخته و عاشق و مجذوب علیست
باغ فردوس همان پنجرۀ رو به علیست
مثل مجنون که دلش غربت لیلا دارد
کهکشان تکیه به تنهایی مولا دارد
سِرّ تنهایی او بر جگر کوه نشست
کوه نالید و دریاچۀ اندوه نشست
سِرّ تنهایی مولا به زمین گفته نشد
و علی خواست که این دُرِ گران سُفته نشد
مردی و مهر که هر شب به سبو میریزد
آبشاریست که از شانۀ او میریزد
چاه آن است که دلبستۀ زانوی تو بود
دوش در حلقۀ ما قصۀ گیسوی تو بود
چاه میخواست بداند غم پنهان تو را
ماه میخواستد ببیند شب چشمان تو را
کودکان خلف کوفه شبانگه دیدند
شادی سوخته بر گوشۀ انبان تو را
گرچه مهمان تو شمیشر به دریا زده بود
شیر دادند به فرمان تو مهمان تو را