
در شب ولادت کریم اهلبیت حضرت امام حسن مجتبی (علیهالسلام)، جمعی از اهالی شعر و فرهنگ و اساتید ادبیات فارسی میهمان رهبر انقلاب بودند. سیدمحمدامین جعفری حسینی از شعرای کشورمان، شعری را در این جلسه خواند که رسانه KHAMENEI.IR متن آن را در ادامه منتشر میکند.
ما بی تو هزار داغ و یک دل داریم
بر حادثهها امید باطل داریم
یک روز و دو روز نیست این مشکل ما
ما سیصد و شصت و پنج مشکل داریم
نمیدانم چه خواهد نوشت
مداد ممتد این شاعری که شروع کرده از دردهای من بنویسد
اما هزار پنجشنبه از ما میگذرد
و ما هنوز داریم از توی یک طاقچه، از توی یک قاب
با بچههایمان حرف میزنیم و از آنها انتظار داریم
سرشان را بالا بگیرند
بی آنکه بالای سرشان باشیم
تو هنوز منتظر هستی در کاروانی از عود و تابوت
شهر به شهر بگردی و به روستایت برگردی
و من به خیال خودم از سر در یک مدرسه
در محلۀ خودمان از بچهها انتظار دارم
که جدول ضرب را با ضربان قلبهای ما از بر کنند
اگر به ستارههایشان برنمیخورد
یا از هتلهای چندستاره کم نمیشود
دلم هوای مسافرخانههای هزارستارۀ آنجا را کرده است
که حتی حالمان را هم صلواتی میگرفتند
من که نماندم اما حمزه میگفت
بعد از ابراهیم به نقشههای او وفادار ماندیم
و جغرافیای جهان را دستنخورده نگاه داشتیم؛ حمزه میگفت!
کاش میشد از توی این قابها و خوابها بیرون میآمدیم
تو دوباره دیدهبان میشدی و من با آن بیسیم پر سر و صدا
خودم را دنبال ابراهیم میکشیدم
من که نماندم اما حمزه میگفت
بعد از ابراهیم به نقشههای مچالۀ او وفادار ماندیم
و جغرافیای جهان را دستنخورده نگاه داشتیم
حمزه میگفت!
یکی از همین پنجشنبههایی که گلبارانمان میکنند
شانه به شانۀ عصایش آمده بود
و با دردهاش دردهام را از یادم برد
و به یادم آورد تو آخرین لحظه پلاکت را دست من دادهای
چه میدانم...
شاید دادم همین شاعری که دارد از ما مینویسد
به خانوادهات، کسی، جایی برساند
اما اول باید مطمئن شوم همۀ حرفهایم را درست برایت نوشته است
حتی اگر همۀ آنها را نفهمیده باشد