
در شب ولادت کریم اهلبیت حضرت امام حسن مجتبی (علیهالسلام)، جمعی از اهالی شعر و فرهنگ و اساتید ادبیات فارسی میهمان رهبر انقلاب بودند. عباس کیقبادی از شعرای کشورمان، شعری را در این جلسه خواند که رسانه KHAMENEI.IR متن آن را در ادامه منتشر میکند.
با دایره میرقصد گردابوش اما نه
گرداب نه آیینه، موج است تنش... یا نه
مهتاب که میرقصد در آینۀ برکه
یا موج که میرقصد بر ساحل دریا، نه
دریا نه، دریا نه، دریا نه، طوفان، همه تن طوفان
طوفان نه، طوفان نه، آرامش صحرا... نه
صحرا نه، صحرا نه، جنگل ز پریشانی
آن زلف چلیپا را گفتم شب یلدا... نه
یلدا نه، یلدا نه، گرمای تموز آری
گرمای تموزست این، گرما نه، گرما نه
آتش، همه تن آتش، میرقصد، میسوزد
در دایره میرقصد میافتد از پا... نه
میخیزد میشوبد بر دایره میکوبد
در آتش میرقصد، از آتش پروا... نه
پروانه، پروانه، پروانۀ در آتش
پروانه منم یا او؟ آتش که منم یا نه
او آتش، من هیزم، او سیب منم گندم
از آتش میگویم، از آدم و حوا نه
از آدم و حوا نه، از لیلی و مجنون نه،
از خسرو و شیرین نه، از وامق و عذرا نه
او طرح دگر دارد، من طرح دگر دارم
میسوزدم او آری، میسوزم او را... نه
این پیکر دریایی، این راز اهورایی
گفتم که اهورایی، یا اینکه اهورا... نه
اهریمن، اهریمن، اهریمن آتشگون
سوزان دل و دین را، دین و دل تنها نه
از دامن و پیراهن، امشب همه عاری شو
امشب همه آری شو، فردا نه فردا نه
پیراهن و دامن من، پیچیده تو را بر تن
میپیچم و میمیرم، وا میشومت، وا نه