
در مقایسه با قبل از انقلاب اسلامی، یکی از نقاطی که جمهوری اسلامی ایران پیشرفت گستردهای در آن داشته است، مسئله علمآموزی و پیشرفت علمی کشور بوده است. رهبر انقلاب اسلامی دانشگاه را یکی از ارکان پیشرفت کشور میدانند که بعد از انقلاب هم موردتوجه قرارگرفته و از رشد بسیاری برخوردار شده است. رسانه KHAMENEI.IR در گفتگو با خانم دکتر نسرین سلطانخواه، معاون پیشین علمی و فناوری ریاست جمهوری و رئیس سابق بنیاد ملی، به بررسی تحولات جامعه دانشگاهی پس از انقلاب و نقاط ضعف و قوت آن پرداخته است. این گفتوگوی کوتاه به مناسبت بیانات رهبر انقلاب اسلامی دردیدار نخبگان و استعدادهای برتر تحصیلی (۱۴۰۱/۰۷/۲۷) انجام شده است.
جامعه دانشگاهی کشور از لحاظ کمّی و از نظر تعداد هیئتعلمی و دانشجویان و زیرساختها چه تغییراتی نسبت به قبل از انقلاب اسلامی کرده است؟
این تغییرات واقعاً غیرقابلمقایسه است. اهدافی که جمهوری اسلامی ایران داشته است، همیشه بهسمت اعمال سیاستهایی بوده است که علم در کشور رشد پیدا بکند. در این چهلوچند سال همواره سعی شده که مردم کشورمان از عدالت آموزشی برخوردار باشند. ما در بسیاری از استانها و شهرهایمان اصلاً مراکز آموزشی دانشگاهی نداشتیم. یکی از کارهایی که شروع کردیم، توسعه زیرساختهای آموزشی در کشور و سرمایهگذاری برای فراهمکردن این زیرساختها بود. آنهم در چه زمانی؟ خیلی مهم است. آن سالهایی که ما درگیر جنگ بودیم و بعد از آن هم، درگیر ساختن ویرانیهای جنگ؛ یعنی از همان زمانها توسعه آموزش عالی و توسعه زیرساختها و همچنین توسعه و کیفیتبخشی و ارتقابخشی به آموزش عالی شروع شد.
من یادم میآید، اولین سال بعد از انقلاب، سال ۱۳۵۸ که وارد دانشگاه صنعتی شریف در رشته برق شدم، دانشکدههای مهندسی شریف همه تا مقطع کارشناسی بودند. فقط یکی یا دو دانشکده مثل ریاضی یا شیمی و فیزیک کارشناسی ارشد داشتند. دانشجویان برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد و دکترا، باید حتماً به خارج از کشور میرفتند. شاید اگر امروز این را به جوانهایمان بگوییم، باورشان نشود. این توسعه و ارتقاء در سطح آموزش کشور هم اتفاق افتاد، یعنی ارتقای سطح آموزش، بهموازات تأمین کادر هیئتعلمی دانشگاهها؛ تأمین کادری که با توسعه زیرساختی درون خودش، توانستیم در داخل کشور تأمین بکنیم.
آیا پیشرفت علمی کشور فقط محدود به تعداد هیئتعلمی و دانشجو و آمارهای از این دست است؟ مرحله بعدی ارتقاء علمی کشور چگونه بوده است؟
خیر؛ بعد از آن سیاستها، یعنی توسعه زیرساختی و ارتقای سطح علمی در دانشگاهها، برای اینکه همه بتوانند از آموزش در همه کشور در مقاطع بالاتر هم برخوردار باشند، ما بهسمت این رفتیم که دانشگاه، مرجعی باشد برای حل مسائل کشور؛ یعنی مرحله بعدی این بود که ما برای توسعه پژوهش و توسعه فناوری در این زمینهها، اختصاص بودجه برای آنها و ایجاد پژوهشگاههای متعدد و... سرمایهگذاری کنیم.
بعد از آن، ما به توسعه فناوری روی آوردیم تا از این دانش انباشته در محیطهای علمیمان و تحقیقاتی که در آن شده بود، برای پاسخ به نیازهای کشور استفاده بکنیم. آن سازوکار خیلی خوبی هم که رهبر انقلاب توصیه کردند و دستورش را دادند هم، مربوط به همین مسئله است؛ یعنی متناسب با اهداف پیش رو، ساختارهایی که برای تحقق این اهداف مناسب باشد، شکل بگیرد، مثل معاونت علمی و فناوری تا فعالیتهای مابعد دانشگاهی را برای ایجاد اشتغال و برای نفوذ دانش و فناوری در صنعت و تولید و خدمت فراهم بکند.
از سوی دیگر، مقام معظّم رهبری بارها فرمودند که ما یک عقبافتادگی چندصدساله در زمینه علم داریم تا پیشرفت بکنیم و در دنیا حرفی برای گفتن داشته باشیم. اگر بخواهیم روی آن ریل پیشرفتی حرکت کنیم که دیگران قبلاً گذاشتند، همیشه پشتسر آنها خواهیم بود؛ پس ما باید با سرعت مضاعف، ریلگذاریهای جدید کنیم که بتوانیم برویم و در کنار آنها قرار بگیریم.
جامعه دانشگاهی ما در حال حاضر، چقدر توانسته است پاسخگوی نیازهای واقعی جامعه و کشور باشد؟
جامعه دانشگاهی ما برای پاسخگویی به نیازهای توسعهای کشور، در همه عرصهها ظرفیت دارد. این بالقوه است؛ اما این یکطرف قضیه، یعنی عرضه است. طرف دیگر، تقاضاست که بخش تولید، بخش اشتغال و بخش صنعت است. ما نیاز داریم که تقاضای از جنس علمی و دانشگاهی هم زیاد شود. شاید ضعف ما در این سالها این بوده است که بیشتر به عرضه توجه کردهایم. تحریک تقاضا یا بهعبارتی، کشش بازار را خیلی خوب آماده نکردهایم؛ اکنون بین این دو، یک فاصلهای وجود داشته است که انشاءالله با تدبیر و با راهحلهایی مثل ایجاد معاونت علمی، شرکتهای دانشبنیان یا با رشد تولید و تقویت صنعت در کشورمان، آن بستر تقاضا هم ایجاد بشود تا بتوانیم ارتباط دانش و جامعه و اقتصاد را بهتر فراهم بکنیم.
ارزیابی شما از مهمترین نقاط قوت و ضعف فعلی جامعه دانشگاهی کشور چیست؟
من فکر میکنم که موضوعاتی که خارج از محیط علم و فناوری و دانشگاهی است، روی محیط دانشگاهی و علم و فناوری سایه انداخته است که امیدوارم آنها را حل کنند.
مسئلهای که برای جامعه علمی ما الآن بزرگترین دغدغه است، مسئله اشتغال و بهکارگیری است که انشاءالله باید آن هم برایش بسترهای اشتغال ایجاد شود، بهویژه در بخشهای خصوصی؛ یعنی سیاستها طوری باشد که در بخشهای مردمی، برای انجام فعالیتهای اقتصادی و دانشبنیان بسترها فراهم بشود و این بخشها جاهایی باشند برای جذب نیروهای تحصیلکردهای که صلاحیتهای لازم را دارند.
مسئله دیگر هم، مسئله حقوق اعضای هیئتعلمی طی این دو سه سال اخیر است. کشوقوسهایی که بین مجلس و دیوان محاسبات و دولت، درباره حقوق اعضای هیئتعلمی بوده است، خب روی فضای علمی و فضای دانشگاهی اثر میگذارد؛ به هر حال اعضای جامعه علمی دانشگاهی هم، بخش مهمی از جامعه هستند و این مسائل انشاءالله با تدبیر مسئولان حل بشود.
زنان در حال حاضر، یکی از اقشار مهم و جدی جامعه دانشگاهی کشور محسوب میشوند. دانشگاه بعد از انقلاب چه فرایندها و تحولاتی را طی کرد تا بتواند به نقطهای مثل امروز برسد که زنان و دختران ایرانی حضوری جدی و فعال در دانشگاه داشته باشند؟
این را باز هم باید بگویم که قابلمقایسه نیست. تمام سیاستهایی که در این چهلوچندساله گذاشته شده است، تبعیضآمیز نبوده است و بسترهای رشد علمی و تحصیلی و اشتغال در دانشگاهها یا پژوهشگاهها و مراکز علمی، خوشبختانه با حقوق کاملاً عادلانه برای زن و مرد فراهم شده است. من اصلاً ندیدم که چه در قانونگذاری و چه در سیاستگذاری، قانون و سیاستی بوده باشد که بخواهد زنان ما را از کسب علم و دانش و حضور در مراکز علمی و دانشگاهی محروم کند یا اثرگذاریشان را در این محیطها کم کند.