others/content
نسخه قابل چاپ

گفت‌وگو با حجت‌الإسلام سید ابوالقاسم حسینی (ژرفا)

هنر، زبان تبلیغ دین

محمدحسین وزارتی

- تبلیغ همیشه یکی از کا‌ر‌ویژه‌های سنتی و مهم حوزه بوده که به تناسب شرایط زمانی و سیاسی و اجتماعی مختلف، در جامعه تأثیر‌ داشته است و نمونه‌ی بارز آن را می‌توان در وقوع انقلاب اسلامی مشاهده کرد. به نظر می‌رسد حوزه امروزه مقداری از این تأثیرگذاری خود را از دست داده است. این دیدگاه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

برای پاسخ به این سؤال ناگزیریم که نخست تبلیغ را تعریف کنیم. آن‌چه معمولاً در تعریف تبلیغ گفته شده- به همین دلیل هم به اشتباه افتاده‌اند- صرفاً پرداختن به ابعاد سنتی تبلیغ است. متأسفانه حتی در نظر مردم، وظایف روحانی، خاص و محدود است. تبلیغ دین در این منظر، بیان احکام شرعی است یا نهایتاً نقل قصص و حکایاتی که صبغه­ی دینی دارد. نوع نیازهایی هم که این مدل تبلیغ پاسخ می­دهد، مشخص است. غیر از این، روحانی در احوال شخصی مثل عقد و طلاق یا مثلاً در مجلس ختم حرف می­زند، یا در محرم و صفر می­رود تبلیغ دین می­کند.

اما آن‌چه من از تبلیغ و از آیه‌ی «نفر» که فلسفه‌ی وجود حوزه­های علمیه است می­فهمم، این است که تبلیغ یعنی پاسخ به نیازهای روحانی انسان در دستگاه دین. اصلاً چرا به روحانی می­گویند روحانی؟ طبیب را می‌گویند طبیب، چون به طب و به نیاز جسمی آدمیان می­پردازد. هر صنف دیگری اسمی و تعریفی دارد. روحانی را چرا روحانی گفته‌اند؟ چون بناست با روح انسان ارتباط برقرار کند و به نیازهای روحی پاسخ بدهد. بعضی­های دیگر هم البته به نیازهای روحی پاسخ می­دهند