newspart/index2
دانشگاه اسلامی
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
دانشگاه اسلامی

شما دانشجویان و دانش‏آموزان چه پسران و چه دختران وظایف سنگینی بر دوش دارید. غیر از وظیفه‏ی درس خواندن، که وظیفه‏ی دانشجویی و دانش‏آموزی است؛ وظیفه‏ی انقلابی بر دوش دارید، وظیفه‏ی اسلامی و دینی هم بر دوش دارید. چه در محیط دانشگاهها و چه در محیط مدارس. این مبارزه، مبارزه‏ی امروز و یک روز و دو روز و یک سال و دو سال نیست؛ مبارزه‏ی نسلهاست. آن نسلی که از مبدأ و آغاز انقلاب فاصله گرفته است، اگر بخواهد ایران را به عزت برساند و بسازد و عظمت ببخشد و الگوی زنده‏ای در مقابل ملتهای دیگر قرار دهد و بینی استکبار را به خاک بمالد، باید یک نسل انقلابی و اسلامی و متدین باشد و آن، شما هستید. امروز دانشجویید، امروز دانش‏آموزید و فردا گردانندگان چرخهای این کشورید. امروز خودتان را بسازید. دانشگاهها را بسازید. محیط دانشگاه را محیط انقلابی و اسلامی کنید. محیط دبیرستانها را نیز همین‏طور. نمی‏بینید که دشمن، بیشترین توجهش را به این محیطها معطوف کرده است!؟ این، برای چیست؟ برای این است که از این محیطها می‏ترسد. در محیط دانشگاه، جوانان انقلابی و مسلمان باید مانند یک دست، مانند یک‏تن، با یک فکر فکر اسلام و انقلاب حرکت کنند. محیط را محیط انقلابی و اسلامی کنید. از هر چیزی که مخلِ به این یگانگی در راه خدا و در راه انقلاب باشد پرهیز کنید، تا بتوانید دانشگاهی را بسازید که فردای ایران را تأمین کند؛ جمهوری اسلامی را در مقابل دشمنان و بدخواهان و ملت ایران را در مقابل دوستان و امیدواران عالم روسفید کند. محیط دبیرستانها نیز همین‏طور.1371/08/13
لینک ثابت
دانشگاه اسلامی

ما را در مورد دانشگاه باید مشخص بکند. یعنی ما بایستی در دانشگاه، دین و روحیه‏ی انقلابی و بیزاری از وابستگی ملی را مورد توجه قرار بدهیم؛ بخصوص این نکته‏ی وابستگی، یعنی همان چیزی که متأسفانه امروز کشورهای کوچک دنیا کوچک از لحاظ وضع سیاسی و موقعیت سیاسی و کشورهای سابق به اصطلاح جهان سوم و عمدتاً کشورهای اسلامی، دچار آن هستند و چشمشان به آن طرف است.
این وابستگی را نباید با اشتیاق به فراگیری علم که هرجا انسان آن را بیابد، دنبال آن خواهد رفت اشتباه کرد. گاهی علم در دست دشمن ماست؛ پیش دشمن می‏رویم، زانو می‏زنیم و از او علم را فرامی‏گیریم؛ این اشکالی ندارد. ارزش علم فراتر از این است که انسان به خاطر آن، حتّی سراغ کسی که با او مخالف است، نرود. این یک بحث است؛ تحت تأثیر آن دشمن قرار گرفتن از غیر جنبه‏ی علم یعنی جنبه‏ی سیاست، فرهنگ و چیزهای دیگر یک بحث دیگر است. آنچه که برای ما درست کردند، این دومی است. آنچه که برای به اصطلاح رایج جهان سوم خواستند و برنامه‏ریزی کردند، این دومی است. اتفاقاً کاری کردند که اولی انجام نگیرد.
این معضل بزرگ فرار مغزها که الآن دهها سال است در جهان عقب‏افتاده‏ی کنونی مطرح است، بخشی از همین قضیه است. این‏ها زبده‏ها و خوب‏ها را می‏ربایند و می‏برند و اجازه نمی‏دهند حتّی آن‏هایی که یاد می‏گیرند و استعداد دارند، برای آن کشورها به کار بیفتند. بنابراین، این مسأله‏ی دوم، اگر نگوییم که بیشتر از مسأله‏ی اول در دانشگاهها اهمیت دارد، حد اقل به قدر مسأله‏ی اول اهمیت دارد.
دین را باید در دانشگاهها زنده کرد. دانشگاه ما بی‏دین متولد شده است؛ اینکه روشن است. دانشگاه به سبک کنونی، از ابتدا بی‏دین متولد شده؛ یعنی طراحی کردند که دانشگاه، بی‏دین زاییده بشود. این معنایش آن نیست که فلان مؤسس یک دانشگاه، آدم متدینی بوده یا نبوده؛ اصلًا به آن ربطی ندارد؛ بنای دانشگاه، یک بنای غیر دینی، بلکه ضد دینی بوده است؛ مثل روشن‏فکری کشور ما، که از ابتدا بی‏دین متولد شده است.
خاصیت دین اصیل و عمیق این است که برای نفوذ در دستگاه‏ها و در جاهای مختلف و در محیطهای انسانی، منتظر اجازه‏ی کسی نمی‏ماند. دین، در دانشگاه و در محیط روشن‏فکری و در علم هم نفوذ کرد و همه جا رفت؛ لیکن بنا، بنای غلطی بود. این بنا بایستی دگرگون بشود و نگذاریم دوباره آن‏گونه بشود؛ البته دشمن هم بی‏کار نمی‏ماند.
بعد از انقلاب، برای انقلاب فرهنگی به معنای برگرداندن محیط دانشگاه به جهت‏گیری اسلامی واقعاً تلاش مشکوری شده است. تعدادی از اساتید، تعدادی از دانشجویان و تعدادی از مسئولان گوناگون، واقعاً کارهایی کردند که جزو ذخایر جاودانه‏ی آن‏ها پیش خدا و پیش این ملت است. این کارها تماماً مشکور، لیکن نیمه‏تمام است؛ کامل نیست. شورای عالی انقلاب فرهنگی باید یکی از اهم وظایف و واجبات خودش را این قرار بدهد که ما چه کنیم تا محیط دانشگاه، محیطی باشد که در آن، پرورش دانشجو، دینی، انقلابی، توأم با آگاهی سیاسی و با روحیه‏ی بانشاط دانشجویی باشد. این، یکی از کارهایی است که شما باید بکنید؛ اگر شما نکردید، دشمنان این ملت، نقطه‏ی مقابلش را خواهند کرد؛ کمااینکه الآن هم دارند می‏کنند؛ البته طرق مختلفی دارند.1370/09/20

لینک ثابت
دانشگاه‏, دانشگاه اسلامی, اسلامی شدن دانشگاه‌ها

در دانشگاهها، روشها و روابط، باید صددرصد اسلامی بشود و مدیریتها باید برای اسلام در دانشگاهها، اصالت قایل بشوند.1369/09/28
لینک ثابت
دانشگاه اسلامی

اگر دانشگاه ما دانشگاه اسلامی است، یکی از بزرگترین مظاهرش بایستی احترام بیش از حد معمول دنیا به اساتید باشد؛ مخصوصاً از طرف شاگردان. شاگرد باید به استاد، بی‏قید و شرط احترام کند. اگر آن استاد بد هم است، باید او را احترام کنند. فرض کنید استاد کافری را آوردند و در یک کلاس پُر حزب‏اللهی گذاشتند. آیا این حزب‏اللهی‏ها باید به این کافر احترام کنند، یا باید اهانت نمایند؟ نخیر، باید احترامش کنند، از او تجلیل نمایند، او را بر خودشان مقدّم بدارند؛ چون استاد آن‏هاست، هیچ دلیل دیگر نمی‏خواهد. این در حالی است که گفتیم این شخص اصلًا معتقد به اعتقاد این‏ها نیست؛ چه رسد که استادی مؤمن و مسلمان باشد. به‏هرحال، احترام استاد در محیط دانشجویی و دانشگاهی بایستی خیلی محفوظ باشد.1369/08/01
لینک ثابت
دانشگاه‏, دانشگاه اسلامی, احترام شاگرد به استاد, تکریم معلم و استاد

اگر دانشگاه ما دانشگاه اسلامی است، یكی از بزرگترین مظاهرش بایستی احترام بیش از حد معمول دنیا به اساتید باشد؛ مخصوصا از طرف شاگردان.1369/08/01
لینک ثابت
دانشگاه اسلامی

ما باید کاری بکنیم که در جامعه‏ی خودمان، دانشجو جزو قشرهای برگزیده‏ی دینی باشد. یعنی هدف ما باید این باشد که در دانشگاه، دانشجویان را هم از لحاظ آگاهی و معرفت و هم از لحاظ استحکام ایمان، به عناصر زبده‏ی برگزیده‏ی دینی تبدیل کنیم. طبیعی است که این‏ها در آینده، خدمت برای جمهوری اسلامی را هم تضمین خواهند کرد. إن شاء اللّه بایستی در این جهت پیش برویم.1369/07/08
لینک ثابت
دانشگاه اسلامی

مسأله‏ی دیگر به دانشگاهها برمی‏گردد. البته مدارس هم هستند؛ اما بخصوص دانشگاهها مهم‏ترند. باید به ذهنیت دانشجویان و جوانان و اعتقادات و روحیه‏ی اسلامی و انقلابی آن‏ها، خیلی توجه بشود. حقیقتاً جوانان موتور و راه‏اندازنده‏ی حرکتهای بزرگ- هم مثبت و هم منفی- در جامعه هستند. اگر ما بتوانیم این مجموعه‏ی جوان بافرهنگ را که در نقطه‏یی به نام دانشگاه جمع شده‏اند، به سمت روحیه‏ی انقلابی و اسلامی جهت بدهیم، به نظرم می‏رسد که کشور و انقلاب، بزرگترین سود را از این بابت خواهد برد.
در گذشته، دانشگاه نقطه‏یی بود که در آن، بی‏فرهنگی اسلامی بیش از جاهای دیگر و یا در ردیف بدترین جاها بود. این، کاری بود که رژیم و دستگاه‏های فرهنگیِ گذشته دنبال می‏کردند و توجه داشتند که این کار در دانشگاهها انجام بگیرد. مقاصد سیاسی پشت سر این قضیه بود. به نظر من، امروز باید طوری باشد که ورود در دانشگاه، مثل ورود در حوزه‏ی علمیه باشد. همچنان که در حوزه‏ی علمیه، انسان معرفت و دین و تعبد می‏آموزد، کسی هم که به دانشگاه وارد شد، حتّی اگر از مبانی‏ اسلامی و انقلابی فاصله هم دارد، دانشگاه در طی این مدت، او را با مبانی اسلامی و انقلابی آشنا کند و متعبد سازد.
به همین خاطر است که بایستی به تربیت دینی و گرایشها و روحیه‏ی پُرشور انقلابی جوانان در دانشگاه اهمیت داد. فقط با زبان هم نمی‏شود. این کار، مقدماتی لازم دارد. عناصری که در دانشگاهها به کار گرفته می‏شوند، آن‏هایی که مؤثرند، آن‏هایی که در مراکز حساس واقع می‏شوند، واقعاً باید از کسانی باشند که این انقلاب را از بن دندان قبول داشته باشند. البته ما نمی‏خواهیم بگوییم که هر استاد و یا متخصصی که در دانشگاهها تحقیق و یا تدریس می‏کنند، بایستی یک انقلابی طراز اول باشد. نه، ممکن است این فرد کاملًا قابل قبول باشد و دانش وافری داشته باشد و انقلاب از دانش او استفاده کند. ما بیش از دانش او، چیزی از او نمی‏خواهیم. منتها در همین مورد هم نباید انگیزه‏ی ضدیت با انقلاب در او وجود داشته باشد؛ چون اگر این انگیزه وجود داشت، دانش او در اختیار انقلاب قرار نخواهد گرفت.1368/09/21

لینک ثابت
دانشگاه اسلامی

امروز، هر اندیشه‏ای که جوان را دچار این احساس بکند که از مسئولان و پیشروان انقلاب و مدیران کشور جداست، این اندیشه و تفکر، از نوع همان تفکرات سیاسیِ غلطِ تزریق شده است. امروز باید ملت و دولت، پشت به پشت و دست به دست هم و در کنار یکدیگر، با تمام توان تلاش کنند تا همه‏ی طلسمهای استکبار و سلطه را بشکنند و از بین ببرند. این، صحنه‏ی بسیار مهم و حساسی است. تفکری که شما را هدایت خواهد کرد و باید بکند، تفکر اسلامی است. باید در دانشگاهها به تفکرات اسلامی و کار اسلامی، خیلی اهمیت بدهید.1368/08/10
لینک ثابت
دانشگاه اسلامی

اهمیّت دانشگاه و نقش دانشگاهیان در نظام جمهوری اسلامی و برای آینده‏ی آن، از جمله اموری است که مدیران کشور و مخصوصاً متصدیان امور فرهنگی، نباید لحظه‏یی نسبت به آن غفلت ورزند. امام فقید و عظیم‏الشّأن ما، در دهها سند مکتوب و توصیه‏ی‏ شفاهی مضبوط، این مهم را گوشزد و نسبت به آن تأکید فرموده‏اند. دانشگاه ما اگر اسلامی باشد، خواهد توانست بار علمی و اداری جامعه را در جهت استقلال و آزادی و سربلندی کشور بر دوش بکشد و پایه‏ای برای رشد و تعالی علمی و سیاسی در آینده باشد و اگر اسلامی نباشد، به همان بلیه‏ای دچار خواهد شد که در دهها سال حاکمیت رژیم گذشته، به آن مبتلا شده بود: سقوط علمی و اخلاقی و ناتوانی از برآوردن نیازهای ملتی که اراده کرده است عقب‏ماندگی و ضعفی را که بر او تحمیل شده است، با عزم و ایمان انقلابی خود جبران کند.

شک نیست که رابطه‏ی دانشگاه با علمای دینی که معلّمان دین و اخلاق و امنای معارف اسلامی می‏باشند، تأثیر شایسته‏یی در صلاح دانشگاه و سَمت‏گیری اسلامی و رشد معنوی آن خواهد داشت و این چیزی است که برای آینده‏ی کشور و نظام جمهوری اسلامی، دارای اهمیتی حیاتی است. از این رو، حضرات آقایان محترم را به‏عنوان نمایندگان خود در دانشگاههای سراسر کشور معیّن می‏کنم تا با تشکیل شبکه‏یی متین و کارآمد از فضلای روحانی و حضور مستمر و توأم با نظارت و برنامه‏ریزی آنان در دانشگاهها، روند اسلامی کردن دانشگاه را سرعت بخشید.1368/07/15

لینک ثابت
دانشگاه اسلامی

اساتید و مدیران مراکز آموزشی و تحقیقاتی، در کنار اهتمام بلیغ نسبت به ارتقای سطح دانش و پژوهش- که پایه‏ی اصلی رشد و توسعه‏ی کشور محسوب می‏گردد- بر اسلامی کردن محیط آموزش و زدودن آثار سوء فرهنگ وارداتی و تقویت بنیه‏ی دینی و سیاسی دانشجویان و دانش‏آموزان- که امیدهای آینده‏ی کشورند- همت گمارند و با برنامه‏های ابتکاری و ضربتی، ریشه‏کن ساختن بی‏سوادی و گسترش دانش در سطح جامعه را، چون هدفی مقدس تعقیب کنند.1368/04/23
لینک ثابت
دانشگاه اسلامی

عامل دوم، جهت فکری و سیاسی و انقلابی دانشگاه است؛ آن چیزی که به علم هم جان و روح و جهت خواهد داد. در بیانات حضرت امام (ره) و وصیت‏نامه‏ی ایشان، به این نکته‏ی اساسی بسیار توجه شده است. دانشگاه لاابالی و بیگانه از ارزشهای دینی و بی‏تفاوت و خون‏سرد نسبت به مفاهیم و جهت‏گیری‏های انقلابی، دانشگاهی که در او نبض انقلاب نزند، دانشگاهی که اعضایش- چه دانشجو و چه استاد- نسبت به حرکت انقلابی ملت ایران و برای پیشاهنگی و پیش‏قراولی، احساس تکلیف نکند و نقش درجه‏ی یک را در کار انقلاب نداشته باشد، دانشگاهی نیست که امیدبخش و تضمین‏کننده‏ی آینده و مورد نظر امام (ره) باشد.
دانشگاه جهت‏دار و دین‏دار، به‏شدت متمایل به ارزشهای انقلابی و اسلامی است. البته ارزشهای انقلابی از ارزشهای اسلامی به‏هیچ‏وجه تفکیک‏پذیر نیست؛ این‏ها باهم یکی است. کسی نمی‏تواند بگوید من مسلمانم؛ اما انقلاب را قبول ندارم، و یا بگوید من انقلابی هستم؛ اما اسلام را قبول ندارم! امروز زنده‏ترین تپش‏های انقلابی در اینجاست؛ بسیج‏کننده‏ترین نیروهای مردمی، این انقلاب است؛ در حالی که سرتاسر دنیا، انباشته از انقلاب‏های گوناگون است. پس انقلابی غیر اسلامی و اسلامی غیر انقلابی نداریم. ارزشهای انقلابی، همان ارزشهای اسلامی است.1368/03/23

لینک ثابت
دانشگاه اسلامی

اگر قرار باشد كه دانشگاه ما در عین این‌كه دانشگاه اسلامی است -یعنی علوم اسلامی در آن‌جا تدریس می‌شود، مسائل ضد اسلامی در آن جاها نمی‌آید، قیافه و شكل ظاهری دانشگاه هم اسلامی است- اما همان اخلاق دانشگاه غربی و سوغات فرنگی را باز هم داشته باشد و حفظ كند این چیز مطلوبی نیست، چیز خوبی نیست. چون غیر از محتوای درسی و علمی محتوای اخلاقی كه بخش عمده‌ای از فرهنگ انسان را و یك مجموعه را تشكیل می‌دهد این چیز قابل توجهی است، باید به آن توجه بكنید.1364/09/26
لینک ثابت
دانشگاه اسلامی, جامعه اسلامی

ما هم حوزه لازم داریم هم دانشگاه، وحدت از آن طرف به این معنا هم نیست كه اینها یك وحدت جهت‌گیری كلی داشته باشند، چون این حاصل است، انقلاب این را بوجود آورده است. انقلاب فرهنگی به خصوص در دانشگاه یك چنین چیزی را بوجود آورده و باید بیاورد. ما اگر شعار وحدت حوزه و دانشگاه را هم سر نمی‌دادیم جهت دانشگاهایمان هم باید عوض می‌كردیم باید اسلامی می‌كردیم. باید به سمت هدفها و آرمانهای انقلاب دانشگاه را هدایت می‌كردیم و بر اساس آنها باید برنامه‌ریزی می‌كردیم، این یك چیز طبیعی است. بنابراین وحدت حوزه و دانشگاه كه می‌گوئیم یك چیزی بیش از اینها و زائد بر اینها بایستی باشد. والّا اینها بطور طبیعی وجود دارد. ما اگر بعد از آنی كه یك انقلاب بر مبنای اسلام كردیم و مردم ما در راه این انقلاب این همه فداكاری كردند، تلاش كردند، شهید دادند، سرمایه‌گذاریهای بسیار گران قیمت كردند، با استكبار جهانی به خاطر تكیه‌ی به اسلام و محور قرار دادن اسلام ما درافتادیم، دشمنیهای قطبهای عظیم قدرت را در دنیا به سمت خودمان متوجه كردیم، به خاطر این‌كه دم از اسلام زدیم. اگر بعد از همه‌ی این ماجراها یكهو این ملت ببیند كه دانشگاهش، محل پرورش انسانهای اداره‌كننده‌ی كشور در آینده‌اش، جهت این انقلاب و این آرمانها و این اسلامها را ندارد، این‌كه نقض غرض است. این‌كه قابل قبول نیست، قابل تَوَفُّه نیست، طبیعی است كه دانشگاه انقلاب و دانشگاه جامعه‌ی اسلامی باید همان جهت‌گیریها را و همان هدفها را داشته باشد. این هم بنابراین مقصود از وحدت حوزه و دانشگاه این نمی‌تواند باشد.1364/09/26
لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار امام مجاهد شهید حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (قدّس‌الله‌نفسه‌الزکیه) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی