newspart/index2
ترس از دشمن
طراحی این صفحه تغییر کرده است، برای ارجاع به صفحه‌ی قبلی اینجا کلیک کنید.
شجاعت یعنی خسته و ناامید نشدن، خود را کم ندیدن و دشمن را بزرگ نکردن

می‌دانید جنگ اُحد سه مرحله را پشت‌سر گذاشت: یک مرحله، مرحله‌ی پیروزیِ اوّل بود که به اردوگاه دشمن ریختند و دشمن پا به فرار گذاشت. مرحله‌ی دوم، مرحله‌ی شکست بود؛ ناشی از این بود که این پیروزی، عدّه‌ای را که باید از تنگه حراست می‌کردند، به طمع انداخت؛ بنابراین تنگه را رها کردند و دشمن در حالی‌که مؤمنین مشغول جمع کردن غنائم بودند، از پشت به آنها حمله کرد و وضع سختی را به‌وجود آورد. بالاخره هر طور بود، مؤمنین خود را بالا کشاندند و رفتند. مرحله‌ی سوم هم این بود که دشمن دید این‌جا دیگر نمی‌تواند کاری بکند؛ چون دید مسلمانان با این حمله‌ی غافلگیرانه نابود نشدند؛ کشته دادند، زخمی شدند، حتّی پیغمبر اکرم مجروح شدند، امّا خودشان را به بالای بلندی کشاندند. دشمن دید اگر بخواهد جنگ را ادامه دهد، باز اینها با روحیه مجدّداً حمله می‌کنند؛ بنابراین او نمی‌تواند کاری بکند. این بود که دشمن مصلحتِ خود را این دانست که برود و رفت. یعنی در نهایت اگرچه مؤمنین خسارتی متحمّل شدند و ضربه‌ی سختی خوردند، اما پیروزیِ آن‌چنانی هم نصیب دشمن نشد. این سه مرحله‌ی جنگ اُحد بود. وقتی دشمنان مقداری از مدینه دور شدند، به ذهنشان رسید که مسلمانان دیگر آمادگیِ روی کوه را ندارند؛ به مدینه رفته‌اند و زخمی و کشته داده‌اند و از لحاظ جسمی و روحی خسته‌اند و نیاز به استراحت دارند؛ بنابراین الان وقت حمله است. خودشان را در نقطه‌ای در چند کیلومتری مدینه جمع کردند و منتظر فرصت بودند تا حمله کنند. به مدینه خبر رسید که دشمنان منتظرند تا به شما حمله کنند. «الّذین قال لهم النّاس انّ النّاس قد جمعوا لکم فاخشوهم(1)»؛ عدّه‌ای برای این‌که خوف ایجاد کنند، آمدند خبر دادند که دشمن اجتماع کرده تا به شما حمله کند. منافقین هم بودند. این‌جاها منافقین خیلی نقش ایفا می‌کنند. منافق را هم از همین حرفها باید شناخت. در این‌جا پیغمبر چه‌کار کردند؟ فرمودند: کسانی که امروز در جنگ اُحد شرکت داشته‌اند و زخمی شده‌اند، حق ندارند سلاح را از خود دور کنند؛ همینها جمع شوند، می‌خواهیم حمله کنیم. کسانی که در جنگ اُحد نبودند، نباید بیایند. با این‌که یک عدّه تازه نفس هم در شهر بودند، اما پیغمبر گفتند تازه نفسها نباید بیایند؛ کسانی که امروز در جنگ بوده‌اند و خسته شده‌اند و زخم خورده‌اند، باید بیایند؛ می‌خواهیم به کسانی که بیرون شهر جمع شده‌اند، حمله کنیم. دستورِ پیغمبر بود؛ لذا اطاعت کردند و جمع شدند و پیغمبر دستور حمله دادند. آنها به‌وسیله‌ی جاسوسان خود فهمیدند که پیغمبر با این عزمِ راسخ دستور داده‌اند که حمله کنند؛ لذا با خودشان گفتند: نه، با اینها نمی‌شود جنگید؛ بگذاریم برویم؛ یک فرصت دیگر به سراغشان می‌آییم. «فزادهم ایماناً و قالوا حسبُناالله و نعم الوکیل. فانقلبوا بنعمةٍ من‌الله و فضلٍ لم یمسسهم سوء(2)». مسلمانان، هم توانستند از جنگِ ناشده‌ی دوم برگردند و هم نعمت خدا را داشتند. در روایت دارد که چیزهایی هم در آن‌جا به دستشان آمد و توانستند برگردند. «و فضلٍ لم یمسسهم سوء»؛ هیچ بدی هم به آنها نرسید. این درسِ اسلام است؛ یعنی خسته نشدن، ناامید نشدن، خود را کم ندیدن، قوّه‌ی خود را ناچیز ندیدن و دشمن را بزرگ نکردن. این معنای شجاعت است؛ همان چیزی است که امام داشتند؛ همان چیزی است که ترکیبی از آن و چند خصوصیت دیگر، این حادثه‌ی عظیم را به‌وجود آورد.1382/03/03

1 ) سوره مبارکه آل عمران آیه 173
الَّذينَ قالَ لَهُمُ النّاسُ إِنَّ النّاسَ قَد جَمَعوا لَكُم فَاخشَوهُم فَزادَهُم إيمانًا وَقالوا حَسبُنَا اللَّهُ وَنِعمَ الوَكيلُ
ترجمه:
اینها کسانی بودند که (بعضی از) مردم، به آنان گفتند: «مردم [= لشکر دشمن] برای (حمله به) شما اجتماع کرده‌اند؛ از آنها بترسید!» اما این سخن، بر ایمانشان افزود؛ و گفتند: «خدا ما را کافی است؛ و او بهترین حامی ماست.»
2 ) سوره مبارکه آل عمران آیه 174
فَانقَلَبوا بِنِعمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضلٍ لَم يَمسَسهُم سوءٌ وَاتَّبَعوا رِضوانَ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ ذو فَضلٍ عَظيمٍ
ترجمه:
به همین جهت، آنها (از این میدان،) با نعمت و فضل پروردگارشان، بازگشتند؛ در حالی که هیچ ناراحتی به آنان نرسید؛ و از رضای خدا، پیروی کردند؛ و خداوند دارای فضل و بخشش بزرگی است.
لینک ثابت
تسلیم, تسلیم ظلم شدن, ترس از دشمن, کمک به دشمن

نشانه‌های تسلیم و مرعوب شدن، دشمن را نیرومند می‌كند؛ به او روحیه می‌دهد و به او كمك می‌كند تا بتواند راه خود را در تجاوز ادامه دهد.1382/02/22
لینک ثابت
ترس, ترس از دشمن, ترساندن مردم, نظام سلطه, نقشه دشمن

اصلاً یکی از ابزار ابرقدرتها مرعوب کردن است. گاهی اوقات هیبت ابرقدرتی در مقابل ضعفا تأثیرش از سلاح بیشتر است.1380/12/27
لینک ثابت
استکبار, ترس از دشمن, اتکای نظام اسلامی به مردم, نظام جمهوری اسلامی ایران, ایستادگی مقابل استکبار, مقاومت ملت ایران

نظام جمهورى اسلامى چون متكى به مردم است، لذا نه از امريكا و نه از هيچ قدرت استكبارى ديگرى هيچ واهمه‌اى ندارد.1379/08/24
لینک ثابت
ترس مقابله با آمریکا در سران بعضی از کشورها

آیا این سیاست[استکباری آمریکا] فقط علیه نظام جمهورى اسلامى است؟ نه. این سیاستِ همه جایى است. ما در جمهورى اسلامى با این سیاست مواجهیم، دولتهاى دیگر هم مواجهند؛ منتها دولتها متفاوتند. بعضى از دولتها و دولتمردان، مصلحت خودشان را در این مى‌دانند که در مقابل این خواسته‌هاى افزون‌طلبانه تسلیم شوند؛ بعضى از دولتها برایشان منافع ملتها مطرح نیست و بعضى از دولتها از نفوذ و سلطه دستگاههاى خبرى و جاسوسى امریکا با همه وجود مى‌ترسند.
من در دوره ریاست جمهورى در اجلاس غیرمتعهدها شرکت کردم و یک نطق بسیار پُرشور در آن‌جا ایراد کردم - حدود صد و یک کشور آن‌جا جمع بودند - بعد غالباً سران کشورها آمدند و - به قول ما - طیّب اللَّه گفتند و تأیید کردند. در بین آنها که غالباً کشورهاى جهان سومى و آفریقایى و آسیایى بودند، یک رئیس جمهورى آفریقایى که نسبتاً هم جوان و بسیار فعّال بود، آمد و گفت: این حرفهایى که شما زدید، همه حرفهاى ما هم هست. در سازمان وحدت آفریقا و در جاهاى دیگر، ما هم عیناً همین حرفها را داریم. فرق ما و شما این است که شما جرأت مى‌کنید این حرفها را بر زبان مى‌آورید، ولى ما از امریکا مى‌ترسیم! اتفاقاً بعد از چندى همان بیم و ترسى که این جوان داشت، تحقّق هم پیدا کرد. چون ضدّ استکبارى بود، علیه او کودتا کردند و او را کشتند. بعد از یکى، دو سال این اتفاق افتاد.
بعضى از کشورها مى‌ترسند؛ بعضى از کشورها ملاحظه مى‌کنند؛ سران بسیارى از کشورها از این سیاست سلطه‌طلبى امریکا دلشان خون است؛ راهى ندارند؛ ارتباطشان با مردم قطع است و پشتیبانى مردمى ندارند که بتوانند بایستند؛ مجبورند همصدایى کنند. بعضى هم وابسته‌اند؛ خود امریکاییها آنها را سرِ کار آورده‌اند. رژیم پهلوى نه این که این سیاست را نمى‌فهمید، نه این‌که نمى‌دانست؛ خوب مى‌فهمید که امریکا در این کشور چه مى‌خواهد؛ منتها چه کسى مى‌خواست با این مقابله کند؟ شاه را خود امریکاییها سرِ کار آورده بودند؛ کودتاى مرداد سال 32 به‌وسیله امریکاییها در ایران راه افتاد و محمّدرضا را که از ایران گریخته بود، برگرداندند و پادشاه کردند. او مى‌تواند با امریکا مبارزه کند؟!
بسیارى از این کشورهایى که مى‌بینید - من نمى‌خواهم اسم بیاورم - امروز در مقابل افزون‌طلبى و زیاده‌خواهى امریکا تسلیم مى‌شوند. کسانى هستند که سرانشان راضى نیستند؛ منتها یا شجاعت و جسارت لازم را ندارند، یا پشتیبانى ملى را ندارند، یا منافعشان اجازه نمى‌دهد، یا به مقامشان چسبیده‌اند. ما در جمهورى اسلامى هیچیک از این مشکلات را نداریم. ما انقلاب و نظاممان اساساً بر علیه امریکا شکل گرفت.1379/05/05

لینک ثابت
استکبار, از خود بیگانگی, ملتها(مخاطب), ترس از دشمن

مشکل امروز ملتها این است که وقتی در مقابل دشمنیِ قدرتمندان قرار می‌گیرند، احساس ناتوانی می‌کنند.1379/03/14
لینک ثابت
انسان, ترس, ترس از دشمن

انسان اگر بخواهد خوف از دشمنان را از دل خود زایل کند، نباید از قدرتهای بزرگ بترسد. چون بدبختی ملتها وقتی است که از قدرتها و قلدران و قدّاره‌بندان بین‌المللی بترسند.1373/02/28
لینک ثابت
قرآن صریحاً نهی کرده است که ما از دشمنان بترسیم

نماز جمعه، به خودی خود یکی از عوامل حفظ کننده و باقی دارنده و ضدّ زوال در درون نظام اسلامی است. تا وقتی این نماز هست و تا وقتی ائمّه‌ی محترم جمعه و مردم، قدر نماز جمعه را می‌دانند و تا وقتی نماز جمعه، کما هی حقّها انجام می‌گیرد، بلاشک در جامعه‌ی اسلامی، خوف و تزلزل وجود ندارد. قرآن صریحاً نهی کرده است که ما از دشمنان بترسیم: «فلا تخشوا النّاس واخشون(1).» مردمی را خدای متعال معیّن می‌کند که وقتی به آنها می‌گویند «انّ الناس قد جمعوا لکم فاخشوهم(2)»؛ به جای این‌که بترسند، «فزادتهم ایماناً و قالوا حسبناالله و نعم الوکیل». اگر آمدند به شما گفتند «امریکا و اروپا و قطبهای اقتصادی و قطبهای سیاسی و مجرمین قضایای فاجعه‌آمیز عالم، از جمله مسأله‌ی فلسطین، همه علیه شما دست به یکی کرده‌اند، به جای این‌که بترسید، بگویید: «حسبنا الله و نعم الوکیل.» بگویید: «ما از اینها نمی‌ترسیم. از خدا می‌ترسیم.» بگویید که خدای متعال، به ما، وسیله‌ی باقی ماندن و حفظ شدن و مقتدر شدن را بخشیده است و آن، وسیله‌ی ارتباط با خداست: «فمن یکفر بالطاغوت و یؤمن بالله فقد استمسک بالعروة الوثقی(3).» «عروه‌ی وثقی» یعنی چه؟ یعنی اگر شما چنگ به آن زدید و متمسّک به آن شدید، نمی‌لغزید، نمی‌افتید، سقوط نمی‌کنید، از بین نمی‌روید.1372/06/28

1 ) سوره مبارکه المائدة آیه 44
إِنّا أَنزَلنَا التَّوراةَ فيها هُدًى وَنورٌ ۚ يَحكُمُ بِهَا النَّبِيّونَ الَّذينَ أَسلَموا لِلَّذينَ هادوا وَالرَّبّانِيّونَ وَالأَحبارُ بِمَا استُحفِظوا مِن كِتابِ اللَّهِ وَكانوا عَلَيهِ شُهَداءَ ۚ فَلا تَخشَوُا النّاسَ وَاخشَونِ وَلا تَشتَروا بِآياتي ثَمَنًا قَليلًا ۚ وَمَن لَم يَحكُم بِما أَنزَلَ اللَّهُ فَأُولٰئِكَ هُمُ الكافِرونَ
ترجمه:
ما تورات را نازل کردیم در حالی که در آن، هدایت و نور بود؛ و پیامبران، که در برابر فرمان خدا تسلیم بودند، با آن برای یهود حکم می‌کردند؛ و (همچنین) علما و دانشمندان به این کتاب که به آنها سپرده شده و بر آن گواه بودند، داوری می‌نمودند. بنابر این، (بخاطر داوری بر طبق آیات الهی،) از مردم نهراسید! و از من بترسید! و آیات مرا به بهای ناچیزی نفروشید! و آنها که به احکامی که خدا نازل کرده حکم نمی‌کنند، کافرند.
2 ) سوره مبارکه آل عمران آیه 173
الَّذينَ قالَ لَهُمُ النّاسُ إِنَّ النّاسَ قَد جَمَعوا لَكُم فَاخشَوهُم فَزادَهُم إيمانًا وَقالوا حَسبُنَا اللَّهُ وَنِعمَ الوَكيلُ
ترجمه:
اینها کسانی بودند که (بعضی از) مردم، به آنان گفتند: «مردم [= لشکر دشمن] برای (حمله به) شما اجتماع کرده‌اند؛ از آنها بترسید!» اما این سخن، بر ایمانشان افزود؛ و گفتند: «خدا ما را کافی است؛ و او بهترین حامی ماست.»
3 ) سوره مبارکه البقرة آیه 256
لا إِكراهَ فِي الدّينِ ۖ قَد تَبَيَّنَ الرُّشدُ مِنَ الغَيِّ ۚ فَمَن يَكفُر بِالطّاغوتِ وَيُؤمِن بِاللَّهِ فَقَدِ استَمسَكَ بِالعُروَةِ الوُثقىٰ لَا انفِصامَ لَها ۗ وَاللَّهُ سَميعٌ عَليمٌ
ترجمه:
در قبول دین، اکراهی نیست. (زیرا) راه درست از راه انحرافی، روشن شده است. بنابر این، کسی که به طاغوت [= بت و شیطان، و هر موجود طغیانگر] کافر شود و به خدا ایمان آورد، به دستگیره محکمی چنگ زده است، که گسستن برای آن نیست. و خداوند، شنوا و داناست.
لینک ثابت
حرکت در راه خدا ملازم با دشمنی شیاطین

همه‌ی شما [شیعیان پاکستان] باید از خدای متعال کمک بخواهید، تا ان‌شاءاللَّه این هدف و مقصود [استحکام بخشیدن به موجودیت شیعه ] انجام بگیرد. یقیناً هم بعد از آن‌که فهمیده بشود این یک حرکت منسجم است، دشمن مخالفت خودش را تشدید خواهد کرد. نبایستی از خصومتهای دشمن ترسید؛ «و لمّا رأی المؤمنون الاحزاب قالوا هذا ما وعدنا اللَّه و رسوله و صدق اللَّه و رسوله».(1) خدای متعال و پیامبر به ما وعده داده‌اند که اگر در راه خدا حرکت کنیم، شیاطین با ما دشمن خواهند شد؛ باید این دشمنی را تحمل کنیم. اگر ان‌شاءاللَّه تلاش کنیم، پیروزی با ماست. اگر ان‌شاءاللَّه تلاش و پیگیری کارها انجام بگیرد، پیروزی با جبهه‌ی حق است.1370/10/16

1 ) سوره مبارکه الأحزاب آیه 22
وَلَمّا رَأَى المُؤمِنونَ الأَحزابَ قالوا هٰذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسولُهُ ۚ وَما زادَهُم إِلّا إيمانًا وَتَسليمًا
ترجمه:
(امّا) مؤمنان وقتی لشکر احزاب را دیدند گفتند: «این همان است که خدا و رسولش به ما وعده داده، و خدا و رسولش راست گفته‌اند!» و این موضوع جز بر ایمان و تسلیم آنان نیفزود.
لینک ثابت
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) - مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی