|
قيام امام حسين ، براى درهم شكستن سلطه باطل
محرّم از دو جهت مورد اهتمام است: يكى از جهت بزرگداشت
يك خاطره بىنظير تاريخ. نه بىنظير در مصيبت و غم و
اندوه - كه البته هست - بلكه بىنظير در حماسه و بروز
برجستگيهاى انسان و اهل حق. اگر شما وضعيت امام حسين
عليهالسّلام را ملاحظه كنيد، خواهيد ديد كه آن حركت و
قيام، با اين خصوصيّاتْ بىنظير است. ما قيامْ خيلى
داشتهايم؛ اما اين قيام با اين خصوصيّاتْ بىنظير
است. سلطه باطل با قساوت و وقاحت تمام روزبهروز رو به
افزايش بود. هيچ امر به معروف و نهى از منكرى هم ممكن
نبود. بهقدرى فضاى رعب زياد بود، كه آمرين بالمعروف و
ناهين عنالمنكر، سعى مىكردند در معرض امر به معروف و
نهى از منكر قرار نگيرند. ...
حركت و قيام امام حسين در آن زمان، براى درهم شكستن
اين سلطه بود، نه به قصد قدرتطلبى: «و امّن لم اخرج
اشراً و لا بطراً و لا مفسدا و لا ظالماً.» افرادى
قيام و خروج مىكنند، مىزنند و مىكشند تا اينكه
قدرت را قبضه كنند؛ اما قيام امام حسين براى اين نبوده
است؛ بلكه براى امر به معروف و نهى از منكر بوده است.
براى اين كار، دو عاقبت مىتوان پيشبينى كرد: يكى
اينكه پيروز شود و ديگر اينكه با آن وضع فجيعى كه
براى آن حضرت، قابل تصوّر بود - ولو بدون علم امامت -
كشته شود. خوب؛ معلوم است كه آنها هيچ ملاحظهاى
نداشتند. در چنين شرايطى، امام حسين همان كارى را
مىكند كه پيامبر اكرم در روز «مباهله» با نصارى كرد
(به نقل از قرآن): اولاد نساء و انفسش را به ميدان
آورد. امام حسين، عزيزترين سرمايهها و همه موجودى
خويش را براى دفاع از حقيقت و قيام للَّه به ميدان
آورد و بعد صبر كرد. اين صبرِ امام حسين، بسيار مهم
است.
|