ماجراى عاشوراى سيّدالشهداء، حسين‏بن‏على عليه‏السّلام كه مظهر مقاومت و به‏ كارگيرى اراده الهى و انسانى و صف‏آرايى جنود رحمان در مقابل جنود شيطان بود.

 

چهارم محرم 1428

 

 

موقعیت مناسب برای قیام امام حسین(ع)
اين كه مى‏گوييم موقعيت مناسب است، يعنى فضاى جامعه‏ى اسلامى، جورى است كه ممكن است پيام امام حسين به گوش انسانها در همان زمان و در طول تاريخ برسد. اگر در زمان معاويه، امام حسين مى‏خواست قيام كند، پيام او دفن مى‏شد. اين به خاطر وضع حكومت در زمان معاويه است؛ سياستها جورى بود كه مردم نمى‏توانستند حقانيت سخن حق را بشنوند! لذا همين بزرگوار، ده سال در زمان خلافت معاويه، امام بود، ولى چيزى نگفت، كارى، اقدامى و قيامى نكرد؛ چون موقعيت، آن‏جا مناسب نبود.
قبلش هم امام حسن (عليه‏السّلام) بود، ايشان هم قيام نكرد؛ چون موقعيت مناسب نبود. نه اين‏كه امام حسين و امام حسن، اهل اين كار نبودند؛ امام حسن و امام حسين، فرقى ندارند، امام حسين و امام سجاد، فرقى ندارند، امام حسين و امام على‏النقى و امام حسن عسگرى (عليهم‏السّلام) فرقى ندارند. البته حالا كه اين بزرگوار، اين مجاهدت را كرده است، مقامش بالاتر از كسانى است كه نكردند؛ اما اينها از لحاظ مقام امامت، يكسانند. براى هريك از آن بزرگواران هم كه پيش مى‏آمد، همين كار را مى‏كردند و به همين مقام مى‏رسيدند.
خوب، امام حسين، هم در مقابل چنين انحرافى قرار گرفته است، پس بايد آن تكليف را انجام بدهد، هم موقعيت مناسب است؛ پس ديگر عذرى وجود ندارد. لذا عبداللَّه‏بن‏جعفر و محمدبن‏حنفيه و عبداللَّه‏بن‏عباس - اينها كه عامى نبودند، همه دين‏شناس، آدمهاى عارف، عالم و چيزفهم بودند - وقتى به حضرت مى‏گفتند كه آقا، خطر دارد، نرويد؛ مى‏خواستند بگويند وقتى خطرى در سرراه تكليف است، تكليف، برداشته است. آنها نمى‏فهميدند كه اين تكليف، تكليفى نيست كه با خطر برداشته بشود.
اين تكليف، هميشه خطر دارد. آيا ممكن است انسان، عليه قدرتى آن‏چنان مقتدر - به حسب ظاهر - قيام كند و خطر نداشته باشد؟! مگر چنين چيزى مى‏شود؟! اين تكليف، هميشه خطر دارد.

» آرشیو مطالب قبلی : 1   2   3