ماجراى عاشوراى سيّدالشهداء، حسين‏بن‏على عليه‏السّلام كه مظهر مقاومت و به‏ كارگيرى اراده الهى و انسانى و صف‏آرايى جنود رحمان در مقابل جنود شيطان بود.

 

دوازدهم محرم 1428

 

 

... خود من از کسانی بودم که برای محرم، از سوی امام اعزام شدم و تأثیرش را نیز دیدم. امام از من خواستند که به مشهد بروم و یک پیام برای آقای «میلانی» و آقای «قمی» و پیام دیگری برای علمای مشهد ببرم.
پیام امام به علمای مشهد این بود که، آماده باشید برای مبارزه با صهیونیسم، دارد بر اوضاع کشور مسلط می شود، اسرائیل بر همه امور سلطه پیدا کرده است، امور اقتصادی کشور دست اوست و سیاست ایران را در مشت خود دارد. پیامی که برای آقای میلانی و قمی دادند، این بود که منبریها بگویند که از روز هفتم محرم، در منابر، روضه فیضیه را بخوانند و از روز نهم، همه دسته های سینه زنی و هیأتها، این برنامه را اجرا کنند.
پیام اول امام را به عده ای از علمای مشهد رساندم. تنها کسی که این پیام را درست گرفت و درست درک کرد، مرحوم «آیت ا... شیخ مجتبی قزوینی» بود. او خود مردی مبارز بود و نسبت به امام اظهار ارادت می کرد. پیام دوم امام را نیز به آقایان میلانی و قمی رساندم. نظر آقای میلانی این بود که روضه برای فیضیه، از روز شروع شود. من گفتم هفتم مناسبتر است، برای اینکه روز نهم روز سینه زنی و زنجیرزنی است و مردم پای منابر کمتر حضور پیدا می کنند و منبریها باید از روزهای قبل، مردم را آماده کنند. آقای قمی برنامه امام را پذیرفتند و اعلام آمادگی کردند و بدین ترتیب امام توانست از محرم آن سال، برای بیداری ملت ایران و شورانیدن آنان بر ضد دستگاه و گسترش دامنه نهضت و مبارزه، بهترین بهره برداریها را به عمل آورد و فاجعه فیضیه را مستمسک قرار داد برای هیجان عظیم و روزافزون مردم. و این شور و هیجان مردمی، در 15 خرداد به اوج خود رسید. ...

» آرشیو مطالب قبلی : 1   2   3   4