|
در بیرجند مسجدی بود بنام «مصلی» و در روز هفتم محرم
که روز جمعه بود دو نوبت برای من در آن مسجد برنامه
گذاشته بودند و این فرصت خوبی بود. روز موعود فرا رسید
موقعیت خوبی برای انجام برنامه ای بود که در نظر
داشتم.
پیش از من یکی به منبر رفت. سخنان او طولانی شد. احساس
کردم ممکن است دیر شود و فرصت از دست برود. من ملتهب
شدم و بلند شدم رفتم نزدیک منبر تا مرا ببیند و سخن را
کوتاه کند. بالاخره به سخنان خود پایان داد وقتی من به
منبر رفتم حدود 20 دقیقه به غروب بود و از اینکه فرصت
لازم برای سخن گفتن ندارم سخت ناراحت بودم و به شدت می
جوشیدم خیلی داغ شده بودم.
آن زمانها واقعاً هیچ کسی را نمی دیدم که به اندازه من
از جریانها و حرکتهای مخالف اسلام بجوشد و داغ شود،
سخت می جوشیدم- من الان که سالیانی از آن دوران گذشته
کمتر آدمی را می بینم که مانند من در آن زمان- حرارت و
شور و هیجان داشته باشد و آنگونه بی اختیار بجوشد؛
خلاصه خیلی داغ بودم- به هر حال نشستم روی منبر بدون
مقدمه شروع به صحبت کردم یکی دو کلمه خطبه خواندم و با
صدای بلند درباره سلطه غرب در کشور ما و اینکه چه نقشه
هایی را دنبال می کنند و قصدشان محو اسلام است و اسلام
بزرگترین مانع بر سر راه اغراض و امیال آنهاست سخنانی
ایراد کردم و بحث را به فاجعه مدرسه فیضیه کشاندم و
گفتم: همین نقشه و توطئه برای محو اسلام بود که به
حادثه مدرسه فیضیه کشیده شد و کار را به آنجا رسانید
که در یک روز مقدس به مدرسه فیضیه و به خانه امام صادق
(ص) بریزید و کماندوها چنین و چنان کنند- از ضرب و شتم
طلاب- از آتش زدن عمامه ها- از آتش زدن قرآن- از غارت
و از بین بردن دارایی ناچیز طلاب آنچه را که دیده و
شنیده بودم برای مردم بیان کردم یکباره صدای ضجه و
ناله مردم بلند شد.
مردم به شدت گریه می کردند و من در طول منبرهایی که
رفته ام کمتر سراغ دارم مانند آن روز منقلب شده باشند
و گریه کنند. واقعاً غوغایی برپا شد- در پایان کلمه ای
از مصیبت کربلا یاد کردم لیکن می دیدم که فاجعه فیضیه
به حدی مردم را متأثر و منقلب کرده که به فکر مصیبت
کربلا نیستند و آنجا بود که دریافتم امام چقدر عمیق و
حکیمانه و دوراندیشانه برنامه ریزی و محاسبه کرده
بودند- مسلماً هیچ عاملی ممکن نبود مثل روضه فیضیه و
موقعیتی که به مناسبت محرم پیش آمده بود بتواند مردم
را بیدار کند و دستگاه را رسوا و منکوب کند- وقتی از
منبر پایین آمدم مردم ریختند دور من که حاکی از دلنشین
بودن سخنان من بود. ... |