ماجراى عاشوراى سيّدالشهداء، حسين‏بن‏على عليه‏السّلام كه مظهر مقاومت و به‏ كارگيرى اراده الهى و انسانى و صف‏آرايى جنود رحمان در مقابل جنود شيطان بود.

 

دوازدهم محرم 1428

 

 

»  فیلم مراسم

 قسمت اول     قسمت دوم     قسمت سوم     دعای پایانی رهبر معظم انقلاب اسلامی

به همین سادگی شب آخر شد. از شب اول برگزاری مراسم که مصادف با شب هشتم محرم بود، نوشتیم تا کنون که شب سیزدهم محرم است و ششمین مراسم امسال.
آنها که نتوانسته بودند شب های گذشته خود را به حسینیه امام خمینی (ره) برسانند یا آنها که دلشان بار دیگر برای آقا تنگ شده، امشب را غنیمت شمرده و نتیجه این شده بود که همچون شب اول جمعیت بسیار زیادی از عزاداران راهی بیت شوند.
دیگر عادت کرده ایم که ساعت ها را با شروع برنامه ها تنظیم کنیم. 16، زمان آغاز حرکت عزاداران به حسینیه است. آرام آرام دست ها را به دیوار گرفته و می آید. مسیری را که در عرض کمتر از 5 دقیقه طی می کنیم بیش از نیم ساعت برایش به طول می کشد اما همچون مصداق رهرویی که آهسته و پیوسته رود، قدم به قدم می آید و بالاخره گوشه ای از حسینیه می نشیند، پیگیری و استقامتش نگاهم را جلب کرد. هنوز نفسی تازه نکرده که با لحن خسته اش بلندترین صدای خود را به کار می گیرد و فریاد می زند که "سلامتی رهبر انقلاب صلوات"...
17، آغاز سخنان حجت الاسلام فلاح زاده است. لحظاتی قبل از بیان احکام، در کنار حسینیه با نوجوانی مشغول صحبت است و بعد، یادآور می شود که ابتدا وظیفه را باید تشخیص داد و البته مامور به وظیفه هستیم نه نتیجه.
حاج مهدی سماواتی مداح امشب است. به رسم همه عاشقانه های شب جمعه، با اللهم کن لولیک ... آغاز می کند و یابن الحسن گویان، دعای توسل می خواند. یا وجیه عند الله اشفع لنا عندالله ...
حجت الاسلام صدیقی که به عنوان آخرین سخنران دهه اول محرم امسال سخن می گوید، زمانی که از محل دفن حضرت علی اصغر سخن به میان آورد، به یاد بنی اسد افتادم که همچون امروزی به کربلا رفت و با آن توصیفات شهدای عاشورا را به آغوش خاک سپرد. راستی ! گفته اند علی اصغر بر سینه حسین (ع) مدفون است تا عشق پدر و فرزند را توصیفی بیش از این کلمات نیابیم.
چهره ای آشنا در میان جوانان پرتعداد حاضر در عزاداری، آشنا جلوه می کند. روحانی جوانی بود. در سمنان به دست آقا معمم شده بود و امشب خود را به حسینیه رسانده بود. همراهش تعدادی از دوستانش هم بودند که همچون بسیاری دیگر امشب را بهترین فرصت یافته بودند.
از تصویربرداران یادی نکردیم. ساعت ها ایستاده و مشغول فعالیتند. مجبورند نماز خود را در کمترین زمان ممکن بخوانند و حتی آنگاه که گوشه چشمش موجی از غم را در قالب اشک حواله پهنای صورت می کند هم، باز وظیفه را فراموش نمی کند. شور حسین است چه ها می کند ...
کارمند هلال احمر بود. اصرار می کرد که چند شب است بیرون از حسینیه حضور دارم و اگر امشب هم بگذرد معلوم نیست بتوانم به اینجا بیایم. اصرار کرد و آخر اینگونه دلش را راضی کردند: در حالیکه مردم مشغول عزاداری بودند یک صندلی در انتهای گوشه ای از حسینیه قرار دادند و لحظاتی از بالای آن نگاه می کند و بعد راضی، به سراغ وظیفه خود می رود.
حاج مرتضی طاهری از مصیبت زین العابدین(ع) خواند ... کسی چون من گل پرپر نبوسید
گلی گم کرده ام ...
این مراسم با قرائت دعای رهبر معظم انقلاب اسلامی در جمع دست اندر کاران این مراسم پایان یافت.
و اینجا زمان پایان 6 شب عزاداری است. اگرچه فرصت نشد از تلاش های مجریان و دست اندرکاران مراسم شرحی جدا بگوییم اما یادمان نمی رود که چگونه آشپزها و مسئولان اطعام عزاداران چه شب ها و روزها برای تهیه غذا تلاش کردند و اگر نامی از آنها هر چند کوتاه نبریم، شکرانه تلاش آنها را در حد خود نکرده ایم.
از حفاظت مراسم که به خاطر حساسیت کارشان مجبور بودند تمامی اوقات عزاداری را صرف فعالیت های محوله کنند و از ساعاتی پیش از برگزاری عزاداری تا پاسی از شب این وظیفه به صورت مداوم و سنگین بر عهده شان بود.
از کوی عشق سایه خورشید رفته است . نمی دانیم این بار چگونه به پایان برده و آرزوی محرمی دیگر را داشته باشیم. هر چه بود حاشیه هایی از دل بود و دلی که این شب ها را گذرانده طاقتی برای نوشتن نمی یابد جز آنکه اشک ها را سرمشق این دیکته عشق کند و حاصل همین بود.
اما کل یوم عاشورا ... یا حسین گفتیم و عشق آغاز شد

»  خبر              »  گزارش تصویری
» آرشیو مطالب قبلی : 1   2   3   4   5