|
یزید بن معاویه کیست؟
یزید که بعد از معاويه به حكومت رسيده است
حتّى ظواهر اسلام را هم رعايت نمىكند! شرب خمر و
كارهاى خلاف مىكند! تعرضات و فسادهاى جنسى را واضح
انجام مىدهد! عليه قرآن حرف مىزند، علناً شعر برخلاف
قرآن و بر رد دين مىگويد، علناً مخالف با اسلام است!
منتها چون اسمش رئيس مسلمانهاست، نمىخواهد اسم اسلام
را براندازد. او عامل به اسلام، علاقهمند و دلسوز به
اسلام نيست؛ بلكه با عمل خود، مثل چشمهيى كه از آن
مرتب آب گنديده تراوش مىكند و بيرون مىريزد و همهى
دامنه را پر مىكند، دارد از وجود او آب گنديده
مىريزد و همهى جامعهى اسلامى را پر خواهد كرد! حاكم
فاسد، اينجورى است ديگر؛ چون حاكم، در رأس قلّه است،
آنچه از او تراوش كند، در همانجا نمىماند - برخلاف
مردم عادى - بلكه مىريزد و همهى قلّه را فرا
مىگيرد.
مردم عادى، هركدام جاى خودشان را دارند. البته هر كس
كه بالاتر است، هر كس كه موقعيت بالاترى در جامعه
دارد، فساد او ضررش بيشتر است. فساد آدمهاى عادى، ممكن
است براى خودشان، يا براى عدهيى دور و برشان باشد؛
اما آن كسى كه در رأس قرار گرفته است، اگر فاسد شد،
فساد او مىريزد و همهى فضا را پر مىكند؛ همچنانكه
اگر صالح شد، صلاح او مىريزد و همهى دامنه را فرا
مىگيرد.
يك چنين كسى با آن فساد، بعد از معاويه، خليفهى
مسلمين شده است! خليفهى پيغمبر! از اين انحراف
بالاتر؟! زمينه هم آماده است. زمينه آماده است، يعنى
چه؟ يعنى خطر نيست. چرا، خطر كه هست؛ مگر ممكن است آن
كسى كه در رأس قدرت است، در مقابل انسانهاى معارض،
براى آنها خطر نيافريند؟ جنگ است ديگر. شما مىخواهى
او را از تخت قدرت پايين بكشى و او بنشيند تماشا كند!
بديهى است كه او هم به شما ضربه مىزند. پس خطر هست.
|